userinfo close

  ,

حضرت علی (ع)


imamaliclub

تاسیس: 23 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: دانیال باران - معاونان
با درود بر همه گان ! اینجا خانه مولاست.خانه عشقست.از بحث های مخرب بپرهیزیم و در جهت اتحاد همه مسلمین ادامه »
با درود بر همه گان ! اینجا خانه مولاست.خانه عشقست.از بحث های مخرب بپرهیزیم و در جهت اتحاد همه مسلمین چه شیعه و چه سنی گام برداریم.علی گونه بیندیشیم.علی گونه سخن بگوییم و علی گونه عمل كنیم.یا علی!
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
44
330
91/2/18 (11:12)
26
408
91/2/18 (11:19)
301
500
91/3/10 (14:06)
339
1612
91/2/18 (11:34)
16
104
91/2/18 (11:23)
4
21
90/11/8 (20:21)
65
771
90/10/23 (04:57)
22
119
90/6/1 (02:09)
0
9
89/11/20 (23:10)
7
7
89/11/13 (23:37)
1
22
89/11/13 (23:24)
2
25
89/9/13 (12:54)
1
7
89/9/13 (12:49)
10
69
89/6/6 (12:06)
13
111
89/5/4 (00:31)
2
123
89/4/16 (00:18)
0
14
89/4/4 (10:24)
19
93
89/2/12 (10:18)
128
894
88/6/4 (21:15)
2
39
88/5/1 (12:19)

عنوان بحث :: این بحث را 2 نفر دنبال می کنند.

فخرالدین ولایتی  , fakhraddin

امام علی (ع) جانشین بر حق پیامبر(ص)

یوم النذار

در اوائل بعثت پیغمبر اكرم صلى اللّه علیه و آله آیه نازل شد: ((و انذر عشیرتك الاقربین ))
خویشاوندان نزدیكت را انذار و اعلام خطر كن . هنوز پیغمبر اكرم صلى اللّه علیه و آله اعلام دعوت عمومى به آن معنا نكرده بودند. در آن هنگام على (ع ) بچه اى بود در خانه پیغمبر صلى اللّه علیه و آله . (على (ع ) از كودكى در خانه پیغمبر بودند كه آن هم داستانى دارد.)
        رسول اكرم صلى اللّه علیه و آله به على (ع ) فرمود: غذایى ترتیب بده و بنى هاشم و بنى عبدالمطلب را دعوت كن . على (ع ) هم غذایى از گوشت درست كرد و مقدارى شیر نیز تهیه كرد كه آنها بعد از غذا خوردند.
پیغمبر اكرم صلى اللّه علیه و آله اعلام دعوت كرد و فرمود: من پیغمبر خدا هستم و از جانب خدا مبعوثم . من ماءمورم كه ابتدا شما را دعوت كنم و اگر سخن مرا بپذیرید سعادت دنیا و آخرت نصیب شما خواهد شد.
ابولهب كه عموى پیغمبر بود تا این جمله را شنید عصبانى و ناراحت شد و گفت تو ما را دعوت كردى براى اینكه چنین سخنى را به ما بگویى ؟! جار و جنجال راه انداخت و جلسه را بهم زد.
پیغمبر اكرم صلى اللّه علیه و آله براى بار دوم به على (ع ) دستور تشكیل جلسه را داد.
خود امیرالمؤ منین (ع ) كه راوى هم هست مى فرماید، كه اینها حدود چهل نفر بودند یا یكى كم یا یكى زیاد.
در دفعه دوم پیغمبر اكرم صلى اللّه علیه و آله به آنها فرمود: هر كسى از شما كه اول دعوت مرا بپذیرد، وصى ، وزیر و جانشین من خواهد بود.
       غیر از على (ع ) احدى جواب مثبت نداد و هر چند بار كه پیغمبر صلى اللّه علیه و آله اعلام كرد، على (ع ) از جا بلند شد.
در آخر پیغمبر فرمود: بعد از من تو وصى ، وزیر و خلیفه من خواهى بود.

          

       اسناد : تاریخ طبری 2/63  _ تاریخ ابی الفداء 1/116 _ البدایه و النهایه 3/39_ غایت المرام ص 320  بنا به نقل علامه طباطبائی_ خصائص وحی المبین ابن بطریق ص 89 _ كنز العمال 6/397_ مسند اخمد 2/352_ الدر المنثور سیوطی 5/97_ تفسیر طبری 19/72_75_ النور المشتعل حافظ ابونعیم اصبهانی ص 155 تا 160 _ تاریخ ابن اثیر 2/222_ سیره حلبیه 1/258 _ سیره ابن هشام 2/194 _ مستدرك حاكم 3/108_ شرح ابن ابی الحدید 2/255_ تفسیر خازن بغدادی 5/155_ تفسیر ثعلبی و ده ها كتاب دیگر

 

 

 


 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
ایمان فریفته , iman_farifteh
ایمان فریفته - 11:12 1391/02/18
44
.
بسم الله الرحمن الرحیم 
یاعلـــی انت صـــــــــراط المســــــــتقیم


پیامبر(ص) به على(ع) فرمود:
                                                   «انت منى بمنزلة هارون من موسى  الا انه لا نبى بعدى؛ ».
                          « تو نسبت به من، به منزله هارون از موسى هستى جز این‌كه بعد از من پیامبرى نیست».


       
                                                           
           أللَّهُمَّ العَـن صَنَمی قُرَیشٍ وَجِبتَیهَا وَ طاغُـوتَیها وَ إفکَـیها وابنَـتَیهِمَا اللَّذَینِ خالَفا أمرَکَ وَ أنکَرا وَحـیَکَ 



.
حسین احدیان فرد , lh0sseinl
حسین احدیان فرد - 09:26 1391/02/18
43
یا علی مدد
تمام  , blue20h
تمام - 20:03 1390/06/10
42
بسم الله الرحمن الرحیم 
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک فان لم تفعل فما بلغت رسالته 
الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا 
هر دوی این آیات در روز غدیر نازل شدند و بر این دلالت دارند که حضرت امیرالمومنین علی ع از جانب پروردگار منصوص و منصوب شده اند. 
شیر شجاع   , shoja_bibak
شیر شجاع - 01:33 1389/09/13
41
نقل قول از : کامران اسیر

اگر امام علی جانشین بر حق پیامبر بودند و از طرف خداوند مشخص شده بودند پس چرا سکوت کردند؟ لطفا عاقلانه جوا بدید نگید به خاطر مصلحت بوده که توهینه

شما میگید از طرف خدا بوده بعد میگید سکوت به خاطر مصلحت بوده یعنی خداوند نتونستند؟!!!


بسم الله الرحمن الرحیم

عرب به تعصب مشهور است و این امری است که مورد تایید همه اعراب می باشد و غیر اعرابی نیز که با اعراب سر و کار داشته و دارند به این امر اذعان دارند . به جز اینکه در روایات شیعه و سنی به تعصب در بین اعراب اشاره کافی شده است . مثلا اگر شخصی از یک قبیله شخصی از قبیله دیگر را به قتل برساند هیچ گاه قبیله فرد مقتول ساکت نخواهند نشست تا فرد قاتل را مجازات کرده و به قتل رسانند حال در قتلی که صورت پذیرفته عمد در کار باشد یا نه . حق با قاتل باشد یا بر علیه وی . قاتل بر مقتول حمله کرده باشد یا از خود دفاع کرده باشد . (البته گاه با نشستن ریش سفید های هر قبیله و تعین کردن دیه کار به قتل نمی کشد ) از اول بحث تا اینجا را برادر سنی مذهب به عنوان مقدمه ای برای وارد شدن به بحث اصلی بنگر.

 

آیه یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک ... که به تایید غالب مفسران ، تاریخ نگاران ، سیره نویسان و محدثان اهل سنت در بازگشت از ححه الوداع نازل گشت . حجه الوداع آخرین حجی بود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با مسلمانان انجام داد . بزرگان و اکابر اهل سنت مؤید این هستند که هنگام نزول این آیه رسول اکرم (ص) دست علی علیه السلام را گرفته و بالا برده و خطبه ای ایراد فرموده است : ... الست اولی بکم من انفسکم؟ پیامبر فرموده است : آیا من از جان های شما بر شما (ملت) سزاوار تر نیستم ؟ آیه ای از قرآن نیز این جمله را تایید می کند که :‌النبی اولی بالمومنین من انفسهم ... مردم همصدا گفتند:‌بلی یا رسول الله آنگاه پیامبر فرمود :‌من کنت مولاه فهذا علی مولاه ... هر کس من مولای اویم این علی مولای اوست ( البته در بعضی از مدارک به جای فهذا علی فعلی مولاه آمده) در آن روز کنار آبگیری که غدیر نامیده میشد مردم برای بیعت با علی بن ابی طالب صف ها کشیدند و به علی علیه السلام تبریک گفتند و بنا بر نقل دانشمندان اهل سنت اولین فرد بیعت کنند عمر بن خطاب بود که با جمه بخ بخ لک یا علی فاصحبت مولای و مولا کل مومن و مومنه .  یعنی مبارکت باشد یا علی هم مولای من گشتی و هم مولای هر مرد و زن مومنی . 

اگر طالب مدارک اهل سنت هستین برادر عزیز برای راهنمایی شما که فارس زبان هستند ترجمه گزیده جامع الغدیر را پیشنهاد می کنم که خلاصه شده و ترجمه کتاب الغدیر علامه امینی است در آن جا شما با مدارک اهل سنت رو به رو خواهید شد بعد اگر خواستید می توانید به تک تک آن منابع رجوع کنید این کتاب را من باب این عرض کردم که حاوی و جمع کننده مدارک زیادی از اهل سنت است 

 

اما چرا صد و بیست هزار نفر علی را تنها گذاشتند ؟؟؟

آیا تنها گذاشتند؟

بگذار بهتر از تو بپرسم : آیا همه تنها گذاشتند؟

باز از تو می پرسم : افرادی مجبور شدند که تنها بگذارند؟

و باز : افرادی خواستند و با رضایت غدیر را فراموش کردند؟

 

اما پاسخ این سوالات :

همه تنها نگذاشتند :‌افرادی مانند سلمان فارسی و ابوذر غفاری و حذیفه و .. مقداد و عمار .. که شاخص صحابه پیامبر بودند همیشه در رکاب علی بودند و حتی در مسجد پیامبر به وسیله غدیر به ابوبکر و عمر احتجاج نمودند

قبیله حنفیه که مالک بن نویره سرپرست آن ها بود به ابوبکر و خالد بن ولید نماینده ابوبکر رضایت ندادند

بزرگ افرادی ترور شدند مانند سعد بن عباده

 

اما به زور

از این ها بگذریم چهار هزار الواط بنی اسلم را چه می گویی که با شمشیر های برهنه به مردم مدینه هجوم آوردند که به سیاست عمر بود . مردم مدینه بعضی به ضرب و زور و بعضی از ترس که بلایی سرشان نیاورند بیعت کردند با ابوبکر

 

عده ای هم با علی علیه السلام بد بودند و منتظر بودند که علی پیامبر را از دست بدهد زیرا آن ها کسانی بودند که پدران و برادران و عمو ها و پسر عموها و خویشان و نزدیکان خویش را در جنگ های آغازین از دست داده بودند و علی علیه السلام که حامی پیامبر در جنگ ها بود کشنده بسیاری از این افراد محسوب می شد آن ها نمی توانستند با پیامبر کاری بکنند چون پیامبر کارش بالا گرفته بود اما دق و دلی خود را سر علی مظلوم یار از دست داده خالی کردند

 

همه و همه و همه این ها باعث شد تا غدیر را به راحتی فراموش کنند عزیزم من اهل نت آمدن نیستم شاید حتی نتوانم بیایم ببینم جوابم را خوانده ای یا نه اما برای خودت می گویم به حرف های من فکر کن شاید زیاد در این وقت کم دقیق نتوانسته باشم بنویسم شاید خالی از اشتباه ننوشته باشم اما سلب حرفای هایم را در نظر بگیر

 

و برای اینکه دین خود را به تو و امثال تو عزیز ادا کرده باشم چند کتاب را از خود به یادگاری معرفی می نمایم

:

المراجعات تالیف سید عبد الحسین شرف الدین مکاتبه ایشان با دانشمند الازهر مصر پیرامون امامت  و ...

اجتهاد در مقابل نص تالیف همان عالم بزرگ وار سید عبد الحسین

شب های پیش آور تالیف سلطان الواعظین شیرازی

سیری در صحیحین تالیف محمد صادق نجمی کتاب مهمی است

دو مکتب از دیدگاه اسلام ترجمه معالم المدرستین علامه بزرگ وار سید مرتضی عسکری

و کتبی در این راستا

به امید حق خدا نگهدار

شیر شجاع   , shoja_bibak
شیر شجاع - 01:32 1389/09/13
40
نقل قول از : کامران اسیر

اگر امام علی جانشین بر حق پیامبر بودند و از طرف خداوند مشخص شده بودند پس چرا سکوت کردند؟ لطفا عاقلانه جوا بدید نگید به خاطر مصلحت بوده که توهینه

شما میگید از طرف خدا بوده بعد میگید سکوت به خاطر مصلحت بوده یعنی خداوند نتونستند؟!!!


بسم الله الرحمن الرحیم

عرب به تعصب مشهور است و این امری است که مورد تایید همه اعراب می باشد و غیر اعرابی نیز که با اعراب سر و کار داشته و دارند به این امر اذعان دارند . به جز اینکه در روایات شیعه و سنی به تعصب در بین اعراب اشاره کافی شده است . مثلا اگر شخصی از یک قبیله شخصی از قبیله دیگر را به قتل برساند هیچ گاه قبیله فرد مقتول ساکت نخواهند نشست تا فرد قاتل را مجازات کرده و به قتل رسانند حال در قتلی که صورت پذیرفته عمد در کار باشد یا نه . حق با قاتل باشد یا بر علیه وی . قاتل بر مقتول حمله کرده باشد یا از خود دفاع کرده باشد . (البته گاه با نشستن ریش سفید های هر قبیله و تعین کردن دیه کار به قتل نمی کشد ) از اول بحث تا اینجا را برادر سنی مذهب به عنوان مقدمه ای برای وارد شدن به بحث اصلی بنگر.

 

آیه یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک ... که به تایید غالب مفسران ، تاریخ نگاران ، سیره نویسان و محدثان اهل سنت در بازگشت از ححه الوداع نازل گشت . حجه الوداع آخرین حجی بود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با مسلمانان انجام داد . بزرگان و اکابر اهل سنت مؤید این هستند که هنگام نزول این آیه رسول اکرم (ص) دست علی علیه السلام را گرفته و بالا برده و خطبه ای ایراد فرموده است : ... الست اولی بکم من انفسکم؟ پیامبر فرموده است : آیا من از جان های شما بر شما (ملت) سزاوار تر نیستم ؟ آیه ای از قرآن نیز این جمله را تایید می کند که :‌النبی اولی بالمومنین من انفسهم ... مردم همصدا گفتند:‌بلی یا رسول الله آنگاه پیامبر فرمود :‌من کنت مولاه فهذا علی مولاه ... هر کس من مولای اویم این علی مولای اوست ( البته در بعضی از مدارک به جای فهذا علی فعلی مولاه آمده) در آن روز کنار آبگیری که غدیر نامیده میشد مردم برای بیعت با علی بن ابی طالب صف ها کشیدند و به علی علیه السلام تبریک گفتند و بنا بر نقل دانشمندان اهل سنت اولین فرد بیعت کنند عمر بن خطاب بود که با جمه بخ بخ لک یا علی فاصحبت مولای و مولا کل مومن و مومنه .  یعنی مبارکت باشد یا علی هم مولای من گشتی و هم مولای هر مرد و زن مومنی . 

اگر طالب مدارک اهل سنت هستین برادر عزیز برای راهنمایی شما که فارس زبان هستند ترجمه گزیده جامع الغدیر را پیشنهاد می کنم که خلاصه شده و ترجمه کتاب الغدیر علامه امینی است در آن جا شما با مدارک اهل سنت رو به رو خواهید شد بعد اگر خواستید می توانید به تک تک آن منابع رجوع کنید این کتاب را من باب این عرض کردم که حاوی و جمع کننده مدارک زیادی از اهل سنت است 

 

اما چرا صد و بیست هزار نفر علی را تنها گذاشتند ؟؟؟

آیا تنها گذاشتند؟

بگذار بهتر از تو بپرسم : آیا همه تنها گذاشتند؟

باز از تو می پرسم : افرادی مجبور شدند که تنها بگذارند؟

و باز : افرادی خواستند و با رضایت غدیر را فراموش کردند؟

 

اما پاسخ این سوالات :

همه تنها نگذاشتند :‌افرادی مانند سلمان فارسی و ابوذر غفاری و حذیفه و .. مقداد و عمار .. که شاخص صحابه پیامبر بودند همیشه در رکاب علی بودند و حتی در مسجد پیامبر به وسیله غدیر به ابوبکر و عمر احتجاج نمودند

قبیله حنفیه که مالک بن نویره سرپرست آن ها بود به ابوبکر و خالد بن ولید نماینده ابوبکر رضایت ندادند

بزرگ افرادی ترور شدند مانند سعد بن عباده

 

اما به زور

از این ها بگذریم چهار هزار الواط بنی اسلم را چه می گویی که با شمشیر های برهنه به مردم مدینه هجوم آوردند که به سیاست عمر بود . مردم مدینه بعضی به ضرب و زور و بعضی از ترس که بلایی سرشان نیاورند بیعت کردند با ابوبکر

 

عده ای هم با علی علیه السلام بد بودند و منتظر بودند که علی پیامبر را از دست بدهد زیرا آن ها کسانی بودند که پدران و برادران و عمو ها و پسر عموها و خویشان و نزدیکان خویش را در جنگ های آغازین از دست داده بودند و علی علیه السلام که حامی پیامبر در جنگ ها بود کشنده بسیاری از این افراد محسوب می شد آن ها نمی توانستند با پیامبر کاری بکنند چون پیامبر کارش بالا گرفته بود اما دق و دلی خود را سر علی مظلوم یار از دست داده خالی کردند

 

همه و همه و همه این ها باعث شد تا غدیر را به راحتی فراموش کنند عزیزم من اهل نت آمدن نیستم شاید حتی نتوانم بیایم ببینم جوابم را خوانده ای یا نه اما برای خودت می گویم به حرف های من فکر کن شاید زیاد در این وقت کم دقیق نتوانسته باشم بنویسم شاید خالی از اشتباه ننوشته باشم اما سلب حرفای هایم را در نظر بگیر

 

و برای اینکه دین خود را به تو و امثال تو عزیز ادا کرده باشم چند کتاب را از خود به یادگاری معرفی می نمایم

:

المراجعات تالیف سید عبد الحسین شرف الدین مکاتبه ایشان با دانشمند الازهر مصر پیرامون امامت  و ...

اجتهاد در مقابل نص تالیف همان عالم بزرگ وار سید عبد الحسین

شب های پیش آور تالیف سلطان الواعظین شیرازی

سیری در صحیحین تالیف محمد صادق نجمی کتاب مهمی است

دو مکتب از دیدگاه اسلام ترجمه معالم المدرستین علامه بزرگ وار سید مرتضی عسکری

و کتبی در این راستا

به امید حق خدا نگهدار

مجید    اف        توحید اسلامی , takhat2600
39
نقل قول از : ملکه ء آبهای سرد یخی

دوستان عزیز و محبان اهل بیت سلام
بسیاری از مواقع افراد با اغراض متعدد در صدد خدشه به امامت حضرت علی بر میایندو چنین اشكالی را مطرح میكنند و البته بعضیها هم واقعا براشون سوال است اینك بتوضیح آن میپردازیم.
(این اشكال را شیندلر هم كرده بود. ولی هرچه كردم از دینش بپرسم پاسخ نداد و هرچه كردم به مناظره بیاید برغم قولی كه داد به مناظره نیومد!)
به هر حال این موضوع را مستوفیا برا ی دوست داران حقیقت بیان میكنیم.
سوال كننده از چند امر خارج نیست؟
1- یا اینكه ایراد گیرنده مسلمان نیست، مثلا مسیحیه:
پاسخ نقضی .
پاسخ: مگر نام حواریوون عیسی در انجیل واقعی ذكر شد؟
درحالی كه به عقیده همه مسیحیها انا جیل 4 گانه نوشته حواریون است و همه مسیحیها به این اناجیل 4 گانه اعتقاد دارند.!
2- یا اینكه مسلمانه ولی سنیه؟
دراینجا دونوع پاسخ داریم:
1- پاسخ نقضی:
مگر نام ابابكر و عمر وعثمان و.. در قرآن ذكر شد‌؟!!
2- پاسخ حلی :
برای كسیانیكه قرآن را قبول دارند و لی بدنبال دلیل منطقی هم هستند؟
اولا: - بسیاری ازمسلمات دینی در قرآن اصلا نامی ازشون بمیون نیومده مانند ركعات نماز وطواف 7 گانه دور خانه خدا وشائر جزئیات واحكام دین
ثانیا: از نظر علم معانی وبیان بلاغت ؛كنایه ابلغ من الصراحه است.
ثالثا: دءب قرآن در بیان كلیات مسائل است نه جزئیات .
رابعا: خدا وعده داد قرآن را حفظ كند (نه از طریق معجزه) و حفظش به همین نزول كنایه ای بسیاری از امور است.
خامسا: این روش قرآن مجید (عدم ذکر نام افراد) در مورد پیامبران علیهم السلام نیز اتفاق افتاده است. زیرا در قرآن مجید تنها نام 26 نفر از پیامبران الهی آمده است و از دیگران نامی به میان نیامده است، ولی آیا چنین امری به این دلیل بوده که آنان پیامبر نبوده اند و یا در پیشگاه خداوند اهمیتی نداشته اند؟ هرگز
سادسا: دراینجا میگیم شما كه قرآن را قبول دارید ؟ باید به این سخن قرآن در باره پیامبر راهم قبول داشته باشید كه فرمود:ما أتاکُمُ الرّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا... (سوره حشر، آیه 7)

 

ادامه دارد...


سلام خانم ملکه ابهای سرد ؟

فکر کنم نظر شما با نمونه استدلالی که درتفسیر جدید که جناب ایت الله سبحانه ارائه دارند شباهت داشته باشد؟

به گزارش خبر حوزه متن سؤال و پاسخ معظم‌له به شرح ذیل است.

*چرا نام امامان دوازده‌گانه در قرآن مجید نیامده است؟

پاسخ: روش آموزشی قرآن بیان کلیات و اصول عمومی است. تشریح مصادیق و جزئیات غالباً برعهده پیامبر گرامی می‌باشد. رسول خدا(ص) نه تنها مأمور به تلاوت قرآن بود، بلکه در تبیین آن نیز مأموریت داشت، چنان که می‌فرماید:

«وَأَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْر لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُون».[1]

«قرآن را بر تو فرستادیم تا آنچه برای مردم نازل شده است، برای آنها بیان کنی و آشکارسازی، شاید آنان بیندیشند».

در آیه یاد شده دقت کنید، می‌فرماید:«لِتُبَیّن» و نمی‌گوید: «لِتَقرأ» یا «لِیَتلُو» و این نشانه آن است که پیامبر (ص) علاوه بر تلاوت، باید حقایق قرآنی را روشن کند. بنابراین، انتظار این که مصادیق و جزئیات در قرآن بیاید، همانند این است که انتظار داشته باشم همه جزئیات در قانون اساسی کشور ذکر شود. اکنون برخی از روش‌های قرآنی را در مقام معرفی افراد بیان می‌کنیم:


1. معرفی به نام

گاهی وضعیت ایجاب می‌کند که فردی را به نام معرفی کند، چنان‌که می‌فرماید:

«وَمُبَشّراً برَسُول یَأْتِی مِنْ بَعْدی اسْمُهُ أَحْمَد».[2]

«(عیسی می‌گوید به شما مژدة پیامبری را می‌دهم که پس از من می‌آید و نامش احمد است».

در این آیه، حضرت مسیح، پیامبر پس از خویش را به نام معرفی می‌کند و قرآن نیز آن را از حضرتش نقل می‌نماید.

2. معرفی با عدد

و گاهی موقعیت ایجاب می‌کند که افرادی را با عدد معرفی کند، چنان که می‌فرماید:

«وَلَقَدْ أَخَذَ اللّه مِیثاقَ بَنی إِسرائیلَ وَبَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَی عَشَرَ نَقِیباً...».[3]

«و خدا از فرزندان اسرائیل پیمان گرفت و از آنان دوازده سرگروه برانگیختیم».

3. معرفی با صفت

بعضی اوقات وضعیت به‌گونه‌ای است که فرد مورد نظر را با اوصاف معرفی کند؛ چنان که پیامبر خاتم را در تورات و انجیل، با صفاتی معرفی کرده است.

«الّذینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُول النّبیَّ الأُمّی الّذی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدهُمْ فِی التَّوراةِ وَالإِنْجِیل یَامُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ ویُحِلُّ لَهُمُ الطَّیّبات وَیُحَرّمُ عَلَیْهِمُ الخَبائِث وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلالَ الّتی کانَتْ عَلَیْهِمْ...».[4]

«کسانی که از رسول و نبی درس ناخوانده‌ای پیروی می‌کنند که نام و خصوصیات او را در تورات و انجیل نوشته می‌یابند، که آنان را به نیکی دعوت کرده و از بدی‌ها بازشان می‌دارد، پاکی‌ها را برای آنان حلال کرده و ناپاکی‌ها را تحریم می‌نماید و آنان را امر به معروف و نهی از منکر می‌کند و بارهای گران و زنجیرهایی که بر آنان بود، از ایشان برمی‌دارد...».

با توجه به این روش، انتظار این که اسامی دوازده امام با ذکر نام و اسامی پدر و مادر در قرآن بیاید، انتظاری بی جا است؛ زیرا گاهی مصلحت در معرفی به نام است و گاهی معرفی به عدد و احیاناً معرفی با وصف.

اگر این اصل را بپذیریم و بگوییم خداوند باید کلیه مسائل اختلاف آفرین را در قرآن ذکر کند، تا مسلمانان دچار تفرقه نشود; در این صورت باید صدها مسأله کلامی و عقیدتی و فقهی و تشریعی در قرآن ذکر شده باشد، مسائلی که قرن‌ها مایة جنگ و جدل و خونریزی در میان مسلمانان شده است، ولی قرآن دربارة آنها به طور صریح و قاطع ـ که ریشه‌کن کنندة نزاع باشد ـ سخن نگفته است، مانند:


1. صفات خدا عین ذات اوست یا زاید بر ذات؟

2. حقیقت صفات خبری مانند استوای بر عرش چیست؟

3. قدیم یا حادث بودن کلام خدا.

4. جبر و اختیار.

این مسایل و امثال آنها هر چند از قرآن قابل استفاده است، ولی آن‌چنان شفاف و قاطع که نزاع را یک سره از میان بردارد، در قرآن وارد نشده است و حکمت آن در این است که قرآن مردم را به تفکر و دقت در مفاد آیات دعوت می‌کند، بیان قاطع همة مسائل، به گونه‌ای که همة مردم را راضی سازد، بر خلاف این اصل است.

* معرفی به نام، برطرف کنندة اختلاف نیست

پرسشگر تصور می‌کند که اگر نام امام و یا امامان در قرآن می‌آمد، اختلاف از بین می‌رفت، در حالی که این اصل کلیت ندارد؛ زیرا در موردی تصریح به نام شده ولی اختلاف نیز حاکم گشته است.

بنی اسرائیل، از پیامبر خود خواستند فرمانروایی برای آنان از جانب خدا تعیین کند تا تحت امر او به جهاد بپردازند و زمین‌های غصب شدة خود را بازستانند و اسیران خود را آزاد سازند. آنجا که گفتند:

«إِذْ قالُوا لِنَبِیّ لَهُمُ ابْعَث لَنا مَلِکاً نُقاتِلْ فِی سَبیلِ اللّه».[5]

«آنان به یکی از پیامبران خود گفتند: برای ما فرمانروایی معین کن تا به جنگ در راه خدا بپردازیم...».

پیامبر آنان، به امر الهی فرمانروا را به نام معرفی کرد و گفت:

«إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طالُوتَ مَلکاً...».[6]

«به راستی که خدا طالوت را به فرمانروایی شما برگزیده است».

با این‌که نام فرمانروا با صراحت گفته شد، آنان زیر بار نرفتند و به اشکال تراشی پرداختند و گفتند:

«أَنّى یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤتَ سَعَةً مِنَ المالِ...».[7]

«از کجا می‌تواند فرمانروای ما باشد، حال آن که ما به فرمانروایی از او شایسته‌‌تریم، و او توانمندی مالی ندارد؟...».

این امر، دلالت بر آن دارد که ذکر نام برای رفع اختلاف کافی نیست، بلکه باید موقعیت جامعه، آمادة پذیرایی باشد.

چه بسا ذکر اسامی پیشوایان دوازده‌گانه، سبب می‌شد که آزمندان حکومت و ریاست به نسل کشی بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیری کنند، چنان که این مسأله درباره حضرت موسی رخ داد و به قول معروف:

صد هزاران طفل سر ببریده شد    تـا کلیـم اللّه مـوسی زنـده شـد

دربارة حضرت مهدی(ع) که اشاره‌ای به نسب و خاندان ایشان شد، حساسیت‌های فراوانی پدید آمد و خانة حضرت عسکری(ع) مدتها تحت نظر و مراقبت بود تا فرزندی از او به دنیا نیاید و در صورت تولد، هر چه زودتر به حیات او خاتمه دهند.

در پایان یادآور می‌شویم: همان‌طور که گفته شد، قرآن به سان قانون اساسی است. انتظار این که همه چیز در آن آورده شود، کاملاً بی‌مورد است. نماز و روزه و زکات که از عالی‌ترین فرایض اسلام است به طور کلی در قرآن وارد شده و تمام جزئیات آنها از سنت پیامبر(ص) گرفته شده است.

[1] . نحل/44.

[2] . صف/6.

[3] . مائده/11.

[4] . اعراف/157.

[5] . بقره/246.

[6] . بقره/247.

[7] . بقره/247.

 


 
سرباز ولایت , veldan
سرباز ولایت - 21:20 1389/08/28
38

allah.gif

alt


alt
فخرالدین ولایتی  , fakhraddin
37

با تشکر از برادر بزرگوار اقای احدیان فر به خاطر مطالب بسیار زیبایشان

 لطفا" مطالبی که ذکر کرده اید را به بحث امامت امام علی (ع) و سایر ائمه هدا منتقل کنید با تشکر

 

 

حسین احدیان فرد , lh0sseinl
36
خزرازو محمد بن حسین گویند: خدمت حضرت رضا شرفیاب شدیم و براى آنحضرت نقل كردیم، روایتیكه: محمد(ص) پروردگارش را بصورت جوان آراسته سى ساله دیده و گفتم: هشم و بن سالم و صاحب طلاق و میثمى میگویند: خدا تا ناف میان خالى بود و باقى تنش توپر، حضرت براى خدا بسجده افتاد و فرمود: منزهى تو، ترا نشناختند و یگانه‏ات ندانستند، از این رو برایت صفت ترا شیدند، منزهى تو، اگر ترا میشناختند به آنچه خود را توصیف كرده‏ئى توصیف میكردند، منزهى تو، چگونه بخود اجازه دادند كه ترا بدیگرى تشبیه كنند بار خدایا، من ترا جز به آنچه خود ستوده‏ئى نستانم و بمخلوقت مانند نسازم، تو هر خیرى را سزاوارى، مرا از مردم ستمگر قرار مده سپس بما توجه نمود و فرمود: هر چه بخاطرتان گذشت خدا را غیر آن دانید، بعد فرمود: ما آل محمد طریق معتدلى (صراط مستقیمى) باشیم كه غلو كننده بما نرسد و عقب افتاده از ما نگذرد (مثل آنكه ما امیرالمؤمنین علیه‏السلام را خلیفه بلافصل دانیم ولى یكدسته غلو كرده او را خدا دانند و یكدسته عقب افتاده در رتبه چهارمش دانند، ایندو دسته باید در عقیده خود را بما كه در حد وسطیم رسانند تا نجات یابند) اى محمد هنگامیكه رسول خدا(ص) بعظمت پروردگارش نظر افكند جوان آراسته و در سن سى سالگى بود اى محمد! پروردگار عزوجل من بزرگتر از اینست كه بصفت آفریدگان باشد. عرضكردم: قربانت گردم، كى بود كه دو پایش در سبزه بود؟ فرمود: محمد (صلى‏الله علیه و اله وسلم) بود كه چون با دل متوجه پرودگارش شد، خدا او را در نورى مانند نور حجت (معارف و عقول) قرار داد تا آنجا كه آنچه در حجت بود برایش هویدا گشت، همانا نور خدا سبز و سرخ و سفید و رنگهاى دیگر است، اى محمد! عقیده ما همان است كه قرآن و حدیث به آن گواهى دهد.
-----------------------------------------------
اصول كافى جلد 1 ص : 136 روایة: 3
----------------------------
حسین احدیان فرد , lh0sseinl
حسین احدیان فرد - 18:48 1389/06/27
35
- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِى حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ لَمَّا أَنْ قَضَى مُحَمَّدٌ نُبُوَّتَهُ وَ اسْتَكْمَلَ أَیَّامَهُ أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَیْهِ أَنْ یَا مُحَمَّدُ قَدْ قَضَیْتَ نُبُوَّتَكَ وَ اسْتَكْمَلْتَ أَیَّامَكَ فَاجْعَلِ الْعِلْمَ الَّذِى عِنْدَكَ وَ الْإِیْمَانَ وَ الِاسْمَ الْأَكْبَرَ وَ مِیرَاثَ الْعِلْمِ وَ آثَارَ عِلْمِ النُّبُوَّةِ فِى أَهْلِ بَیْتِكَ عِنْدَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ فَإِنِّى لَنْ أَقْطَعَ الْعِلْمَ وَ الْإِیمَانَ وَ الِاسْمَ الْأَكْبَرَ وَ مِیرَاثَ الْعِلْمِ وَ آثَارَ عِلْمِ النُّبُوَّةِ مِنَ الْعَقِبِ مِنْ ذُرِّیَّتِكَ كَمَا لَمْ أَقْطَعْهَا مِنْ ذُرِّیَّاتِ الْأَنْبِیَاءِ
اصول كافى جلد 2 صفحه 54 روایة 2
==============

ابو حمزه ثمالى گوید: شنیدم امام باقر علیه السلام میفرمود: چون محمد وظیفه نبوت خود را انجام داد و عمرش بپایان رسید، خدایتعالى باو وحى كرد: اى محمد! تبوتت را گذرانیدى و عمرت به آخر رسید اكنون آن دانشى كه نزد تو است و ایمان و اسم اكبر و میراث علم و آثار علم نبوت خاندان خود را بعلى بن ابیطالب بسپار، زیرا من هرگز علم و ایمان و اسم اكبر و میراث علم و آثار علم نبوت را از نسل و ذریه تو قطع نكنم ، چنانكه از ذریه هاى پیغمبران قطع نكردم .
حسین احدیان فرد , lh0sseinl
حسین احدیان فرد - 18:43 1389/06/27
34

- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ یُونُسَ عَنْ زَیْدِ بْنِ الْجَهْمِ الْهِلَالِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ لَمَّا نَزَلَتْ وَلَایَةُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع وَ كَانَ مِنْ قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص سَلِّمُوا عَلَى عَلِیٍّ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ فَكَانَ مِمَّا أَكَّدَ اللَّهُ عَلَیْهِمَا فِى ذَلِكَ الْیَوْمِ یَا زَیْدُ قَوْلُ رَسُولِ اللَّهِ ص لَهُمَا قُومَا فَسَلِّمَا عَلَیْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ فَقَالَا أَ مِنَ اللَّهِ أَوْ مِنْ رَسُولِهِ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ لَهُمَا رَسُولُ اللَّهِ ص مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ رَسُولِهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَیْمانَ بَعْدَ تَوْكِیدِها وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللّهَ عَلَیْكُمْ كَفِیلًا إِنَّ اللّهَ یَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ یَعْنِى بِهِ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ ص لَهُمَا وَ قَوْلَهُمَا أَ مِنَ اللَّهِ أَوْ مِنْ رَسُولِهِ وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِى نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً تَتَّخِذُونَ أَیْمانَكُمْ دَخَلًا بَیْنَكُمْ أَنْ تَكُونَ أَئِمَّةٌ هِیَ أَزْكَى مِنْ أَئِمَّتِكُمْ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَئِمَّةٌ قَالَ إِى وَ اللَّهِ أَئِمَّةٌ قُلْتُ فَإِنَّا نَقْرَأُ أَرْبى فَقَالَ مَا أَرْبَى وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ فَطَرَحَهَا إِنَّما یَبْلُوكُمُ اللّهُ بِهِ یَعْنِى بِعَلِیٍّ ع وَ لَیُبَیِّنَنَّ لَكُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ ما كُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ. وَ لَوْ شاءَ اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ یُضِلُّ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِى مَنْ یَشاءُ وَ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَمّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ. وَ لا تَتَّخِذُوا أَیْمانَكُمْ دَخَلًا بَیْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها یَعْنِى بَعْدَ مَقَالَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص فِى عَلِیٍّ ع وَ تَذُوقُوا السُّوءَ بِما صَدَدْتُمْ عَنْ سَبِیلِ اللّهِ یَعْنِى بِهِ عَلِیّاً ع وَ لَكُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ

================================
زید بن جهم هلالى گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: چون امر ولایت على بن ابیطالب علیه السلام نازل شد و پیغمبر صلى اللّه علیه و آله فرموده بود، بلقب ((امیرالمؤ منین )) بعلى سلام كنید اى زید: از جمله تاءكیداتى كه خدا در آنروز بر آندو نفر (ابوبكر و عمر) نمود، این بود كه رسولخدا صلى اللّه علیه و آله به آنها فرمود: برخیزید و بعنوان ((امیرالمؤ منین )) به على سلام كنید، آندو نفر گفتند: اى رسول خدا این امر از جانب خدا است یا از جانب رسولش ؟ رسولخدا صلى اللّه علیه و آله به آنها فرمود: از جانب خدا و رسولش ، پس خداى عزوجل این آیه نازل فرمود: ((و سوگندها را پس از محكم كردنش كه خدا را ضامن آن كرده اید مشكنید، زیرا خدا میداند چه مى كنید 91 سوره 16 )) مقصود فرمایش رسول خدا صلى اللّه علیه و آله است بآنها و گفته آنها كه : این امر از جانب خداست یا رسولش ؟ ((و چون آن زن مباشید كه رشته خود را پس از تابیدن ، پنبه میكرد و پراكنده مى ساخت ، شما هم سوگندهایتان را میان خودتان براى آنكه (ائمه ئى پاكتر از ائمه شما هستند) وسیله نیرنگ مسازید، زید گوید: عرضكردم : ائمه فرمودید؟ فرمود: آرى بخدا ائمه است ، عرضكردم : ما ((اءربى )) قرائت میكنیم ، فرمود: اءربى چیست ؟ و با دست اشاره كرد و آن را افكند ((فقط خدا شما را بوسیله آن آزمایش میكند)) یعنى بوسیله على علیه السلام ((و براى اینكه در روز قیامت آنچه را در آن اختلاف دارید، براى شما واضح سازد. اگر خدا مى خواست شما را یك امت كرده بود، ولى هر كه را خواهد گمراه كند، و هر كه را خواهد هدایت كند، و از آنچه میكرده اید، باز خواست مى شوید. سوگندهایتان را میان خود دستاویز نیرنگ مكنید، مبادا قدمى پس از استواریش بلغزد 92 و 93 سوره 16 )) یعنى بعد از گفته رسول خدا صلى اللّه علیه و آله درباره على ((و بسزاى بازداشتن از راه خدا بشما بدى برسد)) مقصود از راه خدا على علیه السلام است ((و براى شما غذایى بزرگ باشد 94 سوره 16 )).
اصول كافى جلد 2 صفحه 52 روایة 1
حسین احدیان فرد , lh0sseinl
حسین احدیان فرد - 11:24 1389/06/27
33
- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِى زَاهِرٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ أَبِى إِسْحَاقَ النَّحْوِیِّ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَسَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّ بَ نَبِیَّهُ عَلَى مَحَبَّتِهِ فَقَالَ وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ ثُمَّ فَوَّضَ إِلَیْهِ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللّهَ قَالَ ثُمَّ قَالَ وَ إِنَّ نَبِیَّ اللَّهِ فَوَّضَ إِلَى عَلِیٍّ وَ ائْتَمَنَهُ فَسَلَّمْتُمْ وَ جَحَدَ النَّاسُ فَوَ اللَّهِ لَنُحِبُّكُمْ أَنْ تَقُولُوا إِذَا قُلْنَا وَ أَنْ تَصْمُتُوا إِذَا صَمَتْنَا وَ نَحْنُ فِیمَا بَیْنَكُمْ وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا جَعَلَ اللَّهُ لِأَحَدٍ خَیْراً فِى خِلَافِ أَمْرِنَا
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِى نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ أَبِى إِسْحَاقَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ ثُمَّ ذَكَرَ نَحْوَهُ
اصول كافى جلد 2 صفحه 2 روایة 1
--------------------------------------------
ابواسحاق نحوى گوید: بر امام صادق علیه السّلام وارد شدم و شنیدم مى فرمود: خداى عزوجل پیغمبرش را به محبت خود تربیت كرد و سپس فرمود ((تو داراى خلق عظیمى هستى 4 سوره 68)) و آنگاه باو واگذار كرد و فرمود ((هر چه را پیغمبر براى شما آورد بگیرید؛ و از هر چه منعتان كند باز ایستید 7 سوره 59 )) و باز فرمود ((هر كس از رسولخدا اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده است 80 سوره 4 )) سپس امام فرمود: پیغمبر خدا كار را بعلى واگذار كرد و او را امین شمرد، شما (شیعیان ) تسلیم شدید و آن مردم (اهل سنت ) انكار كردند، بخدا ما شما را دوست داریم كه هرگاه بگوئیم بگوئید، و هرگاه سكوت كنیم ، سكوت كنید، و ما واسطه میان شما و خداى عزوجل هستیم ، خدا براى هیچكس در مخالفت امر ما خیرى قرار نداده است .
ملکه ء آبهای سرد یخی  , the_sea_princess
32

دوستان عزیز و محبان اهل بیت سلام
بسیاری از مواقع افراد با اغراض متعدد در صدد خدشه به امامت حضرت علی بر میایندو چنین اشكالی را مطرح میكنند و البته بعضیها هم واقعا براشون سوال است اینك بتوضیح آن میپردازیم.
(این اشكال را شیندلر هم كرده بود. ولی هرچه كردم از دینش بپرسم پاسخ نداد و هرچه كردم به مناظره بیاید برغم قولی كه داد به مناظره نیومد!)
به هر حال این موضوع را مستوفیا برا ی دوست داران حقیقت بیان میكنیم.
سوال كننده از چند امر خارج نیست؟
1- یا اینكه ایراد گیرنده مسلمان نیست، مثلا مسیحیه:
پاسخ نقضی .
پاسخ: مگر نام حواریوون عیسی در انجیل واقعی ذكر شد؟
درحالی كه به عقیده همه مسیحیها انا جیل 4 گانه نوشته حواریون است و همه مسیحیها به این اناجیل 4 گانه اعتقاد دارند.!
2- یا اینكه مسلمانه ولی سنیه؟
دراینجا دونوع پاسخ داریم:
1- پاسخ نقضی:
مگر نام ابابكر و عمر وعثمان و.. در قرآن ذكر شد‌؟!!
2- پاسخ حلی :
برای كسیانیكه قرآن را قبول دارند و لی بدنبال دلیل منطقی هم هستند؟
اولا: - بسیاری ازمسلمات دینی در قرآن اصلا نامی ازشون بمیون نیومده مانند ركعات نماز وطواف 7 گانه دور خانه خدا وشائر جزئیات واحكام دین
ثانیا: از نظر علم معانی وبیان بلاغت ؛كنایه ابلغ من الصراحه است.
ثالثا: دءب قرآن در بیان كلیات مسائل است نه جزئیات .
رابعا: خدا وعده داد قرآن را حفظ كند (نه از طریق معجزه) و حفظش به همین نزول كنایه ای بسیاری از امور است.
خامسا: این روش قرآن مجید (عدم ذکر نام افراد) در مورد پیامبران علیهم السلام نیز اتفاق افتاده است. زیرا در قرآن مجید تنها نام 26 نفر از پیامبران الهی آمده است و از دیگران نامی به میان نیامده است، ولی آیا چنین امری به این دلیل بوده که آنان پیامبر نبوده اند و یا در پیشگاه خداوند اهمیتی نداشته اند؟ هرگز
سادسا: دراینجا میگیم شما كه قرآن را قبول دارید ؟ باید به این سخن قرآن در باره پیامبر راهم قبول داشته باشید كه فرمود:ما أتاکُمُ الرّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا... (سوره حشر، آیه 7)

 

ادامه دارد...

ملکه ء آبهای سرد یخی  , the_sea_princess
31
راه های اثبات امامت علی (ع) وفرزندانش به عنوان جانشین پس از رسول اكرم (ص).

 

 


در این مطلب قصد داریم به بررسی اثبات حقانیت علی (ع) و فرزندانش به عناون جانشینان پیامبر اكرم (ص) بپردازیم.
 

این مطلب مخصوصا برای برادران اهل سنت تهیه شده است و تمامی نكته های آن صد در صد مورد تعیید علمای بزرگ اهل تسنن همچون طبری ، رازی ، ثعلبی ، قشیری ، خوارزمی ، ابن حجر ، ابن كثیر ، احمد بن حنبل ، سنن بیهقی و... می باشد.
 

راه های تعیین جانشینی علی (ع) .
 

1-اولین بار تعیین جانشین در مراسم دعوت خویشان بود كه در آنجا پیامبر اكرم به حاضرین اعلام كرد كه علی (ع) به عنوان جانشی و وصی اوست.
ضیامب اكرم چنین فرمود : همانا این ، برادر من ، وصی من و جانشین من در میان شما خواهد بود ؛ فرمانش را بشنوید و از او اطاعت كنید.
 

2- نزول آیه ولایت

در یكی از روزها ، نزدیك ظهر فرشته وحی آمد و این آیه را از سوی خداوند برای پیامبر آورد :
ولى شما تنها خدا و پیامبر اوست و كسانى كه ایمان آورده‏اند همان كسانى كه نماز برپا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏دهند .

پس از نزول آیه ، پیامبر اكرم (ص) برخاستند و در حالی كه آیه را میخواندند شتابان به سوی مسجد آمدند و پرسیدند :
آیا كسی در حال ركوع صدقه داده است ؟
فقیری انگشتری در دست داشت ، به حصرت علی (ع) كه در حال نماز بود ، اشاره كرد و گفت :
آری این مرد در حال ركوع ، انگشتری خود را به من بخشید.
صدای تكبیر یاران بلند شد و رسول خدا (ص) ستایش خدا را بجای آورد.
 

3- نزول آیه تطهیر

ام سلمه گوید : روزی ایشان در خانه استراحت می كردند كه دختر بزرگوارشان فاطمه زهرا (س) وارد شد. پیامبر ایشان را به كنار خود دعوت كرد. پس از او به ترتیب علی (ع) ، حسن (ع) و حسین (ع) آمدند. رسول خدا آنان را نیز پیش خود خواند و سپس چنین دعا كرد :
" خدایا اینان اهل بیت من اند ؛ آنان را از هر پلیدی و ناپاكی حفظ كن! "
در همین زمان فرشته وحی آمد و این آیه نازل شد :
خدا اراده كرد كه آلودگى را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را از هر گونه پلیدی و ناپاكی كاملا پاك و پاكیزه گرداند .
ام سلمه گوید من هم پیش رفتم تا در این افتخار سهیم باشم كه رسول خدا فرمود :
ای ام سلمه ، نه ، تو هسمر منی و عاقبت نیكویی داری اما اینان اهل بیت من اند.
نكته ( چون در آن زمان فقط این پنج تن از اهل بیت بودند و حضور نداشتند این پ نفر نام برده شده اند اما در حاهای دیگر اسامی تمامی اهل بیت آمده است.
 

4- حدیث جابر
وقتی آیه ی
اى كسانى كه ایمان آورده‏اید خدا را اطاعت كنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت كنید پس هر گاه در امرى [دینى] اختلاف نظر یافتید اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید آن را به [كتاب] خدا و [سنت] پیامبر [او] عرضه بدارید این بهتر و نیك‏فرجام‏تر است.
نازل شد ، جابر بن عبدالله انصاری به ایشان گفت : " یا رسول الله ، ما خدا و پیامبر ایشان را شناختیم . لازم است كه اولوالامر " را هم بشناسیم ."
رسول خدا (ص) فرمود :
" ای جابر ، آنان جانشینان من و امان بعد از من اند. نخستین آنان علی ابن ابی طالب است و سپس به ترتیب : حسن ابن علی ، حسین ابن علی ، علی ابن حسین ، محمد ابن علی – كه در تورات به باقر معروف است- و تو هنگام پیری او را خواهی دید و هر وقت او را دیدی سلام مرا به او برسان. پس از او جعفر ابن محمد ، موسی بن جعفر ، علی بن موسی ، محمد بن علی ، علی بن محمد ، حسن بن علی و پس از ایشان فرزندش می باشد كه هم نام و هم كنیه من است . اوست كه از نظرها پنهان میشود و غیبت او طولانی میگردد تا آنجا كه عده ای كه فقط ایمان راسخ و استوار بر او دارند ، بر عقیده او بافی می مانند.
 

5- حدیث منزلت
پیامبر اكرم (ص) نیز بارها به امام علی (ع) می فرمود :
تو برای من به منزله هارون برای موسی هستی ؛ با این تفاوت كه بعد از من پیامبری نیست.
6- حدیث ثقلین
پیابمر اكرم (ص) بارها در روزهای آخر عمر خود می فرمود :
من در میان شما دو چز گرانبها می گذارم ؛ كتاب خدا و عترت اهل بیتم را. تا وقتی كه به این دو تمسك جویید هرگز گمراه نم شوید و این دو هیگ چاه از هم جدا نمی شوند تا كنار حوض كوثر بر من وارد شوند.
7-حدیث غدیر
در روز 18 ذی حجه سال ده هجری پس از پایان مراسم حج كه به حجه الوداع معروف شد و اینكه حدود 120 هزار نفر شركت كرده بودند پیامبر همه را جمع كرد و در محلی به نام غدیر خم این آیه نازل شد :
اى پیامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ كن و اگر نكنى پیامش را نرسانده‏اى و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مى‏دارد آرى خدا گروه كافران را هدایت نمى‏كند
با تامل در این آیه در میابیم :
1- خداوند ماموریتی را به پیامبر محول كرده است و اكنون از او میخواهد تا آن را انجام دهد.
2- اهمیت این ماموریت به اندازه تمام رسالت ایشان است. ( پس نمیتوان احمقانه فكر كرد و گفت كه ایشان میخواستند بگویند من علای رو دوست دارم . چون هم اینكه همه این رو میدونتسن و هم اینكه گفتن این جمله لازم نبود كه همه افراد یعنی اونایی كه رفتن و اونایی كه نرسیدن رو جمع كرد تا فقط بهشون گفت من علی (ع) رو دوست دارم پس حتما مسئله مهم تری بوده است)
3-انجام دادن این ماموریت خطرهای بزرگی را به همراه دارد ، ولی خود خداوند محافظ جان پیامبر است.
4- كسانی هستند كه نمیخواهند این ماموریت انجام شو.د و این خطر ها از جانب آنهاست.
5- بیان خداوند به گونه ای است كه تعجیل در انجام مامورت را از پیامبر اكرم (ص) را خواسته است.
سپس پیامبر اكرم (ص9 نماز ظهر را بجا آورد و سپس در یك سخنرانی مهم و مفصل چنین گفتند :
ای مردم چه كسی به مومنان از خودشان سزاوار تر است ؟
گفتند خدا وپیامبرش بر ما ولایت و سرپرستی دارد.
سپس فرمود :
هر كس كه من مولا و سرپرست اویم علی نیز مولا و سرپرست اوست.
و در پایان سخنرانی از حاظرین خواست تا مطالب گفته شده را به اطلاع غایبین برساند.
سوال من از برادران اهل تسنن این است كه :
1- چرا مراسم غدیر خم همزان با بزرگترین اجتماع مسلمانان برگزار شد؟
2- چرا خداوند انجام ندادن این ماموریت را مساوی با انجام ندادن رسالت قرار داد؟
3- ایا میتوان گفت معنی " مولا" به معنی دوست است ؟ آیا در اسین صورت ، نرساندن این پیام میتواند با عدم رسالت برابر باشد؟
4- تبریك و تهنیت مردم مخصوصا سه خلیفه به علی (ع) پسا از پایان مراسم نشانه چیست؟
ملکه ء آبهای سرد یخی  , the_sea_princess
30

 

بسم رب علی عالی اعلی

درود خدا بر همه گان

در جواب آقای كامران كه پرسیدند:

شما امامت حضرت علی رو همپایه تو حید و معاد و نبوت میدونید چرا پس در قران به این امر هیچ اشاره ای نشده! اگه اصلی از دین باشه باید مثل اصول دیگه در قرآن باشه

در قرآن  در بسیاری اصول و فروع  بطور واضح حتی سخن گفته نشده و آیات باید  با توجه به آیات قبل و بعد تفسیر گردند

برای همین  ائمه  یكی از وظایفشان تفسیر قران بوده چون بسیاری از جملات در قران بطوری بسیار ریز بیان گشته  و همه گان توانایی درك آنرا ندارند دوست بزرگوار

هرچند كه با كمی تعلل در آیات قرانی میتوان به اشارات فراوانی كه به امام علی شده و همپایه بودن او  از نظر امامت بر مردم كه برتر از پیامبریست اشاره گشته

 

 

 

فداكارى بى نظیردر لیلة المبیت:

انما المؤمنون الذین آمنوا بالله و رسوله ثم لم یرتابوا و جاهدوا باموالهم وانفسهم فی سبیل الله اولئك هم الصادقون .(حجرات:15)

«مؤمنان كسانى هست كه به خدا وپیامبر او ایمان آوردند ودر آن هرگز تردید نكردند وبا مال وجان خود در راه خدا كوشیدند; آنان به راستى در ایمان خود صادقند.

 

واذ یمكر بك الذین كفروا لیثبتوك او یقتلوك او یخرجوك ویمكرون و یمكر الله و الله خیر الماكرین (انفال:30)

به یاد آور هنگامى را كه كافران بر ضد تو حیله كردند وبر آن شدند كه تو را در زندان نگه دارند یا بكشند ویا تبعید كنند.آنان از در مكر وارد مى‏شوند وخداوند مكر آنان را به خودشان باز مى‏گرداند; وخداوند از همه چاره جوتر است.

 

قرآن مجید براى اینكه این فداكارى بى نظیر در تمام قرون واعصار جاودان بماند، در طى آیه‏اى جانبازى حضرت على -علیه السلام را مى‏ستاید واو را از كسانى مى‏داند كه جان به كف در راه كسب رضاى خدا مى‏شتابند:

ومن الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤوف بالعباد . (بقره:207)

----------------------------------------------

مدارك نزول آیه را در باره على -علیه السلام سید بحرینى در تفسیر برهان (ج‏1، ص‏206 -207) ومرحوم بلاغى در تفسیر آلاء الرحمان (ج‏1، ص 184- 185) نقل كرده‏اند. شارح معروف نهج البلاغه، ابن ابى الحدید،مى گوید:مفسران نزول آیه را در حق‏على نقل كرده‏اند.(ر.ك. ج‏13، ص 262

 

پیامبر گرامى در موارد متعدد وبه عبارات مختلف حضرت على -علیه السلام را جانشین خود معرفى مى‏كرد وازا ین راه به امت هشدار مى‏داد كه خدا حضرت على را براى وصایت وخلافت انتخاب كرده و او در این كار اختیارى نداشته است. از باب نمونه مواردى را در اینجا یاد آور مى‏شویم:

1- در آغاز بعثت، هنگامى كه رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم از طرف خدا مامور شد كه خویشاوندان خود را به آیین اسلام دعوت كند، در آن جلسه، حضرت على -علیه السلام را وصى‏ووزیر وخلیفه خویش پس از خود خواند.

2- هنگامى كه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم رهسپار تبوك شد موقعیت‏حضرت على -علیه السلام را نسبت‏به خود به سان موقعیت هارون نسبت‏به موسى -علیه السلام بیان داشت وتصریح كرد كه همه مناصبى را كه هارون داشت، جز نبوت،حضرت على -علیه السلام نیز داراست.

3- به بریده ودیگر شخصیتهاى اسلام گفت:على -علیه السلام شایسته ترین زمامدار مردم پس از من است.

4- در سرزمین غدیر ودر یك اجتماع هشتاد هزار نفرى(یا بیشتر) دست‏حضرت على -علیه السلام را گرفت واو را به مردم معرفى كرد وتكلیف مردم را در این مورد روشن ساخت.

علاوه بر تصریحات یاد شده، گاهى پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله و سلم بعضى كارهاى سیاسى را به حضرت على -علیه السلام واگذار مى‏كرد و از این طریق افكار جامعه اسلامى را براى تحمل زمامدارى حضرت على آماده مى‏ساخت.

 

بر همه ما پوشیده نیست كه پیامبر گرامی هیچ كاری را بدون دستور الهی  انجام نمیدادند و در نتیجه اعمال  ایشان خود آینه  گفتار خدا و قرانست

آیات سوره برائت هنگامى نازل شد كه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم تصمیم به شركت در مراسم حج نداشت. زیرا در سال پیش، كه سال فتح مكه بود، در مراسم حج‏شركت كرده بود وتصمیم داشت كه در سال آینده نیز كه بعدها آن را«حجة الوداع‏» نامیدند در این مراسم شركت كند. از این رو ناچار بود كسى را براى ابلاغ پیامهاى الهى انتخاب كند. نخست ابوبكر را به حضور طلبید وقسمتى از آغاز سوره برائت را به او آموخت واو را با چهل تن روانه مكه ساخت تا در روز عید قربان این آیات را براى آنان بخواند.

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.