userinfo close

  ,

امام موسی صدر


imamsadrclub

تاسیس: 15 مهر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: جعفر گنجی - معاونان
“حتی اگر لبنانی در جغرافیای جهان وجود نداشت، مصلحت ما این بود که آن را به وجود آوریم”.. ادامه »
“حتی اگر لبنانی در جغرافیای جهان وجود نداشت، مصلحت ما این بود که آن را به وجود آوریم”...
امام صدر چالش فکری را برای اسلام و تشیع رشددهنده می‌دانستند که در کشوری با شرایط لبنان این امکان بوده و هست. در لبنان تشیع مجبور است با تفکرات و اعتقادات دیگر روبرو شود، بحث کند و پاسخ دهد که این امر، باعث ارتقای تفکر شیعی می شود. این دغدغه امام صدر بود.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
52
1851
90/7/4 (03:32)
17
131
90/2/1 (21:22)
0
12
90/12/11 (15:55)
54
824
90/10/29 (11:00)
7
85
90/11/6 (20:15)
1
18
90/6/3 (15:13)
0
9
90/4/20 (01:27)
1
14
90/4/19 (22:53)
1
11
90/4/11 (11:23)
0
8
90/4/1 (02:29)
0
4
90/3/18 (23:05)
2
16
90/3/15 (16:23)
2
13
90/3/2 (14:55)
0
8
90/2/22 (11:56)
0
2
90/2/22 (11:54)
0
2
90/2/22 (11:53)
0
1
90/2/22 (11:48)
0
10
90/2/1 (21:05)
0
11
90/1/6 (15:01)
1
11
89/12/18 (18:43)

عنوان بحث

نگار نقشینه , 3khordad
نگار نقشینه - 19:32 1385/09/29

علت ربوده شدن امام موسی صدر ...

به نظر شما در جریان ربوده شدن امام موسی صدر کدام حزب یا جناح لبنانی و یا چه کس یا کسانی از همه بیشتر سود بردند ؟ و از همه مهمتر نقش قذافی و یا دولت ایتالیا این وسط چی بود و چه نفعی برای اونها داشت ؟

البته برای جواب به این سوال ها باید حتما اوضاع سیاسی لبنان و خاور میانه آن روز را در نظر بگیریم . ( اگر احتیاج به توضیح بیشتر بود در خدمت هستم ! )

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از آخرین پاسخ
امیر مسعود نیائی , masouda
1

سلام نگار خانم ...

از اینکه بحث جدیدی رو شروع کردید متشکرم .

اگر در این ضمینه اطلاع دارید یا تحلیلی دارید بفرمایید تا همه استفاده کنیم.

متشکرم.

امیر مسعود نیائی , masouda
2

بسم الله

همانطوری که انتظار می رفت حضور اقای دکتر کمالیان باعث خیر وبرکت شد . امیدوارم دوستان کلوب از این فرصت استفاده کنند واز حضور ایشون باشرکت در بحث ها به صورت جدی وطرح سوالاتی که در ذهن دارن استفاده لازم روببرند.

ممنون از پاسختون آقای دکتر

حالا سوالی که مطرح میشه اینه که چطور جریان های داخلی که در این بازی پیچیده دست دارند انقلاب واین بزرگانی که نام بردید به انحصار خودشون در اوردن به تعبیر دیگه سکوت 28ساله در برابر سرنوشت امام صدر وبه فراموشی سپردن اندیشه این راد مردان که فرمودید یا استفاده ابزاری وتکه تکه شده از اندیشه اینها این سوال از اون جهت اهمیت داره که نسل امروز به دلیل عدم مطالعه وجریان شناسی جریانی که عرض شد را عین انقلاب اسلامی دانسته وصف اول سرداران انقلاب را همچون مطهری وبهشتی و... مانند این جریان می داند ( فارغ از موافق ویا مخالف بودن با انقلاب) ؟...

باتشکر

یاعلی

ایمان محمودی , imamsadr
ایمان محمودی - 02:43 1385/11/13
3

به نام خدا با سلام

اول اینکه خیلی خوشحالم بحث خوب و جدیی در این کلوب مطرح شده. اما بعد راجع به موضوع بحث می خواهم نکاتی را به بحثها اضافه کنم.

در ارتباط با علل ربودن امام موسی صدر به نظر من تا تحقیقات و اطلاعات به طور دقیق جمع آوری نشوند نمی توات قاطعانه نظر داد و هرچه مطرح شود بیش از آنکه کاشف حقیقت باشد حدس و گمانهایی است که صد البته هریک می توانستند تا کنون سرنخهای خوبی برای پیگیری مسئله باشند. همانطور که جناب دکتر کمالیان سالهاست این مطالب را چه به صورت مقاله و چه در جلساتی که سالها قبل با خانواده و همینطور دولتمردان داشته اند مطرح کرده اند اما دریغ از گوش شنوا. من شخصا اعتقاد دارم ربودن امام موسی صدر باید از همان ابتدا دغدغه اصلی و مطالبه اصلی مردم می شد تجربه ثابت کرده که هروقت مسئله ای را مردم جلو افتادند دولتمردان را هم به دنبال خود کشیده اند. جالب اینکه همین مطلب را هم جناب کمالیان به کرات به خانواده محترم امام متذکر شده اند. اما برداشت من این بوده که نگرانی خانواده از لوث شدن قضیه همیشه مانع اصلی بوده. چه در لبنان چه در ایران هیچ وقت هیچ کدام از کسانی که باید قضیه را پیگیری می کردند نکردند. نبیه بری سالها بر سر این مسئله معامله کرد. سید حسن هم بارها شعار داد. همین ذکر نام امام صدر هم از سوی سید حسن به تحریک آقای صدر است.در ایران هم که بدتر. چرا آقای دکتر کمالیان که بیش از دو دهه از جوانی خودش را وقف این قضیه کرده به نشر اندیشه امام روی آورده؟ به نظر من چون دیدند همه به اتفاق راضی و خوشحالند.جناب آقای دکتر طباطبایی که همه ما از صمیم قلب دوستشان داریم با وجود اینکه از غیبت امام صدر ناراحتند اما جز همان روزهای اول قدم جدیی برای این مسئله برنداشتند و همانطور که آقای بحرالعلوم گفتند یا توجیه می کنند یا صورت مسئله را پاک می کنند و قس علی هذا در مورد سایرین.

یادم هست روزی در منزل دکتر یزدی بودم. صحبت درباره همین مسئله بود. صدای خروس از حیاط منزل آمد دکتر یزدی گفت ببین دوست عزیز در ایران اسلامی ما، انسانها به اندازه این خروس اهمیت ندارند آنوقت تو از پیگیری قضیه امام موسی صدر می پرسی؟!! انگار ما ایرانیها زنده های آدمها را دوست نداریم و ظاهرا همیشه دوست داریم یک آدم خوبی باشه که شهید شده باشه و گاهی هم یادی ازش بکنیم.

 پیگیری جدی قضیه ربودن امام موسی صدر نیازمند وجود همت و ارده بسیار بالاست امری که بی تعارف جز شهید چمران کسی نداشته. از اینها گذشته نیازمند فهم مسائل جهانی است که متاسفانه تاکنون یا هیچ کدام از مسئولان محترم ما نداشتند یا داشتند و به ثمن بخس تقدیم ربایندگان امام کردند.(ناگفته نماند که در مسائل دیگر هم وضع از این بهتر نیست.) به هر حال مگر نه اینکه همه حق دارند آسایش و رفاه و امنیت را برای خودشان و خانواده هاشان به احسن وجه فراهم کنند!!!؟

امیر مسعود نیائی , masouda
4

چه عجب جناب آقای محمودی !

مدتها بود در مباحث شرکت نداشتید ...

خوب مطلب شما درست تقریبا سید محمود وآقای دکتر کمالیان هم همین فرمایشات را داشتن اما اینجا این سوال از خود شما هست که بصورت عملی آیا طرح وبرنامه ای در این زمینه دارید ؟ ایا ما ( منظورم اکثریت ما ایرانی هاست)

مانند مسولان کشور عادت کرده ایم که مشکلات را به گردن هم دیگر بیاندازیم وهیچوقت راسا مسوولیتی نمی پذیریم یا برنامه خاصی نداریم مانند گروهای سیاسی کشور که معمولا همیشه در ایام انتخابات یا در رقابت با گروه رقیب کلی ایراد واشکال از رقیب می گیرند اما به محض روی کار امدن هیچ انجام نمی دهند ...!!!!؟؟؟؟؟

البته منظورم از این مطلب شخص حضرت عالی نبودید غرض این بود که شما طرح درد کردید وما نیز ...

اما من می دانم که شما جوان فاضلی هستید وبه شخصه علاقه مند سرنوشت امام

اما چطور است ما جوانهای این دوره دنبال برنامه باشیم شاید نسل پیش زور خود را زده

نظر شما چیست

با احترام

ایمان محمودی , imamsadr
ایمان محمودی - 16:45 1385/11/14
5

از لطف شما بسیار ممنونم.هم از شما جناب آقای نیایی هم از مهندس بحرالعلوم عزیز. دوستان عزیز من فکر می کنم اگر مقاله های آقای دکتر کمالیان را یک بار دیگر به دقت مطالعه کنید کاملا متوجه خواهید شد که مشکل اصلی در پیگیریها چیست. واقعا جناب آقای نیایی حضرتعالی فکر می کنید همت و اراده من و شما چقدر به این مسئله کمک می کند؟ واقعا جناب آقای بحرالعلوم شما فکر می کنید با دیدار با وزیر و وکیل و ... قضیه پیش خواهد رفت؟!!! باور کنید اینگونه نیست. نامه آقای اتابکی را که در سایت روایت صدر آمده به دقت بخوانید و ببینید زمانی که خانواده امام موسی صدر در بحبوحه پیروزی انقلاب که دولت جمهوری اسلامی ایران را هنوز برخی از کشورها به رسمیت نشناخته بودند در لبنان تحصن و اعتصاب می کنند از طرف وزارت خارجه پیام می دهند که ما رایطه ای با لیبی برقرار نمی کنیم تا این مسئله حل شود. به نظر من مسئله اصلی همین است. مطمئنا شما هم خوب می دانید که هر کاری در ایران و لبنان باید با حمایت و حضور خانواده صورت پذیرد و الا ابتر خواهد ماند.

خبر جالبی که همین امروز خواندم را برایتان همینجا می آورم:

تحرك مناسب وزارت‌ خارجه در پرونده استرداد تاجیك

وزارت امور خارجه ایران، با در پیش گرفتن تدابیر درست حقوقی و تقویت تیم حقوقی در پرونده مطروحه در دادگاه «مجستریت» لندن برای تاجیك سفیر پیشین ایران در اردن، كه آمریكایی‌ها درخواست بازگرداندن او را به دلیل معامله برای فروش دوربین‌های دید در شب به ایران از دولت انگلستان كرده بودند، امیدواری‌های بسیاری را ایجاد نموده است.
به گزارش خبرنگار «بازتاب» در لندن، استخدام یک وكیل آمریكایی از طرف وزارت امور خارجه به همراه «آلن جونز»، متخصص موضوع استرداد، كه كتاب او در زمینه «استرداد» یك كتاب مرجع در سیستم قضایی انگلستان است و همچنین حضور یك باریستر با تجربه در كنار آنان، جو داخلی دادگاه روز گذشته را به نفع تاجیك تغییر داد و امیدواری زیادی در محافل حقوقی برای جلوگیری از تحویل او به آمریكا ایجاد كرده است.
وكیل آمریكایی پرونده، با ذكر بیماری تاجیك و روابط خصمانه دولت آمریكا با شهروندان ایرانی، به نداشتن امنیت جانی تاجیك اشاره نموده، خواستار جلوگیری از بازگرداندن وی به آمریكا شده است.
قاضی زن انگلیسی دادگاه مجستریت در «وستمینستر»، با توجه به اقدامات تیم حقوقی ایران، نگاه مثبت‌تری به پرونده داشته و به نظر می‌رسد در جلسه بعدی دادگاه، شرایط پرونده به سمت بازنگرداندن او به آمریكا متمركز شود.

جدا فکر می کنید وزارت امور خارجه ما نمی توانست و نمی تواند تحرک مناسبی در قضیه امام صدر داشته باشد؟

علی فرزانه , alifarzaneh
علی فرزانه - 17:23 1385/11/17
6

در تاریخ تیر ماه سال 1385 ، جلسه ای با حضور سید حسن نصر الله امین عام حزب الله لبنان ، نبی بری ، ریاست مجلس این کشور ، همین طور سعید ابوطالب نماینده مجلس شورای اسلامی و مسئول کمیته پیگیری و تحقیق و تفحص پیرامون سرنوشت امام صدر و نیز چهار دیپلمات ربوده شده در لبنان توسط عوامل اسرائیلی ، برگزار می شود . در حقیقت این اولین سفر سعید ابوطالب و برخی دیگر از نمایندگان مجلس که عضو کمیته پیگیری هستند به لبنان بوده . موضوع مورد بحث نحوه برخورد و کسب اطلاع پیرامون وفات و یا حیات امام موسی صدر و نوع نگرش و ایجاد یک جبهه متحد بین مجلس و حزب الله لبنان همین طور  مجلس جمهوری اسلامی و ایجاد یک استراتژی واحد و مستقل بدین منظور که امام صدر هنوز در قید حیات هستند و همراه با دو اسیر دیگر یعنی شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین دوران حبس ابد خود را سپری می کنند . مورد دیگر اطلاع رسانی سید حسن نصر الله در مورد چهار دیپلمات می باشد : ما از چهار دیپلمات ایرانی ربوده شده هیچ اطلاع دقیق و سند موثر و قابل قبولی در اختیار نداریم و معتقدیم که این عزیزان در همان روزهای ابتدای اسارت توسط فالانژهای لبنانی تیر باران شده اند ( این جمله که حال به هر نحوی که بیان و مطرح شده دقیقا 180 درجه خلاف گفته هایی است که سید حسن نصر الله در تاریخ 84.6.1 در حضور تیم دانشجویان کمیته پیگیری چهار دیپلمات در بیروت و در منطقه مربع الامنیه گفته شد ) . اما همواره در لیست درخواست اسرای خود از اسرائیل نام این 4 تن را در ابتدای خواسته های خود از اعلام کرده ایم . در انتهای جلسه تصمیم بر آن می شود که در مجالس و محافل و هر جایی که به بهانه ای ذکر نام امام صدر و یا چهار دیپلمات ربوده شده به میان می آید از اسارت و حیات ایشان با جدیت یاد شود . دولت تازه تاسیس جمهوری اسلامی در جریان دقیق این جلسه و صحبتهای پیرامون آن قرار می گیرد . حتی برخی از اطلاعات ظاهرا موثق و دقیق از دولت قبلی یعنی زمان ریاست جمهوری دولت خاتمی در اختیار موسوی معاونت پارلمانی ریاست جمهوری دولت احمدی نژاد قرار می گیرد . بدون شک یکی از علل انصراف و عدم پیگیری جریان امام صدر در اواخر دولت خاتمی اطلاع کامل ایشان از وفات امام در لیبی و عدم دسترسی به جنازه ایشان بوده که این خود باز هم بر پایه دلیل و مدرکی محکم و مستند نبوده است. موضوع دیگر عدم تمایل دولت جدید به ایجاد بحرانی تازه با کشورهای عربی منطقه و خصوصا دوست و آشنای قدیمی یعنی دولت لیبی می باشد . به هر حال برای کسانی که واقعا به دنبال روشن شدن این ماجرا هستند توصیه می شود تا دیدارهایی با سید محمد علی ابطحی معاونت پارلمانی دولت خاتمی ، جلال الدین فارسی ، سید صدر الدین صدر ، علی حمدان و همین طور شیخ یزبک ، سید حسین موسوی و دیگر مدیران ارشد حزب الله لبنان داشت . شاید بازی امام صدر توسط برخی از این افراد بعد از گذشت 28 سال اسارت هنوز ادامه یابد . و یا شاید معجزه ای از ناکجا آباد جهان به این واقعه روشنی بخشد . اما انچه که بدون شک همواره نگران کننده بوده و هست عدم شفاف سازی دولت ایران در مورد پرونده های امام صدر و چهار دیپلمات ربوده شده بوده . وقتی در نشستهای خصوصی نظرات مسئولین را جویا می شوید به آسانی از شهادت و یا وفات هم امام صدر و هم چهار دیپلمات صحبت می کنند اما در عمل یک حرکت کاملا معکوس را مشاهده می کنید . جالب است که یک رهبر انقلابی چون امام صدر 28 سال از اسارتش در لیبی می گذرد و مسئولین تنها به ذکر نام و یاد ایشان بسنده می کنند . در اینجا باید به اراده و عمل شخصی چون معمر قذافی تبریک گفت که 28 سال تمام بر عمل و کرده خویش کاملا استوار و محکم ایستاده و با قاطعیت خاصی این امام عزیز را این چنین به دور از چشم یاران و دوستداران او مخفی نگاه داشته . اما شاید نکته مهم این باشد که تا زمانی که سیاستمداران بازیگردانان صحنه اصلی این واقعه باشند و مصلحتهای زودگذر سیاسی را به جان و مال امت شیعه برتری و رجحان می دهند ، هیچ کورسویی از امید نمایان نخواهد شد . اما در خاتمه دوباره به این نکته با جدیت تاکید می شود که هم دولت ایران ، هم نمایندگان مجلس شورای اسلامی و از همه آنها مهمتر حزب الله لبنان به این نتیجه رسیده اند که چیزی به نام امام صدر هم اکنون در قید حیات نیستند و باید به بازی ظهور ایشان و گفتارهای پر از تحسین و تملق ادامه داد. بدان امید که خود شخص معمر قذافی معجزه ای شود و همه حقایق را بازگو کند که در آن صورت نیز دوباره هیچ اتفاقی نخواهد افتاد چون کسی توانایی و قدرت بازخواست از این مرد با اراده و آهنین اما نادان را نخواهد داشت ، چیزی که 28 سال به روشنی بیانگر آن بوده است .... خب سوال اساسی این است : با یک همچنین تفکر غیر مستدل و غیرقابل قبولی که در بین سیاستمداران و مدیران ارشد ما وجود دارد، حال باید چه کنیم ؟ به فرض که موسی صدر و چهار دیپلماتی وجود ندارند . اولا مدرک شما چیست ؟ دوما چرا طی این ربع قرنی که گذشت چیزی اعلام نکردید ؟ و در ادامه اینکه اگر به حیات ایشان امید دارید پس چرا در این 28 سال کاری نکرده اید و در تفکرات واهی خویش راه به جایی نبرده اید و هنوز دم از توسعه و ارتباطات سیاسی و اقتصادی می زنید ؟

فرمود امام علی (ع) ، که ای مردم نادان، من آنقدر که دشمنان و کافران را در کفر و راه باطل خویش پایدار و ثابت قدم می بینم ، شما را در دین و راه حق اینگونه نمی بینم.

 



پیام در تاریخ 85/11/17 ویرایش شده است.
امیر مسعود نیائی , masouda
7

باتشکر از دوست تازه به جمع ما پیوسته جناب علی فرزانه

منتظر مطالب بعدی شما هستیم.

 

 

ایمان محمودی , imamsadr
ایمان محمودی - 00:11 1385/11/20
8

مطلبی که دوست تازه ما نوشته اند قدری با اصل موضوع مطرح شده در این بحث متفاوت است. به نظر من بحثی که آقای مهندس بحرالعلوم تحت عنوان علت ربوده شدن امام موسی صدر آغاز کرده اند بحثی اساسی و مهم است که می تواند سرمنشا اصلی همه پیگیریها باشد. چرا که همانطور که دکتر کمالیان هم گفته اند همان علل و همان انگیزه هایی که سبب شد امام موسی صدر ربوده شود، همان علل و انگیزه ها 28 سال است که مانع آزادی امام صدر شده است. که صد البته با تنبلی سیاسی برخی مسئولین سه دولت اخیر این مسئله تا کنون به نتیجه ای نرسیده است.

اما آنچه باعث تعجب من شد گفته های آقای "علی" درارتباط با نقل قولهایی از سعید ابوطالب و ابطحی است. من دیروز آقای ابوطالب را دیدم. نقل قول أقای "علی" را عینا برای ایشان بازگو کردم. نمی گویم عصبانی شد اما چنین عباراتی را به شدت تکذیب کرد و گفت درجلسات ما با نبیه بری به هیچ وجه چنین چیزی نبوده است و حتی مسئله اینقدر برای ما و آنها روشن است که حتی چنین احتمالی هم داده نشد. آقای ابوطالب گفت در جلسه با نبیه بری صرفا بر مسئله پیگیری قضیه امام موسی صدر تاکید شد و همچنین درباره نحوه رفتار قذافی و مقامات لیبی در این خصوص صحبت کردیم. اصولا حیات امام و پیگیری مسئله ربوده شدن ایشان دو مقوله جدا هستند و مهمترین وظیفه ما این است که پیگیری مستمر و دائم کنیم. آقای ابوطالب تاکید دارند که ما از مذاکرات سابق و همچنین سیر پرونده به این نتیجه رسیده ایم که برای امام موسی صدر حکم حبس ابد بریده اند.

در همین شهریور ماه گذشته با آقای ابطحی دیدار داشتم. راجع به قضیه ربودن امام و مسئولیت ایشان در زمان آقای خاتمی صحبت کردم. آقای ابطحی مسئول مذاکرات با لیبییایی ها بود. به قول خودشان جمعا نه بار در این باره دیدار و گفتگو کرده اند. طبعا در مذاکرات مقامات لیبی 5 یا 6 احتمال را پیش کشیده اند مثل اینکه فلسطینیها بودند که امام را ربودند یا کار ایتالیاییها بوده است و یا برخی قبایل لیبیایی امام را ربوده اند. تحلیل آقای ابطحی این بود که شگرد بسیاری از سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی این است که با طرح پیشنهادات و سناریوهای مختلف طرف مقابل را محک بزنند و به محض اینکه احتمال پذیرش یکی از آنها و موفقیتشان را بالا بدانند روی همان کار کنند و همان شیوه و استراتژی را دنبال کنند تا به نتیجه برسند و از مخمصه نجات یابند. بنابراین آقای ابطحی هم به شدت این مسئله را تکذیب کرد که ایران با لیبی در مورد حیات امام صدر به جمع بندی رسیده باشد.

دقیقا به خاطر دارم در شهریور ماه گذشته در مراسمی که به مناسبت سالروز ربودن امام صدر در هتل انقلاب برگزار شده بود، آقای سعید ابوطالب خاطره ای درباره شهید تندگویان نقل کردند و گفتند تا زمانی که ما نپذیرفته بودیم ایشان شهید شده اند صدام مرحوم تندگویان را نکشته بود و زمانی که جنازه ایشان را تحویل گرفتیم زمان زیادی از شهادت ایشان نگذشته بود.همان زمان صدام بازی درآورده بود و چند جنازه را که هیچ کدام شهید تندگویان نبود، به ایرانیها داده بود تا طرف ایرانی را محک بزند و تنها پس از آن که مطمئن شد ایران شهادت ایشان را پذیرفته اقدام خود را عملی کرد.

بذر این مسئله را درباره امام موسی صدر اولین بار یاسر عرفات و رفیق ایرانی او جلال الدین فارسی در ایران پاشیدند.

حتما سخنان اخیر سید حسن نصرالله را هم در روز عاشورا خوانده اید که خواستار آزادی امام صدر و بازگشت ایشان شده است. دست کم سید حسن که اهل دغل بازی و دروغ گفتن نیست.به نظر من آقای نصرالله هنوز به حیات امام صدر معتقد است. ایشان در مورد چهار دیپلمات ربوده شده در لبنان هیچ وقت صراحتا از زنده بودنشان صحبت نکرده و تنها به آرزوی زنده بودن آنان بسنده کرده است. 

بازهم توصیه می کنم از این بحث فرعی بگذریم و به مبحث اصلی بپردازیم یعنی علل ربودن و علل عدم پیگیری درست این مسئله.  

ایمان محمودی , imamsadr
ایمان محمودی - 02:00 1385/11/27
9

دوست عزیزم جناب آقای نیایی به نظر من به نکته بسیار مهم و بجایی اشاره کرده اند. من هم چون شما به همین مسئله اعتقاد دارم و دقیقا یکی از علل عدم پیگیریها را همین می دانم. اما این همه قضیه نیست. آن دسته که با مشی و اسلوب و روش امام موسی صدر مخالفند با هرگونه ذکر نام امام موسی صدر هم مخالفند. یکی از دوستانی که با جمعیت دفاع از فلسطین همکاری می کند روزی که در دفتر جناب دکتر کمالیان بودم گفت روزی دکتر مهاجرانی با حالتی آمیخته به تمسخر و ناراحتی گفته چرا شما مرتبا نام امام موسی صدر را می آورید؟ همان دوست به نقل از آقای رحیمیان جملاتی شبیه به این نیز بیان کرده. امسال قرار بود مجله یاران شاهد در آستانه سالروز امام موسی صدر ویژه نامه ای هم درباره امام موسی منتشر کند اما تا کنون و علی رغم اینکه آقای کمالیان عکس و مطالب زیادی در اختیارشان گذارده تا کنون چیزی منتشر نشده حتی شخصا سه بار از آن تاریخ تا کنون با دفتر مجله تماس گرفتم و هر کدام گوشی را به دیگری دادند و دست آخر گفتند اصلا در دستور کار ما نیست. این مجله نشریه ای است که زیر نظر بنیاد شهید آقای رحیمیان اداره می شود.

اما با شروع به کار دولت نهم و مجلس هفتم اقلا چنین نگرشی نسبت به مسئله وجود ندارد. یعنی با اینکه اندیشه حاکم تناسبی با مشی امام موسی صدر ندارد اما نسبت به امام علاقه دارند. هرچند که تا کنون عمل موثری انجام نداده اند - منظور من از عمل موثر اقدامی است که منجر به آزادی امام صدر شود - اما در مقایسه با پیگیریهای گذشته و افراد مسئول پیشین اراده بیشتری دارند.

ایمان محمودی , imamsadr
ایمان محمودی - 04:49 1385/11/24
10

آنچه اخیرا درباره حیات امام موسی صدر مطرح شد بحثی است که قطعا برای هیچ کس اقناعی نیست. آنکه هنوز به حیات امام موسی اعتقاد دارد با طرح این مباحث در اعتقادش خللی وارد نخواهد آمد و آنکه اعتقاد ندارد با این مباحث معتقد به حیات امام نخواهد شد. یادم هست زمانی که برای امضای نامه نخبگان نزد حجت الاسلام هادی قابل رئیس جبهه مشارکت قم و عضو شورای مرکزی این حزب در دفتر موسسه امام رضا رفته بودم هنگام امضای نامه بحثی میان ایشان و دوست روحانی ایشان در گرفت.آقای قابل به زنده بودن امام اعتقاد داشت و به عنوان مثال از بن بلا یاد کرد که سالها در اسارت بود و بالاخره آزاد شد. و در زمان زندانی بودنش شایعات مختلفی درباره زنده بودن یا نبودن او مطرح بود. خلاصه آنکه هردوی آنها بر نظر خود ایستادگی می کردند و همانطور که جناب دکتر کمالیان هم گفته اند قاطعانه هیچ کسی را نمی توان یافت که بتواند از عدم حیات امام با دلایل ثبوتی یا اثباتی صحبت کند. تصور می کنم کسانی که مسئله عدم حیات را طرح می کنند و در حکومت جای داشته اند و یا دارند و به امام صدر هم بی علاقه نیستند فقط و فقط به دنبال رفع تکلیف و شانه خالی کردن از مسئولیتند. سایرین چون جلال فارسی ها و محتشمی پور ها و کروبی ها و رحیمیان ها اصلا علاقه ای به طرح نام امام صدر ندارند. بازهم خاطرم هست دو بار برای امضای نامه نخبگان نزد آقای رحیمیان رفتیم. اتفاقا بار اول در خدمت دکتر کمالیان به بنیاد شهید رفتیم اما حاج آقا طفره رفتند. بار دوم به هنگام برگزاری نماز ظهر بود که شخصا با ایشان صحبت کردم اما باز هم حاضر به امضا نشدند. مصاحبه اخیر ایشان با مجله یاران شاهد که در سایت www.revayatesadr.ir موجود است به خوبی موضع ایشان را نشان می دهد.  

من نمی دانم مسئولین ما چه نوع رابطه استراتژیک!! و مهمی!!! با لیبی برقرار کرده اند که به هیچ وجه حاضر نمی شوند کوچکترین فشاری به لیبی وارد آورند. قاعدتا رابطه با لیبی نباید مهمتر از رابطه با کانادا یا آلمان(بزرگترین شریک تجاری ایران) یا حتی قطر که یک بار در شورای امنیت به نفع ایران رای داد و یک بار هم در شورای حکام آژانس، باشد.رابطه ما با کانادا که تقریبا قطع شده. بازرگان و جهانگرد آلمانی به جرم ورود غیر مجاز به آبهای ایران!!در زندان است. سفیر قطر را در دو سال گذشته یک بار به وزارت امور خارجه احضار کردیم. اما در طول 28 سال یک بار از سفیر لیبی در ایران درباره ربودن امام موسی توضیح هم نخواستیم!!! آنوقت در زمان وزارت خارجه دکتر کمال خرازی قصد دفاع از حقوق بشر و حقوق مسلمانان در انگلیس و آمریکا را داشتیم. جدا مضحک و احمقانه نیست؟؟؟

دکتر میر محمد صادقی در یکی از سخنرانیهای خود گفته بود: احترامی که امروزه در عرصه بین الملل برای دولتها قائل می شوند از جمله با این ضابطه تعیین می شود که آن دولت تا چه حد بر مواضع حق گرایانه خود مخصوصا آن جا که بحث حقوق بشر در میان است و به ویژه هنگامی که قضیه به حقوق اتباع آن کشور مربوط می شود استوار و ثابت قدم است. چندین و چند بار از جناب دکتر کمالیان شنیدم که از داماد گرامیشان جناب آقای البرزی سفیر و نماینده سابق ایران در دفتر سازمان ملل در ژنو نقل می کردند که اگر ایران بخواهد مسئله را پیگیری کند به راحتی می تواند. اخیرا در دولت آقای احمدی نژاد و مجلس اراده و همتهای خوبی ایجاد شده که هرچند کمی دست به عصا راه می روند اما اراده پیگیری قضیه را دارند. امیدوارم زودتر! این حرکتها به نتیجه برسد. 



پیام در تاریخ 85/11/23 ویرایش شده است.
امیر مسعود نیائی , masouda
11

مطلبی که می خواهم زیل مطلب دوست وبرادر گرامی جناب ایمان خان اضافه کنم این است که به باور این حقیر

مسئله پی گیری سرنوشت امام تنها مسئله ایی سیاسی ودیپپلماتیک نیست که ما آنرا با موارد مشابه تحرکات دیپلماتیک دستگاه دیپلماسی کشورمان مقایسه کنیم ....

به باور من انچه باعث شد این پرونده 28 سال خاک بخورد ( حداقل در حوزه ایران ) وتبدیل به یکی از قطور ترین

پروندههای حقوقی جهان شود چیزی نیست جز مشی واندیشه امام ....؟!

به عبارت دیگر این تفکر آن بزرگوار است که برای جریانی در حیات فکری -سیاسی جامعه ما غیر قابل تحمل است

و پرداختن به مسئله سرنوشت امام را مساوی با مطرح شدن ایشان ومساوی با حذف همیشگی خود از ساحت جامعه ( در همه عرصه ها اعم از سیاست تا اندیشه ) می دانند .

به عبارت دیگر اگر خواسته باشیم قدری روشن تر بحث کنیم شما را ارجا می دهم به سوالی که از جناب دکتر کمالیان

پرسیدم وجواب ایشان که اینچنین فرض شد ( حداقل در ذهن من) که وقتی بنده از جریانی صحبت می کنم که اندیشه امام را بر نمی تابند منظورم جریانهای رایج فعلی داخل نظام است که مثلا چپ ها یا به عبارت امروز اصلاح طلبان

موافق مشی واندیشه ایشان هستند وجریان روبرو(راست ) مخالف. اما احساس می کنم که در حقیقت یا من نتوانسته ام خوب حرف خود را مطرح کنم یا از طرف دوستان دچار بد فهمی شد....

فرضیه ایی که این حقیر مطرح می کند این است که جریانی از ابتدای انقلاب وحتی قبل آن حضور داشته ودارد ( که ممکن است در گذشت زمان در لابلای جریانهای رسمی جا عوض کرده باشد )که تلقیی از اندیشه دینی دارد که دقیقا در نقطه مقابل اندیشه امام موسی صدر وامثال ایشان از جمله شهید مظلوم دکتر بهشتی قرار دارد وهمین کژ راهه رفتن آنان اجازه نمی دهد که در جامعه حرکتی جهت رونق اندیشه کسانی همچون امام موسی قدمی بردارندوهمین است که به دلیل قدرتی که در ساختار نظام دارند اجازه پیگیری سرنوشت امام را نمی دهند و اینها در هر دو جریان سیاسی امروز ایران و حتی خارج از این جریانها قابل شهود هستند به استناد فرمایش خود شما بنگرید که در میان چپ روان؟! امسال آقای رحیمیان ومحتشمی و... از این قبیل هستند واز جریان روبرو هم می توان ذکر کرد .

مخلص کلام آنکه تا زمانیکه به همت  پاکان روزگار فکر واندیشه دینی از انحصار گروهی خاص خارج نشود بعید می دانم بتوان به پیگیری سرنوشت امام هم امیدوار بود . این بحث می تواند ادامه داشته باشد .

یاعلی



پیام در تاریخ 85/11/26 ویرایش شده است.


پیام در تاریخ 85/11/26 ویرایش شده است.
ایمان محمودی , imamsadr
ایمان محمودی - 17:31 1385/11/29
12

پیش از اینکه چیزی بنویسم نمی توانم از قلم، محتوا و فکر بسیار زیبای دوست عزیزم مهندس بحرالعلوم عزیز که در متن زیبایی که نوشته اند بگذرم.

اما راجع به علل ربوده شدن امام موسی صدر، فکر نمی کنم کسی در این باره اختلاف داشته بتشد که ربوده شدن امام به علت مشی و سلوک و رفتار و کارهای امام در لبنان بوده است.غیر از این است که امام را به علت نقشی که در لبنان و منطقه ایفا می کرد ربودند؟ آیا راه امام حاصل اندیشه اش نبود؟ آیا مخالفین ایرانی امام با اندیشه امام مخالف نبودند؟ مگر نه اینکه حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی عده ای چون جلال فارسی ها را در ربودن امام موسی شریک می دانند و معتقدند ربوده شدن امام به تفتین امثال اینها بوده است؟ مگر نه اینکه دکتر سید علی اصغر غروی در مصاحبه خود فارسی را "صاحب اطلاعات" می داند و او را نیز در ربودن امام شریک می شمارد؟

قانون اول نیوتن که جناب بحرالعلوم بدان اشاره کرده اند اکنون پس از 28 سال صادق است. عده ای در آغاز انقلاب به هر دلیلی رابطه ای را با لیبی آغاز کردند اکنون پس از این همه مدت این روابط آنقدر مهم شده که تحت هیچ شرایطی نه تنها حاضر به خدشه دار شدن آن نیستند که برعکس نحت هر شرایطی حاضر به حفظ آن روابطند. متاسفانه اکنون رابطه با لیبی یک رویه شده!! نمی دانم چرا اکنون جناب آقای دکتر کمالیان قطع رابطه را به نفع قضیه امام موسی صدر نمی دانند. چند سال پیش بود که در جمع عده ای از علاقمندان به امام موسی این بحث مطرح شد. در جمع 7 یا 8 نفره ای که بودیم تنها من و آقای کمالیان موافق قطع رابطه بودیم. البته جای نگرانی ندارد چون این رابطه اینقدر محکم هست که به این راحتی بریده نمی شود.

دیروز روزنامه اعتماد بریده ای از تاریخ را آورده بود. در سال 1314 رضا شاه دستور می دهد رابطه ایران با آمریکا قطع شود. به این علت که پلیس آمریکا سفیر رضا شاه را به علت سرعت غیر مجاز جریمه کرده بود و به ارائه کارت دیپلماتیک وی اعتنایی نکرده بود. رضا شاه این کار را تحقیر ملت ایران برشمرده بود و دستور داده بود اعضای نمایندگی سفرات را ترک کنند و به ایران بازگردند.

ایمان محمودی , imamsadr
ایمان محمودی - 01:46 1385/12/1
13

نخست قطعا " ریشه قصورها و تقصیرهای مسئولین محترم کشور در پیگیری مسأله امام صدر طی 28 سال گذشته، امنیتی است" و احتمالا اقتصادی. اما بازهم قطعا علت ربودن ایشان ریشه "فکری" و "ارزشی" داشته است. آنچه طی 28 سال رویه شده آن است که "مسئولان محترم کشور استواری روابط ایران و رژیم قذافی را از ضرورتهای امنیت ملی ایران می‌دانند! و چون پیگیری جدی مسأله امام صدر، این روابط را مخدوش می‌ساخته است، هرگز چنین نکردند."

دوم نمی توان به سادگی از این موضوع عبور کرد که " آقای جلال الدین فارسی كسی است كه بنابر گفته خود، پنج ماه پس از ربوده شدن امام صدر توسط رژیم لیبی، در شامگاه روز 21 بهمن 1357، در خانه روستایی معمر قذافی میهمان وی بوده است، و خبر پیروزی انقلاب اسلامی ایران را به هنگام صرف شام از وی دریافت داشته است."(رک به: چهار سؤال از جلال الدین فارسی، وبلاگ در جستجوی امام موسی صدر،21 آبان، 1381)

و یا آن گفته معروف آقای کروبی خطاب به آقای خاتمی. خوب به خاطر دارم روزی که با جناب آقای کمالیان برای امضای نامه نخبگان نزد یکی از مسئولین کنونی رفته بودیم ایشان از نفوذ و نقش عوامل لیبی در بدنه برخی نهادها صحبت می کرد.

سوم ریشه همه عواملی که در مطلب آقای کمالیان آمده، یکی است. دست کم اینکه در این باره مناقشه ای نداریم که همه آن ترورها از "همان اراده شوم" نشات گرفته. اما مطمئنا هیچ کس این تصور را نخواهد داشت که مثلا با پیگیری ترور شهید بهشتی و شهید مطهری به آمرین ربودن امام موسی صدر برسیم!

چهارم مطابق با قوانین جزایی و کیفری وقوع یک جرم می تواند چند طرف داشته باشد.

1-      مباشر در جرم یعنی کسی که راسا مرتکب جرم می شود و عمل مجرمانه از سوی او محقق می شود.

2-       شریک یا شرکای در جرم یعنی فرد یا افرادی که عوامل اجرایی جرمند و مباشر را در عمل مجرمانه کمک می کنند. مباشر و معاون در رکن مادی جرم نقش دارند. مثلا وسایل جرم را مهیا  یا آثار جرم را امحا می کنند و از این قبیل.

3-      معاون یا معاونین یعنی فرد یا افرادی که در رکن مادی جرم نقشی ندارند اما عمل مجرمانه به تحریک، ترغیب، تهدید و یا تطمیع آنان انجام می پذیرد و به اصطلاح مغز متفکر عمل مجرمانه هستند.

مطابق با قوانین کیفری همه کسانی که در ارتکاب جرم نقش داشته اند در صورت دستگیری مجازات می شوند. حتی اگر کسی در ازتکاب جرم نقش نداشته باشد و تنها درباره چگونگی رخ دادن عمل مجرمانه "صاحب اطلاعات" باشد و سکوت کند به علت همین سکوت محاکمه و مجازات می شود. اما آنچه مهم است این است که مجازات مباشر در میان سایرین سنگین ترین مجازات است و بقیه افراد متهمان ردیف های بعد به حساب می آیند.

اکنون اگر بپذیریم که قذافی تنها مباشر جرم است، همین یعنی او مقصر اصلی است و کسی که باید بیش و پیش از همه مجازات شود، شخص اوست. خصوصا آنکه همه ادله، شواهد و قراین بر این امر صحه می گذارند. تجربه سایر کشورها نشان داده که فشار بر قذافی مثمر ثمر خواهد بود و نه تنها قذافی که هر متهمی وقتی عرصه را بر خود تنگ ببیند به نحوی که راه گریزی نداشته باشد، شرکا و معاونین خود را نیز به همراه خود خواهد کشاند. به این شزط که واقعا چنین اراده ای وجود داشته باشد. اکنون مجرم اصلی (مباشر) حی و حاضر است.

پنجم تصورم از جمله ای که آقای بحرالعلوم از آقای کمالیان نقل کرده بود که: "الآن زمانی برای قطع ارتباط نیست" و مشابه همین نقل قول که از دوستی دیگر شنیدم، این بود که ایشان در این باره نظرشان تغییر کرده که از این بابت عذرخواهی می کنم.

 

نگار نقشینه , 3khordad
نگار نقشینه - 10:11 1385/12/14
14

با سلام خدمت همه دوستان شرکت کننده در بحث !

در این چند وقت که نبودم گویا اتفاقات زیادی افتاده و دوستان بیشتری به جمع ما پیوستند و فکر میکنم اگر همین طور هم ادامه پیدا کند ان شاءالله به نتایج خوبی برسیم .=D> به خصوص با حضور بسیار ارزشمند دکتر کمالیان که یقینا حضور فعال ایشان در بحث ها باعث دلگرمی دیگر دوستان نیز شده است .

همان طور که آقای محمودی در پست 26 اشاره کردند ، من هم فکر می کنم که مهمترین دلیل ربودن امام موسی صدر ( از منظر ربایندگان ) همان طرز تفکر و اندیشه امام بود که کم کم حتی بین مسیحیان مارونی و شخصیتها و گروه های غیرمذهبی شیعه نیز طرفداران زیادی پیدا کرده بود . یک قدرت بزرگ خارجی آن زمان هم یعنی سوریه ، از حامیان ایشان شده بود . و شیعیانی که تا چندی قبل قدرت و نفوذ در مسایل مملکتی لبنان را نداشتند ، حالا با حضور امام به یک فاکتور اساسی در شکل گیری مسایل و بحرانها تبدیل شده بودند .

به نظر من تفکر وحدت بین شیعه و سنی که بسیار روی آن اصرار داشتند ( نمونه اش در جریان حزب الدعوه عراق ) و البته بیشتر وحدت ملی ( از جمله حرکت گفتگوی بین ادیان و تقریب مذاهب در لبنان را راه انداختند و حتی نام حرکت المحرومین را نیز براین اساس انتخاب کردند که محرومین کلیه طوایف را در برمی گرفت ) و همچنین مخالفت با جریانات چپگرای لائیک ( یعنی بعثی ها ، کمونیست ها ، سوسیالیست ها ، و ناصریست ها ) و ابداع شیوه جدید رهبری یعنی « رهبری مردمی » و نیز مخالفت وی با رهبران سنتی شیعه ( طبقه زمین دار ! ) و سروسامان دادن به نه تنها مسایل عمرانی و رفاهی و بلکه به مشکلات امنیتی و تفکرات ایده ئولوژیکی و سیاسی شیعیان و ... همه همه از دلایلی هستند که فقط یکی از آنها برای هر کدام از مخالفان کافی بود تا برای از بین بردن امام با هم متحد شوند !!!

بنابراین به قول آقای کمالیان نباید به دنبال مقصر بود . باید دید چه کسانی پشت این توطئه هستند و بالاخره قرعه فال به نام قذافی بیچاره ! زدند  تا به عنوان آمر این نقشه نقش باری کند . البته شیعیان لبنان معتقدند که قذافی امام موسی صدر را ربوده و زندانی کرده است . یعنی قذافی قصد داشته به خاطر بیطرفی امام در جنگ داخلی لبنان از او انتقام گیرد ؟ چرا که قذافی عملا ونه با حرف از جناح های چپگرای لبنان و سازمان آزادی بخش فلسطین ( ساف ) به شدت حمایت می کرد ! یا اینکه جاسوسان اسرائیلی در خاک لیبی با امام موسی صدر تسویه حساب کرده بودند ؟ ( چرا که امام موسی اسرائیل را " شر مطلق " اعلام کرده و حمایت از آرمان فلسطین و آزادی قدس را در سر لوحه مبارزات خود قرار داده بود .)و البته قذافی به خاطر شرمندگی و سرافکندگی تا به حال حاضر به اقرار به این موضوع نبوده و نیست ؟

دلایل امر هر چه باشد درست است که امام موسی صدر از صحنه سیاسی لبنان حذف شد ولی ناپدید شدن امام پیامد های بسیار مهمی داشته که از جمله این که امام موسی صدر مبدل به یک سمبل و نماد بسیار با اهمیت شد . در واقع جنبش امل اگر چه امام موسی صدر « زنده » را از دست داد ولی در مقابل سمبل و نماد پرارزشی را به دست آورد . به گونه ای که بسیاری از رهبران امل به خصوص شخصیتهای لائیک و غیرمذهبی آن اقرار کردند که امام موسی صدر « غایب » برای حرکت آنان از امام موسی صدر زنده اهمیت بیشتری دارد . همان طور که اثرات این نماد پرارزش را امروز می توان به طور کاملا واضح در لبنان شاهد بود .

 ولی سوالی که برای من همیشه مطرح بوده این است که چرا تا به حال دادگاه بین المللی برای این قضیه به طور جد تشکیل نشده و یا اینکه چرا خانواده و دوستان امام این قضیه را از طریق حقوق بین الملل پیگیری نکرده اند . ( البته چه فایده اگر این دادگاه به نفع امام هم رای بدهد هیچ ضمانت اجرایی برای آن وجود ندارد !!! )

بنابراین در پیگیری این قضیه زیاد هم نمی توان از دولت انتظار داشت . روابط دیپلماسی و مصلحت کشور مسایلی است که نمی توان در هر زمان و در هر برحه ای از زمان انتظار داشت که موافق این قضیه باشد . ولی حداقل می توان انتظار داشت که اگر کاری از پیش نمی برند لااقل سنگ اندازی نکنند !!!

به قول آقای بحرالعلوم طبق قانون اول نیوتن : جسم همیشه تمایل به حفظ اینرسی ( سکون و یا حرکتی ) خود دارد مگر اینکه نیرویی به آن وارد شود ! پس امیدوارم در آینده ای نزدیک پیگیری پرونده امام از این روال عادی و سکون خود در آمده و شاهد شتاب گرفتن این قضیه در سطح بین الملل باشیم .ولی آقای بحرالعلوم به نظر من قبل از انجام هر کنشی باید به فکر واکنش آن نیز باشیم . چون طبق قانون سوم نیوتن هر عملی را عکس العملی است !!! آیا ما خودمان را برای عکس العمل آماده کرده ایم ... [؟!]

در پایان می خواستم از آقای دکتر کمالیان به خاطر نقل قول بسیار زیبایی که از امام موسی صدر در پست 12 داشتند ، یک تشکر ویژه بکنم . نقل قول و نوشته شما در آن پست بسیاری از دغدغه ها و مشغولیات فکری و فلسفی من را جواب داد !!!

همچنین از همه کسانی که حوصله کردند و نوشته بی ارزش من را هم خواندند ...

امیر مسعود نیائی , masouda
15

باتشکر از خواهر خوبمون خانم نگار نقشینه که این بحث رو ایجاد کردند وبه قول خودشون مدتهاست تشریف نداشتند

(از 29/9 تا14/12) اما خوب خوشحالیم که اولین حضور ایشان پررنگ و قابل اعتناست امید که دوستان دیگر هم به فضای کلوب ومباحث بپردازند ....=D>

نکته ایی را از سایت خبری آفتاب می خواندم  گرچه شاید به ظاهر بسیار پرت از موضوع اصلی این مجموعه بحثها باشد  اما چون در نوشتهای پیشین شاهد بودم که  بعضی دوستان تلویحا معتقد هستند ( البته بگویم نه صددر صد وشاید بیشتر امید دارند ...)که دولت جناب احمدی نزاد نظر مثبت به پرونده ربایش امام دارد دور از فایده ندیدم که این مطلب را که در آخر زهر خندی بر لبان خواننده خود می نشاند اینجا بالینک مربوطه قرار دهم ....

برای من که جالب بود امید برای دوستان هم جالب باشد....؟؟؟؟!!!!;)

کدام کارشناسی؟

آفتاب ـ مهدی مهدوی ‌آزاد: مصاحبه صریح و چالشی شبکه دوم سیما با محمود احمدی‌نژاد را هنوز از یاد نبرده‌ایم. صرف‌نظر از مواضع خاص رئیس‌جمهور در آن مصاحبه که هفته‌ها مورد بحث و بررسی قرار گرفت؛ یکی از مهم‌ترین جملات احمدی‌نژاد در پاسخ به سوالی گفته شد که اظهارنظرها و رویکردهای رئیس دولت نهم را از منظر انطباق با اصول «کارشناسی» مورد پرسش قرار می‌داد. احمدی‌نژاد در پاسخ به آن سوال تمام انتقادات وارد شده به وی در زمینه «دیپلماسی سخنرانی‌های داغ» را مردود دانست و تاکید کرد هر یک از جملات او محصول بررسی‌های ده‌ها کارشناس و ساعت‌ها کار کارشناسی است. گفته‌ای که در هیاهوی ناشی از سایر مواضع رئیس‌جمهور گم شد. 

اجازه بدهید تصور کنیم که نبش قبر موضوع «هولوکاست» و تمام هزینه‌هایی که کشور در اوج بحران هسته‌ای بابت طرح این موضوع متحمل شد، اقدامی صد در صد کارشناسی و مبتنی بر شناخت واقعی از روابط بین‌الملل بوده است. همچنین اجازه بدهید فرض کنیم که دکتر محمود احمدی‌نژاد عمیقاً به «نظرات کارشناسی» اعتقاد داشته و خود را ملزم به رفتار در چارچوب پارادایم‌های کارشناسانه می‌داند. در این صورت جای چندین سوال صریح از جناب رئیس‌جمهور باقی خواهد ماند: 

اول: اظهارات غیر منتظره و بهت‌آور جناب رئیس‌جمهور در جمع نخبگان استان گیلان مبنی بر این که «برخلاف دیدگاه بعضی افراد من معتقدم زنان گیلانی با حفظ عفاف خود در عرصه‌های مختلف کشاورزی حضور داشته‌اند»! نیز آیا از دسته جملاتی است که براساس ده‌ها نفر ـ ساعت کار کارشناسی و پیشنهاد کارشناسان توسط رئیس جمهور بر زبان آمده است؟ این جمله که ظاهراً ناظر به برخی لطیفه‌های سخیف افواهی است و اصلا در جایگاه عالی‌ترین مقام اجرایی ایران نیست توسط کدام کارشناس یا کارشناسان و طی چند ساعت تلاش فکری به ایشان پیشنهاد شده است؟ 

دوم: درست در شرایطی که جهان غرب مذاکرات خود را برای تصویب فاز دوم تحریم‌های ایران آغاز کرده است، جناب رئیس جمهور در سخنرانی داغی تاکید می‌کنند که تهران «ترمز و دنده عقب قطار هسته‌ای را کنده است». جمله‌ای که بلافاصله توسط مقامات آمریکایی و اسرائیلی برای اثبات نادرستی رویکرد مذاکره با ایران مورد استناد قرار می‌گیرد و به ادعای «افرایم سنه» که یکی از افراطی‌ترین مقامات رژیم صهیونیستی است، به کمک تل‌آویو در چانه‌زنی با روسیه می‌آید. «افرایم سنه» البته این جمله را یک بار دیگر هنگام اظهارات احمدی‌نژاد درباره «نابودی اسرائیل» نیز به کار برده بود. سوال مشخص این است: در شرایطی که تهران الزاما بایستی در مرز باریک اختلافات آمریکا، اروپا و روسیه حرکت کند، کدام کارشناس به رئیس جمهور پیشنهاد داده است که با یک جمله به سرعت این شکاف را ترمیم کرده و جناح حامی برخورد نظامی با ایران را تقویت کند. 

سوم: در هفته‌های اخیر فیلم کوتاهی از سخنرانی رئیس‌جمهور منتشر شده که در آن تاکید می‌کند دختر 16 ساله‌ای با خرید چند وسیله از بازار، انرژی هسته‌ای درست کرده! و اکنون در زمره دانشمندان اتمی ایران گرفته که محافظ و راننده نیز دارد. این جمله چطور؟ آیا این عبارت نیز از دسته جملاتی است که کار کارشناسی فراوانی بر روی آن صورت گرفته است؟ 

چهارم: رئیس‌جمهور محترم دو هفته قبل در یکی از سخنرانی‌های عمومی خود تاکید کردند انرژی هسته‌ای ارزش آن را دارد که برای ده‌سال تمام فعالیت‌های کشور را متوقف کنیم و فقط به آن بپردازیم. جمله‌ای که به واسطه جایگاه حقوقی رئیس جمهور به عنوان یک پیشنهاد از طرف دولت مورد ارزیابی قرار گرفت. در اینجا نیز می‌خواهم بدانم کدام کارشناس یا کارشناسان از پیشنهاد تعطیلی تمام فعالیت‌های کشور طی ده سال و توجه مطلق به دانش هسته‌ای [که البته اهمیت آن مورد انکار هیچ‌کس نیست] حمایت می‌کنند. واقعا بر روی این ایده چند ساعت کار کارشناسی انجام گرفته است؟ 

پنجم: در شرایطی که کشور عمیقاً نیازمند وحدت و اجماع داخلی برای مواجهه با بحران‌های بین‌المللی است، کدام کارشناس پیشنهاد کرده است که رئیس جمهور با وجود تمام مشکلات اقتصادی، سیاسی و . . . همواره بخش مهمی از اظهارنظرهای خود را به تخریب پیشینیان، ترسو و مرعوب خواندن آنها و جملاتی از این دست، اختصاص دهد. اصرار جناب رئیس‌جمهور بر انتقاد گزنده از دولت‌های قبل و کار آزمودگان نظام با کدام منطق کارشناسی سازگار است؟ در شرایطی که دولت نهم تحت فشار رهبری انقلاب برای سرعت بخشیدن به اجرای سیاست‌های اصل 44 قانون اساسی قرار دارد و مشکلاتی چون تورم، بیکاری و ... نسبت به گذشته فربه‌تر شده‌اند، کدام منطق کارشناسی دکتر احمدی‌نژاد را به این سمت برده که در سخنرانی‌های گیلان [خواسته یا ناخواسته] بار دیگر تخریب دولت‌های 16 سال گذشته را دنبال کنند.

ششم: انتقاد صریح دکتر احمدی‌نژاد از سیاست‌های کنترل جمعیتی و تاکید ایشان بر این که «دو بچه کافی نیست» چطور؟ آیا دولت محترم می‌تواند اسامی کارشناسانی که ساعت‌ها برای این جمله فکر کرده‌اند را منتشر کند؟ 

هفتم: حتما پاسخ دکتر محمود احمدی‌نژاد به نمایندگان منتقد گرانی گوجه فرنگی را به خاطر دارید: از مغازه محل ما بخرید! این جمله واقعا از جملاتی است که بررسی تیم کارشناسی آن را ضروری ساخته و گوش دادن به دلایل کارشناسانی که به رئیس جمهور پیشنهاد داده‌اند چنین جمله‌ای بگوید را الزامی کرده است. چه تضمینی وجود دارد که مثلا وزیر محترم مسکن (که از نخبه‌‌ترین وزرای کابینه نهم است) به استناد رویکرد رئیس جمهور، در پاسخ به نمایندگان منتقد تورم افسار گسیخته مسکن به آنها نگوید که «بیایید آپارتمان من را بخرید»! 

هشتم: آیا ماجرای «هاله نور» و «میخکوب شدن» سران تمام کشورها در لحظه‌ سخنرانی دکتر احمدی‌نژاد در سازمان ملل نیز از آن جملاتی است که قبلا بر روی آن ساعت‌ها کار کارشناسی انجام شده است؟ کدام کارشناسان و با کدام منطقی چنین چیزی را پیشنهاد کرده‌اند؟ 

نهم: رئیس جمهور محترم تاکنون بارها تاکید کرده‌اند که مردم از سراسر جهان به ایشان [یا احتمالا وزارت خارجه] زنگ می‌زنند و درخواست حل مشکلاتشان را دارند. آیا این اظهارنظر نیز در چارچوب پارادایم‌های کارشناسی است؟ 

دهم: دکتر محمود‌ احمدی‌نژاد حدود یک‌سال قبل در اجتماع مردم پاکدشت پروژه فشار بر موسسه «فرهنگ و توسعه» را کلید زدند و در آن سخنرانی اعلام کردند این موسسه در سال 1365 با 60 تا 70 میلیارد تومان بودجه دولتی راه‌اندازی شده است. بعدها مشخص شد که کل بودجه جاری کشور در آن سال 266 میلیارد و کل بودجه جاری وزارت ارشاد 600 میلیون تومان بوده است. به عبارت دیگر براساس اظهارات ایشان، این موسسه در سال 1365 یکصد برابر بودجه وزارت ارشاد و 25 درصد بودجه جاری را دریافت کرده است. آیا در این زمینه نیز اطلاعات ایشان کارشناسی بوده است؟ 

یازدهم: ماجرای انتقادات تند و تیز رئیس جمهور محترم به دانشگاه آزاد اسلامی را حتما به خاطر دارید. اینک پس از آن همه فشار به هیات امنای دانشگاه آزاد خبر می‌رسد که حکم انتصاب اعضای هیات امنای جدید دانشگاه آزاد توسط شخص ایشان تنفید شده است. اگر قرار بود چنین شود، پس آن همه سخنرانی داغ و اظهارات خاص با کدام مبنای کارشناسی صورت گرفته بود؟ 

دوازدهم: فراموش نکرده‌ایم که رئیس‌جمهور محترم در اجتماع دانشجویان یکی از وزرای خود را به «پیچاندن گوش» تهدید کردند. چنین جمله‌ عجیبی با کدام منطق کارشناسی و طی چند ساعت فکر و بررسی به دکتر احمدی‌نژاد پیشنهاد شده است؟ 

سیزدهم: در شرایطی که فضای جامعه مملو از اعتراض شهروندان به گرانی‌های افسارگسیخته در زمینه‌های مختلف بود، رئیس‌جمهور محترم ناباورانه وجود این حجم از تورم و گرانی را انکار کردند. این رویکرد نیز آیا یک پیشنهاد کارشناسی بود؟

چهاردهم: رئیس‌جمهور محترم در اوج انتقادات مسئولین و رسانه‌ها از زن هتاکی که تمام مقامات جمهوری اسلامی (از هاشمی شاهرودی و حداد عادل گرفته تا خاتمی و هاشمی و روحانی و قالیباف و ضرغامی و کروبی و شریعتمداری و...) را به باد دشنام می‌گیرد، این زن را تلویحاً تنها مرد موجود دانستند! این جمله چطور؟ چند ساعت کار کارشناسی انجام شده تا رئیس‌جمهور در پاسخ به انبوه معترضان بگوید: حالا یک مرد پیدا شده از دولت دفاع می‌کند...

پانزدهم: ...

به نظر می‌رسد دکتر محمود احمدی‌نژاد با آن‌که می‌کوشد عملکرد دولت نهم در این زمینه را نیز مانند سایر موارد به عنوان «انقلابی در عرصه توجه به مسایل کارشناسی»! معرفی کند، ناگزیر باید این حقیقت را بپذیرد که کم‌تر رئیس‌جمهوری در عرصه جهانی تا این اندازه راحت و بی‌اضطراب سخن می‌گوید. دکتر احمدی‌نژاد همچنین باید این واقعیت را بپذیرد که بخش اعظم بدنه کارشناسی کشور از تمام جناح‌ها (از اصلاح‌طلبان گرفته تا جناح راست و اصولگرایان) به منتقد صریح سیاست‌های شخصی ایشان (نه تصمیمات نظام) در ابعاد مختلف تبدیل شده و از آشفتگی در اقدامات و تصمیمات دولت نهم ابراز نگرانی می‌کنند. با این وصف شاید مهم‌ترین اولویت دولت نهم آن باشد که «کارشناسان» مسئول جملات دکتر احمدی‌نژاد را هر چه‌سریع‌تر عزل نماید! «کارشناسانی» که احتمالاً دکتر احمدی‌نژاد را «معجزه هزاره سوم» می‌دانند و خواسته یا ناخواسته بزرگترین جفا را در حق ایشان روا می‌دارند...

http://www.aftabnews.ir/vdcexz8jhz8vn.html

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.