userinfo close

  ,

گفتگوی ادیان


iid

تاسیس: 2 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: امیر محمدی - معاونان
- این كلوب به طور مشترک توسط دوستان مسلمان ، زرتشتی ، مسیحی ، یهودی و صابئی مدیریت میشود
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
6
900
87/10/12 (11:02)
10
617
90/4/11 (10:08)
27
286
91/3/6 (00:11)
70
527
91/2/31 (16:43)
0
114
91/2/25 (17:04)
16
61
91/2/10 (15:25)
21
204
91/1/28 (19:51)
179
3284
91/1/26 (15:19)
20
216
91/1/25 (13:58)
79
486
91/1/29 (17:46)
106
770
91/1/22 (12:50)
32
622
91/1/7 (21:28)
148
1031
90/12/29 (01:40)
101
1022
90/12/21 (23:58)
22
252
90/12/20 (21:12)
38
265
90/11/21 (23:39)
487
2737
90/10/24 (23:32)
21
168
90/10/8 (19:38)
20
261
90/9/25 (01:23)
87
880
90/9/19 (18:45)

عنوان بحث

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 10:07 1387/10/12

حج از نگاه ادیان

.............
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 10:14 1387/10/12
2

حج در آیین یهود

یهودیان به اشكال مختلف با نوعى از مراسم حج سروكار دارند و به این منظور رهسپار اماكن متعدّدى مى شوند. هر فرقه اى راه ویژه اى براى خود برگزیده است و در اعیاد مخصوص، آهنگ حجّ آن اماكن مى كنند و با مذهب و تعالیم و عقاید خاص و اوامر و نواهى ویژه اى به انجام آن مراسم مى پردازند.

اندیشه حج براى یهودیان، امر جدیدى نیست بلكه پیشینه طولانى دارد. آن دسته از یهودیان كه پیرو آیین ابراهیم(علیه السلام) بوده اند، حج را به سوى بیت الله الحرام انجام مى داده اند و آنان كه از اقوام سامى بودند، به سوى معابد و هیاكل و ابنیه و آثار و قبور مردگان كه ـ در حج تمدن ها دیدیم ـ(1) به انجام مراسم حج مى پرداخته اند.

به نظر مى رسد كه حج یهود یك فریضه دینى بوده كه تورات بر آن ها واجب نموده است.

این مطلب را در نوشتارى اینگونه مى خوانیم:

«حج به سوى یكى از معبدها، یك رسم دیرینه سامى است كه حتّى در اجزاى قدیمى اسفار پنجگانه موسى، به عنوان یك فریضه دینى عنوان شده است. در «سفر خروج» فصل بیست و سوم، فقره چهاردهم آمده است: «در هر سال سه مرتبه براى من عید بگیرید» و در آیه سى و سوم از فصل سى و چهارم آمده است: «در هر سال سه مرتبه همه مردان باید در برابر خداى بزرگ، خداى اسرائیل ظاهر شوند.» و در سرزمین هاى عربى نیز اماكن بسیارى وجود داشته كه در آن اماكن مراسمى همچون حضور در عرفات صورت مى گرفته است.»

در هر یك از اعیاد سه گانه، فرقه هاى یهود به اماكن معیّنى آهنگ حج مى كردند. در روز «استغفار» (عید مظال(2)) به سوى كوه سینا حج مى كرده و در عید «فِصح» به بیت المقدس و در عید «استیر» و «عید باران» و... به اماكن دیگرى رهسپار مى شدند كه ان شاء الله در خلال بحث هاى آینده خواهد آمد.

با این حال، از تحقیق و تفحّص در تورات، مكان خاصى را پیدا نمى كنیم كه از زبان پیامبرشان حضرت موسى(علیه السلام)، حج همانند یك دستور الهى آمده باشد. و جاى این پرسش است كه: آیا خداوند براى یهودیان حج به مكان مخصوصى را واجب نساخته است یا اینكه راویان و نویسندگان متون دینى توراتى، آن را از قلم انداخته اند یا به عادت معروف قوم یهود كه تورات را تحریف مى كردند آن را نیز تحریف نموده اند؟!

بدین جهت است كه اماكن حج متعدد شده و كوچ یهودیان در اعیاد سالانه به نقاط مختلف بوده و هر مكان عبادتى را با عنوان «بیت» مى نامیده اند كه در ازمنه مختلف محل برگزارى حج آنان بوده است; مثلا در «بیت المقدس» «بیت ایل» «بیت آون» كه در نزدیكى بیت ایل بوده و «بیت اصل» در یهودا و «بیت حور» نزدیكى قدس و «بیت هاجن» در جایگاه تولد عیسى(علیه السلام)در «بیت لحم» و «بیت هاشطه» و سایر بیوت كه شمارش آنها به درازا مى كشد و مى توان به كتاب مقدس در عهد جدید و قدیم مراجعه كرد كه در آن جا درج شده است.

در خصوص زمان حج یهودیان «دكتر حسن ظاظا» مى نویسد:

«اوقاتى كه در آن حج مى كنند همزمان با اعیاد آنهاست و اینها سه زمان است:

1. عید فِصح، كه در فصل بهار واقع شده و مدت آن هفت روز است و از روز پانزدهم نیسان به تقویم یهودى آغاز مى شود.

2. «عید حصاد» یا «اسابیع»، (شبوعوت) كه مدت آن یك روز است مصادف با ششم ماه سیوان به تقویم یهودى كه در اوایل تابستان (یونیه) قرار گرفته است.

3. «عید ظُلل»، (سركوت) كه مدت آن هشت روز است و در پاییز قرار دارد و از روز پانزدهم ماه «تشرین» یهودى آغاز مى گردد. موسم هاى سه گانه یاد شده را سه عید مى نامند كه حج در آن ها مستحب است و با صدقات بسیارى همراه مى گردد.

حج حضرت موسى

(علیه السلام)

ضرورى و مناسب است كه بدانیم حضرت موسى(علیه السلام) چگونه حج مى كرد. پیش از آنكه به تحریف شریعت موسى(علیه السلام) به وسیله یهودیان بپردازیم.

هرگاه در اخبار و روایات و احادیث وارده از سنت شریفه تتبع كنیم، خواهیم دید كه موساى كلیم بر خلاف حج پیامبران سلف حج نكرده اند. آن پیامبر گرامى نیز به سوى بیت الله عتیق حج كرده و طواف نموده و تلبیه گفته، به گونه اى كه پدران و نیاكانش كه پیام آوران حق و فرمانبرداران دستورات آسمانى بوده اند، حج كردند. این مطلبى است كه روایات حج پیامبران بر آن تأكید مىورزد.

اكنون به چند مورد اشاره مى كنیم:

ابن عباس گوید: «در محضر پیامبرخدا(صلى الله علیه وآله) بودیم، مسافت میان مكه و مدینه را مى پیمودیم كه به یك وادى رسیدیم. پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: نام این وادى چیست؟ پاسخ دادند: «وادى ازرق» فرمود: گوئیا مى نگرم موسى(علیه السلام) را كه با گیسوان بلند در حالى كه انگشتان دستش را در گوش ها نهاده بود و تلبیه حج مى گفت،ازاینوادى مى گذشت و آهنگ حجّ مكه مكرمه و كعبه مشرفه را داشت.»

همچنین از حضرت ابى جعفر، باقر(علیه السلام) روایت شده كه فرمود: «موسى بن عمران(علیه السلام) با گروهى مركّب از هفتاد تن از پیامبران به قصد حج از گذرگاه «روحاء» عبور مى كرد در حالى كه مى گفت: «لَبَّیْكَ عَبْدُكَ ابْنُ عَبْدَیْكَ».

و نیز از قول آن حضرت نقل شده كه: «موسى(علیه السلام) از رمله مصر محرم شد و از «صفائح الروحاء» با حالت احرام گذشت و بر ناقه اى سوار بود كه مهار آن از برگ خرما بود و دو جامه قطوانى (سفید) بر تن داشت و تلبیه مى گفت و كوه ها او را در تلبیه همراهى مى كردند.»

و نیز از امام صادق(علیه السلام) است كه فرمود: «موساى پیامبر(علیه السلام) از صفائح روحاء عبور كرد و بر شتر سرخ موى سوار بود كه افسار آن از برگ خرما بود و دو جامه قطوانى (سفید و كوتاه) دربرداشت و مى گفت: لَبَّیْكَ یا كَرِیمُ لَبَّیْك».

و ازرقى گوید: «پیامبر خدا، موسى(علیه السلام) بر شتر سرخ موى سواره حج كرد و به روحاء گذشت و دو جامه قطوانى دربرداشت كه یكى را به صورت لنگ بست و دیگرى را بر دوش افكند و طواف خانه كرد و سپس سعى صفا و مروه نمود و درحالى كه صفا و مروه را سعى مى كرد، ندایى از آسمان شنید كه مى گفت: «لَبَّیكَ عَبْدی أنا مَعَك» و موسى(علیه السلام) با شنیدن این ندا به خاك افتاد و سجده كرد».

حضرت موسى(علیه السلام) از پیامبران اولوالعزم بود و امكان نداشت از طریق حجّ صحیح منحرف گردد و به راهى كه جز رضاى خداوند است، ره بسپارد. بنابراین، انحراف هایى كه در حج یهود رخ داده، عملكرد پیروان موسى(علیه السلام) است كه به تعالیم و اوامر خداوند ملتزم نشده و در نتیجه به انحراف گراییدند و عقوبت گناهانشان را دیدند و به خفّت و ذلّت موسوم شدند; آن گونه كه خداوند در قرآن كریم فرمود:

{...ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ وَ باؤُ بِغَضَب مِنَ اللهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا یَكْفُرُونَ بِآیاتِ اللهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا یَعْتَدُونَ}

«نشانه ذلّت و بدبختى بر آنان زده شد و مشمول خشم خدا شدند; چرا كه نسبت به آیات خدا كفر ورزیدند و پیامبران را به ناحق كشتند، از آن رو كه به تبهكارى و تجاوز گرویدند.»

انحراف یهود در حج

یهودیان سنّت پیامبرشان، موسى كلیم الله را ـ كه در حج به خانه خدا توجه داشت ـ پیروى نكردند و چنانكه گفتیم، بیشتر تعالیم شریعت موسى و از جمله حج را تحریف كردند. گفتنى است كه در حال حاضر حج از دیدگاه یهودیان واجب نیست و از اركان عبادات آنها به شیوه اى كه در اسلام دیده مى شود، به شمار نمى آید و حداكثر به عمره مسلمانان شباهت دارد.

پس از كلیم(علیه السلام) یهود به فرقه هاى مختلف درآمدند و هر فرقه اى شیوه اى را براى حج برگزید و مكانى را براى آداب و مراسم حج انتخاب كرد; به عنوان مثال:

1. گروهى از آن ها آهنگ بیت المقدس و هیكل سلیمان نمودند.

2. گروهى به كوه طور سینا رفتند.

3. برخى «بئر حىّ» واقع در نزدیكى شهر الخلیل را برگزیدند.

4. برخى دیگر به اماكن متبركه به تعبیر آنها، كه مهم ترین آنها كوه هاى برافراشته و تپه ها و چاه هاى آب و اماكن دیگر طبیعى است، رفتند.

و اكنون به توضیح كوتاهى در باره این اماكن مى پردازیم:

حج به بیت المقدس

بیت المقدس یا قدس از اهمّ اماكن مقدس نزد یهود است. همچنین این مكان مقدس از نگاه مسیحیان و مسلمانان مورد احترام است، از این رو حج بیت المقدس از قدرت ویژه اى برخوردار مى باشد.

یهودیان به ویژه فرقه «یهودا» كه از داود و سلیمان تبعیت مى كنند، براى بیت المقدس به ویژه پس از بناى هیكل معروف درقدس شریف به دست حضرت سلیمان(علیه السلام)، احترام خاصى قائل اند.

قداست بیت المقدس از نظر یهودیان مقارن با بناى هیكل سلیمان است. هیكل سلیمان معبد مركزى یهود بود كه حرم حج و قبله نماز آنها از زمان داود و سلیمان به شمار آمده است. این معبد بزرگ در رهگذر تاریخ رو به ویرانى نهاده و امروزه جز بخشى از دیوار اصلى آن نمانده است كه یهودیان آن را «دیوار غربى» مى خوانند و دیگر امت ها به نام «دیوار سوگوارى». این دیوار بخشى از حصارى است كه در عهد هیرودیس بنا شده كه هم عصر تولّد عیسى(علیه السلام) بوده است.

قدس شهرى است در نقطه مركزى فلسطین كه بر فراز تپه اى از سنگ، به ارتفاع 762 متر قرار گرفته و با شهر «یافا» كه شهر جدید البنایى است، تقریباً پنج كیلومتر فاصله دارد.

بیت المقدس از نظر پیروان آیین هاى یهود و مسیحى و اسلام مورد تقدیس و احترام است و مقدسات آیین هاى سه گانه در این شهر تاریخى قرار دارد. یهودیان عقیده دارند كه یكى از دیوارهاى مسجد الاقصى با سنگ هایى ساخته شده كه از هیكل سلیمان برجاى مانده و همان دیوار معروف به دیوار سوگوارى است. شاید این شهر همان شهرى باشد كه در سفر تكوین تورات به نام «شلیم» از آن یاد شده كه داود پس از خارج ساختن آن از دست «یبوسیان»(3) پایتخت خود گرفت و سلیمان هیكل عظیم را در آن ساخت و بر عظمت و شكوه آن افزود و پادشاهان یهودا آن را مقرّ سلطنت خود قرار دادند و بسیارى از پیامبران بنى اسرائیل آنجا ظهور كردند و به ترویج شریعت خود پرداختند. گویند: «هر وجب از این سرزمین جایگاه نماز پیامبرى بوده است».

اعراب با یهودیان جنگیدند تا بیت المقدس قدیم را از چنگال آنها برهانند و یهودیان ناگزیر از این شهر عقب نشینى كردند، لیكن شهر جدید بیت المقدس همچنان در قبضه آنهاست.

خلاصه آنكه: فرقه یهودا، بیت المقدس و هیكل سلیمان را محلّ برگزارى حج سالانه خود قرار داده و در عید سالانه موسوم به «عید فِصح» به برگزارى مراسم مى پردازند. اهمّ مراسمى كه در آنجا انجام مى شود، قربانى است كه تعالیم دینى آن ها به آنان توصیه كرده است و با آنچه در تورات آمده تفاوت بسیار دارد. تورات به قربانى كردن گاو فرمان مى دهد.(4) اما رساله دینى آنها قربانى كردن انسان را توجیه مى كند! بدینگونه در عید فِصح قربانى از كودكانى انتخاب مى شود كه بیش از ده سال ندارند و یا كمى بیش از ده سال داشته باشند. خون این قربانى را با خمیر مى آمیختند و بدان تبرك مى جستند.

یهودیان خون قربانى را به طرق گوناگون بیرون مى كشند. گاهى قربانى را به صورت زنده در بشكه اى قرار مى دهند كه در اطراف آن بشكه، سوزن هایى به داخل تعبیه شده كه بر بدن قربانى فرومى رود و خون از آن سوزن ها جارى مى گردد و قربانى با عذاب و شكنجه جان مى سپارد و در این حال یهودیان از لذت سرمست مى شوند(5) و گاه شریان هاى قربانى را از چند موضع پاره مى كنند تا خون از رگ ها بیرون بپاشد و گاه كودك را همانند گوسفند قربانى مى كشند و خون آن را به نحوى كه اشاره شد مى گیرند و به حاخام یا كاهن یا ساحر مى دهند تا در تهیه فطیرهاى مقدس یا عملیات سِحر از آن استفاده كند.

زمان برگزارى حج یهود در بیت المقدس، روز چهاردهم ماه اول سال دینى آن ها، ماه نیسان است كه به مناسبت نجات موسى و بنى اسرائیل از فرعون و قوم و خروج از مصر جشن مى گیرند.

ویل دورانت، درباره قربانى كردن كودكان مى نویسد:

«پیشینیان یهود را همانند پاره اى از اقوام عادت بر این بوده كه كودكى را قربانى كنند. این كار را دوست مى داشتند تا بدینوسیله خشم آسمان را فرو نشانند! به مرور زمان ترجیح دادند این قربانى را از میان كودكان مجرم كه به اعدام محكوم مى شدند، برگزینند. بابلى ها به این قربانى جامه پادشاهى مى پوشاندند تا به فرزند پادشاه شباهت پیدا كند سپس به دار مى آویختند و این كار در «رودس» و عید «كرونس» بود. گمان مى رود كه قربانى كردن گوسفند یا بزغاله در عید فِصح در حقیقت تخفیف حكم قربانى بوده كه با پیشرفت تمدن از قربانى انسان به قربانى حیوان تحوّل یافته است.»

چنین به نظر مى رسد كه یهودیان در حال حاضر برّه یا بزغاله اى را در حج بیت المقدس قربانى مى كنند و انسان كشى یهودیان به شیوه دیگرى درآمده است!

كوه موسى (علیه السلام) در صحراى سینا

یهودیان بر این باورند كوهى كه در طور سینا واقع است و 320 كیلومتر از منطقه «عیون موسى» فاصله دارد و ارتفاع آن به 7600 پا مى رسد همان كوهى است كه خداى تعالى با موسى(علیه السلام) در آن سخن گفت و الواح مقدس را بر او فروفرستاد. از این رو یهود كوه سینا را طى قرن ها تقدیس كرده و آهنگ زیارت آن نموده و آن را از مقدسات خود شمرده است.

«منشه حاریل» استاد جغرافیاى دینى و تاریخ ادیان در دانشگاه هاى عبرى مى گوید: «یهود همه ساله حج مى گزارند. از قرن هفتم میلادى تا به امروز آهنگ زیارت كوه موسى را مى كنند و براى رسیدن به این مكان، مشقت زیادى را متحمل مى شوند و 3800 متر كوه پیمایى مى كنند تا به قلّه آن برسند. آنها معتقدند كه خداوند از بالاى این كوه با موسى(علیه السلام) تكلم كرده و همو رسالت و وصایایى را دریافت نموده است.

این كوه براى آنان به مثابه كعبه براى مسلمانان است. عدد كسانى كه از بیست میلیون یهودى مشقت حج این كوه را تحمل مى كنند، كم نیست این كوه به صورت یكى از اماكن مقدس یهود درآمده است.»

نامبرده سپس به بیان بطلان این باور یهودیان پرداخته و در مقاله اى كه در مجله المختار آلمان سال 1974 به چاپ رسیده، تصریح مى كند: آنچه در گزارش هیأت اعزامى آمریكایى آمده درست است و نتایج حاصله با نتیجه تحقیق مركزى وى هماهنگى دارد و مى افزاید: كوهى كه یهودیان به حج آن مى روند، كوهى نیست كه در آن جا خداوند با موسى سخن گفته است و هنگامى كه دلیل عدم موافقت او را با انتشار رسمى این تحقیق مى پرسند، پاسخ مى دهد: اعلام اینگونه مباحث و دیگر حقایق تاریخى به احساسات دینى و باورهاى آنها نسبت به اسطوره اى كه به صورت یك عقیده درآمده است، لطمه خواهد زد.

حقیقت این است كه آنچه تورات در مشخصات و علائم كوه موسى(علیه السلام) ذكر مى كند با آنچه در كوهِ مورد توجهِ یهود در حج سالانه دیده مى شود، تفاوت دارد; مثلا فاصله این كوه با «عیون موسى» و ارتفاع آن و دیگر علائم و نشانه ها و توصیف آن منطقه به عنوان معادن فیروزه و مس، كه یهودیان در آن تاریخ به صنعت و تجارت آن شهرت داشته اند.

در حالى كه كوه مورد توجه یهود در حجّ سالانه، از «عیون موسى» فاصله دارد و ارتفاع آن از كوه مذكور در تورات بیشتر است و مطالعات هیأت آمریكایى درباره آثار منطقه با آن وفق نمى دهد و معدن فیروزه و مس در آن جا وجود ندارد.

بنابراین اعتقاد اسطوره اى یهود درباره این كوه، یك بدعت آشكار است كه هفت قرن پس از میلاد مسیح(علیه السلام) به وجود آمده، مانند آداب و تعالیم یهودى و تدوین تورات و نظائر آن. اما مناسك حج یهود به این كوه را از مقایسه اى كه (هوتسما = Houtsma) میان وقوف مسلمانان به عرفات و كوچ بنى اسرائیل به كوه سینا نموده است، مى توان بیان كرد.

آنها از معاشرات با زنان خوددارى مى كنند. (سفر خروج، فصل 19، آیه 15) آنها لباس هاى خود را براى این مراسم شست و شو مى دهند (سفر خروج 19/10/14) و در برابر خدا مى ایستند همانگونه كه مسلمانان از زن اجتناب نموده و با جامه احرام دربرابر خالق وقوف مى كنند.

از جمله مناسك این كوه، نوشیدن آب از چشمه موسوم به «شیلوة مقدس) است كه دعاى خاصى دارد و روشن كردن عبادتگاه و قربانى و آداب دیگر. به علاوه موسم آن كه معمولا «عید سایبان بندى» یا «روز استغفار» است.

طبیعى است كه هنگام بحث از معناى حقیقى این موسم، آن را با «عید پاییز» یهودیان سامى شمال مقایسه كنیم. عید سایبان بندى یا روز استغفار چیزى است كه در تورات آمده و غالباً با عبارت اختصارى بر آن اطلاق «حج» مى شود (سفر القضات، فصل 21، فقره 19 و...) و (سفر شاهان نخستین، فصل هشتم، فقره 2 و 65).

«بئرالحىّ»، چاه مقدس

فرقه دیگرى از یهود، منطقه اى را كه چاه مقدس قرار دارد تقدیس مى كنند و به سوى آن حج مى گزارند. این فرقه، عقیده دارند كه اینجا سرزمین جد اعلایشان اسحاق فرزند ابراهیم خلیل(علیه السلام)است كه در آن شهر مى زیسته و بدرود حیات گفته است.

در تورات آمده است: پس از مرگ ابراهیم(علیه السلام) خداوند مقام نبوت را به پسرش استحاق داد و اسحاق در كنار «بئرالحىّ الرائى» اقامت گزید(6) و نیز در تورات است كه اسحاق در حیات پدر با مردم این سرزمین وصلت كرد و مادر وى ساره نام داشت. در خصوص ازدواج اسحاق با ساره، تورات داستانى را آورده كه این مكان و آب چاه حىّ را در نگاه یهود قداست خاصى بخشیده است.

منطقه «چاه حىّ» در نزدیكى شهر الخلیل واقع است و الخلیل در 44 كیلومترى بیت المقدس قرار دارد كه همان شهر «حبرون» قدیم است و قبر ابراهیم خلیل(علیه السلام) و همسرش ساره و اسحاق و یعقوب و «رفقه» همسر اسحاق در آن است و مسجد و معبد بزرگى این قبرها را دربرگرفته است.

این پنج تن جایگاه خاصى در نظر برخى یهودیان دارند و لذا قبرهایشان را تقدیس نموده و به زیارتشان مى آیند و همچنین محلّى است براى آهنگ حج و وسیله تقرب به خدا و تقدیم قربانى و نذورات و هدایا و خواندن دعا و گریه و زارى براى برآمدن حوائج و نعیم بهشت و تحصیل رضاى خداوند.

دكتر حسن ظاطا، در باره حجّ این منطقه مى نویسد: چاه «حىّ رائى» در نزدیكى الخلیل است كه بسیارى از پارسایان یهود به حج آن مى آیند و تا به امروز ادامه دارد; زیرا در تورات آمده است:

«پس از مرگ ابراهیم، خداوند اسحاق را مشمول كرامت خود قرار داد و اسحاق در كنار چاه حىّ رائى اقامت گزید و همانجا قبل از مرگ پدرش ابراهیم و مادرش ساره با رفقه ازدواج كرد».

معبد «ایل» در نزدیكى نابلس

فرقه دیگرى از یهود موسوم به «فرقه سامرى» این معبد را تعظیم مى كنند. اینها به جز «سفرهاى پنجگانه»، كه بخشى از عهد قدیم است، ایمان ندارند و به رستاخیز و روز قیامت مؤمن نیستند; ابن حزم در كتاب ملل و نحل مى نویسد:

«آنها همه نبوت هاى بنى اسرائیل پس از موسى(علیه السلام) و یوشع را تكذیب مى كنند و شمعون و داود و سلیمان و اشعیا و الیسع و الیاس و عاموص و حبقون و زكریا و ارمیا و دیگر پیامبران را قبول ندارند. آن ها مى گویند شهر قدس همان نابلس است و هیجده میل با بیت المقدس فاصله دارد. آن ها براى بیت المقدس عظمت و حرمتى قائل نیستند. در شام زندگى مى كنند و خروج از آن جا را جایز نمى دانند.

معبد ایل كه یعقوب آن را در كنعان بنا كرد، نزدیكى نابلس واقع شده كه بنى اسرائیل به حج آن مى آمده اند تا هنگامى كه سلیمان در قدس هیكل را بنا نهاد و جایگاه آن معبد همچنان مورد توجه بود تا اینكه مملكت سلیمان پس از مرگش به دو بخش تجزیه شد:

1 . سامره شمالى، كه مردم این كشور با خاندان داود و سلیمان در جنوب خصومت داشتند و خود را اسرائیل مى نامیدند و در حج آهنگ بیت ایل را مى كردند.

2 . یهودا، كه از نسل داود و سلیمان بودند و در حج آهنگ هیكل سلیمان در «اورشلیم» را مى كردند و این نامى است كه از زمان سلیمان بدان اشتهار داشته است.

و در این گذرگاه قبر یوسف قرار دارد و چاه یعقوب در نزدیكى آن واقع است.

و اما قبله اى كه فرقه سامره به سوى آن توجه دارند، كوهى است به نام «غریز یم» كه میان بیت المقدس و نابلس واقع است. مى گویند خداى متعال داود را به ساختن بیت المقدس در كوه نابلس فرمان داد و این همان كوه طور است كه خداوند در آنجا با موسى سخن گفت، سپس داود رهسپار «ایلیا» شد و آن جا «بیت ایل» را بنا نهاد و بدینسان مرتكب خلاف و ستم گردید.

سامریان به این قبله توجه دارند و با یهودیانى كه قبله شان بیت المقدس است مخالف اند.

مقصود از كلمه «ایل» خدا است و بیت ایل یعنى خانه خدا. این معبد در مجاورت كوهى و نخلى قرار دارد. كوه را همانند كوه عرفات دانسته و معبد را چون كعبه. و نخل را چون «عُزّى» كه در وادى «بطن نخله» قرار داشت و خالد بن ولید به فرمان رسول خدا(صلى الله علیه وآله)آن را قطع كرد. چون مردم جاهلیت حج آن مى كردند و نذورات و هدایا بر آن مى آویختند.

فرقه سامره آداب دیگرى مانند طواف و قربانى دارند و بالاى آن كوه مى روند و بر آن وقوف مى كنند و نذورات و هدایایى براى آن درخت مقدس دارند تا حاجاتشان برآورده شود! در تورات، سفر قضا آمده: «دبوره» همسر «فیدوت» در آن زمان دو قرن پس از موسى(علیه السلام) ، متولّى حوائج بنى اسرائیل بود. دبوره زیر آن نخل كه میان رمله و بیت ایل قرار داشت، مى نشست و بنى اسرائیل به سوى آن مى رفتند تا حاجاتشان را برآورده سازد!

شایان ذكر است كه دعاى معروف به سمات، كه از ادعیه شیعه امامیه است، به قداست این مكان اشاره دارد و به نظر مى رسد كه دلیل آن، تجلّىِ عظمت خداوند براى یعقوب نبى(علیه السلام) بوده است: (اَللّهمّ إنّی أسألك بِاسْمِكَ العظیم الأعظم الأعزّ الأجلّ الأكرم... و بمجدك الّذی تجلّیت به لموسى كلیمك(علیه السلام) و... ولیعقوب نبیك(علیه السلام) فی بَیْتِ ایل).

حج به اماكن طبیعى

گروه دیگرى از یهود به سوى اماكن طبیعى، چون كوه هاى بلند و تپه ها و اشجار و چاه ها و چشمه هاى آب آهنگ حج مى كنند. مستند اینها پاره اى از نصوص تورات و تأسى به سنّت نیاكانشان مى باشد كه این اماكن را تقدیس كرده و آن ها را آیات بزرگ الهى مى دانسته و به وسیله آن ها به خدا تقرّب مى جسته اند. این نصوص براى برخى اماكن طبیعى زمین، قداستى قائل شده است. «این ها فرائض و احكامى است كه حفظ مى كنید تا در زمین خدا عمل نمایید تا در تمام روزهاى زندگى آن را در تصرف داشته باشید و همه اماكنى را كه امت ها به پرستش خدایانشان پرداختند، چون كوه هاى سر به فلك كشیده و بلندى ها و زیر سایه درختان سرسبز ویران كنید و محلّ قربانى ها را نابود سازید و بت هایشان را بشكنید و ستون هایشان را به آتش كشید و تمثال خدایانشان را محو كنید و نامشان را از این مكان بزدایید و شما مانند آنها براى خدایتان عمل نكنید بلكه به جایى كه خدایتان براى تبارهاى شما برگزیده و به نام هریك نهاده، بروید و قربانیان و هدایا و نذورات و عبادت ها و گاو و گوسفندهاى بِكر را تقدیم كنید.

این نص توراتى تأثیر عمیقى در درون برخى یهودیان نهاده كه سالانه به این اماكن ویژه طبیعت ـ كه اجدادشان متصرف شده و اهالى آن سرزمین ها را مى كشتند و مى سوزاند ـ آهنگ حج كنند و قربانیان و هدایا و نذوراتشان را تقدیم نمایند و همانگونه كه در بخش اخیر این دستور آمده، نماز بگزارند و گوسفند و گاو بكر هدیه دهند یا قربانى كنند و آتش برافروزند و به نبرد تاریكى بروند.

چنین حجى، در حقیقت همان عادات دوران بت پرستى است كه یهودیان قبل از بعثت حضرت موسى(علیه السلام)، اقتباس كرده و به فرزندانشان در طى قرون، به ارث گذاشته اند تا سنت هاى نژادى را پاس دارند و آب و رنگ دینى به آن بدهند.

دكتر ظاظا حسن گوید: یهود یا بنى اسرائیل از درختان و كوه ها و تپه ها و چشمه هاى آب و چاه ها زیارتگاه هایى درست كرده و به حج این اماكن مى روند و بدان تبرّك مى جویند و معبدهایشان را بنا مى گذارند...

اما چشمه ها و چاه هایى كه یهودیان آهنگ زیارت آن مى كنند، مشهورترین آنها «قادش» است كه مفهوم آن قداست است و در لغت عربى «عین قدیس» چشمه مقدس تلفظ مى شود. و نیز «بئر سبع» كه در صدر همه قرار دارد و در جنوب غربى غزه واقع است و سامیان پیشین بنى اسرائیل و بعضى دیگر عقیده داشته اند كه این چاه مسكونى است یعنى موجودات نامرئى از فرشتگان و جنّیان در آن زندگى مى كنند و عدد آن ها هفت مى باشد و اگر كسى نقض سوگند كند یا به عمد دروغ بگوید بر اوست كه همراه طرف مخاصم خود نزد این چاه رفته و هفت بار بر خود لعن كند تا نسلش منقطع گردد و به مرگ همه عزیزانش مبتلا شود و مال و جان و شرفش آسیب پذیرد و آواره زمین شود و گوش و چشم و عقلش را از دست بدهد.

چكیده و نتیجه گیرى

خلاصه كلام: دیانت یهودى، حج را به عنوان یك عبادت با آثار مادى و معنوى مى نگرد; همانگونه كه دین اسلام و سایر ادیان توحیدى و غیر توحیدى چنین نگرشى به حج دارند. ولى تفاوت در ماهیت این عبادت و آداب و اعمال و شعائر و مكان و زمان آن است. هدف عمده مقاله این است كه بگوید آنچه یهودیان به عنوان حج انجام مى دهند، موافق چیزى نیست كه پیامبرشان به عنوان شریعت آسمانى آورده و آن توجه خالصانه و صحیح به مكان مطلوب و زمان معین و مناسك واجب آن باشد.

حج از زمان خلیل، ابراهیم(علیه السلام) بر مردم واجب شده، چنانكه آیه كریمه { وَ أَذِّنْ فِی النّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوكَ رِجالاً وَعَلى كُلِّ ضامِر یَأْتِینَ مِنْ كُلِّ فَجّ عَمِیق }بیانگر است. این فریضه آسمانى مكان و زمان را معین ساخته و براى انجام آن شرط استطاعت را قائل شده است: { وَ لِلّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلاً...} ; «بر عموم مردم است در صورت استطاعت، حج بیت الله الحرام كنند.» این دعوت عام است و ویژه مسلمانان نیست و تنها مؤمنان یا فرقه خاص یا قبیله و نژاد به خصوص به آن مكلف نیستند و از آیه كریمه: { إِنَّ أَوَّلَ بَیْت وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذِی بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمِینَ} استفاده مى شود كه خداوند این خانه را براى گروه هاى خاصى از بندگان قرار نداده كه بركت و هدایت و رحمت و آمرزش ویژه آنان باشد و دیگران محروم بمانند.

از امام موسى بن جعفر(علیهما السلام) تفسیر آیه { وَ لِلّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعالَمِینَ} راپرسیدند. حضرت فرمود: «مَنْ قالَ لیس هذا هكَذا فَقَدْ كَفَر»; «كسى كه بگوید مطلب چنین نیست كه آیه مباركه مى فرماید، همانا كافر شده است.»

آرى حج به غیر خانه خدا، از هیچ انسانى پذیرفته نیست و بدعت و مردود است و معناى حج حقیقى را ندارد.

خداوند در آیات كریمه قرآن، آمیختن حق و باطل را محكوم مى كند و گمراه

ـ57ـ

ساختن مردم را مردود مى شمارد... چنانكه مى فرماید: { لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ} .

و یهودیان خود مى دانند كه خداوند حج را تشریع فرموده است و نیز از قداست بیت الله الحرام آگاهى دارند و مى دانند كه جدشان ابراهیم(علیه السلام) خانه اى را براى بندگان خدا بنا نهاده است، با این حال حق را انكار كرده و با باطل آمیخته اند و به مكان هایى كه هواى نفسشان طلبیده و تعصّب نژادى شان حكم كرده، رهسپار شده و این سنت الهى را به انحراف كشیده اند و در توالى نسل ها حقیقت بر آنها مشتبه گردیده است و مقدسات حقیقى و معتقدات واقعى ضایع گشته و هواهاى نفسانى نقش خود را بازى كرده است و این خصلت انسان است كه اگر تحت ضابطه اى صحیح و زیر نظر ارشادگرى صالح نباشد دستخوش هواى نفس مى شود... خداوند همه را از انحراف نگهدار باشد!

 

 

 

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 10:10 1387/10/12
1

حج در آیین مسیحیت

مسیحیان نیز همانند یهود، در آیین خود، راه و روش هاى متعددى را پیموده اند كه زاییده خیالات و تصورات آن هاست و آنچنان این نظرات و تصورات در ذهن آنان جلوه كرده، كه خود را به حق و دیگران را در مسیر باطل پنداشته اند!

حج را نیز بدینگونه تعریف كرده اند كه در پیرامون نمادهاى مورد تقدیس خود، به طواف پردازند و قربانى كنند و نذوراتى تقدیم نمایند... و با گریه و تضرّع، آمرزش گناهان خود را بخواهند و برخى از آن ها لذّت هاى حلال دنیا و خواسته هاى مشروع را بر خود حرام سازند و طریق رهبانیت بپیمایند و از مریم عذرا اسوه گیرند و مسیح را به خدایى برگزینند تا گناهانشان را بیامرزد و به بهشت رهنمون گردد.

مسیحیان به فرقه هاى گوناگونى تقسیم شده اند و هر فرقه اى از آنان طریقه خاصى را در حج و مراسم و آداب ویژه آن، اتخاذ كرده است.

كتاب تحریف شده مسیحیان، انجیل، اعیاد دینى همچون عید «فِصح»و «عید قیامت» و «عید المیلاد» و «عید فطاس» را به آنان اختصاص داده و اعیادشان بیشتر با مراسم و آدابى شبیه حج همراه است.

یكى از نویسندگان مسیحى به نام «ونسنك» در خصوص حج مسیحیان مى نویسد:

«واژه شناسان عرب، حج را به «قصد» تفسیر كرده اند و این با معناى حج درنظر (مسیحیان) یكسان است. افزون بر این معناى اصطلاحى آن نیز همان است كه در لغت عربى مصطلح است و گویا ماده و معناى این واژه در لغت سامى شمال و جنوب، همان طواف كردن و دور زدن باشد.»

در انجیل تحریف شده واژه اى با عنوان حج وجود ندارد، بلكه تنها از اعیادى نام برده مى شود كه در آن به جشن و شادى مى پردازند و از خداى پدر! و خداى پسر (مسیح)، كه به عقیده آن ها تركیب یافته از «روحِ الهى» و «تكوین انسانى» است، یاد مى كنند. بنابراین، مسیحیت در عقیده، به خدا شرك مىورزد و آیین آن ها را آیین توحیدى نمى توان نامید و ثنویت یا تثلیث بر عقاید آنان حاكم است; «خداى پدر، خداى پسر و روح القدس»

جایگاهى كه خداى پسر در آن متولّد شده، یكى از اماكن مقدسه آن ها به شمار مى آید; جایگاهى كه به اعتقاد آن ها عیسى در آنجا به دار آویخته شد، مكان مقدسِ دیگرِ آنهاست. هرجاكه عیسى نماز خوانده و یا او یا مادرش مریم عذرا ظاهر شده اند، عنوان مقدس گرفته است و به طور خلاصه: هر مكان یا هر زمان، كه این ظهور و تجلّى نمودار گشته و یا با هركس كه ملاقاتى داشته، مورد تقدس و محل زیارت و مراسم سالانه آن ها شده و هر یك را انجیل عید اعلام نموده است. در هر حال، آنچه از مسیحیت به چشم مى خورد، آن چیزى نیست كه در آیین نخستین حضرت عیسى وجود داشته است. (زیرا آیینى كه خود آوردنده آن بوده، آیین توحیدى بوده، اما آیین مسیحیت بر محور توحید نیست. هر آنچه مورد تقدیس قرار مى گیرد به اعتبار انتساب آن به شخص مسیح مى باشد، نه به خداى مسیح).

در خصوص حج و آیین نخستین مسیحیت مى توان گفت كه حضرت عیسى(علیه السلام) نیز از جمله پیامبرانى بود كه به نداى ابراهیم خلیل(علیه السلام) پاسخ داد; آن گاه كه به امر خداوند آهنگ حج داد.

عیسى(علیه السلام) از پیامبران اولوالعزم بود و مى دانست كه نداى ابراهیم جهانشمول است و به شریعت خاص اختصاص ندارد، بلكه شامل همه ادیان آسمانى و همه پیامبران و مرسلین مى گردد و تكلیفى است عام بر همه مكلّفین.

آنگونه كه از روایات استفاده مى شود، همه پیامبران به حجّ خانه خدا آمده اند. این روایات كه از پیامبر گرامى و ائمه(علیهم السلام) نقل شده، تأكید مىورزد كه عیسى بن مریم روح الله به كعبه مشرفه آمده و حج خانه خدا گزارده است. از سخن پیامبر(صلى الله علیه وآله) آورده اند كه فرمود:

«وَ الَّذی نَفْسُ محمّد بِیَدِهِ لَیُهِلَّنَّ ابنُ مریم بِفَجِّ الرَّوحاءِ حاجّاً أو مُعْتَمِراً أَو لیثنیهما».

سوگند به آن كس كه جان محمد(صلى الله علیه وآله) در ید قدرت اوست فرزند مریم از گردنه «روحا» عبور كرده در حالیكه صداى خود را به لبیك گفتن برداشته و به حج یا عمره، یا هر دو عزیمت نموده است.

و از قول امام صادق(علیه السلام) در روایتى آمده است:

«وَ مَرَّ عِیسَى بْنُ مَرْیَمَ بِصِفَاحِ الرَّوْحَاءِ وَ هُوَ یَقُولُ لَبَّیْكَ عَبْدُكَ ابْنُ أَمَتِكَ لَبَّیْكَ»

«عیسى بن مریم از صفائح الروحاء گذشت، در حالى كه مى گفت: لبیك! بنده تو و فرزند كنیز تو! لبیك.»

در مورد زمان حج پیامبران به سوى بیت عتیق; و از جمله آن ها حضرت عیسى(علیه السلام)، امام على بن موسى الرضا(علیه السلام)مى فرماید: «زمان حج آن دهه ذى حجه بوده است... وآن پیامبران عبارتنداز: آدم، نوح، ابراهیم، عیسى، موسى و محمد(علیهم السلام)و دیگر پیامبرانى كه در این مقطع زمانى حج خانه خدا نموده اند و این سنت شد براى فرزندان آن ها تا روز قیامت»(1).

بدین ترتیب، حج حضرت عیسى كه یكى از پیغمبران اولوالعزم است، امكان ندارد مخالف حج پیامبران دیگر باشد و اینكه بیت المقدس یا مكان دیگرى را براى حج خود و پیروانش قرار دهد.

انحراف مسیحیان در حج

مسیحیان نیز مانند یهود، از سنت هاى الهى و راه انبیا منحرف شدند و تعالیم پیامبرشان را نادیده گرفتند و آموزه هاى شریعت را در حجاب هاى تحریف و كتمان پنهان داشتند.

قرآن كریم در آیات بسیارى، از این انحراف سخن گفته و آنان را مورد نكوهش قرار داده، مى فرماید:

{ قُلْ یا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى شَیْء حَتّى تُقِیمُوا التَّوْراةَ وَ اْلإِنْجِیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لَیَزِیدَنَّ كَثِیراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْیاناً وَ كُفْراً فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِینَ}

بگو اى اهل كتاب، شما را دستاویز استوارى نیست، جز آن كه تورات و انجیل و آنچه را از سوى پروردگاتان بر شما نازل شده، به كار بندید. اما بسیارى از آن ها از روى طغیان و كفر دستورات فرود آمده از سوى خدا را كم و زیاد مى كنند، پس بر این قوم كافر متأسف نباش».

آیه به صراحت بیان مى كند كه اعمال اهل كتاب پذیرفته نیست جز آنچه را مطابق دستور خداوند انجام دهند. عیسى(علیه السلام) همانند سایر پیامبران بشارت دهنده و بیم دهنده بوده، اما مسیحیان پس از وى دو گروه شدند; گروهى به بت پرستى پیشین برگشتند و گروه دیگر، نام عیسى را بر زبان رانده و همه چیز را در او خلاصه كردند و بدین ترتیب تمام معتقدات مسیحیان بر محور وجود عیسى دور مى زند.

اعیاد مهم مسیحى، به حوادثى در زندگى مسیح مرتبط مى گردد. نماد عقیده مسیحیّت صلیب است كه به عیسى مسیح اشاره دارد. نماز و نیایش مسیحیان رو به مسیح دارد; چرا كه آنان بر این باورند كه براى انسان امكان آن نیست با خدا صحبت كند، بنابراین عیسى را باید مخاطب خود قرار دهد و به نیایش با او بپردازد.

نویسنده مسیحى «فرتز راید نور» مى گوید:

«كلید عقاید مسیحیت این است كه در واقع مسیح عامل پیدایش معتقدات آیین مسیحى مى باشد و هم اوست كه مجموعه اینها را در خود جمع مى كند.»

بر این اساس، جامعه مسیحى، اماكنى را كه یاد و خاطره مسیح را تداعى مى كند و از شخص او یا شخصیت مادرش مریم، در رهگذر تاریخ تا به امروز جلوه و نمودى دارد، براى اعیاد سالیانه و آداب دینى و حج برگزیده اند كه این اماكن مقدس را در ذیل مى نگریم:

1 ـ برخى از مسیحیان به سوى بیت المقدس در فلسطین جایى كه صلیب اصلى عیسى بن مریم قرار دارد، رهسپارند و با این حركت به سنت ملكه «هیلانه» تأسّى مى جویند.

2 ـ گروه دیگر به كنیسه «رومه» رم در ایتالیا رو مى آورند.

3 ـ برخى از آن ها به «لورد» در فرانسه، آنجا كه معتقدند جناب مریم براى آنان تجلّى كرده، حج مى گزارند.

4 ـ جمعى از آنان به كنیسه «فاطیما» متوجه اند; زیرا بانویى بزرگ و نورانى به نام فاطیما در آنجا تجلّى كرده است.

5 ـ عدّه اى از آن ها به اماكن متفرّقِ دیگرى مثل قبرهاى پیشینیان خود یا كوه ها و بخش هاى دیگرى از طبیعت روى مى آورند.

اكنون به هر یك از این موارد نظر مى افكنیم و موضع جغرافیایى هر یك و تاریخ آن را به اجمال از نظر مى گذرانیم

1 ـ حج بیت المقدس

در هیچ یك از نصوص تورات و انجیل و دیگر آثار معتبر، نشانه اى از حج به بیت المقدس وجود ندارد و این تنها سنتى است كه به علل خاصى رایج شده است. عامل اساسى این را در تبعیت از سنت ملكه «هلن» (Helene) مادر امپراتور قسطنطنیه باید كاوید كه نامبرده، چوبه دارى را كه حضرت عیسى بر آن به دار آویخته شد، كشف كرد و آن روز را روز مبارك و عید مسیحى قرار داد كه همه ساله در آن روز حج مى گزارند; روزى كه به «عود مقدس» موسوم است.

«هلن كه از مروجان آیین مسیحى بود، در سال 326 میلادى، سیاحتى را به شرق آغاز كرد و در خلال آن اماكن مقدس فلسطین را زیارت كرد و كنیسه هایى را دور اورشلیم و بیت لحم بنیان نهاد. مى گویند او موفق شده در این سیاحت، عود صلیب و چوبه دار حقیقى مسیح را پیدا كند.

او اهتمام بلیغى داشت كه جایگاه حوادث مهم جامعه مسیحى را كشف كند و معبدهایى را به عنوان یادمان این حوادث بنیان نهد.

مسیحیان «كنیسه قبر مقدس» را كه در كنار كوهى بنا شده و معتقدند مسیح آنجا به دار آویخته شد، گرامى مى دارند. این كنیسه در شهرى قرار گرفته كه سلطان سلیمان قانونى در سال 1541 م. بنا نهاد و در شرق شهر قدیمى قرار دارد... هنگامى كه ترك هاى سلجوقى، مسیحیان را از زیارت بیت المقدس مانع شدند و كنیسه قبر مقدس (كنیسه قیامت امروز) را ویران كردند، جنگ هاى صلیبى در گرفت و در سال 1099 م. آن را صلیبى ها متصرف شدند.

زیارت یا حج كنیسه قیامت (كنیسه قبر مقدس) به اعتقاد مسیحیان معمولاً در عید سالیانه فصح صورت مى پذیرد كه عید بزرگ مسیحیان است و به اعتقاد مسیحیان، قیامت مسیح در میان مردگان مى باشد و زمان این زیارت از 22 مارس تا 25 آوریل مى باشد و بسیارى از اعیاد عمده مسیحیان به عید فصح ارتباط دارد و قبل از این زیارت روزه بزرگ مسیحى ها است كه چهل روز ادامه دارد و مصادف با آلام مسیح است.

«عید فصح» یك عید آیینى است كه اوامر و نواهى مخصوصى چون روزه و نماز و دعا و نذورات و قربانى و دیگر آداب دینى را در برمى گیرد و با عید مشهور میلاد مسیح كه یادواره تولّد مسیح است، تفاوت بسیار دارد.

در عید میلاد نیز زیارت كنیسه قیامت را مستحب مى دانند و اگر زیارت آن میسّر نشد، هر كنیسه دیگر را كه بتوانند زیارت مى كنند.

در هر حال، حج به كنیسه قیامت در بیت المقدس كه سنتى بر جاى مانده از ملكه هلن مى باشد و تذكار جستجوى صلیب مسیح است، طى نسل ها به عنوان یك سنت مورد توجه قرار گرفته تا بدانجا كه به عنوان یك فریضه دینى و اطاعت امر الهى ـ كه به زعم آن ها عیسى تشریع نموده ـ درآمده است، حال آنكه حقیقت این حج جز میراث هلن نیست و آن را حج الهى نمى توان نامید.

2 ـ معبد رومه در ایتالیا

رم از شهرهاى مهم و مقدس ایتالیا در نگاه مسیحیان است. از دیرباز مركز فرهنگى، هنرى و دینى به شمار مى آید و آن را شهر جاویدان یا شهر مقدس مى نامند. رم از شهرهاى بزرگ ایتالیا است كه تاریخ آن به قرن هشتم قبل ازمیلاد مى رسد و در گذشته پایتخت جمهورى روم و سپس مركز امپراتورى رم بوده است. و نیز مركز تبشیرى پاپ و امروزه پایتخت جمهورى ایتالیا و مركز فعالیت هاى ادارى و روحانى كلیساى كاتولیك رم و به تعبیر دیگر پایتخت رهبرى پاپ در آنجاست.

در تاریخ تمدن آمده است: عوامل متعددى وجود دارد كه پایتخت رم را به صورت مركز فعالیت هاى مسیحى و محل تلاقى ملّیت هاى مختلف درآورده. این شهر از زیبایى خاصى برخوردار است و آثار باستانى جذابى دارد. مقر كلیساى كاتولیك و حكومت پاپ به شمار مى رود و دل هاى بسیارى از مسیحیان را كه به عیسى(علیه السلام) عشق مى روزند، به خود متوجه ساخته و كلیساى آن زیارتگاه سنواتى و مركز تجارى و تفریحى شده است.

آهنگ حج به این كلیسا به اعتقاد ما چیزى جز تفریح و گردشگرى نیست و فاقد بُعد معنوى مى باشد و این نوع تفریحات سنواتى در هر مكان و زمانى ممكن است و هیچ یك از شرایط حج و بندگى را ندارد و این گونه سفرها با توجه به اوضاع اجتماعى غرب و افعال ضدّ اخلاقى كه رخ مى دهد، امورى است كه خداوند بدان راضى نیست و حضرت مسیح از آن تبرّى مى جوید، با این حال جاى شگفتى است كه نام حج بر آن نهاده شود.

3 ـ كلیساى لورد در فرانسه (loord)

آهنگ حج به این كلیسا در سال 1858 ; یعنى هیجده قرن پس از میلاد مسیح(علیه السلام)رایج شده و انگیزه آن این بود كه یكى از راهبه هاى كلیسا مدّعى شد مریم عذرا را مشاهده كرده! در حالى كه در جوار غارى قرار دارد كه در نزدیكى آن كلیسا تجلى نموده است.

«لورد» شهرى است در بخش معلوف مى نویسد: كتاب هاى مسیحیان مدعى است كه «برنادت سوبرویس» متولد سال 1844 در لورد فرانسه مریم عذرا را در سن 12 یا 14 سالگى زیارت كرده و او را به تأسیس این معبد توصیه نموده است.(2) شك نیست كه ظهور جناب مریم وتجلّى آن براى نصارى هر چند شایع شده است، اما زاییده تخیّلات یاوه عناصر افراطى و یا ساخته و پرداخته اغراض سیاسى، اجتماعى یا تبشیرى یا عوامل دیگرى است. هر چند این غار باب المراد آنان گشته است و با نذورات و دیگر دستاویزها، حاجات خود را آنجا طلب مى كنند. شب هایى را به گریه و زارى مى گذرانند و آمرزش گناهان خود و شفاى بیماران خود را مى خواهند. مایه شفگتى، ساده لوحىِ برخى مسیحیان است كه این اماكن را جایگاه حج مى نامند كه خداى جان و مسیح و مادرش پرستش مى شوند. كتاب هاى آن ها با جرأت تمام به نقل آن مى پردازند و تنها به اظهارات دختر بچه اى كه مدعى است در آن جا مریم عذرا را دیده، دل مى سپارند.

4 ـ كینسه فاطیما در پرتقال

داستان فاطیما بر محور قضیه اى مى چرخد كه در اروپا اتفاق افتاده و توجّه جهان مسیحى را به خود جلب كرده و در زمره آداب و شؤون ویژه مسیحیان درآمده و به نوعى با جهان اسلام مرتبط مى گردد.

فاطیما قریه اى است در شبه جزیره فیبرى در غرب اسپانیا و در شهرى به نام «لیشبونه» قرار دارد; سرزمینى كه عبدالرحمان در سال (710 م) فتح كرد و تا قرن یازدهم میلادى در قلمرو اسلام قرار داشت و سپس اروپا آن را متصرف شد و اسلام از آن سرزمین رخت بربست و بیشتر مردم آن مسیحى اند.

این قریه در سال 1917 م ناگهان به صورت زیارتگاه مسیحیان و مقصد زائران درآمد و آنچه مایه شگفتى پژوهشگران است، چگونگى آمیختگى تعالیم مسیحى با تعالیم اسلامى; به خصوص در دیدگاه مردم قریه است كه كلیساى فاطیما در آن واقع است.

داستان از اینجا آغاز مى شود كه سه كودك روستایى شاهد حادثه اى مى شوند كه در حوالى روستا براى آنان تجلّى مى كند و سپس سرچشمه اعتقادى عمیق براى اهل روستا مى شود. (اجمال این حادثه به قولى چنین است كه سه كودك شاهد تجلّى نورى شدند كه به باور آن ها فاطمه زهرا(علیها السلام) بوده و تسبیحات حضرت زهرا را به آن ها آموخته كه به نقل تاریخ نگاران زائران مسیحى در كلیساى فاطیما اجتماع مى كنند و تسبیحى به دست مى گیرند و هر یك به لغت خود آن تسبیحات را مى گویند.

قول دیگر در این حادثه این است كه مریم(علیها السلام) ظهور كرده و این مكان را قداست بخشیده ولى نام فاطیما روى این كلیسا با وجه دوم سازگار نیست، اگر فاطیما همان فاطمه باشد.

در هر حال، از آنجاكه اعتماد كامل به نقل مزبور نبود، از ترجمه تفصیلى آن خوددارى شد (و الله اعلم ـ مترجم).

در هر حال انبوه زائران، صدها كیلومتر طى مسافت مى كنند و از اطراف و اكناف به حج و زیارت این كلیسا مى آیند و به نذورات و ادعیه و آداب و اذكار مخصوص مى پردازند.

5 ـ حج دیگر اماكن مقدس

افزون بر آنچه از اماكن مقدس مسیحیان ملاحظه شد، مكان هاى دیگرى هست كه برخى از آن ها را زیارت مى كنند; مانند قبور مردگان و بعضى اشجار كه آن ها را شجره عید میلاد مى نامند و برخى كوه ها و اشیاى دیگر كه نیاز به شرح آن نیست.

پی‏نوشتها:

 

پی‏نوشتها:

 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

1 ـ فصح، واژه عربی است که نزد یهودیان و مسیحیان از اعیاد مقدس به شمار می‏آید. یهودیان آن را مقدس می‏شمارند و آن را یاد عبور از بحر احمر و خروج بنی اسرائیل از مصر می‏دانند.

 

این واژه در نزد مسیحیان جشن یاد بود صعود عیسی است.

 

فصح، معرب فسح، واژه عبری و به معنای عبور و در بر دارنده معنای نجات است.

 

بر گرفته از: فرهنگ دهخدا، واژه فصح.

 

2 ـ دائرة المعارف اسلامی، گروه مستشرقان 7/304

 

3 ـ مسند احمد، ج2، صص240 و 272 و 290، با اندک اختلاف.

 

4 ـ بحارالانوار، ج99، ص185 و کافی، ج4، ص 213 باب حجّ الأنبیاء...

 

5 ـ همان. و وسائل‏الشیعه، ج11، ص274 . وَ فِی الْعِلَلِ وَ عُیُونِ الاْءَخْبَارِ بِأَسَانِیدَ تَأْتِی عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ الرِّضَا علیه‏السلام قَالَ: «إِنَّمَا جُعِلَ وَقْتُهَا یَعْنِی عُمْرَةَ التَّمَتُّعِ عَشْرَ ذِی الْحِجَّةِ لاِءَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَحَبَّ أَنْ یُعْبَدَ بِهَذِهِ الْعِبَادَةِ فِی أَیَّامِ التَّشْرِیقِ وَ کَانَ أَوَّلُ مَا حَجَّتْ إِلَیْهِ الْمَلائِکَةُ وَ طَافَتْ بِهِ فِی هَذَا الْوَقْتِ فَجَعَلَهُ سُنَّةً وَ وَقْتاً إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ فَأَمَّا النَّبِیُّونَ آدَمُ وَ نُوحٌ وَ إِبْرَاهِیمُ وَ مُوسَی وَ عِیسَی وَ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وَ غَیْرُهُمْ مِنَ الاْءَنْبِیَاءِ إِنَّمَا حَجُّوا فِی هَذَا الْوَقْتِ فَجُعِلَتْ سُنَّةً فِی أَوْلادِهِمْ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ».

 

6 ـ مائده : 68

 

7 ـ مائده : 68

 

8 ـ چگونه باید مسیحی بود؟ ص176

 

9 ـ معجم الحضارة السامیة، هنری س. عبودی.

 

10 ـ العرب و الیهود فی التاریخ، د. احمد سوسته.

 

11 ـ همان منبع.

 

12 ـ الموسوعة العربیة المیسّره، 1247

 

13 ـ موسوعة المورد، ج6، ص148

 

14 ـ المنجد.

 

15 ـ الحج عبر الحضارات و الأمم، منبع همین ترجمه، صص127 ـ 129

 

16 ـ همان منبع.

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.