| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
44
|
330
|
91/2/18 (11:12)
|
|
||
|
|
26
|
408
|
91/2/18 (11:19)
|
|
||
|
|
301
|
500
|
91/3/10 (14:06)
|
|
||
|
|
339
|
1612
|
91/2/18 (11:34)
|
|
||
|
|
16
|
104
|
91/2/18 (11:23)
|
|
||
|
|
4
|
21
|
90/11/8 (20:21)
|
|
||
|
|
65
|
771
|
90/10/23 (04:57)
|
|
||
|
|
22
|
119
|
90/6/1 (02:09)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
89/11/20 (23:10)
|
|
||
|
|
7
|
7
|
89/11/13 (23:37)
|
|
||
|
|
1
|
22
|
89/11/13 (23:24)
|
|
||
|
|
2
|
25
|
89/9/13 (12:54)
|
|
||
|
|
1
|
7
|
89/9/13 (12:49)
|
|
||
|
|
10
|
69
|
89/6/6 (12:06)
|
|
||
|
|
13
|
111
|
89/5/4 (00:31)
|
|
||
|
|
2
|
123
|
89/4/16 (00:18)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
89/4/4 (10:24)
|
|
||
|
|
19
|
93
|
89/2/12 (10:18)
|
|
||
|
|
128
|
894
|
88/6/4 (21:15)
|
|
||
|
|
2
|
39
|
88/5/1 (12:19)
|
|
جنبههای تربیتی و نكات مهم مربوط به زندگی و اجتماعی سیاسی اهمیت خاصی دارد و همه مردم (اعم از مسلمان و غیرمسلمان) بدان نیاز دارند،
همان طور كه آن دانشمند انگلیسی اظهار میكرد: ای كاش آن موقعی كه علی در مسجد كوفه میفرمود: «سلونی قبل ان تفقدونی» (پیش از آنكه مرا از دست دهید، از من بپرسید) ما در پای منبرش بودیم و از این همه مشكلات علمی میپرسیدیم!
از شروح نهجالبلاغه كدام یك را بیشتر میپسندید و چه خلائی را در مورد شرح و تفسیر نهجالبلاغه احساس میكنید؟شرحهای موجود همه خوبند و هركدام ویژگی خود را دارند؛ ولی با پیشرفت زمان و به وجود آمدن زمینهها و نیازها جای حداقل یك شرح جدید با اشراف به موضوعات و علوم روز واستخراج مسائل زمان لازم است؛
مثلاً از حضرت میپرسند: «فاصله بین مشرق و مغرب چقدر است؟» و امام در پاسخ میفرماید: «مسیره` یومللشمس» (قصار 294)
و یا در مورد مسائل تجاری و اقتصادی میفرماید: «شاركوا الذی قد اقبل الرزق» با آن كسی شریك شوید كه روزی بدو روی آورده است.
امیرالمومنین جنبنده ی زمین در اخرالزمان
قال امیرالمومنین :انا دابه الارض (1)
من جنبده ی زمین هستم
این روایت كه مفاد ان به چند طریق ذكر شده در ارتباط با این ایه ی شریفه است.
(( و اذا وقع القول علیهم اخرجنا لهم دابه من الارض تكلمهم ان الناس كتنو بایاتنا یوقنون )) 2
( وقتی فرمان عذاب (در اخر الزمان) به انها رسد جنبنده ای را از زمین برای انها بیرون می اوریم . كه با انها سخن می گوید كه مردم به ایات و نشانه های ما ایمان نمی اورند .)
این جنبنده بنا بر سخن حضرت و بسیاری از روایات . امیرالمومنین (ع) است كه در اخر الزمان با قیافه ی بسیار زیبا از قبر خود خارج می شود و حركتهای شكوهمندی دارد .
عصای موسی و میسم (نه میثم) را به همراه دارد كه بر دشمنان داغ می نهد و كافر بودن انها را اشكار می كند
1_ بحارالانوار . ج 39 . ص 244
2_ سوره ی نمل . ایه ی 82
اثار محبت به امام علی (ع)
**
قال رسول الله :
ان الجنه لتشاق لا حباء علی (ع) و تشتد ضوء ها لا حباء علی (ع) هم فی الدنیا قبل ان یدخلوها. وان النار لتغیظ و تشتد زفیرها علی اعداء علی (ع) و م فی الدنیا قبل ان یدخلوها
((ثواب الاعمال:247ح2.))
رسول خدا فرمودند :
براستی بهشت مشتاق دوستان علی (ع) است فروغش برای انان فزونی یابد در حالی که انها در دنیایند و هنوز وارد بهشت نشده اند و اتش بر دشمنان علی خشمناک شود . و زبانه اتش بر انان شدت یابد در حالی که انها در دنیایند و هنوز وارد ت نشده اند.
*********************************************
جابر بن عبدالله گوید: پیامبر فرمود :جبرئیل ورقه ی سبز رنگی با خط سفید برای من اورد که در ان نوشته بود
(( انی افترضت محبه علی بن ابی طالب علی خلقی . مبلغ ذلک عنی ))
من محبت علی بن ابیطالب را بر همه ی خلقلم واجب کردم . این را از سوی من به انها ابلاغ کن.
***********************************************
انس بن مالک می گوید : سوگند به خدایی که جز او خدایی نیست . از از رسول خدا شنیدم که می فرمود :عنوان نامه عمل مومن حب علی بن ابیطالب است .
((همان4/415))
*************************************************
ابن عباس از رسول خدا نقل کرده است که :محبت علی بن ابیطالب گناهان را از بین می برد چنان که اتش هیزم را از بین می برد.
((همان4/195))
ابن عباس می گوید: پیامبر (ص) به علی نگاه کرد و فرمود:تو در دنیا و اخرت سید هستی . هر کس تو را دوست بدارد من را دوست داشته است و هر که من را دوست بدارد دوست خداست. و دشمن تو دشمن من است و دشمن من دشمن خداست وای بر کسی که بعد از من با تو دشمنی کند.
((تاریخ بغداد :4/41/102.))
عایشه می گوید از رسول خدا شنیدم که به علی (ع) می گفت : برای تو کافی است که محب و علاقمند به تو هنگام مرگ حسرت نخورد و در قبر وحشت نکند و در قیمت فزع و ترس نداشته باشد .
** بنقل از کتاب قصه کوفه از انتشارات سرور
*************************************************
حضرت فاطمه (س) می فرماید:
شب عرفه رسول خدا بر ما وارد شد و فرمود:خداوند تبارك و تعالی به وجود شما {بر ملائكه} مباهات فرموده .تمامی شما را امرزیده و علی (ع)را بطور خصوصی مورد مغفرت قرار داد است.
من كه رسول خدا به جانب شما هستم . نزدیكانم را دوست نمی دارم . {مگركسانی كه خداوند امر به دوستی انها فرموده باشد .} و این جبرئیل است كه به من خبر می دهد و می گوید : سعادتمند حقیقی و تام و تمام كسی است كه علی (ع) را چه در زمان حیاتش و چه بعد از وفاتش دوست بدارد . و شقی حقیقی و تام و تمام كسی است كه بغض علی(ع) را در ایام حیاتش بعد از وفاتش داشته باشد.
((بحارالانوار.ج27.ص74.ح1.به نقل از امالی شیخ صدوق.))
و چه بسا بر همین بوده است كه افراد برای تشخیص سعادت و شقاوت اطفال خود انان را در رهگذر امام علی (ع) قرار می دادند از فرزندان خود می پرسیدند كه ایا این رجل را دوست داری یا نه. اگر بچه اظهار می نمود علی (ع) را دوست دارم یاخیر. انگاه نسبت به سعادت و یا شقاوت او كم و بیش اطمینان حاصل می نمودند.
البته مورد دوم در سایر ائمه نیز به قوت خود باقی است
**********************************************
1_پذیرش ایمان
رسول خدا می فرماید : نگاه به علی بن ابیطالب و ذكر او عبادت است و ایمان بنده ای پذیرفته نمی شود مگر به محبت او و برائت و بیزاری از دشمنانش .
(( بحارالانوار . ج 38 . ص 198))
2_ قبولی عبادات
رسول خدا می فرماید : لن یقبل الله فرضا الا بحب علی بن ابیطالب
خداوند عمل واجبی را نمی پذیرد مگر به محبت علی بن ابیطالب .
(( بحا الانوار . ج. 38 ص 137 و 38))
3_ كسب سعادت
رسول خدا می فرماید : سعادتمند حقیقی كسی است كه تو را دوست بدارد و اطاعت كند .
(( بحارالانوار . ج. 38 . ص 109))
4_ بشارت به هنگام مرگ
وقتی جان از بدن مومن خارج می شود پیامبر (ص) می بیند كه به او می گوید : بشارت باد تو را . من رسول خدا و پیامبر تو هستم . و علی بن ابیطالب را می بیند كه می گوید : من كسی هستم كه تو دوستم داشتی و به تو نفع می رسانم .
(( بحارالانوار ج 36 . ص 115 ))
5_ حشر با پیامبر و اهل بیت او
رسول خدا می فرماید : بشارت باد تو را ای علی . بنده ای نیست كه تو را دوست داشته باشد و خود را به تو نسبت دهد مگر اینكه خداوند او را در روز قیامت با ما بر می انگیزاند .
(( بحارالانوار . ج 39 . ص 218 ))
6_ گذر از صراط
رسول خدا می فرماید : پروردگارم به عزت خود قسم یاد كرد كه كسی از عقبه ی صراط نمی گذرد مگر اینكه با خود جواز محبت تو و ائمه ی بعد از تو را داشته باشد .
((بحار الانوار ج 39 ص 211 و 212 ))
7_ برائت از جهنم
رسول خدا می فرماید : دوستی علی برائت از اتش است .
(( بحارالانوار . ج 39 ص 258 ))
8_ ورود به بهشت
رسول خدا می فرماید : یا علی كسی كه تو را دوست داشته باشد او را با ما وارد بهشت می كنند .
(( بحارالانوار . ج 39 ص 247 و 248 ))
همسران و فرزندان امام علی (ع)
همسران
اولین همسر امام علی (ع) فاطمه (س) بود
همسران دیگرا امام عبارت اند از : خوله دختر ایاس بن جعفر حنیفه .ام البنین دختر حرام بن خالد بن ربیعه كلبیه . اسماء بنت عمیس.ام سعد .صهیه. امامه دختر ابوالعاص.حبیبه دختر ربیعه
فرزندان :فرزندان ذكور ان حضرت عبارتند از حسن (ع) و حسین (ع)
و دیگر محمد حنیفه كه از شجاعان روزگار بود .ودیگر عباس فرزند ام البنین .محمد الاصغر . عبذالله الاصغر . عبیدالله . عون . یحیی.محمد الاوس. عثمان الاصغر .عباس الاصغر .جعفرالاصغر .عمرالاصغر . عمرالاكبر .
و بدین ترتیب پسران امام بغیر از محسن 18 تن می باشند .
و دختران ان حضرت عبارتند از :زینب (س).ام الكلثوم .رمله كبری . صغری . ام الحسن . میمونه. رقیه. كبری . صغری . زینب صغرا. ام هانی .نفیسه فامه. امامه. حمامه. خدیجه. ام كرام . ام سلمه.
جلوههاى عبادت على علیه السلام
ما على علیه السلام را ندیدیم و از حالات او در عبادت آگاهى نداریم ولى آنها كه تصادفا او را در برخى از حالات عبادتش دیدهاند نقلهاى حیرت انگیز دارند كه مطالعه آنها در كتب راویان دلها را مىلرزاند.
"ابو درداء" نمونهاى از حال عبادت او را این گونه شرح مىدهد. سحرگاهان او را در حال قرائت قرآن در نخلستان دیدم كه قرآن مىخواند و اشك مىریخت. و هم او را در اواخر شب دیدم، واله و مبهوت، از خود بیخود شده، كه اشك مىریخت و جزع و بیتابى مىكرد. از شدت بیحالى بر روى زمین افتاد و خاموش شد. به بالاى سرش شتافتم و او را چون چوبى خشك بر زمین دیدم. حركتش دادم، دیدم تكان نمىخورد. گفتم همه از خدائیم و بازگشت ما به سوى خداست، به خدا قسم على علیه السلام از دنیا رفت.
گفتم بهتر است آن را به فاطمه علیها السلام خبر دهم، به در خانهاش رفتم و در زدم. فاطمه پرسید «كیستى؟» گفتم ابو درداء خادم درگاه شمایم. «چه خبر است در این وقتشب؟ »گفتم بانوى من سرت به سلامتباشد،على از دنیا رفته است. پرسید «او را در چه حالتى یافتى؟» گفتم در حال عبادت. فرمود: « على علیه السلام نمرده است. او از خوفخدا غش كرده .م(امالى، مجلس 18)
على علیه السلام خدا را باور داشت. مىدانست خدا و حساب و معاد حق است. همه چیز براى او عینى شده بود و خدا را در همه جا و همه چیز مىدید. خود فرمود: هیچ پدیدهاى را ندیدم جز آنكه خداى را قبل از آن، با آن و پس از آن دیدهام. "ما رایتشیئا الا و رایت الله قبله و معه و بعده". (قصار نهج البلاغه)
عبادت او سر آمد بود و در این مساله همین بس كه در نماز در سجده ضربه خورد و فرقش شكافت ولى دست از نماز برنداشت و نماز را تمام كرد. پس از ضربه خوردن او را به خانه مىبردند. نظرى به طلوع فجر افكند و فرمود: اى صبح، تو شاهد باش كه تنها در این لحظه و اولین بار است كه على علیه السلام را دراز كشیده مىبینى!!. و بدین خاطر است كه امام سجاد علیه السلام مىفرماید چه كسى مىتواند چون على علیه السلام خدا را عبادت كند: و من یقدر على عبادة جدى على بن ابیطالب.
او اهل عشق و مناجات عاشقانه بود. چشمانش از شوق دیدار خداگریان بود. و زیبائى و خلوص عبادت را پس از پیامبر تنها در زندگى على(ع) مىشد مشاهده كرد. رسول خدا صلى الله علیه و آله در شان ایمانش فرمود: اگر همه آسمانها و زمین را در یك كفه ترازو و ایمان على علیه السلام را در كفهاى دیگر بگذارند كفه ایمان على بیشتر سنگینى خواهد كرد. (غایة المرام، ص 509)
او در عبادت چنان اوج مىگرفت، كه مىتوان گفت از جهان و آنچه در آن است غافل مىشد و براى عدهاى بسیار از مردم این باور نكردنى است كه در حال نماز تیر از پایش بدر آوردند و او از دردش ننالد و حتى بگوید كه متوجه آن نبودم. مگر ممكن است یك انسان از نظر اوج روحى و كمالات نفسانى تا این درجه به پیش رود؟
او در حال وضو گرفتن مىلرزید و در حال نماز رعشه براندام داشت. در ذكر "لبیك" رنگ از رخسارهاش مىپرید. از احساس كوچكى خود در پیشگاه خداوند همه گاه احساس شرم مىكرد.
او در عبادت و عمل، در مسیر زندگى خداى را چنان شاهد و حاضر مىدید كه مىفرمود اگر پردهها را بردارند، چیزى بر یقین من اضافه نخواهد شد. "لو كشف الغطاء ما ازددت یقینا". و هم مىفرمود: خدائى را كه با چشم دل نبینم او را عبادت نمىكنم و تا حال هم عبادت نكردهام. " لم اعبد ربا لم اره".
و به همین خاطر على علیه السلام همه جا را محضر خدا مىكند و دامنه عبادتش را به همه جا مىكشاند، مسجد، كوچه، خیابان، بازار، میدان جنگ، محیط خانه و همه جا براى او معبد است و بدین سان هیچ لحظهاى بر على نمىگذرد جز آنكه آن لحظه در عبادت سپرى مىشود.
رأفت و مهربانی على علیه السلام
على علیه السلام مظهر محبت و عاطفه بود، او رنج میكشید و كار میكرد و سر انجام مزد كار خود را صرف بیچارگان و درماندگان مىنمود.
وی براى نیازمندان و ستمكشان پناهگاه بزرگى بود. او پدر یتیمان و فریاد رس بیوه زنان و دستگیر درماندگان و یاور ضعیفان بود. در زمان خلافت خود شبها از خانه بیرون میآمد و در تاریكى شب خرما و نان براى مساكین و بیوه زنان مىبرد و بصورت مرد نا شناس از در خانه آنها آذوقه و پول میداد بدون اینكه كسى بشناسد كه این مرد خیر و نوع پرور كیست؟
على علیه السلام هر كجا یتیمى میدید مانند پدرى مهربان دست نوازش بسر او میكشید و برایش خوراك و پوشاك میداد. آنحضرت روزى در كوچه میرفت زنى را دید كه مشك آب بر دوش گرفته و بخانه مىبرد و از سنگینى مشك ناراحتبود. على علیه السلام مشك را از زن گرفت و به منزل وى رسانید و از طرز معیشت زن جویا شد. آن زن بدون اینكه او را بشناسد گفت شوهرم از جانب على به ماموریت جنگى رفت و بشهادت رسید. و من از روى ناچارى براى تهیه معاش خود و بچههایم بخدمتگزارى مردم پرداختم. على علیه السلام از شنیدن این سخن خاطر مباركش دیگر گونه شد و شب را با ناراحتى بسر برد چون صبح شد زنبیلى از آرد و خرما برداشت و بخانه آنزن رفت و گفت من همان كسى هستم كه در آوردن مشك آب بتو كمك كردم. زن آذوقه را گرفت و از او تشكر نمود و گفت: خدا میان من و على حكم كند كه فرزندان من یتیم و بى غذا ماندهاند.
على علیه السلام وارد خانه شد و فرمود من براى خدمت تو و كسب ثواب حاضر هستم. من كودكان ترا نگه میدارم و تو نان بپز. آن زن مشغول پختن نان شد و على علیه السلام هم كودكان یتیم را روى زانوى خود نشانید و در حالیكه اشك از چشمان مباركش فرو میغلطید خرما به دهان آنها میگذاشت و میفرمود: اى بچههاى من،اگر على نتوانسته استبكار شما برسد او را حلال كنید كه وى تعمدى نداشته است.
چون تنور روشن شد و حرارت آن به صورت مبارك آنجناب رسید پیش خود گفت: اى على گرمى آتش را بچش و از حرارت آتش دوزخ بیمناك باش، اینستسزاى كسى كه از حال یتیمان و بیوه زنان بى خبر باشد!
در اینموقع زن همسایه وارد شد و حضرت را شناخت و به صاحب خانه گفت واى بر تو این على است كه تو او را به كار وا داشتهاى! آن زن پیش على علیه السلام شتافت و عرض كرد چقدر زن بیشرمی باشم كه چنین گستاخى نموده و امیرالمؤمنین را بكار وا داشتهام، از تقصیر من در گذر. على علیه السلام فرمود: تو را در اینكار تقصیرى نیست بلكه وظیفه من است كه باید به كار یتیمان و بیوه زنان رسیدگى كنم. (بحار الانوار، جلد 41 ، ص 52).
على علیه السلام در حسن سلوك و رفتار با مردم چنان فروتن و مهربان بود كه حدى بر آن نمی توان تصور نمود. او كریم و نجیب و اصیل و با عاطفه بود و بزرگواریش زبان زد خاص و عام بود و دشمنانش نیز او را بدارا بودن چنین خصال كریمه میستودند.
جامعیت امیرالمومنین (ع)
رسول خدا می فرماید :
سنت و روش هزار پیامبر در علی بود .(1)
هر كس دوست دارد به علم ادم و حكمن نوح و حلم ابراهیم بنگرد به علی بن ابیطالب بنگرد (2)
هر كس می خواهد به جمال یوسف و سخاء ابراهیم و شادمانی سلیمان و حكمت داود بنگرد به این (علی ع) بنگرد . (3)
1_ بحارالانوار . ج 39 ص 38
2_بحارالانوار ج 39 ص 35
3_بحارالانوار ج 39 ص 35
پیامبر نیز خبر نامگذاری الهی را به مردم اعلام کرد و فرمود :این نام (امیرالمومنین ) را خداوند برای علی گذارد و تنها برای اوست .
و از ان پس دستور داد همه با این نام علی بن ابیطالب را سلام کنند.
ابن عباس می گوید : روزی در کوچه های تنگ کوفه حرکت می کردیم که علی بن ابیطالب به طرف ما امد و گفت السلام علیک یا رسول الله و رحمه الله و برکاته
پیامبر هم در جواب گفت : و علکیم السلام یا امیرالمومنین.
و این نام فقط برای امام علی بود ودیگران اگر چه امیر مسلمانان شدند اما مجاز از استفاده از این نام نبودند حتی امام حسن(ع) در ایام کوتاه حکومت خود امیرالمونین صدا نشد
مردی بر امام صادق وارد شد و گفت : اسلام علیک یا امیرالمومنین ! حضرت برخواست و فرمود ساکت باش این اسمی است که که استفاده از ان جز برای امیرالمومنین به مصلحت نمی باشد
| ابن ابی الحدید می نویسد: چون علیّ بن الحسین (ع) در عبادت به مرحله نهایی رسیده بود، گفته شد عبادت تو نسبت به عبادت جدّت چه میزان است؟ فرمود: «عبادتی عند عبادةَ جدّی کعبادة جدّی عند عبادة رسول الله (ص)؛ عبادت من نسبت به عبادت جدّم علی (ع) مانند عبادت علی (ع) نسبت به عبادت رسول خدا (ص) است.» |
| ابن شهر آشوب می نویسد: «علی (ع) روزها روزه داشت و شبها هزار رکعت نماز می خواند: و همیشه در راه مکّه برای بجا آوردن عمره بود، هفت سال در مکّه در محضر پیامبر روزه گرفت و سی سال هم در مدینه، و ده بار با رسول خدا حج آورد و در رکاب پیامبر خدا با کفار جنگید و بعد از وفاتش با ستمگران جهاد کرد، احکام الهی را بسط داد و علوم را ایجاد کرد و درسنتهای اسلامی احیا گر بود و بدعت ها را می میراند.» |
| ابن شهر آشوب از تفسیر القشیری روایت کرده، هنگامی که وقت نماز می رسید رنگ امام (ع) تغییر می کرد و حالت تزلزل و اضطراب به او دست می داد، کسی پرسید: برای چه این حالت به شما دست داد؟ فرمود: «هنگام ادای امانتی رسید که خداوند آن را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه نمود و نتوانستند آن را حمل کنند، و انسان در عین ضعف و ناتوانی قبول کرد، حال ترس من از آنست که به نیکویی از عهدۀ اداء این امانت بر می آیم یا نه؟» |