| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
900
|
87/10/12 (11:02)
|
|
||
|
|
10
|
617
|
90/4/11 (10:08)
|
|
||
|
|
27
|
286
|
91/3/6 (00:11)
|
|
||
|
|
70
|
527
|
91/2/31 (16:43)
|
|
||
|
|
0
|
114
|
91/2/25 (17:04)
|
|
||
|
|
16
|
61
|
91/2/10 (15:25)
|
|
||
|
|
21
|
204
|
91/1/28 (19:51)
|
|
||
|
|
179
|
3284
|
91/1/26 (15:19)
|
|
||
|
|
20
|
216
|
91/1/25 (13:58)
|
|
||
|
|
79
|
486
|
91/1/29 (17:46)
|
|
||
|
|
106
|
770
|
91/1/22 (12:50)
|
|
||
|
|
32
|
622
|
91/1/7 (21:28)
|
|
||
|
|
148
|
1031
|
90/12/29 (01:40)
|
|
||
|
|
101
|
1022
|
90/12/21 (23:58)
|
|
||
|
|
22
|
252
|
90/12/20 (21:12)
|
|
||
|
|
38
|
265
|
90/11/21 (23:39)
|
|
||
|
|
487
|
2737
|
90/10/24 (23:32)
|
|
||
|
|
21
|
168
|
90/10/8 (19:38)
|
|
||
|
|
20
|
261
|
90/9/25 (01:23)
|
|
||
|
|
87
|
880
|
90/9/19 (18:45)
|
|
امامت در ادیان دیگر هم جایگاهی دارد؟
امامت ایا در ادیان دیگر بوده است؟؟
غدیر در ادیان
وسمعت رسول الله صلى الله علیه وآله یقول : لتركبن أمتی سنة بنی إسرائیل حذو النعل بالنعل وحذو القذة بالقذة ، شبرا بشبر وذراعا بذراع وباعا بباع ، حتى لو دخلوا جحرا لدخلوا فیه معهم . إن التوراة والقرآن كتبه ملك واحد فی رق واحد بقلم واحد ، وجرت الأمثال والسنن سواء .
كتاب سلیم بن قیس - تحقیق محمد باقر الأنصاری - ص 163
قال : من كان وصی آدم ؟ قال : شیت .
قال : فمن وصی شیت ؟ قال : أنوش ...
قال : فمن وصی اد ؟ قال : النبی المرسل إدریس .
... قال : فمن وصی تارخ ؟ قال :، بل أخرج الله من صلبه إبراهیم خلیل الله .
قال : فمن وصی إبراهیم ؟ قال : إسماعیل .
قال : فمن وصی إسماعیل ؟ قال : قیدار .
…
قال : فوصی یعقوب یوسف ،
و وصی موسى یوشع بن نون ،
و وصی داود سلیمان ،
و وصی سلیمان آصف بن برخیا ،
و وصی عیسى شمعون الصفا .
بحار الأنوار - العلامة المجلسی - ج 16 - ص 36
آیین دائویسم
لائو تزوlao_tse
موسس دین دائویزم در چین میباشد
چوانگ تسه پس از لائو تزو ، معروفترین فیلسوف تائوئیسم است
ئائویسم ها وی را وصی لائو تزو میدانند
یوشع (ع) جانشین حضرت موسی (ع) میشود
اولین پیامبر بنی اسرائیل حضرت موسی (ع) است
موسی(ع) در آخرین روز های عمر خویش وصیت میكند كه یوشع جانشین وی باشد
12 و یَهُوَه به موسی گفت: “به این كوه عباریم برآی و زمینی را كه به بنیاسرائیل دادهام ببین. 13 و چون آنرا دیدی تو نیز به قوم (اجداد) خود ملحق خواهی شد
موسی به یَهُوَه عرض كرده گفت: “ملتمس اینكه یَهُوَه خدای ارواح تمامی بشر كسی را بر این جماعت بگمارد 17 كه پیش روی ایشان بیرون رود و پیش روی ایشان داخل شود و ایشان را بیرون برَد و ایشان را درآورد تا جماعت یَهُوَه مثل گوسفندان بیشبان نباشند.”
18 و یَهُوَه به موسی گفت: “یوشع بننون را كه مردی صاحب روح است گرفته دست خود را بر او بگذار.
مراسم نصب جانشین موسی
و او را به حضور العازار كاهن و به حضور تمامی جماعت برپا داشته در نظر ایشان به وی وصیت نما. 20 و از عزت خود بر او بگذار تا تمامی جماعت بنیاسرائیل او را اطاعت نمایند.
21 و او به حضور العازار كاهن بایستد تا از برای او به حكم اوریم به حضور یَهُوَه سؤال نماید و به فرمان وی او و تمامی بنیاسرائیل با وی و تمامی جماعت بیرون روند و به فرمان وی داخل شوند.” 22
غدیر در وادی تیه
پس موسی به نوعی كه یَهُوَه او را امر فرموده بود عمل نموده یوشع را گرفت و او را به حضور العازار كاهن و به حضور تمامی جماعت برپا داشت. 23 و دستهای خود را بر او گذاشته او را به طوری كه یَهُوَه به واسطه موسی گفته بود وصیت نمود.
شباهت ها
بین وصی موسی(ع) و وصی پیامبر(ص)
شباهت های وصی پیامبر اسلام (ص) و وصی حضرت موسی(ع)
یوشع ابن نون (علیه السلام)
اعلم امت بعد از حضرت موسی
مناقب أمیر المؤمنین (ع) ج 1 ص 419 :
حسادت به یوشع
مناقب أمیر المؤمنین (عج 1 ص 419
اول من آمن یوشع ابن نون بود
المعجم الكبیر للطبرانی ج 11 ص
رد الشمس
الصواعق المحرقة ص 128
لا فتـى إلا عـلی لاسیف إلا ذو الفقار
امیر المومنین (علیه السلام)
اعلم امت بعد از نبی
حسادت به امیر المومنین
اول من آمن امیر المومنین بود
رد الشمس
وإذ قال موسى لفتاه
امامت در مسیحیت
جانشین حضرت عیسی کیست؟
و بعد از غذا خوردن عیسی به شمعون پطرس گفت: “ای شمعون پسر یونا آیا مرا بیشتر از اینها محبت مینمایی؟” بدو گفت: “بلی ای سرور تو میدانی كه تو را دوست میدارم.” بدو گفت: “برههای مرا خوراك بده.”
باز در ثانی به او گفت: “ای شمعون پسر یونا آیا مرا محبت مینمایی؟” به او گفت: “بلی سرور تو میدانی كه تو را دوست میدارم.” بدو گفت: “گوسفندان مرا شبانی كن.”
مرتبة سوم بدو گفت: “ای شمعون پسر یونا مرا دوست میداری؟” پطرس محزون گشت زیرا مرتبة سوم بدو گفت “مرا دوست میداری؟” پس به او گفت: “ای سرور تو بر همه چیز واقف هستی. تو میدانی كه تو را دوست میدارم.” عیسی بدو گفت: “گوسفندان مرا خوراك ده.
انجیل یوحنا فصل 21
ولایت تكوینی
و من نیز تو را میگویم كه تویی پطرس و بر این صخره جماعت خود را بنا میكنم و ابواب جهنم بر آن استیلا نخواهد یافت. 19
و كلیدهای ملكوت آسمان را به تو میسپارم و آنچه بر زمین ببندی در آسمان بسته گردد و آنچه در زمین گشایی در آسمان گشاده شود.
متی فصل 16
ظهور پولس
از کسانی بود که در قتل استیفان اولین شهید مسیحیت شرکت داشت و به آن راضی بود
( اعمال رسولان 60:7)
اما سولس (پولس) بی رحمانه بر کلیسا میتاخت و خانه به خانه گشته زنان و مردان را بیرون میکشید و زندان میافکند
(اعمال رسولان 2:8)
و به قتل و آزار مسیحیان پایبند بود پولس همچنان به دمیدن تهدید و قتل بر شاگردان خداوند ادامه میداد
(اعمال رسولان 1:9)
نزد كاهن اعظم اورشلیم رفت و از او معرفینامههایی خطاب به كنیسهها و عبادتگاههای دمشق، پایتخت سوریه، خواست تا ایشان با او در امر دستگیری پیروان عیسی ـ چه مرد و چه زن ـ همكاری كنند و او بتواند ایشان را دستبسته به اورشلیم بیاورد.
در راه دمشق ناگهان نوری خیره کننده گرداگرد وی میتابد و پولس بی هوش به زمین میافتد از نور صدایی شنیده میشود که ای پولس چرا مرا رنج میدهی! پولس میپرسد آقا شما کی هستید
بدعت های پولسی
توهین های پولس به پطرس
ریاكار و دورو
رساله پولس به غلاطیان، 2: 11-16
شیاطین
افسون گر
(غلاطیان 3 1-44)
بدعتهای که پولس ایجاد کرد
1- شریعت را نسخ کرد
2- اعتقاد عیسی خدایی را ترویج داد
.
ویل دورانت میگوید:
پولس به اندیشههای ادیان شركآلود، لباسی مسیحی پوشانید، و بنابراین مسیحیت در واقع شرك را از بین نبرد، بلكه آن را در خود پذیرفت
تاریخ تمدن، ج3، ص 689 و 696.
شیعه و سنی در مسیحیت
مسیحیان پس از این ماجرا دو دسته شدند پطرسی ها و پولسی ها
پطرسی ها توسط نرون قتل عام شدند تنها یک طایفه به نام ابیونی تا قرن چهارم باقی ماند
مشخصات پطرسی ها
الوهیت مسیح را قبول نداشتند.
و بر انجام شریعت تأكید میكردند.
آنها پولس را كافر میدانستند.
مسیحیت و بدعتها، ص 43.
شورای نیقیه
در سال 325 میلادی نزاع شدیدی بین دو طیف پولسی و پطرسی بر سر الوهیت مسیح رخ داد
کنستانتین امپراطور روم شورایی تشکیل داد و در آن شورا رای پولسی ها تصویب شد و آریوس محکوم شد
پس از آن کنستانتین حکمی حکومتی را صادر کرد و طی آن مسیحیان مخالف اعتقادنامه نیقیه را از اجتماع کردن منع نمود. او عبادتگاههای آنها را توقیف کرد..
همه ی كتابهای آریوس سوزانده شود و مجازات پنهان نگاه داشتن آنها اعدام باشد .
مقایسه عملكرد پولس و خلفا
پولس
1. مخالفت با پطرس
2. تبعیت اكثر امت از وی
3. مظلومیت خلیفه راستین
4. ایجاد بدعت در دین
5. شورا نیقیه
6. منع نگهداری کتب
خلفا
1. غصب خلافت
2. تبعیت اكثر امت
3. مظلومیت خلیفه راستین
4. بدعت گذاری در دین
5. شورای سقیفه
6. منع تدوین حدیث
اصحاب کهف و اخدود
اصحاب کهف جمعی از مسیحیان واقعی (پطرسی) بودند
اصحاب اخدود طایفه ای از مسیحیان پطرسی بودند که آنها را در آتش سوزاندند ولی دست از خدا برنداشتند
ام حسبتم ان تدخلوا الجنه و لما یاتکم مثل الذین من قبلکم مساتهم الباسا و الضرا و زلزلوا حتی یقول الرسول والذین معه متی نصر الله
پیامبر اکرم(ص) به صحابه فرمود: برخی بودند قبل از شما آنها را میگرفتند و گاهی بدن آنها را اره اره میکردند ومی سوزاندند و زمین بر آنها تنگ میشد ولی صبر میکردند.
فرهنگ صفوی یا سنّت نبوی ؟
به نام خدا
فرهنگ صفوی در ایران
مؤسّس سلسه ی صفوی (شاه اسماعیل صفوی) در سال 906 برای ایجاد وحدت و یگانگی و تجانس و یکرنگی و همچنین مشخص نمودن این کشور از دیگر ممالک اسلامی و تجدید شاهنشاهی ایران و تامین استقلال کشور و استقرار سلطنت ملّی توسل به مذهب شیعه جست و آن را مذهب رسمی مملکت اعلام نمود و خود و اخلافش توجه فوق العاده بدان معطوف داشتند و همه چیز را تابع این سیاست کردند و در ترویج و بسط تشیّع منتهای کوشش را نمودند و برای رسیدن به این مقصود هر کس مخالفت کرد و تشیع را قبول نکرد با نهایت شدّت از میان بردند. مدارس حنفی و شافعی را بستند و بناهای آنها را منهدم ساختند. ضدّیت و دشمنی با اهل تسنّن و کافر دانستن اهل سنّت و لعن و دشنام به سه خلیفه ی اول (ابوبکر و عمر و عثمان) را جزو دیانت محسوب داشتند.
سلاطین صفویّه در تعقیب سیاست مذهبی که اتخاذ نموده بودند به تاسیس مساجد و مدارس و مرمّت بناهای سابق همّت گماشتند و مشاهد متبرّکه چون مشهد و قم را زیب و زینت دادند و مردم را به زیارت آن تشویق کردند. بزرگان و توانگران نیز به پادشاهان مذکور تأسّی کردند و در هر شهری مدارسی برای ترویج علوم دینی و مذهب شیعه بر پا شد و در این راه نیز جدّ وافی مبذول گردید.
علمای مذهبی و پیشوایان روحانی قوّت و قدرت فوق العاده پیدا کردند. سوگواری شهداء دین که از قرن چهارم توسط آل بویه مرسوم و بعد متروک گردیده بود به تشویق دولت صفوی رونق بسیار یافت. روضه خوانی در ایّام محرّم و مدّاحی پیشوایان دین همه جا معمول شد. تشکیل دسته با عَلَم و کَتَل و لوازم دیگر و تظاهر آنها در معابر و مساجد و تکایا مرسوم گردید. شبیه¬خوانی و نمایش مصائبی که بر ائمّه ی اطهار وارد شده ظاهراً در این عصر آغاز شد. روزهای ولادت ائمّه را جشن گرفتند و ایّام شهادت آنها را عزاداری کردند...
برای ترویج عقاید شیعه و رسوخ شیعه در قلوب عامّه (اهل تسنّن) کتابها و رساله¬های متعدّد به فارسی ساده تدوین شد و در میان مردم به آسانی شیوع یافت. پادشاهان صفوی که سرمشق اتباع و رعایای خود بودند خویش را خادم مذهب جعفری «کلب آستان علی» و مجتهدین را «نایب امام عصر» خواندند.
در دوره ی صفویّه مخصوصاً پس از شاه عبّاس بزرگ اوهام و خرافات و عقاید سخیف به حدّ اعلی نیرو گرفت ریاکاری و خشکه مقدّسی و تظاهر به دینداری، تسلیم صرف در برابر متصدّیان امور مذهبی در میان تمام طبقات، معمول و مرسوم گردید. این طرز فکر که از طرف سلاطین و اولیای امور تشویق می شد موجب انحطاط اخلاق و رکود دانش و عدم رشد قوّه ی تمییز و تحجّر و عقب ماندگی و بی حرکتی و بی قیدی و شکست بود که عاقبت کار صفویّه آن را کاملاً به ثبوت رسانید. (تاریخ فرهنگ ایران، دکتر عیسی صدّیق صفحات 250 الی 254 و 274)
سینه زنی، زنجیززنی و ... چگونه بوجود آمد؟
... رابطه ی صفویه با مسیحیت پیداست هر دو با هم علیه قدرت جهانی کشورهای اسلامی که در حکومت عثمانی یک امپراتوری بزرگ تشکیل داده بودند و اروپا را به خطر افکنده بودند، همدست و همداستانند، و در نتیجه دستگاه تبلیغاتی (روحانیون صفوی) ناچار باید هماهنگ با سیاست، تشیّع را با مسیحیّت نزدیک کنند و همچنانکه شاه صفوی برای رضایت مسیحیّت، مسیحیان جلفا را به ایران کوچ می دهد و در کنار پایتخت شهرکی مستقل به نام جلفا برایشان می سازد و آنان را می نوازد و منشورها و دستورهای رسمی برای حمایت و آزادی مذهبی شان صادر می کند، ملاهای صفوی نیز باید عناصر و حتّی شخصیّت های مسیحی را به صورت «پرسوناژهای مثبت و محبوب» وارد نمایشنامه هایی کنند که نام تعزیه ی کربلا و سیره ی ائمّه و کرامات و مناقب اولیا می سازد. رژیم صفوی یک مقام رسمی وزارتی بوجود آورد و شخصیتی به اسم « وزیر امور روضه خوانی » مأموریت یافت تا در این زمینه دست بکار شود. این وزیر اولین تحفه های غرب را در قرن 16 و 17 به ایران سوغات آورد. وزیر امور روضه خوانی و تعزیه داری به اروپای شرقی (که در آن هنگام صفویّه روابط بسیار نزدیک و مرموز ویژه ای با آنها داشتند) رفت و درباره ی مراسم دینی و تشریفات مذهبی آنجا تحقیق و مطالعه کرد و بسیاری از آن سنّت ها و مراسم مذهبی و تظاهرات اجتماعی مسیحیّت و برگزاری و نقل مصیبتهای مسیح و شعائر و ابزارها و وسایل خاصّ این مراسم و دکورهای ویژه ی محافل دینی و کلیسا را اقتباس کرد و همه را به ایران آورد...
مراسمی از نوع تعزیه گردانی، شبیه سازی، نعش و علم و کتل و عماری و پرده برداری و شمایل کشی و معرکه گیری و قفل بندی و زنجیر زنی و تیغ زنی و موزیک و سنج زنی و تعزیه خوانی و فرم خاصّ جدید و تشریفاتی «مصیبت خوانی» و « نوحه سرایی جمعی » و ... که همه اش اقتباس از مسیحیّت است و هر کس با آن آشناست، به سادگی تشخیص می دهد که تقلید است.
اساس مراسم عزاداری مسیحیان بر نمایش زندگی شهدای نخستین نهضت مسیحیّت و نشان دادن مظلومیت و شهادت آنان در دوران حکومت شرک و کفر و امپراتوری وحشی سزارها و سرداران آنهاست. و نیز شرح حال حواریون و بخصوص تراژدی مریم و بیان فضایل و کرامات و رنجها و مظلومیت های او و از همه مهمتر احیای خاطره ی خون عیسی مسیح و شکنجه ها و ظلم ها و سختیهایی که از قوم یهودیها و از ظلمه (رومیهای بیرحم) تحمل کرده است تحت عنوان «Passios» یعنی «مصائب» که مراسم و اشکال برگزاری و نمایش آن بوسیله ی صفویّه تقلید و اقتباس شده است و در خدمت تاریخ خاصّ شیعه و بیان مصائب اهل بیت و حضرت فاطمه ی زهرا و بالاخص شهادت امام حسین و خاندان و اصحاب بزرگوارش قرار گرفته است. قفل زنی و سینه زنی و تیغ زنی حتّی هم اکنون به همین شکل در لورد «Lourdes» سالیانه در سالروز شهادت مسیح برگزار می شود¬....
... شبیه سازی و تعزیه و نعش، تقلید کورکورانه از مراسم «میسترهای هفتگانه Steres septrny» و «میراکل Miracles» و نمایش نعش عیسی بر صلیب و فرودآوردن و دفن و صعود و دیگر قضایا است. نوحه های دسته جمعی درست یادآور « کور » های کلیسا است و پرده های سیاه که به شکل خاصّی بر سر در تکیه ها و پایه ها و کتیبه ها آویخته می شود و غالباً اشعار جودی و محتشم و غیره بر آن نقش شده بی کم و کاست از پرده های کلیسا در مراسم تقلید شده و شمایل گردانی و نقش صورت ائمّه و دشمنان و حوادث کربلا حتّی اسلوب نقاشی ها همان است در حالیکه صورت سازی در مذهب ما مکروه است و حتّی نوری که به صورت یک هاله، گرد سر ائمّه و اهل بیت دیده می شود درست تقلیدی است و با «فرّایزدی» و «فروغ یزدانی» در ایران باستان توجیه شده است.
این مراسم و تشریفات رسمی، مخصوص عزاداری و مصیبت خوانی و شبیه سازی مسیحیّت اروپایی است و حتّی گاه بقدری ناشیانه این تقلید را کرده اند که شکل صلیب را هم که در مراسم مذهبی مسیحیها جلو دسته ها می برند صفویّه بدون اینکه کمترین تغییری در آن بدهند به ایران آوردند و همین الان هم بدون توجه به شکل رمزی و مذهبی آن در مسیحیت، جلو دسته ها راه می برند و همه می بینند که شاخصه ی نمایان هر دسته ی سینه زنی همین صلیب (جریده) است و در عین حال در نظر هیچکس معلوم نیست برای چیست؟ و هیچکس از آنهائیکه آن را می سازند و حمل می کنند نمی دانند برای چه چنین می کنند؟ امّا با اینکه این جریده در میان ما هیچ مفهومی ندارد و کاری نمی کند، همه ی شخصیّت و عظمت و افتخار یک دسته به همان جریده اش وابسته است، دعواها سر جریده است، ارزش و اعتبار و شکوه و فداکاری، اندازه ی ایمان و شور دینی یک دسته به بزرگی و سنگینی و زیبایی و گرانی جریده اش بستگی دارد. جریده نه تنها از نظر شکل همان صلیب است بلکه از نظر لفظ هم همان اسم صلیب است که همراه مسمّی از اروپای شرقی و از زبان لاتین به فارسی آمده، چون کلمه ی جریده نه در فارسی و نه در عربی با این شکل هیچ مفهومی ندارد. به نظر من کلمه جریده اصولاً تلفظ فارسی «جروئیده» است و «Croid» به معنای صلیب است و حرف «c» در ایتالیایی و لاتین صدای «ج» می دهد .
دکورها و پوششها و پرده هایی که در اروپای شرقی و ایتالیا و غالب کلیساهای کاتولیک وجود دارد و همه می بینند با همان شکل به ایران آمده و چون مسجد امکان پذیرش این مراسم و این تزئینات جدید را نداشت و برای چنین کاری ساخته نشده بود، ساختمانهای خاصّ این امور بنا شد به نام تکیّه و حسینیه...
(تشیّع علوی و تشیّع صفوی: دکتر علی شریعتی صفحه 204 الی 211)
.... سیّد الشهداء (ع) با اینکه با لشکر قلیل خود می دانست در جنگ با یزید احتمال شکست زیاد است و 72 نفر از عهده ی هزاران نفر از لشکریان یزید بر نمی آید ولی برای مصلحت دین خدا آن همه کشته و اسیر داد و مصلحت دین را بر مصلحت شخصی و خانوادگی ترجیح داد امّا علمای ما!
ما به آقایان می گوییم: فلان کتاب پر از روایات جعلی است افکار جوانان را خراب می کند پس بفرمایید جوانها آن را نخوانند می گویند بلی ولی خوب، مصلحت نیست، می گویند: سینه زنی و قمه زنی و زنجیر و نعش کشی با روح اسلام سازگار نیست. می گوییم: پس اعلام بفرمایید تا نکنند می فرمایند بلی، ولی فعلاً مصلحت نیست!
............و خلاصه آقایان مصلحت دروغین را بر مصالح دین خدا ترجیح می دهند در حالیکه برای اعتلای کلمه ی حقّ و نشان دادن دین خدا هیچ چیز به اندازه ی خود حقیقت مصلحت نیست.
(شیعه مصلحتی و مصلحت شیعه ص 5 دکتر علی شریعتی)
تا اینجا از نظر تاریخی روشن شد که عزاداری به صورت مراسم (هفتم، چهلم، سالگرد) و سینه زنی و زنجیرزنی و ... ربطی به دین اسلام ندارد و تقلید نامیمونی است از مسیحیان. اکنون این پدیده ی اجتماعی را از نظر قرآن و سنّت پیامبر و سخنان ائمّه مورد سنجش قرار می دهیم تا مردود بودن آن از نظر قرآن و سنّت وسخنان بزرگان دینی نیز معلوم گردد.
سنّت نبوی: «لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه» (قرآن کریم)
در ایام جاهلیت مردم به هنگام برخورد با مصیبت (مرگ و کشته شدن عزیزانشان) به نوحه خوانی و سر و سینه زنی می پرداختند و خاک و گل بر سر می ریختند و صورت خود را می خراشیدندو ... امّا اسلام این رویّه را ناپسند و زشت دانسته و در عوض دستور داده است مسلمانان صبر و خویشتنداری پیشه کنند چنان که در آیه ی 155 و 156 سوره ی بقره می خوانیم: « و لنبلونّکم بشیء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشّر الصابرین الذین إذا اصابتهم مصیبه قالوا إنّا لله و إنّا الیه راجعون» یعنی: « و شما (مؤمنان) را به چیزی از قبیل ترس و گرسنگی و از دست دادن مال و جان و دسترنج می آزماییم و به صابران مژده بده آنهایی که اگر مصیبتی به ایشان برخورد کرد می گویند ما از خداییم و به سوی خدا باز می گردیم.»
پیامبر اکرم (ص) و امامان نیز مسلمانان را هنگام برخورد با مصیبت به صبر و خویشتن داری دعوت کرده و از جزع و فزع و سر و سینه زنی و نوحه خوانی و ... باز داشته اند در اینجا به ذکر چند نمونه از سخنان پیامبر (ص) و ائمّه (س) می پردازیم:
1ـ ابن بابویه به سند معتبر از امام محمد باقر (ع) روایت کرده است که رسول اکرم (ص) قبل از اینکه دار فانی را وداع گوید به حضرت فاطمه (ع) گفت: « ای فاطمه چون بیمرم روی خود را برای من مخراش و گیسوی خود را پریشان مکن، و واویلا مگو و بر من نوحه مکن و نوحه گران را مطلب» (جلاءالعیون مجلسی جلد 1 ص 92 چاپ تهران)
2ـ امام جعفر صادق (ع) از پیامبر گرامی (ص) نقل کرده است که: « در وقت مصیبت دست بر زانو کوبیدن اجر و ثواب مسلمان را حبط و ضایع می کند» (فروع کافی ج 1 ص 224)
3ـ از امام جعفر صادق (ع) روایت شده است: « صبر و مصیبت هر دو به سوی مؤمن سبقت می برند مصیبت در حالی به وی می رسد که او شکیبا است و همانا جزع و مصیبت به سوی کافر سبقت می برند پس مصیبت در حالی به وی می رسد که وی بسیار جزع کننده است» (فروع کافی ج 1 ص 223)
4ـ امام جعفر صادق (ع) در پاسخ به این پرسش که جزَع چیست؟ می فرماید: « شدیدترین نوع جَزَع با شور و فغان و با صدای بلند واویلا کردن و سینه و صورت خود را زدن و موهای پیشانی را کندن است و هر کسیکه مجلس ماتم را برگزار نماید پس به تحقیق او صبر را ترک کرده و خلاف روش آن رفتار نموده است.» (فروع کافی ج 1 ص 222)
راستی کدام مصیبت از هر مصیبتی بزرگتر است و به هنگام برخورد با مصیبت چه باید کرد؟ بهتر است پاسخ این سؤال را از امام جعفر صادق بشنویم. آن بزرگوار وفات حضرت محمد (ص) را از تمام مصائب بزرگتر دانسته و به هنگام مصیبت بر صبر توصیه و سفارش فرموده است چنانکه:
5ـ شیخ طوسی و دیگران به سند معتبر از حضرت جعفر صادق (ع) روایت کرده اند که آن حضرت فرمود: « چون مصیبتی به تو رسید بیاد آور مصیبت رسول خدا (ص) را که به مردم چنین مصیبتی نرسیده و هرگز نخواهد رسید.» (جلاءالعیون مجلسی ج1 ص 95)
6ـ امام علی (ع) هنگام غسل پیامبر (ص) در نهایت غم و اندوه فرمود: « اگر امر به شکیبایی و نهی از ناله و فریاد و فغان نفرموده بودی هر آینه (در فراق تو) سرچشمه های اشک چشم را (با گریه) خشک می کردیم» (نهج البلاغه ترجمه فیض الاسلام ص732 کلام 226)
7ـ حضرت حسین (ع) قبل از آغاز نبرد به خواهرش حضرت زینب (س) اینچنین وصیّت نمود: «ای خواهرم ترا به حقّ خود سوگند می دهم که بر مصیبت و مفارقت من صبر کن و هرگاه که من کشته شدم هرگز رویت را برای من مخراش و موهای خود را مکن و گریبانت را پاره نکن زیرا تو دختر فاطمه هستی همانطور که او به هنگام مصیبت جدم پیامبر اکرم (ص) صبر نمود تو نیز در وقت مصیبت صبر را پیشه کن» (تاریخ یعقوبی ص 29 ـ جلاءالعیون مجلسی ج 1 ص 282)
آری با وجود دلایل قطعی و مدارک معتبر فوق الذکر می گوییم سینه زنی و زنجیر زنی و مجلس نوحه خوانی و تکرار ماتم و عزا به طور قطع و مسلّم از فرهنگ جاهلی است و ربطی به اسلام ندارد. و هیچ یک از علمای شیعه نمی توانند حتّی یک دلیل از قرآن و سنّت پیامبر – ص- و سخنان ائمّه برای تأیید مراسم سوگواری موجود ارائه دهند.
شگفتا خدا و پیامبر و ائمّه می فرمایند این کارها را نکنید، ولی مردم ما همچنان این اعمال حرام و زشت وننگین را انجام می دهند و برای قرآن و سنّت پیامبر (ص) و سخنان امامان هیچ ارزشی قائل نیستند. اگر مردم عوام معذور باشند، محقّقاً عالمان بخاطر کتمان حقایق و ادامه ی فرهنگ جاهلی و خرافی مقصر هستند و چون برای تحمیق مردم بر سخنان صریح و قاطع پیامبر و امامان (ع) در نهی از برگزاری مراسم سوگواری و سینه¬زنی و زنجیر زنی
و ... سرپوش می¬گذارند، فردای قیامت در پیشگاه خدا هیچ عذری نخواهند داشت.
متأسفانه تعصب بیجا در میان ما شیعیان چنان فضا و جوّی را ایجاد کرده که کمتر کسی شهامت پیدا می کند به خرافه زدایی بپردازد و عملاً از آن دوری نماید.
ما باید اندیشه و ذهن خود را از زنگار تعصب منفی پاک کنیم و توجیهات غیر منطقی و نامعقول را کنار بگذاریم و با جرأت و شهامت اعلام کنیم سیاه پوشی و سینه زنی و زنجیرزنی و نوحه خوانی و ... مخالفت سنّت و روش عملی پیامبر (ص) و امامان (ع) می باشد.
در پایان از مسلمانان آگاه و شجاع و متعهد انتظار داریم با حجّت قرار دادن قرآن و سنّت پیامبر (ص) و سخنان ائمّه (ع) به خرافه زدایی بپردازند و با تحلیلهای صحیح و معقول یاد و خاطره ی طاغوت ستیزی حضرت حسین – ع- و سایر موحدان مخلص را در دل و اندیشه ی مؤمنان زنده نگهدارند.
گردآورنده: عبدالله ناصح

