userinfo close
  ,

گفتگوی ادیان


iid

تاسیس: 2 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: امیر محمدی - معاونان
- این كلوب به طور مشترک توسط دوستان مسلمان ، زرتشتی ، مسیحی ، یهودی و صابئی مدیریت میشود
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
6
862
87/10/12 (11:02)
10
532
90/4/11 (10:08)
65
388
90/11/22 (13:55)
68
417
90/11/22 (12:34)
38
180
90/11/21 (23:39)
21
158
90/11/21 (14:15)
6
39
90/11/21 (11:00)
143
892
90/11/19 (18:10)
11
34
90/11/16 (16:18)
19
165
90/11/10 (09:50)
22
177
90/11/10 (09:40)
487
2695
90/10/24 (23:32)
21
118
90/10/8 (19:38)
20
217
90/9/25 (01:23)
87
789
90/9/19 (18:45)
97
924
90/9/2 (01:55)
178
3190
90/9/2 (01:54)
701
3093
90/8/11 (03:49)
32
524
90/8/11 (03:48)
42
276
90/8/11 (03:46)

عنوان بحث

سپیدار   , m_h_k
سپیدار - 16:25 1388/02/10

جهاد از دیدگاه وهابیان (سلفیان)

اسلام، دومین دین پر جمعیت جهان است.

بیش از یک میلیارد نفر مسلمان در جهان زندگی می کنند.

حدود 4 میلیون نفر از مردم جهان (یعنی کم تر از 4 دهم درصد جمعیت کل مسلمانان)  وهابی اند.





هر یک از مذاهب اسلام (چه شیعه ی امامی، چه شافعی و مالکی و حنبلی و حنفی، چه اسماعیلی و زیدی...)،

با آن که مذهب خود را بر حق می دانند، ولی

به مردم مذاهب دیگر نیز احترام می گذارند و آن ها را مسلمان می دانند و از امّت اسلام می خوانند.


امّا وهابیان، مسلمانی تمام مسلمانان دیگر، به ویژه شیعیان امامی را نادرست می دانند،

آن ها را تکفیر می کنند،

خون و مال و ناموسشان را حلال می دانند،

و کشتن آن ها را، در شرایط جنگ و غیر جنگ، جهاد در راه خدا می خوانند.




جهاد از دیدگاه وهابیت یعنی چه؟

چرا وهابیان می گویند: "بریدن سرِ چهل رافضی، بهشت را واجب می کند" ؟

چرا در راه بغداد به کاظمین، کسی که علی (ع) را لعن نکند، خونش مباح است؟



چرا در روزهایی که ما  در تهران یا اصفهان یا مشهد یا تبریز یا قم یا...  به زندگی روزمره ی خود ادامه می دهیم،

هزاران مرد و زن و کودک،

به جرم گفتن اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان محمدا رسول الله، اشهد ان علیا ولی الله،

در عراق و افغانستان و پاکستان و...

در جاده و خیابان و بازار و مسجد و زیارتگاه، پاره پاره و زنده سوز می شوند.




بهتر است متن فتوای عالمان وهابی را بیاوریم و  بخوانیم و بررسی کنیم.

به امید ریشه یابی مشکلات، یافتن عقلانیت، و صلح


پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
مهاجر    , ehsan_red83
مهاجر - 23:32 1390/10/24
487
60 شیعه اهل بیت (ع) ، شهید تکه تکه شده توسط مدعیان سنت عراق در شهر زبیر ...
عاشق تو بدان امروز عشق تو محک خورده....هرکس که علی گفته صدبار کتک خورده
شیعیان و اتباع اهل بیت(ع) امروز که هیچ سالیان سال هست که توسط همین مدعیان به اصطلاح اهل سنت ، سر بریده شده اند و زجر ها کشیده اند .
اللهم العن الجبت والطاغوت واتباعهم
اللهم العن الجبت والطاغوت واتباعهم
اللهم العن الجبت والطاغوت واتباعهم
اللهم العن الجبت والطاغوت واتباعهم
اللهم العن الجبت والطاغوت واتباعهم
اللهم العن الجبت والطاغوت واتباعهم
اللهم العن الجبت والطاغوت واتباعهم
اللهم العن الجبت والطاغوت واتباعهم
اللهم العن الجبت والطاغوت واتباعهم
مهاجر    , ehsan_red83
مهاجر - 15:23 1390/10/18
486
این بمب گزاری ها و سربریدن ها و انتحارها اولین و آخرین نبوده و نیست .
اما به یاری اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و به کوری دشمنان شیعیان اهل بیت (ع) ، هر روز بیشتر از دیروز به زائران کربلای معلی افزوده می شود و خواهد شد تا  چهره واقعی جنایتکاران وحشی که مرتکب این جنایت ها شده اند را نشان دهد.
بکشیدمان که با هر ذره خونمان ، مشتی به دهان شماها می زنیم .

تویی که میگی وهابیت نداریم ، چرا لال شدی . عرضه داری بگو این جنایت های کثیف کار کدوم فرقه احمق هست ؟!
حنفی ، مالکی ، شافعی یا حنبلی .
وهابیت که نداریم پس این کثافت کاری ها و وحشی گری ها علی القاعده با استناد به سخنان مسخره شماها باید کار یکی از این چهار فرقه باشه .

مهاجر    , ehsan_red83
مهاجر - 15:19 1390/10/18
485

مهاجر    , ehsan_red83
مهاجر - 14:55 1390/10/17
484
اینجا بحث این نیست که وهابی کدوم احمقیه و وهابی چه فکر نفهمی داره .
بحث اینه که این سربریدن ها و این بمب گزاری توی مساجد و این تکه تکه کردن زنان و کودکان و غیرنظامیان مظلوم کار کدوم فرقه منحرف و عقب افتاده ای هست ؟!

بحث اینه که اونی که جوان شیعه رو سر می برده و الله اکبر و اللهم تقبل منا میگه واسه کدوم مذهبه .
مهاجر    , ehsan_red83
مهاجر - 14:28 1390/10/17
483
اصلا هم وهابی نداریم .
اینایی که چند روز پیش دویست شیعه اهل بیت (ع) رو توی عراق قتل عام کردند و تکه تکه کردند و اینهایی که توی افغانستان و پاکستان توی مساجد بمب گزاری میکنند و زنان و کودکان رو توی بازارهای خرید و فروش جزغاله میکنند و جوانان بیگناه رو سر می برند وهابی نیستند که .
از عزیزان برداران اهل سنت هستند .
بر منکرش لعنت .

مهاجر    , ehsan_red83
مهاجر - 14:26 1390/10/17
482

nasiriyah022.jpg

nasiriyah021.jpg

nasiriyah018.jpg

nasiriyah014.jpg

nasiriyah013.jpg

nasiriyah012.jpg

nasiriyah010.jpg

nasiriyah009.jpg

nasiriyah008.jpg

nasiriyah004.jpg

nasiriyah002.jpg

nasiriyah030.jpg

nasiriyah029.jpg

nasiriyah027.jpg

nasiriyah025.jpg

nasiriyah024.jpg

nasiriyah023.jpg


مهاجر    , ehsan_red83
مهاجر - 14:25 1390/10/17
481
نقل قول از : آکام شریفی


وهابی کیست و آیا ابن تیمیه دشمن اهل بیت بود؟
یک شگرد روحانیون شیعه این است که به جای پاسخگویی به ایرادهای مخالفان، به آنها مهر وهابیت میزنند. از نظر آنها هر موحدی وهابی است پس بیایید وهابیت را بدور از مکر علمای شیعه بشناسیم, ببینید ما میگویم فلانی حنفی است، یا فلانی مالکی است،...

فلانی سلفی است، اما هرگز نمیگوییم فلانی وهابی است! چون مذهبی بنام وهابیت نداریم ا

خوب آره من هم قبلا گفتم اصلا چیزی به اسم وهابیت وجود نداره .
حالا نتیجه گیری از این واژه نامانوس
نتیجه میگیریم تمامی جنایات و سربریدن ها و بمب گزاری ها کار برادران عزیز اهل سنت هست نه وهابیت .
این هم تصاویری از یه نتیجه گیری کلی .













آکام شریفی , akam_112003
آکام شریفی - 00:58 1390/10/17
480

وهابی کیست و آیا ابن تیمیه دشمن اهل بیت بود؟
یک شگرد روحانیون شیعه این است که به جای پاسخگویی به ایرادهای مخالفان، به آنها مهر وهابیت میزنند. از نظر آنها هر موحدی وهابی است پس بیایید وهابیت را بدور از مکر علمای شیعه بشناسیم, ببینید ما میگویم فلانی حنفی است، یا فلانی مالکی است،...

فلانی سلفی است، اما هرگز نمیگوییم فلانی وهابی است! چون مذهبی بنام وهابیت نداریم اگر منظور شیعه از وهابی همان سلفی ها هستند ایضا آنها مذهب جداگانه ای نساخته اند، آنها فقط تعصبی به مذهب پدری خود ندارند و اگر حدیث صحیحی دیدند (حدیث صحیح یعنی فرموده پیامبر صلی الله علیه وسلم) آن فرموده را بر قول امامان اهل سنت ( ابوحنیفه یا شافعی یا مالک یا احمد رحمهم الله ) ترجیح میدهند. شیعه بگوید آیا این کار گناه است؟
مثلا سعودی ها که علمای شیعه آنجا مرکز وهابیت میدانند، همگی بر مذهب حنبلی هستند حتی علمای مشهور آنها( مثل بن باز ) نیز در قضا و غیره بر همان مذهب فتوا میدهند منتهی فرقشان با یک حنبلی متعصب این است که اگر حدیث صحیحی مخالف مذهبشان باشد ، آنوقت قوانین مذهب خود را وحی منزل نمیدانند.آیا این بد است؟ 
و گفتن این نکته نیز ضروری است که معمولا به آن حدیث، مذهبی از مذاهب دیگر عمل نموده اند، مثلا اگر مذهب حنبلی از آن غافل بوده ، در عوض مذهب حنفی مثلا عمل کرده،
پس معمولا در 99 درصد فتوای علمای که زیاد به مذهب معینی پایبند نیستند( سلفی ها) در هرحال مشابه اش در یکی از 4 مذهب وجود دارد و در مواردی خیلی نادر فتواهایی دارند که بر خلاف 4 مذهب است (مثل این فتوا که در یک مجلس سه طلاق واقع نمیشود) که جالب است این یکی هم مطابق مذهب شیعه است.

پس وهابی دیگر چه لفظی است که شما اختراع کرده اید؟! 
بعد خنده دار این است که کنار وهابیت لفظ بهایت را بکار میبرند (که متشابه هستند) تا مردم فکر کنند وهابی بر وزن بهایی یک دین جدید است!!
اگر وهابی ها وجود میداشتند، اگر آنطور که شیعه ادعا میکند کعبه بدست وهابی ها باشد، و وهابی ها مثل بهایی ها باشند، آنوقت باید گفت چگونه یک و نیم میلیارد مسلمان که کعبه اش بدست بی دین هاست اقدامی و یا حداقل اعتراضی نمیکنند؟!! 
بلکه برعکس در همه وقایع کنار حکومت سعودی ایستاده اند و آنها که اعلان کنند روزه است اکثریت مردم دنیا همان روز را روزه میگیرند و وقتی حجاج ایرانی در مکه کشته شدند 95 درصد علمای دنیا ایران را محکوم کردند نه سعودی را !!
آیا ممکن است عربستانی ها در عقیده همانقدر از مسلمانها دور باشند که بهایی ها از شیعه دورند و بعد باز مسلمانها به آنها تا این حد احترام داشته باشند و از همه جای دنیا مردم سرو دست بشکنند که بروند مدینه و پیش عالم به گفته شما بی دین سعودی، دین بیاموزند؟!! که شما میگویید بهایی و وهابی ها و کمونیست ها....
آیا شما حاضرید بروید به اسراییل و شهر حیفا و اصول دین خود را از علمای بهایی یاد بگیرید؟! 
پس علمای شیعه دارند هذیان میگویند ! 

و بسیار میشنویم که میگویند موسس وهابیت ابن تیمیه است که آنرا بصورت تئوری بیان نموده بود، و قرن ها بعد محمد بن عبد الوهاب آنرا به در عمل پیاده کرد!! و بعد میگویند وهابی ها قبور ائمه را خراب کردند پس دشمن اهل بیت هستند!!
که در این گفته چند دروغ است اولا مسلمانها قبور ائمه را خراب نکردند بلکه خانه ها وقصرهای ساخته شده بر روی قبور همه اصحاب را ویران کردند و البته به خود قبر دست نزدند! 

دوما این نشانه دشمنی نیست زیرا شما اگر به اقول ابن تیمیه نگاه کنید میبینید که او از محبان اهل بیت است و اینک بعضی از نوشته های او از کتاب هایش :
در کتاب منهاج السنة النبویة ( 5 / 499 ) : میگوید:
بی شک آل محمد بر گردن امت حق بزرگی دارند و آنها سزاوار محب بیشتری از بقیه قریش هستند 
در مجموع الفتاوى ( 4 / 487 ) میگوید:
و اما قاتل حسین و یا همدستان قاتل و یا راضیان به قتل حسن پس لعنت الله و ملایکه و همه مردمان به آنها باد از آنها هیچ عملی قبول نمیشود
در کتاب منهاج السنة النبویة ( 4 / 337) میگوید:
بدون شک شهید کردن حسین از بزرگترین گناهان بود و کننده این کار و راضی به این قتل و همکاران قاتل همه مستحق شدیدترین عذاب الله هستند
در مجموع الفتاوى ( 28 / 493 ) میگوید:
علمای حنبلی بحث دارند بر سر ابن موضوع كه اجماع صحابه و یا متفق بودن اهل بیت در حکمی، عمل به آن حکم را واجب میکند یا نه؟ من میگویم که بله متفق بودن اهل بیت بر حکمی آن حکم را به درجه واجب میرساند. 
در کتاب منهاج السنة النبویة ( 4 / 132) میگوید: 
حضرت فاطمه سید زنان جهان است.
و باز در منهاج السنة النبویة ( 4 / 339 ) میگوید:
از افضل ترین اعضای اهل بیت رسول الله، حسن و حسین هستند.
و باز منهاج السنة النبویة ( 4 / 23 ) میگوید:
علی بن حسین از بزرگان سادات و عالمان به دین بود و علما بسیار امام سجاد را ستوده اند
و باز در منهاج السنة النبویة ( 4 / 23 ) میگوید:
محمد بن علی ( امام باقر ) از نیکان و از دانشمندان دینی و از نیکو کاران بود
ابن تیمیة فی مجموع الفتاوى ( 11 / 581 ) ) میگوید:
شیعه ها به جعفر صادق دروغ ها بستند و او از بهترین اهل بیت بود و بعد از او مثل او در اهل بیت نیامد و پدرش و جدش نیز از اعیان و بزرگان دین بودند و واجب الاحترام هستند
ابن تیمیة در كتاب منهاج السنة النبویة میگوید:
امیر المومنین علی آخرین خلیفه راشد بود (یعنی حضرت معاویه را خلیفه راشد قبول ندارد)
ابن تیمیة فی مجموع الفتاوى ( 4 / 496) میگوید
علی بن ابی طالب، افضل اهل بیت و بهترین بنی هاشم بعد از نبی اکرم بود.
و در منهاج السنة النبویة ( 4 / 227 ) میگوید:
هرکس به علی ناسزا بگوید اهل سنت با تمام وجود از او متنفرند و اهل سنت شک ندارند که او سزاوارتر بود از معاویه به خلافت و او بهتر است پیش خداوند و رسولش و نزد مومنان از معاویه و از پدر معاویه .... 

و بلاخره شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله علیه در مجموع الفتاوى ( 4 / 487 ، 488) میگوید:
«محبت داشتن با اهل بیت بر ما فرض است و به خاطر این محبت الله بما اجر و پاداش میدهد...... و هرکس با اهل بیت بغض و کینه داشت پس بر او باد لعنت الله و فرشتگان و همه مردمان»
ملاحظه فرمودید؟ چنین شخصی را علمای شیعه ناصبی و دشمن اهل بیت میدانند البته چون منظور آنها از اهل بیت (شرکیات و شرک ورزیدن است) پس چنین میگویند و هر موحدی را وهابی و دشمن اهل بیت بحساب میاورند!
و خداوند قسم خورده که جهنم را از انسانها و جن ها پر میکند و پناه میبریم به الله از اینکه مانند علمای شیعه، از پر کنندگان جهنم وعضوی از لشکر فرو رفته در آتش باشیم!
قال ابن تیمیة فی مجموع الفتاوى ( 4 / 439 ) : ( ولم یسترب أئمة السنة وعلماء الحدیث : أن علیا أولى بالحق وأقرب إلیه كما دل علیه النص ) !!
آکام شریفی , akam_112003
آکام شریفی - 00:57 1390/10/17
479
ویژگی‌های دعوت محمد بن عبدالوهاب (1)
حمد و سپاس پروردگاری را كه در هر عصر و زمانی، علمای ربانی را كه جانشینان پیامبرند، برمی‌گزیند و آنان، گمراهان را به سوی هدایت فرا می‌خوانند و در مقابل اذیت و آزار جاهلان، صبر و شكیبایی می‌ورزند و به وسیله كتاب اللّه، مرده‌دلان را كه به خواب غفلت فرو رفته‌اند،..
بیدار نموده، با انوار الهی چشمان بی‌نورشان را نورانی می‌سازند.چه بسیار افراد گرفتار در دام شیطان كه توسط مبلغان دین خدا از دام شیطان رهایی یافته و چه بسیار گمراهان غرق‌شده در وادی ضلالت كه به وسیله این داعیان نجات پیدا كرده‌اند. پس ثمره زحمات این عالمان چه زیبا و نیكو بوده و بر عكس، واكنش و برخورد مردم با آنان، چه بد و ناپسند! علمای ربانی، كتاب خدا را از تحریف و تأویل جاهلان، مصون و محفوظ داشته‌اند. پس گواهی می‌دهیم كه هیچ معبود به‌حقی جز الله نیست؛ او، یگانه است و هیچ نیازی به شریك و انباز ندارد. خدای متعال می‌فرماید: (وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآیَاتِنَا یُوقِنُونَ ) ﴿السجدة: ٢٤﴾
همچنین گواهی می‌دهیم كه محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست؛ آن رسول گرامی كه فرموده است: «خداوند، در هر قرن، مجددی را از میان این امت می‌فرستد تا دینش را پاك‌سازی نماید».[ابوداود، حاكم و بیهقی]. بی‌تردید شیخ‌الاسلام محمد بن عبدالوهاب تمیمی رحمه‌الله مجدد قرن دوازدهم هجری بوده است. وی، در سال 1115 هجری قمری متولد شد و در سال 1206 هـ.ق وفات یافت. بر اساس تفسیر ابن‌كثیر و سیوطی كه می‌گویند: مجدد قرن، كسی است كه یكصد سال درمیان مردم زندگی كند و در میان همگان به سلاح علم مجهز بوده و به احیای سنت مشهور باشد؛ بنابراین تنها محمد بن عبدالوهاب می‌تواند مصداق این لقب در قرن دوازدهم باشد.
شیخ محمد بن عبدالوهاب در سن چهل سالگی، پس از وفات پدرش، قاضی عبدالوهاب، به دعوت و ارشاد مردم پرداخت. وی، نیم قرن تلاش بی‌وقفه نمود و توانست انقلابی دینی و عقیدتی به‌وجود آورد و مسیر تاریخ را از تاریكی به سوی روشنایی تغییر دهد.
نویسندگان و تحلیل‌گران، در مورد كیفیت دعوت شیخ محمد بن عبدالوهاب، اختلاف نظر دارند که آیا دعوت وی، تجدید دین یا نشاط علمی یا اصلاح مسایل اجتماعی و یا حركت سیاسی بوده است و یا دعوتی جامع و فراگیر بوده كه همه موارد مذكور را در بر داشته است؟ البته ما، در صدد بیان نظرات خصمانه دشمنان و مخالفان شیخ نیستیم كه حركت او را مذهب پنجم بدانیم و یا حركتی تكفیری تلقی كرده اند كه ریختن خون مسلمانان را مباح قرار می‌دهد. بدون شك یك پژوهشگر منصف، پاسخ این سؤالات را به‌آسانی از خلال خدمات شایسته‌ای كه از شیخ و شاگردانش به جای مانده و بیانگر حقانیت این دعوت خجسته و بی‌نظیر است، درمی‌‌یابد.
دعوت به توحید:
قطعاً اساس دعوت شیخ را توحید با اقسام سه‌گانه ذیل تشكیل می‌داد:
1ـ توحید ربوبیت: یعنی یگانه دانستن خداوند در افعالش مانند آفرینش، تدبیر و مالكیت.
2ـ توحید الوهیت: یعنی یگانه دانستن خداوند در پرستش و بندگی مانند دعا، نذر، توكل و قربانی كردن.
3ـ توحید اسماء و صفات: یعنی یگانه دانستن پروردگار در نامها و صفاتی كه خود را با آنها وصف كرده است.
شیخ بیش از هر چیری به توحید ربوبیبت اهمیت می‌داد و آن را به بهترین نحو بیان می‌كرد. چنانكه در اصول ثلاثه می‌گوید: باید دانست كه آیین حنیف ابراهیم علیه السلام یعنی اینكه، خدای یگانه را مخلصانه بپرستی، چون خداوند همه انسان‌ها را به بندگی خود دستور داده و بخاطر آن آفریده است و در این باره می‌فرماید: (وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ) (الذاریات: 56) یعنی: «من جن و انس را نیافریدم مگر اینكه مرا بپرستند». و یعبدون به معنای «یوحدون» است. یعنی: «مرا یگانه و یكتا بدانند». و بزرگترین عملی كه خداوند بدان امر فرموده، توحید است كه عبارت از یگانه‌پرستی می‌باشد و بزرگترین گناهی كه از آن نهی فرموده، شرك است. شرك یعنی‌ جز او را خواندن و پرستش كردن. چنانكه می‌فرماید: (وَاعْبُدُوا اللَّـهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئًا) (النساء:36)یعنی: «و خداوند را بپرستید و چیزی را با او شریك نسازید».
اساس دعوت شیخ همواره در تمام تألیفات، نوشته‌ها و نامه‌هایش بر این مبنا است كه مردم را به تحقق توحید، تصفیه عقیده و اخلاص در عبادت كه پیامبران بخاطر آن مبعوث شده‌اند، فرا می خواند‎؛ پس او به بیان حقیقت توحید و مقتضای لا إله إلا الله به مفهوم گرایش به حق و گریز از باطل می‌پرداخت.
شیخ رحمه الله كتاب توحید را با ابواب زیر آغاز نموده است:
1ـ فضیلت توحید و آنچه كه گناهان را می‌زداید.
2ـ كسی كه توحید را تحقق بخشد، بدون محاسبه وارد بهشت می‌شود.
3ـ فرا خواندن به اینكه گواهی بدهیم كه معبودی راستین جز خدا نیست.
برحذر داشتن از شرك:
پرهیز از شرك، مترادف توحید و از ملزومات آن است. چنانكه آیات 36 سوره‌ی نحل و 256 سوره‌ی بقره و 64 آل‌عمران به این امر تصریح دارد.
شیخ، وضعیت امت اسلامی را نه فقط در سرزمین نجد بلكه در دیگر بلاد و شهرها همچون بصره، زبیره، احسا، مكه و مدینه كه بمنظور تحصیل به آنجا سفر كرده بود، با چشمان خود مشاهده نموده بود. تا جایی كه مشهورترین كتابش به نام «كتاب التوحید» را در بصره، پس از مشاهده‌ی وضعیت عموم مردم و ابتلای آنان در اعمال شرك‌آمیز، به رشته تحریر در آورد و چون آنان را از وضعیت موجود برحذر می‌داشت به هنگام نیمروز او را از شهر بیرون راندند كه نزدیك بود از فرط تشنگی جان دهد. و برخی از جاهلان را در كنار حجره‌ی رسول خدا صلی الله علیه وسلم در مدینه درحالی دید كه به قبر آنحضرت صلی الله علیه وسلم متوسل می‌شدند و او را به فریاد می‌خواندند. آنگاه استادش، علامه محمد حیات سندی از او پرسید كه در این باره چه می‌گویی؟ در پاسخ گفت: (إِنَّ هَـٰؤُلَاءِ مُتَبَّرٌ مَّا هُمْ فِیهِ وَبَاطِلٌ مَّا كَانُوا یَعْمَلُونَ) (اعراف:139) یعنی: «همانا كار اینان، (مایه) هلاكت و نابودی (ایشان) است و آنچه انجام می‌دهند، پوچ و نادرست است».
بنابراین شیخ به جستجوی مظاهر شرك عملی كه غالباً برگرفته از شرك اعتقادی است، توجهی ویژه مبذول داشت. و این امر در ابواب كتاب التوحید كاملاً آشكار است كه عبارتند از:
1ـ پوشیدن انگشتر و نخ بقصد شفا و جلوگیری از بلا، شرك است.
2ـ پیرامون رقیه و تعویذ
3ـ كسی كه به درخت و یا سنگ و امثال آنها تبرك جوید.
4ـ پیرامون آنچه در مورد ذبح برای غیر خدا آمده است.
5ـ شرك بودن نذر برای غیر الله
6ـ به فریاد خواندن غیر خداوندی غیر الله شرك است.
علاوه بر اینها، ابواب دیگری پیرامون برخی امور شرك‌آمیز همچون جادو، بدفالی، مرتبط دانستن رویدادها به ستارگان و ابوابی پیرامون شرك اصغر مانند اینكه بگوید: آنچه خدا و تو بخواهید و سوگند به غیر خدا و …. همچنین ابوابی در مورد سد ذرایعی كه منجر به شرك می‌شوند، مانند:
1ـ علت كفر فرزندان آدم ترك دین و زیاده‌روی در حق بزرگان بود.
2ـ حكم كسی كه خدا را نزد قبر یكی از نیكان بپرستد.
3ـ زیاده‌روی در تجلیل از بزرگان به معنای بت ساختن آنها است.
4ـ پاسداری پیامبر صلی الله علیه وسلم از توحید و بستن راه‌های رسیدن به شرك.
این احساس لطیف ایمانی شیخ و ریشه‌یابی شرك و مظاهر و عوامل آن، روح توحید خالص را به كالبد مرده‌ی امت دمید. آن هم در شرایطی كه غبار بدعت بر آن نشسته و آلودگیهای شرك و وابستگی به غیر الله صفای آنرا تیره و تار ساخته بود.
طرح و رویكرد شیخ‏، در حقیقت، تجدید دعوت پیامبران و زدودن غباری بود كه طی سالهای متمادی بر چهره توحید نشسته بود.

دوستی و دشمنی (ولاء و براء)
دعوت شیخ فقط در حد ارائه‌‌ی یكی تئوری و نظریه‌ی علمی نبود؛ بلكه یك حركت جدی و عملی برای پیاده نمودن مبانی عقیدتی‌ای بود كه بدان ایمان داشت. در این رهگذر سیرت رسول خدا صلی الله علیه وسلم را الگوی خود قرار داد و آنرا بار دیگر احیا نمود. با این تفاوت كه رسول خدا صلی الله علیه وسلم با كافران درگیر بود؛ اما این شاگرد مكتب رسول الله صلی الله علیه وسلم بود و با مسلمانانی سر و كار داشت كه دچار برخی مظاهر شرك‌آمیز شده بودند.
مسأله‌ی دوستی و دشمنی (ولاء و براء) از اصول ثابت ایمان و جزو اعتقادات اهل سنت و جماعت است. بر این اساس انسان، بقدر ایمان و تقوای خود، محبوب و مبغوض می‌شود. براساس همین اصل شیخ در نوشته‌هایش به مسأله‌ی ولاء و براء اهمیت ویژه‌ای قائل شده، به دوستی مسلمانان و اهل طاعت با یكدیگر و دوری از اهل باطل و معصیت‌كاران تأكید نموده است. اینها در واقع محورهای سه‌گانه‌ای است كه دعوت شیخ بر آنها استوار بود. یعنی تحقق بخشیدن به توحید، اجتناب از شرك و مظاهر آن و رعایت مسأله ولاء و براء. چنانكه در اصول ثلاثۀ می‌گوید: باید دانست كه بر هر مسلمان مرد و زن، دانستن این مسائل و عمل كردن به آنها واجب است:
1ـ خداوند ما را آفریده و به ما رزق داده و بدون هدف رهایمان نساخته است؛ بلكه بسوی ما پیامبری فرستاده تا پیروانش را وارد بهشت نماید و مخالفانش راهی جهنم بشوند.
2ـ خداوند دوست ندارد كسی را در عبادت با او شریك قرار دهند. نه پیامبری و نه فرشته‌ی مقربی را. چنانكه فرموده است: (وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّـهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّـهِ أَحَدًا) (جن:18) یعنی: «مسجدها، مختص پرستش خداست و كسی را با خدا پرستش نكنید».
3ـ برای پیروان رسول خداصلى الله علیه وسلم و اهل توحید روا نیست كه با دشمنان و مخالفین خدا و رسولش، رابطه دوستی برقرار كنند. حتی اگر خویشاوندان نزدیك آنها باشند. چنانكه در آیه 22 سوره‌ی مجادله این مطلب به صراحت بیان شده است: (لَّا تَجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّـهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ ۚ أُولَـٰئِكَ كَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمَانَ وَأَیَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ ۖ وَیُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا ۚ رَضِیَ اللَّـهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ۚ أُولَـٰئِكَ حِزْبُ اللَّـهِ ۚ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّـهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) یعنی: «مردمانی را نخواهی یافت كه به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشند، ولی كسانی را به دوستی بگیرند كه با خدا و پیامبرش دشمنی ورزیده باشند؛ هرچند كه آنان، پدران یا پسران یا برادران و یا قوم و قبیله آنان باشند. چراكه خداوند، در دلهای ایشان (یعنی مؤمنان) ایمان را جایگزین كرده و با نفخه ایمانی خود، ایشان را یاری رسانده و تقویتشان كرده است. و ایشان را به باغهای بهشتی داخل می‌گرداند كه از زیر (كاخها و درختان) آن رودبارها روان است و جاودانه در آن می‌مانند. خدا، از آنان خشنود است و ایشان هم از خدا خشنودند. اینان، حزب خدا هستند؛ بدانید كه حزب خدا، پیروز است».
برخی از مردم گمان می‌كنند كه شیخ قصد تكفیر مخالفان خود را داشته و مردم را به ترك وطن و هجرت بسوی خود فرا می‌خوانده است! شیخ در پاسخ به این اتهام و دروغ‌هایشان، چنین اظهار می دارد:
باید بگویم آنچه در مورد ما می‌گویند كه عموم مردم را كافر می‌دانیم و آنان را به هجرت و پیوستن به سوی خود فرا می‌خوانیم و صدها اتهام دیگر، اینها سراسر دروغ و تهمت است كه می‌خواهند مردم را از دین خدا و پیامبرش باز دارند. ما وقتی كسانی را كه بتهایی به نام قبر عبدالقادر جیلانی و احمد بدوی و… را می‌پرستند، بخاطر نادانی‌شان كافر نمی‌دانیم پس چگونه مسلمانانی را كه شرك نمی ورزند فقط بخاطر هجرت نكردن بسوی ما، كافر می‌دانیم؟! پاك است پروردگار و این تهمت بسیار بزرگی است.
همچنین در جایی می‌گوید: اما اینكه دشمنانم شایع كرده‌اند كه من مردم را براساس وهم و گمان خود و یا بخاطر دوستی با فاسقان و یا كسانی را كه بر آنان اتمام حجت نشده است تكفیر می‌كنم، دروغ و تهمت بزرگی است که می‌خواهند با آن مردم را از پیروی دین خدا و پیامبرش متنفر سازند. همچنین در پاسخ کسی كه از ایشان خواسته بود پیرامون مسائلی كه به او نسبت می‌دهند چیزی بگوید، فرمود: برخی از اینها جز شایعه و تهمت چیز دیگری نیست كه انسان از بیان آنها شرم دارد.
اما اینكه گفته‌اند من همه‌ی مردم بجز پیروان خود را كافر و نكاح آنها را باطل می‌دانم سخن شگفت‌انگیزی است! كه عقل هیچ عاقلی آن را نمی‌پذیرد و هیچ مسلمانی آن را بر زبان نمی‌آورد و من از گفتن چنین سخنی به خدا پناه می‌برم. مگر دیوانه‌ای چنین سخنی بر زبان بیاورد و یا كسی كه عقلش مختل است. نفرین خدا بر كسانی كه اهداف شوم دارند.
آکام شریفی , akam_112003
آکام شریفی - 00:57 1390/10/17
478

ویژگی‌های دعوت محمد بن عبدالوهاب (2) 

اتباع، نه ابتداع- مقتضای گواهی به «محمد رسول الله صلی الله علیه وسلم» طبق تفسیر شیخ این است كه از دستورات رسول خدا صلی الله علیه وسلم پیروی شود و همه گفته‌هایش مورد تصدیق قرار گیرد و از آنچه نهی كرده پرهیز شود و خداوند جز به شیوه‌ای.....
كه ایشان گفته است پرستیده نشود. شیخ به تعظیم نصوص و تقدیم آنها بر اقوال دیگران و اعتماد بر دلیل و رهاكردن تعصب و تقلید فرا می‌خواند. البته نه بصورتی كه زحمات فقها نادیده گرفته شود و نادانان زبان طعن بر امامان دین بگشایند. بلكه شیخ و شاگردان و پیروانش در مسائل فرعی خود را جزو پیروان امام احمد بن حنبل كه مذهب رایج در نجد بود می‌دانستند. چنانكه می‌گوید: مذهب ما در مسائل فرعی، مذهب امام اهل سنت، احمد بن حنبل است و ما ادعای اجتهاد نمی‌كنیم. البته اگر با سنت صحیحی از رسول خدا صلی الله علیه وسلم برخورد كنیم بر آن عمل خواهیم كرد و سخن هیچ كسی را هر كه باشد بر سخن رسول خدا صلی الله علیه وسلم ترجیح نمی‌دهیم(الهدیة السنیة)
وی، با آنكه سخت تحت‌تأثیر دو شخصیت بزرگ اسلامی یعنی ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم قرار گرفته بود اما با شفافیت می‌گفت: امام ابن قیم و استادش؛ ابن تیمیه، جزو امامان بر حق اهل سنت و جماعت اند و كتابهایشان نزد ما از باارزش‌ترین كتابها است؛ ولی با این حال ما از آنها در همه مسائل تقلید نمی‌كنیم.(الهدیة السنیۀ)
و در جایی می‌گوید: بحمدلله من به مذهب هیچ صوفی، متكلم و حتی امامی مانند ابن قیم، ذهبی، ابن‌ كثیر و دیگران فرا نمی‌خوانم. (مجموع مؤلفات الشیخ)
و به مبارزه با برخی از بدعتهای اعتقادی و عملی زمان خود پرداخت. چنانكه مورخ دعوت حسین بن غنام می‌گوید: در عیینه و اطراف آن گنبدها و زیارتگاههای زیادی بر قبور صحابه و اولیاءالله وجود داشت و درختانی وجود داشت که مردم، آنها را مقدس می پنداشتند و به آنها تبرك می‌جستند؛ شیخ به همراهی عثمان بن معمر و تعدادی از همفكرانش، تیشه به دست به سراغ این درختان و گنبدها رفت وآنها را قطع كرد و گنبدها را منهدم ساخت و قبور را به شكل اولیه مطابق با سنت رسول خدا صلى الله علیه وسلم درآورد‌.
احیای دین و تحكیم شریعت:
قرآن در آیه 13 شورا و در آیه 49 سوره‌ی مائده به اجرا و اقامه‌ی دین و تحكیم شریعت دستور می‌دهد.
تفاوت شیخ با بسیاری از مصلحان در این بود كه ایشان تلاش مستمر و زیادی جهت اقامه‌ی دین و تحكیم شریعت الهی انجام داد. و دعوت خود را بر والیان امر و سرداران، بدون اینكه علیه آنان قیام كند، عرضه نمود. بنابراین قبل از همه دعوت خود را به رئیس شهر عیینه، عثمان بن معمر عرضه كرد. او پذیرفت و در ابتدا با او همكاری نمود اما سرانجام پس از تهدیدهای سردار بنی خالد و احساء؛ سلیمان بن محمد بن عریعر، شانه خالی كرد. و شیخ ناچار راهی منطقه درعیه شد كه امیر آن ناحیه محمد بن سعود بود. شیخ در منزل شاگرد خود؛ احمد بن سویلم اقامت گزید. در مورد ملاقات و گفتگوی تاریخی ایشان با محمد بن سعود، ابن غنام چنین می‌گوید:
هنگامی كه محمد بن سعود از قدوم شیخ مطلع شد، فوراً همراه با برادران خود به نامهای ثنیان و مشاری برخاسته و به خانه‌ی احمد بن سویلم رفت و به شیخ سلام كرد و او را مورد تجلیل و احترام قرار داد و اظهار داشت كه از ایشان همانگونه كه از زنان و فرزندان خود نگهداری می كند حفاظت بعمل خواهد آورد.
شیخ با او در مورد توحید و سنتهای رسول خدا صلى الله علیه وسلم و بدعتها سخن گفت و از شرك و بدعت و اختلاف و عداوتی كه ساكنان نجد گرفتار آن بودند سخن به میان آورد و پس از اینكه محمد بن سعود سخنان شیخ را شنید و به اصل توحید پی برد گفت: بدون تردید آنچه تو می‌گویی، دین خدا و پیامبر او می‌باشد. پس تو را یاری خواهیم كرد و با مخالفین توحید جهاد خواهیم نمود… آنگاه دست خود را در دست شیخ گذاشت و با او بر دین خدا و جهاد و اقامه‌ی شریعت و امر به معروف و نهی از منكر بیعت كرد(تاریخ نجد)
و با این پیوند ایمانی شرایط برای طرح بزرگ شیخ فراهم گردید و قرآن و سلطان به هم پیوستند و نه تنها در درعیه و نجد بلكه در تاریخ امت اسلامی صفحه‌ی جدیدی باز شد و فجر امید طلوع كرد و دیری نگذشت كه درعیه از شهر كوچك و دورافتاده‌ی نجد به كانون فكری و نورانی‌ای تبدیل شد كه انوار ایمانی و توحیدی آن سراسر جهان اسلام را تحت الشعاع قرار داد.
این یك تجربه‌ی بی‌نظیر بود كه با الهام گرفتن از سیرت پیامبر صلى الله علیه وسلم و شیوه‌ی دعوت او و با اتحاد قرآن و سلطان و شمشیر، درخت پرباری تحویل امت اسلامی داد كه روز به روز ریشه‌هایش عمیق‌تر و شاخه‌هایش بلند‌تر و میوه هایش بیشتر می‌شود و به فرموده ی قرآن: (تُؤْتِی أُكُلَهَا كُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا و﴿ابراهیم: ٢٥﴾) یعنی‌«بنا به اراده و خواست خداوند، هر زمانی ثمره خود را می‌دهد».
بنابراین باید گفت كه شیخ در حركت و دعوت خویش موفق شد و به اهدافش رسید و راهش ادامه دارد.
آری بشر امروز بیش از هر چیز دیگری نیازمند توحید است و نیاز دارد كه از شرك و كفر و مظاهر آن نجات یابد. در این راستا باید با وحدت و همكاری، علیه دشمنانی كه برای نابودی امت نقشه می‌كشند قیام نمود. همچنین لازم است كه روح پیروی از رسول خدا صلى الله علیه وسلم را تجدید كرد. بشر امروز نیاز شدیدی به اقامه‌ی دین خدا و تحكیم شریعت الهی دارد. شریعتی كه در میان سایر نظامهای لائیكی و قوانین بشری، بیگانه بحساب می‌آید. از این‌رو فرزندان و پیروان این دعوت مبارك، باید حقیقت دعوت خویش را باز یابند و این انقلاب عقیدتی و عملی را ادامه دهند و با بهره‌گیری از امكانات و رسانه‌های جدید، این طرح ایمانی را به همه جهانیان عرضه نمایند؛ یقیناً حق و عقل و فطرت، به درستی و حقانیت این دعوت، اذعان خواهند كرد.
والسلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته

عبدالرسول  , tremendous
عبدالرسول - 07:10 1390/10/2
477
خوشبختانه مفتیان  اهل تسنن الازهر مصر لقب خوبی به این حیوان صفتان دادند و اونها رو خوارج عصر جدید معرفی کردند.
حمید حمیدی , 550631
حمید حمیدی - 10:44 1390/09/17
476
با سلام

خانم سپیدار با احترام , در مطلب بحثتون به آماری از جمعیت مسلمانان اشاره کردید. همواره این تضاد و دو گانگی در محاسبه مسلمانان وجود دارد که در درون عالم اسلام شیعیان خودشون رو مسلمان واقعی می دانند, و با توجه به اعقاید این مذهب شکل اعتقاد اونها اختلاف عمده ایی با اهل تسنن دارد تا جایی که اهل تسنن حق داشتن مسجد در شهرهای شعیه نشین رو ندارد و همواره تنش و اختلاف ریشه ای بین این دو مذهب وجود داشته است ولی این در حالی است که در زمان محاسبه اعلام جمعیت مسلمانان سایر مذاهب از جمله اهل سنت را نیز محاسبه می کنند. خوشحال می شوم توضیح شما رو در این باره بدونم.

مهاجر    , ehsan_red83
مهاجر - 03:06 1390/09/16
475








مهاجر    , ehsan_red83
مهاجر - 02:56 1390/09/16
474
قتل عام شیعیان افغانستان در روز عاشورای حسینی
بر او مذهبتون و اون اجداد فاسقتون لعنت که از مذهب و سنت فقط همین غلط رو بلدید .

شهادت شیعیان افغانستان در روز عاشورای حسینی

شهادت شیعیان افغانستان در روز عاشورای حسینی

شهادت شیعیان افغانستان در روز عاشورای حسینی

شهادت شیعیان افغانستان در روز عاشورای حسینی


شهادت شیعیان افغانستان در روز عاشورای حسینی


شهادت شیعیان افغانستان در روز عاشورای حسینی

شهادت شیعیان افغانستان در روز عاشورای حسینی

زهرا محمدی , blue_235
زهرا محمدی - 02:54 1390/03/27
473

اینجا شیعه بودن حرام است



نکته اصلی ماجرای پاراچنار اینجاست که اکثریت مردم این شهر شیعه هستند و در وضعیتی ناگوار از چهار طرف در محاصره کسانی هستند که ریختن خون شیعیان را مباح می‎دانند؛ محاصره‎ای همه‎جانبه که هیچ‎کس تلاشی برای شکستن آن نمی‎کند.



 



«پاراچنار»، غزه‎ای در همین نزدیکی
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.