userinfo close

  ,

گفتگوی ادیان


iid

تاسیس: 2 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: امیر محمدی - معاونان
- این كلوب به طور مشترک توسط دوستان مسلمان ، زرتشتی ، مسیحی ، یهودی و صابئی مدیریت میشود
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
6
900
87/10/12 (11:02)
10
617
90/4/11 (10:08)
27
286
91/3/6 (00:11)
70
527
91/2/31 (16:43)
0
114
91/2/25 (17:04)
16
61
91/2/10 (15:25)
21
204
91/1/28 (19:51)
179
3284
91/1/26 (15:19)
20
216
91/1/25 (13:58)
79
486
91/1/29 (17:46)
106
770
91/1/22 (12:50)
32
622
91/1/7 (21:28)
148
1031
90/12/29 (01:40)
101
1022
90/12/21 (23:58)
22
252
90/12/20 (21:12)
38
265
90/11/21 (23:39)
487
2737
90/10/24 (23:32)
21
168
90/10/8 (19:38)
20
261
90/9/25 (01:23)
87
880
90/9/19 (18:45)

عنوان بحث

اشراق ر , soleimanrezaie
اشراق ر - 14:04 1386/08/30

قسمتی از اعجاز عدد 19 در قرآن

....
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
ابراهیم کرمی , ebkarami
ابراهیم کرمی - 00:20 1386/12/6
23
نقل قول از : آروند اصغری

با درود

نمیدانم آیات را خوانده اید یا نه؟؟؟مشرکان گفتند معجزه بیاور و محمد از جانب خدا گفت من فقط بیم دهنده ام.آیا این نشان از نداشتن معجزه برای محمد نیست؟؟؟

 

یک خواهش دوستانه از شما جدای این بحث نیز داشتم که اگر برایتان زحمتی نیست بپذیرید.میخواهم  تاریخ نزول سوره های رعد ،یونس و قمر و صافات  و مکان نازل شدن هر کدام را به طور دقیق بدانم.با سپاس.  



سلام

محمد ادعای خدایی نکرده بوده که بگوید از خودش معجزه می کند! شما انتظار داشتی چیز دیگری می گفت؟ بطور مثال اینکه محمد گفته، من هم چون شما منتظرم، به این سبب بوده که ایشان مانند سایر پیامبران تنها واسطه انجام معجزه بوده و خود قادر به بروز چیزی نبوده. همه آیاتی که شما مطرح کردید فقط ثابت می کنند، محمد خودش به شخصه قادر به انجام معجزه نبوده و کسی هم انتظاری بیش از این از یک پیامبر ندارد.
همانطور که وقتی مشرکین پس از مشورت با یهود از ایشان سوالاتی پرسیدند، پیامبر نتوانست بلافاصله پاسخگو باشد و مدتی (بنابر روایات سه روز)  به منظور دریافت جواب از جبرئیل، انتظار کشید.

موفق باشید


ایمان ب.ص , easterner
ایمان ب.ص - 09:52 1386/09/5
22
نقل قول از : آروند اصغری

با درود

نمیدانم آیات را خوانده اید یا نه؟؟؟مشرکان گفتند معجزه بیاور و محمد از جانب خدا گفت من فقط بیم دهنده ام.آیا این نشان از نداشتن معجزه برای محمد نیست؟؟؟

 

یک خواهش دوستانه از شما جدای این بحث نیز داشتم که اگر برایتان زحمتی نیست بپذیرید.میخواهم  تاریخ نزول سوره های رعد ،یونس و قمر و صافات  و مکان نازل شدن هر کدام را به طور دقیق بدانم.با سپاس.  


شما چرا با خوتان درگیر هستید ؟

 

همه ی فرستادگان در مقابل سوال مردم چنین پاسخی میدادند!

 

یعنی فقط به اذن الله میتوانند معجزه کنند

 

در ثانی معجزات ایشان را که لیست کردم!

اشراق ر , soleimanrezaie
اشراق ر - 20:47 1386/09/4
21

.

 

 

 

1 ـ الفاتحه ـ 7 آیه ـ 29 كلمه ـ 142 حرف دارد.

گفته‌اند كه این نخستین سورة كامل و یا دومین و یا پنجمین سوره‌ای بوده كه به طور كلی به مكه نازل شده و یا هم به مكه و هم به مدینه نازل گردیده است.

2 ـ بقره ـ 286 آیه (یا 285 و یا 287 آیه) 6221 كلمه و 25500 حرف.

الم ذالك الكتاب و فُسطاط القرآن هم نامیده شده است. در نزول، سوره 87 و یا 86 و جز آیه 281 كه بمَنَی در حَجَّه‌الوداع آمد بقیه مدنی است.

3 ـ آل‌عمران ـ 200 آیه (و یا 199) ـ 3480 كلمه ـ 14525 حرف، سوره 89 در نزول و مدنی است.

4 ـ النساء ـ 176 آیه (5 و 177 هم گفته‌اند) ـ 3745 كلمه ـ 16030 حرف، در نزول سوره 92 و مدنی است.

5 ـ المائده ـ 120 آیه (3 و 122 هم گفته‌اند) ـ 2804 كلمه ـ 11933 حرف، العقود و المُنْقِذَه هم نامیده شده ـ سوره 112 بود كه در مدینه نازل شد (جز آیه 3 كه به عرفات، حجه‌الوداع آمد).

6 ـ الانعام ـ 165 آیه (7 و 166 هم گفته‌اند) ـ 3860 كلمه ـ 12254 حرف، سوره 55 و در مكه نازل شد (جز آیات 20، 23، 91، 114، 141، 151، تا 153 كه مدنی است).

7 ـ الاعراف ـ 205 یا 206 آیه ـ 3825 كلمه ـ 13877 حرف دارد. المص، سوره 39 در نزول، مكی، جز آیات 163 تا 170.

8 ـ الانفال ـ 75 آیه (76 یا 77 آیه هم گفته‌اند) ـ 1095 كلمه ـ 5080 حرف، سوره 88،‌ در نزول مدنی است جز آیات 30 تا 36.

9 ـ التوبه ـ 129 (و یا 130) آیه ـ 4098 كلمه ـ 10488 حرف دارد، نامهای دیگری هم دارد: الفاضحه، المنقره، الجوث، المُدَمْدَمَه، المُشَقْشَقَه، المُبَعْشَرَه، براءه، الحافره،اَلْمُثیره، العذاب. در نزول سوره 113 به مدینه، جز دو آیه آخر كه گفته‌اند مكی است. و دیدیم كه چون بسمله ندارد آن را جزء انفال محسوب می‌دارند.

10 ـ یونس ـ 109 (و یا 110) آیه ـ 1832 كلمه ـ 7567 حرف. در نزول سوره 51 و جز آیات 40 و 94 تا 96 مكی است.

11 ـ هود ـ 123 (2 یا 121) آیه ـ 1715 كلمه ـ 7513 حرف، در نزول سوره 52 و جز آیات 12، 17، 114 مكی است.

12 ـ یوسف ـ 111 آیه ـ 1766 كلمه ـ 7166 حرف، در نزول سوره 53 و جز آیات 1، 2، 3، 7 مكی است. نام دیگر آن احسن‌القَصَص (بفتح قاف) می‌باشد. عجارده گزاف‌گوئی كرده و آنرا جزء قرآن نمی‌شماردند، ولی در تمام مصاحف موجود بوده است.

13 ـ الرعد ـ 43 آیه (44 تا 47 هم گفته‌اند) 855 كلمه ـ 3506 حرف، در نزول، مکی است و سوره 96 به مدینه نازل شد.

14 ـ ابراهیم ـ 52 آیه (51، 54 و 55 هم گفته‌اند) 831 كلمه ـ 3434 حرف، در نزول سوره 72 و جز دو آیه 27 و 28 مكی است.

15 ـ الحجر ـ 99 آیه ـ 654 كلمه ـ 2760 حرف، در نزول سوره 54 و جز آیه مكی است.

16 ـ النحل ـ 128 آیه ـ 2840 كلمه ـ 7707 حرف، النعم هم نامیده شده، در نزول سوره 70 بجز آیات 126 تا 128 مكی است.

17 ـ الاسراء ـ 111 آیه (یا 110) ـ 1533 كلمه ـ 6460 حرف، بنی‌اسرائیل هم نامیده شده، بجز آیات 26، 32، 33، 57، 73، تا 80 مكی است.

18 ـ الكهف ـ 110 (و یا 105، 106، 111) آیه ـ 1579 كلمه ـ 6360 حرف، در نزول، سوره 69 و جز آیات 28 و 83 تا 110 مكی است.

19 ـ مریم ـ 98 آیه (یا 99) ـ 982 كلمه ـ 3802 حرف، در نزول، سوره 44 و جز دو آیه 58 و 71 مكی است.

20 ـ طه ـ 135 آیه (132، 134 و 140 آیه هم گفته شده) ـ 1341 كلمه ـ 5242 حرف، در نزول سوره 45 به جز دو آیه 130 و 131 مكی است.

21 ـ الانبیاء ـ112 (یا 111) آیه ـ 1168 كلمه ـ 4890 حرف، در نزول، سوره 73 مكی است.

22 ـ الحج ـ 78 آیه (یا 74، 75، 76 آیه) ـ 1291 كلمه ـ 5070 حرف، در نزول سوره 103 و به مدینه نازل شد، جز آیات 52 تا 55 كه میان مكه و مدینه نزول یافت.

23 ـ المؤمنون ـ 118 (یا 119) آیه ـ 1840 كلمه ـ 4802 حرف، در نزول سوره 74 به مكه.

24 ـ النور ـ 64 (یا 62) آیه ـ 1316 كلمه ـ 5680 حرف، در نزول، سوره 102، مدنی.

25 ـ الفرقان (یا تبارك) 77 آیه ـ 892 كلمه ـ 3733 حرف، در نزول، سوره 42، مكی جز آیات  68 تا 70.

26 ـ الشعراء (یا طسم) ـ 227 (یا 226) آیه ـ 1297 كلمه ـ 5522 حرف، در نزول، سوره 47، مكی جز آیات 197 و 224 تا 227 كه مدنی است.

27 ـ النمل ـ 93 (یا 92، 94 و 95) آیه ـ 1149 كلمه ـ 4799 حرف، در نزول سوره 48 و مكی است ـ در مصحف اُبَیّ: طس، سلیمان نامیده شده بود.

28 ـ القصص (یا موسی و فرعون) 88 (یا 87) آیه ـ 1441 كلمه ـ 5800 حرف، در نزول، سوره 49 جز آیات 52 تا 55 و 85 بقیه مكی است.

29 ـ العنكبوت ـ 69 آیه ـ 1981 كلمه ـ 4195 حرف، در نزول، سوره 85 كه جز آیات 1 تا 11 بقیه مكی است.

30 ـ الروم 60 (یا 59) آیه ـ 819 كلمه ـ 3534 حرف، در نزول، سوره 84 كه جز آیه 17 بقیه مكی است.

31 ـ لقمان ـ 34 (یا 33) آیه ـ 542 كلمه ـ 2110 حرف، در نزول، سوره 57 كه جز آیات 27 تا 29 مكی است.

32 ـ السجده (یا المضاجع یا سجده‌ لقمان یا جزر) ـ 30 (یا 29) آیه ـ 380 كلمه ـ 1500 حرف، در نزول،‌ سوره 75 كه جز آیات 16 تا 20 بقیه مكی است.

33 ـ الاحزاب ـ 73 آیه ـ 1280 كلمه ـ 5796 حرف، در نزول، سورة 90 كه مكی است.

34 ـ السبأ ـ 54 (یا 55) آیه ـ 883 كلمه، 1512 حرف، در نزول، سوره 58 كه جز آیه 6 بقیه مكی است. در مصحف اُبَیّ،‌ نام سور‌ه‌ای بنام داود مذكور است كه گفته‌اند سبا است.

35 ـ الفاطر (یا الملائكه) ـ 45 (یا 46) آیه ـ 797 كلمه ـ 3130 حرف، در نزول، سوره 43 و مكی است.

36 ـ یس - 83 (یا 82) آیه ـ 729 كلمه ـ 3000 حرف، در نزول، سوره 41 كه جز آیه 45 بقیه مكی است.

37 ـ الصافات ـ 182 (یا 181) آیه ـ 820 كلمه ـ 3823 حرف، در نزول، سوره 56 كه مكی است.

38 ـ ص ـ 88 (یا 85 یا 86) آیه ـ 732 كلمه ـ 3029 حرف، در نزول، سورة 38 كه مكی است.

39 ـ الزمر (یا اَلْغُرَف) ـ 75 (یا 72 یا 73) آیه ـ 1192 كلمه ـ 4708 حرف، در نزول، سوره 59 كه جز آیات 52 تا 54 بقیه مكی است.

40 ـ المؤمن (یا الغافر یا الطول) ـ 85 (یا 82 یا 86) آیه ـ 1199 كلمه ـ 4960 حرف، در نزول، سوره 60 جز دو آیه 56 و 57 بقیه مكی است.

41 ـ فصلت (یا حم‌السجده یا المصابیح) ـ 54 (یا 52 یا 53) آیه ـ 796 كلمه ـ 3350 حرف، در نزول سوره 61 كه مكی است.

42 ـ الشوری (یا حم عسق) ـ 53 (یا 50) آیه ـ 866 كلمه ـ 3577 حرف، در نزول سوره 62 كه جز آیه‌ های 23 تا 25 و 27 بقیه مكی است.

43 ـ الزخرف ـ 89 (یا 88) آیه ـ 833 كلمه ـ 3400 حرف، در نزول سوره 63 و جز آیه 54 بقیه مكی است.

44 ـ الدخان ـ 59 (یا 56 و یا 57) آیه ـ 346 كلمه ـ 1431 حرف، در نزول سوره 64 و مكی است.

45 ـ الجائیه (یا الشریعه) ـ 37 (یا 36) آیه ـ 488 كلمه ـ 2191 حرف، در نزول سوره 65 كه جز آیه 14 بقیه مكی است.

46 ـ الاحقاف ـ 35 (یا 34) آیه ـ 644 كلمه ـ 2598 حرف، در نزول سوره 66 كه جز آیات 10، 15، 35 بقیه مكی است.

47 ـ محمد (ص) یا القتال (الذین كفروا) ـ 38 (یا 39 یا 40) آیه ـ 539 كلمه ـ 2349 حرف، در نزول سوره 95، جز آیه‌ 13 كه در راه هجرت نازل شد بقیه مدنی است.

48 ـ الفتح ـ 29 آیه ـ 560 كلمه ـ 2438 حرف، در نزول سوره 111 كه در برگشتن از حدیبیه نازل شد و مدنی است.

49 ـ الحجرات ـ 18 آیه ـ 343 كلمه ـ 1496 حرف، در نزول سوره 106 و مدنی است.

50 ـ ق (یا الباسقات) ـ 45 آیه ـ 357 كلمه ـ 1494 حرف، در نزول سوره 34، جز آیه 38 بقیه مكی است.

51 ـ الذاریات ـ 60 آیه ـ 360 كلمه ـ 1287 حرف، در نزول سوره 67 كه مكی است.

52 ـ الطور ـ 49 (یا 47 یا 48) آیه ـ 312 كلمه ـ 1500 حرف، در نزول سوره 76 و مكی است.

53 ـ النجم ـ 62 (یا 61) آیه ـ 308 كلمه ـ 1405 حرف، در نزول سوره 23 و جز آیه 32 بقیه مكی است.

54 ـ القمر (اقتربت الساعه) ـ 55 آیه ـ 342 كلمه ـ 1420 حرف، بجز آیه‌ های 44 تا 46 بقیه مكی است.

55 ـ الرحمن ـ سوره آلاء 78 (یا 76 یا 77) آیه ـ 351 كلمه ـ 1636 حرف، در نزول سوره 97 و مدنی است.

56 ـ الواقعه ـ 96 (97 یا 99) آیه ـ 378 كلمه ـ 1703 حرف، در نزول سوره 46 بجز دو آیه 81 و 82 بقیه مكی است.

57 ـ الحدید ـ 29 (یا 28) آیه ـ 544 كلمه ـ 2476 حرف، در نزول سوره 94 و مدنی است.

58 ـ المجادله. الظهار، قد سمع ـ 22 (یا 21) آیه ـ 473 كلمه ـ 1792 حرف، در نزول سوره 105 و مدنی است.

59 ـ الحشر ـ 24 آیه ـ 445 كلمه ـ 1913 حرف، در نزول سوره 101 و مدنی است.

60 ـ الممتحنه، الامتحان، الموده ـ 13 آیه ـ 348 كلمه ـ 1510 حرف، در نزول سوره 91 و مدنی است.

61 ـ الصف، الحواریین، عیسی ـ 14 آیه ـ 221 كلمه ـ 900 حرف، در نزول سوره 109 و مدنی است.

62 ـ الجمعه ـ 11 آیه ـ 180 كلمه ـ 720 حرف، در نزول سوره 110 و مدنی است.

63 ـ المنافقون ـ 11 آیه ـ 180 كلمه ـ 776 حرف، در نزول سوره 104 و مدنی است.

64 ـ التغابن ـ 18 آیه ـ 241 كلمه ـ 1070 حرف، در نزول سوره 108 و مدنی است.

65 ـ الطلاق، النساء، اَلْقُصْرَی ـ 12 (یا 11) آیه ـ 248 كلمه ـ 1060 حرف، در نزول سوره 99 و مدنی است.

66 ـ التحریم ـ 12 آیه ـ 246 كلمه ـ 1160 حرف، در نزول سوره 107 و مدنی است.

این سوره و سوره پیش از سوره پیش از آن به مناسبت آغاز سوره، یا ایها‌النبی هم خوانده شده است.

67 ـ الملك، المنجیه، الواقعیه، تبارك ـ 30 آیه ـ 330 كلمه ـ 1300 حرف، در نزول سوره 77 و مكی است.

68 ـ القلم، نون و القلم ـ 52 آیه ـ 300 كلمه ـ 1256 حرف، در نزول سوره اول و 2 و 5 هم گفته شده، جز آیه‌ های 17 تا 33 و 48 تا 50 بقیه مكی است.

69 ـ الحاقه ـ 52 و یا 51 آیه ـ 256 كلمه ـ 1084 حرف، در نزول سوره 78 و مكی است.

70 ـ المعارج ـ 44 و یا 43 آیه ـ 216 كلمه ـ 1061 حرف، در نزول سوره 79 و مكی است.

71 ـ نوح ـ 28 یا 29 یا 30 آیه ـ 224 كلمه ـ 929 حرف، در نزول سوره 71 و مكی است.

72 ـ الجن ـ 28 آیه ـ 235 كلمه ـ 870 حرف، در نزول سوره 40 و مكی است.

73 ـ المزمل ـ 20 یا 19 یا 18 آیه ـ 285 كلمه ـ 838 حرف، در نزول سوره 3 و یا 4 به جز آیه‌ های 10 و 11 و 20 بقیه مكی است.

74 ـ المدثر ـ 56 یا 55 آیه ـ 255 كلمه ـ 1010 حرف، در نزول سوره 2 و یا 3 و مكی است.

75 ـ القیامه ـ 40 و یا 39 آیه ـ 199 كلمه ـ 625 حرف، در نزول سوره 31 و مكی است.

76 ـ الدهر، الانسان، الابرار، هل‌اتی ـ 31 آیه ـ 240 كلمه ـ 1054 حرف، در نزول سوره 98 و مدنی است.

77 ـ المرسلات، العُرْف ـ 50 آیه ـ 181 كلمه ـ 816 حرف، در نزول سوره 33 و جز آیه 48 بقیه مكی است.

78 ـ النبأ، عم‌یتسائلون، اَلتَّساؤُل، المعصرات ـ 40 یا 39 آیه ـ 173 كلمه ـ 770 حرف، در نزول سوره 80 و مكی است.

79 ـ النازعات ـ 46 یا 45 آیه ـ 139 كلمه ـ 753 حرف، در نزول سوره 81 و مكی است.

80 ـ عبس، اَلسَّفَرَه، اعمی ـ 42 یا 41 یا 40 آیه ـ 133 كلمه ـ 533 حرف، در نزول سوره 24 و مكی است.

81 ـ التكویر، كورت ـ 29 آیه ـ 114 كلمه ـ 533 حرف، در نزول سوره 7 و مكی است.

82 ـ الانفطار، انفطرت ـ 19 آیه ـ 80 كلمه ـ 327 حرف، در نزول سوره 82 و مكی است.

83 ـ المطففین، التطفیف ـ 36 آیه ـ 177 كلمه ـ 830 حرف، در نزول سوره 86 و مكی است.

84 ـ الانشقاق، انشقت ـ 25 یا 24 یا 23 آیه ـ 109 كلمه ـ 430 حرف،‌در نزول سوره 83 و مكی است.

85 ـ البروج ـ 22 آیه ـ 109 كلمه ـ 458 حرف، در نزول سوره 27 و مكی است.

86 ـ الطارق ـ 17 یا 16 آیه ـ 61 كلمه ـ 245 حرف، در نزول سوره 36 و مكی است.

87 ـ الاعلی ـ 19 آیه ـ 72 كلمه ـ 270 حرف، در نزول سوره 8 و مكی است.

88 ـ الغاشیه ـ 26 آیه ـ 72 كلمه ـ 330 حرف، در نزول سوره 68 و مكی است.

89 ـ الفجر ـ 30 یا 29 یا 32 یا 33 آیه ـ 137 كلمه ـ 577 حرف، در نزول سوره 10 و مكی است.

90 ـ البلد ـ 20 آیه ـ 82 كلمه ـ 330 حرف، در نزول سوره 35 و مكی است.

91 ـ الشمس، ناقه، صالح ـ 15 یا 16 آیه‌ ـ 54 كلمه ـ 247 حرف، در نزول سوره 26 و مكی است.

92 ـ اللیل ـ 21 آیه ـ 71 كلمه ـ 302 حرف، در نزول سوره 9 و مكی است.

93 ـ الضحی ـ 11 آیه ـ 40 كلمه ـ 192 حرف، در نزول سوره 2 یا 3 یا 11 و مكی است.

94 ـ الانشراح، الم نشرح، شرح ـ 8 آیه ـ 27 كلمه ـ 103 حرف، در نزول سوره 12 و مكی است. بعضی آن را با «والضحی» به هم می‌پیوندند.

95 ـ التین ـ 8 آیه ـ 34 كلمه ـ 103 حرف، در نزول سوره 28 و مكی است.

96 ـ العلق، اقرأ ـ 19 یا 20 آیه ـ 92 كلمه ـ 280 حرف، در نزول 5 آیه نخستین آن آغاز نزول بوده و مكی است.

97 ـ القدر، انا انزلناه ـ 5 یا 6 آیه ـ 30 كلمه ـ 112 حرف، در نزول سوره 25 و مكی است.

98 ـ البینه، البَرِیّه، لم‌یكن، القیامه ـ 8 یا 9 كلمه 329 حرف، در نزول سوره 100 و مدنی است.

99 ـ الزلزال، الزلزله ـ 8 یا 9 آیه ـ 35 كلمه ـ 149 حرف، در نزول سوره 93 و مدنی است.

100 ـ العادیات ـ 11 آیه ـ 40 كلمه ـ 163 حرف، در نزول سوره 14 و مكی است.

101 ـ القارعه ـ 11 یا 10 یا 8 آیه ـ 36 كلمه ـ 150 حرف، در نزول سوره 30 و مكی است.

102 ـ التكاثر ـ 8 آیه ـ 28 كلمه ـ 120 حرف، در نزول سوره 16 و مكی است.

103 ـ العصر ـ 3 آیه ـ 14 كلمه ـ 68 حرف، در نزول سوره‌ 13 و مكی است.

104 ـ الهمزه، لمزه ـ 9 آیه ـ 33 كلمه ـ 130 حرف، در نزول سوره 32 و مكی است.

105 ـ الفیل، الم‌ تر كیف ـ 5 آیه ـ 23 كلمه ـ 96 حرف،‌ در نزول سوره‌ 19 و مكی است.

106 ـ قریش، لایلاف ـ 4 یا 5 آیه ـ 17 كلمه ـ 93 حرف، در نزول سوره 29 و مكی است: بعضی آن را جزء سوره فیل شمرده‌اند.

107 ـ الماعون، أرأیت، الدین ـ 7 یا 6 آیه ـ 25 كلمه ـ 125 حرف، در نزول سوره 17 جز آیات 4 تا 7 بقیه مكی است.

108 ـ الكوثر ـ 3 آیه ـ 10 كلمه ـ 42 حرف، در نزول سوره 15 و مكی است.

109 ـ الكافرون، جحد ـ 6 آیه ـ 26 كلمه ـ 94 حرف، در نزول سوره 18 و مكی است.

110 ـ النصر، التودیع ـ 3 آیه ـ 19 كلمه ـ 78 حرف، گفته‌اند آخرین سوره (114) بود كه در حجه‌الوداع به منی نازل شد.

111 ـ لهب، ابی‌لهب، المسد، تبت ـ 5 آیه ـ 20 كلمه ـ 77 حرف، در نزول سوره 22 و مكی است.

امام فخر رازی در تفسیر خود بیست نام برای آن ذكر می‌كند از آن جمله:

سوره اساس، برائه، جمال، معرفه، مقشقشه، مانعه، نجات، نسبه‌الرب، نور، تفرید، تجرید، ولایه

113 ـ الفلق ـ 5 آیه ـ 23 كلمه ـ 74 حرف، در نزول سوره 20 و مكی است.

114 ـ الناس ـ 6 یا 7 آیه ـ 20 كلمه ـ 79 حرف، در نزول سوره 21 و مكی است. (نقل از تاریخ قرآن: دكتر رامیار ص 235 ـ 246)

ذكر این نكته نیز لازم است كه در قرآن، فقط دو آیه وجود دارد كه در هر یك از آنها تمام حروف تهجی آمده است، یكی آیه:

«ثُمَّ اَنْزَلَ عَلَیْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ اَمَنَهً نُعاسَاً یَغْشی طائِفَهٌ مِنْكُمْ و طائِفَهٌ مِنْكُمْ وَ‌ طائِفَهً قَدْ اَهَمَّتْهُمْ اَنْفُسُهُمْ یَظُنُّونَ‌ بِاللهِ‌غَیْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِیَّهِ یَقُولُونَ هَلْ لَنا مِنَ الْاَمْرِ مِنْ شَیْئیٍ قُلْ اِنًّ الْاَمْرَ كَلَّهُ لِلّهِ، یُخْفُونَ فی اَنْفُسِهِمْ ما لا یُبْدوُنَ لَكَ یَقُولُونَ لَوْ كانَ لَنا مِنَ الْاَمْرِ شَیْیءٌ‌ ما قُتِلْنا هیهُنا قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فی بُیُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذینَ كُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ اِلی مَضاجِعِهِمْ وَ لَیَبْتَلِیَ اللهُ ما فی‌ صُدُورِ كُمْ‌ وَ لْیُمَحِّصَ ما فی قُلُوبِكُمْ وَ اللهُ عَلَیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ» (سوره آل‌عمران،‌ آیه 154)

و آیه: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ اَشِدّاءٌ عَلَی الْكُفّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً یَبْغَوُنَ‌ فَضْلاً مِنَ اللهِ وَ رِضْواناً سیماهُمْ فی وُجُوهِهِمْ مِنْ اَثَرِ السُّجُودِ ذالِكَ مَثَلُهُمْ فیِ التَّوْریهِ وَ مَثَلُهُمْ فیِ الْاِنْجیلِ كَزَرْعٍ اَخْرَجَ شَطْئَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَطَ فَاسْتَوی عَلی سُوقِه یُعْجِبُ الزُّرّاعَ لِیَغیظَ بِهِمُ الْكُفّارَ وَعَدَ اللهَ الَّذینَ آمَنُوا وَ‌ عَمِلوُا الصّالِحات مِنْهُمْ مَغْفِرَهً وَ اَجْراً عَظیماً» (سوره فتح، آیه 29)

 

با عرض معذرت اطلاعی درست راجع به تاریخ دقیق نزول سور مورد نظر شما در دسترس ندارم.

 

تصحیح: منبع اخذ این مطالب سی دی منتشر شده توسط سازمان بنیاد سلیم می باشد.

اختلاف در آیات بعضی سوره ها مربوط به اختلاف در قرائات است بعضی دو جمله را یک آیه می دانند و بعضی دو جمله را دو آیه مثلا.

 

ش ط , shaahiin
ش ط - 20:03 1386/09/4
20

رعد 96

 یونس 51

  قمر 37

 صافات 56

http://www.rashadkhalifa.org/farsi/quran/f_sura37.htm 

اشراق ر , soleimanrezaie
اشراق ر - 19:37 1386/09/4
19

جواب شما داده شده است برگردید و باز هم بخوانید.

 

آن ایاتی که بیان نمودید مربوط به لجبازی و تمسخر مشرکین در رابطه با آوردن معجزه است که نمونه اش پاییس آوردن آسمان و ملائکه و ... است و خداوند( که از درون و نیت مشرکین آگاه است) می گوید معجزه ای برای ان درخواست آنان به تو نمی دهیم.

 

مگر با شق القمر نگفتند که این سحری جاودان است؟

 

 

اشراق ر , soleimanrezaie
اشراق ر - 17:24 1386/09/4
18

دوست من جناب آروند سوء تفاهم برای شما پیش آمده است.

 

من ذکر آیات شما را جعلی نخواندم بلکه آن اشاراتی که در پاسخ به نینا زیبا سخن در رابطه با بعضی سوره های مشابه قرآن قرموده بودید منظورم بود.

ایمان ب.ص , easterner
ایمان ب.ص - 17:23 1386/09/4
17
نقل قول از : آروند اصغری

 


با درود بر شما نیمای گرامی:

من از قرآن آیه آوردم که محمد معجزه نداشت.در ضمن شاید تقاضاهای تازیان جاهل منطقی نبود ولی خدا که برای پیامبران پیش از محمد معجزه فرستاده بود برای محمد یکی از تقاضاهای مشرکان را برآورده نکرد تا شاید ایمان بیاورند؟؟؟

من چندی پیش چندین سوره در اینترنت پیدا کردم که به سبک قرآن است ولی در قرآن نیست.پس حرف شما که میگویید قرآن معجزه است چون کسی مانند آن نمیتواند بیاورد نقض شده است.


بیخود است ...

 

 شما موقعی میتوانید قرآن را نقض کنید که سوره ای مانند آن بیاورید ... نه هر چرتی که به زبان عربی باشد

مشرکان در همان ابتدا سوره ی فیل را ساختند که خرطومش بلند است و فلان است و ...بعد خودشان به نوشتشان خندیدند

 

اگر میتوانید واقعا یک سوره مانند قرآن بیاورید...اما هرگز نخواهید توانست...اگر میشد هفت نسل قبل از شما و آباء و اجدادتان این کار را میکردند...

 

خیال کرده اید این یهودی ها که محتوای قرآن را بهتر از ما میدانند اگر در قرآن مشکلی میافتند امروز ساکت مینشستند !

خیر عزیز در بوق و سرنای رسانه هایشان میکردند ودر عالم داد میزدند

 

در ثانی معجزات رسول خدا در تاریخ ذکر شده اند اما در سایه ی عظمت قرآن کمرنگ ترند

 

به عنوان مثال

-حرکت زمانی ظهر و نماز علی (ع)

1. حركت درخت به خواست پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ چنان كه شرح آن در نهج البلاغه (خطبه قاصعه) آمده است.
2. در سفر تبوك، اصحاب از تشنگی شكایت كردند، حضرت دست مبارك را در آب ظرفی كه حتی یك نفر با آن سیراب نمی‎شد، گذاشت و آب آن افزایش یافت به گونه‎ای كه همگی از آن آب خورده و حتی چهارپایان را نیز سیراب نمودند.
3. به هنگام هجرت از مكه به مدینه در میان راه به خیمه زنی به نام «ام معبد» رسید، در خیمه گوسفند لاغری با پستان‎های خشكیده بود. پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: اگر رخصت دهی شیر آن را من بدوشم. آن‎گاه با دست كشیدن به پستان‎های گوسفند و خواندن دعا، آن قدر شیر از پستان گوسفند دوشید كه «ام معبد» و همه اصحاب از آن نوشیدند و سیر شدند و در آخر نیز خود نوشید.
4. ستونی از درخت خرما در مسجد مدینه بود كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به هنگام خواندن خطبه به آن تكیه می‎داد. و آن گاه كه منبر ساختند و پیامبر از ستون مفارقت كرد، به ناله درآمد (مانند نالیدن كودك برای مادر مهربان، یا مثل نالة ناقه برای بچه خود) تا آن كه آن حضرت از منبر به زیر آمد و آن را در بر گرفت و تسلی داد.
5. به هنگام هجرت از مكه، یكی از مشركان به نام «سراقه بن مالك» كه در تعقیب آن حضرت بود به وی رسید، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در آن حال دعا فرمود كه: «الهی، به هر صورت كه خود می‎دانی، شر او را از من دفع كن»، به ناگاه دست و پای اسب سراقه در زمین هموار و بی‎گل و لای، فرو رفت و به كلی از حركت باز ایستاد!
سراقه گفت: ای محمد، دانستم كه این كار توست. اكنون دعا كن تا از این ورطه رهایی یابیم و من عهد می‎كنم كه باز گردم و هر كس را كه از عقب آید باز گردانم. حضرت در این هنگام دوباره دعا فرمود و زمین اسب او را رها كرد و او باز گردید.
6. به هنگام هجرت به مدینه، وقتی آن حضرت وارد غار گردید كبوتری بر در غار آشیانه ساخت و عنكبوتی تار كشید، به طوری كه وقتی مشركان به در غار رسیدند، گفتند ممكن نیست در این سال كسی به این جا در آمده باشد

 

اشراق ر , soleimanrezaie
اشراق ر - 17:41 1386/09/3
16
نقل قول از : آروند اصغری

با درود بر شما

من از قرآن آیه آوردم که محمد معجزه نداشت و شما روایت و تفسیر میآورید؟؟؟

هرگاه از قرآن مدرک آوردید حرف شما پذیرفته است.


جناب آروند گرامی گویا شما اصلا متن ها نمی خوانید.

 

ایا من از قرآن مدرک نیاوردم؟:

 

قرآن کریم در موارد عدیده ای اشاره بدین دارد که محمد برای جویندگان حق و یا در بعضی موارد انکارورزان معجزاتی آورده است از جمله در سوره ی الصافات آیه ی 15:« و چون معجزه ی تو را می بینند استهزا می کنند و می گویند این نیست مگر سحری آشکار» در تفسیر صافی نوشته ی مرحوم فیض کاشانی و تفسیر کبیر امام فخر رازی و تفسیر جلالین و بیضاوی شان نزول این آیه شکافتن ماه توسط محمد(ص) ذکر شده است.

پس معلوم گشت چون کفار معجزه ی پیامبر را می دیدند استهزاء می کردند و آنرا سحری آشکار می خواندند و در سوره ی القمر می قرماید:« چون برهانی ببینند اعراض می کنند و می گویند سحر جاودان و ادامه داری است!» در سوره ی آل عمران آیه ی 86 به صراحت لفظ بینات یعنی معجزات را به محمد(ص) نسبت می دهد. لفظ بینات هرگاه موصوف آن مقدر باشد به معنای معجزه است که نظیر آن در قرآن فراوان است مانند: و اتینا عیسی بن مریم البینات( بقره 87) ثم اتخذوا العجل من بعد ما جاء تهم البینات( اشاره به معجزه ی موسی/ انسان 153) اذ جئتهم بالبینات( یونس 13) لن نوثرک علی ما جاءنا بالبینات( طه 72) و قد جاءکم بالبینات(مومن 28) و در آیه ی 31 سورهی نساء به صراحت حال کسانی آمده است که آیات و معجزات محمد را انکار می کنند. و در تفسیر بیضاوی و کشاف  و فخر رازی ایات به معنای معجزات به همراه قرآن بیان شده است. و باز در سوره ی نسا آیه 24 به صراحت بیان می کند که:« چون برای قریش معجزات از برای نبوت آوردیم از وجه حسد و عناد ایمان نمی آورند» پس معلوم گشت که قرآن صراحت تمام دارد بر اینکه محمد(ص) معجزاتی داشته است.

 

این ها تفسیر است؟! پناه بر خدا.

 

یک کلام بگویید من شما را به مسخره گرفته ام و ما را راحت کنید.

 

آن سوره های جعلی تان هم لابد کتاب فرقان الحق و سوره ی ولایت و ... بود نه؟ ! این سوره های آن قدر سخیف و چر از غلط غلوط و خنده دار است که انسان از بیانش شرم دارد.

 

برای خواندن سوره های بیشتر و بررسی آنها و اثبات برتری و اعجاز قرآن به کتاب آیه الله معرفت در همین باب مراجعه نمایید. خواهشا بی مطالعه سخنی بر زبان نیاورید.

اشراق ر , soleimanrezaie
اشراق ر - 11:31 1386/09/3
15

معجزات محمد(ص) و نگاهی بر قرآن؛

 

آیا قرآن تنها معجزه ی محمد(ص) بود؟

ایا پاسخ منفی محمد(ص) به درخواست معجزه ی مشرکین موضوعیت داشت؟( شواهدی از کتاب مقدس)

چرا محمد(ص) به در خواست معجزه ی چند تن از مسیحیان نجران پاسخ مثبت داد؟

ایا کتابی همچون قرآن تاکنون نگارش یافته است؟

ایا کتاب مقدس کتابی جاودان و قابل استفاده برای تمام زمانهاست؟

تفاوت معجزات محمد(ص) با معجزات سایر انبیاء(ع) در چیست؟

...........................................................................................................................

 

همانطور که اطلاع دارید قرآن تنها معجزه ی پیامبر نبود بلکه ایشان معجزات فراوانی داشتند که هر کدام را در شرایط خاصی به ظهور می رساندند از جمله ی آنها بیست و سه معجزه را بیان خواهم نمود که به تواتر در کتب شیعی و سنی و ( کسانی که هم دوره با علی بن ابیطالب(ع) و صحابه(ع)  بودند) ذکر شده است.

قرآن کریم در موارد عدیده ای اشاره بدین دارد که محمد برای جویندگان حق و یا در بعضی موارد انکارورزان معجزاتی آورده است از جمله در سوره ی الصافات آیه ی 15:« و چون معجزه ی تو را می بینند استهزا می کنند و می گویند این نیست مگر سحری آشکار» در تفسیر صافی نوشته ی مرحوم فیض کاشانی و تفسیر کبیر امام فخر رازی و تفسیر جلالین و بیضاوی شان نزول این آیه شکافتن ماه توسط محمد(ص) ذکر شده است.

پس معلوم گشت چون کفار معجزه ی پیامبر را می دیدند استهزاء می کردند و آنرا سحری آشکار می خواندند و در سوره ی القمر می قرماید:« چون برهانی ببینند اعراض می کنند و می گویند سحر جاودان و ادامه داری است!» در سوره ی آل عمران آیه ی 86 به صراحت لفظ بینات یعنی معجزات را به محمد(ص) نسبت می دهد. لفظ بینات هرگاه موصوف آن مقدر باشد به معنای معجزه است که نظیر آن در قرآن فراوان است مانند: و اتینا عیسی بن مریم البینات( بقره 87) ثم اتخذوا العجل من بعد ما جاء تهم البینات( اشاره به معجزه ی موسی/ انسان 153) اذ جئتهم بالبینات( یونس 13) لن نوثرک علی ما جاءنا بالبینات( طه 72) و قد جاءکم بالبینات(مومن 28) و در آیه ی 31 سورهی نساء به صراحت حال کسانی آمده است که آیات و معجزات محمد را انکار می کنند. و در تفسیر بیضاوی و کشاف  و فخر رازی ایات به معنای معجزات به همراه قرآن بیان شده است. و باز در سوره ی نسا آیه 24 به صراحت بیان می کند که:« چون برای قریش معجزات از برای نبوت آوردیم از وجه حسد و عناد ایمان نمی آورند» پس معلوم گشت که قرآن صراحت تمام دارد بر اینکه محمد(ص) معجزاتی داشته است. و اما معجزاتی از آن حضرت:

1. پیوسته نور از چهره ی نورانیشان ساطع بود و بعضی هنگام انگشت خود را بالا می برد و همچون شمعی فروزان می گشت. 2. بوی بسیار نافع و خوش آن حضرت به حدی که هر گاه از مکانی می گذشت ساعتها آن بو در فضا بود. 3. چون در آفتاب راه می رفت سایه از برای وی نبود 4. هر کس با آن حضرت راه می رفت هر چه از ایشان بلند تر بود ولی در نظر دیگران قامت حضرت بلند تر جلوه می کرد. 5. آنکه هیچگاه پرنده یا حشره ای از بالا ی سر ایشان رد نشد و هیچ حشره و جانوری بر ایشان ننشست 6. از عقب می دید همانطور که از جلو می دید 7. علم غیب داشت و سخنان افراد را از چهره ی آنها بدون کم کاست می فهمید 8. آنکه خواب و بیداری حضرت یکسان بوذ و چه در خواب و چه در بیداری سخن ملائکه و خودشان را می دید و هر چه در خاطر مبارک خطور می کرد حفظ می کرد. 9. هرگز بوی بد از ایشان به مشام کسی نرسید 10. آب دهان بر هر چاهی می انداخت پر آب م یگشت و به هر صاحب مرضی میزد شفا می یافت بر هر طعامی دعا می فرمود کثیر می شد( مانند طعام عشیره ی اقربین و مهمانی معروف جابر بن عبدالله انصاری) 11. گاهی زبانهای دیگر را می فهمیدو تکلم می نمود 12. بر روی کمرش مهر نبوت جای گرفته بود( که باعث ایمان عده ای از یهودیان شد) 13. انکه آب از میان انگشتانشان جاری می شد و بعضی از اصحاب از آن آب خوردند 14. آنکه با اشاره دست ماه را به دو نیم کرد 15. آنکه سنگریزه در دست مبارکش به ذکر خدا پرداخت( و باعث ایمان بیست تن از مسیحیان نجران شد) 16. ناف بریده و ختنه شده به دنیا آمد 17. هرگز  محتلم نشد و خواب شیطانی ندید 18. هر چارپایی که حضرت سوار می شود راهوار می گشت و پیر نمی شد. 19. در محاسن شریفش هفده تار موی سپید بود که همچون خورشید می درخشید. 20 در زورآزمایی هیچ فردی حریف ایشان نشد 21. آنکه بعضی هنگام به اشراه حضرت سنگها و درختان به ایشان سلام می دادند 22. بر زمین نرم راه می رفت و جای پایش نمی ماند ولی بر زمین سخت و سنگ راه می رفت جای پایش ظاهر می گشت 23. مهابت و جلالت و عظمتی در صورت داشت و هیچکس نمی توانست مدتی در چشم ایشان خیره شود ...  بیش از سی و اندی معجزه از ایشان صادر گشته است که ذکر تمامی باعث تفصیل کلام می شود.

................................................................................................................................................

 

محمد(ص) در بسیاری از موارد به درخواست مشرکین مبنی بر معجزه پاسخ منفی می داد زیرا در خواست آنها از برای حق جویی نبود بر که بر مبنای استهزاء و لودگی بود و خداوند نیز براین امر آگاه بود و معجزه ای را پدیدار نمی کرد  یکی از خواسته های مشرکین از محمد(ص) در آیه ی 89 تا 93 سورهی بنی اسراییل آمده است حال ببینیم درخواست مشرکین چه بوده: « آنان می گویند به تو ایمان نخواهیم آورید تا اینکه تو از زیر زمین برایمان چشمه ی آب جاری سازی یا تورا بستانهای خرما و انگور باشد و جویها را به طور جاری روانه کنی  و بزری آوری آسمانرا و خدای را و ملائکه را! که از برای تو شهادت دهند یا تو را خانه ای از طلا باشد و یا بر آسمان بالا روی  و رفتن تو را هم باور نمی کنیم مگر اینکه از بالا برایمان کتاب یآوری تاآنرابخوانیم!!!»( گفتنی است تمامی آیات توسط خودم ترجمه شده است و شاید بیشتر یا کمتر از ترجمه های معروف باشد در هر حال مقصود همانست) حال آیا حکمت و عظمت خدا ایجاب می کند به چنین درخواستهای احمقانه ای پاسخ مثبت دهد؟

پس بدانکه اکثر درخواستهای مشرکین از همین نوع بوده است و خداوند به آ«ها جواب منفی می داده است مگردر یک مورد که آن هم شکافتن ماه بود و دیدید که چگونه استهزاء و تمسخر کردند.( عده ی صعی وافر دارند تا تنها معجزه ی محمد(ص) را قرآن بدانند و هدفی ندارند چون کینه و عناد با رسول خدا و گمراهی مردم)

................................................................................................................................................

 

معجزه ای دیگر که محمد(ص) آنرا انجام داد تسبیح گفتن سنگریزه ها در دست مبارکش بود که این معجزه را به درخواست بیست تن از مسیحیان نجران انجام داد و پس از انجام این معجزه تمامی مسیحیان مسلمان شده و ایمان آوردند. پس مسلم گشت که درخواتسها از محمد(ص) متفاوت بوده یک درخواست مثل مشرکین بود که با جواب منفی خداوند مواجه شدند و درخواستی دیگر خواسته ی مسیحیان نجران بود که تنهااز برای حقیقت جویی آمده بودند.

................................................................................................................................................

 

حال شواهدی از کتاب مقدس که در آن معجزه نشانه ی نبوت نیست و عیسی(ع)  و پیامبران دیگر نیز برای همه ی مردم و همه ی طوایف معجزاتشان را آشکار نمی کردند. آیه ی 41 از باب 10 انجیل یوحنا آمده است:« بسیار نزد او آمده و گفتند که یحیی هیچ معجزه ننمود» و در آیه ی 26 از باب 21 متی آمده است:« زیرا همه یحیی را نبی می دانند» ددر آیه ی 9 از باب 8 متی آمده است که یحیی افضل پیامبران بنی اسراییل است:« از اولاد زنان بزرگتر از یحیی تعمیددهنده برنخاست» پس معجزه تنها دلیل نبوت نیست. ایا پاسخ بهتمامی درخواستهای مشرکین بر خدا واجب بوده است؟ ایا باید به در خواستهای آنان مبنی بر پایین آمدن خدا و عرش و ملائکه پاسخ داده می شد؟ آیا اگر کسی از پیامبر خواست تمام یک طایفه را به نشانه ی معجزه هلاک کنید باید انجام دهد؟!

و اما شواهدی که نشان دهنده ی آن است که معجزه جا و مکان و افراد خاصی را می طلبد: در باب 8 از انجیل مرقس آمده است:« و او( عیسی) از دل آهی کشید و گفت از برای چه این فرقه آیتی می خواهند( منظور فریسیان است) هر آینه به شما میگویم آیتی به این فرقه عطا نخواهد شد » پس فریسیان در اینجا از عیسی طلب معجزه و آیت کردند ولی وی انجام نداد. باب 23 آیه ی 8 لوقا این چنین است:« اما هیرودیس چون عیسی را دید بغایت خوشحال شد  زیرا که مدت مدیدی بود می خواست او را ببیند چ.نکه شهرت او را بسیار شنیده بود  و مترقب بود که معجزه ی او را ببیند پس چیزهای بسیاری از او پرسید ولی او به وی جوابی نداد ... » پس عیسی در اینوقت اظهار معجزه نکرد در صورتی که می توانست با معجزه جان خود را برهاند( این دلیلی محکم بر این است فردی که دستگیر کرده بودند عیسای واقعی نبوده است وگرنه هیچ پیامبر این چنین در برابر اشقیاء سکوت نمی نمود) آیه ی 63 از باب 22 لوقا:« و کسانیکه عیسی را گرفته بودند او را تازیانه زده و استهزاء می کردند چشم او را بسته و بر صورت او سیلی می زدندو از وی سئوال می کردند و می گفتند نبوت کن( در اناجیل امروزی به جای نبوت غیب گویی آمده است) که تو را زده است و بسیار کفر دیگر به وی گفتند» ( لازم است توضیح دهم انجیل من مطبوع سال 1953 و قطع جیبی ترجمه شده در لندن به فارسی است اگر با اناجیل شما در کلمات متفاوت بود ایرادی نگیرید چون هر انجیل بنا بر سلیقه ی مترجم خود ترجمه می شود) پس عیسی در اینجا نه نبوت کرد نه غیب گویی در صورتیکه می توانست و دهها شاهد دیگر از جمله آیه ی 39 از باب 27 متی. آیه ی 38 از باب 12 متی. آیهی  3 از باب 4 متی  آیه ی 29 از باب 6 یوحنا و ... .

................................................................................................................................................

 

در طی 1400 سال پیش تا کنون کسی نتوانسته است به تحدی قرآن مبنی بر آوردن سوره ای همچون آن پاسخ مثبت دهد و اگر هم کسانی پیدا شده اند باز از اندکی فصاحت و بلاغت برخوردار نیست و مانند متن شعری است( مانند کتاب فرقان الحق نوشته ی چند پروفسور زبان شناس آمریکایی!!! در سال 2001) زیرا در قرآن بسیاری از جاها بجای کلمه ی واقعی از بدل و کلمه ای هم معنی و مشابه آن که آهنگین تر و موزون تر است استفاده شده است در بسیاری از جاها از قواعد دستوری عدول کرده و جملات زیبایی را بدون خطای دستوری ایجاد کرده است مثلا در جاهای بسیاری بجای « ان» مشبهة از « ان» نفی استفاده کرده است. و در اشاره به روح و معنویات آدمی از لفظ « انسان» استفاده کرده است و در اشاره به جسم و بدن آدمی از لفظ « بشر» استفاده کرده است که در نوع خود بی بدیل استو صدهها آرایه ها ی زیبای دیگر که در هیچکدام از کتب و سوره های جعلی همانند آن یافت نمی شود. جالب است بدانید بسیاری از سوره های جعلی ساخته شده کپی برداری از سوره های قرآن با جایجایی ها مختصر و اندکی تغییر است! آیا این رقابت است؟ من خود به شخصه به زبان عربی اندکی واقفم و علم نحو صروف عربیه را تا حدی می دانم و به همین علت میان یک سوره از قرآن و سوره های جعلی تفاوتی فاحش می بینم. کلامی که پس از قرآن در اوج فصاحت و بلاغت است خطبه های امیرمومنان(ع) در نهج البلاغه است. فصاحت بدین معناست مه در کمال ایجاز و خلاصه گویی معانی بسیاری را به مخاطب منتقل نمایی و به زیبایی و آهنگین و موزون بودن کلام بیفزایی و بتوانی یک جمله و گاهی چند چمله را بدو گرفتگی زبان در یک نفس به راحتی بخوانی و لذت ببری که تمامی آیات قرآن بر خلاف سوره های بشری این شرایط را دارا هستند. منظور از بلاغت کلام است است که در کلام خود تا حدی از کلمات هم معنی و بدل د آهنگین استفاده کنی که در قرآن بیش از هزار نمونه از اوج بلاغت یافت می شود به همین دلیل حسان بن ثابت شاعر زبر دست عرب گفت: « تا آل عمران را دارم شعر نخواهم سرود!»آری اگر کسی اندکی به زبان عرب واقف باشد می فهمد که قرآن نه شعر است نه نثر مسجع بلکه نثری است که در یک آیه ی آن تمامی آرایه های ادبی به کار رفته است کتابی است که لازمه ی آن تلسکوپی به قدرت هابل و میکروسکوپ و سفر به اعماق دریاها و اعماق بدن انسان است. نثری است که مشتمل بر پیشگویی های مطمئن الوقوع است که هیچ کدام از کتب بشری این گونه نیست. این بود چکیده ای از معجزه ی جاودان و ابدی محمد(ص) یعنی قرآن.

................................................................................................................................................

 

دکتر رشاد خلیفه دانشمند مصری درطی تحقیقاتی رابطه ی ریاضی جالبی میان حروف مقطعه ی قرآن یافته است که مرتبط با عدد نوزده است. قصد بر این نیست که در اینجا این روابط را عنوان کنیم زیرا بر فرض صحت آن باز هم قرآن اعجازی بسیار بالاتر و مهمتر از اعداد و ارقام و مکتوبات بشریست( به این اعجاز در پستهای قبل اشاره ای کوچک شد)

همانطور که می دانید یگانگی قرآن بر وجوهی دیگر نیز می باشد و آن این است که احکام آن در تمامی زمانها قابل اجراست چه 1400 سال پیش چه اکنون! در صورتیکه کتاب مقدس فاقد این ویژگی می باشد به عنوان مثال برای فرد جنب شش روز نجاست در نظر گرفته است و مس قبر را مساوی با نجس شدن می داند و ... . که این احکام هیچکدام در زمانه ی ما قابل اجرا نیست و هیچکدام از مسیحیان و یهودیان نیز آنان را اجرا نمی کنند و بنا بر نص صریح تورات همگی باید در حکم نجاست  باشند!

وجه دیگر قرآن احکام اجتماعی و سیاسی و قضایی آن است که هنوز هم اسلام را به بزرگترین رقیب و وحشت غرب و تمدن و فرهنگ غرب بدل کرده است درصورتیکه کتاب مقدس باز هم از این ویژگی تهی است و هیچ قابلیت اجتماعی ، سیاسی عمدتا قضایی ندارد. پس مسلم گشت که قرآن از این لحاظ هم از سایر کتب برتر است.

................................................................................................................................................

 

معجزات نه گانه موسی و معجزات عیسی همچون عصا و ید بیضاء و کور را بینا کردن و روی آب راه رفتن و ... تماما محصور در زمان حیات ایشان بود و هم اکنون از این معجزات هیچ اثر و شواهدی در دست نیست و پیروان این ادیان به هیچ وجه قادر به اقناع سایر ملل مبنی بر حقانیت دینشان نیستند. کتب ایشان نیز به کلی فاقد این اعتبار است زیرا همانطور که آمد نه احکام تورات و نه احکام انجیل قابل استفاده برای زمان ما نیستند. حال که احکامشان منسوخ است به تبع معجزه بودنشان هم محلی ندارد و این نکته را در اذهان شفاف می سازد که اگر موسی و عیسی آخرین انبیاء الهی بودند چرا معجزه ای جاودان مانند قرآن نداشتند؟ تکلیف مردم آخر الزمان چیست؟ بر چه اساس به این انبیاء ایمان بیاورند؟ برای یک فرد مسلمان بسیار ساده است زیرا به پیروی از قرآن و اسلام این دو پیامبر را جزء بزرگترین انبیاء الهی می داند ولی بای یک بی دین چه جای اثباتی برای حقانیت عیسی و موسی است؟ این نکته را باید دراین عصر یافت که قرآن معجزه جاودان محمد است نه تنها معجزه ی او. مسلما معجزات عیسی همچون سایر معجزات محمد و موسی و ابراهیم و ... برای ما غیر ثابت است و به هیچ وجه نه مسلمانان نه مسیحیان و نه یهودیان قادر به ثبات معجزات مکانی و زمانی آنها نیستند. هم معجزات محمد توسط امت او نگاشته شد هم معجزات موسی و هم معجزات عیسی توسط عده ای کاتب غیر نبی نگاشته شد( نزول روح القدس بر کاتبان انجیل موضوعیتی ندارد و به شدت قابل خدشه است) پس چه معجزه ای بالاتر ئ جاودان تر از قرآن محمد برای تمام اعصار؟ معجزه ای که روز به روز چهره ی آن فروزان تر می شود و وحشتی روز افزون برای مخالفان است. معجزه ای که پس از چهارده قرن هنوز بی تغییر و بی تحریف باقی مانده است.

 

نیما زیبا سخن , zibasokhan
نیما زیبا سخن - 00:31 1386/09/3
14
آروند گرامی
فكر میكنم بحث اعجاز را باید با یك دید باز تری بررسی كنیم

ابتدا به این ایه دقت كنید

لَئنْ جِائتْهُمْ آیَهُ لَیُؤمُننَّ بهاَ قُلْ انَّما آلاَیَاتُ عَنْدَالله و ما یُشْعَرُكُمْ اَنَّها اَذا جِأتْ لایُؤمنوُنَ.

وَ تُقَلَّبُ اَفَئدَتَهُمْ وَ اَبْصارَ هُمْ كَمالَمْ یُؤمنُوِِا به اَوَلَ مَرَّة وَ نَذَرُ هُمْ فی طُغْیانهْم یَعْمَهُونَ.

 وَلَوْ اَنَّنانَزَلْنا اِلَیْهمُ اْلَملائكَةَ وَ كَلّهَمُ اْلْموتی وَ حَشَرْناَ عَلَیْهمْ كُلّ شَیء قُبُلاً ما كانُوالیُؤمنُوا اَلاّ اَنَ یَشاءاللهُ وَ لكَّنَ اَكْثَرَ هُمْ یَجْهَلوُنَ”.

 

پیامبر گرامی اسلام معجزات متعددی داشتند كه نمونه زنده آن قران است

و از دیگران تحدی كردند و خواستند كه نمونه ان را بیاورید و معنای اعجاز یعنی همین یعنی كاری كه دیگران از اوردنش عاجز باشند

البته در مواردی عده ای مغرض به هدف تفریح یك لیست معجزه بلند و بالا تهیه میكردند مثلا همین الان برو به اسمان از اونجا یك گنج برای ما بیار  خب طبیعی است كه خدا به پیامبرش میفرماید اگر اگر هزار تا معجزه هم براشون بیاری ایمان نخواهند اورد و این خیلی طبیعیه

مشكران مغرض  دنبال این بودند که سقف آسمان سوراخ شود و یک گنج به زمین بیفتید و یا یک نردبانی پیامبر درست کند و به آسمان برود و گمان میکردند که سفارش چیز محالی را برای خدا دادند و خدا نمیتواند خواسته شان را بر اورده کند

یَقُولُوا لَولاِ اُنْزَلَ عَلَیْهِ كَنْزُ اَوَْ جاءَ مَعَهُ مَلَكُ. اِنَّما اَنْتَ نَذیر 

وَ قالوُ مالهذَا الرَّسُولِ یَأكُلُ الّطَعامَ وَ یَمْشیِ فی اْلاسْواق لَوْلاَ اُنزِلَ الَیْه مَلَكُ فَیَكُونَ مَعَهَُ نَذیراً.

اَوْ یُلْقیِ اَلیْه كَنْزُ اَوْ تَكُوُنَ لَهُ جَنَّةُ یَأكُلِِ منْها وَ قالَ الظّاَلِمُونَ اِن تَتَّبِعُونَ اِلاّ رَجُلاً مَسحُوراً

وَقالُوا لَنْ نُؤمنَ لَكَ حَتّیِِ تَفُجَر لَنا منَ اْلاَرْض یَنبُوعاً.

اَوْ تَكُونَ لَك جَنَةُ من نَخَیل وَ عنَبَ فَتُفَجَرَ الاَنْهارِ خلالَها تَفْجَیراً

. اَوَْ تُسْقَطَ اّلسَماَء كَما زَعَمْتَ عَلَیْنا كسَفاً اَوِْ تَأتِیٍٍ بالله وَ اْلَملائكَة قَبیلاً

 

اَوْ یَكُونِ لَكَ بَیْتِ مَنْ زُخَْرُف اَوْ تَرْقِی فیِ اّلَسَماء

وَ لَنْ نُؤمنَ لَرقُیّكَ حَتّیِ تُنَزَّل عَلَینا كتاباً نَقْرُؤه

 

كه ترجمه برخی ار ایات را اینجا می اورم 

ما به تو ایمان نمی‌آوریم مگر این كه چشمه آبی از زمین بجوشانی

یا این كه باغستانی از نخل و تاك داشته باشی كه جوی‌ها در آن روان باشد،

یا چنان كه پنداشته‌ای قطعه‌ای از آسمان بر ما فرود آید،

یا این كه خدا و فرشتگان را به ما نشان دهی،

یا این كه خانه‌ای از زر ناب داشته باشی

 و یا این كه به آسمان بر شوی

و عروج تو را به آسمان قبول نمی‌كنیم مگر این كه از آسمان نامه‌ای بر صدق گفتار خود فرود آوری

 

این مرد چگونه دعوی پیغمبری می‌كند كه هم طعام می‌خورد

و هم در بازار راه می‌رود؟

اگر راست می‌گفت فرشته‌ای همراه خود می‌آورد كه عین مطالب او را تصدیق كند

یا این كه لااقل گنجی از آسمان برایش می‌فرستادند كه برای معاش نیازی به رفتن به بازار نداشته باشد،

پس چون فاقد این‌ها است یا جنی (سحر) شده و اهریمنی (دیوی) در وی حلول كرده یا دیوانه است”.

 

و در مواردی كه طرف اهلیت اعجاز داشته پیامبر معجزات متعدد داشته چنانكه از نظر تنوع اعجاز بزرگترین پیامبر شناخته میشود  از معجزات كلامی تا معجزات در اسمان تا معجزات زمینی تا شفا دادن بیماران و تا.... كه در روایات مملو از اشاره به ایم موارد است

 

 

 

 

 

 

نیما زیبا سخن , zibasokhan
نیما زیبا سخن - 10:10 1386/09/2
13
سلیمان گرامی

بحث جالبی بود ممنون


جهانگیر گرامی  در ادبیات فارسی و و عربی یك حرف داریم و یك حركت
در شمارش حروف یك جمله حركتها منظور نمیشوند
ماهك   , mahak222
ماهك - 10:08 1386/09/2
12
نقل قول از : جهانگیر جهان بان

گرامی سلیمان

اگر حروف صدا دار را نخوانیم میشود 19 حرف

ولی دیگر این بسم الله هی که شما میگویید نمیشود

 مگر میشود قران را بدون حروف صدا دار خواند؟

 

این کجابِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

 و این کجا:  بسم الله الرحمن الرحیم

چنانچه با حروف لاتین بنویسید بهتر دیده میشود که 25 حرف است زیرا این پژوهشگر عربی نمی دانسته که حروف صدا دار رو نشمرده است

B e s m e   a l  l a h e   a l  r h m a n e  a l r h i m

همین نشانگر تعصبی بیهوده است و برای معروف کردن خود کسی دست به چنین کاری میزند من هم بیش از این زمان برای دیگر 19 های شما نمی گزارم چون هیچ فایده ای برای من و میهنم نداشته و ندارد

 

درجواب این برادرعزیز می خواستم بگویم كه قران به زبان عربی نوشته شده ونه انگلیسی و اعرابی كه شما می فرماییدبرخلاف زبان انگلسیی هیچوقت بعنوان حرف شمرده نمی شودوبه نظر من قبل جواب دادن به این شكل باید یه كمی ابتدا تحقیقاتون رو درزمینه زبان عربی بیشتر كنید ودرضمن اعجازهای قران هیچ ربطی به مسائل سیاسی فقط میهن شما ندارد چراكه دین اسلام یك دین جهانی است وهمیشه پیام اور صلح ودوستی بوده كه این دركشور ما عمل نمی شود وهم میهنان ما هروقتی تونستن تكلیف خودشون رو بین دین زرتشت واسلام معلوم كنن اونوقت كه شاید همه چیزشون درست بشه چون كه نمشه تو از یه طرف بگی مسلمونی بعد تعصبات زرتشتی داشته باشی
ماهك   , mahak222
ماهك - 09:57 1386/09/2
11

سلام

در جواب بعضی ازدوستان گرامی كه از ادیان دیگه ای غیر از اسلام بودن وبعضیاشون این بحث رو هم قبول نداشتن باید گفت بحث اعجازهای قران  بدرد شماها شاید نخورد ولی فقط بدرد ادمایی می خورد كه اهل تفكرند وبدون هیچ تعصب و كینه ای درهمه مسائل اطرافشون تفكر می كنند كه به همون حقیقت اصلی كه خداوند می باشد برسن و باید بدانید كه قران همه علوم دنیا را دربرگرفته تا اكنون معجزاتی از اون كشف میشود وشما هم اگر اعجازهایی از كتابهای اسمانی وادیان خود دارید میتوانید اینجا بیان كنید تا ما هم استفاده كنیم

 

مریم    , mariz
مریم - 09:05 1386/09/2
10

ببین سلیمان. این قران کریم انقدر معنی و مفهوم داره که دیگه وقت نمیکنی اینهمه توی ظاهرش غرق بشی مگر اینکه هدف خاصی داشته باشی..................

آره .اینایی که نوشتی خیلی جالبه اما حالا چراعدد 19؟

تو که این تاپیک رو راه انداختی باید دلیلش رو هم ذکر کنی...............

چرا انقدر دوست داری عدد 19 رو از توی قران بکشی بیرون؟
تو واقعاّ چی رو میخواهی ثابت کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

اشراق ر , soleimanrezaie
اشراق ر - 10:53 1386/09/1
9
نقل قول از : آروند اصغری

با درود بر تو ای دوست گرامی:

شما آمدی در قرآن کنکاش کردی و متوجه شدی که در قرآن برای عدد 19 شگفتی(نه معجزه!!!!)وجود دارد.بسیار خوب.اما این چه سودی دارد؟آیا میخواهی افرادی را که به قرآن اعتماد ندارند به اسلام گرایش دهی؟مگر همان الله در قرآن نمیگوید که با محمد معجزه ای نیست و او یک مبشر و منذر است؟پس تو چگونه با این حرف ها سخن الله نقض میکنی؟؟؟
این شگفتی ها درست است.اما سودی ندارد.شما که میگویید قران کتابی است برای تمام زمان ها از کاربرد های آن و اطلاعات آن برای حال بگویید.همه ی مفسران قرآن آماده اند که در جهان اتفاقی بیافتد و آنها با کنکاش در قرآن بگویند قرآن هم این را گفته بود.پس چرا زود تر نگفتید؟؟؟اگر قرار است کشف شود و بعد از جانب قرآن اعلام گردد که دیگر فایده ندارد.


جناب آروند اصغری با سلام و تحیات مخصوص.

 

من این مطلب را برای گرایش مردمان به دین اسلام بیان نکردم بلکه بنا بر درخواست یکی از خواهران خوب هم کلوبی آن را در این کلوب باز کردم.

 

در هیچ جای قرآن نیامده است که محمد بن عبدالله معجزه ای نداشته است بلکه بر عکس آن ثابت است.

 

راجع  به قرآن و علم هم توضیحات مکرر همیشه رد و بدل شده است. قرآن کتابی علمی و نجومی نیست که بخواهیم بر طبق آن بنشینیم تئوری و فرمول بریزیم و حل کنیم! بلکه در حین درس توحید و اخلاق مطالبی را در زمینه علم بیان کرده است حال شما بیا بگو به نظر من جنین ابتدایی مانند زالو است( سوره حج) و دلیل من هم قرآن است. دانشمندان غیر مسلمان که نود درصد دانشمندان جهان را تشکیل می دهند به شما نمی خندند؟

 

البته این کار را امام فخر رازی(رض) در تفسیر کبیر کرده اند و نظریات نجومی شاقی را بر اساس قرآن بیان کردند که فارغ از درست و یا غلط بودنش کار مهمی در زمان خود بوده است.

 

موفق و سربلند باشید.

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.