| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1
|
14
|
86/4/5 (14:27)
|
|
||
|
|
8
|
45
|
88/1/8 (09:51)
|
|
||
|
|
47
|
31
|
85/12/20 (02:06)
|
|
||
|
|
18
|
51
|
90/3/1 (11:21)
|
|
||
|
|
8
|
9
|
90/3/1 (10:26)
|
|
||
|
|
5
|
26
|
89/12/8 (15:33)
|
|
||
|
|
4
|
10
|
89/4/14 (09:45)
|
|
||
|
|
4
|
5
|
88/2/5 (13:36)
|
|
||
|
|
10
|
19
|
87/11/6 (09:32)
|
|
||
|
|
4
|
10
|
87/10/2 (13:51)
|
|
||
|
|
7
|
26
|
87/9/11 (10:03)
|
|
||
|
|
3
|
14
|
87/9/11 (09:50)
|
|
||
|
|
5
|
13
|
87/2/31 (15:11)
|
|
||
|
|
1
|
7
|
86/11/27 (10:19)
|
|
||
|
|
1
|
3
|
86/11/14 (12:08)
|
|
||
|
|
7
|
19
|
86/11/1 (14:30)
|
|
||
|
|
2
|
5
|
86/11/1 (14:22)
|
|
||
|
|
10
|
38
|
86/11/1 (14:09)
|
|
||
|
|
6
|
12
|
86/10/30 (15:13)
|
|
||
|
|
5
|
15
|
86/10/5 (13:14)
|
|
سلام
از شنیدن اخبار بحرین بسیار متأسف شدم
بی شک حوادثی که در این سرزمین رخ می دهد بیش از سایر جنبش های پر تب و تاب مردم معاصر در افریقا، اروپا، و اقصی نقاط جهان امروز اذهان همه و بویژه ایرانیان را به خود جلب می کند
شاید شما نسل چندمی های ما درباره جنگ های ایران و روسیه و معاهدات ننگین گلستان و ترکمانچای که منجر به جدایی گرجستان، ارمنستان، آذربایجان (باکو )، جمهوری نخجوان و بخش های وسیعی از منطقه قفقازیه شد خوانده باشید؟
شاید خوانده باشید چطور افغانستان را از ایران منفک و جدا کردند؟
و شاید از دفاع جانانه مردم ما در سال های جنگ تحمیلی خبر داشته باشید؟ دفاعی که با یاد این تجزیه های تلخ در سرزمین ایران، رنگ و بوی دیگری می گرفت و مردم بی سلاح و شبیخون خورده ما دیگر نمی خواستند شاهد تجزیه دیگری در کشور خود باشند آن هم در حالیکه برای خوزستان خواب ها دیده بودند...
اما بعید می دانم درباره جنگ بحرین و جدایی آن از ایران بزرگ چیزی بدانید؟
بحرین در روزگار پهلوی دوم از خاک ایران جدا شد و در همان ایام هم دولت عراق بر سر اروندرود زمینه چینی اختلافات مرزی و جنگ قریب الوقوعی را می چید ... تا به امروز که در تاریخ ایران و جهان دست می برند و بنام خلیج فارس هجوم می آورند بدون آنکه بفهمند چرا این خلیج، خلیج فارس شد!!
و بزرگترها قائله های غرب ایران و بخصوص مشکل آذربایجان را بخاطر دارند...
تو فرزند ایران اگر از تاریخ مملکت خود چیزی ندانی دانستن چه چیزی جای آنرا خواهد گرفت؟
اگر از حب ایمانی و ملی خود خالی شوی دیگر با چه شور و شعوری حال و آینده خود را پاس بداری؟
بحرین امروز بشدت کوبیده می شود چرا که روزی پاره ای از امپراتوری بزرگ پارس و سپس ایران بود! بحرین از جزایر ایران در خلیج فارس بود...
خدای بزرگ تمام شهدای ما در جنگ های ایران را بیامرزد از جمله شهدای ما در جنگ جداکننده بحرین را...
این بحث تنها نگاهی است به تاریخ و آنچه بمرور از پی هم آمده...
http://www.asriran.com/fa/news/28902/امروز-در-تاریخ-بحرین-استان-14-ایران
دكتر شاخت اقتصاددان و ناسیونالیست مشهور آلمانی برای دادن نظر جهت بهبود اوضاع اقتصادی ایران بیستم آبان 1314 (11 نوامبر 1935) وارد تهران شد و بارضا شاه ملاقات كرد كه روزنامه های لندن از آن ابراز ناخرسندی كردند.
«شاخت» در پایان جنگ دوم جهانی به اتهام كمك به ناسیونالیسم افراطی آلمان و تقویت آن و نیز دادن خط به هیتلر دستگیر و محاكمه شد، ولی مجازات نشد. بازپرس انگلیسی ضمن تحقیق و باز جویی از او ، درباره دیدارش از تهران و احساس رضا شاه نسبت به دولت نازی المان هم از او سئوال كرده بود. از زمان دیدار شاخت از ایران بود كه انگلیسی ها یقین حاصل كردند كه رضا شاه در جستجوی مفری است تا نفود آنان را در اوضاع ایران به حد اقل برساند. دکتر شاخت پس از جنگ جهانی دوم هم از ایران دیدن کرد. وی همانند سایر ناسیونالیستهای آلمانی نسبت به ایران ابراز علاقه می کرد.
بحرین استان 14 ایران
بیستم آبان سال 1336 خورشیدی(11 نوامبر 1957 میلادی) شورای وزیران دولت وقت ایران با آوردن شواهد از تاریخ و اسناد دیگر، بحرین را استان 14 ایران اعلام داشت كه دولت انگلستان به این اقدام اعتراض كرد. در پی این اقدام، بسیاری از مردم و جمعیتها پیامهای حمایت از دولت فرستادند و در نقاط مختلف كشور چند مدرسه و خیابان به بحرین تبدیل نام داده شدند.
اختلاف نظر ایران و انگلستان در این زمینه تا سال 1346 هم ادامه داشت كه دوسال بعد، شاه در جریان سفر خود به هند در مصاحبه ای به طور غیر مترقبه نسبت به دعاوی ایران بر بحرین عقب نشینی نشان داد و... كه در افواه شنیده می شد كه شاه به خواست آمریكا چنین كرده است.این عمل شاه اشتباه دیگری را در تاریخ او برجای گذارده است. بحرین كه دهها سال تحت الحمایه انگلستان بود سالها ست كه محل توقف و رفت و آمد نیروهای نظامی آمریكا در خلیج فارس شده است.
http://www.qeshmonline.com/pedia/92/تاریخ_بحرین_قبل_و_بعد_از_اسلام
بحرین نام مجموعه جزایری ایرانی است ک در جنوب غربی ایران قرار دارد و در غرب کشور قطر واقع شده است . نام جزایر دیگر بحرین به این شرح است : منامه - محرق - ام نعسان - ستره - ام الشجر - ام الشجیر - بنی صالح - بکا - حوار - حاله البیض . بحرین دارای محصولات بسیاری از قبیل برنج - انار - لیمو - گردو - مرکبات - موز - بادام - تمرهندی - انبه می باشد . مردم جزیره بحرین تا پیش از استقلال بیش از 2/3 ایرانی و پارسی زبان بوده اند . متاسفانه پس از جدا شدن با یاری کشورهای عربی و انگلستان هویت ایرانی آنجا را تعدیل دادند و عربهای بسیاری را راهی بحرین نمودند تا هرگونه ارتباط با ایران و هویت ایرانی را تکذیب کنند . همینطور ایرانیان بسیاری مجبور به کوچ به سواحل خلیج فارس شدند ولی تاریخ و اسناد ملی بسیاری که بر جای مانده است همه تلاشهای کشورهای بدوی عرب را بی نتیجه می گذارد و ایرانی بودن بحرین را اثبات میکند . روزگاری نه چندان دور پول ایران با ارزشترین پول بحرین بود ولی انگستان پول خود را جایگزین آن نمود . شهر منامه پرجمعیت ترین شهر بحرین است . بسیاری از مناطق بحرین نامهای ایرانی دارد منجمله : توبلی - دراز - توری - دمستان - سبز - شاخوره - فارسیه - کرانه - کرزکان - مرخ - مروزان - نویدرات که همگی مشتق شده زبان پارسی هستند .بیشتر مورخان عرب بر این باور هستند که نخستین شهری از ایران که توسط سپاه اسلام گشوده شده بحرین است .
امین روحانی در کتاب خود معروف به ملوک العرب نوشته است : در سالهای نخستین اسلام بحرین در قلمرو ایران بود . مردمانش زرتشتی و یهودی و نصاری . منذر و تیمی از ماموران پادشاه ایران مسئول حکمرانی بر بحرین بوده اند .
بحرین در دوران باستان
به موجب تاریخ خلیج فارس یا دریای پارس جایگاه آریایی ها بوده است و سکنه شامات پیش از این در این نواحی زندگی می کردند . کتیه ای نیز از دوره آشوریان در بحرین کشف شده است . در تمامی دوران های پیش از اسلام دولت امپراتوری ایران بر کل نواحی خلیج فارس و شهرهای اطراف آن کنترل و نظارت داشته است . در کتیبه های باستانی آشور از بحرین به نام "نی دوک کی" نام برده شده است . دکتر وتسفلد و دکتر تئودوروبنت براین باورند که آریایی ها عموما بر دریای عمان و خلیج فارس ساکن بوده اند . قبرستان باستانی که امروزه در چند کیلومتری قصبه ابوعلی در جنوب منامه واقع شده است نمونه ای از این تمدن بیش از 4600 ساله در بحرین آریایی است . "دکتر وستفلد" می گوید پیش از اسلام سواحل غربی دریای پارس توسط ایرانیان اداره می شده است . حتی شهری نیز ار دوره ساسانی نیز باقی است که بنام یکی از سرداران ایرانی نام گذاری شده است . این شهر امروزه اسپیدگان ( اسفنج ) نام دارد که از سردار اسپدویه گرفته شده است . پس از اسلام در زمان حضرت محمد ماموری از ظرف وی حامل پیام به مامور ایرانی در بحرین می شود . وی برای مدتی کوتاه اسلام آوردند ولی پس از مرگ پیامبر همگی به دین زرتشتی و مسیحیت بازگشتند .یکی از قدیمی ترین سند مالکیت ایران بر بحرین به محمد ابن جریر طبری باز میگردد . وی می نویسد : در زمان اشکانیان عربها همه د رحجاز بودند و بایده و مکه و یمن سکونت گاه آنان . آن گروهی که در حجاز و بادیه بودند به قحطی و گرسنگی دچار شدند . از سویی به عراق نمی توانستند وارد شوند زیرا عراق در اختیار اشکانیان ایران بود . پس از حجاز به بحرین کوچ کردند که در اختیار ایران بود .
مستشرق معروف فرانسوی کوسن دو پرسوال در کتاب خود به نام تاریخ اعراب پیش از اسلام ذکر کرده است و این جمله طبری را عینا تکرار کرده است .
ابوالفرج اصفهانی مولف کتاب اغانی در جلد یازدهم آورده است : برخی از خاندانهای عرب به ناحیه هجر در بحرین کوچ کردند ولی مردمان آنجا مانع از ورود آنان شدند و جنگ در گرفت و ساکنین آنجا شکست خوردند و اعراب در آنجا سکونت گزیدند .
تاریخ نامدار طبری ذکر میکند : در زمان پادشاهی اردشیر بابکان در بحرین شاهی به نام سنطرق حکمرانی میکرد . اردشیر سرداری به جنگ وی فرستاد و او را شکست داد و قلعه او را تصرف کرد و اموال وی را به عنوان غنیمت به ایران آوردند . فرزند خویش را به شاهی آنجا گماشت . اردشیر شهری در بحرین بنا کرد به نام خط که در زمان وی پایتخت این جزیره بوده است . پس از وی شاپور ذوالاکتاف که در سالهای 310 تا 379 پادشاهی میکرده است برخی اعراب تابع ایران دست به شورش می زنند . آنان از ناحیه هجر بر ضد شاهنشاه ایران شورش نمودند . شاپور قوای دریایی ارتش ایران را راهی این منطقه کرد . این نبرد پس از جنگ سناخریب نخستین نبرد دریایی است که در منطقه ثبت شده است . شاپور راهی خط - هجر - یمامه شد و آنان را در سر جای خود نشاند .
سرآرنلدویلسن مولف کتاب خلیج فارس درباره نبرد شاهپور می نویسد : شاپور در قطیف از کشتی پیدا شد و عده زیادی از شورشیان بحرینی را سرکوب کرد و کل جزیره را تحت کنترل گرفت . سپس به سوی تمیم راهی شد ولی چون شرارت اعراب خاتمه نیافت و شورشهای سختی کردند شاهپور آنان را برای عبرت گرفتن دیگران به یکدیگر بست و شانه هایشان را سوراخ نمود و طنابی از میان آنها عبور داد . پس از این واقعه بحرین برای همیشه آرام شد و تحت کنترل ایران .
کتیبه داریوش بزرگ در بیستون نیز سندی دیگر بر مالکیت ایران بر خلیج فارس و کلیه جزایر آن است : داریوش شاه از اربابه ( بخشی از عربستان ) - ماکا ( قسمت مجاور تنگه هرمز ) و . . . نام می برد . جنوب و تنگه هرمز و سواحل خلیج فارس کاملا تحت اختیار ایران بوده است .
بحرین در طول چهارصد و اندی سال حکمرانی ساسانیان بر بخش زیادی از خاورمیانه جزوی از خاک ایران بود . کلمان هوار می نویسد در زمان پادشاهی خسرو پرویز ساسانی در سالهای 590 تا 627 میلادی پیامبر اسلام شاه بحرین به نام منذربن ساوی را که زیر کنترل شاهنشاه ایران بود به اسلام دعوت نمود و او اسلام آورد . در آن وقت در هجر پاتخت بحرین مرزبانی به نام اسبی بخت کنترل نظامی بحرین را بر عهده داشت . وی از سوی شاهنشاه ایران برگزیده شده بود . چون برخی از بحرینی ها اسلام نیاورند و مجبور به دادن خراج به ماموران پیامبر شدند ساکنین بحرین سر به شورش نهادند و پس از مدتی همگی از اسلام برگشتند و زرتشتی گشتند .
در کتاب الخراج آورده شده است : پیامبر اسلام از مجوسان ( زرتشتیان ) هجر در بحرین جزیه میگرفت و قرار گشت هرکسی به دین اسلام روی آورد مال و خون و زندگی اش در امان باشد .
مستشرق فرانوسی به نام شارل شفر در ترجمه کتاب نصر خسرو قبادانی می نویسد : نام مرزبان بحرین همان اسپدویه ایرانی است .
کلمنت اوار می گوید : در زمان انوشیروان عادل سپاهی عظیم راهی خلیج فارس شد . نیروی دریایی ایران در ابوله واقع در مصب فرات تجهیز شد و از دماغه حد به عدن رفت و بیشتر نواحی عربستان را به زیر کنترل ایران در آورد . در نهایت حکومت سواحل جنوب خلیج فارس و شمال شرق جزیره العرب و جزایر بحرین به نعمان ابن منذر مامور پادشاه ایران سپرده شد . شاهنشاهان ایران بر تمام نواحی حکومتی خود از خود مردمان آن ناحیه مامور می گماشتند . در سالهای 633 میلادی مطابق با سال 12 هجری مردم بحرین از اسلام روی برگرداندند . پیشوای اینان منذر ایرانی بود که پس از چندی دوباره بحرین از زیر کنترل اعراب خارج شد و ایرانیان بر آنجا حکمرانی کردند . در زمان علی برخی از طوایف بحرین از دادن خراج سر بازدند ولی در خلافت عمر بحرین خراجهای هشتصد هزار درهم و پانصد هزار درهم به خلیفه پرداخت می کرد .
متن نامه پیامبر اسلام به نعمان ابن منذر مامور ایران در بحرین :
بنام خدای بخشنده مهربان . این نامه ایست از سوی محمد فرستاده و رسول خدا بسوی منذرابن نعمان ساوی . سلام بر تو باد . به درستی که من حمد میکنم به سوی تو چنان خدایی را که نیست خدایی جز او و اینک محمد فرستاده و رسول اوست . پس من بدرستی که خدا را به یاد تو می آورم و هرکه نصیحت کند برای خود کرده است و هرکس اطاعت نماید فرستادگان مرا برای من خیر خواهی کرده است . یعنی تو به حق ایمان داری و فروتن و خاضعی . من شفاعت وی و خاندانش را خواهم نمود . پس تو و خاندانت امان می خواهی یافت پس اگر مسلمان شوی . پس گناهان تو را خواهم بخشید و تا زمانی که صالح و نیکوکار باشی در مقامت خواهی ماند و هرکه از قوم تو در دین یهود و زرتشت باقی باشد باید جزیه پرداخت نماید . . .
بحرین پس از اسلام
در زمان خلفای راشدین بخشی های بسیاری از ایران بر ضد حکومت اسلامی قیام کردند تا حکومت تازی را در ایران پایان دهند. این افراد خوارج نام گرفتند که بسیاری شان از مردمان ایران بودند و برخی دیگر عرب. در سال 72 هجری بحرین حکمران بحرین به نام "ابوفدیک خارجی" از اطاعت بنی امیه سرباز زد . ولی سال بعد عبدالملک بن مروان سپاهی راهی بحرین کرد و آنان را سرکوب نمود. پس از واقعه در سال 105 هجری مسعود عبدی بر ضد خلیفه قیام کرد و بحرین را تحت کنترل خود درآورد . وی نوزده سال مستقل بر بحرین حکمرانی نمود ولی درسرانجام توسط سفیان بن عمرو کشته شد . قرامطه خوارجی بودند که پس از این واقعه در بحرین و عربستان سر به شورش نهادند . پیشوای اینان ابوطاهر ابوسعد حسنی جنابی بود که جصار شهر لحصا را در بحرین ایجاد نمود . در سال 443 هجری ناصر خسرو به بحرین سفر نمود . مردم آنجا را عموما قرامطی و همگی ایرانی توصیف کرده است . وی می نویسد : علی بن احمد نامی ایرانی مسجدی در لحسا ساخت و مسافران را در آن منزل می داد . خواجه نظام الملک نیز در سیاست نامه خود باطنیه بحرین را همگی ایرانی توصیف کرده است . نهضت قرمطیان نهضتی ایرانی بود که حمد الله مستوفی آن را به سال 319 هجری می داند که ایرانیان برای بیرون رفتن از زیر حکومت اعراب ایجاد نموده بودند . پس از قرامطه شورش صاحب الزنج در سال 449 هجری رخ داد که صاحبان آن ایرانیان بودند . برخی قیام این گروه را ظهور پیامبری جدید توصیف کرده اند . این نهضت بر ضد حکومتهای عرب بود و با برده داری در تضاد کامل بود . رهبر آنان پس از مدتی کشته شد .
در دوره دیلمیان بحرین و عمان (دو منطقه آباد حوزه خلیج فارس در ان دوران) بخشی از ایران بود و شاهزادگان ایرانی بر آنان حکمرانی می نمودند . "ابن بلخی" مورخ نامدار در کتاب فارس نامه می نویسد : چون نوبت به عضدوالدوله دیلمی رسید چندان عمارت ساخت که آن را حد نبود . در عهد او مجموع ممالک پارس کرمان و عمان و باعشر و مشرعه دریا بسیراف و پارس و . . . بود . پس از نقراض آل بویه و روی کار آمدن سلجوقیان بحرین نیز متعلق به ایران بود . در زمان عماد الدوله سلجوقی حکمران کرمان تا زمان فوت ارسلان شاه سلجوقی بحرین توسط شاه کرمان اداره می شد . پس از وی سلجوقشاه حاکم بحرین شد .
ابن بطوطه مورخ مشهور عرب که به شهرهای بسیار سفر کرده بود پس از رسیدن به بحرین می نویسد : محصول بحرین خرما - پنبه - انار و مروارید است . ساکنین آنجا از رافضیان هستند.
بحرین و دیگر جزایر ایرانی در سال 913 توسط پرتغالی ها اشغال شد. حکمران هرمز و جزایر آن شخصی به نام سیف الدین بود. در سال 1506 سرداری به نام آلفونس با چهارده کشتی راهی عدن شد ولی در بین راه منصرف گشت و وارد خلیج فارس گشت و جزایر ایرانی را اشغال نمود . سیف الدین با وی وارد نبرد شد ولی نتوانست کاری از پیش ببرد . به همین جهت قراردادی منعقد شد که ایرانیان به پرتغالی ها خراج دهند . شاه اسماعیل صفوی که مشغول دفاع در برابر تجاوزات عثمانی ها بود و نتوانست از سیف الدین حمایت کند ولی تدبیری اندیشید تا از کشتی های پرتغالی ها بر ضد عثمانی ها استفاده نماید.
منابع: وبلاگ ایران باستان (iranebastane.blogfa.com)
ادامه پست قبل: http://ebi-64.blogfa.com/post-34.aspx
حسین شریعتمداری 18 تیرماه 1386 روزنامه کیهان تهران
هر عملی بر ضد ایران عکس العملی شدیدتر در برخواهد داشت
روزنامه ایران هشتم امرداد ماه 1386
روزنامه ایران در گزارشی دستاوردهای سفر وزیر امور خارجه ایران به بحرین را چنین نوشت : در پی تماسهای سران بحرین بر ضرورت سفر وزیر امور خارجه ایران به بحرین برای خاموش کردن آتش برافروخته شده از سوی گروهکهای افراطی سلفی بحرینی ( وابسته به استعمار ) پیرامون مالیکت تاریخی ایران بر بحرین , منوچهر متکی پس از دیدار با همتای بحرینی خود گفت : پس از دخالتهای و درج مطالب غیرواقعی و تفرقه برانگیز برخی روزنامه های افراطی عرب بر ضد ایران ( دریای پارس و جزایر سه گانه ) نمی توان انتظار داشت که روزنامه های ایران به این امر ملی بی تفاوت باشند . بدون شک هر عملی در صحنه بین المللی عکس العملی شاید شدیدتر نیز در پی خواهد داشت .
بخشی از سخنان مضحک شیخکهای بدوی حاشیه خلیج فارس بر ضد ایران بزرگ
هر کس در بحرین به ایران باور داشته باشد مرتد و واجب القتل است !!!
به گزارش خبرنگار «بازتاب» از منامه، «یوسف مبارك»، مقالهنویس روزنامه «الوطن» البحرین در سرمقاله تحت عنوان «ایران قدرت منطقهای ـ چشماندازها و طمعورزیها» ایران را كشوری دارای سابقه توسعهطلبی و طمعورز توصیف كرده و رفتارش با مردم اهواز و اهل سنت را بدتر از رفتار رژیم صهیونیستی با عربهای 1948 دانسته است!!
اما جالبتر از همه فتوای «شیخ جاسم سعیدی»، نماینده مستقل سلفی مجلس نمایندگان است كه گفته: «هر كسی به صحت اظهارات شریعتمداری ایمان داشته باشد كه بحرین بخشی از خاك ایران است، در زمره «خوارج» قرار میگیرد و كسی كه از ولایت امر خارج شود، طی سه روز باید توبه كند و اگر توبه نكرد، مجازات وی قتل است كه از سوی ولی امر تعیین میشود. وی خواستار عذرخواهی ایران یا قطع مناسبات با ایران شد.همچنین دكنر «شیخ ناجی العربی» گفته: «ولی امر بحرین ، شرعا و قانونا حق دارد كسی را كه به اظهارات شریعتمداری ایمان داشته باشد، مجازات كند».
گستاخی یک نماینده سلفی وابسته به انگلیس بحرینی نسبت به ایران
یک نماینده پارلمان بحرین در اظهاراتی گستاخانه خواهان موافقت ایران با تغییر نام خلیج فارس به واژه مجهول «خلیج» شد
.به گزارش مردمیار و به نقل از روزنامه اماراتی گلف نیوز !! ، جاسم السعیدی با محکوم کردن آنچه مخالفت ایران با پیشنهاد تغییر نام خلیج فارس به «خلیج» نامید، گفت: "این یک مساله امنیت ملی برای دولت های خلیج (فارس) است."وی در بیانیه مطبوعاتی خود ادعا کرد: "چنین نگرشی (مخالفت ایران با تغییر نام خلیج فارس) باعث تشدید تنش ها بین اعراب و ایران بر سر این مساله می شود و در راستای منافع منطقه نخواهد بود."این اظهارات پس از آن عنوان می شود که سید علی حسینی، سخنگوی وزارت خارجه ایران دوشنبه گذشته با پیشنهاد تغییر نام خلیج فارس مخالفت کرد و گفت: "خلیج فارس تا ابد، خلیج فارس باقی خواهد ماند."نماینده پارلمان بحرین که کشورش یکی از استانهای ایران بوده است و با زد و بد انگلستان از ایران جدا شده است اضافه کرد: "به عنوان یک مصالحه باید بر سر نامیدن این گستره آبی به واژه ( مجهول ) «خلیج» به توافق برسیم و از اظهارات تندی که هر شهروند عربی را به مبارزه می طلبد، خودداری کنیم!!"السعیدی که یک نماینده مستقل با گرایشات سلفی در پارلمان بحرین است خاطرنشان کرد: "این یک مساله امنیت ملی برای دولت های خلیج (فارس) است و نباید آن را به بوته فراموشی سپرد."یادآور می شویم "سعید جلیلی"، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در اوایل دی ماه 1386 در اظهاراتی که توهم آفرین بود خلیج فارس را خلیج دوستی نامید که این امر دستاویزی برای انتقادات داخلی از وی شد و براساس گزارش گلف نیوز، گویا برخی عرب ها نیز آن را به عنوان پیشنهاد تغییر نام خلیج فارس تعبیر کرده اند! در حالی که این تنها یک استراتژی منطقه ای برای صلح بوده است و نه تغییر نام محلی تاریخی و سخنگوی وزارت خارجه در کنفرانس مطبوعاتی هفتگی خود اعلام کرد: "منظور آقای جلیلی این بودکه خلیج فارس، محلی برای دوستی و آرامش دولت های منطقه است."تهران بارها تاکید کرده که نام خلیج فارس تا ابد خلیج همیشه فارس باقی خواهد ماند.
وحشت اعراب از بازپسگیری سرزمین های ایرانی در عراق
یک گروه از روحانیون افراطی و وابسته به آمریکا و انگلیس سنی عراق با صدور فتوایی خواستار تحریم کلیه کالاهای ایرانی در عراق شدند.در متن این فتوا همچنین هشدار داده شده:" چنانچه عراقی ها به ادامه معامله با ایران ادامه دهند، زمینه تاسیس امپراطوری ایران بر روی آواره های عراق فراهم خواهد شد."شیخ عبد الوهاب الکبیسی در مصاحبه با "اسلام تودی" گفت: از این پس با کالاهای ایرانی درست مثل کالاهای دانمارکی برخورد خواهیم کرد! ( شایان ذکر است تیسوف عراق پایخت تمدن ایران بزرگ بوده است و پس از حمله اعراب فرهنگ ایرانی آن منطقه تا حدودی به عربی تغییر میکند . از سوی دیگر مناطق شمالی عراق که به اقلیم کردستان مشهور است همگی بخشی از خاکهای ایران در زمان صفویان است که در جنگ با سپاه متجاوز عثمانیان به اشغال در آمده است . همچنین خود نام بغداد عراق نامی ایرانی است به معنی بغ + داد = داده شده از سوی خدا . )
بر اساس نظر سنجی شبکه الجزیره 75% از اعراب خواهان دوری از ایران هستند !!!
چهره واقعی روابط ایران و عربها در این نظر سنجی به روشنی آشکار شده است . ملت ایران با هزاران سال تاریخ و تمدن شهرنشینی باشکوه ,یکی از ارکان اصلی در شکل گیری تمدن بشری شناخته می شود و تمدن اعرابها با بادیه نشینی و فحشا و صحرا گردی در جهان مشهور میگردد . این دو ملت هرگز نخواهند توانست دوستان نیکویی برای یکدیگر باشند . پس از هرگونه باج دهی و کوتاهی در برابر آنان بایستی شدیدا پرهیز کرد . در جنگ ایران و عراق این امر عملا ثابت شد . زیرا کلیه کشورهای عربی به حمایت از صدام برخواستند ولی چه نیکو و فداکارانه ایرانیان در برابر این تازیان و دهها کشور بیگانه دیگر ایستادگی کردند . تیره های عرب ساکن خوزستان مستثنی هستند و در عمل از اعراب بادیه نشین شبه جزیره جدا می باشند زیرا با ایرانیان پیوند خونی برقرار نموده اند .
دیدگاه ملت ایران نسبت به شیخکهای بدوی حوزه خلیج فارس طبق یک نظر سنجی
گسترش توهمات متجاوزانه شیخک های بدوی حوزه خلیج فارس که کشورهایشان چند صباحی است به استقلال دست یافته اند موجب گردیده است , یکی از پایگاه های خبری کشورمان به نام "عصرایران" دیدگاه مردم داخل را در پاسخ به این توهمات اعراب بررسی کنند . اعراب که در طول تاریخ مورد نکوهش همه بشریت بوده اند ( اعراب خوزستان بخشی از ملت ایران هستند و جدای از تازیان شبه جزیره می باشند ) امروز به برکت نفت و منابع بیکران خلیج فارس به ثروتهای نامشروعی دست یابند و در نتیجه به دلیل فقدان فرهنگ و تمدن کافی از این ثروت در جهت نامشروع و سو بهره ببرند . که نمونه های آن را در جنگ نابرابر ایران و عراق دیدیم که هزاران میلیارد دلار از خزانه آنان ( اتحادیه عرب , اتحادیه کشورهای حوزه خلیج فارس ) راهی ارتش بعث عراق گردید . یا هزینه های کلانی که برای جعل نام خلیج فارس شده است و . . .
از این روی مردم یکی از حربه های اصلی در پاسخ به این عروسکهای استعمار را تلاش های ملی و معنوی ایرانیان در جهت بازپسگیری مجمع الجزایر سوق الجیشی بحرین در خلیج همیشه فارس دانسته اند که طی یک ترفند بین المللی از خاک ایران جدا شد . از این روی این نظر سنجی جالب و قابل تعمل می باشد که پس از حدود چهل سال از جدا شدن بحرین امروز باردیگر صداهای بسیاری برای پس گیری بحرین شنیده می شود . برخی از سخنان هم میهنان در پاسخ به اعراب :
فراموش نکنیم که اینها همان حامیان صدام جنایتکار در زمان جنگ با ایران هستند / ایران بایستی استاندار بحرین را هرچه سریعتر انتخاب كند/اعراب جنوب خلیج فارس برای رسیدن به جزایر سه گانه باید در دریای خون شنا كنند. / گویا اماراتی ها فراموش کرده اند که پدرانشان در دهه 50 حقوق بگیر فرمانداری بندرعباس بوده اند و اسناد ان در بانک صادرات و فرمانداری بندر عباس موجود است.
تازیان بدوی کویت , ایرانیان را بدتر از کفار نامیدند !!! ( 1 امرداد 1386 )
در ادامه اهانتها و توهینهای بی پایه كشورهای عربی و تشدید مطالب مطبوعاتی و اظهارات مقامات این كشورها علیه تمامیت ارضی ایران و حاكمیت كشورمان بر جزایر سه گانه، مطبوعات كویت در مقالاتی هماهنگ به صورت مستقیم و غیرمستقیم، ایران را «دشمن خدا و اسلام» و «بدتر از كفار غربی» و «دشمن اعراب» توصیف كردند.به گزارش خبرنگار «بازتاب» از كویت، روزنامههای «الوطن»، «القبس» و «السیاسه» كویت، كه همه روزه میزبان یادداشتها، مقالات و تحلیلهای ضدایرانی است، با دستاویز قرار دادن مقاله «كیهان»، به انتشار مقالات گوناگونی پرداختند، كه حجم آن طی هفته گذشته به بیش از سی مقاله و گزارش میرسد.در همین حال، «عبدالعزیز العتیبی»، از علمای كویتی و دارنده دكترای شریعت اسلامی، در مقالهای در روزنامه «الوطن» ـ چاپ كویت ـ با ذكر این مطلب كه فارسها (ایرانیها) دشمنان اسلام و مسلمین بوده و بدتر از كفار غرب هستند، نوشته است: «یهود و نصارای كشورهای غربی از نزدیكان به دین اسلام هستند و فارسها و مجوسیها به دور از دین اسلام هستند زیرا آنها اهل كتاب بودهاند كه این امر نشان میدهد فارسها و مجوسیها به دین اسلام هیچ نزدیكی ندارند».اصطلاح مجوسیها كه صدام حسین آن را علیه ایران در جنگ تحمیلی استفاده كرد، مورد استقبال مقالهنویسان مطبوعات كویتی از جمله روزنامههای «الوطن» و «السیاسه» است دارای بالاترین حمایت مقامات دولتی كویت هستند.
العتیبی در ادامه مقاله خود كه در روزنامه متعلق به یكی از شخصیتهای خاندان حكومتی كویت است، مینویسد: «فارسها قصد دارند امپراطوری از دست رفته كسری را كه بر نیمی از جهان سیطره پیدا كرده بود، زنده كنند كه این باعث نگرانی و گسترش فتنه و ناامنی است اما كسری هلاك شده است و گنجهای آنها در راه خدا تقسیم شده است».این مفتی كویتی، اقدامات ایران را با هدف بازگشت به دوران پادشاهی كسری قلمداد كرده است و میافزاید: «فارسها قومی هستند كه همیشه در طمعهای سیاسی و طایفی بودهاند و كسانی كه مایلند با آنها روابط برقرار كنند، باید بدانند فارسها دشمن خدا و پیامبر اسلام هستند و من نسبت به پیروان كسری و ارتباط با آنها هشدار میدهم و امیدوارم دشمنان خود را بشناسید تا خداوند پیروزی و سلامت را برای شما بیافریند».
کشور جعلی کویت و بحران سازی منطقه ای در جهت منافع استعمار انگلستان
در ارتباط با گستاخی مقامات کویتی که در بالا ذکر شد شایسته کمی در مورد تاریخچه کشور جعلی کویت که به همت پیر استعمار جهان بریتانیای ننگین بنا شد مقداری آگاهی داشته باشیم , کویت در حقیقت بخشی از خاکهای عراق است که به دلیل منابع سرشار نفتی و نزدیکی به خلیج فارس توسط انگلیسی ها از بدنه عراق تجزیه شد . این کشور جعلی پایه یکی از بحران آفرینی ها منطقه به نفع استعمار انگلستان است . به همین جهت تاریخچه ای کوتاه از این کشور جعلی انگلیسی را لازم می دانیم بررسی کنیم :
كویت در تاریخ معاصر منطقه , جزوی از امپراطوری عثمانی و قسمتی از ایالت بصره عراق بوده است و در پیش از آن در زمان نادرشاه و پیشتر آن بخشی از خاک ایران بوده . تا اینكه طی قراردادی در تاریخ 29 ژوئیه 1913 میلادی بین امپراتوری بریتانیا و امپراتوری عثمانی، كویت به عنوان ایالت خودمختار در چارچوب امپراطوری عثمانی شناخته شد و حاكم كویت یك مامور عثمانی به شمار می رفت. نكته مهم در این قرارداد عدم اعطای استقلال كامل به كویت بود و در چارچوب این قرارداد خودمختاری كویت با حاكمی به عنوان مامور دولت عثمانی به رسمیت شناخته شد.از آنجا كه حاكم كویت در سال 1899 طی قراردادی مخفیانه کویت را تحت الحمایه بریتانیا قرار داد پس از پایان جنگ جهانی اول كه سرزمین های عثمانی تجزیه شد با حمایت مستقیم بریتانیا و علیرغم اعتراضات بسیار گسترده عراق، كشور كویت رسماً از عراق جدا شد و از ان تاریخ عراق هیچگاه این تقسیم بندی را قبول نكرد.درباره اهداف انگلستان از ایجاد یك كشور جعلی كه هیج یك از عناصر اصلی تشكیل دهنده یك كشور را نداشت فرضیه های گوناگونی ارایه شده است ولی هدف اصلی استعمارگر بزرگ انگلستان غارت منابع سرشار نفتی جنوب ایران - مانع شدن عراق از ورود به آبهای خلیج فارس و ایجاد یك كانون بحران در منطقه توسط یک کشور بسیار کوچک جعلی به نام کویت بوده است .
این سیاست انگلستان در تمامی مستعمراتی كه از استعمار این كشور آزاد شد به وضوح مشاهده می شود. سیاست انگلستان در تمامی این مستعمرات این بود كه هنگام خروج از آنجا كانون های بحرانی با استفاده از ایجاد مشكلات در مرزبندی ان مناطق جهت استفاده های بعدی خود ایجاد می كرد.آنچه مشخص است بر پایه اسناد و مدارك مستدل تاریخی، هنگام تشكیل كشور جعلی كویت جمعیت قابل ملاحظه ای به عنوان یكی از مهمترین عناصر لازم برای تشكیل یك دولت جدید در این منطقه وجود نداشت.در حال حاضر قریب به اتفاق جمعیت كویت از اتباع ایران، عراق و عربستان تشكیل شده كه طی چند دهه اخیر تابعیت كویتی كسب كرده اند.از عناصر لازم دیگر برای تشكیل یك كشور جدید مسئله حاكمیت می باشد كه هنگام تشكیل دولت جعلی كویت حكومت مستقلی در این منطقه حاكمیت نداشت. كشور عراق در طول دوران استعمار انگلستان به دلیل ظلم و ستم استعمارگران بهای زیادی را پرداخت ولی بدترین خیانت استعمارگر پیر به مردم عراق جدا كردن یك بخش بسیار مهم و استراتژیك از خاك عراق بود.در حال حاضر علاوه بر ضرر هنگفت مردم عراق به دلیل ازدست دادن منابع سرشار نفت كویت براثر جدا شدن این سرزمین از خاك مادری خود توسط انگلستان ، دسترسی این كشور به آبهای آزاد نیز محدود شده است.هم اكنون كشور عراق به دلیل داشتن ساحل بسیار كم در خلیج فارس و عمق بسیار كم منطقه ساحلی عراق عملا دسترسی چندانی به دریاهای آزاد ندارد.براساس دلایل فوق، عراق هیچگاه زیر بار این اقدام ظالمانه دولت انگلستان مبنی بر جدا كردن یك بخش استراتژیك از خاك كشورش نرفته و علاوه بر به رسمیت نشناختن آن، در طی هشتاد سال اخیر بارها جهت بازگرداندن كویت به خاك كشور مادر یعنی عراق اقدام نموده است.نكته بسیار مهم اینكه اندیشه حاكمیت عراق بر كویت مطلبی نیست كه فقط توسط دولت های این كشور از زمان جدا شدن كویت از عراق مطرح شده باشد بلكه این باور كه كویت جزئی از خاك عراق بوده و طی قراردادهای ظالمانه توسط استعمارگر پیر انگلستان از این كشور جدا شده به شدت در بین مردم عراق رواج دارد و اکثر مردم این كشور كویت را جزیی از خاك عراق می دانند.در زیر اقدامات حكومت های مختلف عراق طی هشتاد سال گذشته كه برای بازپس گیری كویت انجام شده است را به صورت خلاصه بررسی می نماییم.
پادشاه فیصل اول (1921-1933)
نماینده این دولت در كنفرانسی در نوامبر سال 1922 به بیرسی كوكس نماینده انگلیس و پادشاه عربستان اعلام كرد كه كویت و حتی تا 12 مایلی ریاض را متعلق به عراق دانسته است.
غازی اول (1933-1939)
- مطبوعات عراق از جمله روزنامه الاخاء در ماه می 1934 و روزنامه الثغر در اگوست 1934 كویت را جزو ایالت بصره معرفی كرده و خواستار بازگردانی آن شدند.
- در سال 1935 جعفر العسكری، وزیر دفاع عراق خواستار بازگردانی جزایر بوبیان و وریه به دلیل تشكیل شدن آنها از خاك عراق شد.
- در سال 1938 نیروهای نظامی عراق برای بازگردانی كویت به بصره وارد میدان شدند اما با مقاومت نیروهای انگلیسی روبرو شدند.
- رستم حیدر قائم مقام وزارت خارجه عراق در شورای مشورتی این كشور كویت را جزئی از ایالت بصره عنوان می كند.
عبد الااله (1939-1953)
- در نوامبر 1939 وزارت خارجه عراق با احضار سفر انگلیس در بغداد به وی رسما اعلام كرد كه عراق قصد دارد در جزایر بوبیان و وربه بندر اقتصادی ایجاد كند.
- در ژوئن 1940 عراق به دیكسون، نماینده سیاسی بریتانیا در كویت رسما نسبت به ترسیم مرز عراق و كویت از سوی استعمارگر انگلیس اعتراض كرد.
- از سال های 1940 الى 1952 نیز عراق همواره از انگلیسی ها خواسته است كه بدون درگیری نظامی كویت را به خاك مادری بازگردانند.
فیصل دوم (1953-1958)
- در اوریل 1957 الى اوایل سال 1958 نخست وزیر عراق بارها خواستار بازگردانی كویت به خاك مادری شد.
- نوری السعید در ماه می 1957 خواستار بازگردانی كویت به عراق و زیر پاگذاشتن سیاست های استعماری بریتانیا شد.
عبدالكریم قاسم (1958 - 1963)
- در 29 اوریل 1961 پادشاه عراق در نامه ای با حمله به قرارداد مخفیانه كویت در تحت الحمایه قرار دادن خود به انگلیس، تاكید كرد كه كویت زیر نظر عراق است.
- در 17 می 1961 هاشم جواد وزیر خارجه عراق در دیدار با سفیر آلمان در بغداد تاكید كرد كویت جزئی از خاك بصره است.
- در 20 ژوئن 1961 پادشاه عراق در پیامی به كویت لغو قرارداد 1899 كویت و انگلیس را تبریك گفت. در فردای این نیز وی نسبت به سیاست های استعماری انگلیس اعتراض كرد.
- در 25 ژوئن 1961 عبدالكریم قاسم طی كنفرانسی مطبوعاتی در وزارت دفاع عراق گفت: كویت از نظر تاریخی و حقوقی متعلق به عراق و از توابع ایالت بصره عراق است. یكروز پس از آن نیز، عراق در یادداشتی به تمامی سفارتخانه های عربی در بغداد تاكید كرد كه كویت جزو عراق است و عراق نخواهد گذاشت استعمارگران این حقیقت را نابود كنند.
- در فاصله روزهای 27 الى 29 ژوئن 1961 فرماندهای نظامی و سیاسیون عراقی در نامه ای به پادشاه عراق از بازگردانی كویت به سرزمین مادری حمایت كردند.
- در 30 ژوئن 1961 پادشاه عراق در بازدید هوایی از مرزهای كویت و عراق گفت: كویت به عراق باز خواهد گشت. وی همچنین در كنفرانسی مطبوعاتی با روزنامه نگاران انگلیسی كویت را جزو خاك عراق دانست و گفت: آیا جایز است كه بیاییم مكه مكرمه را به دلیل اینكه در آن حجاج هندی وجود دارند یك شهر هندی دانست!
- در تاریخ 4 دسامبر 1961 پادشاه عراق مورد سوء قصد قرار گرفت و وی در موضعگیری تاكید كرد كه در صورتیكه كویت از سرزمین مادری دور باشد جنگ بزرگی را در خاورمیانه بوجود خواهد آورد.
- در این ماه همچنین اموال كویتی ها در بانك های عراق مسدود شد و مقامات سیاسی تاكید كردند كه در بازگرداندن کویت به عراق هستند.
- در 14 مارس 1962، عبدالكریم قاسم كویت را خاك دزدیده شده عراق دانست.
عبدالسلام عارف (1963 - 1966)
- در اوریل 1964 از كویت درخواست كرد برای عدم استفاده شوروی از حق وتو برای عضویت این كشور در سازمان ملل، 30 میلیون دینار كویتی به عراق دهد.
عبدالرحمن عارف (1966-1968)
- در این زمان پادشاه عراق مشغول امور داخلی شد و طی ان نیز مخالفان وی اعتراض شدیدی در مقابل سكوت وی درباره كویت وارد كردند.
احمد حسن البكر (1968 - 1979)
- در سال 1973 صدام حسین از پادشاه عراق برای بازگردانی جزایر وربه و بوبیان به عراق حمایت كرد.
- در 20 مارس 1973 عراقی ها وارد مرزهای كویت شدند و بر مراكز مرزی تسلط پیدا كردند.
صدام حسین (1979-2003)
- صدام حسین ملعون در ادامه سیاست های عراق برای بازگردانی كویت به خاك مادری خود یعنی عراق، با نیروهای نظامی وارد كویت شد و طی دو ساعت تمامی سرزمین كویت را متصرف كرد و طی آن نیز حكام و سران كویت از سرزمین خود فرار كرده و به عربستان پناه بردند.
در سال 1991 نیز با حمله نیروهای امریكایی و ائتلاف به عراق، صدام مجبور به عقب نشینی از كویت شد اما همواره بر عراقی بودن كویت تاكید كرد.
منبع: www.ariarman.com
پایان این بحث
ادامه پست قبل: http://ebi-64.blogfa.com/post-34.aspx
بحرین ایرانی و توطئه های بیگانگان
آفتاب: ماجرا از آنجا آغاز شد که در پی بیانیه شورای همکاری خلیج فارس و تکرار مدعیات تکراری تعلق جرایر سه گانه به امارات، حسین شریعتمداری سرمقاله ای در روزنامه کیهان نوشت که واکنشهای بسیاری را برانگیخت.وی در این سرمقاله با طرح مباحثی به منظور اثبات مالکیت ایران بر جزایر سه گانه گریزی به تاریخ زده بود و اظهار داشته بود که نه تنها به لحاظ تارخی جزایر سه گانه متعلق به ایران هستند بلکه کشور بحرین نیز که تا سالیانی پیش جزك لاینفک خاک ایران بوده را در صورت رجوع به تاریخ باید از آن ایران دانست.
فردای همان روز دکتر علی احمدی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با آفتاب در خصوص موضعگیریهای خلاف منافع ملی ایران توسط رسانههایی مانند الجزیره، خواهان برخورد با این شبکه و رسانههایی از این دست شده و در خصوص مدعیات بیپایه برخی از کشورهای عربی گفته بود که اگر آنها قصد نبش قبر تاریخ را داشته باشند باید روزگاری را به یاد آورد که بحرین نیز جزء لاینفک خاک ایران محسوب میشد.
این نوع موضعگیری از سوی روزنامه کیهان واکنش مقامات بحرین را در پی داشت.آنها اعلام کردند که چون مدیرمسئول کیهان از سوی عالیترین مقام جمهوری اسلامی در موسسه کیهان نمایندگی دارد تا زمانی که جمهوری اسلامی موضعی روشن در این باب اتخاذ نکند آن را موضع دولت ایران تلقی خواهند کرد.در همین راستا برخی از روزنامههای این کشور خواستار برخورد با ایران و فراخوانی سفیر جمهوری اسلامی و ارائه توضیح در این باره شده بودند.
این در حالی است که روزنامه کیهان سرمقاله خود را در واکنش به ادعای بیپایه ارضی کشور تازه تاسیس امارات و بحرین منتشر کرده بود که مدتی است افزایش یافته است. حتا در این راستا بود که علی احمدی از رسانههایی یاد کرد که در داخل خاک ایران از عبارت جعلی «خلیج عربی» استفاده میکنند و در این میان خواستار به فعلیت رساندن توانمندیهای جمهوری اسلامی در منطقه برای جلوگیری از شدت یافتن اینگونه ادعاها شده بود.
وی با بیان اینکه داشتن قدرت یک بحث است و استفاده از آن بحثی دیگر با اشاره به قدرت جمهوری اسلامی در منطقه از مسئولان خواسته بود مدیریت تخصیص منابع قدرت در منطقه را فعال کنند.
پس از آن بود که مدیرمسئول روزنامه کیهان در توضیحی،مفاد سرمقاله روزهای گذشته خود را نظر شخصی عنوان کرد.با این همه صحنه دیپلماسی ناگهان شاهد سفر وزیر خارجه جمهوری اسلامی به بحرین بود.منوچهر متکی در این سفر و در کنفرانس مطبوعاتی پس از آن با تاکید بر دوستانه و برادرانه بودن روابط ایران و بحرین توضیحی درباره علت اصلی سفر خود به این کشور نداده است.
به هر روی هرچند سفر ناگهانی متکی به بحرین برای فرونشاندن تنش به وجود آمده در روابط میان دوکشور را میتوان اقدامی مثبت ارزیابی کرد اما این پرسش همچنان بیپاسخ مانده است که چرا در موارد مشابه و هنگامی که دولتمردان کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس در نشستهای رسمی و حتی در حضور مسئولان بلند پایه ایرانی به طرح ادعاهای ارضی علیه ایران و زیر سئوال بردن هویت ملی کشورمان میپردازند پاسخی در خورد دریافت نمیکنند؟!
واکنش العطیه به سرمقاله شریعتمداری
سرمقاله روز دوشنبه حسین شریعتمداری در روزنامهکیهان بازتاب گسترده ای در برخی مطبوعات شیخ نشین های خلیج فارس و به ویژه بحرینداشته است. به گزارش "الف"، حسین شریعتمداری مدیر مسوول روزنامهکیهان در سرمقاله روز 18 تیرماه با اشاره به بیانیه هفته گذشته وزرای دفاع، خارجه وامنیتی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (PGCC) درباره حمایت از ادعای مالکیت اماراتبر جزایر سه گانه خلیج فارس، ضمن ارایه فهرست اسناد ایران برای مالکیت بر جزایر سهگانه مورد ادعای امارت و اینکه سابقه کشورهای شیخ نشین خلیج فارس به 100 سال هم نمیرسد، نوشت: « در میان کشورهای عضو شورای همکاری خلیح فارس، همراهی بحرین با سایرکشورها حساب جداگانه ای دارد زیرا بحرین بخشی از خاک ایران بوده که در جریان یک زدو بند غیر قانونی میان شاه – دولت هویدا - و دولت ننگین انگلیس از ایرانجدا شده است.
در واکنش به سرمقاله روز دوشنبه کیهان، عبدالرحمنالعطیه، دبیر کل شورای همکاری خلیج فارس این سرمقاله را مغرضانه توصیف و با انتقادشدید از آن گفت، این مقاله تحریک آمیز و هدف آن ایجاد فتنه بوده است در حالی که مااکنون نیاز به آرامش و اعتماد سازی داریم !!! ( ولی سخنی از حرکات ضد اعتمادی خود در جعل نام دریای پارس و مالکیت موهن امارات بر جزایر سه گانه ایران نمی کنند )
روزنامه های بحرین نیز به سرمقاله حسین شریعتمداریواکنش نشان داده و ادعا کرده اند : بحرین هیچ وقت متعلق به ایران نبودهاست!!!
جزیره بحرین با حدود 700 هزار نفر جمعیت، در جنوبخلیج فارس قراردارد و از نظر مساحت 2300 برابر کوچکتر از ایران است. حدود یک سوم ازجمعیت فعلی این جزیره را اتباع هندی، پاکستانی، بنگلادشی، فیلیپینی ، آفریقاییو درصد زیادی هم ایرانی تشکیل می دهند که برای کار به این جزیره رفته اند.
حدود 70 درصد جمعیت بومی بحرین را شیعیان تشکیل میدهند . بسیاری از آنها به زبان فارسی مسلط هستند واخبار ، فیلم ها و سریال هایشبکه های تلویزیون ایران را پیگیری می کنند. بازی های لیگ فوتبال ایران و حتی تیمهای استقلال و پرسپولیس در منامه طرفداران پروپا قرصی دارد.
در محله قدیمی و سنتی منامه که اکثریت جمعیت اینکشور در آن زندگی می کنند، عکس های آیت الله خامنه ای، سید حسن نصرالله و نیز نشانهها و نمادهای شیعی ـ ایرانی کاملاً در معابر و خیابانها مشهود است.
حکومت بحرین پادشاهی است که در آن "شاه" ، رییسهمزمان دولت و عدلیه است و در عین حال قانونگذاری هم می کند. از سالها پیش خاندان آل خلیفه قدرت را در این جزیرهدر دست دارند. سلطان فعلی، حمد بن عیسی آل خلیفه نام دارد که از سال 1378 قدرت رابه دست گرفته و با خانواده پر جمعیتش در شهر اختصاصی حمد در نزدیکی منامه زندگی میکند. پدر شاه فعلی رابطه خوبی با اکثریت 70 درصدی شیعیانبحرین نداشت و تجمع آزادی طلبانه مردم منامه در سال 1372 را به شکل خونینی سرکوبکرد.
خاندان آل خلیفه در سیاست و اقتصاد بحرین حرف اول وآخر را می زنند و مانند بقیه امیر نشین های خلیج فارس، قوانینی اعلام کرده اند تاکسب و کارهای پر سود تجاری به طور قانونی در انحصار خاندان سلطنت قرار داشتهباشد. پیش از این نیز مقام های جمهوری اسلامی ایرانتلویحاً به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس هشدار داده بودند چنانچه این شورا بهحمایت از ادعای امارات درباره جزایر ایرانی خلیج فارس ادامه دهد، ایران نیز حقمالکیت خود بر بحرین را که در سال 1351 شاه از آن چشم پوشید، احیا و پیگیری خواهدکرد.
رأی گیری پیرامون مجمع الجزایر سوق الجیشی بحرین ایران
نظرسنجی «شریف نیوز» درباره «بحرین»:
۱. با طرح این مساله موافقم، چراکه به طور کلی موافق پیوستن مجدد بحرین به عنوان یکی از اراضی جدا شده از خاک ایران میباشم (عدد ارسالی ۱)
۲. با طرح این مساله مخالفم، چراکه به طور کلی مخالف پیوستن مجدد بحرین به ایران هستم (عدد ارسالی ۲)
۳. با طرح این مساله مخالفم، چراکه در شرایط فعلی طرح چنین مباحثی را به مصلحت نمیدانم (عدد ارسالی ۳)
۴. با طرح این مساله به این دلیل موافقم که پاسخ مناسبی است در برابر ادعاهای برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس در مورد جزایر سهگانه ایرانی (عدد ارسالی ۴)
۵. موافق تشکیل کارگروههای سیاسی ـ حقوقی بینالمللی برای بررسی علمی جوانب این موضوع میباشم (عدد ارسالی ۵)
۶. نظری ندارم (عدد ارسالی ۶)
نمونه ای از سخنان هجو و حرکات متحجراته مقامات عربی برخی نرمشها درباره جزایر سهگانه منجر به گستاخی برخی منابع سعودی شده و روزنامه «الجزیره» عربستان در تحلیل تازهای مدعی شد اهواز توسط انگلیسیها به ایران فروخته شده است!!!به گزارش سرویس بینالملل «بازتاب»، این روزنامه چاپ ریاض، روز دوشنبه در یادداشتی با ژست دروغین ضداستعماری و ضدانگلیسی، با اشاره به این ادعا نوشت: آیا نیروهای استعمارگر حق دارند دولت دیگری را اشغال كرده و جزئی از زمینهای دولت تحت استعمار خود را به دولت دیگری بفروشند؟نویسنده میافزاید: قانون به هیچ نیرویی اجازه نمیدهد كه زمینی را اشغال كرده یا به استعمار خویش درآورد و یا دولت دیگری وضع آن زمین را تغییر دهد. طبق قانون، تمام اقدامات استعمارگران و حامیان آنها كه باعث میشود نیروهایی امور منطقهای را اداره كنند یا دولتها را تغییر دهند، موقتی است و پس از استعمار، اقدامات باطل استعمارگران پایدار نمیماند. همان گونه كه بسیاری از نیروهای سلطهجو بر زمینهایی تنها با اشغال و نیروی نظامی یا تبانی و خرید سیطره پیدا كردند و آنها را جدا كردند. وی برای نمونه به سه جزیره ایران اشاره میکند و میگوید: جزایر سه گانه امارات عربی!!!: تنب بزرگ و تنب كوچك و ابوموسی كه به گفته محمدعلی حسینی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، در سال 1970، هنگامی كه انگلیس ساحل خلیج عربی!!! را همانند پادشاهی عمان و دولت امارات عربی و قطر و بحرین به استعمار گرفته بود، شاه ایران، رضا پهلوی، آنها را از انگلیس خرید!!! نویسنده آنچنان ناشیانه جملاتی را به سخنگوی وزارت خارجه ایران نسبت می دهد که حتی نام شاه ایران را هم اشتباه می نویسد !!
خبرگزاری بین المللی بازتاب
متن مقاله روزنامه کیهان تهران در پاسخ به تجاوز غیر قانونی اعراب و واکنش حقیقی و تاریخی ما ایرانیان
"آواز کوچه باغی" اصطلاحی است شناخته شده در فرهنگ قدیم تهران ودر مواردی به صورت ضرب المثل درآمده است.به گفته قدیمی ترها –که امروز تعداشان زیاد نیست-در آن سال های نه چندان دور که تهران شهر خلوتی بود وپاسی از شب گذشته،سکوت همه جا را فرا می گرفت.افرادی که بهر علت ناچار بودند در ساعات پایانی شب از کوچه های تاریک و خلوت عبور کنندو احیاناً از تاریکی و خلوتی می ترسیدند برای غلبه بر ترس با صدای بلند زیر آوز می زدند. این آوازها به آواز کوچه باغی معروف بود- یا یکی از انواع آوازهای کوچه باغی بود-وهنگامی که صدای عابری با این آواز بلند می شد و چهچهه ی پایانی آن با کلماتی مانند حبیب من...عزیزمن...امان امان و..می پیچید،برخی از اهالی محل که دل ودماغ بیشتری داشتندو انگیزه رهگذر آوازه خوان را می شناختند،سر از پنجره بیرون آورده و با جملاتی نظیر دمت گرم!...دارمت!و...با او همراهی می کردند،یعنی این که نترس! خوف نکن! ما بیداریم...
5 شنبه هفته گذشته وزرای خارجه دفاع و امنیتی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در پایان اجلاس سه روزه خود در ریاض،بار دیگر(وبه روال چند ساله اخیر) با صدور بیانیه ای از ادعای موهن مالکیت امارات متحده عربی بر جزایر سه گانه تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی حمات کردند و از جمهوری اسلامی خواستند از طریق مذاکره به اختلاف موجود درباره ی مالکیت این سه جزیره پایان دهد!
کشورهای عضوشورای همکاری خلیج فارس(عربستان، عمان، کویت، امارات متحده عربی و قطر) که سابقه ی تشکیل هیچ یک به 100 سال نمی رسد،به خوبی از حاکمیت قطعی ایران بر جزایر سه گانه و اسناد این حاکمیت بلامنازع باخبرند و حتی در دورترین افق های ذهن خویش هم نمی توانند تصور روزی راداشته باشند که این حاکمیت کمترین خدشه ای پیدا کند،بنابر این انگیزه ی آنها از تکرار این اعای واهی و بی اساس هرچه باشد ،احتمال خروج این سه جزیره از حاکمیت ایران نیست،پس ماجرا چیست؟
برای پاسخ به این سئوال ابتدا باید به اسنادی که حاکمیت قطعی ایران بر جزایر سه گانه را نشان می دهد اشاره کرد؛
1. علاوه بر نقشه های متعددی که از دوران یونان باستان (قبل از میلاد مسیح) برجای مانده و در آنها از تمامی جزایر خلیج فارس با عنوان بخشی از سرزمین ایران یادشده است،در سده های اخیر نیز تمامی نقشه های رسمی که از سوی کشورهایی نظیر انگلستان،فرانسه، روسیه، پرتغال، اسپانیا و... تهیه شده و به عنوان اسناد رسمی نگهداری می شوند،جزایر خلیج فارس از جمله سه جزیره تنب بزرگ و کوچک و ابوموسا را بخشی از خاک ایران دانسته اند.از جمله دولت انگلیس که بیش از دو سده در منطقه حضور داشته و درمواردی نیز با دولت های وقت ایران درگیر بوده است،در مجموع23 نقشه ی رسمی از منطقه تهیه کرده است که در تمامی آنها بدون استثناء جزایر سه گانه متعلق به ایران است.
2. در سال 1830 کاپیتان جی.بی.بروکس G.B.BRUCKS از سوی کمپانی هند شرقی وابسته به دولت استعماری انگلیس نقشه ای رنگی از خلیج فارس تهیه می کند. در این نقشه رنگی که نسخه هایی از آن در وزارت خارجه انگلیس ومخزن اسناد سازمان ملل متحد نگهداری می شود،3 جزیره تنب یزرگ و کوچک وابوموسا به رنگ خاک ایران ترسیم شده است. کاپیتان بروکس نزدیک به 12 سال برای تهیه ی این نقشه در خلیج فارس بود.
3.در سال 1835"ساموئل هنل" از سوی دولت نگلیس مامور تعیین حدود کشورها در خلیج فارس می شود.هنل در نقشه ی خود یک خط فرضی در آبهای خلیج فارس ترسیم میکند که جزایر سه گانه در قسمت فوقانی (شمالی) این خط فرضی قرار داشته و متعلق به ایران دانشته شده است.
4. در ژانویه سال بعد(1836) سرگرد "موریسن" جانشین ساموئل هنل،ماموریت او را پی میگیرد و پس از مذاکره با شیوخ خلیج فارس نقشه ای که به تایید آنها رسیده بود را تهیه می کند.در این نقشه ،جزایر سه گانه در عمق بیشتری از خاک ایران قرار گرفته است.
5.در سال 1881 نیروی دریایی انگلیس بار دیگر نقشه ای از منطقه خلیج فارس تهیه می کند که در آن جزایرسه گانه و خاک ایران رنگ مشترکی دارند.
6.در سال 1886 دایره اطلاعات دولت انگلیس نقشه ایران را با رنگ یکسان جزایر وخاک ایران تهیه کرده و در12ژوئن همان سال این نقشه از سوی وزیرمختار انگلیس در تهران به ناصرالدین شاه تحویل داده می شود.
7.در سال 1908،دولت ایران امتیاز استخراج خاک سرخ (سنگ آهن ) رابه ونگهاوس آلمانی می دهد که دولت انگلیس به دلیل تیرگی روابط خود با آلمان، به ایران اعتراض می کند، دولت انگلیس در اعتراض خود خواهان کسب امتیاز استخراج خاک سرخ برای شرکت های انگلیسی است یعنی تایید بر حاکمیت ایران... و از ده ها سند دیگر،از جمله احکامی که دولت های وقت ایران برای انتصاب حکام-استانداران- خود در بندر لنگه که سه جزیره یاد شده بخشی از آن بوده است،صرف نظر می کنیم.
8.اصلی ترین و تنهاترین سندی که امارات برای اثبات ادعای خود ارائه می کند نامه ای است که شیخ یوسف فرماندار ایرانی بندر لنگه در سال 1882 به شیخ حمیدالقاسمی حاکم راس الخیمه می نویسد و در آن به عنوان تعارف و ابراز ادب -که آن هنگام بسیار متداول بوده و در بسیاری نامه های مشابه دیده می شود- نوشته بود؛ابوموسا از آن شماست(یعنی در خدمت شما هستیم!)
نکته در خورتوجه این که شیخ یوسف در ادامه همین نامه خطاب به حاکم راس الخیمه می نویسد «بَلَدَ لِنجِه بَلَدِکُِم» یعنی شهر بندر لنگه هم شهر شماست وعجیب آن که اماراتی ها وقتی به این نامه استناد می کنند جمله ی اخیر را که به وضوح نشان می دهد جمله قبلی فقط یک تعارف بوده را حذف می کنند!
9. در حقوق بین الملل و قوانین مربوط به مرزها و سرزمین ها،حاکمیت یک کشور بر یک منطقه از چند راه به اثبات می رسد. ازجمله«مالکیت تاریخی»،حاکمیت موثر یعنی برافراشته بودن پرچم،نصب حکام،حضور نیروی نظامی و... که تمامی این ملاک ها و معیارهای حقوقی از حاکمیت قطعی ایران برجزایر سه گانه حکایت دارد.
10.در میان کشورهای عضور شورای همکاری خلیج فارس،همراهی بحرین با سایر کشورهای عضو حساب جداگانه ای دارد،زیرا بحرین یخشی از خاک ایران بوده که در جریان یک زدوبند غیرقانونی میان شاه و دولت های آمریکا و نگلیس از ایران جدا شده است و امروزه اصلی ترین خواسته ی مردم بحرین بازگشت این استان جداشده از ایران به سرزمین اصلی و مادری آن، یعنی ایران اسلامی است و بدیهی است که این حق مسلم ایران و مردم استان جداشده آن نباید و نمی تواند نادیده گرفته شود.
11.واکنون با توجه به اسناد یاد شده که از حاکمیت قطعی و بلامنازع ایران بر جزایر سه گانه حکایت می کند، باید به این پرسش بازگشت که انگیزه اصلی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از ادعای واهی حاکمیت امارات بر جزایر سه گانه چیست؟ و آیا این ادعا می تواند غیر از وحشت آنان از زلزله ای که انقلاب اسلامی بر حکومت های قرون وسطایی و غیر قانونی آنها انداخته است علت دیگری داشته باشد.تمامی دولت های یاد شده با دخالت مستقیم قدرت های استکباری شکل گرفته اند و مردم کمترین دخالتی در تعیین دولت ،سیاست گزاری ها وتصمیم گیری های آن نداشته و ندارند.از سوی دیگر تمامی دولت های عضو این شورا در میان مردم خود به همکاری با رژیم صهیونستی و دستکم بی تفاوتی در مقابل جنایات این رژیم علیه مردم فلسطین متهم هستند.حاکمان دولت های یادشده به خوبی می دانند که در عصر بیداری اسلامی با الگوی انقلاب اسلامی حاکمیت یک خانواده برسرنوشت مردم و غارت ذخایر ملی، امکان پذیر نیست و از آنجا که لرزه ی منجر به فروپاشی رژیم های غیرقانونی خود را ناشی از الگوی جمهوری اسلامی ایران می دانند و دراین مورد حق دارند! دشمنی با ایران اسلامی را به عنوان یکی از اهداف استراتژیک خود برگزیده اند...و چه گزینش خطرناکی،نه برای ایران،که برای ادامه حاکمیت خودشان.
ادامه در پست بعدادامه پست قبل: http://ebi-64.blogfa.com/post-34.aspx
ننگ تاریخ بر انگلستان باد
انگلیسا در جهان بیچاره و رسوا شوی ز آسیا آواره گردی وز اروپا پا شوی
چون به یاد آری ز آبادان و کشتی نفت موج زن از شور دل مانند دریا شوی
خطه بحرین را سازی به ایران مسترد بی نصیب از غولگاه لولو لالا شوی
عشق بلع نفت خوزستان و موصل را به گور برده و آواره از دنیا و مافیها شوی
هرکجا دیدی جوانمردی وطن خواه و غیور از میان بردی اش تا خود در جهان آقا شوی
عهد بستی بی طرف مانی تو در کار هرات چو پسندیدی که ناگه بر سر حاشا شوی ؟
( هرات بخشی از ایران بود که توسط انگلستان جدا شد )
آتش جنگ عمومی را نمایی شعله ور قتل میلیون ها جوان را علت اولی شوی
شادروان ملک الشعرای بهار
پرونده مالکیت ایران بر بحرین را به جریان خواهیم انداخت
عضو هیأت رئیسه كمیسیون امنیتملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی گفت: در صورت ادامه ادعاهای امارات، ایرانی بودن بحرین و برخی از خاك امارات را از طریق مجامع بینالمللی پیگیری میكنیم. سلیمان جعفرزاده در گفتوگو با ایلنا، اقدامات برخی كشورهای عربی را در راستای تحركات جدید آمریكا در منطقه ارزیابی كرد و گفت: آمریكا در ادامه سیاستهای تفرقهانگیز خود به اختلافات قومی و فرهنگی روی آورده است چرا كه بقای خود را در دامن زدن به این امور میبیند. وی افزود: كشورهای عربی نیز به دلیل ضعفهایی كه درنوع حكومت و شیوه حكمرانی خود دارند، سعی در ارضای دیدگاههای ایالات متحده دارند. نماینده ماكو و چالدران در مجلس شورای اسلامی با بیان اینكه مجلس حافظ حقوق و منافع مردم است، تأكید كرد: نمایندگان ملت با آنچه به حقوق ملی و تمدنی ما لطمه وارد كند، برخورد خواهند كرد و آن را در جلسات هفته جاری كمیسیون پیگیری میكنند. وی خاطر نشان ساخت: در صورت ادامه ادعاهای واهی امارات و دیگر كشورهای عربی ما نیز با مقابله به مثل، ایرانی بودن برخی از این كشور ها را به جریان خواهیم انداخت چرا كه هنوز چندسالی بیش از جدا شدن بحرین و یا بخشی از خاك امارات از ایران نمیگذرد.عضو هیأت رئیسه كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هفتم در پایان گفت: ما میتوانیم از طریق مجامع بینالمللی ایرانی بودن این كشورها را اثبات كنیم و خواهان الزام آنها به خاك كشور خود باشیم.
خبرهای خبرگزاری های ایران مبنی بر مالکیت ایران بر مجمع الجزایر بحرین :
از استان چهاردهم ایران تا کشوری به نام بحرین
در چند ساله ی اخیر هرگاه شیوخ کشورهای سلطنتی عرب در قالب شورای همکاری خلیج فارس گرد هم آمده اند، همواره یک موضوع مشترک در بیانیههای نمایشی و بی اثر پایانی آنها وجود داشته و آن ادعای مالکیت امارات بر جزایر سه گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی بوده است. ادعایی که به رغم تکرار چندین باره ی آن در هر سال، نه تنها هیچ ضمانت اجرایی ندارد بلکه خود بهتر میدانند که آرزویی محال و خوابی تعبیر ناشدنی است.
اما در روزهای گذشته روزنامه ی کیهان ( 18/4/86 ) در یادداشت روز خود در واکنش به تکرار مجدد این ادعا در بیانیه ی اخیر این شورا، ضمن برشمردن مستنداتی هر چند محدود در خصوص مالکیت ایران بر این جزایر سه گانه، درطرحی جدید، موضوع جدایی بحرین از ایران در کمتر از 40 سال پیش اشاره کرد و همین اشاره ی کوتاه باعث گردید تا موجی از وحشت در میان سران برخی از این کشورها که همواره مناسبات و روابط خود با جمهوری اسلامی ایران را تابعی از شرایط ایران در مجامع بین المللی میدانند، به وجود آورد.
مجموعه جزایر بحرین که از قبل از اسلام جزو محدوده ی سرزمین ایران بوده و حکومتهای هخامنشی، اشکانی، ساسانی و... همواره به آن حکومت میکردند و پس از خروج اعراب از ایران نیز همواره در قلمرو حکومت ایرانیان بوده، در سال 1336 که ایران به ایالتهای مختلف تقسیم شده بود، رسما به عنوان ایالت چهاردهم ایران معرفی گردید. این استان ایرانی که سرشار از منابع زیرزمینی نفت و گاز و نیز بزرگترین تولید کننده ی مروارید در آسیا میباشد، مورد طمع امپریالیسم و استعمار پیرانگلستان قرار گرفت و به دلیل بی کفایتی شاه و دربار ایران، در زمان نخست وزیری هویدا، در سال 1349 هجری شمسی یعنی 37 سال پیش در طی یک زد و بند غیر قانونی میان دربار شاه و دولت انگلیس، از ایران جدا گردید و به دولت انگلیس بخشیده شد.
زد و بندی که چه بسا اگر 8 سال به تعویق میافتاد، دیگر اکنون کشوری به نام بحرین در نقشه ی جغرافیایی جهان وجود نداشت. هر چند که با پیدایش انقلاب اسلامی ایران، مسئوولین ایران همواره سیاست خود در قبال کشورهای منطقه را یک سیاست دوستانه، برادرانه و بر پایه ی احترام متقابل و حسن همجواری اعلام کرده و همواره خواستار گسترش روابط با این کشورها بوده و همیشه حسن نیت خود را در این باره نشان داده اند، اما آن چه اکنون جای تامل و درنگ دارد، این است که این کشورها که با انتشار یک مقاله این چنین دچار رعب و وحشت شده اند، چرا علی رغم این سیاست ایران همواره چنین ادعاهایی را مطرح میکنند و آیا مستندات و دلایلشان برای ادعای حاکمیت بر جزایر سه گانه ی ایرانی قابل مقایسه با دلایل ایران در خصوص حاکمیت بر بحرین و دیگر سرزمینهای جدا شده از وطن اصلی خود میباشد و این که آیا اساسا میتوان با چنین ادعاهایی که با تمرکز بر روی تاریخ جغرافیایی کشورها مطرح میشود، قلمرو جغرافیایی جدیدی ترسیم کرد.
مطمئنا سران این کشورها که دخالت بیگانگان در تصمیم گیریهای آنها کاملا مشهود و محسوس است، از درک این واقعیت عاجز نیستند که در صورت باز شدن پرونده ی این موضوعات، خود بیشترین ضررها را متحمل شده و تقسیم بندیهای جغرافیایی در خاورمیانه دستخوش تغییرات وسیعی خواهد شد. ضمن این که قدرت نرم افزار شیعی در کنار سخت افزار ملی ایرانیان، قدرتی نیست که ادعاهایی را به مثابه یک تهدید تلقی کند، کما این که همواره شاهد صدور چنین بیانیههایی بوده و هستیم.
تا اطلاع ثانوی، بحرین متعلق به ماست
۲۵ تیر ماه ۱۳۸۶ ساعت : ۰۶ , ۰۳
خبرگزاری انتخاب : یادداشت روز کیهان"آواز کوچه باغی" به قلمحسین شریعتمداری، در تاریخ 18تیر1386حساسیت های زیادی را در محافل سیاسی داخل وخارجی خصوصا منطقه خلیج فارس برانگیخت. تا آنجا که پرچم مقدس کشورمان مورد اهانتجمعیت معترض بحرینی در منامه قرار گرفت..
همچنین نقل محافل سیاسی است که سفراخیر و بدون برنامه منوچهر متکی به بحرین برای دلجویی و استمالت از مقامات بحرینیبه خاطر سرمقاله کیهان صورت گرفته است. حال سوالی که به ذهن می رسد آنست که ابرازپشیمانی و دلجویی مسئولین ایرانی از منامه چه دلیل موجهی دارد؟ مگر حسین شریعتمداریچه خطایی را مرتکب شده است؟ مگر مقامات کشورهای عربی و حاشیه خلیج فارس برای صدورهر روزه بیانیه های خود و شورای همکاری خلیج فارس بر علیه ایران و نقض حاکمیت ملیکشورمان در خصوص جزایر سه گانه ، از ما پوزش می خواهند؟ ( بارهای ادعاهای دروغ از سوی اعراب بر ضد تمامیت ارضی ایران شنیده می شود و حال که یک بار مقامات ایران بر مالکیت تاریخی و قانونی ایران بر بحرین اشاره کرده است خبرگزاری های عرب دست به جنجال و هیاهوی پوشالی می زنند . مگر همین شما اعراب نبودید که هشت سال به حمایت از صدام دست زدید و در نهایت این شرم را برای خود در تاریخ به جای گذاشتید ؟ پس هرعملی عکس العملی را نیز در پی خواهد داشت . )
پس از این همهاعتراض رسمی و نیمه رسمی مقامات ایرانی نسبت به رژیم حقوقی جزایر سه گانه، تا کنونحتی یکبار بصورت روشن از زبان یکی از مقامات عرب، نشنیده ایم که بر حق سرزمینیایران صحه بگذارد.آسمان که به زمین نیامد! حسب اتفاق، مقاله حسین شریعتمداری،یادداشت کاملاً مستندی بود،در قبال مشتی لاطائلات اعراب در مورد جزایر سه گانه کهبه دلیل عدم واکنش مناسب مقامات ایرانی، کم،کم امر بر آنها مشتبه شده که حق نیز باآنهاست؛ دیروز خلیج فارس بود، امروز جزایر سه گانه ،اهواز و فردا هم احتمالاتهران!
شاید باید این حرکت تاکتیکی را چون قانونی نانوشته حمایت کرد،کههربار اعراب ادعایی واهی نسبت به جزایر سه گانه را مطرح کردند، در جواب روزنامه هایمهم و پرشمارگان کشور حق ایران نسبت به بحرین و جزایر سه گانه را یادآورشوند.«سرمقاله، تیتر اول،صفحه اول »قطعاً اگر این اقدام صورت پذیرد و ده ها بار نیزتکرار گردد، بدلیل ضعف تاریخی و سندی، اعراب عقب خواهند نشست.آنها شاید بتوانندفرد،گروه،سازمانی را با دلارهای نفتی بخرند، اما نمی توانند تاریخ را از نو بنویسندو آن را تغییر دهند.
نگارنده تا به امروز همیشه از منتقدان روش کیهان ومدیریت آن بوده است، ولی دلیلی نیست که در مقابل واکنش صحیح شریعتمداری و کیهان،بازهم انتقاد کند! تمام نشریات راست دنیا معمولا نسبت به تمامیت ارضی کشور خودعموما با بیشترین حساسیت ممکن برخورد می کنند و مگر کیهان اقدامی غیر این انجامداده است؟ درست در قامت یک نشریه راست از حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران به دفاعپرداخته است.
این بسیار خوشایند است که عمداً یا سهواً روزنامه کیهان نهفرد و گروهی! را کشف کرد، و نه معاندین و معارضین را مورد عتاب، اهانت قرار داد. تنها در قامت یک روزنامه راست کلاسیک مقاله ای گیرا و مستند را منتشر کرد. در مقابلآن همه مقالات سراسر کذب روزنامه های عربی، دلیلی برای سکوت وجود ندارد، چه بهترآنکه تریبونی بالاخره پس از دو دهه زیگزاگ رفتن سرانجام در جهت درست خود قرار بگیردو از جانب ملت ایران حق حاکمیت ملی سرزمین ایران را فریاد کشد و اعراب توهم زده رااز خواب بپراند. اگر آنها تن شان برای سرزمین شان می لرزد چرا تن ایرانیان نلرزد وچرا مدام تن ایشان را نلرزانیم تا اصل رعایت محدود سرزمینی را رعایتکنند؟
کسی حقی برای ما متصور نیست، ما خود برای احقاق حقوق خود باید تلاشکنیم. مگر نه اینکه قرارداد "هویدا – شفیق" در سال 1352 در خصوص رژیم حقوقی رودهیرمند دائر بر حق ایران نسبت به یک/دوم آب این رودخانه که از افغانستان سرچشمه میگیرد، امروز به دلیل سهل انگاری مسئولین ما توسط مقامات کابل نقض می شود؟ مگر نهاینکه بیش از یک هزار روستا و شهر و زمین های زراعی سیستان از کمبود آب و نقض رژیمحقوقی رود هیرمند توسط افغانستان آسیب های فراوانی دیده است؟
مگر نه مفادقرارداد 1975 الجزیره بین شاه وقت ایران و صدام حسین هنوز که هنوز است بطور تمام وکمال اجرا نمی شود و رژیم حقوقی اروند رود آنچنان که شایسته است از سوی مقاماتایرانی مورد توجه قرار نگرفته، و مقامات عراقی هم خویش را به آن راه میزنند.
و مگر نه اینکه قرارداد 1940 ما بین حکومت وقت ایران و جمهوری شورویسابق در خصوص رژیم حقوقی دریای خزر با سهل انگاری ما مورد تجاوز روسیه امروزی واقمارش قرار گرفت؟ قراردادی تا آن حد مشخص که سهم ایران را از دریای خزر 50 درصد میدانست، امروز چه بلایی بر سراش آمده است؟ سهم ایران به چند درصد تقلیل یافته است ؟ همین مصلحت اندیشی ها و همین امتیازدهی هاکار را به جایی رسانده که حق ایران را 8درصد از آب دریای خزر هم نمیدانند.
همچنین باید به مقامات عربیخاطرنشان ساخت، تا زمانی که حق ایران نسبت به جزایر سه گانه به رسمیت نشناسند ودست از ادعای واهی خویش برندارند؛ حق حاکمیت بحرین نیز از سوی ایران به رسمیتشناخته نخواهد شد، پس تا اطلاع ثانوی بحرین متعلق به ایران است.
ادامه در پست بعد
ادامه پست قبل:
http://ebi-64.blogfa.com/post-34.aspx
موقعیت حساس و ثروت های طبیعی بحرین
ادامه پست قبل:
http://ebi-64.blogfa.com/post-34.aspx
نهضت ایرانیان در بحرین ( پس از اسلام )
http://ebi-64.blogfa.com/post-34.aspx