__
عنوان بحث
حق نگهداری فرزندان !
3 مرداد 87 - 16:03
درود بر ایزد مهر

درود دوستان
همان صور که همه می دانید ! بعد از جدائی زن و مرد فرزند بعد از 7 سالگی به پدر سپرده می شود !
ولی مگر از نظر علمی و عاطفی این زن نیست بیشترین زحمات را می کشند ؟! مگر غیر از این است ؟
پس چرا ؟ این قوانین نا متوازن را چه کسی وضع می کند ؟؟؟

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
12
6 مرداد 1387 ساعت 00:46

 توجه به ماده ۱۱۹۸ قانون مدنی در صورت حیات پدر، نفقه اولاد به عهده پدر است و در نبود پدر یا عدم استطاعت مالی پدر به عهده پدربزرگ (و اجداد پدری اولاد) می‌باشد. بنابراین گرچه حضانت فرزند به مادر سپرده شود، پدر یا پدربزرگ باید نفقه فرزند را طبق رأی دادگاه پرداخت نماید و اگر پدر از تأدیه نفقه اولاد خود امتناع نماید، به موجب ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامی به سه ماه و یک روز تا پنج ماه حبس محکوم می‌گردد. نفقه طفل عبارت از هزینه مسکن، خوراک، پوشاک، اثاث البیت و سایر هزینه‌های ضروری از قبیل درمان و تحصیل می‌باشد. باید دولت نیز از زنان بدون سرپرست و بی‌شوهر که عهده‌دار حضانت فرزند یا فرزندان خود هستند، از نظر تأمین رفاه اجتماعی حمایت‌هایی به عمل آورد و اجتماع نیز باید به چنین زنانی ببالد و ارج نهد و آنان را مورد تکریم قرار دهد، زنانی که با تمام مشکلات ناشی از شکست در زندگی مشترک وظیفه خطیر پرورش و تربیت کودک خود را فراموش نکرده و با طیب خاطر و تمایل خود این وظیفه سنگین را عهده‌دار شده‌اند. بنابراین اگر مادری اعلام آمادگی برای حضانت فرزند را طبق اصلاحیه ماده ۱۱۶۹ مورد بحث نمود، باید از طرف دادگاه خانواده مورد حمایت قرار گیرد و دادگاه نفقه واقعی و متناسب با تورم اقتصادی به عنوان نفقه کودک در نظر بگیرد. آنچه اکنون در دادگاه‌ها برای نفقه اولاد در نظر گرفته می‌شود بسیار ناچیز و غیرواقعی است و متأسفانه در اکثر محاکم معمولاً بین ۳۰ تا ۵۰ هزار تومان در ماه به عنوان نفقه اولاد تعیین می‌شود. در حالی که حتماً همان رئیس محکمه یا کارشناس که نظریه راجع به نفقه اولاد را به مبالغ فوق می‌دهد اگر فرزندی داشته باشد، می‌داند که نفقه فوق غیرواقعی و بسیار ناچیز است. رقم فوق برای هزینه یک طفل شیرخوار هم کفاف نمی‌دهد. ضمن اینکه نفقه شامل هزینه مسکن هم می‌شود و فقط برای خوراک و البسه نیست. هر چند که امروزه همین دو قلم اخیر را نیز با ۵۰ هزار تومان نمی‌توان تأمین کرد. به خصوص اگر فرزند در حال تحصیل باشد و مادر منبع درآمدی هم نداشته و شاغل نباشد، نباید انتظار داشته باشیم که با مبلغ حداکثر ۵۰ هزار تومانی که پدر به حکم دادگاه برای طفل خود می‌پردازد، مادر معجزه کرده و هزینه‌های مسکن، غذا، البسه، درمان، اثاث البیت و تحصیل وی را تأمین نماید. لذا به نظر می‌رسد که اصلاحیه ماده ۱۱۶۹ مبنی بر سپردن امر نگهداری فرزند به مادر بدون تأمین نفقه واقعی فرزند و متناسب با شرایط اقتصادی در جامعه، عملاً مواجه با اشکالاتی بشود که در این صورت نه تنها حقی از حقوق مدنی زنان و مادران تأمین نشده، بلکه ستمی جدید آنان بر او به عنوان مادر روا داشته‌ایم.

 

11
6 مرداد 1387 ساعت 00:46

زن مطلقه‌ای که پس از طلاق با دنیایی از مشکلات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، عاطفی و روانی درگیر است و به سختی می‌تواند خود را اداره کند، حضانت یک یا چند بچه قد و نیم‌قد را نیز به خاطر دل خویش و مصلحت کودکانش پذیرفته است، حال نباید به خاطر حضانت فرزند توسط مادر، کمک پدر به وی حذف شود و کلاً این مسؤولیت سنگین را به تنهایی به دوش نحیف مادر قرار داده و خود، سبکبال به دنبال تشکیل زندگی جدید و تجدید فراش برود.

 

 

10
6 مرداد 1387 ساعت 00:46

آیا وجود این ماده قانونی به ضرر زنان مطلقه می‌باشد؟ شانس ازدواج و تشکیل زندگی مجدد زناشویی بدین‌ترتیب از زن گرفته می‌شود. اکثر زنانی که تاکنون به هر طریقی و هر قیمتی پس از سالیان طولانی توانسته‌اند حضانت فرزند را از دادگاه بگیرند از ترس اینکه مجبور به جدایی از فرزند نشوند حتی به ازدواج مجدد نمی‌اندیشند چون می‌دانند ازدواج مجدد به معنای تحویل فرزند به پدر می‌باشد. از سوی دیگر گرفتن شانس ازدواج مجدد از زن مطلقه و اعمال محدودیت‌هایی در این مورد آن هم به این شدت و حدت می‌تواند از موجبات بروز مشکلات اخلاقی در جامعه و خانواده‌ها گردد. ▪ رابعاً سپردن حضانت کودک به مادر نباید موجب ایجادبی‌مسؤولیتی در پدر گردد. به هر صورت این بار سنگینی است که به خواسته زن ایرانی در راستای ادامه تلاش برای دستیابی به حقوق مدنی خویش پس از قرنها بی‌توجهی، به دوش وی نهاده‌ایم!

9
6 مرداد 1387 ساعت 00:43

اگر حضانت به مادر سپرده شود ولایت پدر و در غیاب پدر، جد پدری نسبت به کودک تا زمان حیات آنان باقی است. به عنوان مثال مادری که حضانت کودک با او است و پدر طفل یا پدربزرگ طفل در قید حیات باشند، نمی‌تواند برای کودک معاملات انجام دهد و برای او نمی‌توانند افتتاح حساب بانکی نماید، بدون اجازه پدر نمی‌تواند کودک را از کشور خارج کند و سایر محدودیت‌های قانونی که خارج از بحث حاضر است. ▪ ثانیاً با اصلاح ماده مذکور در خصوص پسر که در۱۵ سالگی به بلوغ شرعی می‌رسد و می‌تواند خود شخصاً پدر یا مادر را برای سکونت با آنان انتخاب نماید، در واقع طول مدت حضانت بین مادر و پدر تقسیم شده است، یعنی مادر از بدو تولد تا ۷ سالگی از طفل پسر نگهداری نماید و از ۷ سال تا ۱۵ سال پدر می‌تواند در صورت موافقت و صلاحدید دادگاه چنانچه مصلحت طفل ایجاب نماید حضانت فرزند را به عهده بگیرد. ▪ ثالثاً سپردن حضانت کودک به مادر مطلق و بدون استثنا نمی‌باشد. ماده ۱۱۷۰ و ۱۱۷۳ استثنائاتی را برای حضانت مورد بحث قائل است. به حکم ماده ۱۱۷۰ قانون مدنی که نیاز به اصلاح اساسی هم دارد، اگر مادر مبتلا به جنون شود یا به دیگری شوهر کند پدر می‌تواند حضانت فرزند را بازپس گیرد. البته موضوع جنون پدر یا مادر به حکم ماده ۱۱۷۳ همان قانون از موارد عدم صلاحیت می‌باشد و انتقادی بر آن وارد نیست زیرا بنا بر مصلحت طفل می‌باشد. اما شوهر کردن مادر یا ازدواج مجدد نباید از موارد سقوط حق حضانت شود. اگر برای زنی که قصد ازدواج مجدد دارد شرایط برای نگهداری فرزندش مهیا باشد و شوهر نیز اجازه و اذن به ادامه حضانت توسط همسرش دهد چرا باید فرزند را از او جدا نمود!

 

8
6 مرداد 1387 ساعت 00:43

با وجود محدودیت مادر برای حضانت فرزند در قانون مدنی، حضرت امام (ره) در استفتای قضات دادگاه مدنی خاص در سال ۱۳۶۳ اعلام فرموده بودند که اگر جدا نمودن فرزند از مادر موجب به وجود آمدن عسر و حرج برای مادر یا فرزند از نظر روحی شود، دادگاه‌ها نباید فرزند را از مادر جدا نمایند. اکنون با اصلاح ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی توسط مجلس شورای اسلامی (که با همت و تلاش خانم‌های نماینده صورت گرفت) و تأیید نهایی از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام حضانت فرزندان چه پسر و چه دختر تا ۷ سالگی به عهده مادر گذاشته شده است و پس از آن نیز که حضانت باید به پدر واگذار شود، صلاحدید دادگاه با رعایت مصلحت طفل لازم است و ممکن است دادگاه پس از آن نیز فرزند را به پدر واگذار ننماید. با توجه به مصوبه اخیر نکاتی به شرح ذیل قابل توضیح است: ▪ اولاً حضانت در لغت به معنی پروردن و در اصطلاح عبارت از نگهداری مادی و معنوی طفل (پرورش و تربیت) می‌باشد. لذا سپردن حضانت کودک به معنی سپردن سایر امور طفل به خصوص امور حقوقی به شخص نمی‌باشد. حضانت با ولایت که خاص پدر و جدپدری است تفاوت اساسی دارد.

7
5 مرداد 1387 ساعت 01:33

در سال ۱۳۷۶ و در مجلس پنجم در ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی اصلاحیه‌ای صورت گرفت که اگر مادر می‌توانست عدم صلاحیت پدر را از نظر اعتیاد به الکل یا مواد مخدر، قمار، فساد اخلاقی و فحشا، ابتلا به بیماری روانی، تکرار ضرب و جرح و سوء استفاده از طفل ثابت نماید می‌توانست حضانت فرزندش را بگیرد، علی‌الاصول در مواقع بسیاری، مادر برای اینکه فرزندش را از دست ندهد مجبور و ملزم به دادن امتیاز به شوهر می‌شد و یا در مقابل دریافت حق حضانت از بسیاری حقوق قانونی و مسلم خود شاملمهریه یا اجرت‌المثل یا نفقه معوقه صرف‌نظر می‌نمود و در واقع حربه بزرگی در دست شوهر بود که می‌توانست زن را مجبور به تسلیم در مقابل خواسته خود نماید. مادر مجبور بود برای گرفتن فرزند از حقوق مسلم خود از جمله مهریه بگذرد یا امتیازی از قبیل وجه یا مالی به شوهر بدهد تا جگرگوشه‌اش را از او جدا نکنند. گذشته از موضوع عواطف و احساسات مادری که زنان خوشبختانه و هم متأسفانه درگیر آن می‌باشند و با حداقل امکانات پس از طلاق حاضر به حضانت فرزند خود می‌باشند؛ از نظر اجتماعی و فرهنگی مصلحت طفل ایجاب می‌کند که در حضانت و در کنار مادر باشد، زیرا پدر نمی‌تواند بعد از مادر به نحو شایسته فرزند را مورد تربیت و پرورش قرار دهد، چون از نظر روحی و اجتماعی موقعیت این کار را ندارد. با توجه به توانایی زن در پرورش و تربیت طفل، دست آفرینش برای خلقت انسان، بطن زن را برگزیده است، زیرا او امانت‌دار مناسبی برای حفظ و نگهداری این ودیعه الهی است و هم پس از تولد تا زمان حیات خویش حامی و پناه فرزند است و از هیچ ایثاری در رشد و کمال او دریغ ندارد

 

 

6
5 مرداد 1387 ساعت 01:31

واگذاری حضانت فرزند پسر به مادر بدون تأمین نفقه واقعی ستمی جدید بر مادران است اصلاحیه ماده ۱۱۶۹ و واگذاری حق حضانت فرزند پسر تا سن ۷ سالگی به مادر بازتابهای مختلفی را در جامعه داشته است و به نظر می‌رسد در آینده نزدیک نیز باید شاهد بازتابهای بیشتری هم باشیم. آنچه در ذیل می‌آید یادداشتی است که توسط شهناز سجادی، وکیل دادگستری و کارشناس امور حقوقی در ارتباط با اصلاحیه ماده ۱۱۶۹ برای صفحه حقوقی روزنامه آفتاب یزد ارسال کرده است. امیدواریم با این یادداشت ابهامات حقوقی این ماده تا حدودی برای شما خوانندگان روشن شده باشد. مادران عموماً و مادران جامعه ایرانی خصوصاً دارای عواطف و دلبستگی شدید عاطفی به فرزند می‌باشند و دلبستگی‌ها و نگرانی‌های خاصی نسبت به فرزند و به خصوص فرزندان خردسال خود دارند. در این راستا در مواقع کشمکش‌های درونی خانواده و زمانی که در مورد زندگی زناشویی خود با همسر به بن‌بست می‌رسند، وقتی پای کودکی در میان باشد، عمدتاً و اکثریت زنان به خاطر فرزندانشان ناملایمات زندگی زناشویی را تحمل می‌کنند و دم از جدایی نمی‌زنند و در واقع به خاطر فرزند می‌سوزند و می‌سازند؛ به خصوص اگر بدانند در اثر جدایی، فرزند تحویل پدر می‌شود. در ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی سابق در صورتی که پدر و مادر زندگی مشترکی نداشتند، فرزند پسر تا ۲ سالگی و فرزند دختر تا ۷ سالگی نزد مادر می‌ماند و پس از آن پدر می‌توانست فرزند را از مادر تحویل بگیرد. البته دختر در صورت رسیدن به سن ۹ سالگی و پسر در صورت رسیدن به سن ۱۵ سالگی از حضانت خارج شده و شخصاً تصمیم می‌گیرند که در نزد کدامیک از والدین خود یا حتی شخص ثالثی از بستگان خود زندگی نمایند. گرفتاری مادران در گرفتن حضانت فرزند در صورت جدایی بیشتر در مورد فرزند پسر اتفاق می‌افتاد که در سن طفولیت و پس از دوره شیرخوارگی باید مادر حضانت وی را به پدر می‌سپرد.

5
4 مرداد 1387 ساعت 11:56
نقل قول از : kaje sabz

نقل قول از : آراد اینوایزبل

نقل قول از : kaje sabz

راستش به نظر من کسانی که دل شان از آهن داغ و هیچ وقت رو به سردی نمی ره این جای بحث زیادی داره دوست گرامی در اولین فرصت خوشحال می شم به این بحث بپردازم

اما همین بگم  این کمال نامردی است شاید مثل تمام بحث ها خانم ها چون ناقص العقل هستند نمی تونند بچه نگه دارند ولی اقایان می توانند

من هم کاملا با این گفته شما موافق  نوشه خانم

ولی بیایم شراط اجتماعیه ایران و با بقیه کشورها مورد بررسی قرار بدیم شاید بتونیم به  جوابی برسیم ( که بعید بدونم)

یه مثال ساده از  بازار کار

چیزی که خودم میبینم

مدرک من لیسانس. من با لیسانس و 3 سال سابقه کار مرتبط برای من 380 پایه حقوق میزنن ( طبق آخرین قرار دادی که بستم)

اما بک  خانم لیسانس( هم کار بنده و هم  رشته بنده با 5 سال سابقه کار) برای ایشون 280 پایه زدن .100 تومان اختلاف( این مثالی از خودم بوود چیزی که اگه اطرافتونو بگردید میبینید حقیقت داره)

یعنی توی ایران خانمها کمتر از آقایان حقوق میگیرن قبول دارین ؟ اگه نه بگید

حالا کشورای دیگه. زن و مرد ندارن هر کسی متناسب با استعداد و تلاشش زندگی میکنه.یک زن در کشورهای دیگه به تنهایی میتونه درامد زیادی داشته باشه و از لحاظ مالی میتونه قدرتمند باشه.

یک زن در یک کشور دیگه میتونه به تنهایی  بچشو بزرگ کنه چون هرگز مشکلی که یک زن تنها در ایران داره  در اون کشور نداره ( فهمش سخت بود نه؟.  شرمنده تایپ فارسیم ضعیفه)

بچه از لحاظ احساسی همیشه به مادر نزدیک تره تا به پدر اما آیا همه چیز بچه  احساساتیه که یک مادر به بچش میده؟

 آیا اون بچه با داشتن مشکلات اقتصادی که در مدت تجرد مادرش باهاش مواجه هست سر شکسته نمیشه؟به مشکل بر نمیخوره؟

نمیگم موافق این قانونم اما به نظر من یک خانم تنها نمیتونه یک بچه رو تو  این دیار  و این اوضا احوال جامعه بزرگ کنه.

میتونه بزرگ کنه و بچه بالاخره بزرگ میشه اما چه طوری ؟
از دوستان خواهش میکنم نظرشونو در مورد نظر من بدن و اگه انتقادی دارن من سراپا گوشم

 

یا علی

 

 

 


باید بگم برای اولین یک حرف قابل تامل  زدی آراد

اما همه این مشکلات قبول اما مادری که به خاطر فرزندش می تونه با این زندگی فلاکت بار ادامه بده چی ؟؟؟؟

یا کسانی که می تونند خرج فرزندشونو بدن چی؟؟؟

بعد  پایه حقوق یک خانم پایین تره؟؟؟

اما فرزند احساس هم براش لازم یعنی بره احساس اش رو تو کوچه پیدا کنه

باز تو قانون من قابل قبول نیست اینکه شوهری زن اش رو طلاق می ده و اجازه نمی ده حتی ماهی یک بار مادر فرزندش رو ببینه این یعنی نهایت بی عدالتی من این چیزهارو با چشم خودم دیدم

کاملا موافق حرفت هستم کاج عزیز
و همینطور فرشته خانم
دیگه نمیدونم
ولی وقتی زن و مرد میبینن اینجا قانون درست و حسابی وجود نداره غلط میکنن تلاق میگیرن اصلا  غلط کردن تصمیم نا درست گرفتن
اگرم میخواستن تلاق بگیرن غلط کردن بچه دار شدن
درسته در بعضی جاها قانون ایراد فنی داره اما این جوونا هم باید هنگام ازدواج چشم و گوششونو باز کنن و به مسئله ازدواج با دید بازی نگاه کنن و از بروز اشتباهات در آینده جلو گیری کنن
ما که نمیتونیم قانونو عوض کنیم اما میتونیم با آینده نگری و دقت از بروز مشکلاتی که در آینده با قانون بهش بر میخوریم جلو گیری کنیم
وقتی خانمی میدونه تو این دیار چنین قانونی وجوود داره حواسشو جمع کنه که بعدا به مشکل بر نخوره و این در مورد آقایان هم صدق میکنه.
کی پایست ؟
4
4 مرداد 1387 ساعت 00:34
نقل قول از : آراد اینوایزبل

نقل قول از : kaje sabz

راستش به نظر من کسانی که دل شان از آهن داغ و هیچ وقت رو به سردی نمی ره این جای بحث زیادی داره دوست گرامی در اولین فرصت خوشحال می شم به این بحث بپردازم

اما همین بگم  این کمال نامردی است شاید مثل تمام بحث ها خانم ها چون ناقص العقل هستند نمی تونند بچه نگه دارند ولی اقایان می توانند

من هم کاملا با این گفته شما موافق  نوشه خانم

ولی بیایم شراط اجتماعیه ایران و با بقیه کشورها مورد بررسی قرار بدیم شاید بتونیم به  جوابی برسیم ( که بعید بدونم)

یه مثال ساده از  بازار کار

چیزی که خودم میبینم

مدرک من لیسانس. من با لیسانس و 3 سال سابقه کار مرتبط برای من 380 پایه حقوق میزنن ( طبق آخرین قرار دادی که بستم)

اما بک  خانم لیسانس( هم کار بنده و هم  رشته بنده با 5 سال سابقه کار) برای ایشون 280 پایه زدن .100 تومان اختلاف( این مثالی از خودم بوود چیزی که اگه اطرافتونو بگردید میبینید حقیقت داره)

یعنی توی ایران خانمها کمتر از آقایان حقوق میگیرن قبول دارین ؟ اگه نه بگید

حالا کشورای دیگه. زن و مرد ندارن هر کسی متناسب با استعداد و تلاشش زندگی میکنه.یک زن در کشورهای دیگه به تنهایی میتونه درامد زیادی داشته باشه و از لحاظ مالی میتونه قدرتمند باشه.

یک زن در یک کشور دیگه میتونه به تنهایی  بچشو بزرگ کنه چون هرگز مشکلی که یک زن تنها در ایران داره  در اون کشور نداره ( فهمش سخت بود نه؟.  شرمنده تایپ فارسیم ضعیفه)

بچه از لحاظ احساسی همیشه به مادر نزدیک تره تا به پدر اما آیا همه چیز بچه  احساساتیه که یک مادر به بچش میده؟

 آیا اون بچه با داشتن مشکلات اقتصادی که در مدت تجرد مادرش باهاش مواجه هست سر شکسته نمیشه؟به مشکل بر نمیخوره؟

نمیگم موافق این قانونم اما به نظر من یک خانم تنها نمیتونه یک بچه رو تو  این دیار  و این اوضا احوال جامعه بزرگ کنه.

میتونه بزرگ کنه و بچه بالاخره بزرگ میشه اما چه طوری ؟
از دوستان خواهش میکنم نظرشونو در مورد نظر من بدن و اگه انتقادی دارن من سراپا گوشم

 

یا علی

 

 

 


باید بگم برای اولین یک حرف قابل تامل  زدی آراد

اما همه این مشکلات قبول اما مادری که به خاطر فرزندش می تونه با این زندگی فلاکت بار ادامه بده چی ؟؟؟؟

یا کسانی که می تونند خرج فرزندشونو بدن چی؟؟؟

بعد  پایه حقوق یک خانم پایین تره؟؟؟

اما فرزند احساس هم براش لازم یعنی بره احساس اش رو تو کوچه پیدا کنه

باز تو قانون من قابل قبول نیست اینکه شوهری زن اش رو طلاق می ده و اجازه نمی ده حتی ماهی یک بار مادر فرزندش رو ببینه این یعنی نهایت بی عدالتی من این چیزهارو با چشم خودم دیدم

3
3 مرداد 1387 ساعت 22:17
سلام....
من برخی مواقع دیدم مادرها خیلی دوست دارن حضانت رو قبول كنن...
بعضی هاشون ولی نمیخوان بچه رو...
انگار نمی شه نظر داد
2
3 مرداد 1387 ساعت 20:42
نقل قول از : kaje sabz

راستش به نظر من کسانی که دل شان از آهن داغ و هیچ وقت رو به سردی نمی ره این جای بحث زیادی داره دوست گرامی در اولین فرصت خوشحال می شم به این بحث بپردازم

اما همین بگم  این کمال نامردی است شاید مثل تمام بحث ها خانم ها چون ناقص العقل هستند نمی تونند بچه نگه دارند ولی اقایان می توانند

من هم کاملا با این گفته شما موافق  نوشه خانم

ولی بیایم شراط اجتماعیه ایران و با بقیه کشورها مورد بررسی قرار بدیم شاید بتونیم به  جوابی برسیم ( که بعید بدونم)

یه مثال ساده از  بازار کار

چیزی که خودم میبینم

مدرک من لیسانس. من با لیسانس و 3 سال سابقه کار مرتبط برای من 380 پایه حقوق میزنن ( طبق آخرین قرار دادی که بستم)

اما بک  خانم لیسانس( هم کار بنده و هم  رشته بنده با 5 سال سابقه کار) برای ایشون 280 پایه زدن .100 تومان اختلاف( این مثالی از خودم بوود چیزی که اگه اطرافتونو بگردید میبینید حقیقت داره)

یعنی توی ایران خانمها کمتر از آقایان حقوق میگیرن قبول دارین ؟ اگه نه بگید

حالا کشورای دیگه. زن و مرد ندارن هر کسی متناسب با استعداد و تلاشش زندگی میکنه.یک زن در کشورهای دیگه به تنهایی میتونه درامد زیادی داشته باشه و از لحاظ مالی میتونه قدرتمند باشه.

یک زن در یک کشور دیگه میتونه به تنهایی  بچشو بزرگ کنه چون هرگز مشکلی که یک زن تنها در ایران داره  در اون کشور نداره ( فهمش سخت بود نه؟.  شرمنده تایپ فارسیم ضعیفه)

بچه از لحاظ احساسی همیشه به مادر نزدیک تره تا به پدر اما آیا همه چیز بچه  احساساتیه که یک مادر به بچش میده؟

 آیا اون بچه با داشتن مشکلات اقتصادی که در مدت تجرد مادرش باهاش مواجه هست سر شکسته نمیشه؟به مشکل بر نمیخوره؟

نمیگم موافق این قانونم اما به نظر من یک خانم تنها نمیتونه یک بچه رو تو  این دیار  و این اوضا احوال جامعه بزرگ کنه.

میتونه بزرگ کنه و بچه بالاخره بزرگ میشه اما چه طوری ؟
از دوستان خواهش میکنم نظرشونو در مورد نظر من بدن و اگه انتقادی دارن من سراپا گوشم

 

یا علی