| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
134
|
1066
|
88/4/14 (22:50)
|
|
||
|
|
11
|
27
|
90/7/6 (21:48)
|
|
||
|
|
2
|
40
|
90/7/5 (19:33)
|
|
||
|
|
1
|
28
|
90/6/27 (07:57)
|
|
||
|
|
1
|
17
|
90/6/27 (07:56)
|
|
||
|
|
0
|
24
|
89/2/28 (00:05)
|
|
||
|
|
1
|
28
|
89/2/6 (20:27)
|
|
||
|
|
10
|
84
|
88/10/5 (12:36)
|
|
||
|
|
0
|
22
|
88/6/28 (10:16)
|
|
||
|
|
0
|
13
|
88/6/28 (10:13)
|
|
||
|
|
3
|
64
|
88/6/12 (13:49)
|
|
||
|
|
0
|
32
|
88/6/2 (00:04)
|
|
||
|
|
52
|
231
|
88/5/19 (16:59)
|
|
||
|
|
4
|
48
|
88/4/30 (23:21)
|
|
||
|
|
2
|
17
|
88/4/8 (16:58)
|
|
||
|
|
1
|
15
|
88/4/8 (13:37)
|
|
||
|
|
29
|
134
|
88/3/23 (17:46)
|
|
||
|
|
0
|
25
|
88/3/20 (14:33)
|
|
||
|
|
34
|
142
|
88/3/17 (22:20)
|
|
||
|
|
5
|
54
|
88/3/10 (14:38)
|
|
در كلوب هفت قدم تا تو http://www.cloob.com/clubname/haft
در موارد بسیاری به توركها و دین اسلام توهین شده است كه اسناد و مدارك آن در اینجا گردآوری میشود و برای بسته شدن این كلوب نیاز به همت جمعی دارد كه همگی این توهین ها رو به پلیس كلوب گزارش كنیم .
در این بحث این توهین ها رو قرار میدهم و در تمام كلوب ها كپی میشود .
ما باید ثابت كنیم هنوز غیرت و شرف داریم و برای دفاع از آذربایجان و تورک بودنمان آماده ایم ...
با سلام خدمت تمامی اعضا
جناب خویلو ، شخص مورد نظر شما مسدود شد. کوتاهی بنده را در تایید و عدم تایید افراد عضو شه را به بزرگی خودتان ببخشید.از قرار معلوم این آی دی جعلی صرفا برای جاسوسی و لودگی در کلوبهای آذربایجان به عضویت در آمده است. چنانچه به پیگیری گفته هایش مراجعه کنید کاملا متوجه حرفم خواهید شد. برای نمونه من یک مورد از لودگی این شخص (آراز آزاد) رو به مایش عموم میگذارم. باشد که دیگر شاهد چنین مواردی نباشیم
|
بحث : منشور حقوق بشر کوروش کبیر "یاوه بزرگ"؟ نام کلوب : بابک خرمدین قهرمان آذربایجان
13 اردیبهشت 88 - 06:27 |
|
من اطلاعات تازه ای در باره مقامات ایرانی پیدا کرده ام مثلا من فهمیدم مهمود احمدی نژاد ترک است ما باید به این که یک ترک در راس همچین حکومتی است خوشحال شویم |
ازتیم مدیریت محترم کلوب تقاضامندم هر سه سریعتر این آی دی مشکوک و جعلی را که کارش فقط توهین به ما تورکها هست و بنده سندی دال بر این حرفم را در تایپیک قبلی ام گذاشته ام،این آی دی جعلی را مسدود کنند!
با تشکر
مرگ بر شونیسم فارس
|
|
ترک ها
یازدهم اردیبهشت 1388 ساعت 07:01 قبل از ظهر |
|
این همه که میگی خدایی تا حالا فکر کردی چرا شما با گرجستان هم نژادین علتیش اینکه تا قبل از اسلام شما ایرانی نبودید و اصلا شما رو به ایران راه نمی دادند تا اینکه به مرحمت اسلام وارد شدید و توله کشی را شروع کردید مرگ بر هر چه خره! | |
ماجرای تقویم تورکی و پاکسازی فرهنگ فارسی از آن ... !؟
ما از وقتی که یادمان می آید،هرسال نزدیک موقع تحویل سال نو، تقویم سال نو می خریدیم و درصفحۀ اول تقویمها بعد ازعبارت «تقویم سال…هجری شمسی » وقبل از«لحظۀ تحویل سال» عبارتی می دیدیم که سال قبل یعنی سال 1385وامسال یعنی 1386خبری ازآن نبود.
اگر شما هم مثل من وامثال من کمی حسّ ملت دوستی ودرد این مردم مظلوم «بیگانه شناخته شده در خانه » ، داشته باشید - که البته میدانم دارید که اگر نداشتید، حالا مشغول خواندن این صفحه نبودید-فهمیده اید که آن عبارت چیزی جزعبارت «سال بهمان» نیست و به جای بهمان، نام حیوانی را می نوشتند که سال مربوطه با نام آن نامگذاری می شد و این رسم و آیینی بود که یادگار اجداد ما و بزرگان مردم ما بود و بر اساس گردش نام آن حیوانها که 12 حیوان بود، 12 سال می گذشت و این چرخه دوباره تکرار میشد. مردم ما معتقد بودند که بر اساس خصوصیات حیوان مربوطه ، خصوصیات خاصی در آن سال درمیان مردم جامعه دیده میشود مثلاً در سال اسب، مهر و وفا و برکت فزونی می یابد و… و این اعتقاد در میان تقریباً تمام اقوامی که « در حیطۀ سرزمینهایی که ساکنانشان حلول سال شمسی و آغاز بهار و به اصطلاح “نوروز” را گرامی میدارند» زندگی میکنند، وجود داشت و کسی آن را مال خود یا از آن بیگانه نمی پنداشت. چ
چنانچه عید سال نو و به اصطلاح “نوروز” هم یک عید سرزمینی است اما متأسفانه در کشور ما سعی شده است آن را با جشنهای مربوط به پادشاهان پارس ونژاد آریایی درهم آمیزند وبه خورد مردم دهند سفرۀ عید را با سفرۀ “هفت سین”جایگزین کرده اند در حالی که اجداد ما برای چیدن سفرۀ عید ، با کلمات فارسی که با حرف «س»(سین) شروع میشدند کاری نداشتند چرا که کوچکترین آشنایی ای با این زبان شیرین!! نداشتند. اجداد ما “گؤی” یعنی سبزه را به خاطراینکه نشانی از سبزی و رویش بود سر سفره می گذاشتند، قرآن را که به آن ایمان داشتند و آن را مایۀ رویش معنویت و انسانیت می دانستند در کنار سبزه در سفره عید می گذاشتند و تخم مرغ را که نشانی از تولّد و زندگی دوبارۀ طبیعت می دانستند،رنگ کرده و بر سر سفره می گذاشتند. ماهی بر سر سفره می گذاشتند و ایمان داشتند که در لحظۀ تحویل سال نو ماهی ها به پهلو شناور می شوند و خبر از حلول سال نو می دهند. آینه را که نشانی از روشنی و روشنایی بود، بر سر سفره میگذاشتند و برای هر یک از اجزای سفرۀ عید (بایرام سۆفره سی) فلسفۀ محکم و عقلانی داشتند. پول را لای قرآن می گذاشتند و با آن متبرّکش می کردند و به فرزندان و نزدیکان هدیه می کردند تا همیشه جیبهایشان با برکت و پر از پول باشد و… ونه اینکه صرفاً به خاطر«س» بودن اول اسم چیزی ، آن را برسر سفره بگذارند چنانچه امروزه بعضی ها ساعت مچی و سوسمار پلاستیکی!!! را هم برای هفت عدد کردن “سین”هایشان به کار می برند که یک کج فهمی آشکار از این سنّت پسندیده است که توسط رسانه های دولتی و یا به اصطلاح روشنفکری غیر دولتی ایجاد شده و به آن دامن زده می شود و هدف کلی از این تبلیغات هم معرفی این عید تاریخی و باستانی به عنوان یک عید صد درصد فارسی و آریایی است در حالی که به قول یکی از دوستان ،اصلاً کلمه ای معادل عید که کلمه ای عربی است در فارسی وجود ندارد؛ درحالی که در تورکی «بایرام» می گویند و عید آغاز بهار هم اگر متعلق به ما تورکها نباشد،دست کم متعلق به قوم و نژاد دیگری هم نیست و یک عید و آیین سرزمینی است؛ مال مردمان این خطّه از خاک زمین است و نه مال یک قوم خاص و منشأ نژادی آن به طور قطعی معلوم نشده است هرچند احتمال تورکی بودن آن با توجه به اینکه حضور تورکها در این سرزمین قدمتی هفت هزارساله دارد،بعید نیست. ن
نامگذاری سال شمسی بر اساس نام حیوانات دوازده گانه یعنی تقویم تورکی اگرچه در دستگاه حکومت غیررسمی قلمداد می شد، اما در میان عامّۀ مردم رواج داشت و براساس همین باورعموم ، در تقویمها درج میشد چرا که به هرحال تا آن روز، یعنی تا دو سال پیش لااقل در این زمینه ، یعنی انتشار و چاپ تقویم و سالنامه ، این تقویمها بودند که منعکس کنندۀ افکار و اعتقاد مردم بودند(چنانچه این روشنفکرانند که باید آینه افکار مردم جامعه شان باشند) و نه اینکه افکار مردم بیانگر نوشته های تقویمها باشند! و ناشران تقویم و سالنامه جرأت کنند به خود اجازه دهند که چارچوب فرهنگ و اعتقاد مردم را ترسیم کنند!! و ازهیچ دستگاه نظارتی هم پروایی نداشته باشند. اما چه شد که به یکباره صاحب این جرأت شدند؟! ب
بیایید به روزهای پایانی سال 1384 برویم. در یکی از بخشهای خبر نیمروز در شبکۀ خبر،یک خانم گزارشگر چادری و عینکی، یکی از همانها که همۀ ما می شناسیم،دربارۀ تقویم ها و اسامی حیوانات مورد استفاده برای نامگذاری سالهای شمسی گزارشی تهیه کرده است که با هم می بینیم : خ
خانم گزارشگربه مردم کوچه و خایابان نزدیک می شود و می پرسد:«امسال چه سالیه؟» و جواب می شنود:«سال سگ.» دوباره می پرسد: «میدونین چرا میگند سال سگ و اصلاً این اسمها از کجا آمده؟ و جواب می شنود:«نه اطّلاعی ندارم» یا «می گویند خوش یمن است» و… . س
سپس خانم گزارشگر خودشان به سؤالات خودشان پاسخ می دهند البته کمی بیش از«پاسخ» : « تقویم دوره ای که هر دوازده سال تکرارمی شود و هر یک از سالهای دوازده گانۀ آن با اسامی جانوران بخصوصی نامگذاری شده است ، به تقویم اثنی عشری یا دوازده گانه معروف است که منشأ چینی و خاور دور دارد! این تقویم به غیر از ایرانی ها در میان هندی ها ، تبّتی ها و مغول ها و مردم آسیای میانه رواج دارد و رواج آن درمیان ایرانیان با هجوم مغولها به ایران آغاز شده است! ا
این تقویم که به آن تقویم ترکی-مغولی هم می گویند ، در زمان شاهان قاجاردر مکاتبات اداری نیز مورد استفاده بود امّا در سال 1316 توسط مجلس شورای ملی! غیر ایرانی تشخیص داده شد! و غیر رسمی اعلام شد!امّا هنوز در میان عامّۀ مردم و به صورت غیررسمی رواج دارد. » ا
از نکات قابل تأمّلی که در این گزارش وجود دارد ، اعلام منشأ چینی برای تقویم تورکی و سپس اعلام پسوند ترکی-مغولی برای آن است و البته ادّعای آغاز رواج آن در ایران با هجوم مغولها به ایران! و جالبتر از همه اینکه مجلس رضا خانی که تقریباً همیشه از طرف رادیو- تلویزیون و دیگر سازمانهای حکومتی به همین نام و نیز با نام «مجلس فرمایشی» و… از آن یاد میشد ، به یکباره به «مجلس شورای ملّی»! تغییر نام می دهد. همین مطلب روشنگر این حقیقت محض است که تا پای ملیّت های تحت ستم در ایران به وسط کشیده می شود ،به یکباره خصومت سلطنتطلب و اسلامگرا و کمونیست و … از میان می رود و تعصّب فارسی جایگزین آن می شود؛ به یکباره مجلس فرمایشی رضاخانی به «مجلس شورای ملّی»! تبدیل می شود. البته خودشان چنانچه در ماجرای تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی ، توسط سخنگوهای مختلف از جمله سخنگوی وزارت امور خارجه و سخنگوی دولت و نیز مصاحبه های صورت گرفته با مسئولین مختلف اعلام شد ، نام این را «وحدت ملّی همۀ ایرانیان با هر اعتقاد و مرام حول محور هویت ایرانی»! می دانند و این هشداری است برای روشنفکران و فعّالان سیاسی وفرهنگی ملل تحت ستم که هرگز به شعارهای خوش آب و رنگ هیچ گروه سیاسی با ریشۀ فارسی و مرکزگرا دل خوش نکنند و اتّحاد خود را در برابر شووینیزم فارس از دست ندهند چرا که اینها چنانچه در ماجرای روزنامۀ ایران در خرداد ماه 1385 اعتقاد و مرام پنهانی خود را علناً به نمایش گذاشتند و اعلام کردند ، به جنگ ملیّت ها در تاریخ اعتقاد دارند و در پشت پردۀ تمام شعارهای دموکراسی و یا اسلامگرایی و ایران برای ایرانیان و… که سرمی دهند ، سعی در هضم فرهنگهای ملل مختلف در فرهنگ خود را دارند و بارها هم در برنامه های به اصطلاح فرهنگی و تاریخی رسانه های مختلف و نیز توسط کتابهای مختلف که با بودجه های کلان دولتی و غیردولتی چاپ می شوند ، آن را علناً اعلام کرده و از افتخارات تاریخی خود می دانند و« ادّعا» می کنند که عربها ، مغولها و یونانی های مهاجم را در خود هضم کرده اند و تورکها را هم مهاجمانی می دانند که به سرنوشت آنها دچار خواهند شد . البته بگذریم که این«ادعّا» کذب محضی بیش نیست چرا که این « ملت»عرب و یونان و یا مغول نبود که حمله می کرد که اینها ادّعا میکنند آنها را ذوب کرده اند بلکه نیروهای نظامی بودند که اغلب پس از حمله عقب نشینی میکردند و هنوز هم در حدود قابل ملاحظه ای عرب در ایران زندگی می کنند که آنها هم بومی این سرزمین اند و علّت اینکه امروزه اثری از فرهنگ اقوام به اصطلاح مهاجم یونانی و مغول در ایران دیده نمی شود ، این است که آنها غیر بومی بوده اند و در واقع چنانچه گفتم فقط عدّه ای نظامی بودند که حمله کرده و سپس پس از جنگ و یا بعد از اتمام دورۀ تسلّطشان به خانه بر می گشتند و البته عدّه ای هم ممکن بود بمانند و هضم شوند که این هم کاملاً طبیعی است و در همۀ جوامع دیده میشود و مخصوص اینجا نبوده و ربطی هم به غنای فرهنگ فارسی و شیرینی زبان فارسی ! ندارد که اینها ادّعا می کنند عامل ذوب آنها بوده است. در واقع علّت اینکه همین قوای نظامی توانستند مثلاً اقوامی را در آفریقا «عرب» کنند، این بود که آن اقوام ازسطح تمدّن آن روز جهان عقب بودند و از خود هیچ نداشتند؛ در واقع مانند اقوام بدوی امروزی ساکن در جنگلهای آفریقا ، در حدّ غارنشینی مانده بودند و طبیعی بود که در فرهنگ عربی و مخصوصاً تعالیم غنی اسلام حل شوند و یا مانند مصر تمدّن خودشان افول کرده و نابود شده بود که نهایتاً فرهنگ عربی را پذیرفتند. و
و امّا دربارۀ اعلام منشأ چینی ومغولی برای تقویم تورکی بهتراست ماجرا را از فرهنگ لغت«عمید» پی بگیریم : د
در برابر واژۀ «سیچقان ئیل» آقای عمید چنین آورده است(حرف “ت” بعد از واژه ها نماد تورکی بودن کلمه در این فرهنگ لغت می باشد): س
س«سیچقان ئیل- ت. سال موش در اصطلاح ترکی ، منجّمین ترکستان در سابق یک دور نجومی ترتیب داده اند که آن را دور اثنی عشری می گویند و عبارت از دوازده سال است و هر سال را باسم جانوری نامیده اند. ابتدای آن سیچقان ئیل است بعد اود ئیل، بارس ئیل، توشقان ئیل ، لوی ئیل، ئیلان ئیل ، یونت ئیل، قوی ئیل، پیچی ئیل، تخاقوی ئیل ، ایت ایل، تنگوز ئیل. » ک
کلمۀ « ئیل » دراین توضیحات، همان « ایل» به معنی سال است که کاربرد آن در زبان امروزی تورکی آذربایجانی بر همگان مبرهن است و اسامی حیوانات هم اززبان تورکی باستانی است که امروزه اغلب در تورکی شرقی یعنی گروه زبانهای سرزمین ماوراءالنهر(آسیای میانه) واقع در شرق دریای خزر به کارمی روند مثلاً« سیچان» به معنی موش را«سیچقان» می گویند و «بارس» همان« پارس» به معنی یوزپلنگ است که امروزه در ترکیه کاربرد دارد یا ت« توشقان» همان «دووشان» به معنی خرگوش است؛« ئیلان» یا« ایلان» به معنی مار است و «تخاقوی» همان ت«تویوق» به معنی مرغ است. «پیچی» یعنی میمون ؛ و« تنگوز» هم که همان« دونقوز» است ، به معنی خوک می باشد. چ
چنانچه جناب آقای عمید هم در فرهنگ لغتشان اشاره کرده اند، تدوین تقویم تورکی کار منجّمین تورکستان است نه چین و مغول!ا
ادّعای آغاز رواج این تقویم در ایران به زمان حملۀ مغول هم ناشی از اصرار همیشگی نظریّه پردازان شووینیزم فارس به انکار وجود عنصر تورک از زمانهای دور در خاکی است که امروزه کشور ایران نامیده می شود؛ یعنی با این کار وجود تقویم تورکی درایران و کاربرد آن در دستگاه حکومت در دوره ای از تاریخ را نه ناشی از وجود ملّت تورک و باورهای ملّی آنان بلکه کار حکومت مغولها در ایران قلمداد می کنند. ب
به هر حال بعد از پخش گزارش مزبور از شبکۀ خبر ، می شد حدس زد که اقداماتی عملی در آینده ای نه چندان دور برای محو کامل تقویم تورکی صورت بگیرد که در تقویمهای سال 85 تا حدّی و در تقویمهای سال 86 به طور کامل خود را نشان داد و امسال حتّی یک تقویم نبود که بنویسد «سال خوک» امّا مردم ما هنوز مثل نیاکانشان این تقویم دوره ای را سینه به سینه نقل میکنند و یادگار اجداد دانشمندشان یعنی منجّمان تورک را به فرزندانشان هدیه می کنند و البته قدرت این را هم دارند که روزی هر کسی همسایه اش و اعضای خانواده اش را بیدار کند و روزی که سخن آگاهان جامعه به گوش همگان برسد و عامّۀ مردم ما بیدار شوند ، فرهنگ تورکی و از جمله تقویم تورکی نه تنها بر خلاف گمان دشمنان تاریخیمان «محو» نخواهد شد ،بلکه دوباره« رسمی» خواهد شد و تا ابد ماندگار خواهد بود.
|
10 بهمن 1387 ساعت 01:44 قبل از ظهر | |
|
خر جان ،سگ ها توله گرگ های پرورش یافته به دست انسان هستند مگه نمیگی اجدادتون از پستون ماده گرگ شیر خورده البته این مطلبو آذری ها و ترکای خر نمیدونن ![]() | |
توهین ها به تقل از پان فارس ها و متن جعلی آنها
در این سفرنامه حوادث عجیبی وجود دارد که در عین جذابیت قابل تامل است. یکی از مواردی که ابن فضلان به آن اشارت دارد طبایع و احوال مردم آسیای میانه مانند ترکان غز و باشقرد و خوارزم ... می باشد، به گونه ای که غزان را « خران گمراه » نامیده است
قبیله باشقرد، این جماعت شرورترین و كثیفترین تركها و سختترین ایشان در آدمكشی میباشند. ناگهان می بینید، مردی مرد دیگر را به زمین انداخته سر او را میبُرد و آن را برمیدارد و بدناش را رها میكند. آنها ریش خود را میتراشند و شپش میخورند. بدین شكل كه درزهای نیمتنهی خود را جستوجو كرده، شپشها را با دندان جویده، میخورند … هر یك از ایشان تكه چوبی به شكل آلت مردی تراشیده و به گردن خویش میآویزند و چون قصد سفر یا برخورد با دشمن كند، آن را میبوسد و بر آن سجده میگذارد و میگوید: «خدایا با من چنین و چنین بكن!» من به ترجمان گفتم از یكی از ایشان بپرس دلیل آنها برای این كار چیست و چرا این آلت را خدای خود ساختهاند؟ گفت:« زیرا من از مانند آن بیرون آمدهام و برای خود آفرییندهای جز آن نمیشناسم! »
فردای آن روز با مردی از ترك ها كه بسیار زشت و بدقیافه و رذل و پلید بود و لباس ژنده ای را در بر داشت برخوردیم. آن روز باران سختی ما را گرفته بود.آن مرد گفت:«بایستید.» تمام قافله كه شامل قریب سه هزار چهارپا و پنج هزار مرد بود از حركت ایستاد.آن گاه گفت:«هیچ یك از شما حركت نكند». همگی دستور او را اطاعت نموده ایستادیم و به او گفتیم: «ما دوستان گوذركین هستیم.» او پیش آمده خنده ای كرد و گفت: «گوذركین كیست! ریدم به ریش گوذركین.» سپس گفت: «پكند». به زبان خوارزمی یعنی نان. من چند گرده نان به او دادم و آن ها را گرفت وگفت: «بروید به شما رحم كردم»!» "
پاسخ آیدین به این گفته ها براساس اسناد مستند
به دلیل این كه ابن فضلان یك عالم دینى بوده، در تمام مراحل سفر، به امور عبادى و مذهبى توجه ویژه داشته و دین و اعتقادات مردم این نواحى را بیان كرده و در برخى موارد از شدت تعجب و تعصب آنان را به موجوداتى تشبیه كرده است، مثلا مى گوید: اهل غزیه مردمانى مانند حیوان راه گم كرده بودند، چون دینى نداشته و به عقل عمل نمى كردند و بزرگان خود را ارباب مى دانستند. احمد بن فضلان بن العباس، رسالة ابن فضلان، تحقیق دكتر سامى الدّهان (چاپ سوم: دارصادر، بیروت، 1413 ق) ص 91. او نقش خدا و عقل را یكى از مؤلفه هاى انسانى شمرده و از این رو آنان را از انسانیت به دور دانسته است. شاید به دلیل همین گونه تعابیر بوده كه افرادى مانند اسپیتسین و ماركوارت سخنان ابن فضلان را رد و به شدت از او انتقاد كرده اند.
برخى از این ترك هاى باشغرد به دوازده خدا، مانند خداى زمستان، بهار، باران، باد، مرگ، درخت، حیوان، شب، روز، زمین و آب اعتقاد داشتند احمد بن فضلان بن العباس، رسالة ابن فضلان، تحقیق دكتر سامى الدّهان (چاپ سوم: دارصادر، بیروت، 1413 ق)ص (92).د. خداى آسمان بزرگ ترین خداى آن هاست. در هنگام گرفتارى در حالى كه سر خود را به سوى آسمان بلند مى كردند، به زبان تركى مى گفتند بیر تنكرى كه به معناى خداى واحد و یكتاست و اعتقاد فطرى آن ها را به خداى یگانه مى رساند. همان ص 144.
هم چنین اگر كسى فردى را به عمد مى كشت او را قصاص مى كردند، و اگر سهوى بود او را در صندوقى بین زمین و آسمان آویزان مى كردند تا باران و خورشید نصیب او گردد و شاید بخشیده شود همان، ص 132
ولى بر اساس گفته ابن فضلان زنا و لواط نزد آنان گناهى بسیار بزرگ و امرى نادر بوده است و اگر در هر صورت رخ مى داد، مجازات بسیار سنگینى داشته، مثلا هر دو طرف زناكار را بین دو درخت مى بستند و دو نیمه كرده سپس تكه تكه نموده و بر درختان مى آویختند. با افراد دزد نیز چنین برخورد خشن و سختى را انجام مى دادند. (همان، ص 96 و 134)
آری در وغ هایی كه از منبعی كه در لیست منابع معتبر نیست با جعل به تركان نسبت میدهند ولی با تحقیق میبینیم كه با چه تعبیری از دین باشقرد ها یاد شده است .
یا در مورد مجازات فرد قاتل چگونه یاد شده است.
یا مجازات لواط چیست ؟؟؟
یا چگونه بیان شده آنها بزرگان خود را خدا میدونستند ولی چطور به بزرگ خود این طور توهین میكنند دروغ و تناقض در چه حد ؟؟؟
تحریف و دروغ تا چه اندازه ؟؟؟؟
گردآورنده : آیدین فروغی
ابتدا پیرامون خود سفرنامه ابن فضلان
احمد بن فضلان بن العباس بن راشد در نیمه دوم سده سوم و نیمه اول سده چهارم هجرى مى زیسته است.
در نام او آشفتگى وجود دارد، زیرا یاقوت او را احمد نامیده و در آغاز رساله خود او نیز نام احمد ذكر شده است. هم چنین نویسنده كتاب عجایب المخلوقات كه پیش از یاقوت مى زیسته، او را احمد خوانده است، ولى خود ابن فضلان در متن رساله نام خویش را محمد ذكر كرده است
ابن فضلان جهان گرد نبوده است، بلكه تنها حادثه اى سبب مسافرت او به همراه گروهى به سرزمین اسلاوها گردید كه در كرانه رودخانه ولگا (اِتل) زندگى مى كردند. در هر صورت، شخصیت او به گونه اى بوده كه توانسته است نظر خلیفه و وزیران را براى همراهى هیئت به خود جلب كند. احتمال دارد كه در بغداد از جایگاه دینى برخوردار بوده است، زیرا در سفر نیز به امور دینى بیشتر توجه دارد.
مستشرقان اولین كسانى بودند كه به اهمیت این رساله پى بردند، ولى چون در دست رس نبود نقل هاى آن را از كتاب هاى مختلف، بهویژه معجم البلدان یاقوت جمع نموده و منتشر كردند. اما در سال 1923م زكى ولیدى طوغان در كتابخانه آستان قدس نسخه اى قدیمى پیدا كرد كه در آن چهار رساله وجود داشت.30 یكى از این رساله ها، رساله ابن فضلان بود كه دكتر سامى الدّهان به درخواست علاّمه محمد كردعلى در سال 1951م آن را تحقیق كرد. او رساله را با نقل هاى یاقوت مقایسه كرد او مشخص شد كه متن آن با نقل هاى معجم البلدان سازگارى دارد. و این دلیلى بر درستى انتساب رساله به ابن فضلان مى باشد.31
پیش از این در آلمان، روسیه و انگلیس مقالاتى از آن انتشار یافته بود و در دانشگاه هاى آن جا تدریس مى شد.32
منابعى كه از این كتاب بهره برده اند، عبارت اند از:33
1. یاقوت حموى در معجم البلدان;
2. محمد بن محمود طوسى در عجایب المخلوقات كه حدوداً در سال 555 ق نوشته شده است;
3. امین احمد رازى در كتاب هفت اقلیم كه در سال 1002 ق به نگارش درآمده است.
كسانى كه در باره این رساله، تحقیق انجام داده اند، عبارت اند از:34
1. راسموسن، خاورشناس دانماركى;
2. فرهن در اثر خود، بلغارهاى ولگا بر اساس سفرنامه ابن فضلان در 1823 م;
3. اسپیتسین روسى در اثر خود پیرامون صحت یادداشت هاى ابن فضلان. او سفرنامه ابن فضلان را سرشار از عدم آگاهى و تحریف دانسته است;
4. تیزن هاوزن در مقاله در حمایت از ابن فضلان كه سخنان اسپیتسین را رد كرده است;
5. ماركوارت از ابن فضلان انتقاد كرده و سفر او را به ولگا قبول ندارد;
6. روزن با عنوان مقدمه بر طبع جدید یادداشت هاى ابن فضلان، انتقاد یاقوت از ابن فضلان را بیان كرده است.
7. احمد زكى ولیدى طوغان كه رساله را معرفى كرده است.
ترجمه فارسى رساله، توسط ابوالفضل طباطبائى در سال 1345 صورت گرفته است و مهم ترین اثر تحقیقى درباره آن توسط پترویج كوالفسكى، دانشمند روسى با عنوان كتاب احمد بن فضلان و سفر او به ولگا در سال هاى 921 ـ 922 م انجام شده است.
رساله اى كه دكتر سامى الدهان تحقیق كرده، شامل 203 صفحه، و متن آن 105 صفحه است.
فصل هاى رساله به گونه ذیل است:
1. خوارزم 2. غزها 3. باشغرد 4. صقالبه 5. روس6. خزر
1. 1. علت سفر
ماجرا چنین بود كه در بهار 309 ق (921 م) شاه صقالبه (اسلاوها) اَلمش بن یلطوار نامه اى توسط عبد الله بن باشتو خزرى، براى مقتدر، خلیفه عباسى فرستاد و از او درخواست كرد كه عده اى را براى تعلیم احكام فقهى و دین اسلام، ساختن مسجد، نصب منبر و خواندن خطبه به نام خلیفه در تمام این بلاد، و هم چنین براى كمك در ساختن قلعه اى كه مسلمانان را از حمله مخالفان (خزرى ها) حفظ كند، گسیل دارد
ابن فضلان آمادگى خود را براى اعزام به شمال خزر اعلام مى دارد و خلیفه با سفر گروهى به آن منطقه، موافقت مى كند كه چهار نفر به ترتیب ذیل براى این منظور انتخاب گردیدند:
1. سوسن الرسى، مولا نذیر حرمى 2. تكین تركى 3. بارس صقلابى4. احمد بن فضلان
دو نفر از این ها زبان روسى را مى دانستند. نخست، سوسن كه در اصل روسى بود و زبان عربى را یاد گرفته بود و بعد مراتبى به دست آورد و پیش از این، دربان خلیفه مكتفى بود. و دیگرى، بارس صقلابى كه نام و نسبت او نشان از اصل او دارد. تكین نیز زبان تركى مى دانست و چون در راه با اقوام ترك برخورد داشتند، وجود او نیز لازم بود.
نظر كوالفسكى وحدت غزان و بلغارها موجب درهم شكستن اِشراف یهودیان خزر مى شد. به نظر كوالفسكى اسلام آوردن غزان نیز مى توانست در فروكش كردن قیام ها مؤثر باشد و در نتیجه آن، دولت سامانى و خوارزم از حالت تبعیت صورى به تبعیت عملى مى رسیدند
انگیزه مذهبى نیز به همین میزان در این سفر نقش مؤثرى داشته، زیرا خلیفه خود را رئیس امور دینى همه مسلمانان جهان مى دانست و اگر این توجه را نمى نمود، جاى سؤال داشت. شاهد آن، سخن ابن فضلان است كه به خلیفه گفت: این ها مسلمان هستند و خزرهاى یهودى به آنان ظلم و ستم مى كنند، بهتر است به آن ها كمكى شود
به دلیل این كه ابن فضلان یك عالم دینى بوده، در تمام مراحل سفر، به امور عبادى و مذهبى توجه ویژه داشته و دین و اعتقادات مردم این نواحى را بیان كرده و در برخى موارد از شدت تعجب و تعصب آنان را به موجوداتى تشبیه كرده است، مثلا مى گوید: اهل غزیه مردمانى مانند حیوان راه گم كرده بودند، چون دینى نداشته و به عقل عمل نمى كردند و بزرگان خود را ارباب مى دانستند.50 او نقش خدا و عقل را یكى از مؤلفه هاى انسانى شمرده و از این رو آنان را از انسانیت به دور دانسته است. شاید به دلیل همین گونه تعابیر بوده كه افرادى مانند اسپیتسین و ماركوارت سخنان ابن فضلان را رد و به شدت از او انتقاد كرده اند.
برخى از این ترك هاى باشغرد به دوازده خدا، مانند خداى زمستان، بهار، باران، باد، مرگ، درخت، حیوان، شب، روز، زمین و آب اعتقاد داشتند احمد بن فضلان بن العباس، رسالة ابن فضلان، تحقیق دكتر سامى الدّهان (چاپ سوم: دارصادر، بیروت، 1413 ق)ص (92).د. خداى آسمان بزرگ ترین خداى آن هاست. در هنگام گرفتارى در حالى كه سر خود را به سوى آسمان بلند مى كردند، به زبان تركى مى گفتند بیر تنكرى كه به معناى خداى واحد و یكتاست و اعتقاد فطرى آن ها را به خداى یگانه مى رساند. همان ص 144.
مسئله اى كه سبب تعجب و شگفتى ابن فضلان شده بود، این بود كه زنان در این منطقه به حجاب و پوشش هیچ گونه توجهى نداشتند و زن و مرد خود را در نهر مى شستند. او تلاش زیادى كرده بود تا زنانشان خود را بپوشند ولى موفق نشده بود. ،(همان ص 134) با این كه پوشش براى آن ها معنا نداشت ولى بر اساس گفته ابن فضلان زنا و لواط نزد آنان گناهى بسیار بزرگ و امرى نادر بوده است و اگر در هر صورت رخ مى داد، مجازات بسیار سنگینى داشته، مثلا هر دو طرف زناكار را بین دو درخت مى بستند و دو نیمه كرده سپس تكه تكه نموده و بر درختان مى آویختند. با افراد دزد نیز چنین برخورد خشن و سختى را انجام مى دادند. (همان، ص 96 و 134) هم چنین اگر كسى فردى را به عمد مى كشت او را قصاص مى كردند، و اگر سهوى بود او را در صندوقى بین زمین و آسمان آویزان مى كردند تا باران و خورشید نصیب او گردد و شاید بخشیده شود.( همان، ص 132)
تقریباً در تمام این مناطق، چه در جرجانیه و چه در قبیله صقالبه و خزر، آداب و رسوم یكسانى وجود داشت. مردم آن سرزمین به مهمان كمك زیادى مى نمودند، مثلا اگر غریبى كه همراه یك قافله بود به یك تركى عبور مى كرد و به او مى گفت كه من مهمان تو هستم و از تو حیوان و درهم مى خواهم، به او مى داد. زمان برگشت قافله، اگر آن شخص را مى دید پس مى گرفت و در غیر این صورت، به همان اندازه از كاروان دریافت مى كرد و آن گاه كاروان از شخص قرض گیرنده غریب، آن اموال را مى گرفت(همان، ص 95)
گرداورنده : آیدین فروغی
با درود به دوستان هویت طلب
پان فارس های ایران ستیز چندی پیش در كلوب هفت قدم با نوشتن مقاله ای سعی در توهین به تركها داشتند كه باجعل تاریخ و تحریف آن قصد داشتند كه به هویت تركها توهین كنند و تركان رو آلت پرست میدونستد و از سفرنامه ای كه نسبت به ابن فضلان داده شده بود نقل كردند حال من از سفرنامه مستند ابن فضلان جواب دروغ های آنها رو دادم و تحریف های انها رو افشا كردم به زودی پیرامون دین تركان قدیم نیز تحقیق انجام خواهد باد و این رو علارغم وقت كم وظیفه ای در برابر هویت تركیم میدونم
آیدین فروغی
یك گورستان س ك س ی 
انصافا هیچوقت نمیتوان اندیشید كه قوم مغول و آغوزی ها و نیمه تورانیان(تركها) چنین گورستان س کسی داشته
باشند.
پرسش:
آیا تركان آلت پرست بوده اند؟
پاسخ:
بله آلت پرستی دین پیشین ترکان بوده است
پیش از آنکه ایرانیان آنها را به دینهای مانوی و مسیحی و بودایی و اسلام آشنا سازند.
پارسیان خود را از پیروان و رهپویان ائین زردشت دانسته و بر ان مباهات دارند. اما برای شناخت ائینی كه انان داییه جهان شمولی دارند اسناد و مداركی جزانكه خود راوی ان هستند وجود ندارد و این مدارك گاه بر وفق مراد خودشان نبوده و بناچار در ان نیز دست یازیده و هر از چندگاهی انرا دچار تغییرات و دكرگونی های زیادی میكنند. در این میان اوستا و وندیداد انان جای بسی تفحص و نگرش دارد.
در این كتاب منسوب به زردشت كه او را تا حد یك پیامبر اولاالعظم بالا برد و با دیگر پیامبران جهان شمول برابر میدانند ، مبهومات و ایراداتی بس شگرف وجود دارد. در این كتاب و یا باره های وابسته به ان گاه چنان خطا ها و سوتی هائی وجود دارد كه هر عاقلی را در نوشتار و بیان و یا راوی ان دچار اندیشه و شك مینماید و بر عقل سلیم صاحب ان و رهروان وی به شك وامیدارد. گاه از سگ پرستی و گاه از تطهیر با شاش گاو و گاه برای پاكی روح از جمع اوری پر مكس و زهر عقرب و غیر سخن رانده میشود.
هر انچه كه در این كتاب باشد و یا نباشد، بدون اغراق نبایست از سگ پرستی و یا دوری جوئی انان از تمیزی شك كرد. این قوم ، كه خود را پیرو و رهپوی زردشت و ائین او میدانند همواره برای انكه آب آلوده نشود خود را با اب تطهیر نكرده و به ادرار گاو پناه برده اند.
گاو پرستی نیز یكی دیگر از افتخارات انان بوده و گاه برای پالایش روح خود در كمال وقاحت مدفوع گاو را به سر و صورت خود كشیده و از ان برای پاكی روح و تن خود طلب مدد و یاری مینمایند.
از دیگر شاهكارهای این قوم میتوان به گشتارهای تاریخی انان در مورد كسانی اشاره كرد كه بر رویه و باور انان نبوده اند. در ساسوی كاخ های شاهنشاهی سراسر دروغ انان گام گذاشت كه افسانه ای جز برادر كشی و ارتباط جنسی با محارم درجه اول ( خواهر برادر، پدر دختر، مادر پسر و...) نتوان یافت.
ازدواج با محارم در نظر انان جزء فرامین مذهبی بوده و برای پاك ماندن خونشان هیچ سله ای جز محارم اولیه خود نمی یابند.
سگ و مار و گاو به عنوان حیوانات توتم انان بوده و در افسانه هایشان زردشت و كوروش را بزرگ شده سگ زردی میدانند و همواره بر تقدس این حیوان پای فشاری میكنند.
تاریخ از انان جز فتنه و غارت چیزی به یاد ندارد و لقب پارسی نیز از پرسه زدن و ولگردی بر انان اطلاق شده است.
خداوندا
جهان را از فتنه این قوم وحشی محفوظ بدار.
دیگه نبینم پست منو حذف میكنید هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا






یك گورستان س ك س ی 
انصافا هیچوقت نمیتوان اندیشید كه قوم مغول و آغوزی ها و نیمه تورانیان(تركها) چنین گورستان س کسی داشته
باشند.
پرسش:
آیا تركان آلت پرست بوده اند؟
پاسخ:
بله آلت پرستی دین پیشین ترکان بوده است
پیش از آنکه ایرانیان آنها را به دینهای مانوی و مسیحی و بودایی و اسلام آشنا سازند.
آرش جان،لطفا تایپیک خودتون رو ویرایش کنید.
چون ما که همانند این ارازل و اوباش پان فارس بی فرهنگ و بی ادب نیستیم .راستی، ظاهرا شما از کامنت خانوم یاشاسین اشتباه برداشت کردین. ایشون منظورش اطلاع رسانی از مزخرفاتی بود که این فرد (اهورا) مینویسه. منتظر اقدام شما هستم همشهری عزیز.
و اینم بگم که یک قطره کثیف نمیتونه دریای بیکران رو هم به کثافت بکشه. این افرادی که چنین مزخرفاتی را به ما تورکها نسبت میدهند،دقیقا فرهنگ نداشته خودشان را به رخ بقیه میکشند و از تاریخ کثیف و منحوسشان که همیشه ننگین بوده شرمسار هستند. به همین خاطر عقده ای شده و به دیگران (ما تورکها) بدو بیراه میگویند...
به قول معروف : ایت هوروئر ،کاروان کئچر 


یك گورستان س ك س ی 
انصافا هیچوقت نمیتوان اندیشید كه قوم مغول و آغوزی ها و نیمه تورانیان(تركها) چنین گورستان س کسی داشته
باشند.
پرسش:
آیا تركان آلت پرست بوده اند؟
پاسخ:
بله آلت پرستی دین پیشین ترکان بوده است
پیش از آنکه ایرانیان آنها را به دینهای مانوی و مسیحی و بودایی و اسلام آشنا سازند.
؟ چقدر زرنگید شما
جناب سالار قبلا هم به شما گفته ام ،لطفا شرط ادب را رعایت کنید! من نکات بی ادبانه ی، نقل قولی که از شما کرده ام را نقطه چین گذاشته ام. شما هم آزاد هستید که هرگاه خواستید تشریف ببرید. فقط قبل از رفتن سری به کلوب کردستان بزنید و بحثی را که بنده باز کرده بوده ام را به دقت بخوانید.؟ آن وقت کامل متوجه خواهید شد که ما چگونه در کلوبمان به مهمان پاسخ میدهیم و شما کردها چگونه ...!!!! خودتون شرم میکنید اگر ببینید که با چه فحاشی هایی به بنده جواب داده اند. هر چند، به حال ما که فرقی نکرد! آنها فرهنگ نداشته و خانوادگی خود را به نمایش گذاردند!
تازه، بحثی هم که بنده باز کرده بوده ، نه بحث جنجالی بود و نه هیچگونه بحثی که درگیری پیش آید! بلکه خبر آزدی تو (سامان) و دو نفر دیگر از کردهای مسدود شده در این کلوب بود.! این هم لینک بحثی که گفتم :
http://www.cloob.com/club/post/show/clubname/kordestan/topicid/1765467 جناب سامان خان، نگاهی به این لینک بیاندازید و بعد حرف بزنید!
خوشم میاد که عجب رویی داری!!! در ضمن ما تفکر جنگ تو ذهنمون نیست اونهایی که هنوز تو کوهها زندگی می کنن معمولا درگیر این نوع تفکرات هستند!
این لینك كمكتون میكنه
اونوقت نوع نگاه حقیراانه رو درك خواهید كرد :
http://www.cloob.com/club/post/show/clubid/10444/topicid/1736129
از مدیر محترم هم تشكر میكنم
اجازه بدید ادبیات ناب آریایی رو یكبار دیگر باهم به نظاره بنشینیم
باشد كه عزیزان حاضر در این كلوب از ادبیات پان فارسی در عبرت بگیرند و در مكالمات روزانه از این موارد استفاده نكنند 