| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
900
|
87/10/12 (11:02)
|
|
||
|
|
10
|
617
|
90/4/11 (10:08)
|
|
||
|
|
27
|
286
|
91/3/6 (00:11)
|
|
||
|
|
70
|
527
|
91/2/31 (16:43)
|
|
||
|
|
0
|
114
|
91/2/25 (17:04)
|
|
||
|
|
16
|
61
|
91/2/10 (15:25)
|
|
||
|
|
21
|
204
|
91/1/28 (19:51)
|
|
||
|
|
179
|
3284
|
91/1/26 (15:19)
|
|
||
|
|
20
|
216
|
91/1/25 (13:58)
|
|
||
|
|
79
|
486
|
91/1/29 (17:46)
|
|
||
|
|
106
|
770
|
91/1/22 (12:50)
|
|
||
|
|
32
|
622
|
91/1/7 (21:28)
|
|
||
|
|
148
|
1031
|
90/12/29 (01:40)
|
|
||
|
|
101
|
1022
|
90/12/21 (23:58)
|
|
||
|
|
22
|
252
|
90/12/20 (21:12)
|
|
||
|
|
38
|
265
|
90/11/21 (23:39)
|
|
||
|
|
487
|
2737
|
90/10/24 (23:32)
|
|
||
|
|
21
|
168
|
90/10/8 (19:38)
|
|
||
|
|
20
|
261
|
90/9/25 (01:23)
|
|
||
|
|
87
|
880
|
90/9/19 (18:45)
|
|
نام خاص خدا در دین یهود یهوه یعنی باشنده (موجود) است . این نام بسیار احترام دارد و بر زبان آوردن آن حتی از طریق قرائت تورات حرام است . بر اثر این تحریم ، كسی تلفظ حقیقی آن را نمی داند و گاهی در كتابهای علمی مغرب زمین ، از باب احتیاط آن را بدون حركت (YHWH) ثبت می كنند. اما گروهی از محققان برآنند كه تلفظ حقیقی آن یهوه است . هنگامی كه معبد سلیمان بر پا بود، بالاترین مقام مذهبی یهود حق داشت سالی یك بار در روز عاشورای تقویم یهودی (دهم ماه تشری ، در اوایل پاییز)، در قدس الاقداس آن معبد، نام یهوه را بر زبان آورد و دعا كند. هنگام تلاوت تورات نام مزبور به ادونای به معنای آقای من تبدیل می شود و حركات همین كلمه را روی آن می گذارند؛ از این رو، گاهی آن را یهوه ضبط كرده اند.(۷)
یكی دیگر از نامهای خدا اهیه اشر اهیه است به معنای هستم آنچه هستم . این نام در سفر خروج ۳:۱۴ و در برخی ادعیه اسلامی (مانند دعای شب عرفه ) آمده است و بر اثر نسخه برداری افراد كم اطلاع ، به آهیا شراهیا تبدیل گردیده است .
۱۴- طهور انبیا
یهودیان به نبوت معتقدند و در مورد آن بحثهای كلامی گسترده ای دارند. همچنین برای نبوت معنای ویژه ای قائلند كه پیشگویی است و پیامبران بزرگی همچون اشعیا، ارمیا، حزقیال و هوشع به عنوان نبی یعنی پیشگو شهرت دارند.
پیامبران بسیاری در كتاب عهد عتیق مطرح شده اند. (۸) اشعیا، ارمیا، عاموس با بیانات شیوای خود به بنی اسرائیل هشدار می دادند و آنان را از عاقبت كارهای زشت و ناروایشان بر حذر می داشتند و متذكر می شدند كه اسارت ذلت باری در پیش دارند. اما آنان به این گفتارها كمترین توجهی نمی كردند و از سوی دیگر به قتل و حبس و آزار پیامبران خود كمر می بستند (قرآن مجید از این امور بسیار سخن گفته است ). هفده كتاب پایان عهد عتیق كه كتابهای نبوت نام دارد، مشتمل بر این پیشگوییهاست .
از ۲۶ پیامبر مذكور در قرآن كریم ۲۰ تن به اهل كتاب مربوط می شوند: آدم ، نوح ، ابراهیم ، لوط، اسماعیل ، اسحاق ، یعقوب ، یوسف ، موسی ، هارون ، داوود، سلیمان ، الیاس ، الیسع ، عزیز (عزرا)، ایوب ، یونس ، زكریا، یحیی و عیسی .
از آن انبیا ۶ تن به اهل كتاب ربطی ندارند: ادریس (مگر به نام اخنوخ در سفر پیدایش ۵:۲۴)، شعیب (مگر به نام رعوئیل در سفر خروج ۲:۱۸یا به نام یترون در سفر خروج ۳:۱)، ذوالكفل ، هود، صالح و محمد.
۱۵- حكومت بنی اسرائیل
پس از حضرت موسی (ع )، حضرت یوشع بن نون (ع ) به امر خدا به رهبری قوم برخاست . وی از رود اردن كه از شمال به جنوب فلسطین كشیده شده است ، گذشت و بلاد كنعان و حدود آن را فتح كرد. به ادعای عهد عتیق سكنه بومی آن مناطق قتل عام شدند و آن سرزمین به بنی اسرائیل اختصاص یافت . جریان این جنگها در ششمین كتاب عهد عتیق ، به نام صحیفه یوشع موجود است . پس از حضرت یوشع (ع ) مردان بزرگی در بنی اسرائیل به رهبری مردم اشتغال داشتند كه داوران بنی اسرائیل نامیده می شوند. آنان عموما سمت پیامبری یا پادشاهی نداشتند. تاریخ این رهبران در سفر داوران آمده است .
آخرین داور بنی اسرائیل حضرت سموئیل (ع ) دو پسر داشت كه شایستگی رهبری قوم را نداشتند. از این رو، مردم از آن حضرت درخواست كردند كه پادشاهی برای آنان برگزیند. در واقع بنی اسرائیل در آن زمان پادشاهی نداشتند. سموئیل پس از اصرار زیاد مردم ، از طرف خدا جوانی را به پادشاهی آنان نصب كرد.
نخستین پادشاه بنی اسرائیل حدود ۱۰۳۰ سال قبل از میلاد انتخاب شد. نام این پادشاه در عهد عتیق (كتاب اول سموئیل ، باب ۹به بعد) شائول و در قرآن كریم طالوت است (بقره : ۲۴۷).
پس از انتخاب نخستین پادشاه ، جنگ مهمی میان بنی اسرائیل و فلسطینیان آن زمان رخ داد و پیروزی نصیب بنی اسرائیل گردید. مهمترین قهرمان این قوم جلیات بود كه در قرآن كریم جالوت نامیده شده است . وی به دست حضرت داوود (ع ) كشته شد و لشكر وی گریخت . حضرت داوود (ع ) جانشین حضرت طالوت شد (حدود ۱۰۱۵ سال قبل از میلاد) و حضرت سلیمان (ع ) به جای پدرش حضرت داوود (ع ) نشست و مهمترین و با شكوهترین دوران بنی اسرائیل را به وجود آورد. وی معبد بسیار بزرگی در شهر اورشلیم (یعنی شهر سلامت ) ساخت كه به نام هیكل سلیمان معروف شد. (هیكل در زبان عبری به معنای ساختمان بلند است ). این معبد بعدا یك بار حدود ۵۸۷ ق .م . به دست بختنصر و بار دیگر در سال ۷۰ م . به دست شاهزاده رومی ، تیتوس (Titus) خراب شد.
اهل كتاب بر مبنای محتویات دروغین عهد عتیق (كتاب اول پادشاهان ، باب ۱۱) معتقدند كه حضرت سلیمان (ع ) بر اثر وسوسه همسران بت پرست خویش ، در آخر عمر بت پرست و خطاكار شد! قرآن كریم با تمجید فراوان از آن حضرت ، ساحت قدس وی را پاك كرده است .
پس از رحلت حضرت سلیمان (ع )، فرزندش رحبعام زمام امور مملكت بنی اسرائیل را در كف گرفت و چون وی به ستمكاری پرداخت گروهی از مردم از فرمان او بیرون رفتند و تنها دو سبط یهودا و بنیامین در سرزمین یهودا (به نام یكی از فرزندان حضرت یعقوب ) كه بخش نسبتا كوچكتری بود، برای او باقی ماند. این قسمت كه شامل شهر اورشلیم (قدس ) نیز می شد، اهمیت بسیاری داشت و نام ((یهودی )) از اینجا می آید. ده سبط دیگر حكومت مستقلی به نام اسرائیل به رهبری فردی به نام یربعام بن ناباط در شمال فلسطین تشكیل دادند. یربعام یكی از استانداران حضرت سلیمان (ع ) بود.
تجزیه كشور مبداء ضعف و بدبختی آنان بود. پادشاهان یهودا و اسرائیل نیز عموما گنهكار بودند و مردم را به گناه و بت پرستی دعوت می كردند.
۱۶- اسارت بابل
به هر حال پیشگوییهای انبیای بنی اسرائیل تحقق یافت (۹) و پس از چندی آشوریها كه در شمال بابل در عراق و سوریه كنونی حكمرانی داشتند و پایتخت آنان شهر نینوا بود به اسرائیل تاختند و عده كثیری را به اسیری بردند. چند سال بعد، پادشاه بابل بختنصر كه در عهد عتیق نبوكدنصر (یعنی بت ((نبو)) تاج را نگهداری می كند) نامیده می شود، به اورشلیم حمله كرد و مردم یهودا را كشت و عده ای را به اسارت به بابل برد كه تا مدتی طولانی در آنجا بودند. اسیر شدن مردم اسرائیل و یهودا موجب پراكندگی آنان در خاورمیانه و سرزمینهای دیگر شد. این اسارت اهمیت ویژه ای داشت ؛ زیرا گروهی از مردم اسرائیل نیز كه در حمله پیشین توسط آشوریها از اسارت معاف شده بودند، در این یورش همراه با ساكنان یهودا به بابل كوچ داده شدند. این موضوع جلای بابل نامیده می شود.
یهودیان در زمان اسارت ، برخی آداب و اخلاق مشركان را پذیرفتند و كمتر كسی در بین آنان از جلای وطن و اسیری و دشواری پرستش خدا رنج می برد.
باید توجه داشت كه انحصار طلبی و خود بزرگ بینی خوی و خصلت جدانشدنی قوم كوچك یهود است و سایر اقوام جهان در واكنش به این صفات ، با یهودیان از در دشمنی و ستیز در آمده و به تحقیر آنان پرداخته اند. شاید نخستین ویرانی شهر قدس و گرفتار شدن بنی اسرائیل به دست بابلیان در حدود شش قرن قبل از میلاد نیز به همین علت بوده است . ارمیای نبی از جانب خدای متعال پیام آورده بود كه بنی اسرائیل نباید در برابر آن دشمن مقاومت كنند. ایشان این پیام را به چیزی نگرفتند و آن پیامبر را زندانی كردند. پس از سقوط شهر قدس ، ارمیا آزاد شد (ارمیا ۳۹:۱۴).
۱۷- تجدید معبد
هنگامی كه كورش (یعنی خورشید) بنیانگذار سلسله هخامنشی بابل را فتح كرد، یهودیان آزاد شدند و اجازه بازگشت به سرزمین خود را یافتند. اما بسیاری از آنان حاضر نبودند بابل را ترك كنند و در بابل و اطراف آن پراكنده شدند. اعلامیه كورش در مورد آزادی یهود حدود سال ۵۳۸ق .م . صادر شد. كورش با این كار در میان یهود محبوبیت زیادی به دست آورد.
گروهی از یهودیان نیز به فلسطین بازگشتند و به بازسازی شهر قدس آغاز كردند. در آن دوران همسایگان آن سرزمین احساس خطر كردند و مانع بر پایی یك حكومت مقتدر یهودی بر خاك فلسطین شدند. پس از آن حكومتهای ناتوانی در مناطق مختلف فلسطین بر پا شد و پس از چند قرن آشفتگی ، شهر قدس برای بار دوم به دست رومیان ویران شد و این ویرانی یهودیان را در جهان پراكنده ساخت . از آن پس ، یهودیان در كشورهای بیگانه زندگی سختی را می گذراندند و انواع خواری و سركوفتگی را در جسم و جان خود می چشیدند.
۱۸- پیدایش كنیسه
پس از بازگشت یهود از بابل ، جامعه دینی نظام تازه ای یافت و معابدی ساخته شد كه بعدا كنیسه (synagogue) نامیده شد.این معابد مانند سایر معبدها معماری خاصی داشتند و در آنها قربانگاه و اماكن ویژه دیگری وجود داشت . هم اكنون نیز معبد یهودیان كنیسه نامیده می شود.
قبله یهود معبد سلیمان (مسجد اقصی ) است . فقط سامریان قبله را كوه جرزیم در نزدیكی شهر نابلس می دانند. آنان روزی سه بار نماز می خوانند: نماز صبح ، نماز عصر و نماز مغرب . در صورتی كه دست كم ده مرد در كنیسه وجود داشته باشد نماز برگزار می شود و در این حال یك نفر كه معمولا پیرتر از سایرین است و عبری را خوب می داند، جلو می ایستد و قسمتهایی از تورات یا دعاهایی به عبری می خواند و در مواردی ركوع می كنند. معروفترین عبارتی كه خوانده می شود، شمع (یعنی بشنو) نام دارد كه از تورات گرفته شده است :
(۴)ای اسرائیل بشنو یهوه خدای ما یهوه واحد است (۵) پس یهوه خدای خود را به تمامی جان و تمامی قوت خود محبت نما(تثنیه ۶:۴-۵).
۱۹- تاءثیر عقاید مزدیسنی و فرهنگ پارسی
یهودیان نیز مانند سایر اقوام تحت تاءثیر محیط قرار داشتند و پس از تماس با برخی تمدنهای باستانی ، خواسته یا ناخواسته ، بسیاری از مفاهیم و اعمال آنها را وام گرفتند، ولی باید توجه داشت كه آنان پیوسته و در تمام موارد، مسائل یاد شده را به رنگ اخلاقیات توحیدی خاص خویش در می آوردند. مثلا داستان طوفان نوح ، خواه از بابلیها اقتباس شده باشد یا نه ، آن گونه كه در سفر پیدایش آمده است ، از خدای واحد، مهربان و درستكار سخن می گوید. این داستان به داستان پر- نپیشتیم (napishtim-Per) كه روی الواح میخی حك شده است و علاوه بر شرك صریح ، خدایانی خودخواه ، ستیزه جو، احساساتی و حسود را مطرح می كند، چندان شباهتی ندارد. این تمایز در سایر داستانها و قوانین و باورهایی كه گفته می شود یهود از اقوام دیگر اقتباس كرده اند، نیز مشهود است .
در تورات تقریبا ذكری از قیامت نیست (مگر یكی دو اشاره مبهم ، مثلا تثنیه ۸:۱۶). از نظرات تورات (لاویان باب ۲۶ و تثنیه باب ۲۸) دینداری و بی دینی در جلب نعمتهای این جهان و سلب آنها تاءثیر مستقیم و قطعی دارند. از سوی دیگر، كتاب تلمود از قیامت بسیار سخن گفته است .
یكی از باورهای اصیل یهودیت كه به تصور پژوهشگران ، از بیگانگان گرفته شده ، اعتقاد به رستاخیز مردگان است . این اعتقاد با آرمان مسیحایی گره خورده و چیزی مانند اعتقاد به رجعت را پدید آورده است . ایرانیان باستان می گفتند در زمان آینده ، پس از آنكه آهورمزدا بر هماورد خود انگرو مئنیو پیروز شود و او را نابود كند، مردگان برخواهند خاست ، ولی شكل عالی و معنوی این آموزه دستاورد اصیل الهامات یهود است و با اعتقاد خشك و بی روح مغان ایران زمین شباهتی ندارد. به گفته پژوهشگران ، اعتقاد به جاودانگی روح از قدیم میان بنی اسرائیل وجود داشته و در چندین مورد از كتاب مقدس بدان اشاره شده است ، ولی آن باور پس از بازگشت از بابل ، با عقیده به جاودانگی قوم و قیام مسیحا پیوند خورد و اعتقاد به رستاخیز مردگان را پدید آورد. این نظریه با قرآن مجید تعارض دارد؛ زیرا از داستان برانگیخته شدن حضرت موسی (ع ) در اوایل سوره طه بروشنی می فهمیم كه اعتقاد به رستاخیز در نخستین پیام او وجود داشته است ۰)
|
|
| | |||
| | |||
| |||
| یهودیت عنوان كتابیست از عبدالرحیم سلیمانی اردستانی كه بوسیلهی انتشارات آیات عشق منتشر شده است، این كتاب نگاهی دارد به تاریخ یهودیت و همچنین فرق و نحلههای آن كه در سه بخش تنظیم گردیده است: بخش اول: چگونگی پیدایش و گسترش مفهوم یهود و سكونت قوم بنیاسرائیل در مصر، بعثت حضرت موسی و رهایی بنیاسرائیل تحت تعالیم وی و خروج از مصر و … بخش دوم: تشكیل كشور بنیاسرائیل و حكومت پادشاهان در آن، تضعیف و فروپاشی این كشور و تسلط امپراتوری بابل و به اسارت رفتن بنیاسرائیل و … بخش سوم: عصر پراكندگی یهود در جهان. در بخش نخست نویسنده ابتدا به شرح مهاجرت حضرت ابراهیم (ع) و چگونگی اسكان گزیدن ایشان در سرزمین كنعان و سپس با ذكر داستان حضرت یوسف به ذكر چگونگی ورود بنیاسرائیل به سرزمین مصر میپردازد. در ادامه، داستان حضرت موسی (ع) در مصر و چگونگی مهاجرت وی به مدین و ازداوج با دختر یترون (شعیب) با استفاده از سفر خروج عهد عتیق شرح داده میشود و علاوه بر آن به ماجرای مبعوث شدن موسی (ع) و سفر آن حضرت به مصر و خروج بنیاسرائیل به همراه وی از مصر و گذر از دریا پرداخته میشود. در ادامه سفر بنیاسرائیل به سوی كنعان، ایشان مرتب از خود سستی به خرج داده و هر بار از موسی چیزی را طلب میكنند؛ گاهی آرزو میكنند كه ای كاش در مصر باقی مانده بودند و در بیابان گرسنگی نمیكشیدند، گاهی تقاضای آب میكنند، گاهی از طعامهای گوناگون سخن میگویند و هر بار خداوند خواستهای ایشان را برآورده میكند. اما هنگامی كه موسی 40 روز برای دریافت وحی به كوه میرود، بنیاسرائیل گوسالهای زرین را معبود خویش قرار میدهند. سازندهی گوساله بنا بر كتب مقدس یهودیان حضرت هارون (ع) برادر موسی (ع) بوده است، اما در منابع اسلامی این كار به شخصی به نام سامری منتسب است؛ به سبب گوسالهپرستی خدا بر بنیاسرائیل خشم میگیرد و فرمان میدهد كه گروهی كه همراه موسی هستند، مابقی بنیاسرائیل را قتل عام نمایند تا آنكه خداوند ایشان را ببخشاید. سپس فرمان میآید كه با قوم ساكن در سرزمین كنعان بجنگند و وارد این سرزمین شوند، اما ایشان به بهانهی جثههای عظیم آن قوم، از این امر سر باز میزنند و خداوند به این سبب بر آنها خشم میگیرد و آوارهی بیابان میسازد. در بخش دوم كتاب، نویسنده به شرح زندگی بنیاسرائیل در كنعان میپردازد. پس از آنكه موسی (ع) رحلت میكند، خداوند یوشع را به رهبری بنیاسرائیل برمیگزیند و ایشان تحت رهبری وی كنعان را تصرف میكنند. از اینجا عهد داوران بنیاسرائیل آغاز میشود؛ عهدی كه برای بنیاسرائیل همراه با فراز و نشیب بوده است. گاهی ایشان به خدا روی آوردهاند و خدا ایشان را بر اقوام دیگر مسلط نموده است و گاهی به سبب رویگردانی از اوامر خداوند، دچار ضعف و سلطه قوم همسایه شدهاند. عصر داوران به طور مشخص بعد از مرگ یوشع بن نون آغاز میشود و 181 سال ادامه یافته است، در این عصر علاوه بر یوشع 15 داور دیگر نیز ظهور كردهاند كه آخرین آنها سموئیل بوده است. در هنگام پیری سموئیل، بنیاسرئیل نزد وی آمده و درخواست كردند كه وی پادشاهی برایشان بگمارد. سموئیل نیز به ایشان تذكر میدهد كه پادشاه ایشان تنها خداست و انتصاب امیری غیر او سبب فساد امور مملكت خواهد شد؛ اما ایشان به اصرار از وی میخواهند كه برای ایشان پادشاهی تعیین كند و سموئیل نیز به قید قرعه شائول از قبیلهی بنیامین را انتخاب میكند و این آغاز حكومت پادشاهی بنیاسرائیل است. پس از مرگ وی داوود پادشاه بنیاسرائیل میشود و پس از او نیز سلیمان. دوران حكومت سلیمان، زمان اقتدار حكومت بنیاسرائیل است. وی موفق میشود بر تمام اقوام همسایه فائق آید. اما بنا بر گفته عهد عتیق، سلیمان در سالهای پایان حكومت خود، از راه خدا منحرف میشود و به پرستش بتها و ساختن معابدی برای آنها روی میآورد كه سبب خارج شدن سلطنت از نسل وی میشود. پس از مرگ سلیمان، پسرش رحبعام به سلطنت میرسد ولی ده سبط از اسباط دوازدهگانهی بنیاسرائیل حكومت را گردن نمینهند و وی تنها پادشاه سبط یهودا و سبط بنیامین میشود. بنا بر این 2 دولت تشكیل میشود؛ اسرائیل در شمال و یهودا در جنوب. دولت اسرائیل بر اثر فساد حكومت ضعیف میگردد و سرانجام به دست آشوریان از میان میرود و اتباع آن كه ده سبط بنیاسرائیل هستند، بر اثر امتزاج با اقوام دیگر به تدریج از صفحهی روزگار محو میشوند. اما دولت یهودا كه كوچكتر است و كمتر طمع امپراتوریهای آن زمان را برمیانگیزد، تا چند قرن نیز باقی ماند، اما سرنوشت آنان نیز مشابه سرنوشت دولت اسرائیل است؛ بر اثر بتپرستی و فساد حكومت، خدا بر ایشان خشم میگیرد و كشورشان بر اثر تهاجم بختالنصر امپراتور قدرتمند بابل اشغال میشود. بخت النصر پس از تخریب كشور یهودا و از بین بردن معبد مقدس، یهودیان را به بابل میبرد و در اسارت نگه میدارد. كه ظاهراً وضعیت بنیاسرائیل در تبعید چندان بد نیز نبوده است و پس از مرگ امپراتور بابل، وضعشان بهبود نیز مییابد. با ظهور امپراتوری هخامنشی و فتح بابل توسط كورش، بنیاسرائیل از تبعید نجات مییابد و كورش ایشان را راهی سرزمین خویش مینماید. پس از بازگشت بنیاسرائیل به كنعان، حكومتی از كاهنان در سرزمین كنعان تشكیل میشود كه در واقع تحتالحمایه امپراتوری پارسی بوده است. در این عصر، كاهنان به وضع قوانین و اشاعهی آن بر اساس قوانین تورات پرداختهاند و سخت به آن پایبند بودهاند. از مهمترین جمله این قوانین، ممنوعیت ازدواج با بیگانگان بوده است. همچنین در این عصر مجمع عالی سنت هدرین شكل گرفت كه مجلسی متشكل از 72 تن از عالمان یهودی بود. نگارش متون مقدس یهود نیز در این عصر آغاز شده است كه شامل 3 بخش عمده است: 1. تورات: شامل اسفار پنجگانهی پیدایش، خروج، لاویان، اعداد و تثنیه. 2. كتب انبیا و پادشاهان 3. آثار دیگر نخبگان بنیاسرائیل مانند سلیمان، داوود، دانیال، استو و … طبق اعتقاد سنتی یهودی – مسیحی تدوین تورات موجود به حضرت موسی نسبت داده میشود و اعتقاد بر این است كه مابقی متون مقدس در مدت 1000 سال بعد از آن تدوین شده است. اما برخی تردیدها در قرون وسطی راجع به این عقیده ابراز گشت. مهمترین نكته مورد اشكال، توضیح سفر تثنیه پیرامون مرگ حضرت موسی و عزادارای بنیاسرائیل برای وی بود. در حالی كه موسی نمیتوانسته است كاتب این متون باشد. بهعلاوه در قرن 19 نظریهای ابراز شد كه متون مقدس را به 4 دستهی یهوهای، الوهیمی، تثنیهای و كاهنی تقسیم میكند و ابراز میدارد كه این دستهها به ترتیب بین 1000 تا 500 سال پیش از میلاد تدوین شده است. پس از سقوط امپراتوری ایران به دست اسكندر، سرزمین یهودیان نیز تحت حكومت وی قرار گرفت. اسكندر با یهودیان به نیكویی برخورد كرد و یهودیان احترام خاصی برای وی قائلند. پس از اسكندر سرزمین كنعان صحنهی تنازع 2 تن از فرماندهان وی كه در مصر و سوریه به حكومت رسیده بودند، شد؛ بطلیموس و سلوكوس. ایجاد حاكمیتهای یونانی سبب ورود فرهنگ یونانی به یهودیت گشت، بهعلاوه سلوكیان كه پس از یك قرن كنعان را از بطالسه بازپس گرفتند، پس از مدتی به شدت عمل با یهودیان برخورد كردند و این امر سبب شورش یهودیان شد، تا آنكه در سال 142 قبل از میلاد این سرزمین استقلال خویش را باز مییابد و سلسلهای با نام مكابیان در آن تشكیل میشود. با ورود فرهنگ یونانی، به تدریج 2 فرقه صدوقیان و فریسیان در یهودیت ایجاد گشت. صدوقیان معتقد به تسامح و تعامل فرهنگی با ملل دیگر بودند و تنها اسفار پنجگانه تورات را معتبر میدانستند. در مقابل فریسیان معتقد به مجزا بودن فرهنگ یهودی بودند و قائل به اعتبار تمامی متون مقدس بودند. در زمان سكابیان، اختلاف این دو فرقه شدت یافت و با بروز درگیریهای داخلی، حاكم رومی سوریه با حمله به كنعان و فتح آن، این كشور را تحتالحمایهی روم قرار داد. بر اثر ظلم و تعدی رومیان و دخالت آنان در امور مذهبی یهودیان، شورشهایی توسط یهودیان آغاز شد كه تمام آنها با شدت هرچه تمامتر توسط رومیان سركوب شد و شدت فشار وارده بر یهودیان سبب ایجاد اندیشه ظهور مسیحا شد. سلطنت نرون با افزایش فشارها بر یهودیان همراه بود، تا اینكه در سال 66 میلادی، یهودیان دست به شورش دستهجمعی زدند و سپاسیان كه از طرف امپراتور مأمور سركوب این شورش بود، با رسیدن خبر مرگ امپراتور كار خود را نیمهتمام گذاشت تا به روم باز گردد و امپراتوری را به چنگ آورد. سپس وی پسر خود را راهی كنعان كرد تا شورش یهودیان را سركوب كند. اورشلیم به سال 70 میلادی سقوط كرد و رومیان علاوه بر كشتار فراوان معبد مقدس را نیز تخریب كردند. در اعتراض به ساختن معبد ژوپیتر به جای معبد اورشلیم، در سال 132 یهودیان سر به شورش نهادند و به پیروزیهایی نیز دست یافتند، اما در سال 135 اورشلیم مجدداً سقوط كرد و بسیاری نیز كشته شدند. در این زمان هادریان امپراتور روم بود. جانشینان هادریان، روش مسالمتآمیزتری ر ادر مقابل یهودیان در پیش گرفتند تا اینكه در قرن 4 میلادی همراه با گرویدن قسطنطین به مسیحیت، امپراتوری روم مجدداَ سختگیری را بر یهودیان آغاز نمود و به همین دلیل مهاجرت گروههای یهودی به سرزمینهای دیگر نظیر حجاز آغاز شد و مركزیت یهودیت به بینالنهرین كه در دست امپراتوری ایران بود، منتقل شد. از جمله مهمترین دقایق این دوره تدوین تلمود بود كه حكم یك نظام جامع عقاید و رساله عملیه را برای یهودیان دارد. همانند دیگر ادیان آسمانی، یهودیت نیز شامل آموزههای اخلاقی و احكام شرعی و نظام حقوق و وظایف میباشد كه عمدتاً در تلمود تشریح شده است. ظهور اسلام، همراه با وقایع مطلوبی برای یهودیان بود. یهودیان در پناه حكومتهای مسلمان زندگی با آرامشی را گذراندند و در همه جای دنیای اسلام از بینالنهرین و فلسطین تا اندلس با آنها به خوبی برخورد شده است و حتی برخی از آنها به مقامات حكومتی نیز دست یافتهاند. اما همزمان با این آرامش، وضعیت یهودیان در كشورهای مسیحی با دشواریهای زیادی همراه بوده است؛ چرا كه كلیسا و حكومتهای تحتالامر وی اعتقاد داشتهاند كه هر كس مسیحی نیست، پس یك تبهكار است. بر این اساس یهودیان مجبور بودهاند نشانهایی كه حاكی از یهودی بودنشان مینمود بر لباس خود نصب كنند. همچنین حكومتهای مسیحی اجازه اشتغال یهودیان به برخی شغلها را نمیدادند و شغل غالب ایشان – رباخواری- نیز به دلیل عدم پرداخت دیون مسیحیان به آنان اغلب رونقی نداشت. همچنین ایشان مجبور بودند به زندگی در دژهای جداگانهای به نام گتو بودهاند. در قرون وسطی فرقههایی نظیر قرائیون یا طریقت كابالا نیز در میان یهودیان ایجاد شد. پیدایش پروتستانیزم، هرچند در آغاز سبب كاهش فشار بر یهودیان شد، اما در قرون 16 و 17 مجدداَ فشارها افزایش یافت و موجب مهاجرت یهودیان به قلمرو امپراتوری عثمانی كه قائل به تسامح مذهبی با اصل كتاب بود گردید. در قرن هجدهم فرقهی عرفانی دیگری در میان یهودیان شرق اروپا ایجاد شد كه نام آن حسیدیم بود و پیروان آن اعتقاد به عبودیت و ایمان قلبی برای پروردگار بودند. در دوران مدرن نیز نحلههایی در میان یهودیان پدید آمد كه برخی از آنان به شرح زیر است: 1. اصلاحطلبی هسكالا موسی سندلسون پدر یهودیت اصطلاحطلب به شمار میرود. از مشخصات این گروه ردپایبندی به قوانین مذهبی و انكار ناسیونالیسم یهودی است. 2. یهودیت ارتودوكس: عقاید این دسته شامل پافشاری بر سنتهای یهودی و نفی هرگونه تحول در آنهاست. 3. یهودیت محافظهكار: گروهی بین اصلاحطبان و ارتودوكسها، از طرفی حفظ آداب و سنن یهودی را لازم میدانند و از سوی دیگر خواهان برخی اصلاحات در آنها هستند. 4. یهودیت صهیونیزم: اعتقاد به بازگشت یهودیان به سرزمین كنعان (فلسطین) كه نام خود را از تپه صهیون در نزدیكی بیتالمقدس گرفته است و بنیانگذار تئودور هرتزل میباش |
|
|
| | |||
| | |||
| |||
| بیش از پنجاه و شش سال از تاریخ به رسمیت شناخته شدن اسرائیل از سوى سازمان ملل مىگذرد. در نیم قرن گذشته كشور فلسطین شاهد التهابات بىمانندى بوده است و از آن زمان تا كنون آماج جنایات دشمنان و بىمهرى به اصطلاح دوستان خویش بوده است. صهیونیستها كه خود را از تبار اسرائیل (یعقوب)، آن پیامبر الهى مىدانند بر مبناى تورات تحریف شده و با توصیه خاخامهاى یهود (روحانیون یهودى) از هیچ عمل شرم آورى رویگردان نبودهاند. پس از واقعه 11 سپتامبر و بهانه جوییهاى آمریكا درباره مبارزه با تروریسم، بار دیگر فرصتى طلایى در اختیار حاكمان رژیم اشغالگر قدس قرار گرفت تا بر سركوب خویش بیافزایند؛ ایجاد دیوار حائل كه مناطق یهودى نشین را از مناطق غزّه و كرانه باخترى رود اردن جدا مىسازد، همچنین ترور رهبران معنوى و متدین گروههاى اسلامى نظیر شیخ احمد یاسین رمضان، تخریب منازل فلسطینیان، از بین بردن زمینهاى زراعى و باغات، همگى از جمله اقداماتى است كه ظرف 3 سال گذشته به مرحله اجرا گذاشته شده است. هجومهاى مكرر و بىامان به اردوگاههاى فلسطینى شكل هر روز به خود گرفته است و فلسطین در میان دیگر گرفتاریهاى مسلمانان همچون آنچه در افغانستان و عراق مىگذرد، گاه به بوته فراموشى سپرده مىشود. اما امام، این اسطوره ماندگار با درایت خویش آنگونه عمل نموده است كه هیچگاه قدس به تاریك خانه نسیان سپرده نشود. آخرین جمعه ماه مبارك رمضان، همیشه میعادگاه مسلمانان عاشقى است كه با تنفر، فریاد مرگبارشان را بر سر غاصبان بلند مىسازند و غیورانه سرود جهاد سر مىدهند. این نوشتار نیز بر همین اساس در تلاش است تا سهمى در این رزم پر شور داشته باشد و ضمن بازشناسى كوتاه یهود از دید قرآن كریم، تفاوت یهود و صهیونیسم، همچنین رسالت مؤمنان را در روز قدس باز كاود.
قرآن و یهود قرآن كریم در ارتباط با یهودیان گاه با شیوه كنایه و تمسخر برخى از اعتقادات آنان را به نقد مىكشد وگاه با برشمردن ویژگیهاى آزار دهنده ایشان، آنان را مورد خطاب و عتاب قرار مىدهد. در ادامه به برخى از این آیات اشاره خواهیم نمود: 1. یهود قوم بخشوده شده از جمله اعتقادات یهودیان گمراه، نجات و بخشایش الهى است. ایشان معتقدند اگر چه یهود ممكن است مرتكب برخى گناهان شود، اما این گناهان بخشوده خواهد شد و آنان در زمره رستگاران قرار خواهند گرفت. «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتابَ یَأْخُذُونَ عَرضَ هذَا الاَْدْنى وَیَقُولُونَ سَیُغْفَرُ لَنا»؛(1) «پس از آنها، فرزندانى جاى آنها را گرفتند كه وارث كتاب [آسمانى تورات] شدند؛ [اما با این حال،] متاع این دنیاى پست را گرفته و مىگویند: بزودى بخشیده خواهیم شد.» قرآن كریم در ادامه همین آیه با لحن توبیخآمیزى این عقیده را رد و آن را دروغ مىداند: «اَلَمْ یُؤْخَذْ عَلَیْهِمْ میثاقُ الْكِتابِ اَنْ لا یَقُولُوا عَلَى اللّهِ اِلاَّ الحَقَّ وَدَرَسُوا فیه»؛(2) «آیا پیمان كتاب [خدا [از آنان گرفته نشده كه بر خدا [دروغ نبندند، و] جز حق نگویند و آنان بارها آن را خواندهاند.(3)»
2. یهود قوم نجات یافته از عذاب! از جمله دیگر امتیازاتى كه ملت یهود براى خویش قائل است، دورى از عذاب و آتش دوزخ است «وَقالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النّارُ اِلاّ اَیّاما مَعْدُودَةً»؛(4) «و گفتند: هرگز آتش دوزخ جز چند روزى به ما نخواهد رسید.» قرآن با این رویكرد انحرافى نیز به مبارزه بر مىخیزد و این خود برتربینىناروا را سخت مورد هجوم قرار مىدهد و مىفرماید: «قُلْ اَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللّهِ عَهْدا فَلَنْ یُخْلِفَ اللّهُ عَهْدَهُ اَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ ما لا تَعْلَمُونَ»(5)؛ «بگو: آیا پیمانى از خدا گرفتهاید ـ و خداوند هرگز از پیمانش تخلف نمىورزد ـ یا آنچه را نمىدانید (به ناروا) به خداوند نسبت مىدهید.» اگر چه بعضى از فقرات عهد عتیق مستمسك این گونه اعتقادات نابجا است؛ اما تأمل و اندیشه در این گونه روایات توراتى موارد آن را اختصاص مىدهد: «خداوند، رحمان و كریم است... با ما مطابق گناهانمان عمل ننموده و به ما به حسب خطاهایمان جزا نداده است... به اندازهاى كه مشرق از مغرب دور است، به همان اندازه، گناهان ما را دور كرده است. همانطورى كه پدر بر فرزندان خود رئوف است، خداوند نیز بر ترسندگان خود رأفت مىنماید. زیرا سرشت ما را مىداند و به یاد دارد كه ما خاك هستیم.(6)» در جاى دیگر آمده است: «ارتداد ایشان (بنى اسرائیل) را شفا داده، ایشان را بدون هیچ چشمداشتى، دوست خواهم داشت.(7)» فقراتى این چنین امید بخش را مىتوان حتى در قرآن كریم در مورد بنى اسرائیل مشاهده نمود، با این تفاوت كه در این كتاب آسمانى وعدهها و پاداشهاى الهى مشروط گردیده و در ادامه با روشنگرى، نقض پیمان و عاقبت بد آنان را ذكر مىكند: «وَلَقَدْ اَخَذَ اللّهُ میثاقَ بَنى اِسْرائیلَ وَبَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَىْ عَشَرَ نَقیبا وَقالَ اللّهُ اِنّى مَعَكُمْ لاَءنْ اَقَمْتُمْ الصَّلاةَ وَاتَیْتُمُ الزَّكاةَ وَامَنْتُمْ بِرُسُلى وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَاَقْرَضْتُمُ اللّهَ قَرْضا حَسَنا لاَءُكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَیِّئاتِكُمْ وَلاَءُدْخِلَنَّكُمْ جَناتٍ تَجْرى مِنَ تَحْتِها الاَْنْهارُ فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبیلِ»؛(8) «خدا از بنى اسرائیل پیمان گرفت و از آنها دوازده نقیب (سرپرست) برانگیختیم. خداوند [به آنها] گفت: «من با شما هستم، اگر نماز به پا دارید و زكات بپردازید و به رسولان من ایمان بیاورید و آنها را یارى كنید و به خدا قرض الحسن بدهید [= در راه او به نیازمندان كمك كنید]، گناهان شما را مىپوشانم و شما را در باغهایى از بهشت كه نهرها از زیر درختانش جارى است وارد مىكنم، اما هر كس از شما بعد از این كافر شود، از راه راست منحرف گردیده است.» قرآن كریم در ادامه، گمراهى آنان را یادآور مىشود و مىفرماید:«فَبِما نَقْضِهِمْ مِـیثاقَهُمْ لَعَنّاهُمْ وَجَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِـیَةً یُحَرِّفُونَ الكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَنَسُوا حَظّاً مِمّا ذُكِّرُوا بِـهِ وَلا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلاّ قَلِـیلاً مِنْهُمْ »؛(9) «ولى به خاطر پیمان شكنى، آنها را از رحمت خویش دور ساختیم و دلهاى آنان را سخت و سنگین نمودیم؛ سخنان [خدا] را از موردش تحریف مىكنند و بخشى از آنچه را به آنها گوشزد شده بود فراموش كردند و هر زمان از خیانتى [تازه] از آنها آگاه مىشوى، مگر اندكى از آنان.»
3. یهودیان، دوست و فرزند خداوند! قرآن كریم در آیه ششم سوره جمعه به اندیشه یهود اشاره كرده، مىفرماید:«قُلْ یا أَیُّها الَّذِینَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِـیاءُ لِلّهِ مِنْ دُونِ النّاسِ فَتَمَنَّوُا المَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِـینَ»؛ «بگو: اى یهودیان! اگر گمان مىكنید كه [فقط [شما دوستان خدایید نه سایر مردم، پس اگر راست مىگویید، آرزوى مرگ كنید [تا به لقاى محبوبتان برسید].» همچنین قرآن كریم در سوره مائده آیه هجدهم به ادعاى دیگر آنان در مورد فرزندى خداوند اشاره مىكند و مىفرماید:«وَقالتِ الیَهُودُ وَالنَّصارى نَحْنُ أَبْناءُ اللّهِ وَأَحِبّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ یُعَذِّبُـكُمْ بِذُنُوبِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشاءُ وَیُعَذِّبُ مَنْ یَشاءُ»؛ «یهود و نصارى گفتند: ما فرزندان خدا و دوستان [خاص] او هستیم. بگو: پس چرا خدا شما را به خاطر گناهانتان مجازات مىكند؟ بلكه شما بشرى هستید از مخلوقاتى كه او آفریده است. او، هر كسى را بخواهد [و شایسته بداند]، مىبخشد و هر كس را بخواهد [و مستحق بداند]، مجازات مىكند.» منطق بىبدیل قرآن در برابر تحریفات اعتقادى آنچنان مستحكم است كه جایى براى دفاع نمىگذارد و جز این لحن استوار نمىتواند پاسخ كسانى باشد كه به پیامبر مىگفتند:«لاتُخَوّفْنا فَإِنّا اَبْناءُ اللّهِ وَاَحِبّاؤُهُ فَاِنْ غَضِبَ عَلَیْنا فَاِنَّما یَغْضِبُ كَغَضَبِ الرَّجُلِ عَلى وَلَدِهِ یَعْنى اِنَّهُ یَزُولُ عَنْ قریبٍ؛(10) ما را تهدید مكن؛ چرا كه ما فرزندان و دوستان خداوندیم. در صورت خشم نیز خداوند بر ما به مانند عصبانیت پدر از فرزندش است؛ یعنى بزودى خشمش فرو خواهد نشست.»
4. یهودیان آزمند و دنیازده دنیازدگى و دلبستگى به دنیا از خصوصیات و ویژگیهاى این قوم به اصطلاح برگزیده است. جالب آنكه این صفت حتى تا به امروز ادامه یافته و دستهاى یهودیان امروزى را به راحتى مىتوان در كارتلها (شركتهاى فراملیتى) مشاهده نمود. قرآن كریم به همین ویژگى اشاره مىفرماید و آن را در تضاد با ادعاهاى گذشته آنان مبنى بر دوستى ویژه با خداوند ارزیابى مىكند: «وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النّاسِ عَلى حَیاةٍ وَمِنَ الَّذِینَ أَشْرَكُوا یَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ یُعَمَّرُ أَلـْفَ سَنَةٍ وَما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ العَذابِ أَنْ یُعَمَّرَ وَاللّهُ بَصِـیرٌ بِما یَعْمَلُونَ»؛(11) «و آنها را حریصترین مردم ـ حتى از مشركان ـ بر زندگى [این دنیا و اندوختن ثروت [خواهى یافت: [تا آنجا] كه هر یك از آنها آرزو دارد هزار سال به او عمر داده شود؛ در حالى كه این عمر طولانى، او را از كیفر [الهى] باز نخواهد داشت. و خداوند به اعمال آنها بینا است.»
5. یهود پیمانشكن شكستن پیمانها از جمله نكاتى است كه قرآن كریم در رابطه با یهود مكررا بیان مىدارد. این پیمانها لزوما توحیدى نیست، بلكه یهود پیمانهاى توحیدى، اجتماعى، عبادى و اقتصادى خویش را شكسته است: «وَ إِذْ أَخَذْنا مِـیثاقَ بَنِـى إِسْرائِـیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَذِى القُرْبى وَالْیَتامى وَالْمَساكِـینِ وَقُولُوا لِلنّاسِ حُسْناً وَأَقِـیمُوا الصَّـلاةَ وَآتُوا الزَّكاةَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلاّ قَلِـیلاً مِنْـكُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ»؛(12) و [یادآورید [زمانى را كه از بنى اسرائیل پیمان گرفتیم كه جز خداوند یگانه را پرستش نكنید و به پدر و مادر و نزدیكان و یتیمان و بینوایان نیكى كنید و به مردم نیك بگویید و نماز برپا دارید و زكات بدهید. سپس [با اینكه پیمان بسته بودید] همه شما ـ جز عده كمى ـ سرپیچى كردید و [از وفاى به عهد [رویگردان شدید.» در ادامه همین آیات خداوند به دیگر موارد نقض پیمان یهود اشاره كرده، كشتار، تجاوز، غصب سرزمینهاى یكدیگر را از جمله جنایات قوم یهود برمىشمارد و پایان این همه پیمان شكنى را چنین یادآور مىشود: «فَما جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذ لِكَ مِنْـكُمْ إِلاّ خِزْىٌ فِـى الْحَیاةِ الدُّنْیا وَیَوْمَ القِـیامَةِ یُرَدُّونَ إِلى أَشَدِّ الْعَذابِ»؛(13) «براى كسى كه از شما این عمل (تبعیض در میان احكام و قوانین الهى) را انجام دهد، جز رسوایى در این جهان، چیزى نخواهد بود و روز رستاخیز به شدیدترین عذابها گرفتار مىشوند.» موارد نقض پیمانها از سوى یهود به این جا ختم نمىشود و موارد متعددى را مىتوان در قرآن برشمرد كه به دلیل اختصار از این موارد گذر مىكنیم. امروزه این صفت شاخص یهود كاملا در رفتارهاى رژیم صهیونیستى مشهود است. نقض قراردادهایى نظیر مادرید، اسلو، شرم الشیخ، نقشه راه و... همگى حكایت از ماندگارى این ویژگى در یهود امروز دارد.
6. یهود، قوم مغضوب خداوند عملكرد ناپسند یهود را مشمول غضب و خشم خود دانسته، ضمن پرهیز دادن مؤمنان از دوستى با یهود، مىفرماید: «یا أَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِـبَ اللّهُ عَلَیْهِمْ قَدْ یَـئِسُوا مِنَ الآخِرَةِ كَما یَـئِسَ الكُفّارُ مِنْ أَصْحابِ القُبُورِ»؛(14) «اى كسانى كه ایمان آوردهاید! با قومى كه خداوند آنان را مورد غضب قرار داده دوستى نكنید، آنان از آخرت مأیوسند همانگونه كه كفار مدفون در قبرها مأیوس مىباشند.»
7. یهودیان، دشمن مؤمنان قرآن با یادآورى دوستى یهودیان با كافران و اتحاد استراتژیك آنان بر علیه مسلمانان مىفرماید: «تَرى كَثِـیراً مِنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذِینَ كَفَرُوا لَبِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللّهُ عَلَیْهِمْ وَفِى العَذابِ هُمْ خالِدُونَ»؛(15) بسیارى از آنها را مىبینى كه كافران [و بتپرستان] را دوست مىدارند [و با آنها طرح دوستى مىریزند]، نفس سركش آنها چه اعمال بدى را از پیش براى آنها فرستاده كه نتیجه آن خشم خداوند بود و در عذاب [الهى] جاودانه خواهند ماند.» آیات الهى، یهود را از بدترین مردم نسبت به مؤمنان ارزیابى مىكند و مىفرماید: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَكُوا»؛ «بطور مسلم، دشمنترین مردم نسبت به مؤمنان را یهود و مشركان خواهى یافت.»
8. یهود، قوم نژادپرست از جمله علتهایى كه یهودیان همواره خود را صاحب امتیاز مىدانستهاند و به آن تكیه مىنمودهاند، تبار آنها است. آنان خویشتن را از تبار یعقوب فرزند اسحاق مىدانند و به این وسیله نسب خود را به پیامبر اولوالعزم الهى حضرت ابراهیم خلیل اللّه مىرسانند و به آن مباهات مىكنند. از اینرو دیگر اقوام را از خود پستتر و حقیرتر شمرده، براى آنان احترامى قائل نیستند. قرآن كریم با نسبگرائى و مباهات افراطى بر نژاد به مبارزه برمىخیزد و ملاك نزدیكى و برترى را نه در نسب بلكه در طاعت و تبعیت مىداند: «ما كانَ إِبْراهِـیمُ یَهُودِیّاً وَلا نَصْرانِـیّاً وَلـكِنْ كانَ حَنِـیفاً مُسْلِماً وَما كانَ مِنَ المُشْرِكِـینَ * إِنَّ أَوْلى النّاسِ بِإِبْراهِـیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَهـذا النَّبِىُّ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَاللّهُ وَلِىُّ المُؤْمِنِـینَ»؛(16) «ابراهیم نه یهودى بود و نه نصرانى، بلكه موحدى خالص و مسلمان بود و هرگز از مشركان نبود. سزاوارترین مردم به ابراهیم آنها هستند كه از او پیروى كردند و این پیامبر و كسانى كه ایمان آوردهاند [از همه سزاوارترند] و خداوند ولى و سرپرست مؤمنان است.»
9. یهود و پیروى از شیاطین از جمله انتقاداتى كه قرآن كریم متوجه یهود مىسازد آن است كه آنان حتى در دوران طلایى و عصر حاكمیت پیامبر قدرتمند الهى، حضرت سلیمان نیز دست از خیرهسرى برنداشتند و به دنبال آن چیزى رفتند كه آخرت آنان را بر باد داد، در دنیا نیز چیزى جز ضرر و زیان براى آنها به بار نیاورد: «وَاتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّیاطِـینُ عَلى مُلْكِ سُلَیْمانَ وَما كَفَرَ سُلَیْمانُ وَلـكِنَّ الشَّیاطِـینَ كَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النّاسَ السِّحْرَ وَما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَیْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَمارُوتَ وَما یُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتّى یَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَـكْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ المَرْءِ وَزَوْجِهِ وَما هُمْ بِضارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاّ بِـإِذْنِ اللّهِ وَیَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّهُمْ وَلا یَنْفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ مالَهُ فِـى الآخِرَةِ مِنْ خَـلاقٍ وَلَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كانُوا یَعْلَمُونَ»؛(17) «و [یهود] از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم مىخواندند پیروى كردند. سلیمان هرگز كافر نشد ولى شیاطین كفر ورزیدند و به مردم سحر آموختند و [نیز یهود] از آنچه بر دو فرشته بابل، هاروت و ماروت، نازل شد پیروى كردند. [آن دو، راه سحر كردن را براى آشنایى با طرز ابطال آن به مردم یاد مىدادند] و به هیچ كس چیزى یاد نمىدادند مگر اینكه از پیش به او مىگفتند: «ما وسیله آزمایش هستیم، كافر نشو [و از این تعلیمات سوء استفاده نكن]، ولى آنها از آن دو فرشته مطالبى را مىآموختند كه بتوانند به وسیله آن میان مرد و همسرش جدایى بیفكنند، ولى هیچگاه نمىتوانند بدون اجازه خداوند به انسانى زیانى برسانند. آنها قسمتهایى را فرا مىگرفتند كه به آنان زیان مىرسانید و نفعى نمىرسانید و مسلما مىدانستند هر كس خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهرهاى نخواهد داشت و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر مىدانستند.»
یهود دیروز و امروز پس از گذر اجمالى از پارهاى عقاید و خصوصیات ملت از هم گسیخته یهود و با نگاهى به امروز، با ادعاهاى صهیونیستهاى كنونى مواجه مىشویم. پرسشهاى اساسى در رابطه با این مسئله آن است كه آیا ادعاهاى اصلى یهود درباره فلسطین صحت دارد یا خیر؟ به علاوه صهیونیسم چه ارتباطى با آیین یهودیت دارد؟ ابتدا به صورت كوتاه رابطه این ادعا با تاریخ را بررسى مىكنیم و سپس به پرسش دوم خواهیم پرداخت.
سرزمین كنعانیان یا ارض موعود عمده ادعاى حاكمان رژیم اشغالگر قدس، داشتن حق تاریخى ملت یهود و تعلق سرزمین فلسطین به آنها است. اما بنا بر گفته مورخینى همچون توین بى، فرید من و... حدود چهار هزار و پانصد سال پیش از این، بعضى از قبایل عرب به سرزمین فعلى فلسطین مهاجرت كردند كه بعدها به نام كنعانیان شهرت یافتند. كنعانیان نخستین كسانى بودند كه شهر «اورسالم، به معناى شهر صلح و سلامت» را بنیان نهادند. كنعانیها حدود یك هزار و پانصد سال كنترل این ناحیه را به دست داشتند و شهرهاى اریحا، بیسان، شكیم و نابلس را ساختند. از سوى دیگر عبرانیها حدود 700 سال بعد از قبایل عرب، یعنى در حدود 3800 سال پیش به همراه حضرت ابراهیم از شهر اور مركز كلدانیها در عراق به ارض كنعان «فلسطین» مهاجرت كردند. در كنعان حضرت اسحاق فرزند ابراهیم متولد شد و حضرت یعقوب فرزند اسحاق به نام اسرائیل (بنده خدا) معروف شد و بدین جهت است كه یهودیان را به دلیل انتساب به حضرت یعقوب بنى اسرائیل لقب دادهاند. یعقوب به همراه فرزندان خود به مصر مهاجرت كرد و سالها همراه حضرت یوسف در آنجا اقامت كرد. در سال 1200 قبل از میلاد مسیح، حضرت موسى علیهالسلام بنى اسرائیل را از چنگال فرعون مصر رهانید و به طرف كنعان یا فلسطین حركت داد. اما قوم بنى اسرائیل سالها در بیابانها سرگردان بودند، سپس به شهر اریحا در فلسطین حمله ور شدند و میان آنها و ساكنان اصلى فلسطین دو قرن جنگ پراكنده صورت گرفت تا اینكه یك هزار سال پیش از میلاد مسیح، حضرت داود اولین حكومت بنى اسرائیل را ایجاد كرد. دوران حكومت داود و سلیمان شصت و پنج سال به طول انجامید كه سالهاى طلایى دولت باستانى اسرائیل بود. پس از آن این حكومت در سال 922 پیش از میلاد به دو بخش شمالى و جنوبى به نامهاى اسرائیل و یهودیه تقسیم شد كه بعدها هر دو سقوط كردند. حكومت اسرائیل شمالى در سال 721 پیش از میلاد توسط آشوریها و حكومت یهودیه در سال 587 پیش از میلاد در جریان حمله بابلیها سقوط كردند و یهودیان به اسارت درآمده و پراكنده شدند. به گفته یكى از محققین «دوازده قبیله بنى اسرائیل به قفقاز، ارمنستان و به ویژه بابل تبعید شدند و بدین ترتیب مردم یهود باتمامیت وجود خود به همراه نژاد جامعه ملى و مذهبى خود براى همیشه از بین رفت.(18) پس از آن نیز سرزمین فلسطین همواره بین قدرتهاى منطقهاى نظیر ایرانیان، رومیها، مسلمانان و مسیحیان دست به دست گردیده است. از مجموع مطالب گذشته مىتوان دریافت كه از تاریخ چهارهزار و پانصد ساله سرزمین فلسطین، تنها حدود چهارصد سال این سرزمین در اختیار بنى اسرائیل قرار داشته است و صحت این گونه ادعا كه فلسطین سرزمین یهودیان است كاملا مخدوش بوده و اعتبارى ندارد.
یهود و صهیونیسم صهیونیسم در واقع یك فرقه آرمانگرا است كه بر مبناى اعتقاد یهودیان در رابطه با وعده الهى و ظهور منجى و نجات ملت یهود پاى گرفته است. این اعتقاد با دو گرایش صهیونیسم سیاسى و فرهنگى شناخته مىشود. صهیونیسم سیاسى در نیمه دوم قرن نوزدهم رشد كرد و خواستار بازگشت یهودیان به فلسطین و ایجاد كشور اسرائیل شد. اما صهیونیسم فرهنگى كه قدمت بیشترى دارد با مهاجرت یهودیان به فلسطین و تأسیس اسرائیل مخالف بود.(19) از اینرو مىتوان این نتیجه را گرفت كه در واقع یهودیان خواه صهیونیست باشند یا نباشند، داراى اصول مشترك و آیین واحد مىباشند و همگى پایبند به دین یهود هستند. امروزه جناح تندرو و خواهان خشونت در میان آنان قدرت گرفته است و با اشغال فلسطین به انواع سركوبها براى تحقق آرمان خویش دست مىزند. اگرچه در بسیارى از نوشتهها بین یهود و صهیونیسم سیاسى تفاوتى گذاشته مىشود و در جهت تطهیر آیین یهود از ایده صهیونیسم تلاش مىشود، اما آنچه به حقیقت نزدیكتر است، آن است كه گروههاى مختلف در جامعه یهود تنها در روشها و راهكارها با یكدیگر تفاوت دارند، اما همگى دل سپرده به روح حاكم بر دین تحریف شده خود مىباشند. به همین خاطر نگارنده بر این عقیده است كه تمام ویژگیهاى پیش گفته در رابطه با این قوم پراكنده، سودجو و قدرت طلب، همینك نیز پابرجا است.
انقلاب اسلامى و فلسطین شاید بتوان انقلاب اسلامى ایران را یگانه یاور صادق و پا برجاى مردم مسلمان فلسطین دانست. از اینرو امام خمینى رحمهالله رهبر فقید انقلاب اسلامى به عنوان عالمى مجاهد و آشنا به جهان سیاست و زمان حاضر با درك حساسیتها و انفعال گسترده دولتهاى اسلامى، با رویكرد به مردم مسلمان، آخرین جمعه ماه مبارك رمضان را به عنوان روز قدس نامگذارى نمود. ایشان در پیامى به مسلمانان در سال 58 این روز را روز همبستگى بین المللى مسلمانان در حمایت از حقوق مردم مسلمان دانست و یكسال بعد به همگان اعلام نمود: «روز قدس روزى است كه باید تمام ملتهاى اسلام با هم توجه بكنند و این روز را زنده نگه دارند.»(20) امید است مبلغان گرامى با درك مناسب از وقایع دنیاى كنونى و گستاخیهاى امریكا و فرزند نامشروع استعمار یعنى اسرائیل غاصب، در تبیین این مسئله حساس كمال كوشش و سعى خویش را مبذول دارند تا حق مسلمانان در رابطه با فلسطین به بوته فراموشى سپرده نشود و قلب دنیاى اسلام به تسخیر دشمنان در نیاید.
1. اعراف/169. 2. ترجمهها برگرفته از ترجمه آیة اللّه مكارم شیرازى است. 3. ترجمه برگرفته از ترجمه آیت اللّه مكارم شیرازى است. 4. بقره/80. 5. همان. 6. عهد عتیق، كتاب مزامیر، باب 103: 15ـ18. 7. همان، كتاب یوشع، باب 14: 7ـ14. 8. مائده/ 12. 9. مائده/ 13. 10. مجمع البیان، فضل بن الحسن الطبرسى، ج3، ص 273 ـ 272. 11. بقره/96. 12. بقره/83. 13. بقره/85. 14. ممتحنه/13. 15. مائده/80. 16. آل عمران/67 ـ 68. 17. بقره/102. 18. جهت اطلاع بیشتر به كتاب «ریشههاى بحران در خاورمیانه» نوشته دكتر حمید احمدى، ص 7 به بعد مراجعه فرمایید. 19. حمید احمدى، ریشههاى بحران در خاورمیانه، ص3 با تصرف. 20. صحیفه نور، ج19، 16/5/59. | |||
یهودیان، بنیاسرائیل یا كلیمیان در لفظ
ایرانی، پیروان دین یهود و شریعت ابلاغ شده (تورات) از
خداوند به حضرت موسی (در حدود 3300 سال پیش) هستند. پس از
درگذشت حضرت موسی، جانشین وی، یهوشوع، بنی
اسرائیل را به سرزمین مقدس وارد كرد و
تا زمان ویرانی دومین معبد بیتالمقدس در اورشلیم (حدود سال 70
میلادی)، 55 تن از انبیای بنیاسرائیل به هدایت و ارشاد پیروان
این دین پرداختند.
جمعیت كنونی یهودیان جهان حدود 13 میلیون نفر است كه اكثریت
آنها به ترتیب در امریكا، اسرائیل، روسیه و كشورهای اروپایی
سكونت دارند و جوامع متعددی از یهودیان نیز در سایر كشورها،
از جمله ایران حضور دارند.
سابقه حضور یهودیان در ایران به حدود 2700 سال پیش باز
میگردد و بسیاری از اماكن مقدس و تاریخی آنها در این كشور
قرار دارند كه آرامگاه انبیای بنی
اسرائیل مانند حضرت
دانیال نبی
در شوش،
استر
و مردخای در همدانوحضرت حبقوق
نبی در تویسركان از این جمله
اند. نیز آرامگاههای چندین تن از علمای
برجسته
یهودی – هاراو اورشرگاء
در یزد و حاخام ملا مشه هلوی
(Moshe-Ha-Lavi)
» در كاشان - در ایران قرار داشته و مورد احترام مسلمانان
نیز هستند.
با تشكیل مجلس شورای ملی در دوران مشروطیت، اقلیتهای دینی
از كرسی نمایندگی برخوردار شدند و كلیمیان تا به امروز در
همه دوره ها دارای نماینده بوده
اند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در
مجلس خبرگان قانون اساسی نیز نماینده كلیمیان ایران حضور
فعال داشت. كلیمیان طبق قانون اساسی دارای یك نماینده در
مجلس شورای اسلامی هستند. فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و شرعی
جامعه كلیمی حول سه محور مرجع دینی كلیمیان، نماینده كلیمیان
در مجلس شورای اسلامی و هیئت مدیره انجمن كلیمیان تهران
متمركز است. هرگونه اعلام موضع یا پیگیری مسائل حقوقی ،
سیاسی و اجتماعی جامعه كلیمی از طریق نهادهای مذكور صورت
میگیرد.
هماكنون این جامعه دارای كنیسا (كنیسه)های متعدد، مدارس خاص، مجتمعهای فرهنگی، سازمانهای جوانان، دانشجویان و بانوان، سرای سالمندان، كتابخانه مركزی، تالار اجتماعات و فروشگاههای مواد گوشتی طبق شرع یهود در مناطق و شهرهای یهودینشین میباشد. اطلاعرسانی و نشر آثار فرهنگ یهودی به صورت كتب و نشریات متعدد با افت و خیز، همواره جریان داشته و پس از انقلاب علاوه بر بولتنهای داخلی دوره ای، نشریه تموز ( تا سال 1368) و ماهنامه افق بینا(ارگان انجمن كلیمیان از سال 1378) عهده دار این امر بوده اند. كلیمیان تهران، فعالیتهای ورزشی خود را در قالب باشگاه ورزشی گیبور انجام میدهند . این باشگاه متولی كلاسهای ورزشی و مسابقات داخلی و نیز مسابقات بین اقلیتهای مذهبی بوده و از همكاری مربیان كلیمی و غیر كلیمی بهره میبرد. سازمان بانوان یهود نیز در زمینه ورزش بانوان با این باشگاه همكاری دارد. كانون خیرخواه از دیگر نهادهای خیریه جامعه كلیمی است كه مهمترین فعالیت آن، اداره بیمارستان دكتر سپیر در جنوب شهر تهران است كه به ارائه خدمات به كلیه شهروندان مشغول است. هزینه اداره این بیمارستان عمدتا توسط خیرینكلیمی تامین میشود.
كلیمیان تهران، مدارس متعددی از گذشته احداث و بهره برداری نمودهاند كه در سالهای اخیر به علت كاهش جمعیت و نیز پراكندگی دانشآموزان كلیمی در سایر مدارس عام، تعدادی از این مدارس در اختیار آموزش و پرورش و دانش آموزان مسلمان قرار گرفتهاند. در حال حاضر پنج مدرسه اختصاصی آموزش كلیمیان در تهران فعال هستند.
گزیدهای از ده فرمان اصلی تورات مقدس
من خداوند خالق تو هستم كه تو را از اسارت و بندگی مصر آزاد ساختم.
الف)
تـورات :
تـورات به معنای شریعت یا قانون و مهمترین قسمت تنخ و متشكل
از 5 سفر (جلد) است:
1- برشیت(Bereshit - پیدایش) 2- شموت(Shemot - خروج) 3- وییقرا(Va-ighra - لاویان) 4- بمیدبار(Bamid-bar - اعداد) 5- دِواریم(De-varim - تثنیه).
تـورات
با آفرینش جهان آغاز میشود و با مرگ حضرت موسی پایان
مییابد. همه دستورها و فرمانهایی كه یك یهودی موظف به
اجرای آنهاست (613 فرمان)، از آن نشأت گرفتهاند.
تـورات
را حضرت موسی به بنیاسرائیل طی 40 سال اقامت در بیابان
آموزش داد كه دارای 5845 پاسوق (آیه) و 54 پاراشا (بخش) است.
نیز هر هفته در روز شنبه و به طور معمول، یك بخش از روی
توراتی كه بر پوست حیوان حلال گوشت و با دست نوشته شده قرائت
میشود و بدین وسیله در طول یك سال، یك بار تـورات به طور
كامل خوانده میشود.
ب) نویئیم (انبیا)
دومین قسمت از تنخ و شامل 8
جلد است. نویئیم به معنای انبیا و متشكل از نبوت پیامبرانی
است كه پس از درگذشت حضرت موسی تا اوایل آبادی معبد دوم
بیتالمقدس، در مدتی نزدیك به هزار سال، به هدایت و ارشاد
مردم براساس دستورات تورات پرداختهاند. انبیای یهود 55 تن
بوده كه 48 نفر آنها مرد و 7 نفر زن هستند. ( انبیای یهود،
طبق تفاسیر كتاب مقدس بسیار زیاد بودهاند. بیشتر آنها به
سبب احراز صفات بارز اخلاقی و عقلانی برای رسیدن به كمال
فردی، از جانب خداوند به نبوت رسیدهاند. ولی این پنجاه و
پنج تن كه نامشان ثبت شده است.
انبیایی بودهاند كه نبوت آنها نه تنها برای مردم دوره خود بوده بلكه برای سایر نسلها نیز مفید و ضروری بوده است). كتب نویئیم عبارتنداز:
1- یهوشوع(Ye-ho-shoa - یوشع): با نبوت یهوشوع و ورود بنیاسرائیل به سرزمین مقدس شروع میشود و تاریخچه ملت یهود را پس از آن بیان میكند.
2- شوفطیم(Shoftim - داوران): از رخدادهای زمان داورانی چون – دوورا (Devora)- ، - گیدعون(Gid-oon) و شیمشون كه پس از یهوشوع رهبری مردم را به عهده گرفتند، سخن میگوید. دوورا از پیامبران زن یهود است كه با ایجاد اتحاد میان بنیاسرائیل بر ظالمان وقت قیام كرد و آنها را شكست داد.
8- (كتب دوازده گانه) : دارای نبوت 12 تن از پیامبران بنیاسرائیل است كه به علت كم حجمی آنها در یك جلد گردآوری شده و شامل نبوتهـــای هوشع(Ho-sha) ، یوئل(You-el) ، عاموس(A-mos) ، عوودیا(O-va-dia)، یونا (You-Na - یونس)، میخا، ناحوم، حبقوق(Ha-ba-ghogh) ، صفنیا(Se-Fa-nia) ، حگی(Ha-ga-e)، زخریا (Za-kha-ria - زكریا)و ملاخی(Ma-La-khi) است.
حبقوق نبی: در حدود 2500 سال قبل میزیسته و از پیامبران بنیاسرائیل است كه آرامگاه او در ایران و شهر تویسركان از توابع همدان جای دارد.
ملاخی: آخرین پیامبر بنیاسرائیل است كه در حدود 2300 سال پیش در اوایل آبادی معبد دوم بیت المقدس میزیسته است. او در نبوتهای خود به انجام دادن صحیح فرمانهای الهی و به یاد داشتن و آموزش تـورات تأكید دارد.
ج) كتوبیم (مكتوبات)
به سومین بخش تنخ گفته میشود كه شامل 11 كتاب است:
1- تهیلیم یا كتاب مزامیر حضرت داوود : دارای فصل و بیشتر آنها از نبوتهای حضرت داوود است. در نمازهای یهودیان فصولی از مزامیر داوود گنجانده شده كه در میان كتابهای تنخ پس از تـورات، بیشتر از كتب دیگر مورد مطالعه و علاقه مردم است.
تهیلیم تفاوت بارزی با دیگر كتب پیامبران یهودیان دارد. در نوشتار انبیا، این خداونداست كه به وساطت پیامبرانش با انسانها سخن میگوید؛ ولی در مزامیر، این انسانها هستند كه به صورت فردی یا جمعی با خدا سخن میگویند، گاه با نماز و استغاثه و گاهی با شكرانه و ستایش.
4-3-2- سه كتاب میشله (جامعه Mish-leh) قوهلت ( امثال سلیمان Gho-Helet) و شیرهشیریم (سرود سرودها Shir-ha-shirim): از نبوتهای حضرت سلیمان هستند كه وی در دو كتاب اول، بیشتر به نكات اخلاقی و عبرت آموز میپردازد و در كتاب سوم (شیرهشیریم)، بحثی عرفانی بین بنیاسرائیل و خداوند بیان میشود.
5- كتاب ایوب: برخی آن را نوشته حضرت موسی میدانند كه از زندگی ایوب، آزمایشها و بحثهای او و دوستانش درباره علت عذابهایی كه انسان در طول حیاتش متحمل میشود، سخن میگوید.
6- كتاب روت : گرایش یك زن بتپرست (روت) به راه خداوند و پایداری او را در این مسیر توضیح میدهد. این زن با ایمانی راسخ مشكلات را تحمل میكند و سرانجام از روت، خاندان داوود پدید میآید.
7- اخا (E-kha- مراثی یرمیا): پیشبینی و مراثی یرمیای نبی در مورد خرابی معبد اول بیتالمقدس است كه در شب و روز نهم ماه عبری آو خوانده میشود.
8- كتاب استر (Ester) یا مگیلت استر(Megilat Ester ): از زندگی یهودیان در ایران و زمان پادشاهی خشایارشا (حدود 2400 سال پیش) همراه با توطئه هامان - نخستوزیر وقت- علیه یهودیان سخن میگوید. این كتاب با عنوان مگیلای استر، طی مراسمی در شب و روز چهاردهم ادار (جشن پوریم) خوانده میشود. آرامگاه استر و مردخای در ایران و در شهر همدان جای دارد.
9- كتاب دانیئل (Da-Ni-El- دانیال نبی): از پیشبینیهای دانیال، نبوتهای او به هنگام اسارت یهودیان در بابل و شكست حكومت بابل به دست داریوش (پادشاه ایران) تشكیل شده است. آرامگاه دانیال نبی در شهر شوش استان خوزستان ایران قرار دارد.
10- كتاب عزرا- نحمیا(Ezra-Nehem-Ya) : به ذكر اعمال این دو پیامبر در ارشاد مردم و بازگشت یهودیان به یاری كورش به سرزمین مقدس و ساخت معبد دوم بیتالمقدس به مدد كورش و داریوش دوم كه هر دو از پادشاهان ایران بودند، میپردازد.
11- كتاب دیوره هیامیم(Divreh – Ha- Yamim - تواریخ ایام ) : شجرهنامه بنیاسرائیل را از حضرت آدم تا اوایل آبادی معبد دوم بیتالمقدس دربردارد و برخی از وقایع زمان پادشاهان را نیز شرح داده است.
تلمود (تورات شفاهی)
از زمان نزول تورات به حضرت موسی همراه با فرامین مختلف بیان شده در متن تورات، نحوه اجرای آن دستورات و سنتها، به صورت شفاهی به بنیاسرائیل توسط آن حضرت آموزش داده شد كه تورات شفاهی یا هلاخا نام گرفت.
زیرا در بسیاری از موارد، خداوند در تورات – كتبی – دستوری میدهد، اما نحوه انجام دادن آن را به طور صریح بیان نمیكند. مثلاً در تورات گفته میشود: همانطور كه به تو دستور دادم ذبح كن ... اما چگونگی انجام ذبح، شرایط فرد ذابح، محل ذبح و ... به وضوح بیان نمیشود. نحوه صحیح اجرای دستورات خداوند را حضرت موسی طی چهل سال به بنیاسرائیل آموزش داد كه این آموزهها به صورت شفاهی، سینه به سینه از استاد به شاگرد یا از پدر به فرزند منتقل میگردید تا اینكه پس از ویرانی معبد دوم بیتالمقدس و پراكندگی یهودیان و سختی در این نحوه آموزش در حدود 1800 سال پیش تورات شفاهی توسط دانشمندی بزرگ ربی یهودا هناسی با همكاری بسیاری از علمای زمانه در شش جلد شامل 63 رساله به نام میشنا جمع آوری گردید.
میشنا طوری تنظیم نشده بود كه بتواند به تمام پرسشهای عامه مردم درباره قوانین دین یهود پاسخ قطعی بدهد، بلكه برای آن تدوین شد تا كمكی جهت دانشمندان یهود به هنگام تصمیمگیری و صدور فتوا درباره یك مسئله دینی باشد.
این مجموعه، قوانین و نتیجه بحثهای دانشمندان را به صورت كوتاه، مختصر، مفید و بدون ذكر استدلال و اثبات آنها بیان میكند. بنابراین به زودی پس از تدوین میشنا، گردآوری تفسیرهایی كه حاوی توضیح مطالب میشنا و اثبات قوانین آن با استفاده از آیات تـورای كتبی بودند، در دانشگاههای دینی آن زمان شروع شد و سرانجام، كتابی به نام گمارا- Gemara - مكمل) در دسترس دانشپژوهان قرار گرفت. مؤلفان گمارا را امورا (E-mora- توضیح دهنده یا مفسر) میگویند.
به مجموعه میشنا و گمارا، تلمود گفته میشود كه به معنای آموزش و تعلیم است. دو نوع تلمود وجود دارد:
1 - تلمود یروشلمی (Ye-Ro-Shalmi- اورشلیمی) كه در مدتی كمتر از 100 سال پس از تدوین میشنا در بیتالمقدس (اورشلیم) تدوین شد.
2- تلمود بابلی (Ba-Beli) كه نزدیك دو قرن پس از تلمود یروشلمی و در حدود 1500 سال پیش (4260 عبری) راو آشه (Rav-A-she) و راوینا در37 جلد در بابِل و ایران گردآوری و تألیف كردند. تلمود بابلی مفصلتر و در بحثها، غنیتر از تلمود یروشلمیاست، بنابراین بیشتر مورد مطالعه قرار میگیرد.
با تألیف تلمود، مطالب تـورای شفاهی كه از زمان حضرت موسی، پیامبران و رهبران مذهبی یهود، آن را از نسلی به نسل دیگر منتقل كرده بودند، تدوین گشت و احتمال نابودی و فراموش شدن آنها از میان رفت.
شولحان عاروخ
پس از كتابت تلمود، تفسیرات و توضیحات مختلفی بر آن نوشته شده است. با توجه به مفصل بودن تلمود، دانشمندانی به جمعآوری قوانین و شرعیات به صورت خلاصه و بدون ذكر اثبات پرداختهاند كه در این میان كتاب شولحان عاروخ با توجه به اینكه همه قوانین در آن به شكلی ساده و قابل فهم برای عامه مردم در حدود 400 سال پیش تنظیم گردیده است ویژگی خاصی دارد.
شولحان عاروخ را میتوان كتاب توضیحالمسائل یا آیین نامه مذهبی دانست كه هر فرد با دانستن زبان عبری میتواند به آن مراجعه كند و به آسانی، موضوع مورد نظر و پاسخ پرسش خود را بیابد.
شولحانعاروخ از 4 قسمت یا جلد تشكیل شده است:
1. قوانین مربوط به امور روزمره، بهداشت، دعاهای مختلف، نمازهای روزانه، روز مقدس شنبه (شبات) و دیگر اعیاد و روزههای مذهبی .
2. قوانین مربوط به ذبح شرعی، حلال و حرام خوراكیها (كشروت)، صدقه دادن، طهارت، بیماران و پزشكان، عزاداری و... .
3. قوانین مربوط به ازدواج و طلاق و شرایط آنها.
4. قوانین مربوط به خرید و فروش، امانتها، امور مالی و دادگاهها.
یهودیت |
|
دكتر یونس حمامی لاله زار
یهودیان، بنیاسرائیل یا كلیمیان، پیروان دین یهود و شریعت ابلاغ شده (تورات) از خداوند به حضرت موسی كلیمالله (در حدود 3300 سال پیش) هستند. تشكیل قومی به نام بنیاسرائیل به پیش از حضرت موسی كلیمالله و به ایام حضرت ابراهیم (ع) (حدود 3750 سال پیش) باز میگردد. یكی از فرزندان حضرت ابراهیم، حضرت اسحاق و پسر وی حضرت یعقوب(ع) یا اسرائیل میباشد كه دوازده پسران او اسباط بنیاسرائیل را تشكیل میدهند كه بعد از مهاجرت آن حضرت با خانوادهشان به مصر، دوران زندگی بنیاسرائیل در مصر شروع میگردد كه در آن جا به بردگی و بیگاری گرفته میشوند. با ظهور حضرت موسی كلیمالله بنیاسرائیل با بسیاری از امتهای مظلوم دیگر از مصر، نجات مییابند. پیروان حضرت موسی كلیمالله ، پنجاه روز پس از خروج از مصر، در كنار كوه سینا تجمع كرده و ده فرمان اصلی تورات را از جانب خداوند دریافت كردند كه از این تاریخ دین یهود و یهودیت شكل گرفت. بدین شكل دین یهود با قوم یهود اشتراكاتی دارد ولی كاملا برهم قابل انطباق نیستند. قوم یهود پس از خروج از مصر یهودیت را پذیرفتند ولی همه یهودیان از بنیاسرائیل نمیباشند. پس از درگذشت حضرت موسی كلیمالله ، جانشین ایشان حضرت یوشع (ع)، یهودیان را به سرزمین مقدس (1272 ق.م) وارد كرد. كه در آن جا به زندگی و تشكیل حكومت و ساخت معبد بیتالمقدس در دوران حضرت سلیمان (ع) پرداختند. یهودیان پس از حدود 850 سال سكونت در آن سرزمین به دنبال شكست حكومت یهود توسط نبوكد نصر پادشاه بابل به اسارت برده شدند و پس از حدود 70 سال با حكم كوروش پادشاه ایران اجازه بازگشت به سرزمین خود و بنای مجدد معبد بیتالمقدس را پیدا میكنند. معبد دوم پس از حدود 420 سال (68-70 میلادی) توسط رومیان ویران گردید و یهودیان در سراسر دنیا پراكنده شدند.
یهودیت اولین دین توحیدی از ادیان ابراهیمی میباشد و براساس وحی و الهام الهی بر حضرت موسی كلیمالله استوار است. بنابراین دینی مبتنی بر وحی و «نمونه اعلای دین آفریده خداوند» است. یهودیت بر این اصل ایمانی تأكید میكند كه خداوند با پیامبران ایشان سخن میگوید و نشانههای راهی را كه هر فرد باید بپیماید، به ایشان مینمایاند.
مهمترین سند و پیامی كه خداوند به وسیله حضرت موسی كلیمالله به بنیاسرائیل ابلاغ كرد ده فرمان الهی به شرح ذیل است: 1- من خداوند خالق تو هستم كه تو را از اسارت و بندگی مصر آزاد ساختم. 2- تو را معبود دیگری جز من نباشد. هیچ تصویری از آنچه در آسمان و یا بر روی زمین و یا در آب است، نساز و آنها را پرستش ننما.... 3- نام خدای خالقت را بیهوده بر زبان نیاور (از آن سوءاستفاده نكن).... 4- روز شنبه را به یاد داشته باش تا آن را مقدس بداری.... 5- پدر و مادرت را احترام بگذار.... 6- قتل نكن. 7- زنا نكن. 8- دزدی نكن. 9- در مورد همنوعت شهادت دروغ نده. 10- چشم طمع به مال و ناموس دیگران نداشته باش ... بر این اساس، دین تنها مجموعهای از اندرزها و نصایح اخلاقی و مسائل مربوط به زندگی شخصی و خصوصی نیست بلكه دین مجموعهای از قوانین حیات و برنامه فراگیری است كه تمامی زندگی انسانها مخصوصا زندگی اجتماعی را نیز دربرمیگیرد. دین یهود سه ركن و محور اصلی دارد: 1- خداوند(خالق جهان هستی)، 2- میثاق (قبول توحید و عهد و پیمان با خدا و رعایت فرامین او) 3- تورات (كه فلسفه یهود وشریعت و فرامین خداوند در آن آورده شده است). دین یهود، دینی توحیدی و بر این باور است كه دینداری شامل هیچ چیز نیست مگر رعایت عهد (میثاق) با خداوند و پیروی از دستورات و قوانین او كه مجموعه آن در كتب مقدس آورده شده است.
كتب مقدس یهود (تَنَخ) كه معمولا به نام «عهد عتیق» شناخته میشوند از سه بخش تشكیل شده است: الف – تورات تورات كتاب آسمانی براساس نبوت حضرت موسی كلیمالله به معنای شریعت، یا قانون كه اساس اعتقادات و فلسفه و شریعت دین یهود میباشد كه متشكل از 5 كتاب یا «سِفر» است: 1- پیدایش 2- خروج 3- لاویان 4- اعداد 5- تثنیه تورات با آفرینش جهان آغاز میشود و با مرگ حضرت موسی كلیمالله پایان مییابد همه دستورها و فرمانهایی كه یك یهودی موظف به اجرای آنهاست (613 فرمان)، از فرامین مندرج در تورات نشأت گرفتهاند. ب - نِویئیم (انبیا) دومین بخش از تنخ و متشكل از نبوت پیامبرانی است كه پس از درگذشت حضرت موسی كلیمالله تا اوایل آبادی معبد دوم بیتالمقدس در مدتی نزدیك به هزار سال به هدایت و ارشاد مردم بر اساس دستورات تورات پرداختند. انبیای یهود 55 نفره بوده كه 48 نفر آنها مرد و 7 نفر زن هستند (طبق تفاسیر، انبیای یهود بسیار زیاد بودهاند ولی این 55 تن، انبیایی هستند كه نبوت آنها نه تنها برای مردم دوره خود بلكه برای سایر نسلها نیز مفید و ضروری بوده است). كتب انبیاء در مجموعه عهد عتیق عبارتند از : یُوشَع ، داوران، سموئیل، پادشاهان، یِشَعیا (اِشَعْیا)، ییْرمِیا (اِرمیا)، حزقیال، هٌوشَع، یُوئِل، عامُوس، عوُوَدیا، یُونا (یونس) میخا، ناحوم، حَبَقوق، صِفنیا، حَگَی، زِخَرْیا (زكریا) و مَلآخی(ملاكی). ج – كتوبیم (مكتوبات) به سومین بخش تنخ گفته میشود كه شامل: مزامیر (زبور) حضرت داوود (ع)، امثال سلیمان، جامعه ، سرود سرودها، كتاب ایوب، روت، مراثی ارمیا، كتاب استر، دانیال، عِزْرا، نِحِمْیا، تواریخ ایام. سیزده اصول ایمان یهودی كه براساس اصول مندرج در تورات مقدس به وسیله موسیابنمیمون «هارامبام» در قرن دوازده میلادی استخراج و تنظیم شده است عبارتند از: 1- خداوند متبارك در همه جا موجود (حاضر) و ناظر است. 2- او واحد و یكتاست. 3- او جسم ندارد و شباهتی هم به جسم ندارد. 4- او مقدم بر هر موجود قدیمی در جهان است. 5- عبادت موجودی به غیر از او جایز نیست. 6- او از نیت و افكار انسانها آگاه است. 7- نبوت حضرت موسی كلیمالله سرور ما، حقیقت دارد. 8- حضرت موسی كلیمالله به لحاظ نبوت از دیگر انبیای بنیاسرائیل برتر است. 9- تورات مقدس از آسمان (از جانب خداوند) وحی شده است. 10- تورات در هیچ زمانی تغییر نیافته و نخواهد یافت. 11- خداوند، شریران را مجازات خواهد كرد و پاداش و اجر نیكوكاران را خواهد پرداخت. 12- ماشیَح پادشاه (منجی جهان) خواهد آمد. 13- مردگان در آینده زنده خواهند شد. از زمان نزول تورات به حضرت موسی كلیمالله همراه با فرامین مختلف بیان شده در متن تورات، نحوه اجرای آن دستورات و سنتها، به صورت شفاهی به بنیاسرائیل توسط آن حضرت آموزش داده شد كه «تورات شفاهی یا هَلاخا» نام گرفت. زیرا در بسیاری از موارد، خداوند در تورات – كتبی – دستوری میدهد، اما نحوه انجام دادن آن را به طور صریح بیان نمیكند. نحوه صحیح اجرای دستورات خداوند را حضرت موسی كلیمالله طی چهل سال به بنیاسرائیل آموزش داد كه این آموزهها به صورت شفاهی، سینه به سینه از استاد به شاگرد یا از پدر به فرزند منتقل میگردید تا این كه پس از ویرانی معبد دوم بیتالمقدس و پراكندگی یهودیان و سختی در این گونه نحوه آموزش در حدود 1800 سال پیش توسط دانشمند بزرگ یهودی «ربی یهودا هناسی» با همكاری بسیاری از علمای زمانه این مجموعه در شش جلد شامل 63 رساله بنام «میشنا» جمعآوری گردید. میشنا طوری تنظیم نشده بود كه بتواند به تمام پرسشهای عامه مردم دربارة قوانین دین یهود پاسخ قطعی بدهد، بلكه برای آن تدوین شد تا كمكی جهت دانشمندان یهود به هنگام تصمیمگیری و صدور فتوا درباره یك مسأله دینی باشد. میشنا، قوانین و نتیجة بحثهای دانشمندان را به صورت كوتاه، مختصر، مفید و بدون ذكر استدلال و اثبات آنها بیان میكند. بنابراین به زودی پس از تدوین میشنا، گردآوری تفسیرهایی كه حاوی توضیح مطالب میشنا و اثبات قوانین آن با استفاده از آموزههای تورات كتبی در دانشگاههای دینی آن زمان شروع شد و سرانجام، كتابی به نام «گِمارا» (مكمل) در دسترس دانشپژوهان قرار گرفت. مؤلفان گمارا را « ِامُورا» (توضیح دهنده یا مفسر) میگویند. به مجموعه میشنا و گمارا، «تلمود» گفته میشود كه به معنای آموزش و تعلیم است. دو تلمود وجود دارد: 1 - تلمود یِروشَلْمی كه در مدتی كمتر از 100 سال پس از تدوین میشنا در بیتالمقدس (اورشلیم) تدوین شد. 2- تلمود بابِلی كه نزدیك دو قرن پس از تلمود یروشلمی و در حدود 1500 سال پیش در37 جلد در منطقه بابِل (بینالنهرین كه در آن زمان مركز فلسفه و تفكر یهودی بود و مراكز دینی و حتی دانشگاههای مذهبی یهود در آن جا فعال بودند) و ایران گردآوری و تألیف شد. تلمود بابلی مُفصلتر و در بحثها، غنیتر از تلمود یروشلمیاست، بنابراین بیشتر مورد مطالعه قرار میگیرد. با تألیف تلمود، مطالب تورات شفاهی كه از زمان حضرت موسی كلیمالله ، پیامبران و رهبران مذهبی یهود، آن را از نسلی به نسل دیگر منتقل كرده بودند، تدوین گشت و احتمال نابودی و فراموش شدن آنها از میان رفت. چنان كه در تورات (سفر تثنیه 17: 8-13) نوشته شده پس از پیامبر، مرجع حل اختلاف برای امور دینی، مجمع علمای شرع میباشد. كه با استناد به اصول راههای تفسیر تورات و استفاده از عقل انسانی در محدوده فرامین الهی میتوانند به پاسخگویی به پرسشها بپردازند. براساس تورات و سنتی كه از حضرت موسی كلیمالله به ما رسیده اصول و شیوههای خاصی برای تفسیر تورات وجود دارد كه معروفترین آنها در دستهبندیهای مختلفی در 13 روش یا 32 اصل در تلمود گنجانده شدهاند. واضح است كه هر فرد براساس دیدگاه خود میتواند برداشت یا تفسیری از كتاب مقدس داشته باشد كه با اصول شرع همخوانی داشته یا نداشته باشد و تنها تفسیری پذیرفتنی است كه از اصول و مبنای توراتی تخطی نكرده باشد. خدا در تورات وجود خدا بدیهی و مسلم انگاشته شده است. تورات با این آیه آغاز میشود: «در ابتدا خدا، آسمانها و زمین را آفرید»، نیز در فرمان نخست ده فرمان چنین آمده است: «من خداوند، خدای تو هستم كه تو را از اسارت و بندگی مصر آزاد كردم» (خروج 20:2). خدای تورات، خدای یگانه است. در این كتاب بیش از هر چیز بر یگانگی خدا تاكید شده است. «ای بنیاسرائیل گوش كنید : تنها خدایی كه وجود دارد، خداوند ماست، شما باید او را با تمامی دل و جان و توانایی خود دوست بدارید». (تثنیه 6 : 4 و 5 ) برطبق دین یهود، خدا متشخص است، نه به آن معنا كه مانند انسانهای معمولی شخصیت دارد، بلكه به این معنا كه او دارای آگاهی و اراده است به گونهای كه هر چیزی برطبق خواست و اراده او انجام میگیرد. او با مردم سخن میگوید و به دعاهایشان پاسخ میدهد. درك مفهوم خداوند به عنوان پروردگار عالم با مفهوم قدرت و كمال مطلق آمیخته است. خداوند در یهود دارای صفات بسیاری است كه بیش از همه خدایی آكنده از صفات اخلاقی همچون عدالت، رحمت، بخشندگی و بالاتر از همه تقدس است. خداوند، خالق و فرمانروای عالم است. آنچه وجود دارد مخلوق او و هر آنچه رخ میدهد معلول خواست و اراده اوست. او جاودانه است و آغاز و انجامی ندارد. قدرتهای او نامحدود است، اما به اراده خود، آنها را محدود میسازد و به انسانها آزادی و اختیار اعطا میكند. او متعال و همه جا حاضر است. تعالی او به دو معنا مورد تأكید قرار میگیرد. به معنای این كه وجود و هستی او فقط محدود به این عالم نیست و نیز به این معنا كه وجود او غیرقابل ادراك و برای فهم بشری ناشناخته و اسرارآمیز است. ذات و افعال او فراتر از ادراك و شناخت آدمی است. خداوند بندگان خود را دوست دارد و گناهانشان را میآمرزد، او با بردباری در انتظار اصلاح همه مردم جهان و قوم خود است. محبت خداوند به مردمش و علاقه او به اصلاح و رستگاری آنان از این حقیقت روشن میشود كه او راه نجات یعنی تورات را به بنیاسرائیل تعلیم داده است. اگر چه خداوند بردبار و بخشنده است اما در نهایت به بندگان خود پاداش و جزا میدهد. او همزمان خدای محبت و خدای جزادهنده است. رحمت و عدالت هر دو به او نسبت داده میشود و از این رو، در یهودیت در یك زمان او هم پدر و هم پادشاه (نشانههای محبت و قدرت) خوانده میشود. انسان : انسان وجودی جسمانی و روحانی در طبیعت و اعجاز بزرگ آفرینش است. خلق انسان در آخرین روز آفرینش دلیل بر اهمیت و شأن و مقام اوست. از این رو، انسان در دین یهود از قدر و ارزش مخصوصی برخوردار است. خداوند از انسان میخواهد در تحقق هدف او كه استقرار نهایی خیر بر روی زمین است با او شریك باشد. بدین منظور، وظیفه اساسی آدمی تقلید و پیروی از خداوند است. خداوند ذاتاً مقدس است بنابراین انسان نیز باید مقدس باشد پس وظیفه هر یهودی رعایت اصول تورات است كه از طرف خداوند فرستاده شده است. زندگی توأم با رفتار درست كه به رعایت قانون اخلاقی مقرر شده از سوی خداوند اختصاص یافته و خیرخواهی شفقتآمیز نسبت به همنوعان خود مهمترین خواستههای دین است. خداوند قادر مطلق است، اما با محدود كردن قدرتش به اراده خود به انسان آزادی اراده داده است بنابراین انسان نسبت به اعمال خویش و جامعهای كه در آن زندگی میكند، مسئول است و در قبال گناهانش مقصر میباشد. خداوند، داور اعمال اوست. چون خداوند بخشنده است انسان را برای گناهی كه انجام داده به سرعت مجازات نمیكند او منتظر میماند تا ببیند آیا انسان به راه راست باز میگردد یا نه؟ از این رو، اگر گناه به عادت تبدیل شود خداوند او را كیفر میدهد. اما با توبه خالصانه، خطاهای انسان مورد بخشایش قرار میگیرد. ارتباط خداوند با انسان در یهودیت، بسیار پرهیزكارانه است. این ارتباط براساس حس مشاركت و همكاری قرار دارد و همیشه آكنده از عشق و بخشایش است. انسان شریك فعال خداوند در حاكمیت یافتن اخلاق بر جهان است. انسان به واسطه خلقت اساساً روحانی خود میتواند با توسل به خداوند به ابدیت دست یابد. آدمی میتواند با اعمال نیك و صالح خود به ابدیت برسد. از دیدگاه دین یهود، هدف خداوند از آفرینشِ روح انسانی آن بوده است كه آفریدهاش را از خوبیهای خود بهرهمند سازد، اما اگر روح انسانی بدون زندگی جسمانی و هیچ تلاش و زحمتی از ابتدا به طور مستقیم در معرض فیض و خوبیهای بیپایان پروردگار در جهان آخرت قرار میگرفت دچار شرم و خجلت ناشی از عدم بروز شایستگی پاداش میشد و نمیتوانست به طور كامل از نور و رحمت الهی بهرهمند شود. لذا میبایست كه آن روح در لباس مادی جسم و تن آدمی به این جهان وارد شود و مدت زمانی را در آزمایشهای گوناگون و گاه سخت و دشوار بگذارند تا با كوشش و تلاش، وفاداری خود را به خداوند و دستورات او نشان دهد و پس از آن با فرا رسیدن مرگ جسمانی و در صورت موفقیت از آزمونهای متفاوت زندگی بتواند با افتخار بر سر سفره فیض الهی بنشیند و با لذت كامل و بدون خجلت از آن بهرهمند شود. یهودیت معتقد به روز قیامت و جهان آخرت است. چنان كه در اصول سیزدهگانه یهود اشاره شد، روزی مردگان زنده خواهند شد و براساس اعمال و رفتارشان مورد قضاوت الهی قرار میگیرند. گروهی مستوجب كیفر و گروهی دیگر مستوجب پاداش در جهان آخرت خواهند بود. در زندگی نهایی كه درستكاران به آن دست مییابند، نه جسم انسانی وجود دارد و نه هیچ كاركرد جسمانی. موجودات انسانی در آن جا به صورتهای روحانی محض در صلح و آرامش و آسودگی كامل به سر میبرند. درباره این زندگی گفته میشود كه «در آن جا نه خوردنی وجود دارد و نه آشامیدنی و نه تولید مثل، نه خرید و فروش و نه حسادت و تنفری و نه رقابتی، بلكه انسانهای صالح و درستكار با تاجهایی كه ناشی از اعمال و رفتار نیك بر سر دارند، از فروغ و درخشش نور الهی لذت میبرند». *** مسئله رابطه عقل و وحی یكی از عمیقترین مباحث فكری تاریخ بشر است. از ابتدای تدوین تورات تاكنون، جدال بر سر تقدم و تأخر عقل یا وحی مطرح بوده اما روال این جدال بدین سیاق بوده كه در دوران اولیه عهد عتیق، وحی به عنوان یگانه منبع تفسیر زندگی قلمداد میشد و تلاشهای اندكی برای فهم عقلانی وحی صورت میپذیرفت. چنین تلاشی در دوران قرون وسطی ارجی شایان یافت. این عقلاندیشی در دوران پس از قرون وسطی شكوفایی یافت. یهودیان دوران متقدم وحی الهی را عامل اصلی زندگی بشری میدانستند و معتقد بودند كه در سراسر كتاب مقدس، خداوند تمام برنامهها و نیات خود را از طریق كلمات و حوادث بیان نموده است. از دیدگاه تلمود، در همان دوران اقتدار وحی نیز، تورات با عقل شناخته میشود عقل مطلقی كه پیش از خلقت وجود داشته و نشانه اراده خداوند برای خلق جهان بوده است. فیلون (قرن اول میلادی) اولین متفكر بانفوذی بود كه سعی در ایجاد توافق بین وحی و عقل داشت. از دیدگاه مذهبیون یهود چنان كه ابنمیمون متفكر و فیلسوف قرن 12 میلادی بیان میدارد عقل محدود است البته منظور از محدودیت عقل این نیست كه باب نظر مسدود است و عقل حجیت ندارد زیرا عقل نسبت به آن چه در حوزه ادراك آدمی است همواره حجت است. موعود : اندیشه نجاتبخشی و انتظار برای موعودی كه خواهد آمد و نظامی منطبق با قوانین الهی و آسمانی برقرار خواهد كرد یكی از مهمترین بخشهای اعتقادی و مشترك در ادیان مختلف است. انتظار جوهره اصلی یهودیت و موجب پویایی انسان در همه زمانهاست. انسان درجهانی كه خداوند آن را در نهایت كمال خلق كرده، روبه آیندهای دارد كه ظهور منجی موعود در آن، نشانه برقراری عدالت الهی است. در دین یهود، نجاتبخش نهایی، ماشیَح به معنای «مسح و تدهین شده» نام دارد و به تصریح متون دینی یهود از خاندان داود پیامبر است. یكی از پایههای اساسی و اصول مهم آیین یهود، ایمان به ظهور ماشیح و دوره نجات است طبق نظر هارامبام (موسیابنمیمون)، هر فرد یهودی كه به ماشیح اعتقاد نداشته باشد یا چشم به راه آمدن او نباشد، منكر سخنان حضرت موسی كلیمالله و دیگر انبیاء بنیاسرائیل است زیرا موضوع ماشیح به كرات در متون مقدس عنوان گشته است و در مقاطعی كه آزار، شكنجه، رنج و مشقت یهودیان توسط مشركین به علت اعتقادات مذهبی و توحیدی آنها به اوج خود رسیده، ایمان به ماشیح و نجات بوده كه جرقههای امید را در درون آنها زنده نگاه داشته و باعث شده تا یهودیان بدترین و هولناكترین مصیبتهای تاریخ را تحمل كنند و به انتظار روز قضاوت الهی باشند. روزی كه حق بر ناحق پیروز شده و صلح و صفا، برادری و صمیمیت برجهان حاكم شود و «تمامی زمین از دانش الهی مملو گردد» و «تمامی انسانها نام خدا را خوانده و او را یكسان عبادت خواهند كرد». بخشی از وقایع عصر نجات نهایی (ظهور ماشیح) عبارتند از: 1- احیای سنتهای اولیه عبادت یهود شامل آبادی بیتالمقدس و تقدیم قربانیها. 2- پایان بدی و گناه. 3- درك الهیت و آگاهی واقعی از وجود خداوند توسط همه انسانها. 4- پرستش و ستایش جهانی خداوند: در آن روز خداوند یكتا و نامش یگانه خواهد بود. 5- همزیستی مسالمتآمیز و صلح جهانی. 6- بركت و سعادت و پایان بیماریها و حوادث ناگوار. 7- وقوع معجزاتی عظیمتر از معجزات زمان خروج بنیاسرائیل از مصر. 8- و نهایتاً رستاخیز مردگان. شخصیت ماشیح: در اعتقاد یهود ماشیح انسانی خاكی از اولاد بشر كه به گونه عادی متولد شده است. اصل و نسب او به حضرات داود و سلیمان (ع) میرسد. صداقت و پارسایی او از بدو تولد به بعد، مدام در حال افزایش بوده و به سبب فضیلت و اعمال شایسته خود به عالیترین و والاترین درجات تكامل روحانی دست خواهد یافت. امكان آمدن ماشیح در هر دوره وجود دارد. در هر دوره فرزندی از خاندان یِهودا (یكی از فرزندان حضرت یعقوب (ع)) به دنیا میآید كه برای مقام ماشیح، برازنده است. روزی كه زمان نجات فرا رسد، روح مخصوص و از قبل آماده ماشیح، به آن فرد صدیق اهدا خواهد شد. در مورد صفات او، یشعیای نبی میفرماید: «روح خداوند بر او خواهد آمد، روح و عقل و فهم، روح تدبیر و توانایی، روح دانش و ترس الهی. و او با ترس الهی الهام میگیرد با دید چشمانش قضاوت نخواهد كرد و با شنیده گوشهایش فتوا نخواهد داد. تهیدستان را با عدالت داوری كرده و برای افتادگان زمین با تساوی حقوق تصمیم خواهد گرفت و (ظالمان) زمین را با عصای (سخن) دهان خود میكوبد و شریران را با نفس لبهای خود از بین خواهد برد». عوامل تسریع ظهور ماشیح عبارتند از : توبه و بازگشت به سوی فرامین خداوند، مطالعه و آموزش تورات و علوم دینی، نگهداری مراسم روز مقدس شنبه، صدقه دادن و برقراری اتحاد و دوستی بین افراد جامعه. حضرت یعقوب (ع) به فرزندان خود میگوید: گرچه معلوم نیست كه روز نهایی قضاوت الهی چه موقع خواهد بود ولی من به شما میگویم كه هر گاه شما گردهم آمده و با هم متحد و یكدل شوید، نجات خواهید یافت. منابع : 1- كدرانات تیواری، دینشناسی تطبیقی، ترجمه مرضیه(لوئیز) شنكایی، تهران سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت) 1381. 2- مقاله ایرانیان یهودی، كمیته فرهنگی انجمن كلیمیان تهران. 3- كتب فرهنگ و بینش یهود سال اول و دوم و سوم متوسطه، انجمن كلیمیان تهران، چاپ سوم 1381. 4- عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، یهودیت، انجمن معارف اسلامی ایران، 1382. 5- راهبرد، نشریه مركز تحقیقات استراتژیك شماره 29 پاییز 1382. 6- ماهنامه افق بینا، ارگان انجمن كلیمیان تهران، سال اول شماره 4 و 5. 7- ماهنامه اطلاعرسانی اخبار ادیان، سال دوم شماره 7. |