| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
466
|
3325
|
87/7/19 (01:05)
|
|
||
|
|
410
|
2800
|
87/7/22 (21:23)
|
|
||
|
|
482
|
3303
|
87/7/21 (23:00)
|
|
||
|
|
567
|
3116
|
87/7/20 (11:13)
|
|
||
|
|
3
|
16
|
87/7/23 (08:24)
|
|
||
|
|
1
|
3
|
87/7/23 (03:14)
|
|
||
|
|
49
|
443
|
87/7/22 (19:58)
|
|
||
|
|
25
|
185
|
87/7/22 (19:53)
|
|
||
|
|
37
|
233
|
87/7/22 (19:46)
|
|
||
|
|
185
|
999
|
87/7/22 (15:39)
|
|
عنوان بحثنظر حضرت علی در مورد زن 23 آذر 85 - 18:17 | |
سیمای زن در نهج البلاغه
خطبه 80 نهج البلاغه: معاشرالنّاس ان النساء نواقص الایمان نواقص الحظوظ نواقص العقول ای مردم ،زنها از ایمان و ارث و خرد کم بهره هستند.اما نقصان ایمان آنها به جهت نماز نخواندن و روزه نگرفتن است در روزهای حیض و جهت نقصان خردشان آن است که در اسلام گواهی دو زن به جای گواهی یک مرد است و از جهت نقصان نصیب و بهره هم،ارث آنها نصف ارث مردان می باشد.پس از زنهای بد پرهیز کنیدو از خوبانشان بر حذر باشید و در گفتار و کردار پسندیده از انها پیروی نکنید تا در گفتار و کردار ناشایسته طمع نکنند.؟
خطبه
155 نهج البلاغه و اما فلا نه فادرکها رای النساء و ضغن غلافی صدرها... ...اما بر فلان زن(عایشه) اندیشه زنان غلبه یافت و کینه در سینه او جوشیدن گرفت،همچون دیگ آهنگران که در آن فلز گدازند و اگر او را فرا می خواندند تا آنچه با من کرد با دیگری کند،نهی می نمود و بعد از این هم حرمت و بزرگی پیش از این برای او باقی است و حساب و بازرسی با خداوند است.
نامه 14 نهج البلاغه : ولا تهیجوا النساء با ذی و... و زنان را با آزار رساندن به آنها بر میانگیزید،هر چند دشنام به شرافت و بزرگواری شما داده،به سرداران و بزرگانتان نا سزا گویند،زیرا نیروها،جانها و خردهای ایشان ضعیف و سست است. حتّی در زمانی که زنان مشرک بودند ما را گفته بودند که از آنها دست باز داریم.در زمان جاهلیت اگر مردی زنی را با سنگ یا چماق میزد،بر اثر آن،او را و بعد از او فرزندانش را سرزنش می نمودند..
نامه 31 نهج البلاغه : وایاک و مشاورة النّساء فانّ رایهنّ الی افن و عزمهن الی و هن و... ...از رای زدن بازنان بپرهیز،زیرا ایشان را رایی سست و عزمی نا توان است با پرده نشینی،نگاه آلوده شان را راه ببند که سخت گیری در پرده نشینی آنان،ماندگاریشان را افزون کند.خارج شدن زنان از خانه بدتر نیست از اینکه کسی را که به او اطمینان نداری به خانه در آوری.(یعنی هر دو اینها به یک اندازه میتواند خطرناک باشد)اگر توانی کاری کنی که جز تو را نشناسند،چنان کن. کاری که بدور از توان اوست بدو مسپار زیرا زن چون گل ظریف است نه پهلوان خشن.گرامی داشتن او را از حدمگذران و او را به طمع میانداز چندان که دیگری را شفاعت کند.زنهار از رشک بردن و غیرت نمودن نابجا،زیرا سبب میشود که زن درستکار به نادرستی افتدو زن به عفت آراسته را به تردید کشاند.
حکمت 58 :زن چون کژدم است که شیرین است گزیدن او. حکمت 119 : غیرت زن کفر است و غیرت مرد ایمان است. حکمت 131 : جهاد زن خوشرفتاری با شوهر و اطاعت از اوست. حکمت 227 : بهترین خو های زنان بدترین خو های مردان است که تکبر و ترس و بخل باشد.پس هر گاه زن متکبره باشد،سر فرود نمی آورد و هر گاه بخیل و زفت باشد مال خود و شوهرش را نگاه می دارد و هر گاه ترسو باشد از آنچه به او رو آورد می ترسد و دوری می گزیند. حکمت230همه چیز زن بد است و بدتر چیزی که در اوست این است که مرد را چاره ای نیست از بودن با او . ذکر حکمتها از منبع ؟ترجمه نهج البلاغه فیض الاسلام؟ می باشد.
در تمام خطبه ها و نامه ها کلمه عام النّساء به کار برده شده و این نشان می دهد که عموم زنان مورد نظر علی ابن ابیطالب بوده اند.بنابراین این توجیه که در واقع روی صحبت با گروه خاصی از زنان بوده است،به هیچ وجه قابل قبول نیست که اگر چنین بود،علی می بایست با بکار بردن عباراتی مناسب این ابهام را از بین می برد همچنانکه آنجا که در مورد مردان صحبت می کند و از آنان گله می کند هیچگاه همه مردان را مورد خطاب قرار نداده،به عنوان نمونه علی در قسمتی از خطبه 27 چنین می گوید: ؟ای کسانی که به مردان می مانید ولی مرد نیستید! ای کودک صفتان بی خرد و ای عروسان حجله نشین! چقدر دوست داشتم که هرگز شما را نمیدیدم و نمیشناختم. همان شناسایی که سر انجام مرا اینچنین ملول و ناراحت ساخت. خدا شما را بکشد که این قدر خون به دل من کردیدو سینه مرا مملو از خشم ساختیدو کاسه های غم و اندوه جرعه جرعه به من نوشاندید و با سر پیچی کردن و یاری نکردن،نقشه های مرا تباه کردید این خطبه به هنگامی ایراد شد که خبر رسید سپاه معاویه بر انبار تاخته و هیچکس در مقابل قوای او پایداری نکرده است و به خوبی نشان میدهد که روی صحبت علی با تمام مردان و در همه زمانها نیست بلکه مردانی مورد خطاب واقع شده اند که در حال حاضر خون به دل او کرده اند و با نافرمانی از او نقشه ها یش را تباه ساخته اند. این تو جیه در مورد خطبه 80 نهج البلاغه بیشتر به کار می رود،چنانچه گفته می شود مقصود اصلی عایشه است که با توجه به محتوای خطبه 80 این نظر شدیدا رد میشود.همه زنان مطابق قوانین اسلامی ارثی نصف مردان دارند نه فقط عایشه،معادل بودن شهادت یک مرد با دو زن در مورد همه زنان صادق است و گذشته از این تمام زنان چه مسلمان و چه غیر مسلمان چند روزی از ماه را عادت ماهانه هستند.از طرفی علی آنجا که در مورد عایشه صحبت می کند از لفظ عام النساء استفاده نمی کند و دقیقا او را مورد خطاب قرار می دهد. خطبه 13 و 155 نهج البلاغه این امر را به خوبی نمایان می سازد .
خطبه 13 : ؟کنتم جندالمرئه و اتباع البهیمه ... : ای مردم شما سپاه زنی و پیرو حیوان زبان بسته ای بودید به صدای شتر برانگیخته می شدید و هنگامیکه پی کرده شد همگی گریختید و ...؟ نیاز به بحث بیشتر نیست و از آنچه از علی ذکر شد بخوبی نمایان است که روی صحبت او تمام زنان بوده اند.اما یکی از نکاتی که در خطبه 80 شایان ذکر است استدلال علی درباره نقصان خرد و اندیشه زنان است.در اینجا علی معلول را جای علت می گذارد و در واقع دلیل کمی بهره زنان از عقل را در این می داند که شهادت دو تن از آنها،معادل شهادت یک مرد است.در حالیکه در واقع شرع اسلام چون زن را ضعیف و ناقص عقل تر از مردان میداند،شهادت دو تن از زنان را معادل یک مرد قرار میدهد. از سویی دیگر علی علت کمی ایمان زنان را در این میداند که آنها مدتی از ماه را نمی توانند نماز بخوانند و روزه بگیرند،یعنی تنها کمیت را عامل بالا رفتن کیفیت دانسته گویی که هر کس بیشتر نماز بخواند و ساعات بیشتری به عبادت اختصاص دهد،همین کافی ست تا ایمان او قوی و محکم گردد.هر چند که در هر صورت زنان در این باره هیچ دخالتی نداشته اند و تنها در برابر قانون طبیعت سر تعظیم فرود آوردند.
پس از زنان بد باید پرهیز کرد و از خوبان آنها بر حذر بود و حتی در معروف هم از آنها اطاعت نکرد چون آنها تمام سال را نمی توانند روزه نگاه دارند و نماز بخوانند پس ایمان آنها ناقص است.عقل آنها نیز دچار نقص است و دلیل سوم هم آن است که بهره آنان کم است چون ارثی نصف مردان دارند.در اینجا علی باز هم معلول را جای علت می گذارد چرا که شرع اسلام چون زن را در مرتبه پایین تری از مرد میداند ارث او را نصف ارث مرد قرار داده است. هر چند که به هر حال این جمله قابل هضم نیست که چون ارث زنان نصف ارث مردان است پس باید از خوبان آنها بر حذر بود و در معروف هم از آنان اطاعت نکرد.
علی در خطبه 155 علت کار عایشه را غلبه یافتن اندیشه زنان بر او می داند که با توجه به متن خطبه 80 و نیز نامه 31 یا 14 می توان حرف او را اینگونه تعبیر کرد که عایشه به علت غلبه یافتن اندیشه زنان بر او،اقدام به این کار کرد و از آنجا که رای و اندیشه زنان سست و ضعیف است چنین نتیجه ای حاصل شد. امّا نامه31علی جایگاه و سیمای زن نزد او را به خوبی نمایان می سازد.علی ضمن تکرار صحبتهای قبلی خود مبنی برناتوانی وضعف خرد زنان،این بارحکم پرده نشینی درمورد زنان را صادر مینماید.
.و اکفف علیهنّ من ابصار هنّ بحجابک ایّاهنّ فانّ شدّة الحجاب التی علیهنّ و ...... ...و با حجاب چشمهای آنها را از دیدار نامحرمان باز دار،زیرا سخت گرفتن حجاب برای ایشان پاینده تر است و .. حجاب در واقع بیشتر به معنای پرده و حایل میان دو چیز است نه پوشش.کلمه مناسب برای مفهوم پوشش در زبان عربی کلمه ستر است و بنابراین تعبیر حجاب به پوشش که امروزه به کار می رود،تعبیر درستی نیست،همچنانکه علی در دستوری که به مالک اشتر در نامه 53 نهج البلاغه می نویسد،میگوید : ؟ فلا تطولن احتجابک عن رعیتک ؟ یعنی در میان مردم باش، کمتر خود را در اندرون خانه از مردم پنهان کن،حاجب و دربان تو را از مردم جدا نکند و ... که مسلما منظور علی از بکار بردن " احتجابک " این نبوده که مالک اشتر باید روسری و یا روبنده خود را کنار بگذارد و بدون آنها در میان مردم آمد و شد کند. پس حجابی که علی در متن نامه 31 بکار برده به معنای پوشش نیست و معنای پرده نشینی را میدهد و از دید علی این پرده نشینی برای بقای زنان بهتر است تا آنجا که حتّی؟اگر توانی کاری کن که جز تو را نشناسند(!؟!). همچنین از دید علی بیرون رفتن زن و آوردن شخصی غیر قابل اعتماد به خانه،هر دو به یک اندازه می تواند بد و خطرناک باشد،پس چه بهتر که آنها تا حد امکان از خانه بیرون نروند و چه خوبتر اگر شرایطی فراهم شود که زن غیر از شوهر خود را نشناسد. (؟!) حکمتهای ذکر شده به خوبی جایگاه زن نزد علی را نمایان میسازند و نیازی به شرح و توضیح بیشتر نیست.اما ذکر شماری چند از نظرات و تفسیرهای که علما و بزرگان اسلامی در رابطه با زن عنوان نموده اند خالی از لطف نیست. همه چیززن بداست وبدتر چیزی که در اوست این است که مرد را چاره ای نیست جزبودن با او
از دیدگاه ابن میثم بحرانی : مقصود از اینکه احوال زن تماما بر مرد شر است،یا از جهت نفقه ای است که بر مرد دارد،که این ظاهر است و یا ا زجهت لذت بردن از اوست که این خود عاملی باز دارنده از اطاعت الهی است،که مرد را از خدا دور می کند و اینکه مرد را چاره ای نیست از همراه بودن با زن ضرورت و احتیاجی است که در طبیعت وجود دینوی نسبت به او هست و به خاطر این مسأله است که مرد زن را تحمّل می کند.البته وجود شر در درون زن،عقلی است که قوی تر از معلول می باشد.(شرح نهج البلاغه ابن میثم ج5)
از دیدگاه علامه خوئی: مردان ناگزیر از رویارویی و بر خورد با شئون مادی و دنیوی می باشند که زندگی آنان از جهات مختلف با آن شئون ارتباط دارد.مانند مواجه شدن با مال،زن ،کارگران، همسایگان،نزدیکان،فرزندان و غیره که در این برخوردها آنان با سختیها و آسانیها ،خوبیها و بدیها و... روبرو می شوند که این امور،به خوبی یا بدی مرد در زندگی بر می گردد. مشکل ترین این برخوردها،برخورد با زن،در شئون مختلف زندگی است و علی (ع)با سخنان خود این آگاهی را داد که این رویارویی از تمام جهات برای مرد شر است. زیرا زن اگر آشوبگر باشد عقل مرد را سلب می کند و اگر بد کار باشد دل مرد را ترسو می کند، اگر همسر مرد باشد، مرد مکلّف به پرداخت نفقه اش می باشدو اگر زن بیگانه باشد مرد را به فساد و گمراهی سوق می دهد و اگر دشمن مرد باشد با بهتان و دورغ بر او پیروز می شود.با تمام این اوصاف مرد ناچار از بودن با زن است و رهایی وی از دست زن امکان پذیر نیست. (منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه ،علامه خوئی،ج21 ؟زن چون کژدم است که شیرین است گزیدن او
از دیدگاه ابن میثم بحرانی: گزیدن برای عقرب است و چون شأن زن،نیز اذیت می باشد،لفظ عقرب برای او استعاره شده است،منتها در زن گزیدنش همراه با لذت است،مانند زخمی که خاراندن آن اگر چه ناراحتی به دنبال دارد،اما در لحظه خارش،این خاراندن همراه با لذت است.؟ (شرح ابن میثم بحرانی، ج5 نظر ابن میثم بحرانی پیرامون وصیت 31
علی(ع) به امام حسن (ع)در مورد زنان،به اموری وصیت نمود از جمله اینکه: 1- از مشورت کردن با زنان بپرهیز،زیرا که آنان از نظر عقلانی دارای نقصان هستند و فکر آنان در معرض خطاست و هر کسی که اینچنین باشد،سزاوار نیست که مورد مشورت قرار گیرد. 2- دیدگان زنان را به واسطه حجاب بپوشانید که این فصیح ترین کنایات از حجاب است. 3- جایز نیست شخصی را که اطمینان به او نمی باشد (خواه زن خواه مرد)وارد خانه اش نماید. 4- در بعضی مواقع، فساد آوردن بعضی از مردم به خانه،بیش از بیرون شدن زنان از خانه است و بهتر این است که زن در حالتی باشد که غیر از شوهر را نشناسد. 5-زنان براموری که خارج ازتوانایی آنهاباشد(اعم ازخوردنیها و پوشیدنیها و غیره ) نباید مسلط شوند. اما اینکه زن چون گیاهی خوشبو (ریحانه)است نه کار فرما،غرض آن است که زن محلی برای لذت و بهره جویی است و شاید هم اختصاص دادن لفظ ریحانه برای زن،از جهت استعاره باشد،زیرا زنان عرب عطر را بسیار استعمال می کردند. اما اینکه زن نمی تواند کار فرما باشد،برای این است که او برای حکمرانی خلق نشده،بلکه باید بر او حکومت کرد. 6-در گرامی داشتن او از آنچه که مربوط به اوست تجاوز مکن 7-زن را به طمع شفاعت برای دیگران نینداز،زیرا از توانایی او خارج است و این امر ناشی از نقصان غریزه و ناتوانی اندیشه اوست . 8-درمورد زنان پاکدامن غیرت به کار نبرد،زیرا که این امرسبب فساد برای وی میشود،یعنی او را به کاری ناشایست وادار میکند و قبح و زشتی عمل را از او سلب میگرداند.؟(شرح نهج البلاغه ابن میثم ،ج 5)
شرح وصیت31 از دیدگاه علامه خوئی: ؟امام در رفتار با زنان ،به امور زیر وصیت نموده است : 1- ترک مشورت با زنان به جهت ناتوانی اندیشه و اراده و تصمیم آنها در امور 2- دیدگان زنان را از بیگانگان و زیبایی دنیا بوسیله حجاب باز دارد زیرا برای آنها پاینده تر است و سبب وفاداری به همسر می شود . 3-- مردان غریبه را اگر اهل فساد و فتنه هستند به خانه ات راه مده . 4-تدبیر امور منزل،مانند نیازهای سخت و اموری را که از توانایی زنان خارج است،بر عهده ایشان مگذار،زیرا موجب رنج آنها می شود و زیبایی و ارزش آنها را از بین می برد. 5-او را به شفاعت در مورد دیگری وادار مکن. زیرا سبب توجه دیگران به سوی ایشان می گردد و منجر به فسادشان می شود. 6-از اظهار غیرت و بدگمانی در جائیکه نباید غیرت بکار رود بپرهیزد،مقصود این است که از سوءظن نسبت به زنان دوری نماید و مهر آنان بر دل گیرد،زیرا بدگمانی موجب فساد آنها می شود.؟ (منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه ،علامه خوئی،ج20)
شرح نامه 14 از دیدگاه ابن میثم بحرانی : ؟مقصود از (لا تهیجوا النّساء)این است که با اذیت و آزار نسبت به زنان موجب شرارت آنها نشوید، اگر چه آنها دشنام دادن نسبت به شرافت و بزرگی شما را به بالا ترین حد برسانند و این مساله عدم آزار و اذیت زنها،ناشی از ضعف القوا بودن آنان است و منظور از ضعف آنها این است که آنان قادر به مقاومت در مقابل مردان نیستند و در این مورد سلاح ضعیفی دارند،بدین معنا که برای دفع اذیت و آزار،متوسل به دشنام دادن می شوند.منظور از بکار بردن نواقص العقول،در مورد زنان این است که زنان،قوه ای برای تعقل این مسأله ندارند که عدم فایده دشنام را بفهمند و این عدم توانایی بر تعقل از رذائل اخلاقی است که مستلزم زیاد شدن شر و بدی است و باعث بر انگیختن حالات درونی می شود،که فرد می خواهد آن را آرامش بخشد . وقول حضرت علی (ع)که می فرماید : (ان کنا لنؤ مر بالکف عنهن وانهن لمشرکات ) (ما در زمان رسول مأمور شدیم که از ایشان دست بر داریم.حال آنکه مشرکه بودند)در صورت اظهار اسلام، اولی به این است که نباید موجب اذیت و آزار آنها شوند. و قول حضرت که می فرماید:و ان کان الرّجل الی آخره ... اگر کسی زنش را با سنگ یا چماق می زد (در زمان جاهلیت)بر اثر آن زدن،آن مرد و بعد از آن مرد فرزندانش را سرزنش می نمودند،این مسأله هشداری است برای اینکه اذیت و آزار زنان،به دنبال خود مفسده ای دارد که این مفسده همان ننگی است که که با مرد آزار دهنده در حالت حیات و بعد از وفاتش نیز،همراه است. یعنی وی پیوسته مورد سرزنش قرار می گیرد.؟ (شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی،ج4)
حکمت 226 و نظر ابن ابی الحدید: ؟ در حکمت افلاطون آمده است از استوار ترین دلایل علاقه مرد به همسرش و همبستگی میان آن دو،این است که صدای زن،ذاتا پایین تر از صدای مرد،قوه تشخیص و تمییز او کمتر از قوه تشخیص مرد و قلبش نازک تر و رقیق تر از قلب مرد می باشد،پس هر گاه یکی از صفات زن نسبت به مرد فزونی یابد،به همان میزان از مرد دور می شود؟(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج17)
حکمت 226 از دیدگاه علامه خوئی: ؟از مهمترین صفات پسندیده و واجب زن،پاکدامنی و امانت اوست،زیرا زن در معرض شهوت مردان بیگانه،و شعله ور شدن عشق و احساس از هر جهتی است. زن مالک خانه و حافظ اموال شوهر است و از سوی دیگر در نزد مردم به ضعف و عدم توانایی شهرت دارد،پس ناگزیر باید زن را نسبت به مال و نفس آگاهی داد. از بهترین صفات زن تکبر است،بگونه ای که این کبر و غرور،مانع از نظر مردان بیگانه،یا طمع آنها نسبت به زنها شود،این کبر و غرور از صفات مذموم و ناپسند برای مرد است و در مورد زن از صفات مورد ستایش به شمار می رود. همچنین بخل در زن که خودداری از بخشش اموالی می باشد که در دست اوست،از صفات پسندیده است.زیرا این عمل از طمع بیگانگان و سارقین به اموال وی جلوگیری می کند. همچنین صفت ترس در زن که به معنای ترس از رفتن به مکانهای خلوت و سفر در تاریکی شب و سفر در صحرا می باشد،موجب مقید شدن زن میگردد.این صفات (ترس-بخل-تکبر) با احساس در ارتباط است و احساس در زن قوی تر از مرد است.؟( منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه ، علامه خوئی ج21)
غیرت زن کفر است و غیرت مرد ایمان است نظر ابن میثم بحرانی: غیرت مرد،مستلزم بر آن چیزی است که خداوند بر آن خشم دارد. چون خداوند دو مرد را بر یک زن دشمن دارد و خشم بر آنچه که خداوند بر آن خشم می گیرد،موافق رضای خدا و مؤید نهی خداوند است و این ایمان می باشد. اما غیرت زن در تحریم آنچه خداوند حلال کرده است، یعنی اشتراک دو زن یا بیشتر برای یک مرد و مقابله کردن بر این مسأله رد و انکار و تحریم آنچه که خداوند حلال کرده است، می باشد واین مستلزم کفر است .؟ (شرح نهج البلاغه ابن میثم ،ج5)
... جهاد زن خوشرفتاری با شوهر و اطاعت از اوست . نظر علامه طباطبایی: اسلام محرومیت های زنان را مانند محرومیت جهاد در راه خدا بدون عوض و جبران به مثل نگذاشته،بلکه کمبود آن را به معادل آن در فضیلت و مزیت تدارک نموده،مثلا نیکو داشتن شوهر را معادل جهاد قرار داده،این کارها و این گونه مزایا چه بسا برای ما که بازار فاسد زندگانی ما را احاطه کرده،ارزشی نداشته باشد،ولی در نظر اسلام که هر چیزی را به بهای حقیقی آن می سنجد و فضایلی را که مرضی خداست، می جوید،خداوند تعالی نیز هر چه را به ارزش آن مقدار فرمود و راه مخصوص هر کس را جلوی پای وی نهاده و آن را مستلزم به آن راه ساخته و قیمت هر کس معادل خدمات انسانی وی و به وزن اعمال او قرار داده، پس در اسلام شهادت مرد در میدان نبردو گذشت از خون رنگین بر نیکو شوهر داری زن برتری نداردو حاکم که چرخ زندگی اجتماع را می چرخاند یا قاضی که بر مسند قضاوت تکیه می زند بر زنی که خانه دار است مایه افتخاری ندارد با اینکه اینها مناسبتی هستند که اگر عمل به حق کرده و بر حق رفته باشند،جز تحمل بار گران مسئولیت حکومت و قضاوت و در معرض علاج و مخاطراتی برای دفاع از حقوق ضعفا واقع شدن،فایده ای ندارد.پس اینان چه افتخاری بر کسانی دارند که دین آنها را از ورود به این کارها منع کرده و بر ایشان راه دیگری پیش رو نهاده است. این افتخارات را احتیاجات مختلف اجتماعات و برگزیدگی افرادی از خود برای هر کاری،زنده و استوار می دارد چرا که در اختلاف شئون اجتماعی و انسانی برحسب اختلاف محیط های اجتماع، جای انکار نیست.(اَر اَر) ؟ (تفسیر المیزان،ج4، ص 517)
و در پایان نظر ابن میثم پیرامون حکمت مذکور : ؟جهاد زن نیکو شوهر داری کردن است و این از اسرار شوهر داری می باشد. طاعت شوهر در طاعت خداست و در این مسأله نفس اماره زن شکسته می شود و نفس زن در صراط الهی،منقاد می شود ؟( شرح نهج البلاغه ابن میثم ،ج5)
| |
410 22 مهر 1387 ساعت 21:23 | |
از آقای علی...كه این جستار راباز كردندوتمامی دوستان می خوام سری به بحث روحیات زنان ومشاغل بزنند كه در آن یك حدیث حضرت علی مورد بحث گذاشته شده است.... |
409 22 مهر 1387 ساعت 21:19 | |
نقل قول از : ونوس پانی خفه نمی شوم حد اقل نه تا زمانی که کسانی چون تو را به شعور درست برسانم. خوبه .خوب شروع کردی فعلا مرحله ی جفتک انداختن است. نفس کم آوردی.باید می گفتی خفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه شو اونوقت شاید راضی می شدم باهات کاری نداشته باشم. این پوزخند را از طرف من وتمام بچه های کلوب داشته باش. ببینم. خوب خودت رو معرفی کردی خالی ،واقعا خالی الذهن هستی. خدا یک عقلی به تو بدهد یه پولی به گدای سر خیابون.![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
خانم احترام خودتو نگهدار وبه خودت اجازه نده شعور مردم را بانوشتن اراجیفت بسنجی محمد عین شعور وافتخار ماست خروس هم حتما پدر ومادرتند بهت كه بر نمی خوره؟ازهر دست بدی ازهمون دست پس می گیری |
408 22 مهر 1387 ساعت 11:14 | |
دوست محترم اینگونه بکار بردن الفاظ برای هر نوع عقیده و مخالطبی چندان درست و معقولانه نیست!! شادکام باشید وباخرد
|
407 21 مهر 1387 ساعت 23:14 | |
خفه نمی شوم حد اقل نه تا زمانی که کسانی چون تو را به شعور درست برسانم. خوبه .خوب شروع کردی فعلا مرحله ی جفتک انداختن است. نفس کم آوردی.باید می گفتی خفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه شو اونوقت شاید راضی می شدم باهات کاری نداشته باشم. این پوزخند را از طرف من وتمام بچه های کلوب داشته باش. ببینم. خوب خودت رو معرفی کردی خالی ،واقعا خالی الذهن هستی. خدا یک عقلی به تو بدهد یه پولی به گدای سر خیابون.![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
406 21 مهر 1387 ساعت 20:47 | |
بله ؟؟؟!!! کی خفه شه ؟؟؟ حال شما خوبه ؟؟ همینطوری اومدی تو یک بحث نوشتی خفه شو!!!!! یعنی چی ؟؟!! نظر خودت رو بگو چرا توهین می کنی ؟؟؟!!! |
405 20 مهر 1387 ساعت 22:40 | |
khafeeeeeeeee sho
|
404 16 مهر 1387 ساعت 00:11 | |
به خاطر شغلم مجبور شدم یکی از کتابهای چرند وبی خود قرائتی را بخوانم (سیره ی پیامبر اسلام.)نفرتی که نسبت به دین اسلام وپیامبرش پیدا کردم بی سابقه بود تا قبل از آن به این پیامبر خورده احترامی می گذاشتم اما بعد از خواندن این کتاب حالم بهم خورد.پیامبر را با خروس مقایسه کرده بود که البته مقایسه ی به جایی بود .چرا که اینهمه که از مسالمت ومدارای پیامبر سخن می گویند ،چندان کار مهمی نمی کرد . |
403 16 مهر 1387 ساعت 00:00 | |
سلام دوستان.متاسفانه گرفتار معضل حل نشدنی به نام اسلام شدیم.اینکه در نظر ایرانیان عمر گور به گوری اینقدر منفور است ومورد لعنت همه، به خاطر لشکر کشی هایی است که به ایران داشته ومثل غده ی سرطانی همه جا پخش کرده است.به خاطر بدبختی وزبونی است که ایران وفرهنگ ایرانی بعد اسلام گرفتار آن شد .به خاطر بلایی است که بر سر زنان ودختران ایرانی آمد که دختران 10- 12 ساله رامردان کثیف 50- 60 سال به زنی می گرفتند .عرب عرب است پیامبر وامام ومعصوم ندارد .در نگاه اول باید به این نکته توجه داشت که محمد وعلی ودیگران مردند. نکته ی دوم اینکه عرب هستند .بلایی که اسلام بر سر زنان آورد شکل وشمایل بدبختی زن را عوض کرد. درست است پیامبر فکر بهتری داشت و به زن بارگی اعراب صورت تازه ایی بخشید. علی هم درس گرفته ی مکتب محمد است.انتظار بهتری نمی توان داشت. در طول تاریخ وادبیات زن از نگاه مردان موجودی ناقص العقل بوده است.سری به کتاب های شاعران ونویسندگان بزنید.جالب است که همین مردان در کتابهای خود بی شرمانه از عشق خود به معشوقه های مذکر سخن می گویند وما چقدر مشتاقانه آنها را تحسین می کنیم وبه به وچه چه می زنیم. علی می گوید زن ناقص العقل است .جالب است که برای جمله ایی به این واضحی علما وفضلای بی کار مفت خور تفاسیر وتعابیر متعدد بیان می کنند. اینگونه که پیداست با آنکه خدارا موجودی برتر از وهم وگفتار وپندار می دانندولی انگار خدا هم مردی است که زن را محض خاطر همجنسان خود آفریده است وگرنه حتما یکی از 124هزار پیامبر می توانست زن باشد نه مرد.از طرفی برای من دین یک امر تعریف نشده است .به قول ویل دورانت :دین چیزی است که دولت ها برای به بند کشیدن وبه سخره گرفتن مردمان بیسواد به کار می گیرند تا به سوِاستفاده ی خود صورتی قانونی والهی ببخشند.واگر نه امر مهم مهدویت(همان سوشیانت زرتشتی ،فارقلیت مسیحی ،مسیح یهودی ) بر گرفته از داستان بوداسف که داستانی است بر گرفته ازیک افسانه ی هندی نبود وخود منشای دیگر داشت. بیچاره مردم که نمی دانند به یک مشت افسانه دل بسته اند و... |
402 12 مهر 1387 ساعت 07:39 | |
نقل قول از : عاطفه a از مهمترین صفات پسندیده و واجب زن،پاکدامنی و امانت اوست،زیرا زن در معرض شهوت مردان بیگانه،و شعله ور شدن عشق و احساس .......... من نمی دونم چرا این مردا باید این همه مشکل داشته باشن بعد فقط زن باید مواظب باشه از هر لحاظی چرا ازادی که به مردا داده شده به زن نمی دن ؟؟؟؟؟ |
401 3 مهر 1387 ساعت 17:14 | |
از مهمترین صفات پسندیده و واجب زن،پاکدامنی و امانت اوست،زیرا زن در معرض شهوت مردان بیگانه،و شعله ور شدن عشق و احساس .......... من نمی دونم چرا این مردا باید این همه مشکل داشته باشن بعد فقط زن باید مواظب باشه از هر لحاظی چرا ازادی که به مردا داده شده به زن نمی دن ؟؟؟؟؟ |
400 30 شهریور 1387 ساعت 11:35 | |
سلام به دوستان. با توجه به صحبتهای آقای کریم، قبول دارم که کمی عجولانه در مورد پست 382 قضاوت کردم. چون هنوز مطلب مربوطه رو نخونده بودم. من هدفم اینجا به هیچ وجه پافشاری بر حرفای خودم نیست و اگه بفهمم اشتباهی کردم، خیلی راحت می پذیرم. شما دلیل قانع کننده بیاورید، من قبول می کنم. اما در مورد صحبتهای برادر گرامی آقای امید (394) باید بگم من هیچ وقت نخواستم نه عقیده ام رو به کسی تحمیل کنم و نه نظر خودم رو بر کرسی بنشونم. اگه ما با هم در این بحث ها ، حرف می زنیم و نظر می دیم، نباید به نوعی جدل تبدیل بشه که هر کسی بخواد فقط بگه من می فهمم و بقیه در اشتباهند. بلکه هدف باید این باشه که دلایل قانع کننده برای همدیگه بیاریم. دفاع از عقیده بر مبنای دلایل کافی و ابراز عقیده خیلی هم خوب هست. اما اصرار بی دلیل بر عقیده و درست کردن جو ناسالم و اینکه بخوایم فکر کنیم ما هیچ وقت اشتباه نمی کنیم، اشتباهه و به نوعی جهل مرکب!! اثبات وجود خدا هم از طریق اسلام نیست. این حرف نشون می ده که شما چه دیدگاه منفی و اشتباهی راجع به اسلام پیدا کردین!! آنقدر نشانه و مدرک دال بر وجود او هست که اگه فقط کمی اهل تفکر بدون عناد باشید، خواهید تونست آفریننده ی خودتون رو با تمام وجود باور کنید. شما خودتون می گید به انسان تفکر داد!! پس حداقل قبول دارین که تمام وجود شما و اینکه الان اینجا نشستین و این مطالب رو می خونین، اگه سلامتی دارین، اگه وجود دارین، اگه از نعمت حیات برخوردارین، به خاطر وجود اونه و اونه که همه ی این موهبت ها رو به شما داده. قبول اسلام هم دلیل بر رد تفکر نیست!! اتفاقا خود قبول اسلام، به نظر من نشانه ای است از عقلانیت یک انسان و بالا بودن درک و معرفتش! نمی دونم تا حالا قران رو خوندین یا نه. ولی من هم که خیلی کم و گاهی آیه ای از قران خونده ام، دیده ام که چقدر خداوند بر روی تعقل تاکید و اصرار داره و هر حرفی رو زده پشت سرش گفته افلا یعقلون؟ افلا تتفکرون ... اینها خودش نشون می ده که همون خدایی که ما و شما رو آفرید، می دونه که نیاز ما چیه و می فهمه که عقل انسان تا کجا کار می کنه و چقدر باید کمکش کرد تا بتونه از قدرت تفکر و تعقل خودش بهره مند بشه. اصلا لازم نیست بدون تعقل او را اطاعت کنید، چون باید بگم چنین اطاعتی ارزشی نداره! |









این خطبه بعد از جنگ جمل خطاب به عایشه خوانده شده است
)

این پوزخند را از طرف من وتمام بچه های کلوب داشته باش. ببینم. خوب خودت رو معرفی کردی خالی ،واقعا خالی الذهن هستی. خدا یک عقلی به تو بدهد یه پولی به گدای سر خیابون.




