| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
862
|
87/10/12 (11:02)
|
|
||
|
|
10
|
530
|
90/4/11 (10:08)
|
|
||
|
|
20
|
158
|
90/11/21 (11:54)
|
|
||
|
|
38
|
177
|
90/11/21 (11:00)
|
|
||
|
|
6
|
38
|
90/11/21 (11:00)
|
|
||
|
|
65
|
415
|
90/11/20 (00:18)
|
|
||
|
|
143
|
891
|
90/11/19 (18:10)
|
|
||
|
|
11
|
34
|
90/11/16 (16:18)
|
|
||
|
|
19
|
165
|
90/11/10 (09:50)
|
|
||
|
|
22
|
176
|
90/11/10 (09:40)
|
|
||
|
|
487
|
2695
|
90/10/24 (23:32)
|
|
||
|
|
21
|
118
|
90/10/8 (19:38)
|
|
||
|
|
20
|
217
|
90/9/25 (01:23)
|
|
||
|
|
87
|
788
|
90/9/19 (18:45)
|
|
||
|
|
97
|
924
|
90/9/2 (01:55)
|
|
||
|
|
178
|
3190
|
90/9/2 (01:54)
|
|
||
|
|
701
|
3093
|
90/8/11 (03:49)
|
|
||
|
|
32
|
524
|
90/8/11 (03:48)
|
|
||
|
|
42
|
276
|
90/8/11 (03:46)
|
|
||
|
|
210
|
1799
|
90/7/13 (21:24)
|
|
آشنایی با تلمود |
|
گئونیم :
در زمان تدوین تلمود (قرن 43 عبری - حدود 1500 سال پیش) كشور بابل - قسمتهایی از عراق امروزی - مركز اصلی یهودیان به شمار می رفت. شهرهای «سورا» و «پومبدیتا» به علت وجود دانشگاههای علوم دینی (یشیوا) در آنها از معروفیت خاصی برخوردار بودند و همه برای آموزش تورا و یافتن پاسخ پرسشهای دینی خود به این مراكز مراجعه می كردند. همزمان با پایان تدوین تلمود، پادشاهان ساسانی كه آن هنگام حاكم بابل نیز بودند، آزادیهای یهودیان را محدود ساخته، دانشگاههای آنها را تعطیل كردند.
دانشمندانی كه در كمتر از یك قرن پس از تألیف تلمود می زیستند، «رَبانان سِوُرائیم» یا «استدلالیون» خوانده می شدند. این افراد در تفسیر یا حذف و بسط تلمود كمترین دخالتی نداشتند و همه كوشش و هَمّ خود را وقف تشریح گمارا كرده، سعی كردند كه آن را به گونه قابل فهمی برای همه افراد در آورند.
دوره گِئونیم (گائونها)
اوایل این دوران، با ظهور اسلام معاصرگشت و مسلمانان با شكست پادشاهان ساسانی، بر بابل نیز چیره شدند. برای یهودیانی كه در قلمرو اعراب می زیستند، دوره جدیدی از آزادی آغاز شد. حكام مسلمان به مراتب روشنفكر تر از رهبران مسیحی یا زرتشتی آن زمان بودند و یهودیان تحت تسلط مسلمانان در صلح وصفا زندگی می كردند. هوای تازه آرامش و آزادی برای یهودیان بابل به جریان درآمد و دانشگاههای «سورا» و «پومبدیتا » دوباره گشوده شده، یك بار دیگر بابل، مركز آموزش تورا و علوم دینی برای تمام یهودیان جهان شد. گرچه یهودیان موظف به پرداخت مالیاتی به نام «جَزیه» به مسلمانان بودند، برای خود سازمان منظم و دادگاههای ویژه ای داشته، به صورت یك جامعه آزاد یهودی در آنجا می زیستند.
در این دوران، دانشگاههای «سورا» و «پومبدیتا» بیش از دوره های گذشته در زندگی یهودیان اهمیت یافته و رؤسای آنها دارای لقب «گائون» یا علامه و نابغه بودند و نیز مقام و منصب «رُوش گالوتا» یا «رئیس یهودیان پراكنده در جهان»، مانند سابق شكوهمند و با عظمت شد. در حالی كه روش گالوتا به امور اداری و سیاسی یهودیان رسیدگی می كرد، گئونیم به امور فرهنگی و دینی می پرداختند. اما در بیشتر موارد، گئونیم از حیث تأثیر و نفوذ كلام بر روش گالوتا برتری داشتند. گائونِ شهرِ سورا، سرپرست تمام امور مذهبی یهودیان بود. همچنین هر چند ماه یك بار جلساتی متشكل از دانشمندان مناطق مختلف با ریاست گائون تشكیل می شد كه در آنجا بخشهایی از تلمود مورد بحث قرار می گرفت. یهودیان از تمام كشورها به گائون نامه نوشته، و درباره مسائل مذهبی و فتواهای شرعی
سؤال می كردند. شماری از این پرسش و پاسخها تا امروز محفوظ مانده اند كه دارای اهمیت بسیاری هستند؛ زیرا این نامه ها بسیاری از مسائل دینی را كه از زمان امورائیم تا آن روزگار مطرح شده بودند، روشن می سازند.
گئونیم آنچنان مهم و مشهور بودند كه یك دوره 500 ساله (4800 - 4300 عبری) به عصر گئونیم معروف شده و از حوادث مهم آن، پیدایش و از هم پاشیدگی گروه «قِرائیم» بود. گئونیم كه انتخاب «روش گالوتا» را برعهده داشتند، در حدود سال 4460 عبری از گزینش «عانان بن داوید» كه نامزد مقام روش گالوتا بود، خودداری كردند. انتخاب نشدن عانان، به سبب بی اعتقادی او به تلمود بود. به همین علت، وی به فلسطین رفت و در آنجا به تبلیغ عقاید خود پرداخت. پیروان او به «قرائیم» معروف شدند كه نام این گروه، از كلمه «میقرا» و به معنی قرائت تورا است. قرائیم، منكر این حقیقت بودند كه تورای شفاهی را خداوند به مشه (حضرت موسی) ابلاغ فرموده است و طی قرنها آن را انبیا به تنائیم و امورائیم منتقل كرده اند. آنها می گفتند كه تنها باید مفهوم تحت اللفظی مندرجات تورا را در نظر گرفت و آن را همان گونه اجرا كرد و نباید تورا را تفسیر كرده یا توضیحات تورای شفاهی را به كار برد. ولی خود ایشان مدتی بعد، تورا را طبق عقاید خود تفسیر كردند.
مثلاً آنها می گفتند كه فرد بیمار برای درمان خویش نباید به پزشك مراجعه كند، زیرا تنها خداوند است كه قدرت شفا دادن بیماران را دارد. پس استفاده از دارو حتی برای بیماران بد حال، خلاف شرع است.
روز شبات (شنبه) برای قرائیم، روز تاریك و حُزن انگیزی بود، زیـــرا معتقد بودند مفهوم این پاسوق: «در روز شبات در هیچ یك از مساكن خود آتشی نیفروزید»، این است كه در تمام شبانه روز شبات نباید هیچ آتشی در خانه روشن باشد، حتی اگر آن را پیش از فرا رسیدن شبات افروخته باشند. در صورتی كه بر طبق تورای شفاهی می توان آتشی را پیش از غروب روز جمعه روشن كرد و در شبانه روز شبات از نور و حرارت آن – بی هیچ دخالت و دستكاری - بهره گرفت. پس فقط افروختن آتش در شبانه روز شبات ممنوع است و نه استفاده از حرارت و روشنایی آن. اما قرائیم با این توضیح مخالف بودند و شبانه روز شبات را در تاریكی و سرما به سر می بردند.
آنها تقویم عبری را كه تناها تنظیم كرده بودند، قبول نداشتند. بنابراین بیشتر اتفاق می افتاد كه روز كیپور یا دیگر اعیاد را در روزی غیر از روزهایی كه همه یهودیان برگزار می كردند، اجرا می نمودند. مهمترین تغییراتی كه آنها در مذهب خود انجام دادند، تغییر تاریخ اعیاد مذهبی، عدم رعایت قداست شبات، تغییر در قوانین ازدواج، طلاق و مقررات مربوط به خوراكیها (كشروت) بود.
قرائیم مقررات بی پایه و اساس خود را روز به روز سخت تر كردند، به گونه ای كه مذهب برای آنها به صورت تیره و غَمناك درآمد. آنها به علت مطالعه پیاپی، در دستور زبان مهارت بسیاری داشتند و با استفاده از قواعد دستوری به اثبات گفتار خود برپایه واژه های تورا می پرداختند. گئونیم به شدت با قرائیم مخالفت می كردند، زیرا معتقد بودند كه روش قرائیم، شیوه حقیقی مذهب یهود نیست. سرانجام به این نتیجه رسیدند كه باید در برابر آنان یك سلاح مؤثر داشته باشند و آن این است كه آنها نیز مانند قرائیم در دستور زبان عبری مهارت كامل یافته، ادعاهای باطل آنها را رد و كذب بودن آن را ثابت كنند. از این رو گئونیم، مردم را تشویق كردند كه به همان اندازه كه تلمود را مطالعه می كنند، به تحصیل تَنَخْ یا مجموعه كتب تورای كتبی نیز بپردازند. بدین ترتیب، به تدریج گئونیم اوضاعی پدید آوردند كه در قرن 48 عبری، مردم نه تنها به تحصیل تنخ و تلمود، كه به آموزش علوم مختلفی چون شعر و فلسفه علاقه مند شدند. در این حال، قرائیم روز به روز ضعیفتر می شدند تا سرانجام، یكی از بزرگترین گائونها ضربت كاری را بر نهضت آنها وارد آورد.
راو سِعَدُیا گائوُن
از بزرگترین و معروفترین گئونیم است كه در مصر زاده شد. او دانش پژوه بسیار برجسته ای بود كه افزون بر آگاهی از تورای كتبی و شفاهی، از علوم اسلامی و تعلیمات قرائیم هم آگاهی عمیق و وسیعی داشته و به غیر از زبان عبری، بر زبانهای عربی و یونانی نیز مسلط بود. هنگامی كه تنها 23 سال داشت، رساله بسیار جالبی نوشت كه در آن ضمن حمله شدید به قرائیم، اهمیت قوانین تورای شفاهی، دستورها و سنتهایی را كه به ما رسیده اند، به خوبی نشان داد. وی كتب مقدس را به زبان عربی كه زبان رایج آن دوره یهودیان بود، ترجمه كرد. در حاشیه این ترجمه، تفسیرهای راو سعدیا كه ضمن آن به فلسفه گمراه كننده قرائیم حمله شده بود، به چشم می خورد.
به محض اینكه رهبران قرائیم، مقاله ای در رد دلایل راو سعدیا منتشر می كردند، وی رساله هایی علیه عقاید آنها می نوشت. هنگامی كه راو سعدیا به مقام گائونی سورا رسید، شهرت و شكوه نوینی برای آن دانشگاه كسب كرد. در این هنگام، صدای قرائیم كاملاً خاموش شده بود. او مقالات و رساله های بسیاری در مورد تلمود و زبان عبری نوشت كه معروفترین آنها درباره فلسفه یهود است. كتاب مشهور وی به نام « اِمونُوت وِِ دِعُوت» (ایمان و دانش) هنوز هم مطالعه و تدریس می شود. پس از مرگ راو سعدیا، دانشگاه سورا، درخشندگی و عظمت خود را از دست داد و بهتدریج، زندگی اجتماعی یهودیان بابل به علت فشار حكام جدید، رو به زوال رفت، تا اینكه در پایان قرن 48 عبری، دیگر دانشگاهی برای آنها نماند و به تدریج، مركز رهبری یهودیان از آسیا به اروپا و به كشور اسپانیا منتقل شد.
راو «های» گائون از آخرین گئونیم بود كه برای نخستین بار راهنماییها و پاسخهایی را كه گئونیم به پرسشهای مردم داده بودند، گردآوری كرد. راو «عمرام گائون» نیز اولین سیدور را كه در آن طریقه برگزاری نمازهای مختلف ارائه شده بود، تنظیم كرد.
عصر طلایی اسپانیا :
یهودیان مدتها پیش از زوال دانشگاه سورا، در اسپانیا سكنی گزیده بودند، به گونه ای كه در حدود سال 4700 عبری سرزمین اسپانیا مركز تجمع و زندگی آنها شد. پس از سقوط بابل و تعطیلی مراكز علوم دینی یهود، بیشتر یهودیان آن دیار به اسپانیا روی آوردند و در نتیجه، فرهنگ و مكتب دانشمندان بابل نیز به اسپانیا منتقل شد. آنها در آنجا شاهد آزادی، صلح و آرامشی شدند كه یهودیان در اسپانیا و تحت تسلط مسلمانان از آن برخوردار بودند.
در اوایل قرن 48 عبری، یكی از خلفای عرب، دانشمندی یهودی را به نام «حَسدای بن شپروت» با عنوان مشاور و پزشك ویژه خود برگزید. با تلاش حَسدای، یشیوایی در شهر كُردُوا (قُرْطُبِه) تأسیس گردید كه با ورود دانشمندان بابل به آنجا از اعتبار خاصی برخوردار شده و شهرت آن در تمام اروپا و شمال افریقا منتشر شد.
در اندك مدتی، جامعه یهودیان اسپانیا از حیث فرهنگ و معلومات دینی در میان یهودیان جهان در درجه اول قرار گرفته، از نظر تدوین علوم دینی، جانشین بابل شد و تا نیمه قرن 52 عبری ( سال 5140) بزرگترین و مهمترین مركز مذهبی یهود در اسپانیا بود. درحالی كه دیگر كشورهای اروپایی به زحمت شروع به بیرون آمدن از تاریكی قرون وسطی می كردند، اسپانیا با داشتن فرهنگ و تمدنی اسلامی در جهان می درخشید و اندیشمندان، استادان، فلاسفه و شعرای یهودی اسپانیا در جهان آن روز، معروفیت و درخشش بی نظیری داشتند.
با سقوط بابل به نام یك مركز مهم، ارتباط منظم دانشمندان علوم دینی به سبب پراكندگی در میان كشورهای اسلامی و مسیحی از بین رفت. این امر باعث شد تا در مورد برخی از مسائل جدید و اجرای شماری از آداب و رسوم، بین علما اختلاف نظرهایی پدید آید كه آغازی برای تقسیم بندی یهودیان به دو گروه «سِفارادی» (پیرو علمای اسپانیا) و «اَشْكِنازی» (پیرو علمای آلمان) شد.
عصر طلایی اسپانیا نقطه آغازین ادبیات جدید یهود بود. تا آن هنگام، تمام نویسندگان، كتابهای خود را درباره تورا و تلمود می نوشتند. ولی دراسپانیا، یهودیان برای نخستین بار در تاریخ ملی خود، اشعاری درباره سرنوشت خویش، طبیعت و موضوعهای دیگر سرودند. از شعرا و فیلسوفان این دوره می توان به ربی یهودا هَلِوی، ربی شلومو بن گابیرُول، باحیا بن یوسف و... اشاره كرد. این عصر با ظهور و فعالیت بزرگترین نابغه مذهبی یهودیان؛ یعنی، «هارامبام» به اوج و عظمت خود رسید.
بر اثر اختلافات درونی حكام عرب، حكومت اسپانیا به تدریج به چند بخش تقسیم شد. درگیری حاكمان عرب با یكدیگر و همزمان با فرمانروایان مسیحی باعث شد تا در هنگام درگذشت هارامبام، بخش اعظم اسپانیا در سلطه پادشاهان مسیحی باشد. شاهان مسیحی در ابتدا برخورد خوبی با یهودیان داشتند، ولی كم كم مالیاتهای آنان را افزایش داده، به آزار و اذیت ایشان پرداختند.
طولی نكشید كه كلیساها به كمك پادشاهان، سیاست جدیدی را در برابر یهودیان آغاز كرده و آنها را مجــبور می كردند كه یا دین مسیحیت را بپذیرند، یا كشته شوند. عده ای مسیحی شدند تا زنده بمانند، ولی تغییر مذهب آنها ظاهری بود. آنان نمازهای خود را از روی سیدور می خواندند، تفیلین می بستند و قوانین روز شبات و اعیاد مذهبی را رعایت می كردند.
رَمْبان
ربی «مُشه بن نَحْمان» یا «هارَمبان» در اسپانیا زاده شد. او مانند هارامبام یك پزشك بود و در عین حال، عشق و علاقه مفرطی به آموزش تلمود داشت. وی كه پیش از بیست سالگی، تفاسیر زیادی بر بخشهایی از تلمود نوشته بود، اندك اندك راو یا رهبر مذهبی شهر خود و سپس رهبر روحانی یهودیان اسپانیا شد.
هارمبان از اصول علم «قَبالا» یا عرفان یهود برای درك مطالب تورا استفاده می كرد و با كاربرد همین اصول، تفسیر معروفی بر تورا نوشت. نظریات هارمبان در مواردی با عقاید هارامبام متفاوت است. هارامبام عقیده داشت كه خودِ انسان می تواند بسیاری از مسائل مذهبی را شرح داده، حل نماید و در این راه باید فهم خود را به كار اندازد. هارمبان با به كار انداختن نیروی استدلال موافق بود، ولی احساس می كرد كه اگر یك یهودی ایمان كامل به تورا داشته باشد، به استدلال و استخراج دوباره مسائل شرعی از متن تورا و تلمود نیازی نخواهد داشت. هنگامی كه بحثهای دامنه داری درباره كتاب راهنمای گمگشتگان هارامبام شروع شد، هارمبان گرچه با برخی از نظریات هارامبام موافــق نبود، او را مرد بزرگی دانسته، به وی احترام می گذاشت. از این رو، نامه ای برای راوهای فرانسه نوشت و بهترین قسمتهای این كتاب را به آنها یادآور شد. وی می گفت كه برای بسیاری از یهودیان، كتاب هارامبام كمك بزرگی است. به این طریق، هارمبان با طرز تفكر خردمندانه خود موفق شد تا عقاید مفسران مختلف تورا را به یكدیگر نزدیك سازد.
چون هارمبان برجسته ترین رهبر مذهبی یهودیان اسپانیا بود، حاكم آن كشور، او را برای بحث به شیوه كلامی با یكی از روحانیون مسیحی برگزید. هارمبان برای شركت در مجلس بحث تأمل می نمود و از آن بیم داشت كه داورانی كه برای مباحثه تعیین می شوند، منصفانه قضاوت نكنند، یا اگر در این مباحثه پیروز شود، روحانیون مسیحی كینه بیشتری از یهودیان به دل راه دهند.
ولی چون حاكم بر حضور هارمبان در مجلس بحث اصرار داشت، برای او راه گریزی نماند. به این طریق، مجلس بحث در شهر بارسلون و در قصر پادشاه، با حضور اعیان كشور و سران مذهبی كلیسا تشكیل شد. هارمبان مدت سه روز، شجاعانه از عقاید یهودیان دفاع كرد و هنگامیكه مباحثه به پایان رسید، وی برنده اعلام شد. او پس از ختم جلسه، گزارش كاملی را از تمام گفتگوها و بحثها در كتابی با عنوان « سفر میلحَمُوت هَشِم » به نگارش درآورد. روحانیون مسیحی كه از انتشار آن بیم داشتند، پادشاه را مجبور كردند تا هارمبان را از كشور تبعید كند.
به این ترتیب، هارمبان در 70 سالگی از زادگاه، خانواده و شاگردان خود دور شد و مدتها سرگردان بود تا سرانجام به فلسطین مهاجرت كرد و در آنجا به تدریس، سخنرانی، نوشتن نامه و تكمیل تفسیر خود بر تورا پرداخت.
در میان نامه های او، نامه ای معروف به «ایگِرِت هارمبان» وجود دارد كه به پسرش نوشته است. این نامه از آن رو مشهور است كه نشان می دهد هارمبان با وجود شهرت و معلوماتی كه داشته، تا چه حد متواضع و فروتن بوده است.
وی در 75 سالگی بدرود حیات گفت، ولی از او خاطره مردی صبور، استاد و دانشمندی فروتن و پر شهامت كه با كمال شجاعت از عقاید و آرمان قوم خود دفاع كرده، در جهان باقی است.
تبعید هارمبان، مقدمه ای بر پایان عصر طلایی اسپانیا بود. از آن پس هر روز، قانون ظالمانه و بی رحمانه تازه ای علیه یهودیان به تصویب می رسید و به بهانه های مختلف به قتل عام یهودیان، تبعید یا فشار برای تغییر مذهب آنها می پرداختند تا اینكه سرانجام، یهودیان اسپانیا در روز نهم ماه آو سال 5252 عبری (1492 میلادی) از زادگاه خود رانده شدند.
یهودیان اروپا در عصر طلایی اسپانیا:
یهودیان پیش از خرابی بت همیقداش دوم توسط رومیها، در نواحی مركزی و غربی اروپا می زیستند. در قرن هشتم میلادی، رهبر مقتدری به نام «شارلمانی» حكومت نیرومندی را در اروپای غربی پدید آورد و بسیاری از دانشمندان یهود را تشویق كرد تا به كشورش كه شامل آلمان و فرانسه كنونی بود، بروند. از آن میان، دانشمندی از یهودیان ایتالیا به آلمان آمد و دانشكده ای برای تدریس علوم دینی تأسیس كرد كه نخستین مركز بزرگ تعلیمات یهود در آلمان شد.
شارلمانی بسیار علاقه مند بود كه سواد و علم را در بین مردم رواج دهد و این را می دانست كه دانشمندان یهود می توانند در راه نیل به این هدف عالی، یار و مددكار او باشند. از این رو برای چند قرن، زندگی یهودیان در اروپای غربی، شكُفتگی و رونق بسزایی یافت. آنان در اسپانیا آزادی بسیاری داشتند و به فرهنگ و دانش مسلمانان آشنا بودند. تنها منبع مطالعه و تحصیل آنها تورا نبود و چیزی كه بیشتر مورد توجه و بررسی قرار داشت، مطالعه كاربردی تورا و موارد به كارگیری آن در زندگی روزمره انسان بود. درنتیجه، علمای اسپانیا برای تصمیمات هلاخایی و اطلاعات عمومی درباره قوانین و احكام تورا اهمیت بیشتری قائل بودند و حتی تعلیمات فلسفی هارامبام جنبه عملی بیشتری داشت. این در حالی بود كه استادان یهودی مدارس فرانسه و آلمان با فرهنگ اروپای غربی تماس زیادی نداشته، تمام تعالیم فرهنگی خود را تنها در تورا و تلمود می یافتند. آنها جزئی ترین مطالب تلمود را مطالعه، تجزیه و تحلیل كرده، در باره معنی و مفهوم هر یك از احكام تلمود، تحقیق و در دستور زبان و كاربرد هر كلمه در جمله كاوش كافی می كردند. نیز به تشریح متن تلمود پرداخته، خواندن و فهم هر واژه را آسانتر می ساختند.
تفاسیر علمای اسپانیا، رهاورد كوشش افرادی بود كه به تنهایی كار می كردند، ولی تفسیرهای دانشمندان فرانسه و آلمان، نتیجه گردآوری یادداشتهای چند دانشمند بود. از معروفترین دانشمندان این دوران، «راشی» یا ربی شلُمُو ییصحاقی، بزرگترین مفسر تورا و تلمود و مشهورترین استاد پس از دوران دانشمندان تلمودی است. تفاسیر راشی؛ كوتاه، مختصر، مستند و دقیق بوده، با زبانی بسیار ساده و شیوا بیان شده است. كمتر دانشمند یا مفسری را پس از او می توان یافت كه از تفاسیر وی بهره نگرفته باشد. آخرین سالهای زندگی راشی، اواخر قرن 11 میلادی و همزمان با شروع جنگهای صلیبی بود. صلیبی ها اذیت و آزار یهودیان را به گونه ای غیر انسانی آغاز كردند و در نتیجه این جنگها، بسیاری از یهودیان آلمان و فرانسه كشته شده، شهرهای آنها ویران شد.
در قرن 12 میلادی نه تنها یهودیان بیشتر كشورهای اروپایی، گرفتار رنج، وحشت و قتل و غارت بودند؛ بلكه مسیحیان ساكن كشورهای مختلفی كه در سر راه فلسطین قرار داشتند، قربانی بی رحمی صلیبی ها شدند. هنگامی كه آنها به اورشلیم رسیدند، به كشتار مسلمانان و یهودیان آن دیار پرداختند.
پس از جنگهای صلیبی، آزار یهودیان پایان نپذیرفت. كلیسا به این بهانه واهی كه تلمود پر از كینه و نفرت نسبت به مسیحیان است، به آن حمله كرد. ایشان می دیدند كه یهودیان با عشق و علاقه فراوان به مطالعه تلمود می پردازند و با پیروی از فرمانهای آن برای خود، آرامش روح و راحتی خاطر به دست می آورند. از این رو، خشم و غضب خود را متوجه تلمود كرده، امیدوار بودند با نابود ساختن آن، اساس مذهب یهود را متزلزل و خراب سازند. نتیجه این امر، سوزاندن كتابهای مقدس و ارزشمند تلمود در میدانهای شهرها و در برابر دیدگان حسرت بار یهودیان دلشكسته بود. آموزشهای دانشمندان بزرگ، تفاسیر عالی، گفتارهای خردمندانه، تمثیلات حكمت آموز، داستانها و قصه های زیبایی كه از آنها به یادگار مانده بود، همه و همه پاره پاره شد و در آتش سوخت. ولی با همه این احوال تلمود از میان نرفت؛ یهودیان در خفا به مطالعه آن ادامه دادند و رشته زرین تورای شفاهی را كه از حضرت موسی به آنها رسیده بود، حفظ كردند.
زندگی در گِتُو
محصور نمودن یهودیان در محله ای مخصوص، یكی از راههای قدیمی آزار دادن آنها بود كه برای نخستین بار در قرن دهم میلادی در شهر «پراگ» آغاز شد. گتو به بخشی از شهر گفته می شد كه دیوارهای بلندی آن را محصور كرده و یهودیان مجبور بودند تنها در این قسمت شهر زندگی كنند. شبها درهای گتو از بیرون بسته می شد و هیچ فردی نمی توانست تا هنگام باز شدن دروازه ها از محوطه گتو خارج شود.
گتوها همیشه بیش از حد انباشته از جمعیت بودند. علت این امر، آن بود كه سطح گتو به موازات رشد جمعیت، گسترش نمی یافت. ساكنان این محله ها به حدی فشرده زندگی می كردند كه اگر حریقی رخ می داد، جا به جا كردن اشیا بسیار دشوار بود و گاهی بر اثر آن چندین خانواده می سوختند. افراد گتو همواره زیر بار ترس از حمله اوباش و وحشت از گرسنگی و بیماری بودند.
اگر یهودیان با عشق به تورا و انجام دادن فرمانهای آن به حیات سرد و بی روح خود در گتو رونقی نمی دادند، زندگی برای ایشان غیر قابل تحمل می شد. گاه كه یكی از اعیاد مذهبی فرا می رسید، خوشی و سرور به درون خانه ها راه می یافت. آنها با فكرِ عشق به خداوند و دستورهای او كه ابدی هستند، دل خود را گرم و روان خود را با نشاط نگاه می داشتند.
روز مقدس شبات، بیش از هر عامل دیگری به آنها كمك می كرد تا بتوانند با همه سختی و دشواریها به هستی خود ادامه دهند. مراسم روز شبات، یهودیان را به یكدیگر پیوند می داد و به آنها نیرو و جرأت می بخشید تا رنجها و مشكلات شش روز هفته را تحمل كنند.
كنیسا نیز در گتو نقش مهمی داشت و در میان محله های گتو، مركز زندگی یهودیان شمرده می شد. كنیسا همیشه محل عبادت بوده است، همه در آنجا جمع شده، در آسایش و آرامش به درگاه خداوند به راز و نیاز پرداخته، نمــاز می خواندند و در مواردی به مشكلات و نیازهای خود رسیدگی می كردند، ولی كنیسا در گتو كاربردهای دیگری هم داشت. كنیسا آموزشگاهی بود كه كودكان در آنجا تورا می آموختند، مردان پس از خواندن شحریت و پیش از كارهای روزانه با خواندن صفحه ای از تلمود، قلب خود را گرمی و امید بخشیده و شامگاهان دوباره در آنجا گرد آمده، قوانین الهی را مطالعه و درباره آن گفتگو می كردند. كنیسا محل اجتماع و مركز مشاوره مشكلات اجتماعی و فردی بود كه درباره مسائل زندگی بحث شده و راه حلهایی برای آنها پیدا می كردند و در همان جا به شكایات افراد رسیدگی می شد.
تا قرن 17 میلادی، هنوز در بسیاری از كشورهای اروپایی گتو وجود داشت كه به تدریج تا پایان قرن 18 ویران شد. ولی دوباره در قرن 20 میلادی، هیتلر فكر ایجاد گتو و جا دادن یهودیان یك شهر را در محله ای محصور در آلمان نازی عملی كرد. یكی از گتوهای مشهور قرن بیستم، گتوی ورشو پایتخت لهستان بود كه بیش از نیم میلیون یهودی در آنجا زندانی بودند. یهودیان گتوی ورشو با اینكه ضعیف، بیمار و بی سلاح بودند، بی باكانه در برابر نازیها قیام نموده، مدتها با دست خالی و سنگ و چوب با سربازان مسلح و مجهز آلمان جنگیدند. سرانجام تقریباً همه یهودیان گتو را نیروهای هیتلر كشتند، ولی داستان شجاعت و فداكاری آنها در تاریخ ثبت شد.
یهودیان عثمانی و فلسطین:
هنگامی كه در سال 5252 عبری یهودیان از اسپانیا تبعید شدند، هیچ كشوری را برای مهاجرت مناسب نمی دیدند. در این میان، یكی از كشورهای بزرگی كه از بلای تفتیش عقاید مصون مانده بود، امپراتوری عثمانی بود. سلاطین عثمانی به سبب معارضه با مسیحیان، مقدم یهودیان را گرامی داشته مایل بودند از تجربیات و مهارت ایشان در تجارت و صنعت بهره گیرند. یهودیان در آن كشور، بازرگانی و كشاورزی را رونق دادند و ماشینهای چاپ و كتابهای چاپی را كه در قلمرو عثمانی سابقه نداشت، به آن سرزمین وارد كردند.
محیط مهمان نواز و آرام امپراتوری عثمانی موجب شد تا یهودیان اسپانیا و پرتغال كه پس از تحمل رنج و آزار بسیاری از زادگاه خود رانده شده بودند، به سوی تركیه (امروزی) جذب شده و در شهرهای مختلف قلمرو عثمانی ساكن شوند.
شهر صِفات، مركز علم و دانش
یهودیانی كه در قرون 54 - 55 عبری به امپراتوری عثمانی و فلسطین مهاجرت می كردند، به سوی شهر صفات جذب شدند. این شهر كه در ناحیه «گالیل» قرار داشت، یكی از مهمترین جوامع یهودی فلسطین بود. افراد مهاجر كه بیشتر از فراریان اسپانیا و پرتغال بودند، همواره در اندیشه خاطرات تلخ گذشته بوده، رویای روزهای خوشِ دیدار «ماشیح» یا منجی موعود را در سر می پروراندند تا در جهانی سرشار از صلح و خوشی به زندگی خود ادامه دهند.
در آن زمان، یهودیان شهر صفات كه پیرو افكار عارفانه بودند، همت و كوشش خود را متوجه مطالعاتی درباره ماشیح كرده و در این راه با علاقه بسیار زیاد به كتابهای عرفانی زمانهای پیشین روی آوردند تا بدانند دانشمندان گذشته درباره ماشیح و عوامل تسریع ظهور او چه عقایدی داشته اند.
این دانشمندان، كتابهای بسیاری در شرح و تفسیر تورا و كشف اسرار آن نوشته بودند و چون این كتابها از نسلی به نسل دیگر سپرده شده بود، این نوع تفسیر تورا را « قَبالا» می نامیدند. قَبالا به معنی « قانون دریافت شده» است؛ یعنی دستورها و قواعدی كه از پدر به پسر و نسل به نسل منتقل شده است. مهمترین اثر مربوط به قبالا، كتاب «زُوهَر» و به معنای فروغ و درخشش است.
زوهر را یكی از تناهای عالی مقام به نام «ربی شیمعون بَریوحای» كه شاگرد ربی عقیوا بود، در حدود 1800 سال پیش نوشته است.
ربی شیمعون بریوحای مدت 13 سال همراه با پسرش «ربیالعازار»، پنهان از انظار در غاری زندگی می كرد تا رومیان بت پرست به آنان دست نیابند و در طول این مدت، مشغول تدوین زوهر بود.
كتاب زوهر، تفسیری بر پنج جلد تورا و برخی دیگر از كتب مقدس انبیای بنی اسرائیل است كه به زبان آرامی تدوین شده است. هدف مؤلف از نوشتن این كتاب، تفسیر تورا و آشكار كردن اسرار آن بوده است. در زوهر، درباره اسرار خلقت جهان و مقام انسان در عالم بحث شده و اینكه چگونه انسان با مشاهده هر برگ گیاه و مطالعه جهان اطراف خویش می تواند پی به وجود خالق ببرد و به او نزدیك شود.
زوهر می گوید: «اگر كسی تورا را بدون ترس از خدا و عشق به او مطالعه كند، صدای او به آسمانها نخواهد رسید.» در این كتاب، نمازها و دعاهای بسیار زیبایی وجود دارد كه یكی از آنها، «بِریخ شِمِه» است و هنگام آوردن سفر تورا از «هخال» (محل نگهداری سفر تورا در كنیسا) برای تلاوت خوانده می شود.
هااَری زال
در میان دانشمندان بزرگ تلمود در شهر صفات، دانشجوی جوانی به نام «ییصحاق لوریا اَشكِنازی» زندگی می كرد. این جوان حساس و باهوش پس از اینكه با زوهر آشنا شد، به حدی تحت تأثیر مطالب این كتاب قرار گرفت كه مدت هشت سال تمام از عمر خود را به مطالعه آن پرداخت. پس از این مطالعات پیاپی، ربی ییصحاق یكی از استادان مسلم علم قبالا و مشهورترین دانشمند قبالا یا «قبالیست» قرون پس از تَنائیم شد. می گویند كه «الیاهو هناوی» یا نبی جاوید بنی اسرائیل، دقیقترین اسرار و مطالب كتاب زوهر را به او تعلیم داده است.
وی معتقد بود كه انسان باید خود را وقف آگاهی و شناخت هر چه بیشتر خداوند كرده، هستی و فكر خویش را صرف تحصیل تورا كند. او همواره برای ظهور ماشیح، برقراری صلح و صفا در عالم و نجات جهانیان دعا می كرد. معلومات عمیق، فضیلت، نیكی و نجابت ربی ییصحاق موجب شد تا طرفداران بسیاری بیابد. دوستدارانش او را «اَری» می نامیدند كه از حروف اول «اشكنازی - ربی - ییصحاق» تشكیل شده و در زبان عبری به معنای شیر است؛ یعنی، او در میان دانشمندان و زاهدان، چون شیری است كه بر همه برتری دارد.
هااَریزال كه دارای كرامات و معجزات شگفت انگیزی بود در 38 سالگی درگذشت، ولی شاگردان وی مطالعات و شیوه زندگی اش را پی گرفتند و بدین گونه، علاقه بیشتری به تحصیل علم قبالا در میان مردم پدید آمد.
ربی یوسف كارُو (ماران:سرور ما)
یكی از مشهورترین دانشمندان شهر صفات، ربی یوسف كارو بود كه در جوانی، علوم دینی را نزد پدر خود و راوهای دیگر آموخت و در همان دوران، نبوغ خود را نشان داد. وی به هنگام اقامت در اجتماعات مختلف یهودی دیده بود كه بیشتر آنها مشغول كارهای روزمره و تلاش برای معاش هستند و فرصت تحصیل و مطالعه عمیق تلمود را آن گونه كه شایسته است، ندارند.
ربی یوسف متوجه شد كه اگر یهودیان بخواهند مراسم مذهبی را بی آنكه از قوانین و مقررات دین خود آگاهی كامل داشته باشند، به جای آورند، خطر بزرگی این ملت را تهدید خواهد كرد. پس به این فكر افتاد كه مجموعه ای از قوانین دینی یهود را چنان تدوین نماید كه هر فرد یهودی بتواند به آسانی آنها را مطالعه كند. پیش از وی نیز عدهای از دانشمندان، چنین كاری را انجام داده بودند.
شولحان عاروخ
لذا ربی یوسف، كتاب «شولحان عاروخ» یا «خوان گسترده» را انتشار داد و منظورش از نامگذاری فوق، آن بود كه همه قوانین را به شكلی ساده و قابل فهم تنظیم كرده و در دسترس مردم بگذارد. شولحان عاروخ را می توان كتاب توضیح المسائل یا آیین نامه مذهبی دانست كه هر فرد با دانستن زبان عبری می تواند به آن مراجعه كند و به آسانی، موضوع مورد نظر و پاسخ پرسش خود را بیابد. شولحان عاروخ از 4 قسمت یا جلد تشكیل شده است:
1- جلد اول: دارای قوانین مربوط به امور روزمره، بهداشت، براخاهای مختلف، نمازهای روزانه، روز مقدس شبات و دیگر اعیاد و روزه های مذهبی است.
2- جلد دوم: دارای قوانین مربوط به ذبح شرعی، حلال و حرام خوراكیها (كشروت)، صدقه دادن، طهارت، بیماران و پزشكان، عزاداری و... است.
3- جلد سوم: دارای قوانین مربوط به ازدواج و طلاق و شرایط آنهاست.
4- جلد چهارم: دارای قوانین مربوط به خرید و فروش، امانتها، امور مالی و دادگاههاست. در شولحان عاروخ، هر موضوعی كه با زندگی مذهبی فرد یهودی پیوند دارد، شرح داده شده و هر یك از این قوانین، با عنوان وسیله و فرصتی برای جلب رضایت خداوند تشریح شده است. این كتاب برای آن گروه از یهودیان كه وقت كافی برای مطالعه تلمود ندارند، بسیار مفید و جالب است و می توانند هر دستوری را به آسانی در آن بیابند.
سِفارادیها و اَشكِنازیها
«سفاراد» در زبان عبری، به معنی سرزمین اسپانیاست و سفارادی به یهودیانی گفته می شود كه از نسل یهودیان اسپانیا، پرتغال و ایتالیا بوده یا دركشورهای دیگر می زیسته، ولی پیرو علمای اسپانیا و شیوه آنها بوده اند كه بیشتر یهودیان شرقی را دربردارد.
«اَشكِناز» در زبان عبری، به معنی بخشی از سرزمین آلمان امروزی است و اشكنازیها یهودیانی هستند كه اجدادشان در آلمان و اروپای شرقی سكونت داشته، یا پیرو علمای آلمان و فرانسه بوده اند كه بیشتر، یهودیان غربی را دربردارد.
تقسیمبندی سفارادی - اشكنازی، پس از دوره گئونیم و از قرن 49 عبری پدید آمد. شایان ذكر است كه یهودیان سفارادی و اشكنازی در اعتقاد به تنخ، تلمود، اصول و فروع دین هیچ اختلافی با یكدیگر نداشته و تنها اختلاف آنها درباره جزئیات اجرای برخی از مراسم و سنتهاست.
چون ربی یوسف كارو سفارادی بود، بیشتر قوانین كتاب خود را برپایه سلیقه و سنّت دانشمندان سفارادی تنظیم كرده است. بنابراین یهودیان اشكنازی درمورد برخی از مراسم آن اختلاف نظر داشتند. از این رو دانشمند دیگری به نام «ربی مُشِه ایسِرلیش» كه رئیس معروفترین و مهمترین یشیوای اشكنازیها در آن زمان بود، بلافاصله پس از انتشار شولحان عاروخ، تذكرات و تبصره هایی را برابر مراسم اشكنازیها به آن افزود. با این اصلاحات، تمام یهودیان جهان، كتاب شولحان عاروخ را پذیرفتند.
با كامل شدن شولحان عاروخ، آخرین و منطقی ترین قدم در راه تدوین و تنظیم قوانین «تورای شفاهی» برداشته شد. امروزه نیز قانون شرع یهودیان، همان كتاب شولحان عاروخ است كه راهنمای اخلاق و رفتار آنها در همه مراحل زندگی فردی و اجتماعی است. در این كتاب از یهودیان خواسته شده كه در روابط و معاملات خود با یهودی یا غیر یهودی، و همچنین در رفتارهای خویش در برابر خدا، نهایت شرافت، درستی و صداقت را داشته باشند. فرد یهودی اعم از مرد یا زن باید پایبند عفت، اخلاق و تقوی باشد.
ربی یوسف كارو از بزرگترین دانشمندان تلمودی به شمار می آید. او در دوره خویش، از نظر علم، بی همتا و به اندازه هارامبام در عصر خود معروف بود. وی شخصی بسیار منظم، فروتن، متواضع و در عین حال، مهربان و صبور بود كه تمام عمرش را شبانه روز به مطالعه و تحصیل تورا گذرانید. او كتابهای بسیاری دراینباره نوشت. هنگامی كه در 87 سالگی چهره در نقاب خاك كشید، تمام جوامع یهودی دنیا را عزادار ساخت و گرچه از جهان رفت، آثار بزرگ و جاودانی چون شولحان عاروخ را از خود برجا گذاشت. پس از درگذشت ربی یوسف كارو، توضیحات زیادی بر شولحان عاروخ نوشته شد كه مسائل روز و پرسشهای جدید را پاسخگوست و باید در چنین مواردی از ربانوت (علمای دینی) آن دوره سؤال كرد. اینك شماری از دستورهای شولحان عاروخ را برای نمونه یاد می كنیم:
- هر فردی باید اعانه و صدقه بدهد. حتی شخص تهیدستی كه با اعانه های دیگران زندگی را می گذراند، باید به دیگران یاری كند.
- عیادت از بیماران یهودی و غیر یهودی، وظیفه شرعی است.
- درمان و مداوای بیماران از وظایف مذهبی پزشكان است. نجات دادن فردی كه در خطر است، فریضه دینی هر فرد یهودی است. با این حال، تنها كسی حق دارد به بیمار دارو بدهد كه در پزشكی تخصص داشته باشد، زیرا اگر غیر از این باشد، ممكن است باعث از بین رفتن بیمار شود.
- كسی كه داروهای مورد نیاز همنوع خود را در اختیار دارد، حق ندارد قیمت آنها را از نرخ معمول بالاتر ببرد.
- خرید اشیا و اجناس دزدی ممنوع است، زیرا این عمل گناه بزرگی است و خریدار اموال مسروقه، دزد را به ادامه عمل خلافش تشویق و هدایت می كند.
- فرد یهودی حق ندارد برای گریز از پرداخت باج و خراج، لباس غیر یهودیان را پوشیده یا خود را غیر یهودی معرفی كند.
از آن هنگام كه
خداوند در بوته خار شعله ور در آتش به حضرت موسی متجلی شد و تورای كتبی را به ملت
یهود عطا كرد، «هَلاخا» یا تـورای شفاهی نیز به آنها ابلاغ شده، بخش مهمی از ایمان
و اعتقادات ایشان را تشكیل داد. تـورای شفاهی، تمام جزئیات زندگی فرد یهودی را در
نظر داشته، در آن اثر می گذارد. اهمیت عظیم آن، از این جهت است كه به یهودیان كمك
می كند تا زندگی روزمره خود را با قوانین تـورا تطبیق داده، در روشنایی اش هستی خود
را ادامه دهند.
دو مجموعه تـورای كتبی و تـورای شفاهی، تنها در كنار هم قابل استفاده و اجرا هستند. شماری از انحرافها به سبب نادیده گرفتن تعالیم تـورای شفاهی رخ داده است، زیرا در بسیاری از موارد، خداوند در تـورای كتبی دستوری می دهد؛ اما نحوه انجام دادن آن را به طور صریح بیان نمی كند. برای نمونه، در تورا گفته شده است كه «در روز شبات هیچ كاری انجام نده»، ولی به غیر از چند مورد، به وضوح بیان نمی شود كه «كار» به چه اعمالی و در چه حدی گفته می شود، یا درباره احتمال خطر جانی چه باید كرد؟
در تلمود به استناد آیه هایی كه در مورد «كار» و تعطیلی آن در بخشهای دیگری از تورا ذكر شده اند، مفهوم كار، حدود و جزئیات آن به طور دقیق تعیین و شرح داده می شود. همچنین با ذكر آیه هایی كه به حفظ جان تاكید دارند، مواردی كه می توان به سبب خطر جانی، قوانین شبات را نادیده گرفت، یاد می شوند.
در جای دیگر گفته شده است: در دهم ماه تیشری «جانهای خودتان را رنج دهید». مفهوم رنج دادن جان (در روز كیپور) چیست؟ در تلمود با آوردن آیه ای از كتاب یشعیا، خدا منظور خود را از رنج دادن جان، «نخوردن و ننوشیدن» بیان می كند. سپس تلمود، جزئیات تعنیت (روزه) كیپور را شرح می دهد.
به همین صورت، بسیاری از پرسشهای دیگر در مورد جزئیات فرمانهای تورای كتبی وجود دارند كه پاسخ آنها به تفصیل در تلمود ذكر شده است.
نحوه صحیح عمل به دستورهای تورا را مشه ربنو (حضرت موسی) در طول چهل شبانه روزی كه برای دریافت لوحه های ده فرمان، بالای كوه سینای بود و پس از آن، در مدتی كه رهبری قوم را بر عهده داشت، از خداوند دریافت نمود و آنها را طی چهل سال اقامت در بیابان به بنی اسرائیل آموزش داد. هر چند كه با درگذشت مشه ربنو كتابت یا نوشتن تـورای كتبی پایان یافت، با اصول تـورای شفاهی، امری جاودانه شد تا در هر دوره و عصری، مرجع مذهبی زمان بتواند با استفاده از اصول تـورای شفاهی، مسائل جدید و نوظهور را بر اساس تـورای كتبی پاسخگو باشد. پس از وفات مشه ربنو، جانشین او یِهُوشوعَ آنچه از مشه آموخته بود، به پیران و اندیشمندان قوم آموزش داد و آنها نیز نسل به نسل این كار را پی گرفتند. در طول چندین قرن، تـورای شفاهی بدین گونه سینه به سینه نقل می شد و كسی آن را در كتابی ثبت نمی كرد، تا اینكه تـورای شفاهی به اعضای كِنِسِت هَگِدُولا (مجمع كبیر) رسید. كنست هگدولا، مجمعی از 120 تن از بزرگترین علمای یهود بود كه در بین آنها چندین تن از آخرین انبیای بنی اسرائیل حضور داشتند و آن را «عِزرا هَسُوفِر» در اوایل آبادی بت همیقداش دوم تأسیس كرد. آنها مجموعه احكام دینی را كه از دوران مشه ربنو به روزگار ایشان رسیده بود، گردآوری نموده و به آموزش گسترده تـورا و بویژه تـورای شفاهی پرداختند و آن را به نسل بعدِ معلمان مذهبی (تَناییم) انتقال دادند.
دوران تناییم
افرادی كه وظیفه انتقال و آموزش تـورای شفاهی را پس از كِنست هگدولا تا تدوین این تعالیم در طی چند نسل به عهده گرفتند، «تناییم» (جمع تَنّا به معنای معلم) نام دارند. تناها (معلمان) به تفسیر و تشریح قوانین تـورا بر اساس اصول تـورای شفاهی می پرداختند. در هر مورد كه یكی از قانونهای تـورای شفاهی از استادی به شاگردش تعلیم داده می شد، دقت بسیاری به كار می رفت تا هیچ گاه معنی، مفهوم و حتی متن تحت اللفظی آن قانون، كوچكترین تغییری نكند و این باعث می شد كه تـورای شفاهی به شكل اولیه خود و دست نخورده باقی بماند.
تناها تعالیم تـورای شفاهی و سنتهای دینی را فرا گرفته، می توانستند هریك از جملات و پاسوقهای تـورا را تفسیر و تشریح كرده و آن را برای همدورگان خود و نسلهای آینده، قابل فهم و درك نمایند و نیز تمام قوانین و سنتها را در حافظه خود نگاه دارند. كم كم شماری از ایشان برای اینكه بتوانند در صورت لزوم، همه مطالب آموخته شده را به سرعت به یاد آورده و در آن اشتباهی نكنند، طومارها و دفترهایی تهیه كرده، آموخته ها و معلومات خود را در آنها یادداشت می كردند. این یادداشتها در زمان «رَبی یِهودا هَناسی» دستمایه ای برای تدوین «میشنا» شد. از معروفترین تناها می توان «هیلِل هَزاقِن»، «ربی عَقیوا»،«رَبی مِئیر بَعَلهَنِث» و «ربی شیمعون بَریوحای» را نام برد.
ربی یهودا هناسی
وی از آخرین و بزرگترین تناها و از نسل هیلل هزاقن بود كه در روز شهادت ربی عقیوا متولد شد و در واقع، پیش از آنكه خورشیدی غروب كند، خورشیدی دیگر طلوع نمود. او فردی خردمند و دانش پژوه بود كه به سبب عقل و دانش كم نظیر خود به سرعت، مشهور خاص و عام شد و به زودی رهبر قوم و رئیس سنهدرین (ناسی) گردید. ربی یهودا هناسی بسیار متواضع و خوش برخورد بود. همه مردم به وی علاقه داشته، او را «استاد مقدس ما» صدا زده و تنها با لقب رَبی(استاد) می شناختند. از گفته های معروفش كه نشانه عشق و علاقه به علم و تواضعش در این راه بود، این عبارت است: « از استادانم مطالب زیادی آموختم و از رفقا و همكارانم چیزهای بیشتری را فرا گرفتم، ولی بیشتر معلوماتم را از شاگردانم كسب كردم». ربی ثروت زیادی را از راه كسب و كار و كوشش شخصی خود به دست آورده بود؛ اما زندگی ساده ای داشت و تمام درآمد خویش را صرف كمك به دانشجویان و دیگر افراد تهیدست و نیازمند می كرد.
ربی یهودا هناسی می دید با مشكلاتی كه پس از ویرانی بت همیقداش دوم برای یهودیان پیش آمده و نیز فشار رومیان بت پرست بر آنها، به تدریج افراد كمتری به آموزش عمیق تـورا می پردازند و ممكن است فراموشی و بر اثر آن، خطایی در آموزش و انتقال تـورای شفاهی به وجود آید. به همین دلیل، با استفاده از علم گسترده خویش و ثروتی كه داشت، بسیاری از تناها را به دور خود گردآورده، همه هلاخاها و قانونهای تـورای شفاهی را به گونه ای كه امروزه در دست ماست، تدوین نمود و در كتابی به نام «میشنا» به نگارش درآورد.
واژه میشنا به معنای تحصیل و مطالعه است. چون در آن زمان، شماری از یهودیان به زبان آرامی سخن می گفتند، ربی كوشش كرد تا زبان عبری را در میان آنها رواج دهد. بنابراین میشنا به زبان عبریِ بسیار روانی نوشته شد كه دارای اصطلاحات و نامهای آرامی، یونانی و رومی است و تدوین آن در حدود 18 قرن پیش (حدود 3980 عبری) پایان یافت. میشنا دربرگیرنده تـورای شفاهی (توضیحاتی كه مشه ربنو درباره دستورهای الهی به بنی اسرائیل فرموده بود) است و در شش سِدِر (جلد) و در63 مَسِخِت (رساله) تنظیم شده است.
الف) سدر زِراعیم (بذرها)
از قوانین كشاورزی، وظایف دینی كشاورزان، قانونهای نماز، عبادت و براخاهای مختلف سخن می گوید. برای مثال: پیش از استفاده از هر نعـمتی در این جهان باید از خداوند و خالق هستی تشكر كنیم (براخا بگوییم) یا فصلی دیگر كه درباره قوانینی از تـورا سخن می گوید و به موجب آن، كشاورز یهودی موظف است تا گوشه مزرعه خود را درو نكرده، برای استفاده فقرا باقی گذارد.
ب) سدر مُوعِد (اعیاد)
قانونها و مراسم مربوط به اعیاد، روز شبات و كارهای ممنوع در این روزها بیان شده است.
ج) سدرناشیم (زنان)
از قوانین ازدواج و طلاق، روابط زناشویی و زندگی خانوادگی گفتگو می كند.
د) سدر نِزیقین (خسارات)
دارای قوانین مدنی و جنایی، دادگاههای شرعی و عُرفی و روش كار آنها، مالكیت، قرض گرفتن و وام دادن، سرقت، غَصْب، بدهكاری، انواع تعهدات مالی و قانونهای خرید و فروش است.
ه) قُداشیم (مقدسات)
قوانین مربوط به كاهنان و لاویان، عبادتها، تقدیم قربانیها در بت همیقداش، خوراكیهای حلال و حرام و ذبح شرعی است.
و) سدر طِهارُوت (طهارت و پاكی)
قوانین مربوط به طهارت و پاكیزگی جسم و روح، نحوه غسل در میقْوِه و شرایط آن است.
فصول پدران (پیرْقِه آوُوت) بخشی از سدر نزیقیم است كه از نصایح و پندهای خردمندانه برخی از تناهای بزرگ گردآوری شده و هر ساله در 6 هفته بین موعدهای پسح و شاووعوت، در روزهای شبات خوانده می شود.
یكی از پندهای ربی یهودا چنین است: «همیشه سه چیز را به خاطر داشته باش تا هرگز مرتكب خطا نشوی، چشمی هست كه همه چیز و همه كس را می بیند، گوشی وجود دارد كه همه چیز را می شنود و دستی هست كه تمام اعمال تو را ثبت می كند» كه در واقع، اشاره به نخستین اصل از سیزده اصول ایمان یهودیت مبنی بر حضور و نظارت خداوند در همه جا و هر زمان است.
تدوین تلمود
میشنا طوری تنظیم نشده بود كه بتواند به تمام پرسشهای عامه مردم درباره قوانین دین یهود پاسخ قطعی بدهد، بلكه برای آن تدوین شد تا كمكی جهت دانشمندان یهود به هنگام تصمیم گیری و صدور فتوا درباره یك مسأله دینی باشد.
این مجموعه، قوانین و نتیجه بحثهای دانشمندان را به صورت كوتاه، مختصر، مفید و بدون ذكر استدلال و اثبات آنها بیان می كند. بنابراین به زودی پس از تدوین میشنا، گردآوری تفسیرهایی كه حاوی توضیح مطالب میشنا و اثبات قوانین آن با استفاده از پاسوقهای تـورای كتبی بودند، در دانشگاههای دینی آن زمان شروع شد و سرانجام، كتابی به نام «گِمارا» (مكمل) در دسترس دانش پژوهان قرار گرفت. مؤلفان گمارا را « ِامُورا» (توضیح دهنده یا مفسر) می گویند.
به مجموعه میشنا و گمارا، «تلمود» گفته می شود كه به معنای آموزش و تعلیم است. دو تلمود وجود دارد:
1 - تلمود یِروشَلْمی كه در مدتی كمتر از 100 سال پس از تدوین میشنا در بیت المقدس (اورشلیم) تدوین شد.
2- تلمود بابِلی كه نزدیك دو قرن پس از تلمود یروشلمی و در حدود 1500 سال پیش (3260 عبری) «راو آشِه» و «راوینا» در 37 جلد در بابِل و ایران گردآوری و تألیف كردند. تلمود بابلی مُفصل تر و در بحثها، غنی تر از تلمود یروشلمی است، بنابراین بیشتر مورد مطالعه قرار می گیرد.
با تألیف تلمود، مطالب تـورای شفاهی كه از زمان مشه ربنو، پیامبران و رهبران مذهبی یهود، آن را از نسلی به نسل دیگر منتقل كرده بودند، تدوین گشت و احتمال نابودی و فراموش شدن آنها از میان رفت. تلمود بابلی به زبان آرامی كه زبان یهودیان آن دوره بابل بود، تألیف شده است. كمتر كتابی را می توان یافت كه شالوده و نحوه بیان مطالب آن شباهتی با تلمود داشته یا همانند باشد و نیز به صفحات هیچ یك از كتابهای معمول جهان شباهت ندارد. در میان هر صفحه از تلمود، متن میشنا و در پی آن، توضیحات، بحثها و استدلالهای اموراها كه گمارا را تشكیل می دهند، ذكر گردیده است. در اطراف متن، توضیح مطالب گمارا ذكر شده كه دانشمندان بزرگ در طی سالهای پس از تدوین تلمود به توضیح آن پرداخته اند. به این توضیحات، «پِروشیم» (جمع كلمه «پِروش» به معنی تفسیر و توضیح) گفته می شود.
تلمود، دسترنج تفكر، كتابت و تبادل اندیشه بیش از سه هزار نفر از علمای یهود در سرزمینهای مختلف و زمانهای متفاوت است. این كتاب، دایرهالمعارف عظیمی از شریعت و فرهنگ یهود، پس از دوران تَنَخ (انبیای یهود) است كه در حول قوانین، تعالیم، مفاهیم، اعتقادات و نظریه های تورا دور می زند و اشتباه است كه آن را صرفاً یك كتاب فقهی بپنداریم. زیرا به غیر از قانونهای مذهبی و شرح آنها، اطلاعات بسیاری از حرفه های قضاوت، پزشكی، كشاورزی، ... و نیز افزون بر آنها مسائل اخلاقی و صفات انسانی، اندیشه و منطق در شناخت خداوند و نفْس انسان در این مجموعه گرد آمده اند.
تلمود در ابتدا كتاب قانون نبوده، بلكه كتابی آموزشی برای مدارس بود كه در آن از حكمت یهودی و اندیشه اقوام دیگری كه یهودیان آن زمان با آنها آشنایی داشته اند نیز سخن به میان آمده است.
بزرگترین مفسر تـورا و تلمود «راشی» است. بیشتر داستانهای تلمود درباره رهبران قــــوم یهود است. این داستانها و مثالها كه بخشی از تلمود را تشكیل می دهد «اَگادا» خوانده می شود و به معنای گفتار یا تعریف است. گرچه گاهی تخیل پردازی و مبالغه در این داستانها وجود دارد، بسیاری از حقایق تاریخی و اجتماعی آن دوران را می توان از آنها دریافت.
پایبندی به تـورای شفاهی
اما چرا باید به تعالیم تـورای شفاهی مُقید باشیم؟ و در واقع چرا باید از دستورهای علمای دین (بِت دین) پیروی كنیم؟ درتورا بحثی عنوان شده كه مفهوم آن چنین است:
« هرگاه داوریِ موضوعی برای تو دشوار باشد، برخیز و نزد داور زمان برو و سؤال كن تا تو را در این موضوع آگاه نماید. بر طبق تـورایی (قانونی) كه به تو فتوا می دهد و بر اساس حُكمی كه به تو می گوید عمل نما. از آن راهی كه به تو اعلام می دارد منحرف نشو. اگر فردی تمرّد كرده و از آن داور اطاعت ننماید، آن فرد را به شدت مجازات نما و این عمل ناشایست را از بنی اسرائیل دور نما».
می بینیم كه تـورا هر گونه تخلف از دستورهای سَنْهِدْرین (مجمع مُفسران و تعبیركنندگان تـورای شفاهی) را ناروا و خطا می شمارد. امروزه نام این مرجع «رَبانُوت» (مجمع راوها و حاخامها) است كه باید از دستورها وفتواهای آنها پیروی كرد.
برای پی بردن به قدرت قانونی سنهدرین و میزان اقتدار این مرجع، واقعه ای كه در تاریخ یهود رخ داده است، ذكر می شود. در زمانی كه «رَبّان گَملیئِل»، «ناسی» یا رئیس سنهدرین بود، بنابر وظیفه ای كه داشت، حلول روز اول ماه تیشری را اعلام كرد. اما «ربی دُوسا بِن هُركیناس» از وی ایراد گرفته، اظهار نمود كه آن روز به اشتباه، اول ماه تعیین شده و اول تیشری، فردای آن روز است.
«ربی یِهوشُوعَ بِن حَنینا» نیز این اعتراض را وارد دانست. رَبان گملیئِل متوجه شد كه یهودیان دچار تردید شده و نمی دانند كیپور (روزه و تعطیلی بزرگ یهودیان) چه روزی خواهد بود. به همین دلیل احساس كرد كه باید از تصمیم و فتوای بت دین در این باره جداً پشتیبانی نماید. او از ربی یهوشوع كه دانشمندی بزرگ، مهمترین و برجسته ترین معترض بر تغییر روز ماه بود، دعوت كرد تا روزی كه طبق نظر خودش كیپور است، درحالی كه جامه كار بر تن داشته، عصا و كیسه پولش را همراه دارد - برای صرف نهار - به نزد او بیاید تا دستور ناسی و بِتدین به قوّت خود باقی بماند و تردید یهودیان رفع شود. ربی یهوشوع گفت:
«چطور ممكن است من روزی را كه كیپور می دانم، جامه كار پوشیده، چوبدستی به دست و كوله پشتی بر دوش بگیرم - خوراك بخورم - و گناه كبیره ای انجام دهم؟»
در این هنگام، «ربی عَقیوا» كه استاد و فقیه ارجمندی بود، از ماجرا آگاه شد و فهمید كه ممكن است یهودیان دچار تردید شوند و بین آنها تفرقه افتد. او كه استاد خود، ربی یهوشوع را آشفته می دید، به وی رو كرده و گفت: ربی اجازه بده درسی را كه به من یاد دادی، متذكر شوم. در تـورا سه بار به بت دین خطاب شده است: «اینها تاریخ اعیاد مقدس من هستند كه آنها را اعلام خواهید نمود» و منظورْ این است كه تاریخ اعیاد من، وابسته به شما (بِت دین یا دارالشرع) است، تاریخی كه شما اعلام نمایید مورد قبول من نیز خواهد بود.
پس نتیجه می شود كه گفته های بت دین، مورد پذیرش خداوند است. بنابراین، هر چه ربان گملیئل (مرجع تقلید) گفته، صحیح و غیر قابل اعتراض است. ربی یهوشوع نزد «ربی دوسا بن هركیناس» آمد. او نیز ربی یهوشوع را خطاب كرد و گفت: در تـورا نوشته شده « نزد داوری كه در آن عصرْ مرجع تقلید است، فتوا طلب كنید» و برپایه همین آیه، در هر عصر و دوره ای، دستور بت دین آن عصر، قوت قانونی دارد و بس. اگر غیر از این بود، تو مجاز بودی با گفتار مرجع تقلید عصر خود مخالفت كنی و اگر چنین بود، از زمان مشه ربنو تاكنون هم با مراجع تقلید مخالفت می شد.
ربی یهوشوع این مطالب را پذیرفت و به خانه ربان گملیئل رفت. هنگامی كه ربان گملیئل او را دید، از جایش برخاست و به وی احترام نهاد. سرش را بوسید و گفت: خوش آمدی ای استاد من و ای طلبه من. چرا كه تو از نظر دانش، استاد من هستی؛ ولی از نظر اطاعت و فرمانبُرداری كه دستور مرجع تقلید را قبول كردی، شاگرد من هستی.
آقای یوحنا محمدی دوست عزیز و پرتلاشم
ابتدا از حضور پرجنب و جوش و فعال و در عین حال حقیقت جوی شما بسیار خرسند و خوشحالم که هنوز هم افراد فعال در زمینه های فکری و دینی وجود و حضور دارند هرجند در این جامعه ی مجازی و دوستانه
دوست عزیزم حسن توجه شما به دین یهود و تحقیق و پژوهش و دانستن عقاید این دین عالیه اما دفعه ی قبل هم گفتن شما خواسته یا ناخواسته از مطالب سایتی منحرف بنام یهود دات نت استفاده کردید
به عرضتون دوباره میرسونم آدم عاقل و بالغی با تدبیر و مطالعه ی دین یهود و با نگاهی عقلانی به مطالب سایت یهود دات نت مراجعه کنه به خوبی این رو می فهمه که این سایت نه تنها حقیقتی از دین یهود رو نشون نمیده بلکه همواره یهود رو چیزی بصورت یک جهانخار- زشت و پلید نشون میده
حتی اگه دقت کرده باشید نویسندگان این سایت نتها یهودی نبوده و نبیستند بلکه هوار با دیدی تند و خشن و شیطانی نشون دادن این دین مطالب منتفادانه و دین یهود رو مورد تاخت و تازهای عقیدتی خودشون قرار دادن که مسلم هستش استفاده از مطالب این سایت جهت نشون دادن عقاید دین یهود کاری نادرست خواهد بود
هرچند از همت شما دوستان عزیز در نشون دادن آموزش زبان عبری این سایت که به احتمال قوی برگرفته از سایت انجمن کلیمیان تهران
هست جای تقدیر داره
اما از شما دوستان عزیز خصوصا یوحنای عزیز میخوام برای آشنایی بیشتر از دین یهود از
وبسایت انجمن کلیمان تهران
که زیر نظر مطالب کارشناسان دین یهودی کشور خودمون و شامل دستورات و احکام و برخی قوانین و نیز آموزش زبان عبری(همونی که توی سایت یهودنت هم دیدن) هستش استفاده کنید اینجاست که بخوبی متوجه میشید مطالب عرایض من راجع به سایت یهود نت چرا صورت گرفت
و یا یه سایت جامع و کامل بنام
استفاده کنن
دوستان عزیز کسی اینجا مخالف نقد منصفانه نیست اما خودتون بهتر واقفید برخی احکام و دستورات دینی و در حالت کلی شالوده ی چیزی بنام دین که از سوی خدا آمده است قابل زیر سوال بردن و نقادی نیست
هرچند همیشه عده ای بنام دین همواره دنبال خواسته های شخصی بوده و هستند ولی این به معنای این نیست که دین چنین است
و اما دانستن داجع به دین و سوال و جواب که مقوله ی دیگر است مستلزم حضور کارشناسان و ومتخصصان و یا به عبارتی افراد وارد در زمینه دین است که تدبیر و فکر در دین بسیار شایسته و مورد پذیرش روح و جان آدمی بوده و هست بسوی یافتن حقایق
|
معرفى كتاب جوهره تلمود (2) |
|
||
|
باقر طالبى دارابى منبع : یهود نت | |||
| معرفى كتاب جوهره تلمود |
|
||
|
باقر طالبى دارابى منبع : یهود نت مقدمه تلمود اثرى بزرگ و پراهمیت است كه از زمان تدوین آن در اواخر قرن پنجم میلادى تاكنون، محورمباحثات گوناگونى بوده است. ادبیات تلمودى میراث پرمایه شریعتیهودى است. در آثاردینپژوهان، هر جا كه سخن از یهودیت مىرود، نقبى به آن گنجینهاى عظیم نیز زده مىشود.اصطلاحاتى چون سنتحاخامى (1) ، و یا یهودیت تلمودى (3) همه از رویكردىحكایت مىكنند كه مبناى اصلى آن تلمود و اندیشه آفرینندگان آن است. بىشك شناخت این اثر نهتنها به فهم هر چه بیشتر آیین یهود كمك مىكند، كه دستمایههاى ارزشمندى را نیز در اختیار مامىگذارد كه مىتوان در مطالعات تطبیقى با سنت فقهى اسلامى به كار گرفت و به بررسى احتمالتعامل این دو سنت پرداخت. در مباحثى نظیر اصیل یا اعتبارى بودن فقه اسلامى یكى از فرضهاىتحقیق، تعامل و حتى بهرهگیرى فقه اسلامىاز سنتشفاهى یهود به ویژه رویكرد تلمودى است. اگربخواهیم در نفى یا اثبات این نظریه سخن بگوییم، ناگزیر از شناخت تلمود هستیم. پیشتر نگارنده باهمین دلمشغولى به معرفى اجمالى تلمود در شماره دوم مجله هفت آسمان پرداخت. در این شمارهبه بهانه معرفى یك كتاب در همین زمینه نقبى به محتواى مجموعه عظیم تلمود مىزند. مؤلف این كتاب، آدین اشتاینسالتز، در سال 1937 در یك خانواده غیرمذهبى درروسیه به دنیا آمد. تحصیلات رسمى او در رشته ریاضیات است و در كنار آن بهمطالعات حاخامى پرداخت.در بیست و سه سالگى ریاستیك دبیرستان را در فلسطیناشغالى به عهده گرفت كه جوانترین رئیس دبیرستان محسوب مىشد. امروزهشخصیتى جهانى و از حاخامها و رهبران فكرى جامعه یهودیان به حساب مىآید. باتاسیس مؤسسه چاپ و نشر تلمود، تاكنون بیش از 58 عنوان كتاب در زمینه تلمود، تفكرعرفانى یهود، جامعهشناسى، شخصیتشناسى تاریخى و فلسفى نوشته و به چاپرسانده است. این كتابها به زبانهاى مختلف از جمله روسى، انگلیسى، فرانسوى،ژاپنى برگردانده شدهاند. آدین اشتاینسالتز در بیشتر نوشتههایش دلمشغولى خود را نسبتبه آینده یهودیاننشان مىدهد. وى در این راه گامهاى عملى نیز برداشته است. یهودیان شوروى سابق ازاو به رئیس فرقه در میان خودشان یاد مىكردند. او سفرهاى زیادى به روسیه وجمهورىهاى تازه استقلال یافته انجام داد و در آنجا براى معرفى یهودیتبسیار فعالیتكرد. شهرت اشتاینسالتز بیشتر به شرح و تفسیر و ترجمههاى او در زمینه تلمود بابلىاست، كارى كه وى از حدود سى سال قبل آغاز كرده است. حدود پانزده جلد از ترجمهعبرى تلمود بابلى وى به چاپ رسیده است و چیزى حدود دو میلیون نسخه آن زیر چاپاست. پیشبینى مىشود كه این اثر در دهه آینده در حدود 43 جلد به پایان برسد.ترجمهوتفسیر انگلیسى وى نیز تا كنون در 21 جلد از چاپ خارج شده است. چند جلد ازبرگردان روسى و چهار جلد از ترجمه فرانسوى تلمود نیز تاكنون عرضه شده است. از جمله كارهاى مهم اشتاینسالتز كه براى یهودیان روسى انجام داده است، تاسیسدانشگاه یهودى مسكو و دانشگاه یهودى سن پترزبورگ است. در این دو مركز آموزشى،هر ساله زبان عبرى و درسهایى درباره زندگى، تاریخ و فلسفه یهودى براى هزارانیهودى روسى تدریس مىشود. او یك مركز انتشاراتى نیز در مسكو تاسیس كرد.وىعضو آكادمىعلوم روسیه نیز است. در فلسطین اشغالى، وى ریاست مراكز آموزشى زنجیرهاى از مقطع مهد كودك تادبیرستان را بر عهده دارد.در سال 1988 بالاترین نشان افتخار دولتحاكم بر فلسطیناشغالى را كسب كرد. درباره فعالیتهاى علمى اشتاینسالتز در اروپا و امریكا باید گفت كه وى مدتى استادمقیم دانشگاه و مؤسسات آموزش عالى بزرگ در این دو منطقه بود. از جمله این مراكزمىتوان به دانشگاه ییل (4) و دانشگاه پرینستون اشاره كرد. چند سال قبل موفق شد نشانافتخار هنر و ادبیات فرانسه را كسب كند. فعالیتهاى علمى اشتاینسالتز در امریكا را«جامعه الف» (5) حمایت و پشتیبانى مىكند. او هم اكنون در قدس در فلسطین اشغالى ساكن است و از حاخامهاى معتقد به سنتو یهودیت تلمودى است. كتاب جوهره تلمود، كه ترجمه فارسى آن در مركز مطالعات وتحقیقات ادیان و مذاهب به دست صاحب این قلم به پایان رسیده است، داراى سهبخش است: تاریخچه، ساختار و محتوا، و روشها. در پایان جدول مقایسهاى ابواب وفصول میشنا و تلمود، و نیز نمایه كتاب آمده است. جهت آشنایى بیشتر دینپژوهانگرامى با محتواى كتاب جوهره تلمود، اجمالى از اهممباحث مطروحه آن را تقدیم مىكنیم. بخش اول: تاریخچه 1. تلمود چیست؟ اگر كتاب مقدس شالوده یهودیتباشد، تلمود ستونى است كه از فراز بنیادها سربرآوردهو عمارت معنوى و عقلانى این دین را تقویت مىكند. تلمود خلاصهاى از شریعتشفاهى (6) است كه طى قرنها تلاش عالمان فلسطین و بابل به بار نشسته است;مجموعهاى از قوانین، اسطورهها، فلسفه و آمیزهاى از منطق یگانه و عملگرایى ناب،تاریخ، دانش، حكایات و فكاهى، جنگى از مطالب ضد و نقیض اما داراىچارچوبىمنظم و منطقى است. تلمود تجسم مفهوم بلند میصوا تلمود توراه (7) ،یعنى تكلیفشرعى یادگیرى و مطالعه تورات، دانشاندوزى و خردورزى است. تلمود در بیشترموضوعات یعنى هلاخاها، آیات تورات، احادیث و سنت عالمان نگاهى عینى و واقعىدارد. از آن جایى كه تلمود اثرى متجانس و یكدست نیست و نویسنده واحدى آن را ننوشتهاست، مباحث و موضوعات پراكنده و متنوعى در آن طرح شدهاند كه بیانگر طیفوسیعى از علایق است. تلمود نتیجه و حاصل تقریر اندیشهها و بیانات تعداد زیادى ازعالمان در یك دوره طولانى است، گفتهها و نظراتى كه ملهم از زندگى و واقعیات آناست. 2. شریعتشفاهى - نسلهاى اولیه اطلاعات ما درباره خاستگاهها و رشد اولیه شریعتشفاهى بسیار اندك است، اما ازكنایات و اشارات متنوع و متعدد كتاب مقدس مىتوانیم دریابیم كه چرا شریعتشفاهىبراى تفسیر و تكمیل شریعت مكتوب رشد كرد. اصولا هر قانون مدون و هر نوشتهاىباید با یك سنتشفاهى همراه باشد; وظیفه این سنتشفاهى انتقال معانى لغات، شرحو تفسیر واژگان و اصطلاحات و توضیح و تبیین رسوم عامه و واقعیات حاكم بر جامعهزمان نزول است. بنابراین، بایسته بود كه این سنتشفاهى در كنار تورات مكتوب باشد وحفظ شود. با گذشت زمان و فاصله گرفتن از عصر ابلاغ شفاهى، انتقال رسمى شریعتشفاهىبه نسلهاى بعدى بایستگى تازهاى یافت. در میان نسلهاى اولیه، بعد از نزول وحى درطور سینا، تمامىافراد و جامعه معنى و مقصود هر عبارتى را مىدانستند و اقدام عملىعمدى و آگاهانه براى تدوین سنتشفاهى امرى زاید بود. در دوره معبد اول، اغلب باعنوان توفسئى توراه (8) (توراتآموختگان) مواجهمىشویم كه در مطالعه و تفسیرشریعتشركت داشتند.در دورهمعبد دوم، عزراى كاتب اولینكسى است كه تاریخ از او بهعنوان حكیمى كه به مطالعه وشرح تورات و آموزش آن به قومیهود اقدام كرده است، یادمىكند. نام و زمان او طلیعهدورهاى ستبه نام عصر كاتبان،عصرى كه در تاریخ یهود به دورهكنست گدولا (9) (دوره مجمع كبیر)معروف است. این دوره تقریبامقارن استبا دوره حاكمیت پارسیان بر سرزمین فلسطین. از لحظهاى كه تدوین رسمى تورات به انجام رسید و همه پذیرفتند كه این متن، مرجعاصلى و محور باشد و زندگى قوم یهود مطابق آن پىریزى گردد، كاتبان خود را با وظیفهتنظیم شریعتشفاهى مواجه دیدند. ایشان در ابتدا به آن دسته از سنتشفاهىپرداختند كه حاوى تفاسیر، آداب و رسوم، سابقهها و رویههاى قانونى بود. بنابراین، در دوره معبد دوم پایههاى شریعتیهود بنا نهاده شد و چهره معنوى قومیهود براى قرنهاى آتى شكل گرفت، دوره بىدغدغه و راحتى كه در آن تحولاتتدریجى و خوشساختى به وجود آمد و دنیاى یهود را براى خیزشهاى اجتماعى آیندهمهیا مىساخت. 3. شریعتشفاهى - عصر زوگوت (10) (جفتها) عصر زوگوت تا حد زیادى با دوره حاكمیتیونانیان بر سرزمین فلسطین (332 - 140قم) و دوره سلسله حشمونیان (11) (140-37 قم) و بعد از آن منطبق است. این دوره ازلحاظ فرهنگى دوران مقابله است، مقابله با یونانیان سلوكید، مقابله با نفوذ یونانىگرایى،مقابله با فرقههاى مرتد. در این دوره شخصیتى بزرگ و اسطورهاى به نام كاهن اعظمشمعون هاصدیق (12) زندگى مىكند كه بنا به نقلى بازمانده مجمع كبیر است. پیدایش فرقههاى دینى مانند حسیدیم (13) (پارسایان) و قیام اینان علیه حشمونیان و آزادشدن یهودیه و فلسطین، فعال شدن صدوقیم (14) (صدوقیان) كه از محافظهكارى دینىطرفدارى مىكردند و تنها به شریعت مكتوب باور داشتند و پروشیم (15) (فریسیان) كهرهبرى عامه مردم را به عهده داشتند، از جمله مسائل مربوط به این دوره است. فعالیتهاى زوگوت و نشر روشمند شریعتشفاهى توسط آنها موجب شد تادانشمندان و عالمان دینى به رهبران قوم یهود مبدل شوند، اگرچه فاقد جایگاه و قدرتسیاسى و حكومتى بودند. 4. تناییم (16) (معلمان) شروع دوره تناییم همزمان استبا آغازین ایام حكومت هیرودیس (17) و دو دانشمندبزرگ، هیلل و شماى. تنا یعنى كسى كه مىآموزد و آموختههایش را به دیگران انتقالمىدهد. تناییم جمع عبرى است كه بر تمامىعالمان این دوره اطلاق مىشد. مشخصهاین دوره، كشف روشهاى نوین در تحقیق بود. از تناهاى بزرگ مىتوان از یوحانان بنزكاى، (18) الیعزر بن هیركانوس، (19) ربىیوشع بن حننیا (20) و ربىیوسىها كهن (21) نام برد.بارزترین شخصیتهاى تنایى، هیلل و شماى هستند كه دو مكتب فكرى هیلل و شماىمنسوب به آن دو است. 5. تدوین میشنا از آنجا كه شریعتشفاهى طى قرنها، از طریق ابلاغ و تعلیم شفاهى از استاد به شاگردمنتقل شده بود، لازم بود كه این مجموعه تنظیم و موضوعات آن طبقهبندى شود. باافزایش حجم این گفتهها و استنباطات و نظریات، به خاطر سپردن آنها، كه تا آن زمانمتداول بود، غیرممكن شد. این ضرورت حكیمان و عالمان یهود را به تدوین اولیه اینمجموعه كشاند كه نام آن را میشنا نهادند. مطالب میشنا در شش سدر (22) یا بخش است كهبراى اولین بار ربى یهودا هناسى (23) ترسیم كرده است. بعد از مرگ وى، تنها اصلاحاتىجزئى و اضافاتى ضرورى روى میشنا صورت گرفت. تدوین میشنا حسن ختام دورهتناییم است و در انتهاى این دوره، میشنا اثرى كامل و مقدس است كه در رتبه دوم، بعد ازتورات، قرار دارد. 6. آموراییم (24) بابل تدوین میشنا و مرگ ربىیهودا سرآغاز عصرى جدید به نام عصر آموراییم بود. آموراییمجمع عبرى به معناى «مفسران میشنا» است. از سال 200 قم تا 500 م حكیمان راآموراییم مىخواندند. بعد از فوت ربىیهودا دیگر كسى نتوانست جایش را در فلسطینپر كند; لذا آموراى بزرگ، ربى ابا بن ایبو (25) ،یك مركز روحانى در بابل ایجاد كرد. از آموراییم بزرگ بابل باید از ابا و سموییل (26) یاد كرد كه اولین نسل آموراییم آن جا رابه وجود آوردند. محور كار این گروه میشنا بود و تلاش مىكردند تا از طریق نقل منابع ازمیان میشناهاى متفرقه تا آنجا كه ممكن بود به تحلیلى همهجانبه از میشنا دستیازند.اینان را ربى نمىخواندند، چون ربىلقبى انتصابىبود و تنها در فلسطین این انتصابممكن بود; لذا عنوان راو (27) بر آنان اطلاق شد كه صرفا به مقام علمى ایشان اشاره داشت وبر خلاف واژه ربى، بیانگر جایگاه فقهى و هلاخایى آنها نبود. ثمره تلاش اینان به دست ربىآشى (28) به جامعه عرضه شد و آن تنظیم و انشاى تلمودبابلى، یا، بهتر بگوییم، گماراى بابل است كه در شرح و تفسیر میشنا پدید آمده بود. 7. آموراییم فلسطین اگرچه مرگ ربى یهودا هناسى پایان عصر میشنایى را رقم زد، ولى تعلیم و تعلم میشنایىچون پلى ارتباطى میان تناییم و آموراییم باقى ماند. آموراییم فلسطین، از جملهشخصیتى چون ربى یوحانان، گماراى فلسطینى را پدید آوردند. 8. نگارش تلمود بابلى تلمود در معرض ویرایشهاى متعددى قرار گرفته و به شكل تلخیص شریعتشفاهىتدوین شده است. با این همه، روش مطالعه و تحقیق حاكم بر دارالعلمهاى بابل را بهدرستى بیان كرده است و باید به آن به چشم یك جزء از زندگى و جوهره تجربه عقلانىنسلهاى پیشین نگاه كرد. دارالعلمهاى بابل مراكزى هستند كه تلمود از روش تحقیق و تحصیل در آنها سخنمىگوید. میشنا در این دارالعلمها به بحث گذاشته مىشد و حكیمان و عالمان یهودى درحضور شاگردان و گاه در محافل عمومى به شرح و تبیین آنها مىپرداختند. اصولاپرسشهاى اساسى درباره هر بخش از میشنا عبارت بودند از: راوى این نظریه یا نصكیست؟ شان نزول آن چیست؟ و در لابهلاى بحث همچنین از اسامى حكیمان و عالمان،ترتیب هجاها و املاى دقیق اسامىآنها، معانى واژگان، تناقضات و تعارضات موجودمیان نصوص و مطالب دیگرى از این دستبحث مىشد. تلمود بابلى مجموعهاى از این مباحث در دارالعلمهاى بابل است و گواه ما بر این مدعااین است كه در اول اكثر رسالههاى تلمود در بخشهاى مختلف آن، مباحثى مطرحشدهاند كه به دارالعلمها اختصاص دارند. 9. تفسیر تلمود حتى پیش از آن كه كار نگارش تلمود به پایان برسد، كاملا مشهود بود كه این اثر در آیندهمتن اصلى و منبع اولیه شریعتیهودى خواهد بود. تمام جوامع یهودىنشین این اثر رادر میان خود داشتند; اما ویرایش غیرمتعارف و نامنظم تلمود، متن آن را دشوار ساختهبود. در این میان، كسانى، و در راس آنها رؤساى دارالعلمها معروف به گائونها، پا درعرصه تفسیر و شرح تلمود گذاشتند. اینان واژهها و اصطلاحات دشوار را توضیح دادند وبه تشریح موضوعات پیچیده پرداختند. در تفسیر، رویكردهاى متفاوتى را پیش گرفتندكه طى قرنها روشمندتر و مترقىتر شد. فرقههاى گوناگون یهودى، از جمله سفاردى واشكنازى، تفسیرهاى متفاوتى بر تلمود نوشتند. امروزه بهترین روش مطالعه تلمودبهرهگیرى از كتب تفسیرى بزرگ و كلاسیك و شرح و توضیحى است كه بر خود اینتفاسیر نوشته شده است. 10. چاپ تلمود بعد از تدوین نهایى تلمود، وجود نسخههایى از این اثر كامل جهت تامین اهداف آموزشىدارالعلمها ضرورت یافت. در ابتدا، بسیارى از نسخههاى تلمود به دستخود طلابدارالعلمها و از روى مجموعههاى در دسترس در دارالعلمها نوشته شده بود. با گذشتزمان و اختراع دستگاههاى چاپ، علىرغم مشكلات و سختگیرىها، تعداد معدودىنسخه از تلمود به چاپ رسید. در سال 1520 پاپ لئوى دهم اجازه انتشار تلمود را صادركرد و چاپ اولین نسخه كامل آن در ونیز به اتمام رسید. در نیمه دوم قرن بیستم، باافزایش چاپهاى گرافیكى تلمود مواجهیم. در این زمان، اختراع صنعت افست موجبشد كه متن تلمود دیگر بازبینى نشود و اصلاح و تجدیدنظر، كه روزى متداول بود، روىآن واقع نشود و اشتباهات و اغلاط چاپى از نسخهاى به نسخه دیگر منتقل شود و باقىبماند. 11. توقیف تلمود تلمود بارها مورد هجوم دستان سانسورگر قرار گرفت. در این میان، مسیحیان ابتدا با توقیف و ممانعت از انتشار تلمود و سپس با اعمال سانسورهاى گوناگون در آن، بیشترینسختگیرىها را نسبتبه تلمود روا داشتند. اگرچه بعضى از محذوفات و موارد سانسورشده در نسخههاى بعدى بازگردانده شد، اما به خاطر گستره مباحث و تغییرات زیادىكه در طى قرنها روى تلمود صورت گرفت، اصلاح تمامىتحریفات، حتى از نسخههایىكه انتشار آنها بعد از لغو حكم سانسور بود، غیرممكن شد. البته در نسخههاى دورههاىاخیر تلاش شده است تا شكل اصلى متن بازگردانده شود. بخش دوم: ساختار و محتوا 12. ساختار تلمود ترتیب مباحث تلمود بابلى و فلسطینى مطابق همان ترتیب میشنا است. تلمود نیز مانندمیشنا از شش بخش تشكیل شده است: بخش زراعیم (29) در هلاخاهاى مربوط به اموركشاورزى و محصولات سرزمین فلسطین; بخش موعد (30) درباره اعیاد طول یك سال واحكام روز شبات; بخش ناشیم (31) درباره زنان، ازدواج و طلاق; دربارهخسارات مدنى و كیفرى; بخش قداشیم (33) درباره احكام معبد و قربانىها و ذبح شرعى، حیوانات حلال گوشت و حرام گوشت; و بخش طهاروت (34) درباره احكام مربوط بهطهارت و نجاستشرعى. 13. موضوع تلمود محور و موضوع اصلى مباحثات تلمود، شرح و بسط تورات و میشناست. حوزه و قلمروتورات بسیار گسترده است و شامل تمامى حوزههاى زندگى یهودى مىشود. عادات،رسوم، توصیههاى شغلى، دستورالعملهاى پزشكى، بررسى وقایع انسانى، مسائلزبانشناختى، مسائل اخلاقى همگى موضوع تورات را تشكیل مىدهند و تلمود نیز باهمین گستردگى از اینها بحث كرده است. حكیمان تلمودى گفتهاند: «مكالماتبىحساب و كتاب روزمره، شوخىها وگفتارهاى خودمانى حكیمان را بایدمطالعه كرد». بر اساس این دیدگاه، آنچهآنها گفتهاند و از آن بحث كردهاند، درتلمود آمده است. نگاه به تورات به عنوانكتابىجامع و فراگیر موجب پیدایشخصیصهاى در ادبیات تلمودى شد و آنانتقال مداوم از موضوعى به موضوعدیگر و از حوزهاى به حوزه دیگر است،بدون آن كه تمایزى میان آنها ایجاد كنند. 14. دعاها و بركتها در دوره معبد اول، دعا خواندن خودجوش بود. هر زمانىكه یك یهودى احساس مىكردباید به درگاه خداوند استغاثه یا شكرگزارى كند، در اماكن خصوصى یا در معبد این عملرا انجام مىداد. اما در دوره معبد دوم، بنابه ملاحظاتى، از جمله بیگانه شدن یهودیان سرزمینهاىآوارگى(دیاسپورا) از زبان عبرى و مفاهیم اصلى آیین یهود، دعا خواندن براى ایشانمشكل شده بود. بر این اساس، مجمع كبیر دعاى ویژهاى را تدوین كرد. این دعا به«بركات هجدهگانه» (35) معروف است. از نكات مورد توجه در مراسم نیایش یهودى«زمانهاى خاص» دعا و نیایش است. مواقیت دعا بهتفصیل مشخص شدهاند. مراسم دعا اغلب به صورت جماعت و در معبد یا كنیسهها برگزار مىشد. در تلموددرباره این كه جماعتبا چه عددى برپا مىشود بحث گستردهاى صورت گرفته است. از معروفترین دعاهاى یهودى، مراسم رسمى نیایش «شمع ییسرائیل» (36) بود كه درآن، دو قطعه از تورات (سفر تثنیه 6:4-9 و 11:13-21) در هر صبح و شام قرائتمىشد. چندى بعد ده فرمان به آن افزوده شد. اما بعدها ده فرمان بنا به عللى از آن حذفشد. علاوه بر دعاها، از بركتهاى گوناگون نیز باید نام برد. ذكرهاى زیادى براى حوادثمختلف زندگى در نظر گرفته شده بودند: ذكر ایام شادمانى، عزادارى، پدید آمدنحادثهاى تلخ و شر و نیز ذكرها و بركتهایى در قبال حوادث طبیعى مثل ذكرى كه درهنگام دیدن اولین شكوفه بهارى یا به هنگام بارش باران و یا دیدن زنان زیبا باید بر زبانجارى مىشدند. اغلب این ذكرها و بركتها در رساله براخوت (37) به شكل مفصل موردبحث قرار گرفتهاند. 15. شبات (38) (روز شنبه) مفهوم شبات یك مفهوم اصلى و بنیادین در شریعتیهودى است. اهمیت و حرمت آناز داستان آفرینش در سفر پیدایش تا حكم صریح مبنى بر منع كار كردن در روز هفتم درده فرمان كاملا پیداست. «نباید در روز شبات كاركنى» حكم شرعىاى است كه در توراتچندین بار تكرار شده است و انبیا بارها به آن تصریح كردهاند. تعریف «كار» و محدوده زمانى روز شنبه و نوع ممنوعیت از جمله مباحث مهمىهستند كه در تلمود از آنها بسیار سخن به میان آمده است. میشنا یك سیاهه از كارها را بهلحاظ هدفى كه از انجام آنها مدنظر است ارائه مىكند; از اعمال مقدماتى و زراعت گرفتهتا پردازش فلز و پارچه كه مجموعا سى و نه عووداه (39) (مقولات اصلى كارها) نام دارد. اما شبات تنها تداعىگر ممنوعیتها و نواهى نیست. این آیه كه «... و شبات راخوشى و مقدس خداوند خوانى» (اشعیاى نبى، 58:13) یادآور اعمال و آداب بسیارىاست كه تداعىگر اصطلاح عام و كلى انگ شبات (40) (خوشى روز شبات) است. از جملهاین آداب مىتوان به سه وعده غذاى شادمانه روز شبات، پوشیدن لباس شادى وافروختن شمع نام برد. ممنوعیتخروج از منزل، و حرمت دست زدن به اشیا در روز شنبه نیز از جملهمباحث مطرح و مورد حثحكیمان تلمودى است. به طور كلى باید گفت كه احكامبىشمار روز شبات یك شبكه گسترده از امور جزئى است كه از چند مفهوم اساسى درآیین یهود به دست آمدهاند و در نهایتبه ایجاد ساختارى مینیاتورى و مركب از هزارانجزء ریز و ظریف كه بر گرد چارچوب اولیه جمع شدهاند، انجامیدهاند. 16. عیدها اكثر رسالههاى بخش موعد تلمود درباره روزهاى مقدس و مناسبتهاى ویژه در طى یكسال است. عید نیز چون شبات روز استراحت است، اما با روز هفتم دو تفاوت دارد:اولا، مقررات آن نسبتبه شبات از شدت كمترى برخوردار است و ثانیا، در روز شباتانجام هر كارى ممنوع است اما ممنوعیتهاى روز عید تنها شامل ملخت آوداه (41) (كارهاىفیزیكى) مىشود. اعیاد یهود مطابق تقویم قمرى است. از جمله این اعیاد روش حودش (42) (روز اول ماه)یعنى زمان رؤیتحسى و با چشم غیرمسلح هلال اول ماه یا زمان ثبوت آن توسط دوشاهد عادل بود. در این جا تلمود بحث مفصلى درباره كیفیت رؤیت هلال و شرایط آنمطرح مىكند. عید روش هشانه (43) (راس السنه) عید سال نو است. اعیاد پسح (44) و سوكوت (45) (عید خیام) نیز احكام خاصى دارند. مراسم یوم كیپور (46) (روز كفاره)، پوریم (47) و حنوكا (48) ازدیگر مناسبتها در آیین یهود هستند. تلمود درباره اعیاد و مناسبتها و مسائل مرتبط بهآنها بهتفصیل سخن گفته است. 17. ازدواج و طلاق در این حوزه از دو دسته احكام راجع به دو موضوع مهم سخن به میان مىآید: یكىحرمت زنا و تماس جنسى با محارم، و دومىاحكام مربوط به ازدواج و طلاق. تورات درحالى كه از این حوزه در فرمان «زنا مكنید» تا فهرستى از احكام در سفر لاویان و اضافاتىنیز در سفر تثنیه درباره ممنوعیتها سخن مىگوید، اما تقریبا از رفتار زناشویى مجازسخنى به میان نمىآورد. آنچه در میشنا و تلمود وجود دارد، شبكهاى بسیار مفصل وپیچیده و در عین حال منسجم از قوانین و احكام زناشویى است. ارتباط میان زن و مرد وطرز برخورد دیگران با آن دو، جایگاه عقد ازدواج و كیفیت آن، طلاقنامه، صیغه عقد،مراسم عروسى، احكام زفاف، روابط زوجین با دیگران، حكم زناى با محارم، فرزندمتولد از زنا، مهریه، احكام تفصیلى طلاق، شرایط و مقررات ازدواج، حق مالكیت زن براموال و مباحث جزئى دیگر از جمله مباحثى هستند كه فقیهان و حاخامهاى یهودى درتلمود از آنها سخن گفتهاند. | |||