| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
900
|
87/10/12 (11:02)
|
|
||
|
|
10
|
617
|
90/4/11 (10:08)
|
|
||
|
|
27
|
286
|
91/3/6 (00:11)
|
|
||
|
|
70
|
527
|
91/2/31 (16:43)
|
|
||
|
|
0
|
114
|
91/2/25 (17:04)
|
|
||
|
|
16
|
61
|
91/2/10 (15:25)
|
|
||
|
|
21
|
204
|
91/1/28 (19:51)
|
|
||
|
|
179
|
3284
|
91/1/26 (15:19)
|
|
||
|
|
20
|
216
|
91/1/25 (13:58)
|
|
||
|
|
79
|
486
|
91/1/29 (17:46)
|
|
||
|
|
106
|
770
|
91/1/22 (12:50)
|
|
||
|
|
32
|
622
|
91/1/7 (21:28)
|
|
||
|
|
148
|
1031
|
90/12/29 (01:40)
|
|
||
|
|
101
|
1022
|
90/12/21 (23:58)
|
|
||
|
|
22
|
252
|
90/12/20 (21:12)
|
|
||
|
|
38
|
265
|
90/11/21 (23:39)
|
|
||
|
|
487
|
2737
|
90/10/24 (23:32)
|
|
||
|
|
21
|
168
|
90/10/8 (19:38)
|
|
||
|
|
20
|
261
|
90/9/25 (01:23)
|
|
||
|
|
87
|
880
|
90/9/19 (18:45)
|
|
به نام خداوند یگانه بی همتا
با سلام،
در بحث بشارتهای به پیامبر اسلام در تورات و انجیل، یکی از محکم ترین بشارتهای موجود، بشارت به نبی موعود یا به اصطلاح انجیل یوحنا “آن نبی” است.
پیشتر در بحثی با دوستی مسیحی، این بحث را به صورت مختصر مطرح کرده ام که آن را می توانید در اینجا ببینید:
http://fa.sepehrmohamadi.com/?p=309
اما در این مقاله می خواهم به نکته ای اشاره کنم که پیشتر کمتر به آن توجه شده است و آن تفاوتهای فاحش در ترجمه های اناجیل در آیه هایی است که واژه “آن نبی” در آن به کار رفته است!!! در واقع همانطور که می دانید، متاسفانه بیشترین تحریفها در ترجمه کتاب مقدس کار دوستان مسیحی است که در صددند یا الوهیت عیسی مسیح را به اثبات برسانند و یا نبوت پیامبر اسلام و بشارت به آن را، انکار کنند. لذا بررسی ترجمه های مختلف آیاتی که در آنها به آن نبی اشاره شده است، از آن جهت که دروغگو کم حافظه است، بسیار قابل توجه و جالب است.
اولا انجیل یوحنا تقریبا بیشترین تعداد اشاره ها به نبی موعود و همچنین به فارقلیط(یوحنا ۱۴: ۱۶و ۱۴: ۲۶ و ۱۵: ۲۶ و ۱۶: ۷) را در خود گنجانده است.
همچنین جناب یوحنا در یکی از نامه های خود نیز به واژه فارقلیط(اول یوحنا ۲: ۱) اشاره کرده است.
اما در آیات متعددی در انجیل یوحنا، به آن نبی اشاره شده است.
بنده در اینجا یک یک به آیه ها اشاره کرده و ترجمه های مختلف را ارئه می کنم تا ببینید، دوستان مسیحی ما چقدر در مواجحه با این آیات، در ترجمه های خود، خطا کار شده اند:
۱- یوحنا ۱: ۲۱
ترجمه ها:
ترجمه فارسی قدیم: آنگاه از او سوال کردند: «پس چه؟ آیا تو الیاس هستی؟ گفت: «نیستم.»
ترجمه عصر جدید: آنها از او پرسیدند «پس آیا تو الیاس هستی؟» پاسخ داد: «خیر.» آنها پرسیدند: «آیا تو آن نبی موعود هستی؟» پاسخ داد: «خیر.»
ترجمه تفسیری: پرسیدند: «خوب، پس که هستید؟ آیا الیاس پیامبر هستید؟»جواب داد: «نه !»پرسیدند: «آیا شما آن پیامبر نیستید که ما چشم براهش میباشیم؟»باز هم جواب داد: «نه
چنانکه ملاحظه می شود در ترجمه فارسی قدیم، که از معتبر ترین ترجمه های کتاب مقدس است، با کمال تعجب، ترجیح داده شده است، اصلا اشاره به آن نبی، یا نبی موعود، کلا حذف گردد، تا ذهن خواننده بیخود به ادعاهای مسلمانان منحرف نگردد!!
۲- سه آیه یوحنا ۱: ۲۵ و ۶: ۱۴ و ۷: ۴۰
ترجمه ها:
ترجمه فارسی قدیم یوحنا ۱: ۲۵: پس از اوسوال کرده، گفتند: «اگر تو مسیح و الیاس و آن نبی نیستی، پس برای چه تعمید میدهی؟»
ترجمه عصر جدید یوحنا ۱: ۲۵: از او پرسیدند: «اگر تو نه مسیح هستی و نه الیاس و نه آن نبی موعود، پس چرا تعمید میدهی؟»
ترجمه فارسی قدیم یوحنا ۶: ۱۴: و چون مردمان این معجزه را که از عیسی صادر شده بود دیدند، گفتند که «این البته همان نبی است که باید در جهان بیاید!»
ترجمه عصر جدید یوحنا ۶: ۱۴: وقتی مردم این معجزهٔ عیسی را دیدند گفتند: «در حقیقت این همان نبی موعود است که میبایست به جهان بیاید.»
ترجمه فارسی قدیم یوحنا ۷: ۴۰: آنگاه بسیاری از آن گروه، چون این کلام راشنیدند، گفتند: «در حقیقت این شخص همان نبی است.»
ترجمه عصر جدید یوحنا ۷: ۴۰: بسیاری از کسانیکه این سخن را شنیدند گفتند: «این مرد واقعاً همان نبی موعود است»
در این مجموعه آیات، اشاره به نبی موعود در ترجمه عصر جدید، “آن نبی موعود” آمده است، حال آنکه در ترجمه فارسی قدیم، تنها “آن نبی” آمده است.
۳- یوحنا ۹: ۱۷
ترجمه ها:
ترجمه فارسی قدیم: باز بدان کور گفتند: «تو درباره او چه میگویی که چشمان تو را بینا ساخت؟» گفت: «نبی است.»
Etheridge translation: They say again to the blind, What sayest thou concerning him, because he hath opened thine eyes? He saith to them, I say that he is the Prophet
در این آیه، در همه ترجمه های فارسی که بنده دیدم، و نیز در اکثر ترجمه
های انگلیسی، تنها به این نظر گویند، که عیسی یک پیامبر(a prophet) است
اشاره شده است. اما در ترجمه نسخه Etheridge به این موضوع که گوینده، عیسی
را همان پیامبر موعود دانسته است، اشاره کرده است و از واژه the prophet
استفاده شده است که ترجمه آن نبی است.
۴- یوحنا ۷: ۵۲
ترجمه ها:
ترجمه فارسی قدیم: ایشان در جواب وی گفتند: «مگر تو نیز جلیلی هستی؟ تفحص کن و ببین زیرا که هیچ نبی از جلیل برنخاسته است.» پس هر یک به خانه خود رفتند.
ترجمه کتاب مقدس اورشلیم، پیروز سیار: او را پاسخ گفتند: “مگر تو نیز اهل جلیل هستی؟ تفحص کن و ببین که پیامبر از جلیل بر نمی خیزد.”دیاتسارون فارسی(فصل دوم، فراز ۵۴): مگر تو نیز از جلیل هستی تفحص کن و ببین که از جلیل پیامبر نشود
ترجمه عربی ون دایک: اجابوا وقالوا له ألعلک انت ایضا من الجلیل. فتّش وانظر. انه لم یقم نبی من الجلیل
دیاتسارون عربی(فصل ۳۵): اجابوا و قالوا له العلک ایضا من الجلیل، ابحث و انظر ان نبیا لا یقوم من الجلیل
King James Version: John 7:52 They answered and said unto him, Art thou also of Galilee? Search, and look: for out of Galilee ariseth no prophet. (Joh 7:52 KJV)Magiera Peshitta NT Translation: John 7:52 They answered and said to him, “Are you also from Galilee? Search and see that the prophet will not rise up from Galilee.” (Joh 7:52 MGI)
English Standard Version: John 7:52 They replied, “Are you from Galilee too? Search and see that no prophet arises from Galilee.” (Joh 7:52 ESV)New English Translation: John 7:52 They replied, “You aren’t from Galilee too, are you? Investigate carefully and you will see that no prophet comes from Galilee!” (Joh 7:52 NET)
Etheridge translation: They answered and said to him, Art thou also of Galila? Investigate, and see, that the Prophet from Galila ariseth not
با توجه به آیه یوحنا ۷: ۴۰ که چند آیه قبل از این آیه است، عالمان یهودی، به یهودیانی که در مورد عیسی به شک افتاده اند، که آیا او، مسیح است یا نبی موعود است، پاسخ می دهند که نبی موعود به طور حتم از جلیل بر نخواهد خواست. و آنان را مسخره می کنند و حتی ملعون می دانند چرا که نمی دانند که نبی موعود از جلیل بر نخواهد خواست!
اجازه بدهید که مسئله را کمی بیشتر بگشایم، یهودیان در زمان عیسی مسیح در انتظار سه شخصیت بودند، یکی مسیح، یکی الیاس و دیگری نبی موعود.
یهودیان با دیدن معجزات و اعمال عیسی به گمانه زنی پرداختند، که آیا عیسی همان مسیح موعود است؟ یا الیاس است یا نبی موعود است؟؟؟
در طی اناجیل، ما از زبان عیسی(ع) در می یابیم که او مسیح موعود بنی اسرائیل بوده است و یحیی نیز همان الیاس موعود بوده است.
اما تکلیف نبی موعود هیچ گاه مشخص نمی شود و نه عیسی و نه حواریون عیسی هیچ گاه مدعی نشدند که عیسی نبی موعود بنی اسرائیل است.
دوستان مسیحی ما می گویند که عیسی هم مسیح موعود بود و هم نبی موعود بود! که به هیچ وجه با آیات اناجیل همخوانی ندارد.
نکته ای که در این آیات به آن اشاره می شود آن است که نسبت به جلیلی بودن عیسی، عکس العمل نشان داده می شود، عالمان یهودیان می گویند که بر اساس کتاب مقدس، نبی موعود از جلیل نخواهد بود.
اهمیت این موضوع از آن جهت است که مسیحیان، عیسی را جلیلی و در عین حال نبی موعود می دانند، در حالیکه عالمان یهودی در این آیه می گویند که نبی موعود نمی تواند از جلیل باشد.
اما مسیحیان در این زمینه چه می گویند؟
مسیحیان در اکثر ترجمه های خود به دو تحریف دست زده اند:
اول آنکه فعل مضارع یا مستقبل این آیه را به ماضی تبدیل کرده اند.
در فارسی: در ترجمه فارسی قدیم: برنخاسته است(ماضی)، در ترجمه دیاتسارون فارسی: نشود(مضارع)، در ترجمه اورشلیم: بر نمی خیزد(مضارع)
در عربی: در ترجمه ون دایک: لم یقم(ماضی)، در ترجمه دیاتسارون عربی: لا یقوم(مضارع)
در انگلیسی: در ترجمه KJV: ariseth(ماضی)، در ترجمه MGI: will not rise (مستقبل)، در ترجمه ESV: arises (مضارع)، NET: comes (مضارع)
گویا عالمان یهودی می گویند که “به کتاب مراجعه کنید و ببینید که نبی موعود از جلیل بر نخاسته است”
این ترجمه کاملا بی مفهوم و بی معنی است! و با اصل یونانی و سریانی هم به
هیچ وجه همخوانی ندارد! اما در اکثر ترجمه های موجود زمان این فعل به ماضی
تغییر کرده است تا مفهوم آیه عوض شود!
توجه کنید که عالمان یهودی می خواهند شک دیگر یهودیان نسبت به عیسی را که آیا آن نبی موعود است یا مسیح موعود است بر طرف کنند.
آنوقت عالمانشان می گویند به کتاب مراجعه کنید و ببینید که هیچ نبی یا نبی موعود از جلیل بر نخاسته است؟؟! خوب اگر به فرض هم بر نخاسته باشد، ممکن است الان بر خاسته باشد! این پاسخ اصلا پاسخ منطقی نیست و با شیاق همخوانی ندارد و همانطور که گفتم با متن یونانی و سریانی هم اصلا همخوان نیست!
اما عالمان یهودی در حال اعلام یک اصل شناخته شده در یهودیت هستند، و آن اینکه “نبی موعود از جلیل بر نخواهد خاست” که در ترجمه MGI دقیقا به این موضوع و با فعل مستقبل اشاره شده است.
تحریف دوم مسیحیان، آن است که در اکثر ترجمه های خود، اشاره به “آن نبی” یا “the prophet” را نیاورده اند! یعنی چنین برخورد کرده اند، گویا یهودیان می گویند، هیچ نبی از جلیل برنخواهد خاست، و بعد استدلال می کنند که چون یونس از شهری از شهرهای جلیل برخاسته است، پس یهودیان دروغ گفته اند!(مراجعه کنید به تفاسیر Matthew Henry و John Wesley)
حال آنکه چون از ابتدا ترجمه خودشان از آیه خطا بود، به چنین دامی افتادند، حال آنکه هم از سیاق آیه با توجه به چند آیه قبل مشخص است و هم در برخی ترجمه ها دقیقا ذکر شده است، که یهودیان اظهار می کنند که “نبی موعود از جلیل بر نخواهد خاست”.
اینکه چرا عالمان یهودیان معتقد بودند که نبی موعود، از جلیل نخواهد بود، بنده چند احتمال می دهم:
۱- مسیح موعود بنی اسرائیل بنا بود از جلیل باشد:
در کتاب اشعیای نبی چنین آمده است:
اشعیا ۹: ۱
ولدی برای ما لیکن برای او که در تنگی میبود، تاریکی نخواهد شد. در زمان پیشین زمین زبولون و زمین نفتالی را ذلیل ساخت، اما در زمان آخر آن را به راه دریا به آن طرف اردن در جلیل امت ها محترم خواهد گردانید.
در این آیه که اجماع مسیحیان آن را در مورد مسیح می دانند، مسیح، برخاسته از جلیل دانسته شده است.
در خود انجیل هم، مسیح مذکور در این آیه به عیسی تعبیر شده است:
متی ۴
و چون عیسی شنید که یحیی گرفتار شده است، به جلیل روانه شد، ۱۳ و ناصره را ترک کرده، آمد و به کفرناحوم، به کناره دریا در حدود زبولون و نفتالیم ساکن شد. ۱۴ تا تمام گردد آنچه به زبان اشعیای نبی گفته شده بود ۱۵ که «زمین زبولون و زمین نفتالیم، راه دریا آن طرف اردن، جلیل امتها؛ ۱۶ قومی که در ظلمت ساکن بودند، نوری عظیم دیدند و برنشینندگان دیار موت وسایه آن نوری تابید.»
پس عالمان یهود که به این موضوع آگاه هستند که مسیح موعود، از جلیل برخواهد خواست، امکان اینکه عیسی، نبی موعود باشد را، رد می کنند. به دیگر سخن عالمان یهودی می خواهند به یهودیان کم اطلاع بگویند که “آنکه بنا است از جلیل ظهور کند، مسیح است، نه نبی موعود.” اما چون نمی خواهند امکان مسیح بودن عیسی را نیز تایید کنند، اینگونه سخن می گویند.
۲- برخی عالمان یهودی چون به اشتباه مدعی هستند که نبی موعود از بنی اسرائیل و از سبط یهودا خواهد بود، و چون جلیل مربوط به دو سبط زبولون و نفتالی است، امکان اینکه نبی موعود از جلیل برخیزد را، رد می کنند.
۳- عالمان یهودی چون بر اساس کتاب مقدس، می دانند که نبی موعود، از بنی اسماعیل، از قیدار، از نبایوت، از عرب، از فاران، و شتر سوار خواهد بود، لذا امکان اینکه نبی موعود، از جلیل باشد را رد می کنند.
تنها اشاره می کنم در دو آیه دیگر در کتاب اعمال نیز به نبی موعود اشاره شده است(اعمال ۳: ۲۲ و ۷:۳۷)
امیدوارم با این بیان قاصر، توانسته باشم، موفق به انتقال جان کلام، که همانا دست بردن مسیحیان و تغییر دادن ترجمه ها برای انکار نبوت نبی موعود، مذکور در انجیل است، شده باشم.
با احترام فراوان
سپهر محمدی
منبع: http://fa.sepehr.mohamadi.name/?p=379
__________________
سلام، ܫܠܡܐ، שלום
من، سپهر محمدی، شیعه و مسلمانم، خدایِ واحدِ خالقِ هر چیز، را می پرستم.
به تورات، انجیل و قرآن موجود ایمان دارم و عیسی مسیح، محمد بن عبدالله،
علی بن ابیطالب و 11 فرزندش را مولای خود می دانم، و همچنین در انتظار ظهور
مهدی و عیسی مسیح، دست در دست یکدیگر، هستم!
اگر چشم باز کنید و توانایی دیدن حقیقت را داشته باشید ، متوجه خواهید شد که زمان به نفع شما نبوده و تغییرات اساسی کرده است!
دیگر چهره ای مدق در متون و مطلع ، به چهره ای لج باز ، بی دقت و تحریف کننده بدل شده است!!
جناب آقای سپهر محمدی
آیا احساس نمی کنید که این شگرد شما نخ نما شده و دیگر کارایی ندارد!
چرا ادعاهایی که مطرح می کنید و بعد پاسخ محکم به آن داده می شود را رها می کنید و به سراغ تکرار ادعای هزار بار پاسخ داده شده می روید؟؟!!!
آیا شما دچار این توهم شده اید که معیار حقیقت شما هستید؟
دوست دارید بنده مطالب قبلی را برایتان تکرار کنم؟
تکرار مطالب قبلی برای شما که تحمل دیدن آن را ندارید چه فایده ای دارد؟
بحث اخیر این 4 عنوان نیست! بحث اخیر رد ادعای شما درباره لزوم سرنوشت مشابه برای قرآن و تورات و انجیل است! شماره 111 را بنگرید!!!
چگونه ادعای های بی ربط و خلاف ، نص قرآن می شود ؛ و آنجا که نص قرآن را برای شما می نویسند ؛ خلاف قرآن گفته اند!!!
اگر چشم باز کنید و توانایی دیدن حقیقت را داشته باشید ، متوجه خواهید شد که زمان به نفع شما نبوده و تغییرات اساسی کرده است!
دیگر چهره ای مدق در متون و مطلع ، به چهره ای لج باز ، بی دقت و تحریف کننده بدل شده است!!
برای ما در اصالت انجیل همان اختلافاتی که در جلوی چشممان است ، کفایت می کند! و در لج بازی و گمراهی شما نیز ، نوع فهم شما از حدیث امام رضا (ع) کافیست!
شما که کلمات آشکار و صریح حدیث را با بی اعتنایی مطلق می نگرید ، کجا می توانید ادعای موشکافی داشته باشید!
آن که نور خورشید برای بیناییش کافی نیست ، نور شب پره چه سودش؟؟!!
بالاخره شما دنبال جواب هستید یا اینکه بحث رو رها کردید؟
بچه خواندن دیگران رو چه تفسیر می کنید؟ نعوذ بالله که به خاکی زدن و کم آوردن باشه!!
نقل قول از : ایلگار ایلگار
پی نوشت: من شخصا دیگه این بحث رو ادامه نمیدم چون ربطی به تاپیک نداره.بسیار خوبه اگه تاپیکی در همین زمینه باز بشه و اونجا بحث کنیم.
نقل قول از : ایلگار ایلگار
شما جدا بچه اید.دنبال حقیقت هم نیستید.دنبال جدل هستید.از بحث کردن با شما پشیمون شدم.
نقل قول از : ایلگار ایلگار
اولا که بهتره برید پست های قبلی من رو بخونید تا ببینید سوال چی بود.
دوم اینکه شما دارید جو رو متشنج میکنید.این شمایید که بحث رو به بیراهه کشوندید.
.دنبال کننده های این بحث به خوبی میتونن تشخیص بدن کی داره میزنه به جاده خاکی.البته در فرهنگ ما به این عمل میگن: کم آوردن.
جناب آقای سپهر محمدی
من آن قدر می نگارم که حق و باطل روشن شوند! و به خوبی می دانم کسی که چشمانش را بسته نخواهد دید! پس خود را به زحمت نمی اندازم!
إِنَّ اللَّهَ یُسْمِعُ مَنْ یَشاءُ وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِی الْقُبُورِ (22 فاطر) خدا هر كه را خواهد مىشنواند. و تو نمىتوانى سخن خود را به مردگانى كه در گور خفتهاند بشنوانى.
به نظرم مطالب قبلی وضوح کافی دارد و تنها امر لازم باز کردن چشم هاست!
اما وحی جدیدی که بر شما فرود آمده (انعام 121) و فکر می کنید اگر خدا نتوانسته باشد که کتاب ادیان قبلی را حفظ کند ، حتما در مورد قرآن نیز نمی تواند!!
نقل قول از : سپهر محمدی
الا اینکه تورات یا انجیل،دین نیستند، بلکه کتاب خدا هستند. بدون شک این موضوع مورد تایید قرآن است. اگر خدا نتوانسته باشد کتاب خود را در گذشته حفظ کند، بعید است در مورد قرآن هم موفق بوده باشد! حال آنکه خداوند همه کتابهای خود را حفظ کرده است! هم تورات، هم انجیل، هم قرآن!)
1-خداوند توانایی انجام هر کاری را دارد! و همانگونه که از دل کوه شتر بیرون می آورد و دریا می شکافد و ... می تواند ، مانع هر گونه شرارت انسان های خلافکار بشود! اما سنت الهی این است که امور عالم ، بر سیر طبیعی جریان داشته باشد.
غررالحكم 102
إن الله سبحانه یجری الأمور على ما یقضیه لا على ما ترتضیه
یا به قول مشهور که ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها
2-بیان دیگر اینکه شما بین خواست تکوینی و تشریعی خداوند خلط کرده اید! قطعا خدا نمی خواهد هیچ کتابش تحریف شود (به خواسته تشریعی) اما تکوینا این اختیار را به انسان داده که خلاف کند و حتی به محاربه با خدا بپردازد! روشن ترین مصداق مساله این است که این همه از پیامبران و اولیاء الهی به دست پست ترین خلق کشته شده اند و خدا مانع نشده!
3- بین مساله توارت و انجیل و قرآن شباهت تامی وجود ندارد که شما توهم کنید ، تمام احکام و ملزومات آنها یکسان است! قرآن کتاب دین خاتم المرسلین بوده! پس این کتاب باید برای همیشه حفظ شود! در حالی که دستبرد بشر در تورات و انجیل با پیامبر بعدی و جریان اصلاحی ، جواب داده می شود!
4- من از شما می خواهم طبق این تفکر خود ، کتاب انبیاء پیشین چون ابراهیم و نوح و ... را ارائه کنید! یا اینکه صریحا اعتراف کنید ، چون آنها موجود نیستند و (اعوذ بالله) خدا نتوانسته !!!!! آنها را حفظ کند ، پس نمی تواند قرآن را نیز حفظ کند!
5- من که گفته بودم شما متخصص بازی با الفاظ هستید! پس یهودیان دین خود را تحریف کردند! بدون اینکه به کتاب خدا دست بزنند! چون دین خدا مساله ای غیر از کتاب خدا است!! 
حال وحی جدید بر شما چیست؟
اولا که بهتره برید پست های قبلی من رو بخونید تا ببینید سوال چی بود.محض اطلاعت سوال این بود: اینکه مجازاتی در مورد افرار اندکی اعمال بشه چه ارتباطی به عادلانه بودن مجازات داره؟ و البته شما در هیچ کدوم از پستهاتون جواب این سوال رو ندادید. البته مشخصه که جوابی ندارید.
دوم اینکه شما دارید جو رو متشنج میکنید.این شمایید که بحث رو به بیراهه کشوندید.دقیقا مثل مردهایی که نمیتونن ببینن زنها هم حرفی برای گفتن دارن پس دست به دامن شوخیهای جنسیتی میشن.تمام پستهای من موجوده و تمام نوشته های شما هم همینطور .دنبال کننده های این بحث به خوبی میتونن تشخیص بدن کی داره میزنه به جاده خاکی.البته در فرهنگ ما به این عمل میگن: کم آوردن.
جناب سپهر محمدی
1-به نظر شما پس قبلا خودتان مطالب نامربوط مطرح کرده اید که اکنون جواب مطالب خود را نامربوط می دانید؟؟!!
2- ادعا کردن مالیات ندارد! خصوصا برای کسانی که از غیر منطقی ترین مطالب ابایی ندارد و باکیشان نیست که جملات واضحی نظیر حدیث امام رضا (ع) را صد در صد وارونه نمایش دهند!
3- من فرق مسیحیت و یهودیت با مسیحیان و یهودیان را می فهمم! اما ظاهرا شما ناتوان از فهم این تفاوت هستید که فکر می کنید ادعای یهودیان درباره تورات مساوی است با توراتی که خدا نازل کرده و ادعای متفاوت مسیحیان درباره انجیل مساوی است با انجیلی که خدا نازل کرده!! و خب سنگ پای قزوین هم در مقابل شما مشغول لنگ انداختن است!
4- فکر می کنم هنوز دوره های ماست مالی شما تمام نشده و در این مسیر ناکام هستید! عجب توقعاتی دارید از مردم مسلمان و ... ، کسانی که همان ظاهر دین را نگرفته اند ، و ایمانشان این گونه بی در و پیکر بوده ، دوای دردشان عاشق پیشگی است!!!
5- من نیازی به بالا و پایین پریدن ندارم! شما بهتر است از لفاظی و بازی با الفاظ دست بردارید! اگر راست می گوید و ذره ای صداقت دارید ، همین مساله را با صراحت بیان کنید! آیا یهودیان دینشان را تحریف کردند؟ آیا تورات دین پسر خاله شماست یا دین یهود؟؟
من از دیدن انسان های عنود و لجوجی چون شما دلگیر می شوم! که چگونه به انسانیت توهین می شود و چگونه بشر این قدر به امانت الهی خیانت می کند! شما اگر می خواهید اندکی با شادی من موافقت کنید ، ریسمان شیطان را از دور گردنتان باز کنید! البته اگر نیازی به ریسمان بوده!!!!
همچنان سوال من بی پاسخ موند.ظاهرا جوابی ندارید.در ضمن اگر من از مجازات قاتلم میگذرم صرفا به این علته که اعتقادی به قصاص ندارم.و الا اساسا قصاص حق اولیای دم هست نه خود مرده که بخواد ازش بگذره یا نه! گذشتن من از قاتلم و وصیت به خانواده ام از باب گذشتن از حق نیست.از باب مخالفت با مجازات مقرره.در مورد غیر منطقی بودن سپردن مجازات قاتل به ولی دم هم صحبتهای زیادی میتونم بکنم که چون بحث اصلی این تاپیک رو منحرف میکنه چیزی نمیگم.به هر حال همون طور که دیدید اگر ساله برای خود من هم پیش بیاد حاضر به گذشتم ولی اساسا موضع گیری کردن درباره عادلانه بودن یک حکم از روی احساسات مردم وقتی همون مساله برای خودشون پیش میاد یه امر کودکانه و اصلا مغالطه بزرگیه.

گفتم حالا که دوره تکرار فرا رسیده ، حداقل چیزهایی تکرار بشه که از اول پشت گوش انداخته شده!!
حاضرید برای تکرار؟ می تونید فکر کنید که برای این شیوه چه کسی دست پر تری داره! البته من قول می دم که چیزهایی رو تکرار کنم که شما ندیدید!!!
چه کسی شما را مجبور کرده ، در وادی ای وارد شوید که صلاحیت ندارد تا به تناقض گویی دچار شوید؟؟:
نقل قول از : سپهر محمدی
جناب عزیز،
فرض کنیم حق و باطل، کاملا مشخص نشده باشد! مشکل چیست؟؟؟
در واقع ظاهر دین، همین طور هم هست! حق و باطل برای کسانی که ظاهر دین را ملاحظه کنند، کاملا مشخص نشده است!
من این موضوع را کاملا تایید می کنم!
اما این، اتفاقا همان عشق بازی الهی است!
عاشقی؟ بسم الله! بیا و بگرد و تحقیق کن!
تضمین کرده است که بیابی!
نقل قول از : سپهر محمدی
پاسخ بنده به سوال اول این است که بدون شک خداوند در دین خود(حال چه اسلام اصیل و چه مسیحیت اصیل و چه یهودیت اصیل)، حق و باطل را کاملا مشخص کرده است.
پس عشق بازی چه شد؟ فکر نمی کنید اگر خدا همه چیز رو مشخص کرده باشه ، عشق بازی شما خراب بشه!! 

به قول ضرب المثلی که میگه : مادر بچه مرده از این حرف ها ، خندش می گیره!!
نقل قول از : سپهر محمدی
نقل قول از : سپهر محمدی
چرا دوست من!
خدا ابتدا دین خود را به دست "اهل کتاب" داد! به دست آنها داد که اهل کتاب و علم و فرهنگ بودند، همان چند نفری که در عربستان سواد داشتند نیز عمدتا از همان "اهل کتاب" بودند! اما وقتی همانها به دین او پشت کردند و در تعالیم او دست بردند و برتری جویی را پیشه خود کردند، و رسول خدا را خدا نامیدند، خدا به کار عجیبی دست زد!
دین خود را به دست قومی نادان و وحشی سپرد،
با احترام فراوان
سپهر محمدی
با سلام،
ظاهرا از این جملات بنده اشتباه برداشت شده است.
اینکه بنده عرض کردم، خدا ابتدا دین خود را به "اهل کتاب" داد، منظورم ارائه دین موسی کلیم الله و عیسی روح الله به بنی اسرائیل بود، بعد وقتی یهود و نصاری استفاده مناسبی از این ادیان نکردند و به سرکشی و سوء استفاده از آن و نحریف آن پرداختند، خدا دین خود را به امیون(بی سوادها) فرستاد:
این عمل عجیب خداوند است!!!
ببخشید 1- پس بالاخره قبول کردید که یهودی ها کتاب آسمانیشان را تحریف کردند!!
2- این بنی اسرائیل که از اول !!!!! اهل فرهنگ بودند! در عربستان چه کار می کردند؟ یعنی همان زمان که یهودی ها اهل فرهنگ عربستان بودند و زمان نزول قرآن بود ، همان زمان بود که خدا به آنها کتاب تورات را داده که شما فهمیدید اینها از اول بافرهنگ بودند؟؟؟
3- به نظر شما ظاهرا هیچ کس سخن موسی (ع) و عیسی (ع) رو اطاعت نکرد! بیچاره امثال هارون و حواریون!!! البته این چند تا اسم از باب نمونه!
4- خدا دین اسلام را به دست قومی نادان وحشی ها داد؟؟ یا برای قومی نادان فرستاد؟ فرق این دو تا رو می فهمید؟ یا اینکه بقیه حرف شما رو درست برداشت نکردن؟؟!!!
5- بالاخره این عمل عجیب خدا چه بوده؟ همیشه برای قومی فرمانبردار و همه چیز فهم دین می فرستاده و این دفعه عصبانی شده و خلافش کرده یا چیز دیگری بوده؟؟
عجب دقت هایی در نوشته های شما موج می زند!! 

البته باز هم جای شکرش باقیه که سر اشتباهات فاحش خود مثل بحث های قبلی لجاجت نکردید و سعی می کنید ماست مالی کنید!!!
سلام جناب ایلگار
اولا چه جالب که بالاخره پذیرفتید که هر نکته جایگاه خاص خودش را می طلبد! هر چند به نظر من ادامه این بحث شما چندان ضرری به این بحث نمی زند! رعایت موضوع و ... برای بحث ، زمانی است که بحثی منطقی در پیش باشد! اما اگر نگاه بکنید می بینید که عمده بحث با جناب محمدی است و ایشان ترجیح می دهند به اکثر مسائل بی اعتنایی کنند و در چند مساله نیز مدام به تکرار بپردازند! و یک ادعای مضحک را صد بار تایپ کنند! جالب اینجاست که ایشان اهل ابتکار هستند و مانند بقیه کپی نمی کنند و دوباره تایپ می کنند!!!!
ثانیا: از نظر ما دندان تا جایی امکان اصلاح دارد! و از زمانی به بعد برای جلوگیری از آسیب رسانی به سایر اعضا باید دندان را قطع کرد!
ثالثا : بنده هم با شما موافقم که جامعه نقش مهمی در افراد دارد و مجرمین از جامعه تاثیر پذیرفته اند! از جمله از کسانی که مجرمین را توجیه می کنند و به آنها انگیزه می دهند که هیچ نگران نباشید! شما مجاز به هر گونه جنایتی هستید!
رابعا: خوش به حال شما که با جرم شناسی آشنا هستید! من بیشتر با جامعه و انسان آشنا هستم!