| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
862
|
87/10/12 (11:02)
|
|
||
|
|
10
|
530
|
90/4/11 (10:08)
|
|
||
|
|
20
|
158
|
90/11/21 (11:54)
|
|
||
|
|
38
|
177
|
90/11/21 (11:00)
|
|
||
|
|
6
|
38
|
90/11/21 (11:00)
|
|
||
|
|
65
|
415
|
90/11/20 (00:18)
|
|
||
|
|
143
|
891
|
90/11/19 (18:10)
|
|
||
|
|
11
|
34
|
90/11/16 (16:18)
|
|
||
|
|
19
|
165
|
90/11/10 (09:50)
|
|
||
|
|
22
|
176
|
90/11/10 (09:40)
|
|
||
|
|
487
|
2695
|
90/10/24 (23:32)
|
|
||
|
|
21
|
118
|
90/10/8 (19:38)
|
|
||
|
|
20
|
217
|
90/9/25 (01:23)
|
|
||
|
|
87
|
788
|
90/9/19 (18:45)
|
|
||
|
|
97
|
924
|
90/9/2 (01:55)
|
|
||
|
|
178
|
3190
|
90/9/2 (01:54)
|
|
||
|
|
701
|
3093
|
90/8/11 (03:49)
|
|
||
|
|
32
|
524
|
90/8/11 (03:48)
|
|
||
|
|
42
|
276
|
90/8/11 (03:46)
|
|
||
|
|
210
|
1799
|
90/7/13 (21:24)
|
|
قوانین ذبح در آیین یهود |
|
یونس حمامی لاله زار
1- آیا ذابح می تواند مرد یا زن كوچك یا بزرگ باشد؟
2- آیا ذابح یا حیوان یا هر كدام باید رو به قبله باشند؟
3- هنگام ذبح یا به قصد ذبح حیوان ذكری هم باید از قبیل بسم الله گفته شود؟
4- دقیقاً در كدام قسمت گردن حیوان گذاشته می شود؟ و چه قسمتهایی و تا چه مقدار بریده می شود؟
5- آیا چهار رگ از نظر شما باید پشت سر هم بریده شوند یا به دفعات باشد؟
6- هنگام ذبح، حیوان باید حركتی داشته باشد یا شرط نمی باشد؟
7- آیا كارد با ید از جنس خاص مثل آهن باشد یا هر جنسی می تواند داشته باشد؟
8- در مواردی كه سهواً یا عمداً اشتباه شود در تمام شرایط احكام ذبح حیوان چه حكمی دارد؟
9- حیوانی بی هوش باشد، آیا دارای حیات است؟ یا باید هنگام ذبح حركت داشته باشد؟
10- چه مسائلی در احكام ذبح حیوان از دیدگاه یهود موجود می باشد؟
11- چه اصلاح خاصی از دیدگاه یهود در ذبح حیوان موجود می باشد؟
|
قوانین ذبح در آیین یهود |
|
یونس حمامی لاله زار
1- آیا ذابح می تواند مرد یا زن كوچك یا بزرگ باشد؟
2- آیا ذابح یا حیوان یا هر كدام باید رو به قبله باشند؟
3- هنگام ذبح یا به قصد ذبح حیوان ذكری هم باید از قبیل بسم الله گفته شود؟
4- دقیقاً در كدام قسمت گردن حیوان گذاشته می شود؟ و چه قسمتهایی و تا چه مقدار بریده می شود؟
5- آیا چهار رگ از نظر شما باید پشت سر هم بریده شوند یا به دفعات باشد؟
6- هنگام ذبح، حیوان باید حركتی داشته باشد یا شرط نمی باشد؟
7- آیا كارد با ید از جنس خاص مثل آهن باشد یا هر جنسی می تواند داشته باشد؟
8- در مواردی كه سهواً یا عمداً اشتباه شود در تمام شرایط احكام ذبح حیوان چه حكمی دارد؟
9- حیوانی بی هوش باشد، آیا دارای حیات است؟ یا باید هنگام ذبح حركت داشته باشد؟
10- چه مسائلی در احكام ذبح حیوان از دیدگاه یهود موجود می باشد؟
11- چه اصلاح خاصی از دیدگاه یهود در ذبح حیوان موجود می باشد؟
|
تعنیت یا روزه در آیین یهود |
|
آرش آبایی در شریعت یهود، راههای متعارف نزدیكی به خداوند و كسب رحمتهای او، عبارتند از: روزه، دعا ( نماز یا تفیلا ) و صدقه. روزه به عنوان یكی از این راهها، امری بسیار متداول و معمول در آیین كلیمیان جهان است كه در قالبهای واجب و اختیاری برگزار میشود. روزه در كلام عبری، تعنیت به معنای رنج دادن جان نامیده میشود كه وجه تسمیه آن خودداری از خوردن و آشامیدن طی روز (شرعی) است. در بیان خلاصهای از فلسفه روزه میتوان چنین گفت كه روزه مانند اكثر احكام و مقررات دینی، كاركردی مانند ایجاد یك زمینه تیره و تاریك برای درك بهتر روشنائیها دارد. به عبارت دیگر، روزه و بسیاری از دستورهای محدودكننده دینی (همچون حلال و حرامها)، با ایجاد یك یا چند نوع محدودیت در فعالیتهای جاری زندگی، زمینهای به ظاهر تیره میسازند كه در قالب آن، ارزشهای زندگی جهان بهتر قابل درك و فهم خواهند بود. محدود كردن انسان در خودداری از اعمال ساده زندگی مثل خوردن و آشامیدن، او را وادار به تفكر و بررسی شفافتر روشها و اهداف زندگی خود میكند. ماهی تا زمانی كه در آب است، معنای آب را نمیداند، اما اگر لحظهای از محیط آبی خود خارج شود، معنای آب را درك خواهد كرد (البته پس از بازگشت به آن محیط).
اهداف روزه (های واجب) در یهود را میتوان به 3 بخش تقسیم كرد (كه یك روزه میتواند بیش از یك هدف را دنبال كند) : 1- توبه و طلب بخشش 2- یادآوری یك مناسبت و یا سوگواری 3- تلاش برای تحقق یك آرزو یا استجابت حاجت
اولین و معروفترین روزه یهودیان، روزه یوم كیپور نام دارد. این روزه با هدف بخشش گناهان (میان انسان و خداوند) انجام میشود و تنها روزهای است كه دستور مستقیم خداوند در تورات دربارة آن صادر شده است: « برای شما قانون ابدی باشد كه در دهمین روز از ماه هفتم (عبری) جانهای خود را رنج دهید (روزه بگیرید) .... زیرا در این روز برای شما طلب عفو میشود .... (و در صورت توبه) از تمام خطاهایی كه نسبت به خداوند مرتكب شده اید، مبرا میشوید» ( تورات – سفر لاویان – فصل 16 – آیات 29-31 ) ریشه این روزه، به عفو بنیاسرائیل از جانب خداوند در صحرای سینا بازمیگردد. حضرت موسی اولین بار، چهل روز در كوه سینا توقف كرد تا تورات را دریافت نمود (10 فرمان)، و پس از بازگشت از كوه، تمرد گروهی از بنیاسرائیل را مشاهده كرد. پس از توبیخ قوم و پشیمانی آنها، چهل روز دیگر در بالای كوه برای قوم طلب عفو كرد و پس از آن، به فرمان خداوند، 40 روز دیگر در بالای كوه رفت تا برای دومین بار لوح ده فرمان را دریافت كرد. موسی در دهم ماه هفتم از كوه پایین آمد و چون این روز برای بنیاسرائیل، نشان عفو خطاهای آنها از سوی خداوند بود، این روز به عنوان یُوم كیپور یعنی روز بخشش گناهان تعیین شد. یهودیان جهان در این روز كه مهمترین روز تقویم عبری محسوب میگردد، روزه 25 ساعته (غروب تا غروب )گرفته و از انجام هر كاری دست كشیده و تمام وقت در كنیساها، به عبادت میپردازند.
دومین سری از روزههای واجب یهودیان، 4 نوبت روزههایی هستند كه پس از ویرانی معبد بیتالمقدس از طرف انبیا و علمای بنیاسرائیل به نشانه سوگواری برای این جامعه مقرر شدند. سرزمین اسرائیل، شهر اورشلیم و معبد بیتالمقدس ركن اصلی عبادات و اعتقادات یهود را تشكیل میدهند. بسیاری از آیین عبادی و زیارتی قوم یهود مربوط به این مكان و سرزمین مقدس است. یهودیان در سه نوبت نمازها ( تفیلاها)ی روزانه خود به سوی بیتالمقدس به عنوان قبله رو میكنند. پس از ویرانی نهایی بیتالمقدس در حدود سال 70 میلادی و تبعید یهودیان از آن سرزمین، 4 نوبت روزه به نامهای گدلیا، دهم طبت، 17 تموز و 9 آو ( 25 ساعته) به نشانه یادبود و سوگواری برای این واقعه بر یهودیان واجب شد.
سومین شكل روزه، روزه استر است. این نشانه نوعی روزه است كه به منظور طلب حاجت و استجابت دعا صورت میگرفت. در حدود 2300 سال پیش كه یهودیان از زمان كوروش در ایران ساكن شده بودند، دختری یهودی ملكه دربار خشایارشا شد. در آن دوران یكی از وزرا نقشه قتل عام یهودیان را طرح كرد كه با هوشیاری استر و یكی از انبیای یهود به نام مُردخای این نقشه باطل شد. استر برای موفقیت در ابطال این توطئه، از یهودیان ایران خواست كه 3 روز روزه بگیرند و از خداوند طلب بخشش و كمك نمایند. پس از آن، روزه استر به یادبود این واقعه بر یهودیان واجب گشت.
روزههای مستحب : 1- روزه آدینه پسح : این روزه مختص پسران و مردان اولزاد خانواده است كه به یادبود ضربت خداوند به اولزادهای مصریان در هنگام آستانه خروج بنیاسرائیل از مصر و مصونیت عبرانیان از این ضربت صورت میگیرد. 2- در ایام خاص از سال به ویژه ماه الول ، روزهای دوشنبه و پنجشنبه روزه گرفته میشود. 3- روزهای آدینه ماه نو عبری ( روز قبل از حلول ماه قمری). 4- عروس و داماد در روز عروسی یا روز قبل از آن به مناسبت شروع زندگی جدید و به منظور توبه از گناهان گذشته در صورت امكان روزه میگیرند. 5- كسی كه خواب آشفتهای دیده است و آن را نشان بدی میداند، روز بعد به خاطر كفاره گناهان و رفع مصیبت روزه میگیرد. 6- برخی رسم دارند كه در سالروز درگذشت والدین خود یا سالروز درگذشت علمای عالیرتبه دینی روزه بگیرند. 7-در مواقع خاصی مانند احتمال وقوع بلایای طبیعی یا بروز خشكسالی و نظایر آن، بنا به حكم مرجع دینی، روزه جماعتی بر یهودیان منطقهای خاص مقرر میشود.
آداب روزه و شرایط آن : در شریعت یهود، كلیه واجبات دینی برای دختران از سن 12 سالگی و برای پسران از 13 سالگی شروع گشته و اجباری است. روزه نیز مشمول این حكم است. كلیه روزههای مورد بحث اعم از واجب و مستحب به غیر از 2 مورد یُوم كیپور و روزة نهم آو( كه 25 ساعته و از غروب تا غروب هستند)، همگی از ماقبل سپیده صبح تا تاریكی كامل هوا برگزار میشوند ( هرچند كه رسم است پس از خوابیدن شب قبل، چیزی خورده نشود). به غیر از 2 روزة یاد شده كه استثناء هستند، تقریبا غیر از خوردن و آشامیدن، هیچگونه محدودیت دیگری اعمال نمیشود. در روزهها، مواردی به مراسم نمازهای روزانه اضافه میشوند. غیر از روزه بزرگ یوم كیپور كه تاكید ویژهای بر انجام آن صورت میگیرد، در همه روزهها، بیماران و افراد ضعیف و زنان باردار یا شیرده از روزهها معاف هستند. در ایام عید و روزهای شنبه و روزهای اول ماه نو عبری، گرفتن روزه ممنوع است.
پذیرش روزه : هر چند كه روزه در یهود ( تعنیت ) معنای تحتاللفظی «رنج دادن جان» را داراست، اما هدف اصلی آن همانگونه كه ذكر شد، یادآوری موضوعهای معین در شرایط ویژة روزه است. لذا آمادگی جسمانی برای روزه بسیار با اهمیت شمرده شده است. به خصوص دربارة روزه بزرگ یوم كیپور، در احكام دینی، صرف خوراك مفصل قبل از شروع این روزه، بسیار باارزش و مستوجب ثواب شمرده شده است، زیرا فرد را برای اجرای یك فرمان الهی آماده میسازد. نیز درباره روزههایی كه جنبه توبه دارند به كرات این نكته گوشزد شده است كه روزه توبه، تنها مختص روابط انسان و خداوند است و چنانچه انسانی، نسبت به همنوعان خود گناهكار باشد، تا زمان رفع كدورت و احقاق حقوق آنها، روزه و توبه او به درگاه خداوند بیاثر خواهد بود.
و در پایان، جملهای معروف است از حضرت یشعیای نبی كه از قول خداوند هدف واقعی روزه را به بنیاسرائیل تذكر میدهد كه روزه مورد قبول خداوند، رنج انسانهای روزهدار و تعظیم و تكریم ریاكارانه آنها در زمان روزه نیست، بلكه برداشتن یوغ ظلم و رهایی بخشیدن به ضعفا و مظلومان به عنوان حاصل عملی این احكام و مراسم، مورد نظر خداوند و انبیای اوست. ( یشعیا فصل 58 آیات 3-7 ) فرهنگ و بینش یهود – سال اول نظام جدید آموزش متوسطه |
منبع : انجمن كلیمیان تهران |
|
فلسفه نماز منبع : انجمن كلیمیان تهران |
|
رحمن دلرحیم
فواید و آثار نماز تورات مقدس متن مدونی برای تفیلا (نماز) معرفی نكرده، لیكن هر فردی چه مرد و چه زن یعنی همه افراد یهود را موظف به خواندن نماز كرده است. در سفر تثنیه فصل 11 آیه 13 چنین ذكر شده است: «خداوند خدای خود را دوست بدارید و او را با تمامی دل و با تمامی جان خود عبادت كنید». دانشمندان یهود درباره این موضوع تفسیر كردهاند كه این كدام پرستش است كه به قلب مربوط میباشد؟ جواب دادهاند كه همان نماز است. تفیلا وسیله ارتباطی است بین انسان و خدا كه در این رابطه انسان خود را بینهایت كوچك دانسته در مقابل نیرویی بینهایت بزرگ، به مدح و ستایش میپردازد. در قسمت دیگری از تفیلا انسان خواستهای خود را با خدا مطرح میكند. دعا كردن تكلیف كردن بر خدا نیست بلكه برعكس تكلیف كردن بر خود ماست یعنی میتوان این طور بیان كرد كه انسان هنگام دعا كردن با در نظر گرفتن عنصر مشترك با خدا یعنی عنصر اراده و اختیار كه او را از سایر موجودات جدا میكند خواستار آن است كه با داشتن چنین عنصری خود را از مقام بینهایت كوچك به مقامی بینهایت بزرگ برساند و با كسب چنین قدرتی قادر به رفع نیازها و برآورد خواستها باشد. قسمت دیگر تفیلای ما مربوط به شكرگذاری از خداوند است و این بزرگترین نشانه آگاهی انسان است و عبارت است از آگاه بودن انسان به ارزشهای خویش و آگاهی او نسبت به همه نعمتها و موهبتهایی كه دارد.
نزدیكی انسان به خدا (كه توسط تفیلا انجام میگیرد) نتیجه پیشرفتهای عقلانی و تزكیه نفس خود اوست، كه او را مسئول آن قرار میدهد تا شایستگی خود را نسبت به این موهبت الهی ثابت نماید. اگر به انسان این افتخار داده شده است كه پرتویی از انوار الهی در روح او به امانت گذاشته شود، این وظیفه نیز برعهده او نهاده شده است كه زندگی خود را به نحوی بگذراند كه مورد تایید آفریدگار قرار گیرد. ایمان به عالیترین وجه، هنگام دعا كردن و نماز خواندن جلوهگر میشود. زیرا آن كس كه به خدا علاقه و صمیمانه ایمان دارد، به حضور پروردگار دعا میكند و حاجات خود را از او میخواهد. دعا كردن و نماز خواندن تنها برای رفع حاجات نیست، دعا و نماز در حقیقت عبارت است از رابطهای صمیمانه بین آفریدگار و آفریده، كه انسان به وسیله آن از اعماق قلب با خالق خویش سخن میگوید. از این رو دعا و نماز هم به درگاه خداوند مقبول و خوشآیند است و هم به انسان كمك میكند تا غم از دل بزداید و بار روح را سبكتر سازد حتی گفته شده است: خداوند مشتاق شنیدن دعا و نماز عادلان و نیكوكاران است برای چه دعا و نماز نیكوكاران به پارو (كلمه «عِتِر» به معنی پارو میباشد و همان حروف عِِتِر ریشه فعل دعا كردن و نماز خواندن را دارد) تشبیه شده است؟ چون همانطور كه پارو محصول را زیرو رو كرده و آن را از جایی به جای دیگر منتقل میسازد، به همان ترتیب دعا و نماز عادلان و نــیكوكاران خـشم و غـضب خـداوند را بـه رحمت مبدل میكند (تلمود: یواموت 64 الف) نماز حقیقی چیزی بیش از حركت و تلفظ لبان است و بایستی از اعماق قلب برخیزد. نماز انسان به حضور خداوند مورد قبول واقع نمیشود مگر این كه وی قلب و جان خود را كف دست بگذارد چنان كه در مراثی ارمیا فصل 3 آیه 41 آمده: «قلب خود را همراه با دستهایمان به سوی خدایی كه در آسمانها است برافرازیم». یعنی آن كه ما نباید تنها دستهایمان را هنگام دعا و نماز به سوی خداوند بلند كنیم بلكه باید قلب خود را نیز متوجه خالق جهان سازیم.
«نیچه» مینویسد انسان همچنان كه به آب و اكسیژن نیازمند است به خدا نیز محتاج است. روح نیمش عقل است و نیم دیگرش احساس، ما باید هم زیبایی دانش را دوست بداریم و زیبایی خدا را. «الكسیس كارل» میگوید: آثار نیایش و رسم پرستش و دعا كردن در جامعه وقتی رو به ضعف و فراموش شدن میگذارد مقدمات انحطاط و عدم مقاومت ملت و جامعه را فراهم میكند. بنابراین جامعه با از دست دادن عمل پرستش و نیایش مزاج خود را برای رشد میكرب انحطاط ، متلاشی شدن، تجزیه و ضعف اجتماع آماده میكند او میگوید روم باشكوه و متمدن قدیم را، دوری مردمش و متروك ماندن سنت دیرین بشری در پرستیدن، رو به ضعف و ذلت برد. محققین روانشناسی از روی آمارهای ممالك مختلف به این نتیجه مسلم رسیدهاند كه تعداد نسبی انتحار و قتل و طلاق و اعمالی كه در هیجانهای یاس و غضب انجام میشود در اقوام معتقد و مومن خیلی كمتر از محیطهای بیدین و لاقید است. لغت نماز و دعا در زبان عبری تفیلا گفته میشود و از ریشه (پیلِل) به معنی مجادله گرفته شده است چنان كه در تهیلیم (زبور داود) فصل 106 آیه 30 آمده است: «پینحاس (نوه حضرت هارون) ایستاد و داوری نمود نماز و دعا كرد و مرگ و میر قطع گردید». در تلمود؛ سنهدرین 82 این جمله را چنین تفسیر كردهاند: پینحاس مثل این كه با خدا مجادله كرد و درباره وبائی كه قوم را كشتار میكرد از خداوند توضیح خواست بنابراین هیتْپَلِل یعنی تقدیم اظهارنامه درباره مطلبی به پیشگاه قاضی عالم در عالیترین دادگاه و در سِفر پیدایش حضرت ابراهیم را میبینیم كه درباره افراد سِدُوم با خداوند به صورت مجادله و مانند یك وكیل مدافع با قاضی كل عالم بحث میكند و نمونه جالب دیگر دعا حضرت موسی است كه مانند وكیل مدافع شجاعی از قوم اسرائیل دفاع میكند و در سفر خروج فصل 32 آیههای 11 و12 و 13 چنین آمده: «موسی، به درگاه خداوند خدای خود التماس نموده، گفت: خداوندا چرا خشمت بر قومت افروخته شده است این قومی كه با قدرت عظیم و با نیروی قوی از مصر بیرون آوردی چرا مصریان بگویند از روی سوءنیت آنها را از مصر بیرون آورد تا این كه آنها را در بیابان بكشد ... . در طرف مقابل دعای سایر انبیاء به صورت مجادله با خداوند نیست، بلكه درخواست آنها به صورت التماس و تضرع است یعنی به درگاه خداوند بخشنده و مهربان روی آورده و طلب رحمت و بخشایش مینمایند. این نوع نماز را به نام (تفیلت ویدوی) یعنی اعتراف و اقرار به گناه خوانده میشود. در بیشتر قربانیهایی كه (در دوران معبد مقدس) تقدیم میشد صاحب قربانی دستهای خود را روی سر حیوان میگذاشت و مطالبی اداء میكرد و سپس مبادرت به قربانی مینمود و حال كه اجرای مراسم قربانی امكانپذیر نیست این مطالب جزء دعا و نمازهای روزانه گردیده است. دانشمندان یهود عقیده دارند كه اجداد مقدس ما حضرت ابراهیم و اسحق و یعقوب بنیانگذاران زمان نمازهای روزانه بودهاند. حضرت ابراهیم نماز صبحگاه را بنیان گذاشت. «پیدایش فصل 22 آیه 3: ابراهیم بامدادان سحرخیزی كرد .....» و حضرت اسحق نماز نیم روز را «پیدایش فصل 24 آیه 63: قبل از غروب اسحق برای راز و نیاز كردن (با خدا) به صحرا رفت..... ». حضرت یعقوب نماز شامگاه را. پیدایش فصل 28 آیه 11: در آن محل (محل كوه موریا كه حضرت اسحق برای قربانی به آنجا برده شد) نماز خواند و نظر به این كه آفتاب غروب كرد آنجا منزل نمود...». بنیاسرائیل در مصر نیز نماز میگذاشتند و دعا میخواندند چنان كه در سفر خروج فصل 2 آیه 23 این طور آمده: یعنی «پس از مدت مدید (كه فرزندان ییسرائل از گلكاری و خشتزنی رنج میبردند) واقع شد كه پادشاه مصر درگذشت. فرزندان ییسرائل از آن بندگی نالیدند و از عذاب فریاد زدند. فریاد شكایت آنها از بندگی به درگاه خداوند رسید». در كتاب دانیال فصل 3 آیه 11 مندرج است: حضرت دانیال روزانه سه مرتبه پنجره خانه خود را رو به بیتالمقدس (اورشلیم) باز میكرد و به زانو میافتاد و با سجده به درگاه خداوند نماز میگذاشت. این نماز با تسبیح و مدح شروع میشد و با شكرگذاری خاتمه مییافت. از نماز و دعاهای حضرت موسی در تورات زیاد بازگو شده است از جمله در كتاب تثنیه فصل 3 آیه 24 و 25 آمده است: «یعنی خداوندا تو شروع كردی كه بزرگواری و قدرت زیادت را به بندهات نشان دهی چون كه كدام نیروئی در آسمان و زمین وجود دارد كه كارها و دلاوریهای تو را انجام دهد. تمنی این كه (اجازه دهی از رود اردن) عبور نمایم و آن سرزمین خوبی را كه در آن طرف رود اردن است یعنی آن كوه زیبا و لِوانُون را ببینم». سیر تكامل نماز از حضرت ابراهیم تا ظهور حضرت موسی به طور بسیار خلاصه شروع میشود و در زمان حضرت موسی با نزول تورات نمازهای خاصی به آنها اضافه میگردد و پس از دوران انبیاء به طور كلی بنا به مقتضی وضع اجتماعی و سیاسی و اتفاقات تاریخی ادعیه بوجود آمده و تصنیف میگردد و به مجموعه دعاهای قبلی اضافه میگردد و در دوران بازگشت پراكندگی اول توسط «عِزرا» و یارانش در حدود دو هزار و چهارصد سال قبل شكل كامل به خود میگیرد و به صورت مدون در میآید و سپس در تمام دوران استقرار معبد مقدس دوم به شكل ثابت میماند و در زمان تدوین تلمود یروشلمی حدود 1800 سال قبل ختم میگردد. به طور خلاصه انبیاء بعد از حضرت موسی مانند یهوشوع پیغمبر، حنا زن القانا، شموئل نبی، حضرت داود، حضرت سلیمان، حزقیاهو پادشاه و یا حضرت یونس، ارمیا نبی، حبقوق نبی، دانیال نبی، مردخای و استر و عزرا و (دانشمندان تلمود) هركدام در عصر خود بر نماز و ادعیههای موجود دعاهایی افزودند. نمونههایی از این دعاها بدین مضمون میباشند: در پایان لحش (دعای نوزده بركتی) این درخواست را میخوانیم: «ای خدای من زبان مرا از بدگویی، و لبانم را از تكلم به نیرنگ باز دار، در برابر اشخاصی كه مرا نفرین میكنند، زبانم ساكت و خاموش بماند، و روانم در برابر همگان همچون خاك باشد. قلبم را برای پذیرفتن تورات بگشا، جانم فرمانهای تو را پیروی و تبعیت و اگر كسانی علیه من بد بیندیشند و به زیان من قصد كنند، تو به فوریت مشورت آنها را برهم زن و فكرشان را باطل كن. سخنان دهان من مورد رضای تو قرار گیرند و تفكر دلم به حضور تو مقبول افتد، ای خدایی كه آفریدگار و نجاتدهنده من هستی». (براخوت 17 الف) یكی از دانشمندان یهود، در پایان دعا فوق، این دعا را افزوده است: «ای خداوند من، خدای اجداد من میل و رضای تو بر این تعلق گیرد، كه در دل هیچ انسانی كینه و دشمنی علیه ما وراد نشود. و كینه و عداوتی علیه هیچ انسانی بر دل ما نگذرد. حسادتی نسبت به ما در دل هیچكس رسوخ نكند، و نسبت به هیچكس نیز حسد به دل ما راه نیابد. در سراسر روزهای عمر تحصیل تورات و اجرای فرایض تو مشغله ما باشد، و سخنان ما به حضور تو التماس و تضرع محسوب میگردد، قلبهای ما را متحد كن تا از نام تو بترسیم. از آن چه كه منفور درگاه تو است ما را دور بدار، و به آن چه مورد رضای تو است ما را نزدیك ساز، و به خاطر نام مبارك خودت با ما احسان كن. (تلمود یروشلمی براخوت 7 دال)
چند گفتار از دانشمندان درباره نماز و اهمیت آن: 1- دعا و نماز از قربانی بزرگتر و مهمتر است. 2- دعا و نماز از اعمال نیك با اهمیتتر است. 3- كسی كه دعا و نماز میخواند، باید قلب خود را متوجه (خدای) آسمان سازد. 4- كسی كه دعا و نماز میخواند باید چشمانش را پایین انداخته و قلبش را متوجه بالا سازد. 5- كسی كه فكرش آسوده نیست (تمركز حواس ندارد) نماز نخواند. (تلمود؛ عرووین 65 الف) 6- هر كس كه برای همنوع خود دعا میكند و جهت او طلب رحمت مینماید، در حالی كه خود نیز به آن مورد نیاز دارد نخست به خود او جواب داده میشود و خود او اول نجات مییابد. 7- هر كس فرامین الهی را با ایمان كامل بر خود قبول نماید و آن را انجام دهد شایسته آن خواهد بود كه الهام الهی بر او قرار گیرد. (مخیلتا صفحه 33 ب ) 8- بهترین راه تزكیه روح، نماز است، چون وسیله مطمئنی جهت تزكیه است. 9- نماز مایه آرامش است. 10- نماز مایه نزدیك شدن انسان به سعادت است. 11- نماز انسان را از فحشا و منكرات باز میدارد. 12- نماز سپاسگزاری از معبود است چون تشكر از نعمتدهنده واجب است، چنانچه اگر كسی كاری را برای ما انجام داد و از او تشكر نكنیم در حق او جفا كردهایم. 13- از ویژگیهای نماز جلوگیری از غفلت است. 14- نماز انسان را به پاكیها و پاكسازی هم ظاهر و هم باطن هدایت میكند. 15- نماز ضد اضطراب و پریشانی است. 16- نماز سدی است در مقابل گناهكاریها و ایجاد روح تقوا و پرهیزگاری. 17- نماز وسیله پاك شدن و ثابت كننده خلوص و پیراستگی از تكبر و غرور است. 18- نماز وسیله زدودن پردههای غفلت و سستی، پرورش فضائل اخلاقی گسترشدهنده زمینه عدالت و رعایت حقوق اجتماعی، ایجاد روح، نظم و پاكیزگی در ظاهر و باطن انسان است. 19- نماز درست است كه به وسیله فرد انجام میپذیرد، اما با نماز، ساخته شدن عضوی از جامعه شكل میگیرد و این رابطه بین نماز و اجتماع است. 20- وقتی انسان متذكر خدا بود خدا را مراقب خویش دید قهراً از انجام گناه و منكرات شرم و حیا میكند. 21- شادابی روح انسان: نماز در ساخت روح انسان، همان نقشی را ایفا میكند كه نرمش و ورزش در ساخت جسم انسان ایفا مینماید. 22- نماز روح انسانها را به مبداء هستیبخش مرتبط و متصل میكند و با این ارتباط، روح و جان آدمی را زنده، بانشاط و آرام میسازد و او را برای انجام سایر تكالیف و وظائف فردی و اجتماعی آماده میكند. 23- خواندن نماز علاوه بر آن كه انجام یك دستور و یك واجب الهی است، خود مانع از انجام زشتیها، خلافها و گناهان دیگر است. 24- یكی از فلسفه های عبادت، اظهار خضوع و تسلیم در مقابل امر پروردگار و ایجاد روح عبودیت و بندگی در انسان است. 25- و بالاخره نماز دارای آثار و فلسفههای متعددی است از جمله این خواص: نماز، تقدیر و سپاسگزاری از خدا است، موجب آرامش انسان است، موجب یاد خداست، زمینه پرهیز از گناه را در انسان فراهم میكند، تأكیدی بر نظافت و سلامتی است، دارای آثار وحدتبخش اجتماعی است و موجب انضباط و وقتشناسی است. |
حجاب در یهود |
|
دكتر یونس حمامی لاله زار رعایت حجاب، عفت و پاكدامنی از دستورات اكید دین یهود است و از جمله مواردی است كه از قدیم الایام به دقت رعایت میشده است. رواج حجاب از میان یهود به گونه ای مشهود و مورد تائید مورخین است كه بسیاری از مورخین و اندیشمندان رعایت حجاب در اقوام دیگر مثل عرب و ایران ... را در اثر ارتباط آنها با ملت یهود میدانند و نه تنها از مرسوم بودن حجاب در بین زنان یهود سخن گفته اند، بلكه به سخت گیری های زیاد آنان در این باب گفته اند: «گرچه پوشش در بین اعراب مرسوم نبوده و اسلام آنرا بوجود آورد ولی در ملل غیر عرب به شدیدترین شكل رواج داشت. در ایران و در بین یهود و ملتی كه از فكر یهود پیروی میكردند، حجاب به مراتب شدیدتر از آنچه در اسلام میخواست وجود داشت». (اشتهاردی، ابوالقاسم، حجاب در اسلام ص 50) رعایت حجاب از دیدگاه تورات بدیهی بوده است و به اشكال مختلف به آن اشاره شده و ارزش حجاب را تا حدی دانسته كه در موردی برای تنبیه زنان خطاكار، دستور به بازكردن موقتی حجاب آنها داده است. (تورات، سفر اعداد باب 18:5) در بسیاری از موارد دیگر نیز به رعایت حجاب در كتاب مقدس اشاره گردیده است. در تورات، سفر تثنیه باب 5:22 خداوند در مورد اهمیت پوشش خاص زنان و مردان چنین فرموده است: «زن، لوازم و لباس مرد را به كار نبرد و مرد لباس زن را نپوشد. زیرا هركس این كارها را میكند، در نظر خدای خالقت مكروه و ناپسند است». چگونگی حجاب : براساس اصول یهود حداقل حجاب برای دختران مجرد: پوشش موی سر هنگام برگزاری نماز و خواندن دعا، پوشاندن دست ها تا زیر آرنج و پاها تا حدود 10 سانتی متر زیر زانو میباشد. حجاب برای زنان متاهل: زن یهودی ملزم به رعایت پوشش موی سر در مقابل افراد ناحرم، پوشاندن دست ها حداقل تا زیر آرنج و پاها تا حد مچ پا میباشد. كل پوشش بصورت استفاده از روسری یا كلاه بسته به كشورها و فرهنگ های مختلف، متفاوت میباشد. |
ازدواج منبع: انجمن كلیمیان تهران |
|
بنابراین مرد، پدر و مادر خود را ترك كرده و به همسرش می پیوندد تا یك وجود باشند.
مراسم مذهبی عقد در زبان عبری، «قیدوشین» گفته می شود كه از ریشه «قیدوش» به معنای «تقدس بخشیدن» و «مقدس كردن» است. این واژه، مفهوم ازدواج و هدف از تشكیل خانواده را از دیدگاه تورا نشان می دهد. در واقع از نظر تورا، ازدواج عملی است كه با آن، زن ومرد برای یكدیگر تقدیس می شوند تا مقدسترین هدفهای زندگی را به كمك یكدیگر دنبال نمایند. بنابراین، دختر و پسر یهودی كه در آستانه ازدواج و تشكیل خانواده قرار می گیرند، باید بدانند كه با رد و بدل كردن حلقه های ازدواج چه مسوؤلیت سنگینی را می پذیرند. قوانین الهی برای خوشبختی و سعادت انسانها تدوین شده اند تا آنها را به مقامی عالی تر و بالاتر از پلیدیها و زشتیهای حیوانی برسانند و احساس كنند كه زندگی زیباست و ارزش زیستن دارد. در راه چنین هدفی، زندگی و محیط خانواده باید با پاكی قرین باشد، تا مرد و زن بتوانند وظیفه مهم خود؛ یعنی، تولید مثل و تربیت فرزندان را در راه خداوند و در راه خدمت به همنوعان به خوبی به انجام برسانند، چون سعادت كودكان هر خانواده، به پاكی و نیكی افكار و اعمال پدر و مادر بستگی دارد. زن در خانواده وظایف مذهبی زن
یهودی با تكالیف مرد یهودی یكسان نیست. گرچه
زن یهودی در زندگی، خود را وقف وظایفی بسیار ارجمند می كند كه خداوند به دست او سپرده است. این وظایف عبارتند از: 1- تشكیل خانواده. 2- همراهی و كمك به همسر در حفظ خانواده و برقراری نظم و ترتیب در آن. 3- رعایت پاكی و طهارت كانون خانواده. 4- پرورش و تربیت فرزندان برای انجام دادن وظایف مذهبی و اجتماعی. هر كدام از این وظایف، نقش شایسته ای در راه هدف و رسالت مهم و عالی زن دارند. هنگامی كه خداوند می خواست در پای كوه سینا فرمانهای تورا را به بنی اسرائیل ابلاغ نماید، به حضرت موسی فرمود: « این دستورها را به خاندان یعقوو بگو و به بنی اسرائیل اطلاع بده». علمای یهود فرموده اند كه منظور از خاندان یعقوو، زنان هستند. خداوند فرمانهای خود را در ابتدا به زنان می سپارد و بعد به مردان اطلاع می دهد، چرا؟ زیرا این مادران هستند كه نقش مهمتری در پرورش و تربیت كودكان بر عهده دارند. آنها با رعایت قوانین طهارت خانوادگی، كشروت و دیگر فرمانهای الهی، محیط مناسبی را برای پرورش جسم و روح فرزند خود، در پیش و پس از تولد او مهیا می سازند. مادران، بیشتر مراقب هستند كه فرزندانشان به مطالعه تورا و علوم مذهبی مشغول شده، از راه راست منحرف نشوند و آنان را از هرگونه گناه و انحرافی به دور می دارند. حتی هنگامی كه مرد خانواده، خسته و پریشان از كار روزانه خود باز می گردد، همسر اوست كه به وی یادآوری می كند تا وی نیایش، نماز و آموزش تورا را فراموش نكند. مراسم مذهبی ازدواج (قیدوشین) ازدواج در دین یهود، عملی موافق رضایت پروردگار است. خداوند در ابتدای آفرینش به آدم و حوا فرمود: «بارور شوید و زیاد گردید، زمین را پر نموده و بر آن تسلط یابید» این دعایی است كه خداوند، بدرقه راه دختر و پسری كه ازدواج می نمایند، كرده است. هنگام عقد ازدواج، مردی روحانی كه پیوند مقدس زناشویی را بین زن و مرد برقرار می نماید، وظایف دینی آنان را متذكر می شود. برای اینكه عمل ازدواج جنبه قانونی پیدا كند، مرد حلقه ای را در برابر دو شاهد مورد اعتماد به همسر خود می دهد و پیش از دادن حلقه می گوید: « اینك تو برابر قانون مشه و دین یهود برای من تقدیس می شوی» به اینترتیب، زن تعهد می كند كه برای همیشه به شوهر خود تعلق داشته باشد و قوانین طهارت خانواده و دیگر موازین شرع را رعایت كند. شوهر هم تعهد می نماید تا نسبت به همسر خود وفادار بوده، افزون بر داشتن رفتاری مناسب، در برآورده ساختن نیازهای همسر خود از نظر پوشاك، غذا، روابط زناشویی، درمان و... كوتاهی نكند. به طور معمول، انگشتر را در انگشت سبابه می كنند، زیرا با این انگشت است كه انسان چیزی را به سوی خود می كشد و آن را به دست می آورد. پس از آن، «كِتوبا» (قرارداد ازدواج) خوانده می شود. در كتوبا تعهدات شوهر نسبت به همسر در زمان حیات و وضیعت زن در صورت طلاق یا فوت شوهر تعیین شده است. پس از خواندن كتوبا، در حضور «می نیان» (دست كم، ده مرد بالاتر از سیزده سال)، دعایی به نام «هفت براخا» خوانده می شود. در این براخاها ضمن تقدیر از خداوند به نام «تنها آفریدگار و هستی بخش جهان» به سبب خلق انسان، در والاترین شكل ممكن از درگاه خداوند، سعادت و خوشبختی عروس و داماد طلب می شود. هنگام انجام دادن مراسم، یك طاقه صیصیت را بالای سر عروس و داماد گرفته و به این طریق، نمونه كوچكی از اتاق آنها را می سازیم. این اتاق، مُزیّن به هیچ گونه عوامل مادی نیست، بلكه لبریز از شادی و شعف ناشی از این پیوند مقدس است. پس از برگزاری این مراسم، داماد یك لیوان شیشه ای را بر زمین زده و می شكند تا در شادترین لحظات زندگی خود نیز خرابی بت همیقداش را از یاد نبرده، خاطره آن از ذهنش دور نشود. گفته شده كه روز ازدواج، روز بخشایش و آمرزش برای عروس و داماد است و در آن، گناهان ایشان مورد عفو قرار می گیرد و این تنها در صورتی است كه ایشان از تقصیرات خود توبه كامل نموده باشند. به همین علت، در روز ازدواج یا یك روز پیش از آن، عروس و داماد روزه گرفته، به گناهان خود اعتراف نموده و از درگاه خداوند بخشش می طلبند. همچنین از پدر و مادر، دیگر بزرگان و دوستان خود پوزش خواسته، به مستمندان كمك كرده و در آن روز صدقه بیشتری می دهند، تا زندگی جدید خود را با پاكی و دور از هرگونه آلودگی آغاز نمایند. عروس نیز پس از شمردن هفت روز پاكی، در روز ازدواج در «میقْوِه» غسل می نماید تا از ابتدای زندگی جدید، پایبندی خود را به اصول طهارت خانواده كه بر دوش اوست، نشان دهد. در روزهای شنبه، تعنیت، اعیاد و ایام بین هفدهم ماه تموز (بخصوص از اول ماه آو) تا نهم آو و همچنین در ایام عُومِر (از موعد پسح تا سی و چهارم عومر) مجالس عقد و عروسی بر پا نمی شود. روابط بین زن و شوهر در راه رسیدن به مهمترین هدف ازدواج كه همانا تربیت فرزندان صالح است، باید بین زن و شوهر رابطه ای نزدیك برقرار شود تا بتوانند در تصمیم گیریها و اجرای آنها با یكدیگر هماهنگ باشند و این مهم، میسر نمی گردد، مگر اینكه بین ایشان احترام متقابل برقرار باشد. تلمود مرد را موظف می كند تا برای همسر خود، بیش از آنچه برای خویش توقع دارد، احترام قائل باشد. زن نیز باید نسبت به همسر خود كه سرپرست خانواده است با كمال احترام برخورد نماید. |
قَدّیش |
|
«قَدّیش» به معنای تقدیس خداوند است و بعد از متن « شِمَع ییسرائل»، جزء مشهورترین قسمتهای تفیلاست. قدیش با جمله «ییتْگَدَلْ وِییتْقَدَّشْ» به معنی «بزرگ و مقدس باد» آغاز می شود. این جمله در كتاب یحزقل ناوی ذكر شده است كه او نام خداوند را بدین گونه تقدیس می كند. در تلمود یروشلمی نیز گفته شده كه در ایام قدیم به علت اهمیت بسیار باران در زندگی كشاورزان، مردم به هنگام بارش باران با این جمله به درگاه خداوند شكرگزاری می كردند. مفهوم اصلی قدیش در این جمله قرار گرفته است: «یِهِه شِمِه رَبّا مِوارَخ » «نام اعظم او تا ابد مبارك باشد». دانیال نبی و حضرت داوید، این جمله را در تفیلا و دعاهای خود بهكار برده اند. در زمانهای قدیم (دوران بت همیقداش)، تفیلای جماعتی بیشتر به صورت شنیدن دعا از زبان نمایندگان روحانی و پاسخ دادن به آنها بود. به طور كلی در بت همیقداش، در پایان هر براخا و با شنیدن نام اعظم خداوند، مردم به جای گفتن «آمِن»، این عبارت را به عبری (باروخ شِم ... ) پاسخ می دادند. پس از ویرانی بت همیقداش نیز تا مدتی گفتن این عبارت همچنان رایج بود؛ اما كم كم مردم عادت كردند كه در پایان تفیلاها این جمله را به زبان آرامی و به صورت «یِهِه شِمِه رَبّا» بگویند و در پایان براخاها نیز به جای آن از واژه «آمِن» برای پاسخ دادن بهره گیرند. در دوران تلمود (حدود 2000 سال پیش) جمله هایی به عبارت «یِهِه شِمِه رَبّا» افزوده شدند كه مجموعه قدیش را تشكیل دادند. قدیش در آن زمان یك دعا یا تفیلا به شمار می آمد كه در پایان هر بحث و سخنرانی مذهبی خوانده می شد. اشكال مختلف قدیش امروزه قدیش به گونه های مختلفی خوانده می شود: - « نیمه قدیش» یا قدیشِ لِعِلاّ در واقع، متن كامل و اصلی قدیش، همین قسمت است و در انواع دیگر قدیش نیز این بخش وجود دارد. وجه تمایز آنها، افزودن جمله هایی به نیمه قدیش است. معمولاً آن را هنگام پایان یافتن بخش مقدماتی تفیلاها (پیش از آغاز لحش) یا پایان قرائت سِفِر تورا می خوانند. ترجمه نیمه قدیش به این شرح است: * نام خداوند بزرگ و مقدس است. (آمِن) * در جهانی كه با رضایت خویش خلق نموده و حكومت خود را بر آن قرار داده است، نجات انسانها را فراهم و ظهور ماشیح را تسریع فرماید. (آمِن) * (امید كه) در ایام زندگی شما و در دوران حیات همه یهودیان، (ظهور ماشیح) به زودی و در زمان نزدیك واقع شود و بگویید آمِن. (آمِن) * نام بزرگ خداوند در این جهان و تا ابد، متبارك، ممدوح، مفتخر، بلند مرتبه، برگزیده، مجلل و مورد تهلیل است. (آمِن) * مقام او از تمام بركات، سرودها، مدحها و تمجیدهایی كه برای او در این جهان گفته می شود، بالاتر است و بگویید آمِن. (آمِن) - « قدیش تیتقَبّال» و یا قدیش شالِم این قدیش را فقط شالیح صیبور (پیشنماز) پس از پایان متن اصلی تفیلا (لَحَش) می خواند و در آن تقاضای پذیرش تفیلای مردم از سوی خداوند گفته می شود. - قدیش « یِهِه شِلاما» در آن (افزون بر مضمون اصلی قدیش) از خداوند برای جماعت، سلامتی و سعادت طلب می شود و بیشتر پس از مطالعه و فراگیری تورای كتبی (تَنَخ) گفته می شود. - قدیش عَل ییسرائِل در این قدیش كه دارای قدیش یِهِه شِلاما نیز هست، برای همه افرادی كه به آموزش، فراگیری و ترویج علوم الهی مشغول هستند، خیر و بركت درخواست می شود. نیز پس از مطالعه و فراگیری تورای شفاهی (مانند میشنا، گمارا، زوهر) یا سخنرانی مذهبی هم گفته می شود. این قدیش را قدیش سوگواری یا قدیش یاتُوم (به معنای یتیم) هم می نامند. علت این نامگذاری، آن است كه بستگان درجه اول متوفی و بویژه فرزندان پسر، در یك سال پس از درگذشت مِیِت، آن را همه روزه می گویند. - قدیش گادُول این قدیش در جمله اول با دیگر انواع آن تفاوت دارد و در ابتدا به جهان آخرت اشاره می كند، سپس مانند قدیش «عل ییسرائل» ادامه می یابد كه به هنگام تشیع جنازه و پس از دفن میت خوانده می شود. همچنین هنگامی كه عده ای دوره فراگیری یك جلد از میشنا یا گمارا را به پایان می رسانند، در مراسمی كه به همین مناسبت برگزار می شود، آن را می خوانند. * در پایان همه قدیشها (غیراز نیمه قدیش) جمله «عُوسِه شالُوم» خوانده می شود كه مفهوم خلاصه آن چنین است: «خدایی كه در جهان آفرینش صلح و آرامش برقرار كرده است، او با رحمتهایش صلح و آرامش را برای ما برقرار نماید». قدیشِ سوگواری همان گونه كه ذكر شد، قدیش « عَل ییسرائل» یا «یاتُوم» از یك نظر اختصاص به افراد سوگوار دارد كه در سال اول فوت بستگان درجه اول یا سالروز درگذشت آنها خوانده می شود. در متون مذهبی گفته شده است فردی كه قدیش می گوید، باعث ارتقای روحانی والدینش می شود. چنانچه به مفهوم جملات قدیش توجه شود، ملاحظه می شود كه در آن (قدیش عل ییسرائل) هیچ اشاره ای به جهان آخرت یا نجات و آمرزش روح مِیِت نشده است، بلكه مضمون اصلی آن، اعتراف به قداست و بزرگواری خداوند است. معمولاً فردی كه با از دست دادن یكی از نزدیكان خود سوگوار می شود، اگر احساسات و افكار خود را كنترل نكند، ممكن است كه به تقدیر الهی در وارد آمدن این مصیبت اعتراض كند یا آن را ناشی از بی عدالتی آفریدگار بداند. پس خواندن قدیش با توجه به مفاهیمی كه در آن نهفته است، نشانه ایمان او، عادلانه دانستن حكم خداوند و تسلیم در برابر خواست و حكمت اوست. نكاتی درباره قدیش 1- قدیش را تنها در حالی می گویند كه 10 نفر مرد (بالاتر از 13 سال) در یك مكان حاضر باشند. (این جمع را «عَسارا» یا «مینیان» می نامند). 2- چنانچه در شروع قدیش ده نفر حاضر بودند، اما پس از آن به طور اضطراری چند نفر خارج شوند، تا زمانی كه دست كم 6 نفر حضور داشته باشند، می توان به گفتن قدیش ادامه داد. 3- همه كسانی كه در محل حضور دارند (حداقل 9 نفر به غیر از گوینده قدیش) باید كاملاً به جملات آن توجه كنند و در پایان هر جمله، آمِن را پاسخ دهند. چنانچه شماری از افراد حاضر در حال خواندن تفیلا (لحش) باشند كه نمی توانند در میان آن جواب قدیش را بدهند، اگر دست كم 6 نفر از آنها قادر به پاسخ دادن باشند، می توان قدیش را آغاز كرد. 4- قدیش را به حالت ایستاده می گویند؛ اما می توان به حالت نشسته آن را پاسخ داد. 5- افزون بر كلمه آمِن كه باید در جواب قدیش گفته شود، از شروع قسمت «یِهِه شِمِه ربا»، دو جمله وجود دارد كه حاضران باید آن را با صدای بلند و به طور كامل در جواب گوینده قدیش بخوانند. |
كشروت انجمن كلیمیان تهران |
|
«كَشْروت» در معنای لغوی به معنی شایستگی و مطابقت با آداب مذهبی است و واژه «كاشر» به معنای آماده یا مناسب بودن برای استفاده متناسب با آداب مذهبی است. در ضمن، هر وسیله ای كه موافق با آداب مذهبی ساخته شود یا حتی هر انسانی كه شایسته و مطابق قوانین مذهبی رفتار نماید، «وسیله یا انسان كاشر» خوانده می شود. برای نمونه: عبارات صیصیت و تفیلین كاشر، مزوزای كاشر، سوكای كاشر و... پیاپی در متون، گفتگوها و مُحاورات یهودیان به كار می روند. در مورد خوراكیها متضاد واژه كاشر، «طارِف» است. «كشروت غذایی» در دین یهود عبارت است از رعایت مراحلی ویژه برای تهیه و پخت مواد خوراكی كه تمام قوانین و جزئیات آن را مُشه ربنو - حضرت موسی- از سوی خداوند به بنی اسرائیل ابلاغ كرد و دارای مراحل زیر است: 1- انتخاب حیوان حلال گوشت. 2- اطمینان از سلامت كامل آن. 3- ذبح صحیح و شرعی. 4- جدا نمودن رگ و پیه از گوشت. 5- زدودن كامل خون از گوشت. 6- كاربرد ظروف مخصوص گوشت در تهیه، پخت و مصرف آن. 7- نظارت فردی متعهد بر مراحل پخت هر ماده غذایی. 8- خودداری از پخت و مصرف همزمان گوشت با فراورده های شیری. 9- بازبینی دقیق سبزیها و میوه ها از كرم و حشرات، پیش از هرگونه استفاده. 10- دقت در مصرف فراورده های انگور (كه یهودی مؤمن و متعهد، آن را تهیه كرده باشد ) (مانند: آب انگور، یایین، سركه، آب غوره، شیره انگور و...). به غذایی كه با رعایت موازین فوق تهیه شده است، غذای كاشر گفته می شود. برابر آیات صریح تورا، غذایی كه انسان می خورد، افزون بر جسم، در روح او نیز تأثیر می گذارد. دقت در رفتار حیوانات نشان می دهد كه محتوای تغذیه و نحوه به دست آوردن غذا، ارتباط تنگاتنگی با احساسات و روحیه هر جاندار دارد. به گونه ای كه حیوانات گوشتخوار، خونخوار یا مُردارخوار معمولاً نشانه درنده خویی، تَوَحُش و بی عاطفگی و حیوانات گیاهخوار نشانه بی آزاری و بی گناهی هستند. باری تعالی بارها در كتاب تورا از یهودیان خواسته است كه از خوردن گوشت شكار و مُردار خودداری كنند و نشانه هایی از چهار پایان، پرندگان و ماهیهای حلال گوشت را شناسانده است. یكی دیگر از نتایج رعایت قوانین كشروت كه در جای خود اهمیت ویژه دارد، مسأله بهداشت و سلامت تغذیه است؛ زیرا با انتخاب حیوان زنده و سالم و معاینات ذابح مُجاز یهودی در پیش و پس از ذبح شرعی، همه دامهای بیمار، حرام اعلام می شوند. شاید پنداشته شود كه نتایج بهداشتی، هدف اصلی قوانین كشروت بوده است و امروزه كه از روشهای جدید كشتار و معاینات دامپزشكی استفاده می شود، دیگر نیازی به اجرای این قوانین نیست. ولی یهودیان برطبق آیات تورا معتقدند كه نتایج بهداشتی، تنها جزء بسیار كوچكی از آثار عمیق این قوانین الهی بر جسم و روح آدمی است. یكی از آثار اجتماعی قوانین كشروت این است كه عمل خوردن را كه امری فردی است، به كار و فعالیت گروهی و اجتماعی تبدیل كند و آن هم تشریك مَساعی و همكاری نزدیك ذابحان، مسؤلان و مردم را می طلبد. زیرا غیر از افراد دوره دیده، دیگران حق ذبح شرعی حیوانات را ندارند و مسوؤلان امر نیز موظفند كه تا آخرین لحظه رسیدن گوشت یا فراورده های آن به دست مردم بر همه مراحل، نظارت دقیق داشته باشند.
كشروت و تقدس برای پی بردن به جنبه دیگری از قوانین كشروت، به آیاتی از تورا توجه كنید: «خود را آماده سازید كه مقدس شوید، زیرا من مقدس هستم و روح خود را با (خوردن) هر جنبده ای كه روی زمین حركت می كند، ناپاك نسازید.» «هیچ مرداری (حیوان مرده ای) (یا ذبح غیر شرعی) نخورید... زیرا مردمی مقدس برای خدای خالقتان هستید» عبارتی كه در این زمینه بارها در تورا مورد تأكید قرار می گیرد، « قُودِش» به معنی «مقدس بودن» است. بنابراین، یكی دیگر از نتایج رعایت قوانین كشروت، تقدس و اختصاص یافتن به خواست خداوند است. اما در دیدگاه مكتب الهی، طبیعت و زندگی دنیوی به تنهایی قابل ارزشیابی از نظر مقدس یا نامقدس بودن نیست. بلكه این زندگی، طبیعت و نیازهای جسمانی در حالت انتظار و تعلیق به سر می برند تا با نوع نگرش و استفاده انسان از آنها قداست یافته یا منفور شوند. شریعت الهی برای تقدس زندگی دنیوی و وابسته های آن، دو شرط كلی را درنظر دارد: 1- نیت و هدف استفاده از مَواهب طبیعی و برآورده ساختن نیازهای جسمی، زنده ماندن و كسب نیرو برای حركت بهتر در مسیر مورد نظر خداوند باشد. 2- روش و نحوه استفاده از طبیعت و ارضای خواسته های انسانی هیچ گاه از چهارچوب قوانین و محدودیتهای دینی فراتر نرود. به این ترتیب با رعایت این دو شرط، زندگی دنیوی انسان كه به ظاهر، همانند زندگی حیوانات است، از شكل ابتدایی و نامقدس خود خارج شده، به سوی تقدس و روحانیت رانده می شود؛ به عبارت دیگر، یك یهودی مؤمن به یاری همـین غرایز و نیروهای طبیعی، خدای یكتا را پرستش و عبادت می كند و از آنها كه وسیله ای برای نزدیك شدن به خالق خود است، بهره می برد. بنابراین، ساده ترین و معمولی ترین فعالیتها مانند خوردن، ازدواج، تولید مثل، صحبت كردن، تحصیل، تفریح، كار و كسب و... با رعایت قالبهای مذهبی تقدیس می شوند. حضرت سلیمان چنین می فرماید: «در تمام راههایت، او (خدا) را بشناس.» آن حضرت به زمان و مكان یا نكته خاصی در زندگی برای اجرای قوانین دین و یادآوری خداوند اشاره نمی كند. بلكه تاكید دارد كه «در تمام راههایت» و در تمام لحظات و موقعیتهای زندگی باید خواست خداوند (كه در احكام دینی تجلی یافته است) مورد توجه قرار گیرد. هدف ادیان الهی، هدایت جریان زندگی عادی و معمول انسان با حفظ تمام شرایط لذت بخش آن در مسیری است كه به سوی خداوند و كسب سعادت ابدی منتهی شود و رعایت قوانین كشروت و احكام خوراكیها، بخشی از این اهداف را برآورده می سازد. گزیده ای از قوانین ذبح (شحیطا) 1- شخص ذابِح (شُوحِط) باید به اصول دینی و احكام شرع، معتقد و به اجرای آنها متعهد باشد. 2- شُوحِط پس از فراگیری قوانین شحیطا نزد یك استاد ماهر به طور عملی به تهیه و آماده سازی كارد و انجام دادن آزمایشیِ ذبح می پردازد. بعد از مهارت كافی، گواهینامه شرعی ذبح را دریافت می كند و تنها در این صورت، مجاز به انجام ذبح شرعی است. وی در این حالت نیز باید همواره قوانین دینی را مرور كند تا نكته ای را فراموش ننماید. 3- چهار پا و پرنده مورد نظر باید هنگام ذبح، طبق قوانین شرع از سلامت برخوردار باشد. 4- سراسر كارد مخصوص شحیطا باید تیز، كاملاً صاف و بدون كوچكترین تضریس (زبْری، دندانه) و ناهمواری بوده، و طول آن درحدود 2 برابر پهنای گردن پرنده یا چهارپای موردنظر باشد. لازم است كه پیش و پس از هر شحیطا كارد را بررسی كرد تا مبادا نقصی در آن ایجاد شده باشد. 5- شحیطا در محل گلوی پرنده یا چهار پا در قسمتی كه نای و مری روی هم قرار دارند، انجام می شود. بهترین حالت شحیطا آن است كه نای و مری، هر دو كاملاً بریده شوند. به هر حال اگر بیش از نصف نای و بیش از نصف مری در چهارپا ( و یكی از این دو در پرنده) بریده شدند، ذبحْ حلال است. 6- ذبح در پنج مورد حرام می شود:
7- پیش از انجام دادن شحیطا براخای مخصوص آن گفته می شود (یك براخا برای چند مورد شحیطای مكرر، كافی است). پس از شحیطا، خون پرنده را روی خاك ریخته و آن را با خاك می پوشانند كه این عمل هم براخای ویژه ای دارد . « نِوِلا » و « طِرِفا » 1- «نِوِلا» Nevela به معنای مردار است؛ یعنی، حیوانی كه خود به خود مرده است. در كشروت، نِوِلا به معنای ذبح نادرست نیز خواهد بود، مانند مواردی كه در بخش پیش (بند 6) گفته شد. 2- «طِرِفا» Terefaبه معنای حیوان شكار شده است و در شحیطا منظور از آن، حیوان بیمار هم خواهد بود كه علایم بیماری آن را شوحط (ذابح شرعی) هنگام معاینه پس از ذبح تشخیص می دهد؛ مانند آنكه مواردی از شكستگی استخوان در حیوان دیده شود. خوردن نِوِلا و طِرِفا در شرع یهود حرام است. |
توبه |
|
آرش آبایی توبه و اعتراف به گناه، یكی از 613 فرمان تورا است: «مرد یا زنی كه مرتكب هرگونه خطاهای انسانی شود ... به خطایی كه انجام دادهاند، اعتراف كنند».
«خواهش به درگاه خالق: خطا كرده ام، گناه كرده ام، و به درگاه تو تقصیر ورزیده ام و چنین و چنان (اشتباهات شخصی) را انجام داده ام و اینك نسبت به اعمال یاد شده پشیمان و شرمنده ام و تا ابد به چنین مواردی بازگشت نخواهم كرد». دراین متن به سه درجه از اشتباهات شخصی اشاره شده است: 1- (حِط)- خطا: موردی است كه انسان از قانون و حكم شرعی آگاه نیست و به طور ناخواسته و نادانسته، فرمان خداوند را زیر پا می گذارد. 2- (عاوُن) - گناه : موردی است كه انسان از فرمان خداوند نسبت به امر یا نهی در یك موضوع آگاهی دارد، اما سستی اراده یا وسوسه های درونی و تحریك و تشویق دیگران، او را به امری خلاف شرع یا عُرف می راند. 3- (پِشَعْ)- تقصیر: در این حالت، فرد از فرمان شرع آگاه است و هیچ گونه اجبار و فشاری برای گناه كردن احساس نمی كند، اما به جهت مخالفت و تمرد با دین به كاری خلاف می پردازد. هرچندكه برای بخشش كامل برخی گناهان، تحمل سختی یا مجازاتهای الهی لازم است، توبه موجب بخشودن یا كاهش همه موارد فوق شده و كامل كننده روند پاك شدن گناهان خواهد بود. حتی كسانی كه برابر دستور خداوند به سبب جرایم سنگین، بِت دین یا دادگاه شرع آنها را محكوم به مجازات كرده بود، در صورتی گناهانشان كفاره و پاك می شد كه پیشتر از اعمال خود پشیمان شده و توبه كرده باشند. «توبه»، تنها ویژه گناهانی نیست كه به طور عملی انجام می شوند (مانند دزدی، ضرب و شتم، خوردن خوراكیهای حرام و....) بلكه افكار، احساسات و عادتهای ناشایست، همه نیاز به توبه و كفاره دارند. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد كه گناهانی كه بهطور عملی انجام می شوند، معمولاً به شرایط و امكانات خاص نیاز دارند و فرو رفتن در چنین معاصی و خطاهایی، بیشتر با هشدارها و توبیخهای مسوؤلان اجتماعی و مذهبی همراه است. همین امر موجب محدود شدن دامنه ارتكاب گناه یا كمك به توبه شخص و ترك خطا می شود. اما خطاهایی را كه مربوط به افكار و احساسات انسان هستند (مانند كینه، حسد، نظر داشتن به دارایی همنوعان، نگاه و افكار منافی عفت و...) كمتر اطرافیان انسان درك می كنند، لذا فرد بدون هیچگونه مانع خارجی در چنین گناهانی غرق می شود و تنها خود اوست كه باید بیدار شده و با توبه، زندگی روحی خود را از تباهی نجات دهد. مراحل توبه : توبه دارای سه مرحله اساسی زیر است: 1 - پشیمانی از گناه. 2 - اعتراف به گناه در برابر خداوند. 3 - ترك گناه. 1- پشیمانی از گناه : در این مرحله انسان باید نسبت به نادرست بودن اعمال خود آگاهی یابد. این آگاهی از راه مطالعه و فراگیری اصول دینی به دست می آید. همانگونه كه پایه و ملاك جرایم اجتماعی را قانون آن جامعه تعیین می كند و همه افراد یك جامعه برای سنجش درست یا نادرست بودن اعمال خود باید به متن قانون مراجعه كنند؛ درباره اعتبار اعمال انسان در نظر خداوند نیز باید به قوانین شرع مراجعه كرد. طبق قوانین یهود، دختر از 12 سالگی و پسر از 13 سالگی در برابر احكام دینی مسوؤل و موظف شناخته می شود. بنابراین فراگیری اصول دینی از سنین پایین و بهتدریج آغاز می شود و همان طور كه از یك فرد بالغ و جوان در جامعه انتظار می رود كه از قوانین معمول اجتماع و تمدن خود آگاهی داشته باشد، از این فرد هم خواسته می شود كه مسوؤلیتها و وظایف شرعی خود را در حد متعارف و رفع نیازهای شخصی بشناسد. نیز پس از آگاهی به ارزش اعمال و رفتار از دیدگاه مذهب، ایمان و التزام به آن واجب است. چه بسیارند افرادی كه كاملاً از آسیبهای سیگار یا غیبت و سخنچینی نسبت به دیگران آگاهند، اما همچنان به كارهایی كه خودْ خطا بودن آن را می دانند، ادامه می دهند. بنابراین آگاهی از اشتباه بودن یك عمل، از دیدگاه دینی به تنهایی كافی نیست و شخص باید به آن ایمان و وفاداریِ عملی نشان دهد. در این مرحله است كه او نسبت به خلاف شرع بودن عمل یا رفتار خود پشیمان شده و آماده توبه و ترك گناه می شود. 2-اعتراف به گناه در برابر خداوند: اعتراف به گناه در زبان عبری، «ویدوی»نامیده می شود. همان گونه كه ذكر شد، یكی از مهمترین بخشهای توبه، اعتراف لفظی یا شفاهی به گناهان و اظهار آمادگی برای ترك كامل آنها و توبه است. متن «اعترافنامه» یا «ویدوی» در تفیلاهای معمول روزانه (غیر از شبات، موعدیم و ایام خاص) و در مجموعه دعاهای ایام عادی كه در شب و پیش از رفتن به بستر خوانده می شود، گنجانده شده است. این متن به طور كلی دربرگیرنده همه خطاهای متداول انسانی است كه به ترتیب حروف الفبای عبری و با فعل جمع تدوین شده است. «ویدوی» را همگان می خوانند، هر چند كه حتی هیچ یك از آن اعمال را انجام نداده باشند. از آنجا كه لفظ این كلمات «جمع» است، در تفیلا برای دیگر كسانی كه احتمالاً مرتكب آن اعمال شده باشند، طلب آمرزش و بخشایش می شود. این نوع ویدوی، اعترافنامه عمومی است كه شالیح صیبور (پیش نماز) با صدای بلند می خواند. اما اقرار به گناهان شخصی، هرگز با صدای بلند و در حضور مردم انجام نمی شود، زیرا عقیده معمول بر این است كه ذكر یك عمل فساد و گناه، هر چند كه به قصد اعتراف و پشیمانی صورت بگیرد، شاید بهتدریج موجب شكسته شدن قُبح و زشتی و ترویج آن در افراد مستعد گناه شود. لذا انسان به گناهان شخصی خود تنها در حضور خداوند اعتراف می كند. بنابراین در میان تفیلای معمول روزانه، بخشی برای راز و نیاز شخصی با صدای آهسته در نظر گرفته شده است. همچنین در برخی جوامع رسم است كه ویدوی را با صدای آهسته می خوانند تا هر فردی بتواند به گناهان شخصی خود اعتراف كند. ذكر یك گناه در میان مردم یا نوشتن آن در كتابها به منظور عبرت دیگران، تنها در موارد خاص و با نظر افراد صاحب صلاحیت مذهبی انجام می شود. شكل كلی متن اعترافنامه شخصی در بخش پیشین ذكر شد. این متن یا هر گفتاری شبیه به آن می تواند به هر زبان و در هر زمان به حضور خداوند ادا شود. ترك گناه: توبه و پشیمانی از گناه بدون ترك آن گناه، بی معنی خواهد بود. حتی كسی كه برای مدتی موقت، خطایی را ترك می كند و دوباره آن را انجام می دهد، گرچه به سبب همان ایام موقت، امتیاز و پاداش الهی را كسب می كند، اما دوباره كل گناهان اولیه به پای او نوشته می شود، گویی از آغاز تاكنون در حال این گناه بوده است. كسی كه با زبان خود در حضور خداوند به گناهش اعتراف كرده، اظهار توبه و پشیمانی می نماید، اما در قلب و فكر خود همچنان به انجام دادن آن تمایل دارد و راغب است؛ به كسی می ماند كه برای رفع آلودگی از بدن خود به غسل و استحمام می پردازد، ولی در حین شستشو آن منبع آلوده كننده را همچنان در دست خود نگاه می دارد. مسلماً تا زمانی كه جسم آلوده را از تن خود جدا نسازد، هر گونه غسل و استحمامی برای او بی فایده خواهد بود. انسان پس از ترك گناه نیز باید همواره زشتی آن را در ذهن داشته باشد و به جستجو و تحقیق در اعمال خود بپردازد، تا مبادا پس از چندی به شكل دیگری از همان خطا آلوده شود؛ مانند دشمنی كه از خانه بیرون رانده شده، اما هر لحظه ممكن است كه از در دیگری دوباره وارد شود. از نكتههای دیگر ترك گناه، آن است كه باید ریشه و عواملی كه منجر به فعل حرام شده اند، شناسایی و كنترل شوند؛ مانند علف هرزی كه ریشه در خاك دارد و اگر برای از بین بردن آن فقط ساقه را قطع كنیم، مطمئناً پس از چندی دوباره همان گیاه جوانه خواهد زد كه تنها راه مقابله اساسی با آن، از جا كندن ریشه گیاه هرز است. برای ترك گناه باید به ریشه های آن نیز توجه كرد. عواملی همچون ضعف فرهنگی و دینی، محیط خانوادگی یا اجتماعی ناسالم، معاشرت با افراد فاسد وغیره می توانند زمینه را برای خطا فراهم كنند. هر چند كه همه افراد یك جامعه از هر جنس، سن و رده اجتماعی در معرض آلودگی به فساد و گناه هستند، عواملی را می توان بر شمرد كه احتمال این آلودگی را كاهش می دهند: 1- ایمان و اعتقاد مذهبی و انجام دادن مرتب فرایض و احكام شرع . این وضعیت چنانچه به دور از تظاهر و ریاكاری در انسان ایجاد شود، او را همواره در ارتباط با خداوند نگاه داشته و امكان گناه را كاهش می دهد. 2- مطالعه و كسب آگاهی در زمینه های گوناگون فرهنگی، اجتماعی و تاریخی كه سرگذشت انسانها و جوامع را درباره اعمال و رفتار آنها به نمایش می گذارد. الگو پذیری از شخصیتهای برجسته دینی و اجتماعی و بررسی زندگی آنها، اراده انسان را در برابر وسوسه های شیطانی مقاوم می كند. 3- پر كردن اوقات فراغت و انتخاب سرگرمی های سالم و متنوع. تجربه نشان داده است كه بیكاری و بطالت از عوامل مهم روی آوردن به جرایم و گناهان بوده است. 4- انتخاب اهداف مشخص، برنامه ریزی عالی برای زندگی آینده و تلاش و حركت برای دست یافتن به آنها. كسانی كه برای آینده و فردای خود هدف و برنامه معینی ندارند، در پی لذت جوییهای موقت و زودگذر رفته و خود را در بسیاری از خطاها غرق می كنند. تصمیم و امید برای رسیدن به هدف، توجه انسان را از وسوسه های زودگذر زمانه سلب كرده، به سوی آینده روشن هدایت می كند. 5- معاشرت مناسب و صحیح اجتماعی. به همان اندازه كه رفت و آمد با دوستان فاسد، انسان را در خطر تباهی قرار می دهد، تنهایی و انزوا او را به سوی گناه می راند. هیچ انسانی به تنهایی كامل نیست و برای دست یافتن به سعادت و كمال ناگزیر است كه به همنوعان خود كمك كند و از آنها نیز یاری بگیرد. بنابراین انتخاب دوستان و یاران صالح و صدیق و همفكری و معاشرت صحیح با آنها می تواند انسان را در راهی مناسب قرار دهد. 6- گرایش به حقیقت و صداقت. كسی كه در برابر خداوند و آفریده های او راه راستگویی و صداقت را پیشه كند، به سختی در معرض خطا و تقصیر قرار خواهد گرفت. می گویند فردی كه در انواع خطاها و گناهان غرق شده بود، روزی تصمیم به توبه گرفت، اما نمی دانست كه برای ترك آن اعمال چه باید بكند. وی نزد فردی روحانی رفت و از او برای توبه و جبران گذشته خود راهنمایی خواسته، اظهار داشت كه آنچنان در این راه مصمم است كه اگر لازم باشد خود را در كوره آتش نیز خواهد انداخت! آن روحانی اعلام داشت كه من راهی را به تو نشان می دهم كه از این وضع، سختتر است. فرد خاطی همچنان اظهار آمادگی كرد. روحانی صدیق گفت: راه، این است. از امروز برو و هر عملی كه مایل بودی انجام بده. تنها قول بده كه اگر كسی از تو بپرسد چه كرده ای، با كمال راستی و صداقت به او حقیقت امر را جواب دهی! آن فرد با تعجب رفت و هرگاه كه میل به گناهی را در خود احساس می كرد، تعهد خود را به مرد روحانی به یاد می آورد و با خود چنین می اندیشید: اكنون كه من قصد گناه (مثلاً دزدی) را دارم، اگر كسی از من بپرسد، به او چه خواهم گفت؟ بگویم كه من در حال دزدی هستم؟ و سپس از انجام دادن آن گناه منصرف می شد. او پس از آن برای هر خطایی كه قصد داشت انجام دهد، همین گونه می اندیشید و بی درنگ آن را ترك می كرد. سرانجام، همین روش، او را به توبه كامل و ترك گناه هدایت كرد. همانند این موضوع در تلمود آمده است: هنگامی كه «ربان یُوحانان بنزَكای» رحلت می نمود، شاگردانش به او گفتند: «ایاستاد! ما را دعا و بركت نما». ربی به آنها گفت: «امیدوارم كه ترس از خدا به اندازه ترس از انسانها بر شما قرار گیرد». شاگردان گفتند: «همین؟» ربان یوحانان گفت: «ای كاش كه حتی همین مقدار ترس نیز در انسان وجود داشته باشد. زیرا او هنگامی كه می خواهد گناهی را انجام دهد، ابتدا با خود می اندیشد كه «ای كاش هیچ انسانی مرا در این حال نبیند!» پس اگر همین احساس را نسبت به خداوند كه در هر جا و هر زمان حاضر است داشته باشد، از هر گناهی پرهیز خواهد كرد. چگونگی كفاره گناهان از دیدگاه یهود در گذشته و در زمان آبادی بت همیقداش، تقدیم قربانیهای گوناگون، یكی از روشهای طلب كفاره و بخشش خطاها به شمار می آمد. البته در همان هنگام نیز «ویدوی» - اعتراف لفظی به گناهان - كه مرحله تكمیلی این روند بود، انجام می شد، ولی امروزه تفیلا و ویدوی تقریباً جایگزین آن قربانیها شده است و روند كفاره گناهان بنی اسرائیل به عقیده هارامبام، طبق درجه بندی خاصی صورت می پذیرد. یكی از اصطلاحاتی كه در این بحث مطرح است، لفظ «كارِت» به معنای مُنقطع شدن است. برخی از دستورهای دینی چنانچه به طور عمد یا به قصد ضدیت با فرمان خداوند زیر پا نهاده شوند، سزاوار مجازات سخت الهی می شود كه «كارِت» نام دارد. اجرای مجازاتهای ذكر شده در تورا بر عهده مجمع مذهبی «سَنْهِدْرین» نهاده شده است و امروزه توبه به ترتیبی كه ذكر خواهد شد، موجب كفاره تمام گناهان می شود. دستهبندی «كفاره گناهان» به شرح زیر است: 1- چنانچه فردی یكی از فرمانهای امر تورا را اجرا نكند، پس از آنكه با قلب و زبان خود به طور كامل توبه كرد و از گذشته خود پشیمان شد، توبه او بلافاصله مورد قبول قرار می گیرد و گناهش بخشیده می شود. این فرمانها برای مثال عبارتند از : استفاده از صیصیت و تفیلین- خواندن شمع ییسرائل و تفیلای روزانه- نصب مزوزا- مراسم قیدوش شبات - گفتن بیركت هَمازوُن یا شكرانه پس از غذا- ساختن سوكا- بازخرید پسر اولزاد از كهن- بازگرداندن مال گم شده به صاحب آن - به جای آوردن نذر. دو فرمان امر میلا كردن و تقدیم قربانی پسح از موارد سنگین تری هستند كه در این دسته جای نمی گیرند. 2-كسی كه یكی از فرمانهای نهی را (كه مستوجب «كارِت» یا مجازات سنگین از نظر تورا نباشد) زیر پا بگذارد، اگر به طور كامل از عمل خود پشیمان شود و واقعاً توبه نماید، بخشش او به حالت تعلیق باقی می ماند تا روز «كیپور» فرا رسد و با تعنیت (روزه) و اجرای صحیح مراسم آن روز، توبه او پذیرفته شده و گناه وی عفو شود. چند نمونه از این فرمانهای نهی عبارتند از: استفاده از خوراكیهای حرام - كاربرد فراورده های شیری با مواد گوشتی- تراشیدن ریش با تیغ - باقی گذاردن مواد حامص در ایام پسح - نفرین كردن قاضی شرع یا رئیس دارالشرع و... . 3-كسی كه یكی از فرمانهای نهی را زیر پا نهد كه مجازات سنگین تری را از نظر تورا در پی دارد، چنانچه از عمل خود كاملاً پشیمان شود و توبه نماید، بخشودن او به حالت تعلیق خواهد ماند و مراسم روز كیپور را باید به طور صحیح انجام دهد، اما آن نیز بخشش را به حالت معلق نگاه می دارد تا سختیها و مشكلات زندگی بر او وارد شوند و بر خود بپذیرد كه آنها نتیجه گناهانش هستند. با جمع شدن این سه عامل ( توبه، مراسم روز كیپور و سختیهای زندگی)، وی مورد عفو و بخشش قرار خواهد گرفت. شماری از گناهانی كه مشمول حالت اخیر می شوند، عبارتند از: بتپرستی- كار در شبات- كتكزدن والدین- زیر پا گذاردن مراسم كیپور- خوردن خون یا پیه- خوردن حامص در ایام پسح - انجام ندادن میلا و... . 4- بخشودگی همه موارد فوق تنها در صورتی طبق مراحل ذكر شده امكانپذیر است كه عمل خطا به طور شخصی انجام شده باشد و موجب بی حرمتی به نام و قداست خداوند نشود. اما كسی كه هر یك از سه دسته اعمال فوق را در انظار عمومی و به گونه ای مرتكب شود كه قصد خوار نمودن خداوند و شریعت او یا تشویق دیگران را به سرپیچی از كلام او به همراه داشته باشد، سنگین ترین نوع گناه را مرتكب شده است. در صورتی كه از اعمال خود كاملاً پشیمان گردد و توبه نماید، سه عامل توبه، كیپور و سختیهای زندگی، مجازات وی را به حال تعلیق در می آورند و كفاره كامل گناهانش (چنانچه تا آخر عمر در حال توبه باشد) در زمان مرگ انجام می شود. یعنی اگر به حالت توبه جهان را ترك نماید، گناهان او مورد عفو و بخشش كامل قرار خواهند گرفت. توبه واقعی: توبه واقعی كدام است؟ حالتی است كه تمام شرایط برای خطا كردن آماده باشد و خود فرد نیز امكان انجام دادن آن را داشته باشد، اما از آن دست بكشد. اگر این خودداری از گناه كردن، نه در اثر ترس باشد و نه در پی ناتوانی جسمی، بلكه كاملاً به سبب رعایت فرمان خداوند و قبول توبه و ترك گناه باشد، چنین توبه ای بالاترین نوع آن خواهد بود. البته هیچ انسانی مجاز نیست كه برای آزمودن خود، خویشتن را در معرض فساد و گناه قرار دهد. اگر فردی پس از گذشت دوران جوانی و فرا رسیدن ایام پیری و ضعف در حالی كه دیگر توانایی و تمایل انجام دادن گناه را نداشته باشد، توبه كند؛ گرچه بهترین حالت توبه را از دست داده است، توبه او طبق شرایط ذكر شده مورد قبول قرار می گیرد. كسانی كه سهمی از مواهب جهان آخرت ندارند : دسته ای از یهودیان به سبب گناهان و عقاید ویژه ای كه دارند، اگر توبه نكنند، سهم خود را از حضور در جهان آخرت از دست می دهند. شماری از آنها نام برده می شوند: 1- كافران : به طور كلی می توان عقاید زیر را كفر دانست. 1-1- انكار خالق جهان. 1-2- اعتقاد به وجود چند خدا ( نفی توحید و یگانگی خداوند). 1-3- مادی دانستن وجود خدا . 1-4- اعتقاد به وجود آفریننده دیگری پیش از وجود خداوند. 1-5- پرستش اَجرام آسمانی یا هر پدیده ای با عنوان واسطه ای بین انسان و خدا . 1-6- انكار وحی و نبوت از جانب خدا . 1-7- انكار علم وآگاهی خداوند نسبت به افكار و اعمال انسان. 2- منكران نزول تورا به حضرت موسی از جانب خداوند 3- منكران زنده شدن مردگان 4- منكران ظهور منجی نهایی جهان 5- مُرَوجان فساد و گناه در جامعه 6- كسانی كه خون بی گناهان را به زمین می ریزند عوامل بازدارنده توبه: شرایطی ویژه موجب عقب افتادن توبه و سخت شدن پذیرش آن از سوی خداوند می شوند كه برخی از آنها عبارتند از: 1- كسی كه یك فرد یا جامعه ای را به خطا انداخته، یا مانع آن شود كه دیگران فرمانهای خداوند را انجام دهند. 2- كسی كه شاهد اشتباه و گناه دیگران است و امكان و قدرت آن را دارد كه آنها را هدایت و ارشاد كند، اما از این امر خودداری می كند؛ مانند پدری است كه به فساد و تبهكاری فرزند خود توجهی نكرده و او را تأدیب نمی نماید. 3- كسی كه با خود می گوید: خطا می كنم و پس از آن توبه می نمایم، یا كسی كه به امید بخشایش گناهش در روز كیپور، عملی خلاف شرع را انجام دهد. درجه و ارزش توبه: در میشنا یكی از زیباترین گفتارها درباره ارزش توبه و نیكوكاری ذكر شده است: « ربی یعقوب می فرمود: 1- یك ساعت توبه و نیكوكاری در این جهان، از كل زندگی در جهان آینده بهتر است. 2- (و این در حالی است كه) یك ساعت آرامش روح در جهان آینده از تمام زندگی در این دنیا بهتر است.» عبارت دوم، ارزش جهان آینده را نسبت به این دنیا نشان می دهد كه تنها یك ساعت آرامش روح (و نه حتی زندگی حقیقی) در آن به كل حیات این جهان برتری دارد. اما توبه و كارهای نیك چنان ارزشی دارند كه یك ساعت مشغول شدن به آنها از همه زندگی حقیقی در جهان آخرت با ارزشتر است. همچنین در وصف انسانی كه گناه را ترك می كند، چنین گفته شده است: «در مكانی كه توبه كنندگان (در حضور خداوند) قرار می گیرند، حتی انسانهای صادق و كامل (كه هرگز گرد گناه نگشته اند) نیز نمی توانند قرار گیرند.» این عبارت به معنای آن است كه فرد گناهكار با اینكه طعم و لذت گناه را حس كرده است، از خود اراده ای محكم و قوی نشان داده و دست از خلاف و خطا برداشته است. این غلبه بر نفس و غرایز شیطانی، چنان ارزشمند است كه فرد «تَوّاب» یا توبه كننده را حتی از صادقانی كه هرگز طعم گناه را نچشیده اند، بالاتر می برد. زیرا چه بسا كه آن افراد صادق اگر به گناه آلوده می شدند، هرگز چنان قدرت و ارادهای را نمی یافتند كه خود را از منجلاب تباهی و فساد رهایی دهند. در این مورد گفته شده است: «چه كسی قهرمان و قدرتمند شمرده می شود؟ آن كه بر نفس و وسوسه شیطانی خود چیره شود. همان طور كه گفته شده است: دیر خشم بودن (و كنترل احساسات) از پهلوانی بهتر است و كسی كه بر روح و روان خود تسلط دارد، از كسی كه شهری را به تصرف در می آورد، بالاتر است». زمان توبه در میشنا چنین آمده است: «یك روز پیش از مرگت توبه كن» از آنجا كه هیچ انسانی از روز مرگ خود آگاه نیست و هر روز احتمال پایان عمر او وجود دارد، پس لازم است كه هر روز توبه كند و نسبت به خطاها و گناهان یا حتی به سبب كوتاهی هایی كه در برآوردن خواست خداوند از او سرزده است، طلب بخشش و مغفرت كند. بنابراین هر روز و هر لحظه درهای توبه برای انسان گشودهاند و خداوند پذیرای درخواستهای انسان است؛ ولی در ایام و روزهای خاصی از سال، شرایط بهتری برای پذیرش توبه انسان فراهم است. این ایام ده روز، از روش هشانا تا كیپور هستند. زیرا بنا بر عقیده یهود، روش هشانا روز تشكیل محكمه الهی برای رسیدگی به اعمال گذشته انسان است و در روز كیپور، كلیه احكام صادره در اصطلاح مُهر می خورند و قطعی می شوند. همانند انسانی كه پرونده اش در دادگاه گشوده است و سعی دارد تا در مدت زمان تشكیل دادگاه، مراقب اعمال خود باشد كه خطایی از او سر نزند و رضایت شاكی ها و مخالفان خود را جلب كند؛ در این ایام ده روزه نیز انسان در پاك كردن گناهان احتمالی و اصلاح اعمال خود تلاش بیشتری می كند. برای آمادگی بیشتر در ورود به این ایام بسیار مهم و سرنوشت ساز، 40 شبانه روز پیش از كیپور، یعنی از اول ماه الول مراسمی با عنوان «سِلیحُوت» آغاز می شود كه به معنای مراسم بخشایش است. این مراسم شامل مناجات شبانه به درگاه خداوند، اعتراف به گناهان و طلب بخشایش از اوست. این دوره چهل روزه از نظر تاریخ مذهبی یهود به نام «ایام رضایت الهی» شناخته می شود. پس از واقعه شاووعوت كه خداوند در پای كوه سینای ده فرمان تورا را شفاهی به بنی اسرائیل اعلام فرمود، مشه رَبِنو (حضرت موسی) به بالای كوه رفت و مدت چهل شبانه روز در آنجا باقی ماند و در «هفدهم ماه تموز» با همراه داشتن دو لوحه ده فرمان از كوه پایین آمد، اما با مشاهده آلودگی پاره ای از بنی اسرائیل به گناه ساختن گوساله طلایی، آن دو لوحه را به نشانه اعتراض و توبیخ آنها از سوی خداوند، بر زمین زد و شكست. پس از این، او به مجازات عاملان واقعه پرداخت و جامعه بنی اسرائیل از اعمال خود پشیمان شدند و توبه كردند. مشه برای دومین بار بر فراز كوه رفت و مدت 40 شبانه روز دیگر به دعا و استغاثه پرداخت و برای قوم، طلب بخشش خطاها را كرد. در نهایت، خداوند دعای او را پذیرفت و به وی دستور داد: كه «برای خودت دو لوحه سنگی مانند لوحه های اولیه بتراش». مشه از كوه پایین آمد و پس از تراشیدن دو لوحه جدید، برای سومین مرتبه در اول ماه الول به بالای كوه رفت و چهل شبانه روز در آنجا ماند تا خداوند متن ده فرمان تورا را دوباره روی آن دو لوحه مرقوم نمود و مشه در یوم كیپور (دهم تیشری) از كوه پایین آمد. لذا عقیده بر آن قرار گرفت كه این ایام برای طلب بخشایش و توبه مناسب هستند و مراسم سلیحوت و آمادگی برای روز محاكمه الهی در این چهل شبانه روز مقرر شد. * مراسم سلیحوت، هر روزه (به غیر از شباتها و اول ماه عبری) معمولاً پس از نیمه شب شرعی و پیش از تفیلای شحریت (نماز صبح) به طور دسته جمعی برگزار می شود. چنانچه شركت در این مراسم در زمان یاد شده میسّر نباشد، می توان آن را تا پیش از غروب آفتاب همان روز برگزار كرد. به جا آوردن سلیحوت به تنهایی هم امكان پذیر است، اما قسمتهای ویژه ای از آن مانند بخشهایی كه به زبان آرامی تدوین شده اند، در این حالت خوانده نمی شوند. نذر «نذر»، قول و تعهد انسان نسبت به خداوند است. گاه انسان برای نزدیك شدن به خداوند یا مُقیّد كردن خود برای انجام دادن امری خیر، نذری را بر زبان می آورد. این موضوع برای دوری از گناهان احتمالی و كنترل وسوسه های درون مؤثر است. گاه در اوضاع سخت و بروز مشكلات، انسان با ذكر نذر متعهد می شود كه در صورت رهایی از مشكل، خدمت و امری نیك را برای رضای خالق خود به جای آورد. اما نكته بسیار مهم آن است كه تورا می فرماید: « آن (كلامی) را كه از دهانت خارج می شود، رعایت نما». این عبارت، یك دستور شرعی است و سرپیچی از آن؛ یعنی عمل نكردن به قول و نذر، گناهی بزرگ به شمار می آید. به همین دلیل، علمای دینی به انسان سفارش كرده اند كه تا حد امكان از ذكر قول و نذر خودداری كند. معمولا برای آنكه قول یا گفته ای نذر محسوب نشود، عبارت «بِلی نِدِر» - به معنای بدون نذر- را بر زبان جاری می سازند. تعهد برای انجام عملی برخلاف شرع، نذر نیست و باطل است. باطل كردن نذرْ شرایط بسیار سختی دارد، مگر آنكه هیچ امكانی برای اجرای آن وجود نداشته باشد. اِبطال نذرْ تنها در شرایط ویژه و در حضور افراد صاحب نظر شرعی و آگاه به آن احكام انجام می شود. به غیر از موارد فوق، ممكن است حالاتی باشد كه انسان كل نذر خود یا جزئیات آن را فراموش كرده باشد. برای اینكه جماعت پیش از وارد شدن به ایام خاص توبه ازگناهِ انجام ندادن نذرهایی كه فراموش كرده اند پاك شوند، مراسمی با عنوان «اِبطال نذرها» و هر گونه سوگند یا نفرین اجرا می شود. این مراسم به طور معمول در دو روزِ آدینه روش هشانا و آدینه كیپور برگزار می شوند. با این حال، انجام دادن آن در ایام دیگر سال در صورت لزوم امكان پذیر است. همچنین در شب كیپور متنی با نام «تمام نذرها» خوانده می شود كه منظور فوق را پی می گیرد. فرهنگ و بینش یهود – سال اول نظام جدید آموزش متوسطه |
شمونه عسره |
|
تعلیمات دینی و فرهنگ قوم یهود دعاهای هجده گانه
شكی نیست كه مهمترین قسمت نماز ما همان دعاهای هجدهگانهای است كه در نمازهای مختلف میخوانیم. در میشنا این دعاها را نماز (تفیلا) نام گذاردهاند. این نماز را رَبان گَملیئل اهل شهر یونه در قرن اول میلادی تنظیم نموده است. عدهای دیگر عقیده دارند كه مدتی قبل از او صد و بیست نفر از پیران قوم كه در بین آنها عدهای پیامبر وجود داشت، این نماز را تنظیم نمودند. قدیمیترین قسمتهای این نماز سه دعای اولیة آن است كه در حدود چهارصد سال قبل از میلاد به وسیلة اعضای بِتهَكِنِسِت هَگِدولا (مجمع بزرگان قوم یهود) فراهم شدهاست. سه دعای آخر آن احتمالا درحدود دویست سال قبل از میلاد در دورة مكابیها نوشته شده است. دوازده دعای وسطی به دوران معبد دوم مربوط است. امروز این نماز در نوزده دعا خوانده میشود و قسمت نوزدهم آنرا شموئیل جوان اهل یَونِه تنظیم نموده است. این نماز را عمیدا یعنی ایستاده نیز نام نهادهاند و این نام مناسبتر از شِمونِه عِسره است، زیرا فقط در حال ایستادن خوانده میشود. در روزهای شنبه و اعیاد و در نماز موساف سیزده قسمت وسطی نماز را نمیخوانیم و بدین طریق در این روزهای استراحت و آسایش، فكر خود را از تمام ناراحتیها و تقاضاها آزاد مینمائیم. در این روزها بجای این سیزده قسمت، نمازهایی مختص آن عید را میخوانیم.
دعاهای هجدهگانه را ابتدا به آرامی میخوانیم سپس پیش نماز (شالیَح صیپور) آنرا با صدای بلند تكرار میكند. علت تكرار آنست كه اگر كسی نماز را بلد نباشد بتواند، هنگام تكرار، آنرا به آسانی دنبال نماید. علت اینكه این نماز را در ابتدا آهسته میخوانیم آن است كه به نمازگزار فرصت بدهیم تقاضاهای شخصی خود را هم بیان كند. این موضوع را از بحثی كه در تلمود، نوشته شده است (بین ربی اِلیعِزر و ربی یشوآ) نتیجه میگیریم (عَبودا – زارا 7ب)
در سه قسمت اولیة این نماز نام پیامبران بزرگ خد.ا (ابراهیم، اسحق و یعقوب) را ذكر نموده و از خد.ا میخواهیم كه به خاطر نیكی و پاكی و صداقت آنها، به ما احسان نماید. در دعای دوم اَتا گیبور از قدرت خد.اوند سخن میگوییم. اعتراف میكنیم كه او روزی ما را میدهد و بیماران را شفا میبخشد. برای اینكه كشاورزی ما بركت داشته باششد تقاضا میكنیم كه در فصل پاییز و زمستان بارانهای مفیدی ببارد. آنگاه خد.ا را تقدیس نموده به رحمت و احسان او اعتراف مینماییم.
در دعای پنجم اظهار ندامت نموده از خد.ا میخواهیم كه ما را به سوی تورات و قوانینش بازگرداند. آنگاه از او تقاضا مینمائیم كه به زندگی و كشاورزی و كار ما بركت بدهد. در آخرین قسمت نماز از خد.ا میخواهیم كه به دعا و استغاثة بندگان خود گوش دهد و رحم و شفقت خود را از آنان دریغ ننماید. |
تفیلین
منبع : انجمن كلیمیان
تعلیمات دینی و فرهنگ قوم یهود
سال دوم راهنمایی
سال 81
تفیلین
دو قطعه است كه هر كدام از آنها تشكیل شده است از یك جعبه كوچك چرمی با تسمه های
چرمی بلند. در داخل هر یك از جعبه های كوچك قطعه ای از پوست حیوانات حلال گوشت كه
روی آنها آیه های توحید به خط عبری نوشته شده است جا دارد. در نماز صبح یكی از این
قطعات را روی پیشانی و ما بین دو چشم در مرز رستنگاه موهای سر قرار میدهند و قطعه
دوم را نیز روی ماهیچة بازوی چپ و مقابل قلب میبندند. تسمة چرمی تفیلین سر، بصورت
آویخته باقی میماند. ولی تسمه های تفیلین دست، دور بازو و ساعد و كف دست و انگشتان
دست چپ پیچیده میشود و تا پایان نماز روی سر و بازو باقی میماند .
آیه هائی كه در تفیلین نوشته شده است آیه های توحید از تورات است و عبارتند از :
بشنو ای اسرائیل. .. .. (شمع اسرائیل. ...) و برای من تقدیس نما. .... (قدش لی. ..) و هایاكی. ... و هایاایم. ... بطوریكه از متن این فصلها نتیجه میشود بین اعضای مختلف بدن انسان، یعنی قلب و مغز و چشمها و غیره، اعضائی هستند كه میتوانند عامل كار خطا یا عمل صواب باشند. زیرا پس از اینكه چشم چیزی را دید، انسان خواهان آن میشود و ممكن است مغز این خواسته را تصویب كند. ولی هر یهودی، صبح پس از بستن تفیلین، موظف میشود كه همواره خدای یكتا را در نظر داشته باشد تا بدین وسیله از ارتكاب عمل بد جلوگیری نموده و به انجام كار نیك تشویق شود. اگر او بخواهد بسوی بدی برود، بخاطر خواهد آورد كه در تفلینی كه بسته است چه دستوراتی مرقوم میباشد و با بستن آن چه تعهدی نموده است. در فصل «شمع ایسرائل» كه یكی از چهار قسمت فوق است نوشته شده است :
خدا را با تمام قلب و وجود خود دوست بدار. مفسران و علمای یهود از این آیه نتیجه گرفته اند كه در هر انسانی دو نیروی متضاد وجود دارد كه یكی از آنها انسان را به كارهای نیك تشویق و دیگری به انجام اعمال زشت و گناه هدایت مینماید. یك فرد یهودی باید بر خود مسلط باشد و هر دو فكر را تحت فرمان مغز خود در آورد. از این جهت تفیلین دست را روی دست چپ و مقابل قلب میبندیم تا قلب را كنترل كند و تفیلین سر را بین دو چشم و روی مغز میگذاریم تا چون یك نگهبان، مراقب اجرای صحیح قوانین اساسی توحیدی باشد.
در روزهای شنبه و اعیاد، هنگام نماز صبح از تفیلین استفاده نمیشود و فقط صیصیت را میپوشند. اگر كسی نتوانست در نماز صبح تفیلین ببندد باید در ساعت نماز عصر این كار را انجام دهد. به عبارت دیگر هر فرد یهودی باید هر روز یك بار تفیلین را ببندد و دعای مربوط به آن را بخواند. معمولا رنگ تمام قسمتهای تفیلین سیاه است. وظیفه بستن تفیلین برای پسران، از سیزده سال و یك روز شروع میشود و در این سن است كه پسر یهودی از نظر اجرای مراسم مذهبی كبیر شناخته میشود. هر پدر یا مادر یهودی موظف است به محض اینكه پسرش به این سن رسید برای او تفیلین تهیه نماید و طرز بستن آنرا بوسیله یكی از روحانیون به او یاد دهد و او را موظف كند كه هر روز این عمل واجب را انجام دهد. دختر یهودی در سن دوازده سال تكلیف شناخته میشود.
تعلیمات دینی و فرهنگ قوم یهود
سال دوم راهنمایی
سال 81
شباتهای مخصوص سال
در طول سال هشت شبات مخصوص وجود دارد كه یهودیان باید از آن اطلاع داشته باشند. علاوه بر نماز شبات، در این روز ها نماز جداگانه ای خوانده میشود.
علمای یهود گفته اند كه ما بین آخرین روز ماه شواط و اولین روز ماه نیسان ما باید چهار قسمت از تورات را بخوانیم كه هر یك از آنها محتوی دستور مخصوصی دربارة چهار شبات ویژه میباشد. این شباتها خصوصیتی دارند و قسمتهائی از تورات كه در آن چهار شبات میخوانیم از فصل های زیر است :
1- شقالیم 2- زاخور 3- پارا 4- هحودش
در میشنا هم اسم این چهار شبات ذكر شده است و این خود نشان میدهد كه آن فصول تورات اهمیت بسزائی دارد.
هشت شبات مهم عبارتند از :
1- شبات شیرا به مناسبت گذشتن بنی اسرائیل از دریا
2- شبات شقالیم (اعانات) در آن روز برای تعمیرات خانة خد-ا اعانه داده میشود .
3- شبات زاخور (یادبود) برای یادآوری عید پوریم .
4- شبات پارا (گاو قرمز )- این گاو بعداز ذبح سوزانده میشد و از خاكستر آن نیاز شرعی زائران تأمین میگردید.
5- شبات هحودش (ماه نیسان) به مناسبت فرا رسیدن عید فطیر و خروج بنی اسرائیل از مصر .
6- شبات گادول (بزرگ) كه در آن روز واعظین با سخن رانیهای مفصل خود مردم را به داشتن ایمان و تقوی تشویق می نمایند .
7- شبات ایخا (شبات قبل از نهم ماه آب) برای یاد آوری روز نهم ماه آب.
8- شبات شوبا (توبه) كه شبات قبل از روز كیپور میباشد و واعظین به مردم توصیه می كنند كه از صمیم قلب بسوی خد-ا باز گردند و توبه و انابه نمایند.
روشن كردن شمع در عصر روز جمعه
هر بانوی یهودی موظف است قبل از غروب روز جمعه دو شمع روشن كند و دعای زیر از بخواند و با آن شنبه را آغاز كند. اگر در خانه بانوئی نباشد، این وظیفه بعهدة دوشیزه خانه است و در غیاب او مرد خانه میتواند براخا را بگوید.
براخای روشن كردن شمع شبات :
باروخْ اَتا اَدونای اِلو هِنو مِلِخْ ها عُولام اَشِرْ كیدِ شانو بِمیصْوُتاوْ وِ صیوانو لِهَدْ لیقْ نِرْ شِلْ شَبات كودِشْ .
در عصر روزهای قبل از اعیاد به جای شبات نام آن عید را ذكر میكنند.
البته بانوی خانه باید هنگام انجام این فریضه از نظر لباس پوشیده و منظم باشد .
علائم پرندگان حلال گوشت
این علائم عبارتند از :
1- داشتن سیخك (انگشت پنجم) در پشت پاشنه ها .
2- داشتن چینه دان .
3- داشتن منقاری كه قسمت فوقانی آن بلند تر از قسمت تحتانی آن باشد.
4- پوسته زیرین سنگدان كه مواد خوراكی برروی آن قرار دارد به آسانی از گوشت جدا شود.
5- سطح پاها بر خلاف پوست بدن انسان كه صاف است زبر باشد.
6- برای خوردن غذا و دانه فقط از منقار خود استفاده كند.
7- هنگامی كه برروی طناب یا میله ای قرار میگیرد با سه انگشت خود در جلو و یك انگشت در عقب به آن محكم بچسبد.
شرعیات، دستورات و سنتهای مذهبی یهود
منبع : انجمن كلیمیان تهران
1) از ابتدای ماه الول تا آخر روز كیپور ایام توبه است و علمای دین یهود با استناد به گفتههای انبیا نوشتهاند كه در این چهل روز خد.اوند لطف و مرحمت بیشتری برای بخشیدن گناهان دارد. البته باید دانست توبة كسانی كه با نیت پاك به سوی خد.ا رو میآورند در هر لحظهای پذیرفته میگردد. چون حضرت موسی (ع) در اول ماه الول برای دریافت ده فرمان تورات به كوه سینای (طور) صعود نمود و مدت چهل روز (تا دهم تیشری) در آنجا باقی بماند، این چهل روز برای توبه انتخاب شد.
2) طی این چهل روز ، اشخاص مؤمن به تفیلینها و مزوزاهای موجود در منزل خود رسیدگی نموده و اگر نقصی در آنها دیده شد مرتفع مینمایند.
3)
در دو شب روشهشانا، هنگام گفتن دعای مخصوص شام (هموصی)
نان را در عسل میزنیم و براخا میگوییم.
4) یكی دیگر از مراسم آن شب خوردن گوشت كلة گوسفند است. این كار را به یادبود قوچی كه به جای فرزند حضرت ابراهیم قربانی شد انجام میدهیم.
5) لوبیایی كه در آن دو شب میخوریم برای آن است كه به خاطر داشته باشیم به كارهای نیك و خیر بپردازیم.
6) یكی دیگر از خوراكهای آن شبها ماهی است.
7) نام انواع خوردنیهایی كه در آن شب میخوریم در كتاب روز روش هشانا ذكر شده است.
8) مراسم دو شب و دو روز روش هشانا كاملا مشابه است. از این جهت در صورتی كه كسی در شب و روز اول براخای قیدوش و شوفار نشنیده باشد با براخای شهحیانو را نگفته باشد میتواند در شب و روز دوم جبران نماید.
9) شب دوم روشهشانا هم میوة نوبر را روی سفره میگذاریم تا براخای شهحیانو را بگوییم. به عبارت دیگر گفتن براخای شهحیانو در شب دوم روشهشانا بیمورد نیست.
10) هنگامی كه شب اول روشهشانا شمعها را روشن میكنیم باید همراه براخای شمع، براخای شهحیانو را هم بگوییم.
11) اگر روز اول روشهشانا شنبه باشد براخای شوفار گفته نمیشود. از این جهت روز دوم براخای شوفار را همراه براخای شهحیانو میگوییم.
12)
ده روز توبه (یامیم نورائیم) چنانكه گفته شد این ده روز به توبه اختصاص دارد. هر
فرد یهودی موظف است در این مدت از صمیم قلب توبه كند و به سوی خد.ا بازگشت نماید.
در كتاب تورات در سفر لاویان (وییقرا) آمده است «به حضور خد.ا پاك شوید» در كتاب
یشعیای نبی آمده است «موقعی از خد.ا تقاضایی بكنید كه به شما نزدیك است» علمای دینی
یهود گفتهاند كه یشعیا در این آیه به ده روز اول ماه تیشری اشاره كرده است. از این
جهت هر فرد یهودی باید در این مدت به تمام كارهایی كه در سال گذشته انجام داده است
مرور كند و با خود عهد نماید كه گرد گناه و كارهای بد نگردد. ضمنا باید پس از روز
توبه كاملا مراقبت نماییم كه سهلانگاری نكنیم و لغزش نداشته باشیم.
13) بهتر است در این روزها وقت خودمان را كمتر به كار و كسب اختصاص دهیم و بیشتر به مطالعة تورات و دستورات دینی بپردازیم. در این مدت باید به فكر دادن صدقه و اعانه و برآوردن نیازهای مستمندان باشیم و بیچارگان را یاری كنیم. اشخاص مؤمن در این مدت كوشش میكنند كه اختلافات موجود بین افراد را رفع نموده و آنها را با همدیگر آشتی دهند. زیرا فقط در صورتی كه بین افراد صلح و صفا وجود داشته باشد میتوانیم از دادار جهان تقاضای بخشش كنیم.
14) روز سوم ماه تیشری را روزه میگیریم. (روزة گدلیا) این روزه واجب است و نباید آن را فراموش كنیم. زیرا این خود به ما كمك میكند كه با نیت پاك توبه نماییم.
15) گناهان ما انسانها بر دو نوع است.
الف- گناهانی كه در برابر خد.ای خود مرتكب شدهایم ؛
ب- گناهانی كه در برابر همنوع خود مرتكب گشتهایم ؛
روز كیپور فقط برای بخشایش گناهانی است كه نسبت به خد.ا كردهایم زیرا خد.اوند بخشنده و مهربان است و همین كه دست نیاز و دعا به سوی او دراز كنیم ما را خواهد بخشید. ولی روزة كیپور موجب بخشیده شدن گناهانی كه نسبت به مردم كردهایم نمیشود. مگر اینكه قبل از فرارسیدن این روز از تمام كسانی كه فكر میكنیم نسبت به آنها مرتكب خطا شده و یا به آنها بدی كردهایم پوزش بخواهیم و تمام كدورتها و كینهها را از خود دور سازیم.
گاهی پیش میآید كه كسی به ما بدی و یا ستم كرده است و ما از او بیزار شدهایم و اگر بتوانیم از او انتقام خواهیم گرفت. چون انسان به شكل شریف ا.لهی خلق شده است و یكی از صفات ذات پروردگار بخشش گناهان است، ما هم باید گذشت نشان داده و او را عفو نماییم و اگر كسی به سوی ما آمده و تقاضای بخشش نموده است، او را ببخشیم.
16) آخرین غذایی كه قبل از روزة كیپور میخوریم باید پیش از غروب خورشید خورده شود.
17) اگر بخواهیم چیزی بنوشیم باید پیش از خواندن دعای آخر سفره بنوشیم.
18) بنابر آنچه گفته شد روزة كیپور نیمساعت قبل از غروب آفتاب شروع و روز بعد نیم ساعت بعد از غروب تمام میشود.
19) شب كیپور تورات بزرگ را از محل مخصوصش بیرون آورده و میبوسیم. ضمنا اگر فكر میكنیم در مواردی در اجرای بعضی از فرمانها كوتاهی كردهایم ، باید خود تعهد كنیم، كه بیش از پیش احكام ا.لهی را در نظر گرفته و به آنها عمل نماییم. در آن شب موقع بغل كردن تورات براخای شهحیانو میگوییم.
20) در نماز «كل نیدرِه» از خد.اوند تقاضا میكنیم كه اگر فراموش كردهایم به نذرهایی كه نمودهایم عمل نماییم، آنها را باطل تلقی نموده و بر ما ببخشاید.
21) در تمام نمازهای شب و روز كیپور آیة «باروخ شِم كِوود مَلخوتو لِولام واعد» به صدای بلند گفته میشود.
22) در روز كیپور خوردن و نوشیدن و استحمام و استفاده از مواد آرایشی ممنوع است، در این روز باید لباسها ساده باشد زیرا لازم است كه در پیشگاه خد.ا همه یكسان باشیم و فرقها و تمایزات را از میان برداریم.
23) كودكان كمتر از 9 سال نباید در روز كیپور روزه بگیرند. ولی پس از 9 سالگی باید آنها را به مراسم كیپور آشنا نماییم و به آنها یاد بدهیم كه فرامین مربوط به آن روز را انجام دهند.
24) نباید بعد از غروب روز كیپور روزه را ادامه دهیم.
25) بلافاصله بعد از روز كیپور باید مقدمات ساختن سوكا را شروع كنیم و در ثواب این عمل شركت نماییم. حتی تزئین سوكا (سایبان) عمل ثوابی است.
26) سقف سوكا را با شاخهها و برگهای درختان، مخصوصا درخت بید میپوشانیم. باید سایة زیر سوكا كافی باشد و آفتاب كمتر به آن بتابد. ضمنا باید بتوانیم از زیر سقف سوكا ستارهها را در شب ببینیم.
27) نمیتوانیم سوكا را در زیر داربست مو و یا درختان بنا كنیم. باید ابتدا برای آن چوب بست بسازیم و سقفش را با شاخه و برگ درختان بپوشانیم.
28) در هفت روز عید سایبانها (سوكا) باید در زیر آن زندگی كنیم و در همانجا خوراك بخوریم. اگر هوا خوب باشد بهتر است شبها هم در زیر سوكا بخوابیم.
29) اولین باری كه وارد سوكا میشویم براخای سوكا را میگوییم و بعد از آن براخای شهحیانو را.
30) اگر در سوكا خوراك بخوریم هر بار كه شروع به خوردن غذا میكنیم براخای سوكا را میخوانیم.
31) ما سوكا را به این علت میسازیم كه اجدادمان هنگام خروج از مصر مجبور شدند در بیابان برای خود سایبانهایی بسازند. ولی بنیاسرائیل در اوائل بهار از مصر بیرون رفتند و ما عید سوكا را در پاییز جشن میگیریم. علت این امر آن است كه اگر پاییز در سوكا زندگی كنیم متوجه خواهیم شد كه مستمندان و بینوایانی كه سرپناهی ندارند در چه وضعی به سر میبرند و در تنیجه به فكر آنها خواهیم بود.
32) باید از بردن اشیاء ناپاك به داخل سوكا خودداری نماییم زیرا سوكا محل مقدسی است.
33) در روزهای عید سوكا چهار نوع از محصولات گیاهی را آماده نموده و با ترتیب خاصی میبندیم و با آن براخا میگوییم. این چهار نوع عبارتند از: سه شاخه مورد- یك شاخه درخت خرما- دو شاخه از درخت بید- یك ترنج (این مجموعه را به زبان عبری اتروگ و لولاب میگویند)
شاخههای مورد باید سبز بوده و در هر نقطه از شاخه سه برگ داشته باشد. از شاخههایی كه برگهایش ریخته و یا شته زده باشد استفاده نمیكنیم. همچنین برگهای بید باید بیعیب و لطیف باشد. شاخة درخت خرما هم باید سالم و بیعیب باشد.
34) ترنج را باید طوری انتخاب كنیم كه معیوب نباشد و نقصی نداشته باشد زیرا اگر نقصی داشته باشد نمیتوان با آن براخا گفت.
35) این چهار نوع باید قبل از عید از درخت چیده شود و اگر در روز عید چیده شود براخا ندارد.
36) روز هفتم عید سوكوت «هوشعناربا» نام دارد. شب هفتم از ساعت 9 بعد از ظهر تا ساعت 5 صبح را احیاء میگیریم. معمولا در این شب خانوادههای هم كه فردی از آنها وفات یافته است احیاء گرفته و یا در آن شركت میكنند. در این روز كار كردن حرام نیست.
37) تمام كارهایی كه انجام آنها در روز شبات ممنوع شده در روز عید هم ممنوع است. تنها تفاوت شبات و عید در آن است كه در روز شبات تهیة خوراك برای آن روز ممنوع است ولی در روز عید منعی ندارد. در این باره در تورات در سفر خروج فصل 12 آیهای به این مضمون وجود دارد: «فقط آنچه را كه هر فردی میخورد، تهیه نمایید»
38) در دین ما شبات مقدسترین روزها است و حتی در بارة عیدها و ایام روزه به این اندازه تأكید نشده است. هر فرد یهودی با احترام گذاشتن به روز شبات گواهی میكند كه جهان در شش روز خلق شده و علاوه بر این ، دستور تورات را اطاعت مینماید. علمای دین یهود گفتهاند كه رعایت فرامین شبات به منزلة اجرای تمام فرامین ا.لهی است. به عبارت دیگر اگر كسی مقررات شبات را زیر پا بگذارد مثل این است كه تمام دستورات تورات را رد كرده است. حضرت عزرا در كتاب نحمیا میگوید: «خد.اوندا بر كوه سینای تورات و فرامینت را به ملت ییسرائل عطا فرمودی و اعلام نمودی كه روز شبات مقدس است»
هر فرد یهودی باید خود شخصاً بعضی از كارهای روز شبات را در روز جمعه انجام دهد (حتی اگر دارای چند مستخدم باشد) تا بدین وسیله اعتقاد و ایمان خود را به آفریدگار جهان ثابت كند. در تلمود آمده است كه بسیاری از راهبها و حاخامها برای اثبات ایمان راسخ خود، به كارهای خانه كمك میكردند. آنها حتی از مرتب كردن خانه و هیزم شكستن خودداری نمینمودند. آنان بدین طریق به دانشجویان و طلبههای خود سرمشق میدادند.
در كتاب خروج آمده است «روز شبات را به خاطر داشته باش و آنرا مقدس بدار» این آیه را مفسرین چنین تفسیر كردهاند:
بر هر فرد یهودی واجب است در تمام روزهای هفته متوجه تقدس شبات باشد، بدین معنی كه بهترین خوراك و لباس را به این روز اختصاص دهد. نباید در روز جمعه كارهایی مانند لباسشویی و غیره را كه موجب اتلاف وقت است، انجام دهیم. اگر یك فرد یهودی بیچیز باشد باید در طول هفته صرفهجویی كند تا بتواند روز شبات خوراك خوب تهیه نماید.
ما یهودیان معتقدیم كه روزیِ هر كسی در روز روشهشانا تعیین میشود ولی روزیِ روز شبات جداگانه معین میگردد و بنا بر این باید روز شبات را محترم بداریم تا روزیِ ما بیشتر شود.
39) هر فرد یهودی باید در روز جمعه به نظافت بدن خود برسد و با آب گرم استحمام كند و اگر وسیلة این كار فراهم نباشد لااقل دست و صورت خود را با آب گرم بشوید.
40) پوشیدن لباس تمیز و پاك در روز شبات، دلیل رعایت احترام شبات است.
41) روز جمعه عصر نیم ساعت قبل از طلوع ستارهها وارد شبات میشویم.
42) روشن كردن شمعهای شبات به عهدة زنان است. ولی اگر در خانهای زن نباشد، مرد این وظیفه را انجام خواهد داد.
علت این امر این است كه حوا آدم را وادار كرد از میوة ممنوع بخورد و او را واداشت تا از امر خد.ا سرپیچی نماید. گفته شده است كه زن با این گناه چراغ زندگی بشر را خاموش كرد. جان انسانها چون چراغی است و گناه كردن موجب تاریك شدن آن میشود. از این رو زن با روشن كردن چراغ شبات تا حدودی این خطا را جبران مینماید. زیرا اجرای دستورات شبات و روشن كردن شمعها ایمان را روشن میسازد و بدین وسیله گناه زن تخفیف پیدا میكند. البته زن زائو و یا بیمار از روشنكردن شمع شبات معاف است و باید شوهرش به جای او این كار را انجام دهد. زنها در دوران ناپاكی ماهانه نباید از روشن كردن شمع شبات خودداری نمایند.