| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
900
|
87/10/12 (11:02)
|
|
||
|
|
10
|
617
|
90/4/11 (10:08)
|
|
||
|
|
27
|
286
|
91/3/6 (00:11)
|
|
||
|
|
70
|
527
|
91/2/31 (16:43)
|
|
||
|
|
0
|
114
|
91/2/25 (17:04)
|
|
||
|
|
16
|
61
|
91/2/10 (15:25)
|
|
||
|
|
21
|
204
|
91/1/28 (19:51)
|
|
||
|
|
179
|
3284
|
91/1/26 (15:19)
|
|
||
|
|
20
|
216
|
91/1/25 (13:58)
|
|
||
|
|
79
|
486
|
91/1/29 (17:46)
|
|
||
|
|
106
|
770
|
91/1/22 (12:50)
|
|
||
|
|
32
|
622
|
91/1/7 (21:28)
|
|
||
|
|
148
|
1031
|
90/12/29 (01:40)
|
|
||
|
|
101
|
1022
|
90/12/21 (23:58)
|
|
||
|
|
22
|
252
|
90/12/20 (21:12)
|
|
||
|
|
38
|
265
|
90/11/21 (23:39)
|
|
||
|
|
487
|
2737
|
90/10/24 (23:32)
|
|
||
|
|
21
|
168
|
90/10/8 (19:38)
|
|
||
|
|
20
|
261
|
90/9/25 (01:23)
|
|
||
|
|
87
|
880
|
90/9/19 (18:45)
|
|

//oOo\\ماجرای مسلمان شدن دختری مسیحی + فیلم//oOo\\
ترجمه از حمیدرضا عبدلی
چرا اسلام را انتخاب کردم (Why have I converted to Islam)
در این زمان من به شما خواهران و برادران سلام میکنم. چرا که موضوع این ویدیو را این گذاشتهام که چرا و چگونه به اسلام تغییر کیش داده ام؛ و نیز در مورد دیدگاه من نسبت به اسلام در گذشته و حال.
موضوعاتی است که برخی برادران و خواهران از من خواسته اند که در مورد آن صحبت کنم. سوالاتی از قبیل: چرا من حجاب دارم؟ دیدگاه من نسبت به زنان و نسبت به اسلام چیست؟
من معتقدم پیش از پرداختن به این سوالات لازم است توضیح دهم که چرا اسلام را انتخاب کردم؟ و چرا من مسلمانم؟ و اینکه من خودم را چگونه میبینم؟ شما خواهید دید که برخی در راه درستند و برخی در اشتباه اند و دیدگاه من به کدام گرایش دارد؟ اما اینجا ما در حال آموختن و صحبت کردن درمورد برخی مسائل هستیم.
.... من اکنون به عنوان یک مسلمان میتوانم بگویم که خدا یک حقیقت است. ما میتوانیم همه چیز را از این نقطه نظر گفته و به بسیاری از مسایل پاسخ بگوییم. من پیش از اسلام سوالاتی در ذهنم داشتم، مثلا اینکه چرا من اینجا هستم؟ و اینکه ما در اینجا چکار میکنیم؟ چرا جهان چنین است؟ و ... و اینکه چرا انسان ها شدیدا اصرار دارند که به قدرت برتر اعتقاد داشته باشند؟ شاید برخی منظور شان خدا باشد و برخی منظورشان ایمان، سرنوشت، ستاره ها و چیزهای دیگر باشد. ما در اینجا قصد داریم در این باره سخن بگوییم.
ما قرار است از قدرتی سخن بگوییم که جهان (کیهان) را خلق کرد. کسی که من، شما و همه کس را خلق کرده است. من خدا را علت میدانم. مثلا اگر شما خدا را ستاره ها بدانید؛ و بگویید من به طبیعت اعتقاد دارم. اما این درست نیست. من میدانم که شما چه میخواهید بگویید. چرا که میدانم شما در مورد چیزی سخن میگویید که من آن را خدا میخوانم. ولی در توضیح شما میگویید که به طبیعت باور دارید. اما از دیدگاه من این صحیح نیست؛ زیرا از نگاه من این خداست که جهان را خلق کرده است. خدا ستاره ها را خلق کرده است.
من میدانم که همه انسان ها مصرند که به موجودی و نیرویی برتر ایمان داشته باشند. حتی کسانی که میگویند من کاملا مستقل هستم و من خودم زندگی ام را میسازم. اما این صحیح نیست؛ زیرا همین انسان هنگامی که در شرایط بد قرار گیرد و همه چیز را از خود جدا ببیند؛ چرا در این شرایط همه انسان ها از کسی برای رفع نیازشان طلب کمک میکنند و فریاد میزنند؟ چرا؟ این به دلیل آنست که شما در ذهنتان این نکته وجود دارد قرار است به شما کمک کند و شما را نجات دهد. اگر شما به این باور داشته باشید دیگر شما آنقدر قوی نیستید و دیگر آنچنان مستقل نیستید. چرا شما در آن زمان احساس میکنید که خیلی کوچکید و از یک چیز خیلی بزرگ کمک میطلبید؟
برخی از خواهران و برادران گفته اند که من به مهبانگ (انفجار بزرگ) باور دارم. خیلی خوب من هم به مهبانگ باور دارم. انفجار بزرگی رخ داده و تمام جهان خلق شده است. بله من هم کاملا به آن اعتقاد دارم. من هم دانشجوی علوم تجربی هستم. من هم عمیقا به مهبانگ باور دارم. اما نکته این است که شما معتقدید که مهبانگ نقطه آغاز جهان است؛ و از آنجاست که همه چیز آغاز شده است. اما من معتقدم که پیش از مهبانگ خدا وجود داشته است. خدا هرگز در جای خاصی قرار نداشته است که خلق شود. یا اینکه خودش را خلق کند...
من معتقدم این خداست که باعث شد مهبانگ رخ بدهد. خدا آن را به وجود آورد. فکر میکنم حتی در قرآن نیز این نکته وجود دارد. البته من اخیرا شروع به خواندن قرآن کرده ام. فکر میکنم چیزهایی از این قبیل در آن وجود دارد که فرموده است: ما آسمان ها و زمین را خلق کرده ایم. آن در این باره صحبت میکند که چگونه مهبانگ شروع به خلق شده است...
می خواستم بگویم که سفر من به اسلام هرگز نقطه آغاز نبوده است. اما نمی دانم مطلبی را که میخواهم بگویم کاملا درست است یا نه. زیرا دقیقا به خاطر میآورم که کی شروع به آموختن پیرامون اسلام کردم و آن چه زمان اتفاق افتاد. بنابراین این گفتمان را کاملا به خاطر میآورم. از زمانی که به اسلام علاقه مند شدم، پنج ماه طول کشید تا قبل از تغییر کیش واقعی ام، در مورد اسلام مطالعه کنم. من تجربه ای در مورد اسلام نداشتم. از دلایلی که باعث شد مسلمان شوم مسئله تولد دوباره و ... بود... چرا که تمام انسان ها در این جهان مسلمان به دنیا میآیند... (احتمالا منظور این است که دین امری فطری است. یعنی اسلام به معنای مفهومی اش -تسلیم شدن- یک امر فطری است.) اما خانواده و جامعه آن را تغییر داده اند. پس اینکه شخصی به اسلام میپیوندد را تولد دوباه مینامند. چرا که ما به خانواده مان باز میگردیم. ما به اسلام باز میگردیم.
... من فکر میکنم که خداوند ( الله سبحانه و تعالی) کوشید تا به من راه راست را نشان دهد. من در یک کشور مسیحی به دنیا آمدم. مردم کشورم عمل (نیایش) نمی کردند. خانوادهام هم همینطور. من به خاطر میآورم که هنگامی که دختری کوچک بودم با مادربزرگم به کلیسا میرفتم. اما حتی زمانی که بزرگ شدم دیگر آن کار را نکردم. هرگز به سوالات من درست پاسخ داده نشد، سوالاتی چون صلیب، تصلیب مسیح، و ....
در مدرسه ابتدایی والدین میخواستند که بچه هایشان به کلاس اخلاقی یا کلاس دینی بروند. آنها میتوانستند انتخاب کنند. اما والدین من هرگز نخواستند که من به کلاس دینی بروم و مرا به کلاس اخلاق میفرستادند؛ و بنابراین من هرگز به جستجوی خدا تشویق نشدم. هنگامی که نه یا ده ساله بودم احساس کردم شدیدا علاقه دارم که به خدا باور داشته باشم. هرگز خودم را انسانی بی اعتقاد نسبت به قدرت (نیروی) برتر احساس نکردم....
منبع: http://christianity.mihanblog.com/post/170
«آقای یورگوس(جورج) سیالوپ» فرزند «آنتونیس» تبعه كشور یونان با حضور در محل رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران درآتن تمایل خود را برای تشرف به دین مبین اسلام به عنوان مذهب رسمی خود اعلام و نام زیبای «یوسف» را برای خویش انتخاب کرد.


یک معلم زن گرجستانی به نام آنا دارسافلیدزه با حضور در دارالافتاء شهر بای شهیر از توابع قونیه ترکیه شهادتین را گفت و مسلمان شد و نام خود را به مریم تغییر داد.
به گزارش سرویس بین الملل مرکز خبر حوزه، وی به مدت یک سال در این شهر ترکیه حضور زندگی کرده و با آداب اسلامی آشنا شده است. مصطفی تکین مفتی این شهر گفت: مراسم جشن کوچکی به افتخار این معلم گرجستانی در دارالافتاء برگزار میشود که البته خود مریم دوست ندارد در این جشن حاضر شود و ما هم به این خواسته او احترام گذاشتیم. این مفتی افزود: آنا دارسافالیدزه گفته که از صدای اذان و تلاوت قرآن که در مدت کار خود در این شهر شنیده تاثیر زیادی پذیرفته است. تکین افزود: مریم برخی سوره های قرآن را آموخته و میتواند آنها را به خوبی تلاوت کند و همچنین مقداری از قرآن را که برای ادای نماز کافی باشد حفظ کرده از جمله سوره فاتحه. وی پس از گفتن شهادتین در اینجا مسلمان شد و همانند بسیاری از کسانی که در این دارالافتاء مسلمان می شوند نام مریم را برای خود انتخاب کرد.
به
گزارش شیعه آنلاین، چند ماه است که شهرهای مختلف ایالات متحده آمریکا نیز
مانند کشورهای عربی، شاهد برگزاری تظاهرات و اعتراضات شدید علیه دولت
هستند. اما در حاشیه این اعتراضات، رخدادها و حوادثی رخ می دهد که شیرین و
به یاد ماندنی است.



پزشک زن روس در روستاهای ایران!










به
گزارش پانا، خواننده آمریکایی "امیر هاوکینز" مشهور
به "لون" با اعلام مسلمان شدن خود، از کناره گیری از خوانندگی و اشتغال به
امر تعلم قرآن و زبان عربی خبر داد.
تالی فهیما(طالی فحیمة) دختر اسرائیلی سابق
تالی فهمیا(טלי פחימה)، متولد 1976، یک زن اسرائیلی است، که بخاطر روابطش با زکریا زبیدی، فرماندۀ گردان شهدای الاقصی در جنین، مجرم شناخته شد. او تابعیتش را به عنوان یک فلسطینی قرار داده و به اسلام راه یافته است.
او در یک خانوادۀ تنها از نژاد یهودیان مراکشی در کیرات گت، شهری در جنوب اسرائیل، بزرگ شد[1]. تا سال 2003، او طرفدار حزب لیکود اسرائیل بود؛ او سپس یک مصاحبه را که در آن زبیدی، تبدیل شدن خود را از یک طرفدار صلح به یک تروریست تحت تعقیب را شرح میداد، مطالعه نمود. او شمارۀ تلفن زبیدی را به دست آورد، و چندین بار با او صحبت کرد. وقتی او فهمید که زبیدی در رأس لیست ترور اسرائیل قرار دارد، تصمیم گرفت، به جنین برود و عنوان یک محافظ در منزل او ساکن شود[2]. او، با زبیدی پیش از زندانی شدن زبیدی، در پروژۀ کودکان فلسطینی که در فیلم "کودکان آرنا" نمایش داده شد، همراه شد. او انکار نمیکند که بعداً چندین بار زبیدی را در جنین ملاقات کرده است، ولی هر گونه همکاری در فعالیتهای مسلّحانه را انکار میکند. در مارس 2004، او شروع به محیا شدن برای حفاظت از جان زبیدی، به عنوان یک محافظ، نمود. هم او و هم زبیدی ادعای رابطۀ عاشقانه بین یکدیگر را انکار نموده اند.
در 23 دسامبر 2005، او بخاطر یک سری جرائم غیرجدّی، از قبیل ترجمۀ یک سند نظامی فوق سرّی اسرائیلی برای زبیدی، به دادگاه خوانده شد، که مشاجره به اینجا رسید که او به زودی آزاد شود. به هر حال در 13 سپتامبر 2006، پارول بورد، حکم کرد او به زودی آزاد نخواهد شد، زیرا او "رفتاری جسورانه و گستاخانه با نگهبانان زندان" داشته است.
تالی فهیما در ژانویه 2007، یک سال زودتر از حکمش، بخاطر رفتار خوب، آزاد شد. هنوز، او حق خروج از اسرائیل، تماس با نمایندگان خارجی و ورود به بخشهای تحت کنترل فلسطینیان در کرانۀ باختری رود اردن، را ندارد.
در 23 آوریل 2007، او در جشن استقلال اسرائیل شرکت کرد، جایی که او یک شمع به احترام زبیدی روشن کرد.[3]
این روزها، تالی در یک روستای عربی عرعرة، در شمال فلسطین اشغالی زندگی می کند و به عنوان یک معلّم زبان عبری کار می کند. در ژوئن 2010، وی در یک مسجد در امّ الفحم، مسلمان شد.[4]
منبع: ویکی پدیا

آخرین خبر به نقل از مشرق نیوز:
این تصمیم از سوی فهیما بازتاب بسیار زیادی در جامعه صهیونیستی داشته است بطوری که وی پس از اینکه مدتی پیش مسلمان شدنش را به اطلاع عموم رسانده بود، اینک از طریق درج یک آگهی در روزنامه فلسطینی "القدس" گفته است که وی به دنبال یافتن یک فرصت شغلی در فلسطین برای انتقال به آنجا جهت زندگی کردن و ترک "اسرائیل" (سرزمین های اشغالی) است.
وی در این آگهی اعلام کرده است که دوست دارد تا آخر در فلسطین سکونت و دیگر هیچ وقت به سرزمین های اشغالی برنگردد.
فهیما در روزهای اخیر به شدت مورد هجوم رسانه های صهیونیستی قرار گرفته است.
فهیما برای نخستین بار در سال 2004 میلادی با زکریا زبیده، فرمانده گردان های الاقصی دیدار و در پی آن شاباک برای انجام تحقیقات وی را دستگیر و برای مدتی زندانی کرد. دادگاه رژیم صهیونیستی فهیما را به همدستی با تروریست های الاقصی متهم کرد و حتی بعد از اعتراضات وکلای مدافع فهیما، تجدید نظری در رأی صادره صورت نگرفت و وی به دو سال زندان محکوم شد. پس از آن نیز فهیما تحت نظر بود و تا یکسال اجازه مسافرت به خارج از اسرائیل را نداشت و تا چهار سال نیز اجازه نداشت به سرزمین های فلسطینی برود.
[1]Ibrahem Buray, Ahmed Ibrahem (08 June 2010). "Israeli peace activist who converted to Islam be declared". allvoices. http://www.allvoices.com/contributed-news/6024268-israeli-peace-activist-who-converted-to-islam-be-declared.
[2]Shohat, Orit (31 December 2004). "Throwing the book at Tali Fahima". Haaretz. http://www.haaretz.com/hasen/objects/pages/PrintArticleEn.jhtml?itemNo=521424.
[3]"Leftist lights torch for Al-Aqsa commander". Ynetnews. 23 April 2007. http://www.ynetnews.com/articles/0,7340,L-3391371,00.html. Retrieved 2010-06-08.
[4]Roffe-Ofir, Sharon (8 June 2010). "Leftist Tali Fahima converts to Islam". Ynetnews. http://www.ynetnews.com/articles/0,7340,L-3902175,00.html. Retrieved 2010-06-08.
یک زن روس در کلار دشت مسلمان شد.
به گزارش شیعه آنلاین، یک زن 40 ساله روسی در حوزه علمیه امام علی علیه السلام کلاردشت مسلمان شد.
این
زن روسی به نام لاریسا سالاویه از اهالی نان چیک روسیه به اتفاق همسر خود علی مقدم
با حضور در حوزه علمیه امام علی علیه السلام با جاری کردن شهادتین نزد حجت الاسلام
سید یحیی میرتبار موسس و رئیس حوزه علمیه امام علی علیه السلام کلاردشت مسلمان و
شیعه اثنی عشری شد.
لاریسا
پس از تشرف به دین مبین اسلام، در یک مراسم نمادین با هزار دلار مهریه به عقد شرعی
مقدم اهل تنکابن درآمد.
علی
مقدم، همسر لاریسا در خصوص آشنایی با لاریسا گفت: لاریسا که یک مسیحی ارتدکس بود،
خودش و بدون هیج فشاری در خصوص اسلام پرس و جو و مطالعه می کرد و دوست داشت از
اسلام بیشتر بداند.
وی
با علاقه خود و رعایت موازین شرعی، حوزه علمیه امام علی علیه السلام و الزهرای
کلاردشت را برای مسلمان شدن و جاری شدن خطبه عقد توسط آقای میرتبار انتخاب کرد.
تاریخ ارسال در شیعه آنلاین: 14 آبان 1390
![]()
عکس تزئینی است
بحث کردن با نامسلمانان در مورد اسلام، کاری است دشوار. چرا که ذهنشان را پر کرده اند از سخنان دروغین در مورد اسلام. برای همین وقتی من در چت رومها، برای افراد نامسلمان پیامی را ارسال میکنم، معمولاً بعد از اینکه پی به مسلمان بودنم میبرند، برخوردهای تندی نشان میدهند. به آنها آموزش داده اند که اسلام دینی است که در آن تروریسم و کشتن نامسلمانان ثواب دارد! تلاش کرده اند صفات بدی را در مورد حضرت محمّد(ص) در ذهن آنان قرار دهند و... همین میشود که وقتی با یکی از آنها صحبت کردم، به من گفت «محمد(پیامبر اسلام) هم عضو گروه طالبان است» و البته تلاش من برای فهماندن حقیقت به او فایده نداشت. حقیقت این است که خطّ شیطان به خوبی میداند که چگونه مردم را از اسلام دور کند.
به هر حال گاهی هم، با افرادی روبرو میشوم که حاضر هستند علیرغم شبهات زیادی که پیشاپیش در ذهنشان قرار گرفته است، به صورت منطقی در مورد عقایدشان بحث کنند و «جری» جوان هفده سالۀ آمریکایی، از این دست افراد بود. یک جوان مسیحی پروتستان، که مثل بسیاری از پروتستانها معتقد بود، مسیحیت یک دین نیست و دین ساختۀ دست کلیساهاست. بدون شک، بخشی از بحثهای ما به این گذشت که دین امری مفید از سوی خداست و من دین را به عنوان یک راهنمایی برای زندگی بهتر، از سوی خدا، به او معرفی کردم.
ابتدای بحث ما بیشتر روی عقاید مسیحیت و همچنین روی قرآن بود، ولی بعداً بیشتر بحث ما روی اهل سنّت و در واقع وهّابیت، قرار گرفت. وهّابیان خود را مسلمان و سنّی حقیقی معرفی میکنند و در اینترنت به بحث با نامسلمانان میپردازند، فکرش را بکنید چه احساسی داشت وقتی میدید که این مسلمان-نماها عقاید خشک و تند خود را به نام اسلام، به او میگفتند و البته دیدن ترورهای گروههای وهابی مثل القاعده، نیز بر اندیشۀ او اثر بدی نهاده بود. بحث من در این مورد، با او بسیار طولانی بود، به او گوشزد کردم که بیشتر قربانیان وهّابیان، خود مسلمانان و به خصوص شیعیان هستند، آنها کشتن ما را بسیار مهمتر از کشتن نامسلمانان میدانند و میگویند ما از نامسلمانان بدتر هستیم. البته برایش توضیح دادم که وهّابیت یک اندیشۀ منحرف است که به احتمال زیاد از سوی انگلیس ایجاد شده است و برایش شرح دادم که وهّابیها دقیقاً همان چهره ای را از اسلام نشان میدهند که اسلامستیزان و دشمنان اسلام میخواهند از این دین مبین به جهانیان نشان دهند. برایش شرح دادم که اسلام نه تنها کشتن انسانها را بد میداند، بلکه کشتن انسانی را که قتلی نکرده یا در زمین فسادی ننموده، مانند قتل تمام مردم دنیا میداند(قرآن،مائده:32) و نیز برایش از جهاد اسلامی گفتم که برعکس آنچه گفته میشود، جنگیدن با کسی مجاز است که با ما میجنگد و قرآن ما را از تجاوز و تعدّی نهی فرموده است(قرآن،بقره:190) و البته برایش شرح دادم که تنها یک جا قرآن دستور به آغاز حمله داده است که آن هم در شرایطی است که کفّار خودشان پیمان صلح را زیر پا نهادند و تعدادی از مسلمانان را کشتند(قرآن،توبه:4-1).
بخش دیگری از بحث ما سرنوشت نامسلمانان در آخرت بود. من به او توضیح دادم که نامسلمانان نیز میتوانند به بهشت بروند و بر اساس باور اسلامی، افراد نامسلمان موظّف هستند که در مورد اسلام به طور کامل تحقیق کنند و بعد از تحقیق، اگر بدون داشتن غرض و با وجود تمام تلاشی که برای رسیدن به حقانیت اسلام کرده اند، به دینی غیر از اسلام برسند، خداوند در روز قیامت در مورد آنها، بر اساس دینی که انتخاب نموده اند، قضاوت خواهد کرد.
یادم هست که در روز عاشورا، او از من پرسید که آیا خودم را زخمی میکنم؟(منظورش قمه زنی بود)، به او توضیح دادم که این کار را گروهی از افراد نادان شیعه انجام میدهند و علما و بزرگان شیعه از این کار منع مینمایند. بعد برایش گروههایی از بین مسیحیان را مثال زدم که چیزهایی میگویند که از دید خود او نیز با مسیحیت فاصله داشت.
البته من سعی کردم در تحقیقاتش به او کمک کنم و به همین خاطر چند مورد از معجزات حضرت محمّد(ص) را با ذکر سند به او معرّفی کردم. همچنین او سؤالاتی در مورد بحثها و چالشهای بین شیعیان و اهل سنّت داشت که من برایش توضیحاتی دادم.
این دوست سابقاً مسیحی که بسیار اهل تحقیق بود، از افراد زیادی در مورد سؤالاتش تحقیق میکرد و خودش نیز به تحقیقات زیادی پرداخت، تا اینکه امروز، دهم بهمن ماه 1389، به من پیام داد که میخواهد شیعه و مسلمان شود و به یگانگی خدا و پیامبری حضرت محمّد(ص) و اینکه حضرت عیسی(ع) فقط پیامبر خداست، شهادت داد؛ او ضمناً گفت میخواهد به ایران بیاید و در بین شیعیان زندگی کند. من از او خواستم که برای من توضیح دهد که چرا مسلمان شده است، و توضیحات او به شرح زیر است:
«اگر کتاب مقدّس را بخوانید، خدا مردم را پیش از عیسی(ع) بدون فدا بخشید]از دیدگاه مسیحیان، حضرت عیسی روی صلیب فدا شد تا کفّارۀ گناهان ما را بدهد[:
"زیرا كه به پدران شما سخن نگفتم و در روزی كه ایشان را از زمین مصر بیرون آوردم آنها را دربارة قربانی سوختنی و ذبایح امر نفرمودم. بلكه ایشان را به این چیز امر فرمودم گفتم كه قول مرا بشنوید و من خدای شما خواهم بود و شما قوم من خواهید بود و بهر طریقی كه به شما حكمنمایم سلوك نمایید تا برای شما نیكو باشد."(ارمیا7: 23-22) و "بیایید نزد خداوند بازگشت نماییم زیرا كه او دریده است وما را شفا خواهد داد ؛ او زده است و ما را شكسته بندی خواهد نمود... زیرا كه رحمت را پسند كردم و نه قربانی را، و معرفت خدا را بیشتر از قربانی های سوختنی."(هوشع6:6و1) و"هركه گناه خود را بپوشاند، برخوردار نخواهد شد؛ اما هر كه آن را اعتراف كند و ترك نماید رحمت خواهد یافت."(امثال13:28)
آنها به عیسی(ع) نیاز نداشتند تا برای گناهانشان بمیرد. پس در کتاب مقدّس ما به عیسی]برای بخشش گناهان[ نیازی ندارم. من نمیتوانم مسیحی بمانم، زیرا میدانم دروغ است.
در تسنّن، خدا بد است، ولی در تشیّع خدا بهتر است. من از تسنّن بدم میامد و یک تصویر بد از آن در ذهن داشتم، ولی تشیّع بهتر بود. من با یک شیعه صحبت میکردم و او کمی متفاوت صحبت میکرد، او میگفت مهم نیست که چه دینی داشته باشیم ولی شما گفتید که اگر شیعه نباشید، با تحقیق در مورد حقیقت میتوانید به بهشت وارد شوید. این نشان میدهد که چقدر الله مهربان است و او مردم را میپذیرد، حتی اگر آنها از دینش، پیروی نکنند. من این را دوست دارم.
من به تکامل اعتقاد ندارم، پس نمیخواهم بیخدا باشم ]البته از نظر من نظریۀ تکامل بیخدایی را تأیید نمیکند، بلکه مؤیدی بر برهان نظم است[.»
توضیحات جری، به خوبی نشان میدهد که او تحقیقات زیادی داشته است که بحثهای بین من و او تنها جزئی از این تحقیقات بوده است. در واقع باید به او آفرین بگویم و امیدوارم که ما نیز حقجوئی را از او یاد بگیریم. او از من خواسته است که زبان فارسی را به او یاد بدهم تا بتواند به ایران بیاید.
یک خاطرۀ جالب از بحثهای با جری را نیز برای شما تعریف میکنم: روزی در بحث با او صحبت از غربزدگی شد و اینکه گروهی آمریکا را اسوه و الگوی خود قرار داده اند. او بسیار از این سخن من تعجّب کرد و پرسید: آخر آنها از چه چیز ما خوششان آمده است؟! ما غذاهایمان را آلوده میکنیم و به خدا توهین میکنیم و...(عباراتش را درست یادم نیست و نقل به مضمون میکنم)؛ آنچه جالب بود تفاوت چهره ای بود که در ذهن او و برخی جوانان غربزدۀ ایرانی، در مورد آمریکا وجود دارد. او ایرادهایی را در مورد آمریکا میدید که هیچیک از این افراد غربزده در جامعۀ ما نمیبینند.
دایانا، تازه مسلمانی اهل تگزاس
من دایانا هستم، اهل تگزاس آمریکا، 23 سال سن دارم و صاحب یک پسر و یک دختر میباشم. من سابقاً مسیحی پروتستان بودم، ولی جدیداً مسلمان شده ام و همکنون پیرامون اسلام در حال تحقیق هستم. من در 29 مارس 2011 مسلمان شدم.
ماجرای مسلمان شدن من اینگونه بود که من با دوستی آشنا شدم که در مورد ادیان تحقیقات زیادی میکرد. من به همراه او، به تحقیقاتی پیرامون مسیحیت پرداختم. در این تحقیق من با تناقضات آشکاری روبرو شدم که در کتاب مقدّس(انجیل) وجود داشت. تناقضاتی که نه خودم و نه دوستانم پاسخی برای آن نداشتیم. هر چه پولس(که از دیدگاه مسیحیان پیامبر است) گفته بود با چیزهایی که عیسی گفته بود، تناقض داشت.(پس فهمیدم که مسیحیت ایراد دارد.)
من از آن رو به سوی اسلام آمدم که میدانستم و میدانم که یک خدا وجود دارد و من میخواهم او را خشنود کنم و همیشه با او باشم... جهنّم و بهشت برای من بازی نیستند و به یکباره من شروع به تحقیق کردم که ببینم کتاب مقدّس چگونه جمع آوری شده است و چه تناقضاتی را سر هم کرده است و شروع به بررسی اسلام کردم و من یک انتخاب داشتم: مانند کافران عمل کنم و به شکلی رفتار کنم که گویی حقیقت را ندیده ام یا آنچه الله برای شناخت بیشتر خودش داده است، را بپذیرم؛ و من پذیرفتم و میدانم خیلی چیزها برای من وجود دارد که بیاموزم.
از خانوادۀ من، فعلاً فقط مادر و خواهرهایم خبر دارند که مسلمان شده ام... و لذا آنها دیده اند که چرا اسلام را برگزیدم و در حال شروع جستجوی خویش هستند... من خوشبخت بودم که به یکباره میزان زیادی اطلاعات به دست آوردم و قصد دارم آن را به آنها نشان بدهم... به هر حال وقتی زمان انتخاب فرامیرسد، این بستگی به آنها خواهد داشت... چنانکه من به آنها میگویم من(در مورد اسلام) آموزش ندیده ام و تازه شروع کرده ام... آنها هم باید این کار را بکنند.
به گزارش ادیان نیوز، خانم "لامیه حجی مجو" دانشجوی دختر دانشگاه موصل که از پیروان دین ایزدی بود، هفته گذشته در صحن حرم مطهر أبا عبدالله الحسین علیه السلام به دین مبین اسلام و مذهب حق جعفری متشرف و خطبه عقد وی با همسر شیعه اش که با آشنایی با او توفیق هدایت یافته بود در صحن حرم مطهر اجرا شد.گفتنی است دین ایزدی یکی از شاخه های دین زرتشت به حساب می آید و پیروان آن در شمال عراق در برخی مناطق موصل سکنی دارند./شیعه آنلاین