userinfo close

  ,

گفتگوی ادیان


iid

تاسیس: 2 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: امیر محمدی - معاونان
- این كلوب به طور مشترک توسط دوستان مسلمان ، زرتشتی ، مسیحی ، یهودی و صابئی مدیریت میشود
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
6
900
87/10/12 (11:02)
10
617
90/4/11 (10:08)
27
286
91/3/6 (00:11)
70
527
91/2/31 (16:43)
0
114
91/2/25 (17:04)
16
61
91/2/10 (15:25)
21
204
91/1/28 (19:51)
179
3284
91/1/26 (15:19)
20
216
91/1/25 (13:58)
79
486
91/1/29 (17:46)
106
770
91/1/22 (12:50)
32
622
91/1/7 (21:28)
148
1031
90/12/29 (01:40)
101
1022
90/12/21 (23:58)
22
252
90/12/20 (21:12)
38
265
90/11/21 (23:39)
487
2737
90/10/24 (23:32)
21
168
90/10/8 (19:38)
20
261
90/9/25 (01:23)
87
880
90/9/19 (18:45)

عنوان بحث :: این بحث را 3 نفر دنبال می کنند.

سپهر محمدی , sepehrmohamadi
سپهر محمدی - 19:54 1389/09/15

نبی موعود در ترجمه های اناجیل

به نام خداوند یگانه بی همتا

با سلام،

در بحث بشارتهای به پیامبر اسلام در تورات و انجیل، یکی از محکم ترین بشارتهای موجود، بشارت به نبی موعود یا به اصطلاح انجیل یوحنا “آن نبی” است.

پیشتر در بحثی با دوستی مسیحی، این بحث را به صورت مختصر مطرح کرده ام که آن را می توانید در اینجا ببینید:

http://fa.sepehrmohamadi.com/?p=309

اما در این مقاله می خواهم به نکته ای اشاره کنم که پیشتر کمتر به آن توجه شده است و آن تفاوتهای فاحش در ترجمه های اناجیل در آیه هایی است که واژه “آن نبی” در آن به کار رفته است!!! در واقع همانطور که می دانید، متاسفانه بیشترین تحریفها در ترجمه کتاب مقدس کار دوستان مسیحی است که در صددند یا الوهیت عیسی مسیح را به اثبات برسانند و یا نبوت پیامبر اسلام و بشارت به آن را، انکار کنند. لذا بررسی ترجمه های مختلف آیاتی که در آنها به آن نبی اشاره شده است، از آن جهت که دروغگو کم حافظه است، بسیار قابل توجه و جالب است.

اولا انجیل یوحنا تقریبا بیشترین تعداد اشاره ها به نبی موعود و همچنین به فارقلیط(یوحنا ۱۴: ۱۶و ۱۴: ۲۶ و ۱۵: ۲۶ و ۱۶: ۷) را در خود گنجانده است.

همچنین جناب یوحنا در یکی از نامه های خود نیز به واژه فارقلیط(اول یوحنا ۲: ۱) اشاره کرده است.

اما در آیات متعددی در انجیل یوحنا، به آن نبی اشاره شده است.

بنده در اینجا یک یک به آیه ها اشاره کرده و ترجمه های مختلف را ارئه می کنم تا ببینید، دوستان مسیحی ما چقدر در مواجحه با این آیات، در ترجمه های خود، خطا کار شده اند:

۱- یوحنا ۱: ۲۱

ترجمه ها:

ترجمه فارسی قدیم: آنگاه از او سوال کردند: «پس چه؟ آیا تو الیاس هستی؟ گفت: «نیستم.»

ترجمه عصر جدید: آنها از او پرسیدند «پس آیا تو الیاس هستی؟» پاسخ داد: «خیر.» آنها پرسیدند: «آیا تو آن نبی موعود هستی؟» پاسخ داد: «خیر.»

ترجمه تفسیری: پرسیدند: «خوب، پس که هستید؟ آیا الیاس پیامبر هستید؟»جواب داد: «نه !»پرسیدند: «آیا شما آن پیامبر نیستید که ما چشم براهش می‌باشیم؟»باز هم جواب داد: «نه

چنانکه ملاحظه می شود در ترجمه فارسی قدیم، که از معتبر ترین ترجمه های کتاب مقدس است، با کمال تعجب، ترجیح داده شده است، اصلا اشاره به آن نبی، یا نبی موعود، کلا حذف گردد، تا ذهن خواننده بیخود به ادعاهای مسلمانان منحرف نگردد!!

۲- سه آیه یوحنا ۱: ۲۵ و ۶: ۱۴ و ۷: ۴۰
ترجمه ها:

ترجمه فارسی قدیم یوحنا ۱: ۲۵: پس از اوسوال کرده، گفتند: «اگر تو مسیح و الیاس و آن نبی نیستی، پس برای چه تعمید می‌دهی؟»

ترجمه عصر جدید یوحنا ۱: ۲۵: از او پرسیدند: «اگر تو نه مسیح هستی و نه الیاس و نه آن نبی موعود، پس چرا تعمید می‌دهی؟»

ترجمه فارسی قدیم یوحنا ۶: ۱۴: و چون مردمان این معجزه را که از عیسی صادر شده بود دیدند، گفتند که «این البته همان نبی است که باید در جهان بیاید!»

ترجمه عصر جدید یوحنا ۶: ۱۴: وقتی مردم این معجزهٔ عیسی را دیدند گفتند: «در حقیقت این همان نبی موعود است که می‌بایست به جهان بیاید.»

ترجمه فارسی قدیم یوحنا ۷: ۴۰: آنگاه بسیاری از آن گروه، چون این کلام راشنیدند، گفتند: «در حقیقت این شخص همان نبی است.»

ترجمه عصر جدید یوحنا ۷: ۴۰: بسیاری از کسانی‌که این سخن را شنیدند گفتند: «این مرد واقعاً همان نبی موعود است»

در این مجموعه آیات، اشاره به نبی موعود در ترجمه عصر جدید، “آن نبی موعود” آمده است، حال آنکه در ترجمه فارسی قدیم، تنها “آن نبی” آمده است.

۳- یوحنا ۹: ۱۷
ترجمه ها:

ترجمه فارسی قدیم: باز بدان کور گفتند: «تو درباره او چه می‌گویی که چشمان تو را بینا ساخت؟» گفت: «نبی است.»

Etheridge translation: They say again to the blind, What sayest thou concerning him, because he hath opened thine eyes? He saith to them, I say that he is the Prophet

در این آیه، در همه ترجمه های فارسی که بنده دیدم، و نیز در اکثر ترجمه های انگلیسی، تنها به این نظر گویند، که عیسی یک پیامبر(a prophet) است اشاره شده است. اما در ترجمه نسخه Etheridge به این موضوع که گوینده، عیسی را همان پیامبر موعود دانسته است، اشاره کرده است و از واژه the prophet استفاده شده است که ترجمه آن نبی است.

۴- یوحنا ۷: ۵۲

ترجمه ها:

ترجمه فارسی قدیم: ایشان در جواب وی گفتند: «مگر تو نیز جلیلی هستی؟ تفحص کن و ببین زیرا که هیچ نبی از جلیل برنخاسته است.» پس هر یک به خانه خود رفتند.

ترجمه کتاب مقدس اورشلیم، پیروز سیار: او را پاسخ گفتند: “مگر تو نیز اهل جلیل هستی؟ تفحص کن و ببین که پیامبر از جلیل بر نمی خیزد.

دیاتسارون فارسی(فصل دوم، فراز ۵۴): مگر تو نیز از جلیل هستی تفحص کن و ببین که از جلیل پیامبر نشود

ترجمه عربی ون دایک: اجابوا وقالوا له ألعلک انت ایضا من الجلیل. فتّش وانظر. انه لم یقم نبی من الجلیل

دیاتسارون عربی(فصل ۳۵): اجابوا و قالوا له العلک ایضا من الجلیل، ابحث و انظر ان نبیا لا یقوم من الجلیل

King James Version: John 7:52 They answered and said unto him, Art thou also of Galilee? Search, and look: for out of Galilee ariseth no prophet. (Joh 7:52 KJV)
Magiera Peshitta NT Translation: John 7:52 They answered and said to him, “Are you also from Galilee? Search and see that the prophet will not rise up from Galilee.” (Joh 7:52 MGI)
English Standard Version: John 7:52 They replied, “Are you from Galilee too? Search and see that no prophet arises from Galilee.” (Joh 7:52 ESV)

New English Translation: John 7:52 They replied, “You aren’t from Galilee too, are you? Investigate carefully and you will see that no prophet comes from Galilee!” (Joh 7:52 NET)

Etheridge translation: They answered and said to him, Art thou also of Galila? Investigate, and see, that the Prophet from Galila ariseth not

این آیه، بسیار آیه مهمی است. و کانون بحث این پست است و به همین دلیل ترجمه های بسیار متعددی از آن آوردم و اهمیت آن از آن جهت است که به حقیقتی اشاره می کند که مسیحیان چاره ای ندارند جز آنکه، آن را انکار کنند!

با توجه به آیه یوحنا ۷: ۴۰ که چند آیه قبل از این آیه است، عالمان یهودی، به یهودیانی که در مورد عیسی به شک افتاده اند، که آیا او، مسیح است یا نبی موعود است، پاسخ می دهند که نبی موعود به طور حتم از جلیل بر نخواهد خواست. و آنان را مسخره می کنند و حتی ملعون می دانند چرا که نمی دانند که نبی موعود از جلیل بر نخواهد خواست!

اجازه بدهید که مسئله را کمی بیشتر بگشایم، یهودیان در زمان عیسی مسیح در انتظار سه شخصیت بودند، یکی مسیح، یکی الیاس و دیگری نبی موعود.

یهودیان با دیدن معجزات و اعمال عیسی به گمانه زنی پرداختند، که آیا عیسی همان مسیح موعود است؟ یا الیاس است یا نبی موعود است؟؟؟

در طی اناجیل، ما از زبان عیسی(ع) در می یابیم که او مسیح موعود بنی اسرائیل بوده است و یحیی نیز همان الیاس موعود بوده است.

اما تکلیف نبی موعود هیچ گاه مشخص نمی شود و نه عیسی و نه حواریون عیسی هیچ گاه مدعی نشدند که عیسی نبی موعود بنی اسرائیل است.

دوستان مسیحی ما می گویند که عیسی هم مسیح موعود بود و هم نبی موعود بود! که به هیچ وجه با آیات اناجیل همخوانی ندارد.

نکته ای که در این آیات به آن اشاره می شود آن است که نسبت به جلیلی بودن عیسی، عکس العمل نشان داده می شود، عالمان یهودیان می گویند که بر اساس کتاب مقدس، نبی موعود از جلیل نخواهد بود.

اهمیت این موضوع از آن جهت است که مسیحیان، عیسی را جلیلی و در عین حال نبی موعود می دانند، در حالیکه عالمان یهودی در این آیه می گویند که نبی موعود نمی تواند از جلیل باشد.

اما مسیحیان در این زمینه چه می گویند؟

مسیحیان در اکثر ترجمه های خود به دو تحریف دست زده اند:
اول آنکه فعل مضارع یا مستقبل این آیه را به ماضی تبدیل کرده اند.

در فارسی: در ترجمه فارسی قدیم: برنخاسته است(ماضی)، در ترجمه دیاتسارون فارسی: نشود(مضارع)، در ترجمه اورشلیم: بر نمی خیزد(مضارع)

در عربی: در ترجمه ون دایک: لم یقم(ماضی)، در ترجمه دیاتسارون عربی: لا یقوم(مضارع)

در انگلیسی: در ترجمه KJV: ariseth(ماضی)، در ترجمه MGI: will not rise (مستقبل)، در ترجمه ESV: arises (مضارع)، NET: comes (مضارع)

گویا عالمان یهودی می گویند که “به کتاب مراجعه کنید و ببینید که نبی موعود از جلیل بر نخاسته است
این ترجمه کاملا بی مفهوم و بی معنی است! و با اصل یونانی و سریانی هم به هیچ وجه همخوانی ندارد! اما در اکثر ترجمه های موجود زمان این فعل به ماضی تغییر کرده است تا مفهوم آیه عوض شود!

توجه کنید که عالمان یهودی می خواهند شک دیگر یهودیان نسبت به عیسی را که آیا آن نبی موعود است یا مسیح موعود است بر طرف کنند.

آنوقت عالمانشان می گویند به کتاب مراجعه کنید و ببینید که هیچ نبی یا نبی موعود از جلیل بر نخاسته است؟؟! خوب اگر به فرض هم بر نخاسته باشد، ممکن است الان بر خاسته باشد! این پاسخ اصلا پاسخ منطقی نیست و با شیاق همخوانی ندارد و همانطور که گفتم با متن یونانی و سریانی هم اصلا همخوان نیست!

اما عالمان یهودی در حال اعلام یک اصل شناخته شده در یهودیت هستند، و آن اینکه “نبی موعود از جلیل بر نخواهد خاست” که در ترجمه MGI دقیقا به این موضوع و با فعل مستقبل اشاره شده است.

تحریف دوم مسیحیان، آن است که در اکثر ترجمه های خود، اشاره به “آن نبی” یا “the prophet” را نیاورده اند! یعنی چنین برخورد کرده اند، گویا یهودیان می گویند، هیچ نبی از جلیل برنخواهد خاست، و بعد استدلال می کنند که چون یونس از شهری از شهرهای جلیل برخاسته است، پس یهودیان دروغ گفته اند!(مراجعه کنید به تفاسیر Matthew Henry و John Wesley)

حال آنکه چون از ابتدا ترجمه خودشان از آیه خطا بود، به چنین دامی افتادند، حال آنکه هم از سیاق آیه با توجه به چند آیه قبل مشخص است و هم در برخی ترجمه ها دقیقا ذکر شده است، که یهودیان اظهار می کنند که “نبی موعود از جلیل بر نخواهد خاست”.

اینکه چرا عالمان یهودیان معتقد بودند که نبی موعود، از جلیل نخواهد بود، بنده چند احتمال می دهم:

۱- مسیح موعود بنی اسرائیل بنا بود از جلیل باشد:
در کتاب اشعیای نبی چنین آمده است:

اشعیا ۹: ۱
ولدی برای ما لیکن برای او که در تنگی می‌بود، تاریکی نخواهد شد. در زمان پیشین زمین زبولون و زمین نفتالی را ذلیل ساخت، اما در زمان آخر آن را به راه دریا به آن طرف اردن در جلیل امت ها محترم خواهد گردانید.

در این آیه که اجماع مسیحیان آن را در مورد مسیح می دانند، مسیح، برخاسته از جلیل دانسته شده است.

در خود انجیل هم، مسیح مذکور در این آیه به عیسی تعبیر شده است:

متی ۴
و چون عیسی شنید که یحیی گرفتار شده است، به جلیل روانه شد، ۱۳ و ناصره را ترک کرده، آمد و به کفرناحوم، به کناره دریا در حدود زبولون و نفتالیم ساکن شد. ۱۴ تا تمام گردد آنچه به زبان اشعیای نبی گفته شده بود ۱۵ که «زمین زبولون و زمین نفتالیم، راه دریا آن طرف اردن، جلیل امت‌ها؛ ۱۶ قومی که در ظلمت ساکن بودند، نوری عظیم دیدند و برنشینندگان دیار موت وسایه آن نوری تابید.»

پس عالمان یهود که به این موضوع آگاه هستند که مسیح موعود، از جلیل برخواهد خواست، امکان اینکه عیسی، نبی موعود باشد را، رد می کنند. به دیگر سخن عالمان یهودی می خواهند به یهودیان کم اطلاع بگویند که “آنکه بنا است از جلیل ظهور کند، مسیح است، نه نبی موعود.” اما چون نمی خواهند امکان مسیح بودن عیسی را نیز تایید کنند، اینگونه سخن می گویند.

۲- برخی عالمان یهودی چون به اشتباه مدعی هستند که نبی موعود از بنی اسرائیل و از سبط یهودا خواهد بود، و چون جلیل مربوط به دو سبط زبولون و نفتالی است، امکان اینکه نبی موعود از جلیل برخیزد را، رد می کنند.

۳- عالمان یهودی چون بر اساس کتاب مقدس، می دانند که نبی موعود، از بنی اسماعیل، از قیدار، از نبایوت، از عرب، از فاران، و شتر سوار خواهد بود، لذا امکان اینکه نبی موعود، از جلیل باشد را رد می کنند.

تنها اشاره می کنم در دو آیه دیگر در کتاب اعمال نیز به نبی موعود اشاره شده است(اعمال ۳: ۲۲ و ۷:۳۷)

امیدوارم با این بیان قاصر، توانسته باشم، موفق به انتقال جان کلام، که همانا دست بردن مسیحیان و تغییر دادن ترجمه ها برای انکار نبوت نبی موعود، مذکور در انجیل است، شده باشم.

با احترام فراوان
سپهر محمدی

منبع: http://fa.sepehr.mohamadi.name/?p=379 

__________________
سلام، ܫܠܡܐ، שלום
من، سپهر محمدی، شیعه و مسلمانم، خدایِ واحدِ خالقِ هر چیز، را می پرستم. به تورات، انجیل و قرآن موجود ایمان دارم و عیسی مسیح، محمد بن عبدالله، علی بن ابیطالب و 11 فرزندش را مولای خود می دانم، و همچنین در انتظار ظهور مهدی و عیسی مسیح، دست در دست یکدیگر، هستم!

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
حامد ربانی , 678hamed
حامد ربانی - 14:36 1389/10/16
96
نقل قول از : حامد ربانی

اگر چشم باز کنید و توانایی دیدن حقیقت را داشته باشید ، متوجه خواهید شد که زمان به نفع شما نبوده و تغییرات اساسی کرده است!

دیگر چهره ای مدق در متون و مطلع ، به چهره ای لج باز ، بی دقت و تحریف کننده بدل شده است!!

 


زشتی ها را از اصل وجودمان پاک کنیم!!!
سپهر محمدی , sepehrmohamadi
سپهر محمدی - 22:07 1389/10/15
95
تکرار پست شماره 17
پاسخ سپهر محمدی به مهدی ایلچی مسیح:

----------------------------

مهدی مسیح عزیز،

1- چرا دیاتسارون را با شمشیر از بین بردند؟؟

اینکه چرا مسیحیان پس از پنج قرن که دیاتسارون تنها انجیل آنها در کلیسای شرق بود، تصمیم گرفتند که آن را تا آخرین عدد آن از بین ببرند، به طور حتم اگر من یک مسیحی بودم جای بسیار سوال داشت!

چرا که حواریون و شاگردان مسیح هم، انتاکیه را که شهری سریانی زبان و پایتخت سوریه ان زمان بود به عنوان پایگاه خود انتخاب کردند! و اساسا مسیحیت از آنجا به وجود آمد:

اعمال 11: 26
و ایشان سالی تمام درکلیسا جمع می‌شدند و خلقی بسیار را تعلیم می‌دادند و شاگردان نخست در انطاکیه به مسیحی مسمی شدند.

حال چگونه است که انجیلی که مدت 5 قرن در انتاکیه و شهرهای حول آن وجود داشته است و تنها انجیل شهر حواریون مسیح است با شمشیر به بهانه وحدت از بین می برند؟!

چگونه است که سنت افرایم، و بسیاری دیگر تصمیم می گیرند که تفسیر خود را بر اساس دیاتسارون بنویسند؟!!

مگر می شود مثلا علامه طباطبایی، تفسیر خود بر قرآن را بر اساس مثلا ترجمه الهی قمشه ای بنویسد؟؟؟

چگونه است که دانشمندانی بزرگی چون سنت افرایم و دیگران، بر اساس دیاتسارون تفسیر خود را نگاشته اند؟؟؟

چه کسی اول بار مدعی شد، دیاتسارون از ترکیب چهار انجیل توسط تاتیان به وجود آمد؟؟؟ آیا او همان کسی نیست که تاتیان را کافر می دانست؟؟؟

برخی فرازهای دیاتسارون به خلاف تصور شما در هیچ یک از اناجیل اربعه وجود ندارد!

باشد که در این زمینه بیشتر بیاندیشید که دوستان مسیحی شما چه چیزی را از شما پنهان کرده اند؟!

من در اینجا نمی خواهم بیش از این وارد بحث دیاتسارون که بحث بسیار مهم و اصولی است، بشوم.

بحث ما در این پست، در مورد ترجمه های اناجیل و انکار نبی موعود در آن است و من به پاسخ بحثهایی از تورات که مطرح کردید، برای جلوگیری از اطاله بحث نمی پردازم.

2- مسیح با سواد بود، نبی موعود بی سواد بود!

در مورد فراز اشعیا 29 خیلی خام بحث کردید، در این فراز درست در مورد وحی سخن گفته شده است و اینکه به بنی اسرائیل به دلیل گناهانشان دیگر شریعتی وحی نخواهد شد. و سپس از دو نفر سخن به میان می آید ، یکی آن که با سواد و دوم دیگری که بی سواد است:

اشعیا 29: 11 و 12
 و تمامی رویا برای شما مثل کلام تومارمختوم گردیده است که آن را به کسی‌که خواندن می داند داده، می‌گویند: این را بخوان و اومی گوید: نمی توانم چونکه مختوم است. 12 و آن طومار را به کسی‌که خواندن نداند داده، می‌گوینداین را بخوان و او می‌گوید خواندن نمی دانم.

که به روشنی نشان می دهد که یکی از دو موعود بنی اسرائیل بی سواد است. یعنی از دو موعود بنی اسرائیل(مسیح و نبی موعود) یکی سواد داشت که عیسی بود و دیگری سواد نباید می داشت که او محمد بود. شما در این زمینه هیچ پاسخی، جز استحضاء ندادید!

3- آیا جناب پطرس، عیسی مسیح را نبی موعود دانسته است؟

در مورد فراز کتاب اعمال نقل از جناب پطرس هم تنها باز ادعای خود را تکرار کردید، در هیچ قسمت از آیات مورد بحث، جناب پطرس، عیسی مسیح را نبی موعود ندانسته است!

4- عیسی هرگز مدعی نشد، نبی موعود است!

شما احتمالا در مورد نبی موعود که بحث این تاپیک است، فرمودید:

عیسی هرگز نگفت که نیستم مانند یحیی که می گفت نیستم. یعنی تائید می کرد. یعنی هستم!

استدعا دارم که ادعای خود را مستند کنید!!!

عیسی در کجا، حتی به صورت ضمنی ادعا کرده است که نبی موعود است؟؟؟

باز هم عرض می کنم، متاسفم از شما، که نیش خورده از روحانیون شریعت هستید، چیزهایی می شنوم که از روحانیون شریعت و بدون هیچ گونه سند و مدرکی شنیده می شود!

شما در مورد فارقلیط مدعی شدید، فارقلیط در جاهای مختلف معانی مختلفی دارد، خوب معلوم است که توان پاسخ گویی به ادعای دقیق بنده را نداشتید که به چنین ادعایی روی آورده اید!

5- آیا فارقلیط، می تواند یک انسان باشد؟

شما گفتید فارقلیط تنها ممکن است روح باشد! نشان دادم که خود عیسی مسیح هم فارقلیط بوده است، چون خود عیسی مسیح هم در نامه جناب یوحنا، فارقلیط دانسته شده است. و خود او هم می گوید که فارقلیط دیگری پس از خود خواهد فرستاد.

لذا فارقلیط به روشنی می تواند یک انسان باشد، چنانکه خود عیسی، یک انسان بود و فارقلیط دانسته شده بود.

همچنین در ترجمه ها نشان دادم که ترجمه "فارقلیط یعنی روح القدس"، واژه "یعنی" اساسا اضافه است و تحریف در ترجمه است و روح القدس را هم برخی ترجمه روح پاک ترجمه کرده اند، یعنی "فارقلیط، روح پاک" و این کاملا بر پیامبر اسلام، امکان تطابق دارد.

6- آیا بنا بود که حواریون شخصا فارقلیط را ببینند؟

شما فرمودید:

در ضمن شما باید به تاریخ سخنان عیسی اشاره کنید. روی صحبت عیسی همان طور که در پست قبل هم گفتم به رسولان خاصش است. عیسی قبل از مرگ دارد رسولانش را تسلی می دهد و آن ها را از امور آینده آگاه می کند. می گوید روح در شما می آید و همه ی این سخنان را به یاد شما خواهد آورد(همان طور که در اعمال رسولان می بینیم) . روح القدس همه ی سخنان عیسی را به یاد شاگردان مسیح خواهد آورد. نه محمد که شاگردان مسیح او را ندیده بودند!

این ادعا ادعای باطلی است چرا که عیسی(ع) سخنان دیگری هم در مورد حواریون زده است که هنوز که هنوز است هم محقق نشده است!!!

عیسی به حواریون گفت، کسانی از آنها پیش از مرگ، بازگشت عیسی و ملکوت آسمان را خواهند دید!!

متی 16: 28
هرآینه به شما می‌گویم که بعضی در اینجاحاضرند که تا پسر انسان را نبینند که در ملکوت خود می‌آید، ذائقه موت را نخواهند چشید.»
 
چگونه است که قرنها از کشته شدن حواریون و همه اطرافیان عیسی می گذرد ولی هیچکس از آنها ملکوت آسمان را ندیدند؟! به شما دوست حقیقت جویم توصیه می کنم به جای صدور احکام از روی جهل! مثل روحانیون شریعت، از واژه "نمی دانم" بیشتر استفاده کنید!

اینکه عیسی می فرماید که فارقلیط در میان شما خواهد آمد و همه این مسائل را به یاد شما خواهد آورد، منظورش تنها مخاطبانش نیستند بلکه منظورش تمام مسیحیان است، و پیام محمد به میان مسیحیان آمد و همه آن چیزها که عیسی مسیح گفته بود به یاد آنها آورد، برخی قبول کرده و به دین اصیل عیسی برگشتند و برخی قبول نکردند!

امید که همانقدر که در بررسی مسیحیت، حق جو بودید، در بررسی مجدد اسلام هم، تسلیم حق باشید!

با احترام فراوان
سپهر محمدی
__________________
سلام، ܫܠܡܐ، שלום
من، سپهر محمدی، شیعه و مسلمانم، خدایِ واحدِ خالقِ هر چیز، را می پرستم. به تورات، انجیل و قرآن موجود ایمان دارم و عیسی مسیح، محمد بن عبدالله، علی بن ابیطالب و 11 فرزندش را مولای خود می دانم، و همچنین در انتظار ظهور مهدی و عیسی مسیح، دست در دست یکدیگر، هستم!
سپهر محمدی , sepehrmohamadi
سپهر محمدی - 21:58 1389/10/15
94
با سلام،

اساسا پرداختن به بحثهای خارج عنوان تاپیک کار اشتباهی بود!

بنده بحثهای خود که خارج عنوان تاپیک بود را پاک کردم و در انتظار دوستان مسیحی چون جناب ایلچی مسیح می شوم که جوابهای بنده به نقطه نظراتشان، بی پاسخ ماند.

دوستان دیگر هم اگر نقطه نظری در مورد موضوع تاپیک داشته باشند در خدمتم!

یا احترام فراوان
سپهر محمدی
__________________
سلام، ܫܠܡܐ، שלום
من، سپهر محمدی، شیعه و مسلمانم، خدایِ واحدِ خالقِ هر چیز، را می پرستم. به تورات، انجیل و قرآن موجود ایمان دارم و عیسی مسیح، محمد بن عبدالله، علی بن ابیطالب و 11 فرزندش را مولای خود می دانم، و همچنین در انتظار ظهور مهدی و عیسی مسیح، دست در دست یکدیگر، هستم!
حامد ربانی , 678hamed
حامد ربانی - 19:47 1389/10/15
93

جناب آقای سپهر محمدی

آیا احساس نمی کنید که این شگرد شما نخ نما شده و دیگر کارایی ندارد!

چرا ادعاهایی که مطرح می کنید و بعد پاسخ محکم به آن داده می شود را رها می کنید و به سراغ تکرار ادعای هزار بار پاسخ داده شده می روید؟؟!!!

آیا شما دچار این توهم شده اید که معیار حقیقت شما هستید؟

دوست دارید بنده مطالب قبلی را برایتان تکرار کنم؟

تکرار مطالب قبلی برای شما که تحمل دیدن آن را ندارید چه فایده ای دارد؟

بحث اخیر این 4 عنوان نیست! بحث اخیر رد ادعای شما درباره لزوم سرنوشت مشابه برای قرآن و تورات و انجیل است! شماره 111 را بنگرید!!!

چگونه ادعای های بی ربط و خلاف ، نص قرآن می شود ؛ و آنجا که نص قرآن را برای شما می نویسند ؛ خلاف قرآن گفته اند!!!

اگر چشم باز کنید و توانایی دیدن حقیقت را داشته باشید ، متوجه خواهید شد که زمان به نفع شما نبوده و تغییرات اساسی کرده است!

دیگر چهره ای مدق در متون و مطلع ، به چهره ای لج باز ، بی دقت و تحریف کننده بدل شده است!!

برای ما در اصالت انجیل همان اختلافاتی که در جلوی چشممان است ، کفایت می کند! و در لج بازی و گمراهی شما نیز ، نوع فهم شما از حدیث امام رضا (ع) کافیست!

شما که کلمات آشکار و صریح حدیث را با بی اعتنایی مطلق می نگرید ، کجا می توانید ادعای موشکافی داشته باشید!

آن که نور خورشید برای بیناییش کافی نیست ، نور شب پره چه سودش؟؟!!

 

 

 

حامد ربانی , 678hamed
حامد ربانی - 19:35 1389/10/14
92

بالاخره شما دنبال جواب هستید یا اینکه بحث رو رها کردید؟

بچه خواندن دیگران رو چه تفسیر می کنید؟ نعوذ بالله که به خاکی زدن و کم آوردن باشه!!

نقل قول از : ایلگار ایلگار

 

پی نوشت: من شخصا دیگه این بحث رو ادامه نمیدم چون ربطی به تاپیک نداره.بسیار خوبه اگه تاپیکی در همین زمینه باز بشه و اونجا بحث کنیم.

نقل قول از : ایلگار ایلگار

 


شما جدا بچه اید.دنبال حقیقت هم نیستید.دنبال جدل هستید.از بحث کردن با شما پشیمون شدم.

نقل قول از : ایلگار ایلگار


 

اولا که بهتره برید پست های قبلی من رو بخونید تا ببینید سوال چی بود.

دوم اینکه شما دارید جو رو متشنج میکنید.این شمایید که بحث رو به بیراهه کشوندید.

 

.دنبال کننده های این بحث به خوبی میتونن تشخیص بدن کی داره میزنه به جاده خاکی.البته در فرهنگ ما به این عمل میگن: کم آوردن.

  

حامد ربانی , 678hamed
حامد ربانی - 19:26 1389/10/14
91

جناب آقای سپهر محمدی

من آن قدر می نگارم که حق و باطل روشن شوند! و به خوبی می دانم کسی که چشمانش را بسته نخواهد دید! پس خود را به زحمت نمی اندازم!

 إِنَّ اللَّهَ یُسْمِعُ مَنْ یَشاءُ وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِی الْقُبُورِ (22 فاطر) خدا هر كه را خواهد مى‏شنواند. و تو نمى‏توانى سخن خود را به مردگانى كه در گور خفته‏اند بشنوانى.

به نظرم مطالب قبلی وضوح کافی دارد و تنها امر لازم باز کردن چشم هاست!

اما وحی جدیدی که بر شما فرود آمده (انعام 121) و فکر می کنید اگر خدا نتوانسته باشد که کتاب ادیان قبلی را حفظ کند ، حتما در مورد قرآن نیز نمی تواند!!

نقل قول از : سپهر محمدی

 الا اینکه تورات یا انجیل،دین نیستند، بلکه کتاب خدا هستند. بدون شک این موضوع مورد تایید قرآن است. اگر خدا نتوانسته باشد کتاب خود را در گذشته حفظ کند، بعید است در مورد قرآن هم موفق بوده باشد! حال آنکه خداوند همه کتابهای خود را حفظ کرده است! هم تورات، هم انجیل، هم قرآن!)

1-خداوند توانایی انجام هر کاری را دارد! و همانگونه که از دل کوه شتر بیرون می آورد و دریا می شکافد و ... می تواند ، مانع هر گونه شرارت انسان های خلافکار بشود! اما سنت الهی این است که امور عالم ، بر سیر طبیعی جریان داشته باشد.

غررالحكم          102   

 إن الله سبحانه یجری الأمور على ما یقضیه لا على ما ترتضیه

یا به قول مشهور که ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها

2-بیان دیگر اینکه شما بین خواست تکوینی و تشریعی خداوند خلط کرده اید! قطعا خدا نمی خواهد هیچ کتابش تحریف شود (به خواسته تشریعی) اما تکوینا این اختیار را به انسان داده که خلاف کند و حتی به محاربه با خدا بپردازد! روشن ترین مصداق مساله این است که این همه از پیامبران و اولیاء الهی به دست پست ترین خلق کشته شده اند و خدا مانع نشده!

3- بین مساله توارت و انجیل و قرآن شباهت تامی وجود ندارد که شما توهم کنید ، تمام احکام و ملزومات آنها یکسان است! قرآن کتاب دین خاتم المرسلین بوده! پس این کتاب باید برای همیشه حفظ شود! در حالی که دستبرد بشر در تورات و انجیل با پیامبر بعدی و جریان اصلاحی ، جواب داده می شود!

4- من از شما می خواهم طبق این تفکر خود ، کتاب انبیاء پیشین چون ابراهیم و نوح و ... را ارائه کنید! یا اینکه صریحا اعتراف کنید ، چون آنها موجود نیستند و (اعوذ بالله) خدا نتوانسته !!!!! آنها را حفظ کند ، پس نمی تواند قرآن را نیز حفظ کند!

5- من که گفته بودم شما متخصص بازی با الفاظ هستید! پس یهودیان دین خود را تحریف کردند! بدون اینکه به کتاب خدا دست بزنند! چون دین خدا مساله ای غیر از کتاب خدا است!!

حال وحی جدید بر شما چیست؟

 

 

سعیدی شوتوکارا , kardan
سعیدی شوتوکارا - 15:29 1389/10/14
90
نقل قول از : سعیدی شوتوکارا

نقل قول از : ایلگار ایلگار

نقل قول از : سعیدی شوتوکارا

خان ایلگار


سوال شما نامفهوم  نیست، جواب کاملا واضح و روشن در قالب کلماتی ساده  داده شده است.

 آنگونه نیست که مرغ یک پا دارد.

بحث عقلانی  و مدیریتی    با احساسات انسانی همخوانی ندارد.


لطفا پست های قبلی مرا  بهتر مطالعه بفرمائید.

از زدن تهمت و متشنج کردن محیط این بحث خود داری کنید.


اولا که بهتره برید پست های قبلی من رو بخونید تا ببینید سوال چی بود.محض اطلاعت سوال این بود: اینکه مجازاتی در مورد افرار اندکی اعمال بشه چه ارتباطی به عادلانه بودن مجازات داره؟ و البته شما در هیچ کدوم از پستهاتون جواب این سوال رو ندادید. البته مشخصه که جوابی ندارید.

دوم اینکه شما دارید جو رو متشنج میکنید.این شمایید که بحث رو به بیراهه کشوندید.دقیقا مثل مردهایی که نمیتونن ببینن زنها هم حرفی برای گفتن دارن پس دست به دامن شوخیهای جنسیتی میشن.تمام پستهای من موجوده و تمام نوشته های شما هم همینطور .دنبال کننده های این بحث به خوبی میتونن تشخیص بدن کی داره میزنه به جاده خاکی.البته در فرهنگ ما به این عمل میگن: کم آوردن.



معنی عدل و عدالت     با برابری و مساوات متفاوت هست.

اینجاست که اکثرا به اشتباه می اُفتند و نظر اشتباهی میدهند.

شما مایل نیستید که به جوابهای قبلی  به سوال شما مراجعه کنید و این خودنشان دهنده ی اصرار بر نظری غیر واقع بینانه دارد.

احکام شرعی، بنا به خواست و تمایل و نظر و احساس  نوع بشر نیست و   وضع کننده ی این احکام  حق برخورد با مجرم را به خسارت دیده  را داده و از طرفی هم اورا تشویق به گذشت نموده.

حال اگر کسی گذشت نکرد و خواستار اجرای حکم شد، این هیچ ربطی به بی عدالتی یی که شما از آن صحبت میکنید ندارد  و اتفاقا این  خودش  منتهای عدالت است.

چطور آنشخص خلافکار (جانی، مالی) به خودش اجازه ی تجاوز به حریم خصوصی دیگران را میدهد و آنرا نقض میکند و باعث رعب و وحشت دیگران میشود، نا امنی روحی و روانی و جانی  ایجاد میکند،  ولی اگر باید در برابر آن اعمال مجرمانه پاسخگو باشد و به نسبت جرم مرتکب شده مواخذه گردد، این بی عدالتی و ظلم است!!!؟؟؟؟


این دفاع از ظالم است  و ظلم به مظلوم.


اجرا نشدن حکم  در مورد مجرمین توسط قوه ی قضائیه، این خودش ظلم به دیگران است.


مگر در جاهایی که شاکی (متضرر) از حقوق  خودش بگذرد.

ولی مجرم  در برابر قانون  مقدار سهم خودش را باید بپردازد.


وقتی که گفته میشود بحث  احکام  بحث عقلانی  و مدیریتی است،   با احساسات انسانی همخوانی ندارد به این معناست که انسانهایی که دارای احساسات رقیق تری هستند و دور انداز وسیعی را نمیتوانند در نظر بگیرند در مورد احکام نظر میدهند و  به گمان خودشان نظرات عقلانی میدهند در صورتی که نظرشان احساسی است.

حرف برای گفتن بسیار است.

اما در در خصوص مسائل حیاتی جامعه  بایستی ریشه ای، متقن، محکم، باسند، و دوراندیشانه باشد، چون حیاط یک جامعه بسته به این نظرات دارد.


مثل این است که من بدون داشتن مدرک و سند  و مرجع معتبر در مورد علوم ژنتیکی  و ماورا الطبیعه سخن بگویم که اگر این کار را انجام بدهم، آن را بیشتر خراب میکنم تا آباد.


موفق باشید
سعیدی شوتوکارا , kardan
سعیدی شوتوکارا - 14:15 1389/10/14
89
خان ایلگار


سوال شما نامفهوم  نیست، جواب کاملا واضح و روشن در قالب کلماتی ساده  داده شده است.

 آنگونه نیست که مرغ یک پا دارد.

بحث عقلانی  و مدیریتی    با احساسات انسانی همخوانی ندارد.


لطفا پست های قبلی مرا  بهتر مطالعه بفرمائید.

از زدن تهمت و متشنج کردن محیط این بحث خود داری کنید.





 
سعیدی شوتوکارا , kardan
سعیدی شوتوکارا - 14:08 1389/10/14
88
زاهدان را داغ سجده برجبین           در خفاشان داغ دیگر کارها.

*********************

زاهدان کین جلوه در محراب و منبر میکنند                  چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند

*********************


گر می مخوری طعنه مزن مستان را                      صد لقمه خوری که می غلامست آنرا
حامد ربانی , 678hamed
حامد ربانی - 22:08 1389/10/13
87

جناب سپهر محمدی

 

1-به نظر شما پس قبلا خودتان مطالب نامربوط مطرح کرده اید که اکنون جواب مطالب خود را نامربوط می دانید؟؟!!

2- ادعا کردن مالیات ندارد! خصوصا برای کسانی که از غیر منطقی ترین مطالب ابایی ندارد و باکیشان نیست که جملات واضحی نظیر حدیث امام رضا (ع) را صد در صد وارونه نمایش دهند!

3- من فرق مسیحیت و یهودیت با مسیحیان و یهودیان را می فهمم! اما ظاهرا شما ناتوان از فهم این تفاوت هستید که فکر می کنید ادعای یهودیان درباره تورات مساوی است با توراتی که خدا نازل کرده و ادعای متفاوت مسیحیان درباره انجیل مساوی است با انجیلی که خدا نازل کرده!! و خب سنگ پای قزوین هم در مقابل شما مشغول لنگ انداختن است!

4- فکر می کنم هنوز دوره های ماست مالی شما تمام نشده و در این مسیر ناکام هستید! عجب توقعاتی دارید از مردم مسلمان و ... ، کسانی که همان ظاهر دین را نگرفته اند ، و ایمانشان این گونه بی در و پیکر بوده ، دوای دردشان عاشق پیشگی است!!!

5- من نیازی به بالا و پایین پریدن ندارم! شما بهتر است از لفاظی و بازی با الفاظ دست بردارید! اگر راست می گوید و ذره ای صداقت دارید ، همین مساله را با صراحت بیان کنید! آیا یهودیان دینشان را تحریف کردند؟ آیا تورات دین پسر خاله شماست یا دین یهود؟؟

من از دیدن انسان های عنود و لجوجی چون شما دلگیر می شوم! که چگونه به انسانیت توهین می شود و چگونه بشر  این قدر به امانت الهی  خیانت می کند! شما اگر می خواهید اندکی با شادی من موافقت کنید ، ریسمان شیطان را از دور گردنتان باز کنید! البته اگر نیازی به ریسمان بوده!!!!

 

 

 

سعیدی شوتوکارا , kardan
سعیدی شوتوکارا - 19:41 1389/10/13
86
نقل قول از : ایلگار ایلگار

همچنان سوال من بی پاسخ موند.ظاهرا جوابی ندارید.در ضمن اگر من از مجازات قاتلم میگذرم صرفا به این علته که اعتقادی به قصاص ندارم.و الا اساسا قصاص حق اولیای دم هست نه خود مرده که بخواد ازش بگذره یا نه! گذشتن من از قاتلم و وصیت به خانواده ام از باب گذشتن از حق نیست.از باب مخالفت با مجازات مقرره.در مورد غیر منطقی بودن سپردن مجازات قاتل به ولی دم هم صحبتهای زیادی میتونم بکنم که چون بحث اصلی این تاپیک رو منحرف میکنه چیزی نمیگم.به هر حال همون طور که دیدید اگر ساله برای خود من هم پیش بیاد حاضر به گذشتم ولی اساسا موضع گیری کردن درباره عادلانه بودن یک حکم از روی احساسات مردم وقتی همون مساله برای خودشون پیش میاد یه امر کودکانه و اصلا مغالطه بزرگیه.



سلام

فرمودید که:

(اگر من از مجازات قاتلم میگذرم صرفا به این علته که اعتقادی به قصاص ندارم.)

اگر اینکه شما چه اعتقاد داشته باشید و یا نداشته باشید، دین و قوانین آن بسته به نظر موافق و یا مخالف انسانها وضع نشده است و احساسات انسانی در آن لحاظ نشده و دقیقا بخاطر همین مسئله است که تبصره و ماده و  بند و عطف به ماسبق  و ... ندارد چون قوانینی مافق بشری است .




یا عرضه داشته اید که:

(و الا اساسا قصاص حق اولیای دم هست نه خود مرده که بخواد ازش بگذره یا نه گذشتن من از قاتلم و وصیت به خانواده ام از باب گذشتن از حق نیست.از باب مخالفت با مجازات مقرره.)


اگر مطلب قبل را بهتر  مطالعه میفرمودید نیازی به نوشتن و تکرار نبود.


گفته اید که:

(در مورد غیر منطقی بودن سپردن مجازات قاتل به ولی دم هم صحبتهای زیادی میتونم بکنم)


من هیچ موقع توانائیهای خانم ها را دست کم نگرفتم و این را هم خوب میدانم که، خانمها در هر موردی که بخواهند میتوانند مقالات چند صد صفحه ای بنویسند ولو در مورد فیزیک کوانتوم و نانو تکنو لوژی و ساکنان موجود در سیارات دیگر که چه فرهنگی و تکنولوژیی دارند

حاشا و کلا اگر من به این توانائی ها آگاه نباشم.


موفق باشید

حامد ربانی , 678hamed
حامد ربانی - 19:05 1389/10/12
85

گفتم حالا که دوره تکرار فرا رسیده ، حداقل چیزهایی تکرار بشه که از اول پشت گوش انداخته شده!!

 

حاضرید برای تکرار؟ می تونید فکر کنید که برای این شیوه چه کسی دست پر تری داره! البته من قول می دم که چیزهایی رو تکرار کنم که شما ندیدید!!!

حامد ربانی , 678hamed
حامد ربانی - 18:53 1389/10/12
84
نقل قول از : حامد ربانی

چه کسی شما را مجبور کرده ، در وادی ای وارد شوید که صلاحیت ندارد تا به تناقض گویی دچار شوید؟؟:

نقل قول از : سپهر محمدی



جناب عزیز،

فرض کنیم حق و باطل، کاملا مشخص نشده باشد! مشکل چیست؟؟؟

در واقع ظاهر دین، همین طور هم هست! حق و باطل برای کسانی که ظاهر دین را ملاحظه کنند، کاملا مشخص نشده است!

من این موضوع را کاملا تایید می کنم!

اما این، اتفاقا همان عشق بازی الهی است!

عاشقی؟ بسم الله! بیا و بگرد و تحقیق کن!

تضمین کرده است که بیابی!

نقل قول از : سپهر محمدی




پاسخ بنده به سوال اول این است که بدون شک خداوند در دین خود(حال چه اسلام اصیل و چه مسیحیت اصیل و چه یهودیت اصیل)، حق و باطل را کاملا مشخص کرده است.

پس عشق بازی چه شد؟ فکر نمی کنید اگر خدا همه چیز رو مشخص کرده باشه ، عشق بازی شما خراب بشه!!

 

 

 

 


حامد ربانی , 678hamed
حامد ربانی - 18:52 1389/10/12
83
نقل قول از : حامد ربانی

به قول ضرب المثلی که میگه : مادر بچه مرده از این حرف ها ، خندش می گیره!!

 

نقل قول از : سپهر محمدی

نقل قول از : سپهر محمدی

 

چرا دوست من!

خدا ابتدا دین خود را به دست "اهل کتاب" داد! به دست آنها داد که
اهل کتاب و علم و فرهنگ بودند، همان چند نفری که در عربستان سواد داشتند نیز عمدتا از همان "اهل کتاب" بودند! اما وقتی همانها به دین او پشت کردند و در تعالیم او دست بردند و برتری جویی را پیشه خود کردند، و رسول خدا را خدا نامیدند، خدا به کار عجیبی دست زد!

دین خود را به دست قومی نادان و وحشی سپرد،



با احترام فراوان
سپهر محمدی


با سلام،

ظاهرا از این جملات بنده اشتباه برداشت شده است.

اینکه بنده عرض کردم، خدا ابتدا دین خود را به "اهل کتاب" داد،
منظورم ارائه دین موسی کلیم الله و عیسی روح الله به بنی اسرائیل بود، بعد وقتی یهود و نصاری استفاده مناسبی از این ادیان نکردند و به سرکشی و سوء استفاده از آن و نحریف آن پرداختند، خدا دین خود را به امیون(بی سوادها) فرستاد:


این عمل عجیب خداوند است!!!

 

ببخشید 1- پس بالاخره قبول کردید که یهودی ها کتاب آسمانیشان را تحریف کردند!!

2- این بنی اسرائیل که از اول !!!!! اهل فرهنگ بودند! در عربستان چه کار می کردند؟ یعنی همان زمان که یهودی ها اهل فرهنگ عربستان بودند و زمان نزول قرآن بود ، همان زمان بود که خدا به آنها کتاب تورات را داده که شما فهمیدید اینها از اول بافرهنگ بودند؟؟؟

3- به نظر شما ظاهرا هیچ کس سخن موسی (ع) و عیسی (ع) رو اطاعت نکرد! بیچاره امثال هارون و حواریون!!! البته این چند تا اسم از باب نمونه!

4- خدا دین اسلام را به دست قومی نادان وحشی ها داد؟؟ یا برای قومی نادان فرستاد؟ فرق این دو تا رو می فهمید؟ یا اینکه بقیه حرف شما رو درست برداشت نکردن؟؟!!!

5- بالاخره این عمل عجیب خدا چه بوده؟ همیشه برای قومی فرمانبردار و همه چیز فهم دین می فرستاده و این دفعه عصبانی شده و خلافش کرده یا چیز دیگری بوده؟؟

عجب دقت هایی در نوشته های شما موج می زند!!

 

البته باز هم جای شکرش باقیه که سر اشتباهات فاحش خود مثل بحث های قبلی لجاجت نکردید و سعی می کنید ماست مالی کنید!!!

 

 

 


حامد ربانی , 678hamed
حامد ربانی - 18:52 1389/10/12
82

سلام جناب ایلگار

اولا چه جالب که بالاخره پذیرفتید که هر نکته جایگاه خاص خودش را می طلبد! هر چند به نظر من ادامه این بحث شما چندان ضرری به این بحث نمی زند! رعایت موضوع و ... برای بحث ، زمانی است که بحثی منطقی در پیش باشد! اما اگر نگاه بکنید می بینید که عمده بحث با جناب محمدی است و ایشان ترجیح می دهند به اکثر مسائل بی اعتنایی کنند و در چند مساله نیز مدام به تکرار بپردازند! و یک ادعای مضحک را صد بار تایپ کنند! جالب اینجاست که ایشان اهل ابتکار هستند و مانند بقیه کپی نمی کنند و دوباره تایپ می کنند!!!!

ثانیا: از نظر ما دندان تا جایی امکان اصلاح دارد! و از زمانی به بعد برای جلوگیری از آسیب رسانی به سایر اعضا باید دندان را قطع کرد!

ثالثا : بنده هم با شما موافقم که جامعه نقش مهمی در افراد دارد و مجرمین از جامعه تاثیر پذیرفته اند! از جمله از کسانی که مجرمین را توجیه می کنند و به آنها انگیزه می دهند که هیچ نگران نباشید! شما مجاز به هر گونه جنایتی هستید!

رابعا: خوش به حال شما که با جرم شناسی آشنا هستید! من بیشتر با جامعه و انسان آشنا هستم!

 

 

 

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.