__
عنوان بحث
انسان چیست؟
10 اردیبهشت 88 - 01:29

اگر اجازه بدید بحث انسان چیست را مطرح کنیم

از دوستان که نظری دارند خواهش میکنم نظرشان را ارائه کنند.

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
47
17 تیر 1388 ساعت 12:30
نقل قول از : امیر لطیفی

نقل قول از : یاشار بهزادی

ببخشید صحبت شما اصلا مفهوم نبود

شما هم مثل من حذفش کنید
46
7 خرداد 1388 ساعت 18:42
نقل قول از : مهدی مرادی

انسان زائیده طبیعت است که محیط های جغرافیایی ، نظام های طبقاتی ، اجتماع ، تاریخ ، نژاد ، و خصوصیات ارثی ماهیت او را می سازند .


انسان زائیده طبیعت است که می تواند با محیط های جغرافیایی و نظامهای طبقاتی خود را سازگار کند . ماهیت او را خود او می سازد. حقیقت آن است که عقل می گوید . ناتورالیسم پاتورالیسم را ولش
45
15 اردیبهشت 1388 ساعت 00:57

انسان زائیده طبیعت است که محیط های جغرافیایی ، نظام های طبقاتی ، اجتماع ، تاریخ ، نژاد ، و خصوصیات ارثی ماهیت او را می سازند .

44
14 اردیبهشت 1388 ساعت 23:55
نقل قول از : مصطفی .

نقل قول از : مهدی مرادی

این را که من همان اول گفتم . اولا  که ناتورالیسم اگر چه در مورد ماده هم بحث می کند ولی اصلا نتیجه نهایی ان ماتریالی نیست . من نمی دانم چگونه حالیت کنم . ببین  چه مصادیق عینی و چه تصورات ذهنی و همه نتایجی که منتشر می شود از جمله نسبت هر دو یعنی تفاوت قائل شدن بین مصادیق و تصورات ذهنی و تفکیک ان ها ،  از ذهن منشاء می گیرد ، بنابراین ناتورالیسم می تواند در مورد ان بحث کند .امیدوارم متوجه شده باشی .
چیزی که شما می گویید ناتورالیسم نیست.چند سال پیش پرفسور الوین پلنتیگنا آمده بودند تهران و در جمع حوزویان و دانشجویان تمام این اشکالات که بیشتر آنها رد غرب مطرح شده علیه ناتورالیسم بیان و بررسی کردند. و سخن بنده نیست
آیا مطمئنید که با اشراف به این مکتب فکری آنرا انتخاب کردید؟
لطفا اینجا را مطالعه کنید
درست اما من کمی به ان نگاه بیولو ژیستی و راسیستی داده ام . ضمنا با نگاه سطحی که به این این جا کردم جزء تاریخچه و و حرف های خودم ونقش داروین و چگونگی خطور ایت تفکرات به ذهن داروینیست ها ندیدم . هر چند گفتم شاید من کمی پا را فراتر گذاشته باشم .
43
14 اردیبهشت 1388 ساعت 23:31
نقل قول از : مهدی مرادی

این را که من همان اول گفتم . اولا  که ناتورالیسم اگر چه در مورد ماده هم بحث می کند ولی اصلا نتیجه نهایی ان ماتریالی نیست . من نمی دانم چگونه حالیت کنم . ببین  چه مصادیق عینی و چه تصورات ذهنی و همه نتایجی که منتشر می شود از جمله نسبت هر دو یعنی تفاوت قائل شدن بین مصادیق و تصورات ذهنی و تفکیک ان ها ،  از ذهن منشاء می گیرد ، بنابراین ناتورالیسم می تواند در مورد ان بحث کند .امیدوارم متوجه شده باشی .
چیزی که شما می گویید ناتورالیسم نیست.چند سال پیش پرفسور الوین پلنتیگنا آمده بودند تهران و در جمع حوزویان و دانشجویان تمام این اشکالات که بیشتر آنها رد غرب مطرح شده علیه ناتورالیسم بیان و بررسی کردند. و سخن بنده نیست
آیا مطمئنید که با اشراف به این مکتب فکری آنرا انتخاب کردید؟
لطفا اینجا را مطالعه کنید
42
14 اردیبهشت 1388 ساعت 23:14
نقل قول از : مصطفی .

نقل قول از : مهدی مرادی


حالا تو به زبان خودت بگو مفهوم حقیقت چیه ؟ که ناتورالیسم نمی تونه بفهمه ؟ در ثانی مگه مفهوم از مخرج ناتورالیست ها در می اید ؟ آن هم زائیده عقل است .
در این قضیه نسبت تطابق یا عدم تطابق تصور ذهنی با مصداق عینی در خارج رو حقیقت می گن البته دو گزاره فوق رو ناتورالیسم می تونه تعریف کنه ، ناتورالیسم هم قادره به تعریف تصورات ذهنیه و هم قادر به تعریف مصادیق عینی.چیزی که در این بین ناتورالیسم بهش بها نداده (دلیلش هم اینه که ماتریالی نیست و ناتورالیسم و قادر به تعاریف ماتریالیه) نسبت به این دوست که معروفه به مفهوم بین گزاره ها و در اینجا مفهوم حقیقته

این را که من همان اول گفتم . اولا  که ناتورالیسم اگر چه در مورد ماده هم بحث می کند ولی اصلا نتیجه نهایی ان ماتریالی نیست . من نمی دانم چگونه حالیت کنم . ببین  چه مصادیق عینی و چه تصورات ذهنی و همه نتایجی که منتشر می شود از جمله نسبت هر دو یعنی تفاوت قائل شدن بین مصادیق و تصورات ذهنی و تفکیک ان ها ،  از ذهن منشاء می گیرد ، بنابراین ناتورالیسم می تواند در مورد ان بحث کند .امیدوارم متوجه شده باشی .
41
14 اردیبهشت 1388 ساعت 19:45
نقل قول از : مهدی مرادی


حالا تو به زبان خودت بگو مفهوم حقیقت چیه ؟ که ناتورالیسم نمی تونه بفهمه ؟ در ثانی مگه مفهوم از مخرج ناتورالیست ها در می اید ؟ آن هم زائیده عقل است .
در این قضیه نسبت تطابق یا عدم تطابق تصور ذهنی با مصداق عینی در خارج رو حقیقت می گن البته دو گزاره فوق رو ناتورالیسم می تونه تعریف کنه ، ناتورالیسم هم قادره به تعریف تصورات ذهنیه و هم قادر به تعریف مصادیق عینی.چیزی که در این بین ناتورالیسم بهش بها نداده (دلیلش هم اینه که ماتریالی نیست و ناتورالیسم و قادر به تعاریف ماتریالیه) نسبت به این دوست که معروفه به مفهوم بین گزاره ها و در اینجا مفهوم حقیقته

40
14 اردیبهشت 1388 ساعت 14:46
نقل قول از : مصطفی .

نقل قول از : مهدی مرادی

من درست متوجه نمی شوم کاش به جای کلمات دهان پرکن از کلمات ساده استفاده می کردی بعضی وقت ها یک چیزی می گی که دکتر معین هم توش می مونه . یعنی چی یعنی این که نمی تونه تعریفی از رفتار ها مثلا خوب و بد داشته باشه اینه منظورت ؟
به زبان ساده ناتورالیسمی که شما معتقد بهش هستید فقط بیان می کنه که برای مثال ذهن و یا اعتقاد چطوری درست میشه و از جنس چیه و یا ساختار شناختی حقیقت چیه اما نمی تونه در مورد مفهومشون قضاوتی کنه برای مثال با ناتورالیسم نمیشه مفهوم
حقیقت رو تعریف کرد

حالا تو به زبان خودت بگو مفهوم حقیقت چیه ؟ که ناتورالیسم نمی تونه بفهمه ؟ در ثانی مگه مفهوم از مخرج ناتورالیست ها در می اید ؟ آن هم زائیده عقل است .
39
14 اردیبهشت 1388 ساعت 13:58
نقل قول از : مهدی مرادی

من درست متوجه نمی شوم کاش به جای کلمات دهان پرکن از کلمات ساده استفاده می کردی بعضی وقت ها یک چیزی می گی که دکتر معین هم توش می مونه . یعنی چی یعنی این که نمی تونه تعریفی از رفتار ها مثلا خوب و بد داشته باشه اینه منظورت ؟
به زبان ساده ناتورالیسمی که شما معتقد بهش هستید فقط بیان می کنه که برای مثال ذهن و یا اعتقاد چطوری درست میشه و از جنس چیه و یا ساختار شناختی حقیقت چیه اما نمی تونه در مورد مفهومشون قضاوتی کنه برای مثال با ناتورالیسم نمیشه مفهوم
حقیقت رو تعریف کرد
38
14 اردیبهشت 1388 ساعت 13:22
نقل قول از : مصطفی .

نقل قول از : مهدی مرادی

چرا در ناتورالیسم حقیقت دم بریده است ؟و ناتورالیست ها به حقیقت دست نمی یابند ؟ چون اصولا حقیقتی نیست و نسبی است . شما از حقیقت برداشتی داری که من ندارم . و آن هم بسته به ویژگی شما و من و محیطی که در ان بوده ایم دارد . اما این معنی ندارد که حقیقت نیست . به اندازه ذهن تمامی بشر خدا وجود دارد اما ایا واقعا تعدد خدا وجود دارد ؟
نسبی بودن حقیقت با اینکه یک مکتب فکری تعریفی از مفهوم حقیقت نداده باشد و برایش ارزش قائل نشده باشد خیلی تفاوت دارد
من دلیل عقیم بودن مفهوم حقیقت در مکتب ناتورالیسم را بیان کردم
چون ناتورالیسم معطوف و محصور در الکترومدیکال است به هیچ عنوان نمی تواند محتوی رفتار را تعریف کند مشی که ناتورالیسم برای توجیه و تعریف مسائل انتخاب کرده سبب این بقضیه می شود
ناتورالیسم فقط می تواند همان ساختار شناختی که قبلا عرض شد را فراهم کند یکی از دلایلی که که در مورد سقوط ناتورالیسم بیان می کنند همین محدودیتش در ارائه تعاریف است

من درست متوجه نمی شوم کاش به جای کلمات دهان پرکن از کلمات ساده استفاده می کردی بعضی وقت ها یک چیزی می گی که دکتر معین هم توش می مونه . یعنی چی یعنی این که نمی تونه تعریفی از رفتار ها مثلا خوب و بد داشته باشه اینه منظورت ؟
37
14 اردیبهشت 1388 ساعت 08:49

کتاب «مغز خفته»، نوشته شروین وکیلی، صفحات 12، 13 و 14:
موجود زنده عبارت است از سیستمی پیچیده و خود سازمانده، که در طول زمان پیچیدگی خود را افزایش می دهد. موجود زنده، به دلیل داشتن توانایی خودسازماندهی، این ویژگی را دارد که تغییرات محیط را در درون سیستم خود به شکلی سازمان یافته تصویر کند. به بیان دیگر، سیستم زنده نسبت به تغییرات محیط خارج از خود واکنش نشان می دهد و این واکنش همان تصویری است که از دگرگونی های محیط، بر ساختار پویای مادی زنده منعکس می شود، و این همان مفهوم بازنمایی (آگاهی) است. بازنمایی امروزه بیشتر به عنوان کارکرد بنیادین دستگاه حسی معنا می شود، و به شکلی ویژه از همین انعکاس جهان خارج بر سیستم زنده دلالت می کند.
پس آگاهی عبارت است از توانایی بازنمایاندن تغییرات محیط، در درون سیستم عصبی. اگر سیستمی آنقدر پیچیده شود که از خودش هم در خودش بازنمایی داشته باشد، آنگاه آن سیستم خودآگاه است. خودآگاهی به این معنا، یک حالت خاص آگاهی قلمداد می شود. آگاهی توانایی بازنمایی محیط در قالب شبکه ای از روابط پردازشی و اطلاعاتی است، و خودآگاهی شکل خاص از آگاهی است که بازنمایی خود همین فرآیند را هم در بر بگیرد، و به اصطلاح، خصلتی «خود ارجاع»  به خود بگیرد. این بدان معناست که در سیر تکامل، سیستم هایی پدید آمده اند که نه تنها جهان خارج را بازنمایی کرده و آن را در قالب رمزگان حسی کد گذاری کرده اند، که خود همین روند بازنمایی را هم بار دیگر در درون خود بازتابانده اند، و خود فرآیند رمزگذاری داده های حسی را بار دیگر در سطحی پیچیده تر رمز گذاری کرده اند....

سطوح آگاهی را «هشیاری» می نامند. هشیاری حالتی است که دستگاه پردازنده عصبی در آن قرار دارد....

 

36
14 اردیبهشت 1388 ساعت 07:57

دوستان گرامی : رازهای نهان و it's me

به هر حال هر کسی نقطه نظری دارد. و حداقل برای خودش قابل احترام است.

از مصاحبت شما لذت بردم. آرزوی موفقیت روزافزون را برایتان خواستارم.

خداحافظ و تشکر.

35
14 اردیبهشت 1388 ساعت 07:50
نقل قول از : مهدی مرادی

چرا در ناتورالیسم حقیقت دم بریده است ؟و ناتورالیست ها به حقیقت دست نمی یابند ؟ چون اصولا حقیقتی نیست و نسبی است . شما از حقیقت برداشتی داری که من ندارم . و آن هم بسته به ویژگی شما و من و محیطی که در ان بوده ایم دارد . اما این معنی ندارد که حقیقت نیست . به اندازه ذهن تمامی بشر خدا وجود دارد اما ایا واقعا تعدد خدا وجود دارد ؟
نسبی بودن حقیقت با اینکه یک مکتب فکری تعریفی از مفهوم حقیقت نداده باشد و برایش ارزش قائل نشده باشد خیلی تفاوت دارد
من دلیل عقیم بودن مفهوم حقیقت در مکتب ناتورالیسم را بیان کردم
چون ناتورالیسم معطوف و محصور در الکترومدیکال است به هیچ عنوان نمی تواند محتوی رفتار را تعریف کند مشی که ناتورالیسم برای توجیه و تعریف مسائل انتخاب کرده سبب این بقضیه می شود
ناتورالیسم فقط می تواند همان ساختار شناختی که قبلا عرض شد را فراهم کند یکی از دلایلی که که در مورد سقوط ناتورالیسم بیان می کنند همین محدودیتش در ارائه تعاریف است
34
14 اردیبهشت 1388 ساعت 01:35
نقل قول از : امیر لطیفی

نقل قول از : It's Me

جناب امیر ، شما ایدئالیست هستین یا ماتریالیست؟
فکر کنم جواب این سوال خیلی از ابهامات را برطرف کند.

من نه ایدالیست هستم نه متریالسیم. اعتقادی هم به هیچ کدام از این ایسم ها ندارم , به نظر من تفکر و آرائ دیگران را دانستن خوب است اما غور در آنها عاملی بازدارنده برای اندیشیدن است.

دوست عزیز
 لازم نیست شما به ایسم خاصی اعتقاد داشته باشید ، ایسمها مشخص کننده تفکر و جهت اعتقادات هستند و بالتبع باعث شناخت ما از اندیشه همدیگر مییشود تا با علم بر این موضوع ، به بحث بنشینیم و حدالامکان از ایجاد بحثهای محاوره ای جلوگیری کنیم.
با توجه به شناختی که از مطالبتان کسب کردم ، با آقای "رازهای دل" کاملا موافق میباشم ، متاسفانه سطح تفکرات شما در این مورد گویا از حد کتابهای بینش اسلامی فراتر نیست.

33
14 اردیبهشت 1388 ساعت 01:13
نقل قول از : مصطفی .

نقل قول از : مهدی مرادی

در مورد انتقادت یادم آمد به یکی از گفته های دکتر شریعتی که گفته بود ، به جای این که ببینند من از علی چه می گویم از خانه نشینش و دردش و تنهایی اش ........ برمن ایراد می گیرند که چرا جلوی اسمش (ع ) نگذاشتم . حالا ماجرای ما شده . اما خوب بگذریم برادر جان مگه حقیقت از کجا منشا می گیرد ؟ مگر نه این که آن چه باید باشد هم از عقل تراوش می کند ؟ همان گونه که آن چه هست هم از عقل تراوش می کند بنابراین می تواند تحت تاثیر همان عقل و خصوصیات فیزیولوژیک قرار گیرد . آیا اندیشه من با انیشتین یکی است ؟ یا افلاطون و ارسطو مانند هم می اندیشیدند ؟ بنابراین چه حقیقت یا چه واقعیت از ان جایی که از عقل منشا می گیرند باز تحت تاثیر محیط طبیعی اند و عوامل ذکر شده دیگر ...... در سایر مکاتب . ناتورالیسم می تواند آن چه مربوط به محیط طبیعی است را توجیه کند .

انتقاد ما این نبود که چیزی که ناتورالیستها معتقدند حقیقت است از کجا نشات می گیرد (مشخص است که در ناتورالیسم همه چیز منشاء اش طبیعت است) انتقاد این بود که مفهوم حقیقت در مکتب ناتورالیسم بی معنی ست
چرا در ناتورالیسم حقیقت دم بریده است ؟و ناتورالیست ها به حقیقت دست نمی یابند ؟ چون اصولا حقیقتی نیست و نسبی است . شما از حقیقت برداشتی داری که من ندارم . و آن هم بسته به ویژگی شما و من و محیطی که در ان بوده ایم دارد . اما این معنی ندارد که حقیقت نیست . به اندازه ذهن تمامی بشر خدا وجود دارد اما ایا واقعا تعدد خدا وجود دارد ؟
__