| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
900
|
87/10/12 (11:02)
|
|
||
|
|
10
|
617
|
90/4/11 (10:08)
|
|
||
|
|
27
|
286
|
91/3/6 (00:11)
|
|
||
|
|
70
|
527
|
91/2/31 (16:43)
|
|
||
|
|
0
|
114
|
91/2/25 (17:04)
|
|
||
|
|
16
|
61
|
91/2/10 (15:25)
|
|
||
|
|
21
|
204
|
91/1/28 (19:51)
|
|
||
|
|
179
|
3284
|
91/1/26 (15:19)
|
|
||
|
|
20
|
216
|
91/1/25 (13:58)
|
|
||
|
|
79
|
486
|
91/1/29 (17:46)
|
|
||
|
|
106
|
770
|
91/1/22 (12:50)
|
|
||
|
|
32
|
622
|
91/1/7 (21:28)
|
|
||
|
|
148
|
1031
|
90/12/29 (01:40)
|
|
||
|
|
101
|
1022
|
90/12/21 (23:58)
|
|
||
|
|
22
|
252
|
90/12/20 (21:12)
|
|
||
|
|
38
|
265
|
90/11/21 (23:39)
|
|
||
|
|
487
|
2737
|
90/10/24 (23:32)
|
|
||
|
|
21
|
168
|
90/10/8 (19:38)
|
|
||
|
|
20
|
261
|
90/9/25 (01:23)
|
|
||
|
|
87
|
880
|
90/9/19 (18:45)
|
|
در این بحث بر آنیم تا آموزه فدا که یکی از مهمترین مباحث الاهیاتی مسیحیت است را بررسی کنیم این آموزه در اصل رکن اعتقاد مسیحیت به شمار می آید و بنا به اعتقاد مسیحیان باقی بسیاری از اعتقادات مسیحی از جمله تثلیث و نجات و نفی شریعت به نوعی با این آموزه پیوند خوردند و بر مبنای این آموزه بنا شدند درمسیحیت، انسان به واسطه گناهی كه آدم مرتكب شد موجودیگنهكار ونیازمند نجاتاست و زابطه او با خدا قطع شده و نیازمند كسی است بیاید و او را از این حالت نجات بخشد و خداوند را نسبت به وی مهربان سازد عیسیمسیحبارنجبردنخود بر صلیب، او را از این وضعیت نجات میدهد در این مجال ابتدا ضمن بررسی گناه اصلی(گناه آدم) و سرایت آن به تمام بشریت میپردازیم و سپس در باره نقشه خدا برای بخشش بشر سخن خواهیم گفت که خدا لباس جسم میپوشد و به زمین میاید و سپس بر صلیب کشته میشود و در این جا از سیر پیدایش آموزه فدا سخن میگوییم و سپس این آموزه را در منظر عقل و كتاب مقدس مورد بررسی قرار میدهیم و در پایان به باز یابی ریشه های آموزه فدا در ادیان بت پرستی خواهیم پرداخت .
در تمام ادیان یک واژه مشترکی به نام رستگاری و نجات وجود دارد و هر دینی نسخه ای مخصوص به خود برای این واژه پیشنهاد میکند در این میان مسیحیت راه مخصوص به خود را دارد
یکی از اساسی ترین عقاید مسیحیت را آموزه« فدا» ، یعنی نجات بشریت به وسیله مرگ عیسی مسیح (ع) تشكیل می دهد .مسیحیان معتقدند انسان در خلقت اولیه اش پاک و مقدس آفریده شد ولی پس از گناه آدم این پاکی از وی گرفته شد و طبیعتش بیمار یا فاسد گشت و این انسان توانائی برای نجات نداشت و در حالت قهر با خدا قرار داشت و برای برقراری آشتی با خدا و بازگشت طبیعت اولیه از گناه کافی نبود و باید کفارهای داده میشد از آنجا که انسان سقوط کرده توان پرداخت کفاره را نداشت خداوند یگانه فرزند خود مسیح که همذات با خدا بود را فرستاد تا در میان بشر زندگی کند و سپس مصلوب شود تا خود را فدای گناهان بشریت بگرداند و بعد از مرگ مسیح حالت دوستی بین خدا و بشر حاصل شد و هر کس که به مسیح ایمان آورد گناهانش بخشیده می شود
خداوند انسان را آفرید و انسان در طبیعت اولیه خود پاک و خداگونه[1] خلق شده در اعتقاد نامه رسمی کاتولیک آمده است:
و همه مسیحیان در اصل «تقدس وعدالت» قبل از هبوط آدم اختلافی ندارند گرچه در نحوه آن اختلاف جزئی بین کاتولیک و پروتستان هست. کاتولیکها میگویند خدا انسان را از دو جوهر نفس و جسم خلق کرد که به ضدیت با هم متمایل بودند و به انسان موهبتی فوق العاده عطا کرد تا جسم را تابع روح کنداین همان نیکوئی و قداستی است که با هبوط آدم از انسان از او گرفته شد ولی پروتستانها میگویند این نیکوئی و قداست موهبتی فوق العاده نبوده بکله جزء طبیعت انسان بود که با سقوط او طبیعتش به گونهای دیگر یافت[3]. در نتیجه طبیعت انسان به طور کامل فاسد شد و نیکوئی در آن از بین رفت.
چنانکه گفتیم آدم به صورت پاک و تقدس یافته آفریده شد ولی هنگامی که از درخت ممنوعه خورد این نافرمانی باعث شد که تقدس یافتگی اولیهاش را از دست بده در نتیجه طبیعت آدمی فاسد شد همانند انسانی که درون چاهی سقوط کند و تمام استخوانهای بدنش بشکند و دیگر قادر به نجات خود نبود.در الهیات مسیحی به نافرمانی آدم و حوا که منجر به سقوط انسان شد گناه نخستین میگویند [1]
پولس در این باره میگوید:
مقصود از این مرگ ، مرگ روحی و فساد ذاتی است. و این فساد ذاتی از آدم به تمام نسلش به ارث رسید ، یعنی تمام انسانها در زمان تولد فاسد هستند و این فساد در تمام جنبه های زندگی آنان وارد شده است. انسان تازه تولد یافته، چیز نیكویی در خود ندارد تا خدا را راضی كند وهیچ قدرتی ندارد كه وضع خود را تغییر دهد . به بیان دیگر انسانی كه تازه پای به دنیا می نهد ، مملو از زشتیها و گناهان بوده و یكسره در زیان است.
آدم با گناه خویش ، سبب نابودی صورت خداوندی در خود گشته و دوستی میان خود و خدا را از بین می برد،
آگوستین از بزرگترین متفكران مسیحی میگوید:
و نتیجه اینکه عصیان آدم باعث بیگانگی ما با خدا شد و طبیعت بشر را فاسد کرد و گناهان بعدی بشر نماد بیرونی این طبیعت فاسد بود [4]
به طور خلاصه این گناه چند خصوصیت را در بشر ایجاد کرد:
: آدم با گناه خود تقدس و عدالت اولیه را که از خدا دریافت کرده بود از دست داد(كاتولیك)[5] و در نتیجه گناه طبیعتش به طور کامل فاسد میشود(پروتستان) [6] و در نتیجه گناه آدم بشر مرتکب گناهان بعدی نیز میگردد.
:خطای آدم تنها به خود وی زیان وارد نکرد بلکه همه نسل او را متضرر کرد[7] همانند تنبیههای گروهی که به خاطر جرم یک نفر یک گروه را تنبیه میکنند. گناه یک نفر(آدم) به تمامی نسلش به ارث رسید و تمام بشریت فاسد شد حتی کودکانی که تازه به دنیا میآیند میراث بر گناه آدم هستند. پولس میگوید:
: انسان جاودان آفریده شده بود و در نتیجه گناه آدم بود که مرگ وارد زندگی بشر شد و مرگ مزد گناه است[8] اگوستین معتقد است در نتیجه گناه دو نوع مرگ وارد زندگی انسان شده مرگ جسم و مرگ روح و آدم با ارتکاب گناه هم جمساً و هم روحاً دچار مرگ شد.[9]
: با گناه آدم رابطه بین خدا و بشر قطع شد و بشریت در حالت قهر با خدا رفت که پولس از آن به زمان دشمنی بشریت و خدا یاد میکند(رومیان 5: 10) و خداوند از بشریت غضبناک بود(رومیان 5: 9)
: گناه ذهن انسان را تیره ساخت و باعث شد انسان نتواند به درستی فکر کند به همین ترتیب اراده انسان تضعیف شد و حتی قادر به تشخیص بیماری خود نیستیم چه برسد به مداوای آن [10].
شورای کارتاژ مصوبات جالبی دارد که میتواند به درک بهتر آموزه گناه اصلی کمک کند.
اگر کسی بگوید که آدم، اولین انسان فانی خلق شده بود به گونهای که چه گناه میکرد و یا نمیکرد با علل طبیعی و نه به بهای گناه میمرد باید او را تکفیر کرد.
اگر کسی بگوید لازم نیست نوزاد را تعمید دهند با این که آنان برای تطهیر از گناهان تعمید میشوند ولی گناه اصلی از آدم ناشی نمیشود به گونهای که درمورد آنان تعبیر تعمید «برای تطهیر از گناهان» به معنای مجازی و نه حقیقی آن است باید او را تکفیر کرد.
این که کسی بگوید در ملکوت آسمانی یا هر جای دیگر هر مکان متوسطی محلی وجود دارد که کودکانی که بدون تعمید از این دنیا میروند در آن جادو شادی به سر میبرند باید او را تکفیر کرد.
این که فیض خدا که به وسیله آن انسان از طریق عیسی مسیح خداوند عادل شمرده میشود فقط برای تطهیر از گناهان است که مرتکب شده است فائده دارد نه برای جلوگیری از انجام گناهان دیگر او را نیز باید تکفیر کرد.
واگر بگوید: فیض عادل شمرده شده به ما داده شد تا آسانتر بتوانیم به وسیله فیض این کاری را که مأمور به انجام آن هستیم با ... خود انجام دهیم گویا حتی بدون هدیه فیض ما میتوانستیم البته نه چندان آسان از این فرمان پیروی کنیم باید او را تکفیر کرد.[1] - Oxford Dictionary of the Christian Church (Oxford University Press 2005 ISBN 978-0-19-280290-3), article Original Sin
[2] نامه پولس به رومیان 5:12
[3] . الستر مک کراث، نقل با تلخیص از کتاب در آمدی بر الاهیات مسیحی ، ترجمه عیسی دیباج ، ص 457
[4] . جان استات مبانی مسیحیت ،– مترجم روبرت آسریان ،ص 68
[5]. Catechism of the Catholic Church,P.93-94
[6]. القس انس الامیر کانی ، نظام التعلیم فی العلم لاهوت القویم ج2 ص 78 نقل از در آمدی تطبیقی بر الاهیات اسلام و مسیحیت ، عید الرحیم سلیمانی
[7]. Catechism of the Catholic Church, paragraphs 404-405
[8]. برداشت از اعتقاد نامه کارتاژ
[9]. Agustine,s.Cityoof God,P.522.
[10] . درآمدی بر الاهیات مسیحی ص 475
حال این بشر سقوط کرده نیاز دارد تا خداوند را از خودش خشنود سازد و برای جبران این گناه و گناهان بعدی توبه کافی نبود و برای جبران آن نیاز به پرداخت كفاره و فدیه ای بود. این قربانی باید سالم و بی عیب نقص باشد تا بتواند غضب خدا را از بشر سقوط کرده فرو نشاند و بشر توانایی دادن قربانی را نداشت زیرا تمام بشریت از نسل آدم بودند و میراث بر گناه وی ، در نتیجه موجودی ناقص و معیوب بود تنها كسی كه گناهی نداشت میتوانستفدیه شود . كسی كه میبایست جایگزین انسان شود و جریمه و مجازاتگناه بشر را متحمل گردد خود باید یك انسان باشد. او میبایست از گناه مبرا باشد تابتواند برای گناهكاران جان بدهد. چون بشر نمیتوانست چنین رهانندهای را مهیا نماید خدا به خاطر نجات انسان از این وضعیت اسف بار خود نقشه ای کشید تا پسرش را که همذات وی بود را به صورت یک انسان بفرستد و وی را در عوض گناهان بشر فدیه دهد و مرگ مسیح برصلیب در حقیقت فدیه و تاوانی بود که پرداخت شد تا بشریت از وضعیت گناه نخستین رهائی یابدو خداوند نمی پذیرفت که زندانی [بشریت] را آزاد سازد مگر به این شرط که ضررنکند وعیسی مسیح پول لازم را خداوند پرداخت [1]
جیمیز پکر (1974) چنین بیان میکند
پولس در این باره می گوید :
"که خود رافدای ما ساخت تا از هر شرارت باز خریدمان کند. [تیطس 2 : 14 ]
در کتکیزم کاتولیک میخوانیم وقتی شخصی مسیحی میشود باید در ابتدا بپذیرد که که مسیح فدای گناهان ما شد تا ما را از هر گناهی باز خرید کند و سپس تعمید بگیرد و با این عمل از گناه اصلی پاک میشود گر چه آثار گناه اصلی مانند میل به گناه . رنج و مرگ همچنان در وی باقی میماند و به همین خاطر کودکان نوزاد باید تعمید بگیرند [3] و مسیح با مرگ خود با مرگ ناشی از گناه غلبه پیدا کرد و در نتیجه امکان نجات ما را قراهم ساخت [4] [5]
در اینکه واقعه صلیب چگونه توانست به نجات بشر منتهی شود جوزف باتلر در این باره می نویسد :
بسیاری کوشیده اند برای این پرسش که تاثیر مرگ مسیح دقیقا چگونه بود پاسخی بیابند گمان نمی کنم کتاب مقدس در این باره توضیحی داده باشد .
با این حال صاحب نظران کلیسا نظریات گوناگونی مطرح کردند که جالب است :
صلیب به عنوان قربانی :
اگوستین معتقد بود " هر عملی که با هدف متحد ساختن ما با خدا در قالب مشارکتی مقدس صورت گیرد مستلزم تقدیم قربانی ای واقعی است " و براساس این نظریه از به صلیب کشیده شدن مسیح به عنوانی قربانی یاد کرد و گفت " مسیح با مرگ خود خود که در واقع یگانه قربانی حقیقی است که در راه ما تقدیم شد و هرگونه تقصیری را از ما پاک ساخت و از میان برداشت " او برای گناهان ما قربانی داد این قربانی را از کجا آورد قربانی پاک و بی عیب و نقصی که بتواند به خدا تقدیم کند ؟ او خود را به عنوان قربانی تقدیم کرد زیرا قربانی دیگری نیافت " در این فرضیه بنابراین گذاشته شده که خداوند برای بخشایش بشر نیاز به قربانی دارد[6] . پولس رسول می گوید : در او ما به وسیله خون وی باز خرید شدیم که این همان آمرزش گناهان است [افس 1 : 7 ]
تامس چاب [1747 م ] معتقد بود مفهوم مرگ مسیح به عنوان قربانی به این خاطر وارد مسیحیت شد زیرا کلیسا دید یهودیان معبد ، مذبح و قربانی و کاهن اعظم دارند برای آنکه نشان دهند مسیحیت تفاوت چندانی با آئین یهود ندارد به این فکر افتادند مفاهیمی شبیه آن را وارد مسیحیت کنند و پاپ این نظریه را مردود می دانست و می گفت رحم و مروت خدا یکسر به سبب نیکوئی و رحمانیت ذاتی اوست نه معلول چیزی خارج از او – خواه این چیز درد و رنج عیسی و مرگ عیسی مسیح باشد خواه هر چیز دیگر [7]
صلیب به عنوان پیروزی :
بسیاری از صاحب نظران ضمن تائید نظریه قبلی ، نظریه جدیدی را نیز ارائه کردند و از مرگ مسیح به عنوان بها آزادی تعبیر نمودند بنابر این نظریه :
ابلیس به واسطه سقوط انسان مدعی حق و حقوقی بر او شده بود که خدا می بایست آن را محترم بشمارد ، تنها راه خلاصی بشر از قید این سلطه جوی اهریمنی این بود که شیطان از حدود اختیاراتش پا فراتر نهد در نتیجه موظف گردد از حق و حقوق خود صرف نظر کند اما چطور ؟ اگر فردی بی گناه در هیبت یک انسان معمولی و گنهکار وارد این جهان می شد مشکل حل می گردید شیطان متوجه این امر نمی شد مگر زمانی که دیگر دیر شده بود او با ادعای مالکیت بر این انسان بی گناه پا از حدود و اختیارات خود فراتر می گذاشت از این رو مجبور می شد از حق خود دست بشوید.
گریگوریوس در این باره تصویر قلاب و طعمه را به کار می برد که عیسی بشر در حکم طعمه و ابلیس به سان هیولای دریائی طعمه را می بلعد ناگاه متوجه قلاب می شود اما دیگر دیر شده بود و کار از کار گذشته است و این طعمه بهاء آزادی بشریت از چنگ شیطان شد.
پولس رسول می گوید : به بهای گرانی خریده شده اید [اول قرنتیان 6 : 20 ]
این ایده که ابتدا توسط اوبیخی و ایرنایوس به وجود آمد و سپس طرفداران بسیاری یافت .
و در این نظریه خدا را ظاهرا فردی دغلباز جلوه می دهد و مشخص نیست چرا خداوند باید حق و حقوقی برای شیطان قائل باشد چه رسد به اینکه خدا موظف باشد چنین حقوقی را محترم بشمارد .
آنسلم قدیس تلاش بسیاری برای عقلانی کردن این آموزه نمود و نظریه جبران را پایه گذاری نمودو نتیجه تلاشش را در کتابی به نام ( چرا خدا انسان شد) جمع آوری نمود
خلاصه این کتاب در چند جمله چنین میشود
خدا در ابتدا انسان را پارسا افرید تا از برکت های خود وی را بهره مند سازد
بهره مند شدن از برکت های الهی منوط به اطاعت کامل انسان از خدا بود
انسان به علت گناه اولیه(عصیان آدم) و نقصی که این گناه در طبیعت بشر به وجود آورد قادر نیست این اطاعت را به جا آورد(در نتیجه از برکتهای خدا محروم ماند و در غضب خدا داخل شد).
خدا باید راهی برای اصلاح این وضعیت میجست
اصلاح در صورتی مقدور بود که تاوانی(کفارهای) برای این گناه پرداخت شود
خود انسان به هیچ وجه قادر به پرداخت این تاوان نبود زیرا ابزار لازم را در اختیار نداشت
یک { انسان- خدا} هم در مقام خدا توانایی لازم برای پرداخت چنین تاوانی را دارد و هم در مقام انسان مکلف به پرداخت این تاوان است از این رو مسیح به صورت انسان در میآید تا تاوان و خسارت لازم برای این گناه پرداخت شود [8] [9]
باید توجه داشت که گناه(آدم) به عنوان اهانت به خدا تصور میشود و چون بزرگی این اهانت به اندازه بزرگی کسی است که به او اهانت میشود و لذا انجام توبه و یا پرداخت یک قربانی ناقص به عنوان فدیه گناه نمیتوانست تاوان بزرگی آن باشد و نیاز به یک فدیه کامل بود.
کارل بارت از بزرگترین متفکران پروتستان از این مساله چنین تعبیر می کند "داوری که به جای ما داوری شد "[10]
وآنسلم توضیح نمی دهد که مفهوم تاوان از کجا سرچشمه گرفته است و ممکن است از قوانین ژرمن ها نشات گرفته باشدکه به موجب آن برای جبران اهانت می بایست وجه مناسبی پرداخت شود .
[1] .معجم اللاهوت الکتابی – مدخل خدا – انتشارات دارالمشرق بیروت
[2] . در آمدی بر الاهیات مسیحی ، الستر مک کراث ، ترجمه عیسی دیباج، صفحه 450
[3] -Catechism of the Catholic Church, paragraphs 404-405
[5] - وب سایت رسمی واتیکان http://www.vatican.va/jubilee_2000/magazine/documents/ju_mag_01101998_p-20_en.html
[6] . درآمدی بر الهیات مسیحی ص 432
[7] . درآمدی بر الهیات مسیحی ص 435
[8] . به نقل از در آمدی بر الاهیات مسیحی ، الستر مک کراث ، ترجمه عیسی دیباج ص 443
[9] - Placher, William C. "How does Jesus save? Christian Century, 00095281, 6/2/2009, Vol. 126, Issue 11
[10] . اصول قطعی اعتقادات کلیسا : کارل بارت ج 4 بخش اول قسمت 51 شماره 2
در قسمت قبل مبانی آموزه نجات مسیحی را بررسی کردیم ولی هنوز در این خصوص مسایلی مانده که باید بدان پاسخ داده شود به عنوان نمونه آدمیان برای برخورداری از نجاتی که از طریق مرگ مسیح بر صلیب آشکار و فراهم می گردد چه باید بکند ؟
قبل از اینکه پاسخی برای سئوال مزبور بیابیم مناسب است به مناقشه عظیمی که بین پلاگیوس و آگوستین دو متفکر بزرگ قرن پنجم میلادی در پاسخ همین سوال اشاره کنیم .
آگوستین معتقد بود که بعداز گناه آدم اراده انسان لطمه دید و مانند ترازوئی که کفه بدی هایش سنگینی می کند متمایل به بدی شد و خودش به هیچ وجه نمی توانست خود را از این وضعیت برهاند. برای اینکه این اراده التیام یابد نیاز به فیض الهی داریم .
اما پلاگیوس اراده انسان را مانند دو کفه برابر ترازو می دانست و به هیچ وجه نمی پذیرفت که
طبیعت و اراده انسان معیوب شده و لذا نیازی به فیض الهی نیست و انسان در قبال اعمالش مسئول است .
اما آگوستینوس معتقد بود ما انسانها برای نجات خود از آغاز تا پایان زندگی یکسر متکی به خدائیم و انسان بر اساس فیض است که پارسا شمرده می شود و نجات می یابد و اعمال نیک و بد فرد در این میان هیچ نقشی ندارد و انسانها نمی توانند ادعا کنند که عدالت خدا ایجاب می کند که نجات به عنوان پاداش به آنها داده شود زیرا نجات فیض خداست نه پاداش عمل [1]. و در این دکترین انسانها نمی توانند از طریق اعمال نیکو نجات را به دست آورند و تمامی ابنای بشر به گناه آلوده اند و از رهائی از قید آن عاجز و تنها فیض می تواند انسان را آزاد سازد اما این فیض به همه داده نمی شودفقط برخی برای نجات برگزیده شدند و بقیه زاده شده اند برای هلاکت و در پشت این نظریه اعتقاد جبر خود نمائی می کند چنانکه کالون مصلح بزرگ پروتستان با حرارت تاکید می کند " حکم ابدی خدا بر این اساس تعیین شده که برخی برای حیات ابدی و برخی برای هلاکت ابدی مقدر شده اند " و سپس می گوید " اذعان دارم که این حکم هولناک است "[2] و چنانچه مشخص شد عمل نیک و بد هیچ تاثیری در نجات و پاداش ندارد و تنها انتخاب پیشاپیش خدا است که مشخص می کند چه کسی مشمول فیض الهی باشد و چه کسی نباشد . ولی پلاگیوس منظور از فیض را تنها توفیق الهی می دانست و ابنای بشر می بایست به وظایف و تعهدات اخلاقی خود عمل کنند و انسانها براساس استحقاق فردی پارسا شمرده می شوند و پاداش می گیرند و اگر کسی از انجام این تعهدات قصور ورزد عذاب و مجازات ابدی را از آن خود نموده و عبارت " نجات در مسیح " یعنی " نجات با پیروی از مسیح " نه " نجات با فیض مسیح "[3]
پلاگیوسمیگفت: نظریةگناهذاتیانسان، در واقعتقصیرگناهانبشر را بزدلانهبهگردنخدامیاندازد. پلاگیوس در نامه ای در جواب آگوستین مینویسد :
البته نظریان این متفکر انگلیسی در شورای
کارتاژ(418م) محکوم و به اصرار آگوستین از سمت خود خلع شد و بدون سر و صدا مفقود
گردید.[5] و پس از آن بود
که نظریات آگوستین با اندکی تغییر مورد پذیرش کلیسا قرار گرفت ولی نهضت اصلاحات
نظریات اگوستین را کاملا پذیرفت.دكترین
فدا در قرون وسطا دستخوش تغییراتی شد و
در قرون اصلاحات نظرات موافق و مخالفی در باره این نظریه ابراز شد اما در عصر
روشنگری[6] به شدت مورد
اعتراض بسیاری از متفکران قرار گرفت[7]
رسوم کلیسای برای نجات
البته پذیرفتن فیض در نجات به این معنا نیست که عمل رستگاری به طور کامل هیچ رسومی نداشته باشد
عموم کلیسا ها پیمودن راه های زیر را برای رسنگاری آموزش میدهند پ
1- شخص به درستی آموزش داده شود
2- فرد باید ایمان و اعتقاد پیدا کند
3- فرد توبه کند
4- باید اعتراف کند که مسیح پسر خداست
5- باید اعتراف کند که برای بخشش گتاهان یک قربانی لازم است
6- باید تمام عمر به این ایمان پایدار بماند [8]
7- بعد از پذیرفتن این مراحل شخص باید غسل تعمید بگیرد و انجام غسل به معنای پذیرفتن مفهوم نجات مسیحی است [9]
8- شخص ایماندار با انجام عشای ربانی کار رستگاری را در خود به اجرا در می اورد و با خوردن نان فطیر در حقیقت قسمتی از بدن عیسی مسیح را تناول نموده و به عنوان پاد زهر مرگ است و با خوردن این نان در عیسی مسیح زندگی میکند [10]
[1] . درآمدی بر الاهیات مسیحی : السترمک کراث ص 476 - 479
[2] . درآمدی بر الاهیات مسیحی ص 502 - 505
[3] . درآمدی بر الاهیات مسیحی ص 502 - 505
[4].Pelagiys,letter to Demerias 16, in J-P.Migne,patologia Latina, vol.33 (paris:Migne, 1889), cols 1110 A-B.
[5]. جلال الدین آشتیانی، تحقیقی در دین مسیح: ص 346.
[6] . در قرنهفدهمجرمیتیلور درنوشتهایتحتعنوان«دكترینو عملتوبه» شدیداً بهشكلافراطیِ نظریهگناهذاتیاعتراضكرد و گفت: گناهآدممارا وارثلعنتنساختو ذاتاً و اساساً، بدو شریر نكرد. او نپذیرفتكهكودكان،بدونغسلتعمید، مورد رحمتخدانبودهو ملعونباشند؛ چرا كهاینامرخلافرحمتخداست. همچنیننپذیرفتكهخدا بخاطر تنبیهآدم، موهبتهارا در هبوطاز او گرفتهباشد؛ چرا كهاینموهبتها برایدرستكار بودنضروریاستو قبولعقیدةمورد بحثبهعدلالهیلطمهمیزند. او همچنینآموزههبوطرا كهبیانگر فساد ذاتیبود، رد كرد. (همان)
[7] . فلسفهو ایمانمسیحی: كالینبراون، ترجمهطاطه میكائیلیان، انتشاراتعلمیو فرهنگی، 1375
[8] - ^Batsell Barrett Baxter, Who are the churches of Christ and what do they believe in? Available on-line in an Archive copy . http://church-of-christ.org/who.html
[9]1256-1257, 1277 Catechism of the Catholic Church
همچنان كه گفتیم در آموزه فدا دو مساله اساسی مورد بررسی قرار میگیرد كه اولین آن گناه نخستین است
اعتقاد فدا بر روی آموزه گناه نخستین(خوردن آدم از میوه ممنوعه) بنا شده است است میدانیم كه در سفر پیدایش كه تورات داستان گناه آدم را برای بشریت نقل میكند در این جاست كه خدا آدم را مجازات میکند و او را از بهشت بیرون میراند ولی با این وجود در هیچ كجای آن نیامده كه تو به خاطر گناه تو همه نسلت را آلوده كردی و آنچه داریم رنج را برای نسلش به ارمغان آورد ولی گناهی به ارث نگذاشت و هر چه بیشتر میگردیم كمتر سندی در این باره در عهد عتیق می یابیم و همچنین وقتی به عهد جدید نگاه میكنیم در اناجیل اشاره صریحی به آموزه گناه نخستین نمیبینیم و تنها در نامه های پولس است که به آموزه گناه نخستین برخورد میکنیم
و مشخص نیست چگونه این همه انبیا الهی از چنین مساله مهمی غفلت ورزیدند و حتی خود مسیح هم در هیچ یك از آموزه هایش اشاره ای به سرایت گناه آدم به فرزندانش نمیكند و حتی حواریون هم از این مساله با این اهمیت كه ركن اساسی مسیحیت به شمار میرود غفلت كردند و یك باره پولس كه نه حواری بوده و نه شاگردی حواری ای را كرده آن را به خاطر می اورد و به ترویج آن میپردازد
آیا مساله ای با این اهمیت که به تعبیری رکن اساس خلقت و تمام هستی است باید این قدر مورد غفلت همه انبیا و مسیح و حواریون قرار بگیرد و یک باره پولس از آن یاد کند ؟
خداوند عادل است و با این حال عقاب گناه یك نفر از تمام بشریت میگیرد و همه را محكوم میكند واقعا چگونه ممكن است خدای عادل و حكیم كه همه اثر ها به دست اوست به خاطر غفلت یك نفر بشریتی را محکوم کند و گناه یک نفر را بر دوش دیگران بیندازد چون خدا را مثل ساعت كوكی نمیدانیم كه اگر كسی گناه كرد حتما مجبور به عقابش باشد و حتما مجبور باشد كه نسل او را هم عقاب كند
اگر ما خدا را عادل میدانیم هیچ عادلی گناه شخصی را بر دیگری بار نمیکند تا برسد به خدایی كه عدالت محض است چگونه راضی شویم بپذیریم خدا با همه بشریت به خاطر یك تخلف آدم در حالت قهر فرو رفته و همه را محكوم كند و خدا مجبور نیست كه اگر در من خللی ایجاد شد همین خلل را به فرزندم نیز منتقل كند زیرا ما هر كدام آفرینشی جدا هستیم
یکی از ملزومات آموزه فدا و گناه نخستین این است که بپذیریم هر کودکی که به دنیا میآید میراث بر گناه آدم است و لذا کودک نوزاد باید تعمید شود تا مشمول نجات واقع گردد و اگر نوزادی قبل از تعمید بمیرد در عذاب الهی خواهد بود. چون میراث بر گناهی است که پدر بزرگش آدم انجام داد. آگوستین معتقد است که نوزادانی که بدون تعمید از دنیا میروند به خاطر گناه اصلی به جهنم میروند پدران یونانی کلیسا نیز از این نظریه تبعیت کردند [1] در کتکیزم کاتولیک نیز اشاره شده بشر سقوط کرده هنگام تولد با گناه اصلی آلوده است و برای رهایی از این آلودگی باید نیاز به ولادت جدیدی دارد که این ولادت جدید با تعمید مهیا میگردد [2]
در بیانیه شورای ترنت آمده است:
و در بیانیه شورای کارتاژ آمده است که هر کسی معتقد باشد کودکان تعمید نیافته نجات پیدا میکنند باید وی را تکفیر کرد:
چگونه میتوان پذیرفت که خدای مهربان به خاطر عملی غیراختیاری دوکودک که تازه از مادر متولد شدند یکی را به خاطر اینکه فرصتی برای تعمید نیافته و فوت کرده به دوزخ و دیگری را به خاطر عملی غیراختیاری به بهشت الهی وارد سازد البته در این میان فرقه بابتیست ها تعمید نوزادان را نمیپذیرند.
اگر فردى نافرمانى كرد، باید خود او غرامت گناه را بپردازد، نه دیگرى، قرآن راه رستگارى را، كوشش و تلاش انسان مىداند و اصرار مىورزد كه هیچكس ، بار دیگرى را به دوش نمىكشد و چنین مىفرماید: «هیچ كس بار گناه دیگرى را بر دوش نمىگیرد، و براى هر انسانى جز سعى و كوشش خود او نیست»هر فردى مسئول كردار خود مىباشد، و این نه به اعتبار قران بلکه یک مساله وجدانی است که اگر هیچ کس نمیتواند به خاطر گناه یک نفر یک نسل را محکوم کنند هیچ گناهى، دامن كسى جز فرد گناهكار را نمىگیرد، البته اثر وضعى عمل ممكن است دامن فرزندان بىگناه را نیز بگیرد، مثلا بیمارى حاصل از گناه پدر، كودكان را نیز بیمار سازد، ولى پیامد گناه به صورت كیفر و یا دورى از رحمتخدا موروثى نبوده و از گنهكار به دیگرى منتقل نمىشود.
پیتر آبلار از متفکرین بزرک مسیحی در این باره میگوید :
1- مسیح کفاره گناهان بشر نیست : آبلار در تفسیر رساله رومیان آموزه سنتی کلیسا مبنی بر کفاره شدن مسیح برای گناهان بشر را زیر سوال برد.او در قسمتی از این کتاب می گوید:
«حقیقتا ضرورت ریخته شدن خون فردی بی گناه به عنوان بهای یک چیز و اینکه قربانی شدن فرد بی گناهی باعث رضایت خاطر گردد ، چقدر بی رحمانه و شریرانه به نظر می رسد.چقدر تصور این امر مشکل است که خدا با مرگ فرزند خود آنقدر موافق باشد که بواسطه آن با کل جهان مصالحه کند!این سوال و سوال های مشابه آن ، مساله ای اساسی را در مورد رستگاری ما بواسطه مرگ مسیح در برابر ما قرار می دهد.»[4]
اما این نظریه بر کلیسا سخت امد برنار نیز در رد این تفکر آبلار در رساله ای بنام خطاهای پیتر آبلار به شدت او را مذمت کرد.او در قسمت مهمی از این رساله چنین می گوید:
«...این فرزند هلاکت(آبلار)این حقیقت را خوار می شمرد و آن را استهزاء می کند.آبلار بر این باور است که مسیح تنها بدین دلیل زیست و مرد تا به انسان ها تعلیم دهد که چگونه مطابق کلام و الگوی او زندگی کنند...»[5]
و چرا، تنها گناه پدر نخست، موروثى گردید و گناهان دیگر نیاكان، موروثى نشد در حالى كه هیچ انسانى از پدر و مادر معصوم، دیده به جهان نمىگشاید، اگر گناه پدران تاثیرى در عامل وراثت «ژن» دارد باید هر چه زمان بگذرد بار گناهان فرزندان بیشتر و فزونتر گردد، زیرا فرزندان امروز علاوه بر گناه نیاى نخست، وارث گناهان نیاكان پس از او نیز مىباشند از این جهتبار گناه این گروه باید بسیار سنگینتر شود
در عهد عتیق آیه ای داریم كه هر كس كه به صلیب كشیده شود ملعون است و وقتی مسیحیان میخواهند بگویند مسیح به صلیب كشیده شد باید چاره ای برای این آیه بیندیشند پولس گفت اتفاقا مسیح هم ملعون شد ولی لعنت گناهان ما را به دوش كشید و از طرف ما مجازات شد خدا در این جهان ملعون شد تا ما را از لعنت گناه فارغ سازد
علامه طباطبایی در پاسخ مینویسد :
چنانکه گفتیم بنا بر آموزه فدا وقتی آدم گناه کرد رابطه بین بشر و خدا تیره شد و باید یک نفر قربانی میشد تا این رابطه خوب شود و دوستی برقرار گردد در حالی که خداوند بدون قربانی هم میتواند گناه بنده اش را ببخشد و عهد عتیق هم به این مطلب اعتراف دارد در عهد عتیق بارها تأكید شده كه خدای عهد عتیق هم بخشنده است ، اگر آدم گناه كرده خداوند می تواند گناهش را ببخشاید و انسان را از بار گناهانش نجات بخشد. [8]
داوود درمزامیرمیگوید،
و نیز می سراید:
و این چنین خدایی میتواند بدون اینکه خود لباس جسم بپوشد و خود را قربانی کند نیز گناهان بشر را ببخشد
بنابرآموزه خدا گناه آدم به تمام نسلش سرایت کرد و همه گناه کار شدند تا عیسی مسیح بر صلیب کشیده شد و بشریت را نجات داد سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که بشریت ما بین حضرت آدم و عیسی مسیح پس از مرگ درچه وضعیتی به سر می بردند . آیا همه آنها گناهكار بوده اند و مورد بخشش پروردگار قرار نگرفته اند؟ در حالیكه در تمام كتاب مقدس از انسانهای بزرگی چون پیامبران و اولیاء الهی ، پرهیزكاران و كسانی یاد می شود كه در راه خدا جان باخته اند.
حال باید پرسید انسانهایی اینچنینی روی به كدام سوی دارند؟ آیا به سبب گناه اصلی و نیامدن منجی باید راه آتش در پیش گیرند؟ و یا راه دیگری هم هست؟
مسیحیان در برابر این پرسش مهم ، پاسخی مخالف عقل و فطرت داده اند آنان به سادگی در باره پیامبران گذشته می گویند كه ایشان در غضب و قهر خداوند به سر میبردند تا مسیح به صلیب كشیده شود و آشتی بین بشر و خدا فراهم شودو مسیح پس از مرگ بر صلیب به جهنم نزول کرد و دروازه های آن را درهم شکست تا جانهای مومنین در بند را رها سازد سروده های سرایندگان اورشلیم جدید نوشته فولبر اهل شارتر آشکارا به این مضمون پرداختند :
شیر یهودا (مسیح ) غل و زنجیر می گسلد
وسرما (شیطان ) را در هم می کوبد
در پهنه وادی صوت بانگ بر می زند
تا مردگان دربند را رها سازد
ژرفای فرو برنده جهنم
طعمه های خود به فرمان او بازپس دهد
عیسی به پیش و لشگریان فدیه شده اش از پی او روان[11]
و وقتی مسیح به صلیب كشیده شد و مرد ابتدا رفت و این انبیا بزرگ را از قهر خداوند نجات داد و به بهشت الهی رهنمون ساخت . چنانچه در رساله پولس به افسسیان آمده
در حالی که این اعتقاد حتی با اناجیل هم نا سازگار است. آنجا كه متی روایت گر كلام مسیح می شود:
این را به شما بگویم كه عده زیادی از قومهای غیر یهود ، از سراسر دنیا آمده در درگاه خداوند با ابراهیم و اسحاق و یعقوب همنشین خواهند شد.[12]
و خود نشان میدهد كه ابراهیم و اسحاق و یعقوب در درگاه خدا جایگاه خوبی داشتند نه اینكه تحت داوری بودند تا مسیح آنها را نجات دهد و ببخشد [13]
در این جهان بینى نوعى ابهام وجود دارد از طرفى خداوند مظهر عشق، از گناه بنده خود نمىگذرد;و این گناه را به طور ارثی دامن گیر تمام بشریت میکند و تمامی نسل بشر در آتش این گناه میسوزند و از جانبی همین خدا پس از مصلوب شدن مسیح تمامی گناهان بشریت را به طور رایگان میبخشد ! جیمیز پکر (1974) چنین بیان میکند
این جملات خلاصه ای از ثمر و نتیجه آموزه فدا است و در آن خدا به گونه ای ترسیم شده که بنا بر اخلاق ذاتی خودش تا خون خدا بر زمین ریخته نمیشد توان بخشش گناهان بشر و ابراز محبت همیشگی اش را نداشت ولی واقعا خدا چه نیازی به فدا داشت خدا چرا برای راضی شدن دلش از دست یك خطا كار این همه اصرار بر فدیه دارد كه حتی نسل ها و بشریت را معطل همین یك فدیه میكند ایا خدا نمیتوانست بدون فدیه بندگانش را ببخشد یا مغفرتش تمام میشد اگر از گناه آدم غفلت زده ای صرف نظر میكرد و این گناه نخستین را مانند دیگر گناهان بشریت به پای غفلت و نادانی اش میگذاشت خدا چه نیازی به فدیه داشت ؟"
[2] - Catechism of the Catholic Church. 1252
[3]. عادل شمردگی: اصطلاحی مسیحی است و متضمن قانونی میباشد که اساس ایمان مسیحیان است و برخی داوری است زیرا شخص بواسطه ایمان به مسیح عادل شمرده میشود ... یعنی مثل آن است که در زمان حیاط هیچ گناهی نکرده(قاموس کتاب مقدس، عادل)
[4] - تاریخ تفکر مسیحی ،ص 184
[5] - تاریخ تفکر مسیحی ،،ص 188
[6] . همان : 13.
[7] . ترجمه تفسیر المیزان جلد 3 صفحه : 459
[8] . مثلا در موارد زیر تاکید شده است که خدا بخشنده است
سفر اشعیاء ، « خدای عادل و نجات دهنده سوای من نیست»
سفر هوشع 4:13 ، « و سوای من نجات دهنده نیست»
انجیل متی 8:3 ، « اكنون ثمره شایسته توبه بیاورید»
[9] . درمزامیر26:89،
[10] . مزامیر26:109
[11] . درآمدی بر الاهیات مسیحی ص 439
[12] . متی 11:8
[13] . تولدی نو سفر من از مسیحیت به اسلام الشیخ علی (مسیحی نو مسلمان) انتشارات جمکران ص 87
[14] . در آمدی بر الاهیات مسیحی ، الستر مک کراث ، ترجمه عیسی دیباج، صفحه 450
با درود
فرمودین نفی شریعت, همچین چیزی صحت ندارد چرا که کتاب مقدس از شریعت بزرگتر و گسترده تر به نام شریعت عیسی مسیح سخن به میان میاورد. توجهتون رو به ایات زیر از انجیل جلب میکنم:
۱۸ زیرا غضب خدا از آسمان مكشوف میشود بر هر بیدینی و ناراستی مردمانی كه راستی را در ناراستی باز میدارند.
و همچنین همگی اسرائیل نجات خواهند یافت، چنانكه مكتوب است كه «از صهیون نجات دهندهای ظاهر خواهد شد و بیدینی را از یعقوب خواهد برداشت؛
۱۵ تا بر همه داوری نماید و جمیع بیدینان را ملزم سازد، بر همۀ كارهای بیدینی كه ایشان كردند و بر تمامی سخنان زشت كه گناهكاران بیدین به خلاف او گفتند.»
۱۱ زیرا كه فیض خدا كه برای همۀ مردم نجاتبخش است، ظاهر شده،هههه ۱۲ ما را تأدیب میكند كه بیدینی و شهوات دنیوی را ترك كرده، با خرداندیشی و عدالت و دینداری در این جهان زیست كنیم.
۱۸ که به شما گفتند: «در زمانهای آخر، استهزاکنندگانی خواهند آمد که بنابر شهوات خود که خلاف دینداری است، رفتار خواهند کرد.»
۱۲ و به ما میآموزد که بیدینی و امیال دنیوی را ترک گفته، با خویشتنداری و پارسایی و دینداری در این عصر زیست کنیم،
۵ و هرچند صورتِ ظاهرِ دینداری را دارند، منکر قدرت آن خواهند بود. از چنینکسان دوری گزین.
۱۲ براستی، همۀ کسانی که بخواهند در مسیحْ عیسی با دینداری زیست کنند، آزار خواهند دید
۱۶ و بالاجماع سرّ دینداری عظیم است كه خدا در جسم ظاهر شد و در روح، تصدیق كرده شد و به فرشتگان مشهود گردید و به امتها موعظه كرده و در دنیا ایمان آورده و به جلال بالا برده شد.
۷ لیكن از افسانههای حرام عجوزها احترازنما و در دینداری ریاضت بكش.هه ۸ كه ریاضت بدنی اندك فایده ای دارد، لیكن دینداری برای هرچیز مفید است كه وعدۀ زندگی حال و آینده را دارد.
۳ و اگر كسی بطور دیگر تعلیم دهد و كلام صحیح خداوند ما عیسی مسیح و آن تعلیمی را كه به طریق دینداری است قبول ننماید،ههه ۴ از غرور مست شده، هیچ نمیداند بلكه در مباحثات و مجادلات دیوانه گشته است كه از آنها پدید میآید حسد و نزاع و كفر و ظنون شرّهههههه
۱۱ ولی تو ای مرد خدا، از اینها بگریز و عدالت و دینداری و ایمان و محبت و صبر و تواضع را پیروی نما
اما فرمودین که انسان به واسطه ی گناه ادم موجودی گناه کار است. در اینجا باید به مفهموم گناه اصلی پرداخت والا گناه فعلی ارادی هست و از کسی به کسی به ارث نمیرسد. فرمودین رابطه ی انسان با خدا قطع شده است دوست عزیز لطفا اعتقادات خود را یا اعتقادات غیر اصیل را فرض گرفته و بر ان حمله نکنید مگه اصلا امکان داره که رابطه موجودات عالم با خدا قطع بشه؟ اگه قطع بشه که از هستی ساقط میشن اما فرمودین که گناه اصلی همان گناه ادم است, خیر گرامی گناه ادم گناه نخستین است و نه گناه اصلی . که برای این 2,,2 عبارت متفاوت استفاده میشود. برای کناه ادم First sin و برای گناه اصلی Original sin. پس کلا دید شما نسبت به گناه اصلی غلط است . در بخشی از صحبت هاتون گفتید که "خدا جسم میپوشد" دوست عزیز چرا حرف از خودتون در میارین کجای انجیل گفته خدا و حتی کلمه جسم میپوشد؟ بلکه متن مقدس میگوید "کلمه جسم گردید" . جسم میپوشد چیه از خودتان در اوردید مگه خدا رفته تو جلد جسم که دارید میگویید جسم میپوشد؟ اما مگه قبل راز تجسم خدا روی زمین نبود که میفرماید خدا به زمین میاد؟ بعد میفرمایید که خدا بر صلیب کشته میشود . بله اگر منظورتون طبیعت بشری باشه که خدا از مجرای اون ظاهر شده بود درسته 3 روز اون طبیعت بشری مرد, اما شما طوری بیان کردین که انگار برای خدا برای ذات خدا مرگ مفهومی داره. در پست 1 در بخشی از فرموده هاتون بیان کردید که انسان قبل از راز تجسم توانایی نجات نداشت . کی میگه این حرف رو؟ راز تجسم و راز صلیب باعث افزون شدن فیض میشه و نجات رو هموار تر میکنه. یعنی شما میفرماید که هر کی قبل تجسم عیسی مسیح زندگی کرده نجات نداشته؟ اما فرمودین که هر کسی به مسیح ایمان اورد گناهانش بخشیده میشود. یعنی اگر بر مردم ظلم کرده باشه و مردم نبخشیده باشنش گناهانش با ایمان به مسیح بخشیده میشه؟ یعنی روز داوری و اینها همه کشک است دیگه؟ دوست عزیز هر شخصی مسئوله کار هایی که انجام میده است کلام خدا این رو میگه اما ایمان به عیسی مسیح باعث میشه شخص از فیض الهی جهت امرزیده شدن گناهانی که کرده و با استفاده از سنت های نظیر اعتراف گناه بهره مند بشه.
در پست 2 فرمودین مرگ روحی, دوست عزیز این چیز ها رو از کجا در اوردید؟ اگه کسی دچار مرگ روحی بشه که مرده, دیگه زندگی نداره حرفایی میزنید عجیب.
اما متن ترجمه اصیل میگوید: " ۱۲ لهذا همچنان كه بوساطت یك آدم گناه داخل جهان گردید و به گناه موت؛ و به اینگونه موت بر همۀ مردم طاری گشت، از آنجا كه همه گناه كردند"
خوب این واضح است . یعنی هر انسانی روزی میمیرد . باز هم حرف های بی بنیاد زدید اید مثل "تمام انسان ها در زمان تولد فاسد هستند" , "این فساد در تمامی جنبه های زندگی انان وارد شده است" "انسان تازه تولد یافته چیزه نیکویی در خود ندارد تا خدا را رازی کند" اینجا باز اگه منظورتون بالفعل باشه میشه توجه کرد به حرفاتون اما اگه منظورتون بالقوه باشه این حرفاتون هم بی بنیاد است. و یا فرمودین " هیچ قدرتی ندارد که وضعیت خود را تغییر دهد" این حرفتون هم به سان حرف های جبری مسلک ها است. باز سخنی بی بنیاد بیان کردید گناه فعل ارادیه . این حرف شما خنده دار و مضحک است که فرمودین" به بیان دیگر انسانی که تازه پای به دنیا مینهد , مملو از زشتی ها و گناهان بوده و یکسره در زیان است" کاملا اشتباه است حرفتون. گناه فعل ارادی است , به ارث نمیرسد گناه اولیه ادم به ارث نمیرسد چرا که فعل ارادی ادم بود. کتاب مقدس هم میگوید "گناه پدر بر پسر نوشته نمیشود"
در پست شماره 3 : از جیمز بیکر مطلبی نقل کردید که حرف خنده داری هست ذات خدا تغییر ناپذیر است. پس اینکه کار انسان روی خدا تاثیر داشته باشد مضحک و بی معنی هستش. اما غضب و اینها خصوصیت انسانی هستند که به خدا نسبت داده شده اند. اما در بخش بعدی فرمودید که با دریافت راز تعمید انسان از گناه اصلی مبرا میشود . این تعبیر درست است .
و اما پست 5: سوال 1_ در سفر پیدایش باب 3 اشاره هایی به نتایج گناه ادم شده است و جمله ای از ان این هست که "به سبب تو زمین ملعون شد" و موارد دیگه که به ادم و حوا جاری شد که به طبع این خصوصیات از والدین به اولاد هم منتقل میشود.مثل زایش با درد مثل نان خوردن با عرق پیشانی مثل درکه مرگ و امثالهم. اما در ایین مسیحیت رسولی که کاتولیک و ارتدکس میباشد ما همیشه 12 تا رسول متبارک داریم از اون زمان تا به حال و حضرت پولوس هم 1 کی از این 12 رسول بودند. ایشون راز کهانت(( کاهن بودند )) رو دریافت کردند و ایین دست گذاری اسقفان بر ایشان اجرا شد (( اسقف شدند )) و رسالت بر دوششان بود . فکر میکنم همین کافی باشد که هیچ تفاوتی میان او با رسولان دیگر از اون روز تا به امروز قائل نمیشویم.
2_خدا عادل است و به خاطر اینکه پدر و مادر خصوصیتی رو دارا هستند, فرزندشون هم اون خصوصیت رو دارا خواهد بود, مثل مرگ مثل زایش با درد و این عینه عدالت است. مثلا درست نیست که فرزند زن و مرد انسانی , 1 اسب باشد.
3_ چون گناه فعل ارادی هست, پس نوزاد چون فعل ارادی انجام نداده گناهی هم ندارد . جز لمس گناه اصلی که این گناه اصلی هم تفاوت دارد با گناه نخستین . نمیگوییم گناه اصلی چیست تا بروید تحقیق کنید و متوجه تفاوت گناه اصلی و گناه تخستین که انها را خلط کرده این بشوید. فعل ارادی والدین به نوزاد به ارث نمیرسد.
4_ ما هم معتقدیم و کتاب مقدس هم همین را میگوید که گناه پدر را بر پسر نخواهد نوشت . اما گرامی مسلمان همین روایت رو قران شما تکرار میکنه مثلا اگه ادم و حوا گناه کرده اند و از بهشت یا جنت به قول قران رانده شده اند خوب فرزندشون رو خدا بر بهشت ایجاد میکرد! چرا روی زمین ایجاد میشوند؟
5_ اما 1 بی گناهی به صلیب کشیده میشود. و این بر صلیب کشیده شدن مخصوص افراد خطاکار است حال این فرد بی گناه به صلیب کشیده میشود و طبیعت بشریش متحمل به صلیب کشیده شدن میگردد. و چون بی گناهی از میان انسان ها مصلوب شده پس بلایی که مصلوب شدن است بر او واقع شد. و منظور از ملعون شدن همین پذیرفتن بلا هست.
6_ راز صلیب باعث فیض شد . والا خدا هر که را خواهد میتواند ببخشد اما اراده ی او بر این قرار گرفته بود که از این مجرا فیض جاری شود.
7_ خدا از هر مجرایی میتواند ببخشد. هر گناهی بخواهد میتواند ببخشد
8_ خدا از هر مجرایی میتواند ببخشد . هر گناهی بخواند میتواند ببخشد راز صلیب باعث افزون فیض شد.
سلام
دوست عزیزم از پاسخ اندیشمندانه شما تشکر میکنم ولی گویا شما پاسخ را با کمی عجله مکتوب کردید و در برخی از بخش ها نیز در نظر نداشتید که مخاطب من در این تحقیق بیشتر پروتستانها هستند و تقاضای بنده از شما این است که اگر میخواهیم یک گفتگوی علمی باشد اجازه بدهید ایتم های علمی ان نیز رعایت شود که یکی از مهمترین انها ارایه منبع برای ادعا های طرفین هست و من در پاسخ شما مهمترین ضعف را این میدانم
و نقطه قوت ان را نیز تتبع و دقت شایسته و رعایت ادب و اصل احترام متقابل میدانم
من پاسخ شما را به 16 بخش تقسیم کردم و ابتدا فرمایشات شما را با فونت 8 متالیک عینا ذکر کردم و سپس پاسخ ان را با فونت 12 ارایه دادم
بخش اول:
نفی شریعت, همچین چیزی صحت ندارد چرا که کتاب مقدس از شریعت بزرگتر و گسترده تر به نام شریعت عیسی مسیح سخن به میان میاورد. توجهتون رو به ایات زیر از انجیل جلب میکنم:
۱۸زیرا
غضب خدا از آسمان مكشوف میشود بر هر بیدینی و ناراستی مردمانی كه راستی را در
ناراستی باز میدارند.
و همچنین همگی اسرائیل نجات خواهند یافت، چنانكه مكتوب است كه
«از صهیون نجات دهندهای ظاهر خواهد شد و بیدینی را از یعقوب خواهد برداشت؛
۱۵تا بر همه داوری نماید و جمیع بیدینان را ملزم سازد، بر همۀ كارهای بیدینی كه ایشان كردند و بر تمامی سخنان زشت كه گناهكاران بیدین به خلاف او گفتند.»
۱۱زیرا كه فیض خدا كه برای همۀ مردم نجاتبخش است، ظاهر شده،هههه ۱۲ ما را تأدیب میكند كه بیدینی و شهوات دنیوی را ترك كرده، با خرداندیشی و عدالت و دینداری در این جهان زیست كنیم.
۱۸که به شما گفتند: «در زمانهای آخر، استهزاکنندگانی خواهند آمد که بنابر شهوات خود که خلاف دینداری است، رفتار خواهند کرد.»
۱۲و به ما میآموزد که بیدینی و امیال دنیوی را ترک گفته، با خویشتنداری و پارسایی و دینداری در این عصر زیست کنیم،
۵و هرچند صورتِ ظاهرِ دینداری را دارند، منکر قدرت آن خواهند بود. از چنینکسان دوری گزین.
۱۲براستی، همۀ کسانی که بخواهند در مسیحْ عیسی با دینداری زیست کنند، آزار خواهند دید
۱۶و بالاجماع سرّ دینداری عظیم است كه خدا در جسم ظاهر شد و در روح، تصدیق كرده شد و به فرشتگان مشهود گردید و به امتها موعظه كرده و در دنیا ایمان آورده و به جلال بالا برده شد.
۷لیكن از افسانههای حرام عجوزها احترازنما و در دینداری ریاضت بكش.هه ۸ كه ریاضت بدنی اندك فایده ای دارد، لیكن دینداری برای هرچیز مفید است كه وعدۀ زندگی حال و آینده را دارد.
۳و اگر كسی بطور دیگر تعلیم دهد و كلام صحیح خداوند ما عیسی مسیح و آن تعلیمی را كه به طریق دینداری است قبول ننماید،ههه ۴ از غرور مست شده، هیچ نمیداند بلكه در مباحثات و مجادلات دیوانه گشته است كه از آنها پدید میآید حسد و نزاع و كفر و ظنون شرّهههههه
۱۱ولی تو ای مرد خدا، از اینها بگریز و عدالت و دینداری و ایمان و محبت و صبر و تواضع را پیروی نما
دوست گرامی
بخش 2:
. فرمودین رابطه ی انسان با خدا قطع شده است دوست عزیز لطفا اعتقادات خود را یا اعتقادات غیر اصیل را فرض گرفته و بر ان حمله نکنید مگه اصلا امکان داره که رابطه موجودات عالم با خدا قطع بشه؟ اگه قطع بشه که از هستی ساقط میشن
منظور من از این عبارت : با گناه آدم و بشریت در حالت قهر با خدا رفت که پولس از آن به زمان دشمنی بشریت و خدا یاد میکند(رومیان 5: 10) و خداوند از بشریت غضبناک بود(رومیان 5: 9) . و جای تعبیر قطع و قهر اشتباه شده بود
بخش 3:
اما فرمودین که گناه اصلی همان گناه ادم است, خیر گرامی گناه ادم گناه نخستین است و نه گناه اصلی . که برای این 2,,2 عبارت متفاوت استفاده میشود. برای کناه ادم First sin و برای گناه اصلی Original sin. پس کلا دید شما نسبت به گناه اصلی غلط است .
من از این عبارت شما کاملا گیج شدم و برای جواب تنها شما را به متن Catechism of the Catholic Church بخش Original sin حدود 386 تا 421 با توجه به بخش 389
تصور بنده از این عبارات این است که Original sin همان First sin و یا Fall_of_Man است اگر در بخشی میفرمایید من اشتباه کردم با ذکر مورد بفرمایید ممنون خواهم بود
بخش :4
در بخشی از صحبت هاتون گفتید که "خدا جسم میپوشد" دوست عزیز چرا حرف از خودتون در میارین کجای انجیل گفته خدا و حتی کلمه جسم میپوشد؟ بلکه متن مقدس میگوید "کلمه جسم گردید" . جسم میپوشد چیه از خودتان در اوردید مگه خدا رفته تو جلد جسم که دارید میگویید جسم میپوشد؟
اما مگه قبل راز تجسم خدا روی زمین نبود که میفرماید خدا به زمین میاد؟
بعد میفرمایید که خدا بر صلیب کشته میشود . بله اگر منظورتون طبیعت بشری باشه که خدا از مجرای اون ظاهر شده بود درسته 3 روز اون طبیعت بشری مرد, اما شما طوری بیان کردین که انگار برای خدا برای ذات خدا مرگ مفهومی داره.
منظور من واضح است اشکالات لغتی را نمیخواهیم وارد این بحث کنیم
بخش 5:
در پست 1 در بخشی از فرموده هاتون بیان کردید که انسان قبل از راز تجسم توانایی نجات نداشت . کی میگه این حرف رو؟ راز تجسم و راز صلیب باعث افزون شدن فیض میشه و نجات رو هموار تر میکنه. یعنی شما میفرماید که هر کی قبل تجسم عیسی مسیح زندگی کرده نجات نداشته؟
کاملا بله و من در این بخش از خودم مطلبی بیان نکردم بلکه تمام بخش های سخنم مبتنی است بر گفتار های اندیشمندان مسیحی
آگوستینوس معتقد بود ما انسانها برای نجات خود از آغاز تا پایان زندگی یکسر متکی به خدائیم و انسان بر اساس فیض است که پارسا شمرده می شود و نجات می یابد و اعمال نیک و بد فرد در این میان هیچ نقشی ندارد و انسانها نمی توانند ادعا کنند که عدالت خدا ایجاب می کند که نجات به عنوان پاداش به آنها داده شود زیرا نجات فیض خداست نه پاداش عمل [3].
شورای کارتاژ که شما خود اهمیت این شورا را در مسیحیت میدانید میگوید: اگر کسی بگوید این که فیض خدا که به وسیله آن انسان از طریق عیسی مسیح خداوند عادل شمرده میشود فقط برای تطهیر از گناهان است که مرتکب شده است فائده دارد نه برای جلوگیری از انجام گناهان دیگر او را نیز باید تکفیر کرد.
واگر بگوید: فیض عادل شمرده شده به ما داده شد تا آسانتر بتوانیم به وسیله فیض این کاری را که مأمور به انجام آن هستیم با ... خود انجام دهیم گویا حتی بدون هدیه فیض ما میتوانستیم البته نه چندان آسان از این فرمان پیروی کنیم باید او را تکفیر کرد.
و بنا بر مصوبه این شورا شما با این اعتقادتان که مسیح تنها مسیر فیض را هموارتر کرد کافر محسوب میشوید
بخش 6:
اما فرمودین که هر کسی به مسیح ایمان اورد گناهانش بخشیده میشود. یعنی اگر بر مردم ظلم کرده باشه و مردم نبخشیده باشنش گناهانش با ایمان به مسیح بخشیده میشه؟ یعنی روز داوری و اینها همه کشک است دیگه؟ دوست عزیز هر شخصی مسئوله کار هایی که انجام میده است کلام خدا این رو میگه اما ایمان به عیسی مسیح باعث میشه شخص از فیض الهی جهت امرزیده شدن گناهانی که کرده و با استفاده از سنت های نظیر اعتراف گناه بهره مند بشه.
فرمایش شما متین است اما چنانچه توضیح دادم مخاطب من در این تحقیق پروتستانها هستند نه کاتولیک ها
بخش 7:
در پست 2 فرمودین مرگ روحی, دوست عزیز این چیز ها رو از کجا در اوردید؟ اگه کسی دچار مرگ روحی بشه که مرده, دیگه زندگی نداره حرفایی میزنید عجیب.
اما متن ترجمه اصیل میگوید: " ۱۲ لهذا همچنان كه بوساطت یك آدم گناه داخل جهان گردید و به گناه موت؛ و به اینگونه موت بر همۀ مردم طاری گشت، از آنجا كه همه گناه كردند"
خوب این واضح است . یعنی هر انسانی روزی میمیرد . ب
من در این بخش حرف های اگوستین را بر علیه پلاگیوس باز نویسی کردم و شما میتوانید به تفاوت های نظریه پروتستانها با کاتولیک ها در این بخش مراجعه کنید
اگوستین معتقد است در نتیجه گناه دو نوع مرگ وارد زندگی انسان شده مرگ جسم و مرگ روح و آدم با ارتکاب گناه هم جمساً و هم روحاً دچار مرگ شد.[4] : کاتولیک ها میگویند آدم با گناه خود تقدس و عدالت اولیه را که از خدا دریافت کرده بود از دست داد(كاتولیك)[5] اما پروتستانها معتقدند و در نتیجه گناه طبیعتش به طور کامل فاسد میشود(پروتستان) [6]
بخش 8
باز هم حرف های بی بنیاد زدید اید مثل "تمام انسان ها در زمان تولد فاسد هستند" , "این فساد در تمامی جنبه های زندگی انان وارد شده است" "انسان تازه تولد یافته چیزه نیکویی در خود ندارد تا خدا را رازی کند" اینجا باز اگه منظورتون بالفعل باشه میشه توجه کرد به حرفاتون اما اگه منظورتون بالقوه باشه این حرفاتون هم بی بنیاد است
آگوستین از بزرگترین متفكران مسیحی در جواب شما میگوید:
در بیانیه شورای ترنت آمده است:
و در بیانیه شورای کارتاژ آمده است که هر کسی معتقد باشد کودکان تعمید نیافته نجات پیدا میکنند باید وی را تکفیر کرد:
[1] . غلاطیان 2 : 16.
[2] . غلاطیان 3 : 10.
[3] . درآمدی بر الاهیات مسیحی : السترمک کراث ص 476 - 479
[4]. Agustine,s.Cityoof God,P.522.
[5]. Catechism of the Catholic Church,P.93-94
[6]. القس انس الامیر کانی ، نظام التعلیم فی العلم لاهوت القویم ج2 ص 78 نقل از در آمدی تطبیقی بر الاهیات اسلام و مسیحیت ، عید الرحیم سلیمانی
[7] . الستر مک کراث، نقل با تلخیص از کتاب در آمدی بر الاهیات مسیحی ، ترجمه عیسی دیباج ، ص 457
[8]. عادل شمردگی: اصطلاحی مسیحی است و متضمن قانونی میباشد که اساس ایمان مسیحیان است و برخی داوری است زیرا شخص بواسطه ایمان به مسیح عادل شمرده میشود ... یعنی مثل آن است که در زمان حیاط هیچ گناهی نکرده(قاموس کتاب مقدس، عادل)
بخش 9:
. و یا فرمودین " هیچ قدرتی ندارد که وضعیت خود را تغییر دهد" این حرفتون هم به سان حرف های جبری مسلک ها است. باز سخنی بی بنیاد بیان کردید گناه فعل ارادیه .
حرف شما حرف پلاگیوس است که محکوم شد و من تعبیر اگوستین را به کار بردم
اما آگوستینوس معتقد بود ما انسانها برای نجات خود از آغاز تا پایان زندگی یکسر متکی به خدائیم و انسان بر اساس فیض است که پارسا شمرده می شود و نجات می یابد و اعمال نیک و بد فرد در این میان هیچ نقشی ندارد و انسانها نمی توانند ادعا کنند که عدالت خدا ایجاب می کند که نجات به عنوان پاداش به آنها داده شود زیرا نجات فیض خداست نه پاداش عمل [1]. و در این دکترین انسانها نمی توانند از طریق اعمال نیکو نجات را به دست آورند و تمامی ابنای بشر به گناه آلوده اند و از رهائی از قید آن عاجز و تنها فیض می تواند انسان را آزاد سازد اما این فیض به همه داده نمی شودفقط برخی برای نجات برگزیده شدند و بقیه زاده شده اند برای هلاکت و در پشت این نظریه اعتقاد جبر خود نمائی می کند چنانکه کالون مصلح بزرگ پروتستان با حرارت تاکید می کند " حکم ابدی خدا بر این اساس تعیین شده که برخی برای حیات ابدی و برخی برای هلاکت ابدی مقدر شده اند " و سپس می گوید " اذعان دارم که این حکم هولناک است "[2] و چنانچه مشخص شد عمل نیک و بد هیچ تاثیری در نجات و پاداش ندارد و تنها انتخاب پیشاپیش خدا است که مشخص می کند چه کسی مشمول فیض الهی باشد و چه کسی نباشد . ولی پلاگیوس منظور از فیض را تنها توفیق الهی می دانست و ابنای بشر می بایست به وظایف و تعهدات اخلاقی خود عمل کنند و انسانها براساس استحقاق فردی پارسا شمرده می شوند و پاداش می گیرند و اگر کسی از انجام این تعهدات قصور ورزد عذاب و مجازات ابدی را از آن خود نموده و عبارت " نجات در مسیح " یعنی " نجات با پیروی از مسیح " نه " نجات با فیض مسیح "[3]
پلاگیوسمیگفت: نظریةگناهذاتیانسان، در واقعتقصیرگناهانبشر را بزدلانهبهگردنخدامیاندازد. پلاگیوس در نامه ای در جواب آگوستین مینویسد :
البته نظریان این متفکر انگلیسی در شورای کارتاژ(418م) محکوم و به اصرار آگوستین از سمت خود خلع شد و بدون سر و صدا مفقود گردید.[5]
بخش 10
این حرف شما خنده دار و مضحک است که فرمودین" به بیان دیگر انسانی که تازه پای به دنیا مینهد , مملو از زشتی ها و گناهان بوده و یکسره در زیان است" کاملا اشتباه است حرفتون. گناه فعل ارادی است , به ارث نمیرسد گناه اولیه ادم به ارث نمیرسد چرا که فعل ارادی ادم بود. کتاب مقدس هم میگوید "گناه پدر بر پسر نوشته نمیشود"
من از شما تعجب میکنم که این تعابیر را نوشتید پولس میگوید:
در کتکیزم کاتولیک میخوانیم وقتی شخصی مسیحی میشود باید در ابتدا بپذیرد که که مسیح فدای گناهان ما شد تا ما را از هر گناهی باز خرید کند و سپس تعمید بگیرد و با این عمل از گناه اصلی پاک میشود گر چه آثار گناه اصلی مانند میل به گناه . رنج و مرگ همچنان در وی باقی میماند و به همین خاطر کودکان نوزاد باید تعمید بگیرند [6] و مسیح با مرگ خود با مرگ ناشی از گناه غلبه پیدا کرد و در نتیجه امکان نجات ما را قراهم ساخت [7] [8]
بخش 11:
در پست شماره 3 : از جیمز بیکر مطلبی نقل کردید که حرف خنده داری هست ذات خدا تغییر ناپذیر است. پس اینکه کار انسان روی خدا تاثیر داشته باشد مضحک و بی معنی هستش. اما غضب و اینها خصوصیت انسانی هستند که به خدا نسبت داده شده اند.
این که حرف پیکر خنده دار است از خودش سوال کنید من تنها نقل قول کردم ولی جهت اطلاع شما این حرف تنها پیکر نیست بلکه یک گرایش بس مهم در میان مسیحیان است
بخش 12
و اما پست 5: سوال 1_ در سفر پیدایش باب 3 اشاره هایی به نتایج گناه ادم شده است و جمله ای از ان این هست که "به سبب تو زمین ملعون شد" و موارد دیگه که به ادم و حوا جاری شد که به طبع این خصوصیات از والدین به اولاد هم منتقل میشود.مثل زایش با درد مثل نان خوردن با عرق پیشانی مثل درکه مرگ و امثالهم. اما در ایین مسیحیت رسولی که کاتولیک و ارتدکس میباشد ما همیشه 12 تا رسول متبارک داریم از اون زمان تا به حال و حضرت پولوس هم 1 کی از این 12 رسول بودند. ایشون راز کهانت(( کاهن بودند )) رو دریافت کردند و ایین دست گذاری اسقفان بر ایشان اجرا شد (( اسقف شدند )) و رسالت بر دوششان بود . فکر میکنم همین کافی باشد که هیچ تفاوتی میان او با رسولان دیگر از اون روز تا به امروز قائل نمیشویم.
در باره ایین دست گذاری بر روی حضرت پولس من پیزی نشنیده بودم و اگر منبع بفرمایید خوشحال میشوم
در باره بخش هایی که نوشتید زمین ملعون شد بله و ایا امده که گناه ادم بر نسلهای بعد از او هم استوار شد و در کجای ان به اموزه گناه نخستین اشاره شده در باره دوازده رسول من متوجه منظور شما نشدم چون کتاب مقدس 12 رسول مسیح که در اسلام به انها حواریون گفته میشود را کاملا نام برده و در هیچ بخش ان نام پولس نیامده و شخصی هم که جایگزین یهودا شد پولس نبود منیع شما برای این نقل قول چی هست؟
بخش 12
2_خدا عادل است و به خاطر اینکه پدر و مادر خصوصیتی رو دارا هستند, فرزندشون هم اون خصوصیت رو دارا خواهد بود, مثل مرگ مثل زایش با درد و این عینه عدالت است. مثلا درست نیست که فرزند زن و مرد انسانی , 1 اسب باشد.
من با خصوصیات مشکل ندارم مشکل من با جریمه و مفهوم قضایی است که ناگزیر فرزندان ادم (کودکان تعمید نیافته) را به جهنم میبرد بدون اینکه خود مرتکب گناهی شده باشد مگ گراث در در امدی بر الاهیات مسیحی مینویسد این گناه سه اثر بر ادم داشت
n بیماری موروثی است که از نسلی به نسل دیگر می رسد
n قدرتی است که بشر را در اسارت خود نگاه داشته
n مفهومی قضائی است که تقصیر یک نفر را بر همه انسانها منتقل می کند .
بخش 13
3_ چون گناه فعل ارادی هست, پس نوزاد چون فعل ارادی انجام نداده گناهی هم ندارد . جز لمس گناه اصلی که این گناه اصلی هم تفاوت دارد با گناه نخستین
در این بخش پاسخ داده شد ولی گویا تفاوت بنده و شما در این است که من تمام مطالبم را مستند بیان میکنم و شما نه
بخش 14:
4_ ما هم معتقدیم و کتاب مقدس هم همین را میگوید که گناه پدر را بر پسر نخواهد نوشت . اما گرامی مسلمان همین روایت رو قران شما تکرار میکنه مثلا اگه ادم و حوا گناه کرده اند و از بهشت یا جنت به قول قران رانده شده اند خوب فرزندشون رو خدا بر بهشت ایجاد میکرد! چرا روی زمین ایجاد میشوند؟
بنده عرض کردم که من با خصوصیات و محدودیت ها ایجاد شده کاری ندارم مثل این میماند که پدر من گناه کرده و من را تبعید کردند به یک شهر کویری و فرزندان من در این شهر به دنیا امدند فرزندان من در این شهر زندگی میکنند اما در این شهر به زندان نمیروند اما در اموزه کفاره فرزندان در زندان هستند و باید جریمه بپردازند تا ازاد شوند
بخش 15:
5_ اما 1 بی گناهی به صلیب کشیده میشود. و این بر صلیب کشیده شدن مخصوص افراد خطاکار است حال این فرد بی گناه به صلیب کشیده میشود و طبیعت بشریش متحمل به صلیب کشیده شدن میگردد. و چون بی گناهی از میان انسان ها مصلوب شده پس بلایی که مصلوب شدن است بر او واقع شد. و منظور از ملعون شدن همین پذیرفتن بلا هست.
اما شما گویا زیاد به اطلاعاتتون اعتماد به نفس زیادی دارید شما نوشیتید لعنت یعنی مصبوی شدن ولی پولس مینویسد
بخش 16:
6_ راز صلیب باعث فیض شد . والا خدا هر که را خواهد میتواند ببخشد اما اراده ی او بر این قرار گرفته بود که از این مجرا فیض جاری شود.
7_ خدا از هر مجرایی میتواند ببخشد. هر گناهی بخواهد میتواند ببخشد
8_ خدا از هر مجرایی میتواند ببخشد . هر گناهی بخواند میتواند ببخشد راز صلیب باعث افزون فیض شد.
چنانکه توضیح دادم راز صلیب نه باعث افزون فیض بلکه تنها مجرای فیض بود : "هیچ کس نمیتواند نزد پدر برود مگر به واسطه من" و چنانچه ابلار مینویسد «حقیقتا ضرورت ریخته شدن خون فردی بی گناه به عنوان بهای یک چیز و اینکه قربانی شدن فرد بی گناهی باعث رضایت خاطر گردد ، چقدر بی رحمانه و شریرانه به نظر می رسد.چقدر تصور این امر مشکل است که خدا با مرگ فرزند خود آنقدر موافق باشد که بواسطه آن با کل جهان مصالحه کند!این سوال و سوال های مشابه آن ، مساله ای اساسی را در مورد رستگاری ما بواسطه مرگ مسیح در برابر ما قرار می دهد.»[10]
شاد زی و مهر افزون
[1] . درآمدی بر الاهیات مسیحی : السترمک کراث ص 476 - 479
[2] . درآمدی بر الاهیات مسیحی ص 502 - 505
[3] . درآمدی بر الاهیات مسیحی ص 502 - 505
[4].Pelagiys,letter to Demerias 16, in J-P.Migne,patologia Latina, vol.33 (paris:Migne, 1889), cols 1110 A-B.
[5]. جلال الدین آشتیانی، تحقیقی در دین مسیح: ص 346.
[6] -Catechism of the Catholic Church, paragraphs 404-405
[8] - وب سایت رسمی واتیکان http://www.vatican.va/jubilee_2000/magazine/documents/ju_mag_01101998_p-20_en.html
[9] . همان : 13.
[10] - تاریخ تفکر مسیحی ،ص 184
سلام خدمت همه
یکی دیگر از اشکالات اساسی مسیحیت که به روشنی انحراف آن را از خط اصلی دینی که عیسی علیه السلام آورد را نشان می دهد ، آموزه ی فدا هست .
به این صورت که هر انسان آزاده ای با کمی تعقل در می یابد که دلیل این چیست که یک شخص بی گناه باید فدای گناهان دیگران شود .
اما این مشکل آنجا به اوج می رسد که خدای این دین با کشته شدن خود می خواهد انسان ها را نجات دهد ( البته بنی اسراییل که گوسفندان گمشده ی خدا هستند) .
سوال اینجاست که طبق چه ظابطه ای باید خدای یک دین قربانی گناهان بندگان خود شود ؟
یا اینکه آیا خدا نمی توانست بدون کشته شدن گناهان بندگان را بیامرزد؟
و یا اینکه حال که چنین است و هدف وی فدا شدن است چرا یهودای اسخریوطی را که در کشته شدنش کمک بزرگی کرد را خائن می خوانند و وی خود را بعد از این قضیه می کشد ؟
غربی ها که اصولا به خاطر تماس با دین غیر منطقی مسیحیت و آشنایی با تعالیم نامانوس یا ذات انسانی ( همچون گناهکار بودن انسانیت ) از دین کناره گرفتند و دین را در گوشه ای منزوی کردند هم به دقیقا در اعتراض به این تعالیم نامعقول دست به این کارها زدند.
درود دوست مسلمان
ممنون بابت اینکه حرف هاتون دلگرمی بود برای بنده برای ادامه گفتگو و امید به گفتگویی صادقانه و علمی و دوستانه
اما فرمودین منابعی برای مطالبی که اظهار داشتم برایتون ارائه کنم. با اینکه بخش اعظم بحث بحث منطقی بود ولی چشم منابع مطالب را ارائه می کنم.
گفتم
"بخش اول:
نفی شریعت, همچین چیزی صحت ندارد چرا که کتاب مقدس از شریعت بزرگتر و گسترده تر به نام شریعت عیسی مسیح سخن به میان میاورد.(منبع 1 انجیل اول قرنتیان باب 9 آیات 20 و 21 حضرت پولوس می فرمایند:"۲۰ و یهود را چون یهود گشتم تا یهود را سود برم و اهل شریعت را مثل اهل شریعت تا اهل شریعت را سود برم؛ههه ۲۱ و بیشریعتان را چون بیشریعتان شدم، هر چند نزد خدا بیشریعت نیستم، بلكه شریعت مسیح در من است، تا بیشریعتان را سود برم؛"--- منبع 2 انجیل متی باب 5 آیات 21 و 22 "۲۱ «شنیدهاید كه به اوّلین گفته شده است ‹قتل مكن و هر كه قتل كند سزاوار حكم شود›.ههه ۲۲ لیكن من به شما میگویم، هركه به برادر خود بیسبب خشم گیرد، مستوجب حكم باشد و هر كه برادر خود را راقا گوید، مستوجب قصاص باشد و هر كه احمق گوید، مستحق آتش جهنم بوَد."---- منبع 3 انجیل متی باب 5 آیات 27 و 28 "۲۷ «شنیدهاید كه به اوّلین گفته شده است ‹زنا مكن.›ه ۲۸ لیكن من به شما میگویم، هركس به زنی نظر شهوت اندازد، همان دم در دل خود با او زنا كرده است." منبع 4 انجیل متی باب 5 آیات 31 و 32 " منبع 5 انجیل متی باب 5 آیات 33 الی 37 "۳۳ «باز شنیدهاید كه به اوّلین گفته شده است كه ‹قسم دروغ مخور، بلكه قسمهای خود را به خداوند وفا كن.›هه ۳۴ لیكن من به شما میگویم، هرگز قسم مخورید، نه به آسمان زیرا كه عرش خداست،هه ۳۵ و نه به زمین زیرا كه پایانداز او است، و نه اورشلیم زیرا كه شهر پادشاه عظیم است،هه ۳۶ و نه به سر خود قسم یاد كن، زیرا كه مویی را سفید یا سیاه نمیتوانی كرد. ۳۷ بلكه سخن شما بلی بلی و نی نی باشد زیرا كه زیاده بر این از شریر است." . ...)
توجهتون رو به ایات زیر از انجیل جلب میکنم:
۱۸زیرا غضب خدا از آسمان مكشوف میشود بر هر بیدینی و ناراستی مردمانی كه راستی را در ناراستی باز میدارند. (منبع انجیل رومیان باب 1 آیه 18)
و همچنین همگی اسرائیل نجات خواهند یافت، چنانكه مكتوب است كه «از صهیون نجات دهندهای ظاهر خواهد شد و بیدینی را از یعقوب خواهد برداشت؛ (منبع انجیل رومیان باب 11 آیه 26)
۱۵تا بر همه داوری نماید و جمیع بیدینان را ملزم سازد، بر همۀ كارهای بیدینی كه ایشان كردند و بر تمامی سخنان زشت كه گناهكاران بیدین به خلاف او گفتند.»( منبع یهودا باب 1 آیه 15)
۱۱زیرا كه فیض خدا كه برای همۀ مردم نجاتبخش است، ظاهر شده،هههه ۱۲ ما را تأدیب میكند كه بیدینی و شهوات دنیوی را ترك كرده، با خرداندیشی و عدالت و دینداری در این جهان زیست كنیم.( منبع انجیل تیطس باب 2 آیه 12)
۱۸که به شما گفتند: «در زمانهای آخر، استهزاکنندگانی خواهند آمد که بنابر شهوات خود که خلاف دینداری است، رفتار خواهند کرد.»(منبع انجیل یهودا باب 1 آیه 18)
۱۲و به ما میآموزد که بیدینی و امیال دنیوی را ترک گفته، با خویشتنداری و پارسایی و دینداری در این عصر زیست کنیم،(منبع انجیل تیطس باب 2 آیه 12)
۵و هرچند صورتِ ظاهرِ دینداری را دارند، منکر قدرت آن خواهند بود. از چنینکسان دوری گزین.( منبع انجیل 2 تیموتائوس باب 3 آیه 5)
۱۲براستی، همۀ کسانی که بخواهند در مسیحْ عیسی با دینداری زیست کنند، آزار خواهند دید(منبع انجیل 2 تیموتائوس باب 3 آیه 12)
۱۶و بالاجماع سرّ دینداری عظیم است كه خدا در جسم ظاهر شد و در روح، تصدیق كرده شد و به فرشتگان مشهود گردید و به امتها موعظه كرده و در دنیا ایمان آورده و به جلال بالا برده شد.(منبع انجیل 1 تیموتائوس باب 3 آیه 16)
۷لیكن از افسانههای حرام عجوزها احترازنما و در دینداری ریاضت بكش.هه ۸ كه ریاضت بدنی اندك فایده ای دارد، لیكن دینداری برای هرچیز مفید است كه وعدۀ زندگی حال و آینده را دارد.( منبع انجیل 1 تیموتائوس باب 4 آیات 7 و 8)
۳و اگر كسی بطور دیگر تعلیم دهد و كلام صحیح خداوند ما عیسی مسیح و آن تعلیمی را كه به طریق دینداری است قبول ننماید،ههه ۴ از غرور مست شده، هیچ نمیداند بلكه در مباحثات و مجادلات دیوانه گشته است كه از آنها پدید میآید حسد و نزاع و كفر و ظنون شرّهههههه (منبع انجیل 1 تیموتائوس باب 6 آیه 4)
۱۱ولی تو ای مرد خدا، از اینها بگریز و عدالت و دینداری و ایمان و محبت و صبر و تواضع را پیروی نما"(منبع انجیل 1 تیموتائوس باب 6 آیه 11)
فرمودید :
"دوست گرامی
"
دوست مسلمان در رومیان باب 3 آیه 21 نمی گوید که شریعتی وجود ندارد. بلکه می گوید بدون عمل کردن کامل به شریعت هم عدالت خدا ظاهر شده است. در بخش غلاطیان باب 2 آیه 16 هم باز نگفته شریعتی وجود ندارد. در غلاطیان باب 3 آیه 10 هم به همین ترتیب نگفته شریعتی وجود ندارد.
عرض کردم:
" بخش 2:
. فرمودین رابطه ی انسان با خدا قطع شده است دوست عزیز لطفا اعتقادات خود را یا اعتقادات غیر اصیل را فرض گرفته و بر ان حمله نکنید مگه اصلا امکان داره که رابطه موجودات عالم با خدا قطع بشه؟ اگه قطع بشه که از هستی ساقط میشن"
فرمودین:
"منظور من از این عبارت : با گناه آدم و بشریت در حالت قهر با خدا رفت که پولس از آن به زمان دشمنی بشریت و خدا یاد میکند(رومیان 5: 10) و خداوند از بشریت غضبناک بود(رومیان 5: 9) . و جای تعبیر قطع و قهر اشتباه شده بود "
عرض کردم:
" بخش 3:
اما فرمودین که گناه اصلی همان گناه ادم است, خیر گرامی گناه ادم گناه نخستین است و نه گناه اصلی . که برای این 2,,2 عبارت متفاوت استفاده میشود. برای کناه ادم First sin و برای گناه اصلی Original sin. پس کلا دید شما نسبت به گناه اصلی غلط است ." ( منبع وبگاه دایره المعارف کاتولیک با لینک http://www.newadvent.org/cathen/11312a.htm -- توجه کنید که در اصطلاحات کاتولیکی به گناه آدم و حوا گناه نخستین گفته می شود. اما در این وبگاه در مورد گناه اصلی تصریح شده { St. Augustine's statement: "the deliberate sin of the first man is the cause of original sin" (De nupt. et concup., II, xxvi, 43).} پس گناه اصلی نتیجه گناه نخستین آدم است و نه خود آن. چرا که از لحاظ لغوی هم اگر نگاه کنیم "گناه نخستین" یعنی اولین گناه سر زده. برای توضیحات تکمیلی و اینکه مفهوم گناه اصلی را متوجه بشوید به صورت تفصیلی در این لینک می توانید در این مورد مطالعه بفرمایید. اما این را بگویم که گناه نخستین تفاوتی که با گناه اصلی دارد این هست که گناه نخستین فعل ارادی آدم بود. اما گناه اصلی که اصلا فعل نیست و نه ارادی به صورت مستقیم بلکه منظور در ارتباط با طبیعت انسان هست. نکته دیگر اینکه گناه اولیه یا همان نخستین آدم و حوا به ما به ارث نرسید. چرا که گناه فعل ارادی هست و از کسی به کسی قابل به ارث رسیدن نیست. بلکه این نتیجه گناه نخستین بود که به صورت ارثی به انسان ها منتقل می شود. و دقت کنید که اگر گناه را محدود به افعال ارادی مستقیم کنیم گناه اصلی اصلا در این محدوده نمی گنجد. مراجعه کنین به بخش " How voluntary" در همین لینک)
فرمودین
" من از این عبارت شما کاملا گیج شدم و برای جواب تنها شما را به متن Catechism of the Catholic Church بخش Original sin حدود 386 تا 421 با توجه به بخش 389
تصور بنده از این عبارات این است که Original sin همان First sin و یا Fall_of_Man است اگر در بخشی میفرمایید من اشتباه کردم با ذکر مورد بفرمایید ممنون خواهم بود "
دوست مسلمان منبع تقدیم حضور شد.
عرض کردم:
" بخش :4
در بخشی از صحبت هاتون گفتید که "خدا جسم میپوشد" دوست عزیز چرا حرف از خودتون در میارین کجای انجیل گفته خدا و حتی کلمه جسم میپوشد؟ بلکه متن مقدس میگوید "کلمه جسم گردید"(منبع انجیل یوحنا باب 1 آیه 14) . جسم میپوشد چیه از خودتان در اوردید مگه خدا رفته تو جلد جسم که دارید میگویید جسم میپوشد؟
اما مگه قبل راز تجسم خدا روی زمین نبود که میفرماید خدا به زمین میاد؟
بعد میفرمایید که خدا بر صلیب کشته میشود . بله اگر منظورتون طبیعت بشری باشه که خدا از مجرای اون ظاهر شده بود درسته 3 روز اون طبیعت بشری مرد, اما شما طوری بیان کردین که انگار برای خدا برای ذات خدا مرگ مفهومی داره. "
فرمودید :
" منظور من واضح است اشکالات لغتی را نمیخواهیم وارد این بحث کنیم"
دوست مسلمان من این عبارت ها خیلی مهم هستند. و بخشی از اختلافات مسیحیت رسولی یعنی آیین های کاتولیک و ارتودوکس با برخی پروتستان ها سر همین لغات و عبارات من در آوردی و کفر آمیز هست. دوست مسلمان اونچه از عبارتی نظیر "خدا جسم پوشید" به ذهن متبادر می شود این هست که خدای نا محدود در جسم محدود . . محدود شد. یا مثلا خدا رفت داخل جسم. که اینها کفر آمیز هست دوست عزیز. و وقتی شما از قول مسیحیت این ها را نقل می کنی خوب طبیعی هست که بنده به عنوان یک مسیحی که آیینم هم کاتولیک هست به این فرمایشات شما خرده بگیرم تا راستی از ناراستی مشخص گردد. و این ایراد بر شخص شما نیست دوست من. بلکه بر اون منابع و فرقه هایی هست از مسیحی ها و همچنین منتقدین غیر مسیحی آیین مسیحی که این موارد را فرض گرفته و آن را نقد می کنند.
عرض کردم:
" بخش 5:
در پست 1 در بخشی از فرموده هاتون بیان کردید که انسان قبل از راز تجسم توانایی نجات نداشت . کی میگه این حرف رو؟ راز تجسم و راز صلیب باعث افزون شدن فیض میشه و نجات رو هموار تر میکنه.(منبع انجیل رومیان باب 5 آیات 15 الی 17 "۱۵ و نه چنانكه خطا بود، همچنان نعمت نیز باشد. زیرا اگر به خطای یك شخص بسیاری مردند، چقدر زیاده فیض خدا و آن بخششی كه به فیض یك انسان، یعنی عیسی مسیح است، برای بسیاری افزون گردید.هه ۱۶ و نه اینكه مثل آنچه از یك گناهكار سر زد، همچنان بخشش باشد؛ زیرا حكم شد از یك برای قصاص لكن نعمت از خطایای بسیار برای عدالت رسید.ههههه ۱۷ زیرا اگر بهسبب خطای یكنفر و بواسطۀ آن یك موت سلطنت كرد، چقدر بیشتر آنانی كه افزونی فیض و بخشش عدالت را میپذیرند، در حیات سلطنت خواهند كرد بوسیلۀ یك یعنی عیسی مسیح.")
یعنی شما میفرماید که هر کی قبل تجسم عیسی مسیح زندگی کرده نجات نداشته؟ "
دوست مسلمان نفرمودید که از کدام آیه از کتاب مقدس می فرمایید که هر کسی قبل از تجسم عیسی مسیح می زیسته نجات نداشته؟ برای برهان خلف این قضیه نمونه یی تقدیم حضور می گردد. در رومیان باب 4 آیات 1 الی 3 در مورد فردی به نام ابراهیم ! اینگونه می گوید " پس چه چیز را بگوییم كه پدر ما ابراهیم بحسب جسم یافت؟ه ۲ زیرا اگر ابراهیم به اعمال عادل شمرده شد، جای فخر دارد اما نه در نزد خدا.ه ۳ زیرا كتاب چه میگوید؟ «ابراهیم به خدا ایمان آورد و آن برای او عدالت محسوب شد.»" و در اول سموئیل باب 2 آیه 1 می فرماید "و حنّا دعا نموده،گفت:
«دل من در خداوند وجد مینماید، و شاخ من در خداوند برافراشته شده، و دهانم بر دشمنانم وسیع گردیده است، زیرا كه در نجات تو شادمان هستم."
و مانند این موارد در عهد قدیم.
ادامه دارد...
فرمودید :
"کاملا بله و من در این بخش از خودم مطلبی بیان نکردم بلکه تمام بخش های سخنم مبتنی است بر گفتار های اندیشمندان مسیحی
آگوستینوس معتقد بود ما انسانها برای نجات خود از آغاز تا پایان زندگی یکسر متکی به خدائیم و انسان بر اساس فیض است که پارسا شمرده می شود و نجات می یابد و اعمال نیک و بد فرد در این میان هیچ نقشی ندارد و انسانها نمی توانند ادعا کنند که عدالت خدا ایجاب می کند که نجات به عنوان پاداش به آنها داده شود زیرا نجات فیض خداست نه پاداش عمل [3].
شورای کارتاژ که شما خود اهمیت این شورا را در مسیحیت میدانید میگوید: اگر کسی بگوید این که فیض خدا که به وسیله آن انسان از طریق عیسی مسیح خداوند عادل شمرده میشود فقط برای تطهیر از گناهان است که مرتکب شده است فائده دارد نه برای جلوگیری از انجام گناهان دیگر او را نیز باید تکفیر کرد.
واگر بگوید: فیض عادل شمرده شده به ما داده شد تا آسانتر بتوانیم به وسیله فیض این کاری را که مأمور به انجام آن هستیم با ... خود انجام دهیم گویا حتی بدون هدیه فیض ما میتوانستیم البته نه چندان آسان از این فرمان پیروی کنیم باید او را تکفیر کرد.
و بنا بر مصوبه این شورا شما با این اعتقادتان که مسیح تنها مسیر فیض را هموارتر کرد کافر محسوب میشوید "
گرامی مسلمان. طبق اونچه خدمتتون گفتم اصلا هم کاملا بله نیست. نکته دیگه اینکه وقتی شما مطلبی را از منبعی ذکر می کنید و اون را به مسیحیت نسبت می دهید اگر چه از یک کتاب مسیحی غیر از آیات کتاب مقدس و یا فلان عالم مسیحی فلان قرن باشد آیه نیست که گرامی. پس اگر نقل قول از مسیحیت اصیل نباشد خوب شما هم بی تقصیر نخواهید بود. چرا که مسیحیت اصیل را ول کرده و رفته اید از فلان منبع مال فلان عالم مسیحی نقل می کنید. اما خوب حرفی از حضرت اگوستین فرمودین. اما چه ربطی داره به اثبات اینکه قبل از راز تجسم کسی نمی توانست نجات پیدا کند؟ خوب مسلم است که ما در تمام لحظات وجود مون محتاج خدائیم. اما اعمال خوب و بد می تواند نقش داشته باشد در سرنوشت و معنویت انسان. اما با این حال کسی از خدا طلب کار نیست. و سبقت جسته و به خدا چیزی نداده که حال چشم داشت باز گرداندن اون را داشته باشد. حرفی نیست که فیض خدا باعث نجات است. چه در عهد قدیم و چه با افزون شدن فیض خدا در عهد جدید بعد از راز تجسم. اما انجیل می گوید در بخش یعقوب باب 2 " ۱۴ ای برادران من، چه سود دارد اگر كسی گوید: «ایمان دارم» وقتی كه عمل ندارد؟ آیا ایمان میتواند او را نجات بخشد؟ههه ۱۵ پس اگر برادری یا خواهری برهنه و محتاج خوراك روزینه باشد،ه ۱۶ و كسی از شما بدیشان گوید: «به سلامتی بروید و گرم و سیر شوید»، لیكن مایحتاج بدن را بدیشان ندهد، چه نفع دارد؟ه ۱۷ همچنین ایمان نیز اگر اعمال ندارد، در خود مرده است.ه ۱۸ بلكه كسی خواهد گفت: «تو ایمان داری و من اعمال دارم. ایمان خود را بدون اعمال به من بنما و من ایمان خود را از اعمال خود به تو خواهم نمود.»ه ۱۹ تو ایمان داری كه خدا واحد است؟ نیكو میكنی! شیاطین نیز ایمان دارند و میلرزند!هه ۲۰ و لیكن ای مرد باطل، آیا میخواهی دانست كه ایمان بدون اعمال، باطل است؟
۲۱ آیا پدر ما ابراهیم به اعمال، عادل شمرده نشد وقتی كه پسر خود اسحاق را به قربانگاه گذرانید؟هه ۲۲ میبینی كه ایمان با اعمال او عمل كرد و ایمان از اعمال، كامل گردید.ه ۲۳ و آن نوشته تمام گشت كه میگوید: «ابراهیم به خدا ایمان آورد و برای او به عدالت محسوب گردید»، و دوست خدا نامیده شد.هه ۲۴ پس میبینید كه انسان از اعمال عادل شمرده میشود نه از ایمان تنها.ههه ۲۵ و همچنین آیا راحاب فاحشه نیز از اعمال عادل شمرده نشد وقتی كه قاصدان را پذیرفته، به راهی دیگر روانه نمود؟هه ۲۶ زیرا چنانكه بدن بدون روح مرده است، همچنین ایمان بدون اعمال نیز مرده است.هه"
اما در مورد شورای کارتاژ برخی از مواردی که در این شورا مطرح شده بعد ها رد شده است. اما مگر من ادعا کردم که کل نتایج راز تجسم و راز صلیب خلاصه می گردد در افزون شدن فیض؟ که این افزون شدن فیض نجات را هموار تر می کند
عرض شد :
"بخش 6:
اما فرمودین که هر کسی به مسیح ایمان اورد گناهانش بخشیده میشود. یعنی اگر بر مردم ظلم کرده باشه و مردم نبخشیده باشنش گناهانش با ایمان به مسیح بخشیده میشه؟ یعنی روز داوری و اینها همه کشک است دیگه؟ دوست عزیز هر شخصی مسئوله کار هایی که انجام میده است کلام خدا این رو میگه اما ایمان به عیسی مسیح باعث میشه شخص از فیض الهی جهت امرزیده شدن گناهانی که کرده و با استفاده از سنت های نظیر اعتراف گناه بهره مند بشه. "
فرمودین :
"فرمایش شما متین است اما چنانچه توضیح دادم مخاطب من در این تحقیق پروتستانها هستند نه کاتولیک ها"
فرمایش شما هم متین دوست مسلمان اما اینکه صغرای استنتاجتون را از آیین کاتولیک بیاورید و کبرای اون را از آیین پروتستان و بعد استنتاج را به مسیحیت بچسبانید درست نیست. مغلطه هست. شما و امثال منتقدینی مثل شما اگر صادق باشید و هدفتون نقد مسیحیت پروتستان باشد اولین جمله یی که در ابتدای مطلبتون باید بنویسید این هست که این نقد مربوط به آیین پروتستان می باشد و نه آیین های اصیل مسیحی که آیین های کاتولیک و ارتودوکس باشند.
عرض کردم :
" بخش 7:
در پست 2 فرمودین مرگ روحی, دوست عزیز این چیز ها رو از کجا در اوردید؟ اگه کسی دچار مرگ روحی بشه که مرده, دیگه زندگی نداره حرفایی میزنید عجیب.
اما متن ترجمه اصیل میگوید: " ۱۲ لهذا همچنان كه بوساطت یك آدم گناه داخل جهان گردید و به گناه موت؛ و به اینگونه موت بر همۀ مردم طاری گشت، از آنجا كه همه گناه كردند"
خوب این واضح است . یعنی هر انسانی روزی میمیرد . "
فرمودین :
" من در این بخش حرف های اگوستین را بر علیه پلاگیوس باز نویسی کردم و شما میتوانید به تفاوت های نظریه پروتستانها با کاتولیک ها در این بخش مراجعه کنید
اگوستین معتقد است در نتیجه گناه دو نوع مرگ وارد زندگی انسان شده مرگ جسم و مرگ روح و آدم با ارتکاب گناه هم جمساً و هم روحاً دچار مرگ شد.[4] : کاتولیک ها میگویند آدم با گناه خود تقدس و عدالت اولیه را که از خدا دریافت کرده بود از دست داد(كاتولیك)[5] اما پروتستانها معتقدند و در نتیجه گناه طبیعتش به طور کامل فاسد میشود(پروتستان) [6]"
باز که قضیه صغری کبراست دوست مسلمان. اگوستین هم حرفش که آیه انجیل نیست. می تواند حرف اشتباهی هم بگوید.
عرض شد خدمتتون :
" بخش 8
باز هم حرف های بی بنیاد زدید اید مثل "تمام انسان ها در زمان تولد فاسد هستند" , "این فساد در تمامی جنبه های زندگی انان وارد شده است" "انسان تازه تولد یافته چیزه نیکویی در خود ندارد تا خدا را راضی کند" اینجا باز اگه منظورتون بالفعل باشه میشه توجه کرد به حرفاتون اما اگه منظورتون بالقوه باشه این حرفاتون هم بی بنیاد است"
فرمودین :
" گوستین از بزرگترین متفكران مسیحی در جواب شما میگوید:
در بیانیه شورای ترنت آمده است:
و در بیانیه شورای کارتاژ آمده است که هر کسی معتقد باشد کودکان تعمید نیافته نجات پیدا میکنند باید وی را تکفیر کرد:
" بخش 9:
. و یا فرمودین " هیچ قدرتی ندارد که وضعیت خود را تغییر دهد" این حرفتون هم به سان حرف های جبری مسلک ها است. باز سخنی بی بنیاد بیان کردید گناه فعل ارادیه ."
فرمودید :
"حرف شما حرف پلاگیوس است که محکوم شد و من تعبیر اگوستین را به کار بردم
اما آگوستینوس معتقد بود ما انسانها برای نجات خود از آغاز تا پایان زندگی یکسر متکی به خدائیم و انسان بر اساس فیض است که پارسا شمرده می شود و نجات می یابد و اعمال نیک و بد فرد در این میان هیچ نقشی ندارد و انسانها نمی توانند ادعا کنند که عدالت خدا ایجاب می کند که نجات به عنوان پاداش به آنها داده شود زیرا نجات فیض خداست نه پاداش عمل [1]. و در این دکترین انسانها نمی توانند از طریق اعمال نیکو نجات را به دست آورند و تمامی ابنای بشر به گناه آلوده اند و از رهائی از قید آن عاجز و تنها فیض می تواند انسان را آزاد سازد اما این فیض به همه داده نمی شودفقط برخی برای نجات برگزیده شدند و بقیه زاده شده اند برای هلاکت و در پشت این نظریه اعتقاد جبر خود نمائی می کند چنانکه کالون مصلح بزرگ پروتستان با حرارت تاکید می کند " حکم ابدی خدا بر این اساس تعیین شده که برخی برای حیات ابدی و برخی برای هلاکت ابدی مقدر شده اند " و سپس می گوید " اذعان دارم که این حکم هولناک است "[2] و چنانچه مشخص شد عمل نیک و بد هیچ تاثیری در نجات و پاداش ندارد و تنها انتخاب پیشاپیش خدا است که مشخص می کند چه کسی مشمول فیض الهی باشد و چه کسی نباشد . ولی پلاگیوس منظور از فیض را تنها توفیق الهی می دانست و ابنای بشر می بایست به وظایف و تعهدات اخلاقی خود عمل کنند و انسانها براساس استحقاق فردی پارسا شمرده می شوند و پاداش می گیرند و اگر کسی از انجام این تعهدات قصور ورزد عذاب و مجازات ابدی را از آن خود نموده و عبارت " نجات در مسیح " یعنی " نجات با پیروی از مسیح " نه " نجات با فیض مسیح "[3]
پلاگیوسمیگفت: نظریةگناهذاتیانسان، در واقعتقصیرگناهانبشر را بزدلانهبهگردنخدامیاندازد. پلاگیوس در نامه ای در جواب آگوستین مینویسد :
البته نظریان این متفکر انگلیسی در شورای کارتاژ(418م) محکوم و به اصرار آگوستین از سمت خود خلع شد و بدون سر و صدا مفقود گردید.[5]"
دوست گرامی مطالب زیادی در این فرمایشات شما از قول اگوستین و پلاگیوس هست که هر کدام بحث خاص خودش را دارد که در این مجال نمی گنجد. اما حرف اگوستین یا پلاگیوس آیه نیست. حرف های درستی هم زده اند حرف های نادرستی هم ممکن هست زده باشند. و همین طور در مطالب بالا آیه هایی از انجیل مبنی بر اهمیت عمل کنار ایمان تقدیم حضورتون شد.
عرض کردم :
" بخش 10
این حرف شما خنده دار و مضحک است که فرمودین" به بیان دیگر انسانی که تازه پای به دنیا مینهد , مملو از زشتی ها و گناهان بوده و یکسره در زیان است" کاملا اشتباه است حرفتون. گناه فعل ارادی است , به ارث نمیرسد گناه اولیه ادم به ارث نمیرسد چرا که فعل ارادی ادم بود. کتاب مقدس هم میگوید "گناه پدر بر پسر نوشته نمیشود" " ( منابع 1- عهد قدیم حزقیال باب 18 آیه 20 "۲۰ هر كه گناه كند او خواهد مرد. پسر متحمل گناه پدرش نخواهد بود و پدر متحمل گناه پسرش نخواهد بود. عدالت مرد عادل بر خودش خواهد بود و شرارت مرد شریر بر خودش خواهد بود." 2- عهد قدیم دوم تواریخ باب 25 آیه 4 " ۴ اما پسران ایشانرا نكشت به موجب نوشتۀ كتاب تورات موسی كه خداوند امر فرموده و گفته بود: «پدران به جهت پسران كشته نشوند و پسران به جهت پدران مقتول نگردند، بلكه هركس به جهت گناه خود كشته شود.»" 3- عهد جدید غلاطیان باب 6 آیه 7 "۷ خود را فریب مدهید، خدا را استهزاء نمیتوان كرد. زیرا كه آنچه آدمی بكارد، همانرا درو خواهد كرد." 4- عهد جدیدرومیان باب 2 آیه 6 "۶ كه به هركس برحسب اعمالش جزا خواهد داد:
")
ادامه دارد...
فرمودید :
"من از شما تعجب میکنم که این تعابیر را نوشتید پولس میگوید:
در کتکیزم کاتولیک میخوانیم وقتی شخصی مسیحی میشود باید در ابتدا بپذیرد که که مسیح فدای گناهان ما شد تا ما را از هر گناهی باز خرید کند و سپس تعمید بگیرد و با این عمل از گناه اصلی پاک میشود گر چه آثار گناه اصلی مانند میل به گناه . رنج و مرگ همچنان در وی باقی میماند و به همین خاطر کودکان نوزاد باید تعمید بگیرند [6] و مسیح با مرگ خود با مرگ ناشی از گناه غلبه پیدا کرد و در نتیجه امکان نجات ما را قراهم ساخت [7] [8]"
تعجب نکنید دوست مسلمان من. مقصود این نبود از رومیان باب 5 آیه 18 که گناهی را که آدم انجام داد جزاش را جمیع مردمان باید بدهند. بلکه همونطوریکه عرض کردم مثلا همه مردمان چشنده مرگ هستند ( رومیان باب 5 آیه 12) و همه مردمان مجبورند که کار کنند و معیشت کنند(پیدایش باب 3 آیات 17 الی 19) و مانند اینها.
عرض کردم :
"بخش 11:
در پست شماره 3 : از جیمز بیکر مطلبی نقل کردید که حرف خنده داری هست ذات خدا تغییر ناپذیر است. پس اینکه کار انسان روی خدا تاثیر داشته باشد مضحک و بی معنی هستش. اما غضب و اینها خصوصیت انسانی هستند که به خدا نسبت داده شده اند. "( منبع دایره المعارف کاتولیکی لینک http://www.newadvent.org/fathers/130105.htm " In God Nothing is to Be Thought Corporeal or Changeable" و لینک http://www.newadvent.org/cathen/06612a.htm )
فرمودید :
"این که حرف پیکر خنده دار است از خودش سوال کنید من تنها نقل قول کردم ولی جهت اطلاع شما این حرف تنها پیکر نیست بلکه یک گرایش بس مهم در میان مسیحیان است"
دوست عزیز این ها موارد الهیاتی هست. هر کسی که اندک آشنایی با مباحث الهیات داشته باشد برایش مضحک است که کسی بگوید ذات خدا تغییر می کند. فرمودین این گرایش بس مهم میان مسیحیان است. لطفا اسم اون گرایشی را که می گوید ذات خدا تغییر پذیر است بفرمایین مطرح کنین. اما اونچه واضح است این اعتقاد اکثریت مسیحیت که مسیحیت اصیل و با قدمت بیشتر هست یعنی آیین های شکوهمند کاتولیک و ارتودوکس نیست.
عرض کردم:
" بخش 12
و اما پست 5: سوال 1_ در سفر پیدایش باب 3 اشاره هایی به نتایج گناه ادم شده است و جمله ای از ان این هست که "به سبب تو زمین ملعون شد" و موارد دیگه که به ادم و حوا جاری شد که به طبع این خصوصیات از والدین به اولاد هم منتقل میشود.مثل زایش با درد مثل نان خوردن با عرق پیشانی مثل درکه مرگ و امثالهم. اما در ایین مسیحیت رسولی که کاتولیک و ارتدکس میباشد ما همیشه 12 تا رسول متبارک داریم از اون زمان تا به حال و حضرت پولوس هم 1 کی از این 12 رسول بودند. ایشون راز کهانت(( کاهن بودند )) رو دریافت کردند و ایین دست گذاری اسقفان بر ایشان اجرا شد (( اسقف شدند )) و رسالت بر دوششان بود . فکر میکنم همین کافی باشد که هیچ تفاوتی میان او با رسولان دیگر از اون روز تا به امروز قائل نمیشویم."( منبع 1- انجیل مرقس باب 16 2- اعمال رسولان باب 1 آیات 15 الی 26 ( این 12 رسول همیشه وجود دارد اگر اسخر یوطی افتاد متیاس برگزیده شد و به همین ترتیب تا به امروز این قضیه تداوم دارد) 3- اعمال رسولان باب 13 آیات 1 الی 4 4- اعمال رسولان باب 14 آیه 14)
فرمودید:
" در باره ایین دست گذاری بر روی حضرت پولس من پیزی نشنیده بودم و اگر منبع بفرمایید خوشحال میشوم
در باره بخش هایی که نوشتید زمین ملعون شد بله و ایا امده که گناه ادم بر نسلهای بعد از او هم استوار شد و در کجای ان به اموزه گناه نخستین اشاره شده در باره دوازده رسول من متوجه منظور شما نشدم چون کتاب مقدس 12 رسول مسیح که در اسلام به انها حواریون گفته میشود را کاملا نام برده و در هیچ بخش ان نام پولس نیامده و شخصی هم که جایگزین یهودا شد پولس نبود منیع شما برای این نقل قول چی هست؟"
دوست مسلمان در پیدایش باب 3 گناه نخستین آدم و حوا تصریح شده است.
عرض کردم :
" بخش 12
2_خدا عادل است و به خاطر اینکه پدر و مادر خصوصیتی رو دارا هستند, فرزندشون هم اون خصوصیت رو دارا خواهد بود, مثل مرگ مثل زایش با درد و این عینه عدالت است. مثلا درست نیست که فرزند زن و مرد انسانی , 1 اسب باشد."
فرمودید :
" من با خصوصیات مشکل ندارم مشکل من با جریمه و مفهوم قضایی است که ناگزیر فرزندان ادم (کودکان تعمید نیافته) را به جهنم میبرد بدون اینکه خود مرتکب گناهی شده باشد مگ گراث در در امدی بر الاهیات مسیحی مینویسد این گناه سه اثر بر ادم داشت
n بیماری موروثی است که از نسلی به نسل دیگر می رسد
n قدرتی است که بشر را در اسارت خود نگاه داشته
n مفهومی قضائی است که تقصیر یک نفر را بر همه انسانها منتقل می کند ."
دوست مسلمان به هر حال برای مثال چون یکی از خصوصیات آدم و حوا مردن شده بود طبیعی هست که این خصوصیت فرزندان آنها هم باشد. و ربطی به محاکمه قضایی و این حرف ها ندارد.
عرض کردم :
" بخش 13
3_ چون گناه فعل ارادی هست, پس نوزاد چون فعل ارادی انجام نداده گناهی هم ندارد . جز لمس گناه اصلی که این گناه اصلی هم تفاوت دارد با گناه نخستین" ( منبع داره المعارف کاتولیکی لینک http://www.newadvent.org/cathen/11312a.htm )
فرمودید :
" در این بخش پاسخ داده شد ولی گویا تفاوت بنده و شما در این است که من تمام مطالبم را مستند بیان میکنم و شما نه"
اطاعت شد دوست مسلمان
عرض کردم:
" بخش 14:
4_ ما هم معتقدیم و کتاب مقدس هم همین را میگوید که گناه پدر را بر پسر نخواهد نوشت( منابع 1- عهد قدیم حزقیال باب 18 آیه 20 "۲۰ هر كه گناه كند او خواهد مرد. پسر متحمل گناه پدرش نخواهد بود و پدر متحمل گناه پسرش نخواهد بود. عدالت مرد عادل بر خودش خواهد بود و شرارت مرد شریر بر خودش خواهد بود." 2- عهد قدیم دوم تواریخ باب 25 آیه 4 " ۴ اما پسران ایشانرا نكشت به موجب نوشتۀ كتاب تورات موسی كه خداوند امر فرموده و گفته بود: «پدران به جهت پسران كشته نشوند و پسران به جهت پدران مقتول نگردند، بلكه هركس به جهت گناه خود كشته شود.»" 3- عهد جدید غلاطیان باب 6 آیه 7 "۷ خود را فریب مدهید، خدا را استهزاء نمیتوان كرد. زیرا كه آنچه آدمی بكارد، همانرا درو خواهد كرد." 4- عهد جدیدرومیان باب 2 آیه 6 "۶ كه به هركس برحسب اعمالش جزا خواهد داد:") . اما گرامی مسلمان همین روایت رو قران شما تکرار میکنه مثلا اگه ادم و حوا گناه کرده اند و از بهشت یا جنت به قول قران رانده شده اند خوب فرزندشون رو خدا بر بهشت ایجاد میکرد! چرا روی زمین ایجاد میشوند؟"( منبع قرآن سوره بقره آیات 30 الی 39)
فرمودید:
"بنده عرض کردم که من با خصوصیات و محدودیت ها ایجاد شده کاری ندارم مثل این میماند که پدر من گناه کرده و من را تبعید کردند به یک شهر کویری و فرزندان من در این شهر به دنیا امدند فرزندان من در این شهر زندگی میکنند اما در این شهر به زندان نمیروند اما در اموزه کفاره فرزندان در زندان هستند و باید جریمه بپردازند تا ازاد شوند"
دوست عزیز اولا موضع کلیسای کاتولیک نسبت به دریافت راز تعمید بیان شد. در ثانی مگر نه این است که همین آیات 38 و 39 سوره ی بقره هم در مورد آدم و حوا و فرزندان آنان حرف می زند. خوب آدم و حوا که در بهشت به قول اسلام مکلف نبودند و می بینیم که فرزندان آنها در زمین مکلف هستند. خوب در مسیحیت به طور مشابه است.
عرض کردم :
" بخش 15:
5_ اما 1 بی گناهی به صلیب کشیده میشود. و این بر صلیب کشیده شدن مخصوص افراد خطاکار است حال این فرد بی گناه به صلیب کشیده میشود و طبیعت بشریش متحمل به صلیب کشیده شدن میگردد. و چون بی گناهی از میان انسان ها مصلوب شده پس بلایی که مصلوب شدن است بر او واقع شد. و منظور از ملعون شدن همین پذیرفتن بلا هست."( معنی لعنت منبع فرهنگ صبا "ع. ( به فتح لام و نون ) یکبار نفرین کردن/ لعن/عذاب/دشنام و نفرین/لعان و لعنان جمع")
فرمودید :
"اما شما گویا زیاد به اطلاعاتتون اعتماد به نفس زیادی دارید شما نوشیتید لعنت یعنی مصبوی شدن ولی پولس مینویسد
"بخش 16:
6_ راز صلیب باعث فیض شد . والا خدا هر که را خواهد میتواند ببخشد اما اراده ی او بر این قرار گرفته بود که از این مجرا فیض جاری شود.( منبع انجیل رومیان باب 5 آیات 15 و 17)
7_ خدا از هر مجرایی میتواند ببخشد. هر گناهی بخواهد میتواند ببخشد( قادر بودن خدا)
8_ خدا از هر مجرایی میتواند ببخشد . هر گناهی بخواند میتواند ببخشد راز صلیب باعث افزون فیض شد(قادر بودن خدا و انجیل رومیان باب 5 آیات 15 و 17). "
فرمودید :
" چنانکه توضیح دادم راز صلیب نه باعث افزون فیض بلکه تنها مجرای فیض بود : "هیچ کس نمیتواند نزد پدر برود مگر به واسطه من" و چنانچه ابلار مینویسد «حقیقتا ضرورت ریخته شدن خون فردی بی گناه به عنوان بهای یک چیز و اینکه قربانی شدن فرد بی گناهی باعث رضایت خاطر گردد ، چقدر بی رحمانه و شریرانه به نظر می رسد.چقدر تصور این امر مشکل است که خدا با مرگ فرزند خود آنقدر موافق باشد که بواسطه آن با کل جهان مصالحه کند!این سوال و سوال های مشابه آن ، مساله ای اساسی را در مورد رستگاری ما بواسطه مرگ مسیح در برابر ما قرار می دهد.»[10]
شاد زی و مهر افزون"
دوست مسلمان. اولا بحث امکان مطرح است در این قضیه راز صلیب که امکان این قضیه وجود دارد از نظر عقلی. مساله دیگر نبودن باید برای خداست از طرف انسان. پس ما نمی توانیم خدا را مکلف به کاری کنیم. اما یسوع مسیح متبارک در این مورد می فرمایند در انجیل یوحنا باب 10 آیات 17 و 18 " ۱۷ و از این سبب پدر مرا دوست میدارد كه من جان خود را مینهم تا آنرا بازگیرم.هه ۱۸ كسی آنرا از من نمیگیرد، بلكه من خود آنرا مینهم. قدرت دارم كه آنرا بنهم و قدرت دارم آن را بازگیرم. این حكم را از پدر خود یافتم.»" دوست مسلمان پس هیچ بایدی در کار نیست. بلکه اراده خدا بر این قرار گرفته است.
پایدار و پیروز باشید
یا حقسلام خدمت همه
یکی دیگر از اشکالات اساسی مسیحیت که به روشنی انحراف آن را از خط اصلی دینی که عیسی علیه السلام آورد را نشان می دهد ، آموزه ی فدا هست .
به این صورت که هر انسان آزاده ای با کمی تعقل در می یابد که دلیل این چیست که یک شخص بی گناه باید فدای گناهان دیگران شود .
اما این مشکل آنجا به اوج می رسد که خدای این دین با کشته شدن خود می خواهد انسان ها را نجات دهد ( البته بنی اسراییل که گوسفندان گمشده ی خدا هستند) .
سوال اینجاست که طبق چه ظابطه ای باید خدای یک دین قربانی گناهان بندگان خود شود ؟
یا اینکه آیا خدا نمی توانست بدون کشته شدن گناهان بندگان را بیامرزد؟
و یا اینکه حال که چنین است و هدف وی فدا شدن است چرا یهودای اسخریوطی را که در کشته شدنش کمک بزرگی کرد را خائن می خوانند و وی خود را بعد از این قضیه می کشد ؟
غربی ها که اصولا به خاطر تماس با دین غیر منطقی مسیحیت و آشنایی با تعالیم نامانوس یا ذات انسانی ( همچون گناهکار بودن انسانیت ) از دین کناره گرفتند و دین را در گوشه ای منزوی کردند هم به دقیقا در اعتراض به این تعالیم نامعقول دست به این کارها زدند.
سلام
بنده از جانب کسانی که با دراز نویسی ( دراز کپی ای ) قصد دارن که جواب خودشون رو به بقیه تحمیل کنند و از زیر جواب دادن در برن معذرت می خوام .
دوست گرامی با طومار نویسی و سه پست طولانی پشت سر هم مشکل حل نمی شه !
سلام دوست عزیزم
مطالبشما را مطالعه کردم و از دقت خوبتان باز هم متشکرم
ولی از انجا که رشته بحث به 16 بخش تقسیم شد و هر بخشی باز در میان خود دارد به چندبخش دیگر تقسیم میشود و کم کم رشته بحث ممکن است از دست در برود من به انتخاب خودم چهار قسمت مهم تر را برای بررسی عمیق تر به وسط میز مناظره میکشانم و باقی بخش ها بعد از به نتیجه رسیدن این سطور مورد بررسی قرار میدهم
ولی قبل از شروع بحث لازممیدانم ما بر سر یک مورد با هم توافق کنیم
یکی اینکه میدانیم همهفرقه ها برای اثبات دلایل خودشان به کتاب مقدس استناد میکنند همین کاری که شمادارید میکنید و وقتی کسی به این کتاب استناد میکند باید از او پرسید با کدام گرایشکتاب مقدس اینکه شما به بنده میفرمایید اگوستین که ایه نیست از نظر من مقبول نیستچون استناد به ایه تنها هیچ مشکلی را حل نمیکند و این مفسران ایه هستند که بایدببینیم چگونه ایه را تعبیر میکنند و یقینا امثال اگوستین از من و شما به کتاب مقدساشنا تر بودند و شما باید در کلیسای رسولی نظریه ای را به عنوان نظر مدرک داشتهباشید که قابل استناد باشد و گر نه من درمیان تمام فرقه های مسیحی کسی را بهتر از شاهدان یهوه نمیشناسم که به ایات انجیلاستناد کنند ولی شما صریحا انها را رد میکنید . از نظر بنده غیر از کتاب مقدس باید منابع دیگری نیز مورد استناد باشد مانند شورا ها ( در صورتی که نقض نشده باشند) و... .
بحث اول
خلاصه ای از انچه تا کنون مورد بررسی قرار گرفت
نقل قول از : امیر محمدی
یکی از ملزومات آموزه فدا و گناه نخستین این است که بپذیریم هر کودکی که به دنیا میآید میراث بر گناه آدم است و لذا کودک نوزاد باید تعمید شود تا مشمول نجات واقع گردد و اگر نوزادی قبل از تعمید بمیرد در عذاب الهی خواهد بود. چون میراث بر گناهی است که پدر بزرگش آدم انجام داد. آگوستین معتقد است که نوزادانی که بدون تعمید از دنیا میروند به خاطر گناه اصلی به جهنم میروند پدران یونانی کلیسا نیز از این نظریه تبعیت کردند [1] در کتکیزم کاتولیک نیز اشاره شده بشر سقوط کرده هنگام تولد با گناه اصلی آلوده است و برای رهایی از این آلودگی باید نیاز به ولادت جدیدی دارد که این ولادت جدید با تعمید مهیا میگردد [2]
در بیانیه شورای ترنت آمده است:
و در بیانیه شورای کارتاژ آمده است که هر کسی معتقد باشد کودکان تعمید نیافته نجات پیدا میکنند باید وی را تکفیر کرد:
چگونه میتوان پذیرفت که خدای مهربان به خاطر عملی غیراختیاری دوکودک که تازه از مادر متولد شدند یکی را به خاطر اینکه فرصتی برای تعمید نیافته و فوت کرده به دوزخ و دیگری را به خاطر عملی غیراختیاری به بهشت الهی وارد سازد البته در این میان فرقه بابتیست ها تعمید نوزادان را نمیپذیرند.
:نقل قول از : کاتولیک مسیح
باز هم حرف های بی بنیاد زدید اید مثل"تمام انسان ها در زمان تولد فاسد هستند" , "این فساد در تمامی جنبه های زندگی انان واردشده است" "انسان تازه تولد یافته چیزه نیکویی در خود ندارد تا خدا را رازیکند" اینجا باز اگه منظورتون بالفعل باشه میشه توجه کرد به حرفاتون اما اگه منظورتونبالقوه باشه این حرفاتون هم بی بنیاد است"
نقل قول از : امیر محمدی
" آگوستین از بزرگترین متفكرانمسیحی در جواب شما میگوید:
تمامابنای بشر به علت سقوط آدم به گناه آلوده شدند گناه ذهن انسان را تیره و تار ساخت وباعث شد که فرد گناهکار نتواند به درستی بیندیشد و در واقع گنهکار بودن ما کاملا ازکنترل ما خارج است وضعیتی که زندگی ما را از بدو تولد آلوده میسازد و پس از آن نیزبر ما مسلط میشود و گناه جزء طبیعت بشر شده است و گناه اولیه آدم یک بیماری ارثی رابشر حاصل شد که به صورت ارثی از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود و بشر را در اسارتی فروبرده که خود به خود قادر نیست از چنگال آن رهایی یابد و در حقیقت از نظر یک مفهوم حقوقیتقصیری را از نسلی به نسل دیگر منتقل میکند و گناه پدری بر تمام فرزندانش بار میشود[7]. آگوستین در این عبارات برای گناه سه نوع اثرقائل می باشد گناه هم بیماری موروثیاست که از نسلی به نسل دیگر می رسد و هم قدرتی است که بشر را در اسارت خود نگاه داشتهو هم مفهومی قضائی است که تقصیر یک نفر را بر همه انسانها منتقل می کند .
در بیانیهشورای ترنت آمده است:
اگر آنان(مردم) از سلاله آدم تکفیر نشده بودند مردم غیر عادلمتولد نمی¬شدند. آنان به وسیله آن تکفیر از طریق او هنگامی که در رحم قرار دارند بیعدالتی را از آن خود می¬کنند بنابر این اگر آنان دوباره در مسیح متولد نشوند هرگز عادلشمرده[8] نخواهند شد.
و دربیانیه شورای کارتاژ آمده است که هر کسی معتقد باشد کودکان تعمید نیافته نجات پیدامی¬کنند باید وی را تکفیر کرد:
اگرکسی بگوید لازم نیست نوزاد را تعمید دهند ... باید وی را تکفیر کرد و این که کسی بگویددر ملکوت آسمان یا هر جای دیگری مکان متوسطی وجود دارد که کودکانی که بدون تعمید ازدنیا می¬روند در آن جا در شادی زیست می¬کنند باید او را تکفیر کرد."
نقل قول از : کاتولیک مسیح:
باز هم تاکید می کنم. حرف جضرت اگوستین که آیهنیست و همینطور شورای کارتاژ. و برخی موارد رد و باطل شده است. مثل همین قضیه تعمیدکودکان که مثال زدید. برای اینکه منبعی برای همین قضیه کودکان داده باشم مراجعه کنینبه این لینک
"http://www.vatican.va/archive/ENG0015/__P3M.HTM " به شماره 1261 {1261 Asregards children who have died without Baptism, the Church can
only entrust them to the mercy of God, asshe does in her funeral rites
for them. Indeed, the great mercy of Godwho desires that all men should
be saved, and Jesus' tenderness towardchildren which caused him to say:
"Let the children come to me, do nothinder them,"63 allow us to hope
that there is a way of salvation forchildren who have died without
Baptism. All the more urgent is theChurch's call not to prevent little
children coming to Christ through the giftof holy Baptism.)
پاسخ بنده:
همانطور که میبینید متن کتکیزم مشخص نمیکندکه این کودکان نجات مییابند یا خیر و میگوید the Church canonly entrust them to the mercy of God,
و در ادامه مینویسد:
us to hopethat there is a way of salvation forchildren who have died withoutBaptism
و این عبارت با یک امیدواری که و ارزو برای نجات کودکان بدون تعمید پایان میپذیردو برای این کودکان بهشت را پیشنهاد نمیکند
این در حالی است که در بیانیه شورای ترنت تاکید شده که کودکانبه خاطر گناه اصلی باید تعمید بگیرند
((The Council ofTrent, genuinely concerned for unbaptized infants who could experience"the death of the soul" because of the original sin due to thedisobedience of Adam, it determined that even tiny infants, while they have notcommitted personal sin, they should be baptized for the remission of sins.))
و چنانچه گفتم آگوستین که بدون تردید در دوران آبا بیشترینتخصص را در باره کتاب مقدس داشت و کلیسا امروزه خود را مرهون زحمات بی شمار وی میداندسر سختانه معتقد است که ما به غیر از بهشت یا جهنم نداریم و انسانها یا تعمید میگیرندو به بهشت میروند و یا تعمید نمیگیرند و به جهنم میروند و وی سر سختانه میگفت کودکانبدون تعمید مستقیما به جهنم میروند
و تنها سخنی که میتوان گفت این اسن که این کودکان به مکان متوسطیبین بهشت و جهنم به نام (limbo) بروند نظریه ای که اگوستین بهشدت با ان مخالف است و شورای کارتاژ ان را رد میکرد ولی در مقابل سن توماس به شدت انرا تبلیغ میکند و در جلسه یازدهم شورای فلورانسنیز بر آن تاکید شد
اما همچنان که میدانیم این نظریه نیز توسط پاپ بندیکت شانزدهم در 26 آوریل 2007 در سرویس خبری واتیکان نفی شد
در کتکیزم کاتولیک نیز تاکید شده که
god has bound salvation to the sacrament of Baptism(
منابع:
درود
شورای کارتاژ اعلام کرده بود که هر کس بگوید کودکان تعمید نیافته در حالت بینابین شادی هستند "Anatima sit" در صورتی که حضرت توماس اگوئیناس در summa theologia دقیقا میفرمایند مکان شادی برای این کودکان هست "limbo of infants" این اموزه کلیسا قرنهاست که به این شکل است ضمن اینکه کلیسا یک قدم هم جلوتر رفته و اعلام کرده کودکانی که تعمید نیافته اند به فیض الهی سپرده میشوند چه بسا میتونن وارد بهشت هم بشنوند. یعنی فراتر از مکان بینابین کلیسا هیچ مانع برای رفتن اونها به بهشت بنا به فیض بی پایان الهی نمی بینه چرا که فیض الهی محدود به راز تعمید نیست راز تعمید مجرای این فیض است اما محدودش نمی کند. اما اونچه حضرت پاپ بندیکت فرمودند در تایید عرایض بنده هست به این صورت که الان قرن هاست لیمبو اعتقاد رسمی کلیساست شما میفرمایین حضرت پاپ بندیکت ردش کرده اند این در حالی است که شما متوجه قضیه نشده اید. حضرت پاپ لیمبو را کنار گذاشته اند به این جهت که امکان ورود کودکان تعمید نیافته به بهشت را تصدیق کنند , شما جوری جلوه دادین یا طوری استنباط کردین که انگار کنار گذاشتن لیمبو در این قضیه یعنی رفتن کودکان تعمید نیافته به جهنم.
دوست عزیز روی متن مقدس باید تعمق کرد و تنها منبع ترجمه و تفسیر این متن مقدس اون نهادی است که ارائه اش کرده است به این معنی که مثلا حافظ غزلی می سراید و با عبارات ان اون چه مد نظرش هست را بیان میکند حال چه کسی جز خود حافظ می تواند بگوید که فلان بیت یا مصرع را با چه هدف و چه قصد رساندن منظوری نوشته است. در مورد متن مقدس هم به همین شکل است نهادی که متن مقدس را ارائه کرده کلیسای (رسولی) هست و اینکه در مورد عبارات ان چه می اندیشد بسیار مهم است. ما معتقدیم که نظریات الهیاتی حضرت پاپ مصون از خطار و اشتباه هست پس جز ایات انجیل نظریات رسمی الهیاتی پاپ ها هم جزو مواردی هست که شما می توانید به انها استناد کنید که مسیحیان کاتولیک به این قضیه اعتقاد دارند. و موردی بعدی که شما می توانید به اون استناد کنید نظریات رسمی و محکم شده ی کلیسای جامع رسولی هست که این مورد هم مشترک بین مسیحیان کاتولیک و ارتدکس می باشد.
پیروز باشید 