userinfo close
  ,

گفتگوی ادیان


iid

تاسیس: 2 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: امیر محمدی - معاونان
- این كلوب به طور مشترک توسط دوستان مسلمان ، زرتشتی ، مسیحی ، یهودی و صابئی مدیریت میشود
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
6
862
87/10/12 (11:02)
10
530
90/4/11 (10:08)
20
158
90/11/21 (11:54)
38
177
90/11/21 (11:00)
6
38
90/11/21 (11:00)
65
415
90/11/20 (00:18)
143
891
90/11/19 (18:10)
11
34
90/11/16 (16:18)
19
165
90/11/10 (09:50)
22
176
90/11/10 (09:40)
487
2695
90/10/24 (23:32)
21
118
90/10/8 (19:38)
20
217
90/9/25 (01:23)
87
788
90/9/19 (18:45)
97
924
90/9/2 (01:55)
178
3190
90/9/2 (01:54)
701
3093
90/8/11 (03:49)
32
524
90/8/11 (03:48)
42
276
90/8/11 (03:46)
210
1799
90/7/13 (21:24)

عنوان بحث

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 13:02 1386/07/24

صهیونیزم

..................

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 13:19 1386/07/24
5
پیوریتانها یا یهودیان انگلیس

1-s-v.jpg



 
   ● نویسنده: نصیر - صاحب‌خلق

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از کتاب پروتستانتیزم و پیورتیانیسم و مسیحیت صهیونیستی ، نوشته نصیر صاحب خلق، انتشارات هلال، سال 1383


 
 
در دایره‌المعارف یهود، پیوریتانیزم چنین معرفی شده است: «پیوریتانیزم كه ساختار هنجارهای اخلاقی آن تماماً منطبق با تورات است، به عنوان یهودیگری انگلیسی نامیده می‌شود.»(1)
پیوریتانیزم كه توسط فردی كالوینیست و پروتستان به نام ویلیام تیندل(2) پایه‌گذاری شده و در انگلستان گسترش یافته بود شاخه‌ای از كالوینیسم به حساب می‌آمد. تعداد و قدرت پیوریتانها در مدت زمان بسیار كوتاهی افزایش یافت و با سرنگونی شاه انگلستان توسط كرامول كه خود را یك پیوریتان می‌دانست آن‌ها موفق شدند حاكمیت را در انگلستان در اختیار بگیرند.
اگرچه بعد از كرامول آنها قدرت و اقتدار خود را از دست دادند، اما بر فرهنگ انگلو- ساكسون اثرات عمیقی از خود برجای نهادند. پیوریتانها در آمریكا نیز نقش مهمی را بر عهده داشتند.
آن‌ها در مستعمره‌سازی دنیای جدید نقش پیشتاز را داشتند. فرهنگ آمریكا نیز از پیوریتانها تأثیر پذیرفته بود. امروز بنیادگراها و پروتستان‌های ایوانجلیك در آمریكا را می‌توان ادامه پیوریتانیزم قلمداد كرد.
حتی گفته می‌شود كه سیاست خارجی فعلی آمریكا تأثرات عمیقی از پیوریتانیزم را در خود دارد.(3) آن‌چه در این میان قابل توجه است ارتباط پیوریتانیزم و یهودیت است.
دایره‌المعارف یهود از پیوریتانیزم ذیل سرفصل «هواداران یهود»(4) سخن به میان می‌آورد. در این فصل و اژه Judaizers چنین توضیح داده می‌شود كه هواداران یهود كسانی هستند كه در عی حالی كه یهودی نیستند اما بخشی از آیین یهود و یا تمام آن را در زندگی خود به كار می‌برند و یا كسانی هستند كه خود را یهودی می‌نامند.
همراه با قدرت گرفتن پیوریتانیزم در آمریكا، انگلیس و شمال آتلانتیك مطالعات توراتی و یهودیگری(5) وابسته به آن آغاز گردید. كاربری زبان عبرانی، تا آنجایی پیش رفت كه تقاضاهایی مبنی بر مبنا قرار گرفتن تورات برای قانون اساسی و بزرگداشت مراسم شابات بر اساس دین یهود مطرح گردید.(6)
پیوریتانیزم نیز همانند یهودیت حامل فلسفه‌ای دنیا محور و نه آخرت‌گرا بود. این آیین در قوام و قدرت گرفتن كاپیتالیزم نیز نقشی كلیدی بازی كرد. این مذهب هوادار یهود، ثروت را به عنوان یكی از شاخص‌های تعیین كننده تلقی نمود و از پیدایی و قدرت گرفتن بورژوازی كاپیتالیستی و شكل‌گیری رژیم پارلمانی حمایت به عمل آورد. پیوریتانیزم همچنین به شكل‌گیری و نضج پروتستانیزم لیبرال نیز یاری رسانیده بود. وابستگی پیوریتانیزم به یهودیت در حدی بود كه از تمامی دیگر مذاهب پروتستان در این رابطه پیشی گرفته بود. حقیقتاً هم پیوریتانیزم، یهودیگری انگلیسی بود.
 
حامیان صهیونیسم
ویژگی پیوریتانیزم این بود كه وابستگی به عهد عتیق را بیش از پروتستانیزم پیش برده و در عین حال كه (مذهبی) یهودی اما صفت Judaizer را كسب كرده بود.
پیوریتانیزم به ویژه قانون و قواعد توراتی را با دقت و وسواس به كار می‌بست و به پاولس قدیس نیز كه واضع آموزه مسیحی اسرائیل جدید بود بسیار علاقه نشان می‌داد.(7)
پیوریتانها ضمن همسان‌انگاری خود با یهودیان یاد شده در تورات، برای خود هویت یهودی جدیدی كسب كردند و نام‌های یهودی مثل ساموئل، آموس(8)، سارا و یا جودیت(9) بر فرزندان خود گذاردند.(10)
این‌گونه علاقه نشان دادن پیوریتانها نسبت به تورات، بالطبع موجب حیرت زیاد یهودیان نیز شده بود. با پذیرش كلیت تورات، عدم پذیرش یهودیان به عنوان قوم برگزیده كه مرتب مورد تمجید و ستایش تورات بود، امری غیرممكن می‌نمود.
پیوریتانها هم‌چنین حمایت‌های «استراتژیكی» از یهودیان زمان خود به عمل می‌آوردند. در آن زمان در انگلستان هیچ یهودی وجود نداشت. پادشاه انگلستان در قرن سیزدهم به اتهام «رباخواری و استثمار مردم» كلیه یهودیان را از كشور خود اخراج نموده بود. اما یهودیان خواستار بازگشت به انگلستان بودند چرا كه در كتب مقدس آن‌ها این اصل وجود داشت كه قبل از آمدنب (حضرت) مسیح (ع)، آن‌ها باید در تمامی دنیا پخش می‌شدند و پیوریتانها كه احترام فوق‌العاده‌ای برای تورات قایل بودند، در راستای تحقق این پیشگویی تورات، از یهودیان به مثابه «قوم برگزیده» با هیجان و اخلاص حمایت به عمل می‌آوردند.
پاول جانسون(11) در كتاب خود موسوم به «تاریخ یهود»(12) در راستای حمایت و پشتیبانی پیوریتانها از تحقق پروژه «زمینه‌سازی آمدن مسیح» و حمایت از یهودیان به عنوان مقدمه این امر این‌گونه سخن به میان می‌آورد:
در یكی از روزهای سرمستی پیروزی سال 1649 كرامول از كلنی استقرار یافته پیوریتانها در آمستردام نامه‌ای دریافت داشت. این نامه از طرف مادر البنزر كاتریت(13) ارسال شده بود و كرامول را در رابطه با سرعت بخشیدن به بازگشت مجدد مسیح تحت فشار قرار داده بود. براساس پیشگویی‌ كتاب مقدس برای تحقق این امر می‌بایست یهودیان در چهارگوشه دنیا پراكنده می‌شدند. اما این پیشگویی نمی‌توانست تحقق یابد چرا كه در انگلیس هیچ گروه یهودی وجود نداشت.
بنا به اظهار الی برناوی(14) تاریخ نگار یهودی، پیوریتانها نه تنها در راستای بازگشت یهودیان به انگلستان بلكه در جهت بازگشت و استقرار آن‌ها در سرزمینهای مقدس نیز اعلام آمادگی نموده بودند:
«قدرت گرفتن پیوریتانیزم موجب پدید آمدن دیدگاه جدیدی نسبت به یهودیان گردید. با توسعه و گسترش كالوینیزم، یهودیان مورد احترام و علاقه پیروان آن قرار گرفتند. چرا كه آن‌اه بر مبنای تئولوژی پیوریتانیزم حافظان فرهنگ و زبان تورات بودند. براساس اعتقادات پیوریتانها قبل از بازگشت مجدد مسیح باید یهودیان به سرزمین‌های مقدس باز می‌گشتند.»(15) نویسنده دیگر یهودی، رجینا شریف(16) در كتاب خود با عنوان «صهیونیزم غیریهودی»(17) موضوع را چنین عنوان می‌دارد:
«كارتریث رهبر كلنی پیوریتانهای آمستردام در نامه خود این موضوع را نیز روشن نموده است:
دولت انگلیس با شهروندان جدیدش كه از هلند خواهند آمد اولین و بهترین كشوری خواهد بود كه فرزندان اسرائیل، دختران و پسران اسرائیل را با كشتی به سرزمین‌های موعود، سرزمین‌های ابراهیم، اسحق و یعقوب انتقال خواهد داد.»(18)
قولی كه در «حمایت از صهیونیزم» از سوی پیوریتانها داده شده بود حقیقتاً هم عملی گردید. در قرن بیستم رهبران صهیونیزم كه برای تشكیل دولتی یهودی در فلسطین در جستجوی كمك و یاری بودند، بزرگ‌ترین حمایت و یاری را از «مسیحی- صهیونیست‌های» آینده و كلیساهای بنیادگرای پروتستان كه در اصل ادامه پیورتانها بودند دریافت داشتند. به این ترتیب كه تصمیم اتخاذ شده بر حمایت سیاسی لورد بالفور از تشكیل یك دولت یهودی در فلسطین، بیش از آن كه یك برآورد سیاسی باشد، مبتنی بر باورها و اعتقاداتی بود كه بر مبنای آن سرزمین‌های مقدس از جانب خداوند در اختیار یهودیان گذاشته شده بود و به آن‌ها تعلق داشت.(19)
یهودیان در نتیجه تأثیر و نفوذ پیوریتانها مجدداً به انگلستان بازگشتند. كرامول ضمن دعوت از دوست بزرگ خود منشه بن اسرائیل(20)، خاخام آمستردام به انگلیس، در سایه حمایت پیوریتانها در پارلمان انگلیس پذیرفت كه یهودیان به انگلستان بازگردند. جماعت یهودی به انگلستان بازگشتند و در مدت زمان كوتاهی قدرت اقتصادی قابل توجهی را به دست آوردند و خاندان روچلید(21) نیز از میان این جماعت رشد كرد.
یهودیان انگلیس همچنین سهم بزرگی از كمپانی استعماری هند شرقی انگلیس(22) و مدیریت آن را از آن خود نمودند.(23)
 
پاورقی‌ها:
1.Calvinism, Universal Jewish Encyclopedia.
2.William Tyndale.
3.(Edited by) David L. Larson Puriten Effect in us Foreign Palicy, D. Can Nostr and Company, Inc, New York, 1966.
4.Judaizers.
5.Judaizing.
6.Encycolopedia Judaica, Vol.10, P. 398.
7.Karen Armestrong, Holy war, MacMillan London Limited, 1988, P .344.
8.Amos.
9.Judith.
10. همان منبع، صفحه 34.
11.Paul Johnson.
12.A History of Jews.
13.Elbenzer Cartright.
14.Eli Bernavi.
15.Eli Bernavi, A Historical Atlas of the Jewish People: From the time of the Patriarchs to the present, Hutchinson press, London, 1992, P .140.
16.Regina Sharif.
17.Non – Jewish Zionism.
18.Regina Sharif, Non-Jewish Zionsm, P .24.
19.Encyclopedia Judaica, Zionism, Vol.16, P .24.
20.Menesseh Ben Israel.
21.Rothschild.
22.British East India company.
23.Encyclopedia Judica, Vol.18, P .1356.
 
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 13:18 1386/07/24
4
پروتستانتیزم، روشنگری و نهانگرائی (میستی سیزم) عبرانی

1-s-v.jpg



 
   ● نویسنده: نصیر - صاحب‌خلق

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از کتاب پروتستانتیزم و پیورتیانیسم و مسیحیت صهیونیستی ، نوشته نصیر صاحب خلق، انتشارات هلال، سال 1383


 
 
شاید عنوان این نوشته در برخورد اول بسیار تعجب‌برانگیز باشد. همچنین ممكن است این سوال مطرح شود كه قرار گرفتن واژه «میستی سیزم عبرانی» در كنار پروتستانتیزم و روشنگری چه مفهومی دارد؟! حتی ممكن است تصور شود میان این اصلاحات و واژگان هیچ ارتباطی نیست، در حالی كه بین این واژه‌ها رابطه‌ی بسیار نزدیكی وجود دارد. كشف ارتباط موجود بین این مباحث تاكنون در تحقیقات و پروژه‌های آكادمیك مورد توجه واقع نشده و به همین دلیل نیز در تاریخ رسمی مطرح نگردیده و موضوع بحث و بررسی قرار نگرفته است. اما بررسی و مطالعه این موضوع با استناد به منابع و مآخذ كلاسیك ضروری و حتی واجب به نظر می‌رسد.
پروتستانتیزم و روشنگری مفاهیمی هستند كه بی‌گمان با آن‌ها به حد كافی آشنایی داریم و بر تاثیرات بی‌چون و چرای برجای مانده از این دو واقعه بزرگ نیز آگاهیم. می‌دانیم كه این دو واقعه بزرگ دو مرحله از یك روند بوده و تمامی باورها و اندیشه‌های انسان غربی- یا به عبارت دیگر بخش‌های قابل توجهی از انسان‌های دیگر جوامع- را در ارتباط با دنیا، جهان و زندگی از بنیاد تغییر داده و در پی ایجاد یك دنیای غیر دینی بوده‌اند. همراه با ایجاد این دنیای غیر دینی انسان را نیز از «بندگی و ستایش خالق خود» به مثابه وظیفه فطری و اصلی او بازداشته و به ستایش و پرستش خود واداشته است و باز می‌دانیم كه این دو واقعه، باور به «گذرا و بی‌ارزش بودن دنیا» را از میان برداشته و به جای آن باور «پاینده، ابدی و بی‌نهایت ارزشمند بودن دنیا» را قرار داده است.
علاوه بر این‌ها، این دو واقعه، مفهومی را كه دین برای انسان دربرداشت تغییر داده، دین را در میان چهار دیواری معابد و پرستشگاه‌ها زندانی كرد و بدین ترتیب درصدد بوده تا خصوصیت دین و فرآیند بی‌چون و چرای اتوریته دینی- یا الهی- را كه همانا «نظام دهی به امور دنیا» بود از میان بردارد.
ما می‌خواهیم به صورت دیگری این روند را كه با پروتستانتیزم آغاز شد و با روشنگری ادامه یافت، مورد بررسی قرار دهیم و پیش از آن كه درصدد یافتن پاسخ «چیستی تاثیرات این دو واقعه بزرگ» باشیم، بر آنیم تا «چیستی تاثیر گذاران بر این دو واقعه مهم» را دریابیم. ما در حین تلاش جهت یافتن پاسخ برای این سوال، تمامی مراجع و منابع معمولی را به كناری نهاده، ضمن مبنا قرار دادن منابع قرآنی كه همان «حكمت‌ها» است، بیان می‌داریم كه در پشت سر این دو واقعه بزرگ یك عامل و باعث عبرانی نهفته است.
مهم‌ترین دستاورد روندی كه با پروتستانتیزم آغاز گردید و با روشنگری ادامه یافت، قطع ارتباط حیات فردی و اجتماعی با دین و مرتبط ساختن آن به ایدئولوژی‌ها و بدین ترتیب پشت كردن به آخرت گرایی و روی آوردن به دنیاگرایی بود.
لیبرالیزمی كه پیروزی آن همراه با نظام جدید جهانی جشن گرفته می‌شد، سوسیالیزمی كه رفته رفته رنگ می‌باخت و ناسیونالیزمی كه هنوز از نقطه نظر محلی تاثیرگذار بود، فاشیزمی كه در این فاصله سر برداشت و حتی ایدئولوژی محافظه كاری كه در هر زمان از آن به اشتباه به عنوان دین نام برده می‌شد و… همه این‌ها دستاوردهای فلسفه روشنگری بود كه با انقلاب فرانسه به سمبل تبدیل شد. به بیانی دیگر در پشت جریان سر برداشتن ایدئولوژی‌های گوناگون، «دین زدایی» قرار داشت.
 
رؤیاهای عهد عتیقی لوتر در پروتستانتیزم
قبل از آشنایی جوامع اروپایی با فلسفه روشنگری، در ذهن انسان‌های این جوامع سوالات بی‌پاسخ چندانی وجود نداشت. درباره‌ی این كه انسان كیست، زندگی چه مفهومی دارد، چگونگی دستیابی انسان به حقایق و این كه چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است، نظریات چندان متفاوتی وجود نداشت. دین پاسخگوی این گونه سوالات بود و زعامت مردم بر عهده كسانی بود كه صلاحیت دینی داشتند. در راس ارزش‌هایی كه توسط دین به انسان آموزش داده می‌شد نیز گذرا و بی‌ارزش بودن دنیا، وجود حیات جاوید پس از مرگ و ضرورت تلاش انسان برای دستیابی به آن- ایمان به آخرت- قرار داشت؛ اما روندی كه با پروتستانتیزم آغاز شد و با روشنگری ادامه یافت، نفوذ دین(1) را از میان برداشت.
در چنین شرایطی تلاش‌های جدید برای پاسخ به سوالاتی كه در بالا مطرح شد آغاز گردید. لذا ایدئولوژی‌ها این گونه پدید آمد.
آنچه در اینجا جالب توجه است وجه اشتراك تمامی ایدئولوژی‌هایی است كه از آن‌ها سخن گفتیم- یعنی لیبرالیزم، سوسیالیزم، محافظه كاری، ملی‌گرایی و فاشیزم- و آن نظر غیر دینی آن‌ها در ارتباط با چیستی انسان، زندگی و دنیا بود. به بیانی دیگر همه آن‌ها از بهشتی كه دین به مثابه ارزشی پایه به انسان نشان می‌داد، روی گردانیده، تحقق زمینی یا بهشت دنیایی را وعده می‌دادند و این كه انسان پس از مرگ با چه مسائلی روبه‌رو خواهد بود، را نادیده انگاشته، تنها به زندگی دنیایی و رخدادهای آن علاقه‌ نشان می‌دادند.
معماران فلسفه روشنگری- همان طور كه در صفحات بعدی یا دلایل و مدارك به آن‌ها خواهیم پرداخت- اصولاً با رد اندیشه و اعتقادات مسیحی «بی‌دین» نمی‌شدند، بلكه دقیقاً برعكس «دین» جدید و كاملاً متفاوتی را می‌پذیرفتند. این دین، دین «بی‌خدایی» نبود، بلكه غالباً «دئیست»‌ها(2) روشنفكرانی بودند كه به خالق و پدید آورنده‌ی جهان معتقد بودند. تنها تفاوت اساسی و اصولی بین مسیحیت و این دین جدید مردود شمردن آخرت گرایی و زندگی پس از مرگ بود. كوتاه سخن این كه همراه با ایدئولوژی‌ها دین‌های غیر آخرت گرایی نیز سر برداشتند كه هدف آن‌ها دستیابی به «بهشت‌های روی زمین» بود.
پروتستانتیزم نیز به عنوان اولین عامل مهم در تضعیف آخرت گرایی، سردمداری دین‌های غیر آخرت‌گرا را عهده‌دار شد. حال باید دید كه عامل جذب روشنفكران به این دین غیر آخرت‌گرا و اندیشه‌ای كه آن‌ها را در این رابطه تحت تاثیر قرار داد چه بود. گفته می‌شود كه اندیشمندان غربی پایه‌گذار رنسانس تحت تاثیر تمدن یونان باستان قرار گرفتند. آیا دینی وجود داشته است كه از گذشته‌های دور به دنبال «بهشت زمینی» بوده و به عنوان «عامل تمدنی و اعتقادی» پروتستان‌ها و روشنفكران را تحت تاثیر خود قرار داده باشد؟ در این رابطه سخنان علی‌عزت بگوویچ(3) رئیس جمهور سابق بوسنی هرزگوین و یكی از اندیشمندان جهان اسلام بسیار روشنگر است:
«در میان تمامی ادیان، یهودیت دینی دنیوی و دارای تمایلات چپ است. بهشت دنیوی موعود و كلیه تئوری‌های یهودی مطروحه، از این تمایل ناشی می‌شود. «كتاب ایوب» رؤیای تحقق عدالتی است كه باید در این دنیا محقق شود. یعنی در آن دنیا نه، بلكه در این دنیا فوراً باید تحقق یابد…! یهودیان خبر از آمدن ملكوت خداوند، قبل از آمدن حضرت عیسی(ع) را داده‌اند، اما آن‌ها برخلاف مسیحیان نه در آن دنیا كه در همین دنیا آن را انتظار می‌كشند. در ادبیات دینی یهود در اوان ظهور مسیحیت(4)، مسیح به عنوان شخصیتی كه عدالت را به اجرا در می‌آورد مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرد… برای كسانی كه اهل راستی و درستی هستند دنیای فاقد خوشبختی مفهومی ندارد. این بنیاد و اساس عدالت یهودی و هر عدالت «اجتماعی» است.
ایده بهشت دنیایی در ذات خود یهودی است. نه تنها از نظر محتوا بلكه از نقطه نظر منبع و سرچشمه نیز چنین است. قالبی یهودی برای تاریخ گذشته و آینده، برای ستمدیدگان تمامی دوران‌ها و بدبختی‌ها كه فراخوانی پرقدرت است. این قالب را قدیس آگوستین به مسیحیت و ماركس به سوسیالیزم منتقل كرد. (بر تراند راسل، تاریخ فلسفه غرب) تمامی قیام‌ها، اتوپیاها، سوسیالیزم‌ها و دیگر جریانات كه خواستار ایجاد بهشت در روی زمین هستند، در بنیان و ماهیت خود دارای آبشخوری توراتی و عهد عتیقی بوده و ریشه‌ای یهودی دارند.»(5)
این تحلیل بسیار خردمندانه است. حقیقتاً برخلاف اسلام و مسیحیت، در دین یهود ایمان به آخرت وجود ندارد، بلكه برعكس میل و حسرت دستیابی به «بهشت زمینی» و به بیانی دیگر«وابستگی به دنیا»درآن وجود دارد. شدت این وابستگی را قرآن كریم چنین بیان می‌دارد:
«آنان را از مردم دیگر، حتی مشركان به زندگی این جهانی حریص‌تر خواهی یافت و بعضی از كافران دوست دارند كه هزار سال در این دنیا زندگی كنند، و این عمر دراز عذاب خدا را از آن‌ها دور نخواهد ساخت كه خدا به اعمالشان بیناست.»(6)
به همین علت رویكرد این روند كه با پروتستانتیزم آغاز گردیده، با روشنگری ادامه یافت، از «بهشت اخروی» به سوی «بهشت دنیوی» و از مسیحت كاتولیك به یهودیت است. جریان روشنگری كه به اوج قله لذت پرستی(7) رسیده، در مرحله‌ای كه وابستگی آن به دنیا در بالاترین حد خود است، و از مسیحیت كاتولیك كه به دست شستن از دنیا دعوت می‌نماید، بسیار فاصله دارد و به یهودیتی كه ویژگی آن در آیه قبل مشخص شده، بسیار نزدیك است و در این هیچ شكی وجود ندارد. اما این نقطه عطفی كه از نظر فلسفی تحت تاثیر آشكار نفوذ عبرانی «گری» است، عملاً چگونه قابل تغییر است؟ آیا این رخداد امری اتفاقی بوده است یا معماران پروتستانتیزم و روشنگری در چمبره «یهودیزه شدن» گرفتار آمده بودند؟
 
پاورقی‌ها:
1. لازم به یادآوری است در اینجا منظور از دین، همان مسیحیت است؛ دینی كه حقیقت آن مورد تحریف قرار گرفته است
2. Diest كسی است كه به خدا معتقد بوده ولی پیامبران و شریعت آن‌ها را قبول ندارد.
3. Ali Izzet Begovic.
4. نویسنده در اینجا از واژه Apocalyptic استفاده نموده است كه مفهوم اصطلاحی آن عبارت از ادبیات دینی اواخر دوره یهود (قبل از مسیحیت) و اوایل مسیحیت است؛ هر چند این واژه در معنای تحت اللفظی خود معنی مكاشفه، الهام، وحی و همچنین عنوان كتاب مكاشفات یوحنا در انجیل است (به نقل از فرهنگ اصطلاحات دینی و عرفانی، دكتر عبدالرحیم گواهی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374).
5. Ali izzebegovic. Dogu ve Bati Arasinda Islam, Nehir yayin Lari Istanbul, 1992, SF 275-277
6. سوره مباركه بقره، آیه 96.
7. Hedonizm
 


امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 13:15 1386/07/24
3
پیوریتان‌ها در آمریكا

1-s-h.jpg



 
   ● نویسنده: نصیر - صاحب‌خلق

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از کتاب پروتستانتیزم و پیورتیانیسم و مسیحیت صهیونیستی ، نوشته نصیر صاحب خلق، انتشارات هلال، سال 1383


 
 
رسالت هواداری پیوریتان‌ها از یهود تنها در داخل انگلستان محدود نماند. این جریان باید در ادامه تلاش‌های خود كشور دیگری را تحت تاثیر قرار داده، آن را نیز به قلمرو خود منظم نموده، به جودایزر دیگری بدل نماید.
پیوریتانیزم تنها مذهبی بود كه به طور گسترده در قرن‌های 16 و 17 در میان كشورهای انگلیسی زبان رشد كرد و توسعه یافت. عصر پیوریتانیزم در آمریكا و یا در نیواینگلند آن روزگار با تاسیس اولین كلنی پیوریتانی در سال 1620 در ماساچوست(1) آغاز گردید. اصولاً در تمامی كلنیهای انگلیسی تشكیل شده در آمریكای شمالی تاثیر و نفوذ پیوریتانیسم وجود داشت. كلنیهای پیوریتانی ماساچوست و بعدها كلنیهای بزرگ تاسیس شده در پلی‌موز(2) ضمن توسعه و گسترش خود تمامی نیواینگلند را در بر گرفتند.
در چاپ انگلیسی «دایره المعارف بریتانیكا»، در ارتباط با پیوریتان‌های آمریكا چنین آمده است: «در تاریخ كلونیزاسیون اروپا هیچ یك از كلنیها نتوانستند به اندازه كلنی ماساچوست ثروتمند گردند. هدف پیوریتان‌های بنیانگذار این كلنی بنیانگذاری و به وجود آوردن صهیونی جدید در سرزمین پهناور آمریكا بود. این امر می‌توانست رفورماسیونی مشابه رفورماسیونی باشد كه در انگلستان تحقق یافت… میراث پیوریتانیزم بدون شك به عنوان یك فاكتور مهم در شكل‌گیری روح آمریكا نقش مهمی ایفا نمود.(3)
 
پیوریتان‌های وحشت
پیوریتان‌ها چنان خود باخته عهد عتیق شده بودند كه می‌خواستند به جای نیواینگلند نام نیواسرائیل(4) را به آمریكا بدهند.(5) پیوریتانیزم این چنین در تاسیس آمریكا نقش آفرینی نمود و ضمن «شكل دادن به روح آمریكا»، رسالت یهودیزه نمودن و هواداری یهود را نیز به آن القا نمود. پیوریتانیزم همچنین توسعه و گسترش كلیت پروتستانیزم در آمریكا را تحت تاثیر خود قرار داد.
پیوریتان‌ها پیام‌آور ابعاد وحشت‌آفرین مندرج در تورات مقدس برای دنیای جدید بودند. در تورات مقدس بعضی از دستورات وحشتناك وجود دارد كه یهودیان به هنگام بازپس‌‌گیری سرزمین فلسطین (به زعم یهود) از اشغالگران كنعانی، می‌بایست آن‌ها را به اجرا گذارند. این دستورات دهشتناك طی سال‌های گذشته و توسط نظامیان اسرائیلی در ارتباط با فلسطینیان به اجرا گذارده شده است. پیوریتان‌ها نیز با انتخاب تورات به عنوان راهنمای عمل، اعمال وحشتناك خود را در آمریكا به تورات مستند می‌نمودند.
نوام چامسكی(6) در اثر خود با نام «سال 501 اشغال ادامه دارد»(7) تاریخ انباشته از «پاكسازی‌های قومی»، و فشارهایی را كه از جانب كریستف كلمب بر بومیان آمریكا وارد آمد مورد بررسی قرار می‌دهد و ضمن بیان این كه پیوریتان‌ها سرزمین آمریكا را سرزمین موعود و سرخپوستان آن‌جا را نیز اشغالگران كنعانی تلقی نمودند، اعمال وحشیانه انجام شده توسط آن‌ها را چنین بیان می‌دارد:
«یكی از دو حركت بزرگ قتل عام انجام گرفته در نیواینگلند قتل عام «سرخپوستان پك اوت»(8) در سال 1637 بود. بیانیه‌ای كه در این رابطه از سوی اعمال كنندگان این اقدام وحشتناك یعنی پیوریتان‌های استعمارگر انتشار یافت نیز چنین بود: جماعت بومی پك اوت مورد علاقه خداوند نبودند، لذا از بهشت روی زمین پاكسازی شدند حمد و سپاس از این كه دیگر كسی (از بومیان) باقی نمانده تا حامل نام پك اوت باشد.
امروزه هر كودك آمریكایی كه برای وفاداری به سرزمین خود و به نام خداوند قسم یاد می‌كند، در اصل در بیان این سخنان زیبا كه بازگرفته از اندیشه‌ای مبتنی بر عهد عتیق است وامدار پیوریتان‌هاست.
اندیشه و ایده‌ای كه توسط پیوریتان‌ها از عهد عتیق بازگرفته شد نیز چنین است:
«نابودسازی آگاهانه كنعانیانی كه در سرزمین‌های مقدس وعده داده شده به قوم برگزیده خداوند، سكنی گزیده‌اند.»
پیوریتان‌ها این قتل عام‌ها را به طور مرتب و تحت كنترل و نظارت رهبر دینی خود انجام داده، ماموریت مقدس خود را به جای می‌آوردند. به این صورت كه كلیه مردان، دختران، پسران، زنان و كودكان بنابر دستور عهد عتیق (تورات) قتل عام می‌گردیدند. بنابر آنچه كه در كتاب مورد اعتقاد آن‌ها یعنی تورات آمده است پیوریتان‌ها چادر‌های سرخپوستان را به كوره‌های آتشین تبدیل می‌كردند و قربانیانی را كه در آن چادرها زندگی می‌كردند طبق آنچه در تورات آمده است به فجیع‌ترین صورت ممكن به قتل می‌رسانیدند. بنابر بیان آیه‌ای دیگر از تورات، خون‌هایی كه به هنگام سوختن كشته شدگان جاری می‌شد آتش را خاموش می‌كرد. مرتكبین قتل عام نیز لایق حمد و ستایش خداوند (یهود) می‌گردیدند. چند سال پس از آن نیز عملیات پاكسازی (قومی) منطقه نیویورك سازماندهی شد. به عنوان مثال گزارش ارائه شده توسط دیوید د. واریس(9) در مورد قتل عامی كه در فوریه سال 1643 در مانهاتان(10) جنوبی توسط نظامیان هلندی از «سرخپوستان آلگون كوئین»(11) به عمل آمد، چنین است: «نظامیان بسیاری از سرخپوستان را در خواب به قتل رسانیدند. فرزندان شیرخوار از پستان مادران خود جدا شده، در مقابل چشمان والدین خود با شمشیر تكه تكه گردیده، سپس به آتش انداخته می‌شدند. كودكان قنداق شده در گهواره‌های خود تكه تكه می‌شدند، و سر آن‌ها متلاشی می‌شد. این كشتار وحشیانه موجب عذاب وجدان سنگدل‌ترین انسان‌ها می‌گردید. بعضی از كودكان به رودخانه پرتاب می‌شدند والدین آن‌ها برای خارج كردن كودكان خود به رودخانه می‌پریدند اما نظامیان اجازه ندادند كه نه كودكان و نه پدر و مادرهای آنان از رودخانه بیرون بیایند و همه آن‌ها غرق شدند.»(12)
در پشت این اعمال وحشت‌آفرین دنیای مدرن كه به هیچ وجه نیز از آن خودداری نكردند، چنین سنت «یهودی‌گرایانه‌ای» ( judaizer) قرار داشت.
این اقدامات مبتنی بر آموزه عبرانی پیوریتان‌ها، حتی توجه آرنولدتوین بی را نیز به خود معطوف داشته است. به نظر «توماس. ف. گوست»(13) جامعه‌شناس آمریكایی در كتاب خود موسوم به «نژاد: تاریخ یك ایده در آمریكا»(14)، توین بی از این نظریه كه «اعتقادات فزاینده كلنی نشینهای انگلیسی به عهد عتیق (تورات) موجب پیدایش این باور در آن‌ها شده بود كه آن‌ها به عنوان مردمی انتخاب شده‌اند تا كافران را نیست و نابود سازند» دفاع می‌كند. گوست سپس می‌افزاید اسرائیلی‌های ماساچوست (یعنی پیوریتان‌ها) به همان شیوه سرخپوستان را نابود ساختند كه اسرائیلیان مورد نظر تورات كنعانیان را معدوم نمودند.(15) یهود دوستی القا شده به روح امریكا توسط پیوریتان‌ها موجب پدیدار شدن تلقی فعلی آمریكا نسبت به موضوع یهودیت گردید. پیوریتانیزم آمریكایی به عنوان یكی از نتایج اندیشه و باور پیوریتانیزم، همیشه تئوری «قوم برگزیده بودن یهودیان» را قبول داشته است. كتاب «اسرائیلی كه در ذهن آمریكا وجود دارد»(16) این مسئولیت و رسالت تاریخی مهم موجود در پروتستانتیزم آمریكایی را به صورت مستند مورد بررسی و بازبینی قرار داده است.
 
پیشتازتر از تئودور هرتزل
«ویلیام ایوگن بلاكستون»(17) به عنوان نامی كه در این كتاب بر آن تاكید می‌شود، هم از نقطه نظر نحوه نگرش نخبگان و برگزیدگان آمریكایی به مسئله یهودیت و هم از نظر بیان اشتراكات و همگونی‌های پروتستانتیزم و یهودیت بسیار جالب توجه است:
«ویلیام ایوگن بلاكستون كه در سال 1841 در یك خانواده متدودیست پروتستان به دنیا آمد، در دوران جوانی خود در ارتباط با كتاب مقدس به كارشناسی زبده بدل گردید… وی در سال 1878، اثر خود با نام «عیسی (ع) می‌آید»(18) را منتشر نمود و در مدت زمان كوتاهی مشهور شد. جماعت‌های ایوانجلیك او را مورد تشویق قرار دادند. بیش از یك میلیون نسخه از كتاب او به فروش رفت و به 48 زبان از جمله زبان عبرانی نیز ترجمه شد.»
بلاكستون به همراه دوستان خود دیو دل.مودی(19) و كرایس ای.اسكوفیلد(20) از نظریه «قوم برگزیده» خداوند بودن یهودیان در كتاب مقدس دفاع نمود. 413 نفر امریكایی كه در میان آن‌ها افرادی مثل «جان د. راكفلر»(21)، «سایروس مك كورمیك»(22)، «ج پیرپونت مورگان»(23)، سخنگوی مجلس، نمایندگان مجلس سنا، قضات، وكلا و روزنامه‌نگاران وجود داشتند، از نظریه بلاكستون پشتیبانی كردند. حامیان نظریه «قوم برگزیده»، از جمله نخبگان برگزیده آمریكا بودند.
بلاكستون بعدها، در دوره‌ای كه مسئله مهاجرت یهودیان روسیه موضوع بحث روز بود، پیشنهادی را به شرح زیر مطرح نمود:
«چرا فلسطین را در اختیار یهودیان قرار نمی‌دهید؟
آیا فلسطین متعلق به ترك‌ها بود كه آن را به یهودیان واگذار نمایند؟»
در پاسخ به این سوال، بلاكستون واگذاری بلغارستان و صربستان را به عنوان یكی از ایالت‌های دولت عثمانی به بلغارها در سال 1878، براساس موافقت‌نامه برلین یادآورد شده، چنین می‌گوید:
«به همان اندازه كه بلغارستان و صربستان به بلغارها و صربها تعلق دارد آیا فلسطین نیز به یهودیان تعلق ندارد؟ دولت یهودی می‌تواند همانند بلغارستان و صربستان در سرزمین فلسطین كه بر اساس توافقنامه‌ای از طرف دولت ترك قابل واگذاری است تشكیل شود.
بدین ترتیب بلاكستون به عنوان یك پروتستان آمریكایی، سال‌ها قبل از «تئودور هرتزل»(24) به عنوان یك یهودی اروپایی، صهیونیزم سیاسی را مطرح می‌نماید.
بلاكستون دو سال قبل از مرگ خود، در سال 1933 در نامه‌ای كه خطاب به جماعت پروتستان شیكاگو نوشت خاطرنشان می‌سازد كه «رسالت و وظیفه‌ای كه سال‌ها توسط پیوریتان‌ها بر عهده آمریكا گذاشته شده است هنوز به قوت خود باقی است و اضافه می‌نماید كه با بیداری اسرائیل امروز بیش از پیش نسبت به آن احساس مسئولیت می‌نمایم» و در ادامه می‌نویسد كه «آن‌ها در سایه دعاهای ما می‌توانند به دیدار مسیح خود نایل شوند.»(25)
همگونگی پروتستانتیزم آمریكایی برآمده از پیوریتانیزم با یهودیت و احساس وظیفه مشترك آن با یهودیت، در منابع دیگر نیز مورد اشاره قرار گرفته است. «ادوارد تینان»(26) در كتاب خود «لابی: قدرت سیاسی یهودیان و سیاست خارجی آمریكا»(27) چنین آورده است:
«براندیس»(28)، رهبر حركت صهیونیستی آمریكا، به هنگامی كه مشغول توسعه (فعالیت‌های) سازمان خود بود، به ناگاه صاحب دوستی در كاخ سفید شد. این دوست «ویلسون»، رئیس جمهور (آمریكا) بود. ویلسون نه تنها براندیس را در سال 1916 به ریاست دادگاه قانون اساسی آمریكا منسوب نمود بلكه همزمان با آن از تئوری صهیونیزم مطرح شده توسط دوست جوان خود نیز حمایت به عمل آورد.
این موضوع ویلسون بسیار فراتر از یك تصمیم‌گیری سیاسی عملگرایانه بود. ویلسون كه خود فرزند یك كشیش پرس بیترین(29) بود و به طور مدام كتاب مقدس را مطالعه می‌كرد، نسبت به یهودیان و سرنوشت آن‌ها احساس علاقه می‌نمود. در پروتستانتیزم آمریكایی نسبت به آرمان صهیون گرایش بزرگ و قابل توجهی وجود دارد. گروس همچنین این اظهارات ویلسون مبنی بر این كه: «من خود به عنوان فرزند یك كشیش پروتستان در مقابل سرزمین‌های مقدس و بازگردانیدن آن به صاحبان اصلی آن‌ها احساس وظیفه می‌نمایم» را نیز بازگو می‌نماید.(30)
در حال حاضر نیز بخش مهمی از جماعت پروتستان‌ها در آمریكا تحت چنین تلقی‌ای قرار دارند. پروتستان‌های بنیادگرا در آمریكا (تشكیل كشور) اسرائیل را وعده تحقق یافته تلقی می‌نمایند. كوچك‌ترین اعتراض به كمك‌ها و حمایت‌های آمریكا از اسرائیل از سوی این جماعت‌ها با اعتراضات شدیدی روبه‌رو می‌شود.(31) با «همسان انگاری» دولت اسرائیل با یهودیانی كه در تورات ذكر آن‌ها رفته است، فلسطینیانی كه در غزه و شریعه غربی زندگی می‌كنند نیز به عنوان مردم كنعان قلمداد می‌گردند.(32)
بدین ترتیب كه این جماعت حفظ قدرت و اقتدار آمریكا را نیز منوط به حمایت (این كشور) از اسرائیل می‌دانند. «جری فالول»(33) رهبر بیش از 40 میلیون پروتستان ایوانجلیك اعلام می‌دارد «هر رفتاری كه دیگر كشورها با اسرائیل داشته باشند خداوند نیز همان رفتار را با آن‌ها خواهد داشت.»(34)
دشمن مشترك ایوانجلیك‌ها و یهودیان كه دوستی نزدیك با یكدیگر دارند بنابر گفته نوام چامسكی مسلمانان هستند.(35)
نتیجه این كه می‌توانیم بگوییم كه جنبش پروتستانتیزم در مقیاس وسیعی بازگشت و رویكرد به عهد عتیق و جهان‌نگری عبرانی است و این رویكرد دارای آثار اجتماعی- اقتصادی (زایش كاپیتالیزم و مشروعیت یافتن بهره و ربا) و اجتماعی- سیاسی (پدیدار شدن نوع هواداری غیر عادی از یهودیت و دلدادگی به آن) بوده است.
فرهنگ غرب از آخرت‌گرایی به عنوان مبنای اندیشه كاتولیكی جدا گشته و رنگ و لعاب عبرانی گرفته (عبرانیزه شده) و همان گونه كه قرآن كریم می‌فرماید: «هر یهودی آرزوی عمر هزار ساله دارد»(36) به دنیاگرایی روی نموده است كه منشا این رویكرد نیز بدون شك فرآیند عبرانی‌گری است.
اكنون این سوال مطرح می‌گردد در حالی كه پروتستانتیزم به مثابه اولین مرحله سكولارسازی اروپا تا این حد تحت تاثیر اندیشه جهان‌نگری عبرانی بوده است، دومین مرحله این روند كه همانا روشنگری بود چه وضعیتی داشت؟
 
پاورقی‌ها:
1.Massachussetts.
2.Plymouth.
3.Encyclopedia Britannica, Vol.18, P .881.
4.New Israel.
5.Na thanc Belth, Apromise to keep: Anarrative of the American Enconter with Anti semitism, Times Book, New York, 1979, P .3.
6.Noam Chomsky.
7.Year 501: the conquest Continues.
8.Pequot.
9.David de Vries.
10.Manhattan.
11.Algon quin.
12.Noam chomshy, year 501: the conquest continues, South End Press, Boston, 1993, P .263-264.
13.Thomas F Gossett.
14.Race: The History of an Idea in America.
15.Thomas F Gossett Race: the History of an Idea in America P .25.
16.Israel in the mind of America.
17.William Eugene Black Stone.
18.Jesus is coming.
19.Dwight L.Moody.
20.Cyrus. I. Scofild.
21.Jhon Drockefeller.
22.Cyrus Mc Cormik.
23.J. Pirpont Morgan.
24.Theodor Herzel.
25.Peter Grose Israel in the Mind of America: The untold story of America S. 150 year fascination with the idea of a Jewish state and of the complex role played by tis country and its Leaders in the creation of modern Israel knopf Co, New York, Psouth End press, Boston, 1993, P .35-38.
26.Edward Tivnan.
27.The Lobby: Jewish political and American Foregin policy.
28.Brandeis.
29.Persbiteryen.
30.Edvard Tivnan the lobby: Jewish palitical power and American Foregin Policy Simon Schuster New York 1987, P .17-18.
31.Paul findley, they Dare to speak out: people and institutions confront Israerls lobby, lawrence Hill Books / Illinois, 1989, P .238-245.
32. همان منبع، صفحه 240.
33.Jerry Falwell.
34. همان منبع، صفحه 242.
35.Kader ocgen: ABC Israel ve Flistin, Iletisim yayin Lavi, Istanbul 1993, SF .38.
36. سوره بقره، آیه 96.
 
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 13:07 1386/07/24
2
پیوریتانها یا یهودیان انگلیس
  • چاپ
1-s-v.jpg



 
   ● نویسنده: نصیر - صاحب‌خلق

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از کتاب پروتستانتیزم و پیورتیانیسم و مسیحیت صهیونیستی ، نوشته نصیر صاحب خلق، انتشارات هلال، سال 1383


 
 
در دایره‌المعارف یهود، پیوریتانیزم چنین معرفی شده است: «پیوریتانیزم كه ساختار هنجارهای اخلاقی آن تماماً منطبق با تورات است، به عنوان یهودیگری انگلیسی نامیده می‌شود.»(1)
پیوریتانیزم كه توسط فردی كالوینیست و پروتستان به نام ویلیام تیندل(2) پایه‌گذاری شده و در انگلستان گسترش یافته بود شاخه‌ای از كالوینیسم به حساب می‌آمد. تعداد و قدرت پیوریتانها در مدت زمان بسیار كوتاهی افزایش یافت و با سرنگونی شاه انگلستان توسط كرامول كه خود را یك پیوریتان می‌دانست آن‌ها موفق شدند حاكمیت را در انگلستان در اختیار بگیرند.
اگرچه بعد از كرامول آنها قدرت و اقتدار خود را از دست دادند، اما بر فرهنگ انگلو- ساكسون اثرات عمیقی از خود برجای نهادند. پیوریتانها در آمریكا نیز نقش مهمی را بر عهده داشتند.
آن‌ها در مستعمره‌سازی دنیای جدید نقش پیشتاز را داشتند. فرهنگ آمریكا نیز از پیوریتانها تأثیر پذیرفته بود. امروز بنیادگراها و پروتستان‌های ایوانجلیك در آمریكا را می‌توان ادامه پیوریتانیزم قلمداد كرد.
حتی گفته می‌شود كه سیاست خارجی فعلی آمریكا تأثرات عمیقی از پیوریتانیزم را در خود دارد.(3) آن‌چه در این میان قابل توجه است ارتباط پیوریتانیزم و یهودیت است.
دایره‌المعارف یهود از پیوریتانیزم ذیل سرفصل «هواداران یهود»(4) سخن به میان می‌آورد. در این فصل و اژه Judaizers چنین توضیح داده می‌شود كه هواداران یهود كسانی هستند كه در عی حالی كه یهودی نیستند اما بخشی از آیین یهود و یا تمام آن را در زندگی خود به كار می‌برند و یا كسانی هستند كه خود را یهودی می‌نامند.
همراه با قدرت گرفتن پیوریتانیزم در آمریكا، انگلیس و شمال آتلانتیك مطالعات توراتی و یهودیگری(5) وابسته به آن آغاز گردید. كاربری زبان عبرانی، تا آنجایی پیش رفت كه تقاضاهایی مبنی بر مبنا قرار گرفتن تورات برای قانون اساسی و بزرگداشت مراسم شابات بر اساس دین یهود مطرح گردید.(6)
پیوریتانیزم نیز همانند یهودیت حامل فلسفه‌ای دنیا محور و نه آخرت‌گرا بود. این آیین در قوام و قدرت گرفتن كاپیتالیزم نیز نقشی كلیدی بازی كرد. این مذهب هوادار یهود، ثروت را به عنوان یكی از شاخص‌های تعیین كننده تلقی نمود و از پیدایی و قدرت گرفتن بورژوازی كاپیتالیستی و شكل‌گیری رژیم پارلمانی حمایت به عمل آورد. پیوریتانیزم همچنین به شكل‌گیری و نضج پروتستانیزم لیبرال نیز یاری رسانیده بود. وابستگی پیوریتانیزم به یهودیت در حدی بود كه از تمامی دیگر مذاهب پروتستان در این رابطه پیشی گرفته بود. حقیقتاً هم پیوریتانیزم، یهودیگری انگلیسی بود.
 
حامیان صهیونیسم
ویژگی پیوریتانیزم این بود كه وابستگی به عهد عتیق را بیش از پروتستانیزم پیش برده و در عین حال كه (مذهبی) یهودی اما صفت Judaizer را كسب كرده بود.
پیوریتانیزم به ویژه قانون و قواعد توراتی را با دقت و وسواس به كار می‌بست و به پاولس قدیس نیز كه واضع آموزه مسیحی اسرائیل جدید بود بسیار علاقه نشان می‌داد.(7)
پیوریتانها ضمن همسان‌انگاری خود با یهودیان یاد شده در تورات، برای خود هویت یهودی جدیدی كسب كردند و نام‌های یهودی مثل ساموئل، آموس(8)، سارا و یا جودیت(9) بر فرزندان خود گذاردند.(10)
این‌گونه علاقه نشان دادن پیوریتانها نسبت به تورات، بالطبع موجب حیرت زیاد یهودیان نیز شده بود. با پذیرش كلیت تورات، عدم پذیرش یهودیان به عنوان قوم برگزیده كه مرتب مورد تمجید و ستایش تورات بود، امری غیرممكن می‌نمود.
پیوریتانها هم‌چنین حمایت‌های «استراتژیكی» از یهودیان زمان خود به عمل می‌آوردند. در آن زمان در انگلستان هیچ یهودی وجود نداشت. پادشاه انگلستان در قرن سیزدهم به اتهام «رباخواری و استثمار مردم» كلیه یهودیان را از كشور خود اخراج نموده بود. اما یهودیان خواستار بازگشت به انگلستان بودند چرا كه در كتب مقدس آن‌ها این اصل وجود داشت كه قبل از آمدنب (حضرت) مسیح (ع)، آن‌ها باید در تمامی دنیا پخش می‌شدند و پیوریتانها كه احترام فوق‌العاده‌ای برای تورات قایل بودند، در راستای تحقق این پیشگویی تورات، از یهودیان به مثابه «قوم برگزیده» با هیجان و اخلاص حمایت به عمل می‌آوردند.
پاول جانسون(11) در كتاب خود موسوم به «تاریخ یهود»(12) در راستای حمایت و پشتیبانی پیوریتانها از تحقق پروژه «زمینه‌سازی آمدن مسیح» و حمایت از یهودیان به عنوان مقدمه این امر این‌گونه سخن به میان می‌آورد:
در یكی از روزهای سرمستی پیروزی سال 1649 كرامول از كلنی استقرار یافته پیوریتانها در آمستردام نامه‌ای دریافت داشت. این نامه از طرف مادر البنزر كاتریت(13) ارسال شده بود و كرامول را در رابطه با سرعت بخشیدن به بازگشت مجدد مسیح تحت فشار قرار داده بود. براساس پیشگویی‌ كتاب مقدس برای تحقق این امر می‌بایست یهودیان در چهارگوشه دنیا پراكنده می‌شدند. اما این پیشگویی نمی‌توانست تحقق یابد چرا كه در انگلیس هیچ گروه یهودی وجود نداشت.
بنا به اظهار الی برناوی(14) تاریخ نگار یهودی، پیوریتانها نه تنها در راستای بازگشت یهودیان به انگلستان بلكه در جهت بازگشت و استقرار آن‌ها در سرزمینهای مقدس نیز اعلام آمادگی نموده بودند:
«قدرت گرفتن پیوریتانیزم موجب پدید آمدن دیدگاه جدیدی نسبت به یهودیان گردید. با توسعه و گسترش كالوینیزم، یهودیان مورد احترام و علاقه پیروان آن قرار گرفتند. چرا كه آن‌اه بر مبنای تئولوژی پیوریتانیزم حافظان فرهنگ و زبان تورات بودند. براساس اعتقادات پیوریتانها قبل از بازگشت مجدد مسیح باید یهودیان به سرزمین‌های مقدس باز می‌گشتند.»(15) نویسنده دیگر یهودی، رجینا شریف(16) در كتاب خود با عنوان «صهیونیزم غیریهودی»(17) موضوع را چنین عنوان می‌دارد:
«كارتریث رهبر كلنی پیوریتانهای آمستردام در نامه خود این موضوع را نیز روشن نموده است:
دولت انگلیس با شهروندان جدیدش كه از هلند خواهند آمد اولین و بهترین كشوری خواهد بود كه فرزندان اسرائیل، دختران و پسران اسرائیل را با كشتی به سرزمین‌های موعود، سرزمین‌های ابراهیم، اسحق و یعقوب انتقال خواهد داد.»(18)
قولی كه در «حمایت از صهیونیزم» از سوی پیوریتانها داده شده بود حقیقتاً هم عملی گردید. در قرن بیستم رهبران صهیونیزم كه برای تشكیل دولتی یهودی در فلسطین در جستجوی كمك و یاری بودند، بزرگ‌ترین حمایت و یاری را از «مسیحی- صهیونیست‌های» آینده و كلیساهای بنیادگرای پروتستان كه در اصل ادامه پیورتانها بودند دریافت داشتند. به این ترتیب كه تصمیم اتخاذ شده بر حمایت سیاسی لورد بالفور از تشكیل یك دولت یهودی در فلسطین، بیش از آن كه یك برآورد سیاسی باشد، مبتنی بر باورها و اعتقاداتی بود كه بر مبنای آن سرزمین‌های مقدس از جانب خداوند در اختیار یهودیان گذاشته شده بود و به آن‌ها تعلق داشت.(19)
یهودیان در نتیجه تأثیر و نفوذ پیوریتانها مجدداً به انگلستان بازگشتند. كرامول ضمن دعوت از دوست بزرگ خود منشه بن اسرائیل(20)، خاخام آمستردام به انگلیس، در سایه حمایت پیوریتانها در پارلمان انگلیس پذیرفت كه یهودیان به انگلستان بازگردند. جماعت یهودی به انگلستان بازگشتند و در مدت زمان كوتاهی قدرت اقتصادی قابل توجهی را به دست آوردند و خاندان روچلید(21) نیز از میان این جماعت رشد كرد.
یهودیان انگلیس همچنین سهم بزرگی از كمپانی استعماری هند شرقی انگلیس(22) و مدیریت آن را از آن خود نمودند.(23)
 
پاورقی‌ها:
1.Calvinism, Universal Jewish Encyclopedia.
2.William Tyndale.
3.(Edited by) David L. Larson Puriten Effect in us Foreign Palicy, D. Can Nostr and Company, Inc, New York, 1966.
4.Judaizers.
5.Judaizing.
6.Encycolopedia Judaica, Vol.10, P. 398.
7.Karen Armestrong, Holy war, MacMillan London Limited, 1988, P .344.
8.Amos.
9.Judith.
10. همان منبع، صفحه 34.
11.Paul Johnson.
12.A History of Jews.
13.Elbenzer Cartright.
14.Eli Bernavi.
15.Eli Bernavi, A Historical Atlas of the Jewish People: From the time of the Patriarchs to the present, Hutchinson press, London, 1992, P .140.
16.Regina Sharif.
17.Non – Jewish Zionism.
18.Regina Sharif, Non-Jewish Zionsm, P .24.
19.Encyclopedia Judaica, Zionism, Vol.16, P .24.
20.Menesseh Ben Israel.
21.Rothschild.
22.British East India company.
23.Encyclopedia Judica, Vol.18, P .1356.
 
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 13:03 1386/07/24
1
صهیونیسم


صهیونیسم یک جنبش ملی آزادی بخش، ملی گرا و سیاسی است که خواستار بازگشت همهٴ یهودیان به سرزمین مادری آنها می‌باشد. این سرزمین همان اسرائیل بعلاوه فلسطین کنونی است که قوم یهود از ۳۲۰۰ سال پیش تا سال ۲۰۰ میلادی (که امپراتوری روم آنها را پراکنده ساخت) به همراه اقوام دیگری در آن ساکن بوده‌اند. صهیونیسم ملی گرایی یهودیان پراکنده در سرتاسر جهان را تحت شعاع قرار می‌دهد و آنها را ترغیب به مهاجرت به اسرائیل می‌نماید. به همین علت در ابتدا یهودیان با هر عقیده‌ای، چه چپ، چه راست، چه مذهبی و چه سکولار به این جنبش پیوستند. پس از مدتی که اختلافات عقیدتی در آنان بروز کرد صهیونیسم به شاخه‌های دیگری مانند «صهیونیسم مذهبی»(1)، «صهیونیسم سوسیال»(2)، و «صهیونیسم تجدیدنظر طلب»(3) تقسیم شد. با این حال تمام این شاخه‌ها در عقیدهٴ پایه یعنی بازگشت یهودیان به سرزمین فلسطین و تشکیل دولت یهودی مشترکند.

خود کلمهٴ «صهیونیسم» مشتق شده از «صهیون» (به عبری: ציון)، نام دیگر اورشلیم (که در تورات نیز به آن اشاره شده) می‌باشد. ناتان برنبام(4)برای اولین بار این کلمه را به معنای «ملی گرایی یهودی» در ژورنال «خود-رستگاری»(5) به کار برد. صهیونیسم در ابتدا از مایه‌های مذهبی یهودیان برای اجتماع آنان در اسرائیل وام می‌گرفت، با این حال صهیونیسم مدرن، بیشتر جنبشی سکولار است که بنا به ادعای خودشان در پاسخ به یهودستیزی‌های قرن ۱۹ در اروپا فعالیت می‌کند.(6) از زمان پایه ریزی کشور اسرائیل، کلمهٴ «صهیونیسم» عموماً به معنای پشتیبانی کردن اسرائیل به عنوان کشوری برای ملت یهود به کار می‌رود.
سال ۱۹۷۴ میلادی مجمع عمومی سازمان ملل متحد با اکثریت آراء، مصوبه‌ای را به تصویب رساند که در آن صهیونیسم به عنوان شکلی از اشکال نژادپرستی معرفی شده بود. این مصوبه در پی شرط گذاری اسرائیل به حذف آن، برای شرکت در کنفرانس صلح مادرید در سال ۱۹۹۱، توسط سازمان ملل ملغی اعلام گردید. (۱)
 
 
· برقراری جنبش صهیونیسم
 
پیش زمینهٴ تاریخی
از سال ۷۰ میلادی و پس از شکست یهودیان در شورش بزرگ(7) و تخریب اورشلیم توسط امپراتوری روم، و همچنین شکست دیگر در شورش بارکخبا(8) در سال ۱۳۵ میلادی که به پراکنده شدن یهودیان در دیگر نقاط امپراتوری منجر شد، بازگشت یهودیان به سرزمین مادری همواره دغدغهٴ یهودیان سراسر دنیا بوده‌است. به علت نتایج مصیبت بار این شورش‌ها، چنین جنبش‌های مردمی که برای بازپس گیری حاکمیت ملی و بر اساس تاثرات دینی به وجود آمده بودند، پس از قرن‌ها امیدهای بر باد رفته که از یک «مسیحا»ی دروغین به مسیحای دیگری ختم می‌شد، به جنبش‌هایی تبدیل شدند که در آنها توکل به مشیت الهی، با این فرض که خواست خدا بر این است که این سرزمین در نهایت به قوم برگزیده یهود برسد، جایگزین عناصر انسانی «رستگاری توسط مسیح» شده‌است. با وجود اینکه ملی گرایی یهودی در دوران باستان بیشتر جنبهٴ مذهبی داشته‌است، با این حال مطرح شدن دوبارهٴ بازگشت به سرزمین مادری در بین یهودیان را باید مدیون برپایی ایدئولوژیکی و سیاسی صهیونیسم دانست. با این حال یهودیان حتی بعد از شورش «بارکخبا» نیز در اقلیت‌های کوچکی به طور مستمر در سرزمین اسرائیل و فلسطین کنونی زندگی می‌کرده‌اند و برای این حضور مدارک تاریخی زیادی وجود دارد. به عنوان مثال، تلمود اورشلیم در قرن‌های پس از این شورش تالیف شده‌است. ابداع کنندهٴ «علامات مصوت‌های عبری» نیز در قرن پنجم، در یکی از اجتماعات یهودی فلسطین زندگی می‌کرده‌است و الی آخر. پراکندگی آرام و تدریجی حضور یهودیان در فلسطین به علل مختلفی روی داد. از جمله شکست در شورش بارکخبا توسط آدریان (امپراتور وقت روم)، فتح فلسطین در سال ۶۰۰ میلادی توسط اعراب، جنگهای صلیبی در قرن ۱۱ و بعد از آن، و همچنین بی کفایتی امپراتوری عثمانی از قرن ۱۵ به بعد، که به واسطهٴ آن، زمین، به شدت حاصلخیزی خود را از دست داد و اقتصاد به معنای واقعی صفر شد.
 
مهاجرت یهودیان، پس از قرن‌ها پراکندگی
بازگشت به سرزمین مادری در بین نسل‌های مختلف یهودیان پراکنده همواره موضوعی با اهمیت تلقی می‌شده‌است. این علاقه، مخصوصاً خود را در دعاهای «عبور»(9) و «یوم کیپور»(10) نشان می‌دهد که مطابق سنت حاوی جملهٴ «سال بعد در اورشلیم» هستند. مهاجرت به اسرائیل طبق قوانین یهود(11) همواره عملی قابل ستایش محسوب شده‌است و به عنوان یک امر الهی در بیشتر نسخه‌های ۶۱۳ فرمان نیز آمده‌است. با این که چنین چیزی در نسخهٴ میمونیدز(12) نیامده‌است، اما خود او در نوشته‌هایش ذکر می‌کند که بازگشت به اسرائیل برای یهودیان امری بی نهایت ضروری و مهم است(13). از قرون وسطی و بعد از آن، تعدادی از یهودیان مشهور و بعضاً مریدان آنها به اسرائیل و فلسطین کنونی مهاجرت نمودند. از بین آنها می‌توان به نامانیده(14)، یچل پاریس(15) و صدها تن از شاگردانش، یوسف کارو(16)، مناشم مندل(17) ویتبسک و ۳۰۰ تن از پیروانش، ویلنا گائن(18) و بیش از ۵۰۰ تن از شاگردانش (به همراه خانواده هایشان) اشاره نمود.
 
صهیونیسم اولیه
پس از رنسانس فرهنگی یهودیان در قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی که هاسکالا نامیده می‌شود، و در پی انقلاب فرانسه و گسترش عقاید لیبرال میان عده‌ای از یهودیان تازه از سلطه خارج شده، برای اولین بار طبقه‌ای از یهودیان سکولار به وجود آمد که دارای عقاید متداولی چون عقل گرایی، رمانتیسیم و از همه مهم تر ملی گرایی بودند. یهودیانی که یهودیگری را حداقل به معنای سنتی آن کنار گذاشته بودند، هویت جدیدی به عنوان یک ملت و بر اساس مصداق اروپایی آن برای یهودیان تشیکل دادند. الهام بخش آنها در این فعالیت، فعالیت‌های ملی دیگر کشورها، از قبیل یگانگی آلمانی‌ها و ایتالیایی‌ها، و همچنین استقلال مجارستان و لهستان بود. آنها از خود می‌پرسیدند که اگر ایتالیایی‌ها مستحق داشتن سرزمین مادری و میهن هستند، چرا یهودیان نباشند؟ پیش روی جدید در جنبش صهیونیسم در سالهای ۱۸۰۰، با تلاش نمایشنامه نویش، روزنامه نگار و دیپلمات متولد امریکا، مردخای مانوئل نوح(19) در سال ۱۸۲۰ ایجاد شد که در برقراری موطنی در گراند آیلند نیویورک(20) برای یهودیان کوشید.
 
برخاستن صهیونیسم سیاسی مدرن
تا قبل از سال ۱۸۹۰ نیز یهودیان تلاش‌های زیادی در بر قراری منطقه‌ای یهودی نشین در سرزمین فلسطین که در قرن ۱۹ بخشی از امپراطوری عثمانی به شمار می‌رفت انجام داده بودند. در آن سال‌ها ۵۲۰۰۰۰ نفر در این منطقه (اکثراً مسلمان و مسیحیان عرب) ساکن بوده‌اند و ۲۰ تا ۲۵ هزار نفر از این مقدار را نیز یهودیان تشکیل می‌دادند. قابل ذکر است در زمان شکل‌گیری اولیه صهیونیسم مدرن نظریه‌های دیگری برای تشکیل کشور یهودی در کشورهای دیگری همچون آرژانتین نیز شد که در نهایت منتفی گشت.
 
پانویس
۱. Religious Zionism
۲. Social Zionism
۳. Revisionist Zionism
۴. Nathan Bernbaum
۵. Self Emancipation, ۱۹۸۰
۶. صهیونیسم در مقابل یهودستیزی:
«صهیونیست‌های سیاسی، صهیونیسم را پاسخ یهودیان به یهودستیزی می‌دانند. آنها معتقدند که یهودیان می‌بایست هر چه زودتر کشور مستقلی برای خود داشته باشند تا از آزار و خطرات دیگران برای تشکل‌های یهودی در امان باشند.» (Wylen, Stephen M. Settings of Silver: An Introduction to Judaism, Second Edition, Paulist Press, ۲۰۰۰, p. ۳۹۲)
«صهیونیسم جنبش ملی یهودیان برای بازگشت به سرزمین مادری آنهاست که در پاسخ به یهودی ستیزی‌های اروپای غربی و آزار و خشونت علیه آنان در اروپای شرقی به وجود آمد.»(Calaprice, Alice. The Einstein Almanac, Johns Hopkins University Press, ۲۰۰۴, p. xvi)
«پاسخ عمده به یهودی ستیزی، ظهور صهیونیسم در اواخر قرن نوزدهم و تحت رهبری تئودور هرتزل بود.»(Matustik, Martin J. and Westphal, Merold. Kierkegaard in Post/Modernity, Indiana University Press, ۱۹۹۵, p. ۱۷۸)
«صهیونیسم در پاسخ به یهودی ستیزی (که بیشتر در روسیه رخ می‌داد) به وجود آمد. با این حال وقتی بدترین کابوس یهودیان در اروپای غربی تحت کنترل نازی‌ها به و قوع پیوست، این جنبش اوج گرفت.»
(Hollis, Rosemary. The Israeli-Palestinian road block: can Europeans make a difference?,International Affairs ۸۰, ۲ (۲۰۰۴), p. ۱۹۸).
۷. Great Jewish Revolt
۸. Bar Kokhba's Revolt
۹. Passover:دعا ومراسمی که یادبود خارج شدن عبریان از مصر و گذر آنان را از دریای سرخ گرامی می‌دارد. این مهاجرت به تفصیل در سفر خروج تورات آمده‌است.
۱۰. Yom Kippur
۱۱. Halakhah یا قوانین یهود که که تا قرن پنجم میلادی بر اساس تلمود و پس از آن میدراش و دیگر تفاسیر کتاب مقدس نوشته شده‌اند
۱۲. :Mamonides فیلسوف و پزشک یهودی قرن ۱۲
۱۳. «هر که در سرزمین اسرائیل زندگی کند بدون گناه باقی خواهد ماند.»(Hilchos Melachim ۵:۱۲۱۳) «اگر برده‌ای یهودی بخواهد به سرزمین اسرائیل مهاجرت کند، اربابش نیز باید با او برود، یا او را به فردی بفروشد که با او به اسرائیل برود»(Hilchos Avadim ۸:۹) او همچنین در (Hilchos Avadim ۸:۱۰)اظهار می‌کند که اگر برده‌ای یهودی به سرزمین اسرائیل بگریزد، دادگاه یهودی او را آزاد خواهد کرد. در تلمود(Kesubos ۱۱۰) نیز لیستی از دلایل که به عنوان فرمان اسکان در اسرائیل تلقی می‌شود وجود دارد.
۱۴. Nahmanides عالم اسپانیایی قرن ۱۲ و رهبر مذهبی یهودیان
۱۵. Yechiel of Paris
۱۶. Yosef Karo
۱۷. (Menachem Mendel (of Vitebsk
۱۸. Vilna Gaon
۱۹. Mordecai Manuel Noah
۲۰. Grand Island , New York
 
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.