| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
92
|
90/9/1 (15:12)
|
|
||
|
|
15
|
33
|
90/6/31 (22:49)
|
|
||
|
|
39
|
250
|
90/6/23 (11:02)
|
|
||
|
|
56
|
463
|
90/6/21 (02:38)
|
|
||
|
|
7
|
87
|
90/6/19 (22:38)
|
|
||
|
|
23
|
163
|
90/6/19 (22:23)
|
|
||
|
|
7
|
96
|
90/6/17 (10:29)
|
|
||
|
|
8
|
45
|
90/3/28 (17:33)
|
|
||
|
|
19
|
40
|
90/3/23 (19:02)
|
|
||
|
|
1
|
37
|
89/12/21 (15:58)
|
|
||
|
|
32
|
79
|
89/11/27 (12:02)
|
|
||
|
|
17
|
535
|
89/11/20 (12:22)
|
|
||
|
|
68
|
249
|
89/10/24 (20:51)
|
|
||
|
|
1
|
72
|
89/10/22 (17:24)
|
|
امروز می خواهیم درمورد کلمه ی قشقایی که تلفظ درست آن قاش قایی می باشد بحث کنیم در مورد کلمه ی قاشقایی حرفها و نظریه های بسیاری را بسیاری از دانشمندان و زبانشناسان بیان نموده اند که هر یک به بیانی ناقص می باشد و برخی اصلا توهین به کلمه ی قشقایی و ملت غیرتمند قشقایی می باشد . . .
اگر بخواهیم در مورد درد و دل ها صحبت کنیم سخن بسیار است و بهتر است که همینجا وقت را غنیمت بشماریم و روی سخن را با شما دوستان در مورد کلمه ی قاشقایی شروع نماییم . . .
کلمه ی قاشقایی از دوجزء قاش + قایی تشکیل شده است که معنی و مفهوم جزء دوم آن کاملا آشکار می باشد و بدین گونه است که اوغوز خان دارای 6 ( شش ) فرزند بوده که بزرگترین آنها گۆن خان و فرزند ارشد گۆن خان قایی خان بوده است و ایل او را ایل قایی می نامیده اند و خود قایی به معنای محکم می باشد .
ایل قایی به سه قسمت تقسیم می شده که به آن ها ساغ قایی ( قایی راست ) و سول قایی ( قایی چپ ) و قاشقایی گفته می شده است که نام ساغ قایی ها به مرور زمان به سکا رسیده است ( ساغ قایی < ساک کایی < ساکا < سکا ) که این گروه حکومت های فراوانی را در آسیا به وجود آورده اند و قسمتی از آنان حدود ده هزار سال پیش ( عصر یخبندان ) از تنگه ی برینگ گذشتند و به قاره ی آمریکا رفتند و نام آلاسکا یا همان آلا + سکا گواهی بر همین موضوع است ، همچنین طبق تحقیقات پولاد کایا محقق ترک زبان اهل آمریکا این موضوع به اثبات رسیده است . لازم به ذکر است که نام قبیله ی اینکا که یکی از قبایل سرخپوستان آمریکاست همان واژه ی اینه ک ( گاو ) در زبان ترکی است و گروه دوم همان سول قایی ها بوده اند که نام آنان به مرور زمان به سلجوقی تبدیل شده است ، که قسمتی از آنها بنیان گذار سلجوقی های ایران و قسمت دیگر بنیان گذار حکومت عثمانی می باشند .( سوا قایی < سول شاهی < سول جایی < سول جاغی < سلجوغی )
کلمه ی قاش معنا های مختلفی را بیان می دارد که حدود 7 الی 9 معنی را در بر می گیرد اما معنایی که در تمام کلماتی که کالمه ی قاش را در بر دارند مشترک است محافظ بودن و بالا بودن است برای مثال به واژه های زیر نگاه کنید :
1 - قاش آغاردی = آسمان سپیده زد
2 - قاش قاراردی = آسمان تاریک شد
در اینجا قاش به معنای بالاست و معنای طاق آسمان را می دهد و درست به افق گفته می شود که سقفی برای کره ی زمین در نظر گرفته می شود .
3 - قاش = ابرو
4 - اۆزۆک قاشی = نگین انگشتر
همانطور که می دانید ابرو بر روی چشم واقع است و از چشم محافضت می کند پس هر دو معنای بالا و محافظ را در خود جای داده است . . .
در گزینه ی چهارم هم به معنای بالاست و که با بالا قرار گرفتن ارزش بالایی را به انگشتر می بخشد و همانند چطری انگشتر را در بر می گیرد . . .
5 - قاششیق = قاشق
6 - قاششیماق = ته دیگ
7 - قاش = محل نگهداری حیوان
در خیلی از موارد زبانشناسان کلمه ی قاشق را از قششیلمه ک یا قششیماق دانسته اند که به نظر شخص حقیر این اشتباه است و آن ترکیبی از دو جزء قاش + ایق می باشد که به معنای محل محافظ یا محافظ می باشد که غذا را در بر می گیرد و محافظت می کند تا به دهان برسد .
درمورد کلمه ی قاششیماق( ته دیگ ) باید گفت که باز در اینجا نیز به معنای محافظ می باشد زیرا همانند سپری از غذا در برابر حرارت محافظت می کند تا نسوزد .
و در مورد آخر که کاملا معلوم است چون امروزه نیز مشاهده می کنیم .
در ترکی قدیم کلمه ی قاش را به معنی لبه ی بالای کوه به کار میبرده اند ، اگر در مورد استفاده ی کلمه ی قاشقا برای اسب هم تامل کنیم می بینیم که در اینجا هم چون بالا ترین نقطه ی بدن اسب یعنی پیشانی آن است آن را قاشقا می نامند و در همین جا به معنای محافظ نیز می باشد زیرا در بین ترکان این اعتقاد وجود دارد که به کسی که زندگی آن خوب باشد می گویند که فلانی پیشانی سفید است یعنی تقدیر از او حمایت کرده و او را در جای بالایی بین مردم قرار داده است .
این توضیح ها بسیار اندک می باشد و باید در همین جا بگویم که اگر به کلمه ی قاراق = کنار بنگرید این کلمه با ق شروع شده حالا به تمام اعضای کناری بدن بنگرید ، تمام آنها با ق شروع می شوند ( قیچ ، قول و … ) پس مردمی که این گونه سخن می گویند و زبانشان اینقدر فلسفی می باشد هر چیزی را بدون قاعده و قانون نامگذاری نمی کنند . . .
پس از صحبتهایم نتیجه می گیریم که کلمه ی قاش در اینجا ( قاشقایی ) به معنای محافظ و بالا می باشد و از آنجا که از خود داستان اوغوز خان بزرگ نیز معلوم است که قایی فرزند ارشد گۆن خان و گۆن خان نیز فرزند ارشد اوغوز خان می باشد و همیشه نیز در مبارزات جلو دار بوده و تمام ایل هل را رهبری می کرده است و از نظر تعداد نفرارت هم از بزرگترین ایل ها بود ، به قسمتی از قایی ها که ایل قایی را رهبری می کرده اند و بین ساغ قایی و سول قایی بوده اند قاشقایی گفته می شده است و قاشقای به منی رهبر( بالا) و محافظت کننده ایل قایی می باشد .
برای مطالعه ی بیشتر به شما پیشنهاد می کنم که کتاب لعتنامه ی جامع اتیمولوژیک ترکی به فارس ( دیل دنیز ) اسماعیل هادی فرد و دیوان لغات ترک محمود کاشغری را مطالع فرمایید .
امروز می خواهیم درمورد کلمه ی قشقایی که تلفظ درست آن قاش قایی می باشد بحث کنیم در مورد کلمه ی قاشقایی حرفها و نظریه های بسیاری را بسیاری از دانشمندان و زبانشناسان بیان نموده اند که هر یک به بیانی ناقص می باشد و برخی اصلا توهین به کلمه ی قشقایی و ملت غیرتمند قشقایی می باشد . . .
اگر بخواهیم در مورد درد و دل ها صحبت کنیم سخن بسیار است و بهتر است که همینجا وقت را غنیمت بشماریم و روی سخن را با شما دوستان در مورد کلمه ی قاشقایی شروع نماییم . . .
کلمه ی قاشقایی از دوجزء قاش + قایی تشکیل شده است که معنی و مفهوم جزء دوم آن کاملا آشکار می باشد و بدین گونه است که اوغوز خان دارای 6 ( شش ) فرزند بوده که بزرگترین آنها گۆن خان و فرزند ارشد گۆن خان قایی خان بوده است و ایل او را ایل قایی می نامیده اند و خود قایی به معنای محکم می باشد .
ایل قایی به سه قسمت تقسیم می شده که به آن ها ساغ قایی ( قایی راست ) و سول قایی ( قایی چپ ) و قاشقایی گفته می شده است که نام ساغ قایی ها به مرور زمان به سکا رسیده است ( ساغ قایی < ساک کایی < ساکا < سکا ) که این گروه حکومت های فراوانی را در آسیا به وجود آورده اند و قسمتی از آنان حدود ده هزار سال پیش ( عصر یخبندان ) از تنگه ی برینگ گذشتند و به قاره ی آمریکا رفتند و نام آلاسکا یا همان آلا + سکا گواهی بر همین موضوع است ، همچنین طبق تحقیقات پولاد کایا محقق ترک زبان اهل آمریکا این موضوع به اثبات رسیده است . لازم به ذکر است که نام قبیله ی اینکا که یکی از قبایل سرخپوستان آمریکاست همان واژه ی اینه ک ( گاو ) در زبان ترکی است و گروه دوم همان سول قایی ها بوده اند که نام آنان به مرور زمان به سلجوقی تبدیل شده است ، که قسمتی از آنها بنیان گذار سلجوقی های ایران و قسمت دیگر بنیان گذار حکومت عثمانی می باشند .( سوا قایی < سول شاهی < سول جایی < سول جاغی < سلجوغی )
کلمه ی قاش معنا های مختلفی را بیان می دارد که حدود 7 الی 9 معنی را در بر می گیرد اما معنایی که در تمام کلماتی که کالمه ی قاش را در بر دارند مشترک است محافظ بودن و بالا بودن است برای مثال به واژه های زیر نگاه کنید :
1 - قاش آغاردی = آسمان سپیده زد
2 - قاش قاراردی = آسمان تاریک شد
در اینجا قاش به معنای بالاست و معنای طاق آسمان را می دهد و درست به افق گفته می شود که سقفی برای کره ی زمین در نظر گرفته می شود .
3 - قاش = ابرو
4 - اۆزۆک قاشی = نگین انگشتر
همانطور که می دانید ابرو بر روی چشم واقع است و از چشم محافضت می کند پس هر دو معنای بالا و محافظ را در خود جای داده است . . .
در گزینه ی چهارم هم به معنای بالاست و که با بالا قرار گرفتن ارزش بالایی را به انگشتر می بخشد و همانند چطری انگشتر را در بر می گیرد . . .
5 - قاششیق = قاشق
6 - قاششیماق = ته دیگ
7 - قاش = محل نگهداری حیوان
در خیلی از موارد زبانشناسان کلمه ی قاشق را از قششیلمه ک یا قششیماق دانسته اند که به نظر شخص حقیر این اشتباه است و آن ترکیبی از دو جزء قاش + ایق می باشد که به معنای محل محافظ یا محافظ می باشد که غذا را در بر می گیرد و محافظت می کند تا به دهان برسد .
درمورد کلمه ی قاششیماق( ته دیگ ) باید گفت که باز در اینجا نیز به معنای محافظ می باشد زیرا همانند سپری از غذا در برابر حرارت محافظت می کند تا نسوزد .
و در مورد آخر که کاملا معلوم است چون امروزه نیز مشاهده می کنیم .
در ترکی قدیم کلمه ی قاش را به معنی لبه ی بالای کوه به کار میبرده اند ، اگر در مورد استفاده ی کلمه ی قاشقا برای اسب هم تامل کنیم می بینیم که در اینجا هم چون بالا ترین نقطه ی بدن اسب یعنی پیشانی آن است آن را قاشقا می نامند و در همین جا به معنای محافظ نیز می باشد زیرا در بین ترکان این اعتقاد وجود دارد که به کسی که زندگی آن خوب باشد می گویند که فلانی پیشانی سفید است یعنی تقدیر از او حمایت کرده و او را در جای بالایی بین مردم قرار داده است .
این توضیح ها بسیار اندک می باشد و باید در همین جا بگویم که اگر به کلمه ی قاراق = کنار بنگرید این کلمه با ق شروع شده حالا به تمام اعضای کناری بدن بنگرید ، تمام آنها با ق شروع می شوند ( قیچ ، قول و … ) پس مردمی که این گونه سخن می گویند و زبانشان اینقدر فلسفی می باشد هر چیزی را بدون قاعده و قانون نامگذاری نمی کنند . . .
پس از صحبتهایم نتیجه می گیریم که کلمه ی قاش در اینجا ( قاشقایی ) به معنای محافظ و بالا می باشد و از آنجا که از خود داستان اوغوز خان بزرگ نیز معلوم است که قایی فرزند ارشد گۆن خان و گۆن خان نیز فرزند ارشد اوغوز خان می باشد و همیشه نیز در مبارزات جلو دار بوده و تمام ایل هل را رهبری می کرده است و از نظر تعداد نفرارت هم از بزرگترین ایل ها بود ، به قسمتی از قایی ها که ایل قایی را رهبری می کرده اند و بین ساغ قایی و سول قایی بوده اند قاشقایی گفته می شده است و قاشقای به منی رهبر( بالا) و محافظت کننده ایل قایی می باشد .
برای مطالعه ی بیشتر به شما پیشنهاد می کنم که کتاب لعتنامه ی جامع اتیمولوژیک ترکی به فارس ( دیل دنیز ) اسماعیل هادی فرد و دیوان لغات ترک محمود کاشغری را مطالع فرمایید .
امروز می خواهیم درمورد کلمه ی قشقایی که تلفظ درست آن قاش قایی می باشد بحث کنیم در مورد کلمه ی قاشقایی حرفها و نظریه های بسیاری را بسیاری از دانشمندان و زبانشناسان بیان نموده اند که هر یک به بیانی ناقص می باشد و برخی اصلا توهین به کلمه ی قشقایی و ملت غیرتمند قشقایی می باشد . . .
اگر بخواهیم در مورد درد و دل ها صحبت کنیم سخن بسیار است و بهتر است که همینجا وقت را غنیمت بشماریم و روی سخن را با شما دوستان در مورد کلمه ی قاشقایی شروع نماییم . . .
کلمه ی قاشقایی از دوجزء قاش + قایی تشکیل شده است که معنی و مفهوم جزء دوم آن کاملا آشکار می باشد و بدین گونه است که اوغوز خان دارای 6 ( شش ) فرزند بوده که بزرگترین آنها گۆن خان و فرزند ارشد گۆن خان قایی خان بوده است و ایل او را ایل قایی می نامیده اند و خود قایی به معنای محکم می باشد .
ایل قایی به سه قسمت تقسیم می شده که به آن ها ساغ قایی ( قایی راست ) و سول قایی ( قایی چپ ) و قاشقایی گفته می شده است که نام ساغ قایی ها به مرور زمان به سکا رسیده است ( ساغ قایی < ساک کایی < ساکا < سکا ) که این گروه حکومت های فراوانی را در آسیا به وجود آورده اند و قسمتی از آنان حدود ده هزار سال پیش ( عصر یخبندان ) از تنگه ی برینگ گذشتند و به قاره ی آمریکا رفتند و نام آلاسکا یا همان آلا + سکا گواهی بر همین موضوع است ، همچنین طبق تحقیقات پولاد کایا محقق ترک زبان اهل آمریکا این موضوع به اثبات رسیده است . لازم به ذکر است که نام قبیله ی اینکا که یکی از قبایل سرخپوستان آمریکاست همان واژه ی اینه ک ( گاو ) در زبان ترکی است و گروه دوم همان سول قایی ها بوده اند که نام آنان به مرور زمان به سلجوقی تبدیل شده است ، که قسمتی از آنها بنیان گذار سلجوقی های ایران و قسمت دیگر بنیان گذار حکومت عثمانی می باشند .( سوا قایی < سول شاهی < سول جایی < سول جاغی < سلجوغی )
کلمه ی قاش معنا های مختلفی را بیان می دارد که حدود 7 الی 9 معنی را در بر می گیرد اما معنایی که در تمام کلماتی که کالمه ی قاش را در بر دارند مشترک است محافظ بودن و بالا بودن است برای مثال به واژه های زیر نگاه کنید :
1 - قاش آغاردی = آسمان سپیده زد
2 - قاش قاراردی = آسمان تاریک شد
در اینجا قاش به معنای بالاست و معنای طاق آسمان را می دهد و درست به افق گفته می شود که سقفی برای کره ی زمین در نظر گرفته می شود .
3 - قاش = ابرو
4 - اۆزۆک قاشی = نگین انگشتر
همانطور که می دانید ابرو بر روی چشم واقع است و از چشم محافضت می کند پس هر دو معنای بالا و محافظ را در خود جای داده است . . .
در گزینه ی چهارم هم به معنای بالاست و که با بالا قرار گرفتن ارزش بالایی را به انگشتر می بخشد و همانند چطری انگشتر را در بر می گیرد . . .
5 - قاششیق = قاشق
6 - قاششیماق = ته دیگ
7 - قاش = محل نگهداری حیوان
در خیلی از موارد زبانشناسان کلمه ی قاشق را از قششیلمه ک یا قششیماق دانسته اند که به نظر شخص حقیر این اشتباه است و آن ترکیبی از دو جزء قاش + ایق می باشد که به معنای محل محافظ یا محافظ می باشد که غذا را در بر می گیرد و محافظت می کند تا به دهان برسد .
درمورد کلمه ی قاششیماق( ته دیگ ) باید گفت که باز در اینجا نیز به معنای محافظ می باشد زیرا همانند سپری از غذا در برابر حرارت محافظت می کند تا نسوزد .
و در مورد آخر که کاملا معلوم است چون امروزه نیز مشاهده می کنیم .
در ترکی قدیم کلمه ی قاش را به معنی لبه ی بالای کوه به کار میبرده اند ، اگر در مورد استفاده ی کلمه ی قاشقا برای اسب هم تامل کنیم می بینیم که در اینجا هم چون بالا ترین نقطه ی بدن اسب یعنی پیشانی آن است آن را قاشقا می نامند و در همین جا به معنای محافظ نیز می باشد زیرا در بین ترکان این اعتقاد وجود دارد که به کسی که زندگی آن خوب باشد می گویند که فلانی پیشانی سفید است یعنی تقدیر از او حمایت کرده و او را در جای بالایی بین مردم قرار داده است .
این توضیح ها بسیار اندک می باشد و باید در همین جا بگویم که اگر به کلمه ی قاراق = کنار بنگرید این کلمه با ق شروع شده حالا به تمام اعضای کناری بدن بنگرید ، تمام آنها با ق شروع می شوند ( قیچ ، قول و … ) پس مردمی که این گونه سخن می گویند و زبانشان اینقدر فلسفی می باشد هر چیزی را بدون قاعده و قانون نامگذاری نمی کنند . . .
پس از صحبتهایم نتیجه می گیریم که کلمه ی قاش در اینجا ( قاشقایی ) به معنای محافظ و بالا می باشد و از آنجا که از خود داستان اوغوز خان بزرگ نیز معلوم است که قایی فرزند ارشد گۆن خان و گۆن خان نیز فرزند ارشد اوغوز خان می باشد و همیشه نیز در مبارزات جلو دار بوده و تمام ایل هل را رهبری می کرده است و از نظر تعداد نفرارت هم از بزرگترین ایل ها بود ، به قسمتی از قایی ها که ایل قایی را رهبری می کرده اند و بین ساغ قایی و سول قایی بوده اند قاشقایی گفته می شده است و قاشقای به منی رهبر( بالا) و محافظت کننده ایل قایی می باشد .
برای مطالعه ی بیشتر به شما پیشنهاد می کنم که کتاب لعتنامه ی جامع اتیمولوژیک ترکی به فارس ( دیل دنیز ) اسماعیل هادی فرد و دیوان لغات ترک محمود کاشغری را مطالع فرمایید .