userinfo close
  ,

گفتگوی ادیان


iid

تاسیس: 2 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: امیر محمدی - معاونان
- این كلوب به طور مشترک توسط دوستان مسلمان ، زرتشتی ، مسیحی ، یهودی و صابئی مدیریت میشود
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
6
862
87/10/12 (11:02)
10
530
90/4/11 (10:08)
20
158
90/11/21 (11:54)
38
177
90/11/21 (11:00)
6
38
90/11/21 (11:00)
65
415
90/11/20 (00:18)
143
891
90/11/19 (18:10)
11
34
90/11/16 (16:18)
19
165
90/11/10 (09:50)
22
176
90/11/10 (09:40)
487
2695
90/10/24 (23:32)
21
118
90/10/8 (19:38)
20
217
90/9/25 (01:23)
87
788
90/9/19 (18:45)
97
924
90/9/2 (01:55)
178
3190
90/9/2 (01:54)
701
3093
90/8/11 (03:49)
32
524
90/8/11 (03:48)
42
276
90/8/11 (03:46)
210
1799
90/7/13 (21:24)

عنوان بحث

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 21:36 1386/07/24

تلمود

.................

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:19 1386/07/27
7

آشنایی با تلمود

   


 

باقر طالبی دارایی

talmod02.gifكلمه تلمود به معنای آموزش از فعل ثلاثی عبری لامد یعنی یاد داد می آید و یا واژه تلمیذ و مشتقات آن كه در زبان عربی رباعی هستند ارتباط دارد. تلمود كتاب بسیار بزرگی است كه احادیث و احكام یهود و فتاوای فقیهان این قوم را دربر دارد. تلمود نماد عقلانیت، تفكر اجتهاد فقه كلام و در یك كلمه سمبل ادبیات دینی یهود است. سخن گفتن از تلمود سخن گفتن از تاریخ اندیشه و فرآیند رو به رشد اجتهاد یهود است تلمود اثری دیرپاست كه ریشه در تاریخ و متن حوادث واقعه در زندگی پرمشقت یهودیان بویژه عالمان فقیهان و حكیمان این قوم دارد. تلمود آمیزه ای است از زبان آرامی و عبری و مجموعه ای است در دو عنوان جداگانه كه خود گواهی است بر آوارگی قوم یهود و حكایتی است از عصر پراكندگی حاكمیت رومیان و ظلم لشكریان روم. تلمود بابلی تلمود فلسطینی نشانه جدایی دوری و آوارگی یهودیان در سرزمین بابل وفلسطین هستند. اما به تلمود از زاویه ای دیگر نیز نگریسته و در توصیف آن چنین گفته شده است: برخی از بیانات تلمود با ارزش بعضی نازیبا و برخی دیگر كفر بنظر میرسند ولی در همان شكل به هم آمیخته اش تشكیل دهنده اثری است فوق العاده در مورد تلاش انسان، خرد انسان و حماقت انسان.

 

انهدام معبد و آوارگی یهود

اداره امور دینی و انجام مراسم عبادی مذهبی در عصر معبد – آبادی بت همیقداش و تا قبل از انهدام آن توسط لشكریان روم در فلسطین متمركز بود و مسئولیت پاسخ گویی به سوالات شرعی برعهده شورای بزرگ عالمان یهود – سنهدرین بود.

اما دیری تپایید كه شكوه و عظمت حاكمیت دینی و سیاسی یهودیان بر سرزمین فلسطین بار دیگر پس از حمله لشكریان بخت النصر توسط سپاهیان روم درهم كوبیده شد و بساط سنهدرین برچیده گشت و معبد این كانون اجتماعات مذهبی و عبادی منهدم گردید. اكثر یهودیان از سرزمین فلسطین رانده شدند و دوران پراكندگی فرارسید دورانی بس سرنوشت ساز و در عین حال پر از درد و رنج برای قومی كه طبق تعالیم دینی خود اتكایی بسیار زیاد بر معبد فقیهان دین و سرزمین خود دارد. اینك جامعه یهودی با چالشی بزرگ مواجه بود چالشی كه آینده حیات معنوی قوم را سخت تهدید میكرد حال قوم یهود با این پرسشهای اساسی روبه رو بود كه چگونه باید اعمال عبادی خود را كه بسیاری از آنها بر معبد و سرزمین فلسطین متكی است بجای آورد؟ در نبود سنهدرین مسایل شرعی خود را چگونه و با مراجعه به چه كسانی حل وفصل كند؟ و از همه مهمتر تورات كه منبع اصلی حیات معنوی قوم یهود است و در نظر آنها تمسك به آن و عمل به احكامش به عنوان تنها را ه نجات است در حصار تنگ كلمات و عبارات چگونه میتواند پاسخگوی نیازمندیهای دنیوی و اخروی این قوم باشد؟

بزرگان قوم یهود بخصوص بعد از انهدام معبد برای دوران پراكندگی راهكارهایی را جستجو كردند آنها تلاش كردند تا مشكلات را حل كنند و پاسخ های مناسبی برای این سوالات اساسی بیابند. فقهای یهود كه به ربی یا راو شهرت داشتند عهده دار این وظیفه خطیر شدند. جمعی از آنها پای در جای سنهدرین گذاشته و از آن پس شرح و تفسیر تورات را به عنوان یك تكلیف شرعی پذیرا شدند و بر مسند فتوا تكیه زدند. اینان در فلسطین و در جمع اندك یهودیان باقیمانده در آن دیار و در بابل تبعیدگاه یهودیان به تدریس، تفسیر و تاویل تورات یا شریعت مكتوب پرداختند. این دوره یعنی اواسط قرن سوم میلادی دقیقا زمانی است كه ریاست عقلانی و معنوی قوم یهود به بابل رفته و در آنجا مستقر شده است و یهودیان تبعیدی این سرزمین با بهره گیری از فضای باز و آزاد سرزمین پارس كه آن زمان تحت talmod03.gifحاكمیت ساسانیان زرتشتی مسلك بود تلاش بسیار روا میداشتند.

در سال 68 م كه لشكر روم اورشلیم را محاصره كرد یكی از ربی ها بنام ربان یوحنان بن زكای از آنجا به شهرهای ساحلی یونه رفت و در آنجای یك نوع دارالتعلیم ایجاد كرد كه آن را به زبان عبری میدراش گفته اند وی در صدد برآمد كه در آنجا حیات ادبی قوم خود را بوسیله تنظیم و تدوین شرایع و اصول آیین موسوی بقا و ثبات بخشد.

 

و این آغاز راهی بس طولانی به درازای چند قرن بود كه لحظه لحظه آن پر از حوادث خوش و ناخوش است اگرچه ریاست شورایی كه بن زكای تاسیس كرده بود از سوی رومیان به رسمیت شناخته شد و رئیس آن لقب بطرك گرفت اما این حوزه شصت سال بیشتر دوام نیاورد و كارهای بزرگ و ناتمام او بر دوش آن دسته از بازماندگان قلیلی افتاد كه با تومارهای اوراق و مكتوبات خود به شهر جلیل كوچ كردند.

 

گردآوری میشنا

با گسترش فعالیت علمی حوزه های یهود در جلیل و ظهور عالمان بزرگ و برجسته ای نظیر ربی مئیر و ربی یهودا هناسی مدارس علمیه یهودی رونق یافت و طی چند قرن شش نسل از ربیها در همین حوزه ها و مدارس علوم دینی به شرح تفسیر و تاویل تورات پرداختند. ایشان كه در زبان عبری به تناییم - آموزگاران شریعت - شهرت داشتند حجم وسیعی از شرح و تفسیرهای گوناگون كه هنوز بصورت شفاهی بود فراهم آوردند. بعدها با تلاش ربی یهودا هناسی حاصل تلاش این عالمان در مجموعه ای شامل تمامی شریعت شفاهی با نام میشنا یا میشنای كبیر یهودا هناسی ظهور كرد.

میشنا از ریشه عبری شینون به معنای یادگرفتن یاددادن یا تكرار كردن درس است و به تعلیمات شفاهی یعنی آنچه بوسیله تكرار كردن میتوان فرا گرفت اشاره میكند. این اسم در مقابل میقرا كه به معنای قرائت متن كتاب مقدس است آورده میشود و از این رو میشنا بر تمامی احكام شرعی - تورات منقول از حضرت موسی یا تورات شفاهی - كه توسط فقهای یهود طی قرنها از تنخ یا تورات مكتوب استخراج شده اند اطلاق میگردد.

زبانی كه میشنا به آن زبان نوشته شده است شكلی از زبان عبری بومی است كه با زبان عبری كتاب مقدس - عهد عتیق - فرق دارد. صفت مشخص میشنا موجز بودن جملات و فقدان پیرایه های ادبی در آن است.

 

فهرست مطالب میشنا

میشنا در شش بخش یا به زبان عبری شش سدر تدوین شده است:

1- زراعیم: -بذرها- در 11 رساله. در این بخش از مسایل مربوط به كشاورزی، عذاها، سرزمین فلسطین و مسائل متفرقه دیگر سخن به میان آمده است.

2- موعد: - عیدها - در 12 رساله. درباره روز شبات - شنبه- مناسبت ها و اعیاد سال.

3- ناشیم: - زنان - در 7 رساله. درباره مسائل و احكام مربوط به ازدواج، طلاق، نذر و قسم.

4- نزیقین: - خسارتها - در 10 رساله. درباره حقوق مدنی و كیفری، ساختار قضایی، دادگاه های حقوقی و كیفری و آئین دادرسی.

5- قداشیم: - مقدسات - در 11 رساله. درباره معبد و مراسم عبادی تقدیم قربانی.

6- طهاروت: -طهارت- در 12 رساله. درباره احكام طهارت و نجاست شرعی.

 

گمارا یا تفسیر میشنا

فقهای یهود با تلاش و جهد وافر خود اجازه ندادند تورات در حصار تنگ كلمات باقی بماند. آنان با شرح و تفسیر و با اجتهاد خویش نص تورات را پویا ساخته و آن را برای مسایل و نیازهای روز جامعه یهود پاسخگو و انعطاف پذیر نموده اند. از این همه تلاش كه در راه تفسیر تورات برداشته شد مجموعه ای عظیم بنام میشنا برای نسلهای بعدی و تا به امروز باقی مانده است.

اما میشنا بسیار گسترده و در عین حال از ایجاز و اختصاری شدید در عبارات و جملات برخوردار بود. این ایجاز و اختصار مفرط و بیش از اندازه بدان خاطر بود كه از بركردن آن برای حافظان آسانتر شود. از این رو میشنا برای كسی كه به تاریخ و سوابق زندگی یهود معرفتی نداشته باشد به نحو عاجز كننده ای مختصر و مبهم است. این ایجاز و ابهام عده ای از فقها را بر آن داشت كه به شرح و تفسیر آن روی آورند. اینان كه به اموراییسم - شارحان- ملقب بودند، همانند شش نسل پدید آورندگان میشنا یعنی تناییم طی شش نسل تلاش فكری و فقهی خود دو اثر گرانبها را به جامعه یهود تقدیم داشتند.

اموراییم بابل و فلسطین همان كاری را كه تناییم آن دو دیار در قبال تورات انجام داده بودند درباره میشنا كرده اند. یعنی اگر تناییم به شرح و تفسیر و روزآمد كردن تورات پرداختند و در نتیجه میشنا را به جامعه عرضه داشتند اینان به توضیح و تنیین میشنا و اجتهاد در تعالیم آن همت گماردند كه ثمره تلاش آنها دو تفسیر یا دو گمارا تحت عناوین گمارای اورشلیم از اموراییم فلسطین و گمارای بابلی از اموراییم بابل بود.

این دو تفسیر صرفنظر از تفاوتی كه از نظر مكان كتابت و هویت تدوین كنندگان دارند از لحاظ كمی و كیفی نیز با هم تفاوتهایی دارند كه از افتراق كمی آن دو میتوان به اختلاف در حجم مطالب هریك اشاره كرد گمارای اورشلیم در مقایسه با گمارای بابلی از حجم مطالب كمتری برخوردار است و این تفاوت به حدی است كه حتی نقل شده است كه تفسیر بابلی 11 برابر خود میشنا است.

با گذشت زمان طی حدود 250 سال با كار جدی و جرح و تعدیلهای اموراییم تفسیر بابلی شكل گرفت و در قرن پنجم میلادی به شكل مجموعه ای بنام تلمود بابلی مركب از میشنا و گمارای بابل درآمد. در مقابل با ادغام گمارای اورشلیم و میشنا - تلمود اورشلیمی یا فلسطینی شكل گرفت. وجه مشترك هر دو تلمود میشنا و نقطه افتراق آنها گماراست.

 

تفاوت های تلمود بابلی و تلمود فلسطینی – اورشلیمیtalmod04.gif

1- تلمود اورشلیمی یا فلسطینی از مباحثی نظیر مسایل مربوط به سرزمین فلسطین و وضعیت كشاورزی در آن مرز و بوم به اطناب سخن میگوید. در حالی كه در تلمود بابلی از اینگونه مباحث كمتر سخن به میان آمده است.

2- برخلاف تلمود بابلی كه پر از حكایات، داستان و افسانه است در تلمود اورشلیم از این قبیل موارد كمتر میتوان سراغ گرفت.

3-  گذشته از ناهمگونی در سازماندهی موضوعات و روشهای فكری و تحقیقی، هر دو تلمود از نظر كیفیت تدوین نیز متفاوتند. انشای تلمود بابلی با احتیاط زیاد و صرف وقت صورت پذیرفته است در حالی كه شتاب در ویرایش و عدم دقت و صرف وقت لازم و كافی از مشخصات بارز تلمود فلسطینی است.

4- از لحاظ تاریخی نیز تلمود بابلی و اورشلیمی با هم تفاوت دارند. تلمود بابلی حدود 200 سال بعد از تلمود اورشلیمی تدوین شد و از این رو در مقایسه با آن از اعتبار بیشتری برخوردار است.

5-  روش های تحقیقی و تعلیمی تلمود بابلی با توجه به قلمرو وسیع و تحلیل عقلانی دقیق آن نسبت به تلمود فلسطینی فضای بازتری برای بسط و توسعه مباحث فكری و عقلی فراهم آورده است.

6- و آخرین نكته اینكه تا قرنها توجه جهانیان به تلمود بابلی معطوف بود و تنها در این صد ساله اخیر علایق نهفته نسبت به تلمود فلسطینی بیدار گشته است. اما با این همه هنوز از تلمود فلسطینی بعنوان یك منبع درجه دوم بعد از تلمود بابلی یاد میكنند.

 

طبقه بندی مطالب تلمود

از ویژگیهای بارز و برجسته تلمود احتجاج ها، استدلال ها و مباحثات غامض، پیچیده و سرشار از تعقید آن است. بعضی از مباحثات تلمود همان مباحثی هستند كه اموراییم طرح كرده اند، اگرچه احتمالا به هنگام تنظیم و ساماندهی بازسازی شده اند. تلمود برخلاق میشنا خود را به بیان خلاصه ای از دیدگاه های متناقض و گوناگون، محدود نساخته و در پی شرح و بسط دیدگاه های اساسی و كلان و در بعضی مواقع نظریه های خرد و جزئی تناییم و اموراییم برآمده است.

با این همه تلمود اثری متجانس و یكدست كه حاصل كار یك نویسنده باشد، نیست. تلمود حاصل و ثمره تقریر بر اندیشه ها و گفتار فقیهان زیادی است كه در یك دوره نسبتا طولانی می زیسته اند و هدف هیچ كدام از آنها خلق یك اثر مدون نبوده است. به همین دلیل ما در تلمود با مباحث و موضوعات پراكنده و به ظاهر غیر مرتبطی مواجه میشویم كه دربرگیرنده طیف وسیعی از دیدگاه ها و علایق تلمودیان استtalmod04.jpg. در تلمود نمیتوان از گرایش روشن با هدف خاصی سراغ گرفت. بطور كلی هر بحث تلمود نسبت به دیگر مباحث در عین حال كه دارای نوعی علقه و ارتباط است اما بیگانه و مستقل مینماید.

از سوی دیگر از نحوه و روش بیان مطلب كه در تلمود به استخدام گرفته شده یعنی شكل نقل قول مستقیم نظیر ”ابیه میگوید“ یا ”ربا بیان میدارد“ برمی آید كه اثر مزبور تاریخچه نظرات فقیهان اعصار گذشته یهود نیز هست. از ویژگی های دیگر تلمود میتوان به فضای آزاد حاكم بر مباحث تلمود نیز اشاره كرد. طرح ابهام و ایراد شبهه نه تنها مجاز كه از نظر تلمود مطالعه و تحقیق پیرامون مسایل مختلف و طرح ایراد و اشكال یك ضرورت پژوهشی و لازمه علم آموزی است. از نظر تلمود هیچ پرس و جویی ناصواب نیست و از طلبه انتظار میرود حتی در خود تلمود تامل كرده آن را زیر سوال برده و به نقد بكشد.

 

هلاخا و اگادا

از مباحث مربوط به تقسیم بندی مطالب تلمود باید به دسته بندی مطالب به هلاخا و اگادا اشاره كرد. هلاخا به آن دسته از مطالب تلمود كه درباره شریعت و احكام شرعی است اطلاق میشود. میتوان گفت كه هلاخا در واقع همان فتاوا و نظرات فقهی عالمان یهود است كه با استناد به نص تورات و براساس اجتهاد و استنباط شخصی بیان شده اند. به تعبیر دیگر هلاخا واژه ای عبری به معنای قوانین غیر مكتوب است كه در اصطلاح به آن تفسیر شریعت نیز میگویند.

در تعریفی دیگر از هلاخا آنرا عبارت از شرح ها و تفسیرهای منطقی گروهی از عالمان یهود درباره احكام تورات و نظریاتی كه عزرا برای نجات ملت یهود اظهار كرده بود دانسته اند كه هدف آن زنده نگه داشتن وجدان و هوشیاری یهود است. هلاخا اصول زندگی فرد یهودی را در قالب ریخته و نیز قدمهای او را استوار و هدایت میكند. هلاخا همان فتوایی است كه تورات از آن سخن گفته و تجاوز – انحراف – به چپ و راست از آنرا گناه دانسته است.

اگادا نیز در لغت به معنای داستان و حكایت است و در اصطلاح تلمودی به هر چیزی در تلمود اطلاق كرده اند كه هلاخا نباشد. بطور كلی اگادا مشتمل است بر امثله یا داستان هایی كه برای رفع ابهام می آید، تكه هایی از زندگی نامه، تاریخ، پزشكی، سحر، تشویق افراد به پاكدامنی و پیروی از شریعت. اغلب اوقات بعد از بحث درباره موضوع بغرنج و ملامت آور برای انبساط خاطر طلاب علوم، داستانی از اگادا به تعبیر درست تر داستانی اگادایی نقل میشد.

البته باید توجه داشت كه اعتبار و ارزش هلاخا و اگادا متفاوت است. هلاخا یك حكم دینی محسوب میشود و تا روزی كه بوسیله یك مرجع تقلید صلاحیت دار نسخ نشده، عمل به آن واجب است. اما اگادا بعنوان نظر شخصی دانشمندان بشمار آمده و برای جامعه بصورت كلی یا فردی دارای نیرویی الزام آور نبوده است.

 

منابع تلمود

علاوه بر میشنا و تعالیم اموراییم بابل یا فلسطین از منابع دیگری نیز در تهیه و تدوین تلمود استفاده شده است. از آن جمله میتوان از موارد ذیل نام برد:

الف- آن دسته از تعالیم ربی های میشنا – تناییم - كه در خود میشنا نیامده است. به این منابع اصطلاحا میشنای خارجی با به زبان آرامی بریتا میگویند. بریتا انواع و اقسامی داردكه از باب نمونه میتوان به این موارد اشاره كرد:

1- میدراش تناییمی یا هلاخایی:

در هر جای تلمود كه متن اصلی تورات آمده باشد بویژه آنجایی كه بحث مسایل قانونی و شرعی مطرح است، اغلب با نقل یك بریتا كه بظاهر نظر دیگری درباره حكم مورد بحث دارد آغاز میشود. بسیاری از این میدراش های تناییمی كه در تلمود آمده اند شبیه دیگر آثار میدراشی نظیر مخیلتا در شرح سفر خروج، سفیرا در تفسیر سفر لاویان یا سیفره در شرح سفر اعداد و تثنیه هستند. اینها همه كارهایی هستند كه از مكتب علمی ربی عقیوا بن یوسف و ربی یشماعیل ناشی شده اند.

2- بریتاهای ضمیمه شده به میشنا:

این منابع شباهت زیادی به توسیفنا دارند – توسیفنا به معنای ضمیمه یا متمم اثری تناییمی است كه مطابق فهرست مطالب میشنا تنظیم شده است و توضیحاتی درباره موضوعات علمی و مطالب اثباتیه ای است كه معمولا از میشنا حذف شده است. رابطه دقیق این اثر با مجموعه رسمی احكام یهود همچنان در هاله ای از ابهام است.

ب- تعالیم امورایی فلسطینی

علیرغم همه تبعیدها و سختگیری ها سرزمین فلسطین همچنان به مطالعه و تحقیق در تورات ادامه میداد و مركزی برای تعلیم تورات محسوب میشد. در آنجا نیز با همان شیوه رایج حوزه های علمیه بابل باب اجتهاد و استنباط باز و مجالس درس و بحث برپا بود. فعالیت های علمی و تحقیق آنها را میتوان در پیكره تلمود فلسطینی یافت. در تلمود فلسطینی از این منابع بسیار استفاده شده است.

ج- اگادا:

چنانكه در مبحث مربوط به اگادا شرح دادیم، اگادا آن دسته از تعالیم ربانی است كه به مسایل شرعی مربوط نیست. اگادا از منابع تلمودی محسوب میشود و میتوان آنرا در طبقات ذیل دسته بندی كرد:

1- تفسیرهای كتاب مقدس كه اغلب از مواعظ كنیساها اخذ شده اند.

2-  تعالیم، معیارها و نكات اخلاقی

3- حكایات و داستانهایی كه درباره ربی های یهود نقل شده اند.

4-  عقاید و آداب و رسوم عامه مردم و جزئیاتی از فرهنگ عمومی جامعه بویژه مسایلی نظیر اعتقاد به نیروهای جادویی و برخی دستورالعمل های طبی عامیانه.

د- فتواهای شرعی ربی ها

باید تاكید كنیم كه كتابت سنت شفاهی طی دوره شكلگیری میشنا مجاز نبود. لذا فتواهای شرعی فقیهان و دیگر منابعی كه مورد استناد تلمود هستند، به نقل از حافظان شریعت شفاهی است كه سینه به سینه نقل شده و به نسلهای بعدی – تدوین كنندگان نهایی تلمود – رسیده است. لذا استفاده از آرا و نظرات فقهی عالمان دین و وارد كردن آن در متن تفسیرها شیوه ای رایج بود.

 

زبان تلمود

زبان هر دو تلمود با هم فرق دارد. هر كدام دارای گویش خاصی از زبان آرامی هستند. گمارای فلسطینی به لهجه آرامی غربی نوشته شده و بسیار شبیه به زبان آرامی كتابهای عزرا و دانیال است. اما گمارای بابل با لهجه آرامی شرقی كتابت شده است. از سوی دیگر با زبان عهد عتیق و میشنا كه عبری است نیز تفاوت دارد. اگرچه زبان عبری میشنا عبری بومی است و با عبری عهد عتیق اندكی متفاوت است.

 

تفسیر تلمود

از همان ابتدا فهم تلمود حتی برای بااستعدادترین افراد یهود مشكل مینمود. ویرایش غیر روشمند و نامنظم تلمود موجب شده بود كه در درك هر بخش از آن بدون شناخت و معرفتی پیشین از زمینه ها و مبانی مفاهیم و اصطلاحات یا به تعبیر مسامحه آمیز شان نزول مطالب ناممكن شود. زبان نامانوس آرامی تلمود نیز مشكلی مضاعف بود. در این میان یهودیان خارج از سرزمین بابل یا فلسطین بخاطر عدم دسترسی به فقیهان مشكلات بسیاری را متحمل میشدند. در ابتدا با ارسال پیك و طرح پرسش و استفتا از فقیهان و حكیمان تلمودی حل مشكلات و ابهامات خود را جستجو میكردند. همین نامه ها كه از سوی یهودیان خارج از سرزمین بابل یا حتی از طرف شاگردان آنها كه در بابل ساكن بودند، ارسال شده بود و در آنها از معانی واژه، اصطلاح یا شرح و تفسیر عبارتی از تلمود پرسش شده بود و مجموعه پاسخها و فتاوای فقیهان اولین تفسیرهای تلمود را رقم زدند. البته در این زمان كه رویكردی به تفسیر تلمود ظهور كرده بود دیگر نه از تناییم خبری بود و نه از اموراییم. حال میبایست از گائون ها سخن گفت. ایشان كسانی بودند كه گامهای اولیه را در مسیر تفسیر تلمود برداشتند. گائون در ابتدا به معنای رئیس دارالعلم یا حوزه علمیه بكار میرفت. اینان وارثان اموراییم و مراجع اصلی و اولیه شرح و تفسیر تلمود بودند. گائون ها در تدریس و تفسیر تلمود از همان سنت و سبك اموراییم پیروی میكردند.

 

در اینجا تعدادی از تفسیرها را معرفی می نماییم:

1- تفسیر ربی حننئل بن حوشیئل:

این تفسیر اولین تفسیر مهمی است كه براساس مكتب فكری یهودیان اسپانیا و شمال آفریقا ، سفارادی درباره تلمود نوشته شد.

2- تفسیر كلید قفلهای تلمود

اثر ربی نیسیم گائون

3- تفسیر ربنو گرشوم

4- تفسیر راشی

او كه نام اصلی اش ربی شلومو بن ییصحاق تروایی است، از شاگردان ربی گرشوم بحساب می آید. راشی در قرن یازدهم می زیست و در حوزه های آلمان  و فرانسه تحصیل كرد. احكام هلاخایی، فتواها و اشعار مذهبی زیادی از او بر جای مانده است كه ابیاتی از آنها امروزه جز ادعیه مشهور یهود است. اما بزرگترین دستاورد او یكی تفسیر كبیرش بر كتاب مقدس – تنخ – و دیگری اثر جاودانه اش درباره تلمود بابلی است.

5- تفسیر توسافوت

تفسیر گروهی حاصل تلاش شصت تن از اندیشمندان بزرگ یهود بنام توسافیست كه با الگوگیری از تفسیر راشی آن را نوشته اند. گردآورندگان با پژوهش دقیق در تلمود اثری را خلق كرده اند كه بر آن نام تلمودی بر تلمود نهادند.

6- تفسیر حیدوشه هلاخوت و اگادوت – نكات جدید بر هلاخاها و اگاداها

این تفسیر از مهمترین تفاسیری است كه بر تلمود نوشته شده است. نویسنده این اثر ربی شموئل الیعزر هلوی ادلز معروف به مهارشا میباشد. او برخلاف بسیاری از مفسرین كه از عنصر اگادایی در تلمود غفلت كردند، تفسیری پردامنه از شرح حكایتها ارائه داد.

 

چاپ و انتشار تلمود

اگرچه بعد از گردآوری تلمود بخاطر ضرورتهای آموزشی یك یا چند نسخه از آن استنساخ شد، اما با توجه به گرانسنگ، حیاتی و حجیم بودن این مجموعه و دشواری استنساخ، تلمود تا مدت ها در حصار مرزهای فلسطین و بابل یا بعبارت دقیقتر در چهاردیواری حوزه های علمیه قدیم باقی مانده بود و اندك نسخه های دستنویس كه توسط طلاب و از روی مجموعه اوراق یا با بهره گیری از حافظه قوی بعضی از آنها تهیه شده بود، تنها برای حوزویان قابل استفاده بود و عموم مردم از آن محروم بودند و یا اگر به آن دسترسی پیدا میكردند قادر به فهم آن نبودند.

كار كتابت تلمود كه بنا به نقلی حدود 2 میلیون و 500 هزار واژه را در خود جای داده است، درعین حال كه كاری بس عظیم و پراهمیت بود دشوار و پرمشقت نیز می نمود. علیرغم همه این مشكلات طی زمان نسخه هایی از تلمود تهیه شد.

در میان ناشران تلمود از انتشارات بومبرگ باید بعنوان اولین ناشری كه به چاپ تلمود اقدام كرد نام برد. چاپخانه دانیال بومبرگ مسیحی اولین ویرایش تلمود را در سال 1520 م در پی اجازه پاپ لئو دهم در شهر ونیز عرضه كرد. چاپ تلمود بابلی در سالهای 1520 – 1523 م و تلمود فلسطینی در سالهای 1523 – 1524 م انجام گرفت. صفحه بندی خاصی كه دانیال بومبرگ بكار برد تقریبا در تمامی چاپهای بعدی حفظ شده است. وی تلمود فلسطینی را بدون هیچگونه تفسیری چاپ كرد. مطالب هر صفحه از آن در دو ستون تنظیم شده است. اما تلمود بابلی را با قسمتی از گمارا در وسط صفحات چاپ كرد كه در یك طرف آن تفسیر ربی شلومو بن اسحاق كه به نام راشی معروف است دیده میشود و در طرف دیگر یادداشتها و توضیحات مفسران بعدی.

مشكلات چاپ و توزیع تلمود صرفا مسایل اقتصادی، نیروی كار انسانی و فقدان صنعت چاپ نبود. تعقیب و آزار و اذیت یهودیان و دست اندركاران این وظیفه خطیر را نیز باید به آن اضافه كرد. بیان تمامی حوادثی كه در تاریخ بر تلمود و ناشران آن گذشت، خود رساله ای جداگانه میطلبد. اما به این چند نكته اشاره كنیم كه كلیسا و جامعه مسیحی مشكلات زیادی بر سر راه چاپ و نشر تلمود ایجاد كرده بودند، چاپخانه ها را بستند، ناشران و دست اندركاران را شكنجه كرده، حبس نموده و یا بدار آویختند و به بهانه های گوناگون تلمود را به آتش كشیدند و خونهای زیادی را در این مسیر بر زمین ریختند. از حكم حاكمان مسیحی به ممنوعیت مطالعه و تحقیق و نشر تلمود كه تا مدتها به اعتبار خود باقی بود، همچنین از تلاش روحانیت مسیحی در جهت معرفی تلمود بعنوان یكی از كتب ضاله كه در آن به مسیح توهین شده است سخن نمی گوییم.

اگر تلمود همچنان باقی است این بقا مرهون زحمات فقیهان و حكیمان یهود و بیش از همه مدیون آزاداندیشی پارسیان و فضای آزاد حاكم بر سرزمین پارس و نیز فضای باز حاكم بر جوامع اسلامی – بعد از ظهور و گسترش اسلام به مناطق یهودی نشین با دیگر ممالك كه بعدا یهودیان به آنجا كوچ كردند- میباشد. یهودیان ساكن كشورهای اسلامی با بهره برداری از حسن معاشرتی كه مسلمانان بنا به تعالیم دینی خود با آنها داشته اند، توانسته اند خود، دین خود و تلمود را حفظ كنند. این حقیقتی است كه اغلب تاریخ نویسان و حتی بعضی عالمان و مورخان یهود علی رغم بعضی تعصبات بدان اذعان داشته و گفته اند كه هرچه مسیحیان بر یهودیان سخت گرفته اند، مسلمانان برمبنای شریعت سهله و سمحه خود با آنها از در تسامح و تساهل وارد شدند.

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 22:18 1386/07/27
6



دوران پس از تلمود

منبع: انجمن كلیمیان تهران

گئونیم :

در زمان تدوین تلمود (قرن 43 عبری - حدود 1500 سال پیش) كشور بابل - قسمتهایی از عراق امروزی - مركز اصلی یهودیان به شمار می رفت. شهرهای «سورا» و «پومبدیتا» به علت وجود دانشگاههای علوم دینی (یشیوا) در آنها از معروفیت خاصی برخوردار بودند و همه برای آموزش تورا و یافتن پاسخ پرسشهای دینی خود به این مراكز مراجعه می كردند. همزمان با پایان تدوین تلمود، پادشاهان ساسانی كه آن هنگام حاكم بابل نیز بودند، آزادیهای یهودیان را محدود ساخته، دانشگاههای آنها را تعطیل كردند.

دانشمندانی كه در كمتر از یك قرن پس از تألیف تلمود می زیستند، «رَبانان سِوُرائیم» یا «استدلالیون» خوانده می شدند. این افراد در تفسیر یا حذف و بسط تلمود كمترین دخالتی نداشتند و همه كوشش و هَمّ خود را وقف تشریح گمارا كرده، سعی كردند كه آن را به گونه قابل فهمی برای همه افراد در آورند.

دوره گِئونیم (گائونها)

اوایل این دوران، با ظهور اسلام معاصرگشت و مسلمانان با شكست پادشاهان ساسانی، بر بابل نیز چیره شدند. برای یهودیانی كه در قلمرو اعراب می زیستند، دوره جدیدی از آزادی آغاز شد. حكام مسلمان به مراتب روشنفكر تر از رهبران مسیحی یا زرتشتی آن زمان بودند و یهودیان تحت تسلط مسلمانان در صلح وصفا زندگی می كردند. هوای تازه آرامش و آزادی برای یهودیان بابل به جریان درآمد و دانشگاههای «سورا» و «پومبدیتا » دوباره گشوده شده، یك بار دیگر بابل، مركز آموزش تورا و علوم دینی برای تمام یهودیان جهان شد. گرچه یهودیان موظف به پرداخت مالیاتی به نام «جَزیه» به مسلمانان بودند، برای خود سازمان منظم و دادگاههای ویژه ای داشته، به صورت یك جامعه آزاد یهودی در آنجا می زیستند.

در این دوران، دانشگاههای «سورا» و «پومبدیتا» بیش از دوره های گذشته در زندگی یهودیان اهمیت یافته و رؤسای آنها دارای لقب «گائون» یا علامه و نابغه بودند و نیز مقام و منصب «رُوش گالوتا» یا «رئیس یهودیان پراكنده در جهان»، مانند سابق شكوهمند و با عظمت شد. در حالی كه روش گالوتا به امور اداری و سیاسی یهودیان رسیدگی می كرد، گئونیم به امور فرهنگی و دینی می پرداختند. اما در بیشتر موارد، گئونیم از حیث تأثیر و نفوذ كلام بر روش گالوتا برتری داشتند. گائونِ شهرِ سورا، سرپرست تمام امور مذهبی یهودیان بود. همچنین هر چند ماه یك بار جلساتی متشكل از دانشمندان مناطق مختلف با ریاست گائون تشكیل می شد كه در آنجا بخشهایی از تلمود مورد بحث قرار می گرفت. یهودیان از تمام كشورها به گائون نامه نوشته، و درباره مسائل مذهبی و فتواهای شرعی

سؤال می كردند. شماری از این پرسش و پاسخها تا امروز محفوظ مانده اند كه دارای اهمیت بسیاری هستند؛ زیرا این نامه ها بسیاری از مسائل دینی را كه از زمان امورائیم تا آن روزگار مطرح شده بودند، روشن می سازند.

گئونیم آنچنان مهم و مشهور بودند كه یك دوره 500 ساله (4800 - 4300 عبری) به عصر گئونیم معروف شده و از حوادث مهم آن، پیدایش و از هم پاشیدگی گروه «قِرائیم» بود. گئونیم كه انتخاب «روش گالوتا» را برعهده داشتند، در حدود سال 4460 عبری از گزینش «عانان بن داوید» كه نامزد مقام روش گالوتا بود، خودداری كردند. انتخاب نشدن عانان، به سبب بی اعتقادی او به تلمود بود. به همین علت، وی به فلسطین رفت و در آنجا به تبلیغ عقاید خود پرداخت. پیروان او به «قرائیم» معروف شدند كه نام این گروه، از كلمه «میقرا» و به معنی قرائت تورا است. قرائیم، منكر این حقیقت بودند كه تورای شفاهی را خداوند به مشه (حضرت موسی) ابلاغ فرموده است و طی قرنها آن را انبیا به تنائیم و امورائیم منتقل كرده اند. آنها می گفتند كه تنها باید مفهوم تحت اللفظی مندرجات تورا را در نظر گرفت و آن را همان گونه اجرا كرد و نباید تورا را تفسیر كرده یا توضیحات تورای شفاهی را به كار برد. ولی خود ایشان مدتی بعد، تورا را طبق عقاید خود تفسیر كردند.

مثلاً آنها می گفتند كه فرد بیمار برای درمان خویش نباید به پزشك مراجعه كند، زیرا تنها خداوند است كه قدرت شفا دادن بیماران را دارد. پس استفاده از دارو حتی برای بیماران بد حال، خلاف شرع است.

روز شبات (شنبه) برای قرائیم، روز تاریك و حُزن انگیزی بود، زیـــرا معتقد بودند مفهوم این پاسوق: «در روز شبات در هیچ یك از مساكن خود آتشی نیفروزید»، این است كه در تمام شبانه روز شبات نباید هیچ آتشی در خانه روشن باشد، حتی اگر آن را پیش از فرا رسیدن شبات افروخته باشند. در صورتی كه بر طبق تورای شفاهی می توان آتشی را پیش از غروب روز جمعه روشن كرد و در شبانه روز شبات از نور و حرارت آن – بی هیچ دخالت و دستكاری - بهره گرفت. پس فقط افروختن آتش در شبانه روز شبات ممنوع است و نه استفاده از حرارت و روشنایی آن. اما قرائیم با این توضیح مخالف بودند و شبانه روز شبات را در تاریكی و سرما به سر می بردند.

آنها تقویم عبری را كه تناها تنظیم كرده بودند، قبول نداشتند. بنابراین بیشتر اتفاق می افتاد كه روز كیپور یا دیگر اعیاد را در روزی غیر از روزهایی كه همه یهودیان برگزار می كردند، اجرا می نمودند. مهمترین تغییراتی كه آنها در مذهب خود انجام دادند، تغییر تاریخ اعیاد مذهبی، عدم رعایت قداست شبات، تغییر در قوانین ازدواج، طلاق و مقررات مربوط به خوراكیها (كشروت) بود.

قرائیم مقررات بی پایه و اساس خود را روز به روز سخت تر كردند، به گونه ای كه مذهب برای آنها به صورت تیره و غَمناك درآمد. آنها به علت مطالعه پیاپی، در دستور زبان مهارت بسیاری داشتند و با استفاده از قواعد دستوری به اثبات گفتار خود برپایه واژه های تورا می پرداختند. گئونیم به شدت با قرائیم مخالفت می كردند، زیرا معتقد بودند كه روش قرائیم، شیوه حقیقی مذهب یهود نیست. سرانجام به این نتیجه رسیدند كه باید در برابر آنان یك سلاح مؤثر داشته باشند و آن این است كه آنها نیز مانند قرائیم در دستور زبان عبری مهارت كامل یافته، ادعاهای باطل آنها را رد و كذب بودن آن را ثابت كنند. از این رو گئونیم، مردم را تشویق كردند كه به همان اندازه كه تلمود را مطالعه می كنند، به تحصیل تَنَخْ یا مجموعه كتب تورای كتبی نیز بپردازند. بدین ترتیب، به تدریج گئونیم اوضاعی پدید آوردند كه در قرن 48 عبری، مردم نه تنها به تحصیل تنخ و تلمود، كه به آموزش علوم مختلفی چون شعر و فلسفه علاقه مند شدند. در این حال، قرائیم روز به روز ضعیفتر می شدند تا سرانجام، یكی از بزرگترین گائونها ضربت كاری را بر نهضت آنها وارد آورد.

راو سِعَدُیا گائوُن

از بزرگترین و معروفترین گئونیم است كه در مصر زاده شد. او دانش پژوه بسیار برجسته ای بود كه افزون بر آگاهی از تورای كتبی و شفاهی، از علوم اسلامی و تعلیمات قرائیم هم آگاهی عمیق و وسیعی داشته و به غیر از زبان عبری، بر زبانهای عربی و یونانی نیز مسلط بود. هنگامی كه تنها 23 سال داشت، رساله بسیار جالبی نوشت كه در آن ضمن حمله شدید به قرائیم، اهمیت قوانین تورای شفاهی، دستورها و سنتهایی را كه به ما رسیده اند، به خوبی نشان داد. وی كتب مقدس را به زبان عربی كه زبان رایج آن دوره یهودیان بود، ترجمه كرد. در حاشیه این ترجمه، تفسیرهای راو سعدیا كه ضمن آن به فلسفه گمراه كننده قرائیم حمله شده بود، به چشم می خورد.

به محض اینكه رهبران قرائیم، مقاله ای در رد دلایل راو سعدیا منتشر می كردند، وی رساله هایی علیه عقاید آنها می نوشت. هنگامی كه راو سعدیا به مقام گائونی سورا رسید، شهرت و شكوه نوینی برای آن دانشگاه كسب كرد. در این هنگام، صدای قرائیم كاملاً خاموش شده بود. او مقالات و رساله های بسیاری در مورد تلمود و زبان عبری نوشت كه معروفترین آنها درباره فلسفه یهود است. كتاب مشهور وی به نام « اِمونُوت وِِ دِعُوت» (ایمان و دانش) هنوز هم مطالعه و تدریس می شود. پس از مرگ راو سعدیا، دانشگاه سورا، درخشندگی و عظمت خود را از دست داد و بهتدریج، زندگی اجتماعی یهودیان بابل به علت فشار حكام جدید، رو به زوال رفت، تا اینكه در پایان قرن 48 عبری، دیگر دانشگاهی برای آنها نماند و به تدریج، مركز رهبری یهودیان از آسیا به اروپا و به كشور اسپانیا منتقل شد.

راو «های» گائون از آخرین گئونیم بود كه برای نخستین بار راهنماییها و پاسخهایی را كه گئونیم به پرسشهای مردم داده بودند، گردآوری كرد. راو «عمرام گائون» نیز اولین سیدور را كه در آن طریقه برگزاری نمازهای مختلف ارائه شده بود، تنظیم كرد.

عصر طلایی اسپانیا :

یهودیان مدتها پیش از زوال دانشگاه سورا، در اسپانیا سكنی گزیده بودند، به گونه ای كه در حدود سال 4700 عبری سرزمین اسپانیا مركز تجمع و زندگی آنها شد. پس از سقوط بابل و تعطیلی مراكز علوم دینی یهود، بیشتر یهودیان آن دیار به اسپانیا روی آوردند و در نتیجه، فرهنگ و مكتب دانشمندان بابل نیز به اسپانیا منتقل شد. آنها در آنجا شاهد آزادی، صلح و آرامشی شدند كه یهودیان در اسپانیا و تحت تسلط مسلمانان از آن برخوردار بودند.

در اوایل قرن 48 عبری، یكی از خلفای عرب، دانشمندی یهودی را به نام «حَسدای بن شپروت» با عنوان مشاور و پزشك ویژه خود برگزید. با تلاش حَسدای، یشیوایی در شهر كُردُوا (قُرْطُبِه) تأسیس گردید كه با ورود دانشمندان بابل به آنجا از اعتبار خاصی برخوردار شده و شهرت آن در تمام اروپا و شمال افریقا منتشر شد.

در اندك مدتی، جامعه یهودیان اسپانیا از حیث فرهنگ و معلومات دینی در میان یهودیان جهان در درجه اول قرار گرفته، از نظر تدوین علوم دینی، جانشین بابل شد و تا نیمه قرن 52 عبری ( سال 5140) بزرگترین و مهمترین مركز مذهبی یهود در اسپانیا بود. درحالی كه دیگر كشورهای اروپایی به زحمت شروع به بیرون آمدن از تاریكی قرون وسطی می كردند، اسپانیا با داشتن فرهنگ و تمدنی اسلامی در جهان می درخشید و اندیشمندان، استادان، فلاسفه و شعرای یهودی اسپانیا در جهان آن روز، معروفیت و درخشش بی نظیری داشتند.

با سقوط بابل به نام یك مركز مهم، ارتباط منظم دانشمندان علوم دینی به سبب پراكندگی در میان كشورهای اسلامی و مسیحی از بین رفت. این امر باعث شد تا در مورد برخی از مسائل جدید و اجرای شماری از آداب و رسوم، بین علما اختلاف نظرهایی پدید آید كه آغازی برای تقسیم بندی یهودیان به دو گروه «سِفارادی» (پیرو علمای اسپانیا) و «اَشْكِنازی» (پیرو علمای آلمان) شد.

عصر طلایی اسپانیا نقطه آغازین ادبیات جدید یهود بود. تا آن هنگام، تمام نویسندگان، كتابهای خود را درباره تورا و تلمود می نوشتند. ولی دراسپانیا، یهودیان برای نخستین بار در تاریخ ملی خود، اشعاری درباره سرنوشت خویش، طبیعت و موضوعهای دیگر سرودند. از شعرا و فیلسوفان این دوره می توان به ربی یهودا هَلِوی، ربی شلومو بن گابیرُول، باحیا بن یوسف و... اشاره كرد. این عصر با ظهور و فعالیت بزرگترین نابغه مذهبی یهودیان؛ یعنی، «هارامبام» به اوج و عظمت خود رسید.

بر اثر اختلافات درونی حكام عرب، حكومت اسپانیا به تدریج به چند بخش تقسیم شد. درگیری حاكمان عرب با یكدیگر و همزمان با فرمانروایان مسیحی باعث شد تا در هنگام درگذشت هارامبام، بخش اعظم اسپانیا در سلطه پادشاهان مسیحی باشد. شاهان مسیحی در ابتدا برخورد خوبی با یهودیان داشتند، ولی كم كم مالیاتهای آنان را افزایش داده، به آزار و اذیت ایشان پرداختند.

طولی نكشید كه كلیساها به كمك پادشاهان، سیاست جدیدی را در برابر یهودیان آغاز كرده و آنها را مجــبور می كردند كه یا دین مسیحیت را بپذیرند، یا كشته شوند. عده ای مسیحی شدند تا زنده بمانند، ولی تغییر مذهب آنها ظاهری بود. آنان نمازهای خود را از روی سیدور می خواندند، تفیلین می بستند و قوانین روز شبات و اعیاد مذهبی را رعایت می كردند.

رَمْبان

ربی «مُشه بن نَحْمان» یا «هارَمبان» در اسپانیا زاده شد. او مانند هارامبام یك پزشك بود و در عین حال، عشق و علاقه مفرطی به آموزش تلمود داشت. وی كه پیش از بیست سالگی، تفاسیر زیادی بر بخشهایی از تلمود نوشته بود، اندك اندك راو یا رهبر مذهبی شهر خود و سپس رهبر روحانی یهودیان اسپانیا شد.

هارمبان از اصول علم «قَبالا» یا عرفان یهود برای درك مطالب تورا استفاده می كرد و با كاربرد همین اصول، تفسیر معروفی بر تورا نوشت. نظریات هارمبان در مواردی با عقاید هارامبام متفاوت است. هارامبام عقیده داشت كه خودِ انسان می تواند بسیاری از مسائل مذهبی را شرح داده، حل نماید و در این راه باید فهم خود را به كار اندازد. هارمبان با به كار انداختن نیروی استدلال موافق بود، ولی احساس می كرد كه اگر یك یهودی ایمان كامل به تورا داشته باشد، به استدلال و استخراج دوباره مسائل شرعی از متن تورا و تلمود نیازی نخواهد داشت. هنگامی كه بحثهای دامنه داری درباره كتاب راهنمای گمگشتگان هارامبام شروع شد، هارمبان گرچه با برخی از نظریات هارامبام موافــق نبود، او را مرد بزرگی دانسته، به وی احترام می گذاشت. از این رو، نامه ای برای راوهای فرانسه نوشت و بهترین قسمتهای این كتاب را به آنها یادآور شد. وی می گفت كه برای بسیاری از یهودیان، كتاب هارامبام كمك بزرگی است. به این طریق، هارمبان با طرز تفكر خردمندانه خود موفق شد تا عقاید مفسران مختلف تورا را به یكدیگر نزدیك سازد.

چون هارمبان برجسته ترین رهبر مذهبی یهودیان اسپانیا بود، حاكم آن كشور، او را برای بحث به شیوه كلامی با یكی از روحانیون مسیحی برگزید. هارمبان برای شركت در مجلس بحث تأمل می نمود و از آن بیم داشت كه داورانی كه برای مباحثه تعیین می شوند، منصفانه قضاوت نكنند، یا اگر در این مباحثه پیروز شود، روحانیون مسیحی كینه بیشتری از یهودیان به دل راه دهند.

ولی چون حاكم بر حضور هارمبان در مجلس بحث اصرار داشت، برای او راه گریزی نماند. به این طریق، مجلس بحث در شهر بارسلون و در قصر پادشاه، با حضور اعیان كشور و سران مذهبی كلیسا تشكیل شد. هارمبان مدت سه روز، شجاعانه از عقاید یهودیان دفاع كرد و هنگامیكه مباحثه به پایان رسید، وی برنده اعلام شد. او پس از ختم جلسه، گزارش كاملی را از تمام گفتگوها و بحثها در كتابی با عنوان « سفر میلحَمُوت هَشِم » به نگارش درآورد. روحانیون مسیحی كه از انتشار آن بیم داشتند، پادشاه را مجبور كردند تا هارمبان را از كشور تبعید كند.

به این ترتیب، هارمبان در 70 سالگی از زادگاه، خانواده و شاگردان خود دور شد و مدتها سرگردان بود تا سرانجام به فلسطین مهاجرت كرد و در آنجا به تدریس، سخنرانی، نوشتن نامه و تكمیل تفسیر خود بر تورا پرداخت.

در میان نامه های او، نامه ای معروف به «ایگِرِت هارمبان» وجود دارد كه به پسرش نوشته است. این نامه از آن رو مشهور است كه نشان می دهد هارمبان با وجود شهرت و معلوماتی كه داشته، تا چه حد متواضع و فروتن بوده است.

وی در 75 سالگی بدرود حیات گفت، ولی از او خاطره مردی صبور، استاد و دانشمندی فروتن و پر شهامت كه با كمال شجاعت از عقاید و آرمان قوم خود دفاع كرده، در جهان باقی است.

تبعید هارمبان، مقدمه ای بر پایان عصر طلایی اسپانیا بود. از آن پس هر روز، قانون ظالمانه و بی رحمانه تازه ای علیه یهودیان به تصویب می رسید و به بهانه های مختلف به قتل عام یهودیان، تبعید یا فشار برای تغییر مذهب آنها می پرداختند تا اینكه سرانجام، یهودیان اسپانیا در روز نهم ماه آو سال 5252 عبری (1492 میلادی) از زادگاه خود رانده شدند.

یهودیان اروپا در عصر طلایی اسپانیا:

یهودیان پیش از خرابی بت همیقداش دوم توسط رومیها، در نواحی مركزی و غربی اروپا می زیستند. در قرن هشتم میلادی، رهبر مقتدری به نام «شارلمانی» حكومت نیرومندی را در اروپای غربی پدید آورد و بسیاری از دانشمندان یهود را تشویق كرد تا به كشورش كه شامل آلمان و فرانسه كنونی بود، بروند. از آن میان، دانشمندی از یهودیان ایتالیا به آلمان آمد و دانشكده ای برای تدریس علوم دینی تأسیس كرد كه نخستین مركز بزرگ تعلیمات یهود در آلمان شد.

شارلمانی بسیار علاقه مند بود كه سواد و علم را در بین مردم رواج دهد و این را می دانست كه دانشمندان یهود می توانند در راه نیل به این هدف عالی، یار و مددكار او باشند. از این رو برای چند قرن، زندگی یهودیان در اروپای غربی، شكُفتگی و رونق بسزایی یافت. آنان در اسپانیا آزادی بسیاری داشتند و به فرهنگ و دانش مسلمانان آشنا بودند. تنها منبع مطالعه و تحصیل آنها تورا نبود و چیزی كه بیشتر مورد توجه و بررسی قرار داشت، مطالعه كاربردی تورا و موارد به كارگیری آن در زندگی روزمره انسان بود. درنتیجه، علمای اسپانیا برای تصمیمات هلاخایی و اطلاعات عمومی درباره قوانین و احكام تورا اهمیت بیشتری قائل بودند و حتی تعلیمات فلسفی هارامبام جنبه عملی بیشتری داشت. این در حالی بود كه استادان یهودی مدارس فرانسه و آلمان با فرهنگ اروپای غربی تماس زیادی نداشته، تمام تعالیم فرهنگی خود را تنها در تورا و تلمود می یافتند. آنها جزئی ترین مطالب تلمود را مطالعه، تجزیه و تحلیل كرده، در باره معنی و مفهوم هر یك از احكام تلمود، تحقیق و در دستور زبان و كاربرد هر كلمه در جمله كاوش كافی می كردند. نیز به تشریح متن تلمود پرداخته، خواندن و فهم هر واژه را آسانتر می ساختند.

تفاسیر علمای اسپانیا، رهاورد كوشش افرادی بود كه به تنهایی كار می كردند، ولی تفسیرهای دانشمندان فرانسه و آلمان، نتیجه گردآوری یادداشتهای چند دانشمند بود. از معروفترین دانشمندان این دوران، «راشی» یا ربی شلُمُو ییصحاقی، بزرگترین مفسر تورا و تلمود و مشهورترین استاد پس از دوران دانشمندان تلمودی است. تفاسیر راشی؛ كوتاه، مختصر، مستند و دقیق بوده، با زبانی بسیار ساده و شیوا بیان شده است. كمتر دانشمند یا مفسری را پس از او می توان یافت كه از تفاسیر وی بهره نگرفته باشد. آخرین سالهای زندگی راشی، اواخر قرن 11 میلادی و همزمان با شروع جنگهای صلیبی بود. صلیبی ها اذیت و آزار یهودیان را به گونه ای غیر انسانی آغاز كردند و در نتیجه این جنگها، بسیاری از یهودیان آلمان و فرانسه كشته شده، شهرهای آنها ویران شد.

در قرن 12 میلادی نه تنها یهودیان بیشتر كشورهای اروپایی، گرفتار رنج، وحشت و قتل و غارت بودند؛ بلكه مسیحیان ساكن كشورهای مختلفی كه در سر راه فلسطین قرار داشتند، قربانی بی رحمی صلیبی ها شدند. هنگامی كه آنها به اورشلیم رسیدند، به كشتار مسلمانان و یهودیان آن دیار پرداختند.

پس از جنگهای صلیبی، آزار یهودیان پایان نپذیرفت. كلیسا به این بهانه واهی كه تلمود پر از كینه و نفرت نسبت به مسیحیان است، به آن حمله كرد. ایشان می دیدند كه یهودیان با عشق و علاقه فراوان به مطالعه تلمود می پردازند و با پیروی از فرمانهای آن برای خود، آرامش روح و راحتی خاطر به دست می آورند. از این رو، خشم و غضب خود را متوجه تلمود كرده، امیدوار بودند با نابود ساختن آن، اساس مذهب یهود را متزلزل و خراب سازند. نتیجه این امر، سوزاندن كتابهای مقدس و ارزشمند تلمود در میدانهای شهرها و در برابر دیدگان حسرت بار یهودیان دلشكسته بود. آموزشهای دانشمندان بزرگ، تفاسیر عالی، گفتارهای خردمندانه، تمثیلات حكمت آموز، داستانها و قصه های زیبایی كه از آنها به یادگار مانده بود، همه و همه پاره پاره شد و در آتش سوخت. ولی با همه این احوال تلمود از میان نرفت؛ یهودیان در خفا به مطالعه آن ادامه دادند و رشته زرین تورای شفاهی را كه از حضرت موسی به آنها رسیده بود، حفظ كردند.

زندگی در گِتُو

محصور نمودن یهودیان در محله ای مخصوص، یكی از راههای قدیمی آزار دادن آنها بود كه برای نخستین بار در قرن دهم میلادی در شهر «پراگ» آغاز شد. گتو به بخشی از شهر گفته می شد كه دیوارهای بلندی آن را محصور كرده و یهودیان مجبور بودند تنها در این قسمت شهر زندگی كنند. شبها درهای گتو از بیرون بسته می شد و هیچ فردی نمی توانست تا هنگام باز شدن دروازه ها از محوطه گتو خارج شود.

گتوها همیشه بیش از حد انباشته از جمعیت بودند. علت این امر، آن بود كه سطح گتو به موازات رشد جمعیت، گسترش نمی یافت. ساكنان این محله ها به حدی فشرده زندگی می كردند كه اگر حریقی رخ می داد، جا به جا كردن اشیا بسیار دشوار بود و گاهی بر اثر آن چندین خانواده می سوختند. افراد گتو همواره زیر بار ترس از حمله اوباش و وحشت از گرسنگی و بیماری بودند.

اگر یهودیان با عشق به تورا و انجام دادن فرمانهای آن به حیات سرد و بی روح خود در گتو رونقی نمی دادند، زندگی برای ایشان غیر قابل تحمل می شد. گاه كه یكی از اعیاد مذهبی فرا می رسید، خوشی و سرور به درون خانه ها راه می یافت. آنها با فكرِ عشق به خداوند و دستورهای او كه ابدی هستند، دل خود را گرم و روان خود را با نشاط نگاه می داشتند.

روز مقدس شبات، بیش از هر عامل دیگری به آنها كمك می كرد تا بتوانند با همه سختی و دشواریها به هستی خود ادامه دهند. مراسم روز شبات، یهودیان را به یكدیگر پیوند می داد و به آنها نیرو و جرأت می بخشید تا رنجها و مشكلات شش روز هفته را تحمل كنند.

كنیسا نیز در گتو نقش مهمی داشت و در میان محله های گتو، مركز زندگی یهودیان شمرده می شد. كنیسا همیشه محل عبادت بوده است، همه در آنجا جمع شده، در آسایش و آرامش به درگاه خداوند به راز و نیاز پرداخته، نمــاز می خواندند و در مواردی به مشكلات و نیازهای خود رسیدگی می كردند، ولی كنیسا در گتو كاربردهای دیگری هم داشت. كنیسا آموزشگاهی بود كه كودكان در آنجا تورا می آموختند، مردان پس از خواندن شحریت و پیش از كارهای روزانه با خواندن صفحه ای از تلمود، قلب خود را گرمی و امید بخشیده و شامگاهان دوباره در آنجا گرد آمده، قوانین الهی را مطالعه و درباره آن گفتگو می كردند. كنیسا محل اجتماع و مركز مشاوره مشكلات اجتماعی و فردی بود كه درباره مسائل زندگی بحث شده و راه حلهایی برای آنها پیدا می كردند و در همان جا به شكایات افراد رسیدگی می شد.

تا قرن 17 میلادی، هنوز در بسیاری از كشورهای اروپایی گتو وجود داشت كه به تدریج تا پایان قرن 18 ویران شد. ولی دوباره در قرن 20 میلادی، هیتلر فكر ایجاد گتو و جا دادن یهودیان یك شهر را در محله ای محصور در آلمان نازی عملی كرد. یكی از گتوهای مشهور قرن بیستم، گتوی ورشو پایتخت لهستان بود كه بیش از نیم میلیون یهودی در آنجا زندانی بودند. یهودیان گتوی ورشو با اینكه ضعیف، بیمار و بی سلاح بودند، بی باكانه در برابر نازیها قیام نموده، مدتها با دست خالی و سنگ و چوب با سربازان مسلح و مجهز آلمان جنگیدند. سرانجام تقریباً همه یهودیان گتو را نیروهای هیتلر كشتند، ولی داستان شجاعت و فداكاری آنها در تاریخ ثبت شد.

یهودیان عثمانی و فلسطین:

هنگامی كه در سال 5252 عبری یهودیان از اسپانیا تبعید شدند، هیچ كشوری را برای مهاجرت مناسب نمی دیدند. در این میان، یكی از كشورهای بزرگی كه از بلای تفتیش عقاید مصون مانده بود، امپراتوری عثمانی بود. سلاطین عثمانی به سبب معارضه با مسیحیان، مقدم یهودیان را گرامی داشته مایل بودند از تجربیات و مهارت ایشان در تجارت و صنعت بهره گیرند. یهودیان در آن كشور، بازرگانی و كشاورزی را رونق دادند و ماشینهای چاپ و كتابهای چاپی را كه در قلمرو عثمانی سابقه نداشت، به آن سرزمین وارد كردند.

محیط مهمان نواز و آرام امپراتوری عثمانی موجب شد تا یهودیان اسپانیا و پرتغال كه پس از تحمل رنج و آزار بسیاری از زادگاه خود رانده شده بودند، به سوی تركیه (امروزی) جذب شده و در شهرهای مختلف قلمرو عثمانی ساكن شوند.

شهر صِفات، مركز علم و دانش

یهودیانی كه در قرون 54 - 55 عبری به امپراتوری عثمانی و فلسطین مهاجرت می كردند، به سوی شهر صفات جذب شدند. این شهر كه در ناحیه «گالیل» قرار داشت، یكی از مهمترین جوامع یهودی فلسطین بود. افراد مهاجر كه بیشتر از فراریان اسپانیا و پرتغال بودند، همواره در اندیشه خاطرات تلخ گذشته بوده، رویای روزهای خوشِ دیدار «ماشیح» یا منجی موعود را در سر می پروراندند تا در جهانی سرشار از صلح و خوشی به زندگی خود ادامه دهند.

در آن زمان، یهودیان شهر صفات كه پیرو افكار عارفانه بودند، همت و كوشش خود را متوجه مطالعاتی درباره ماشیح كرده و در این راه با علاقه بسیار زیاد به كتابهای عرفانی زمانهای پیشین روی آوردند تا بدانند دانشمندان گذشته درباره ماشیح و عوامل تسریع ظهور او چه عقایدی داشته اند.

این دانشمندان، كتابهای بسیاری در شرح و تفسیر تورا و كشف اسرار آن نوشته بودند و چون این كتابها از نسلی به نسل دیگر سپرده شده بود، این نوع تفسیر تورا را « قَبالا» می نامیدند. قَبالا به معنی « قانون دریافت شده» است؛ یعنی دستورها و قواعدی كه از پدر به پسر و نسل به نسل منتقل شده است. مهمترین اثر مربوط به قبالا، كتاب «زُوهَر» و به معنای فروغ و درخشش است.

زوهر را یكی از تناهای عالی مقام به نام «ربی شیمعون بَریوحای» كه شاگرد ربی عقیوا بود، در حدود 1800 سال پیش نوشته است.

ربی شیمعون بریوحای مدت 13 سال همراه با پسرش «ربیالعازار»، پنهان از انظار در غاری زندگی می كرد تا رومیان بت پرست به آنان دست نیابند و در طول این مدت، مشغول تدوین زوهر بود.

كتاب زوهر، تفسیری بر پنج جلد تورا و برخی دیگر از كتب مقدس انبیای بنی اسرائیل است كه به زبان آرامی تدوین شده است. هدف مؤلف از نوشتن این كتاب، تفسیر تورا و آشكار كردن اسرار آن بوده است. در زوهر، درباره اسرار خلقت جهان و مقام انسان در عالم بحث شده و اینكه چگونه انسان با مشاهده هر برگ گیاه و مطالعه جهان اطراف خویش می تواند پی به وجود خالق ببرد و به او نزدیك شود.

زوهر می گوید: «اگر كسی تورا را بدون ترس از خدا و عشق به او مطالعه كند، صدای او به آسمانها نخواهد رسید.» در این كتاب، نمازها و دعاهای بسیار زیبایی وجود دارد كه یكی از آنها، «بِریخ شِمِه» است و هنگام آوردن سفر تورا از «هخال» (محل نگهداری سفر تورا در كنیسا) برای تلاوت خوانده می شود.

هااَری زال

در میان دانشمندان بزرگ تلمود در شهر صفات، دانشجوی جوانی به نام «ییصحاق لوریا اَشكِنازی» زندگی می كرد. این جوان حساس و باهوش پس از اینكه با زوهر آشنا شد، به حدی تحت تأثیر مطالب این كتاب قرار گرفت كه مدت هشت سال تمام از عمر خود را به مطالعه آن پرداخت. پس از این مطالعات پیاپی، ربی ییصحاق یكی از استادان مسلم علم قبالا و مشهورترین دانشمند قبالا یا «قبالیست» قرون پس از تَنائیم شد. می گویند كه «الیاهو هناوی» یا نبی جاوید بنی اسرائیل، دقیقترین اسرار و مطالب كتاب زوهر را به او تعلیم داده است.

وی معتقد بود كه انسان باید خود را وقف آگاهی و شناخت هر چه بیشتر خداوند كرده، هستی و فكر خویش را صرف تحصیل تورا كند. او همواره برای ظهور ماشیح، برقراری صلح و صفا در عالم و نجات جهانیان دعا می كرد. معلومات عمیق، فضیلت، نیكی و نجابت ربی ییصحاق موجب شد تا طرفداران بسیاری بیابد. دوستدارانش او را «اَری» می نامیدند كه از حروف اول «اشكنازی - ربی - ییصحاق» تشكیل شده و در زبان عبری به معنای شیر است؛ یعنی، او در میان دانشمندان و زاهدان، چون شیری است كه بر همه برتری دارد.

هااَریزال كه دارای كرامات و معجزات شگفت انگیزی بود در 38 سالگی درگذشت، ولی شاگردان وی مطالعات و شیوه زندگی اش را پی گرفتند و بدین گونه، علاقه بیشتری به تحصیل علم قبالا در میان مردم پدید آمد.

ربی یوسف كارُو (ماران:سرور ما)

یكی از مشهورترین دانشمندان شهر صفات، ربی یوسف كارو بود كه در جوانی، علوم دینی را نزد پدر خود و راوهای دیگر آموخت و در همان دوران، نبوغ خود را نشان داد. وی به هنگام اقامت در اجتماعات مختلف یهودی دیده بود كه بیشتر آنها مشغول كارهای روزمره و تلاش برای معاش هستند و فرصت تحصیل و مطالعه عمیق تلمود را آن گونه كه شایسته است، ندارند.

ربی یوسف متوجه شد كه اگر یهودیان بخواهند مراسم مذهبی را بی آنكه از قوانین و مقررات دین خود آگاهی كامل داشته باشند، به جای آورند، خطر بزرگی این ملت را تهدید خواهد كرد. پس به این فكر افتاد كه مجموعه ای از قوانین دینی یهود را چنان تدوین نماید كه هر فرد یهودی بتواند به آسانی آنها را مطالعه كند. پیش از وی نیز عدهای از دانشمندان، چنین كاری را انجام داده بودند.

شولحان عاروخ

لذا ربی یوسف، كتاب «شولحان عاروخ» یا «خوان گسترده» را انتشار داد و منظورش از نامگذاری فوق، آن بود كه همه قوانین را به شكلی ساده و قابل فهم تنظیم كرده و در دسترس مردم بگذارد. شولحان عاروخ را می توان كتاب توضیح المسائل یا آیین نامه مذهبی دانست كه هر فرد با دانستن زبان عبری می تواند به آن مراجعه كند و به آسانی، موضوع مورد نظر و پاسخ پرسش خود را بیابد. شولحان عاروخ از 4 قسمت یا جلد تشكیل شده است:

1- جلد اول: دارای قوانین مربوط به امور روزمره، بهداشت، براخاهای مختلف، نمازهای روزانه، روز مقدس شبات و دیگر اعیاد و روزه های مذهبی است.

2- جلد دوم: دارای قوانین مربوط به ذبح شرعی، حلال و حرام خوراكیها (كشروت)، صدقه دادن، طهارت، بیماران و پزشكان، عزاداری و... است.

3- جلد سوم: دارای قوانین مربوط به ازدواج و طلاق و شرایط آنهاست.

4- جلد چهارم: دارای قوانین مربوط به خرید و فروش، امانتها، امور مالی و دادگاههاست. در شولحان عاروخ، هر موضوعی كه با زندگی مذهبی فرد یهودی پیوند دارد، شرح داده شده و هر یك از این قوانین، با عنوان وسیله و فرصتی برای جلب رضایت خداوند تشریح شده است. این كتاب برای آن گروه از یهودیان كه وقت كافی برای مطالعه تلمود ندارند، بسیار مفید و جالب است و می توانند هر دستوری را به آسانی در آن بیابند.

سِفارادیها و اَشكِنازیها

«سفاراد» در زبان عبری، به معنی سرزمین اسپانیاست و سفارادی به یهودیانی گفته می شود كه از نسل یهودیان اسپانیا، پرتغال و ایتالیا بوده یا دركشورهای دیگر می زیسته، ولی پیرو علمای اسپانیا و شیوه آنها بوده اند كه بیشتر یهودیان شرقی را دربردارد.

«اَشكِناز» در زبان عبری، به معنی بخشی از سرزمین آلمان امروزی است و اشكنازیها یهودیانی هستند كه اجدادشان در آلمان و اروپای شرقی سكونت داشته، یا پیرو علمای آلمان و فرانسه بوده اند كه بیشتر، یهودیان غربی را دربردارد.

تقسیمبندی سفارادی - اشكنازی، پس از دوره گئونیم و از قرن 49 عبری پدید آمد. شایان ذكر است كه یهودیان سفارادی و اشكنازی در اعتقاد به تنخ، تلمود، اصول و فروع دین هیچ اختلافی با یكدیگر نداشته و تنها اختلاف آنها درباره جزئیات اجرای برخی از مراسم و سنتهاست.

چون ربی یوسف كارو سفارادی بود، بیشتر قوانین كتاب خود را برپایه سلیقه و سنّت دانشمندان سفارادی تنظیم كرده است. بنابراین یهودیان اشكنازی درمورد برخی از مراسم آن اختلاف نظر داشتند. از این رو دانشمند دیگری به نام «ربی مُشِه ایسِرلیش» كه رئیس معروفترین و مهمترین یشیوای اشكنازیها در آن زمان بود، بلافاصله پس از انتشار شولحان عاروخ، تذكرات و تبصره هایی را برابر مراسم اشكنازیها به آن افزود. با این اصلاحات، تمام یهودیان جهان، كتاب شولحان عاروخ را پذیرفتند.

با كامل شدن شولحان عاروخ، آخرین و منطقی ترین قدم در راه تدوین و تنظیم قوانین «تورای شفاهی» برداشته شد. امروزه نیز قانون شرع یهودیان، همان كتاب شولحان عاروخ است كه راهنمای اخلاق و رفتار آنها در همه مراحل زندگی فردی و اجتماعی است. در این كتاب از یهودیان خواسته شده كه در روابط و معاملات خود با یهودی یا غیر یهودی، و همچنین در رفتارهای خویش در برابر خدا، نهایت شرافت، درستی و صداقت را داشته باشند. فرد یهودی اعم از مرد یا زن باید پایبند عفت، اخلاق و تقوی باشد.

ربی یوسف كارو از بزرگترین دانشمندان تلمودی به شمار می آید. او در دوره خویش، از نظر علم، بی همتا و به اندازه هارامبام در عصر خود معروف بود. وی شخصی بسیار منظم، فروتن، متواضع و در عین حال، مهربان و صبور بود كه تمام عمرش را شبانه روز به مطالعه و تحصیل تورا گذرانید. او كتابهای بسیاری دراینباره نوشت. هنگامی كه در 87 سالگی چهره در نقاب خاك كشید، تمام جوامع یهودی دنیا را عزادار ساخت و گرچه از جهان رفت، آثار بزرگ و جاودانی چون شولحان عاروخ را از خود برجا گذاشت. پس از درگذشت ربی یوسف كارو، توضیحات زیادی بر شولحان عاروخ نوشته شد كه مسائل روز و پرسشهای جدید را پاسخگوست و باید در چنین مواردی از ربانوت (علمای دینی) آن دوره سؤال كرد. اینك شماری از دستورهای شولحان عاروخ را برای نمونه یاد می كنیم:

- هر فردی باید اعانه و صدقه بدهد. حتی شخص تهیدستی كه با اعانه های دیگران زندگی را می گذراند، باید به دیگران یاری كند.

- عیادت از بیماران یهودی و غیر یهودی، وظیفه شرعی است.

- درمان و مداوای بیماران از وظایف مذهبی پزشكان است. نجات دادن فردی كه در خطر است، فریضه دینی هر فرد یهودی است. با این حال، تنها كسی حق دارد به بیمار دارو بدهد كه در پزشكی تخصص داشته باشد، زیرا اگر غیر از این باشد، ممكن است باعث از بین رفتن بیمار شود.

- كسی كه داروهای مورد نیاز همنوع خود را در اختیار دارد، حق ندارد قیمت آنها را از نرخ معمول بالاتر ببرد.

- خرید اشیا و اجناس دزدی ممنوع است، زیرا این عمل گناه بزرگی است و خریدار اموال مسروقه، دزد را به ادامه عمل خلافش تشویق و هدایت می كند.

- فرد یهودی حق ندارد برای گریز از پرداخت باج و خراج، لباس غیر یهودیان را پوشیده یا خود را غیر یهودی معرفی كند.

 


امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 21:58 1386/07/27
5
تلمود

منبع : انجمن كلیمیان تهران




Talmud.jpgاز آن هنگام كه خداوند در بوته خار شعله ور در آتش به حضرت موسی متجلی شد و تورای كتبی را به ملت یهود عطا كرد، «هَلاخا» یا تـورای شفاهی نیز به آنها ابلاغ شده، بخش مهمی از ایمان و اعتقادات ایشان را تشكیل داد. تـورای شفاهی، تمام جزئیات زندگی فرد یهودی را در نظر داشته، در آن اثر می گذارد. اهمیت عظیم آن، از این جهت است كه به یهودیان كمك می كند تا زندگی روزمره خود را با قوانین تـورا تطبیق داده، در روشنایی اش هستی خود را ادامه دهند.

دو مجموعه تـورای كتبی و تـورای شفاهی، تنها در كنار هم قابل استفاده و اجرا هستند. شماری از انحرافها به سبب نادیده گرفتن تعالیم تـورای شفاهی رخ داده است، زیرا در بسیاری از موارد، خداوند در تـورای كتبی دستوری می دهد؛ اما نحوه انجام دادن آن را به طور صریح بیان نمی كند. برای نمونه، در تورا گفته شده است كه «در روز شبات هیچ كاری انجام نده»، ولی به غیر از چند مورد، به وضوح بیان نمی شود كه «كار» به چه اعمالی و در چه حدی گفته می شود، یا درباره احتمال خطر جانی چه باید كرد؟

در تلمود به استناد آیه هایی كه در مورد «كار» و تعطیلی آن در بخشهای دیگری از تورا ذكر شده اند، مفهوم كار، حدود و جزئیات آن به طور دقیق تعیین و شرح داده می شود. همچنین با ذكر آیه هایی كه به حفظ جان تاكید دارند، مواردی كه می توان به سبب خطر جانی، قوانین شبات را نادیده گرفت، یاد می شوند.

در جای دیگر گفته شده است: در دهم ماه تیشری «جانهای خودتان را رنج دهید». مفهوم رنج دادن جان (در روز كیپور) چیست؟ در تلمود با آوردن آیه ای از كتاب یشعیا، خدا منظور خود را از رنج دادن جان، «نخوردن و ننوشیدن» بیان می كند. سپس تلمود، جزئیات تعنیت (روزه) كیپور را شرح می دهد.

به همین صورت، بسیاری از پرسشهای دیگر در مورد جزئیات فرمانهای تورای كتبی وجود دارند كه پاسخ آنها به تفصیل در تلمود ذكر شده است.

نحوه صحیح عمل به دستورهای تورا را مشه ربنو (حضرت موسی) در طول چهل شبانه روزی كه برای دریافت لوحه های ده فرمان، بالای كوه سینای بود و پس از آن، در مدتی كه رهبری قوم را بر عهده داشت، از خداوند دریافت نمود و آنها را طی چهل سال اقامت در بیابان به بنی اسرائیل آموزش داد. هر چند كه با درگذشت مشه ربنو كتابت یا نوشتن تـورای كتبی پایان یافت، با اصول تـورای شفاهی، امری جاودانه شد تا در هر دوره و عصری، مرجع مذهبی زمان بتواند با استفاده از اصول تـورای شفاهی، مسائل جدید و نوظهور را بر اساس تـورای كتبی پاسخگو باشد. پس از وفات مشه ربنو، جانشین او یِهُوشوعَ آنچه از مشه آموخته بود، به پیران و اندیشمندان قوم آموزش داد و آنها نیز نسل به نسل این كار را پی گرفتند. در طول چندین قرن، تـورای شفاهی بدین گونه سینه به سینه نقل می شد و كسی آن را در كتابی ثبت نمی كرد، تا اینكه تـورای شفاهی به اعضای كِنِسِت هَگِدُولا (مجمع كبیر) رسید. كنست هگدولا، مجمعی از 120 تن از بزرگترین علمای یهود بود كه در بین آنها چندین تن از آخرین انبیای بنی اسرائیل حضور داشتند و آن را «عِزرا هَسُوفِر» در اوایل آبادی بت همیقداش دوم تأسیس كرد. آنها مجموعه احكام دینی را كه از دوران مشه ربنو به روزگار ایشان رسیده بود، گردآوری نموده و به آموزش گسترده تـورا و بویژه تـورای شفاهی پرداختند و آن را به نسل بعدِ معلمان مذهبی (تَناییم) انتقال دادند.

دوران تناییم

افرادی كه وظیفه انتقال و آموزش تـورای شفاهی را پس از كِنست هگدولا تا تدوین این تعالیم در طی چند نسل به عهده گرفتند، «تناییم» (جمع تَنّا به معنای معلم) نام دارند. تناها (معلمان) به تفسیر و تشریح قوانین تـورا بر اساس اصول تـورای شفاهی می پرداختند. در هر مورد كه یكی از قانونهای تـورای شفاهی از استادی به شاگردش تعلیم داده می شد، دقت بسیاری به كار می رفت تا هیچ گاه معنی، مفهوم و حتی متن تحت اللفظی آن قانون، كوچكترین تغییری نكند و این باعث می شد كه تـورای شفاهی به شكل اولیه خود و دست نخورده باقی بماند.

تناها تعالیم تـورای شفاهی و سنتهای دینی را فرا گرفته، می توانستند هریك از جملات و پاسوقهای تـورا را تفسیر و تشریح كرده و آن را برای همدورگان خود و نسلهای آینده، قابل فهم و درك نمایند و نیز تمام قوانین و سنتها را در حافظه خود نگاه دارند. كم كم شماری از ایشان برای اینكه بتوانند در صورت لزوم، همه مطالب آموخته شده را به سرعت به یاد آورده و در آن اشتباهی نكنند، طومارها و دفترهایی تهیه كرده، آموخته ها و معلومات خود را در آنها یادداشت می كردند. این یادداشتها در زمان «رَبی یِهودا هَناسی» دستمایه ای برای تدوین «میشنا» شد. از معروفترین تناها می توان «هیلِل هَزاقِن»، «ربی عَقیوا»،«رَبی مِئیر بَعَلهَنِث» و «ربی شیمعون بَریوحای» را نام برد.

ربی یهودا هناسی

وی از آخرین و بزرگترین تناها و از نسل هیلل هزاقن بود كه در روز شهادت ربی عقیوا متولد شد و در واقع، پیش از آنكه خورشیدی غروب كند، خورشیدی دیگر طلوع نمود. او فردی خردمند و دانش پژوه بود كه به سبب عقل و دانش كم نظیر خود به سرعت، مشهور خاص و عام شد و به زودی رهبر قوم و رئیس سنهدرین (ناسی) گردید. ربی یهودا هناسی بسیار متواضع و خوش برخورد بود. همه مردم به وی علاقه داشته، او را «استاد مقدس ما» صدا زده و تنها با لقب رَبی(استاد) می شناختند. از گفته های معروفش كه نشانه عشق و علاقه به علم و تواضعش در این راه بود، این عبارت است: « از استادانم مطالب زیادی آموختم و از رفقا و همكارانم چیزهای بیشتری را فرا گرفتم، ولی بیشتر معلوماتم را از شاگردانم كسب كردم». ربی ثروت زیادی را از راه كسب و كار و كوشش شخصی خود به دست آورده بود؛ اما زندگی ساده ای داشت و تمام درآمد خویش را صرف كمك به دانشجویان و دیگر افراد تهیدست و نیازمند می كرد.

ربی یهودا هناسی می دید با مشكلاتی كه پس از ویرانی بت همیقداش دوم برای یهودیان پیش آمده و نیز فشار رومیان بت پرست بر آنها، به تدریج افراد كمتری به آموزش عمیق تـورا می پردازند و ممكن است فراموشی و بر اثر آن، خطایی در آموزش و انتقال تـورای شفاهی به وجود آید. به همین دلیل، با استفاده از علم گسترده خویش و ثروتی كه داشت، بسیاری از تناها را به دور خود گردآورده، همه هلاخاها و قانونهای تـورای شفاهی را به گونه ای كه امروزه در دست ماست، تدوین نمود و در كتابی به نام «میشنا» به نگارش درآورد.

واژه میشنا به معنای تحصیل و مطالعه است. چون در آن زمان، شماری از یهودیان به زبان آرامی سخن می گفتند، ربی كوشش كرد تا زبان عبری را در میان آنها رواج دهد. بنابراین میشنا به زبان عبریِ بسیار روانی نوشته شد كه دارای اصطلاحات و نامهای آرامی، یونانی و رومی است و تدوین آن در حدود 18 قرن پیش (حدود 3980 عبری) پایان یافت. میشنا دربرگیرنده تـورای شفاهی (توضیحاتی كه مشه ربنو درباره دستورهای الهی به بنی اسرائیل فرموده بود) است و در شش سِدِر (جلد) و در63 مَسِخِت (رساله) تنظیم شده است.

الف) سدر زِراعیم (بذرها)

از قوانین كشاورزی، وظایف دینی كشاورزان، قانونهای نماز، عبادت و براخاهای مختلف سخن می گوید. برای مثال: پیش از استفاده از هر نعـمتی در این جهان باید از خداوند و خالق هستی تشكر كنیم (براخا بگوییم) یا فصلی دیگر كه درباره قوانینی از تـورا سخن می گوید و به موجب آن، كشاورز یهودی موظف است تا گوشه مزرعه خود را درو نكرده، برای استفاده فقرا باقی گذارد.

ب) سدر مُوعِد (اعیاد)

قانونها و مراسم مربوط به اعیاد، روز شبات و كارهای ممنوع در این روزها بیان شده است.

ج) سدرناشیم (زنان)

از قوانین ازدواج و طلاق، روابط زناشویی و زندگی خانوادگی گفتگو می كند.

د) سدر نِزیقین (خسارات)

دارای قوانین مدنی و جنایی، دادگاههای شرعی و عُرفی و روش كار آنها، مالكیت، قرض گرفتن و وام دادن، سرقت، غَصْب، بدهكاری، انواع تعهدات مالی و قانونهای خرید و فروش است.

ه) قُداشیم (مقدسات)

قوانین مربوط به كاهنان و لاویان، عبادتها، تقدیم قربانیها در بت همیقداش، خوراكیهای حلال و حرام و ذبح شرعی است.

و) سدر طِهارُوت (طهارت و پاكی)

قوانین مربوط به طهارت و پاكیزگی جسم و روح، نحوه غسل در میقْوِه و شرایط آن است.

فصول پدران (پیرْقِه آوُوت) بخشی از سدر نزیقیم است كه از نصایح و پندهای خردمندانه برخی از تناهای بزرگ گردآوری شده و هر ساله در 6 هفته بین موعدهای پسح و شاووعوت، در روزهای شبات خوانده می شود.

یكی از پندهای ربی یهودا چنین است: «همیشه سه چیز را به خاطر داشته باش تا هرگز مرتكب خطا نشوی، چشمی هست كه همه چیز و همه كس را می بیند، گوشی وجود دارد كه همه چیز را می شنود و دستی هست كه تمام اعمال تو را ثبت می كند» كه در واقع، اشاره به نخستین اصل از سیزده اصول ایمان یهودیت مبنی بر حضور و نظارت خداوند در همه جا و هر زمان است.

تدوین تلمود

میشنا طوری تنظیم نشده بود كه بتواند به تمام پرسشهای عامه مردم درباره قوانین دین یهود پاسخ قطعی بدهد، بلكه ‎برای آن تدوین شد تا كمكی جهت دانشمندان یهود به هنگام تصمیم گیری و صدور فتوا درباره یك مسأله دینی باشد.

این مجموعه، قوانین و نتیجه بحثهای دانشمندان را به صورت كوتاه، مختصر، مفید و بدون ذكر استدلال و اثبات آنها بیان می كند. بنابراین به زودی پس از تدوین میشنا، گردآوری تفسیرهایی كه حاوی توضیح مطالب میشنا و اثبات قوانین آن با استفاده از پاسوقهای تـورای كتبی بودند، در دانشگاههای دینی آن زمان شروع شد و سرانجام، كتابی به نام «گِمارا» (مكمل) در دسترس دانش پژوهان قرار گرفت. مؤلفان گمارا را « ِامُورا» (توضیح دهنده یا مفسر) می گویند.

به مجموعه میشنا و گمارا، «تلمود» گفته می شود كه به معنای آموزش و تعلیم است. دو تلمود وجود دارد:

1 - تلمود یِروشَلْمی كه در مدتی كمتر از 100 سال پس از تدوین میشنا در بیت المقدس (اورشلیم) تدوین شد.

2- تلمود بابِلی‎‎ كه نزدیك دو قرن پس از تلمود یروشلمی و در حدود 1500 سال پیش (3260 عبری) «راو آشِه» و «راوینا» در 37 جلد در بابِل و ایران گردآوری و تألیف كردند. تلمود بابلی مُفصل تر و در بحثها، غنی تر از تلمود یروشلمی است، بنابراین بیشتر مورد مطالعه قرار می گیرد.

با تألیف تلمود، مطالب تـورای شفاهی كه از زمان مشه ربنو، پیامبران و رهبران مذهبی یهود، آن را از نسلی به نسل دیگر منتقل كرده بودند، تدوین گشت و احتمال نابودی و فراموش شدن آنها از میان رفت. تلمود بابلی به زبان آرامی كه زبان یهودیان آن دوره بابل بود، تألیف شده است. كمتر كتابی را می توان یافت كه شالوده و نحوه بیان مطالب آن شباهتی با تلمود داشته یا همانند باشد و نیز به صفحات هیچ یك از كتابهای معمول جهان شباهت ندارد. در میان هر صفحه از تلمود، متن میشنا و در پی آن، توضیحات، بحثها و استدلالهای اموراها كه گمارا را تشكیل می دهند، ذكر گردیده است. در اطراف متن، توضیح مطالب گمارا ذكر شده كه دانشمندان بزرگ در طی سالهای پس از تدوین تلمود به توضیح آن پرداخته اند. به این توضیحات، «پِروشیم» (جمع كلمه «پِروش» به معنی تفسیر و توضیح) گفته می شود.

تلمود، دسترنج تفكر، كتابت و تبادل اندیشه بیش از سه هزار نفر از علمای یهود در سرزمینهای مختلف و زمانهای متفاوت است. این كتاب، دایرهالمعارف عظیمی از شریعت و فرهنگ یهود، پس از دوران تَنَخ (انبیای یهود) است كه در حول قوانین، تعالیم، مفاهیم، اعتقادات و نظریه های تورا دور می زند و اشتباه است كه آن را صرفاً یك كتاب فقهی بپنداریم. زیرا به غیر از قانونهای مذهبی و شرح آنها، اطلاعات بسیاری از حرفه های قضاوت، پزشكی، كشاورزی، ... و نیز افزون بر آنها مسائل اخلاقی و صفات انسانی، اندیشه و منطق در شناخت خداوند و نفْس انسان در این مجموعه گرد آمده اند.

تلمود در ابتدا كتاب قانون نبوده، بلكه كتابی آموزشی برای مدارس بود كه در آن از حكمت یهودی و اندیشه اقوام دیگری كه یهودیان آن زمان با آنها آشنایی داشته اند نیز سخن به میان آمده است.

بزرگترین مفسر تـورا و تلمود «راشی» است. بیشتر داستانهای تلمود درباره رهبران قــــوم یهود است. این داستانها و مثالها كه بخشی از تلمود را تشكیل می دهد «اَگادا» خوانده می شود و به معنای گفتار یا تعریف است. گرچه گاهی تخیل پردازی و مبالغه در این داستانها وجود دارد، بسیاری از حقایق تاریخی و اجتماعی آن دوران را می توان از آنها دریافت.

پایبندی به تـورای شفاهی

اما چرا باید به تعالیم تـورای شفاهی مُقید باشیم؟ و در واقع چرا باید از دستورهای علمای دین (بِت دین) پیروی كنیم؟ درتورا بحثی عنوان شده كه مفهوم آن چنین است:

« هرگاه داوریِ موضوعی برای تو دشوار باشد، برخیز و نزد داور زمان برو و سؤال كن تا تو را در این موضوع آگاه نماید. بر طبق تـورایی (قانونی) كه به تو فتوا می دهد و بر اساس حُكمی كه به تو می گوید عمل نما. از آن راهی كه به تو اعلام می دارد منحرف نشو. اگر فردی تمرّد كرده و از آن داور اطاعت ننماید، آن فرد را به شدت مجازات نما و این عمل ناشایست را از بنی اسرائیل دور نما».

می بینیم كه تـورا هر گونه تخلف از دستورهای سَنْهِدْرین (مجمع مُفسران و تعبیركنندگان تـورای شفاهی) را ناروا و خطا می شمارد. امروزه نام این مرجع «رَبانُوت» (مجمع راوها و حاخامها) است كه باید از دستورها وفتواهای آنها پیروی كرد.

برای پی بردن به قدرت قانونی سنهدرین و میزان اقتدار این مرجع، واقعه ای كه در تاریخ یهود رخ داده است، ذكر می شود. در زمانی كه «رَبّان گَملیئِل»، «ناسی» یا رئیس سنهدرین بود، بنابر وظیفه ای كه داشت، حلول روز اول ماه تیشری را اعلام كرد. اما «ربی دُوسا بِن هُركیناس» از وی ایراد گرفته، اظهار نمود كه آن روز به اشتباه، اول ماه تعیین شده و اول تیشری، فردای آن روز است.

«ربی یِهوشُوعَ بِن حَنینا» نیز این اعتراض را وارد دانست. رَبان گملیئِل متوجه شد كه یهودیان دچار تردید شده و نمی دانند كیپور (روزه و تعطیلی بزرگ یهودیان) چه روزی خواهد بود. به همین دلیل احساس كرد كه باید از تصمیم و فتوای بت دین در این باره جداً پشتیبانی نماید. او از ربی یهوشوع كه دانشمندی بزرگ، مهمترین و برجسته ترین معترض بر تغییر روز ماه بود، دعوت كرد تا روزی كه طبق نظر خودش كیپور است، درحالی كه جامه كار بر تن داشته، ‎عصا و كیسه پولش را همراه دارد - برای صرف نهار - به نزد او بیاید تا دستور ناسی و بِتدین به قوّت خود باقی بماند و تردید یهودیان رفع شود. ربی یهوشوع گفت:

«چطور ممكن است من روزی را كه كیپور می دانم، جامه كار پوشیده، چوبدستی به دست و كوله پشتی بر دوش بگیرم - خوراك بخورم - و گناه كبیره ای انجام دهم؟»

در این هنگام، «ربی عَقیوا» كه استاد و فقیه ارجمندی بود، از ماجرا آگاه شد و فهمید كه ممكن است یهودیان دچار تردید شوند و بین آنها تفرقه افتد. او كه استاد خود، ربی یهوشوع را آشفته می دید، به وی رو كرده و گفت: ربی اجازه بده درسی را كه به من یاد دادی، متذكر شوم. در تـورا سه بار به بت دین خطاب شده است: «اینها تاریخ اعیاد مقدس من هستند كه آنها را اعلام خواهید نمود» و منظورْ این است كه تاریخ اعیاد من، وابسته به شما (بِت دین یا دارالشرع) است، تاریخی كه شما اعلام نمایید مورد قبول من نیز خواهد بود.

پس نتیجه می شود كه گفته های بت دین، مورد پذیرش خداوند است. بنابراین، هر چه ربان گملیئل (مرجع تقلید) گفته، صحیح و غیر قابل اعتراض است. ربی یهوشوع نزد «ربی دوسا بن هركیناس» آمد. او نیز ربی یهوشوع را خطاب كرد و گفت: در تـورا نوشته شده « نزد داوری كه در آن عصرْ مرجع تقلید است، فتوا طلب كنید» و برپایه همین آیه، در هر عصر و دوره ای، دستور بت دین آن عصر، قوت قانونی دارد و بس. اگر غیر از این بود، تو مجاز بودی با گفتار مرجع تقلید عصر خود مخالفت كنی و اگر چنین بود، از زمان مشه ربنو تاكنون هم با مراجع تقلید مخالفت می شد.

ربی یهوشوع این مطالب را پذیرفت و به خانه ربان گملیئل رفت. هنگامی كه ربان گملیئل او را دید، از جایش برخاست و به وی احترام نهاد. سرش را بوسید و گفت: خوش آمدی ای استاد من و ای طلبه من. چرا كه تو از نظر دانش، استاد من هستی؛ ولی از نظر اطاعت و فرمانبُرداری كه دستور مرجع تقلید را قبول كردی، شاگرد من هستی.


امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 21:26 1386/07/27
4
ایساك دوست عزیزم

ابتدا از حضورتان در كلوب  گفتگوی ادیان را خوش آمد میگویم
و  متاسفانه دوستان هموطن یهودی حضور كمرنگ تری از سایر ادیان در این كلوب كه متعلق به خودتان و با معاونت خواهر یهودی عزیز غروب غم نیز است دارند

از تذكر شما نیز ممنونم
در باره سایت یهود دات نت من هم نسبت به این سایت انتقاداتی دارم مثلا مقاله خدا در كتاب مقدس را كه در كلوب گذاشتند كمی منصفانه نیست و البته كار خوبی كه كردند پاسخ اقای حمامی لاله زار مسئول انجمن كلیمیان تهران را در كنار همان مقاله گذاشتند 

و البته روش من این است كه وقتی یك دین را مورد بررسی قرار میدهیم
ابتدا در یك جدول مشخص مقالات كتاب ها و عكس هایی كه در زمینه این دین در اینترنت وجود دارد را جمع آوری میكنیم و سپس از بین مقالات یك خلاصه ای را تنظیم و در اختیار دیگر دوستان كلوب میگذاریم

الان در زمینه دین تائویسم تقریبا این كار صورت گرفته  و به زودی خلاصه آن در كلوب قرار میدهیم

و در باره یهود من تقریبا بیش از دوازده منبع استفاده كردم كه یهود نت یكی از انها بوده و در این سایت برخی مقالات علمی وجود دارد و برخی مقالات هم غیر علمی است چون خود این سایت هم بیشتر مقالات یهود را جمع اوری كرده و خودشان كمتر مقاله تولید داشتند  و یكی از منابعی كه نیز در دست بررسی انجمن كلیمیان تهران است


البته اگر در مورد خاصی احساس میكنید مقالاتی كه در اینجا قرار دادم منصفانه نیست بسیار مایلم كه  با ذكر ادرس تذكر بدهید و بنده آن را ویرایش كنم

و تقاضای بنده این است كه اگر بریتان ممكن است كمی در باره دین خودتان برای اعضای كلوب توضیح بدهید و مقالات مفیدی كه در این زمینه دارید نیز در اختیار دیگر دوستان بگذارید
امیدوارم كه این تقاضا مورد پذیرش قرار بگیرد



امیر   ا م ی  ر , jerusalem
امیر ا م ی ر - 19:35 1386/07/27
3

آقای یوحنا محمدی دوست عزیز و پرتلاشم

ابتدا از حضور پرجنب و جوش و فعال و در عین حال حقیقت جوی شما بسیار خرسند و خوشحالم که هنوز هم افراد فعال در زمینه های فکری و دینی وجود و حضور دارند هرجند در این جامعه ی مجازی و دوستانه

 

دوست عزیزم حسن توجه شما به دین یهود و تحقیق و پژوهش و دانستن عقاید این دین عالیه اما دفعه ی قبل هم گفتن شما خواسته یا ناخواسته از مطالب سایتی منحرف  بنام یهود دات نت استفاده کردید

 

به عرضتون دوباره میرسونم آدم عاقل و بالغی با تدبیر و مطالعه ی دین یهود و با نگاهی عقلانی به مطالب سایت یهود دات نت مراجعه کنه به خوبی این رو می فهمه که این سایت نه تنها حقیقتی از دین یهود رو نشون نمیده بلکه همواره یهود رو چیزی بصورت یک جهانخار- زشت و پلید نشون میده

حتی اگه دقت کرده باشید نویسندگان این سایت نتها یهودی نبوده و نبیستند بلکه هوار با دیدی تند و خشن و شیطانی نشون دادن این دین مطالب منتفادانه و دین یهود رو مورد تاخت و تازهای عقیدتی خودشون قرار دادن که مسلم هستش استفاده از مطالب این سایت جهت نشون دادن عقاید دین یهود کاری نادرست خواهد بود

 

هرچند از همت شما دوستان عزیز در نشون دادن آموزش زبان عبری این سایت که به احتمال قوی برگرفته از سایت انجمن کلیمیان تهران

 

 

 هست جای تقدیر داره

اما از شما دوستان عزیز خصوصا یوحنای عزیز میخوام برای آشنایی بیشتر از دین یهود از

وبسایت انجمن کلیمان تهران  

http://www.iranjewish.com

که زیر نظر مطالب  کارشناسان دین یهودی کشور خودمون و شامل دستورات و احکام و برخی قوانین و نیز آموزش زبان عبری(همونی که توی سایت یهودنت هم دیدن) هستش استفاده کنید اینجاست که بخوبی متوجه میشید مطالب عرایض من راجع به سایت یهود نت چرا صورت گرفت

و یا یه سایت جامع و کامل بنام

http://www.aish.com

استفاده کنن

 

دوستان عزیز کسی اینجا مخالف نقد منصفانه نیست اما خودتون بهتر واقفید برخی احکام و دستورات دینی و در حالت کلی شالوده ی چیزی بنام دین که از سوی خدا آمده است قابل زیر سوال بردن و نقادی نیست

هرچند همیشه عده ای بنام دین همواره دنبال خواسته های شخصی بوده و هستند ولی این به معنای این نیست که دین چنین است

و اما دانستن داجع به دین  و سوال و جواب که مقوله ی دیگر است مستلزم حضور کارشناسان و ومتخصصان و یا به عبارتی افراد وارد در زمینه دین است که تدبیر و فکر در دین بسیار شایسته و مورد پذیرش روح و جان آدمی بوده و هست بسوی یافتن حقایق

 

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:33 1386/07/25
2

معرفى كتاب جوهره تلمود (2)

 باقر طالبى دارابى

منبع : یهود نت


18. جایگاه زنان
در نگاه اول، چنین به نظر مى‏آید كه حقوق تلمودى زنان را از یك طبقه دون‏پایه و ایفاگرنقشى كاملا فرعى در زندگى و جامعه یهودى مى‏داند. اما زنان در حوزه‏هاى بسیارگوناگونى فعال‏اند و حضور خود را نه تنها در ایفاى نقش همسر و مادر، كه در حوزه‏هایى‏كه به ظاهر در انحصار جنس مذكر است، به اثبات رسانده‏اند. علت این برداشت اولیه‏ظاهرا در طبیعت رویكردى است كه تلمود در قبال زندگى و تورات دارد. اگر مى‏بینیم‏حاخامى‏بزرگ مثل ربى‏الیعرر به زن باسوادى مى‏گوید: «هیچ حكمتى براى زن نیست‏مگر ریستن نخ »، یا زن از آموختن منع مى‏شود، به این خاطر نیست كه حكیمان تلمودى‏زن را فاقد استعداد آموختن مى‏دانستند، بلكه برعكس، آنان معتقد بودند كه زنان از بیناه (49) (درك) بیشترى برخوردارند. لذا در سوى دیگر حكیمى را مى‏بینیم كه معتقد است كه‏هر پدرى باید تورات را به دخترش بیاموزد.

حكیمان از این كه مبادا زنان خود را به كلى وقف خواندن دعاها و انجام اعمال‏شرعى كنند، و از وظیفه خانه‏دارى و همسردارى و تربیت فرزند بازمانند، این احكام‏خاص را براى زنان وضع كرده‏اند. اما آنچه از تلمود برمى‏آید صرفا تمایز احكام زنان ازاحكام مردان است و این امر به هیچ وجه بر دون‏پایگى زنان دلالت ندارد.

19. حقوق مدنى
حقوق مدنى یا، چنان كه معمولا نامیده مى‏شود، دینئى ممونوت (50) (حقوق پولى) یكى ازپربارترین حوزه‏هاى تفكر و خلاقیت تلمود است و یكى از حكیمان میشنایى در تعریف‏آن مى‏گوید: «هر كس كه در پى حكمتى ست‏باید به مطالعه دینئى ممونوت بپردازد،زیرا در تورات موضوعى مهم‏تر از آن وجود ندارد; این موضوع یك چشمه جوشان‏است‏». بر خلاف دیگر قوانین كه عموما بر یك چارچوب نسبتا انعطاف‏ناپذیرى از قواعدو احكام مبتنى‏اند، قانون مدنى كه به یك حوزه مهم از روابط بشرى مى‏پردازد، منعطف‏و دائما در حال تغییر است.

یكى از اصولى كه شالوده تمام دینئى ممونوت است و به انحاى مختلف بر رویه‏هلاخایى نیز اثر گذاشته، این فرض كلى است كه پول را مى‏توان به عنوان هدیه به‏دیگرى داد، نكته اساسى دیگر كه حقوق مالى را انعطاف‏پذیرتر از دیگر دسته‏هاى‏حقوق یهود مى‏كند، این برداشت عمومى است كه پول را «مى‏توان جایگزین كرد». ازدیگر قواعد و اصول اساسى حاكم بر حقوق مدنى قاعده «عرف زمین‏» است، یعنى كسى‏كه در محلى ساكن است، متعهد است قانون و عرف محلى را رعایت كند و بعضى حقوق‏را كه تورات براى او شناخته، ملغى كند. قوانین و احكام مالى و پولى تورات به نحوگسترده‏اى شرح داده شده‏اند و با نیازهاى گوناگون و اوضاع و احوال متغیر زمان و مكان‏منطبق گشته‏اند. رساله قدیمى نزیقین به سه باب تقسیم شد كه كم و بیش با مسائلى كه درحقوق پولى مطرح است، منطبق است. قوانین و احكام مربوط به خسارت‏هاى خاص كه‏دربردارنده صدماتى است كه انسانى به همنوع خود وارد مى‏سازد، در باواقما (51) (باب‏نخست)، دعاوى مالى یا شغلى و دیون در باوا مصیا (52) (باب دوم یا میانى)، و احكام‏مربوط به شركت‏هاى مدنى، اجناس فروشى و اسناد قانونى در باوا باترا (53) (باب سوم یاپایانى) مورد بحث قرار مى‏گیرند.

20. حقوق كیفرى
تلمود میان حقوق كیفرى و مدنى هیچ تفاوت اصولى قائل نیست، چنان كه میان جرایم فردعلیه انسان و فرد در مقابل خدا تفاوتى نمى‏گذارد. از نگاه تلمود تمامى حوزه‏هاى فعالیت‏آدمى در عرصه شریعت، جنبه‏هاى گوناگون و مختلف یك تعلیم جامع و فراگیر هستند.در عین حال، تلمود میان احكام و قوانین مربوط به مسائل مالى و احكام راجع به جرایم ومجازات‏هاى جسمانى تفاوتى جزئى قائل مى‏شود.

رسیدگى به جرایم مستوجب اعدام به عهده دادگاهى خاص معروف به سنهدرین‏كوچك (54) بود كه از 23 قاضى تشكیل مى‏شد. قضات این دادگاه همگى منصوب و خوددادگاه و قضات آن ملزم به رعایت مقررات خاص و دقیقى بودند.

دادگاه سنهدرین كبیر (55) ،عالى‏ترین دادگاه، مركب از 71 قاضى، تنها جنبه قضایى‏نداشت. این دادگاه تجلى قدرت متعالى دینى بود; حق اعلان جنگ، تشخیص‏مشروعیت مصوبات دادگاه‏ها و نهادهاى قضایى و صدور مصوبات جدید كه براى تمام‏قوم الزام‏آور بود، از جمله اختیارات این دادگاه بود كه در واقع دنباله بت دین (56) بود (دادگاه‏شرع را خود موسى بنا نهاده بود).

آیین دادرسى دادگاه‏هاى یهودى داراى یك نظام قانونى ثابت و در عین حال‏انعطاف‏پذیر بود. در ادله اثبات دعوا، بینه در صدر ادله بود. اقرار متهم در بعضى دعاوى‏مورد قبول دادگاه بود و موجب اصدار حكم مى‏شد. تلمود درباره ادله و قراین مورداستناد در امور كیفرى از دقت، سخت‏گیرى و مقررات خاصى سخن به میان مى‏آورد.متهم به عنوان انسان مختار مورد توجه تلمود است و سوء نیت پیشین در ارتكاب جرم‏بسیار اهمیت دارد. براى محكومیت متهم، اكثریت‏سیزده به ده لازم بود و براى تبرئه‏اكثریت‏یك نفرى (یعنى دوازده به یازده) هم كافى بود. طرفین دعوا در دادگاه‏هاى دینى‏یهودى براى دفاع از خود نمى‏توانستند وكیل بگیرند و مفهوم مشورت حقوقى، كه در آن‏زمان در حقوق یونانى و رومى وجود داشت، منفى تلقى مى‏شد; زیرا باور همگانى براین بود كه وكلا با ارائه نظرات مشورتى نادرست‏به موكلان حقیقت را وارونه مى‏كنند.

در میان مجازات‏ها تازیانه متداول‏ترین بود. جرایم سنگین‏تر مجازات شدیدترداشتند. مجازات قتل اعدام بود. حبس ابد و تبعید از دیگر انواع مجازات بودند.

21. قربانى‏ها
بخش قابل توجهى از شریعت مكتوب و نیز شفاهى به احكام قربانى اختصاص دارد. باآن كه در سنت انبیا انجام قربانى به جاى توبه حقیقى به كلى محكوم شده است، اما انبیاهرگز با اصل قربانى كردن مخالفت نمى‏كردند. در دوره معبد دوم، حكیمان اعلام كردندكه جهان بر سه چیز استوار است: 1. تورات; 2. عبادت در معبد; 3. اعمال نوع‏دوستانه.بعد از انهدام معبد، نگرش عاطفى عمیق به عبادت در معبد از شور و حرارت افتاد وجاى خود را به قربانى داد. حكیمان بابلى، على‏رغم فاصله تاریخى و جغرافیایى با معبد،توجه زیادى به مسئله قربانى مبذول داشته‏اند. قربانى داراى سه پیام اساسى است:بخشش، جایگزینى و تقرب. بخشش به طور ضمنى نشانه باز پس دادن چیزى است كه‏عبادت‏كننده مالك آن است و آن را به درگاه خداوند هدیه مى‏كند. مفهوم جایگزینى‏یعنى این كه قربانى حیوان به جاى قربانى نفس انجام مى‏گیرد; زیرا گناهكار به خاطرگناهانش سزاوار مرگ است، اما تورات تقدیم قربانى را به او عطا كرد تا پاك شود و ازمرگ نجات یابد. و تقرب به معناى داشتن ارتباط عاطفى با خدا است كه با تقدیم‏قربانى، یعنى ریختن خون قربانى در مذبح و سوزاندن گوشت آن، حاصل مى‏شود.

احكام قربانى، آن گونه كه در تورات آمده است، با این كه جامع نیستند، مبسوط وپیچیده‏اند. درباره چگونگى انجام هر یك از قربانى‏ها، جنبه عملى مراسم قربانى وعیوب گوناگون قربانى، سنت كاهنى بسیار مفصلى وجود دارد.

انواع بسیار متنوع قربانى‏ها طبق ملاك‏هاى متفاوتى در هلاخاها دسته‏بندى شدند:قربانى‏هاى عمومى و قربانى‏هاى خاص; زواح (57) (گاو و گوسفند و مرغان خانگى) ومینحاه (غذا، آرد، گندم و جو); قربانى‏هاى گناه مثل قربانى روز كفاره (58) (كیپور) وقربانى‏هاى دیگر كه از تقدس كمترى برخوردارند. بخش قداشیم تلمود تنها درباره‏قربانى‏ها و عیوب مختلف آنها نیست، بلكه از گناهان مختلفى سخن مى‏گوید كه مستلزم‏قربانى‏هاى كفاره هستند.

علاوه بر قربانى‏ها، هدایاى اختیارى دیگرى نیز به معبد و نزد كاهنان آورده مى‏شد،از محصولات مزارع گرفته تا پرداخت مبلغى تحت عنوان «یك دوم دارایى‏» (59) كه براى‏حفظ و نگهدارى معبد پرداخت مى‏شد. البته معبد و كاهنان از اعانات و درآمدهاى‏دیگرى نیز برخوردار بودند.

در این فصل، از معبد و سبك معمارى آن و چگونگى برگزارى مراسم در آن نیزسخن به میان آمده است. همچنین از مقام كهانت، سلسله مراتب كاهنان، نقش آنها درمراسم عبادى و انجام قربانى‏ها بحث‏شده است.

22. احكام خوردنى‏ها
در این جا از احكام غذاهاى ممنوع و مجاز بحث مى‏شود. حرمت‏یك ماده خوراكى‏مى‏تواند به چند دلیل باشد: جدا نكردن عشریه (60) ،قابلیت مصرف مستقیم یا غیرمستقیم‏آن در مراسم بت‏پرستى، كسب آن از طریق دزدى یا راهزنى، حامص (61) (فطیر) كه مختص‏روز عید پسح است، جزیى از شیى نجس بودن، عدم تهیه آن مطابق احكام هلاخایى.

درباره غذاهاى حیوانى، اعم از پرندگان، جوندگان، خزندگان و چهارپایان، احكام‏خاصى در تلمود آمده است; مثلا بى‏مهرگان به كلى حرام‏اند، مگر نوعى ملخ. ملاك حلال‏بودن ماهى‏ها فلس داشتن است. درباره پرندگان نام بیش از بیست نوع پرنده حرام‏گوشت‏برده شده است. حكیمان تلمودى براى این كه ملاكى كلى براى تشخیص‏پرندگان به دست داده باشند، به خصوصیات ظاهرى، تفاوت‏هاى كالبدشناختى ورفتارى آنان پرداختند و بدین وسیله طبقات زیست‏شناختى و طبیعى معینى را ایجادكردند. از چهارپایان و طبقه پستانداران تنها حیوانات نشخواركننده سم‏شكافته حلال‏اند.

در بحث‏حرمت‏بعضى از اجزاى حیوانات حلال گوشت نیز بحث‏شده است كه به‏عنوان نمونه مى‏توان به رمت‏خون اشاره كرد. از جمله ممنوعیت‏هاى مهم و معروف‏در شریعت‏یهود، مخلوط كردن گوشت و شیر است.

بحث اطعمه و اشربه در آیین یهود و استدلال‏هاى حكیمان تلمودى بسیار مفصل‏است. هلاخاى مربوط به مسائل و مشكلات احكام خوردنى‏ها در رساله حولین (62) تلمود به‏تفصیل آمده است.

23. پاكى و ناپاكى شرعى
یك بخش كامل از میشنا به احكام طهارت و نجاست‏شرعى اختصاص دارد و به تبع آن‏تلمود نیز به طور پیچیده از آن بحث كرده است. البته پاكى و ناپاكى كه تلمود از آن بحث‏مى‏كند، با آنچه در حوزه بهداشت و رعایت نظافت مطرح است، تفاوت دارد. مطابق‏واژه‏شناسى تلمودى، ناپاك‏ترین شى‏ء و «بزرگ‏ترین علت نجاست، جسد آدمى است‏»;هر چه با جسد تماس حاصل كند نجس مى‏شود. البته تنجس مراتب متفاوتى دارد: هراندازه حساسیت فرد یا شیئى كه با منشا نجاست و آلودگى تماس پیدا مى‏كند، بیشترباشد، راحت‏تر آلوده مى‏شود. غذاها و نوشیدنى‏ها خیلى آسان نجس مى‏شوند و اشیاى‏چوبى و پارچه‏اى كمتر تاثیر مى‏پذیرند.

پاك شدن از نجاست و آلودگى همیشه یكسان نیست و بسته به طبیعت عامل نجاست‏و شى‏ء متنجس، متفاوت است; مثلا ظروف سفالى طهارت‏پذیر نیستند و در صورت‏تنجس باید آنها را شكست. بقیه ظروف به همان ترتیبى كه آدمى پاك مى‏شود، طهارت‏كسب مى‏كنند. تمامى انواع طهارت در یك چیز مشترك‏اند و آن «فرو رفتن در آب‏» (63) است.

غسل از راه‏هاى مختلفى انجام مى‏گیرد، مانند فرو رفتن در سرچشمه و در میقوه‏ماییم (64) ،یعنى مكانى كه آب كافى براى طهارت در آن جا جمع شده باشد. طهارت برخى‏از نجاسات علاوه بر آب، به بعضى كارهاى جانبى نیز نیازمند بود; مثلا در وضع حمل،زائو مى‏باید علاوه بر غسل، قربانى كند. در نجاست ناشى از تماس با میت، طهارت ازطریق مخلوط كردن آب با خاكستر یك گوساله ماده قرمز (65) حاصل مى‏شود.

یهودیان از گذشته تا به حال در رعایت مقررات طهارت و نجاست رویكردهاى‏متفاوتى داشته‏اند. بعضى راه افراط پیش گرفته و كسانى سهل‏انگارى پیشه كرده‏اند.

24. اخلاق و هلاخا
هلاخا در اصل شریعت است، اما عناصرى از اخلاق و نوعى جهان‏بینى كلى درباره‏زندگى نیز در خود دارد. سخت‏گیرى‏هاى شرعى را با انعطاف‏هاى اخلاقى و ازخودگذشتگى باید تلطیف كرد.

راه حل كلى براى آن دسته از احكام شرعى كه در تعارض با ملاحظات اخلاقى‏هستند، آن است كه آدمى در انجام مطالبات دیگران تا شورات ها دین (66) (مرز شریعت)پیش رود، اما در رفتار با دیگران باید «در داخل شریعت‏» عمل كند. علاوه بر این‏مرزبندى‏ها، هلاخا درباره فردى كه در روابط خصوصى خود با دیگران با گذشت وبردبارى رفتار مى‏كند، مى‏گوید: خداوند در ازاى این رفتار تمامى گناهانش رامى‏بخشاید. در نگاه هلاخایى، انسان آرمانى این گونه توصیف شده است: «كسانى كه‏اگر به ایشان توهین شود، اهانت نكنند; اگر آبروى آنها را ببرند، پاسخ نگویند; اعمال‏آنها برآمده از عشق است و از تحمل درد و رنج لذت مى‏برند و درباره آنها نوشته شده‏است كه: و آنهایى كه به او عشق مى‏ورزند مانند خورشید مى‏درخشند».

25. درخ ارص (67) (سلوك)
اصطلاح درخ ارص در ادبیات تلمودى معانى متفاوتى دارد. مهم‏ترین آنها «راه جهان‏»است، راهى كه آدمى در آن سیر مى‏كند. درخ ارص علاوه بر آن كه براى همه مردم و به‏ویژه عالمان دینى به عنوان یك تكلیف شرعى الزامى است، بعد دیگرى نیز دارد; زیرارفتار حسن و پسندیده، جزئى از مجموعه اعمال و اندیشه است كه به دعت (68) (علم،حكمت) معروف است. این مجموعه صرفا انباشتى از دانش نیست; دعت آدمى را به‏چگونگى معاشرت با خانواده و دیگران رهنمون مى‏شود; شیوه سخن گفتن را مشخص‏مى‏كند; قدرت تصمیم‏گیرى، سماجت ورزیدن و یا گذشت را در فرد تقویت مى‏كند.دعت اگر چه خود شریعت نیست ولى هر كسى كه با تورات مانوس شد باید از حدمتعارفى از موهبت دعت‏برخوردار باشد.

آداب معاشرت و عرفیات عصر تلمودى در رساله‏اى كوچك به نام درخ ارص جمع‏شده است كه گنجینه‏اى از اطلاعات راجع به اخلاقیات و رفتار عرفى آن دوره است.هلاخاى مربوط به درخ ارص به حوزه‏هاى گوناگون زندگى مربوط مى‏شود.

26. عرفان
در كنار اظهارات عمومى كه در حضور تمامى طلاب صورت مى‏گرفت، اساتیدموضوعات دیگرى نیز در جلسات خصوصى و پشت درهاى بسته براى تعداد خاصى ازشاگردان مطرح مى‏كردند. عرفان، رازورى و تعالیم خاص اساتید در این عرصه، از جمله‏امورى بود كه تنها براى عده‏اى معدود نقل مى‏شد. بر این اساس، اطلاعات ما درباره‏رازورى و عرفان ناچیز است و اندك جزئیاتى كه در دسترس ماست، به طور تلویحى دررساله‏هاى مختلف تلمود به آنها اشاره شده است. اما ممنوعیت‏هاى شدید در عرصه‏تفسیر عرفانى در طى قرون وسطا رو به سستى نهاد و از دوره گائون‏ها به این سو، بااظهارات صریح‏ترى مواجه مى‏شویم. در آغاز عصر جدید، قبالا عنصر مهم و محورى‏تفكر عرفانى یهود مى‏شود. مبناى بخش زیادى از آنچه ما مى‏توانیم درباره عالم عرفان‏حكیمان تلمودى حدس بزنیم، با اتكا به این ادبیات عرفانى و ناشى از نورى است كه‏قبالا بر اشارات تلمود مى‏افكند.

در منابع آمده است كه توراة هسود (69) (عرفان) دو بخش داشت: معسه برشیت (70) (قانون‏آفرینش) و معسه مركبه (71) (تدبیر الهى); اولى نظرى‏تر بود و با آفرینش عالم و اولین‏تجلیات الهى سر و كار داشت، و دومى كه بر توصیف حزقیال نبى از تدبیر الهى استواربود، تحقیقى درباره روابط حاكم میان خدا و عالم و حاوى هسته‏هاى اولیه آن چیزى‏است كه بعدها به قبالا معاسیت (72) (قبالاى عملى) شهرت یافت. عالم عرفان و رازورى به‏چند دلیل مخفى نگه داشته مى‏شد. یكى از دلایل اساسى، این تلقى بود كه موضوعات‏مربوط به عظمت‏خدا را باید در اختیار كسانى قرار داد كه شایستگى مطالعه و تحصیل‏آنها را داشته باشند. این نگرانى وجود داشت كه افراد با علم پیدا كردن به اسما و اسرارى‏كه اساس نظام هستى را تشكیل مى‏دهند، به بهره‏بردارى نادرست‏بپردازند. دلیل دوم‏این بود كه تحصیل آموزه‏هاى عرفانى صرفا به جنبه نظرى ختم نمى‏شد; تجربه‏هاى‏عمیق عرفانى را لازم داشت كه قطعا براى كسانى كه كاملا آمادگى نمى‏داشتند،خطرآفرین بود.

به طور كلى، ارتباط میان موضوعات هلاخایى و رازورانه از خصوصیات برجسته‏ادبیات عرفانى یهود است. عارف یهودى از هلاخا و مسائل شرعى عملى بیگانه نیست;اغلب خبرگان هلاخایى (فقیهان) عارف نیز بودند. جایگاه آدمى در عالم عرفان یهودى‏اغلب درخشان و برجسته است. انسان مایه دوام فرایند آفرینش خوانده مى‏شود.

بخش سوم: روش‏ها
27. میدراش (73) (تفسیر هلاخایى)
میدراش هلاخا (از ریشه دارش (74) به معناى تحقیق كردن و در جست وجوى چیزى بودن)بخش عمده از ادبیاتى است كه شریعت موسوى را تفسیر مى‏كند و شواهد و نشانه‏هایى‏را در لابه‏لاى متن مى‏جوید تا به فهم بیشتر آن نایل آید. میدراش تنها بخش كوچكى ازمیشنا را تشكیل مى‏دهد، اما تلمود در تلاش براى شرح دادن منابع میشنایى، اغلب ازمیدراش نقل مى‏كند. نقل‏هاى گسترده از تالیفات میدراشى كه بعضى از آنها تا به امروزباقى مانده‏اند مجموعه‏هاى بارائیتوت (75) (تفسیرهاى بیرونى) را تشكیل مى‏دهند كه فقطدر تلمود ضبط شده‏اند.

میدراش هلاخا روشى كاملا دقیق ومبتنى بر این فرض است كه هر حكم و فعلى كه‏در تورات آمده است‏به طور صحیح و دقیق تقریر یافته و هر امر جزئى درآن، مهم و داراى‏مفهوم است; هر واژه‏اى، هر چند در ظاهر نامربوط، منبع مطالعه است، حتى حروف‏نامربوط و اضافى داراى معنا هستند.

اگر چه قواعد بنیادین حاكم بر تفسیر منطبق با نص، قواعدى ساده‏اند، اما روش كارمیدراش و ارتباط درونى میان قواعد مختلف و نیز تعریف و كاركرد دقیق آنها موضوعاتى‏هستند كه تلمود به طور گسترده و عمیق از آنها بحث مى‏كند و مفسران تلمود و میدراش نیزتامل ژرفى در آن روا داشته‏اند. اصول مهم تفسیر عبارت‏اند از: كال و - هومر (76) (قیاس جزءبه كل)، گصراه شاواه (77) (فقه اللغه)، بینیان وا (78) (استقرا)، كلال او - فرات (79) (استنتاج از ظاهرنص)، و داوار ها لمد مى اینیانو (80) (تفسیر آیه به آیه).

28. روش فكرى تلمود
تلمود نه تنها در موضوع كه در روش و شیوه بحث نیز یگانه است. روش تحقیقى و فكرى‏تلمود داراى چارچوبى منحصر به فرد و بى‏بدیل است. تنها با همین روش مى‏توان به فهم‏تلمود نایل آمد و ابزارهاى دیگر در این مسیر كارایى ندارند. نكته اساسى در روش تفكرتلمودى، موضع‏گیرى در قبال انتزاع است. در تلمود مانند اكثر حوزه‏هاى دیگر تفكریهودى، از تفكر انتزاعى احتراز مى‏شود. حتى موضوعاتى كه با روش بحث انتزاعى به‏آسانى مى‏توان از آنها بحث كرد و به نتایجى رسید با روش‏هاى دیگر كه اغلب‏دست‏وپاگیر و بر یك نظام منطقى و با تكیه بر نمادها و نمونه‏نماها مبتنى‏اند، تحلیل‏مى‏شوند. تلمود، به جاى استفاده از مفاهیم انتزاعى، از نمونه‏هاى عینى و الگوهاى‏خارجى بهره مى‏جوید. از دیگر خصوصیات روش‏شناختى تلمود روش استدلال آن‏است. برجسته‏ترین روش‏ها، پیلپول (81) (استدلال دیالكتیك) تلمودى است; مفهومش این‏است كه از پذیرش دلایل ساده و به ظاهر اقناع كننده سرباز زدن و در پى یافتن دلیلى‏مسلم و انكارناپذیر بودن. از جنبه‏هاى بى‏بدیل روش تفكر تلمودى، بحث‏هاى‏پرمشاجره و سخت است و در نتیجه به حداقل تفاوت میان روش‏ها و دیدگاه‏ها اكتفاشده است. تمام سعى و تلاش حكیمان تلمودى این است كه به یك نقطه مشترك‏برسند.

29. مسائل عجیب و غریب
اغلب مباحثى كه تلمود به آنها پرداخته است، داراى كاركرد عملى و خارجى هستند، امادر تلمود از مباحث دیگرى مى‏توان سراغ گرفت كه احتمال وقوع آنها در زندگانى‏روزمره آدمیان بسیار بعید است و بعضى از آنها به طور كلى غیرواقعى و در ظاهربى‏معنى و مهمل مى‏نمایند. اما آنچه در تلمود مد نظر است، جاذبه و گیرایى ذاتى مباحث‏و موضوعات است، نه نیاز مبرم به ارائه یك راه حل. بر این اساس، در محافل حكیمان‏تلمودى این ادعا كه فلان مسئله غیرواقعى و فاقد ارزش است، ادعایى مردود بود. آنان‏همیشه در قبال این قبیل مسائل چنین اظهار نظر مى‏كردند: «این نیز تورات است و باید آن‏را فرا گرفت و در آن غور كرد.» بنابراین تعجبى ندارد اگر در تلمود با مباحثى برخورد كنیم‏كه به طرز شگفت‏آورى به پیش‏بینى زیركانه درباره مسائل جهان معاصر مى‏مانند. مثلایكى از مسائلى كه تلمود از آن بحث مى‏كند «برج معلق در هوا» است كه تا قرن‏ها از آن به‏نمادى تعبیر مى‏شد كه قوه تخیل بشرى مى‏تواند تا آن جا اوج گیرد; اما با مشاهده‏آسمان‏خراش‏هاى امروزى به نظر مى‏آید كه این مسئله یك پیش‏بینى زیركانه است.مباحث عجیب بسیارى در تلمود مطرح شده است كه امروزه باعث تعجب و شگفتى‏است، مانندبحث لقاح مصنوعى زنان.

30. روش‏هاى مطالعه
تلمود اثرى است داراى ابعاد متعدد و متنوع و موضوع اصلى آن تعلیم و تربیت‏یهودى‏است. این اثر با روش‏هاى بسیار متفاوتى تدریس شد و با مكان و زمان‏هاى گوناگونى‏منطبق گشت. مقایسه میان روش تفسیرى شمال كه رویكرد كلى‏نگربه بررسى موضوعات داشته‏اند، و روش فرانكو -اشكنازى (83) كه تلمود با تمام تفاصیل وجزئیات از آن بحث مى‏كند، در واقع بیان تفاوت‏هاى اصلى روش‏ها و اهداف آموزشى‏است. مكتب سفاردى تا حد زیادى متوجه هلاخا و احكام شرعى است و چنین‏رویكردى مستلزم توجه خاص به تفسیر و پیوند میان موضوعات است. رویكردسفاردى در همه حال، حتى زمانى كه هدف فقط یافتن پاسخ‏هاى شرعى براى مسائل‏است، به بررسى نتایجى دیگر كه ممكن است از دیدگاه‏ها و روش‏هاى گوناگون و گزارهابه دست آید، مى‏پردازد. اساس رویكرد سفاردى این پرسش است كه «چه نتیجه‏اى ازاین فرض باید به دست آید؟». اما روش فرانكو - اشكنازى روشى كاملا متفاوت است.این روش را مى‏توان استمرار روش‏هاى فكرى تلمودى دانست كه هدف آن ایجادتلمودى در كنار تلمود اصلى است. به بیان دیگر، در این رویكرد، تلمود متن اصلى و محوراست و منابع و دیدگاه‏ها در قبال آن مورد مقایسه و تحلیل قرار مى‏گیرند.

31. تلمود و هلاخا
تلمود، به خلاف میشنا، كتابى كاملا هلاخایى (فقهى) نیست، اگرچه بدون شك مهم‏ترین‏و معتبرترین منبع هلاخایى است كه تاكنون به رشته تحریر درآمده است. تحلیل نهایى‏همه هلاخاها به تلمود تكیه دارد و در هر شك و اشكالى به این كتاب مراجعه مى شود. به‏عبارت دیگر، منبع اولیه مجموعه شریعت‏یهودى خود اثرى شرعى و فقهى صرف‏نیست. در به كارگیرى تلمود به عنوان راهنماى آیین و مناسك شرعى، صرف بررسى واستنتاج بخش‏هاى مربوط به موضوعات كاربردى و عملى كفایت نمى‏كند، بلكه لازم‏است از ملحقات و حواشى متعددى كه توسط سابوراها (84) و گائون‏ها بر آن افزوده‏اند،بهره گرفت. روش استخراج هلاخا از تلمود تا حدودى درون‏زاد خود تلمود است وگائون‏ها فقط آن را توسعه دادند و قواعد و روش‏هاى دیگرى ایجاد كردند. بزرگ‏ترین‏مؤلفان یهودى، علاوه بر ایجاد و خلق احكام جدید یا جنبه‏هاى تازه‏اى از هلاخا، به‏تفحص از اصول و قواعد فرعى و اضافى نیز مداومت مى‏ورزیدند.

در مجموع، مطالعه و تحلیل تلمود و این دیدگاه كه تلمود تجسم كامل یك اثر شرعى وفقهى است كه مى‏توان استنتاجاتى را از آن به دست آورد، همچنان از اصول اساسى‏مطالعات هلاخایى است. هر عالمى در انجام مطالعه دقیق روى هلاخایى خاص و یا هرحكم شرعى دیگر در نهایت‏به منبع اصلى یعنى تلمود مراجعه مى‏كند. علاوه بر این،نتایج هلاخایى را مى‏توان با به كارگیرى قواعد و مقایسه منابع گوناگون و پى‏جویى‏بحث‏هاى متنوع تاریخى استنتاج كرد. تلمود بدون این كه خود یك كتاب هلاخایى باشد،یك منبع دست اول هلاخا است.

32. آگادا (85) در تلمود
حدود یك چهارم از مطالب تلمود بابلى را مى‏توان در طبقه‏اى تحت عنوان آگادا جاى داد.در تلمود فلسطینى این نسبت كمتر اما قابل‏ملاحظه است. از آن جایى كه ارائه تعریفى‏دقیق و رضایت‏بخش از آگادا بسیار مشكل است، لذا رویه این است كه آن را به ضدش‏تعریف مى‏كنند; هر آنچه در تلمود آمده باشد و هلاخا یا بحثى درباره هلاخا نباشد، آگادااست. یكى از دلایل مشكل بودن ارائه تعریف از آگادا آن است كه مواد آگادایى یكدست‏نیستند; آگادا چارچوب‏هاى مختلفى دارد كه خود به چندین طبقه تقسیم مى‏شوند.

یك بخش از آگادا با میدراش در ارتباط است و به تفسیر آن بخش از آیات كتاب‏مقدس اختصاص دارد كه مى‏توان از درون آنها هلاخاى عملى را استنتاج كرد. بخش‏دیگر به تعالیم اخلاقى و وعظى در قبال موضوعات متنوع و گوناگون مربوط مى‏شود.همچنین از جمله مواد آگادایى تلمود، حكایات مربوط به سرگذشت‏بزرگان است. مواد ودست‏مایه‏هاى آگادایى درباره آن دسته از مسائل كلامى و دینى كه در حوزه هلاخانمى‏گنجد نیز وجود دارد. در آگادا بعضى از افسانه‏هاى آن عصر، ضرب‏المثل‏ها ولهجه‏هاى محلى نیز جزء مجموعه‏هاى آگادایى تلمود است.

از آن جایى كه عالمان یهودى تقریبا به هر موضوعى زیر این آسمان كبودمى‏پرداختند، باید آگادا را جنگ و مجموعه‏اى درهم از سفرنامه‏ها، مسائل زبان‏شناختى،توصیه‏هاى تجارى و معاملاتى، پند و اندرزهاى طبى و تاریخى دانست.

33. عالم كیست؟
هر فرهنگى نخبگان خاصى دارد كه مظهر آن كمال مطلوبى هستند كه دیگران كوشش‏مى‏كنند تا به آن برسند. در فرهنگ یهودى، عالمان یعنى خاخام‏هاى تلمودى (شاگردان‏خرد) از این جایگاه برخوردارند. هر یهودى تحقق این كمال مطلوب را در سرمى‏پروراند و اگر خود فاقد صلاحیت‏باشد این آرزو را به فرزندش منتقل مى‏كند. در میان‏جوامع یهودى، عالمان دینى از جایگاه شاخص و برجسته نخبگان مقبول یعنى كسانى كه‏در تمام زمینه‏ها داراى مزیت و برترى‏هستند، برخوردارند. در اكثر دوره‏هاى جوامع‏یهودى، عالمان و دانش‏آموختگان بر صدر نشستند و قدر دیدند.

اولین و مهم‏ترین شرط عالم بودن، دارا بودن صلاحیت لازم براى تحصیل و درك‏تورات است. به علاوه، عالم باید به آنچه مى‏خواند خود نیز عمل كند. درباره فضایل‏عالمان، توصیفى بهتر از آنچه در رساله بارائیتا آمده است، وجود ندارد: «تورات بزرگ‏تراز مقام كاهنى و پادشاهى است، چون مقام كاهنى بیست و چهار و پادشاهى مستلزم سى‏خصلت است، در حالى كه تورات چهل و هشت‏خصلت را [براى كسى كه به مطالعه‏اش‏مى‏پردازد] مى‏طلبد:

تحصیل شنیدارى، تلفظ واضح، درك و بصیرت قلبى، صلابت، وقار، بردبارى،شادابى، خدمت كردن به حكیمان، جذب افراد به مدارس علمیه، مباحثه با شاگردان،متانت، علم به كتاب مقدس و میشنا، اعتدال در معاملات، اعتدال در برقرارى ارتباط بادنیا، اعتدال در لذت‏و خواب‏و گفتار و خندیدن، داشتن شكیبایى، قلب پاك، اعتقاد ازروى خرد، پذیرش توبیخ، شناخت جایگاه و موقعیت‏خود، و این‏كه براى گفته‏هاى خودحد و حصرى قائل شود، ادعاى فضل نكند، دوست‏داشتنى باشد، به قادر متعال عشق‏بورزد، به آدمى‏محبت كند، عدالت، صداقت و انتقاد دیگران را دوست‏بدارد، ازفخرفروشى بپرهیزد، به دانش خود نبالد، در تصمیم‏گیرى‏ها شعف و طرب به او دست‏ندهد، در شرایط و الزامات با دیگران مدارا كند، با رفیقش برخورد مناسب داشته باشد،حقیقت را به او بنمایاند، او را به سوى صلح و دوستى رهنمون شود، در مطالعاتش به‏تالیف روى آورد، بپرسد، پاسخ دهد، بشنود و به آن بیفزاید، به قصد تدریس بیاموزد، به‏قصد عمل كردن فرا گیرد، خود را هر چه بیشتر خردمند سازد، در سخنرانى‏هایش كاملاهوشیار باشد، در نقل قول‏ها نام گوینده یا مؤلف را ذكر كند.

34. اهمیت تلمود براى قوم یهود
به لحاظ تاریخى، تلمود ركن فرهنگ یهودى است. فرهنگ یهودى در طى قرن‏ها و توسط‏عالمانى شكل گرفت كه نتوانستند از قلمرو نفوذ تلمود پا بیرون نهند. بسیارى از آنها حتى‏رغبتى به انجام چنین كارى نداشتند. اهمیت تلمود تنها به خاطر این نیست كه از یك سطح‏عقلانى و ادبى برخوردار است; تلمود كاربردهاى اجتماعى و تاریخى گسترده‏ترى دارد.به لحاظ عقلى، این مسئله مسلم است كه اگر توانایى مطالعه و تحقیق در تلمود نمى‏بود،هیچ جامعه یهودى نمى‏توانست مدت زیادى دوام آورد.

قدرت تلمود از دو عنصر نشات مى‏گیرد: عنصر اول این است كه تلمود ستون فقرات‏معارف گوناگون یهودى است و اگر این ستون بشكند، ارتباط بقیه اجزا از هم پاشیده‏مى‏شود و بدین سان، هر كسى تنها به جنبه‏هایى توجه مى‏كند كه باب طبع اوست. عنصردوم به روش مطالعه منحصر به فرد آن برمى‏گردد. مطالعه تلمود را نمى‏توان به حفظ و به‏خاطر سپردن ماشین‏وار محدود كرد. بلكه مستلزم بازآفرینى و نوآورى مستمر ومشاركت فكرى و با انگیزه از سوى طلاب است.

35. تلمود هرگز به اتمام نرسید!
با نگاهى دقیق به تاریخ درمى‏یابیم كه تلمود هرگز پایان نیافت; هیچ‏گاه به طور رسمى ازاتمام آن خبر داده نشد. در مقایسه با كتاب مقدس كه مراحل گوناگونى از تالیف وآماده‏سازى براى چاپ را از سر گذراند و سرانجام به اتمام رسید و به طور قطعى اعلام‏شد كه دیگر چیز اضافه‏اى وجود ندارد كه بتوان به آن افزود، تلمود این فرایند را طى‏نكرد. همین قضیه درباره میشنا نیز در روزگار خودش صادق بود. درباره تلمود باید گفت‏على‏رغم آن كه ویرایش معین و خاصى از تلمود قطعى و بى‏چون و چرا خوانده شد، لكن‏هیچ‏گاه در اظهارنظرى رسمى و عمومى اعلام نشده است كه این اثر تكمیل شده است .این ابهام و حتى شاید تعمد در ناتمام خواندن تلمود حاكى از یك فراخوان مستمر براى‏تداوم عمل خلاق تلمودى است. بر عالم فرض است كه بر تلمود چیزى بیفزاید و به كامل‏شدنش كمك رساند!
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:31 1386/07/25
1
معرفى كتاب جوهره تلمود
 باقر طالبى دارابى

منبع : یهود نت

مقدمه
تلمود اثرى بزرگ و پراهمیت است كه از زمان تدوین آن در اواخر قرن پنجم میلادى تاكنون، محورمباحثات گوناگونى بوده است. ادبیات تلمودى میراث پرمایه شریعت‏یهودى است. در آثاردین‏پژوهان، هر جا كه سخن از یهودیت مى‏رود، نقبى به آن گنجینه‏اى عظیم نیز زده مى‏شود.اصطلاحاتى چون سنت‏حاخامى (1) ، و یا یهودیت تلمودى (3) همه از رویكردى‏حكایت مى‏كنند كه مبناى اصلى آن تلمود و اندیشه آفرینندگان آن است. بى‏شك شناخت این اثر نه‏تنها به فهم هر چه بیشتر آیین یهود كمك مى‏كند، كه دست‏مایه‏هاى ارزشمندى را نیز در اختیار مامى‏گذارد كه مى‏توان در مطالعات تطبیقى با سنت فقهى اسلامى به كار گرفت و به بررسى احتمال‏تعامل این دو سنت پرداخت. در مباحثى نظیر اصیل یا اعتبارى بودن فقه اسلامى یكى از فرض‏هاى‏تحقیق، تعامل و حتى بهره‏گیرى فقه اسلامى‏از سنت‏شفاهى یهود به ویژه رویكرد تلمودى است. اگربخواهیم در نفى یا اثبات این نظریه سخن بگوییم، ناگزیر از شناخت تلمود هستیم. پیش‏تر نگارنده باهمین دل‏مشغولى به معرفى اجمالى تلمود در شماره دوم مجله هفت آسمان پرداخت. در این شماره‏به بهانه معرفى یك كتاب در همین زمینه نقبى به محتواى مجموعه عظیم تلمود مى‏زند.

مؤلف این كتاب، آدین اشتاین‏سالتز، در سال 1937 در یك خانواده غیرمذهبى درروسیه به دنیا آمد. تحصیلات رسمى او در رشته ریاضیات است و در كنار آن به‏مطالعات حاخامى پرداخت.در بیست و سه سالگى ریاست‏یك دبیرستان را در فلسطین‏اشغالى به عهده گرفت كه جوان‏ترین رئیس دبیرستان محسوب مى‏شد. امروزه‏شخصیتى جهانى و از حاخام‏ها و رهبران فكرى جامعه یهودیان به حساب مى‏آید. باتاسیس مؤسسه چاپ و نشر تلمود، تاكنون بیش از 58 عنوان كتاب در زمینه تلمود، تفكرعرفانى یهود، جامعه‏شناسى، شخصیت‏شناسى تاریخى و فلسفى نوشته و به چاپ‏رسانده است. این كتاب‏ها به زبان‏هاى مختلف از جمله روسى، انگلیسى، فرانسوى،ژاپنى برگردانده شده‏اند.

آدین اشتاین‏سالتز در بیشتر نوشته‏هایش دل‏مشغولى خود را نسبت‏به آینده یهودیان‏نشان مى‏دهد. وى در این راه گام‏هاى عملى نیز برداشته است. یهودیان شوروى سابق ازاو به رئیس فرقه در میان خودشان یاد مى‏كردند. او سفرهاى زیادى به روسیه وجمهورى‏هاى تازه استقلال یافته انجام داد و در آن‏جا براى معرفى یهودیت‏بسیار فعالیت‏كرد.

شهرت اشتاین‏سالتز بیشتر به شرح و تفسیر و ترجمه‏هاى او در زمینه تلمود بابلى‏است، كارى كه وى از حدود سى سال قبل آغاز كرده است. حدود پانزده جلد از ترجمه‏عبرى تلمود بابلى وى به چاپ رسیده است و چیزى حدود دو میلیون نسخه آن زیر چاپ‏است. پیش‏بینى مى‏شود كه این اثر در دهه آینده در حدود 43 جلد به پایان برسد.ترجمه‏وتفسیر انگلیسى وى نیز تا كنون در 21 جلد از چاپ خارج شده است. چند جلد ازبرگردان روسى و چهار جلد از ترجمه فرانسوى تلمود نیز تاكنون عرضه شده است.

از جمله كارهاى مهم اشتاین‏سالتز كه براى یهودیان روسى انجام داده است، تاسیس‏دانشگاه یهودى مسكو و دانشگاه یهودى سن پترزبورگ است. در این دو مركز آموزشى،هر ساله زبان عبرى و درس‏هایى درباره زندگى، تاریخ و فلسفه یهودى براى هزاران‏یهودى روسى تدریس مى‏شود. او یك مركز انتشاراتى نیز در مسكو تاسیس كرد.وى‏عضو آكادمى‏علوم روسیه نیز است.

در فلسطین اشغالى، وى ریاست مراكز آموزشى زنجیره‏اى از مقطع مهد كودك تادبیرستان را بر عهده دارد.در سال 1988 بالاترین نشان افتخار دولت‏حاكم بر فلسطین‏اشغالى را كسب كرد.

درباره فعالیت‏هاى علمى اشتاین‏سالتز در اروپا و امریكا باید گفت كه وى مدتى استادمقیم دانشگاه و مؤسسات آموزش عالى بزرگ در این دو منطقه بود. از جمله این مراكزمى‏توان به دانشگاه ییل (4) و دانشگاه پرینستون اشاره كرد. چند سال قبل موفق شد نشان‏افتخار هنر و ادبیات فرانسه را كسب كند. فعالیت‏هاى علمى اشتاین‏سالتز در امریكا را«جامعه الف‏» (5) حمایت و پشتیبانى مى‏كند.

او هم اكنون در قدس در فلسطین اشغالى ساكن است و از حاخام‏هاى معتقد به سنت‏و یهودیت تلمودى است. كتاب جوهره تلمود، كه ترجمه فارسى آن در مركز مطالعات وتحقیقات ادیان و مذاهب به دست صاحب این قلم به پایان رسیده است، داراى سه‏بخش است: تاریخچه، ساختار و محتوا، و روش‏ها. در پایان جدول مقایسه‏اى ابواب وفصول میشنا و تلمود، و نیز نمایه كتاب آمده است.

جهت آشنایى بیشتر دین‏پژوهان‏گرامى با محتواى كتاب جوهره تلمود، اجمالى از اهم‏مباحث مطروحه آن را تقدیم مى‏كنیم.

بخش اول: تاریخچه
1. تلمود چیست؟
اگر كتاب مقدس شالوده یهودیت‏باشد، تلمود ستونى است كه از فراز بنیادها سربرآورده‏و عمارت معنوى و عقلانى این دین را تقویت مى‏كند. تلمود خلاصه‏اى از شریعت‏شفاهى (6) است كه طى قرن‏ها تلاش عالمان فلسطین و بابل به بار نشسته است;مجموعه‏اى از قوانین، اسطوره‏ها، فلسفه و آمیزه‏اى از منطق یگانه و عمل‏گرایى ناب،تاریخ، دانش، حكایات و فكاهى، جنگى از مطالب ضد و نقیض اما داراى‏چارچوبى‏منظم و منطقى است. تلمود تجسم مفهوم بلند میصوا تلمود توراه (7) ،یعنى تكلیف‏شرعى یادگیرى و مطالعه تورات، دانش‏اندوزى و خردورزى است. تلمود در بیشترموضوعات یعنى هلاخاها، آیات تورات، احادیث و سنت عالمان نگاهى عینى و واقعى‏دارد.

از آن جایى كه تلمود اثرى متجانس و یكدست نیست و نویسنده واحدى آن را ننوشته‏است، مباحث و موضوعات پراكنده و متنوعى در آن طرح شده‏اند كه بیانگر طیف‏وسیعى از علایق است. تلمود نتیجه و حاصل تقریر اندیشه‏ها و بیانات تعداد زیادى ازعالمان در یك دوره طولانى است، گفته‏ها و نظراتى كه ملهم از زندگى و واقعیات آن‏است.

2. شریعت‏شفاهى - نسل‏هاى اولیه
اطلاعات ما درباره خاستگاه‏ها و رشد اولیه شریعت‏شفاهى بسیار اندك است، اما ازكنایات و اشارات متنوع و متعدد كتاب مقدس مى‏توانیم دریابیم كه چرا شریعت‏شفاهى‏براى تفسیر و تكمیل شریعت مكتوب رشد كرد. اصولا هر قانون مدون و هر نوشته‏اى‏باید با یك سنت‏شفاهى همراه باشد; وظیفه این سنت‏شفاهى انتقال معانى لغات، شرح‏و تفسیر واژگان و اصطلاحات و توضیح و تبیین رسوم عامه و واقعیات حاكم بر جامعه‏زمان نزول است. بنابراین، بایسته بود كه این سنت‏شفاهى در كنار تورات مكتوب باشد وحفظ شود.

با گذشت زمان و فاصله گرفتن از عصر ابلاغ شفاهى، انتقال رسمى شریعت‏شفاهى‏به نسل‏هاى بعدى بایستگى تازه‏اى یافت. در میان نسل‏هاى اولیه، بعد از نزول وحى درطور سینا، تمامى‏افراد و جامعه معنى و مقصود هر عبارتى را مى‏دانستند و اقدام عملى‏عمدى و آگاهانه براى تدوین سنت‏شفاهى امرى زاید بود.

در دوره معبد اول، اغلب باعنوان توفسئى توراه (8) (تورات‏آموختگان) مواجه‏مى‏شویم كه در مطالعه و تفسیرشریعت‏شركت داشتند.در دوره‏معبد دوم، عزراى كاتب اولین‏كسى است كه تاریخ از او به‏عنوان حكیمى كه به مطالعه وشرح تورات و آموزش آن به قوم‏یهود اقدام كرده است، یادمى‏كند. نام و زمان او طلیعه‏دوره‏اى ست‏به نام عصر كاتبان،عصرى كه در تاریخ یهود به دوره‏كنست گدولا (9) (دوره مجمع كبیر)معروف است. این دوره تقریبامقارن است‏با دوره حاكمیت پارسیان بر سرزمین فلسطین.

از لحظه‏اى كه تدوین رسمى تورات به انجام رسید و همه پذیرفتند كه این متن، مرجع‏اصلى و محور باشد و زندگى قوم یهود مطابق آن پى‏ریزى گردد، كاتبان خود را با وظیفه‏تنظیم شریعت‏شفاهى مواجه دیدند. ایشان در ابتدا به آن دسته از سنت‏شفاهى‏پرداختند كه حاوى تفاسیر، آداب و رسوم، سابقه‏ها و رویه‏هاى قانونى بود.

بنابراین، در دوره معبد دوم پایه‏هاى شریعت‏یهود بنا نهاده شد و چهره معنوى قوم‏یهود براى قرن‏هاى آتى شكل گرفت، دوره بى‏دغدغه و راحتى كه در آن تحولات‏تدریجى و خوش‏ساختى به وجود آمد و دنیاى یهود را براى خیزش‏هاى اجتماعى آینده‏مهیا مى‏ساخت.

3. شریعت‏شفاهى - عصر زوگوت (10) (جفت‏ها)
عصر زوگوت تا حد زیادى با دوره حاكمیت‏یونانیان بر سرزمین فلسطین (332 - 140ق‏م) و دوره سلسله حشمونیان (11) (140-37 ق‏م) و بعد از آن منطبق است. این دوره ازلحاظ فرهنگى دوران مقابله است، مقابله با یونانیان سلوكید، مقابله با نفوذ یونانى‏گرایى،مقابله با فرقه‏هاى مرتد. در این دوره شخصیتى بزرگ و اسطوره‏اى به نام كاهن اعظم‏شمعون هاصدیق (12) زندگى مى‏كند كه بنا به نقلى بازمانده مجمع كبیر است.

پیدایش فرقه‏هاى دینى مانند حسیدیم (13) (پارسایان) و قیام اینان علیه حشمونیان و آزادشدن یهودیه و فلسطین، فعال شدن صدوقیم (14) (صدوقیان) كه از محافظه‏كارى دینى‏طرفدارى مى‏كردند و تنها به شریعت مكتوب باور داشتند و پروشیم (15) (فریسیان) كه‏رهبرى عامه مردم را به عهده داشتند، از جمله مسائل مربوط به این دوره است.

فعالیت‏هاى زوگوت و نشر روشمند شریعت‏شفاهى توسط آنها موجب شد تادانشمندان و عالمان دینى به رهبران قوم یهود مبدل شوند، اگرچه فاقد جایگاه و قدرت‏سیاسى و حكومتى بودند.

4. تناییم (16) (معلمان)
شروع دوره تناییم همزمان است‏با آغازین ایام حكومت هیرودیس (17) و دو دانشمندبزرگ، هیلل و شماى. تنا یعنى كسى كه مى‏آموزد و آموخته‏هایش را به دیگران انتقال‏مى‏دهد. تناییم جمع عبرى است كه بر تمامى‏عالمان این دوره اطلاق مى‏شد. مشخصه‏این دوره، كشف روش‏هاى نوین در تحقیق بود. از تناهاى بزرگ مى‏توان از یوحانان بن‏زكاى، (18) الیعزر بن هیركانوس، (19) ربى‏یوشع بن حننیا (20) و ربى‏یوسى‏ها كهن (21) نام برد.بارزترین شخصیت‏هاى تنایى، هیلل و شماى هستند كه دو مكتب فكرى هیلل و شماى‏منسوب به آن دو است.

5. تدوین میشنا
از آن‏جا كه شریعت‏شفاهى طى قرن‏ها، از طریق ابلاغ و تعلیم شفاهى از استاد به شاگردمنتقل شده بود، لازم بود كه این مجموعه تنظیم و موضوعات آن طبقه‏بندى شود. باافزایش حجم این گفته‏ها و استنباطات و نظریات، به خاطر سپردن آنها، كه تا آن زمان‏متداول بود، غیرممكن شد. این ضرورت حكیمان و عالمان یهود را به تدوین اولیه این‏مجموعه كشاند كه نام آن را میشنا نهادند. مطالب میشنا در شش سدر (22) یا بخش است كه‏براى اولین بار ربى یهودا هناسى (23) ترسیم كرده است. بعد از مرگ وى، تنها اصلاحاتى‏جزئى و اضافاتى ضرورى روى میشنا صورت گرفت. تدوین میشنا حسن ختام دوره‏تناییم است و در انتهاى این دوره، میشنا اثرى كامل و مقدس است كه در رتبه دوم، بعد ازتورات، قرار دارد.

6. آموراییم (24) بابل
تدوین میشنا و مرگ ربى‏یهودا سرآغاز عصرى جدید به نام عصر آموراییم بود. آموراییم‏جمع عبرى به معناى «مفسران میشنا» است. از سال 200 ق‏م تا 500 م حكیمان راآموراییم مى‏خواندند. بعد از فوت ربى‏یهودا دیگر كسى نتوانست جایش را در فلسطین‏پر كند; لذا آموراى بزرگ، ربى ابا بن ایبو (25) ،یك مركز روحانى در بابل ایجاد كرد.

از آموراییم بزرگ بابل باید از ابا و سموییل (26) یاد كرد كه اولین نسل آموراییم آن جا رابه وجود آوردند. محور كار این گروه میشنا بود و تلاش مى‏كردند تا از طریق نقل منابع ازمیان میشناهاى متفرقه تا آن‏جا كه ممكن بود به تحلیلى همه‏جانبه از میشنا دست‏یازند.اینان را ربى نمى‏خواندند، چون ربى‏لقبى انتصابى‏بود و تنها در فلسطین این انتصاب‏ممكن بود; لذا عنوان راو (27) بر آنان اطلاق شد كه صرفا به مقام علمى ایشان اشاره داشت وبر خلاف واژه ربى، بیانگر جایگاه فقهى و هلاخایى آنها نبود.

ثمره تلاش اینان به دست ربى‏آشى (28) به جامعه عرضه شد و آن تنظیم و انشاى تلمودبابلى، یا، بهتر بگوییم، گماراى بابل است كه در شرح و تفسیر میشنا پدید آمده بود.

7. آموراییم فلسطین
اگرچه مرگ ربى یهودا هناسى پایان عصر میشنایى را رقم زد، ولى تعلیم و تعلم میشنایى‏چون پلى ارتباطى میان تناییم و آموراییم باقى ماند. آموراییم فلسطین، از جمله‏شخصیتى چون ربى یوحانان، گماراى فلسطینى را پدید آوردند.

8. نگارش تلمود بابلى
تلمود در معرض ویرایش‏هاى متعددى قرار گرفته و به شكل تلخیص شریعت‏شفاهى‏تدوین شده است. با این همه، روش مطالعه و تحقیق حاكم بر دارالعلم‏هاى بابل را به‏درستى بیان كرده است و باید به آن به چشم یك جزء از زندگى و جوهره تجربه عقلانى‏نسل‏هاى پیشین نگاه كرد.

دارالعلم‏هاى بابل مراكزى هستند كه تلمود از روش تحقیق و تحصیل در آنها سخن‏مى‏گوید. میشنا در این دارالعلم‏ها به بحث گذاشته مى‏شد و حكیمان و عالمان یهودى درحضور شاگردان و گاه در محافل عمومى به شرح و تبیین آنها مى‏پرداختند. اصولاپرسش‏هاى اساسى درباره هر بخش از میشنا عبارت بودند از: راوى این نظریه یا نص‏كیست؟ شان نزول آن چیست؟ و در لابه‏لاى بحث همچنین از اسامى حكیمان و عالمان،ترتیب هجاها و املاى دقیق اسامى‏آنها، معانى واژگان، تناقضات و تعارضات موجودمیان نصوص و مطالب دیگرى از این دست‏بحث مى‏شد.

تلمود بابلى مجموعه‏اى از این مباحث در دارالعلم‏هاى بابل است و گواه ما بر این مدعااین است كه در اول اكثر رساله‏هاى تلمود در بخش‏هاى مختلف آن، مباحثى مطرح‏شده‏اند كه به دارالعلم‏ها اختصاص دارند.

9. تفسیر تلمود
حتى پیش از آن كه كار نگارش تلمود به پایان برسد، كاملا مشهود بود كه این اثر در آینده‏متن اصلى و منبع اولیه شریعت‏یهودى خواهد بود. تمام جوامع یهودى‏نشین این اثر رادر میان خود داشتند; اما ویرایش غیرمتعارف و نامنظم تلمود، متن آن را دشوار ساخته‏بود.

در این میان، كسانى، و در راس آنها رؤساى دارالعلم‏ها معروف به گائون‏ها، پا درعرصه تفسیر و شرح تلمود گذاشتند. اینان واژه‏ها و اصطلاحات دشوار را توضیح دادند وبه تشریح موضوعات پیچیده پرداختند. در تفسیر، رویكردهاى متفاوتى را پیش گرفتندكه طى قرن‏ها روشمندتر و مترقى‏تر شد. فرقه‏هاى گوناگون یهودى، از جمله سفاردى واشكنازى، تفسیرهاى متفاوتى بر تلمود نوشتند. امروزه بهترین روش مطالعه تلمودبهره‏گیرى از كتب تفسیرى بزرگ و كلاسیك و شرح و توضیحى است كه بر خود این‏تفاسیر نوشته شده است.

10. چاپ تلمود
بعد از تدوین نهایى تلمود، وجود نسخه‏هایى از این اثر كامل جهت تامین اهداف آموزشى‏دارالعلم‏ها ضرورت یافت. در ابتدا، بسیارى از نسخه‏هاى تلمود به دست‏خود طلاب‏دارالعلم‏ها و از روى مجموعه‏هاى در دسترس در دارالعلم‏ها نوشته شده بود. با گذشت‏زمان و اختراع دستگاه‏هاى چاپ، على‏رغم مشكلات و سخت‏گیرى‏ها، تعداد معدودى‏نسخه از تلمود به چاپ رسید. در سال 1520 پاپ لئوى دهم اجازه انتشار تلمود را صادركرد و چاپ اولین نسخه كامل آن در ونیز به اتمام رسید. در نیمه دوم قرن بیستم، باافزایش چاپ‏هاى گرافیكى تلمود مواجهیم. در این زمان، اختراع صنعت افست موجب‏شد كه متن تلمود دیگر بازبینى نشود و اصلاح و تجدیدنظر، كه روزى متداول بود، روى‏آن واقع نشود و اشتباهات و اغلاط چاپى از نسخه‏اى به نسخه دیگر منتقل شود و باقى‏بماند.

11. توقیف تلمود
تلمود بارها مورد هجوم دستان سانسورگر قرار گرفت. در این میان، مسیحیان ابتدا با توقیف و ممانعت از انتشار تلمود و سپس با اعمال سانسورهاى گوناگون در آن، بیشترین‏سخت‏گیرى‏ها را نسبت‏به تلمود روا داشتند. اگرچه بعضى از محذوفات و موارد سانسورشده در نسخه‏هاى بعدى بازگردانده شد، اما به خاطر گستره مباحث و تغییرات زیادى‏كه در طى قرن‏ها روى تلمود صورت گرفت، اصلاح تمامى‏تحریفات، حتى از نسخه‏هایى‏كه انتشار آنها بعد از لغو حكم سانسور بود، غیرممكن شد. البته در نسخه‏هاى دوره‏هاى‏اخیر تلاش شده است تا شكل اصلى متن بازگردانده شود.

بخش دوم: ساختار و محتوا
12. ساختار تلمود
ترتیب مباحث تلمود بابلى و فلسطینى مطابق همان ترتیب میشنا است. تلمود نیز مانندمیشنا از شش بخش تشكیل شده است: بخش زراعیم (29) در هلاخاهاى مربوط به اموركشاورزى و محصولات سرزمین فلسطین; بخش موعد (30) درباره اعیاد طول یك سال واحكام روز شبات; بخش ناشیم (31) درباره زنان، ازدواج و طلاق; درباره‏خسارات مدنى و كیفرى; بخش قداشیم (33) درباره احكام معبد و قربانى‏ها و ذبح شرعى، حیوانات حلال گوشت و حرام گوشت; و بخش طهاروت (34) درباره احكام مربوط به‏طهارت و نجاست‏شرعى.

13. موضوع تلمود
محور و موضوع اصلى مباحثات تلمود، شرح و بسط تورات و میشناست. حوزه و قلمروتورات بسیار گسترده است و شامل تمامى حوزه‏هاى زندگى یهودى مى‏شود. عادات،رسوم، توصیه‏هاى شغلى، دستورالعمل‏هاى پزشكى، بررسى وقایع انسانى، مسائل‏زبان‏شناختى، مسائل اخلاقى همگى موضوع تورات را تشكیل مى‏دهند و تلمود نیز باهمین گستردگى از اینها بحث كرده است.

حكیمان تلمودى گفته‏اند: «مكالمات‏بى‏حساب و كتاب روزمره، شوخى‏ها وگفتارهاى خودمانى حكیمان را بایدمطالعه كرد». بر اساس این دیدگاه، آنچه‏آنها گفته‏اند و از آن بحث كرده‏اند، درتلمود آمده است. نگاه به تورات به عنوان‏كتابى‏جامع و فراگیر موجب پیدایش‏خصیصه‏اى در ادبیات تلمودى شد و آن‏انتقال مداوم از موضوعى به موضوع‏دیگر و از حوزه‏اى به حوزه دیگر است،بدون آن كه تمایزى میان آنها ایجاد كنند.

14. دعاها و بركت‏ها
در دوره معبد اول، دعا خواندن خودجوش بود. هر زمانى‏كه یك یهودى احساس مى‏كردباید به درگاه خداوند استغاثه یا شكرگزارى كند، در اماكن خصوصى یا در معبد این عمل‏را انجام مى‏داد.

اما در دوره معبد دوم، بنابه ملاحظاتى، از جمله بیگانه شدن یهودیان سرزمین‏هاى‏آوارگى(دیاسپورا) از زبان عبرى و مفاهیم اصلى آیین یهود، دعا خواندن براى ایشان‏مشكل شده بود. بر این اساس، مجمع كبیر دعاى ویژه‏اى را تدوین كرد. این دعا به‏«بركات هجده‏گانه‏» (35) معروف است. از نكات مورد توجه در مراسم نیایش یهودى‏«زمان‏هاى خاص‏» دعا و نیایش است. مواقیت دعا به‏تفصیل مشخص شده‏اند.

مراسم دعا اغلب به صورت جماعت و در معبد یا كنیسه‏ها برگزار مى‏شد. در تلموددرباره این كه جماعت‏با چه عددى برپا مى‏شود بحث گسترده‏اى صورت گرفته است.

از معروف‏ترین دعاهاى یهودى، مراسم رسمى نیایش «شمع ییسرائیل‏» (36) بود كه درآن، دو قطعه از تورات (سفر تثنیه 6:4-9 و 11:13-21) در هر صبح و شام قرائت‏مى‏شد. چندى بعد ده فرمان به آن افزوده شد. اما بعدها ده فرمان بنا به عللى از آن حذف‏شد.

علاوه بر دعاها، از بركت‏هاى گوناگون نیز باید نام برد. ذكرهاى زیادى براى حوادث‏مختلف زندگى در نظر گرفته شده بودند: ذكر ایام شادمانى، عزادارى، پدید آمدن‏حادثه‏اى تلخ و شر و نیز ذكرها و بركت‏هایى در قبال حوادث طبیعى مثل ذكرى كه درهنگام دیدن اولین شكوفه بهارى یا به هنگام بارش باران و یا دیدن زنان زیبا باید بر زبان‏جارى مى‏شدند. اغلب این ذكرها و بركت‏ها در رساله براخوت (37) به شكل مفصل موردبحث قرار گرفته‏اند.

15. شبات (38) (روز شنبه)
مفهوم شبات یك مفهوم اصلى و بنیادین در شریعت‏یهودى است. اهمیت و حرمت آن‏از داستان آفرینش در سفر پیدایش تا حكم صریح مبنى بر منع كار كردن در روز هفتم درده فرمان كاملا پیداست. «نباید در روز شبات كاركنى‏» حكم شرعى‏اى است كه در تورات‏چندین بار تكرار شده است و انبیا بارها به آن تصریح كرده‏اند.

تعریف «كار» و محدوده زمانى روز شنبه و نوع ممنوعیت از جمله مباحث مهمى‏هستند كه در تلمود از آنها بسیار سخن به میان آمده است. میشنا یك سیاهه از كارها را به‏لحاظ هدفى كه از انجام آنها مدنظر است ارائه مى‏كند; از اعمال مقدماتى و زراعت گرفته‏تا پردازش فلز و پارچه كه مجموعا سى و نه عووداه (39) (مقولات اصلى كارها) نام دارد.

اما شبات تنها تداعى‏گر ممنوعیت‏ها و نواهى نیست. این آیه كه «... و شبات راخوشى و مقدس خداوند خوانى‏» (اشعیاى نبى، 58:13) یادآور اعمال و آداب بسیارى‏است كه تداعى‏گر اصطلاح عام و كلى انگ شبات (40) (خوشى روز شبات) است. از جمله‏این آداب مى‏توان به سه وعده غذاى شادمانه روز شبات، پوشیدن لباس شادى وافروختن شمع نام برد.

ممنوعیت‏خروج از منزل، و حرمت دست زدن به اشیا در روز شنبه نیز از جمله‏مباحث مطرح و مورد حث‏حكیمان تلمودى است. به طور كلى باید گفت كه احكام‏بى‏شمار روز شبات یك شبكه گسترده از امور جزئى است كه از چند مفهوم اساسى درآیین یهود به دست آمده‏اند و در نهایت‏به ایجاد ساختارى مینیاتورى و مركب از هزاران‏جزء ریز و ظریف كه بر گرد چارچوب اولیه جمع شده‏اند، انجامیده‏اند.

16. عیدها
اكثر رساله‏هاى بخش موعد تلمود درباره روزهاى مقدس و مناسبت‏هاى ویژه در طى یك‏سال است. عید نیز چون شبات روز استراحت است، اما با روز هفتم دو تفاوت دارد:اولا، مقررات آن نسبت‏به شبات از شدت كمترى برخوردار است و ثانیا، در روز شبات‏انجام هر كارى ممنوع است اما ممنوعیت‏هاى روز عید تنها شامل ملخت آوداه (41) (كارهاى‏فیزیكى) مى‏شود.

اعیاد یهود مطابق تقویم قمرى است. از جمله این اعیاد روش حودش (42) (روز اول ماه)یعنى زمان رؤیت‏حسى و با چشم غیرمسلح هلال اول ماه یا زمان ثبوت آن توسط دوشاهد عادل بود. در این جا تلمود بحث مفصلى درباره كیفیت رؤیت هلال و شرایط آن‏مطرح مى‏كند. عید روش هشانه (43) (راس السنه) عید سال نو است. اعیاد پسح (44) و سوكوت (45) (عید خیام) نیز احكام خاصى دارند. مراسم یوم كیپور (46) (روز كفاره)، پوریم (47) و حنوكا (48) ازدیگر مناسبت‏ها در آیین یهود هستند. تلمود درباره اعیاد و مناسبت‏ها و مسائل مرتبط به‏آنها به‏تفصیل سخن گفته است.

17. ازدواج و طلاق
در این حوزه از دو دسته احكام راجع به دو موضوع مهم سخن به میان مى‏آید: یكى‏حرمت زنا و تماس جنسى با محارم، و دومى‏احكام مربوط به ازدواج و طلاق. تورات درحالى كه از این حوزه در فرمان «زنا مكنید» تا فهرستى از احكام در سفر لاویان و اضافاتى‏نیز در سفر تثنیه درباره ممنوعیت‏ها سخن مى‏گوید، اما تقریبا از رفتار زناشویى مجازسخنى به میان نمى‏آورد. آنچه در میشنا و تلمود وجود دارد، شبكه‏اى بسیار مفصل وپیچیده و در عین حال منسجم از قوانین و احكام زناشویى است. ارتباط میان زن و مرد وطرز برخورد دیگران با آن دو، جایگاه عقد ازدواج و كیفیت آن، طلاق‏نامه، صیغه عقد،مراسم عروسى، احكام زفاف، روابط زوجین با دیگران، حكم زناى با محارم، فرزندمتولد از زنا، مهریه، احكام تفصیلى طلاق، شرایط و مقررات ازدواج، حق مالكیت زن براموال و مباحث جزئى دیگر از جمله مباحثى هستند كه فقیهان و حاخامهاى یهودى درتلمود از آنها سخن گفته‏اند.

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.