
از آنجایی که کاتولیکها مذاهب مشهور مسیحیت را به گمان خویش، باطل کردند و البته در حقیقت هم باطلند، اکنون برما لازم است که با نظر انصاف به برخی از قواعد مذهب ایشان[کاتولیک ها] نظر کنیم و یک راز عمده از رازهای کاتولیک را که آن را قوربنۀ مقدّس می نامند، بیان کنیم. خواننده خود سایر موارد را با این نماز قیاس کنید که ذکر همۀ قواعد و رازهای ایشان موجب طولانی شدن کلام می شود. به طور خلاصه در این مراسم نانی در کلیسا درست می کنند و به آن دعا می خوانند و اعتقادشان اینست که این نان تبدیل به مسیح می شود.
در این بخش نیز، همان کتاب الصلوة کاتولیکها را که در بخش پیشین بر اساس آن بحث کردیم را پیش رو قرار می دهیم و از روی آن این مراسم را شرح می دهیم:
در صفحۀ 47 کتاب الصلوة آمده است:
«در نان مقدس پروردگار ما یسوع]=عیسی[ مسیح خودش است، "خدا و انسان یعنی به لاهوت و ناسوتش" و یک اقنوم از اقانیم سه گانه است]اقانیم سه گانه، پدر، پسر و روح القدس هستند، که از دیدگاه مسیحیان، هر سه یک خدا هستند[! یعنی پس از تقدیس، نان به لاهوت و ناسوت تبدیل می شود به مسیح کامل، و یک اقنوم از اقانیم سه گانه که او (مسیح) فرزند خدای زنده است که از ابد]ازل؟[ با پدر خود بود و از آسمان نازل شد و مجسّم گردید و انسان شد و در میان ما منزل گرفت و همان پرودگار ما مسیح است که از مریم پاکدامن، متولد شد...»
سپس در صفحۀ 163 می گوید:
«بیان کنندۀ این راز کیست به جز حضرت مسیح؟ این رازها از آسمان آمده اند زیرا که جمیع مصالح از آسمانند. به درستی این مرحله یک مسئلۀ عجیب بزرگ الهی ست که خدا، "من" را از آسمان برای جماعت بنی اسرائیل فرستاد]منظور از "من"، باید اشاره به این باشد که طبق تورات، خداوند وقتی موسی(ع) را مبعوث کرد، خود را «من هستم آنکه هستم» معرفی فرمود.[ و جماعت کار نمی کردند و می خوردند. شاید بگویید این نان تقدیس، همان نان عادی است. بلی! پیش از خواندن کلمات مقدّس، همان نان عادی است ولی پس از تقدیس تبدیل به جسد مسیح می شود. حال ببینیم چگونه نان تبدیل به بدن مسیح می شود؟ به سبب تقدیس، و تقدیس با چه کلماتی و به چه حکمی صورت می گیرد؟ با کلمات مسیح! زیرا چیزهای دیگر از قبیل شکر الهی و نماز، از قبل(جانب) جماعت و سلاطین و مردمان دیگر که گفته می شود، ولی چون به راز مقدس کامل می رسد آنگاه دیگر کاهن حرف نمی زند، جز آنکه از کلمات مسیح استفاده می نماید. پس کلمات مسیح راز را تقدیس می نمایند! کدام کلمات مسیح؟ آن کلماتی که به سبب آنها جمیع اشیاء موجود شدند»
(ادامه
درصفحه 164
«خدای ما مسیح فرمود، آسمان موجود شد! و فرمود، زمین موجود
شد! فرمود، دریاها موجود شد! و فرمود، تمام اشیاء موجود شدند! پس می بینی
که کلمات مسیح چه اندازه صاحب مرتبه و قدرت هستند! پس کلمات مسیح در صورتی
که چنین اثری داشته باشند که چیزی که نیست را هست کنند، در تبدیل جسمی که
هست، به جسم دیگر به طریق اولی مؤثر خواهند شد و آسمان نبود، دریا نبود،
زمین نبود، مسیح فرمود و این ها موجود شدند. (پناه بر خدا از این کفریات)
اینک پاسختان را می گویم: این نان پیش از تقدیس، جسد مسیح نبود و پس از تقدیس جسد مسیح شد! بدون شک خود مسیح فرمود تا این نان تقدیس شد! این مطلب از کتاب مارامبروسیوس که در بیان راز نوشته شده است، نقل شد.
بعد در صفحه 165 در زیارت دوم می گوید:«کلمه گوشت شد و بین ما ساکن شد(انجیل یوحنا، باب1، آیه14)]ترجمه های فارسی پروتستانی از عبارت "کلمه جسم شد" استفاده می کنند، ولی در ترجمه های انگلیسی از تبدیل شدن کلمه به flesh صحبت میکنند، آشکار است که می توان ترجمه کرد که کلمه گوشت شد[
پسر خدای زنده گوشت شد، تا برای ما خوردنی باشد، برای اینکه او را بخوریم
و با او زنده بمانیم. این دل ما را آنقدر با وسعت آفریده بود که اگر تمام
دنیا را در آن می گذاشتند پر نمی شد، و هیچ چیزی خدا پیدا نکرد(ادامه در
صفحه 166
که بتواند این دل ما را سیر کند، مگر اینکه خودش داخل شکم ما
بشود.
تو را شکر می کنم ای پروردگار من و خدای من! تو را شکر می کنم بخاطر این کرامت! وقتی کتب مقدّس را ملاحظه می کنیم کلمات تو از آفتاب نصف النهار روشن ترند. آشکارا می فرمایی: که نان تقدیس جسد و خون توست در زندگانی! خودت فرمودی: منم نان زندگی(نه نان مرده و خشک) که از آسمان آمدم! آن نانی که من می دهم، این جسد منست که آن را برای زندگانی دنیا داده ام، جسد تو به درستی خوردنی است و خون تو به راستی آشامیدنی ست، یعنی حقیقتاً نه مجازاً. در هنگام برکت قول خود را کامل کردی. نان را برداشتی و دعای برکت بر آن خواندی و فرمودی اینست جسد من که به شما داده می شود و کاسۀ شراب را برداشتی و فرمودی اینست خون من که از برای شما ریخته می شود.]اشاره به انجیل متی، باب 26، آیات 26 تا 28[
این قربانی ای است که خودت کردی و این حکم را به کاهنان سپردی و فرمودی این کار را بکنید، از برای تذکرۀ من! ببینم روح القدس چه می گوید در دهان پولس در مورد آن قربانی ای که کاهن آن را تقدیس می نماید! آگاه باش که از ابتدای ظهورمسیحیّت آن کاسۀ تشکر که او را تقدیس می نمائیم شریک خون مسیح نیست و آن نانی که آنرا پاره می کنیم شریک جسد مسیح نیست، یعنی هست! آن کسی که از نان خدا می خورد و از کاسۀ او می آشامد و لیاقت این مرحله را نداشته باشد، مدیون خون و جسد مسیح است و فرد گناهکار برای خود می خورد و می آشامد! و بین جسد مسیح و نان عادی فرقی نمی گذارد! و اینک نوزده قرن است که تمامی قواعد قدیمی و همۀ معلمان متفق القول آن تعلیم تو را موعظه می نمایند. تمامی مؤمنان که در چهار گوشۀ زمین هستند، همیشه زانو به زمین زده نان تقدیس را سجده می نمایند.»
در صفحه 170 می گوید: «تویی مسیح پسر خدای زنده! (متی، باب16،آیه16) آن شهادت شمعون پطرس که آن را در حق مسیح در حضور تمامی حواریون ادا نمود و گفت تویی مسیح پسر خدای زنده، همیشه در تمام قرن ها تا امروز تمام فرزندان عیتا(خانۀ غم)که بر قبر مار پطرس بنا شده است، همیشه شهادت داده و می دهند؛ حتی در راه این کلمه که عیسی پسر خدای زنده است، خون خودشان را نیز می ریزند!»
سپس
نویسنده می گوید: «بله! ای عیسای عزیز توبی مسیح پسر خدای زنده! به تو
اظهار می کنم و از برای تو سجده می نماییم! و به درستی تو را در میان نان
تقدیس، مسیح پسر خدای زنده، می دانم. ای پروردگار من! و خدای من! چون
خواستی با بنی اسرائیل در بیابان سخن بگویی، بر طور سینا فرود آمدی، یک
ذرّه از جلال خود را به آنها نشان دادی، وحشت بر آنها مستولی شد و
نتوانستند به تو نزدیک شوند، کسی که تو را ببیند و زنده بماند، از بنی
انسان نیست. از این جهت نور الوهیّت خود را پوشانیدی به آن جسدی که از ما
گرفتی و آمدی (ادامه در صفحه 171
به صورت یک نوکر به
این دنیای پست، تا هیچکس از تو نترسد، گناهکاران و باجگیران نیز به تو
نزدیک شوند، کودکان خردسال خود را در بغل تو بیندازند، از تو برکت و بوسه
بگیرند، ای یسوع! البته اگر به آن نورانیتی که در آسمان داشتی، برای ما
ظاهر می شدی، هیچ موجود زنده ای نمی توانست با تو روبرو شود، اگر فقط جسد
بودی بدون خدا بودن، مانند سایر آدمیان، هیچکس نمی توانست تو را بخورد. از
این جهت هم خدا بودن و هم آدمیت خود را زیر صورت یک لقمه نان پنهان کردی
تا همه بتوانند تو را بخورند. به درستی در حضور دیوان بنی اسرائیل به وضوح
تمام گفتی: اینست جسد من! این انجیل در تمام زمانها و زبانها، در حق نان
تقدیس شهادت می دهد که به درستی بدن تو است. آری ما به او ایمان می آوریم،
یعنی نان تقدیس که بدن توست! خیلی خوشنود می شویم که ما را با تو در خصوص
این عقیده گناهکار بدانند! آری مادامی که برای من، یک نفس باقی مانده است،
همیشه می گویم: تویی مسیح پسر خدای زنده! و در قبر استخوان های من نیز
شهادت می دهند که تویی مسیح پسر خدای زنده در میان نان تقدیس! چرا که
امیدوارم با آن بدن تو که امروز در زندگانی خود، آنرا را می خورم و همان
بدن تو که او را خورده ام، در روز قیامت مرا از میان مرده ها زنده خواهد
کرد...»(خلاصه از صفحه 172 نقل شد)
بعد ار صفحه 173، می گوید: «در این جا تو خودت در میان ما منزل کرده ای پروردگار و خدای توانا! چه قدر این کلیساهای ما عزیز هستند، که در میان اینها نشسته ای! و چه قدر مقدّسند این مذبح های ما که در آنها منزل کرده ای! به درستی که آن وقتی که در حضور آن نان مقدّس ایستاده ام، تو را سجده می کنم. حقیقتاً ای شاه شاهان، با تو وارد گفتگو می شوم و تو را در میان نان می بینم ای خدای من! بیش از این دیگر چه می خواهم در روی زمین! تویی زینت آسمان و تویی که آسمان را زینت داده ای و سبب خوشحالی آسمان تویی! اینک با حضور مبارک خود در کلیسا، برای ما و در میان نان، کلیسای ما را بهشت کرده ای! تو سهم فرشتگان بودی و قسمت ما شده که تو را می خورم، نسبت بخل به ساکنان ملأ اعلی اگر ممکن بود، فرشتگان نیز از جهت نان تقدیس به بنی انسان حسد می بردند، چنانچه در "نهارها" یعنی تفاسیر و کتب شریعت گفته شده است. خوشا به حال آنانیکه هر روز به خانۀ تو می آیند تا ابد تو را شکر می نمایند. دیگر لازم نیست که به آسمان بروم خود آسمان به کلیسا نزول کرده است، درهای خانۀ تو همیشه باز است، خوشحالی تمام در دنیا همین است که هر روز آمده تو را عبادت کنم...»
بعد
در صفحه 175 می گوید: «ای پروردگار چه عهد شده است؟ و به آنهایی که قبول
کنند و مسیح را به لاهوت و ناسوت بخورند، چه می دهند؟ آنهایی که حکم و حق
را قبول کرده اند، و مزد به ایشان داده شده است که پسران خدا باشند! آه
خوشا به حال تو، ای کرسطیانه(=مسیحی) چون خدای خود را در دل قبول می کنی،
خودش آن وقتی که او را می خوری، با خون خود (صفحه 176
برای تو فرمان می
نویسد که پسر خدا شدی. در میان تمام موجودات اتحاد و اختلاط و امتزاجی که
مانند نان تقدیس سبب امتزاج و اتحاد ما با جسد مسیح باشد، پیدا نمی شود.
جسدش[مسیح] با جسد ما به سبب خوردن نان تقدیس متحّد می شود! و خونش در
میان رگ های ما جوش می خورد؛ روح او در میان ما منزل می کند و سهمی و
قسمتی از الوهیّت خود به ما می دهد...»
مؤلف حقیر می گوید: این کلمات صریحاً اشاره می کنند که هر کس نان تقدیس را بخورد حقیقتاً عیسی و خدا می شود.
با این حساب تثلیث چه معنایی دارد؟ چرا نگوییم تمام کسانی که نان تقدیس را خوردند خدا هستند؟ این حقیر نیز در ایّام جاهلیت بسیار از این نان تقدیس خورده ام. پس این حقیر باید خدایی از خدایان مسیحیان باشم! پس من که (بنا به زعم خودشان) خدای ایشان هستم، می گویم: ای بندگان من! کافر شده اید! دین و مذهب شما باطل است. شما مشرک و بت پرست هستید. و اگر راه نجات را می خواهید باید دین اسلام را بپذیرید. پناه بر خدا از کور دلی! خدایا ستایش مخصوص توست، بخاطر اینکه مرا هدایت کردی. برویم بر سر بحث:
نویسنده در ادامه می گوید: «...در چنین زمانی کامل می شود آن کلام بزرگ که خدای پدر در ابتدای خلقت دنیا فرمود که انسان را به صورت خود موافق مشابهت خود بسازیم(سفر تکوین، باب اول، آیه 26)»
مؤلف حقیر می گوید: منظور این است که وقتی نان تقدیس را خوردند، خورندگان، خدا شدند و آن سخنی که فرموده بود که انسان را به صورت خود موافق مشابهت بسازیم، کامل شد!
بعد می گوید: «آنهایی که قبول کردند، اجر به ایشان داده شد که پسران خدا شدند. همیشه آن صورت خدا را در خود با خوردن نان تقدیس، تجدید نماییم . در دل و پیشانی و ما فرمان او نوشته شود، هرگز نگذاریم خون او که مخلوط به خون ماست، تبدیل به آب شود، یعنی مکرّراً باید نان تقدیس خورد که از الوهیت معزول نشوند.»
بعد در صفحه 177، چنین آمده است: «منم نان حیات (یوحنا، باب ششم، آیه 25) آن روزی که آدم گنهکار شد و از مقام قرب الهی ساقط گشت، نه تنها خدا او را از بهشت بیرون کرد، بلکه فرشته ای را دم در، به نگهبانی گذاشت و آن فرشته شمشیری آتشین در دست داشت که حضرت آدم نتواند دوباره به سوی بهشت بازگردد و از آن درخت میوه بخورد که تا ابد زنده بماند! (چنانچه در تورات، سفر تکوین، باب سوم، آیه 22 آمده است). امّا حالا نه تنها عیسی قدغن را شکست، بلکه به دنبال ما می فرستد و ما را تکلیف می نماید، بلکه ما را مجبور می نماید که داخل خانه او بشویم و نان او را بخوریم و حیات ابدی پیدا کنیم. برای این جسم ناتوان آن نان کدام است؟ خدای ما یسوع مسیح خودش است که در راز نان مقدس است، نه اینکه این نان تقدیس شباهت و یا تذکره باشد و نه اینکه نان خشکیده و مرده باشد بلکه نان زنده و پر از زندگانی ست چرا که بعد از تقدیس نان نیست بلکه خود مسیح است که از آسمان نازل شد و زندگانی دنیا از اوست! بلکه بدن مسیح است! آن بدنی که به دار کشیده شد از برای نجات کل دنیا، منم نان حیات.»
مؤلف گوید: از این نوشتجات، چنین معلوم می شود که صفات خدا نیز نزد مسیحیان، تغییر می یابند. زیرا که اول رحمن و رحیم نبود و به همین جهت راضی نشد که حضرت آدم از میوۀ حیات بخورد و همیشه زنده بماند. سپس رحمن و رحیم شد و خود به دنیا آمد و مجسم شد که مردم او را بخورند و زنده بمانند.(اقتباس از یوحنا6: 54-45)
سپس صاحب کتاب می گوید: «آری بدرستی 1-مسیح برای سفر آخرت ما و در این دنیا نان حیات است. 2-زیادتی زندگانی است در وقت مردن. 3- تخم زندگانی است در میان استخوانهای ما!
بنی
اسرائیل سال ها در بیابان بودند. (صفحه 178
منّ می خوردند که هر بامداد
برای ایشان از آسمان می بارید و از آن سنگ آب می آشامیدند و آن سنگ را با
خود می بردند و آن سنگ، شبیه خدای ما یسوع مسیح بود. اینک ما پیروان مسیح
در این دنیای خراب از آن نان زنده که از آسمان فرود آمده است می خوریم و
از پهلوی خدایمان مسیح می آشامیم و چنین زنده می مانیم! همچنان که فرزند
آدم با خوردن، عمر خود را حفظ می کند و به سبب خوردن بزرگ می شود، روح نیز
با نان تقدیس آن زندگانی روحانی را نگاه می دارد و پیش می رود و میان
تقدّس آن خوراک را می خورد و آن مستحیل می شود به خون و گوشتمان، و به او
زنده می مانیم. قربانی آن جسد مسیح است، بدرستی خوردنی ست این جسد! فرق
بین نان تقدیس و نان های دیگر این است آنچه را که ما می خوریم تبدیل به
گوشت و خون ما می شود، امّا نان تقدیس ما را مستحیل و تبدیل به خود می
نماید و ما را مانند خود می کند. خدای ما مسیح گفته است: من زنده هستم از
جهت پدر. اما آنکه مرا می خورد به سبب من زنده می ماند.(انجیل یوحنا، باب
ششم، آیه 57) یعنی زندگانی خدا در پسر خداست و کسی که نان تقدیس را می
خورد، زندگانی پدر و پسر در اوست و به سبب او زنده می ماند. از این جهت
مارپولس گفت: من به خود زنده نیستم بلکه زندگانی من با مسیح است.»
بعد در صفحه 179 می گوید: «ای خدای ما مسیح! خوشا به حال آن جانی که تو در تنگنایی(در فشار سختی) قسمت او باشی. خوشا به حال آنکه نان تقدیس خوبی پیش از مرگ بخورد! سرش را بر زانوی مسیح می گذارد و در آغوش او جان می دهد.»
بعد در صفحه 180 می گوید: «آن زمان که یوسف برادرهای خود را دید که در حضور او ایستاده اند، هر چند که از روی حسد خواسته بودند او را بکشند و او را مانند اسیر فروخته بودند، او همه آن بدی ها را فراموش کرد! "خون تبدیل به آب نمی شود" آن زمانی که با ایشان روبرو شد، صورت یعقوب، پدرش، را در ایشان دید، خونش بر ایشان جوشید و گریه گلوگیرش نمود و جز خوبی هیچ کاری نتوانست در حق آن ها نماید!(پیدایش، باب چهل سه، آیات 34-23) و همچنین کسی که نان تقدیس را خورده است، روز قیامت خدا در او نگاه می کند و صورت پسر خود را در او می بیند و خون فرزند یگانۀ خود را در رگهای او مشاهده می کند و خواهد فرمود: این است فرزند پسر عزیز من. به او خشنودم . به خوشبختی داخل شو و خوشوقتی همراهت باشد! و خورندۀ نان تقدیس را به پای حساب نمی آوردند و در محل حسابرسی نگاه نمی دارند، بلکه از مرگ به زندگانی می رود و همچنین اگر بدن خورندۀ نان تقدیس در این دنیا بماند، نان تقدیس او را زنده می نماید و با جلال او را بر می خیزاند! حال بخواب ای خورندۀ این نان! ای مؤمن به مسیح! امید خود را با خود برده ای و هیچکس نمی تواند او را از دست تو بگیرد. نان تقدیس برای قیامت تخم زندگانی ست.»
بعد در صفحه 181 می گوید: «پس بدن مسیح همیشه متحد جسد با ماست و خون او در رگهای ما جریان دارد و در جگر ما می جوشد و روح او در ما حلول کرده است؛ نام او در دل و پیشانی ما نوشته شده است؛ همیشه بخوریم با محبت عظیم در زندگانی خود تا قسمتمان باشد در وقت مردن»
بعد در صفحه 182 می گوید: «مسیح از سینۀ پدر خود به سینۀ مادرش مریم از آسمان به زمین نازل شد؛ از الوهیت به انسانیت؛ از شکم مادر باکرۀ خود به آخور نزول کرد. پادشاه پادشاهان در طویله متولّد شد و در آخور پشت سر حیوانات او را خوابانیدند. و از آخور به دار تشریف برد و از دار به قبر و از قبر به آسمان رفت. پس از این کلمات معلوم می شود که خدا مرد.»
بعد در صفحه 184 می گوید: «هنگامی که عیسی در دل تو منزل کرده است، جان خود را به تو داده است و دیگر هیچ چیز را از تو مضایقه نخواهد کرد »
این بود ترجمه مطالب نویسنده با تلخیص.
مؤلف حقیر گوید: از کلمات نگاشته شده چند امر مستفاد می شود:
اول: نان تقدیس نان است و بعد از تقدیس حقیقتاً و نه مجازاً به لاهوت و ناسوت تبدیل به مسیح کامل می شود.
دوم: خورندۀ آن نان حقیقتاً مسیح را به لاهوت و ناسوت خورده است.
سوم: سهمی از الوهیت به خورندۀ نان مذکور داده می شود و با مسیح متحّد می گردد و گوشت او گوشت مسیح و خون او خون مسیح است.
چهارم: نان های دیگر پس از خورده شدن تبدیل به گوشت می شوند ولی این نان، شخص خورنده را تبدیل به مسیح می نماید و این مرحله از خواص لازمۀ این نان است.
پنجم: شراب معهود بعد از تقدیس حقیقتاً تبدیل به خون می شود.
ششم: باید این نان و شراب را سجده کرد؛ سجدۀ حقیقی؛ چرا که مسیح هستند.
هفتم: کاهن در حین تقدیس مسیح را حقیقتاً در نان می بیند.
هشتم:خورندۀ این نان و نوشندۀ این شراب بی تردید به بهشت می رود و هیچ سؤالی از او نمی شود، زیرا که خورندۀ این نان و نوشندۀ این شراب، خداست. ]بنا به توضیح نویسنده خدا وقتی به روی او می نگرد، چهره مسیح را می بیند
فهرست زیر شامل تمام پاپهای کلیسای کاتولیک روم است که بالاترین و مقدس ترین مقام مذهبی در کلیسای کاتولیک محسوب میشود. گفتنی است که لغت پاپ در زبان لاتین به معنای "پدر" است.
|
|