| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
52
|
1851
|
90/7/4 (03:32)
|
|
||
|
|
17
|
131
|
90/2/1 (21:22)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
90/12/11 (15:55)
|
|
||
|
|
54
|
824
|
90/10/29 (11:00)
|
|
||
|
|
7
|
85
|
90/11/6 (20:15)
|
|
||
|
|
1
|
18
|
90/6/3 (15:13)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
90/4/20 (01:27)
|
|
||
|
|
1
|
14
|
90/4/19 (22:53)
|
|
||
|
|
1
|
11
|
90/4/11 (11:23)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
90/4/1 (02:29)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
90/3/18 (23:05)
|
|
||
|
|
2
|
16
|
90/3/15 (16:23)
|
|
||
|
|
2
|
13
|
90/3/2 (14:55)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
90/2/22 (11:56)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/2/22 (11:54)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/2/22 (11:53)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
90/2/22 (11:48)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
90/2/1 (21:05)
|
|
||
|
|
0
|
11
|
90/1/6 (15:01)
|
|
||
|
|
1
|
11
|
89/12/18 (18:43)
|
|
بسم الله
حسب الامر برادر بزرگوارم جناب سید محمود این عنوان جدید را به عناوین دیگر کلوب اضافه میکنیم تا ان شاءالله
به همت تمامی دوستان اخباری که مستقیم یا به نحوی با امام در ارتباط است اینجا قرار دهیم .
به عون الله تعالی
وزیرامور خارجه لبنان: "امام موسی صدر زنده است" | |||
وزیرامور خارجه
لبنان پس از بازگشت از سفر لیبی تاکید کرد: پیگیری سرنوشت امام موسی صدر
مسئله ملی لیبی به شمار می رود و مقامات این کشور با بیروت همکاری بسیار
خوبی دارند. | |||
مرجع : مهر http://www.fararu.com/vdchkinzz23nvid.tft2.html |
خبرگزاری مهر، 1390/10/6
معاون وزیر خارجه ایران در امور کشورهای عربی و آفریقایی در گفتگو با خبرگزاری مهر اخبار مربوط به شهادت امام موسی صدر را بی اساس خواند.
به گزارش خبرگزاری مهر، دکتر حسین امیرعبداللهیان در این گفتگو در پاسخ به پرسشی درباره سرنوشت امام موسی صدر و خبر مندرج در یک نشریه لبنانی مبنی بر شهادت ایشان افزود: بر اساس اطلاعات موجود امام صدر در کشور لیبی به سر می برده و تاکنون هیچ مدرک موثقی مبنی بر شهادت وی ارائه نشده است.
اظهارات این مقام وزارت خارجه در پی انتشار خبری در یک نشریه لبنانی صورت می گیرد که در آن ادعا شده امام موسی صدر در سال 1998 به مرگ طبیعی در زندانی در لیبی فوت کرده است.
وی افزود: در تحولات اخیر در لیبی مسئولین و مقام های عالیرتبه این کشور در پی تماس تلفنی و سفر دکتر علی اکبر صالحی وزیر خارجه کشورمان به منظور جستجوی تمامی اماکن جهت تعیین وضعیت این عالم برجسته شیعی تشکیل داده اند و همچنین تلاش هایی از سوی ایران و دوستداران ایشان در لبنان در دست اقدام است و مجموعه اخبار و اطلاعاتی که به احتمال شهادت وی اشاره دارد دارای تناقضات فراوانی بوده و قابل اعتنا نیستند.
امیر عبداللهیان در ادامه اخبار و اطلاعات راجع به شهادت امام صدر را بسیار متناقض و غیر قابل اعتنا خواند و تصریح کرد: انتظار داریم به حول قوه الهی با توجه به شرایط پیچیده لیبی در دوران قذاقی و زندان ها و سیاهچال های فراوان در این کشور اخبار خوشحال کننده ای را در نتیجه کمیته تشکیل شده از سوی دکتر عبدالجلیل رئیس شورای انتقالی لیبی در خصوص امام صدر دریافت کنیم.
x-small;">روزنامه شرق، ۱۳۹۰/۸/۲۱
-small;">شرق، ستاره جاوید: حذف فیزیکی معمر قذافی، کسی که جعبه سیاه پرونده پیچیده ربودن امام موسی صدر محسوب میشد، تمام زوایای تاریک و پنهان این پرونده را حداقل تا زمان آزادی امام در هالهای از ابهام فرو برده است؛ اطلاعاتی که به دست آوردن آن پیش از مرگ قذافی، میتوانست راز ۳۳ ساله ناپدید شدن امام موسی صدر را ابهامزدایی کرده و سرنخهایی از محل اختفا یا محل اسارت او و دو همراهش افشا کند. قذافی با مهارت کامل توانست این همه سال پرونده را معطل نگه دارد و هرگونه روزنه درز اطلاعات درباره این مساله را از بین ببرد. حال او دیگر مرده و انتظار میرود پس از مرگش شاهد نقطه عطفی در روشن شدن وضعیت امام موسی صدر – شهروند ایرانی و رهبر شیعیان مجلس اعلای لبنان- باشیم. خانواده امام با استناد به مدارک و شواهد گوناگونی که به دست آورده و پس از مرگ قذافی هم نقض نشده، بر حیات او تاکید دارد. مهندس مهدی فیروزان – خواهرزاده و داماد امام- میگوید: هر چند مرگ قذافی و افشا نشدن اطلاعاتی که داشت برای تاریخ لیبی و پرونده امام خسارت است، اما پس از مرگ او درهای امیدبخش دیگری به روی خانواده گشوده شده است. سفر اخیر فیروزان به لبنان و آگاهی از آخرین وضعیت پیگیریها محور گفتوگوی رخ به رخ ما با داماد امام است. فیروزان که زمانی دستی هم در روزنامهنگاری این مملکت داشته، مصاحبه نمیکند و اگر مرگ قذافی و بهانه سفر اخیرش به لبنان نبود، این مصاحبه میسر نمیشد.
بهجز اطلاعات و منابع خبری منتشرشده پیشین، پس از مرگ قذافی تا امروز اخبار تازهتری از محل اسارت یا نگهداری امام موسی صدر به دست آوردید؟
خیر. اطلاعات جدیدی ندارم.
چرا این محافظهکاری در انتشار اطلاعات پرونده امام موسی صدر پس از مرگ قذافی هم هنوز وجود دارد؟
مساله ما محافظهکاری نیست. مساله این است که دولت امروز لیبی و مقامات لیبیایی آنقدر گرفتاری و مسایل عدیده دارند که هنوز نتوانستهاند بسیاری از اماکن خود را کشف کنند و این طبیعی است. در تمام ملاقاتهایی که وزارت خارجه ایران و همچنین وزارت خارجه لبنان با «عبدالجلیل» داشتند، قول یک همکاری گسترده داده شده که بتوانیم از طریق زندانیان و زندانبانانی که در تمام این سالها در زندانها حضور داشتند، سرنخی از محل نگهداری امام پیدا کنیم. این تمام آن چیزی است که در حال حاضر به عنوان خبر در اختیار دارم. خود ما هم، الان تلاش میکنیم بتوانیم با این افراد صحبت کنیم و اطلاعات میدانی جمعآوری کنیم.
هـنـوز در حـال جمعآوری اطلاعات میـدانـی هـستید؟ اطلاعاتی که در این ۳۳ سال جمعآوری شده، کافی نیست؟
هنوز ما در همین مرحله هستیم و در روند پیگیری باید اطلاعات میدانی جمعآوری کنیم.
چرا واقعا پس از قذافی هم پیشرفت قابل ملاحظهای در روشن شدن مساله حاصل نشده است؟
لیبی از بیرون خیلی غیرقابل پیشبینی است. وقتی بیرون از لیبی هستید، نمیتوانید شرایط آنجا را به خوبی ببینید و بفهمید. علت پیشبینیناپذیری این است که یک نظام کاملا امنیتی در لیبی از بین رفته و یک خلأ عمیق در داخل آن باقی مانده. به نظرم خیلی زمان میبرد تا این نظام جدید خود را بازسازی کند.
پس در رابطه با مساله امام صبر میکنید آن نظام خود را بازسازی کند؟
خیر، نمیدانم. بسیار تلاش میکنیم که بتوانیم با کسانی که اداره امور را در درست گرفتند، گفتوگو یا حتی مذاکره کنیم تا بالاخره بتوانیم به محل نگهداری یا محل اسارت امام دست یابیم. در اوضاع کنونی لیبی کمابیش هنوز هم زندان کشف میشود. هفته پیش با اینکه یک ماه از سقوط طرابلس گذشته بود، زندانی با ۱۲۰۰ نفر کشف شد. خیلی عجیب است.
یکی از اهداف سفر اخیر وزیر امور خارجه به لیبی پیگیری پرونده امام موسی صدر عنوان شد. چه نتیجهای از مذاکره دکتر صالحی با مقامات لیبیایی حاصل شده است؟
مقامات لیبیایی در پاسخ به سوال آقای صالحی گفتند ما خیلی مساله داریم و ایجاد تشکل و سیستم جدید خیلی کار میبرد و درگیر موانع و مشکلات زیادی هستیم اما به محض اینکه بتوانیم، همکاری میکنیم.
پیگیری مساله امام جزو اهداف اصلی این سفر بوده یا در حاشیه قرار داشته است؟
مسلما اهداف دیگری هم برای این سفر وجود داشته اما درباره پرونده امام، وزیر امور خارجه از مقامات لیبیایی سوال کرده است.
پیگیریها در حد پرسیدن سوال بوده؟
وقتی طرف مقابل او نمیتواند خیلی همراهی کند، کار دیگری غیر از سوال پرسیدن باقی نمیماند و قاعدتا وزیر هم پیشتر و جلوتر نمیتواند برود.
از خانواده امام هم کسی در هیات همراه وزیر حضور داشت؟
خیر آن سفر، سفر وزارت امور خارجه بود.
با توجه به اینکه یکی از اهداف سفر پیگیری پرونده امام بود چرا کسی از خانواده امام در هیات همراه حضور نداشت؟
بله میدانم. اما در هر صورت در این سفر کسی از خانواده همراه آنان نبود.
شما از سفر هفته پیشتان به لبنان چه دستاوردی دارید؟
خانواده امام در سفر اخیرم به لبنان بیشتر دور هم جمع شدند تا برای شرایط پس از قذافی برنامهریزی کنند تا فرصت از دست نرفته، بتوانند از طریق لیبیاییها و زندانیان امام را پیدا کنند. نتیجه این سفر، کلیت استراتژیای بود که خانواده تدوین کرد.
این استراتژی که جدید نیست قبل از کشته شدن قذافی و در زمان حکومت قذافی هم بوده. بعد از مرگ قذافی با توجه به شرایط انتظار میرود اقدامات کاربردیتری دنبال شود!
این استراتژی همیشه بوده. اما با رفتن قذافی عملا یک منبع اطلاعاتی بزرگ از دست رفته است. اما درهایی هم به روی خانواده باز شده و آن هم همکاری آن دسته از مسوولان لیبیایی است که همدستان حکومت قذافی بودند اما در زمان قذافی از ترس جان میترسیدند اطلاعات را در اختیار ما قرار دهند. پس از مرگ قذافی به راحتی میتوانند همکاری کنند.
خب در این راستا اقدامی انجام شده؟
بله. حتما اقدام انجام شده و میشود.
طولانی شدن روند پیگیری تا ۳۳ سال نشان میدهد خانواده خیلی بضاعت پیگیری و قدرت اجرایی برای اقدامات عملی نداشته. بعد از قذافی هم اصرار دارید پیگیریها را تا روشن شدن وضعیت امام با همان بضاعت اجرایی اندک ادامه دهید یا ترجیح میدهید فراتر رفته و از نیروهای دولتی چه در لبنان چه در ایران برای پیگیری یاری طلبید؟
قبول ندارم که خانواده بضاعت اندکی را صرف این کار کرده باشد، خانواده آنچه را که میتوانست انجام داده است.
منظورم بضاعت اجرایی و عملی خانواده است نه کمکاری!
بله. درست است. اما به هر حال ما یک دولت نبودیم که بتوانیم گفتوگو کنیم، امتیاز بدهیم امتیاز بگیریم؛ اما ما با تمام امکانات خود به میدان پیگیری آمدیم. امروز هم با همین امکانات ادامه میدهیم و امیدواریم تمام کسانی که در طول این سالها – از دولتهای عربی گرفته تا رجال سیاسی جهان اسلام و ایران – برای عدم همکاری ملاحظاتی داشتند امروز آن ملاحظات را نداشته باشند چون دیگر قذافی نیست که به دلیل حفظ یک رابطه سیاسی یا رابطه اقتصادی یا رابطه دوستانه همکاریها را فدای ملاحظهکاری کنند. طبیعتا این افراد امروز میتوانند اقدام گذشته خود و آن ملاحظاتی را که در گذشته باعث میشد همکاری نکنند به راحتی جبران کنند.
آیا خانواده پیگیر هست که مذاکره وزارت خارجه ایران با مقامات لیبیایی تا اخذ نتیجه مشخص دنبال شود؟
ما نه فقط از طریق وزارت خارجه ایران بلکه از طریق همه داریم پیگیری میکنیم. از طریق وزارت خارجه لبنان، دولتها، مقامات، NGOها، مراجع و حتی حوزه علمیه تا اخذ نتیجه و آزادی امام پیگیر مساله هستیم.
به چه نتایجی رسیدید؟
پیگیر هستیم.
علت این محافظهکاری در عدم انتشار اطلاعات چیست؟
ما از آنچه که واقعا کارشناسان معتقد باشند برای حفظ سلامت امام و نجات او ضروری است عمل شود یا گفته شود پیروی میکنیم. به ما حق بدهید که هر جا وکلا و کارشناسان ما از انتشار اطلاعات بر حذر بدارند بر خلاف آن عمل نکنیم. آنچه میگویم آن چیزی است که میتوانم بگویم.
این محافظهکاری که با هدف حفظ جان امام انجام میشود، منطقی است اما آیا فقط ما به دنبال امام هستیم؟ خیر. کشورهای دیگر هم در پی یافتن سرنخی از محل اختفای امام هستند و هرجومرجی که در لیبی وجود دارد خیلی هم گویای این نیست که جان امام تامین است. فکر نمیکنید این محافظهکاری از یک طرف طی این سالها باعث شده زمان آزادی امام به تعویق بیفتد و از طرف دیگر در شرایط کنونی لیبی خیلی افراطگرایانه باشد؟
نجات امام کار خیلی ظریفی است و با احساسات نمیشود پروسه نجات امام را مدیریت کرد. همه ما دوست داریم زودتر او را ببینیم.خانواده، دوستان و علاقهمندان امام همه دوست دارند او را ببینند. اما پیچیدگیهای این کار همیشه ما را در امر پیگیری و نجات او به عقلانیتی دعوت کرده. بنابراین ما در همین چارچوبی که باید به نتیجه برسد، کار میکنیم. حال اگر محافظهکاری به نظر بیاید یا شجاعت تعبیر شود یا حتی کوتاهی و کتمان نام بگیرد، اتهام آن مهم نیست. مهم برای ما رسیدن به نجات امام است. همه این حرفها را تحمل میکنیم چون میخواهیم امام را آزاد کنیم.
اگر در این سالها در پیگیری مساله امام مخالفتهای داخلی وجود داشته علت این مخالفتها چه بوده است؟
حرفهای مختلفی زده میشود و تحلیلهای مختلفی وجود دارد و هرازگاهی هم این مخالفتها منتشر شده. در حال حاضر خانواده بیشتر به فکر تجمیع تمام امکانات است و به فکر گلایههای گذشته نیست. پاسخ به این سوال را محول کنیم به پس از آزادی امام. آن زمان اگر صلاح باشد یا امام خود صلاح بداند همه حرفها را میزنیم. اگر صلاح ندانست باز هم به همین شیوه کنونی ادامه میدهیم.
غیر از مدارک و سخنانی که درباره حیات امام انتشار یافته پس از کشته شدن قذافی؛ سند یا مدرک جدیدی دال بر تایید حیات یا خدای ناکرده شهادت امام به دست آوردهاید؟
فقط میتوانم بگویم هیچ مدرکی ضدمدارک قبلی پیدا نکردهایم. هنوز هیچ مدرکی که جمعبندی اطلاعات گذشته را خدشهدار کند والله پیدا نکردهایم.
با توجه به اینکه قذافی تنها کسی بود که از محل اختفای امام اطلاع داشت و میتوانست اطلاعات بسیار باارزشی درخصوص مسایل بسیاری از جمله پرونده امام داشته باشد، آیا مرگ او به نفع پرونده امام هست یا خیر؟ آیا انقلابیون در کشتن قذافی شتابزده عمل نکردند؟
اینکه قذافی کشته شد به نفع حقیقت نبود. تمام حقیقت. تمام حقیقتی که ملت لیبی به دنبالش هستند و نه فقط حقیقتی که ما در پرونده امام به دنبال آن هستیم. کشته شدن قذافی گاه در ذهن من مشکوک به نظر میرسد. شاید ملت لیبی خود به دنبال کشتن قذافی نبود اما انگار ارادهای خارج از لیبی مرگ او را طراحی کرده بود و ممکن است فقط به دست لیبیاییها اجرا شده باشد. ارادهای فراتر از مردم لیبی نمیخواست قذافی زنده باشد و اطلاعاتی را که دارد، منتشر شود. اما در مورد مساله امام با کشته شدن قذافی منبع اطلاعاتی مهمی را از دست دادیم اما امیدوارم کسانی که در این پرونده آگاهند به خودشان آیند و برای نجات امام با ما همکاری کنند.
آیا دولت لبنان هم از مرگ قذافی استقبال کرد؟
همه آدمهای عاقل مرگ قذافی را برای پرونده امام یک خسارت دیدند؛ حتی برای تاریخ لیبی. اگر قذافی میماند و به دادگاه میآمد، اسرار زیادی از سیاستهای غرب در آن دادگاه افشا میشد؛ اسراری از روابطش با غرب، پیمانهایی که قذافی بسته و قولهایی که غرب به او داده بود؛ بنابراین به همین دلایل، قذافی باید کشته میشد چون او بیش از دیگران شعار انقلابی میداد و بیش از دیگران در خدمت غرب فعالیت کرده بود. افشای این اطلاعات برای تاریخ لیبی مهم بود.
بعد از مرگ قذافی منابع اطلاعاتی که به دست آوردید امیدوارکننده است؟
بله، اطلاعاتی که از مردم لیبی و هم مسوولان لیبیایی به دست آوردیم، امیدبخش است. تا همین امروز چند نفر از مقامات لیبیایی اعتراف کردهاند شهادتهای غلط دادهاند. تا زمانی که قذافی زنده بود این حرفها را نزده بودند.
این افراد یا مقامات چه کسانی هستند؟
یکی از آنان پلیس فرودگاه و دیگری آقای شلغم است.
آیا واقعا برای ناتو کاری دارد که بگردد امام را پیدا کند؟ نظر شما چیست؟
نه، ولی دلیل یا انگیزهای هم برای این پیگیری و جستوجو ندارد. من به دنبال این هستم که با ناتو وارد مذاکره شوم و انگیزه این جستوجو را ایجاد کنم.
-small;">
نباید گذاشت خطایی که باعث شهادت تندگویان شد، در مورد امام موسی صدر تکرار شود.
فایل صوتی این سخنرانی را از اینجا دانلود کنید.
متن سخنرانی مهم سعید ابوطالب درباره پرونده ربودن امام موسی صدر که در پانزدهم شهریور ۱۳۹۰ در فرهنگسرای رسانه برگزار شد.
-small;">متن سخنرانی مهم سعید ابوطالب درباره پرونده ربودن امام موسی صدر که در پانزدهم شهریور ۱۳۹۰ در فرهنگسرای رسانه برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر متن این سخنرانی به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم. قبل از ورود به بحث، چند نکته را که فکر میکنم موثر باشد و به کار این جلسه بیاید، میگویم. نقصی که هنگام پرداختن به امام موسی صدر وجود دارد این است که وقتی میخواهیم از اثرات حضور امام موسی صدر در لبنان یاد کنیم، آن را به این محدود میکنیم که ایشان جایگاه اجتماعی شیعیان را تغییر دادند ویا برای بچههای یتیم شیعه آموزشگاه ساختند؛ کارهایی که هم اثر تربیتی دارد و هم اثر پرورشی. ولی واقعیتش این است که فعالیتهای سیاسی ایشان در لبنان آثار بزرگی داشته است که ما الآن به مرور به آن برمیخوریم و نتایج آن را میبینیم. من مشغول ساخت مستندی در مورد تغییرات ساختار سیاسی لبنان هستم. سئوال اصلی هم این است که لبنان با وجود ساختار طایفهای چه نظام سیاسیای دارد؟ و این نظام حاصل چه تحولاتی در حوزه سیاست است؟ و اینکه لبنان به کدام سمت میرود؟ و کدام نظام سیاسی برای لبنان مناسب است و چه تأثیراتی بر ما و بر منطقه دارد؟
در سیر همین مستند با همه شخصیتهای سیاسی لبنان از مخالفین مقاومت، مقاومت با تعریف امروزی، تا اندیشمندان مقاومت گفتوگو کردیم. از آنها در مورد دموکراسی در لبنان سوال کردیم، در مورد این که چطوری اقلیتی میتواند بر اکثریتی حکم براند. اینکه آیا شیعیان نسبت به جمعیتی که دارند، در قدرت هم سهیم هستند؟ یا مسیحیها نسبت به جمعیتی که دارند از سهم قدرت سیاسی راضیاند؟ برای این بررسی، تاریخ سیاسی لبنان را جستجو میکنیم. نتیجه این میشود که، شیعیان در پنجاه سال گذشته تغییر طبقه اجتماعی دادهاند. یعنی طبقه اجتماعی جدیدی شکل گرفته است که داعیهدار ایجاد نوعی دموکراسی واقعی است. نکتهای که آقای نبیه برّی هم بر آن اصرار دارد. این که کل لبنان را به یک دایره انتخاباتی تبدیل کنیم. اینکه لبنان یک دایره انتخاباتی باشد و در واقع آن تقسیمبندی که بعد از جنگهای داخلی در لبنان در پیمان طائف شکل گرفت، از بین برود و لبنان به یک نظام دموکراتیک برسد و انتخاباتِ آزاد در آن برگزار شود و تقسیم قدرت به معنی امروزی نباشد. میدانید که امروز قدرت در اختیار نخست وزیر اهل تسنن است.
پیش از پیمان طائف قدرت در دستان رئیس جمهور مارونی متمرکز بود. جنگهای طایفهای لبنان را مسیحیها شروع کردند و در جنگهای طایفهای شکست خوردند و در نتیجه، قدرت از مسیحیان به اهل تسنن منتقل شد. حالا سئوال این است که آیا این تقسیمبندی قدرت امروز هم درست است؟ و آیا شیعیان بعد از جنگ ۳۳ روزه و بعد از این که پارلمان را بردند و بعد از این که طبقه اجتماعیشان عوض شد و حالا که قدرت، سلاح و پول دارند، آیا میخواهند قدرت را بگیرند؟ آیا تغییر دوباره این چرخه نجات دهنده لبنان است یا دوباره تکرار اشتباهات قبلی و بازگشت به گذشته است و خطری است که ممکن است آینده لبنان را تهدید کند؟ اگر در پیمان «طائف» قدرت از مسیحیان به اهل تسنن واگذار شد، لابد در پیمانی دیگر که میتواند اسمش پیمان «تهران» باشد، این قدرت به شیعیان منتقل میشود.
در مصاحبه با «امین جمیل » به او گفتم اسم این پیمان جدید چه میتواند باشد، گفت نمیدانم هر چیزی میتواند؛ گفتم میتواند پیمان تهران باشد؟ گفت بله، «طبیعتا»!
ولی این کار بازگشت به جای قبلی و تکرار همان اشتباهات است. راه حلش چیست؟ راه حل را امام موسی صدر بیش از چهل سال پیش مطرح کرده است. ایشان پیشنهاد میدهد که ما لبنان را به یک دایره انتخاباتی تبدیل کنیم. یک نفر قطع نظر از این که دین و طایفهاش کاندیدا شود و بقیه مردم هم به او رأی دهند. در چنین شرایطی لبنان یک «دایره انتخاباتی» میشود، که امروز به آن حوزه انتخاباتی میگوییم.
عملکرد امام موسی صدر چهل سال پیش طبقه اجتماعی شیعیان را عوض کرد، ضمن این که با وجود تغییراتی که در این ۳۰-۴۰ سال انجام شده است، شیعیان طلب قدرت بیشتری نکردهاند. امام موسی صدر هم یک پیشنهاد کاملا دموکراتیک داده است، این نگاه متعلق به آدمی است که ۵۰ سال بعد را میبیند. یعنی آنچه که امروز، بعد از جنگهای داخلی به آن رسیدند، امام موسی صدر چهل و چند سال پیش پاسخش را گفته بود.
ما برای مستندی که پیشتر توضیح دادم، با چهرههای مختلفی در لبنان گفتوگو کردیم. با همه شخصیتهای سیاسی و با همه رئیس جمهورها و نخستوزیرهای قبلی لبنان گفتوگو کردیم. سلیم الحوص، عمر کرامی، امیل لحود و سایر شخصیتهایی که یا رئیس جمهور مارونیاند یا نخستوزیر سنیاند یا رئیس مجلساند؛ وقتی در گفتوگوها بحث به اینجا میرسید که برای داشتن یک لبنان آزاد، مستقل و توسعه یافته چه باید کرد، همه به این نتیجه میرسیدند که باید به پیشنهاد چهل سال پیشتر امام موسی صدر بازگردیم، لبنان را یک حوزه انتخابیه در نظر بگیریم.
توجه کنید این نظریه موقعی مطرح شده است که مسیحیان در قدرت هستند و به کشورهای خارجی وابستگی دارند و انکار هم نمیکنند. یعنی کشورهای اروپایی مسیحیان را ساپورت میکنند و جای پای کشورهای مسیحی پیداست. البته طبیعتا اهل تسنن را هم کشورهای عربی ساپورت میکردند. یعنی آنهایی هم که ادعای مبارزاتی دارند، ادعایشان درواقع همهاش شکلهای ناسیونالیستی داشته است و در این شرایط امام موسی صدر چنین نظریه سیاسیای میدهد و پایش میایستد، نظریهای که متأسفانه پیگیری نشده است. اگرچه در ظاهر خیلیها این حرف را زدند و در مذاکراتشان گفتند که طایفهگری سیاسی را نفی میکنند، منتهی در عمل به طایفهگری سیاسی کمک میکنند.
من اگر این مثال را زدم به جهت این بود که ببینیم آدمی با این دیدگاه، نیاز چند دهه گذشته لبنان بوده است و این اندیشه نیاز امروز ما نیز است. من فکر میکنم که ما متأسفانه از آن مبنا به اینجایی رسیدیم که اکنون هستیم. یعنی نظیر همان نگاه در اندیشه شخصیتی مثل حضرت امام بود، با آن نگرش باز و آزاداندیشی شروع کردیم و متأسفانه در این سالهایی که گذشته، دائم بستهتر و متصلبتر شدیم.
سؤالی که وقتی من با شخصیت امام موسی صدر آشنا شدم برای من هم وجود داشت،این بود که آیا واقعا لیبی امام موسی صدر را ربوده؟ چرا قذافی این مسئله را انکار میکند؟ او میگوید ایشان را به شهادت رسانده است، ادلهای هم ندارد. ما هم میگوییم ایشان به شهادت نرسیده و ادلهای بر زنده بودنش است، اما آنها را به صراحت نمیگوییم.
این نکته هم مهم است که بدانیم قذافی همان موقع که چانه میزند و میگوید که اصلا امام در لیبی نیست، همزمان به دادستانی رُم پول میدهد، که پرونده قدیمی امام موسی صدر را دوباره باز کند. در این پرونده دادستانی رُم حکم داده بوده که امام هیچ وقت از لیبی وارد ایتالیا نشده است و درواقع امام موسی صدر هیچ وقت از لیبی وارد ایتالیا نشده است. چند سال پیش به خاطر ارتباط کاری آقای سیف الاسلام با آقای برلوسکونی و شراکت مالی آنها، دوباره پرونده باز شد که حکم را برگردانند و به مدت کوتاهی هم حکم را برگردانند. یعنی پروندهای را که شاهد جدیدی برای آن وجود ندارد، بیدلیل بعد از بیست و پنج سال پول میدهند و باز میکنند و یک نفر حکم میدهد که امام با آن پرواز وارد ایتالیا شده است تا همه فشارها از روی لیبی برداشته شود. که البته موسسه آن موقع فعال شد و با وکلای بینالمللی تماس گرفتند و اعلام شد که اسناد جدیدی وجود ندارد و این پرونده نباید باز شود. حکم همان حکم قبلی است. نکته من این است، همان موقعی که لیبی این تلاشها را میکند، در جلسه محرمانه با مقامات ایرانی، در دولتهای آقای خاتمی و آقای احمدینژاد، حرف دیگری میزند، که با حرفی که علناً میگوید، متفاوت است.
قذافی تا سال ۲۰۰۲ ربودن امام در لیبی را نمیپذیرفت. حالا بعدا ۲۰۰۲ آقای قذافی در یک مناظره با خبرنگارها اشتباه میکند یا از قصد میگوید که امام در لیبی مفقود شده، بیایید با هم دنبال ایشان بگردیم. یعنی همان موقع که حضور امام در لیبی را نفی میکند و میگوید امام با آن پرواز به ایتالیا رفته است، چانهزنی میکند که خانواده بابت غرامت پولی بگیرد و مسئله را تمام کند. او میخواهد که خانواده درباره این موضوع حرفی نزند و مسئله را پیگیری نکند. پذیرفتن این درخواست خودش خطرناکترین مسئلهای است، که میتواند روی دهد. همزمان با مسائل دادگاهها و طرح قذافی برای پرداخت غرامت به خانواده، ضلع سومی هم شکل میگیرد. قذافی یکی از رهبران کشورهای آفریقایی را نزد سید حسن نصرالله واسطه میکند و میگوید که ما میخواهیم رابطهمان را با حزب الله خوب کنیم، و چند تضمین از حزب الله میخواهد. یکی از شرایط هم این بوده است که حزب الله در مورد امام موسی صدر از ما انتقام نگیرد و تلافی نکند. نصرالله میگوید که جوابش را به آقای «صادق المهدی » دادم و به او گفتم به قذافی بگو که اولا ما اگر میخواستیم تلافی کنیم قبلا میکردیم تلافی در مرام ما نیست و لازم باشد ضربه میزنیم ولی تلافی نمیکنیم. ولی ما در مقابل ربودن شما، کسی را نمیرباییم. دوم این که مسئله اصلا مسئله ما نیست مسئله ایرانی است، بعد لبنانی است و مهمتر از همه طرف ماجرا «خانواده» است و اصلا مسئلهای نیست قابل معامله نیست.
نکته مهم این است که این کار بسیار پیچیده است. معامله کردن با فردی که هیچ چیزی از او بعید نیست و همه چیز از او ممکن است، دقت و ظرافت بسیاری میخواهد. یعنی یک اشتباه یعنی سوزاندن اطلاعات. سوزاندن اطلاعات یعنی این که تنها کسی که «نمیداند» ما هستیم. همه سرویسهای اطلاعاتی از این واقعه اطلاعاتی دارند، من میدانم آلمانیها میدانند. از اول واقعه تا وسط واقعه را میدانند. چون با لیبی مبادله اطلاعاتی دارند، روسها هم میدانند. منتهی ارزش دارد و آن را میفروشند و مبادله میکنند. باید توجه کنیم که این کار چقدر ظرافت دارد، کلمه به کلمهای که بکار برده میشود، بر سرنوشت آن آدمی که میخواهیم او را برگردانیم، اثر دارد. حتی در شرایط امروزی اگر از قول یکی از رهبران همین شورای انتقالی چیزی اعلام میشود، باید با دقت باشد. خبرنگاری با او مصاحبه می کند که ما مصاحبه را نمیشنویم، خبرنگار ترجمه میکند و معلوم نیست چقدر لهجه عربی و لیبیایی بلد است، یا چقدر در این ترجمه دست برده است.
اولین تجربه فیلمسازی من درباره شهید تندگویان است، زیرا به شخصیت ایشان علاقه داشتم. تصمیم گرفتم درباره شهید تندگویان برنامه بسازم. اسم اولین مستندم “واژهای برای استقامت” و درباره شهید تندگویان بود. نکتهای که درباره شهید تندگویان کشف کردم که در آن فیلم هم هست که حتما شما هم بعدا آن را شنیدهاید. ایشان را عراق به اسارت میگیرد. تلویزیون ایتالیا فیلم کوتاهی از اسارت ایشان نشان میدهد و ما آن را در آرشیومان داریم. یعنی ایران مطمئن شد که تندگویان در عراق اسیر است. عراق از اول مدعی شد که تندگویان را اسیر نگرفته است. نام ایشان در آمار صلیب سرخ هم نبود. در مبادلهای که سال ۶۴ صورت گرفت، چند اسیر زن ایرانی بودند که با چند خلبان عراقی معاوضه شدند. خانم دکتر ناهید هم در آن مبادلهها آزاد شد. ایشان میگفتند، من صدای تندگویان را هر روز میشنیدم هر روز او را از جلوی سلول ما رد میکردند. میگفت سلام بر تو خواهر مبارز! سلام بر خمینی! درود بر تو خواهر مبارز! من محمدجواد تندگویان وزیر نفت ایران هستم! او از جلوی سلول ما میکشاندند، میبردند ومیزدند و بعد از ظهر که به سلولش بازمیگرداندند اینها را میگفت. این اسیران با تندگویان با زدن ضربه بر دیوار سلول مجاور ارتباط گرفته بودند. ولی عراق زیر بار نمیرفت. جنگ تمام شد، ما هم همه اسرا را پیگیری میکردیم. اگرچه میشد تندگویان را زمان جنگ مبادله کرد اما به علت اشتباه تاکتیکی این کار صورت نگرفت. زیرا تلقی این بود که یک نفر، اگر حتی وزیر نفت باشد، باید با یک نفر مبادله شود، گفته شد تندگویان را اگر بدهند یک نفر را میدهیم و نه بیشتر. جنگ تمام شد. هنگام مبادله اسرا عراق میگوید که تندگویان پیش ما بود و ده سال پیش خودکشی کرد. میگوید همان موقع که او را گرفتیم تاب نیاورد و خودکشی کرد. با وجود اینکه تا آن روز عراق به ما دروغ گفته است، اما اینبار دروغش را میپذیریم و باور میکنیم که تندگویان ده سال قبل شهید شده است. طرف عراقی میگوید که تنها میتواند جنازه وی را تحویل دهد. ایران اول میگوید نه و بالاخره میپذیردکه جنازه را تحویل بگیرد. یک هیئت از ایران میروند، جنازه را بگیرند. یک قبر را میکنند و میگویند اینجاست. این آقایی که دندانپزشک بود و درواقع دوست شهید تندگویان و مسئول دفترش بود و چند نفر دیگر آنجا را میکنند. یکی از دوستان ایشان، با این گروه بوده میگوید در شکنجههای ساواک با دریل استخوان ساق پای تندگویان را خرد کرده بودند، بگذارید ببینیم این جسد ساق پایش سوراخ است یا نه؟ نگاه میکند و میبیند اینطور نیست و معلوم میشود جنازه متعلق به تندگویان نیست. این باعث اختلاف و دعوا میشود و اینها باز میگردند. شش ماه بعد پیش از حمله به کویت، عراق و برای اینکه مسائلش با ایران را برای همیشه حل کند، جنازه دیگری را نشان میدهند که این بار هم دوست دندانپزشک تندگویان میگوید یکی از دندانهای او را کشیده بودم و یا ترمیم کرده بودم و این نشانهها در این جنازه نیست و کار باز هم متوقف میشود. بالاخره برای بار سوم چون اسیرهایشان را میخواستند، عراقیها دوباره وساطت میکنند و اینبار پیکر شهید تندگویان را تحویل میدهند. جنازهای که تقریبا مومیایی شده بود، یعنی مادهای زیر پوستش تزریق شده بود. پیکر به ایران آمد و بعد از آزمایش مشخص شد متاسفانه این جنازه سه چهار ماه یا حداکثر شش ماه و نه ۱۰ سال است، که به شهادت رسیده است. نه ۱۰ ساله. یعنی از موقعی که مذاکرات شروع شد و ایران پذیرفت جنازه را تحویل بگیرد، او را میکشند. جالب اینکه باز هم نمیخواستند جنازه را تحویل بدهند تا این ماجرا لو نرود و دو بار هم سعی میکنند جنازههای دیگری را تحویل دهند. در این پرونده اشتباه از آن آدمی است که در مذاکره میپذیرد، جنازه را بگیرد.
ببینید من میخواهم بگویم چنین پروندههایی چقدر دقیق است. یعنی اگر تو بگویی که ایشان زنده است و من بپرسم از کجا میدانی؟ همان سوالی است که من ده سال پیش به عنوان خبرنگار پرسیدم: چرا تو میگویی امام موسی صدر زنده است؟ پاسخ هم این بود که اگر من شواهد را بگویم، همه آن سر نخها میسوزد. همه آن سرپلها از بین میرود. هنوز هم آن آدم هست. آن آدمی که با امام حرف زده، خودش امام را معاینه کرده است. من الآن بگویم، فردا میروند او را میکشند و قضیه تمام میشود. همه این سالها چه کسی از این مسیر صیانت کرده؟ خانواده و موسسه که بیش از هرکسی احساس مسئولیت کرده است.
من متن مذاکرات آقای سید احمد موسوی، که مدتی سفیر بود، با طرف لیبیایی را دیدم. آقای سیف الاسلام قذافی صحبتی از وضعیت امام یا بازگشت او نمیکند، میگوید بیایید معامله کنیم. بعد میگوید که ببین ما این جوری حل میکنیم و میگوییم یکی از نیروهای خودسر ما در لیبی امام را کشته است و ما او را تیربارانش میکنیم، این قدر هم پول به عنوان غرامت میدهیم. آقای احمد موسوی هم میگوید ما امام را از تو میخواهیم، این حرفها چیست؟ حالا الحمدلله این تیزهوشی بوده که اینگونه پاسخ دادهاند. ببینید الآن چون قذافی نیست میشود این حرفها را زد. البته قذافی نیست اما بدنه وابسته به او هست. یعنی اگر سر حکومت را جدا کنی، حکومت از بین نمیرود و بدنه دوباره سر را میسازد، یک قذافی دیگر میسازد. یعنی هنوز هم همه ابعاد پرونده امام موسی صدر قابل بیان کردن نیست ونباید کار را تمام شده دانست.
در مورد لیبی وضعیت پیچیده است، لیبی یک کشور قبیلهای و تکه تکه است. خیلی از شهرهای لیبی اصلا معارضین و حکومت مرکزی را قبول ندارند. از اول هم قبول نداشتند و برای خودشان کار دیگری میکردند. و احتمال این که کشور نصف شود هنوز هم وجود دارد، شرقی-غربی شود. یعنی این که هنوز هم تکلیف آنجا معلوم نیست. آنها هم که در شورای انتقالی رهبران لیبی هستند تا چهار روز پیش جزء وزرا و ژنرالهای قذافی بودند و خودشان احتمالا در موضوع دخیل هستند. نه آنها همه چیز را میگویند نه مخالفینی که هنوز میترسند چیزی بگویند.
مطرح کردن اقدامات کمیسیون در خصوص پیگیری وضعیت امام موسی صدر به مصلحت نیست
خبرگزاری پانا، 1390/1/29
خبرگزاری پانا: رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای
اسلامی گفت: مطرح کردن اقدامات کمیسیون در خصوص پیگیری وضعیت امام موسی صدر
به مصلحت نیست.
علاءالدین بروجردی در گفت و گو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری پانا در خصوص
اقدامات عملی کمیسیون امنیت ملی در خصوص پیگیری وضعیت امام موسی صدر خاطر
نشان کرد: کمیته ویژه ای در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای
اسلامی برای پیگیری این موضوع تشکیل شد که در این راستا با سفارت خانه های
ذی ربط در تماس است.
وی در ادامه اضافه کرد: کمیسیون بعد از آنکه برای دومین بار از خانواده
امام موسی صدر دعوت کرد و آخرین اطلاعات را از خانواده وی دریافت کرد جلسات
متعددی را با وزارت خارجه، اطلاعات و ارگان ها و دستگاه های ذی ربط برگزار
کرد و فعالیت میدانی خود را آغاز کرده است که اگر به نقاط مشخصی برسد
اطلاع رسانی انجام خواهد شد.
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این
سوال که آیا شما برای پیگیری این موضوع با مجالس سایر کشورهای اسلامی نیز
در ارتباط هستید؟ افزود: مجالس کشورهای عربی که دچار تحولات اسلامی شده
اند، تعطیل است اما ما با لبنان از طریق کمیته پیگیری وضعیت امام موسی صدر
در ارتباط هستیم.
وی در ادامه حضور ایران در کنفرانس بین المجالس اسلامی و بین المجالس را فرصتی مناسب برای پیگیری این موضوع دانست.
بروجردی در خصوص سفر کمیته پیگیری وضعیت امام موسی صدر به کشورهای عربی
تصریح کرد: این سفر ها قرار است انجام شود هر وقت نهایی شد اطلاع رسانی
نسبت به آن انجام می شود.
وی در خصوص زمان این سفر گفت: اطلاع خواهیم داد.

خبرگزاری پانا، 1390/1/28
رئیس کمیته پیگیری آزادی امام موسی صدر از سفر قریب الوقوع اعضای کمیته متبوع خود به لبنان و لیبی خبرداد.
جواد کریمی قدوسی درگفت و گو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری پانا در خصوص
اقدامات مجلس برای پیگیری وضعیت امام موسی صدر خاطر نشان کرد: بعد از
تحولات منطقه و به خصوص لیبی دعوت از خانواده امام موسی صدر در مجلس انجام
شد و در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی نیز جمع بندی شد و کمیته پیگیری
آزادی امام موسی صدر تشکیل شد.
وی ادامه داد: کمیته جلسات متعددی را با وزارت اطلاعات، وزارت امور خارجه و
شخص وزیر و صاحب نظران در این زمینه برگزار کرد و اخبار و مستندات و
احتمالاتی که نسبت به وضعیت ایشان وجود داشت بررسی شد.
رئیس کمیته پیگیری آزادی امام موسی صدر در خصوص سفرهای این کمیته گفت:
مقدمات سفر کمیته پیگیری آزادی امام موسی صدر ابتدا به کشور لبنان و بعد
مصر، تونس و لیبی چیده شد و پیگیری می شود.
وی اظهار داشت: سفر به لیبی با تاخیر اتفاق می افتد چرا که در شرایط بحران هیچ کس نمی تواند پاسخ کمیته را بدهد.
کریمی قدوسی اضافه کرد: ما برای شنیدن اطلاعات، اخبار و سخنان مقاماتی که
از دولت قذافی به انقلابیون لیبی پیوسته اند و افرادی که از مصر به تونس
مهاجرت کرده اند قصد سفر به این کشورها را داریم که زمان و موقعیتش باید
توسط مسئولان سیاست خارجی تشخیص داده شود.
وی در پاسخ به این سوال که آیا امام موسی صدر زنده است؟ افزود: ما به دنبال
جستجوی حیات امام موسی صدر هستم چرا که عقل و منطق هم حکم می کند که اخبار
مربوط به شهادت ایشان را نپذیریم تا حجت بر ما روشن نشود موضوع شهادت امام
موسی صدر را نمی پذیریم و اگر کسی تن به این حرف ها بدهد اشتباه کرده است.
رئیس کمیته پیگیری آزادی امام موسی صدر تاکید کرد: بر اساس ادراکات ما ایشان در قید حیات هستند وانشالله ایشان را زنده خواهیم یافت.
وی در خصوص اقدامات عملی کمیته برای پیگیری وضعیت امام موسی صدر و ارتباط
با مجالس کشورهای منطقه برای پیگیری اخبار ایشان خاطر نشان کرد: این
اقدامات باید از نزدیک پیگیری شود از این رو تا سفری صورت نگیرد و نشست
هایی شکل نگیرد عملا نمی توانیم ارتباطاتمان را برقرار کنیم.
کریمی قدوسی با تاکید بر اینکه در لبنان بیشترین اطلاعات وجود دارد که در
اختیار حزب الله است و قابل پیگیری است افزود: شواهدی در تونس و حتی در
ایتالیا وجود دارد که قابل گفت و گو و مذاکره است ما منتظر به نتیجه رسیدن
تحولات لیبی هستیم چراکه اصل قضایا در لیبی است و بایستی گروهی از نزدیک به
نشانه ها و اطلاعات رسیدگی کند.
وی با اشاره به پیگیری های جمهوری اسلامی ایران از وضعیت امام موسی صدر
گفت: شخص امام (ره) با یاسر عرفات، حافظ اسد و قذافی مکاتباتی در این زمینه
داشتند چرا که ایشان پیگیر وضعیت امام موسی صدر بودند.
رئیس کمیته پیگیری آزادی امام موسی صدر اضافه کرد: به نظر من در جمهوری
اسلامی باید توجه بیشتری بیش از آن چیزی که تا کنون بوده خصوصا در این مقطع
باید به شخصیت امام موسی صدر شود زیرا برای فرهنگ بیداری اسلامی در منطقه
شخصیت ایشان جایگاه ویژه ای دارد.
وی در پاسخ به این سوال که آیا مجلس ایران با سایر مجالس کشورهای منطقه
ارتباطی با هدف پیگیری وضعیت امام موسی صدر برقرار کرده است؟ گفت: تماسی
نداشته ایم اما کار را به عهده کمیته گذاشته اند و برای برقراری این
تعاملات مشکلی وجود ندارد.
کریمی قدوسی در خصوص پیگیری اطلاعات کشورهای منطقه از سوی سفرای ایران
اضافه کرد: در مجموع دستگاه هایی که از نظر فنی و تخصصی پیگیر وضعیت امام
موسی صدر بودند در شرایط کنونی تلاش هایشان دو چندان شده و پیگیری بیشتری
نسبت به این موضوع دارند.
وی در خصوص سفر کمیته پیگیری وضعیت امام موسی صدر تاکید کرد: کمیته سفر خود
را از لبنان و تونس آغاز می کند اما زمان آن مشخص نیست چرا که مقدمات آن
باید توسط دستگاه دیپلماسی کشور مهیا شود اما کمیته آمادگی کامل برای این
سفر را دارد.

خبرگزاری ایرنا، 1390/1/24
گروهی از جنبش امل لبنان با همكاری شخصیت های مخالف نظام لیبی عازم مناطق آزاد شده توسط انقلایون شد.
به گزارش ایرنا از بیروت، روزنامه لبنانی النهار روز چهارشنبه بدون اشاره
به زمان ورود این گروه به خاك لیبی نوشت: اعضای این گروه با برگزاری چند
دیدار با شخصیت های سیاسی و نظامی لیبی كه در منطقه بنغازی فعالیت دارند،
تلاش كردند اطلاعاتی را در خصوص سرنوشت امام موسی صدر و دو تن از همراهانش
به دست آورند.
اعضای این گروه از جنبش امل از چند زندان در بنغازی، اجدابیا و زندان های
دیگر بازدید كردند و با زندانیان آزاد شده دیدار و گفت وگو كردند.
سران جنبش امل با مقامات لیبیایی مخالف قذافی در پایتخت های كشورهای
اروپایی از جمله پاریس و همچنین با برخی از شخصیت های مخالف نظام كه در چند
هفته گذشته وارد بیروت شده بودند نشستی هایی برگزار كردند.
در این نشست ها موضوع جا زدن سه نفر به جای امام موسی صدر و دو همراه وی و اعزام آنها به ایتالیا توسط معمر قذافی توضیح داده شد.
قذافی با این اقدام می خواست وانمود كند كه امام موسی صدر و همراهانش خاك لیبی را ترك كردند.
به نوشته النهار، گروه اعزامی امل تاكنون با تلاش هایی كه انجام داد نتایج
ملموس و قابل توجهی در خصوص سرنوشت امام موسی صدر به دست نیاورد ولی روشن
شده كه قذافی و برخی از دستیاران نزدیك به وی جزئیات ربوده شدن صدر و
همراهانش را می دانند.
امام موسی صدر و دو تن از همراهانش در سال 1978میلادی طی دعوت رسمی معمر
قذافی به لیبی سفر كردند كه قذافی با نقشه خود آنها را ربود و تاكنون هیچ
خبری از سرنوشت آنها منتشر نشده است. در حال حاضر با وقوع خیزش مردمی علیه
قذافی، جنبش امل كه بنیانگذار آن امام موسی صدر بود، تلاش می كند اطلاعاتی
از سرنوشت وی به دست آورد.

درخواست انجمن دانشگاه علامه از وزارت خارجه برای پیگیری آزادی امام موسی صدر
خبرگزاری فارس، 1390/1/21
دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی از دستگاه
دیپلماسی كشور خواست تا آزادی امام موسی صدر را به صورت جدی پیگیری كند.
سیدمصطفی تقوی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی در
گفتوگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، به انتشار خبرهایی مبنی بر
زنده بودن امام موسی صدر اشاره كرد و این خبر را باعث خوشحالی شیعیان و در
كل تمام مسلمانان و آزادیخواهان جهان توصیف كرد.
وی امام موسی صدر را یكی از علماء تاثیرگذار در عالم تشییع و جهان اسلام دانست و حضور وی در جهان اسلام را موثر عنوان كرد.
این فعال دانشجویی همچنین از دستگاه دیپلماسی كشور خواست تا آزادی امام
موسی صدر را به صورت جدی پیگیری كند و بر لزوم برخورد با سفیر لیبی در
تهران تاكید كرد.
به گزارش فارس، امام موسی صدر، در سوم شهریور 1357 در آخرین مرحله از
سفرهای دورهای خود به كشورهای عربی و تلاش برای پایان دادن به جنگ داخلی
لبنان و جلوگیری از تجاوزات اسرائیل، طی دعوت رسمی معمر قذافی به لیبی رفت و
در روز نهم شهریور در آن كشور ناپدید شد.
معمر قذافی رئیس جمهور لیبی اذعان میكند كه قرار ملاقات وی با موسی صدر
برای روز 31 اوت 1978 تعیین شده بوده ولی امام با تغییر ناگهانی تصمیم خود و
بدون اطلاع قذافی، لیبی را به قصد رم ترك كرده است. دولت ایتالیا وجود
چمدان و پاسپورت امام موسی صدر و 2 همراه دیگرش شیخ محمد یعقوب و سیدعباس
بدرالدین در یكی از هتلهای رم را تأیید میكند.
دلایل زیادی تاكنون ارائه شده كه امام موسی صدر زنده است و در اسارت معمر
قذافی است. برخی از این دلایل عبارتند از اظهارات چند تن از زندانیان
ابوسلیم طرابلس كه با امام موسی صدر دیدار و با وی صحبت كردهاند، حكم
دادگاه عالی لبنان مبنی بر دستگیری معمر قذافی و 16 تن از مقامات لیبیایی،
گزارش كمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی ایران مبنی بر زنده بودن ایشان و
حضور ایشان در لبنان و اعتراف معمر قذافی به دیدار با موسی صدر. دیگر
دلایل زنده بودن و حضور امام موسی صدر در لبنان كه توسط استاد احمد اسماعیل
(از یاران نزدیك موسی صدر) نقل شده عبارتند از "رؤیت امام توسط یك افسر
فرانسوی زندانی در لیبی "، "رؤیت امام در نزدیكی مرز چاد توسط یك تبعه گینه
"، "رؤیت امام توسط برخی اتباع مصری در لیبی "، "رؤیت امام توسط یك تكنسین
لبنانی شاغل در لیبی به هنگام تعمیر تاسیسات برقی زندان "، "درمان امام در
لیبی توسط پزشكی هندی "، "پیام عرفات مبنی بر رؤیت امام توسط یك فلسطینی
در لیبی. "

جبهه بینالمللی آزادی امام موسیصدر در ایران آغاز به كار كرد
خبرگزاری ابنا، 1389/12/10
به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ جبهه بینالمللی آزادی امام موسیصدر در ایران آغاز به كار كرد.
حامد طاهری جبلی دبیر و سخنگوی جبهه بینالمللی آزادی امام موسیصدر در این
زمینه اظهارداشت: تحول طبیعت در حالی نزدیك است كه نسیمی دلگشا و روحپرور
برخاسته از امواج بیداری مسلمانان خاورمیانه، تحول زمانه و امید به نزدیكی
ظهور حضرت ولی عصر(عج) را بر قلوب عاشقانش الهام كرده است.
وی ادامه داد: به مباركی این اوقات تاریخساز، مژده وجود و حیات گمگشتهای
عزیز نیز به گوشها رسید تا اكنون پس از سه دهه چشمانتظاری و در پی تزلزل
پایههای حكومت دیكتاتوری در كشور لیبی، هست بودن امام موسیصدر به یقین
تبدیل شود.
طاهریجبلی خاطرنشان كرد: در پی این اتفاق فرخنده، جبهه بینالمللی آزادی امام موسیصدر در ایران آغاز به كار كرد.

همایش شرح فراق به مناسبت دوازده هزارمین روز ربوده شدن امام موسی صدر
خبرگزاری مهر، 1389/12/16

| امام موسی صدر زنده هستند و مسافر ایران! | ||
| دوشنبه، 16 اسفند 1389 | ||
|
همایش شرح فراق به مناسبت دوازده هزارمین روز ربوده شدن امام موسی صدر
خبرگزاری مهر، 1389/12/16



سید حسن نصرالله با اشاره به پرونده ربوده شدن امام موسی صدر گفت: امام موسی صدر و دوستانش زنده و در لیبی زندانی هستند.

به گزارش فارس، "سید حسن نصرالله، دبیركل حزبالله لبنان در بخشی از سخنرانی امروز خود به پرونده امام موسی صدر اشاره كرد و گفت: ما هرگونه نشست كشورهای عربی در لیبی را تحریم میكنیم، موضع ما یكسان است و تغییر نخواهد كرد، امام موسی صدر و دوستانش زنده بوده و در لیبی زندانی هستند، ما خواستار آزادی آنها هستیم و نمیتوان این موضوع را نادیده گرفت و یا به فراموشی سپرد.
وی افزود: در پرونده ربوده شدن امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان به "نبیهبری "، رئیس مجلس لبنان پیشنهاد پول شده است، اما ما رهبران و حتی كودكانمان را با میلیونها دلار نمی فروشیم.