| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
900
|
87/10/12 (11:02)
|
|
||
|
|
10
|
617
|
90/4/11 (10:08)
|
|
||
|
|
27
|
286
|
91/3/6 (00:11)
|
|
||
|
|
70
|
527
|
91/2/31 (16:43)
|
|
||
|
|
0
|
114
|
91/2/25 (17:04)
|
|
||
|
|
16
|
61
|
91/2/10 (15:25)
|
|
||
|
|
21
|
204
|
91/1/28 (19:51)
|
|
||
|
|
179
|
3284
|
91/1/26 (15:19)
|
|
||
|
|
20
|
216
|
91/1/25 (13:58)
|
|
||
|
|
79
|
486
|
91/1/29 (17:46)
|
|
||
|
|
106
|
770
|
91/1/22 (12:50)
|
|
||
|
|
32
|
622
|
91/1/7 (21:28)
|
|
||
|
|
148
|
1031
|
90/12/29 (01:40)
|
|
||
|
|
101
|
1022
|
90/12/21 (23:58)
|
|
||
|
|
22
|
252
|
90/12/20 (21:12)
|
|
||
|
|
38
|
265
|
90/11/21 (23:39)
|
|
||
|
|
487
|
2737
|
90/10/24 (23:32)
|
|
||
|
|
21
|
168
|
90/10/8 (19:38)
|
|
||
|
|
20
|
261
|
90/9/25 (01:23)
|
|
||
|
|
87
|
880
|
90/9/19 (18:45)
|
|
در این سرای خاکی ملکوتیانی از جنس آسمان ؛ کنار من و تو ؛
بی تکلف و بی پیرایه ؛ مستانه مستوری گزیدهاند که برای همه بی قراران قرارگاه و برای آشفتگان و بیچارگان مأمن و پناهند ...
سنگ صبور هر آنچه غم و اندوه و درد است ... از هر نوع جنسی که باشد ...
در برابر مصایب و مسائل ؛ کوه مقاومت و استقامت ...
تکیه گاه روحهای پریشان و مضطرب ...
و التیام بخش و مرهم زخمها و جراحتهایت ... عطوف و مهربان و دلسوز ...
تو گویی در برابر سختیها ؛ فشارها ؛ مسئولیتها ؛ التهابها و چالشها ؛
بی قراریها و آشفتگیهای پیرامونت ؛
از حوادث تلخ روزگار گرفته تا رنجهای شخصی اطرافیانت ؛
دل ندارند که اگر کوه بود کمر خم کرده بود ...
اما ایشان همچنان تیر در چشم ؛ استخوان در گلو ؛ با نشاط و طراوت ؛
با شادابی و نور ؛ محرک و سرچشمه امیدند ...
و برای تن خسته و دل مجروح تو ؛ دل آرام ؛ مرهم ؛ غمگسار و مهرورز ...
در خیرات گوی سبقت را از رقیبان ربودهاند و آخرالامر در کنار آن اقیانوس در نجوای شبانه خود ؛ خود را قطرهای نمیبینند ...
رنجها و جراحتهای بسیار دارند ؛ اما هیچگاه تو از آن با خبر نخواهی شد ...
زخمهایی که تنها یکی از آن تو را نابود میکرد و آنچنان تو را بی خود و بی قرار میکرد
که عنان از دست میدادی و عمری را سر درگریبان ؛
مأیوس و ناامید از دنیا و ما فیها میشدی ....
ایشان نه تنها از دلتنگیها و مشقات و رنجهای خود سخنی بر زبان نمیآورند ...
نه تنها سنگ صبور همه آشنایان مجازی و واقعند ...
که به سوی سختیها هجوم میآورند و هر جا کاری و باری بر زمین مانده باشد ...
مستانه و مشتاق ؛ بی اجر و مزد و پاداش ؛ بی تشکر و سپاس
همه تهمتها و برچسبها را هم به جان میخرند ...
هیچ کس را یارای تحمل این همه خطرات و مسئولیتها نیست ...
هر وقت به سیمای نورانیشان مینگری ؛ شور و حرکت و نور و امید میبینی ...
اینان همان همسران و مادران سخت کوش و عطوف و مهربان ما هستند ...
که به یگانه بانوی دو عالم اقتدا کردهاند ...
که فاطمه اینگونه بود ...
آنگاه که همسر مظلومش امیرالمؤمنین علی (ع) درباره او گفت:
" سوگند به خدا که فاطمه هیچ گاه مرا خشمگین نکرد و در هیچ کاری از من سرپیچی ننمود ...
و من هرگاه به فاطمه نگاه میکردم ، غم و اندوه از من زدوده میشد ... "
فاطمه آن قدر با مشک، آب کشید که اثر آن در سینهاش آشکار شد و
چندان با دست خود آسیاب کرد که دستهایش پینه زد ...
و آن قدر خانه را جاروب کرد که لباسهایش خاک آلود گردید ...
و چندان آتش در زیر دیگ روشن کرد که لباسهایش سیاه و دود آلود شد ...
و از این کارها رنج و سختی زیادی به او رسید .
و در آخرُ او همپرواز روح بزرگ علی در تقرب و بندگی خدا بود چنانکه مولا در حقش چنین فرمایش نمود:
فاطمه، بهترین یاور من در بندگی خدا بود
نام علی مرتضی ذكر مدام ماست
لعن سه خصم فاطمه در مرام ماست
ما را محبت علی و آل او بس است
دشمن برو بمیر كه حیدر امام ماست
هر کسی نامی را برای فرزند خود انتخاب میکند و یکی از حقوق مهم فرزندان بر والدین، انتخاب نام نیکو و شایسته برای آنان میباشد که در روایات به این حق بزرگ اشاره گردیده است.
حضرت ابوعبدالله(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: برای فاطمه(س) نزد خداوند عزوجل نه اسم است که عبارتند از: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، محدثه، راضیه، مرضیه، زهرا.
نام بانوی بزرگوار جهان اسلام به وسیله ذات حضرت حق انتخاب گردیده و مسلماً پیامبری که هرگز از روی هوای نفس سخن نمیگوید و آنچه بیان میکند چیزی جزو حی که به او نازل شده نیست، با دستور خداوند نام دخترش را فاطمه نهاده است. و اما فاطمه یعنی چه؟
فطم به معنی قطع می باشد. هنگامی که کودک شیرخواره را از شیر مادر جدا میکنند و زمان شیرخوارگی وی تمام میشود، میگویند«فطم من اللبن» بچه را هنگام جدا کردن از شیر، با شیرینی یا چیز دیگر از شیر مادرش جدا میکنند. ولی حضرت فاطمه(س) را با علم و دانش از جهان بریدند که این هم یک معنای دیگر میباشد.
ابوهریره میگوید: فاطمه نامیده شد به علت آن که خداوند عزوجل محبان ایشان را از آتش جدا نمود. در روایت دیگر از ابی جعفر(ع) آمده است وقتی حضرت فاطمه(س) به دنیا آمد، خداوند ملک وحی فرستاد که به محمد(ص) بگو او را فاطمه نام بگذار. سپس ابوجعفر(ع) فرمودند: والله قسم که خداوند تبارک به سبب علم ایشان را برید و آن حضرت را به سبب میثاق، از حیض و آلودگی جدا کرد. در سخنی از رسول خدا آمده که حضرت فاطمه(س) پاره تن، نور چشم و جان من است که میان سینهام قرار دارد و او حوراء انسیه است. از حضرت علی(ع) روایت شده که روزی پیامبر فرمودند: ای فاطمه میدانی چرا تو را فاطمه نامیدند. آنگاه حضرت علی(ع) فرمودند: یا رسول الله برای چه فاطمه نامیده شده است؟ پیامبر(ص) فرمودند: برای اینکه حضرت فاطمه(س) و شیعیان ایشان از آتش بریده شدهاند.
*** ماجرای مظلومیت و شهادت
|
|
|
|
|
آتش زدن دَر - مجروح شدن چشم حضرت زهرا (س) - شهادت حضرت زهرا (س) - شهادت حضرت محسن... |
|
|
| - پرستاران و عیادت كنندگان | - حالات جانسوز حضرت به روایت فضه خادمه |
| - خواب دیدن حضرت و دستور ساختن تابوت | - آرزوى ترك دنیا و اندوه فراوان حضرت در لحظات ترك دنیا |
| - فرمایش حضرت درباره امت پیامبر در لحظه شهادت | - علل بیمارى و كیفیت شهادت حضرت زهرا(س) |
باغبان در باغ بود و باغ را آتش زدند
باغ را در پیش چشم لاله ها آتش زدند
هست و بود مرتضی یک لاله بود آن هم بسوخت
یعنی آنکه هر چه بود از مرتضی آتش زدند



فردی كه از رشد عقلی برخوردار است، از مسایل،درك و فهم بهتری دارد. برای مثال می داند كه چرا باید با حجاب باشد .هدف از این كار چیست؟ از خود و محیط اطرافش شناخت دارد ... عقل چون چراغی تابان است كه زشتی ها و نیكی ها را نشان می دهد و عوامل خوشبختی وبدبختی را مشخص می كند وقتی به فلسفه حجاب می نگریم ، می بینیم حجاب از عوامل خوشبختی است و موجب سلامتی وتكامل فرد و جامعه می گردد و برهنگی و بدحجابی، باعث انحتاط و پیامدهای شوم می گردد . هرچیزی كه مایۀ انحراف وفساد است عقل آن را شایسته ندانسته و انسان را بر انجام آن ملزم نمی سازد. خصلت «حیا » یكی ازشعبه های عقل است او را به سوی حفظ پوشش و عفت دعوت می كند


من آرزو می کنم که روزی سطح شعور و شناخت مذهبی ، در این تنها کشور شیعه جهان ، به جایی برسد که سخنگوی رسمی مذهب ما «فاطمه» را آنچنان که سلیمان کتانی - طبیب مسیحی - شناسانده است، و «علی» را آنچنان که دکتر جورج جرداق - طبیب مسیحی - توصیف میکند و «اهل بیت» را آنچنان که ماسینیون کاتولیک تحقیق کرده است و «ابوذر غفاری» را آنچنان که جودة السحار نوشته است و حتی «قرآن» را آنچنان که بلاشر - کشیش رسمی کلیسا - ترجمه نموده است و «پیغمبر» را آنچنان که ردنسن - محقق یهودی - میبیند، بفهمد و ملت شیعه و محبان اهل بیت و متولیان رسمی ولایت و مدعیان مذهب حقه جعفری روزی بتوانند به ترجمه آثار این کفار رسمی!! توفیق یابند.
خدایا این مردم شیعه اند ، شیعه علی ، تنها پیروان اهل بیت ، تنها ملتی که حق را تشخیص داده اند و چهره پرشکوه علی را و عظمت های خاندان علی را یافته اند؟؟
و دکتر بنت الشاطی ، استاد دانشگاه و نویسنده توانایی ، که قلمش و عمرش همه در خدمت زنان اهل بیت ، که میگفت: (من در این خانه زندگی میکنم )، سنی است؟
و بلاشر که روحانی رسمی مسیحیت بود و چهل سال در تحقیق و ترجمه قرآن رنج برد و بر روی آیات کور شد کافر است؟
و ماسینیون که دریایی از دانش بود و ۲۷ سال تمام در زندگی سلمان، نخستین بنیانگذار تاریخ شیعه در ایران، غرق شد و هرگاه از فاطمه ، از عرفان اسلامی و از سلمان سخن میگفت ، سراپا مشتعل میشد کافر است؟
خدایا:
به من بگو ، تو خود چگونه میبینی؟ چگونه قضاوت میکنی؟
آیا عشق ورزیدن به اسمها تشیع است؟ یا شناخت مسمی ها ؟؟
«دکتر علی شریعتی
