| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
863
|
87/10/12 (11:02)
|
|
||
|
|
10
|
533
|
90/4/11 (10:08)
|
|
||
|
|
65
|
393
|
90/11/22 (13:55)
|
|
||
|
|
68
|
420
|
90/11/22 (12:34)
|
|
||
|
|
38
|
182
|
90/11/21 (23:39)
|
|
||
|
|
21
|
162
|
90/11/21 (14:15)
|
|
||
|
|
6
|
41
|
90/11/21 (11:00)
|
|
||
|
|
143
|
893
|
90/11/19 (18:10)
|
|
||
|
|
11
|
36
|
90/11/16 (16:18)
|
|
||
|
|
19
|
165
|
90/11/10 (09:50)
|
|
||
|
|
22
|
180
|
90/11/10 (09:40)
|
|
||
|
|
487
|
2696
|
90/10/24 (23:32)
|
|
||
|
|
21
|
118
|
90/10/8 (19:38)
|
|
||
|
|
20
|
217
|
90/9/25 (01:23)
|
|
||
|
|
87
|
793
|
90/9/19 (18:45)
|
|
||
|
|
97
|
927
|
90/9/2 (01:55)
|
|
||
|
|
178
|
3190
|
90/9/2 (01:54)
|
|
||
|
|
701
|
3093
|
90/8/11 (03:49)
|
|
||
|
|
32
|
524
|
90/8/11 (03:48)
|
|
||
|
|
42
|
276
|
90/8/11 (03:46)
|
|
|
دونادون یارسان واسلام
11 خرداد 88 - 21:21 |
|
در خصوص تعامل ویا تقابل عقاید اهل حق با آموزه های اسلامی سخن بسیار رفته است. رویکرد حاکم در اکثر پژوهش های انجام گرفته این است که اقوال و بیانات عامه را به عنوان عقاید یارسان بیان میکنند و از استناد به منابع اصیل کلامی یارسان پرهیز میشود. محققان در این غفلت اگر چه دلایلی برای خود دارد (برای مثال :عدم دسترسی به منابع کلامی و یا نا آگاهی از زبان کلام) اما به هیچ وجه توجیه کننده نمی باشد.توجه به این نکته که هر مذهب یا فرقه ای در سیر تاریخی خود دچار تحریفاتی گردیده است، و این مقوله در باب یارسان نسیز قابل طرح است ضرورت جریان شناسی تحریف را در یارسان نمایان میکند. این ضرورت زمانی پر رنگ تر میگردد که در نظر داشته باشیم جامعه یارسان بخشی از جمعیت ایران را تشکیل میدهد ولزوم اصلاح بخش تحریف شده ساختار اعتقادی ایشان (در آن موارد که خلاف آموزه های اسلامی است)می تواند به تعامل هر چه بیشتر ایشان با دیگر جوامع مذهبی در ایران یاری رساند. یکی از مهمترین مسالی که در نگاه اول نمایان گر یک شکاف اساسی میان عقاید یارسان و دیگر مذاهب اسلامی می باشد بحث دونادون است. سولاتی که در این بحث انتظار پاسخ در باره آنها از جانب دوستان میرود از این قرار است: 1-باتوجه به این نکته عقاید تناسخی با الگوی هندی (که بیانگر زندگی های متوالی برای همه ابنای بشر و نه عده ای خاص) میباشد در هیچ دوره تاریخی در غرب ایران به صورت گسترده وجود نداشته اند، چگونه میتوان ظهوری یک باره در اعتقاد اهل حق بیابند؟(در این مورد توجه به این نکته ضروری است که عقاید موجود در آئین مزدک با الگوی هندی قرابت ندارند و بیانگر نوعی رجعت می باشند) 2-وجود تاسیسی که در همه فرق علوی تحت عنوان رجعت وجود دارد،تا چه حد با الگوی دونادون -که در کلام اهل حق مشهود است-،مشابهت دارد؟ 2-در خصوص وجود الگوی زندگی متوالی چه مستندات در کلام یارسان وجود دارد؟آیا میتوان اساس این شکل تفسیر را نگرش موجود در اقوال عامه دانست؟ 3-در صورت پاسخ مثبت به سوال فوق چه منشائی را می توان برای آن در نظر گرفت؟ 4-نقش کتاب معرفت الروح نورعلی الهی و سایر آثار ایشان و دیگر آثار ایشان و شاگردانشان در بسط وگسترش الگوی زندگی های متوالی تا چه میزان است؟ سولاتی که در این بحث انتظار پاسخ در باره آنها از جانب دوستان میرود از این قرار است: 1-باتوجه به این نکته عقاید تناسخی با الگوی هندی (که بیانگر زندگی های متوالی برای همه ابنای بشر و نه عده ای خاص) میباشد در هیچ دوره تاریخی در غرب ایران به صورت گسترده وجود نداشته اند، چگونه میتوان ظهوری یک باره در اعتقاد اهل حق بیابند؟(در این مورد توجه به این نکته ضروری است که عقاید موجود در آئین مزدک با الگوی هندی قرابت ندارند و بیانگر نوعی رجعت می باشند) 2-وجود تاسیسی که در همه فرق علوی تحت عنوان رجعت وجود دارد،تا چه حد با الگوی دونادون -که در کلام اهل حق مشهود است-،مشابهت دارد؟ 2-در خصوص وجود الگوی زندگی متوالی چه مستندات در کلام یارسان وجود دارد؟آیا میتوان اساس این شکل تفسیر را نگرش موجود در اقوال عامه دانست؟ 3-در صورت پاسخ مثبت به سوال فوق چه منشائی را می توان برای آن در نظر گرفت؟ 4-نقش کتاب معرفت الروح نورعلی الهی و سایر آثار ایشان و دیگر آثار ایشان و شاگردانشان در بسط وگسترش الگوی زندگی های متوالی |