| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
44
|
330
|
91/2/18 (11:12)
|
|
||
|
|
26
|
408
|
91/2/18 (11:19)
|
|
||
|
|
301
|
500
|
91/3/10 (14:06)
|
|
||
|
|
339
|
1612
|
91/2/18 (11:34)
|
|
||
|
|
16
|
104
|
91/2/18 (11:23)
|
|
||
|
|
4
|
21
|
90/11/8 (20:21)
|
|
||
|
|
65
|
771
|
90/10/23 (04:57)
|
|
||
|
|
22
|
119
|
90/6/1 (02:09)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
89/11/20 (23:10)
|
|
||
|
|
7
|
7
|
89/11/13 (23:37)
|
|
||
|
|
1
|
22
|
89/11/13 (23:24)
|
|
||
|
|
2
|
25
|
89/9/13 (12:54)
|
|
||
|
|
1
|
7
|
89/9/13 (12:49)
|
|
||
|
|
10
|
69
|
89/6/6 (12:06)
|
|
||
|
|
13
|
111
|
89/5/4 (00:31)
|
|
||
|
|
2
|
123
|
89/4/16 (00:18)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
89/4/4 (10:24)
|
|
||
|
|
19
|
93
|
89/2/12 (10:18)
|
|
||
|
|
128
|
894
|
88/6/4 (21:15)
|
|
||
|
|
2
|
39
|
88/5/1 (12:19)
|
|
فخر جهان محمد مصطفی می فرماید :
گفتم پروردگارا اوصیای من چه كسانی هستند؟ ندا امد ای محمد نام اوصیای تو بر پایه ی عرشم نوشته شده است من در حضور پروردگارم _جل جلاله_بر پایه ی عرش نظر كردم . دوازده نور دیدم كه هر نور سطری سبز رنگ بود و بر ان سطر نام یكی از اوصیایم {نوشته شده بود} اولین انها علی بن ابیطالب و اخرین انها . مهدی امتم بود .
گفتم :پروردگارا اینان اوصیای من هستند؟ ندا امد ای محمد . اینان اوصیا.دوستان.برگزیدگانو حجتهای من . بعد از تو در بین مخلوقاتم هستند و انها اوصیا و جانشینان تو و بهترین خلق من بعد از تو هستند .
قسم به عزت و جلالم كه دینم را توسط انان پیروز می كنم.و كلمه ی خویش را به وسیله ی انان بالا خواهم برد و زمین را با اخرین انان از لوث وجود دشمنانم پاك خواهم كرد و شرق و غرب عالم را به ملك و در اختیار او در خواهم اورد .و....
سپس پادشاهی او را ادامه می دهم و روزگار را تا قیام قیامت . در اختیار اولیایم_یكیپس از دیگری _قرار خواهم داد.
((عیون الخبار الرضا . ج 1 . ص 583_543. ح 22))
*****************************
حضرت موسی(ع) بن جعفر فرمودند: ((ولایت علی (ع) در تمام كتبانبیای الهی نوشته شده است و خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نفرمود مگر با {اقرار}به نبوت محمد (ص) و ولایت وصیش علی (ع).
((بصائرالدرجات.ص72.ح1))
********************************
و ابابصیر نیز از حضرت امام صادق (ص) روایت كرده
((هیچ پیامبری {از پشت پرده غیب}اگاه نگردید و با خبر (از غیب)نشده و هیچ رسولی از طرف خدا فرستاده نشد . مگر با {اقرار به }ولایت ما و {قبول}افضلیت ما بر سایرین ))
((بصائر الدرجات. ص 74. ح.1))
*********************************
((ای مردم . نماز را بر پا دارید و زكات بدهید همانگونه كه خداوند عزوجل شما را به انجام این فرائض امر فرموده است پس اگر زمان بر شما طولانی شد و كوتاهی كردید و یا فراموش نمودید {بدانید } علی (ع) ولی شماست و بیان كننده ی {احكام و حقایق قران } بر شماست همان كسی كه خداوند او را بعد از من منصوب فرموده و ان كسی كه خداوند او را از من افریده و همان كسی كه كه به شما از انچه سوائل می كنید خبر می دهد و برای شما انچه را بیان نمی دانید بیان می كند ))
بعد می فرماید ((اگاه باشید كه حلال و حرام بیشتر از ان است كه من انها را شماره نموده و معرفی نمایم . اما بدانید همان كس كه شما را امر به حلال و حرام می كند امر می نماید كه دست از ولایت علی (ع) و سایر ائمه هدی (ع)برندارید .))
((احتجاج . ج 1 ص 156))
این مطالب توسط برادر بزرگوارمون حسین احدیان فر نگارش شده برای کامل تر شدن این نوشته ها به این بحث انتقال یافت .

امامان(ع) اوصیاء حق پیامبر(ص)
|
«فرازهایزیارت جامعه کبیره» محور بحث در مجموعه مقالات «در آستان امامان(ع) بود» در این سلسله مقالات امامشناسی عمیق از نگاه معصومین(ع) مورد بحث است. دراین مقاله فراز «اوصیاء نبی اللّه» را عنوان قرار میدهیم. سلام بر شما امامان که اوصیاء پیامبرید. واژه اوصیاء واژه«اوصیاء» جمع «وصی» است. وصایت در لغت به معنای وصل چیزی به چیز دیگر است. مقائیس اللّغة گوید: «وصی اصل یدل علی وصل شیء بشیء»(1) معنای عرفی وصیتسفارش است و از همین ریشه گرفته شده است چون در وصیت انسان سفارش میکندبعد از مرگش کارهائی برای او انجام دهند و به دیگر عبارت موصی کارش را بهوصی منتقل میکند و یا کارهای قبل از مرگ را به بعد از آن متصل مینماید. اینمعنای خاص وصیت است، در قرآن کریم این واژه در معنای عام سفارش هم به کاررفته است «و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر...؛(2) یکدیگر را سفارش به حق وسفارش به صبر مینمایند.» «و وصینا الانسان بوالدیه حسنا...؛(3) و انسان را سفارش کردیم که نسبت به والدین رفتار شایسته داشته باشد.» و... و... دراین فراز از زیارت جامعه کبیره مراد از اوصیاء همان وصایت به معنای خاصاست یعنی آنکه پیامبر اکرم(ص) امیرمؤمنان(ع) و فرزندان معصومش را جانشینانخود قرار داد. ضرورت وصایت و وصی از نگاه عقلی بدونتردید پیامبری که مکتب حیات بخش اسلام را با رنجها و زحمتهای فراوان مطرحو تثبیت کرد، بدون جانشین آنرا رها نمیکند، پیامبری که به خود اجازهنمیدهد حتی برای چند روزی که در مدینه نیست، جانشین نداشته باشد چگونهامّت را بعد از خودش بدون جانشین بگذارد. بدین ترتیب کسی که منکرتعیین وصی و اعلام آن از سوی رسول اکرم(ص) است یا باید منکر رنج رسالت شودو بگوید چون پیامبر اکرم(ص) اذیت و آزاری برای تبلیغ دین تحمل نکرد، بهحفظ آن علاقهای نداشت و آن را رها کرد یا باید بگوید پیامبر اسلام براینشر آئین خود رنج فراوانی کشید لیکن آنقدر بی تدبیر و بی برنامه بود کههیچ برنامه و تدبیری برای پس از خود نداشت. با اندکی تأمّل در مییابیم کهاین اشکال به مدبر نظام هستی یعنی پروردگار متعال نیز وارد است «نعوذبالله و نستجیربه» در حالی که خلیفه اول و دوم آن چنان آیندهنگر، برنامهریز و دلسوز بودند که اصرار داشتند تکلیف وصی و جانشین خود را قبل ازمردنشان روشن کنند.(4) بنابراین بیتردید پیامبر فکری به حال «وصی» بعد از خودش کرده است این فکر و طرح نمیتواند واگذاری امر وصایت به مردمباشد، زیرا تجربه جنگهای خونین دهها ساله اوس و خزرج میگوید واگذاری چنینمسئله مهمی به مردم پیامدی جز جنگ و خونریزی را در پی نخواهد داشت و اینچیزی است که پیامبر اکرم(ص) شدیداً از آن بیم داشت. از سوی دیگرباید بین وصی و مورد وصیّت سنخیت باشد، هیچ عالمی چاپ کتاب خود یا تصحیح وتعلیقه بر آن را به شخص عامی و بیسواد وانمیگذارد چنانکه هیچ تاجر یاصاحب شرکتی اداره امور تجارت یا شرکت را به فردی ناآشنا نمیسپارد با اینحساب باید وصی پیامبر ادامه ی مطالب . . . به این ترتیب پذیرش ضرورت وصایت ما را به امیر مؤمنان(ع) میرساند و نیازی به براهین نقلی نیست. ادله نقلی وصایت مولی علی(ع( لیکنبحمد اللّه دهها دلیل نقلی داریم که پیامبر اکرم(ص) امیرمؤمنان علی(ع) وبعد از آن حضرت یازده فرزند معصومش را به عنوان جانشینان بعد از خود معرفیکرده است. در اینجا از میان آنهمه تنها به بیان سه نص متواتر در این زمینهاکتفاء میکنیم: 1ـ حدیث دار در آغاز بعثت بعد ازعلنی شدن دعوت حضرت نبی اکرم دستور داد که غذائی آماده کنند و همراه آنشیری ترتیب دهند سپس چهل و پنج نفر از سران بنی هاشم را دعوت نموده و ازاین رهگذر راز نهفته را آشکار کند روز اول زمینه برای اعلان این امر فراهمنشد روز دوم این سفره گسترانیده شد حضرت پس از ستایش خداوند فرمود: بهراستی هیچگاه راهنمای یک جمعیت به کسان خود دروغ نمیگوید به خدائی که جزاو خداوندی نیست من فرستاده خدا به سوی شما و عموم جهانیان هستم آنگاهفرمود: فرزندان عبدالمطلب! من جوانی را نمیشناسم که ارمغانی بهتر از آنچهکه من برایتان آوردم آورده باشد، من برای شما خیر دنیا و آخرت را آوردهامو خدایم مرا مأمور کرده شما را به جانب او بخوانم. آنگاه فرمود: «فایکمیوازرنی علی هذا الامر علی ان یکون اخی و وصیی و خلیفتی فیکم» پس کدامیکاز شما مرا به این امر کمک و پشتیبانی میکنید تا برادر و وصی و جانشین منباشد. «فاحجم القوم جمیعاً» همگی سکوت کردند سکوتی که نشان از عدمپذیرش این دعوت الهی داشت اینجا مولی علی(ع) برخاست و فرمود: انا یا نبیاللّه اکون و زیرک علیه؛ ای پیامبر خدا من آماده پشتیبانی از شما هستم،طبق یک نقل پیامبر(ص) دستور داد که حضرت بنشیند و سپس گفتار خود را سه بارتکرار کرد و هر سه بار امیرمؤمنان علی(ع) اعلام آمادگی کرد اینجا بود کهپیامبر اکرم(ص) اعلام کرد: «انّ هذا اخی و وصیی و خلیفتی فیکمفاسمعوا له واطیعوه» مردم این علی برادر و وصی و جانشین من است میان شمااز او حرف شنیده و مطیعش باشید. این حدیث معروف به حدیث الدار یا حدیث بدء الدعوة است. دو مطلب در مورد این حدیث گفتنی است: 1ـاین حدیث از جهت سند معتبر است و بزرگان اهل سنت آنرا روایت کردهاند کهدر پاورقی آدرس دقیق کتابهای آنها را آوردهایم.(6) برخی از بزرگان ازمورخان اهل سنت مثل ابن اثیر این حدیث را مسلّم گرفته است(7) و ابوجعفراسکافی معتزلی در کتاب نقض العثمانیه تصریح به صحت این حدیث دارد.(8) بنابر این تشکیک در صحت سند این حدیث کاری نادرست و غیر محققانه است. 2ـاز عجائب اینست که «طبری» در تاریخش تصریح دارد که پیامبر(ص) فرمود: «فایکم یوازرنی علی هذا الامر ان یکون اخی و وصیی و خلیفتی فیکم.» اماهمین طبری در تفسیر «وصیی و خلیفتی» را حذف کرده و «کذا و کذا»(9) آوردهاست این یعنی تحریف تاریخ و دخالت گرایش عقیدتی خاص در بیان تاریخ! ابن کثیر دمشقی هم در البدایة و النهایة نقل تفسیر طبری را آورده است نه تاریخش را!(10) ومحمد حسنین هیکل هم در کتاب حیاة محمد جمله: «و ان یکون اخی و وصیی وخلیفتی فیکم» و نیز جملهای که پیامبر اکرم(ص) به مولی علی(ع) فرمود که: «ان هذا اخی و وصیی و خلیفتی فیکم فاسمعوا له و اطیعوه» را به کلی حذفکرده است.(11) تذکر این نکته بدان جهت است که پژوهشگران حقایقتاریخی هشیار باشند تا به دام تحریف نیفتند و با استعانت از تحقیق عمیق واستفاده از محققان دقیق در پی حقایق تاریخی باشند. 2ـ حدیث منزلت ازجمله نصوص وصایت حدیث منزلت است. امیرمؤمنان علی(ع) در غزوه تبوک به دستورپیامبر اکرم(ص) در مدینه ماند تا در غیاب پیامبر اکرم امور مدینه را سامانداده آنرا از خطرات برهاند اقامت مولی(ع) در مدینه توطئه گران را سختناراحت کرد زیرا فهمیدند که با وجود علی(ع) و مراقبتهای پیگیر او دیگرنمیتوانند به کام خود برسند بر این اساس خواستند با شایعات دروغین مولیرا از چشم بیاندازند. مولی جهت ابطال تهمت آنها سلاحش را برگرفت و محضرپیامبر(ص) شرفیاب گردید و محضر پیامبر(ص) عرضه داشت که منافقان میپندارندکه از من ناراحتی و مرا جانشین گذاشتی تا از دست من راحت گردی!! پیامبر اکرم(ص) فرمود: دروغ میگویند من ترا جانشین خودم قرار دادم، برگرد به مدینه و مدیریت خاندان خود و مرا به عهدهگیر. «افلاترضی یا علی ان تکون منی بمنزلة هارون من موسی الّا انه لانبی بعدی» آیاخشنود نیستی که منزلتت نسبت به من همانند جایگاه هارون نسبت به حضرت موسیاست جز اینکه پس از من پیامبری نیست همانطوری که او وصی و جانشین بلافصلموسی بود تو نیز جانشین و خلیفه پس از من هستی. در صحت و تواتر اینحدیث تردیدی نیست، بزرگان اهل سنت در کتابهای خود آنرا آورده و به صحت آنشهادت دادهاند، در پاورقی آدرس دقیق گفتارشان را میبینید.(12) محدث بزرگ مرحوم سید هاشم بحرانی در کتاب غایة المرام صد حدیث از دانشمندان اهل تسنن به این مضمون آورده است. درصحت سند این حدیث کافی است که سعد وقاص که از دشمنان مولی علی(ع) است حدیثمنزلت را یکی از سه افتخارات مولی میشمرد وقتی که آرزوی داشتن آنها رامیداشت زمانی معاویه برای اخذ بیعت برای یزید وارد مکه شد، در دار الندوهانجمن تشکیل داد که در آن شخصیتهائی از صحابه پیامبر(ص) گرد آمده بودند اوسخنش را با بدگوئی از مولی آغاز کرد و انتظار داشت سعد نیز با او در اینکار همگام گردد لیکن سعد رو کرد به معاویه و گفت من هر موقع سه نقطهدرخشان از زندگی علی(ع) را یاد میکنم از صمیم دل میگویم ای کاش این سهفضیلت از آن من بود. این سه فضیلت عبارتند از: 1ـ روزی که پیامبر(ص) به علی گفت تو نسبت به من همانند هارونی نسبت به موسی جز اینکه پس از من پیامبری نیست. 2ـدر یکی از روزهای جنگ خیبر پیامبر فرمود: فردا پرچم را به دست کسی میدهمکه خدا و رسول او را دوست دارند او فاتح خیبر است و پابهفرار نمیگذارد. 3ـ روز مباهله با مسیحیان نجران پیامبر(ص) علی و فاطمه وحسن و حسین را دور خود گرد آورد و گفت پروردگارا اینان اهلبیت من هستند.(13) جالبترآنکه خود معاویه این حدیث را به عنوان افتخار مولی علی(ع) یاد میکند، کسیاز او سؤالی را پرسید او گفت از علی بپرس او اعلم است او گفت جواب تو نزدممحبوبتر از جواب علی است!! معاویه به او گفت بد سخنی گفتی تو جوابکسی را ناخوش داری که...پیامبر(ص) به او فرمود: انت منّی بمنزلة هارون منموسی الاّ انه لانبی بعدی ؛ او شخصیتی است که هرگاه برای عمر مشکلی پیشمیآمد سراغ او میرفت و از او کمک میگرفت.(14) گفتنی است که حدیثمنزلت محل صدورش تنها جنگ تبوک نیست بلکه پیامبر در حجةالوداع(15) درمنی(16) و در روز غدیرخم(17) روز سنت مؤاخاة (18) و روز مباهله (19) بههنگام بازگشت با غنائم خیبر (20) و در موارد دیگر نیز فرموده است.(21) و این خود دلیل روشنی است که جانشین امیرمؤمنان علی(ع) منحصر به همان روزهائی که پیامبر اکرم(ص) مدینه را ترک گفت نبوده است. ایناز جهت سند. اما از جهت دلالت، دلالت حدیث بر وصی بودن و جانشین بودن مولیعلی(ع) روشن است حدیث میگوید تمام مقاماتی که هارون برادر حضرت موسی درعرصه جانشینی از حضرت داشت به استثنای نبوّت همه آنها را دارد. حضرت هارونمنصب وزارت را داشت چون حضرت موسی از خداوند خواست «واجعل لی وزیراً مناهلی هارون اخی»(22) پروردگارا از اهل بیت من هارون را برای من وزیر قرارده. مقام رسالت و نبوت را داشت چون حضرت موسی(ع) از خداوند خواست که «واشرکه فی امری؛(23) او را در امر رسالت شریک من قرار ده.» هاروندر غیبت موسی خلیفه و جانشین او بود چنانکه میفرماید: و قال موسی لاخیههارون اخلفنی فی قومی و اصلح ولاتتبع سبیل المفسدین.(24) موسی بهبرادر خود هارون گفت تو در میان قوم من خلیفه و جانشین من باش و مصلح باشدو از مفسدان پیروی مکن به این ترتیب حدیث متواتر منزلت میگوید تماممناصبی که هارون نسبت به حضرت موسی داشت به استثنای نبوت و رسالت همه آنهارا علی دارد. این یعنی اثبات وصایت مولی علی(ع). 3ـ حدیث غدیر دیگرنص متواتر در این زمینه حدیث متواتر غدیر است حدیثی که بحمد اللّه«شناسنامه شیعه» است و با افتخار از آن دم زده و از آن دفاع میکنیم. اینحدیث از احادیث متواتر کمنظیر است یعنی حدیثی است که کلمه به کلمه آنمتواتر است و به اصطلاح تواتر لفظی دارد این حدیث را 110 نفر از صحابه و84 نفر از تابعین روایت کردهاند. در قرن دوم 56 عالم و محدث آنراروایت کردهاند در قرن سوّم 92، در قرن چهارم 43 در قرن پنجم 24 در قرنششم 20 در قرن هفتم 20 در قرن هشتم 19 در قرن نهم 16 در قرن دهم 14 در قرنیازدهم 12 در قرن دوازدهم 13 ـ در قرن سیزدهم 12 و در قرن چهاردهم 19،عالم و محدث این حدیث را روایت کردهاند.(25) سلام و درود خداوند بربزرگ پاسداران حریم ولایت مرحوم سید هاشم بحرانی مؤلف کتاب گرانسنگ غایةالمرام مرحوم سید میرحامد حسینی هندی مؤلف کتاب ارزشمند عبقات الانوار. مرحوم علامه شیخ عبدالحسین امینی مؤلف کتاب نفیس الغدیر، مرحوم علامه شرفالدین مؤلف کتاب نفیس المراجعات که عمر خود را بر سر دفاع از این حدیثگذاشتند با اثبات سند و متواتر بودن حدیث تا پیروان اسلام ناب محمدی کهتجلی یافته در مذهب حقّه شیعه اثنی عشریه است با افتخار از اصالت اعتقادخود دفاع کنند. در دلالت حدیث هم تردیدی نیست که پیامبر اکرم(ص) درپی اثبات ولایت یعنی رهبری مولی علی (ع) بعد از خودش بود زیرا ابتداءاقرار گرفت: «الست اولی بکم من انفسکم» آیا من از خودتان برخودتان اولینیستم؟! یعنی رهبری مرا قبول دارید؟ سه مرتبه گفتند: آری آنگاه پیامبراکرم(ص) دست راست امیرمؤمنان علی(ع) را بالا گرفت و فرمود: من کنت مولاهفهذا علیٌ مولاه هرکه من مولای اویم این علی مولاست او را. و دیگر شاهدآنکه پس از ابلاغ پیام ولایت مولی علی(ع) پیامبر همه مسلمانان را مأمورکرد که بروند با علی به عنوان امیرالمؤمنین بیعت و سلام کنند. سلّموا علیعلی (ع) بامرة المؤمنین» وانگهی معنائی جز رهبری از مولی نمیتواند باتوجه به قرائن حالیه مراد باشد در هوای گرم ظهر، صدوبیست هزار نفر جمعیترا متوقف کردن باید بستر سازی برای پیام مهم باشد آن پیامی که تاکنون بهصورت غیر رسمی بارها گفته شده اما بصورت رسمی اولین بار است. آن پیامی کهمایه نگرانی پیامبر است «و اللّه یعصمک من الناس» آن پیامی که با ابلاغ آندین کامل بهرحال«حدیث متواتر غدیر» نیز نص محکم و متقن وصایت مولی علی(ع) است. گفتنیهادر باب غدیر فراوان است ما بهمین مقدار بسنده میکنیم. در باب وصی بودنمولی علی(ع) نصوص فراوان است در آنچه ذکر کردیم کفایت است. ادامه ی مطالب . . . وصایت امامان (ع) آنچهگفته شد در مورد وصایت امیرمؤمنان علی(ع) و اما در مورد وصایت امامان(ع) پس از نبی اکرم (ص) نیز دهها نص از نبی اکرم (ص) رسیده است که با ذکر نامو مشخصات، آنان را تعیین فرموده است، اینان عبارتند از حضرت امام حسن بنعلی(ع) و امام حسین بن علی(ع) و امام علی بن الحسین(ع) و امام محمد بن علیالباقر(ع) و امام جعفر بن محمد الصادق (ع) و امام موسی بن جعفر(ع) و امامعلی بن موسی الرضا(ع) و امام محمد بن علی الجواد(ع) و امام علی بن محمدالهادی(ع) و امام حسن بن علی العسکری(ع) و امام مهدی حجة ابن الحسنارواحنا لتراب مقدمه الفداء، خورشید پنهانی که روزی ظهور خواهد کرد و جهانرا پر از عدل و داد خواهد نمود. معروفترین حدیثی که در این زمینه داریمحدیث لوح(26) فاطمه(س) است متن حدیث پیام تبریک پروردگار متعال در تولدامام حسین(ع) که با خط سفید و درخشان بر لوحی زمردین نوشته شده بود و بهوسیله پیغمبر اکرم(ص) به عنوان چشم روشنی و بشارت به صدیقه طاهره فاطمهزهرا(س) اهداء شد، در این لوح زمردین که جابر بن عبداللّه انصاری آنرامشاهده و از روی آن استنساخ کرد اسم رسول اکرم و علی بن ابی طالب وفرزندان آن حضرت به عنوان اوصیای پیغمبر اسلام همراه با برخی خصلتها وویژگیهای آنان ثبت شده است. «فیه اسم ابی و اسم بعلی و اسم ابنی واسم الاوصیاء من ولدی و اعطانی ابی لیبشرنی بذلک؛ در آن اسم پدرم، اسمشوهرم، اسم فرزندانم و اسم اوصیاء بعد از او آمده، پدرم آنرا به من داد تامرا مسرور سازد.» عبدالرحمان بن سالم از ابوبصیر نقل میکند که اگر در عمرت حدیثی جز این نمیشنیدی تو را کفایت میکرد پس آنرا از بیگانگان حفظ کن. علاوهبر این، پیامبر اکرم(ص) در دهها روایت فرموده است که امامان بعد از مندوازده نفرند همگی از قریشند (27) دین و مکتب با وجود آنان عزیز، سربلند ومستحکم است(28) و مردم در سایه آنان در خیر و عزت و سربلندی زندگی خواهندکرد (29) این ویژگیها جز بر امامان معصوم شیعه منطبق نیست. زیرا اولاًخلفای اموی و عباسی آنچنان رفتار کردند که لکه ننگ اسلام شدند و پروندهسیاه آنان در زمره پرونده جنایتکاران و جلادان کم نظیر جهان بشریت ثبتاست، آنان که از هیچ جنایتی فروگذار نکردند، چگونه میتوان اینان را نمادعزت و سربلندی دین یاد کرد؟ و ثانیاً عدد اینها بیش از 12 تاست و ادعایانطباق «الائمة اثنی عشر» بر اینها ادعائی کاملاً گزاف و بیدلیل است.(30) شاکرخداوند هستیم که خداوند نعمت ولایت امیرمؤمنان علی(ع) و فرزندان معصومش رابه ما عنایت کرده «الحمد للّه الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی والائمه (علیهم السلام)» امید که ما و نسل و ذریه ما را تا روز قیامت براین صراط که صراط مستقیم الهی است ثابت قدم بدارد آمین یا رب العالمین. پینوشتها:ـــــــــــــــــــــــ 1. مقائیس اللغه، ج 6، ص 116. 2. سوره عصر، آیه 3. 3. سوره عنکبوت، آیه 8. 4. ادب فنای مقربان، ج 2، ص 224. 5. سوره انعام، آیه 124. 6. تاریخ طبری، ج 2، ص 319 تا 321 ؛ ط دار المعارف مصر؛ تاریخ الکامل ابناثیر شافعی، ج 2، ص 62 و 63؛ ط دار حاذر بیروت؛ شرح نهجالبلاغه ابن ابیالحدید معتزلی، ج 13، ص 210 و 244؛ ط مصر با تحقیق محمد ابوالفضل. کنزالعمال، ج 15، ص 115، ح 334 ؛ ط دوم حیدرآباد، مسند احمد بن حنبل، ج 5، ص 41 و 42. ترجمةالامام علی بن ابی طالب از تاریخ دمشق، تألیف ابن عساکر شافعی، ج 1، ص 85،ح 139 و 140 و 141، چاپ بیروت، نیز رجوع کنید به «المراجعات مراجعه، 20، ص187 و 188 و سبیل النجاة فی تتمة المراجعات تألیف حسین راضی، ص 113 والغدیر، ج 2، ص 278 و 279. و غایةالمرام، المقصد الثانی، باب 15 و 16 وتعلیقات احقاق الحق، ج 4، ص 66 و 70. 7. الکامل، ج 2، ص 62 و 63. 8. نقض العثمانیة، ص 263. 9. تفسیر طبری، ج 19، ص 75. 10. البدایة و النهایة جزء سوم، از جلد دوم، ص 40. 11. حیاة محمد، ص 104. 12. صحیح بخاری، ج 5، ص 129؛ط دارالفکر، باب غزوة تبوک، صحیح مسلم کتابالفضائل باب فضائل علی بن ابیطالب، ج 2، ص 360 ؛ صحیح ترمذی، ج 5، ص 301،ح 3808 و 3813 و 3814 تصریح به صحت و حسن این حدیث دارد. مسند احمد بن حنبل، ج 3، ص 50، ح 1490 و ح 1505 و ح 1509 و ح 1532 و ح 1583 همه این روایات را تصریح به صحت دارد. سنن ابن ماجه، ج 1، ص 42 ح 15، و ح 121. ودهها مصدر دیگر، رجوع کنید به سبیل النجات فی تتمة المراجعات، ص 117 تا ص120 نیز المراجعات ص 199 مراجعه 28 و مراجعه 29، نیز رجوع کنید به احقاقالحق ج 5، ص 134 تا 234. 13. ترجمة الامام علی بن ابی طالب من تاریخ دمشق تألیف ابن عساکر، ج 1، ص 206 ، ح 271 و 272. وصحیح مسلم کتاب الفضائل باب فضائل علی بن ابی طالب، ج 2، ص 360؛ خصائصامیرالمؤمنین نسائی شافعی، ص 48 و ص 81 ؛ط حیدریه؛ صحیح ترمذی، ج 5، ص 301؛ اسد الغابة، ج 4، ص 25 و 26 الاصابة ابن حجر، ج 2، ص 509 ؛ جامع الاصولابن اثیر، ج 9، ص 46 و از کتابهای شیعه: الغدیر، ج 10، ص 257. المراجعاتمراجعه 28، ص 200؛ سبیل النجاة، ص 117. 14. شواهد التنزیل حسکانی، ج 2، ص 21. مناقب ابن مغازلی، ص 34، ح 5. شرحابن ابی الحدید معتزلی، ج 18، ص 24 ؛ فرائد السمطین، ج 1، ص 371، ح 302 ؛ترجمة الامام علی بن ابی طالب از تاریخ دمشق از ابن عساکر، ج 1، ص 339، ح410 و ح 411 ؛ المراجعات مراجعه، 28،ص 200 ؛ سبیل النجاة، ص 117. 15. بحارالانوار، ج 37، ص 260. 16. همان، ص 260. 17. همان، ص 206 ؛ تفسیر عیاشی، ج 1، ص 332، ح 153. 18. بحارالانوار، ج 38، ص 334. 19. بحارالانوار، ج 38، ص 43. 20. اثبات الهداة، ج 3، باب 10، ح 243. 21. ر.ک سبیل النجاة، ص 120 نیز رجوع کنید به کتاب پیشوائی در اسلام، ص 252 تا 256. 22. سوره طه، آیه 29 و 30. 23. سوره طه، آیه 32. 24. سوره اعراف، آیه 143. 25. الالهیات علی هدی الکتاب و السنّة و العقل، ج 2، ص 588 و 589، ناشر المرکز العالمی للدراسات الاسلامیه. 26. اصول کافی، ج 1، ص 527 ؛ ادب فنای مقربان، ج 2، ص 240. 27. صحیح بخاری، ج 9، باب الاستخلاف، ص 81. 28. صحیح مسلم، ج 6، کتاب الاماره باب الناس تبع لقریش، ص 3 و مسند احمد بن حنبل، ج 5، ص 98 و 86 و 89 و 92. 29. مسند احمد بن حنبل، ج 5، ص 98. 30. ر.ک الالهیات ج 2، از ص 611 و 617. |
امامت علی بن ابیطالب (ع) از سوی خدا
رسول خدا در حدیث قدسی می فرماید :وقتی به معراج رفتم به سدره المنتهی رسیدم در برابر پروردگارم عزوجل ایستادم .
انگاه فرمود:ای محمد!گفتم لبیک ربی و سعد یک .فرمود : ایا خلقم را ازمایش کردی که کدام یک از انها بیشتر مطیع تو هستند ؟
گفتم پروردگار من علی مطیعتر است .
گفت :راست گفتی ای محمد ایا خلیفه ای را برای خودت انتخاب کردی که (امانت و دیون) تو را ادا کند و انچه را مردم نمی دانند از کتابم برای انها تعلیم دهد؟
گفتم نه .تو برایم انتخاب کن که هر چه را که تو برایم انتخاب کنی خیر من است
خداوند فرمود:علی را برای تو انتخاب کردم . او را جانشین و وصی خود قرار ده که علم و حلمم را برای او عطا کردم و اوحقا امیرالمومنین است و کسی قبل از او به این مقام (امیرالمومنین بودن نرسید و بعد از او این مقام به کسی نخواهد رسید. .
ای محمد!((ان علیا رایه الهدی . وامام اولیائی و نور من اطاعنی)) علی پرچم هدایت اام کسی است که مرا اطاعت کند و نور اولیاء من است که ان را بر متقین الزام کردم .((من احبه فقد احبنی ومن ابغه فقد ابغضنی)) هر کسی او را دوست بدارد مرا دوست داشته است و هر کس او را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است. .
ای محمد او را به به این مقام بشارت ده.
وقتی پیامبر (ص) به او بشارت داد ) علی (ع) گفت: من بنده ی خدا و در قبضه ی او هستم اگر به گناهم عقابم کند به من ظلم نکرده است و اگر انچه را به من وعده داده است به تمام رساند خداوند از هر کسی به من اولی است.
((بحارالانوار.ج 40 ص 13_شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید . ج 9 .ص167))
**************************************
امام رضا از امام کاظم و او از امام صادق و او از امام محمد باقر و او از امام سجاد و او ا امام حسین و او از علی بن ابیطالب و او از پیامبر (ص) و او از جبرئیل و او از میکایل و او از اسرافیل او از لوح و ان از قلم نقل می کنند که خدای عزوجل فرمود :
ولایه علی بن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی
ولایت علی بن ابطالب دژ استوار من است پس هر کس در دژ استوار من وارد شود از عذاب من مصون خواهد ماند
((بحارالانوار ج 39 ص 246 ))
*****************************************
سلمان گوید از رسول خدا(ص) شنیدم که می فرمود :بر شما باشید . او مولای شماست ÷س دوستش بدارید و بزرگ شماست پس از او اطاعت کنید و عالم شماست پس او را اکرام کنید . و رهبر ما به بهشت است پس او را بزرگ شمارید . و هنگامی که شما را می خواند او را اجابت نمایید و وقتی به شما دستور می دهد او را اطاعت کنید . من چیزی را درباره ی علی نگفتم مگر اینکه پروردگارم فرمود..
((بحارالانوار.ج38 ص 153_کنزالعمال . ج 13 . ص 144))
*****************************************
خدای تعالی : جعلت علیا امام المسلمین
علی را امام مسلمانان قرار دادم .
((بحارالانوار ج 38 ص 121))
و باز رسول خدا(ص) می فرماید:
گفتم خدای من ! من ترساننده ی مردم هستم . هدایت کننده ی انها کیست ؟
خداوند فرمود: ای محمد ! هدایت کننده علی بن ابیطالب پرچم هدایت شوندگان پیشوای متقین و رهبر نیکان و پاکان ا امت تو به سوی بهشت است..
ایه ی ((انما انت منذر ولکل قوم هاد ))
(( بحارالانوار ج 35 ص 401))
امامت علی بن ابی طالب از سوی رسول خدا (ص)
قال رسول الله (ص): علی امام کل مومن بعدی
علی پس از من امام هر مومنی است
((بحارالانوار ج 38 ص 121))
ان امامکم ولیکم علی بن ابی طالب
امام و ولی امر شما علی بن ابی طالب است
((بحارالانوار ج 38 ص 104)).
یا علی انک سید المسلمین و امام المتقین
ای علی تو سرور مسلمانان و امام پرهیزکارانی
((بحارالانوار ج 38 ص 144))
رسول خدا فرمودند: کسی که امامت علی را انکار کند همانند کسی است که نبوت مرا در حال حیات انکار کرده باشد و کسی که نبوت مرا انکار کند همانند کسی است که ربوبیت پروردگارم را انکار کرده باشد.
((بحارالانوار ج 38 ص 109))
ولایت علی بن ابطالب ولیت خدای عزو وجل است و دوستی او عبادت خداست و. وتبعیت از او واجب الهی و دوستان او دستان خدا و دشمنان او دشمنان خدا و جنگ او جنگ خدا و صلح او صلح خدای عزوجل است
((بحارالانوار ج 38 ص 32))
*************************
من سرور اولین و اخرین و علی بن ابیطالب سور اوصیاء ات . او برادر و وارث و وزیر و خلیفه ی من بر امتم می باشد . ولایت او واجب و پیروی از او فضیلت و محبت او وسیله ی قرب الهی است . پس حزب او حزب الله و شیعه ی او انصار الله و اولیاء او اولیاء الله و اعداء او اعدء الله است . و او امام مسلمین و مولای مومنین و امیر انها بعد از من است .
((بحارالانوار ج38 ص 107))
***************************
یا علی ! تو امام مسلمین و امیر مومنین و بهترین وصی و سید نیککارانی .ای علی ! تو فاروق اعظم .و صدیق اکبر هتی . یا علی ! تو خلیفه ی من بر امتم و ادا کنند ی دینو وفا کننده ی بر وعده های من می باشی . ((بحارالانوار ج 38 ص 111))
*********************************
اما ویزگیهای امامت
عصمت
قران کریم می فرماید : انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهر کم تطهیرا
((سوره ی احزاب . ایه ی 33))
عصمت امام علی (ع)
از علی اطاعت کنید . براستی که او پاک و معصوم است .
((بحارالانوار ج 38 ص 82))
علی معصوم از هر خطایی است .
((بحارالانوار ج 38 ص 68 ))
****************************************
-2علم
قال رسول الله : علی وارث علم همه ی انبیاء است .
((کشف الیقین ص 24))
****************************************
عالمترین امت من پس از من علی بن ابیطالب است.
(بحارالانوار ج 40 ص 179))
*****************************************
من شهر علم و علی دروازه ی ان است . پس هر کسی طالب علم باشد از دروازه ی ان وارد ود .
((بحارالانوار ج 40 ص 203))
*******************************************
و خود امام می فرماید : اگر بر کرسی قضاوت بنشینم برای اهل تورات به توراتشان و برای اهل انجیل به انجیلشان و برای اهل زبور زبورشان و بین اهل قران قرانشان قضاوت می کنم..
((بحارالانوار ج 40 ص 153))