| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
52
|
1851
|
90/7/4 (03:32)
|
|
||
|
|
17
|
131
|
90/2/1 (21:22)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
90/12/11 (15:55)
|
|
||
|
|
54
|
824
|
90/10/29 (11:00)
|
|
||
|
|
7
|
85
|
90/11/6 (20:15)
|
|
||
|
|
1
|
18
|
90/6/3 (15:13)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
90/4/20 (01:27)
|
|
||
|
|
1
|
14
|
90/4/19 (22:53)
|
|
||
|
|
1
|
11
|
90/4/11 (11:23)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
90/4/1 (02:29)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
90/3/18 (23:05)
|
|
||
|
|
2
|
16
|
90/3/15 (16:23)
|
|
||
|
|
2
|
13
|
90/3/2 (14:55)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
90/2/22 (11:56)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/2/22 (11:54)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/2/22 (11:53)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
90/2/22 (11:48)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
90/2/1 (21:05)
|
|
||
|
|
0
|
11
|
90/1/6 (15:01)
|
|
||
|
|
1
|
11
|
89/12/18 (18:43)
|
|
پیشنهاد خودم این بود که دوستانی که قصد شرکت در راهپیمایی روز قدس را دارند، تصویر امام صدر همراه با جملاتی از ایشان را همراه با خود ببرند.
دوستان اگر نظر و یا پیشنهادی برای این روز دارند بنویسند.
با سلام به همگی دوستان
مطلب مفصلی نوشتم در موضوع این بحث اما از ارسالش منصرف شدم...
خاطره عزیز ممنون ...جواب سوال رو فکر میکنم شما به راحتی با این یک جمله از امام در اختیار همه دوستان قرار دادید...
اما اجازه بدید خدمت دوست عزیز یه سوتک و بقیه دوستان شرکت کننده در این بحث عرض کنم....بنده گمان میکنم نظر همه ما با نظر کلی امام هیچ ضدیتی نداره...نه اون کسی که عقیده داره ملت فلسطین و ساکنین اصلی ان چه مسلمان و چه مسیحی و چه یهودی میتونن سرنوشت خودشون رو به دست خودشون تعیین کنن و احتیاجی نیست بعضی از دولت ها به بهانه دفاع از حقوق مردم فلسطین در واقع در پی حفظ نظام کودتاچی خودشون باشن...و نه اون شخصی که عقیده داره با نظام صهیونیستی نه تنها در اسرائیل که در کل جهان نمیشود پای میز مصالحه و مذاکره نشست..اصولا با این نظریه موافق ترم که اگر امام در حال حاضر در جمع ما بودند قطعا با اوباما به پای میز مذاکره مینشستند و قطعا در جلسه عالمان دینی دانشگاه الازهر مصر و سخنرانی اوباما شرکت میکردند و اصولا معتقدم اگر امام صدر در حال حاضر در کنار امت اسلام بودند قطعا پای میز مذاکره نشستن با اسرائیل انهم به صورت حضوری و به مانند مرحوم یاسر عرفات دست دادن با نخست وزیر و رئیس جمهور اسرائیل را نمیپذیرفتند...به هر حال ایران حتی در زمانی که با عراق به صلح پرادخت هم هیچ گاه با صدام ملاقات نکرد و حکومت و نظام بعثی عراق رو به رسمیت نشناخت...یا حتی همانطور که شما مثال زدید...پیامبر اکرم (ص) هیچگاه با سران قریش (ابوسفیان) به طور مستقیم به پای میز مذاکره ننشست تا مسلمان شدند و تنها با سفیران و با واسطه نظرات و شروط خود را اعلام و اظهار کردند...پس قطعا ما هم نمیتونیم توقع داشته باشیم که اگر امام صدر در حال حاضر بودند و یا حتی سید حسن نصر الله به عنوان رهبر مقاومت لبنان میتوانند با اسرائیل صلح کنند و یا دست دوستی دهند...قطعا امامی که من میشناسم بر خلاف نظر اقای دکتر کمالیان محترم و سایت وزین روایت صدر هیچ گاه به مانند مرحوم حکیم با بوش دیدار و لبخند و گفتگو نداشتند و راضی به اشغال کشور اسلامی به دست اجانب به بهانه ازادی ملتها نبودند....اما با این حال گمان میکنم جامعه اسلام به راحتی میتواند شرایط و نظرات خود را به طرف اسرائیلی ابراز دارد ...به هر حال وظیفه هر فرد مسلمانی است که از ریخته شدن خون هر مسلمان و اصولا هر مستضعف و انسان مظلوم و بی گناهی جلوگیری کند...پس اگر شخصی گمان میکند مصالحه و جلوگیری از ادامه جنگ با اسرائیل و این دولت و حکومت فاشیستی امکان پذیر است در حالی که انها هر روزه اثبات میکنند برای جان بشریتی غیر از خون یهودی صهیونیست ارزشی قائل نیستند , میتوانند تلاش خود را پیگیری کنند و از طریق جوامع اروپایی و دولت امریکا ک حداقل به ظاهر خود را مدافع بشریت و حقوق انسانها و طالب صلح و دوری از خشونت میداند اقدام کند و شرایط مردم فلسطین را به سمع و نظر انها برساند و با واسطه برای حفظ تمام ارزشهایی که در این 60 سال توسط مظلومین و مبارزین و مجاهدین و از جانگذشتگی هایی که اتفاق افتاده(که از دست دادن امام خود یکی از جنایات اسرائیل است) با سران اسرائیل به گفتگو بنشینند و اجازه دهند مردم فلسطین خود برای اینده ملت و کشور خویش تصمیم بگیرند...رای گیری همونطور که مهندس موسوی بارها اعلام کرده اند و امروز نظام جمهوری اسلامی توسط احمد خاتمی انرا نظر نظام و پیشنهاد به جهانیان اعلام میکند(که در واقعا دزدی اشکاری است) بهترین روش برای اعلام نظر ساکنین اصلی مسجد الاقصی و قدس شریف است... , و اگر همچنان تلاشها بی فایده بود و اسرائیل همانطور که همیشه ثابت کرده به هیچ صراطی و عهد نامه ای و پیمانی و نظر بین المللی تا کنون پایبند نبوده نمیتوان از امت اسلام توقع داشت تا به غیر از جهاد به راه دیگری دست بزند....چه انکه به دستور اسلام بزرگ هیچ ظالمی به راه نمی اید مگر انکه خدا او را هدایت کرده و از کرده خویش پشیمان گشته و جبران کند و یا انکه به دستور خداوند و به دست مومنین به هلاکت رسد...
نمیخواهم مقایسه کنم ...اما از طرف خودم میگم...حتی یک لحظه نمیتونم خودم را جای یه کودک فلسطینی بگذارم که تمام خانواده و خانه و کاشانه و مدرسه و دوستانش به دست دشمنی نابود و نیست گشته و حال من در تلویزیون ببنیم سران کشورم با قاتلین والدین و دوستانم دست میدهند و با خوشحالی و لبخندی که تمام صورتشان را پوشانده رو به دوربین ها نگاه میکنند و برای اینده و سرنوشت من تصمیم میگیرند در صورتی که من و برادرانم و یتیمان کشورم هنوز نفس میکشیم و حق اختیار با ماست که چگونه و تحت چه حکومتی زندگی کنیم..و ای کاش دولت ها برای حفظ منافع خودشان از حقوق من مایه نگذارند...و بر سر خون والدین من به معادله و معامله نپردازند...به بهای دو روز زندگی در ذلت ایا واقعا میشود حکومتی ستمگر و ظالم و خونخوار را تحمل کرد...اگر جوابتان اری است و صلح را به جای جنگ و زندگی با عزت ترجیح میدهید ...پس چرا نظام کودتای خویش را تحمل نمیکنید؟چرا سکوت نمیکنید و بر کلاهی که میخواهند با نام امنیت و مصلحت و اسلام بر سرتان بگذارند کنار نمی ایید؟...
روزی یادداشتی نوشتم و برای روزنامه
النهار فرستادم . عنوان یادداشت این بود :« سلطنت طلب تر از سلطان » . از هیچ كس
نام نبرده بودم . صبح اول وقت بود كه امام صدر پس از خواندن یادداشت با من تماس
گرفت . از جریان یادداشت پرسید چیست و این كه چه كسی را مد نظر داشته ام ؟
گفتم : ضمیر ، خود به مرجع خویش اشاره دارد ...
پرسید قهرمان یادداشت چه كسی است ؟
گفتم : قهرمان آن خود شما هستید !...برای اینكه شما امروز از فلسطینی ها فلسطینی
تر و بنابراین از سلطان سلطنت طلب تر هستید !
امام پاسخ داد : جناب شیخ عبدالامیر ! اگر ملت فلسطین
نیز از جنگیدن با اسرائیل دست بردارد ، من به تنهایی اسلحه دست خواهم گرفت و به
جنگ آن خواهم رفت .
بخشی از مصاحبه با شیخ عبدالامیر قبلان به نقل از كتاب عزت
شیعه دفتر دوم ، ص270
جناب سید محسنی عزیز
کسی نخواسته که نظر خود را جای نظر امام صدر جا بزند، در ثانی زمانی در دنیا هیچ کشوری اشاره ای به صلح که هیچ به ملت یا قوم فلسطینی نیز نمی کرد، اما امروز در شرایطی زندگی می کنیم که حتی ریس جمهور یهودی فرانسه در جهت تشکیل کشور مستقل فلسطینی به اسراییل فشار می آورد.
قصد زیاده گویی ندارم، اما حتما جمله معروف امام صدر مبنی بر اینکه ببینیم حضرت رسول در شرایط امروز چگونه رفتار کرده و تصمیم می گرفت را شنیده اید. به نظر شما فردی که در مورد پیامبر چنان نظری دارد، در مورد تصمیمات و نظرات خودش بسته و بدون امکانی جهت تجدید نظر می نگرد؟!
مطمئن باشید ایرلندی هایی هم که با انگلستان بر سر حدود سرزمینشان پای میز مذاکره نشستند هیچ حقی برای آنها قائل نبودند اما واقع بینی آنها سبب شد از دغدغه ها و گرفتاری های انگلستان در ایرلند و اروپا استفاده کرده قسمت وسیعی از سرزمینشان را آزاد کرده سبب ساز توسعه و بازسازی هویت و تاریخ ایرلندی تحت سلطه انگلیس را شروع کنند. فرصتی که ایرلند تحت اشغال انگلیس به هیچ عنوان به دست نمی آمد.
فراموش نکنید که مرد مبارزه و مرد سیاسی مکمل یکدیگرند، هر دو با مواضع و تصمیمات خود موضع و موقعیت دیگری را مستحکم می کنند.


با توجه به اظهار نظرهایی که مطرح شد لازم دیدم نکاتی را بیان کنم هر چند که شاید جای این بحث این جا نباشد.
به نظر من با توجه به اقدامات و گفته های امام موسی صدر (حفظه الله تعالی) به این نتیجه میرسم که برخی اظهار نظرات مطرح شده به طور کلی غلط است.
دوستان! به نظر شما با شناختی که از رویه و اندیشه های امام صدر دارید آیا امام صدر برای اسراییل ذره ای حق قائل بود؟
چرا امام صدری که با همه سران کشورها دیدار می کند در این 19 سال فعالیت در لبنان یک دیدار حتی یک دیدار با سران رژیم صهیونیستی ندارد!؟ امام صدری که برخلاف میل خود و فقط به درخواست و احترام به دوستان ایرانی خود حاضر می شود با شاه ایران دیدار کند و تبعات آن دیدار را هم می پذیرد در حالی که خود امیدی به نتیجه آن ندارد.
امام صدری که حاضر است با قذافی دیوانه دیدار کند _که ای کاش نمی کرد_ آن هم با اصرار رییس جمهور الجزایر با این که باز هم می داند قذافی لیاقت صحبت کردن ندارد و در دیدار قبلی با او از قذافی دیوانه هم نا امید شده بود.
به نظر شما آیا چنین رهبری با این دید و این نوع رویکرد سیاسی نمی داند که بهترین و واجب ترین شخصیت ها برای دیدار و تعامل و گفت و گو سران کشورهای همسایه است!؟ آیا در این 19 سال بهترین گزینه برای تعامل، خود سران رژیم صهیونیستی نبودند و آیا امام به این نتیجه نرسیده بودند؟چرا امام در این مدت که کم هم نیست یک دیدار حتی غیر رسمی حتی با مقامات رده پایین این رژیم ندارد!؟چرا حتی با رسانه ها و شخصیت های منسوب به این رژیم هم گفت و گو و تعاملی ندارد؟؟اگر امکان مذاکره با مسئولین اسراییل فراهم نبوده نمی شد با شخصیت های مذهبی و سیاسی و فرهنگی و رسانه ای اسراییل دیدار کند؟؟
به نظر من امام صدر هم در مورد رژیم اسراییل همان نظر امام خمینی (ره) را دارند که می گفتند ما اصلا اسراییل را داخل آدم حساب نمی کنیم!
وقتی امام صدر می گویند " اسراییل شر مطلق و تعامل با آن مطلقا حرام است" این جمله به چه معناست؟؟ آیا با شر مطلق می شود مذاکره کرد؟ بله در مذاکره حلوا خیر نمی کنند.در مذاکره باید امتیاز داد و امتیاز گرفت.آیا می شود به شر مطلق! کوچک ترین امتیازی داد؟مذاکره خود نوعی ازتعامل نیست؟
بخشی از سخنرانی امام صدر در17/12/1968 را دوباره بخوانید جالب است:
" پیامبران هم درباره خطر یهود به مردم هشدار مى دادند. حضرت مسیح(ع) مىفرمود: «قدس را به سگها و خوكها وامگذارید.» منظور آن حضرت از كلمه «قدس» تنها شهر «بیت المقدس» نبود، بلكه همه معانى قدس بود. همان حضرت، هنگامى كه بازرگانان و صنعتگران و فروشندگان را از هیكل بیرون مى راند، به آنان مى فرمود: «این خانه پدر من، جایگاه عبادت است كه شما آن را تبدیل به لانه دزدان كرده اید». اكنون من مى پرسم: اگر مسیح(ع) امروز هم در میان ما زندگى مى كرد، آیا ممكن نبود همین سخن را تكرار كند؟ "
من تعجب می کنم از دوستانی که با اطمینان اندیشه های خود را به امام صدر نسبت می دهند و تصمیم می گیرند که اگر امام صدر امروز بود چه می کرد؟ در کدام سخنرانی امام دیدید که امام کوچکترین حقی برای رژیم غاصب اسراییل قائل باشند چه رسد به این که سخن از دو کشور مستقل بگوید؟؟
نمونه ای از تلاش امام برای صلح و مذاکره با رژیم صهیونیستی سراغ دارید به ما هم نشان دهید!
امامی که همه ادیان و مذاهب و اندیشه ها را دعوت به همزیستی مسالمت آمیز با یکدیگر می کند چه طور بر لزوم همزیستی مسالمت آمیز فلسطینیان و لبنانی ها با صهیونیست ها سخنی بر زبان نمی آورد؟؟
آخر چگونه می توان با رژیمی که بنا به آموزه های دینی اش نطفه غیر یهودیان را نطفه اسب می داند زندگی مسالمت آمیز داشت؟
چگونه می توان با رژیمی که طبق پروتکل هایش معتقد است: " آنگاه که حاکم شویم وجود هر مذهبی جز مذهب خود را ناخوشایند و مردود خواهیم شمرد و خدای واحدی را ستایش خواهیم کرد که سرنوشت ما به دست امت برگزیده با او پیوند خورده و توسط او با سرنوشت جهان یکی شده است.به این دلیل ما باید سایر مذاهب را از بین ببریم.اگر در نتیجه این اقدام ملحدان جدیدی به وجود آیند.این مساله به عنوان مرحله ای انتقالی با اهداف ما تعارضی نخواهد داشت." صلح کرد؟
و اما در مورد غرب هم حداقل در موضوع مورد بحثمان غرب را نیز حامی اسراییل می داند و می گوید:
"همه ما در منطقه خاورمیانه عربى، اعم از مسلمان و مسیحى، قربانى توطئه پستِ نژادپرستىِ صهیونیستى شده ایم، كه تمدن مادى غرب نیز او را در این راه یارى مى دهد، تمدّنى كه دستاوردها و نتایجش براى پدید آورندگان آن و دیگران به بدبختى بزرگى تبدیل خواهد شد.پس ما در برابر این پدیده گیج كننده ایستادگى كردیم، چرا كه مى دانستیم تمدن در شرق، به مفهومى كه ما آن را به جهانیان عرضه كرده بودیم، عبارت است از تمدّنى انسانى و حق مدار و آئینى پایدار، نه روا داشتن ظلم وستم در حق بشر، استعمار مردم، بهره بردارى انحصارى از مواهب جهان، تحقیر انسان، تبعیض نژادى و لوث كردن حقایق به اسم تمدن و به بهانه حمایت از حقوق بشر. ما در برابر این پدیده رعبآور ایستادیم. ایستادیم تا ثابت كنیم یگانه راه ما ادامه مقاومت در این جنگ است و پیروزى حقیقى، بى هیچ شك و تردید، از آن ماست. زیرا در نزد هر مردمى اراده حیات راه پیروزى است، هرچند كه این راه از نقطهاى كوچك آغاز شود."
سپس امام صدر به رویکرد دستگاه های تبلیغاتی اشاره می کند و می گوید:
" در برابر تبلیغات روزنامه ها، رادیوها، تحلیل گران و وسایل ارتباط جمعى و حتى در برابر اروپا و آمریكا و در برابر سكوت مرگبار وجدان جهانى پیش از رویداد جنگ، در هنگامه جنگ، و پس از آن، كه در موضع گیرى جهان و در هیأت سازمان ملل متحد و غیر آن به ظهور رسیده، و در برابر روح خودخواهى حاكم بر جهان كنونى باید بایستیم. یكى از تحلیل گران، در اوایل جنگ، از این خودخواهى آشكار تعبیر افشاكنندهاى ارائه كرد: «اسرائیل فرزند یگانه جهان، در خطر است.» "
همان طور که من متوجه می شوم راه امام صدر دفاع و مقاومت و جنگ در برابر رژیم "نژاد پرست صهیونیستی" بوده است.این را هم بدانید که هرگونه تلاش برای صلح و توافق با رژیم صهینویستی _چه از طرف فلسطینی ها و چه از طرف غیر فلسطینی ها_ آب در هاون کوبیدن است و هیچ نتیجه ای ندارد و کاری بس عبث، بیهوده و احمقانه است.
تاریخ هم خود در مورد اشخاصی مثل یاسر عرفات خائن قضاوت خواهد کرد.
هر چه هم برای سراب پوچ صلح تلاش کینم زمان از دست داده ایم و بنا به فرموده امام مقاومت سید موسی صدر: " امروز هنگام حمایت است، نه فردا. اگر ما امروز به این نهضت و این حركت بزرگ و این جهاد مقدس یارى رسانیم، چندین برابرِ كمكى كه در آینده به آن كنیم ارزش خواهد داشت. همان طور كه خود در گذشته دیدید، در همان هنگامى كه بحران فلسطین تازه آغاز شده بود، چون ما از دفاع و اتّخاذ یك موضع درست شانه خالى كردیم، امروز به مصیبتها و دشواریهاى بى شمارى دچار شده ایم. شمار قربانیانى كه ما امروزه در راه مبارزه با اسرائیل تقدیم مى كنیم، دهها برابر بیشتر از آن چیزى است كه مى توانست در آغاز اشغال سرزمین ما فدا شوند. اگر ما از صد سال پیش، مطابق دستورات دینى عمل مى كردیم، امكانات فراوان و ثروت هنگفتى ذخیره كرده بودیم. اگرچه در گذشته از تمام اینها غافل شدیم، ولى امروز نباید عقب بنشینیم."
امام سپس حمایت را تعریف می کنند و به قول شما به راهپیمایی های نمادین و شعار دادن هم اکتفا نمی کند:
" برادران عزیز، در این راه، تنها كافى نیست كه ما كف بزنیم و زبان به تحسین بگشاییم و تنها بذل عاطفه كنیم، بلكه برماست كه در این راه تا آنجا كه در توان داریم از هیچ گونه یارى و مساعدت و تأیید، به تمام معنى كلمه، دریغ نورزیم. این گونه است كه مى توانیم تكلیف خود را ادا كنیم."
امام صدر حتی این قدر چنین مباحثی را بدیهی می داند که در یکی دیگر از سخنرانی ها می گوید:
" تصور نمى كنم نیاز باشد در اینجا بر «غیرقانونى» بودن اسرائیل در شكل گیرى و اقدامات آن تأكید كنم. درباره اسرائیل صدها كنگره بین المللى تشكیل و بیانیه هاى فراوانى صادر شده است، همچون آراء دیوان لاهه، پروتكل ژنو، قطعنامه هاى شوراى امنیّت، تأكیدات مجمع عمومى سازمان ملل، قطعنامه هاى كمیته حقوق بشر، كنگره حقوق بشر و بسیارى موارد دیگر كه ذكر آنها نیازمند كتابى حجیم است. همچنین گمان نمى كنم در اینجا لازم باشد بر «مشروعیت» مقاومت فلسطین، در داخل اراضى اشغالى و بیرون از آن، تأكید كنم."
تنها راه برای حل بحران چند ده ساله (اگر نگوییم چند صد ساله) فلسطین سپردن سرزمین فلسطین به فلسطینی ها و پاک کردن نجاست اسراییل از روی نقشه های جهانی و نابودی کامل اندیشه صهیونیسم است .
حل این بحران هم جز به یک طریق میسر نمی شود و لاغیر.
فقط جهاد ، جهاد و جهاد
جناب سوتک
در مذاکرات که حلوا خیر نمی کنند.
در هر مذاکره ای دو طرف سعی می کنند که با توجه به امکانات و مطالبات خود، دست بالاتر را گرفته و سقف مطالبات خود را بالا بگیرند.
مطمئنا فلسطینی ها هم نمی نشینند که هرچه اسراییل گفت بگویند چشم... عموما در این گونه مذاکرات انواع نظرات و رایزنی ها و دسته بندی ها شکل می گیرد.. گاهی ممکن هست که حین مذاکره حمله ای و یا تظاهراتی صورت گرفته تا موضع طرف مذاکره کننده را تقویت کند.
اینکه اسراییل چه چیز هایی رو مطرح می کنه اصلا مهم نیست، مهم این هست که طرف فلسطینی و کشورهای حامی فلسطین هم مطالبات و نظراتی را مطرح می کنند راهکارهایی را در پیش می گیرند که آنها هم بتوانند با توجه به شرایط اقتصادی و جغرافیایی حداکثر امتیازات را از طرف مقابل بگیرند.
فعلا که جو بین المللی برای پذیرش صلح از سوی اسراییل فشار زیادی را روی این کشور ایجاد کرده. قرار هم نیست فردا پیمان نامه صلح را امضا کنند این یک پروسه زمانبر و طاقت فرساست که دو طرف برای رسیدن به تعادل گاهی حتی دست به وقت کشی هم می زنند. مذاکرات را عقب می اندازند و ...
به هر صورت این موضوع مربوط به این تاپیک نیست، تاپیک مربوط به استفاده از روز قدس جهت تبلیغ امام موسی صدر هست لطفا موضوع را عوض نکنید و بحثتان را در جای دیگری پیگیری کنید.
امام موسی صدر فرد مدبر و با کیاستی هستند. البته روز قدس مراسمی نمادین هست، اما در مورد شیوه مقابله امام موسی صدر با اسراییل فکر می کنم که ایشان همان راهی را می رفتند که منجر به تشکیل کشوری مستقل برای فلسطینی ها همراه با حل مسئله آوارگان باشد.
اما به صورت کلی امام موسی صدر درباره
اسرائیل یک استراتژی کلی دارن و هیچگاه از اون عدول نکردند . امام موسی صدر فتوای
معروفی دارند با این مضمون :
« اسرائیل شرّ مطلق و تعامل با آن مطلقاً حرام است » امام صدر در یكی از
آخرین جلسات خود با مسئولان حركت امل ، این شعار را چنین معنا كرده است : « ما
اسرائیل را شرّ مطلق می دانیم . بدتر از اسرائیل در جهان وجود ندارد . اگر اسرائیل
با شیطان در گیر شود ، در كنار شیطان خواهیم ایستاد . اگر اسرائیل با چپ درگیر شود
، در كنار چپ خواهیم ایستاد . اگر اسرائیل با راست درگیر شود ، در كنار راست
خواهیم ایستاد . شعار «اسرائیل شرّ مطلق است» ، به این معناست . »(به نقل از كتاب
عزت شیعه2-ص373)
سلام به دوست عزیز کلوبی یه سوتک
می خوام نظرمو درباره سوالاتی که مطرح کردی بگم
سوال اول : (اگه امام صدر الآن زنده بود، در راهپیمایی روز قدس شرکت می کرد؟ (البته منظورم راهپیمایی سبزها نیست!) )
به نظرم امام صدر علاوه بر شرکت در این راهپیمایی ، که نمادی بیش نیست ! کارهای دیگه ای هم می کردند .
سوال دوم : (شعار مرگ بر اسرائیل رو سر می داد؟ مرگ بر آمریکا رو چطور؟)
باید پذیرفت ، شعار در ایران فقط در حد شعاره ! یعنی کسی نمی دونه ، مرگ بر اسرائیل رو چرا سر می ده ! یا چرا باید مرگ بر آمریکا بگه ! بستگی داره مسئولین!!! چی بگن ! می آد روزی که زنده باد آمریکا هم بگن !
سوال سوم : (اصلاً اگه الآن بود، چه سیاستی رو درباره ی اسرائیل در پیش می گرفت؟ آیا میشه گفت مثل یاسرعرفات عمل می کرد)
اما به صورت کلی امام موسی صدر درباره
اسرائیل یک استراتژی کلی دارن و هیچگاه از اون عدول نکردند . امام موسی صدر فتوای
معروفی دارند با این مضمون :
« اسرائیل شرّ مطلق و تعامل با آن مطلقاً حرام است » امام صدر در یكی از
آخرین جلسات خود با مسئولان حركت امل ، این شعار را چنین معنا كرده است : « ما
اسرائیل را شرّ مطلق می دانیم . بدتر از اسرائیل در جهان وجود ندارد . اگر اسرائیل
با شیطان در گیر شود ، در كنار شیطان خواهیم ایستاد . اگر اسرائیل با چپ درگیر شود
، در كنار چپ خواهیم ایستاد . اگر اسرائیل با راست درگیر شود ، در كنار راست
خواهیم ایستاد . شعار «اسرائیل شرّ مطلق است» ، به این معناست . »(به نقل از كتاب
عزت شیعه2-ص373)
تمام سوال هایی که مطرح کردی و به نظرم بسیاری از سوال های دیگه رو در رابطه با اسرائیل و مسئله فلسطین میشه با این اظهار نظر ، که البته عملی هم شده جواب داد .
اما در مورد آمریکا ، یا به صورت کلی غرب امام موسی نظر منفی نداشتند . حداقل با مطالعات و بررسی هایی که من داشتم به این نتیجه رسیدم . و اصل را بر تعامل مثبت گذاشته بودند .
امام موسی صدر فرد مدبر و با کیاستی هستند. البته روز قدس مراسمی نمادین هست، اما در مورد شیوه مقابله امام موسی صدر با اسراییل فکر می کنم که ایشان همان راهی را می رفتند که منجر به تشکیل کشوری مستقل برای فلسطینی ها همراه با حل مسئله آوارگان باشد.
نمی دانم دوستان در کلوب چقدر از سابقه طرح ها و رایزنی های بین المللی برای حل مسئله فلسطین اطلاع دارند، اما اگر عنوان "two state solution" را در اینترنت جستجو کنید، از سابقه پیشنهاد دو کشور مستقل فلسطینی آگاه خواهید شد. طبعا تحلیل ها و پیش بینی ها و موانع آن را نیز درخواهید یافت.
برای اینکه برای عده ای از دوستان موسی صدر ذهنی مرا متهم به سیاست زدگی نکنند، اشاره ای می کنم به داستان قرانی حضرت یوسف که البته فیلم آن نیز ساخته شده و همه دیده اید که چگونه یوسف پیامبر بی هیچ حقه و جنگی توانست از شرایط محدود قحط سالی مصر برای محدود ساختن قدرت معابد و نهایتا تحلیل و اسارت آنان استفاده کند.
وضعیت اسراییل نیز چندان بی شباهت با داستانهای تاریخی نیست، زمانیکه:
- قسمتی از ارض موعود جدا شده پس از سالها جنگ طاقت فرسا به فلسطینیان سپرده شود ( مطابق قطعنامه 242)
- کشورهای حامی تحت تاثیر شکست ایده اسراییل در حمایت های خود از اسراییل تحت جغرافیای جدید سیاسی منطقه و تولد این کشور فلسطینی تجدید نظر کنند.
- تبعات اجتماعی تولد این کشور در میان مهاجران غیر بومی
- از دست رفتن بخشی از سرزمین و به نوبه آن محدود شدن محدوده اقتصادی و اجتماعی اسراییل...
و...
گرچه اسراییل بنا به گفته بسیاری از سیاستمداران تنها عامل و مانع اجرای صلحی است که امروز همه - جز ایران - از آن صحبت می کنند.. اما بوجود آمدن شرایط سیاسی جدید بعد از امضای پیمان نامه ها، اسراییل را به مرور در تنگناهای خاصی قرار می دهد که نتیجه آن یا شکسته شدن تمامی معاهدات و جنگ است یا اضمحلال و نابودی رژیمی که علی رغم قدمت قوم اسراییل به جهت تفاوت ملیتی این رژیم و البته ایدئولوژیک بودن آن - با توجه به تنوع فرقه های یهودی به مانند سایر ادیان- با مسایل متعددی از جمله مهاجرت منفی و ... روبرو می شوند که تا زمان بروز آن شدت و گستره این قبیل وقایع گرچه چندان قابل پیش بینی نیست اما گریز ناپذیر است.
با این شرایط من فکر می کنم امام صدر هم مطمئنا تا برقراری چنین صلحی- ولو شکننده- سیاستی در راستای تقویت روند صلح بکار می گرفتند.
به امید آزادی ملت های مظلوم ایران و فلسطین، منتظر نظرات و ایده های دوستان هستیم.