userinfo close

  ,

گفتگوی ادیان


iid

تاسیس: 2 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: امیر محمدی - معاونان
- این كلوب به طور مشترک توسط دوستان مسلمان ، زرتشتی ، مسیحی ، یهودی و صابئی مدیریت میشود
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
6
900
87/10/12 (11:02)
10
617
90/4/11 (10:08)
27
286
91/3/6 (00:11)
70
527
91/2/31 (16:43)
0
114
91/2/25 (17:04)
16
61
91/2/10 (15:25)
21
204
91/1/28 (19:51)
179
3284
91/1/26 (15:19)
20
216
91/1/25 (13:58)
79
486
91/1/29 (17:46)
106
770
91/1/22 (12:50)
32
622
91/1/7 (21:28)
148
1031
90/12/29 (01:40)
101
1022
90/12/21 (23:58)
22
252
90/12/20 (21:12)
38
265
90/11/21 (23:39)
487
2737
90/10/24 (23:32)
21
168
90/10/8 (19:38)
20
261
90/9/25 (01:23)
87
880
90/9/19 (18:45)

عنوان بحث :: این بحث را 2 نفر دنبال می کنند.

سروش ت , qoqnos
سروش ت - 03:00 1387/04/28

چرا ادیان هر کدام خود را بهترین می دانند؟

چرا ادیان هر کدام خود و دین خود را بهترین می دانند؟

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
امین رفعتی , borkiitalynafaso
امین رفعتی - 11:00 1390/11/21
38
انا خیرمنه
پرستو ب , panteha686
پرستو ب - 12:37 1390/07/22
37
نقل قول از : پروین طالبان پیرا

سلام سوالی داشتم ؟!
چرا اسلامگراها اول به جای ( بسم الله الرحمن الرجیم ) میگویند ( اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ) !!؟
با عشق : پروین

salam
man hamıshe aval mıgam besmeAllah rahmane rahım baad mıgam azoobellah mena sheıtane rajım
پروین طالبان پیرا , parvin2
36

سلام سوالی داشتم ؟!
چرا اسلامگراها اول به جای ( بسم الله الرحمن الرجیم ) میگویند ( اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ) !!؟
با عشق : پروین

اندیشمند مسلمان , defence
35
نقل قول از : اندیشمند مسلمان

وضعیت دو دین از دو حال خارج نیست، یا عین هم هستند یا عین هم نیستند. اگر عین هم باشند، در واقع دوئیت و دوگانگی بینشان وجود ندارد، و در اصل یکی هستند. ولی وقتی عین هم نیستند، لازمه اش وجه تمایز است. این وجه تمایز یا در یک چیز مثبت است که یکی دارد و دیگری ندارد، یا در یک عیب است که یکی دارد و دیگری ندارد.

حالا یک دین، وقتی دینی را به عنوان دینی غیر از خودش می شناسد، به معنای این است که آن دین یا عیبی دارد که آن عیب خودش ندارد، یا یک نقطۀ مثبت دارد که خودش دارد و آن دین فاقد آن است.(بدون شک اگر روال وارونه باشد، این دین دارای تناقض داخلی است، یعنی دینی که خودش قبول داشته باشد که دارای عیبی هست که سایر ادیان فاقد آن هستند، یا چیز مثبتی در سایر ادیان هست که در خودش نیست، قاعدتاً خودش، بر نقصان خودش واقف است)

اینجا، این دین دو راه دارد: یا باید آن دین را به رسمیت بشناسد، و یا باید آن دین را رد کند. حالت اوّل، یعنی پذیرفتن دینی که دارای نقص است، بدون شک یک ایراد است، و اگر چنین کند خود را زیر سؤال برده است(این نقدی است که بر بهائیت وارد است، زیرا تمام ادیان را درست می داند!)، پس فقط راه دوّم منطقی است.

پس منطقی است که یک دین وقتی خودش را حق می داند، سایر ادیان را باطل بشمارد.

پاسخ من، به طور مشابه در پاسخ به سؤال ایشون هم کاربرد داره، من پاسخ کلّی رو دادم. حالا بر اساس همون روال، هر دینی خودش رو از دینی غیر از خودش بهتر می دونه. توی این زمینه، بهائیت هم پرادعاست.


با سلام. نظر به اینکه دوستان به من خرده گرفتند که خودت هم داری به انحرف بحث کمک می کنی، بنده در مورد بحثی که با دوستمان جناب سام داشتیم، قضاوت را به مخاطبین کلوب وامیگذارم و بحث را به محور اصلی باز می گردانم.

منتظر نقطه نظرات دوستان عزیز در مورد بحث اصلی هستیم.
سام مخدوم خدایان , emptiness
34

جناب اندیشمند عزیز

من با منطق و فلسفه و حتی اصول فقه و متون فقه هم اشنایی کافی دارم چون رشته من در رابطه با علوم انسانی است و در مورد اینها درس دانشگاهی پاس کرده ام  ، و از اونجایی که در رشته حقوق تحصیل میکنم با روش استدلال به خوبی اشنا هستم .  البته ممکن است در حال حاضر مسائل مقولات 12 گانه کانت یا نقدهای فیلسوفان تحلیلی بر ان را فراموش کرده باشم ولی خب در حد که لازم دارم در خاطره ام مانده است.

برداشت شما از بعضی مسائل واقعا مایه تعجب من است و بسیار عجیب و خارق العاده است که من فکر میکنم این نوع طرز تفکر شما درست نیست ، من ان لینک را برای دوستان گذاشتم که ازین بحث ب من و شما بهره ای ببرند و بفهمند منظور ما از مغالطه جلب ترحم چه بوده است. و دوستانی که سوادهای انچنانی در علوم مختلف دارند تصور نکنند با بحث پیچیده ای روبرو هستند!

من نیازی ندارم که کسی فکر کند من منطق و فلسفه میدانم ، این کارها برای کسانی است که ضعف فکری دارند و با این کار میخواهند ضعف خود را پر کنند . که البته این افراد در جامعه زیاد هستند که فکر میکنند اگر چند بیت شعر حفظ کنند یا چند اصطلاح فلسفی یا روانشناسی یاد بگیرند و در هر جای بی ربطی از ان بهره ببرند مثلا شخصی راجع به خواص دعا صحبت میکند پای فلسفه علم کوهن و تفاوت ان با فلسه علم پوپر را به میان بکشندیا وقتی یک بیت شعر میگویی برای اینکه بگویند ما هم با فلسفه جدید اشنا هستیم از نظرات هادیگر راجع به شعر و مسائل مربوط به ان صحبت میکنند که همه تصور کنند بسیار انسان فاضلی هستند. اصولا این طرز تفکرات و اظهار فضلها برای انسانهای ضعیف است. تفکر من اینقدر قوی هست که با ندانستن خیلی مسائل هم به ان خللی ایجاد نمیشود.من به قدر کافی هم کتاب خوانده ام  و همینطور که گفتم ممکن است خیلی ازونها رو فراموش کرده باشم ولی حد اقل میدانم چه  کسی و در چه جایی ان مطلب را گفته است و برای اینکار فقط لازم است کتابخانه شخصی ام را جستجو کنمو اگر از ان ادمها بودم که از روی ضعف فکری به ، به رخ کشیدن علم خود روی می اورند (که البته از اینجور ادمها متاسفانه  در محیط دانشگاهها به وفور و به فراوانی یافت میشوند)، برایم  بسیار بسیار کار ساده ای بود.  و مطمئن باشید معلومات من در حدی هست که اگر بخواهم ازین کارها بکنم از راههای خیلی بهتر و بسیار خوبی میتوانم بهره ببرم(که البته من هیچ وقت دست به این کار نمیزنم)

مطمئن هم باشید من خواندن یک مقاله ناقص را در حکم دانستن منطق نمیدانم. 

مسئله ای که خیلی از دوستان دارند این است که فکر میکنند با حفظ کردند چند اصطلاح مغالطه منطق دان میشوند در حالی که کسی با خواندن یک مقاله یا یک کتاب منطق دان نمیشود . هر مغالطه ای هم یک سری ارکان دارد و وقتی طرف مقابل در حال مغالطه است که این ارکان در ان محقق باشد.

من مخصوصا ان مقاله را قرار دادم که دوستان با حقیقت این مغالطات اشنا بشوند و بفهمند واقعا من مغالطه کرده ام یا نه. مردم ایران هم متاسفانه معلومات کمی دارند و بسیار زود باور هستند و من مخصوصا ان را گذاشتم .

درین مورد که فرمودید من حوصله بحث ندارم بله کاملا درست است ،برای من مطلقا اهمیتی ندارد که شما یا دوستانتان مرا شیطان پرست کافر و غیره بخوانید و عقاید مرا کاذب بخوانید و ان را نقد کنید یا هر چیز دیگر و من هیچ وقت درین موارد با شما و نه هیچ کس دیگه وارد بحث نمیشوم.کما اینکه در همینجا دوستان مسلمان بارها مرا کافر و ... قلمداد کرده اند که من هم کوچکترین اعتراضی به این موضوع نکرده و نمیکنم.

بحث کردن راجع به چیزی که من راجع به ان حقیقت را میدانم کاره بیهوده است و من علاقه ای به وقت تلف کردن ندارم ، ضمن اینکه من همه چیز را در یک سیر تاریخی میبینم و کنار رفتن بعضی تفکرات از صحنه روزگار را یک فرایند طبیعی تاریخی میبنم که درین مورد نیازی به بحث هم نیست.

البته این را هم بگویم که اعتقاد همه مردم برای من محترم است و همیشه هم اینگونه بوده و تا کسی از اعتقاد من سوال نکند راجع به این مسائل صحبتی نمیکنم(تازه اگر هم سوال کند معلوم نیست که صحبت کنم)

ولی من اصلا خوشم نمی اید کسی به من متلک بگوید و بعد ازینکه از او درخواست میکنم اینگونه نکند بیهوده تهمت مغالطه کند. شخصیت من برای من با ارزش است

حقیقتا من فکر میکنم توضیحم برای شما کافی بوده و نیازی به توضیح بیشتری نمیبنم البته ناگفته نماند که  شما همچنان دوست عزیز من هستی و من به شما احترام زیادی میگذارم

با تشکر از شما

اندیشمند مسلمان , defence
33
جناب سام عزیز،

  اینکه شما این لینک را معرفی کردید به معنای آشنایی شما با منطق نیست، بلکه باید یک سرچ ساده می توان این لینکها را یافت. مهم دانستن و به کار بردن صحیح امور منطقی در بحث است، و نه سرچ و معرفی لینک.

شما حوصلۀ بحث ندارید، ولی حوصله دارید که این بحث را به کل منحرف کنید. برایتان مهم نیست که نظر من در پاسخ به سؤال ایشان صحیح هست یا خیر، ولی حاضرید برای دفاع از یک اشتباه شخصی، ساعتها وقت بگذارید. البته فکر نکنید تأیید یا عدم تأیید شما بر مطلب من، اهمیتی برای من دارد، ولی خود بحث برای من مهم است و به نگر من باید بحث منطقی و صحیح پیش برود.

مغالطات آشکار شما، بر هر فرد اهل منطقی آشکار است:

مغالطۀ جلب ترحم و مغالطۀ حمله به شخص(ادعای اینکه من با به کار بردن واژۀ نازنین به شما توهین کرده ام و ادعای اینکه برای شما شمشیر را بالا برده ام!! و اینکه وقتی به مغالطه محکوم می شوید، به شما بی احترامی شده است!!! و اینکه به شما تهمت زده شده است که مغالطه می کنید!!!)


مغالطۀ مصادره به مطلوب(تحمیل معنای ذهنی خودتان به جای معنی اصلی واژه)

مغالطۀ فرافکنی(انحراف کامل بحث که آشکارا توسّط حضرتعالی انجام شده است)

برای من کار دشواری نیست که اگر اشتباه کرده باشم، بگویم اشتباه کرده ام، ولی اینجا این شما هستید که کارتان اشتباه است، حاضر به قبول اشتباه و خطای خویش نیستید.

شما اتفاقاً در هر پست بیش از پست قبلی مغالطۀ مظلونمایی(جلب ترحم) می کنید، در مرحله اوّل به شما توهین شده بود(چون نازنین خطاب شده بودید!) در مرحله بعد احساس کردید برایتان شمشیر را بالا برده ایم، و حالا می فرمایید که به شما تهمت زده شده است(آنهم با این مغالطات آشکاری که دارید می کنید) و بی احترامی هم صورت گرفته است! خب اگر این مغالطۀ جلب ترحم نیست، پس مغالطۀ جلب ترحم چیست؟!
سام مخدوم خدایان , emptiness
32

جناب اندیشمند عزیز ، درین مورد که شما فرق بین جلب ترحم و مغالطه جلب ترحم را میدانید یا نمیدانید توضیح کافی دادم و دوستان میتوانند ان را بخوانند و بفهمند شما فرمودید:

اگر این بحث برای شما مهم نیست، برای دیگران می تواند مهم باشد، پس آنرا منحرف نکنید

خیر من به این بحث علاقه دارم ، من در قبل گفتم:

یعنی شما فکر میکنید برای من این بحث که جواب شما مربوط به این بحث میشود یا نه اینقدر اهمیت دارد که برای اثبات اینکه به ان مربوط نیست دست به مغلطه میبرم.

برای من این بحث اهمیت دارد ، بحثی که برای من مهم نیست این است که جواب شما به این بحث مربوط میشود یا نه.

من فکر میکنم شما این بحث رو کش دار کرده اید نه من ، بجای اینکه به اخلاق طرف مقابل احترام بگذارید بیهوده تهمت مغالطه گری میزنید اخر هم بجای پذیرفتن حقیقت بحث را منحرف میکنید.

 وقتی من از شما خیلی محترمانه درخواست میکنم که این واژه را نسبت به من بکار نبرید شما بجای اینکه مثلا در صورتی هم که معتقد هستید این واژه ، یک نوع متلک نیست(که از دیدگاه من هست) بگویید: این واژه از نظر من یک متلک نیست ولی اگر شما چنین برداشتی دارید در مخاطب قرار دادن شما از ان استفاده نمیکنم.

تهمت مغالطه گری ان هم ناروا میزنید 

برای دوستانی که میخواهند با مغالطات غیر صوری اشنا بشند توصیه میکنم این رو بخوانند. درین مورد هم توضیح داده شده

http://www.hawzah.net/FA/ArticleView.html?ArticleID=81056&SubjectID=82697

مرسی

اندیشمند مسلمان , defence
31
نقل قول از : سام مخدوم خدایان

با سلام.

جناب اندیشمند ، من ازون واژه چنین چیزی میفهمم و به دلیل حساسیتی که نسبت به ان واژه دارم از شما خواستم که از ان در مورد من استفاده نکنید. شما موظف نیستید که بدانید من نسبت به چه چیزی حساسیت دارم ولی وقتی کسی از شما درخواستی میکند بجای اینکه تصور کنید طرف مقابل مغالطه میکند و برایش شمشیر از رو ببندید( به صرف اینکه میدانید تفکرش با شما متفاوت است) به درخواستش توجه کنید.

در مورد ان مغالطه بله ، در حقیقت شما  بین جلب ترحم و مغالطه جلب ترحم تفکیک قائل نیستید و اشتباه شما هم این است. مغلطه شکلی از یک استدلال نادرست است ، یک استدلال برای اثبات یک نتیجه است . وقتی استدلال و نتیجه ای در کار نیست مغلطه ای هم در کار نیست.

هر کس که جلب ترحم کند ، مغلطه نکرده ، این یک مفهوم خیلی خیلی ساده است و فکر میکنم نیاز به توضیح هم ندارد.

البته قصد من هم جلب ترحم نبوده است ، این هم یک برداشت نادرست از جانب شما است.  

با تشکر از شما 



دوست عزیز، چه نیازی هست که من در مورد استفادۀ شما از مغالطۀ جلب ترحم سخن بگویم، وقتی شما ادعا می کنید  من برایتان شمشیر را بالا برده ام؟! آیا این هم به خاطر به کار بردن واژۀ نازنین است؟
سلام.

شما نه تنها مرتکب مغالطۀ جلب ترحم شده اید، بلکه مرتکب مغالطات دیگری نیز شده اید:

مغالطۀ فرافکنی

مغالطۀ حمله به شخص

مغالطۀ مصادره به مطلوب

اینها همه مغالطات شما هستند و شما آنها را به کار برده اید.

در ضمن بهتر است به جای اینکه برای مغالطه مثل واژۀ نازنین، در ذهن خود معانی خودساخته بسازید و بعد بگویید من فرق جلب ترحم و مغالطۀ جلب ترحم را نمی دانم، بروید و منطق بخوانید تا هم مغالطات را بشناسید و هم از آنها استفاده نکنید.

الان تعداد زیادی از پستهای این بحث، به جدل بی مورد شما بر سر یک کلمه (نازنین) صرف شده است، و شما به واقع بحث را به کلّی منحرف کرده اید.

اگر این بحث برای شما مهم نیست، برای دیگران می تواند مهم باشد، پس آنرا منحرف نکنید و بگذارید کسانی که بحث برایشان مهم است، به تبادل نظر بپردازند. الان با این کار شما، به زودی آخرین پستهای استدلالی هم از صفحه اوّل خارج می شوند.
سام مخدوم خدایان , emptiness
30

با سلام.

جناب اندیشمند ، من ازون واژه چنین چیزی میفهمم و به دلیل حساسیتی که نسبت به ان واژه دارم از شما خواستم که از ان در مورد من استفاده نکنید. شما موظف نیستید که بدانید من نسبت به چه چیزی حساسیت دارم ولی وقتی کسی از شما درخواستی میکند بجای اینکه تصور کنید طرف مقابل مغالطه میکند و برایش شمشیر از رو ببندید( به صرف اینکه میدانید تفکرش با شما متفاوت است) به درخواستش توجه کنید.

در مورد ان مغالطه بله ، در حقیقت شما  بین جلب ترحم و مغالطه جلب ترحم تفکیک قائل نیستید و اشتباه شما هم این است. مغلطه شکلی از یک استدلال نادرست است ، یک استدلال برای اثبات یک نتیجه است . وقتی استدلال و نتیجه ای در کار نیست مغلطه ای هم در کار نیست.

هر کس که جلب ترحم کند ، مغلطه نکرده ، این یک مفهوم خیلی خیلی ساده است و فکر میکنم نیاز به توضیح هم ندارد.

البته قصد من هم جلب ترحم نبوده است ، این هم یک برداشت نادرست از جانب شما است.  

با تشکر از شما 

اندیشمند مسلمان , defence
29
نقل قول از : سام مخدوم خدایان

جناب اندیشمند ،  معنیی که من ازون واژه میفهمم این است  ، در صورتی که شما فکر میکنید این به معنی محترم و غیره است لطفا بجای این واژه از همان واژه ای گرامی و محترم و همانند ان استفاده کنید.،

مغالطه  جلب ترحم  و بسیاری دیگر از مغالطات برای رسیدن به یک نتیجه است ، اصولا یک شخص برای اینکه یک مغالطه بکند به دنبال یک هدف  و رسیدن به یک نتیجه است.

من فکر میکنم شما درست اساس این مغلطه را نفهمیده اید ، یک نفر سعی میکند جلب ترحم کند که با دلسوزی دیگران به نتیجه مطلوب برسد . نه اینکه بیهوده جلب ترحم بکند.

من برای رسیدن به چه نتیجه ای باید چنین کنم جناب اندیشمند؟

یعنی شما فکر میکنید برای من این بحث که جواب شما مربوط به این بحث میشود یا نه اینقدر اهمیت دارد که برای اثبات اینکه به ان مربوط نیست دست به مغلطه میبرم.

با تشکر

 



دوست عزیز، ما موظف نیستیم در زبان روزانۀ خویش بر اساس معنایی که واژه در تک تک اذهان عموم دارند، سخن بگوییم، و معنا و معیار عمومی باید لحاظ شود، ولی در هر حال مشکلی نیست، دیگر شما را نازنین، خطاب نخواهم نمود.

در مورد اینکه مغالطه باید برای یک هدف باشد، این ادعا یا نظر شخصی شماست، علم منطق تا جایی که من می دانم چنین چیزی را نمی گوید، اگر می گوید، نشان بدهید تا ما هم بدانیم.

با سپاس
سام مخدوم خدایان , emptiness
28

جناب اندیشمند ،  معنیی که من ازون واژه میفهمم این است  ، در صورتی که شما فکر میکنید این به معنی محترم و غیره است لطفا بجای این واژه از همان واژه ای گرامی و محترم و همانند ان استفاده کنید.،

مغالطه  جلب ترحم  و بسیاری دیگر از مغالطات برای رسیدن به یک نتیجه است ، اصولا یک شخص برای اینکه یک مغالطه بکند به دنبال یک هدف  و رسیدن به یک نتیجه است.

من فکر میکنم شما درست اساس این مغلطه را نفهمیده اید ، یک نفر سعی میکند جلب ترحم کند که با دلسوزی دیگران به نتیجه مطلوب برسد . نه اینکه بیهوده جلب ترحم بکند.

من برای رسیدن به چه نتیجه ای باید چنین کنم جناب اندیشمند؟

یعنی شما فکر میکنید برای من این بحث که جواب شما مربوط به این بحث میشود یا نه اینقدر اهمیت دارد که برای اثبات اینکه به ان مربوط نیست دست به مغلطه میبرم.

با تشکر

 

اندیشمند مسلمان , defence
27
نقل قول از : سام مخدوم خدایان

با سلام.

جناب اندیشمند ، واژه نازنین(یعنی کسی که ناز میکند!) یک بار تحقیر امیز و زنانه دارد ، مثل دلبرم و غیره که در صورتی که در مورد یک مرد بکار برده شود بسیار ناپسند و زننده است. در صورتی که شما تصور میکنید این واژه مانند بزرگوار و گرامی است ، میتوانید ان را نسبت به یک انسان محترم بجای واژه های بزرگوار و گرامی  بکار ببرید و برخوردش را ببینید.شما تصور میکنید برای من اهمیت اینکه جواب شما مربوط به این بحث باشد یا نباشد انقدر حیاتی است که دست به مغالطه ببرم؟   اصلا من این مسئله را یک بحث که بخواهم راجع بهش فکر کنم هم نمیدانم چه رسد به اینکه بخواهم دست به مغالطه ببرم .

اگر هم شما چنین تصوری دارید که برای من خیلی مهم است که نشان دهم نتیجه استدلال شما مربوط به این سوال است یا سوال دیگر که دست به مغالطه ببرم ، همچنان از شما خواهش میکنم از بکار بردن این الفاظ در مورد من خودداری کنید

با تشکر از شما


سلام جناب سام. خیر گرامی، نازنین به معنای کسی که ناز می کند در اینگونه جملات به کار نمی رود(اینهم یک مغالطۀ اشتراک معانی از شما) و از سوی دیگر، بله من این واژه را در برابر آقایان محترم زیادی به کار برده ام و هیچیک مثل شما ناراحت نشده اند. بهتر است کلمه را در جمله ببینید. اگر یک واژه، به عنوان اسم دختران نیز به کار برود، به معنای زنانه بودنش نیست، درست مثل اعظم، اکرم و... سعی کنید پیش از اینکه برنجید، منظور طرف مقابل را به خوبی متوجه شوید.

امّا اینکه این بحث برای شما مهم هست یا نه، ربطی به مغالطه کردن یا نکردن ندارد. مغالطه نیاز به یک آرمان ندارد! یک خطای منطقی در استدلال افراد است.

به هر روی استدلال من با استحکام کافی سر جایش هست، و اینکه شما به آن اهمیت نمی دهید، خدشه ای بر آن محسوب نمی گردد.


سام مخدوم خدایان , emptiness
26

با سلام.

جناب اندیشمند ، واژه نازنین(یعنی کسی که ناز میکند!) یک بار تحقیر امیز و زنانه دارد ، مثل دلبرم و غیره که در صورتی که در مورد یک مرد بکار برده شود بسیار ناپسند و زننده است. در صورتی که شما تصور میکنید این واژه مانند بزرگوار و گرامی است ، میتوانید ان را نسبت به یک انسان محترم بجای واژه های بزرگوار و گرامی  بکار ببرید و برخوردش را ببینید.شما تصور میکنید برای من اهمیت اینکه جواب شما مربوط به این بحث باشد یا نباشد انقدر حیاتی است که دست به مغالطه ببرم؟   اصلا من این مسئله را یک بحث که بخواهم راجع بهش فکر کنم هم نمیدانم چه رسد به اینکه بخواهم دست به مغالطه ببرم .

اگر هم شما چنین تصوری دارید که برای من خیلی مهم است که نشان دهم نتیجه استدلال شما مربوط به این سوال است یا سوال دیگر که دست به مغالطه ببرم ، همچنان از شما خواهش میکنم از بکار بردن این الفاظ در مورد من خودداری کنید

با تشکر از شما

اندیشمند مسلمان , defence
25
نقل قول از : سام مخدوم خدایان

جناب اندیشمند ، بینش شما برای خودتون قطعا محترمه و بینش من هم برای خودم ، همینطور که گفتم جواب شما ربطی به سوال ایشون نداره اگر شما معتقدید مربوط است که خب پس بینش من شما با هم متفاوت است.

این راجع به بحث ماست ولی لطف کنید از بکار بردن الفاظ تحقیر امیزی مانند نازنین و غیره در مخاطب قرار دادن من خودداری کنید ، چون این نوع ادبیات با این اصطلاحات شروع میشود و به جاهای دیگر ختم میشود .

و متاسفانه من کسی نیستم که به اینگونه مسائل علاقه داشته باشم و ازین طرز برخورد هم خوشم نمی اید.

با تشکر از شما



سام عزیز، اوّلاً پاسخ من کاملاً با سؤال ایشان ارتباط دارد و شاید پاسخ دقیق سؤال ایشان باشد، ولی بنده روی این مسئله پافشاری نمی کنم و قضاوت را به مخاطب واگذار می کنم، مگر اینکه شما سعی کنید به من ثابت کنید پاسخ من بی ربط است که می توانیم در موردش بحث کنیم.

ثانیاً تا جایی که من می دانم واژۀ «نازنین»، نه تنها واژه ای تحقیرآمیز نیست، بلکه حاوی احترام و نشانگر نگاه مثبت به طرف مقابل است، درست مثل "دوست عزیز"، "گرامی"، "بزرگوار". اینجا به نگر من شما مرتکب مغالطۀ «جلب ترحّم» شدید.(توجّه کنید که بین جلب ترحم و مغالطۀ جلب ترحم تفاوت وجود دارد. دوباره برایتان سوء تفاهم ایجاد نشود!)

موفق باشید
سام مخدوم خدایان , emptiness
24
نقل قول از : اندیشمند مسلمان

نقل قول از : سام مخدوم خدایان

اندیشمند عزیز ، از دیدگاه من مطلبی که شما فرمودید نمیتواند جواب این دوست عزیزمان باشد در واقع ربطی به سوال این دوستمان ندارد  مطلبی که شما فرمودید برای اثبات این امر است که

پس منطقی است که یک دین وقتی خودش را حق می داند، سایر ادیان را باطل بشمارد.


جناب سروش پرسید چرا ادیان هر کدام خود را بهترین میداند ، نه اینکه چرا ادیان ، ادیان غیر خود را باطل می شمارند. از فحوای کلام شما کاملا بر می اید که این دو سوال را بجای هم گرفتیه اید.

یک دین میتواند خود را بهترین دین بداند در حالی که دیگر ادیان را باطل نداند و انها را راههایی جداگانه برای رسیدن به حقیقت بداند. که البته این نوع تفکر دینی هم در دنیا به وفور یافت میشود .

در صورتی که شما مدعی هستید این نوع فکر(اینکه عده ای تفکرات دینی دیگر را هم راههایی برای رسیدن به خدا میدانند) اشتباه هم هست باز مربوط به بحث ما نمیشود  ، به این جهت که این بحث یک بحث نقدی راجع به تفکر ادیان میشود که یک بحث مغز سوز جداگانه است و ما درینجا راجع به واقعیاتی که در عالم ادیان موجود است بحث میکنیم ، عده ای ممکن است ان تفکرات را درست بدانند عده ای هم ممکن است انها را نادرست بدانند. انچه مهم است این است که این تفکرات وجود دارند.

البته دلیل اینکه این دو سوال بجای هم گرفته شده اند دو چیز است یکی بدیهی بودن جواب این سوال و دوم شباهت این سوال ، به ان سوال مد نظر شما که مسلما از اهمیتی بیشتری برخوردار است

همینطور که گفتم این سوال جوابی بدیهی دارد که خدمت عزیزان عرض کردم. که جواب ان در پست 17 امده است.

با تشکر

 


پاسخ من، به طور مشابه در پاسخ به سؤال ایشون هم کاربرد داره، نازنین. من پاسخ کلّی رو دادم. حالا بر اساس همون روال، هر دینی خودش رو از دینی غیر از خودش بهتر می دونه. توی این زمینه، بهائیت هم پرادعاست.

جناب اندیشمند ، بینش شما برای خودتون قطعا محترمه و بینش من هم برای خودم ، همینطور که گفتم جواب شما ربطی به سوال ایشون نداره اگر شما معتقدید مربوط است که خب پس بینش من شما با هم متفاوت است.

این راجع به بحث ماست ولی لطف کنید از بکار بردن الفاظ تحقیر امیزی مانند نازنین و غیره در مخاطب قرار دادن من خودداری کنید ، چون این نوع ادبیات با این اصطلاحات شروع میشود و به جاهای دیگر ختم میشود .

و متاسفانه من کسی نیستم که به اینگونه مسائل علاقه داشته باشم و ازین طرز برخورد هم خوشم نمی اید.

با تشکر از شما

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.