userinfo close

  ,

جامعه اطلاعاتی


informationsoceity

تاسیس: 15 مهر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: چهارشنبه شهریور - معاونان
اینجا رو معاون پر می کنه!
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
8
86/10/7 (03:01)
0
18
86/10/3 (02:56)
0
11
86/10/3 (02:43)
3
18
86/10/3 (02:27)
0
11
86/9/16 (12:50)
0
8
86/3/4 (08:45)
0
3
86/1/17 (19:29)
0
4
86/1/17 (03:30)
21
107
85/10/18 (10:38)
0
11
85/9/7 (04:21)
2
13
85/8/19 (18:56)
1
11
85/8/19 (07:39)
0
4
85/8/7 (04:09)
2
11
85/8/7 (04:07)
3
17
85/8/4 (00:45)
0
2
85/7/26 (01:45)
1
9
85/7/24 (06:56)
1
9
85/7/22 (08:42)
1
5
85/7/17 (21:56)
3
18
85/7/15 (22:34)

عنوان بحث

چهارشنبه  شهریور , sarah81

هر ان چه سخت واستوار است دود می شود وبه هوا می رود.....

اگر بخوایم سراغ موقعیت" فرد" و "رسانه" بریم ، بهتره از ژان بودریار ، روشنفکرعاصی ضد دنیای مجازی والبته مث همه ی فرانسوی ها، بدبین ! استفاده کنم: (ما در جهان واقعیت مجازی زندگی می کنیم و این سرنخ اصلی روایت زندگی همه ما است.)

واقعیت مجازی ، واقعیتی است که خیلی ساده  دیگر" واقعی" نیست. زیاد دلیل لازم ندارد،یا اگه هم داره من بدیهی فرض اش می کنم.سال 1890 سرخپوست ها در ناحیه (وانددنی ) قتل عام شدند.از جمعیت یک میلیونی شون، تنها سیصدو پنجاه هزار نفر باقی موند! و حالا این تصویر در این سال ها چطور به ما رسیده است؟ ما که خودمون قدرت تجربه حوادث آن دوران را نداشتیم . پس تجربه ما،  تصویر فیلم های "وسترن" غرب وحشی می شود و سرخ پوست هایی که نه تنها سر سازگاری با گاوچران های یانکی را ندارند بل که کمر به قتل شان بسته اند و این بین همیشه "جان وین " ی هست که به شکل معجزه آسایی یا سرخ پوست ها را به آشتی درآورد یا از آنها حمایت کند تا چهره ملایم غربی ها ، پایدار به نسل های بعدی منتقل شود. امروزه روز،  آمریکایی هم  پیدا میشود که بپرسد پس کشتار عمومی آنها در 1890 را چه کسی ترتیب داده بود؟ چه طور شد یک دفعه آمریکایی ها به پرستارهای دلسوزی تبدیل شدن که در سریال های تلویزیونی رنج سفر به یه سرزمین بدوی رو تحمل می کردن تا به اون رنگین چهره ها بگن تمدن چه شکلیه وچه طور باید لباس بپوشن ،کار کنن یا جلوی عطسه وسرماخوردگی شون رو بگیرن و واسه جامعه شون مفید باشن؟ می بینیم که به همین سادگی روایت تلویزیونی ، تصویر ما از یک حافظه تاریخی می شود .

رسانه حوش اش است درون فرد جایی قرار بگیرد .ما با توجه بیش از حدمان به آن، به میل رسانه پاسخ می دهیم وخود به خود مشروعیتی می دهیم تا ذهن فرد را بشکافد و وارد آن شود .  بودریارمیگه : "ما درجهان واقعیت رسانه ای زندگی میکنیم." پس کار رسانه ، آفرینش واقعیتی از پیش تعیین شده است. اون وقت حالا دیگه شخصیت های تلویزیونی فقط بازنمایی دوباره آدم ها وشخصیت شون  نیست ، بل که رمزگذاری  یا مظاهر ارزش های ایدئولوژیک است. قدیم ترها رسم خوبی بود که می گفتن "معنا" هایی که هویت آدم ها ر وشکل می ده قاعدتا باید  از تجربه اجتماعی سرچشمه بگیرد،اما حالا دیگه دمده شده، این تجربه اجتماعی هم داره از طریق رسانه فیلتر و پخش میشود. تلویزیون ، تجربه ما را به خودمون بر می گردونه. البته حال هم می ده می زاره اونو با واقعیت های ملموسی که خود،  دست به تجربه شان زده ایم مقایسه کنیم، تطبیق اش دهیم ، کم وکاستی اش را جبران کنیم ؛ تا تجربه تلویزیونی و رسانه ای به جای  تجربه عینی ما بنشیند.

پس خشک وجدی اش این میشه که اهمیتی که ما برای  بیان حقیقت قائل ایم ، تابع متغیری از تاثیر رسانه ها برما است. بودریار چون اروپاییه پس میشه حق داد که بگه جهان ما ،جهان پست مدرن است و جهان پست مدرن ، جهان simulation(  شبیه سازی  ) شده است. جهانی که از روی نمونه واقعی آن شبیه سازی شده است . معانی ذهن ما در شبیه سازی که رسانه ها می کنن ، دچار وضعیتی "فراواقعیتی " می شه . این حالت یه جور کلمه ی آکادمیک داره :hyper reality  (فراواقعیت) .

دوره تبلیغات رایش سوم تمام شده است وکسی جرات نداره بگه ماها ادم های بی فکری هستیم که هر چی رسانه به خوردمون می ده قبول می کنیم...بدترش اینه که خودمون هم دیگه باورمو شه حق انتخاب داریم وآزادی اندیشه وگفتمان واین جور بازی های دموکراتیک... پس کار همین دنیای  دموکراتیک خیلی سخت تر میشه چون خودش واسه هرجور استبدادی اخ وپیف میکنه. رسانه برای سلطه بر حریم افراد ، باید  دنبال راه های پیچیده و محافظه کارتری بیافته.راهی که کسی متهم اش نکنه جلوی ذهن مارو گرفته، کسی جرئت نمیکنه بگه ما مخاطب فعال نداریم و همه همان منفعل های دهه چهل هستیم که اگه هیتلر بگه با قیافه ی یهودی ها حال نمیکنم،همه بگیم آره ما هم حال نمی کنیم.  برای همین رسانه می گوید انتخاب ، حق مخاطب است. شما باید ببینید وانتخاب کنید . توانایی گزینش دارید، منتها تا هنگامی که در چارچوب کلی رسانه باشد.  پیام تلویزیون تصاویری نیست که ارسال می کند ، بلکه روش های جدید ارتباطی ودرکی است که تحمیل میکند و تغییراتی که در ساختار ذهن افراد ایجاد میکند.شما می تونین قبول کنین آسوشیتپرس داره خبرهای دنیا رو تحریف میکنه ،اما مرجع تون واسه واقعیت کجا میره؟ شما که می دونین دنیاتون بزرگه وتنهایی همی چی رو نمی تونین تجربه کنین. سراغ بی بی سی می رین؟ سی ان ان؟یه چیز دیگه؟ خوب همه شون میگن ما یه جور دیگه می بینیم. شما می تونین بازم مقومت کنین که نه اینم اصل واقعیت نیست. ولی تا کی می تونین در مقابل پیدا کدن حقیقتی که هیچ کدوم بیان نمی کنن بدوید وحوصله تون سر نره؟ آخر از طن خودتون یار یکی میشین وخیال خودتون رو راحت می کنین.  معنا ی هر متنی قاعدتا سرچشمه از تجربه ذهنی و عینی اجتماعی افراد دارد . مشکل آنجا است که این تجربه اجتماعی هم از طریق رسانه ها بازسازی می شود به گونه ای که تجربه او نحوه شناخت ما از جهان می شود.

در گذشته هم ، دنیا همین اندازه بزرگ بود ؛ منتها سروکار ما با آن یا نیاز ما به اطلاعات تا این اندازه بزرگ نشده بود .این کاری است که رسانه ها با ما می کنند "توهم اطلاعات" آنقدر همه گیر می شود تا نیاز به مصرف رسانه را توجیه کنند.

 این که مجاز رسانه جای خودش را پیدا می کند به این دلیل است  که خودمان قدرت تجربه همه وقایع را از دست داده ایم ؛ پس CNN یا BBC یا هر بنگاه خبرپراکنی دیگر تجربه ما از جنگ میشود .

واقعیت دستکاری نشده بیرونی تحلیل می رود و ما حق انتخاب خود را حفظ میکنیم منتها چه کسی انکار خواهد کرد که انتخاب مان میان گزینه های بنگاه های خبرپراکنی خارجی خواهد بود؟

"دریدا" معتقد است انسان جهان را از خلال زبان ، درک وفهم می کند .از جهان متن های بی پایان و تودر تو می سازد و سپس آن را تحلیل میکند.

پس چیزی خارج از متن وجود ندارد.همه چیز درون متن و درون زبان است. متن هایی که به باور دریدا با یکدیگر ارتباط برقرار میکندد. و این رابطه بین متنی ، لزوما آن چیزی نیست که خالق آن می خواسته است ؛ در مقیاس وسیع تر هم متن در رسانه به ذهنیت انسان دامن می زند. گیج می شم؟ همون چیزی که بودریار میگه؟ اخر تبدیل میشم به آدمی که دربه در سایت های مختلف رو پیدا میکنم ودانه ای از هر کدوم میچینم وگیج تر از قبل اش آروم سرجام میشنم تا سری از پرده برون آید وکاری بکند. معجزه ای که مال رمان های تاریخیه نه ما.... تلاش می کنین خودتون دست به سروسامان دادن به  دریافت های  هزار گونه ی خبرها بزنید وبهشون نظم بدین؟ وتحلیل کنین؟پس باز هم از خلال رسانه ها دستکاری می کنین ،می سازید و میشه  واقعیت حقیقی . یه دایره ی تسلسل گریزناپذیر. چیزی که بودریار میگه رفتاری اجتماعی ماها رو به یه جور  انفعال و بی تفاوتی سیاسی می رسونه در حالیکه ظاهرش تلاش برای فعال بودنه..واسه آگاهی داشتن....

واقعیتی که از انتزاع ذهن آدمی ساخته شده است . پس این انقلاب اطلاعاتی به برکت برخورداری از ابزارهای جدید تکنولوژیک اش ، هر چه بیشتر تونسته این واقعیت انتزاعی ومجازی را براتون ترکیب کنه. اما به قول "ساموئل بکت" درهرصورت سایه از  جسم بهتر نیست و مجاز هم از واقعیت کاراتر نیست.

مفهوم واقعی جنگ که یک مصیبت تراژیک و انسانی است،  از خلال رسانه ها به یک فراواقعیتhyper reality   تبدیل می شود . به مجموعه ای از تصاویر مستقیم وگزینش شده توسط رفتار رسانه الکترونیک ، بمباران اهدافی که جز بر صفحه رایانه ها دیده نمی شود و جذابیت یافتن تراژدی در قالب یک نمایش یا شوی تلویزیونی که افراد همچون یک سریال تلویزیونی در انتظار دیدن اش لحظه شماری می کنند! ! تبدیل می شود در جها ن پست مدرن اطلاعات زده ،انسان ها همان قدر نسبت به بزرگ ترین فجایع انسانی فقر، گرسنگی، نسل کشی وبی عدالتی .... واکنش نشان می دهند که در برابر سریال های تلویزیونی ! و این اتفاق دردناکی است. از میان برداشتن مرز میان واقعیت و فراواقعیت ، به سود فراواقعیت و از میان رفتن تاثیر دراماتیک واقعیت بیرونی است.

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
چهارشنبه  شهریور , sarah81
3

در مورد انحصار رسانه تو ایران،من زیاد با این که مردم به همین رسانه دل خوش می کنن موافق نیستم،اونا دقیقا به خاطر این که رسانه رو با چارچوب نظام یکی می کنن. ازش دوری می کنن ومیرن سراغ شبکه هایی که به نوعی مخالف باشن . (حتی پای اراجیف سیاسی شبکه های ایرانی ماهواره می شینیم ) توهم این که هر چی جام جم خودمون می گه دروغه،وادارمون می کنه همیشه دنبال نظرهای مخالف و رو کردن دست رسانه های وطنی باشیم ) هر خبری که در مخالفت با خبر ثدا وسیمای خودمون باشه رو، بیشتر قبول می کنیم تا خبرهایی که جهت گیری ی کمتری دارن.

این توهم که اونا نمی زارن ما سر از کار مملکت در بیاوریم (چه درست وچه غلط وچه یکمی از این واون ) ما رو وارد چرخه سر زدن به پایگاه های خبری مختلف دنیا می کنه که دست آخر با یه کوله باری از اطلاعات مختلف هنوز مرددیم کدوم می تونه درست باشه؟ 

چهارشنبه  شهریور , sarah81
2

درسته من هم موافقم با این حرف. همه مون پای این رسانه های غیر وطنی میشینیم ،شاید لقمه ی دندون گیری تو این سانسور وحشتناک خبری گیرمون بیاد.

شاید اشتباه من بود این طوری ازرابطه ی سوژه ابژه ی فرد ورسانه شروع کردم از یه بحث نسبتا فلسفی- ارتباطی، که در مقابل کارکرد معمول رسانه انتزاعی به حساب می یاد.  

منتها شما قبول ندارین وقتی رسانه های خودمون اون قدر خبر کج وکوله و نادرست پخش می کنن،دیگه جایی حتی برای اطمینان به یه خبرشون هم برای ما نمی مونه و کم کم درگیر این می شیم که رادیو فردا.بی بی سی .سی ان ان و هزارتا خبرگزاری ی دیگه رو چک کنیم .اونا هم هرکدوم یه جای فیل رو می بینن....(همون قصه ی قدیمی در مورد دیدن فیل تو تاریکی ) واسه ما سخته بین همه ی این نظرهای مختلف یکی رو حقیقت بدونیم. معمولا (لااقل در مورد خودم) می تونیم بگیم فلان جا اینو می گه ،فلانی اونو..... همه ی اطلاعات رو دسته بندی می کنیم ولی کار به قضاوت نمی کشه . واسه همین همیشه کلی خبر تو آستینمون هس که هر کدوم احتمالا یکمی،درست میگن

شما با این تکه پاره شدن خبر (بخونیم حقیقت؟) موافق نیستین؟ لااقل نسبی؟

مهدی الف , mehdi379
مهدی الف - 03:49 1385/07/14
1
راستش متوجه نشدم برداشت تو از نقش رسانه تو زندگی امروز ما چیه؟ فقط میدونم تو کشوری مثل ایران که رسانه های تصویری انحصاری هستن و فرصت رقابت فراهم نشده مردم مجبورن ( دقیفآ مجبورن !) به همین تک مجموعه رسانه ای دلخوش کنن ، پس صدا و سیما ( و  خروجی اون)یه نقش عمده تو برداشتهای فکریشون ایفا میکنه ...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.