| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
52
|
1851
|
90/7/4 (03:32)
|
|
||
|
|
17
|
131
|
90/2/1 (21:22)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
90/12/11 (15:55)
|
|
||
|
|
54
|
824
|
90/10/29 (11:00)
|
|
||
|
|
7
|
85
|
90/11/6 (20:15)
|
|
||
|
|
1
|
18
|
90/6/3 (15:13)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
90/4/20 (01:27)
|
|
||
|
|
1
|
14
|
90/4/19 (22:53)
|
|
||
|
|
1
|
11
|
90/4/11 (11:23)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
90/4/1 (02:29)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
90/3/18 (23:05)
|
|
||
|
|
2
|
16
|
90/3/15 (16:23)
|
|
||
|
|
2
|
13
|
90/3/2 (14:55)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
90/2/22 (11:56)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/2/22 (11:54)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/2/22 (11:53)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
90/2/22 (11:48)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
90/2/1 (21:05)
|
|
||
|
|
0
|
11
|
90/1/6 (15:01)
|
|
||
|
|
1
|
11
|
89/12/18 (18:43)
|
|
به یاد امام موسی صدر به مناسبت سالروز ربوده شدنش در لیبی در شهریور 1357
روزنامه اعتماد را امروز پنجشنبه همه دریافت کنیم...
به همراه مقاله هایی متنوع و عکسهایی بکر از امام موسی صدر و به قلم استادان:
دکتر ابراهیم یزدی
دکتر محسن کمالیان
دکتر صادق طباطبایی
ممنون از مدیریت محترم...
فکر نمیکنید کمی دیر این بحث رو دوباره به کلوب برگردوندید؟ تقریبا دیگه بیات شده...نه؟
ولی به هر حال ممنون....
دکتر صادق طباطبایی ؛

سی و یکمین سالروز اختفای جنایت بار امام موسی صدر است و دل های امت اسلام به ویژه شیعیان مظلوم و مشتاق لبنان و ایران همچنان نگران سرنوشت آن یگانه دوران؛ چشم های ستمدیدگان محروم جهان همواره به راه دوخته شده تا مگر صاحب خبری از راه برسد و خبر و مژده دیدار دهد. به همین مناسبت از من خواسته شده بود مطلبی تقدیم خوانندگان مشتاق روزنامه اعتماد کنم ولی گرفتاری سفر و مجال اندک و ضیق وقت چنان توفیقی برایم فراهم نساخت. درصدد عذرخواهی از گردآورنده محترم جناب مهدی فتحی بودم که مطلبی زیبا و بکر از صدرشناس بزرگ معاصر محسن کمالیان به دستم رسید. دریغم آمد آن را نزد خود نگه دارم و لذا به رسم سپاس و رجا آن را تقدیم خوانندگان محترم روزنامه می کنم. دکتر محسن کمالیان مدیر سایت ارزشمند روایت صدر را مشتاقان فارسی زبان امام صدر خوب می شناسند. روزی درباره اش نوشته بودم؛ شب و روز دل در گرو سرنوشت امام صدر دارد و در سر جز سودا و در دل جز مهر ایشان نمی پرورد و همواره در تلاش است مطلبی نو در شناساندن آن زعیم صاحبدل و آن ناجی بزرگ و آن فقیه زمان شناس و آن اصولی مصلح و آن یار محرومان و آن «آرزوی ستمدیدگان و استخوانی مستمر در گلوی ستمگران» (برگرفته از شعار مردم لبنان) و آن امید مستضعفان و بالاخره آن رهبر محبوب شیعیان مجاهد لبنان، بیابد و به دوستداران آن یار سفر کرده و شیفتگان راه حقیقت و کمال تقدیم کند.آقای کمالیان درباره آنچه در زیر از نظر خواننده محترم می گذرد، خود توضیح لازم را می دهد و ارزش آن را برای دل های مشتاق بازمی گوید. دلیلی نمی بینم بیش از این با اطاله کلام، شما را در انتظار بگذارم. برای محسن عزیز همیشه آرزوی سلامتی و توفیق روزافزون داشته و بارها گفته ام به همت و پشتکار او غبطه می خورم. خدا حفظش کند.
|
|
![]() اگر از خیلی از هموطنان بپرسیم از امام موسی صدر چه می دانید، بیشتر آنها به نامعلوم بودن وضعیت ایشان و مفقود شدن این روحانی برجسته اشاره خواهند کرد، اما کمتر کسی از عملکرد ایشان و اینکه جامعه ما چه نیازی به وی دارد، خواهدگفت. ایشان در 9 شهریور 1357 یعنی قبل از پیروزی انقلاب ربوده شد. لذا در روند 30ساله انقلاب ایران حضور نداشت اما می توانست خط مشی و رویه گذشته اش توسط روحانیون و روشنفکران ایرانی بعد از انقلاب دنبال شود که نشد. اکنون می توان به داوری نشست. |
| مباحثه امام صدر و آیت الله العظمی شیخ محمدکاظم شیرازی |
|
|

محسن کمالیان* / kamalian@revayatesadr.ir
این روزها مشغول ورق زدن روزنامه های اطلاعات دهه های 20 و 30 شمسی هستم تا «گاهشمار زندگی امام صدر» را ان شاءالله تدقیق و تکمیل کنم. از حدود سال 1376 پروژه گاهشمار را آغاز کردم. در زمستان سال 1377 اولین نتایج آن را طی مقاله یی در مجله «نامه مفید» منتشر کردم. از نوروز سال 1388 نیز پس از آنکه برای همیشه دغدغه «پیگیری مساله امام صدر» را از سر بیرون راندم 1 تمام اوقات فراغت خود را به ادامه و تکمیل این پروژه پژوهشی نفسگیر اختصاص داده ام.
امروز پنجشنبه مورخ 5/6/88 شادمانه خبر مهمی را در روزنامه اطلاعات مورخ پنجشنبه 20/5/25 (شماره 6102) رصد کردم که مدت ها بود آرزوی یافتنش را داشتم؛ «آیت الله آقای شیخ محمدکاظم شیرازی که از علمای طراز اول نجف است، چند روز پیش به علت کسالت برای معالجه به طرف تهران حرکت کردند. در اهواز و قم از طرف طبقات مختلف مردم و علما از ایشان استقبال شایانی به عمل آمده است. فردا صبح به طرف تهران حرکت خواهند کرد و از قرار معلوم به منزل آقای میرزا سیدعلی قمی وارد خواهند شد.»
خواننده محترم شاید از خود سوال کند نگارنده چرا از یافتن تاریخ سفر آیت الله العظمی شیرازی به ایران چنین خوشحال شده است؟ پاسخ خیلی ساده است. به این دلیل که موفق شده است تاریخ یکی از شیرین ترین وقایع مربوط به دوران تحصیل امام صدر را تدقیق کند.
مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ محمدکاظم شیرازی یکی از اعاظم فقهای حوزه کهنسال نجف اشرف بود و هم سنگ آیات عظام حاج آقا حسین قمی و سیدحسن بروجردی. وقتی مرحوم آیت الله العظمی سیدابوالحسن اصفهانی مرجع مطلق وقت شیعه در 13 آبان 1325 ش از دنیا رفت 2 سه مرجع بزرگ بیش از دیگران در مظان جانشینی آن بزرگوار قرار گرفتند؛ آیات عظام قمی، بروجردی و شیرازی. آیات عظام قمی و شیرازی به ترتیب در 17 بهمن 1325 ، 3 و در 13 فروردین 1327 ، 4 دار فانی را وداع کردند و در نتیجه مرجعیت مطلق شیعه در آیت الله العظمی بروجردی متعین شد. آیت الله العظمی شیرازی در تیرماه سال 1325 به عشق زیارت امام رضا(ع) سفری به ایران آ مدند. در شهر مقدس قم بر مرحوم آیت الله میرزا محمد فیض وارد شدند5 و چند روزی را در این شهر توقف کردند. روز ورود آن بزرگوار به شهر قم، با استقبال و تجلیل بسیار گرم آیات عظام بروجردی، سیدصدرالدین صدر (پدر امام صدر)، سیدمحمد حجت و سیدمحمدتقی خوانساری همراه بود. 6 اغلب اوقات آن بزرگوار در شهر قم به دید و بازدید با مراجع، علما، فضلا و طلاب حوزه علمیه نوپای شهر گذشت. آیت الله العظمی شیرازی مردی بسیار بحاث بود. هر جلسه یی که در آن حضور می یافت، خیلی زود با طرح یک مساله فقهی یا اصولی، به یک جلسه مباحثه علمی صمیمانه بدل می شد. در قم نیز اغلب جلسات دید و بازدید آن بزرگوار از این نوع بود. خصوصاً هم آیت الله العظمی شیرازی حتماً مایل بود سطح علمی حوزه علمیه قم را از نزدیک ارزیابی کند و هم قمی ها قطعاً مایل بودند بالندگی علمی حوزه نوپای خود را در برابر بزرگان حوزه نجف به نمایش بگذارند. مشروح دو تا از جلسات مباحثه علمی آیت الله العظمی شیرازی در قم، طی خاطرات برخی بزرگان معاصر حوزه های علمیه ثبت شده است که در زیر خواهم آورد. خاطره اول اگرچه مستقیماً به امام صدر مربوط نیست، اما مطالعه آن حلاوت و شیرینی خاطره دوم را مضاعف می سازد.
اولین خاطره از جلسات مباحثه علمی آیت الله العظمی شیرازی در قم، که بی شک مهم ترین آنها نیز هست، به مباحثه آن بزرگوار با آیت الله العظمی بروجردی مربوط است. موضوع مباحثه، فرع فقهی «تنجیس متجنس» بود.7 این مباحثه در منزل آیت الله العظمی بروجردی صورت گرفت. آیت الله حاج آقا رضی شیرازی (حفظه الله) که ملازم آیت الله العظمی شیرازی در این سفر و ناظر همه مباحثات آن بزرگوار بود، در خاطرات خود آورده است8؛ در این جلسه «نشان داده شد که آقا شیخ محمدکاظم شیرازی در چه حدی است». بعد از این جلسه «آقای بروجردی ارجاع احتیاطی به ایشان داد ولی قمی ها جلوی این کار را گرفتند و گفتند این کار درست نیست و این شکست قم است».9
آیت الله آقا رضی شیرازی در شرح جزییات این جلسه مباحثه آورده است؛ «آقا شیخ محمدکاظم بحثاً یک طرف بود و آقای بروجردی هم یک طرف. یک بار آقای بروجردی گفت؛ اجازه می فرمایید این چیزهایی که قبلاً نوشتیم، بیاوریم و بخوانیم. آقای بروجردی بلند شد و یک کتاب خطی را که از نوشته های خودش بود و روی پیش بخاری بود، آورد و از روی آن می خواند. همین طور که می خواند، آقا شیخ محمدکاظم اعتراض می کرد و اشکال می گرفت. او می خواست بگوید متنجس منجس نیست و هرچه می خواند آقا شیخ محمدکاظم اعتراض می کرد و نقض می کرد.»10 تا اینکه نوبت به ناهار رسید. آیت الله العظمی شیرازی سر ناهار موضوع سخن را عوض و سوال کرد11؛ «نظر مبارک در این فرع فقهی زکات چیست؟» آیت الله العظمی بروجردی هم رای خود را بیان داشت. البته آیت الله العظمی شیرازی تنها فتوای آیت الله العظمی بروجردی را سوال کرده بود و نه استدلال آن بزرگوار را. آیت الله العظمی شیرازی بعد از خروج از منزل آیت الله العظمی بروجردی در پاسخ آیت الله آقا رضی شیرازی سبب سوال اخیر خود را چنین بیان داشته بود؛12 «خواستم احترامی کرده باشم و جبران جلسه قبل شده باشد»،
دومین خاطره از جلسات مباحثه علمی آیت الله العظمی شیرازی در قم، به مباحثه امام صدر با آن بزرگوار مربوط است. در این جلسه آیات عظام و حجج الاسلام ناصر مکارم شیرازی، سیدموسی شبیری زنجانی و حاج شیخ احمد اثنی عشری، دوست هم بحث خود امام صدر را همراهی می کردند.13 آیت الله العظمی مکارم شیرازی جزییات این جلسه مباحثه را چنین شرح داده است14؛ آقای صدر برای آنکه عمق آیت الله العظمی شیرازی را بیازماید، «اشکال مهمی را در بحث استصحاب مطرح کردند. مرحوم آقای شیرازی جواب دادند. آقای صدر قانع نشدند و مقاومت کردند. مرحوم آقای شیرازی هم جواب دادند و جواب دادند، تا اینکه بحث به جایی رسید که هرگز فراموش نمی کنم؛ آیت الله شیرازی گفتند من بیش از این توانایی دفاع کردن از این مطلبی که مرحوم آخوند در حاشیه اش گفته را ندارم. البته ایشان کاملاً دفاع می کرد، زیرا می خواست کلام مرحوم آخوند خراسانی را تقویت کند اما به جایی رسید که دید اشکال این طلبه جوان، یعنی امام موسی صدر وارد است و اعتراف کرد». آن طور که حجت الاسلام حاج شیخ احمد اثنی عشری سال ها بعد برای نگارنده تعریف کردند؛ 15 «در تمامی لحظات مباحثه، ما رفقای آقای موسی نفس هایمان در سینه ها حبس شده بود. از فرط خجالت عرق می ریختیم و آرزو داشتیم زمین دهان باز کند و در آن فرو می رفتیم،» به گفته آیت الله آقا رضی شیرازی16 از آن پس «هر وقت آقا موسی غبه دیدار آیت الله العظمی شیرازیف می آمدند، شیخ او را به صحبت علمی می کشاندند. من احساس می کردم مرحوم شیخ در این بحث ها و برخوردها با آقا موسی، خیلی مبتهج و مسرور می شود از درک علمی این طلبه جوان؛ مرحوم شیخ ذوق و فهم و شعور علمی ایشان را مورد تحسین قرار می دادند و آتیه درخشانی برای ایشان پیش بینی می کردند.»
خاطره یی که در این یادداشت از امام صدر آمد به 18 سالگی آن بزرگوار و به زمانی مربوط است که تازه قریب به یک سال از حضور ایشان در دروس خارج آیات عظام سیدصدرالدین صدر، بروجردی و حجت سپری شده بود. امام صدر از آن پس 14 سال تمام در دروس خارج قوی ترین مدرسان حوزه های علمیه قم و نجف زانوی تلمذ زدند تا اینکه هنگام ترک حوزه نجف به جایی رسیدند که آیت الله العظمی خویی جایگاه علمی ایشان را نزد برخی شاگردان خود از جمله مرحوم آیت الله العظمی سیدمحمد روحانی با تعابیری قریب به این مضمون توصیف کردند 17 و 18؛ «کاش غآقا موسی صدرف هرگز به نجف نیامده بود و من ایشان را نمی دیدم و این گونه به وی دل نمی سپردم»...
این یادداشت را با تلنگری اول به خود و سپس به دوستان دانشگاهی و دانشجویانم پایان می برم؛ مهم ترین سبب موفقیت امام صدر در مباحثه علمی اش با آیت الله العظمی شیرازی، عمق و دقت نظر آن بزرگوار در آموخته های اصولی و فقهی اش بود. به راستی ما دانشگاهیان تا چه اندازه موفق شده ایم بسان آن حوزویان سترگ، در دروس و رشته های تخصصی خود عمق و دقت نظر یابیم؟...
*دانشیار پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله
منبع:روزنامه اعتماد
تعامل با دگراندیشان

دکتر ابراهیم یزدی
1- ما انسان ها از یکدیگر متفاوت هستیم. رنگ، نژاد، فرهنگ، زبان و دین های متفاوت و گوناگونی داریم. اما به رغم این گوناگونی همه انسانیم و فرزندان آدم. هم کنشی میان گروه های مختلف، اعم از دینی، نژاد، فرهنگی، اقتصادی یک نیاز غیرقابل اجتناب است. این هم کنشی می تواند از دو نوع باشد؛یک نوع هم کنشی براساس همگرایی، صلح و دوستی یا از نوع واگرایی، دشمنی و جنگ و ستیز است.
تجارب تاریخی نشان داده است هرقدر جنگ و ستیز میان گروه های انسانی مخرب و نابودکننده است، همگرایی و دوستی و همکاری و همراهی میان آدمیان موجب بهره مندی و رشد تمام گروه هاست.
2- لبنان یکی از کشورهایی است که گوناگونی اجتماعی و دینی در آن بیش از هر کشوری در خاورمیانه است. لبنان آسیب های فراوانی را در جنگ و ستیز متحمل شده است. لبنان نیازمند رهبرانی است نظیر امام موسی صدر که پرچمدار همگرایی و همصدایی و وفاق ملی باشند. امام موسی صدر مشعل دار مدارا، مفاهمه و هم کنشی های صلح آمیز میان گروه های مختلف دینی در لبنان بوده است. در دهکده جهانی ما آدمیان بیش از هر زمان به یافتن محورهای مشترک برای تفاهم و همگرایی نیازمندیم. هر قدر این همگرایی و تفاهم و همکاری برای همگان و کل جامعه بشری می تواند سودمند باشد جنگ و ستیز و ناسازگاری مخرب و به ضرر همگان است.
جهان اسلام دوره جدیدی از بیداری و آگاهی را تجربه می کند. این آگاهی و اشعار بر هویت دینی موجب شکل گیری و بروز جریان های مختلف دینی- قومی و نژادی میان مسلمانان شده است. برخی از مسلمانان قرائت خود را از دین مطلق کرده اند و راه ستیزه جویی با سایر مسلمانان و غیرمسلمانان را انتخاب کرده اند. بررسی دستاوردها نشان می دهد این رویه تا چه میزان به زیان مسلمانان و صلح و دوستی جهانی تمام شده است. در برابر گروه هایی از مسلمانان هستند که ضمن تاکید و تکیه بر اصالت اندیشه دینی خود در برابر غیرمسلمانان راه تفاهم و هم کنشی مدارامحور را با دگراندیشان درون یا برون دینی انتخاب کرده اند. بی تردید چنین راه و روشی در درازمدت به نفع اسلام، مسلمانان و صلح و آرامش جهانی است.بررسی راه و روش امام موسی صدر به عنوان یک رهبر مسلمان شیعی در یک جامعه متکثر دینی و فرهنگی به درستی می تواند راه نسل جدید و جوان در هر کجای دنیا که برخی از متعصبان و خردگریزان، ستیزه جویی و استفاده از ابزارهای خشونت را برای برخورد با دگراندیشان تبلیغ می کنند، بسیار پرمعنا و آموزنده است.راه و روش امام موسی صدر در هم کنشی با سایر ادیان و گروه های سیاسی، دینی و فرهنگی در لبنان و خاورمیانه برخاسته و در تطابق کامل با آموزه های قرآنی بوده است.
3- اولین گام در همکنشی با دگراندیشان، اعم از برون یا درون دینی قبول گوناگونی اندیشه ها در جامعه بشری و تحمل آن است. آیات متعددی در قرآن کریم این تنوع و گوناگونی در آرا و عقاید مردمان را به عنوان یک واقعیت انسانی مطرح ساخته است؛
1-3- مردم امت واحدی بودند و به تدریج میان آنها اختلاف پدید آمد؛
- کان الناس امه واحده (بقره 113 و زخرف 33)
- و ما کان الناس الا امه واحده (یونس 19)
2-3- اگر خدا می خواست اختلافات به وجود نمی آمد و مردم یک امت واحد باقی می ماندند؛
- ولو شاءالله لجعلکم امه واحده ولکن یدخل من یشاء فی رحمته و الظالمون مالهم من ولی ولانصیر (شوری 42)
- ولو شاء ربک لجعل الناس امه واحده ولایزال مختلفین (هود 118)
- لوشاءالله لجعلکم امه واحده ولکن یضل من یشاء و یهدی من یشاء و لنسئلن عماکنتم تعملون (نحل 93)
3-3- اختلاف میان آدمیان تا پایان جهان و روز رستاخیز باقی می ماند و خداوند در آن روز در مورد اختلافات شما قضاوت خواهد کرد.
- الله یحکم بینکم یوم القیمه فیما کنتم فیه تختلفون (حج 68)
4-3- هدایت دست خدا است. در دنباله آیه 93 سوره نحل و بسیاری از آیات دیگر تصریح شده است که هدایت آدمیان برعهده خداوند است.
این تاکید خداوند از آن جهت واجد اهمیت است که دین باوران در هر دینی در بسیاری از موارد، خالصانه عشق و علاقه شدیدی به «هدایت گمراهان» دارند و این علاقه و اصرار نقض غرض است و به جای جذب موجب دفع می شود. اگرچه آمده است؛ الا ان حزب الله هم المفلحون (مجادله 22) اما هدایت دست خدا است و نمی توان و نباید عقاید خود را بر دیگران تحمیل کرد.
5-3- اینکه هر گروهی از مردمان به آنچه اعتقاد دارد خوشحال و راضی باشد، طبیعی است؛ کل حزب بما لدیهم فرحون (روم 32 و مومنون 53)
6-3- دعوت به همگرایی از تمام دین باوران بر حول محورهای مشترک؛ قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لانشرک به شیئاً ولا یتخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون (آل عمران 64)
4- به دنبال قبول و پذیرش اصل تنوع و تکثر آرا و عقاید در جامعه انسانی تساهل و تسامح و تحمل عقاید دگراندیشان اجتناب ناپذیر است.
برخی از متعصبان تحمل عقاید دیگران و تساهل و تحمل را معادل باری به هر جهت بودن در باورهای دینی می دانند و بر این باورند که در قبول اندیشه های دینی تساهل جایی ندارد. این نگرش به کلی نادرست است. منظور از تساهل و تسامح و تلرانس (یا تحمل) چگونگی برخورد و رفتار با دگراندیشان است. پیامد قبول و تن در دادن به گوناگونی آرا و عقاید مردمان و احتراز و دوری جستن از تحمیل عقاید خود به دیگران این است که صاحبان اندیشه های متفاوت و حتی متضاد، به جای جنگ و ستیز با یکدیگر، به یافتن وجوه مشترک میان خود و همگرایی در آن محورها بپردازند. بقای جامعه بشری و بهره مندی تمامی اعضای جامعه از امکانات خدادادی مشروط به این وفاق و همگرایی است. یافتن و پذیرفتن حق یا هدایت را باید، همان طور که خداوند تاکید دارد، به خدا واگذار کرد. مهم این است که دین مداران، الگو و اسوه واقعی و عینی ارزش های معنوی دین باشند.
5- امام موسی صدر در حالی که یک رهبر برجسته شیعه بود، اما این استعداد و هنر و شایستگی را داشت که با پیروان سایر مذاهب و ادیان، براساس احترام متقابل رفتار کند و آنها را جذب کند. او این شیوه و روش برخورد مسالمت آمیز و انسانی با پیروان سایر مذاهب و ادیان را نه تنها در رفتارهای خود لحاظ می کرد، بلکه از هر فرصتی، برای آموزش پیروان خود، در سازمان ها و نهادهای مدنی و سیاسی که ایجاد کرده بود، استفاده می کرد. به عنوان نمونه او در کلاس های آموزش اعضای ارشد جنبش امل (در سال 1993) این جهانشمولی ادیان و سعه صدر ضروری در برخورد با پیروان سایر ادیان و مذاهب را مورد بحث قرارداده است (امام موسی صدر - ادیان در خدمت انسان - نشریه شماره 2 - موسسه فرهنگی - تحقیقاتی امام موسی صدر - پاییز 1384).
اما این نگرش تنها به آموزش پیروان منحصر و محدود نبوده است. در عمل و در صحنه تعامل و هم کنشی با سایر ادیان کاملاً بارز بوده است.
به یاد دارم هنگامی که در اوج جنگ های داخلی لبنان به بیروت سفر کرده بودم، مصادف بود با رویدادی که طی آن هواپیماهای اسرائیلی، شهرها و دهات جنوبی لبنان را بمباران کرده بودند و در یک روستای نزدیک به مرز، که اهالی آن عموماً و اکثراً مسیحی بودند، چند نفری کشته شده بودند. آقای صدر می خواست برای دیدار و شرکت در مراسم سوگواری مذهبی به آن دهکده مرزی برود و پیشنهاد کرد او را همراهی کنم. با هم به جنوبی ترین نقطه در جنوب لبنان و به آن دهکده رفتیم. رفتار او با مردمان و ابراز همدردی با آنان بسیار صمیمانه و خالصانه بود. واکنش مردم هم متقابلاً صمیمانه و بی تکلف بود.
روش امام موسی صدر براساس قاعده جاذبه و نه دافعه، بسیار موثر بوده است. او بیش از هر رهبر اسلامی به ایراد سخنرانی در کلیساها و مجامع مسیحیان لبنانی دعوت می شد. به عنوان نمونه، او در فوریه 1975 (30 بهمن 1353) برای انجام مراسم مذهبی به مناسبت آغاز روزه در کلیسای کبوشیین بیروت، دعوت شده بود. این نخستین بار در تاریخ مسیحیت لبنان و شاید جهان بود که یک روحانی غیرکاتولیک در یک کلیسای کاتولیک برای جمعی از مومنان مسیحی در جایگاه موعظه سخن می راند.
در این برنامه او سخنان خود را چنین آغاز کرد؛«خدایا، تو را سپاس می گوییم. پروردگارا، ای خدای ابراهیم و اسماعیل، خدای موسی و عیسی، خدای مستضعفان و همه آفریدگان.» برای فهم درک دینی و سیاسی امام موسی صدر، باید متن این خطبه تاریخی را بررسی و موشکافی کرد. او در فرازی چنین می گوید؛ «لبنان سرزمین ماست؛ سرزمینی که انسان آن اولین و آخرین سرمایه آن است؛ انسانی که عظمت لبنان را با هجرت اندیشه و تلاش هایش پدید آورده است. چنین انسانی را در این کشور باید صیانت کرد.
اگر بخواهیم از لبنان صیانت کنیم، اگر بخواهیم به اقناع حس ملی خود بپردازیم، و اگر بخواهیم به حس دینی خود پاسخ دهیم، باید انسان، لبنان و همه توانایی هایش را پاس بداریم. سخت گیری در راه انسان، در حد نیاز، به شرط هتک نشدن انسانیت انسان، مجاز است.»
« ای مردان و زنان مومن، باید برای انسان، همه انسان ها، انسان های در بیروت، جنوب، عکا، حومه بیروت، کرنتینا و حی السلم، با یکدیگر همدل و همنوا شویم.»
امام موسی صدر در مراسم هفتمین روز شهادت کامل مروه روزنامه نگار لبنانی در مه 1996 (خرداد 1354) چنین گفت؛ «برادران، مطبوعات محرابی است برای پرستش خدا و خدمت به انسان ها و اگر از عهده وظایف خود برنیاید، دامگه شیطان و مایه تخریب انسانیت خواهد بود.»
«برادران، مطبوعات از مهم ترین میدان های جهادی و از برجسته ترین عوامل تکوین انسان مدنی است.»
او سپس جایگاه آزادی را از زبان یک عالم دینی- شیعی چنین بیان می کند؛ «برادران، آزادی برترین ساز و کار فعال کردن همه توانایی ها و ظرفیت های انسانی است، هیچ کس نمی تواند در جامعه محروم از آزادی خدمت کند، توانایی هایش را پویا و موهبت های الهی را بالنده سازد. آزادی یعنی به رسمیت شناختن کرامت انسان و خوش گمانی نسبت به انسان؛ حال آنکه نبود آزادی یعنی بدگمانی نسبت به انسان و کاستن از کرامت او. کسی می تواند آزادی را محدود کند که به فطرت انسانی کافر باشد؛ فطرتی که قرآن می فرماید؛ «فطرت الله التی فطرالناس علیها (30؛30) فطرتی که پیامبر باطنی و درونی انسان است.»
او ادامه می دهد؛ «صیانت از آزادی ممکن نیست مگر با آزادی. آزادی برخلاف آنچه می گویند هرگز محدودشدنی و پایان یافتنی نیست. در حقیقت آزادی کامل عین حق است. حقی است از جانب خدا که حدی بر آن نیست.»
امام موسی صدر از هر فرصتی برای معرفی چهره واقعی اسلام، در قالب امکانات و رویدادها بهره می جست. در عاشورای سال 1356 برابر با دسامبر 1977 و تقارن عاشورای حسینی(ع) با ایام میلاد حضرت مسیح، در پیامی به مردم لبنان از «صلح، پیوند پاینده اسلام و مسیحیت» سخن به میان آورده است. و راه های معقول و مطلوب همکاری ها و همگرایی ها و ارتباط آن را با مشکلات روز لبنان ارائه داده است؛ «صلح میعادگاه تاریخی و اجتناب ناپذیر مسیحیان و مسلمانان است؛ چه از لحاظ تاریخی، نزدیکی میان پیروان اسلام و مسیحیت ضرورت یافته است. به ویژه هنگامی که صهیونیسم ظهور یافته و دندان های زهرآگین خود را نشان داده و چنگال های خود را به سوی سرزمین ما دراز کرده، آن هم نه فقط برای برافروختن آتش اختلافات مذهبی در کشور و منطقه ما، بلکه می خواهد این منطقه را به انبار مهمات و دولت های کوچک مذهبی تقسیم کند و نه فقط دین ما و مسیحیت را بلکه سیمای دین والای خود را که مورد احترام ماست و ما پیامبر راستین آن را مقدس می شماریم، مخدوش سازد و میراث مسیحیت و اسلام و تاریخ تمدن، فرهنگ و ارزش های آن دو را بار دیگر به بازی گیرد.»
این چنین نگاهی نه تنها از آموزه های قرآنی سرچشمه می گیرد، بلکه مبتنی بر درک واقع بینانه از وضعیت پیچیده لبنان، به خصوص در آن زمان و پاسخی است آگاهانه و خردمندانه به تحریکات تفرقه انگیزانه دولت اسرائیل در لبنان.
6- اگر امروز یک همه پرسی درباره معتبرترین و محبوب ترین و اثرگذارترین شخصیت سیاسی- دینی معاصر لبنان صورت گیرد، به نظر می رسد، بدون تردید، این مقام به امام موسی صدر تعلق بگیرد. او این محبوبیت در میان مردم لبنان، اعم از مسیحی، مسلمان، شیعه و سنی را مدیون؛ اولاً قرائت رحمانی از کلام خدا در قرآن و ثانیاً رفتارهای مهربانانه مبتنی بر تساهل و تسامح با گروه های گوناگون دینی و فرهنگی مردم لبنان است. اگرچه آموزه های او در لبنان همچنان زنده و پابرجاست اما خلاء وجود او بیش از هر زمان در لبنان، برای همه گروه ها محسوس است.
منبع:روزنامه اعتماد