| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
863
|
87/10/12 (11:02)
|
|
||
|
|
10
|
533
|
90/4/11 (10:08)
|
|
||
|
|
65
|
393
|
90/11/22 (13:55)
|
|
||
|
|
68
|
418
|
90/11/22 (12:34)
|
|
||
|
|
38
|
182
|
90/11/21 (23:39)
|
|
||
|
|
21
|
162
|
90/11/21 (14:15)
|
|
||
|
|
6
|
40
|
90/11/21 (11:00)
|
|
||
|
|
143
|
893
|
90/11/19 (18:10)
|
|
||
|
|
11
|
36
|
90/11/16 (16:18)
|
|
||
|
|
19
|
165
|
90/11/10 (09:50)
|
|
||
|
|
22
|
179
|
90/11/10 (09:40)
|
|
||
|
|
487
|
2696
|
90/10/24 (23:32)
|
|
||
|
|
21
|
118
|
90/10/8 (19:38)
|
|
||
|
|
20
|
217
|
90/9/25 (01:23)
|
|
||
|
|
87
|
793
|
90/9/19 (18:45)
|
|
||
|
|
97
|
926
|
90/9/2 (01:55)
|
|
||
|
|
178
|
3190
|
90/9/2 (01:54)
|
|
||
|
|
701
|
3093
|
90/8/11 (03:49)
|
|
||
|
|
32
|
524
|
90/8/11 (03:48)
|
|
||
|
|
42
|
276
|
90/8/11 (03:46)
|
|
امروزه مذاهب زیادی ازدین اسلام بوجودآمده است كه یكی ازآنها شیعه است.دراین بحث ازافرادی كه آن راانتخاب كرده اندمیخواهم كه دیگران راراهنمایی كنندوازآنهایی كه مذاهب دیگرراانتخاب كرده اند تقاضادارم كه بگویندچرا آنراانتخاب كرده
سلام برایبنده شهادت حضرت فاطمه (س) یک شبه است .
ان روزم بارهادرپستام گفتم ازاینکه کسی باقاطعیت صبحت کنه خرسند نیستم .
ثانیا درنظرداشته باشید طرف صحبت من موافقین شهادت بودند نه مخالفین .
نسبت هردوقضیه باید هردوموضوع بررسی شود .ثالثا شهادت یارحلت اشان چیزی از ارزشهای معنوی وقدسی این بانونی مبارک نمی کند . معصومینباماقابل قیاس نیستند باشهادت یا وفات ازمرتبه نزول پیداکند .چنانکه حضرت محمد(ص) یانوح دیگرانبیائ چنین بودند .
رابعا هیچ کدام از زما دران زمان نبودیم که بطور قطع بگیم چه کسی شهید یا وافات پیداکرده بخصوص جریان حضرت فاطمه(س) که ازپیچدگی خاص خود برخورداراست . چنانکه میدانیم تا 20 سال پیش قول بروفات بود امروز قول برشهادت که هیچ کدام از ائمه شمورد شهادت یا وافتشان اینگونه بحث نبود ه است .
خامسا لعن باید درسیاق مورد نظران تفسیرشود اینکه هرچیزی درقان وبده یانبود جز دلایل محسوب نمی شد چنانکه یهودیان باقتل انبیا خود وحضران شیادی نظیر بت پرستی با اسم خاص لعن نشدند .
سادسا شما ازهنرخودت بگو بخودی بدیگران فخرفروشی نکن
سابعا یاهفتما هرکسی میداند همه شیعیان درهمه موضوعات اصل شیعه اتحاد ندارند چنانکه گروهی ازشیعیان معتقد به ولایت فقیه وگروهی ومنکر ولایت فقیه گروهی درارائ فقهی فلان چیزرا جایز وگروهی فلان چیزرابرحسب نظرخود غیر جایز میشمارند واین دلیل نمشود تا مخالف بیاید دیگر ی را مردتد یاغیر شیعه خطا ب کند
ثامنا یاهشتما علامه عسگری طبق ان لینکی دادم لعن راجایزندانست درسته شهادت راپذیرفته اماخوب انهم مثله من یاهرکس دیگر با تکفیر بدخلقی عده ای روبرو شد . ازاین شکل تمثیل ها زیاد وجوددارد .
واخرم نه تو درحدی هستی دست چپ راست رابشناسی فقیه جامع الشرایط هستی که درمورد دیگران حکم فقهی صادرکنی نه من ازعقلی ودینی تعبدی ازتوکمترهستم . بجای تهمت زدن فکرخودت باش .
اگه اینکه بیای فقط دم ازسنی ستیزی من منم از خودت باشه تفرقه همان بهتر جلوی چشم ادمی مثله توهیچی باشیم . قضاوت اصلیفقط خدامی تواند درمورد انسانهابکند کافرمومن شیعه وغیرشیعه بودنشان راتذکرکند نه ادمی مثله تو
دوست عزیزاخرین پست بنده جواب داده شد درمورد شهادت حضرت فاطمه میگم ؟بنده هم قبل گفتم بودم که می تونه اتفاق افتاده باشد می تواند نیا فتاد ه باشد .
حدس می زدم این طوری برخوردکنید ! برام فرقی نمکنه درانظار امثال تو شیاد باشم یازاهد.فکر میکنی خاطر خوشایندیکی مل شما نقل قول اقای سالار رازدم .خیلی ناراحتی به اقای ربانی بیایید دراین بحث شرکت کند !
ثانیا شما برچه اساس معیار برای بحث کردن زمان تعیین می کنید اساسنامه کلوب یاکه شما مدیر کلوب هستید ؟
سوم شما ولی امت اسلام هستید که مهر غیر شیعه بر شناسنامه وشخصیت دیگران می زنید ؟
بهرحال هرجاهستی بری بنده به حکم مسلمان بودنت وشیعه بودنت ساده زیستی شما جوانان دهه 70 ارزوی موفقیت دارم
سلام برایبنده شهادت حضرت فاطمه (س) یک شبه است .
ان روزم بارهادرپستام گفتم ازاینکه کسی باقاطعیت صبحت کنه خرسند نیستم .
ثانیا درنظرداشته باشید طرف صحبت من موافقین شهادت بودند نه مخالفین .
نسبت هردوقضیه باید هردوموضوع بررسی شود .ثالثا شهادت یارحلت اشان چیزی از ارزشهای معنوی وقدسی این بانونی مبارک نمی کند . معصومینباماقابل قیاس نیستند باشهادت یا وفات ازمرتبه نزول پیداکند .چنانکه حضرت محمد(ص) یانوح دیگرانبیائ چنین بودند .
رابعا هیچ کدام از زما دران زمان نبودیم که بطور قطع بگیم چه کسی شهید یا وافات پیداکرده بخصوص جریان حضرت فاطمه(س) که ازپیچدگی خاص خود برخورداراست . چنانکه میدانیم تا 20 سال پیش قول بروفات بود امروز قول برشهادت که هیچ کدام از ائمه شمورد شهادت یا وافتشان اینگونه بحث نبود ه است .
خامسا لعن باید درسیاق مورد نظران تفسیرشود اینکه هرچیزی درقان وبده یانبود جز دلایل محسوب نمی شد چنانکه یهودیان باقتل انبیا خود وحضران شیادی نظیر بت پرستی با اسم خاص لعن نشدند .
سادسا شما ازهنرخودت بگو بخودی بدیگران فخرفروشی نکن
سابعا یاهفتما هرکسی میداند همه شیعیان درهمه موضوعات اصل شیعه اتحاد ندارند چنانکه گروهی ازشیعیان معتقد به ولایت فقیه وگروهی ومنکر ولایت فقیه گروهی درارائ فقهی فلان چیزرا جایز وگروهی فلان چیزرابرحسب نظرخود غیر جایز میشمارند واین دلیل نمشود تا مخالف بیاید دیگر ی را مردتد یاغیر شیعه خطا ب کند
ثامنا یاهشتما علامه عسگری طبق ان لینکی دادم لعن راجایزندانست درسته شهادت راپذیرفته اماخوب انهم مثله من یاهرکس دیگر با تکفیر بدخلقی عده ای روبرو شد . ازاین شکل تمثیل ها زیاد وجوددارد .
واخرم نه تو درحدی هستی دست چپ راست رابشناسی فقیه جامع الشرایط هستی که درمورد دیگران حکم فقهی صادرکنی نه من ازعقلی ودینی تعبدی ازتوکمترهستم . بجای تهمت زدن فکرخودت باش .
دوست عزیزاخرین پست بنده جواب داده شد درمورد شهادت حضرت فاطمه میگم ؟بنده هم قبل گفتم بودم که می تونه اتفاق افتاده باشد می تواند نیا فتاد ه باشد .
حدس می زدم این طوری برخوردکنید ! برام فرقی نمکنه درانظار امثال تو شیاد باشم یازاهد.فکر میکنی خاطر خوشایندیکی مل شما نقل قول اقای سالار رازدم .خیلی ناراحتی به اقای ربانی بیایید دراین بحث شرکت کند !
ثانیا شما برچه اساس معیار برای بحث کردن زمان تعیین می کنید اساسنامه کلوب یاکه شما مدیر کلوب هستید ؟
سوم شما ولی امت اسلام هستید که مهر غیر شیعه بر شناسنامه وشخصیت دیگران می زنید ؟
بهرحال هرجاهستی بری بنده به حکم مسلمان بودنت وشیعه بودنت ساده زیستی شما جوانان دهه 70 ارزوی موفقیت دارم
بفرما بغیر از دروغ و تهمت و دشنام هیچ یادتان نداده اند بجای مطالعه میروید میروید مجلس روضه خوانهای مغرض بهتر از این نشوید
و همین قزوینی به مهاباد رفت و بعد از مدتی که از مناظره گذشتو جوابی نداشت
تمام مناظرات بین شیعه و سنی را شبکه های اهل سنت پخش میکنند و خبری از شبکه های شیعه نیست
همین المستقله در برنامه رمضان امسال خود تا اخر این 30 روز جای خالی مکارم شیرازی را نشان میداد که حاضر به بحث و مناظره نشده بود
حالا معنی مناظره را فهمیدید که چرا مولوی فرار کرد ؟؟؟؟

اگر شیعه حق است، چرا در اقلیّت میباشد و اكثریت، مذهب تسنّن را پذیرفتهاند؟

«وَما آمَنَ مَعَهُ إِلاّ قلیل».[2]
«جز اندكی به همراه او ایمان نیاوردند».
در آیه دیگر میفرماید:
«وَقَلیلٌ مِنْ عِبادی الشَّكُور».[3]
«اندكی از بندگان من سپاسگزارند».
قرآن درباره پیروی از اكثریت، به پیامبر هشدار میدهد ومیفرماید:
«إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِی الأَرْض یُضِلّوك عَنْ سَبیلِ اللّه».[4]
«اگر از اكثـریت مردم روی زمین پیروی كنـی، تو را از راه خدا گمراه میكنند».
و باز به پیامبر یادآور میشود:
«وَما أَكْثَرُ النّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤمِنین».[5]
«هر چند بكوشی، اكثریت مردم ایمان نمیآورند».
بزرگترین جمعیتها در جهان از آنِ كشورهایی چون چین با حدود یك میلیارد و سیصد میلیون نفر و هند با بیش از یك میلیارد نفر جمعیت است كه اكثریت مردم آنها را مادیگرایان و بتپرستها تشكیل میدهند. اگر مجموع جمعیت مسلمانان را كه یك میلیارد و سیصد میلیون تخمین زده میشود نسبت به جمعیت 6میلیاردی كره زمین، بسنجیم، از اكثریت برخوردار نیستند.
امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(ع) در یكی از سخنان حكیمانه خود، درباره شناخت حق و باطل، بیانی دارد كه یادآور میشویم:
در جنگ جمل مردی از امیرمؤمنان سؤال كرد: آیا با طلحه و زبیر نبرد میكنی، در حالی كه آنان از برجستهترین اصحاب پیامبرند؟
امام در پاسخ فرمود: تو در اشتباهی. عظمت و بزرگی اشخاص، نشانه حق و باطل نیست، حق را بشناس تا اهل آن را بشناسی; و باطل را بشناس، آنگاه اهل آن را خواهی شناخت».[6]
گذشته از این، شیعه هر چند نسبت به جمعیت كل مسلمانان، در اقلیّت است، ولی برای خود، جمعیت عظیمی را در جهان تشكیل میدهند و لذا در غالب نقاط جهان حضور مؤثر دارند. علاوه بر كشورهای ایران و عراق و آذربایجان و بحرین و لبنان كه اكثریت آنها را شیعیان تشكیل میدهند، در تمام كشورهای اسلامی، اقلیت قابل ملاحظهای از شیعیان وجود دارد كه برای خود مساجد، مؤسسات، مدارس و برنامههای فرهنگی دارند.
اصولاً باید توجه كرد كه شیعه به عنوان اپوزیسیون و مخالف نظام حاكم شناخته میشد و نظامهای سیاسی برای سركوب بلكه ریشهكن كردن آنها، به آنان لقب «روافض» داده بودند. به عنوان نمونه، سلطان محمود غزنوی پس از تسلط بر شرق خراسان، به ریشه كن كردن دو گروه، یكی شیعه و دیگری معتزله همت گمارد، چندان كه آثار علمی و كتابخانههای آنان را از بین برد تا اثری از تشیع و معتزله باقی نماند. او پیوسته اهل حدیث و كرامیه را تقویت میكرد، و شیعه و معتزله را دشمن اصلی خود میدانست.[7]
صلاح الدین ایوبی، پس از خیانت به فاطمیان ، تصمیم بر قتل عام شیعه گرفت و گروه بیشماری از آنان را كشت.[8]
در دوران حكومت عثمانی، در زمان سلطان سلیم به خاطر فتوای یك فقیه حنفی به نام نوح، 40000 شیعه در تركیه فعلی سر بریده شدند.[9]
در دوران حكومت جزّار در لبنان، در جبل عامل حمام خون به راه افتاد و نسلكشی شیعه صورت گرفت، به گونهای كه كتابهای آنان مدتها به جای هیزم در تنور نانوایان میسوخت.[10]
با توجه به این كشتارهای دستهجمعی، بقای شیعه در جهان، آن هم با یك فرهنگ قوی و جامع و داشتن علما و دانشمندان مبرز در تمام رشتههای اسلامی و علمی، یكی از معجزات الهی است كه در پرتو عنایتش، مظهر اسلام راستین بدون تحریف تا قرن پانزدهم به جای مانده و خوشبختانه روز به روز نور آن، راه گروه بیشتری از انسانها را روشن نموده و پردههای جهل و تعصب را از چهره تاریخ كنار میزند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . «فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَة إِلاّ خَمْسِینَ عامّا» (عنكبوت/14).
[2] . هود/40.
[3] . سبأ/13.
[4] . انعام/116.
[5] . یوسف/103.
[6] . إنّك لرجل ملبوس علیك.... جاذبه و دافعه امام علی به نقل از كتاب علی و بنوه از دكتر طه حسین.
[7] . یكی از مردم خراسان موسوم به عبداللّه بن كرام به زهد ریایی و حیله و تزویر،جمعی كثیر را تابع مذهب خود گردانید كه از جمله اتباع او یكی سلطان محمود بود كه بلای عظیمی برای شیعه و اهل كلام شد (یادداشتهای قزوینی، حواشی، ج7، ص 60) به نقل از لغتنامه دهخدا.
[8] . اعیان الشیعه، ج3، ص 30، مظفر، تاریخ الشیعه، ص 192.
[9] . البلاد العربیه والدولة العثمانیه، حصری، ص 40، چاپ :36م; اعیان الشیعة، ج1، ص30ـ 13 (او به جای 40000، عدد 70000 را آورده است; شرف الدین عاملی، الفصول المهمه، ص 140، چاپ نجف.
[10] . دائرة المعارف اللبنانیه، فؤاد البستانی، در شرح حال ابراهیم یحیی.
منبع:خوب خطا واشتباه هم جز ئی از ساحت فکری وعلمی انسان بهرحال ممنون.
از کشته شدن هاله سحابی به جعلی بودن قتل فاطمه زهرا ع پی ببرید
قذافی در طول سالیان دراز حکومتش، تمام قوانین اسلام را تحت نام اسلام مسخره کرد، تاریخ اسلامی را عوض کرد، و به جای سربازان مرد، به زنان زیبایی اروپایی لباس نظامی پوشاند و آنها با تکبر دور و برش راه میرفتند او میخواست به این صورت قوانین اسلام درباره نقش زن را مسخره کند، اگر الله به این طاغوت که 42 سال پادشاهی کرده بود، دو سال و سه دیگر مهلت میداد تا بمرگ خود بمیرد، شاید بهره اش را از دنیا مکمل میبرد اما به عذاب تدریجی (نکال) دچار شد همان زنها مثل برق فرار کردند و یک گلوله هم شلیک نکردند تا حقانیت اسلام ثابت شود و از این بیشتر رفتند و در مصاحبه ها گفتند دیدم که پسر قذافی با مرد ها به رختخواب میرود!! و رسوا در رسوا شدند و بزودی سرنگون میشود.
این سنت الله است که طاغی را به نسبت طغیانش در دنیا نیز عذاب میکند.
و در این شکی نیست که آخوندها یک گروه بسیار طاغی هستند که دین را عوض کردند و صدها دروغ بزرگ به دین وصل نمودند و آنها الان صاحب دولتی شدند.
از دروغ های بزرگ آنها یکی هم این است که میگویند، وقتی رسول الله صلی الله علیه سلم؛ وفات یافت، امیر المومنین عمر بعد از وفات پدر آمد به خانه فاطمه، و لگد زد به شکم حضرت فاطمه و فاطمه زخمی شد و در اثر این زخم به شهادت رسید! و بعد شوهرش او را مخفیانه و شبانه و بدون اطلاع دادن به مردم به خاک سپرد و قبرش را هم گم و گور و مخفی کرد!
شما ای شیعه ها این داستان دروغین شهادت فاطمه را بسیار شنیده اید! اما چون همراه و چاشنی این داستان دروغ، جو خفقان شدید مذهبی و سرکوب است پس به خود اجازه ندادید فکر کنید و دروغ داستان را بیابید و من امروز میخواهم دروغ داستان شهادت فاطمه را بشما نشان دهم.
ببینید اگر بشما بگویند که حضرت علی یک روز پولی در بساط نداشت و مجبور شد برود پیش یک باغدار؛ که در جستجوی کارگر بود؛ و برایش کار کرد، درختهایش را آب داد و در پایان روز حضرت علی ده درهم به باغدار داد!!! شما حتما باور نمیکنید چون قرار نیست که صاحب کار پول بگیرد و کارگر مزد بدهد عکس قضیه معمول است که کافرما در ازای کار، به کارگر دستمزد بدهد.
اما داستانهای شیعه همه یک نکته عجیب مثل این دارد ، مثلا در درون داستان دروغینی که برای شهادت فاطمه و قاتل جلوه دادن عمر ساخته اند، دروغی به همین بزرگی نهفته است !متوجه نشدید؟ به داستان غم آنگیز هاله سحابی توجه کنید:
هاله سحابی دختر عزت الله سحابی و نوه یدالله سحابی است، پدرش دو روز پیش به مرگ طبیعی فوت کرد و وقتی میخواستند برای پدر مراسم تشیع جنازه برگزار کنند مامورین خامنه ای آمدند و جسد پدر را که فقط 20 متر از خانه دور شده بود بزور بدوش گرفتند که ببرند هاله دختر عزت الله سحابی اعتراض کرد ماموری به او لگد زد باقی ماجرا از زبان دوست هاله بشنوید:
خانم مینو مرتاضی لنگرودی که درمراسم خاکسپاری مهندس سحابی حضور داشته، واقعه مرگ هاله سحابی را این گونه تعریف می کند: «به دلیل این که زنهای خانواده مهندس سحابی عمه ها و زری خانم سنی ازشان گذشته و ما زنهای دوست و آشنا هم هیچکدام زنان جوانی نیستیم، برای مراسم آقای مهندس سحابی بطورغیرمحسوسی تقسیم کار کرده بودیم. به این معنا که هر کدام از ما یکی از این زنان را در واقع همراهی و مراقبت کنیم.»
خانم لنگرودی در ادامه می افزاید: «من تمام مدت حواسم به هاله بود . ولی اصلا همه چیز خیلی سریع و نزدیک اتفاق افتاد. فاصله بین در منزل آقای مهندس سحابی تا سر کوچه حداکثر بیست متر است و این اتفاق سرکوچه افتاد. یعنی زمانی که حمله کردند به ما و عکس آقای سحابی را از ما گرفتند و از هاله هم گرفتند، او با غرور رفت جلو، ما می دیدیم . هاله گفت: دخترش هستم عکسم را بدهید و گریبان آن مرد را گرفت. او با آرنجش به سینه هاله زد و هاله چشمانش روی هم افتاد و نقش زمین شد. نمی توانست نفس بکشد. نفس بالا نمی آمد. مامورین بعد به جان جمعیت افتادند.»
مینو مرتاضی لنگرودی در ادامه می گوید: «جمعیت می خواست از روی هاله رد شود چون نمی دانست به کجا برود. هاله را کنار کشیدند و درماشین گذاشتند. آقای پیمان و دکتر مشایخی ماشین را صدا کرده بودند که هاله را در آن بگذارند ولی نیروهای انتظامی پاهای هاله را به زور هل می دادند به داخل ماشین که یعنی ول کن این اداها را درنیار!»
خانم لنگرودی در پایان گفت: «همه این ها در حالی انجام می گرفت که هاله جان به جان آفرین تسلیم کرده بود »
دولت ایران اما این روایت را قبول ندارد و میگوید :گرمی هوا و غم از دست دادن پدر و بیماری دیابت باعث مرگ هاله شده است البته دولت منکر نیست که در مراسم خاکسپاری پدرش دخالت کرده و بقیه ماجرا هم به این صورت بود که دولت اجازه نداد هاله آشکارا دفن شود خبر را خودتان بخوانید:
دولت ایران منتهی کوشش خود را نمود تا هاله مخفیانه و شبانه و بی سروصدا دفن شود، و اجازه نداد مراسم یادبود عزت الله سحابی، و مراسم خاکسپاری دخترش آشکارا باشد. نیروهای امنیتی با یورش به مسجد محل، مانع از برگزاری آیین روز سوم درگذشت آقای سحابی شدند.مأموران امنیتی و لباس شخصی با مسدود کردن در ورودی مسجد حجه بن الحسن در خیابان سهروردی تهران از برگزاری مراسم ترحیم عزت الله و هاله سحابی جلوگیری و عده ای از حاضران در محل را بازداشت کردند.
به گزارش ایران بریفینگ و به نقل از یورونیوز، روز چهارشنبه یازدهم خرداد ماه، ساعت ده و نیم شب هاله سحابی با حضور خانواده و حدود صد تن از دوستان وآشنایان و شماری از نیروهای انتظامی و افراد لباس شخصی به خاک سپرده شد.
خاکسپاری شبانه و اجباری
مراسم خاکسپاری هاله سحابی آن گونه که مینو مرتاضی لنگرودی از دوستان نزدیک هاله سحابی و از فعالان جنبش زنان می گوید شبانه و به دلیل فشار نیروهای امنیتی انجام شد. خانم لنگرودی به یورونیوز می گوید:
نیروهای امنیتی و انتظامی قصد داشتند پیکر هاله سحابی را در بهشت زهرا به خاک بسپارند. خانم لنگرودی می گوید:« بعد که صحبت شد مادرش چگونه می تواند برای دو عزیز یک پا بهشت زهرا و یک پا لواسان باشد، گفتند پس درهمان مزار پدر که دو طبقه بود، دختر را هم به خاک می سپارند.»
او در ادامه گفت: «وقتی که از خانه هاله پائین می آمدم، عده ای زیاد در حدود سی یا چهل نفر از لباس شخصی ها را دیدم که به طرف خانه بالا می آمدند.
مینو مرتاضی لنگرودی در ادامه می گوید: «این لباس شخصی ها یا ماموران داخل خانه شدند و با کفش ریختند تو یک آپارتمان کوچک صد متری. بعد خانواده و دوستان اعتراض کردند که آخر این چه وضعی است؟ به هرحال، بعد با کمک نیروی انتظامی که در پله ها ایستاده بودند، پیکرپاک هاله عزیزمان را سوار آمبولانس کردند و آن چنان می رفتند که گویی دارند بمبی را با خود می برند. به زور و در یک ماشین دیگر پسر و دختر هاله سحابی به دنبال آنها حرکت کردند».
خانم مرتاضی در ادامه می افزاید: «در قبرستان در حالی که دیوارهای شیشه ای از گارد تشکیل داده بودند، در آن تاریکی شب در حالی که جلوی پایمان را نمی دیدیم، چون فقط سر مزار نورافکن روشن کرده بودند، آن هم برای اینکه ببینند چه کسانی بر سر مزار هستند، کورمال کورمال به خیابان آمدیم که سرتاسرش موتور بود و لباس شخصی ها و سوار ماشین هایمان شدیم و زندگی را کول گرفتیم و به خانه هایمان ».
درباره اینکه چه تعداد در مراسم خاکسپاری هاله سحابی شرکت داشتند، مینو مرتاضی لنگرودی می گوید: «خانواده و دوستان همگی حدود صدنفری در مراسم خاکسپاری بودند. قرار شد هیچ حرفی زده نشود و شعارمان حمد و سوره باشد. ».
حالا ای خواننده گرامی شیعه:
به جنبه غم انگیز بودن داستان کمتر توجه کن و اندیشه بنما و ببین، بین مرگ هاله سحابی و داستان دروغینی که شیعه درباره شهادت حضرت فاطمه ساخته، شباهت های عجیبی برای رسوا کردن آخوندها وجود دارد :
اولا، هردو ( حضرت فاطمه و خانم سحابی) بلافاصله بعد از مرگ پدرشان، مورد هجوم قرار گرفتند و زخمی شدند
دوما، هر دو از ناحیه شکم و با لگد مضروب شدند
سوما، هردو در اثر این لگد مردند
چهارما، دعوای مردهای هر دو زن (شوهر حضرت فاطمه و پدر هاله )درباره غاصب بودن خلیفه وقت بود
پنجما، هر دو مخفیانه دفن شدند
شیشما ، هر دو شبانه دفن شدند
ای خواننده خوب توجه کن تا اینجا بین دو داستان شباهت کامل وجود دارد ولی بعد از این داستان خیلی عجیب میشود (درست مثل مثال که گفتم یعنی اینکه کارگر برای کارفرما هم کار کند و هم به کارفرما مزد بدهد!! )
فرق داستان در این است که بازماندگان فاطمه سعی کردند مضروب شدن فاطمه را از مردم پنهان کنند و برای همین او را مخفیانه دفن کردند و شبانه و قبرش را نامعلوم نمودند تا خلیفه وقت نتواند برای فاطمه تشیع جنازه مفصل بگیرد,
اما باز ماندگان خانم سحابی سعی و اصرار در آشکار کردن مراسم خاکسپاری و در روز روشن و جلوی چشم همه داشتند تا همه بیایند و قبر را هم مخفی نکردند.
و خلیفه وقت( خامنه ای) گفت نه باید مخفیانه باشد! عکس گرفتن نباشد پنهانی باشد جسدش را کسی نبیند حرفی نزنید و شبانه باشد! و کسی اجازه ندارد برود سرقبر!
کار خامنه ای معقول است جنایتی کرده نمیخواهد مردم ببینند!
اما کردار حضرت علی(در داستان شیعه) نامعقول است زیرا او جنایت عمر را به بهترین روش ممکن از چشم مردم پنهان کرد و معاذالله که علی کار نامعقول انجام دهد و معاذالله که عمر قاتل دختر پیامبر باشد!
پس افسانه شهادت فاطمه، ساخته و پرداخته روحانیون شیعه و دروغ محض است و درست مثل این است که کارفرما از کارگر مزد بگیرد!!!
بحث سیاسی کردی زدید صحرای سینا !
اول بیایید خلافت غصبی وناجوانمردانه که عمر وابوبکر ناخلف تصاحب کردندرابرای دوستان شیعه تصاحب کردند را ثابت کنید ؟ بعد دادا بیداد راه بینداز.( جریان سقیفه وظلمهای که به حضرت امیر کردند)
دوم (گندی که عایشه وزبیریان سایر سینه جاکان ابوبکر به بار اوردند )را توجیه کنید ؟
گاماس.............
دوست عزیزاخرین پست بنده جواب داده شد درمورد شهادت حضرت فاطمه میگم ؟بنده هم قبل گفتم بودم که می تونه اتفاق افتاده باشد می تواند نیا فتاد ه باشد .
حدس می زدم این طوری برخوردکنید ! برام فرقی نمکنه درانظار امثال تو شیاد باشم یازاهد.فکر میکنی خاطر خوشایندیکی مل شما نقل قول اقای سالار رازدم .خیلی ناراحتی به اقای ربانی بیایید دراین بحث شرکت کند !
ثانیا شما برچه اساس معیار برای بحث کردن زمان تعیین می کنید اساسنامه کلوب یاکه شما مدیر کلوب هستید ؟
سوم شما ولی امت اسلام هستید که مهر غیر شیعه بر شناسنامه وشخصیت دیگران می زنید ؟
بهرحال هرجاهستی بری بنده به حکم مسلمان بودنت وشیعه بودنت ساده زیستی شما جوانان دهه 70 ارزوی موفقیت دارم
واضح است که شرکت امام در شورا با اجبار و اکراه بوده چراکه عمر پس از تعیین افراد شورا به ابوطلحه ی انصاری دستور داد به همراه 50 نفرچنانچه هر یک از این افراد در شورا شرکت نکردند و یا رای اکثریت را نپذیرفتند گردن بزند
2-امام علی(ع) خود در این رابطه به عموی خود فرمودند : ای عمو آیا نشنیدی که بر منبر(عمر) چنین گفت :خداوند نبوت و خلافت را برای این خاندان (بنی هاشم) جمع نکرده است؟ پس خواستم با زبان خویش،خودش را تکذیب کند.
در نتیجه مردم بدانند که سخن دیروزش (روز تشکیل سقیفه) دروغ و باطل بود و ما برای خلافت شایستگی داریم.
به سوال دوم بنده جواب نداید چرا وبرچه حکمی عایشه وسایر صحابه علیه حکومت مردمی والهی حضرت امیر (ع)
چنگیدند وباعث ایجاد تفرقه ونفاق دربین امت شدند ؟ ایا طلحه وزبیر با علی (ع) عهد وپیمان نبسته بودند ایا حضرت عایشه طبق ایات قران از شرکت دراجتماعات منع نشده بودند وانهم جهاد وایجاد فتنه وتحریک مومنین !
به خطبه173 نهج البلاغه مراجعه کنید
سلام اقای سام : دوست عزیز بنده هم عرض کردم ایشان خلط مبحث کرده است ! مطا لب بی بط ربه یکدیگر پیوند داده است .
هاله سحابی فذافی وماجرای دوران بعداز وفات رسول اکرم چه ربی دارند؟ فاقد ارزش علمی منطقی بری نقدکلی بود .
ثانیا همین دوسوال بنده خلافت وامامت وماجرای راه انداختن جنگ جمل بتنهایی برای اثبات حقانیت شیعه کافی بود ؟
بحث درمورد هاله سحابی ربطی به اختلافات شیعه وسنی ندارد . باتشکر از تذکرتان .
سلام دوست عزیز اول ابتدا ساکن عرض کنم بحث ما سر نص قران واحکام الهی است نه سکوت یا انتقاد حضرت امیر وسایر صحابه !
پس اگر امامت جزو اصول است باید در ابتداء رسالت حتما گفته میشد و صدها ایه هم در موردش میبود
درضمن چگونه شما برای خدا تکلیف تعینن می کند وچراخداوند صدها ایه نازل می کرد یا مثل عادت ماهیانه می بود ؟ خدان اید ازشما برای نزول قران اذن می گرفت قران راشما باید امضا می کردید اصلا شما که اینقدر برقران اشراف دارید می توانید دقیقا بگویید حروف مقطعه در ابتدای بعضی ایات امده به چه معناست / ایا حکمت الهی با حکمت بشری دریک ردیف قراردارند ؟
ایا درایات قران سخنی از تعداد رکعات نماز وکفیات ان امده است ؟
ایا درایات قران دمورد حج بطور کامل واضح توضیح داده است ؟
ایا درمورد روز واحکام روز ه دارشما تمام براساس ایات قران استناد می کنید ؟
ایا درمورد وضو اهل سنت تمام براساس ایات قران عمل می کند ؟ 

امامت عهدی فراتر ازنبوت بود که خداوند ان را به ابراهیم خلیل عطا کرد
و إذ ابتلی ابراهیم ربّه بکلمات فاتمهنّ قال إنّی جاعلک للناس إماما.(124/بقره)
خداوند ابراهیم را با کلماتی امتحان فرمود. او با کمک الهی از امتحان با سرافرازی بیرون آمد. در نتیجه خداوند فرمود: من ترا امام مردم قرار دادم.
مقام امامت، آنهم پس از نیل به نبوت و رتبه اولوالعزمی و خلت (دوستی خداوند) چه مقامی میتواند باشد که نیل بدان ابراهیم عظیم(ع) را آنچنان به وجد میآورد که آن را برای فرزندانش نیز درخواست میکند!...
ابراهیم (ع) با شنیدن این پیام الهی و رسیدن به این مرتبت عظمی، به مقتضای بشریت از خدای خویش تقاضا میکند که این مرتبت در فرزندان وی هم باقی بماند.
و من ذرّیتی.آیا از ذریه من نیز؟خداوند متعال جواب میفرماید:
لاینال عهدی الظالمین.19
امامت عهد خاص من است با بندهام، و این عهد به اشخاص ستمکار و ظالمم نمیرسد.
بنابراین امامت عهدی ایست الهی وشاید بالاتراز رسالت وسنت الهی است که شما ان را انکار وگاها خوار ذلیل می شمارید تا حد عادت ماهیانه واحکام فرعی پایین اوردید !
گذشته از این دوست من ایات دیگگری از قرآن کریم نیز از امامت سخن رفته و در آنها براساس جعل و قرارداد الهی معرفی شده است؛
و جعلناهم أئمّة یهدون بأمرنا و أوحینا إلیهم فعلالخیرات و إقام الصلوة و إیتاء الزکوة و کانوا لنا عابدین (انبیا /73)
ایشان را امامان و پیشوایانی قرار دادیم که به امر ما هدایت میکردند و به ایشان مجموعه کارهای خوب به ویژه برپا داشتن نماز و ادای زکات را وحی فرمودیم و ایشان برای ما بندگانی مطیع بودند!!
جعلنا منهم أئمّة یهدون بأمرنا لما صبروا و کانوا بآیاتنا یؤقنون.
برخی از ایشان (بنی اسرائیل) را امامانی قرار دادیم که به امر ما هدایت میکردند، آنگاه که صبر و خویشتنداری کردند، و در یقین به آیات ما پای بر جا بودند!!
بنابراین امامت وجانشینی خدا تنها براساس قرار داد الهی میسر است ولوغیر .
مسئله دیگر درمورد امامت مطرح شده اسإنّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهّرکم تطهیرا.23
جز این نیست که خدا میخواهد هرگونه پلیدی و گناه را از شما اهلبیت دور کند، و شما را کاملاً پاک و منزه گرداند.
کلمه اهل البیت که در این آیه به کار رفته است از اصطلاحات شرع اسلام به وسیله قرآن کریم وضع شده است .به حدیث جابر رجوع کنید . و زن مؤمنى را نرسد که( چون خدا و فرستادهاش به کارى )فرمان دهند براى آنان (( در کارشان)) اختیارى باشد و ((( هر کس خدا و فرستادهاش را نافرمانى کند))) قطعا دچار گمراهى آشکارى گردیده است.قرآن کریم ( احزاب / ٣۶)همانکه برای
درمورد انتخاب خلیفه وچگونگی تعیین خلیفه شورایی وکیفیات خصوصیات این شورا ونمایندگان این شورا هیچ ایه دال برمبنی صحت گفته های شما نداریم ؟ چگونه شورا انتخاب میشود در حالی که هیچ ویژگی و خصوصیتی از آن در قرآن نیامده است؟
