| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
52
|
1851
|
90/7/4 (03:32)
|
|
||
|
|
17
|
131
|
90/2/1 (21:22)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
90/12/11 (15:55)
|
|
||
|
|
54
|
824
|
90/10/29 (11:00)
|
|
||
|
|
7
|
85
|
90/11/6 (20:15)
|
|
||
|
|
1
|
18
|
90/6/3 (15:13)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
90/4/20 (01:27)
|
|
||
|
|
1
|
14
|
90/4/19 (22:53)
|
|
||
|
|
1
|
11
|
90/4/11 (11:23)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
90/4/1 (02:29)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
90/3/18 (23:05)
|
|
||
|
|
2
|
16
|
90/3/15 (16:23)
|
|
||
|
|
2
|
13
|
90/3/2 (14:55)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
90/2/22 (11:56)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/2/22 (11:54)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/2/22 (11:53)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
90/2/22 (11:48)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
90/2/1 (21:05)
|
|
||
|
|
0
|
11
|
90/1/6 (15:01)
|
|
||
|
|
1
|
11
|
89/12/18 (18:43)
|
|
سلام
می خواستم از دوستانی كه در جلسات كلوپ حاضر می شوند، در خواست كنم اگر ممكنه خلاصه مباحث مطرح شده رو تو این تاپیك قرار بدن كه بقیه دوستانی كه نبودن بتونن استفاده كنن .
ممنون.
این پست رو به این دلیل ارسال کردم که باعث بالا اومدن این مبحث بشه تا دوستان قدیمی با یادآوری خاطرات مورد نظر، انشالله دوباره جلسات حضوری رو تشکیل بدن، البته با ارسال نتایجش در این مبحث
دوستان یعنی تو این یک سال گذشته دیگه هیچ جلسه ای برگزار نشده؟!!
شاید بد نباشه اگر دوستان دیگر را هم در جریان قرار بدید...و این رسم پسندیده رو دوباره احیا...

این پست رو به این دلیل ارسال کردم که باعث بالا اومدن این مبحث بشه تا دوستان قدیمی با یادآوری خاطرات مورد نظر، انشالله دوباره جلسات حضوری رو تشکیل بدن، البته با ارسال نتایجش در این مبحث
با سلام
ابتدای جلسه آقا محمدرضا مطلبی از کتابی که نویسنده اش مادر بزرگشان است را آماده کرده بودند.متأسفانه اسم و مشخصات کتاب را یادم رفته (از محمد رضا یا دوستانی که در جلسه بودند می خواهم که اسم و مشخصات کتاب را برای استفاده دیگر اعضا بنویسند.) مادربزرگ محمد رضا شاعر است و این کتاب هم پیرامون امام موسی صدر و به زبان نظم می باشد.
چگونگی آشنایی ایشان با امام موسی صدر را که پرسیدم ،محمدرضا گفت مادربزرگشان اهل قم بوده ومنزلشان در مسیر رفت و آمد طلاب و اساتید به حوزه بوده؛ و افرادی همچون امام خمینی(رحمه الله علیه) و امام موسی صدر را از نزدیک می دیده.یکی از مهم ترین آثار ایشان داستان منظوم کربلاست.
محمد رضا از چگونگی ریشه کنی تکدی گری توسط امام موسی گفت و این که چه طور با راهکار های امام، ظرف دو سال گداهای خیابانی از صور به طور کامل برچیده می شوند.امام موسی برای مقابله با این معضل اجتماعی، گداهای خیابانی را به 4 دسته تقسیم می کنند و به این ترتیب با ریشه یابی مشکلِ هر یک از چهار دسته با هر کدام به یک طریقی برخورد می کند.
در همین رابطه مطلبی بخوانید از هفتاد وششمین کتاب همشهری که پنج شنبه ها به صورت رایگان همراه روزنامه همشهری توزیع می شود. شماره 76 ام کتاب همشهری در تاریخ 7/6/87 منتشر شده و " شرح صدر" نام دارد و مروری است بر زندگی و مجاهدت های امام موسی صدر:
«
جمعیت خیریه احسان و نیكوكاری
این سازمان را در ابتدا مرحوم علامه شرف الدین ایجاد كرد اما پس از رحلت ایشان عملاً راكد شده بود. امام موسی صدر با بازسازی سازمانی و احیای آن از همه لبنانیها با هر دین و مذهب و گرایشی دعوت میكرد تا به محرومین كمك كنند. به اعتقاد امام صدر برای كمك به محرومین تنها نباید به كمك مالی به ایشان اكتفا كرد بلكه باید راهی پیدا كرد تا آنان بتوانند با استفاده از نیرو و توان خود، زندگی خود را اداره كنند..
بنابراین با احیای ساختار این سازمان پنج كمیسیون جداگانه به نام بررسی، برنامه، مالی، تبلیغات و مجالس مذهبی تشكیل شد كه هر كمیسیون وظیفه خاصی داشت. اعضای جمعیت ماهانه حق عضویتی به مبلغ یك لیره لبنانی پرداخت می كردند. این در حالی است كه در آن شرایط لبنان همه احزاب و سازمانها برای جذب افراد ماهانه مبلغی را نیز به اعضای خود میپرداختند. اما بودجه این جمعیت با پرداخت همین حق عضویتها در سال 1340 ش حدود چهل هزار لیره شد. شعار جمعیت حدیث امام معصوم(ع) است كه فرمودند: «شیعتنا یموتون ولایسئلون بالكف» یعنی «پیروان ما می میرند اما دست گدایی به سوی دیگران دراز نمیكنند.»
این جمعیت در نخستین سال فعالیت توانست متكدیان را كه چهره نامناسبی به شهر صور داده بودند، ساماندهی كند. به این ترتیب كه آنان را تقسیمبندی كردند. عدهای را كه توانایی كار نداشتند اما اقوام ثروتمندی داشتند با خویشانشان به گفتگو نشستند تا ماهیانه مبلغی را برای اداره امور زندگی به او بدهند. عدهای دیگر را كه توانایی كار داشتند با آموختن حرفهای به وی، شغلی آبرومند برایش ایجاد كردند. و در نهایت جلوی گدایی عدهای را كه بر حسب عادت گدایی میكردند و نیازی به این كار نداشتند، گرفتند.
این جمعیت در مدتی كوتاه توانست اعتماد همه لبنانیها را جلب كند. امام موسی صدر در این باره می گوید:
"در همین چند روز پیش، یك نفر از شخصیتهای مسیحی به نام "رفله منسی" نزد من آمد و دو ششم از کارخانه یخ سازی خود را وقف جمعیت کرد. همچنین دو نفر طبیب مسیحی هم اکنون به طور مجانی مریض های جمعیت را معالجه می کنند." »
سپس مسأله تکدی گری در جامعه امروز و روش مقابله امام با این بحران در لبنان با روش های امروز ایران مقایسه شد و این که چگونه می توانیم با آن ها مقابله کنیم، و روش های مختلف جلب حمایت مردم برای کمک به مستمندان مطرح شد که به عقیده محمد رضا کاملا مستقیم و با استفاده از برانگیختن حس ترحم مردم انجام می شود و به عنوان مثال از جشن رمضان امسال گفت و این که از ابتدای ورود به تالار وزارت کشور با گدا های غرفه ای! مواجه شده و هر کدام از مسئولان غرفه ها با بیان مسائلی بس دردآور سعی در برانگیختن حس ترحم بازدیدکننده ها داشتند و این که کمک به فقیران را صرفا عملی دارای ثواب قلمداد می کردند و بیشتر روی این جنبه انگیزشی انفاق تأکید می شد، در حالی که در انفاق انگیزه های دیگری هم وجود دارد و آن مسئولیت پذیری اجتماعی است. انفاق هم مثل مالیات باعث ارتقای چهره شهر و باعث رونق اقتصادی جامعه و در نتیجه از بین رفتن طبقات اقتصادی می شود.با بالا بردن حس مسئولیت پذیری مردم می توان کمک های آن ها به فقیران و بنگاه های خیریه را نیز افزایش داد.
سپس آقای جعفر گنجی فصل دوم از کتاب ادیان در خدمت انسان(دومین کتاب از مجموعه در قلمرو اندیشه امام موسی صدر) را رو خوانی کردند و خلاصه ای از مقاله را به همراه نگاه خاص امام به مسائل اجتماعی بیان کرد.
این سخنرانی امام، دومین مقاله از کتاب ادیان در خدمت انسان به نام "در پاسداشت آزادی" است.این سخنرانی به مناسبت مراسم شب هفت "کمال مروه" روزنامه نگار برجسته لبنانی و مدیر مسئول و صاحب امتیاز روزنامه الیحات در تاریخ 31/5/1966 مطابق با 10 خرداد 1345 بیان شده است.
در ابتدا امام به قول خود «در این مجال بنا ندارم که مدح فرهنگ بگویم آن هم نزد رجال فرهنگ و در سرزمین فرهنگ با مردمانی فرهنگی؛بلکه می خواهم نکته مهمی را درباره حساسیت جایگاه مطبوعات به خود و برادرانم یادآور شوم» به جایگاه مطبوعات اشاره می کند.
«برادران، مطبوعات محرابی است برای پرستش خدا و خدمت به انسان ها و اگر از عهده وظایف خود برنیایددامگه شیطان و مایه تخریب انسانیت خواهد بود.» سپس ایشان علت اهمیت این ابزار رسانه ای را بیان می دارد: «این عرصه از مهم ترین و حساس ترین میدان های جهاد است ، زیرا افکار عمومی را شکل می دهد،فرهنگ آفرین است،خوراک روح را فراهم می آورد،مراحل جدید تکامل معنوی را پی می نهد ...»
سپس به وظیفه روزنامه نگاران و حق آنان بر جامعه اشاره می کند: «وظیفه اینان در قبال جامعه جهت دهی،روشنگری و خیر خواهی مخلصانه و بی شائبه است.حق آنان بر جامعه نیز همان برخورداری از آزادی و پشتیبانی و تامین امکاناتی است که او را از فساد و انحراف مصون بدارد»
سپس امام به تعریف آزادی و اهمیت آن می پردازد. با جرأت می گویم که تعریفی که امام در سال 45 از آزادی کردند هیچ اصلاح طلبی در دهه 70 و 80 از آزادی ارائه نکرده است و تا به حال این چنین دفاعی از آزادی از هیچ مدافع آزادی ای ندیده ام!!
«آزادی برترین ساز و كار فعال كردن همه توانایی ها و ظرفیت های انسانی است.
هیچ كس نمی تواند در جامعه محروم از آزادی خدمت كند، توانایی هایش را پویا و موهبت های الهی را بالنده سازد.
آزادی یعنی به رسمیت شناختن كرامت انسان و خوش گمانی نسبت به انسان؛ حال آنكه نبود آزادی یعنی بدگمانی نسبت به انسان و كاستن از كرامت او.
كسی می تواند آزادی را محدود كند كه به فطرت انسانی كافر باشد. فطرتی كه قرآن می فرماید: «فطرت الله التی فطرالناس علیها» فطرتی كه پیامبر باطنی و درونی انسان است.
آزادی حق روزنامه نگار است، كه جامعه اش باید به او پیشكش كند.
آزادی خدمتی است به روزنامه نگار تا كار خود را به انجام رساند و خدمتی است به جامعه تا همه چیز را بداند.
صیانت از آزادی ممكن نیست مگر با آزادی. آزادی بر خلاف آنچه می گویند، هرگز محدود شدنی و پایان یافتنی نیست. در حقیقت، آزادی کامل عین حق است. حقی است از جانب خدا که احدی بر آن نیست.»
سپس این عالم دینی به تعریف ریشه ای آزادی می پردازد. این جاست که با ظرافت هر چه تمام تفاوت آزادی حقیقی با بی بند و باری آشکار می گردد:
«آزادی حقیقی دقیقا رهایی از عوامل فشار خارجی و عوامل فشار داخلی است. و به تعبیر امام علی (ع) "من ترک الشهوات کان حرا" آزاده کس است که شهوات را ترک کند. اگر بخواهیم آزادی را تعریف کنیم، باید بگوییم که آزادی رهایی از دیگران و رهایی از نفس است. اگر آزادی را این گونه تفسیر کنیم دیگر معتقد به حد و مرز برای آزادی نخواهیم بود. آزادی که با آزادی دیگران اصطکاک داشته باشد، در حقیقت بندگی نفس خویشتن و شهوت طلبی است. آزادی جهاد است. همان جهاد اکبری که مورد نظر پیامبر گرامی بود، جهاد با خویشتن خویش برای رهایی از شهوات. در مقابل آنچه جهاد اصغر با بیگانگان است.»
سپس به مذمت ترور و بازتاب های خطرناک ترور در در جامعه می پردازد: «برادران، روزنامه نگار نباید مورد اهانت و تحت فشار قرار گیرد، نباید به فقر و نداری بیفتد و نباید در معرض تهدید و ترور واقع شود.ترور بدترین و شكست خورده ترین روش برای نیل به هدف است، حال این هدف هرچه باشد.
پیامبر خدا می فرمود ایمان، خون ریزی را مهار می كند. و نیز می فرمود مسلمان حیله گری نمی كند، دستاورد آن هرچه باشد.
مسلم بن عقیل در كوفه از ترور عبیدالله بن زیاد سر باز زد، هر چند می توانست دور از دسترس دیگران او را در خانه ای بكشد. مسلم از ترور روی می گرداند...»
ایشان در ادامه می گوید:« هدف هر چند بزرگ باشد، نمی تواند توجیه گر ترور باشد.
فریبكاری و ناجوانمردی و ترور از دیدگاه دین در نظر وجدان و در منطق انسان جرم است.ترور بازتاب های خطرناكی در جامعه دارد كه ابعاد آن قابل محاسبه و پیش بینی نیست.
جامعه اسلامی دینی كه رسول نور و رحمت، منشاء خدمت و تعامل مثبت با مردم و پذیرای همه مسئولیت ها بود پس از ترورهایی كه دامان خلفای آن و در طلیعه همه، امام علی (ع) را در محراب عبادت گرفت، رو به ضعف و سستی نهاد.
این ترورها سمت و سوی خلافت را از راه مستقیم منحرف ساخت. خلیفه در حریم های بسته جای گرفت و از دسترس مردم دور شد. ...»
«برادران! ترور ناهنجاری اجتماعی خطرناکی است، زیرا مردم را از تعامل با رهبرانش باز می دارد. ترور خطرناک است، زیرا در این وضعیت،محاکمه صدور حکم و اجرای آن تنها در دست یک نفر است، که چه بسا راه به خطا رود.اگر این راه باز شود دیگر ممکن نیست که عدالت در جامعه حکم فرما شود.»
سپس امام در پایان سخنرانی خود به مرگ و جایگاه ویژه آن در ایدئولوژی اسلام می پردازد:
«خدایت بیامرزد ابوجمیل! تو مرگ را پذیرا شدی،ولی مرگ هرگز فنا و نابودی نیست. مرگ در نظر مومن انتقال از زمین به آسمان و از محدودیت به نا متناهی است.مرگ شکستن زنجیر هاست.آیا به گفته قرآن کریم ایمان نداریم که "کسی که مرگ را آفرید تا شما را بیازماید."پس مرگ آفرینش است نه نابودی.زندگانی واقعی تنها پس از مرگ است.پدیده مرگ و حیات پس از آن عین تحول،پیشرفت و تکامل است.هیچ تحولی بدون مرگ صورت نمی گیرد.تکامل حقیقی انسان تنها در پرتو گذر کردن او از مرحله ای که در آن زیست می کند، تحقق می یابد.تبدیل سلول های انسان به اندیشه و تفکر تنها پس از مرگ شدنی است. مرگ راه کمال،مقدمه تحول،مایه جاودانگی و راه کشف حقیقت است.»
سلام
آقای سید محسنی اگر لطف كنید و گزینده ای از مطالب طرح شده در جلسه سوم را برای اطلاع اعضا بنویسید. تا اعضا در جریان مطالب طرح شده كه از جنس مطالبی كه تا كنون در كلوب طرح نشده اند قرار گیرند.. در ادامه من هم اگر مطلبی باقیمانده بود می نویسم.
سپاسگذارم
هرچند برخی از اعضای کلوب مثل من با توجه به شهرستان بودند امکان شرکت در این جلسات را ندارند ولی ایده بسیار جالبی است و امیدوارم روز به روز این جلسات پربارتر برگزار شود . خواهشمند بعد از برگزاری جلسه دوم عکس و خلاصه مباحث آنرا در کلوب قرار دهید.
ممنونم
سلام
اول جلسه، آشنایی دوستان با هم بود؛ خب بعضی از دوستان رو برای بار اول می دیدیم و هر کدوم بعد از معرفی خودشون از این که چه طور و چه زمانی امام موسی صدر(حفظه الله تعالی) رو شناختن صحبت کردن.
بعد آقای نیایی یه مختصری از زندگی امام از ابتدا تا ربوده شدن گفتن که در این جا دو نفر از دوستانی که شناختی از امام موسی صدر نداشتند با ایشان مختصری آشنا شدند و ما ها هم که از قبل امام رو می شناختیم با جنبه هایی از زندگی ایشون آشنا شدیم.
مثلا یکی از مسایلی که من نمی دونستم و تو این جلسه متوجه شدم این بود که نهم شهریور 57 یعنی همان روز ربوده شدن امام توسط دولت لیبی به ریاست سرهنگ دیوانه معمر قذافی (لعنت الله علیه) دقیقا همان روزی است که نیروهای بعثی هم در نجف خانه امام خمینی (رحمت الله علیه) را محاصره می کنند؛ که این قضیه نکات زیادی رو تداعی می کنه و به تحلیل شهید بزرگوار چمران در مورد علت این فاجعه بیشتر نزدیک می شویم که یکی از دلایل مهم ربودن امام موسی رو ارتباط نزدیک ایشون با انقلاب اسلامی ایران و از بین بردن این شخصیت ارزشمند انقلاب می دونستند.
البته سوالاتی برای این دو دوستمون مطرح شد که جواب داده شد که به عنوان مثال یکی از سوالات که به نظر من سوال مهمی هم بود (و جا داره که تو این کلوب هم در این مورد بحث و تبادل نظر بشه و دوستان نظراتشون رو ارایه بدن) این بود که چرا از بین این همه شخصیت که داریم امام صدر رو انتخاب کردین؟ که جواب هایی هم مطرح شد یکی اینکه آشنایی با تاریخمون لازمه و مفید و آموزنده است.
"هر ملتی كه از گذشته خود آگاهی نداشته باشد، ناگزیر اشتباهات خود را تكرار خواهد كرد" (جواهر لعل نهرو)
و دیگری هم که من هم این رو خیلی قبول دارم و اصلی ترین دلیل عشق من به امام هم هست، ویژگی جامع الاطراف بودن یا همان چند بعدی بودن امام هست.
بعد از بیان زندگی امام آقای گنجی از کتاب ادیان در خدمت انسان یک فصل از آن را خواندند که البته در رابطه با این سخنرانی امام مباحثه ای مطرح نشد.
بعد از اون هم یه سری سوال هایی مطرح شد که زیاد ارتباطی به امام نداشت ولی خب مفید بود.
به نظر من که جلسه خوبی بود و البته اگه دوستان بیشتری شرکت کنن خیلی بهتر میشه. اگر افکار مختلف و حتی متضادی در این نوع جلسات باشن و با هم بحث کنند نتیجه این جلسات صد برابر میشه. بالاخره هر کس نظری در مورد موضوعات مختلف مثلا موضوع بحث ما که افکار امام موسی صدر هست داره و مسلما همون عقیده و شناختی که من از امام دارند رو دیگران ندارند که همین اختلاف باعث میشه ما با نگاه دیگری افکار و شخصیت امام رو بررسی کنیم.حتی اگر دشمنان و منتقدان امام هم در این جلسات باشند صحبت هایی رو مطرح می کنند که مطمئنا می تونه برامون مفید و شنیدنی باشه. حداقل فایده اختلاف در بحث ها (هر بحثی که می خواد باشه) اینه که دو طرف بحثو همین طور ناظرین شناخت عمیق تری نسبت به عقاید خود پیدا می کنند و مطالعاتشون در اون زمینه بیشتر و هدف مند میشه.