| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
52
|
1851
|
90/7/4 (03:32)
|
|
||
|
|
17
|
131
|
90/2/1 (21:22)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
90/12/11 (15:55)
|
|
||
|
|
54
|
824
|
90/10/29 (11:00)
|
|
||
|
|
7
|
85
|
90/11/6 (20:15)
|
|
||
|
|
1
|
18
|
90/6/3 (15:13)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
90/4/20 (01:27)
|
|
||
|
|
1
|
14
|
90/4/19 (22:53)
|
|
||
|
|
1
|
11
|
90/4/11 (11:23)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
90/4/1 (02:29)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
90/3/18 (23:05)
|
|
||
|
|
2
|
16
|
90/3/15 (16:23)
|
|
||
|
|
2
|
13
|
90/3/2 (14:55)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
90/2/22 (11:56)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/2/22 (11:54)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/2/22 (11:53)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
90/2/22 (11:48)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
90/2/1 (21:05)
|
|
||
|
|
0
|
11
|
90/1/6 (15:01)
|
|
||
|
|
1
|
11
|
89/12/18 (18:43)
|
|
موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر،این افتخار را دارد که امسال نیز چون سالهای گذشته، میزبان شما در بیست و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب است.این موسسه علاوه بر آثار منتشره طی سالهای گذشته با آثار جدیدی از امام موسی صدر و درباره ایشان در نمایشگاه امسال حضور می یابد.علاقمندان می توانند به سالن ناشران عمومی راهروی 10 غرفه انتشارات "موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر" مراجعه فرمایند.
برنامه های موسسه در نمایشگاه کتاب به زودی اعلام خواهد شد.
علاقمندان می توانند آخرین اخبار مربوط به نمایشگاه کتاب را در اینجا بخوانند .
تو را من چشم در راهم
بیست و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران هم امروز تمام شد. با اینکه تعداد بازدیدکنندگان بسیار کمتر ازروزهای دیگر بود، اما تعداد کسانی که جلوی غرفه توقف می کردند قابل قبول بود.
مهم ترین نکته امروز، چهره های آشنایی بود که می دیدیم؛ افرادی که در روزهای قبل به غرفه آمده بودند. حتی کتاب خریده بودند و فرم عضویت را پر کرده بودند، اما دوباره و چندباره می آمدند تا چند دقیقه ای صدای امام را بشنوند و عکس امام را ببینند و زمزمه کنند"تو را من چشم در راهم"
اکثر این افراد در بازدیدهای بعدیشان، عضوی از خانواده شان را هم آورده بودند تا امام صدر را نشانشان دهند.
تعداد پوسترهای اهدایی امروز زیاد بود. ما هم مثل همیشه بیشترین تخفیف را به علاقمندان امام می دادیم، تا کسی بدون کتاب موردعلاقه اش نرود.
یکی از آنهایی که چندین بار به غرفه ما سر زد، امروز عکس نماز خواندن امام بر پیکر دکتر شریعتی را که به غرفه زده بودیم از ما خواست. ما هم تقدیم کردیم.
آقای کمالی، از علاقمندان امام صدر و آقای نفری که امام صدر مانع تحویل او به رژیم شاه شد، امروز مهمان غرفه بودند.
تا آخرین لحظاتی که داشتیم غرفه را جمع می کردیم، مردم کتاب می خریدند. مردی، بعنوان آخرین خریدار، سه جلد از کتاب رهیافت های اقتصادی امام را خرید و گفت ده سال امام را دوست دارد و امروز برای خرید کتاب دیگری آمده بود که لطف خدا باعث شد اینجا را پیدا کند.
در حال زدن پرده جلوی غرفه بودیم که خانمی هم آدرس موسسه را خواست و بروشوری به او دادیم!
نمایشگاه امسال هم تمام شد. در این ده روز، آدم های زیادی فهمیدند امام موسی صدر ایرانی است. بسیاری فهمیدند زنده است و دولت ایران اقدامی جدی برای آزادی اش نمی کند. خیلی ها باخبر شدند، قذافی برای حضور در ایران دعوت شده است و بسیاری فرم عضویت سایت موسسه را پر کردند تا در طول سال هم اسمی از امام بشنوند.
برای ما، این آدم ها، این حرف ها و نگاه های مشتاقی که دیدیم، باارزش ترین نتیجه است؛ نتیجه ای که امیدوارم باعث شود در آینده ای نزدیک، همه ایرانیان بدانند، سید موسی صدر، شهروند ایرانی، کیست، چه کرده و ما باید برایش چه کنیم.
حلقه یاران
امروز، با وجود اینکه نمایشگاه از جمعه قبل خلوت تر بود، اما غرفه موسسه امام صدر روز شلوغی داشت. علت این ازدحام، حضور دکتر طباطبایی بود که به درخواست ما برای حضور دوباره در غرفه پاسخ مثبت داد و حدود ساعت 3 بعدازظهر به غرفه آمد.
تعداد کسانی که سوال های مختلف از دکتر داشتند، آنقدر بود که مجالی برای صحبت به ما نرسید. دکتر طباطبایی از تلاش همه علاقمندان امام صدر برای معرفی ایشان تشکر کرد.
علاقمندان امام، معمولا دنبال عکس های بیشتر از امام بودند. امروز درباره سی دی مجموعه عکس یا البوم تصاویر سوال شد که جواب هر دو، منفی بود. فایل های صوتی و تصویری را برای تعداد زیادی با بلوتوث فرستادیم.
مثل همیشه، از زنده بودن امام و آخرین اقدامات انجام شده سوال شد. ما هم جوابی نداشتیم جز بیان کوتاهی ایران در مساله پیگیری و صحبت از قراردادهای اقتصادی امضا شده و دعوت های انجام شده برای حضور قذافی در ایران!
مردی سوال کرد، اگر قذافی بخواهد به ایران بیاید، کاری می شود کرد؟ دولت که کاری نمی کند. جواب دادم، دولت نمی کند. امام علاقمندان امام صدر که می توانند کاری کنند.
مراکز فرهنگی و علمی مختلف از شهرهای مختلف، امروز کتاب های امام صدر را خریدند. دو دانشجوی اصفهانی گفتند می خواهیم موضوع امام صدر را بعنوان درخواستمان از کاندیداها در دانشگاه مطرح کنیم.
حزب الله غرفه بزرگی در طبقه دوم شبستان دارد که سری هم به آنجا زدیم. بین پوسترها و عکس های کوچک و بزرگی که از شخصیت های مختلف زده اند، جای عکس امام صدر بشدت خالی بود. تنها عکس موجود، تصویر رزمنده ای بود که عکس امام را به سنگرش زده بود. از نبود عکس امام انتقاد کردیم، اول گفتند شما (موسسه) باید بیاید این چیزها را بدهید. بعد که ما گفتیم این وظیفه حزب الله و هر تشکلی است که حق امام مقاومت را ادا کند و شما باید دنبال امام می رفتید، درخواست پوستر و نمونه کتاب کردند و گفتند این چند روز، افراد زیادی از ما عکس امام موسی را خواسته اند.
حجه الاسلام سیدهادی خامنه ای هم امروز سری به غرفه موسسه زد و وقتی درباره فعالیت های موسسه شنید، آن را خوب و کافی دانست! گویا همه فراموش کرده اند – یا می خواهند فراموش کنند – که صاحب این نام، زندانی است و با چاپ کتاب آزاد نمی شود! این کارها، فقط برای آشنایی مردم است. آزادی امام حرکت و اراده ای دیگر می طلبد.
غرفه امام موسی
در نهمین روز نمایشگاه مردم، مدام سراغ خانم صدر را می گرفتند. معلوم نبود چطور خبر حضور ایشان در غرفه را شنیده بودند، که بارها سوال کردندآیا دوباره می آیند یا خیر؟
از همه جالب تر، دو نوجوان بودند که آمده بودند خانم صدر را ببینند. دیدن فرزند امام موسی صدر، خود امام را هم نزدیک تر و ملموس تر می کند.
امروز چند نفری سوال کردند فرزندان امام فارسی هم بلد هستند؟ وقتی می گفتم امام صدر قدغن کرده بود بچه ها در خانه به زبانی غیر از فارسی حرف بزنند، شگفت زده می شدند و بی اختیار تحسین می کردند.
مردی سوری که کمی هم فارسی می دانست، به غرفه آمد. اول از امام تعریف کرد، بعد قذافی را لعنت کرد که چنین کسی را ربوده است.
امروز از شهرهای مختلف مهمان داشتیم. از تبریز تا ماهشهر، علاقمندان امام صدر، برای دیدن غرفه امام به تهران آمدند.
دکتر کاظم صدر، برادرزاده امام، کورش علیانی، نویسنده متن گفتار مستند امام موسی صدر و خانم کاظمی قمی، نویسنده کتابی درباره امام هم امروز چند دقیقه ای مهمان غرفه ما بودند.
در روزهای اخر سوال ها و درخواست های مردم تخصصی تر می شود و درباره موضوع های مختلف از امام صدر مطلب می خواهند، از هنر تا نظریات سیاسی.
سی دی گفتارهای فارسی امام صدر و بروشورهای »یاران صدر» هم امروز تمام شد و در ساعت های پایانی امروز، شرمنده مردمی می شدیم که صدای امام را در غرفه می شنیدند و بدنبال مجموعه گفتارها بودند.
مردی که در نگاه مردم شناختم گپی با حبیبه جعفریان
امروز با حبیبه جعفریان هم صحبت شدیم. او می خواهد کتابی درباره امام موسی صدر بنویسد و در این دوسال تحقیقات زیادی درباره امام انجام داده است. به همین دلیل حرف های شنیدنی زیادی داشت.
از او درباره آنچه که بیشتر از همه در وجود امام او را جذب کرده است پرسیدیم. گفت: اراده این فرد بسیار جذاب است. من خیلی از کارهای امام را نمی فهمم. اینکه چطور و چرا تا این حد بر کارهایی اصرار داشته که تا قبل از آن کسی انجام نداده بود. جواب هایی که به این سوال داده اند، هنوز قانعم نکرده است. می گفت برایش جالب است که امام همه جا سرک می کشیده و هرکاری را هرچند به ظاهر ناممکن، ممکن می کرد. اراده امام چیز خاصی است!
از او پرسیدیم لبنان چگونه بود؟ گفت خوب. آنجا با بسیاری گفت و گو کردم. از گفت و گویش با همسر امام گفتغ اینکه تابحال با کسی گفت و گو نکرده است و اینکه چگونه رو در روی او نشست و این صحبت ساعت ها طول کشید. اینکه از همسر امام درباره خاطراتشان پرسیده بود و از برقی گفت که در نگاه «پروین خانم» بود در زمان یادآوری این خاطرات.
از این گفت که بی نهایت جست و جو کرده است که نقطه ضعفی از امام پیدا کند، چرا که نمی شود کسی بی عیب و نقص باشد.
گفت ردپای امام ظاهرا همه جای لبنان هست، اما در یادها و خاطره ها و اعمال و رفتار را نمی داند. باید بیشتر فکر کند و بپرسد.
گفت ده سال پیش، زمانی که کتاب «چمران به روایت همسر» را می نوشته، 6هزار برگه به او دادند و گفتند این، اطلاعات درباره موسی صدر است. درباره او هم بنویس. خودش می گفت ترسیدم و با خودم به این نتیجه رسیدم که این کار من نیست و جواب رد دادم. تا اینکه یکی دو سال پیش باز هم روایت و این بار همراه خانواده امام از من خواستند که بنویسم. این بار حس کردم این قسمت است و تقدیر من است که باید اینکار را انجام دهم.
درباره کتابش پرسیدیم. گفت احتمالا ده فصل است که احتمالا هر فصل از زبان یکی از کسانی است که امام را می شناسند.
گفت بسیاری درباره کتاب جدیدش می پرسند و اینکه بالاخره سرنوشت این آدم به کجا رسید. نمی دانست چرا بعضی فکر می کنند او در این باره اطلاع خاصی دارد و خندید!
به او گفتیم امام صدر چند ویژگی دارد؛ اول اینکه بین شخصیت های مختلف جاری است. کمتر کسی را داریم که امروزه و در این عصر کسی بگوید درگیرش شده است، اما امام موسی اینطور است؛ اشک ها را جاری می کند، احساسات را به غلیان می آورد و عقل ها را به کنکاش وادار می کند و اینکه، اسلامی که موسی صدر می شناخت متفاوت است با بقیه.
به او گفتیم قسمتی از داستان که در هفته نامه همشهری جوان چاپ شده است، بسیار جذاب بود و بسیاری را تحت تاثیر قرار داده است. گفتیم حالاکه می خواهید بنویسید، فقط از امام لبنانی ها ننویسید. از جوان های نسل سوم ایران هم بگویید که بسیاری درگیر این مرد هستند. بنویسید عاشق کسی هستند که هرگز ندیدنش و حتی شاید دلگیر از این باشند که چرا فقط امام لبنانی ها و رهبر شیعیان آنجاست، اما عاشقانه دوستش دارند.
به او گفتیم بی صبرانه منتظر تمام شدن داستانش هستیم تا داستان مردی که اراده را هم به زانو درآورده است را، با قلم او بخوانیم.
مهدیه پالیزبان
وقتی که خانم صدر آمد گزارش هشتمین روز نمایشگاه
اتفاقات امروز غرفه موسسه، قبل و بعد از حضور خانم صدر، کاملا متفاوت بود؛ حضور ایشان باعث شد علاقمندان زیادی برای صحبتی و عرض ارادتی به داخل غرفه بیایند.
تا قبل از حضور ایشان، چند نفری از عکس هایی که امسال موسسه امام چاپ کرده است، انتقاد کردند و گفتند چرا از آدم خوش چهره ای مثل امام صدر، این عکس ها چاپ شده است.
دختر نوجوانی با چهره ای آرایش کرده از جلوی غرفه در حال رد شدن بود که عکس امام و روز شمار زندانی بودنش توجهش را جلب کرد. با کنجکاوی زیادی درباره صاحب عکس سوال کرد و گفت چیزی درباره اش نمی داند. سعی کردم کوتاه و کامل برایش توضیح دهم. کتاب کوچکی را هم هدیه دادم تا بیشتر بداند. با نهایت دقت گوش داد و تشکر کرد و رفت.
در روزهای پایانی نمایشگاه سوالات بازدیدکنندگان تخصصی تر هم می شود. درباره موضوعات مختلف از امام صدر مطلب می خواهند. دانشجویی امروز درباره نظر امام درباره موسیقی سوال کرد. خاطراتی را که از امام می دانستیم، گفتیم که برایش بسیار جالب بود.
مردی درباره نظر امروز مردم لبنان درباره امام پرسید. از عکس هایی گفتیم که همه جای لبنان دیده می شود. از صحبت های مردم که بعد از سی سال، هنوز خود را تربیت شدگان امام موسی می دانند.
خانم صدر، بعدازظهر به غرفه آمدند. برای مردم، دیدن دختر امام موسی صدر، با چهره و کلامی کاملا ایرانی، بسیار جالب بود. حجه الاسلام انصاری، از دوستان امام در نجف و آقای مس چی، مدیر مرکز تحقیقات اسلامی از مهمانان غرفه بودند که بخاطر حضور خانم صدر، مدتی طولانی در غرفه ماندند و خاطراتی از امام گفتند. آقای انصاری گفت امام در نجف زیاد به خانه پدرش می آمده است و خاطرات زیادی از او دارد.
خانم صدر به دیدن همسر دکتر شریعتی، در غرفه موسسه شریعتی رفت و احسان و سارا شریعتی، بسیار صمیمی و راحت، به غرفه ما آمدند. این بار، البته دکتر احسان چند دقیقه ای در غرفه نشست و با خانم صدر، خاطرات سال های دور تحصیل در فرانسه را مرور کردند؛ سال هایی که فرزندان امام صدر و دکتر شریعتی در فرانسه درس می خواندند و همدم لحظات هم بودند.
عکس امام امروز بسیار درخواست کننده داشت. کسانی که عکس های زیباتر و بهتری می خواستند و بدنبال فیلمی از خود امام بودند. یکی از مسئولان برگزاری نمایشگاه به غرفه آمد و گفت: من علاقه قلبی شدیدی به امام دارم. می شود عکسی رنگی از امام داشته باشم؟
می خواستم پوستر راهپیمایی را بدهم که گفت عکس کوچک می خواهد. در عوض، مردی که پوستر را دید گفت چطور می تواند ر پخش پوسترها کمک کند. شماره تماسی گرفتیم برای مناسبت های بعدی.
امروز، روز پر ازدحامی برای موسسه بود. ازدحامی که وقتی با جواب به سوال های مردم درباره امام و تولد نقطه ای روشن در ذهن و دلشان باشد، خستگی ندارد .
مهدیه پالیزبان
موسی و مصطفی گزارش هفتمین روز نمایشگاه
هفتمین روز نمایشگاه، روز آرامی بود. انگار همه مردم می خواهند روزهای آخر کتاب بخرند. ما هم نگران کمبود کتاب ها و تمام شدنشان، زودتر از پایان نمایشگاه هستیم.
امروز، دوستداران دکتر چمران را زیاد دیدیم؛ کسانی که امام صدر را از چمران شناخته بودند؛ دختری، دانشجوی داروسازی که داشت دنبال غرفه چمران می گشت، اول به غرفه ما رسید و از هنرستان فنی جبل عامل پرسید. وقتی شنید آنجا هنوز فعال است و در جنوب لبنان، مردم هنوز اسم بچه هایشان را چمران می گذارند، از شادی و هیجان زبانش بند آمده بود. کتاب های امام را گرفت و گفتیم کتاب لبنان چمران را هم بخواند.
چند دختر جوان هم سراغ غرفه چمران را گرفتند. علاقه به چمران، نقطه آشنایی بسیاری با امام صدر است. ما هم به علاقمندان چمران پیشنهاد کردیم درباره امام هم بخوانند تا چمران را بشناسند.
دختر جوانی که کتاب های امام را خریده بود، چند دقیقه بعد با مادر و برادر کوچکش برگشت. کتاب «مردی که زنده می ماند» را به برادرش هدیه دادیم تا خاطره ای از امام موسی داشته باشد.
در این روزها، کتاب های خود امام صدر فروش بی نظیری داشته است. خیلی ها وقتی می شنوند اینها، صحبت های خود اوست، مشتاقانه کتاب را ورق می زنند.
بسیاری، آخرین عکس امام را که زینت بخش غرفه است می خواهند. ما هم شرمنده می شویم که آن عکس را نداریم و تنها می توانیم برایشان بلوتوث کنیم.
نوه امام هم امروز سری به غرفه زد و رفت. در آخرین ساعت فعالیت نمایشگاه خانمی به غرفه آمد و گفت در مجموعه داستانی که نوشته است، داستانی درباره امام صدر هم دارد. قرار شد روزهای بعد دوباره به غرفه سربزند.
چراغ های سالن خاموش شده بود که دانشجویی از دانشگاه هنر به غرفه آمد و از پیدا کردن موسسه امام بسیار خوشحال شد و افسوس خورد که چرا زودتر اینجا را پیدا کرده است. غرفه امسال نمایشگاه نشان داد خیلی ها بدنبال نامی از امام موسی صدر در ایران هستند.
مهدیه پالیزبان
روز خاطره ها گزارش ششمین روز نمایشگاه
امروز، روز خاطره های غرفه موسسه امام بود. دو مهمان عزیز که قرار بود هر کدام در یک روز جداگانه بیایند، با هم به غرفه آمدند و روز خاطره انگیزی را رقم زدند؛ حبیبه جعفریان و دکتر صادق طباطبایی.
مهمان ناخوانده ای هم داشتیم؛ حسن مولادوست، نویسنده کتاب «مردی که زنده می ماند» که البته او را نمی شناختیم. خودش را معرفی کرد، و با همه اصرار ما، به داخل غرفه نیامد و به تشکر و خسته نباشید گفتن به ما بسنده کرد. از او دعوت کردیم به موسسه بیایند و برایش گفتیم که کتابش فروش بسیار خوبی دارد و یکی از گزینه های ماست که به بازدیدکنندگان توصیه می کنیم آن را بخوانند. مجموعه روایت فتح درباره امام موسی صدر، که امروز بعد از 3سال انتظار منتشر شده بود، را به او هدیه دادیم.
قبل از رسیدن بعدازظهر و مهمان ها، مردم آمدند و رفتند. جوانی پوستر امام را گرفت و چند قدمی که از غرفه دور شد، آن را بوسید. امروز بسیاری پوستر امام را می خواستند. عکس رنگی و خندان امام را می خواستند که نداشتیم. چند عکس را هم برای چند نفر با بلوتوث فرستادیم.
در این چند روز، بعد از سوال درباره سرنوشت امام صدر، مردم بیشتر از همه درباره خانواده امام سوال می کنند. وقتی می شنوند دختر ایشان در تهران است، هم تعجب می کنند و هم مشتاق می شوند فرزند امام را ببینند و سوال می کنند خانم صدر کی در غرفه هستند. ما هم، از دادن جواب مشخص معذوریم، چون برنامه ایشان را نمی دانیم.
خانواده دکتر شریعتی، در این چند روز، مهمان که نه، پای ثابت غرفه ما بودند. نام امام صدر، آنان را بی اختیار جذب اینجا می کند. احسان شریعتی هربار که به نمایشگاه آمده و از اینجا رد شده، چند دقیقه ای ایستاده و حرف زده است. هرچند هیچوقت حاضر نشد در غرفه بنشیند، اما همیشه عکس های آقا موسی را تماشا می کند و سراغ خانواده اش را می گیرد. امروز هم دکتر احسان سری به غرفه زد و سراغ عکس های مراسم چهلم دکتر را گرفت. خوشبختانه کتاب خاطرات دکتر طباطبایی در غرفه بود و عکس ها را نشانش دادیم. دکتر شریعتی سراغ مصاحبه هایی را هم گرفت که موسسه چندسال قبل با خانواده شریعتی انجام داده بود. ما هم گفتیم انشالله چاپ می شود.
حبیبه جعفریان، روزنامه نگاری و نویسنده ای که دارد کتابی درباره امام می نویسد، مهمان اعلام شده ما بود که با کمی تاخیر به غرفه آمد. در روزهای قبل چند نفری، که داستان مادام ملیحه را در ویژه نامه هفته نامه همشهری جوان خوانده بودند، سراغ کتاب خانم جعفریان را گرفتند، که گفتیم در حال نوشته شدن است.
داستان جذاب و تکان دهنده مادام ملیحه حبیبه جعفریان باعث شد به محض ورود به غرفه صحبت ها و سوال هایمان شروع شود و تا حدود دو ساعت بعد ادامه پیدا کند. جعفریان با لحنی آرام و صبور به همه سوال هایمان جواب می داد و از «آقای صدری» که شناخته بود حرف می زد. وقتی او در حال تعریف بود، دوستمان، باران محسنی، خبرنگار ایسنا در مشهد که به دیدنمان آمده بود، آرام آرام اشک می ریخت. باران گفت روزی خود امام را اینجا می بینیم، بدون تردید.
جعفریان درباره جاهایی که برای شناختن امام رفته است، آدم هایی که دیده و سوالاتی که هنوز ذهنش را مشغول کرده است، حرف زد. ما هم گفتیم در این آشفتگی و جذب شدن تنها نیست و بسیاری مانند او، موسی صدر سوال و جواب ذهن و دلشان است. به جعفریان درباره خاطرات و حس خانواده شریعتی به امام صدر گفتیم. کتاب دکتر طباطبایی باز هم به کمکمان آمد تا عکس های مراسم چهلم شریعتی را نشان خانم نویسنده بدهیم. همچنین عکس فوق العاده ملیحه در آغوش پدر را. جعفریان از حضور در غرفه و صحبت با ما ابراز خوشحالی کرد و ما مدام تاکید کردیم که بی صبرانه منتظر خواندن داستان امام صدرمان با قلم او هستیم.
دکتر صادق طباطبایی مهمان دیگر غرفه بود که بطور ناگهانی اعلام کرد به غرفه می آید. به همین دلیل از او برای حضور دوباره قول گرفتیم تا بتوانیم به آنهایی که از ما قول گرفته اند حتما آمدن دکتر را بهشان اطلاع دهیم، خبر دهیم.
احسان شریعتی هم به دیدن دکتر آمد و چند دقیقه با هم گفت و گو کردند. با تذکر چند باره ماموران انتظامات، روز پرخاطره ما در نمایشگاه کتاب تمام شد.
غرفه ای به نام موسی صدر گزارش پنجمین روز نمایشگاه
امروز مهمان های غرفه یکی یکی آمدند: اول نوبت دکتر سوسن شریعتی بود که بیاید و چند دقیقه ای در غرفه«آقا موسی» بنشیند و به قول خودش برگردد به سی و چندسال قبل. دکتر شریعتی از خاطراتش از آقا موسی تعریف کرد؛ خاطراتی درباره روزهای بعد از فوت دکتر شریعتی که امام صدر شد پناه خانواده دکتر. دکتر سوسن، مانند خیلی های دیگر در این چند روز، سراغ خانم صدر را گرفت؛ ایشان در غرفه نبود، اما دختران آقا موسی و دکتر تلفنی با هم صحبت کردند تا خاطرات سال های دور را مرور کنند.خانم دکتر شریعتی از غرفه موسسه و تلاش دوستان در این غرفه بسیار تشکر کرد و رفت.
مهمان دیگر غرفه، استاد خسروشاهی بود که با ظاهری متفاوت از آنچه دیده بودیم به نمایشگاه آمده بود، اما باز هم بچه های موسسه امام صدر او را شناختند. استاد هم چند دقیقه ای در غرفه نشستند و از تلاش موسسه تقدیر کردند.
استقبال مردم، مثل همیشه، چیزی فراتر از خریدن چند کتاب بود. اینکه خیلی ها همینجا با امام صدر آشنا می شوند و ما کتاب ها را برایشان توضیح می دهیم، بخشی از ماجراست، جوانانی که با دیدن تصویر امام موسی بر دیوار غرفه یا راهشان را کج می کنند، یا با صدای بلند می گویند «اِ، امام موسی صدر!» چند لحظه ای مشغول تماشای تصویر و شنیدن صدای امام می شوند و از سرنوشتش سوال می کنند و می گویند دوست دارند کاری درباره امام کنند؛ جوانی اهل جیرفت کرمان بود. کتابی خرید و درباره کتاب گرفتن از موسسه سوال کرد. گفت منطقه جیرفت امام صدر را نمی شناسد و خیلی به آشنایی چنین کسی نیاز دارد. باید به هر شکل ممکن امام را معرفی کرد.
دختر جوانی، دانشجوی معماری زنجان، به غرفه ما که رسید، از دوستانش جدا شد تا درباره امام حرف بزند. امام را از صحبت های دکتر طباطبایی در تلویزیون شناخته بود. آرام، لطیف و با احساس از امام حرف می زد و می گفت دلم می خواهد کاری برایش کنم. برای بودنش، آزادی اش.
کس دیگری پیشنهاد راه اندازی یک نشریه می داد. نفر دیگری گفت کتاب عکس از امام منتشر کنید. وکیلی مدت ها در غرفه ایستاد و با شور و هیجان تمام گفت: من حقوقدان هستم، اما اگر روزی این مردک دیوانه (قذافی) بخواهد به ایران بیاید، حاضرم خودم او را نابود کنم!
اگر کسی فکر می کند تا امروز برای رهایی امام صدر همه تلاشش را کرده است، باید امروز در غرفه می بود تا حرف های مرد میانسالی را بشنود که به ما گفت هنوز کاری برای امام نکرده اید. هر وقت به جایی رسیدید که جانی در بدن نداشتید، آنوقت می توانید بگویید هرکاری از دستمان برمی آمد انجام دادیم، اما الان نه!
این حرف را مرد میانسال دیگری هم زد، با تاسف زیاد از زندانی بودن چنین مردی و تلاش نکردن های دولتمردان برای آزادی اش، به ما گفت: اما شما به تلاشتان ادامه بدهید. ما هم به آنان اطمینان دادیم، هنوز اول راهیم و این تلاش تا آزادی امام موسی ادامه دارد، انشاالله.
دیداری با امام صدر گزارش چهارمین روز نمایشگاه
اولین روز هفته، همیشه خلوت ترین روز است، اما این، باعث نشد امروز روز آرام و بی اتفاقی باشد؛ از اولین ساعت صبح که مهندس فیروزان در غرفه حضور داشتند و بعد، که تصویر نماز امام صدر بر پیکر دکتر شریعتی را برای غرفه موسسه دکتر هدیه بردیم و خانم دکتر شریعت رضوی از آن استقبال کرد و به دیوار زد و یکی از غرفه داران پیشنهاد کرد، عکس را تکثیر کنیم تا در غرفه داشته باشند، تا آن دانشجوی خرمشهری که همانجا، در غرفه پیشنهاد برگزاری همایشی در دانشگاهش را داد تا بقول خودش دانشجو امام صدر را بشناسد و اعتراضی و صدایی برای پیگیری سرنوشتش بلند شود، آدم های زیادی آمدند و رفتند.
مرد نویسنده ای با کتابش آمد؛ «نام آوران». کتابی برای نوجوانان که در صفحه ای امام صدر هم معرفی شده بود.
چند نفری عکس از امام می خواستند که با سیستم بلوتوث برایشان فرستادیم. سی دی گفتارهای امام هنوز هم بطرز جالبی مورد استقبال قرار می گیرد. هیچ چیزی بیشتر از تصویر و صدای امام، مردم را جذب غرفه نمی کند. جوانی که برای یک کتاب تخفیف گرفته بود، برای صدای امام، حاضر بود هر مبلغی را بپردازد.
رافائل، جوانی ایتالیایی بود که به زحمت فارسی حرف می زد، اما توانست بگوید که درباره روحانیون موثر شیعه کار کرده است و یکی از آنها امام موسی ست. از پیدا کردن موسسه خوشحال شد و فرم عضویت را پر کرد تا نوشته هایش را برای موسسه بیاورد.
امروز، یکی دو نفر درباره امام صدر و چمران سوال کردند. سوالشان یادمان آورد که کتابی درباره این دو، آشنایی شان، رابطه شان، علاقه شان و کارهایی که انجام دادند وجود ندارد. گفتن درباره امام و چمران در غرفه کار سختی است، اما باید پاسخ کامل می دادیم و سعی کردیم که اینطور باشد. شنیدن حرف ها، سوال های بیشتری در ذهنشان بوجود می آورد، سوال هایی که زمان می برد تا پاسخی برایشان پیدا شود.
دختری، حدودا راهنمایی با علاقه تمام می خواست کتابی درباره امام بخرد، اما مادرش با عجله می خواست رد شود. منتظر معلوم شدن نتیجه حرف هایشان نشدیم و کتاب را هدیه دادیم تا مطمئن شویم، دختر کتابی درباره امام موسی می خواند.
کتاب جدیدی هم درباره امام در نمایشگاه پیدا شد! از طرف خانمی که به یکی از دوستان گفته است با امام در قم همسایه بوده است. کتاب، آنقدر که در یک نگاه سریع خوانده می شود، شعر و نثر با هم است. در واقع شعرهایش ازخانم نویسنده است. اگر شلوغی غرفه مجال بدهد، حتما سراغ این خانم می رویم تا حرف هایش را بشنویم.
حجه الاسلام ابطحی، رئیس دفتر آقای خاتمی، بطور اتفاقی غرفه موسسه را دید و جلو آمد. سراغی از انتشارات جدید گرفت و رفت.
روزشمار زندانی بودن امام در لیبی، که به دیوار غرفه نصب شده، توجه همه را بخود جلب می کند. در این چند روز این سوال که آخرین خبر درباره امام چیست؟ یا چه کارهایی برای آزادی ایشان شده است، مرتب پرسیده می شود. جواب ما هم تکرار می شود که دولت ایران اقدامی برای آزادی امام نکرده است. این پاسخ کوتاه، وقتی مردم منتظر شنیدن لیست بلندبالایی از کارهای مختلف هستند، به اندازه کافی گویاست و مردم را با سوالی در ذهن، از جلوی غرفه بدرقه می کند که چطور می شود چنین کسی ربوده شود و کسی کاری نکند؟
چرا دولت ایران آنطور که باید سرنوشت امام را پیگیری نمی کند؟
ما بخشی از جواب را بعهده مردم می گذاریم.
مهدیه پالیزبان
به نقل از موسسه امام صدر
|
به بهانه اولین حضور رسمی موسسه امام موسی صدر در نمایشگاه کتاب مروری بر آثار نوشتاری امام موسی صدر
سرویس فرهنگی هنری برنا
بسیاری از افرادی که امام موسی صدر، امام محرومان را می شناسند گمان نمی کنند که از او نوشته ای، کتابی و یا تألیفی به یادگار مانده باشد و اکثرا او را روحانی ای می دانند که در لبنان بیشتر وقتش به امور سیاسی و اجتماعی و اجرایی می گذرانده است و مؤسس و رییس مجلس اعلای شیعان لبنان بوده است و نیز بنیانگذار سازمان "حرکه المحرومین" و سازمان نظامی "افواج مقاومت لبنان" یا همان "امل" بوده است. در حالی که او قبل از آن که سیاستمداری در کسوت روحانی باشد، اندیشمندی متفکر و پژوهشگری عملگرا در لباس روحانیت است. |
|
بسیاری حتی نمی دانند او اولین روحانی دانشگاهی تاریخ ایران است و در دانشگاه تهران رشته حقوق در اقتصاد خوانده است. به سبب همین آشنایی با علم اقتصاد اولین تألیفات او در نخستین مجله حوزوی در قم به نام "مکتب اسلام" با سردبیری امام موسی صدر مجموعه مقالاتی بود با عنوان "اقتصاد در مکتب اسلام ".
جالب است که مجله مکتب اسلام در عصری منتشر می شد که روزنامه خوانی یک طلبه علوم دینی نشانه بی تقوایی و ضعف ایمان وی تلقی می شد تا چه رسد به این که یک روحانی، روزنامه نگار و یا صاحب امتیاز مجله ای بشود! و اگر خواست خدا و حمایت مرجع مقتدر آن زمان حضرت آیت الله بروجردی نبود چه بسا در شماره های اولین آن با مخالفت های بسیار کوته فکران متوقف می شد.
مرحوم علی دوانی درباره نظر علامه متفکر شهید مرتضی مطهری بعد از خواندن شماره های مجله می نویسد:
"شهید مطهری ضمن اظهار مسرت زیاد، در حاشیه اغلب مقالات اظهار نظرهایی کرده بود. آن طور که به خاطر دارم مخصوصاً از مقاله اقتصاد در مکتب اسلام آقای سید موسی صدر تعریف کرده بود که این مقاله تازگی دارد و در اوضاع و شرایط کنونی لازم و ضروری است. در آن زمان ها این گونه مباحث سابقه نداشت. “
آری سید موسی صدر قبل از آن که احساس وظیفه کرده و به فعالیت های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی مشغول شود، اندیشمند آینده نگری است که دغدغه سرگشتگی و گم گشتگی بشر امروز را دارد و در این راستا سخت به دنبال تببین مکتبی است که بتواند راهنمایی برای بشر حیران آخر الزمان باشد؛مکتبی چون اسلام ناب!
سال هاست که وجود بنیادی برای حفظ و ساماندهی جدی تألیفات امام موسی صدر ضروری می نماید.بنیادی که علاوه بر گرد آوری نوشته ها و سخنرانی های فارسی امام به ترجمه آثار عربی به جا مانده از ایشان هم بپردازد.
اکنون که پس از سال ها موسسه فرهنگی
تحقیقاتی امام موسی صدر به صورت رسمی و مستقل پا به عرصه نشر گذاشته و برای اولین
بار است در بیست ودومین نمایشگاه بین المللی کتاب غرفه ای جداگانه دارد.و آثار
تآلیفی امام سید موسی صدر و آثاری که پیرامون شخصیت ایشان چه از این موسسه و چه از
دیگر ناشران کشور منتشره شده را یک جا عرضه کرده و به دید علاقمندان این شخصیت
ناشناخته ایرانی می رساند؛ به جا است که مروری مختصر بر این آثار داشته باشیم:

نای و نی
نخستین
کتاب از مجموعه «در قلمرو اندیشه امام موسی صدر» است. این كتاب به همت دانشمند
فقید، مرحوم حجتالاسلام و المسلمین علی حجتی كرمانی گردآوری و ترجمه شده است.
كتاب شامل برخی از سخنرانیها، مقالات، مصاحبهها و بیانیههایی است كه از زمان
استقرار امام موسی صدر در لبنان تا نخستین سال تاسیس مجلس اعلای شیعیان ارائه یا
صادر شده است. فصل اول این مجموعه به اصول عقاید، جهانبینی، ارزشها و اخلاق و
تاریخ اسلامی اختصاص یافته است. مخاطبان موضوعات این فصل گاهی شیعیان در مساجد،
گاهی مسیحیان در كلیسا، افرادی در محافل علمی و دانشگاهی لبنان یا دیگر كشورهای
عربی و اروپایی بودهاند. بخش دوم این كتاب گزارشی است از تجربه امام موسی صدر در
لبنان، برای احیای هویت، حركت و شخصیت شیعیان در لبنان. این بخش، روش کار امام را
که از صور در لبنان شروع شده و سپس به تمام مناطق شیعه نشین لبنان گسترش یافته،
تشریح می کند. قسمت آخر به معرفی دشمن مشترک و تمهیدات جمعی، ملی و فراملی می
پردازد که برای مبارزه با اسرائیل و حمایت از ملت مظلوم فلسطین صورت گرفته است.
این اقدامات، پس از تاسیس مجلس اعلای شیعیان و آغاز حملات اسرائیل به جنوب لبنان
شدت بیشتر و ماهیت جدیدی به خود گرفت و به سبب اعتماد قاطبه ملت لبنان به امام،
نقش و موقعیت خاصی برای رهبری ایشان در راه مبارزه با تجاوزگران و اشغالگران و
دفاع از شیعیان جنوب لبنان، که در معرض حملات دائمی اسرائیل قرارگرفته بودند،
فراهم آورد.

نام
این کتاب، از موضوع سخنرانی تاریخی امام موسی صدر در کلیسای کبوشیین بیروت اقتباس
شده است. امام برای موعظه آغاز روزه به این کلیسا دعوت شده بود. این رویداد بی
نظیر نخستین بار بود که شکل می گرفت.کتاب در بردارنده سخنرانیها و مقالات مختلفی
از امام موسی است؛ از جمله سخنرانی در کلیسای کبوشیین، سخنرانی در مراسم چهلم
شریعتی و مقاله "پیام انبیا سرچشمه قیام" که درباره انقلاب اسلامی ایران
است و در روزنامه لوموند پاریس به چاپ رسید. هم از آزادی مطبوعات در این مجموعه
سخن رفته است و هم از نقش و جایگاه دین در دنیای امروز هم از تمدن درخشان اسلامی
صحبت شده و هم از عدالت اسلام.... این مجموعه، با موضوعات متنوع، دست کم این حسن
را دارد که می تواند ما را با دیدگاه ها و روش و منش امام موسی صدر آشنا سازد.

رهیافتهای اقتصادی اسلام
کتاب سوم از مجموعه «در قلمرو اندیشة امام موسی صدر» به گفتارها و نوشتارهای اقتصادی امام موسی صدر اختصاص دارد. این کتاب در سه بخش فراهم آمده است: بخش نخست مجموعه کامل مقالات امام موسی صدر در نشریه مکتب اسلام است. بخش دوم گفتارهای اقتصادی امام موسی صدر است که در لبنان ارائه شده كه بخش عمده آن، درس گفتارهای وی برای اعضای ارشد جنبش امل است. بخش سوم در بردارنده دو مقاله اقتصادی اجتماعی است؛ یکی درباره اختلاف طبقاتی و راه حل آن در اسلام و دیگری درباره عدالت اقتصادی و اجتماعی از نظر اسلام است.
پرتوها
مجموعه پرتوها، کتابهایی در قطع جیبی است که هر جلد آن به یک و یا چند سخنرانی با موضوع واحد, از امام موسی صدر اختصاص دارد. هدف از چاپ این مجموعه، فراهم آوردن کتابی با حجم اندک، قیمت مناسب و در ظاهری زیبا برای علاقمندان بوده است. این مجموعه با همكاری موسسه امام موسی صدر و سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و موسسه نشر شهر چاپ شده است. عناوین این 10 جلد عبارتند از: دین در جهان امروز، اخلاق روزه، محمد پیامبر بت شكن، زهرا فصلی از كتاب رسالت، علی موحد بود و بس، حسین وارث آدم، زینب شكوه شكیبایی، عدالت در اسلام، اسرار ربودن امام صدر و روح تشریع در اسلام.

اندیشه ربوده شده
موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر مقاله ها، سخنرانی ها، مصاحبه ها، میزگردها و حاصل برخی نشست های انجام گرفته درباره امام صدر را به صورت کتاب در اختیار علاقه مندان قرار داده.کوشش شده است تا مطالب برگزیده متنوع باشد، تا هم از ملال خواندن کتاب کاسته شود و هم به جنبه های مختلف شخصیت امام پرداخته گردد. در این کتاب به جنبه های مختلف شخصیت امام موسی صدر از دیدگاه صاحب نظرانی چون امام خمینی، مقام معظم رهبری، سیدمحمد خاتمی، نبیه بری، سید محمدباقر حكیم، میرمحمد صادقی، محسن كمالیان، سید صدرالدین صدر، جورج خضر، نیكولاتیفن، رباب صدر، صادق طباطبایی، سید محمد حسین فضلالله، مصطفی محقق داماد، سید حسن نصرالله و اكبر هاشمی رفسنجانی.... پرداخته شده است.

امام موسی صدر، امید محرومان
کتابی است به تألیف عبدالرحیم اباذری درباره امام موسی صدر از تولد تا ربودن،در آغاز خاندان صدر و اجداد امام موسی صدر معرفی شده و سپس به بررسی فعالیتهای امام موسی صدر در ایران و عراق و لبنان پرداخته.با توجه به این مطالب و نیز با توجه به نثر ساده و روان و حجم متوسط ، این كتاب میتواند آغاز خوبی برای شناختن امام موسی صدر باشد. همچنین تصویرهای موجود در كتاب بر جذابیت آن افزوده است. کتاب، سیر تاریخی منظمی از تولد امام در قم تا ربوده شدن او در لیبی دارد.همین روایت داستانی یک خطی باعث شده خواننده کاملا با شخصیت و زندگی نامه امام آشنا شده و به تحلیل خوبی از فضای لبنان آن روز و اثرات اقدامات امام دست یابد.

عزت شیعه (دفتر اول)
این كتاب در زمستان 1377 توسط دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم به مناسبت بیستمین سال ناپدید شدن امام به چاپ رسید.كتاب دربردارنده 10 مصاحبه از نزدیكان و همراهان امام موسی صدر درباره شخصیت و روش و منش او، یك مقدمه، روزشمار زندگی با عنوان در گذر زمان، سخن اول، وصیتنامه شهید چمران خطاب به مرادش امام سید موسی صدر و سخن آخر است. در بخشی از سخن اول كتاب نقل قولی بسیار زیبا از كاردینال فرانس كونیگ، كشیش دانماركی، آمده است كه پس از ملاقات با امام صدر گفته است: "عالی جناب! من راجع به شما زیاد شنیدهام. ایمان دارم كه میتوان تاریخ لبنان را به دو دوره كاملا مجزا تقسیم نمود: دوران قبل از موسی صدر و دوران موسی صدر.
عزت شیعه (دفتر دوم)
دفتر دوم تاریخ شفاهی زندگی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی امام مقاومت را پی میگیرد.این كتاب به ترتیب یك مقدمه، پنج بخش متوالی زندگینامه، گفتوگوها، پیوستها، تصاویر، نمایهها و نیز یك صفحه الحاقی شامل شجرهنامه خاندان صدر را دربردارد.نگارنده در مقدمه می نویسد:آنچه این دفتر به خوانندگان تقدیم می کند، متن کامل تعداد 25 گفتگوی دیگر نگارندگان با دوستان، نزدیکان و همکاران امام موسی صدر است که در بازه زمانی زمستان 1374 تا پائیز 1383 انجام گرفته است.در انتخاب کسانی که طرف گفتگو قرار گرفتند، تنها یک معیار وجود داشت: هرکس با امام صدر انس، تاریخ و نتیجتاً روایتی برای گفتن داشت، بدون توجه به سلایق سیاسی و جایگاه اجتماعی او، مشتاقانه آماده شنیدن سخنانش بودیم.مصاحبه ها در قم و تهران، تعدادی در اصفهان و شیراز و بعضی در بیروت و صورانجام شده.
اسناد ساواك
مجموعهای سه جلدی از اسناد مربوط به امام موسی صدر است كه مركز بررسی اسناد تاریخ وزارت اطلاعات، آن را به چاپ رسانده است. تاریخ سند این مجموعه 12/3/1338 و مربوط به صدور امتیاز مجله مكتب اسلام است و تاریخ آخرین سند 2/10/1357 است كه خبری از زنده بودن امام صدر و بازداشت او در خاك لیبی است.
گزارش كمیته پیگیری سرنوشت امام موسی صدر (از ربودن تا به امروز)
این كتاب را كمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی در واپسین روزهای مجلس هفتم به چاپ رسانده. میتوان گفت این كتاب كاملترین كتابی است كه اسناد و مدارك ربودن امام صدر را در لیبی كه به دستور معمر قذافی اتفاق افتاد، تهیه كرده است.پیشگفتار این كتاب به قلم سعید ابوطالب، دبیر كمیته پیگیری سرنوشت امام و مقدمه آن را حجت الاسلام والمسلمین فاكر، رئیس كمیسیون اصل نود مجلس نوشته است.
لبنان به روایت امام موسی صدر و چمران
عنوان کتابی است که مرحوم علی حجتی کرمانی، تنظیم و گردآوری کرده، و انتشارات قلم در سال 1364 به چاپ رسانده است. عنوان فرعی کتاب "نگاهی به تاریخ جنگهای داخلی لبنان" است. این کتاب در بردارنده تحلیلهای امام موسی صدر و دکتر چمران، درباره جنگهای داخلی لبنان است. سرانجام کتاب با دو مقاله با نامهای «چریک پرفضیلت» و «چمران، یادآور سرداران صدر اسلام»، به پایان میرسد.
یادنامه امام موسی صدر
این کتاب که به کوشش حجتالاسلام و المسلمین سید هادی خسروشاهی گردآوری شده، مجموعهای از مقالات، سخنرانیها، مصاحبهها، بیانیهها، عکسهای تاریخی و اسنادی است که در سه دهه اخیر و در مناسبتهای مختلف،به قلم وهمت دانشمندان،نویسندگان، اندیشمندان،رجال سیاسی و شخصیتهای فرهیخته آشنا با امام موسی منتشر شده و حیات ایشان را از بدو تولد، رشد و پررش در ایران و عراق تا اوج شکوفایی و ثمربخشی در لبنان را در بر می گیرد.مطالب جلد اول عمدتا از علما و شخصیتهای ایرانی است و جلد دوم بیشتر دربردارنده آرای شخصیتهای غیر ایرانی درباره امام موسی صدر است.
مسیره الامام السید موسی الصدر
مجموعهای 12 جلدی است که با کوشش دفتر مرکزی تبلیغات جنبش امل در لبنان به چاپ رسیده است. جلد یک تا نه کتاب، روزشمار وقایعی است که از سال 1960 تا 1987 برای امام موسی صدر رخ داده است. جلد ده شامل تفاسیر، جلد 11 شامل بحثهایی در عقاید اسلامی و جلد دوازده، در بردارنده بحثهایی درباره چگونگی سازماندهی، شکلگیری و ایدئولوژی حرکت محرومان است. این مجموعه کاملترین مجموعهای است که تا امروز درباره امام صدر به چاپ رسیده است.
مردی که زنده میماند
مجموعه داستان های کوتاه و خاطراتی است از امام صدر به قلم حسن مولادوست که در سال 1384 به چاپ رسیده است.
گذارها و خاطرهها، ایران، نجف، لبنان
عنوان
جدیدترین کتابی است که مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر درباره امام ایرانی
شیعیان لبنان منتشر کرده. کتاب گذارها و خاطرهها نگاهی دارد به محیط پرورش امام
صدر و اظهارات خویشان و دوستان درباره او، به گونهای که با نگاهی گذرا میتوان
تصویری از ایشان در سه مرحله حضور در ایران، نجف و لبنان به دست آورد.
امام موسی صدر در تاریخ 9 شهریور 57 بنا به دعوت رسمی لیبی به آین کشور سفر کرد و در لیبی ربوده شد.تحقیقات متعدد مقامات امنیتی لبنان و ایتالیا نشان می دهد که امام موسی به هیچ وجه از لیبی خارج نشده.
با پیروزی انقلاب شکوهمند ایران امید ها برای آزادی امام افزایش یافت.اما متاسفانه این مهم تا به امروز تحقق نیافته است.
در سال 2008 قاضی لبنانی پرونده بعد از بررسی های قضایی طی حکمی برای سرهنگ قذافی و 4 تن از مسئولان لیبیایی درخواست اعدام صادر کرد.این پرونده همچنان مفتوح است وپیگیری ها ادامه دارد.
و انه علی رجعه لقادر...
جمع پر شور دوستداران امام گزارش سومین روز نمایشگاه کتاب
درست است که جمعه بود و روز تعطیل، اما کسی تصور نمی کرد، غرفه موسسه امام در یک روز اینهمه بازدید کننده داشته باشد. موسسه امام صدر، پر ازدحام ترین روز خود را، در طول سال های حضور در نمایشگاه کتاب تجربه کرد.
امروز، در غرفه با حضور افراد مختلف، لحظات نابی شکل گرفت که هرکدامشان را باید ثبت کرد. از آنانی که امام را نمی شناختند و شنیدن صدایش، دیدن تصویرش و خواندن عدد روزهای اسارتش باعث می شد مشتاق دانستن بیشتر شوند، تا آنانی که دوستدار امام بودند و اینجا، برایشان مثل خانه آرامشی بود که می توانستند چند دقیقه ای از امامشان بشنوند.
خانم پوران شریعت رضوی، همسر دکتر شریعتی با شنیدن نام امام موسی صدر صورتش گشوده شدو چشمانش برقی زد، برای مردی که 32 سال قبل، در اوج تنهایی و غم، پناهشان شده بود. نسخه ای از سی دی گفتارهای امام را به ایشان که در غرفه موسسه دکتر شریعتی بود، هدیه دادیم و دعوت کردیم مهمان غرفه ما باشند. قول دادند تا آخر نمایشگاه، روزی به غرفه ما بیایند.
مردی از اهواز آمده بود، تا فقط کتاب های خود امام را داشته باشد. می خواست حرف های خودش را بخواند. با عشق تمام، کنار تصویر امام ایستاد و عکس گرفت و چقدر دوست داشت عکس های بیشتری از امام داشته باشد.
خانواده ای، دسته جمعی کنار تصویر امام عکس گرفتند و مدت ها در غرفه ماندند. امام جماعت مسجدی در استانبول هم برای پیشنهاد ترجمه آثار امام به غرفه آمد و با پر کردن فرم، رفت.
افراد زیادی فرم های عضویت را پر کردند. خیلی ها همانجا با امام آشنا شدند و سوال های مختلفی پرسیدند، که سعی کردیم به بهترین شکل ممکن پاسخ دهیم. بسیاری از خانواده امام پرسیدند و وقتی می شنیدند دختر ایشان مدیر همین موسسه است و در ایران زندگی می کند، تعجب می کردند. جوان دانشجویی گفت، وقتی امثال من ندانند امام صدر که بود و چه کرد و سرنوشتش چه شد، از کنار اخبار مربوط به لیبی و قذافی و عملکرد مسئولان ایران براحتی می گذرند. اگر مردم ایشان را بشناسند، آنوقت دربرابر این اتفاقات حساس خواهند بود.
ناشناس ماندن کسی چون امام صدر، سوال ذهن مردم زیادی بود، کسانی که نمی دانستند چرا چنین شخصیتی باید اینقدر غریب باقی بماند.
بسیاری درباره سرنوشت امام پرسیدند؛ سوالی که با شنیدن خبرهای زنده بودن ایشان و پیگیری نکردن دولت ایران، تبدیل به افسوس و حیرت بزرگی می شد در ذهنشان؛ افسوسی که از ذهن ها پاک نمی شود.
به نقل از موسسه امام صدر
وقتی امام فارسی حرف می زند گزارش دومین روز نمایشگاه کتاب
دومین روز نمایشگاه کتاب، روز شنیدن صدای فارسی امام صدر بود؛ سخنرانی های فارسی ایشان، بخصوص سخنرانی ایشان در مراسم چهلم دکتر شریعتی، زینت بخش غرفه بود. صدای امام باعث می شد مردم، لحظه ای مکث کنند و اسم صاحب صدا را بپرسند و وقتی نام سید موسی صدر را می شنیدند، تعجب می کردند که چطور اینقدر خوب فارسی حرف می زند! شنیدن صدا، اولین تلنگر را می زد و می فهمیدند، امام، ایرانی است.
دکتر احسان شریعتی، فرزند دکتر علی شریعتی، مهمان ناگهانی غرفه بود که بی صدا وارد غرفه شد تا نگاهی به کتاب ها بیندازد. اگر ما او را نمی شناختیم، بی هیچ حرفی می رفت. اما ما، فرصت گپی کوتاه را از دست ندادیم. سی دی گفتارهای امام را هدیه دادیم که خوشحال شد. دعوت کردیم برای حضور بیشتر و گفتن از امام، که استقبال کرد. حتی پیشنهاد دادیم متن سخنرانی امام در مراسم چهلم دکتر شریعتی را به غرفه شان ببریم که با خوشرویی پذیرفت و رفت و ما، منتظر فرصتی که بتوانیم خاطرات فرزند شریعتی درباره امام موسی صدر را بشنویم.
بازار عکس انداختن از بنر داخل غرفه داغ بود! دوربین بدستان زیادی ما را مجبور می کردند کنار بایستیم تا عکس بگیرند. روز شمار اسارت امام هم باعث کنجکاوی مردم می شد و معنی اش را می پرسیدند. شنیدن سال سال اسارت، 81 سال سن، رابطه با لیبی و تلاش انفرادی خانواده امام، باعث حیرت و تفکر مردم می شد. بعضی ها همانجا می خواستند امام صدر را معرفی کنیم. کاری که سعی می کردیم در کوتاه ترین زمان، به بهترین وجه انجام دهیم.
دانشجویی آمد و گفت موضوع پایان نامه اش، درباره تاثیر امام موسی صدر بر حرکت های شیعی است. تهیه کننده ای از تلویزیون آمد و سراغ فیلم های بیشتری از امام را گرفت تا برنامه بسازد. چند جوان پیشنهاد کردند، هرچه زودتر سراغ جلال الدین فارسی برویم و درباره سرنوشت امام، از او اطلاعات بگیریم.
کمتر کسی بود که بدون لحظه ای مکث ار جلوی غرفه رد شود. صدا و تصویری مانند صدا و تصویر امام موسی صدر، کار را برای جذب نگاه مردم آسان می کند .
مهدیه پالیزبان
به نقل از موسسه امام صدر