userinfo close
  ,

گفتگوی ادیان


iid

تاسیس: 2 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: امیر محمدی - معاونان
- این كلوب به طور مشترک توسط دوستان مسلمان ، زرتشتی ، مسیحی ، یهودی و صابئی مدیریت میشود
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
6
862
87/10/12 (11:02)
10
530
90/4/11 (10:08)
20
158
90/11/21 (11:54)
38
177
90/11/21 (11:00)
6
38
90/11/21 (11:00)
65
415
90/11/20 (00:18)
143
891
90/11/19 (18:10)
11
34
90/11/16 (16:18)
19
165
90/11/10 (09:50)
22
176
90/11/10 (09:40)
487
2695
90/10/24 (23:32)
21
118
90/10/8 (19:38)
20
217
90/9/25 (01:23)
87
788
90/9/19 (18:45)
97
924
90/9/2 (01:55)
178
3190
90/9/2 (01:54)
701
3093
90/8/11 (03:49)
32
524
90/8/11 (03:48)
42
276
90/8/11 (03:46)
210
1799
90/7/13 (21:24)

عنوان بحث

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 12:28 1386/07/24

اعیاد یهودی

...........

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
زهرا محمدی , blue_235
زهرا محمدی - 18:51 1389/06/23
19

 

فرارسیدن سال نو عبری را به همه هموطنان کلیمی تبریک عرض می کنم

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 11:24 1387/04/25
18
ملکه غم های عزیز
خوشوقتم که از کلوب خودتون بازدید کردید
امیدوارم که ما بیشتر توفیق دیدار شما را داشته باشیم

در باره جشن پوریم در مورد جشن پوریم آنچه در این بحث نوشته شده منبع آن سایت انجمن کلیمیان تهران است که یکی از منابع معتبر یهودیان ایران زمین است

و اگر بحث را با دقت مطالعه بفرمایید هیچ مطلبی بر خلاف کتاب مقدس در آن وجود ندارد و در باره سندیت آن هم بحثی نشده است

از حسن دقت شما سپاسگذارم

دوستدار شما امیر
ملکه غم ها   , banooye_mahtabi
ملکه غم ها - 21:33 1387/04/22
17

سلام

با کمال تاسف باید بگم که  داستانی که در مورد استر و مردخای نوشته اید کاملا اشتباه است و عملا هیچ منبع قانع کننده ای ندارید.

شما در ادیان ابراهیمی تخصص دارید اما فکر نمی کنم در مورد شناختن خدای واقعی و احترام به بنده های خدا چیز زیادی بدونید

نوسته های هر کتابی می تواند جعلی باشد چه به نفع  و یا چه به ضرر کسی باشد

بهتر است اینقدر قاطعانه اظهار نظر نکنید

حتی تمام کتب الهی می تواند تحریف شده باشد

غیر از خدا کی می دونه

فقط خدا نمی تونه جعلی باشه

بهتر است اول به خدا ایمان داشته باشیم بعد به اسلام یا یهود

و خودمون رو الکی زیر پوشش یه دین قرار ندیم...

امیر   ا م ی  ر , jerusalem
امیر ا م ی ر - 00:09 1386/07/28
16
دوست عزیزم آقای یوحنا محمدی  از حسن نیت شما در اطلاع رسانی و اشنا کردن سایرین از این تعلیمات سپاسگزارم
 
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:36 1386/07/27
15

پوریم های دیگر

   


آرزو ثنایی
بهمن 78

purim

آزادی و خروج بنی اسرائیل از مصر، مظهر آزادی مظلومان تاریخ است و در این واقعه معجزه خد.اوند آشكارا و با انجام معجزات عظیم مانند شكافته شدن دریا صورت گرفته است. از سوی دیگر واقعة پوریم و رهایی یهودیان از توطئه شیطانی هامان نیز به عنوان یكی دیگر از مظاهر آزادی و نجات در تاریخ یهودیان شناخته میشود، با این تفاوت كه خد.اوند به طور غیر مستقیم و در پوشش وقایع و اتفاقات طبیعی این جریان را هدایت نمود.

به همین جهت برای یهودیان در طول تاریخ، هر رهایی یا نجات از بلایا، تكرار «پوریم» تلقی شده و اتفاقات بسیاری نام «پوریم» بر خود گرفتهاند، مانند:

الجزایر: پوریم اِدوم، 4 حشوان 1540 (نجات جامعة یهود از جنگ اسپانیا و الجزایر در 1516 و 1542 ) - فاس مراكش: 22 كیسلو 1840 ، رهایی از كشتار دستجمعی- یونان: 22 الول 1768، نجات از كشتار در جنگ تركیه و یونان- لهستان مدزیبوژ: 11 طوت 1648، نجات از توطئه گروه تروریستی شمیلنكی- پراگ: 14 حشوان 1620، نجات از كشتار دستجمعی با حمایت فردیناند دوم - رم: اول شواط، نجات گتو از آتش.

حتی معجزاتی از این دست كه تنها برای یك خانواده نیز رخ دادهاند، گاه برای آن خانواده و نسلهای بعدی آن عنوان «پوریم خانوادگی» به خود گرفتهاند.

یكی از پوریمهای معروف تاریخ، پوریمِ بصره است.

 

بصره دومین شهر بزرگ عراق (بعد از بغداد) است. جمعیت یهودی بصره هزاران سال قدمت زندگی در این شهر باستانی را دارند. حدود 200 سال پیش، قبل از خروج اجباری یهودیان از عراق (به علت فشارهای موجود)، معجزة بزرگی در این شهر به وقوع پیوست كه هنوز، نسل در نسل از آن به عنوان «پوریم بصره» یاد میشود. این ماجرا در زمان «سلیمان پاشا» حاكم عادل و درستكار بصره اتفاق افتاده است. در آن تاریخ، ربی یعقوو بن اهرون رهبر جامعة یهودیان بصره بود. در سال 5534 عبری- (1774 میلادی)، كریم خان، كه در آن زمان رئیس سپاه پادشاه ایران بود، بصره را محاصره كرد. قحطی شدیدی با وجود دفاع سلیمان پاشا، شهر را فرا گرفته بود. در 27 نیسان، شهر سقوط كرد. زنان یهودی خود را در آتش انداختند تا به دست سربازان مهاجم نیفتند. در اول ماه ایار، كریمخان قوانین جدیدی بر شهر وضع كرد. جامعة یهودیان فشار بیشتری از مالیاتها و باجها را متحمل شدند. حتی ربی یعقوو بن اهرون و همسر و فرزندانش به همراه سلیمان پاشا به عنوان زندانی به شیراز فرستاده شدند.

یهودیان بصره، همچون دیگر اوقات سخت، در كنیساها جمع شدند و اعلام تعنیت (روزه) و توبة عمومی نمودند. خداوند صدای آنان را شنید: «قلب حاكمان در دست پروردگار است». خد.اوند قلب كریمخان را سخت كرد و او به دنبال شكوه و جلال بیشتر، به جنگ قبایل عرب اطراف عراق رفت. اعراب، كریمخان را شكست دادند و كریمخان نیز خود را به سختی به بصره رساند. هر چند كریمخان برای جنگ دوبارهای آماده شد ولی، سپاهش كه ضعیف و زبون شده بودند، بر علیه او شوریدند و در 27 ادار، همراهانش او را كه به دست خدمتكارش مسموم شده بود، مرده یافتند. شاه ایران، با شنیدن مرگ فرماندة سپاهش، ایرانیان را از بصره فرا خواند. در دوم نیسان 5535 عبری- (1775 میلادی)، سحرگاهان كه یهودیان برخاستند، اثری از سربازان كریمخان در بصره نیافتند. راو دیگری بنام «ربی یعقوب الیشار» كه از شهر دیگری برای جمع كردن صداقا به بصره آمده بود، توماری همانند تومار استر كه در پوریم خوانده میشود، برای یهودیان بصره نوشت تا همیشه به یاد داشته باشند كه معجزهای برای آنها به وقوع پیوسته است. از آن زمان، یهودیان بصره، روز دوم نیسان را «پوریمِ بصره» مینامند و به یادبود پاسخ خد.اوند به خواستهشان، این روز را جشن میگیرند.

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:35 1386/07/27
14

ایلانوت : جشن درختان

   


آذر 78
رحمن دلرحیم

پیمان دوستی با طبیعت و آغاز زندگی دوباره زمین و گیاهان

پانزدهم ماه عبری شواط برابر دوم بهمن ماه مصادف با جشن مذهبی ایلانوت است. این روز در اعتقادات یهود اول سال درختان محسوب می شود. مبنای زمانی محاسبه برخی از قوانین شرعی مربوط به استفاده از محصولات كشاورزی و میوه های درختان تازه كاشته شده، ایلانوت می باشد.

elanut.jpg

ایلانُوت جشن تقدیس و بزرگداشت درختان و گیاهان در دین یهود است. در شب و روز ایلانوت یهودیان میوه درختان را با خواندن براخاها (دعاها) یی مخصوص می خورند و خد.ای بزرگ كه جهان هستی را با این همه شگفتی و تنوع آفریده است سپاس می گویند. از میوه هایی كه در این شب و روز خورده می شود: زیتون، خرما، انگور (كشمش)، انار، انجیر، جو و گندم دارای اهمیت خاصی هستند و در رأس قرار دارند. ایلانوت جشن بیداری دوباره طبیعت است و انسان طبیعت را بیدار شده از خواب زمستانی می بیند و خود را آماده تلاش و كوشش برای بهره گیری از طبیعت و تعالی روح و روان خود می سازد. اگر درختان هر سال بار و برگ كهنه را بر زمین می ریزند و قبای با طراوت و شاد و شكفته بهار را بر تن می كنند، انسانها نیز بنا بر فطرت خود هر سال باید خود را آماده بهره گیری از طبیعت و بهره دهی به انسانهای دیگر نمایند.

فلسفه كلی مراسم ایلانوت بركت دادن محصولات درختی و زمینی است و با گفتن براخا (دعا) همگی خواستار آن می شوند كه درختان در سال آینده هر چه بیشتر پر ثمر گردند.

در ازمنه قدیم رسم خاص یهودیان این بود كه در این روز برای كودكان خود درخت بكارند. برای هر پسر یا دختر یك درخت می كاشتند. درختها با كودكان رشد و نمو می كردند و موقعی كه فرزندان به سن ازدواج می رسیدند شاخه های درختها را برای زینت دادن حجله عروسی می بریدند. این مراسم در دوران آبادی بت همیقداش (معبد مقدس) به صورت عالی و زیباتری انجام می شد به این طریق كه هر فردی موظف بود در این روز (15 ماه عبری شواط جشن درختكاری) نهالی غرس كند و خد.ای خود و كتاب آسمانیش را بستاید. ضمن اجرای این مراسم رقصها و پایكوبی ها برپا می شد و آینده را با شادی استقبال می كردند.

اگر در كتاب تورات مقدس اموری را كه پیرامون طبیعت بحث كرده است با دیده كلیتری بنگریم به این موضوع بر می خوریم كه خد.اوند علاوه بر انسان، به طبیعت نیز اصالت بخشیده است و به همین دلیل است كه خالق یكتا پس از آفرینش انسان طبیعت را به وی می سپارد تا در آن كار خویش را آغاز كند و از آن محافظت نماید. آدمی نیز كار در طبیعت را ابتدا در باغ عدن آغاز می نماید. از جمله امور مربوط به طبیعت، كه در تورات مقدس آمده است كاشتن درختان است. در كتاب لاویان فصل 19 آیه 23 به صورت یك فرمان تاكید شده است عب!ا و*زعفع ف]ن ر*ف*ق]چ عذ(ه×ل(و]ح ‘*ن لىچ د×ف×ب*ن یعنی هنگامی كه وارد سرزمین می شوید از هر نوع درخت های خوراكی (میوهدار) غرس كنید. علمای یهود توضیح می دهند كه: خد.اوند متعال به بنی اسرائیل فرموده است با آنكه زمین را مملو از نعمت می یابید متوجه این باشید كه درختهای بیشتری غرس كنید و همینطور كه داخل شدید و یافتید كه پیشینیان درختهایی را كاشته اند، به همان صورت شما موظف هستید كه برای فرزندان خود درختهایی را غرس كنید و مخصوصاً بایستی عمل درختكاری را تقویت نمایید.

علاوه بر این علمای یهود نیز درختكاری را توصیه نموده اند تا جاییكه یكی از دانشمندان بزرگ یهود به نام ربان یوحنان بن ذكای در تلمود می گوید: اگر درختی را به قصد كاشتن در دست داشته باشی و به تو بگویند كه ماشیح (ناجی جهان) ظهور كرده است، ابتدا درخت را در زمین بنشان سپس به استقبال ماشیح برو.

elanut-tree.gif

در بسیاری از موارد گیاهان در رابطه با پیامبران یهود وسیله اشاعه توحید قرار گرفته اند: حضرت ابراهیم زمانی كه درختی به نام «اِشِل» به عنوان توتم بسیاری از اقوام هم عصرش پرستیده می شد آن درخت را در میان آن اقوام به نام خد.ا غرس كرد و بدین وسیله تمامی آن اقوام را به توحید دعوت نمود. حضرت موسی در ساده ترین گیاهان یعنی در یك «بُته» (خار) در حال سوختن، جلال خد.اوند را مشاهده كرد و به پیامبری برگزیده شد. در زمانی كه قارون (قورح) دعوی مقام كهانت داشت، عصایی از چوب درخت بادام كه نام حضرت هارون روی آن نوشته شده بود به امر خد.ا شكوفه كرد و بادام برآورد و بدین وسیله مقام حضرت هارون برادر حضرت موسی یكبار دیگر به عنوان كاهن تثبیت شد. در تلمود، پانزدهمین روز از ماه عبری شواط آغاز سال درختان و روز سرنوشت آنان نام گرفته است و این روز مناسبترین تاریخ برای آغاز درختكاری تشخیص داده شده است، به این دلیل كه در این روز در بسیاری از مناطق نقطه عطفی در رویش درختان آغاز می شود و به عقیده برخی در 15 ماه شواط درخت بادام اولین جوانه های خود را برمیآورد.

در كتب مقدس ده ها آیه درباره اهمیت درخت و درختكاری آمده است كه برای نمونه چند مورد ذكر میشود:

*هرگاه مدت زیادی شهری را محاصره كنی و برای تصرف با آن جنگ نمایی، درختش را با تبر زدن بر آن قطع نكن چون از آن می خوری آن را نابود نكن. مگر درخت صحرا انسان است كه در مقابل تو، محاصره شود؟

* تهیلیم (مزامیر داوود) فصل 92 آیه های 13 و 14: شخص صدیق چون درخت خرما خواهد شكفت و مثل سرو آزاد لبنان نمو خواهد كرد، آنان كه در خانه خد.ا غرس شدند در صحنهای خد.ای ما خواهند شكفت.

* تهیلیم (مزامیر داوود) فصل 1 آیه 3: شخص صدیق چون درخت نشانده. در جلو نهر آب خواهد بود كه ثمره خود را در موسمش می دهد و برگ آن پژمرده نمی شود

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:33 1386/07/27
13

تعنیت (روزه) هفدهم تموز و نهم آو

   


خرداد 78
آرش آبایی

 

«در روز نهم از ماه (تموز)، قحطی در شهر (اورشلیم در اثر سه سال محاصرة بختالنصر) شدت یافت به طوریكه دیگر نانی برای مردم آن سرزمین وجود نداشت. و شهر مورد رخنه دشمنان قرار گرفت (و سرانجام مقاومت آن شهر در هم شكست)» (یرمیا 7 – 52:6)

در تقویم عبری، ایامی به عنوان یادبود وقایع تلخ مذهبی تعیین شدهاند كه یهودیان در این مناسبت ها، موظف به گرفتن تعنیت (روزه) و انجام مراسم عبادی خاص هستند. هدف اصلی این روزه ها، تفكر درباره ریشه و علت وقوع این حوادث و در پی آن اصلاح اعمال و نزدیك شدن به خداوند می باشد. واقعه ای كه یرمیای ناوی در پاسوق های مذكور دربارة آن بحث می كند، مربوط است به پایان مقاومت مردم اورشلیم در زمان آبادی معبد بیت همیقداش اول (حدود 400 سال قبل از میلاد) كه در نهایت به ویرانی آن معبد منجر شد.

هر چند كه این واقعه در نهم ماه چهارم (تموز) رخ داد اما از آنجا كه سال بعد، قبل از ویرانی معبد دوم، شهر اورشلیم در 17 تموز سقوط كرد تعنیت (روزه) مربوط به این دو واقعه در هفدهم تموز برگزار می شود.

این تعنیت علاوه بر موضوع فوق به مناسبت چهار واقعه دیگر نیز برگزار میشود:

1. شكسته شدن دو لوح اول ده فرمان: پس از آنكه خداوند در ششم ماه سیوان در كوه سینای آشكار شد و ده فرمان اساسی شریعت یهود را به طور شفاهی به بنی اسرائیل اعلام فرمود، مشه (حضرت موسی) فردای آن روز برای دریافت مجموعه تعالیم تورات بالای كوه سینا رفت. او پس از چهل شبانه روز در هفدهم ماه تموز در حالیكه دو لوح ده فرمان را در دست داشت از كوه فرود آمد اما عده ای از مردم را دید كه به علت اشتباه در محاسبه زمان بازگشت حضرت موسی و نیز سستی ایمان، گوساله ای ساخته اند. او با دیدن این صحنه، آن دو لوح را بر زمین زد و شكست.

2. در زمان آبادی بیت همیقداش (معبد خداوند)، از جمله مراسم عبادی یهود، تقدیم قربانی به درگاه خداوند بود، به این صورت كه هر روزه در دو نوبت صبح (هنگام طلوع آفتاب) و بعد ازظهر هر نوبت یك بره را قربانی می كردند. زمانی، یونانیان شهر بیت همیقداش را محاصره كردند و كاهنان را مجبور نمودند برای انجام مراسم مذهبی، هم وزن دو بره برای هر روز، طلا و نقره به بالای حصارهای شهر بفرستند تا از طرف مقابل، دو بره برای قربانی دریافت نمایند. این وضعیت برای مدت كوتاهی ادامه داشت تا اینكه در روز هفدهم تموز، پس از آنكه طبق معمول، دو كفه طلا به بالای حصارها فرستادند، طرف مقابل برای تحقیر سنتهای دینی دو خوك را از حصار پایین فرستاد و از آن روز، تقدیم قربانی روزانه متوقف گشت.

3. یكی از سرداران شریر به نام اَپوُسْتِموُس (به گفته ای در حدود 20 سال قبل از خرابی معبد دوم) در یكی از روستاهای یهودی نشین سرزمین مقدس، یك جلد سِفِر تورات را مورد بی حرمتی قرار داد و آن را در آتش سوزاند كه این امر با اعتراض و قیام مردم آن زمان مواجه شد.

4. در چنین روزی، یك بت در محل مقدس بیت همیقداش (دوم) قرار داده شد كه برخی مورخین این عمل را به یونانیان در دوره حشمونائیم نسبت می دهند و برخی آن را به منشه (یكی از پادشاهان كشور یهودا) منسوب می كنند.

روز نهم آو (سالروز ویرانی معابد اول و دوم بیت همیقداش) یكی دیگر از ایام سوگواری و روزة یهودیان است و رسم است كه یهودیان در فاصله سه هفته بین 17 تموز تا 9 آو، از برگزاری برخی مراسم با اعمال شادی آور خودداری می كنند.

در روز نهم ماه عبری آو، معابد اول و دوم بیت همیقداش (بیت المقدس) با فاصلة زمانی حدود 490 سال ویران گشتند. خرابی معبد اول در ایام پادشاهی صیدقیاهو در سال3338 عبری (حدود 420 قبل از میلاد) و خرابی معبد دوم در ایام ربی یُوحنان بن زكای در سال 3828 عبری (70 میلادی) صورت گرفت. این روز به عنوان تلخ ترین مناسبت تاریخ یهود ثبت شده است. و یهودیان جهان در چنین روزی تعنیت (روزه) می گیرند و ضمن آن كه از هرگونه لذت و شادی دست می كشند، با اجرای مراسم خاص و خواندن مرثیه های مذهبی، وقایع این روز را یادآوری میكنند.

kotel

در این روز، سه واقعة دیگر نیز رخ داده اند:

1- هنگامی كه بنی اسرائیل در بیابان ساكن بودند، حضرت موسی گروهی را برای بازدید از سرزمین مقدس اعزام نمود و اكثر آنها پس از بازگشت، شروع به بدگویی از آن سرزمین كردند و اغلب مردم را از عزیمت به آن مكان مأیوس نمودند. بنی اسرائیل در شب نهم آو به خاطر این موضوع گریستند.

2- پنجاه و دو سال پس از ویرانی معبد دوم بیت همیقداش، شهر مذهبی بیتار كه بزرگترین مركز تجمع روحانیون یهودی و آموزش مذهبی بود، مورد حملة دشمنان قرار گرفت و قتل عام فجیعی روی داد، به گونهای كه میگویند پای اسبان مهاجمین تا زانو در خون ریخته شدة مردم فرو می رفت.

3- پس از ویرانی شهر بیتار، قیصر وقت روم كه زمانی وعدة بازسازی اورشلیم را داده بود، تصمیم گرفت آن شهر را به شكلی جدید و مطابق فرهنگ رومیان تجدید بنا كند به طوری كه معابدی برای پرستش بت ها نیز در آن شهر مقدس در نظر گرفته شده بود. به همین منظور او كل شهر را اصطلاحاً شخم زد و خاك های آن را طبق رسم آن زمان به صورت توده هایی برهم انباشت كه نشانة بنا كردن شهری جدید بود. این موضوع كه اماكن مقذس به تلی از خاك مبدل شوند، خشم یهودیان را برانگیخت و زمینه ساز قیام معروف بَركُخبا علیه حاكمان روم شد. طبق گفتة مورخین یهود، این واقعه در نهم آو صورت گرفت.

***

مرثیة «اِخا»

مرثیة اخا جزء مجموعه كتب مقدس یهود است و اصطلاحاً «مِگیلا» به معنای طومار نامیده میشود. متن آن، مضمونی حزن انگیز دربارة ویرانی بیت همیقداش اول و مصائب وارده به شهر اورشلیم دارد. سرایندة آن یرمیای نبی است كه وضعیت اورشلیم و اسرای بابل را پس از ویرانی معبد به تصویر می كشد. این مرثیه معروف ترین متنی است كه در شب و روز نهم آو قرائت و تفسیر می شود به گونه ای كه در بین عامة مردم این شب به شب اِخا نیز معروف است.

این كتاب شامل پنج فصل است ونام اِخا بر اساس كلمة آغازین این مجموعه به آن اطلاق می شود.

* فصل اول اِخا (اولین مرثیه) به شرح كلی وضعیت اورشلیم و ساكنین آن پس از ویرانی می پردازد.

* دومین مرثیه، دربارة چگونگی ویرانی معبد صحبت می كند و اراده خداوند را در این واقعه، آشكار می داند.

* در مرثیة سوم، یرمیای نبی به طور عمده به ذكر درد و رنج شخصی در اثر مصیبت ها می پردازد و خطاهای افراد را دلیل وقوع این مشكلات می داند و راه حل را، توبه و بازگشت به سوی خداوند اعلام می نماید.

* در چهارمین مرثیه، به وضعیت مردمان شهر در اثر قحطی و گرسنگی پس از حمله و غارت دشمنان پرداخته شده است.

* پنجمین و آخرین بخش از مراثی یرمیا، وضعیت مردم باقیمانده در سرزمین مقدس و نیز آنانی كه به اسارت رفتند را بیان كرده و در پایان، صدای توبه و استغاثة آنها را برای جلب توجه خداوند ذكر می كند.

در ماه پنجم (ماه آو) در هفتم آن ماه نوزدهمین سال سلطنت نِبوخَدْنِصَر پادشاه بابِل، نِووزَرئْدان رئیس جلادان، از كارگزاران پادشاه بابل به اورشلیم آمد. او خانة خدا (بیت هَمیقداش) و كاخ پادشاه و تمام خانه های اورشلیم و بخصوص خانه های بزرگ و مجلل آن را در آتش سوزاند. سربازان كَسیدیم كه در اختیار رئیس جلادان بودند، حصارهای اورشلیم را ویران نمودند. (ماخیم ب 10 – 25:8)

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:29 1386/07/27
12

مراسم سِدِر (سفره دو شب پسح) و فلسفه این رسوم

   


اردیبهشت 84
رحمن دلرحیم

PASSOVERهمه ساله با فرا رسیدن پانزدهم ماه عبری نیسان در فصل بهار یهودیان سراسر جهان با برگزاری یكی از مهمترین اعیاد مذهبی خود یعنی عید «پسح» خروج از مصر و آزادی اجداد خود را یادآوری می‏كنند. آغاز این عید هشت روزه دینی، در دو شب اول با چیدن سفره مخصوص و اجرای مراسم، طبق ترتیب ذكر شده در كتاب «هگادا» (شامل شرح مراسم این شب وقایع خروج از مصر) برگزار می‏شود. این مراسم شامل چندین مرحله است كه مفسرین دلایل متعددی برای هر یك ذكر كرده‏اند. در این مختصر مفاهیم و نشانه‏های هر مرحله عنوان می‏شود:

 قدش (تقدیس) همانند شب‏های شنبه و سایر اعیاد شروع مراسم سفره بزرگ خانواده براخای (دعا) یائین می‎‏گویند و كلیه افراد خانواده پیاله اول را می‏نوشند.

«این مرحله نشان‏گر شادی و سرور به خاطر اجراء فرمان خدا است»

 اورحص (طهارت دست‏ها) دست‏ها را شسته ولی براخای «عل نطیلت یادئیم» را نمی‏گوئیم.

«طبق آیه‏ای از كتاب یشعیای نبی فصل 1 آیه 16 اشاره است به طهارت قلب‏ها»

 كرپس (خوردن كرفس) كرفس را در سركه یا آب نمك فرو می‏بریم و براخای (دعا) هاداما می‏گوئیم و می‏خوریم.

«سبزی سمبل تجدید حیات نباتات در آغاز فصل بهار است. كه اشاره‏ای است به شروع حیات نوین بنی‏اسرائیل پس از آزادی كه آن هم در فصل بهار بود»

 یحص (نصف كردن مصا یا نان فطیر) از سه مصای نشانه‏دار وسطی را گرفته و آن را نصف می‏كنیم، نصف بیشتر آن را برای «افیقومن» پنهان كرده و نصف دیگر آن را بین دو مصا قرار می‏دهیم.

«دلیل معمول این كار برانگیختن سؤال برای كودكان حاضر بر سر سفره و اشتیاق آنها برای دنبال كردن مراسم است...»

passover5.jpg

 گفتگوی وقایع خروج بنی‏اسرائیل از مصر) پس از خواندن (هالحما) «با دست گرفتن مصا در دست» «هگادا» را (موضوع خروج از مصر) شروع می‏كنیم و موقع رسیدن به «هی شعامداه» سفره‏ای روی چیزهای چیده شده در سفره پهن می‏كنیم و موقع «دینو» آن را برمی‏داریم و در آخر «گائل ایسرائل» پیاله دوم را می‏نوشیم».

«این بخش هدف اصلی مراسم است كه یكی از صواب‏های بزرگ كلیمیان است كه سعی می‏شود با دقت در این شب انجام شود».

 رحصا (شستن دست‏ها قبل از صرف شام) دست‏ها نطیلا گرفته (شسته) و قبل از خشك كردن آن براخای «عل نطیلت یادئیم» می‏گوییم.

«این بخش دومین طهارت دست‏ها را دربردارد طبق روال معمول قبل از غذا دست‏ها با ترتیب خاص طاهر می‏شوند».

 موصی مصا (گفتن براخای «دعا» نان فطیر) سه مصا را در دست گرفته براخای هموصی می‏خوانیم. مصای زیرین را رها كرده و از دو تای باقی مانده تقسیم می‏كنیم و قبل از خوردن براخای «عَل اخیلت مصا» را می‏گوئیم و می‏خوریم.

«عبارت موصی مصا به معنی خارج كردن و آشكار كردن نان فطیر است و این بخش جزء احكام معمول یهود است كه قبل از خوردن نان بر آن براخا (دعا) می‏خوانند».

مارُور (سبزی تلخ) مقداری كاهو یا سبزی تلخ در حَلِق (معجونی مثل سمنو كه برای پسح تهیه می‏شود) فرو می‏بریم و براخای «عَل اخیلت مارُور» را گفته و می‏خوریم.

«خوردن سبزی تلخ نشانه چشیدن و احساس تلخی‏هاست كه‏ بنی‏اسرائیل در دوران بندگی مصر متحمل شده‏اند».

 كُورِخ (پیچیدن لقمه) از مصای زیری مقداری جدا كرده با مقداری كاهو یا سبزی تلخ گرفته هر دو با هم در حلق فرو برده و جمله «مصا او مارُور» خوانده و می‏خوریم.

«این لقمه حاوی نان فطیر و سبزی تلخ در حلق كه شبیه گِل است و نشانه كار سخت و گِل‏مالی و خشت‏زنی عبرانیان است. ضمنا نان فطیر سمبل غریزه خوب و سبزی تلخ در اینجا نشانه‏ای از نفس اماره است به تفسیری از فرمان خداوند در تورات آمده است ز(ب*ن ن(ز*ز(مً یعنی «خدا را با تمامی قلبت دوست بدار و عبادت كن» به معنای آن كه با هر دو غریزه خوب و بد می‏توان به عبادت خدا پرداخت».

 شولحان عُورِخ (سفره گسترده) شام را با شادی صرف می‏كنیم و رسم است شام را با تخم‏مرغ پخته شروع می‏كنند.

«سفره گسترده اشاره است به دعوت همه برای شركت در این مراسم مقدس و تخم‏مرغ پخته كه هر چه حرارت می‏بیند سفت‏تر می‏شود نشانه حالات مؤمنین است كه علی‏‏رغم تحمل مشكلات و مصائب زندگی به خاطر ایمان به حكمت خالق خود مقاوم‏تر و استوارتر می‏شوند».

 صافون بارخ (خوردن مصای پنهان شده و گفتن دعای پس از خوردن غذا) بعد از صرف شام مقداری از نصف مصای پنهان شده را به نام «افیقومن» گرفته و قبل از خوردن جمله «زِخِر لِقُربان پسح» را خوانده و می‏خوریم و پس از شستن دست‏ها بیركت همازُون (دعا بعد از غذا) می‏خوانیم و در آخر پیاله سوم یائین را با گفتن براخای «بوره پِری هَگِفِن می‏نوشیم».

«افیقومن نشان‏گر پاداش پنهان الهی است در ازای صواب‏های انسان همان‏گونه كه در آیه آمده است (خدایا چقدر نعماتی كه برای پارسایان خود پنهان نموده‏ای كثیرند). نظر مفسر دیگر این است كه هیچ چیزی تا ابد پنهان و پوشیده نخواهد ماند».

 هِلل نیرصا (خواندن مدح و ثنا و رضایت پروردگار) پس از خواندن سرود «هلل» پیاله چهارم یائین را می‏نوشیم و پس از نوشیدن براخای آخر یائین «عَل پِری هگِفِن» را می‏گوئیم.

«این بخش مدح و ثنا و رضایت الهی است كه در چند فصل از مزامیر حضرت داود تشكیل شده است به نشانه قدرشناسی از آیات و معجزات الهی در حق بندگانش قرائت می‏شود كه امید است در نظر

او مقبول افتد و رضایتش حاصل گردد».

pesah

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:28 1386/07/27
11

جشن پوریم

   


آرش آبائی
اسفند 78

تجلی اراده خالق در سرنوشت مخلوق

 

Purim

 

طبق مندرجات كتب مقدس یهود حدود 24 قرن پیش «اَحَشوِرُوش» (در زبان عبری) كه به مدت 14 سال (3393 تا 3407 عبری- 367 تا 353 ق. م) بر ایران پادشاهی میكرد، در سال سوم سلطنتش در جشنی كه برای نشان دادن اقتدار سلطنتی خود ترتیب میدهد، با غضب بر ملكة وقت- «وَشتی»، او را بر كنار كرده و در جستجویی در تمام سرزمین ایران، دختری یهودی به نام «اِستِر» را جانشین ملكه قبلی مینماید. «مُردِخای» پسرعموی استر و پیشوای دینی یهودیان ایران كه به دربار سلطنتی راه دارد، با یكی از وزرای مشرك پادشاه به نام «هامان» در مرام و عقیده اختلاف نظر پیدا كرده و حاضر به تعظیم در برابر بتِ او و پذیرش عقاید الحادی نمیگردد. هامان این رفتار مردخای را به عنوان نمایندة تفكر یهود، توهین و تمرد به خود تلقی كرده و توطئهای را علیه یهودیان آن زمان با جلب نظر احشوروش، طرح ریزی میكند. او به همین منظور، قرعه انداخته و سیزدهم ماه عبری ادار سال 3405 عبری (3550 ق م) را (كه ماه تولد و وفات حضرت موسی است) برای اجرای حكم قتل عام یهودیان انتخاب میكند (واژة پوریم - از ریشة پور- به معنای قرعه اقتباس شده است).

purim

مردخای با آگاهی از این نقشة شیطانی، از استر تقاضا میكند تا با استفاده از مقام خود، در رفع این خطر تلاش كند. یهودیان به توصیة استر و مردخای، سه روز، روزه (تعنیت) میگیرند و با دعا به رحمت ا.لهی متوسل میشوند. استر نیز موفق میشود كه نظر پادشاه را به حقیقت معطوف و خطر را از یهودیان دور كند.

شرح كامل این واقعه در یكی از كتب مقدسه یهود به نام «مِگیلت (تومار) استر» درج شده است. یهودیان، روز سیزدهم ماه ادار (دوم) را به یاد روزه یهودیان آن زمان، روزه (تعنیت) میگیرند و مراسم جشنی را نیز به مناسبت این معجزة ا.لهی در روزهای 14 و 15 ادار برگزار میكنند. قرائت تومار استر در دو نوبت، ارسال هدایایی خوراكی برای دوستان و كمك به مستمندان از فرایض دینی این جشن به شمار میرود.

آرامگاه استر و مردخای جزء زیارتگاه های مهم یهودیان جهان است كه در مركز شهر همدان واقع شده است.

13 ادار امسال با اول فروردین مقارن شده است. لذا یهودیان ایران، سال 1379 شمسی را با روزه «استر» و جشن پوریم آغاز میكنند.

 

*  *  *  *  *  *

به عنوان مهمترین پیام واقعه پوریم و تومار استر، میتوان به تقدیر ا.لهی اشاره كرد كه در پوشش جریاناتی به ظاهر اتفاقی و عادی، به اعمال و نیات انسانها پاسخ میدهد و وقایع را متناسب با رفتار آنها، تنظیم مینماید. گاه این مقدرات در ابتدا غیر قابل درك و عجیب به نظر میرسند اما گذشت زمان و نگاهی كلی به تاریخ، تصویری زیبا از این حكمت و هدایت ا.لهی به دست میدهد. تحلیل گوشههایی از مگیلت استر و مقایسه آن با قرینههایی در تورات، این تصویر را به وضوح آشكار میسازد.

 

1- ارتقاء مقام استر

«كسی چه میداند، شاید برای همین لحظه (خطیر) به مقام ملكه دست یافته باشی»

(تومار استر: فصل 4 آیه 14)

 

استر، دختری یهودی است كه پس از غضب پادشاه ایران نسبت به همسر اول خود، به شكلی باور نكردنی از میان دختران 127 استان ایران در آن زمان به همسری احشوروش در آمده و ملكه ایران میشود. هنوز هیچ واقعهای برای یهودیان رخ نداده است و این ارتقاء مقام، كاملا تصادفی و به عنوان بخت و اقبال بلند استر به نظر میرسد. تنها پس از صدور حكم سهمگین علیه یهودیان است كه مردخای به استر ملكه پیغام میدهد كه خد.اوند تو را برای چنین روزی در نظر گرفته و بالا برده است و اكنون زمانی است كه باید دین خود را به جامعهات ادا كنی، هر چند كه بدون اقدام تو نیز به هر حال «نجات و گشایش از سویی دیگر فرا خواهد رسید». استر همزمان با روزة یهودیان، ترتیب ملاقات و مذاكره با پادشاه را برای بیان واقعیت توطئه هامان و درخواست كمك برای جامعهاش فراهم میكند و سرانجام موفق میگردد. چنین مذاكرهای در این سطح، تنها توسط ملكه آن زمان میسر بوده و ناگفته پیداست كه نیرویی غیبی، از قبل این ارتقاء مقام را هدایت كرده است.

نظیر این واقعه در زمان حضرت یوسف و به صدارت رسیدن او در سرزمین مصر مشاهده میشود. مصر در آن زمان ابر قدرت جهان بود و از علم و فرهنگ پیشرفتهای بهره داشت و بالطبع كارگزاران و مشاوران برجستهای در دربار فرعون حضور داشتند. در چنین وضعیتی، احتمال دست یافتن یك جوان غریبة عبری به دومین مقام آن سرزمین بسیار بعید مینمود. به خصوص كه در مصر آن زمان، عبریها شأن بسیار پایینی داشتند به طوری كه به گفتة تورات، مصریان حتی پس از به صدارت رسیدن یوسف نیز حاضر به همسفره شدن با او نبودند. علاوه بر این، یوسف یك «غلام مجرم زندانی» بود. با تمام این اوصاف او ارتقاء درجه خود را تصادفی نمیپندارد و پس از سالها، با ورود برادران به مصر و معارفه آنان با یوسف، او صریحا اعلام میدارد كه خد.اوند وی را به چنین مقامی رسانده تا حافظ بقای خاندان حضرت یعقوب در سالهای قحطی باشد.

 

2- خواب پادشاه

«در آن شب، خواب پادشاه آشفته شد»

(استر، فصل 6 آیه اول)

 

نقطة عطف واقعه پوریم، بر هم خوردن خواب احشوروش است كه در آن، هامانِ وزیر را در حال برداشتن تاج از سر خود دید و در آن شب پس از برخاستن از خواب موضوع نیكی و خدمت مردخای به او یادآوری شد و در روزهای بعد اوضاع به نفع یهودیان تغییر كرد. همزمانی وقوع این خواب آشفته با پایان سومین روز از روزه و استغاثه یهودیان، این سؤال را به ذهن میآورد كه چه نیرویی عامل این خواب بود؟

در موضوع آزادی یوسف از زندان و به صدارت رسیدن او نیز دو خواب معروف فرعون در یك شب زمینه ساز نجات شدند. فرعون در یك شب به طور پیاپی، از دیدن دو رویای عجیب و متشابه آشفته خاطر شد و صبح هنگام، به دنبال تعبیر صحیح آن گشت و تنها یوسف بود كه توانست روح آشفته فرعون را با تعبیر ا.لهی خود، تسلی بخشد. این خواب نیز نقطة عطف سرنوشت یوسف و به دنبال آن آیندة بنی اسرائیل گشت.

 

3- تاخیر در پاداش نیكوكاری

«نوشتهای (یادبود) پیدا شد كه در آن مردخای موضوع توطئة «بیگتانا» و «تِرِش» دو تن از نگهبانان آستان (سلطنتی) علیه پادشاه اَحَشوِرُوش را افشا كرده و اطلاع داده بود»

(استر فصل 6 آیة 2)

 

مردخای در فرصتی كه پیش آمده بود، توطئهای را علیه پادشاه خنثی كرد، اما هیچگونه پاداش و اجری به او داده نشد. میتوان پیدا شدن فرصت خدمت برای مردخای یا بی پاسخ ماندن این خدمت را جزء اتفاقات جهان یا بیعدالتیهای زمانه پنداشت. اما مدتها بعد پادشاه، پس از آشفته شدن خوابش به فكر دفتر یاد بود نیكیهای نزدیكان خود میافتد و پس از جستجو در آن، خدمت بدون پاداشِ مردخای آشكار میشود.

اگر فرصت آن خدمت برای مردخای ایجاد نشده بود و یا مراسم سپاس و تقدیر از او بلافاصله صورت میگرفت، چه بسا كه روزنه امیدی برای رفع توطئه علیه یهودیان (حداقل به این سهولت) بدست نمیآمد. پس دستی پنهان در این تاخیر زمانی، بسیار سنجیده عمل كرده است.

یوسف نیز در زندان مصر، خواب رئیس ساقیان فرعون را به درستی تعبیر كرد و او به مقام اولیه خود بازگشت. اما رئیس ساقیان این نیكی یوسف را دو سال فراموش كرد تا آن كه لحظة مناسب فرا رسید و پس از خواب فرعون، خدمت یوسف یادآوری شد و او از زندان مصر به بالاترین مقام كشور دست یافت.

 

*  *  *  *  *  *

جستجو و كنكاش بیشتر در متون تاریخ مذهبی، نمونه های بسیاری را از این دست آشكار خواهد ساخت، كه در حوصله این مقاله نیست. ولی همین نكات برای به تفكر وا داشتن انسان دربارة خالق جهان و نظارت او بر جهانیان به عنوان شروعی نیك در سال نو شمسی، كافی به نظر میرسد.

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:21 1386/07/27
10

جشن شاووعوت

   


رحمن دلرحیم
اردیبهشت 79

عید شاووعوت یادگار بزرگترین روز تاریخ زندگی قوم یهود است. در این روز اصول اساسی مذهب یهود به صورت فرامین دهگانه به نیاكان ما ابلاغ گردید و شعارهای انسان دوستی، عدالت و راستگویی و سایر خصایص انسان متمدن چون پرتو تابناكی راه زندگی قوم یهود را روشنی بخشیده و طریق بهتر زیستن و عدالت را تبلیغ نمود.

 ***

 بعد از «پسح» كه عید آزادی است، عید شاووعوت روز اعطای تورات بر كوه سینا فرا می‌‌رسد. روزهای «سِفیرا» (شمردن عومر) كه از دومین روز عید پسح شروع و در شب قبل از عید شاووعوت پایان می‌‌یابد، این دو عید بزرگ را به هم مربوط می‌‌سازد. دانشمندان یهود گفته‌‌اند هنگامی كه حضرت موسی به عنوان رهبر قوم از طرف خد.اوند برگزیده شد و هدایت فرزندان بنی‌‌اسرائیل از سرزمین مصر به او محول گردید به برادران اسیر خود كه عازم جهان آزاد بودند یادآور شد كه خد.اوند وعده داده است كه پنجاه روز بعد از خروج آنها از مصر تورات مقدس را به آنها اعطا خواهد نمود. آنها پس از خروج از مصر مشتاقانه و با بی صبری تمام در انتظار وقوع آن واقعه شگرف روز شماری می‌‌كردند. برای بنی اسرائیل یك امر مسلم بود كه برای نیل به یك زندگی شرافتمندانه و یك آزادی واقعی و برای اجتناب از هر گونه وسوسه‌‌های شیطانی كه ممكن است انسان را از طریق تقوی و درستكاری منحرف نماید، جز با توسل به قانون و عدالتی كه ساخته و پرداخته خالق زمین و آسمان است امكان پذیر نیست. بنابراین چندان عجیب نیست كه آنها چنان مشتاقانه در انتظار دریافت تورات كه حاوی همه قوانین و دستورات بی همتای آسمانی است روز شماری می‌‌كردند. بالاخره سپیده دم روز ششم ماه عبری سیوان سال 2448 ، (3312 ، سال پیش) ناگهان رعد و برق مهیبی فضا را به لرزه درآورد و صدای شوفار (شیپور) كه هر لحظه بلندتر و رساتر می‌‌شد در میان صخره‌‌های عظیم كوه طنین باشكوهی انداخته بود. همه افراد بنی اسرائیل بر خود می‌‌لرزیدند. آن گاه دیگر بار سكوت و آرامش برجا مستولی گردید. دیگر صدایی شنیده نمی‌‌شد. پرندگان از ترنم باز ایستادند جنبش و حركت و صدای چهارپایان به كلی قطع گردید و هر موجود زنده‌‌ای نفس را در سینه حبس نمود. حتی فرشتگان آسمان از دعا و نیایش ملكوتی خود باز ایستادند. همه كس و همه چیز در سكوت مطلق به سر می‌‌برد... انتظار می‌‌كشید.... ناگهان سخنان آسمان با قدرتی شگرف از كران تا كران جهان به گوش رسید:

 1- من هستم خد.اوند خد.ای تو كه تو را از سرزمین مصر و از خانه بردگی بیرون آوردم.
 2- تو را خد.ایان دیگر غیر از من نباشد.
3- نام خد.اوند خد.ای خود را به باطل مبر (قسم مخور)
 4- روز شبات (شنبه) را یاد كن و آن را مقدس بدار.
 5- پدر و مادر خود را احترام نما.
6- قتل مكن.
 7- زنا مكن.
 8- دزدی مكن.
 9- شهادت دروغ نده.
 10- به زن و فرزند و دارایی همنوعت حسد مبر.
 

 تمام اصول اعتقادی یهودیت طی اعصار و قرون همواره بر اصول دهگانه و فرامین خد.اوند پایه ریزی شده و اگر به دقت به فرامین دهگانه توجه كنیم، همة این فرامین، جهان شمول و عام است، هیچ نژادی، قوم یا قبیله‌‌ای در آن مطرح نیست، توحید ناب و خالص است و هیچ پیرایه قوم‌‌گرایانه‌‌ای در آن وجود ندارد و خد.اوند فرامین خود را برای همه عالمیان و آدمیان صادر كرده است. بشر در صورتی به یك آزادی واقعی و زندگی شرافتمندانه نائل خواهد شد و در شرایطی لیاقت و شایستگی آن آزادی را خواهد داشت كه به كلیه فرامین و دستورات ا.لهی كه در تورات مقدس نیز تاكید گردیده است با دیده احترام بنگرد. یكی از زیباترین نگرش‌‌ها به كلام ا.لهی، آن گونه است كه نیاكان ما در مقابل كوه سینا اعلام داشتند و ما نیز تكرار كنیم: «نَعسِه وِ نیشمَع» یعنی اوامر خد.ا را اجراء می‌‌كنیم و بعد به مفهوم و مقصود آن واقف می‌‌شویم.

نام‌‌های مختلف عید شاووعوت شاووعوت یكی از كوتاه‌‌ترین اعیاد یهود است كه برخلاف عید «پسح» (عید آزادی) و «سوكوت» (عید سایبان)، دو روز بیشتر به طول نمی‌‌انجامد و از لحاظ مراسم و تشریفات نیز شاید شاووعوت در برابر «پسح» و «سوكوت» غنی نباشد ولی از لحاظ پیام اخلاقی و جهانی بسیار پر اهمیت است. عید شاووعوت با اسامی زیر نیز خوانده می‌‌شود:

 1- عید هفته‌‌ها «عید هفته‌‌ها را نگاه دار، یعنی عید نوبر درو گندم» (سفر خروج فصل 34 آیه 22) و یا در سفر تثنیه فصل 16 آمده است: هفت هفته برای خود بشمار. در ابتدای نهادن داس در محصول خود شمردن هفت هفته را شروع كن و عید هفته‌‌ها را به درگاه خد.ای خالقت نگاه دار» علت انتخاب این نام این است كه در سرزمین مقدس آن موقع از روز دوم عید «پسح» (شانزدهم ماه نیسان عبری) به مدت 49 روز یا هفت هفته كشاورزان مشغول درو كردن و جمع آوری محصول خود و سایر محصولات كشاورزی بودند و پس از پایان كار در آخر هفتة هفتمین، روز پنجاهم فرا می‌‌رسد. از این رو این عید «عید هفته‌‌ها» خوانده شده است.

 2- عید درو نام دیگر این عید «حَكَ هَقاصیر» یعنی «عید درو» می‌‌باشد. كه باز این نام رابطه این عید با فعالیت‌‌های كشاورزی را برای ما روشن می‌‌كند كه با آوردن نوبر میوه‌‌ها و غلات به نام «بیكوریم» به خانه مقدس در اورشلیم به عنوان سپاس و تشكر از الطاف و بركات خد.اوند برگزار می‌‌شد. چنانكه در سفر خروج فصل 23 آمده است: «و در عید درو، نوبرانة محصولاتت را كه در كشتزار كاشته‌‌ای، اولین نوبرانه زینت را به خانة خد.اوند خالقت تقدیم كن...»

 3- عید اهدا نوبر میوه‌‌جات عید شاووعوت آغاز فصل اهداء اولین نوبر میوه‌‌جات را زمانی كه معبد مقدس آباد بود اعلام می‌‌داشت. در «میشنا» (اولین مجموعه قوانین تورات) آمده است: «وقتی صاحب یك باغ میوه یا تاكستان، اولین انجیر یا اولین خوشه انگور و یا نخستین انار را كه قبل از دیگر میوه‌‌های همانند خود رسیده بود مشاهده می‌‌كرد، بلافاصله با پیچیدن رشته‌‌ای از الیاف گیاهی به دور این میوه نوبر، آن را علامت گذاری می‌‌كرد و می‌‌گفت: این است اولین میوه» كه زائرین با مراسم خاصی میوه‌‌های نوبر خود را تقدیم می‌‌كردند. در سفر اعداد فصل آمده است: «هفته‌‌هایتان موقعی كه شما هدیه كردی تازه به حضور خد.اوند تقدیم می‌‌دارید روز اجتماع مقدس باشد».

 4- زمان اعطا تورات در روز شنبه ششم ماه عبری سیوان سال 2448 بعد از خلقت (3312 سال قبل) خد.اوند تورات مقدس را بر كوه سینای اعطا فرمود این موضوع مبین دو واقعه می‌‌باشد اول یك حقیقت تاریخی كه در یك زمان معین به وقوع پیوست، دوم پیام مذهبی، جاودانی، جهانی. در كتاب نماز اعیاد آمده كه در موقع نماز روز «شاووعوت» این عبارت در جای مربوطه به عبارت «زمان اعطا تورات» استعمال می‌‌شود.

 5- اجتماع باشكوه در كتب میشنا و تلمود، عید شاووعوت اكثرا به نام عصرت به معنی «اجتماع» یا «اختتام عید» نامیده شده است. همان طوری كه «شمینی عصرت» خاتمه عید سوكوت را اعلام می‌‌كند، شاووعوت نیز در حقیقت دنباله و خاتمه عید پسح به شمار می‌‌‌‌آید. علاوه بر این در میشنای روش‌‌هشانا (فصل اول) آمده است: «در عَصِرِت، سرنوشت میوه‌‌های درخت تعیین می‌‌شود».

مراسم عید شاووعوت مجموعه مخصوصی از آثار مذهبی یهود برای شب شاووعوت تالیف شده كه آن را «تیقون لیل شاووعوت» یعنی آمادگی شب شاووعوت می‌‌نامند. این مجموعه دارای مطالب زیر می‌‌باشد: آیاتی چند از اول و آخر «پاراشا» (قسمت‌‌هایی از كتاب تورات)، شمه‌‌ای از هر یك از كتب انبیاء، ابتدای هر یك از 63 رسالات میشنا، قطعات منتخبی از كتاب عرفانی معروف «زوهر» و تفسیراتی از 613 فرامین تورات كه «اَزهارُوت» نامیده می‌‌شود. در شب اول این عید، كلیمیان در كنیساها گردهم می‌‌آیند و تا با خواندن این متون و انجام مراسمی خاص، به انتظار سپیدة صبح می‌‌مانند تا همانند اجداد خود در بیابان سینا، با طلوع آفتاب ششم سیوان، تورات را دریافت كنند. به هنگام صبح و پس از تفیلا (نماز) سفر تورات با شادی از جایگاه خارج شده و تلاوت می‌‌گردد. در گذشته بین برخی یهودیان ایرانی به طور سنتی رایج بوده این است كه از اوائل شب تورات مقدس از كنیسا به منزلی برده و كسانی كه در منزل جمع می‌‌شوند تمام شب را به خواندن و تلاوت «تیقون لیل شاووعوت» می‌‌پردازند و سحرگاهان كه هنوز ستارگان در آسمان دیده می‌‌شوند با مراسم خاصی تورات را در پوشش مزین خود غرق در گُل می‌‌نمایند و در میان شادی و شعف مردم برروی دست نمازگزاران به كنیسا باز می‌‌گردانند. در بعضی از جوامع یهودی مرسوم است كه در روز شاووعوت محیط كنیسا را با گُل و سبزه مزین نموده و به نحو جالبی آن را می‌‌آرایند. انجام این كار به دو علت است. اول آن كه شاووعوت روز داوری درختان میوه است. دوم به یاد بود كوه سینای كه اطراف و جوانب آن در روز شاووعوت از سبزه و گیاه پوشیده شده و مراتع سبز و خرمی را به وجود آورده بود. در برخی از جوامع مرسوم است كه روز شاووعوت از خوراكی‌‌های لبنی و عسل و شیرینی و امثال آن استفاده می‌‌كنند و این بدان جهت است كه شریعت ا.لهی و تورات به شیر و عسل قیاس شده است. در روز دوم شاووعوت كتاب «روت» را در كنیساها قرائت می‌‌كنند و این امر علل مختلفی دارد:

 1- شاووعوت روز تولد و رحلت داوید (حضرت داود) می‌‌باشد و كتاب روت دربارة دودمان او تفسیراتی نموده است.

 2- شرحی كه درباره در كتاب روت داده شده با عید شاووعوت یا عید درو مناسبت دارد.

 3- روت یك زن جدید المذهب باوفا بود كه دین یهود را (در جهان كفر آلود 3000 سال پیش) از صمیم قلب پذیرفت، همان گونه در شاووعوت كلیه یهودیان نیز تورات را با دستورات آن پذیرفته و وفاداری خود را نسبت به آن اعلام داشتند

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:18 1386/07/27
9

روز كیپور نشانی از احدیت و وجود حضرت حق

   


ترجمه: سیما مقتدر

franz Rosenzweig

«فرانتز روزن زوایگ» (franz Rosenzweig) از برجسته ترین فلاسفه یهود در قرن بیستم به شمار میرود كه طی سالهای 1886-1929 در آلمان سكونت داشته است، مطالعه زندگینامه او با وجود معلولیت جسمی كه داشت در هشت سال آخر عمر كوتاهش به عنوان شخصی متفكر از اهمیت ویژه ای برخوردار است. چرا كه او در دوران حیات خود قسمتی از مسایل فلسفی یهودیت را كه امروزه نیز مطرح است مورد بررسی قرار داد، كه اكنون با وجود گذشت زمان نیز مطرح است. علاوه بر این، مسیر زندگی این متفكر یهودی جنبه دیگری هم دارد و آن چیزی جز رجوع وی به یهودیت و عملا بازیابی مجدد همكیشانش نیست.

روزن زوایگ در خانواده ‎ای یهودی ولی غیر مذهبی دیده به جهان گشود اما پس از مدتی، گذشته خود را فراموش نمود و فقط به صورت فردی اسماً یهودی درآمد و حتی به زمره افرادی پیوست كه یهودیت را نقد و تفسیر می نمودند.

او در اوان جوانی خود پس از این كه دو تن از بستگانش آیین یهود را ترك كردند، به علت فشار اجتماعی حاكم در آن زمان تصمیم گرفت از یهودیت كناره گیری نماید. اما تصمیم وی هیچگاه عملی نشد.

او در روز كیپور سال 1913 برای اجرای مراسم خاص این روز به كنیسایی كوچك و ارتودوكس در برلن میرود. درست در همین روز، سرنوشت او به كلی تغییر می كند و او به شكل اعجاب انگیزی از تصمیم ذهنی خود منصرف می شود و كاملا به یهودیت روی می آورد و حتی مدتی پس از آن تورات را نیز به آلمانی ترجمه می نماید.

اما در این روز چه واقعه خاصی رخ داد كه باعث تغییر منش این یهودی جوان شد تا حدی كه او مجدداً علاقمند به یهودیت و نزدیكی بیشتر با همكیشان خود شد؟ او در این كیپور سرنوشت ساز آن هم در كنیسایی كوچك با چه محیط و فضایی روبرو شد كه تغییرات كلی در دیدگاه وی به وجود آورد؟

prayman3.gif

روزن زوایگ خود شخصا هیچگاه راجع به آنچه كه بر او در این روز گذشته است مطلبی به رشته تحریر نیاورده است. اما در یكی از آثار مهم خود به نام ستاره رهایی احساسات خود را در مورد روز كیپور تشریح كرده و نوشته است: یك یهودی در روز طلب آمرزش در تنهائی مطلق، خواهان بخشایش خطاهایش می باشد، او كاملا تنها در برابر قاضی عالم می ایستد. روح انسان با خالق خود در تنهایی مطلق است و در این بین واسطه و مخلوق دیگری وجود ندارد. این خلوت با خالق و احساس نزدیكی به او، از نظر روزن زوایگ در قسمت (عالنو و عوودا) كه بخشی از عبادات خاص روز كیپور است وجود دارد. او در ادامه آورده است: (... جماعت حاضر در كنیسا در این اندیشه و با این احساس مشغول عبادت اند كه در زمان آبادی بت همیقداش در این روز فرایض خاصی به جا آورده میشد. جماعت حاضر در اندیشه آینده ای روشن و دنیایی كه تحت سلطه مطلق حضرت حق قرار دارد غرق هستند در مقابل خالق خود سر تعظیم فرود می آورند و تمامی ساكنین زمین بر صحت وجود و دانایی بی انتهای خالق خود اعتراف می كنند.

این فیلسوف یهودی معتقد است آنچه كه یهودیان در سرتاسر سال بر زبان خود جاری می كنند در این روز آن را عملا نشان می دهند: (... و آدمی در مقابل پادشاه پادشاهان سر به سجده می نهد).

زمانی كه روزن زوایگ راجع به روز كیپور سخن به میان می آورد به دو نكته (نزدیكی به خداوند) و (خلوت با او) اشاره خاصی دارد. به نظر می آید این دو احساس همان عللی هستند كه وی را در همان كیپور سال 1913 از تصمیم خود منصرف كردند.

شاید همه یهودیان دیدگاهی پژوهشگرانه و فلسفی مانند روزن زوایگ نداشته باشند، اما همگی معنای روز كیپور را در ضمیر ناخودآگاه خود حس می كنند. هر فرد یهودی صرفنظر از اینكه در بقیه ایام سال سایر وظایف شرعی خود را انجام داده باشد یا خیر، در روز كیپور به كنیسا می رود و سعی می كند مراسم خاص این روز را تا حد ممكن به جا آورد. اما به چه دلیل؟ روز كیپور چه روزی است كه آدمی را خواسته و ناخواسته به طرف خانه خدا می كشاند؟

احساسی كه هر یك از ما به عنوان یك یهودی داریم و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود و آن را اصطلاحا (جاذبه كیپور) می نامند، باعث جذب یهودیان به كنیساها در این روز مقدس می شود، احساسی كه مستقیما بر عبادات ما نیز در این روز تاثیر می گذارد. تاثیر روز كیپور آنقدر گسترده است كه نه تنها تفكرات ما را بلكه وجود ما را تا مغز استخوان تحت تاثیر قرار می دهد و درست همین احساس و جو حاكم است كه با قدم گذاردن روزن زوایگ در سال 1913 به كنیسایی كوچك كاملا او را احاطه نمود. آن طور او را تحت تاثیر قرار داد كه از تصمیم خود برای همیشه منصرف شد. او لحظه ای پای به خانه نهاد كه جماعت مشغول اعتراف به گناهان خود و طلب آمرزش بودند. قوم یهود، از عصر قبل از این روز مقدس تا پایان آن، با عبادات خاص خود و مطالعه متونی چون سرگذشت یونس پیامبر، لحظه ای از عبادت خالق خود و طلب آمرزش از او باز نمی مانند.

بعدها روزن زوایگ در یكی از سخنرانی های خود در فرانكفورت اظهار داشت: (هر كسی كه مراسم روز كیپور را به جای آورده باشد می داند كه این روز نشانی كاملا ملموس و واضح از احدیت و وجود خداوند دارد).

جلال خداوند در این روز مقدس در قلوب همگی ما احساس می شود. اما دستیابی به حقیقت و شناخت خداوند و تحولاتی كه به دنبال آن در وجود افراد رخ می دهد نباید فقط محدود به همان 24 ساعت شود بلكه باید توشه ای برای تمامی روزهای پس از آن باشد.

فرانتز روزن زوایگ درست در مرز جدایی از اصل خویش در پی قداست این روز عزیز راه اصلی خود را بازیافت و متوجه شد كه شریعت الهی تابع زمان و مكان نیست بلكه جاودانه است و هیچگاه كهنه نمی شود.

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 22:46 1386/07/27
8

جشن شاووعوت


منبع : انجمن كلیمیان تهران

   


شاووعوت از اعیاد سه گانه یهود است كه هر فرد یهودی موظف بود در این اعیاد به زیارت بت همیقداش برود. در روز 6 سیوان سال 2448 عبری، 50 روز پس از خروج از مصر، بنی اسرائیل به فرمان خداوند در پای كوه سینای حاضر شدند تا تورای مقدس را از خالق خود دریافت كنند. در آن هنگام، خداوند مجموعه ده فرمان را كه پایه دیگر فرمانهای تورا را تشكیل می دهد، به آنها اعلام نمود.

اسامی این عید به شرح زیر است:

1- « هَگ هَشاووعُوت» یا جشن هفته ها: به علت شمارش هفت هفته از فردای روز اول پسح تا فرارسیدن این موعد.

2- «هَگ هَقاصیر» یا جشن درو: به علت همزمانی این عید با فصل دروی گندم.

3- «یُوم هَبیكوریم» یا روز نوبرانه ها: موعد شاووعوت، آغاز اهدای نوبرانه میوه ها و حاصل گندم در زمان آبادی بت همیقداش بود.

4- «عَصِرِت» یا روز اجتماع: این موعد در حقیقت، ادامه و پایانی بر موعد پسح است. پسح، جشن آزادی جسمانی بنی اسرائیل از مصر است. از آنجاكه رهایی فكری و معنوی، زمانی طولانی تر از رهایی جسمانی طلب میكند، این آزادی نهایی در شاووعوت انجام شد كه آن را روز اجتماع نهایی و كامل شدن هدف خروج از مصر می نامند.

مهمترین واقعه شاووعوت، اعطای «ده فرمان» به بنی اسرائیل است. لذا در شب اول شاووعوت، مردم در كنیساها اجتماع كرده، تا صبح بیدار می مانند و به خواندن متون مقدس و مرور 613 فرمان می پردازند. با فرارسیدن صبح و پس از مراسم تفیلای شحریت، با قرائت متن ده فرمان از سِفِر تورا، آن رخداد عظیم دوباره یادآوری می شود.

جشن شاووعوت، در دو روز برگزار می شود كه «یُوم طُوو» نام دارد و تقریباً همه قوانین تعطیلی كارها در شبات بر آنها حاكم است.

tablets2.gif

شرح دهفرمان

torah.gif1- «من خد.ا، خالق تو هستم كه تو را از سرزمین مصر، از خانه بندگی بیرون آوردم»

این فرمان، اساسی ترین اصل ایمان الهی است. گرچه در ظاهر جمله ای خبری ذكر شده است، یك دستور تلقی می شود كه بر لزوم ایمان به وجود خداوندی كه جهان را آفریده و آن را هدایت می كند، اشاره دارد.

مجموعه احكام و دستورهای دین یهود كه به 613 فرمان معروف هستند، به دو بخش فرمانهای امر (248 مورد) و فرمانهای نهی (365 مورد) تقسیم می شوند. نخستین بند «دهفرمان»، ریشه و مظهر فرمانهای امر تورا محسوب می شود كه خداوند پذیرش توحید را امر نموده و دیگر دستورهای «امر» دین، مكمل و دنباله این فرمان هستند؛ به عبارت دیگر، اجرای صحیح هر یك از فرمانهای «امر»، تاییدی بر ایمان به وجود خداوند و خواسته های اوست.

بیشتر فرمانهای دینی با انجام دادن عملی آنها ارزش گذاری شده و صواب (میصوا) یا گناه به شمار می آیند. اما این فرمان (ایمان به خداوند و توحید) از اندك فرمانهایی است كه تنها با فكر و گفتار ارزشیابی می شوند و كسی كه تنها با زبان و گفته خود منكر این اصل شود، گناهی كفرآمیز مرتكب شده است.

torah.gif2- « برای تو، معبودان دیگری در برابر من نباشد»

این فرمان بر منع شرك و بت پرستی (به هر شكل ممكن) اشاره دارد و 365 فرمان نهی تورا همه از آن ریشه می گیرند كه در حقیقت، زیر پا گذاشتن هر فرمان «نهی» به این فرمان باز می گردد؛ گویی زیر پا نهادن هر فرمان «نهی»، همانند آن است كه نیرو و خواسته ای غیر از فرمان خداوند، مورد توجه و پذیرش قرار گرفته است. این اصل، مكمل فرمان اول است. فرمان اول بر ایمان و پذیرش وجود خداوند دلالت دارد (ایمان الهی). اما فرمان دوم تاكید دارد كه هیچ نیرو و پدیده ای جز خداوند (حتی در كنار او) قابل عبادت نیست و این اصلِ توحید و یگانگی خداوند است. با توجه به متن كامل این فرمان، ملاحظه می شود كه منع شرك و بت رستی به سه گونه مطرح شده است:

1- پذیرش معبودی غیر از خدای متعال. این فرمان نیز در فكر و گفتار صورت می گیرد و اظهار هر كلامی كه نشانه ایمان به معبودی غیر از خداوند باشد، گناه است.

2- ساختن هرگونه پیكره یا تصویر به منظور عبادت و پرستش آن.

3- تعظیم به پیكره یا تصویری كه مورد عبادت قرار دارد.

torah.gif‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎3 - « نام خدای خالقت را بیهوده بر زبان مبر»

این فرمان، ذكر هرگونه سوگند بیهوده به نام خداوند را منع می كند. چهار نوع سوگند در زمره قسمهای بیهوده قرار می گیرند:

1- سوگند دروغ، كه كسی نام خداوند را برای تایید موضوعی خلاف واقع ذكر كند (مثلا قسم یاد كند كه جنس حلقه ای برنجی، طلاست! )

2- قسم یاد كردن بر موضوعی روشن، بدیهی و واضح كه نیاز به توضیح نداشته باشد؛ مانند آنكه قطعه سنگی را بلند كند و قسم بخورد كه این سنگ است! (متاسفانه بسیاری از افراد عادت ناپسندی دارند كه در صحبتها و محاوره های روزمره خود، بارها و بارها برای موضوعهای پیش پا افتاده، نام خداوند را بر زبان جاری می سازند).

3- كسی كه قسم بخورد فرمانی از دستورهای خداوند را اجرا نكند و آن را زیر پا بگذارد. این سوگند، باطل و سزای آن مجازات است و در حقیقت، مانند نوعِ اولِ سوگند دروغ است كه نام خدا را بر موضوعی خلاف واقع، جاری سازند.

4- قسم یادكردن بر موضوعی كه انسان توانایی انجام دادن آن را نداشته باشد؛ مانند آنكه سوگند یاد كند كه سه شبانه روز بی وقفه نخوابد، در حالی كه این در توان جسمی او نیست.

افزون بر موارد فوق، علمای یهود، ذكر قسم به نام خداوند را (حتی برای تایید یك حقیقت) بهجز در موارد ضروری یا در حضور عده ای برای داوری، ممنوع كرده اند.

torah.gif4- « روز شبات (شنبه) را به یاد داشته باش كه آن را مقدس بداری... روز هفتم، شبات برای خدای خالقت است، هیچ كاری را انجام نده...»

در این فرمان، به یادبود آفرینش جهان در 6 روز و دست كشیدن خداوند از آن در روز هفتم، از بنی اسرائیل خواسته شده است كه به نام خالق خود، این روز (شبات) را با مراسم ویژه ای گرامی داشته، از انجام دادن هر گونه كار (طبق احكام معین این روز) خودداری كنند.

موضوع شبات در هر دو دسته از فرمانهای امر و نهی جای گرفته و با عنوان فرمان امر، یادبود و قداست روز شبات با مراسم «قیدوش» و تفیلاهای ویژه انجام می گیرد.

از سوی دیگر، به نام یكی از فرمانهای نهی انجام هرگونه كار در این روز منع شده است. تفسیر مفهوم كار و ذكر جزئیات آن به طور مشروح در تلمود، كتاب شولحان عاروخ و دیگر كتب هلاخا آمده است.

معمولاً فرمانهای تورا، افراد را به طور شخصی و فردی خطاب قرار می دهند. اما در فرمان شبات گفته شده است: « هیچ كاری را انجام نده، تو و پسرت و دخترت و غلامت و كنیزت و حیوانت و (حتی) غریبی كه در دروازه های (تحت اختیار) تو قرار دارد». بنابراین در مورد فرمان شبات، دامنه مسوؤلیت از شخص فراتر رفته و به كل خانواده و محیط اجتماعی تحت اختیار او نیز گسترش می یابد.

torah.gif5- « پدرت و مادرت را احترام نما»

طبق این فرمان، انسان موظف است نسبت به كسانی كه به او خوبی و خدمت كرده اند، قدرشناس باشد. این قدرشناسی در نهایت، ایمان او را نسبت به خداوند تقویت خواهد كرد.

اما چرا احترام به انسانها به طوركلی ذكر نشده و تنها به پدر و مادر اشاره شده است؟

در متون مذهبی گفته شده است كه سه نفر در آفرینش انسان شریك هستند:

پدر و مادر، جسم انسان را می سازند و خداوند، روح را در آن قرار می دهد. از سوی دیگر، پدر و مادر از لحظه تولد به برآورده ساختن نیازهای حیاتی كودك می پردازند و این خدمت و نیكی، سالیان طولانی تا زمانی كه فرزند بتواند وارد جامعه شده و به تنهایی زندگی خود را اداره كند، ادامه می یابد. حتی پس از این مرحله نیز والدین همچنان حمایت و كمك به فرزندانشان را پی می گیرند. در حقیقت، می توان گفت كه فرزندان به سختی می توانند حتی بخشی از نیكی های والدین خود را جبران كنند.

به همین دلیل، بالاترین درجه احترام و قدرشناسی نسبت به انسانها، احترام به والدین است و چون فرزند می داند كه هرگز نخواهد توانست حق والدین را به طور كامل ادا كند، پس هیچ گاه در احترام و نیكی به ایشان كوتاهی نخواهد كرد. این رفتار از یك سو، موجب خواهد شد كه او در برابر خوبیهای دیگر انسانها احساس قدرشناسی داشته باشد و از سوی دیگر، همانند والدین خود می داند كه خداوند آنچنان نعمات و خوبیهای بی پایانی را به او عطا كرده است كه ذرهای از آنها را به سختی میتواند پاسخ دهد. پس هیچ فرصتی را برای انجام دادن فرایض و وظایف شرعی خود نسبت به خالق جهان از دست نخواهد داد. به این ترتیب، فرمان احترام به والدین، موجب صلح و دوستی بیشتر بین انسانها شده و ایمان و اعتقاد الهی را نیز استحكام می بخشد.

torah.gif6- « قتل نكن»

مفهوم و هدف این دستور كاملاً روشن است. خدایی كه انسان را به جلوه خود آفریده است، راضی نیست كه جان این انسان بیهوده گرفته شود. حتی اگر او مرتكب گناه و جرم هم شده باشد، تشخیص مجازات وی با دادگاهِ عادلِ شرعی خواهد بود.

از دیگر مواردی كه به این فرمان مربوط می شوند، می توان از همنشینی و همكاری با فرد قاتل، گرفتن جان بیماری كه درمانی برای او نیست و در رنج است، یا سقط جنین (بدون عذر پزشكی و شرعی) نام برد.

torah.gif7- « زنا نكن»

طبق این فرمان، انسانها ملزم به رعایت حریم خانوادگی یكدیگر شده اند كه در پی آن، سلامت و امنیت اخلاقی جامعه و خانواده حفظ خواهد شد. برای جلوگیری از هرگونه پایمال شدن حقوق خانواده، دستورهای بی شماری در احكام شرع پیش بینی شده اند كه در آنها، حدود و حریم مطمئنی بین زن و مرد تعیین شده است و از جمله آن می توان به رعایت پوشش مناسب زن و مرد اشاره كرد.

خداوند در نخستین دستور به حضرت آدم، ازدواج و تولید مثل را فرمان می دهد و در كنار آن، با منع زنا و بی عفتی، از بروز فساد و گسترش آن جلوگیری می كند.

torah.gif8- « دزدی نكن»

این فرمان بنا به عقیده ای، به 7 نوع دزدی اشاره دارد:

1- كسی كه فكر، عقیده یا احساسات دیگران را در اصطلاحْ «می دزدد»، همانند آن است كه در ظاهر، كسی را به انجام دادن عملی دعوت می كند؛ اما در دل خود به آن راضی نیست. یا به كسی موضوع یا كالایی را پیشنهاد و تعارف می كند؛ در حالی كه می داند آن فرد هرگز آن را نخواهد پذیرفت. یا كسی كه كالایی را پیش فروش كرده است، اما پیش از تحویل به خریدار، مقداری از آن را بر می دارد.

2- كسی كه در اندازه ها، وزنه ها و پیمانه های خود در هنگام فروش یا خرید كالا تقلب می كند، مانند آن است كه در كیسه و ظرف حبوبات، شن و خاك مخلوط می كند.

3- آدم ربایی، كه مصداق اصلی این فرمان است.

4- كسی كه با دزد، شریك و همكار می شود یا اموال دزدی را از او می خرد و به هر صورت از آن دزدی سود می برد.

5- كسی كه شخص دزد را (بی مراجعه به مراجع قضایی) در ازای عمل دزدی یا اموال سرقت شده، می فروشد یا مانند غلام و برده در اختیار شخص دیگری قرار می دهد.

6- كسی كه اموال دزدی را از یك دزد دیگر به سرقت ببرد.

7- كسی كه دست به عمل سرقت بزند به نیت آنكه بعداً مال دزدی را به جای خود بازگرداند. فردی كه به قصد شوخی یا آزار دیگران دست به دزدی بزند، یا مالی كه به سرقت رفته باشد و صاحب آن بی مراجعه به دادگاه، آن را بردارد.

torah.gif9- « برای همنوعت شهادت دروغ نده»

این فرمان به صحت قضاوت اشاره دارد كه شاهدان باید عادل باشند و از شهادت كذب دوری كنند. بسیاری از جدالها و ناآرامیها در جهان به سبب قضاوت نا صحیح و بی عدالتی رخ می دهند. افزون بر شهادت رسمی در دادگاه، هرگونه سخنی كه خلاف واقع ذكر شود نیز به نوعی، شهادت دروغ شمرده می شود.

از جمله متداولترین شهادتهای دروغ، غیبت و دروغ گفتن پشت سردیگران است. این پدیده كه گاه بهگونه عادتی ناپسند در جوامع مشاهده می شود، همانند شهادت كذب در دادگاه و محكمه رسمی، موجب بروز فتنه و اختلافات عظیم است. رعایت این فرمان، یكی از راههای برقراری صلح و امنیت در جامعه بهشمار می آید.

torah.gif10- « خانه همنوعت... و آنچه متعلق به همنوع تو است، آرزو مكن و به آنها حسد مبر»

یكی از بزرگترین دلایل وقوع جرایمی مانند دزدی، زنا، قتل و غیره، چشم داشتن به اموال، دارایی و وضیعت زندگی دیگران است. خداوند در دستورهای پیشین، رئوس این جرایم را ذكر كرده، آنها را منع می كند. اما در آخرین فرمان، به ریشه وقوع آنها اشاره می فرماید كه برای جلوگیری از آن گناهان، انسان باید فكر و اندیشه خود را از آرزو، هوس و حسد به دیگران پاك نماید، به سهم خود قانع باشد و برای رسیدن به وضیعت بهتر در زندگی، از راه مشروع به تلاش و فعالیت بپردازد.

گزیده پیام ده فرمان را می توان چنین بیان كرد:

ایمان به خدا، اجرای خواستهای او، رعایت حقوق انسانها.

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 22:41 1386/07/27
7

پـسـح : عیـد آزادی


منبع : انجمن كلیمیان تهران

   


 

passover.jpgپسح یكی از اعیاد سه گانه یهودیان است كه به نام پیامبر بزرگوار بنی اسرائیل - حضرت موسی- مُزیّن شده و نتیجه رسالت او از سوی خداوند متعال برای آزادی بنی اسرائیل و همه انسانها از بردگی است.

برابر آیات تورا، خداوند خطاب به اَوْراهام (حضرت ابراهیم) فرمود: «بدان كه فرزندان تو به مدت 400 سال در سرزمینی كه به آنها تعلق ندارد (مصر) غریب خواهند بود و در آنجا در بندگی و عذاب قرار خواهند گرفت. پس از 400 سال، من ایشان را نجات داده و قومی كه آنها را به بندگی وادار نموده، مورد محاكمه قرار خواهم داد و سپس با ثروت عظیمی آن سرزمین را ترك خواهند نمود». اوراهام در این آزمایش سخت نیز سربلند بیرون آمد، زیرا بی ایمانی و ناسپاسی نكرد و این بار نیز خود را به طور كامل، تسلیم خواست و رضای الهی نمود. با تولد ییصحاق (حضرت اسحق) این 400 سال غربت شروع شد، چرا كه وی در سرزمین كنعان به حالت غربت به سر می برد و 60 سال داشت كه یَعْقُوو (حضرت یعقوب) متولد شد و او نیز در كنعان غریب بود. یعقوو در130 سالگی به علت وقوع خشكسالی، همراه خانواده اش (جمعاً 70 نفر) عازم مصر شد، زیرا كه حضرت یوسف به صدارت كشور مصر رسیده بود و با انباشتن غلّه فراوان، آن سرزمین را در برابر قحطی مقاوم كرده بود.

خاندان یعقوو در مصر بسیار بارور و كثیر شدند، تا آنجا كه فرعون از نیروی چنین جمعیت عظیمی هراسان شد و با نادیده گرفتن خدمات حضرت یوسف، آنها را به كار سخت وادار كرد و بنی اسرائیل را به بردگانی برای بیگاری نزد مصریان مُبدل ساخت. به علت پیشگویی منجمان دربار مبنی بر ظهور منجی برای این قوم، فرعون دستور داد كه همه نوزادان ذكور بنی اسرائیل را در رود نیل غرق سازند. اما یك مادر و دختر یهودی به نامهای «یُوخِوِد» و «میریام» (مریم) كه ماماهای عبرانیان بودند، با فداكاری ناشی از ترس الهی، نوزادان عبری را زنده نگاه می داشتند. از این رو مشیت خداوند برآن قرار گرفت تا پسری را كه بعدها نقش منجی این قوم را برعهده می گرفت، سه ماه زودتر از موعد طبیعیِ زایمان به «یوخِوِد» عطا نماید. یوخِوِد پس از این سه ماه به ناچار فرزندش را درون سبدی نهاده، در نیزار رود نیل رها نمود. دختر فرعون، وی را از آب گرفت و چون آن پسر كه بر او «مُشِه» (موسی) نام نهاده بودند، حاضر به خوردن شیر هیچ زنی نشد، با راهنمایی میریام برای شیردادن به دست «یوخود» سپرده شد. پس از این، مشه در دربار فرعون بزرگ شد و بر اثر حوادثی كه برای وی پیش آمد، از مصر گریخت. سپس در سرزمین «میدیان» نزد شخصی به نام «ییترو» ساكن شد و دخترش «صیپورا» را به همسری گرفت. سرانجام پس از گذشت 210 سال از ورود یعقوو و بنی اسرائیل به مصر، خداوند به ناله و استغاثه ایشان بر اثر شدت ظلم مصریان توجه نموده، مشه رَبِنو را مأمور نجات آنان فرمود. او به سبب تواضع بی مانندی كه داشت، در ابتدا خود را شایسته چنین مسوؤلیت عظیمی نمی دانست؛ اما سرانجامْ عازم مصر شد. مُشه و «اَهَرُون» (هارون) برادرش، مأموریت خود را برای بنی اسرائیل شرح دادند و پس از ایمان آوردن مردم به آنها، برای ابلاغ فرمان خدا راهی قصر فرعون شدند كه این رفت و آمد چندین بار تكرار شد. خداوند براساس حكمت خود و جهت نشان دادن قدرت عظیمش به همگان، ابتدا 10 ضربت معجزه آسا را بر فرعون و مصریان كه مایل به آزاد نمودن این قوم نبودند، وارد ساخت. پس از آن بنی اسرائیل در 15 ماه نیسان 2448 عبری، باشكوه بسیار از تمام بندگیهای مصر- بندگی جسمانی مصر و نیز بندگی اخلاقی و فساد فرهنگی مصریان- نجات یافتند و خداوند با اِعطای كتاب تـورا به آنها (كه شامل 613 فرمان مُدَوّن عبادی، اجتماعی، قضایی و اخلاقی است) ایشان را برای همیشه از هر نوع بندگی رها ساخت.

قیام حضرت موسی به فرمان خداوند، افزون بر رهایی بنی اسرائیل از بندگی فرعون، نشانه پیروزی عدالت خواهی بر بیدادگری، توحید بر كفر و حق بر باطل اسـت. قیام موسی سرآغاز رهایی انسان از فرومایگی است و یكی از درخشانترین برگهای تاریخ یهود و بشر است. در تمام كتابهای مذهبی و اشعار شاعران بزرگ جهان، حضرت موسی، قهرمان عدالت خواهی، فروتنی و شجاعت است و پسح، یادآور طلوع خورشید حق طلبی و عدالت پروری است. پس از رهایی از بندگی مصریان است كه بنی اسرائیل هر نوع بندگی را به غیر از اطاعت اوامر خداوند مردود می دانند و در دعاهای روزانه خود تكرار می كنند:

«بشنو بنی اسرائیل، خداوند خالق ما، خدای یكتا است»

بنا به دستور خداوند، این واقعه عظیم، هر سال در همان ایام طی مراسمی مقدس باید یادآوری شود و یهودیان موظف به رعایت و اجرای احكام خاص این عید هستند. پس از ضربات ده گانه كه به فرمان خداوند بر مصریان وارد آمد، صدای بلند شیون و ناله مصریان در مصر برخاست و فرعون در نیمه شب، خودش در پی مشه و اهرون رفت و از آنها خواست تا از مصر خارج شوند.

سرپیچی و نافرمانی فرعون در آزاد ساختن عبرانیان، از دلایل اصلی وارد آمدن ده ضربت الهی بود. وی پس از هر ضربه، بهظاهر در برابر خداوند تسلیم می شد و تقاضای رفع مشكلات را می كرد، اما پس از مشاهده گشایش و رفع خطر، دوباره كبر و غرور او را فرا می گرفت و از اجرای فرمان خداوند خودداری می كرد.

حضرت موسی، وقوع برخی از ضربات را پیشتر به فرعون اطلاع می داد تا شاید با شنیدن خبر، دست از نافرمانی بردارد و پس از وقوع نیز، همواره (باوجود توهینهای فرعون) آماده بود تا با درخواست فرعون فوراً دست به دعا بلند كند و خواستار رفع بلا شود. این امر نشان می دهد كه پروردگار حتی به عذاب شریران و گناهكاران راضی نیست و مایل است كه هر چه سریعتر بازگشت و توبه آنها را بپذیرد. بنابراین، ده ضربت مذكور نشانه لطف خدا هستند كه وی به جای رها كردن بیشتر ظالمان به حال خود و شاهد نابودی و فنای آنها بودن، با وارد ساختن ضرباتی به نام تأدیب، قصد هدایت و اصلاح آنان را دارد.

خروج از مصر:

passover2.jpgپیش از آخرین ضربت، پروردگار به بنی اسرائیل دستور داد كه خانواده ها گوسفندی را اختیار و قربانی «پِسَح» را ذبح كنند. لازم بود كه خون این قربانی را به نشانه ایمان به خدا از داخل بر سَرْدر و چهارچوبهای درون خانه خود بمالند و تا صبح از آن خارج نشوند. خداوند هنگام ضربت آخر به این خون توجه كرده، از ضربت زدن به این قوم صرفنظر می نمود. سپس بنی اسرائیل با عجله بسیار خارج شدند و به دلیل شتاب زیاد فرصتی نیافتند كه خمیرهایشان را ورآمده كنند. پس آن را به صورت فطیر (مصا) پختند و رهسپار شدند. جمعیتی كه از مصر خارج شد به غیر از زنان و اطفال، شامل 600 هزار مرد پیاده و گروهی از دیگر اقوام غیر یهودی بود.

خداوند بار دیگر برای نمایان ساختن قدرت خود از یك سو، مصریان را وسوسه نمود كه این قوم را تعقیب كنند و از سوی دیگر، به بنی اسرائیل فرمان داد تا در برابر دریا اردو زنند. در این حال كه یهودیان، خود را از دو سو در تنگنا می دیدند، خدا به حضرت موسی دستور حركت به سمت آب را صادر نمود. پس از آنكه شماری از یهودیان با ایمان قوی خود داخل آب شدند، یكی از بزرگترین معجزات تاریخ به وقوع پیوست. دریا شكافته شد و تمام آن جمعیت عظیم، از میان آن گذر كردند. نیز هنگامی كه مصریان به امید دستگیر نمودن آنها وارد مسیر شكافته شده گشتند، به امر پروردگارْ آبها به جای خود بازگشتند و لشگریان فرعون را به سزای اعمال خویش رساندند. مشه و یهودیان پس از دیدن این صحنه عظیم، یكی از مجلل ترین سرودها را در وصف قدرت خداوند سرودند كه در تورا ذكر شده است و «سرود دریا» نام داشته، هر روز در تفیلای صبح خوانده می شود.

موضوع خروج از مصر، یك معجزه آشكار خداوند بوده و نشانه نظارت دایمی او بر پدیدها و سرنوشت جهان است. این معجزه، مهمترین رخداد در تاریخ یهود است كه در همه موعدها و بیشتر تفیلاها یادآوری می شود. همچنین هنگامی كه تـورا دستور اجرای بسیاری از فرایض مذهبی را اعلام می نماید، آن رویداد هم ذكر می شود. ذكر مداوم واقعه خروج از مصر به انسان هشدار می دهد كه شرط اول برای بندگی خالصانه خداوند، رها شدن از هر گونه بندگی غیر اوست.

این یادآوری در حقیقت، یكی از نشانه های ایمان به قدرت خداوند است. در اولین فرمان از مجموعه ده فرمان، خداوند بلافاصله پس از معرفی خود، موضوع خروج بنی اسرائیل از مصر را عنوان می كند و به این ترتیب، ذكر آن واقعه را هم ارزش با توحید و شناسایی خالق جهان می داند.

سرزمین مصر در زمان حضرت یوسف و حضرت موسی در رده قدرتمندترین كشور جهان مطرح بود. به همین دلیل، خروج یا فرار گروه عظیمی از بردگان ضعیف و بی سلاح همراه با خانواده هایشان از آن، امری تقریباً ناممكن به شمار می آمد.

از سوی دیگر، فرعون مصر، خود را یكی از معبودان جهان می پنداشت و كسی را یارای برابری با او نبود. عبرانیان نیز بر اثر فشار مأموران ستمگر مصری در آخرین سالهای اقامت در مصر، به شدت زیر فشارهای جسمی و روحی قرارگرفته بودند و در عمل، توانی برای رویارویی با قدرت عظیم مصریان نداشتند.

مجموع موارد فوق، ذهن انسان را مستقیماً به سوی قدرت و نظارت خداوند معطوف می كند و تنها خواست و مشیت الهی بود كه تمام این موانع را كنار زد و قوم بنی اسرائیل را با سربلندی از سرزمین مصر و ظلم فرعون نجات داد. به همین علت است كه ذكر و تعریف این واقعه، نشانه ایمان است.

نامگذاری این عیـد:

نـام پسح از معجزه و لطف الهی در آخرین ضربت وارد شده به مصریان گرفته شده است. در ضربت دهم كه منجر به مرگ اولزادهای مصریان شد، خداوند از آسیب رساندن به فرزندان اولزاد عبری چشم پوشی كرد. این لطف الهی در تـورا با لفظ «پاسَحْ» به معنی گذر كردن، جَستن و رحم نمودن بیان شده است. پس این عید را «پِسَح» نامیده اند و به نامهای دیگری نیز خوانده می شود كه عبارتند از :

عید فطیر یا عید مصاها :

از آنجا كه یهودیان هنگام خروج از مصر فرصت كافی برای تهیه خمیر مناسب جهت پخت نان نداشتند، ناگزیر از خمیرِ ترش نشده - فطیر- استفاده كرده، نان فطیر ساختند كه در زبان عبری «مَصـا» نام دارد و یهودیان در این عید تنها مجاز به استفاده از آن - و نه هیچ نان دیگری- هستند. از این رو، «عید مصاها» نامیده شد.

جشن بهار :

این عید همواره در اوایل فصل بهار واقع می شود، و بنابراین، آن را جشن بهار نامیده اند.

جشن آزادی :

این عید، جشن آزادی بنی اسرائیل از یوغ بندگی مصریان است. نزدیكی عید پسح با نوروز - عید باستانی ایرانیان (در بیشتر سالها) موجب شده است كه مراسم پسح در میان ایرانیان كلیمی با شكوه و مراسم ویژه ای انجام شود و افزونبر مراسم مذهبی، سنتهای جاری نوروز چون دید و بازدید خانواده ها اجرا گردد.

عید پسح و فلسـفه آزادی :

در منابع تاریخی مقدس یهود آمده است كه یهودیانی كه مایل به خروج از مصر نبودند، به امر خد.اوند از بین رفتند. زیرا واقعه خروج از مصر، تنها یك فرصت مناسب برای بیرون رفتن به شمار نمی رفت، بلكه یك دستور جاودان الهی بود كه یهودیان موظف شده بودند تا خود را از بندگیِ مصریان و نیز هرگونه بندگی غیر الهی رها سازند.

عید پسح افزون بر مراسم و احكام مقدس خاص خود، پیام آزادی را نیز به تمام انسانها اعلام می كند. خداوند مایل است كه انسانها از اسارت و بندگی همنوعان و نیز از بندگی امیال نفسانی خویش خارج شده، خالصانه به عبادت و كسب رضای خالق خود مشغول شوند.

پسح، بیانگر مفهوم مقدس و الهی آزادی است؛ یعنی، آزاد شدن از آرزوهای پوچ و تباهی پذیر دنیا و تلاش برای اجرای خواسته های خالق جهان.

مفهوم دیگر آن، اعلام حضور اراده خدا در تمام جزئیات زندگی انسان است. در واقعه خروج از مصر، آفریدگار به سبب تأدیب فرعون و مصریان و نیز برای آزادی یهودیان، طی معجزاتی تمام روند طبیعت را بر هم زد و سرانجام، سپاه فرعون را در دریا غرق نمود. اینها نشانه هایی از نظارت و دخالت خداوند در تمام لحظات زندگی هستند. كسانی كه به وجود پروردگار و آفرینش جهان ایمان دارند؛ اما ادامه سیر طبیعی حیات و بقای عالم را امری خودجوش و سپرده شده به دست طبیعت می دانند، در مكتب یهود، مؤمن حقیقی شمرده نمی شوند. حضور دایمی خداوند در تمامی وقایع پس از آفرینش - مانند خروج از مصر- از پایه های اصلی دین یهود است.

گزیده قوانین پسح:

1- ماه نیسان و شبات گادُول

* در تمام ماه نیسان، «متن ویدوی» (اعتراف به گناهان) در تفیلاها خوانده نمی شود.

* از اول تا سیزدهم این ماه در تفیلای صبح، بخشهایی از تـورا كه مراسم گشایش «میشكان» را بیان می كنند، خوانده می شود. (میشكان، معبدی مقدس و سیار بـود كه ارتباط خداوند با قوم در آن مكان صورت می گرفت و قربانیها نیز تا پیش از بنای بت همیقداش، در آنجا تقدیم می شدند.)

* كسی كه در ماه نیسان، دست كم دو درخت میوه را در یك مكان ببیند كه شكوفه داده اند، لازم است «براخای درختان» را بگوید. این براخا تنها یك مرتبه در سال گفته می شود.

* شبات پیش از موعد پسح، به نام «شبات گادول» و به معنای شبات بزرگ خوانده می شود. این به سبب معجزه ای است كه خداوند برای بنی اسرائیل در آخرین شبات پیش از خروج از مصر انجام داد. یهودیان گوسفندانی را برای ذبح قربانی پسح در خانه های خود و در برابر دید مصریان نگاه داشته بودند و مصریان با اینكه می دیدند معبودانشان به زودی ذبح خواهند شد (گوسفند یكی از معبودان مصریان بود)، به علت ترس از ضربات و نیروی خدا نتوانستند كوچكترین آسیبی به بنی اسرائیل برسانند.

2- پاكسازی محل زندگی از حامِص

* برابر فرمان صریح پروردگار در تورا، یكی از مراسم یادبود خروج از مصر، پاكسازی محل زندگی هر یهودی از مواد حامص است كه پیش از فرارسیدن ایام موعد پسح انجام می شود.

* «حامِص» به معنای خمیر (انواع گندم یا جو) وَرآمده یا هر چیزی است كه از آن تهیه شده یا حتی حاوی اندكی از آن باشد.

* استفاده یا نگاهداری مواد حامص در ایام پسح به هر مقدار ناچیز هم كه باشد، گناه به شمار می آید. لذا تا پیش از فرا رسیدن شب چهاردهم نیسان، لازم است كه همه نقاط خانه را از وجود مواد حامص پاك كرد. هر گونه كاربرد مواد حامص كه در ایام پسح در اختیار فرد یهودی بوده، حتی پس از گذشت پسح نیز ممنوع است.

* ظروف مورد استفاده در پسح باید از هرگونه آلودگی با ذرات حامص پاك شوند.

3- آدینه پسح

* در این روز رسم است كه همه نخست زادگان ذُكور(پسر) تعنیت (روزه)بگیرند و چنانچه این افراد در مراسم ویژه ای شركت كنند، از ادامه آن مُعاف خواهند شد. این مراسم عبارتند از:

1- هفت براخایی كه در هفته اول ازدواج عروس و داماد خوانده می شود.

2- جشن بازخرید پسر نخست زاده از كُهِن.

3- مراسم بِریت میلا (ختنه).

4- مراسم روز « بَرمیصوا» (جشن رسیدن پسر به سیزده سال و شروع اجرای میصوای تفیلین).

5- جشن پایان فراگیری یك جلد از میشنا، تلمود یا زُوهَر.

* اگر آدینه پسح در روز شبات واقع شود، تعنیت نخست زادگان به روز پنج شنبه پیش از آن انتقال می یابد و همه موارد فوق نیز درباره آن صادق است.

* خوردن حامص در این روز تنها تا حدود 4 ساعت پس از طلوع آفتاب مُجاز است و حداكثر تا 5 ساعت پس از طلوع آفتاب نیز می توان آنها را در اختیار داشت.

* خوردن مصا (نان فطیر شرعی) در این روز (تا پیش از فرارسیدن مراسم شب پسح) ممنوع است.

4- مراسم شب پسح :

plate9.gifدر شبهای اول و دوم پسح، مراسم خاصی در خانه و با حضور اعضای خانواده برگزار می شود كه شامل گفتن قیدوش بر یایین، خوردن مصا و سبزی تلخ یا كاهو، تعریفِ وقایع خروج از مصر و خواندن متونی در مدح خداوند است.

یكی از مهمترین بخشهای مراسم این شب، خواندن «هَگادا شل پسح» است. معنی «هَگادا» در زبان عبری «نقل كردن یا تعریف كردن» است. این واژه از پاسوقی از تورا استخراج شده است كه خداوند در آن می فرماید:

«در آن روز (وقایع خروج از مصر را) برای فرزندانت نقل كن و بگو...» .

هگادا گلچینی از منـابع مختلف مذهبی و ادبی یهود مانند تورا، میشنا، تلمود و میدراشهایی درباره وقایع خروج از مصر و حواشی آن است كه یهودیان، طبق آیه فوق موظفند در این شب به تعریف كامل آنها مشغول شوند. حتی دانشمندان و علما نیز كه خود به طور كامل از وقایع تاریخی آن زمان آگاه هستند، وظیفه دارند كه مانند دیگر مردم (وحتی بیش از آنها) این فریضه را انجام دهند.

5- ایام پسح :

ایام پسح، هشت روز ادامه دارد كه دو روز اول و آخر آن «یُومطُوو» و تعطیل كامل مذهبی هستند. در این ایام، تفیلاها شكل ویژه ای پیدا می كنند و بخشهایی از سفر تورا نیز هر روز قرائت می شود كه تعنیت (روزه) و سوگواری هم در آن ممنوع است.

از شب دوم پسح، گفتن براخای «عُومِر» آغاز می شود و از شب سوم پسح (شب هفدهم نیسان) در تفیلا (لحش) به جای «بارِخ عالِنو»، «بارخِنو» می خوانند.

6- گزیده ای از روش تهیه مصا :

برابر دستور تورا، در ایام پسح كاربرد مواد حامص (موادی كه در آنها آرد گندم یا جو به كار رفته و ورآمده شده) اكیداً ممنوع است و به جای نان معمولی، باید از فطیری به نام مصا استفاده كرد.

مصا از آرد گندم یا جو كه تا حد ممكن از تماس با هرگونه رطوبت محافظت شده باشد، تهیه می شود. پیش از تهیه خمیر، همه ظروف و وسایل مصاپزی را از ذرات حامص پاك كرده، اقدام به تهیه خمیر (با آب سرد) و وَرز دادن مداوم آن می كنند. خمیر مصا در هر نوبت باید در حدی تهیه شود كه امكان سِرِشتن و ورز دادن آن برای یك نفر به راحتی ممكن باشد. این مقدار را حدود 1600 گرم آرد در هر نوبت توصیه كرده اند. بین عمل تهیه خمیر تا وارد كردن آن به تنور، نباید بیش از 20 دقیقه فاصله باشد و در هیچ لحظه ای نیز نباید عمل سرشتن را قطع كرد. پس از هر بار خمیرگیری، همه ظروف و وسایل به دقت از ذرات باقیمانده پاك می شوند و مرحله جدیدِ تهیه خمیر آغاز می شود. مصاهایی كه تا خورده یا به هم چسبیده باشند، قابل استفاده نیستند. افرادی كه در امر مصاپزی مشغول می شوند، باید پیشتر از احكام و تعالیم مربوط به آن، آگاهی كامل داشته باشند.

 

« شمردن ایام عُومِر»

در زمان آبادی معبد مقدس اورشلیم (بت همیقداش)، موعد پسح یك جشن كشـاورزی نیز محسوب می شد. با توجه به اینكه در ایام قدیم، بیشتر مردم كشاورز بودند و بهار، آغاز فصل درو كردن محصولات كشاورزی بود، در روز شـانزدهم ماه نیسان (دومین روز موعد پسح)، از نخستین محصول جو « عُومِر»، هدیه شكرگزاری و سپاس از رحمتهای الهی به معبد مقدس تقدیم می شد. برابر نوشته های میشنا، روز اول عید پسح، پس از غروب آفتاب، مقداری از محصول جو با تشریفات ویژه و با حضور جمعی از دهقانان و نمایندگان شورای عالی مذهبی (سَنهِدرین) درو می شد. از جوِ درو شده، دو پیمانه آرد به معبد مقدس تقدیم می گردید. از سوی دیگر، برابر فرمان تورا، از روز دوم پسح و زمانی كه عومر تقدیم می شد تا فرارسیدن عید شاووعوت، به مدت هفت هفته باید «شمرده شود». این شمارش به « سِفیرَت هاعُومِر» معروف بوده و نشانه انتظار بنی اسرائیل برای دریافت تورا و تعالیم آسمانی است كه پـس از پسح و خروج از مصر، بی صبرانه روزهای نزدیك شدن به شاووعوت را برای دریافت تورا می شمارند.

این فرمان تورا، با گفتن براخای عُومِر در فاصله پسح تا شاووعوت به مدت 49 شب انجام می شود. زمان گفتن براخای عومر از تاریكی هوا تا سپیده دم است. این شمارش را باید هر شب آقایان به طور پیاپی و بی وقفه انجام دهند.

در واقعه ای كه در زمان «ربی عقیوا» (یكی از بزرگترین علمای تاریخ یهود) رخ داد، عده زیادی از شاگردان او جان خود را از دست دادند. این موضوع در فاصله پسح تا 18 ماه عبری ایار (سی سوم عُومِر) 21 صورت گرفت. به همین دلیل، در این فاصله زمانی، یهودیان از برگزاری برخی مراسم جشن و سرور خودداری می كنند. همچنین 18 ایار، روز درگذشت «ربی یمعون بَریوحای» است كه از بزرگترین علما و عرفای یهود (و تعلیم یافته ربی عقیوا) بوده و توانست معانی عمیق تورا را درك كرده، اسرار آن را كشف كند، كه تعالیم او را شاگردانش در كتابی به نام « زُوهَر» تدوین كردند. وی در آخرین روز زندگی خود، گوشه هایی از رازهای تورا را برای شاگردان خویش آشكار نمود و بنابر سفارش خود، در روز وفاتش، بنی اسرائیل به شادی و سُرور مقدسی به احترام او می پردازند.

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 22:38 1386/07/27
6

كیپور

   


رامین ستاره شناس
1379


 

آدینه كیپور

1- رسم كَپِر (كفاره)

رسم است كه روز پیش از كیپور، به نشانه كفاره گناهان برای هر نفر مرغ یا خروسی را گرفته و شحیطا (ذبح شرعی) می كنند. پیش از شحیطا جملاتی خوانده می شود كه مضمون آن چنین است:

«این حیوان، كفاره گناه من باشد و به جای من خونش ریخته شود».

بهجای مرغ و خروس می توان از دیگر پرندگان حلال گوشت استفاده كرد.

چنانچه دسترسی به مرغ زنده یا شحیطای آن در آدینه كیپور یا روزهای پیش از آن ممكن نباشد، می توان قیمت معادل آن را پس از خواندن جملاتی همانند ذبح پرنده به فقرا و مستمندان صدقه داد یا ویژه هزینه های آموزش مذهبی كرد.

2- منع تعنیت:

 روز پیش از كیپور، گرفتن تعنیت به هر دلیل ممنوع است و در مقابل آن توصیه شده كه افراد در این روز برای آمادگی تعنیت كیپور، به حد كافی از خوراكیها استفاده كنند. آخرین وعده غذا پیش از غروب آفتاب آدینه كیپور باید پایان یابد.

* افزون بر شب و روز كیپور كه از لحاظ قوانین ممنوعیت كار همانند شبات هستند، پنج موضوع دیگر در آن ممنوع است:

1- خوردن و نوشیدن

2- هرگونه استحمام و شستشو

3- آرایش و مالیدن كرم بر بدن

4- پوشیدن كفش چرمی

5- روابط زناشویی.

* كلیه قوانین فوق از دقایقی پیش از غروب آفتاب شروع می شوند و تا دقایقی پس از غروب آفتاب روز بعد و تاریكی كامل هوا (دست كم 30 دقیقه پس از غروب) ادامه می یابند.

 

3- روشن كردن شمع:

 پیش از غروب آفتاب و شروع كیپور، خانم خانه مانند شب شبات دو شمع روشن می كند و براخای مخصوص آن را می گوید. اگر كیپور با شبات مصادف شود، همان دو شمع را روشن می كنند و براخای ویژه شبات و كیپور گفته می شود.

 

4- طلب عفو از والدین و همسر:

 رسم است كه فرزندان پیش از رفتن به كنیسا از والدین خود طلب بخشایش و عفو كرده، والدین نیز از اشتباهات و تقصیرات فرزندان چشم پوشی كنند. حتی اگر فرزندان به این امر آگاه نباشند،

شایسته است كه والدین پیش از حضور در كنیسا فرزندان خود را مورد بخشایش قرار داده، آنها را بركت نمایند. همچنین زن و شوهر نیز یكدیگر را عفو كرده و مورد دلجویی قرار می دهند.

 

یوم كیپور

«برای شما قانون ابدی باشد. در دهم ماه هفتم، جانهایتان را رنج دهید (روزه- تعنیت بگیرید) و هیچ كاری انجام ندهید ... كه در این روز برای طاهر شدن شما كفاره انجام می شود. (و درصورت توبه) از تمام خطاهایتان در برابر خداوند پاك و مُبَرا خواهید شد ».

یُوم كیپور در دهم ماه تیشری واقع شده است كه از لحاظ حضور در برابر خداوند و طلب بخشش خطاهای گذشته، مهمترین روز سال برای یهودیان به شمار می آید. نامهای دیگر آن عبارتند از:

1- یُوم كیپور : كیپور به معنای «كفاره و بخشش» گناهان است.

2- یُوم عاسُور: عاسُور به معنای «دَه» و اشاره به دهم ماه تیشری است.

3- یُوم اَدیر: اَدیر به معنای «جلیل و با عزت» است. در دعاهای این روز، بیش از ایام دیگر سال به عظمت و جلال خداوند اشاره می شود.

4- یُوم هَسِلیحا: به معنای روز «بخشش و عفو» گناهان.

5- یُوم هَقادُوش: روز مقدس كه این روز بیش از دیگر ایام سال به راز و نیاز و ارتباط بین انسان و خدا اختصاص دارد.

 

تفیلاها و مراسم كیپور

در شب كیپور، پیش از تفیلای عرویت با خارج كردن سِفِر تورا از هِخال، متن «كُل نیدْرِه» خوانده می شود كه در آن همه نذرهای فراموش شده باطل می شود. سپس براخای شِهِحِیانو بر سفر تورا گفته شده و پس از خواندن تفیلای عرویت، مراسم سلیحوت برگزار می شود.

در روز كیپور، در مجموعْ چهار بار تفیلا خوانده می شود كه شامل شحریت، موساف، مینحا و نِعیلاست. تفیلای« نِعیلا» تنها در یُوم كیپور خوانده می شود. پس از هر نوبت از این تفیلاها یك بار سلیحوت خوانده شده و دوباره(در شحریت و مینحا) سفر تورا قرائت می شود.

* در تفیلای شحریت و در بخش بازگشت شالیح صیبور، متن اعترافنامه بزرگ خوانده می شود. معمولاً در تفیلاهای شحریت و مینحای روزهای عادی هفته (به غیر از شبات، موعدیم و روزهای خاص) متن «ویدوی» به طور مختصر خوانده می شود. اما در كیپور این متن به طور مفصل و با شرح كامل گناهانی كه انسانها ممكن است انجام دهند، ذكر شده و به سبب تمامی آنها از خداوند طلب بخشایش می شود.

 

ترتیب عبادت در بت همیقداش

در زمان آبادی بت همیقداش، كهن گادول در تمام روز كیپور در محل بت همیقداش حضور داشت و مراسم ویژه آن را اجرا می كرد. او چندین مرتبه قربانی تقدیم می كرد، گیاهان خوشبو را بخور می كرد، اعترافنامه می خواند و وارد مكان مركزی بت همیقداش به اسم « قُدس الاَقداس» می شد. جماعت نیز در این روز در محل بت همیقداش حضور داشتند و بخشی از مراسم را اجرا می كردند. یكی ازمراسم، این بود كه كهن گادول در مجموعْ ده مرتبه نام اعظم خداوند را بر زبان می آورد و جماعت هر بار با شنیدن آن نام تعظیم كرده، روی خود را بر زمین می نهادند و جمله

« باروخ شِم ... » را با صدای بلند می گفتند كه در سایر ایام سال با صدای آهسته ذكر می كنند.

امروزه به جای آن مراسم، شرح آنها در تفیلای موساف (بخش بازگشت شالیح صیبور) خوانده می شود كه در سه بخش آن هر جا موضوع تعظیم جماعت بیان شود، حاضران كنیسا بر زمین نشسته، تعظیم كرده و جمله « باروخ شِم ... » را با صدای بلند می گویند.

* آخرین تفیلای كیپور، « نِعیلا» و به معنای «بسته شدن در» است كه اشاره ای به پایان یافتن محكمه الهی و بسته شدن دروازه های آن دارد. لذا این تفیلا در آستانه غروب روز كیپور با شوق و تمركز خاص خوانده می شود. پس از پایان مراسم، شوفارْ نواخته شده، تفیلای عرویتِ خروج از كیپور برگزار می گردد. آخرین مرحله خروج از كیپور، براخا گفتن بر شمع و براخای هَوْدالا است.

 

نكاتی درباره كفاره گناهان در یوم كیپور

* مراسم و عبادات این روز به خطاها و اشتباهات رخ داده در روابط میان انسان و خداوند اختصاص دارد. روشن است كه اگر كسی نسبت به انسانی گناه ورزیده و كدورت و سوء تفاهمی بین آن دو ایجاد شده باشد، تنها مراسم یوم كیپور و خواندن تفیلا قادر به پاك كردن چنین خطاهایی نخواهد بود.

* پیش از یوم كیپور، انسان باید خطاهای خود را نسبت به دیگر همنوعان در نظر گیرد و به هر صورت نزد آنها رفته و طلب بخشش و عفو نماید. همچنین رسم است كه در شب كیپور در كنیسا و پیش از آغاز مراسم، شالیح صیبور از كلیه جماعت تقاضا می كند كه همه با قلبی پاك، یكدیگر را مورد عفو و بخشش قرار دهند و از خطاها و اشتباهات هم درگذرند. تنها در صورتی كه انسان حساب اعمال خود را با دیگران پاك كرده باشد، می تواند با اجرای مراسم كیپور به بخشایش خطاهای خود نسبت به خداوند امیدوار باشد.

* از آنجا كه مراسم یوم كیپور از تعنیت طولانی و تفیلاهای بسیاری تشكیل شده و حتی انجام دادن كارهای عادی و روزانه در آن ممنوع است و همه این موارد برای كفاره گناهان انسان ترتیب داده شده اند، باید توجه داشت كه خداوند نه به ظاهر اعمال انسان، كه به درون او می نگرد و كفاره واقعی از این راه انجام می شود. برای روشن شدن موضوع به نمونه زیر از كتاب یُونا (یونس نبی) توجه كنید:

«خداوند به یُونا فرمود ... به شهر بزرگ- نینْوِه برو و به (مردم) آن هشدار بده، زیرا شرارت و بدی آنها در حضور من آشكار شده است ... و یُونا به نینوِه رفت و (به مردم) چنین هشدار داد كه چهل روز دیگر این شهر (به سبب گناهان شما) ویران خواهد گشت. مردمان نینوِه به كلام خداوند ایمان آوردند و تعنیت و عزاداری اعلام نموده و بزرگ و كوچك همگی پلاس پوشیدند. پادشاه آن شهر نیز از تخت خود برخاست ... و بر خاكستر نشست ... خداوند را با نهایت توان صدا زدند و هر فردی از اعمال و راههای ناشایست بازگشت نمود و آن ظلمی را كه در دستهایشان بود، رها كردند ... خداوند اعمالشان را مشاهده كرد كه از راههای شریرانه برگشته اند و خداوند نسبت به عقوبتی كه گفته بود به آنها وارد می سازد، تغییر اراده داد و آن را انجام نداد.»

با توجه به متن فوق، ملاحظه می شود كه مردم نینوِه اعمال خود را تغییر دادند و همراه آن به گرفتن روزه، پوشیدن پلاس و نشستن روی خاكستر پرداختند. در این مورد، خداوند فقط به نحوه لباس پوشیدن یا روزه آنها توجه ننمود، بلكه تغییر اعمال و اصلاح رفتارشان بود كه سرانجام موجب رحم پروردگار بر آنان شد. بنابراین، مراسم یوم كیپور و تعنیت (روزه) این روز روشهایی هستند كه توبه را آسان می كنند. هدف اصلی این مناسبت، شكسته شدن دل و بازگشت به سوی خداست كه تنها در این صورت، موجبات عفو خطاهای انسان فراهم می شود.

* همان گونه كه در بحث توبه ذكر شد، یكی از موانع توبه، آن است كه شخصی در عمد به گناهی بپردازد با این امید كه بعداً از آن توبه كند. در چنین موردی بیشتر فرصتهای توبه از این فرد گرفته می شود. با توجه به این اصل، كسی كه روز كیپور و مراسم آن را به چشم یك سپر محافظ سالیانه در برابر موارد ارتكاب گناه بنگرد و پس از گذشت یوم كیپور، با این امید كه در كیپور سال آینده دوباره گناهانش مورد بخشش قرار می گیرند به كارهای خلاف شرع و قانون بپردازد، خداوند وی را مورد تادیب قرار می دهد و مراسم یوم كیپور نیز توانایی كفاره اعمال او را نخواهد داشت؛ مگر او به طور «كامل و قطعی» به درگاه خالق خود توبه كند.

فرهنگ و بینش یهود – سال اول نظام جدید آموزش متوسطه

 

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 22:33 1386/07/27
5

چهار نوع محصول زمین

   


تعلیمات دینی و فرهنگ قوم یهود
سال اول راهنمایی
سال 81

 

می‎دانیم كه عید سایبانها یا سوكوت عید جمع‎آوری محصول هم می‎باشد. چون این عید جنبة، جشن كشاورزی دارد، پس از جمع‎آوری محصول به پاس نعمت‎های بیكرانی كه خد.ا به ما ارزانی داشته است، چهار نوع از محصولات زمین را دردست گرفته و دعا (براخا) می‎خوانیم.

 

lulav

این چهارنوع عبارتند از:

1- ترنج (اِتروگ)

2- شاخه درخت خرما (لولاب)

3- شاخة درخت مورد (هَدَس)

4- شاخة درخت بید (عَرَبا)

این عمل را طبق فرمانی كه در كتاب لاویان فصل 23 آیة 40 داده شده است انجام می‎دهیم. علمای یهود بكاربردن این چهار نوع محصول را در نماز عید سوكوت دو نوع توجیه كرده‎‎اند:

 

توجیه اول: ترنج بشكل قلب است و شاخة نخل شبیه ستون فقرات انسان و برگ مورد بشكل چشم و برگ بید بشكل لب می‎باشد. اینها اعضائی هستند كه مجری بیشتر اعمال انسان می‎باشند. با دعائی كه می‎خوانیم از خد.ا می‎خواهیم كه همواره بتوانیم با عقل سلیم و ایمان كامل، آن اعضاء را تحت اختیار خود بگیریم.

 

توجیه دوم: مردم دنیا چهارنوع هستند.

1. كسانی كه ایمان كامل و رفتار سالم دارند. ترنج طعم خوب و بوی مطبوعی دارد. پس شبیه گروه اول انسان‎هاست ؛

2. كسانی كه تحصیلات و اطلاعات كامل دارند ولی مراسم مذهبی را بجا نمی‎آورند. شاخه‎های درخت خرما هم میوة خوبی دارد ولی معطر نیست، پس شبیه گروه دوم است ؛

3. كسانی كه اطلاعات و معلومات مذهبی كاملی ندارند ولی اعمال و رفتارشان خوب و شایسته است. شاخة مورد میوه ندارد ولی بوی آن مطبوع است. پس نمایندة گروه سوم انسانها می‎باشد ؛

4. كسانی كه معلومات مذهبی ندارند و رفتارشان هم خوب نیست. شاخة بید میوه ندارد و بوی مطبوعی هم از آن استشمام نمی‎شود. بنابراین نمایندة گروه چهارم از انسانهاست ؛

 

پس این چهار نوع محصول چهار گروه از مردم را كه درهر جامعه‎ای وجود دارند نمایش می‎دهد. انسانهایی كه در جامعه زندگی می‎كنند در برابر همدیگر مسئول هستند زیرا اعمال و رفتارشان و ایمانشان در سرنوشت افراد دیگر جامعه مؤثر است. هركدام از این افراد معلومات و رفتارهای مختلفی دارند و رویهم جامعه را تشكیل می‎دهند. با جمع‎آوردن این چند نوع گیاه در یك بسته صفات نیكو یعنی، اتحاد و همبستگی و همكاری در جامعه را نمایش می‎دهیم. علت اینكه نام براخا را براخای لولاب گذاشته‎ایم این است كه لولاب از تمام آنها بزررگتر است. در روز اول، بعد از براخای لولاب براخای شِهِحیانو گفته می‎شود.

 

در روز شبات كه حمل ونقل هر چیزی ممنوع است براخای لولاب را نمی‎گوییم زیرا بزرگان دین یهود بیم آنرا داشته‎اند كه مؤمنان در آن روز لولاب را با خود حمل كنند. تا موقعی كه معبد مقدس ویران نشده بود، لولاب را فقط درآن محل به دست گرفته و براخا می‎گفتند. ولی از ویرانی معبد، علمای دین قرار گذاشتند كه لولاب را تمام روزهای عید به دست بگیرند (به استثنای روز شنبه) گویا رسم دور زدن در اطراف سكوی وسط كنیسا بعد از نماز موساف با در دست داشتن لولاب از دورة مكابی‎ها معمول شده است. در میشنا نوشته شده است كه این رسم در معبد مقدس هم اجرا می‎شد و مؤمنان در حالیكه لولاب را در دست داشتند دور مذبح می‎گشتند و نمازهای هَلِل و هوشَعنا را می‎خواندند. در زمان ما فقط هوشَعنا را می‎خوانیم كه موضوع آن دعا برای خوبی و زیادی محصول زمین است. این تشریفات نمایندة امید ماست به اینكه خد.اوند به ما كمك خواهد كرد كه بر دشواریهای خود پیروز شویم.

 

 

عید سوكوت یا جشن جهانی

Sukkaجشن سوكوت علاوه بر معنی و خصوصیت اصلی خود به عنوان یك عید یهودی، دارای یك جنبة جهانی هم می‎باشد. این جشنی است كه در آن یهودیان پیام مخصوصی برای افراد بشر می‎فرستند و در آن نطفه‎ای از اعتقاد به ماشیح موعود وجود دارد. یكی از مظاهر این طرز تفكر قربانی كردن هفتاد گاو نر در هفت روز عید بود. این عمل، همبستگی یهودیان را با تمام ملل جهان نشان می‎دهد. بدین طریق یهودیان به تمام ملت‎های جهان اعلام می‎‎داشتند كه بدون رضایت خد.ا و دخالت او در سرنوشت انسانها، جهان نمی‎تواند باقی بماند.

 

 هوشَعنا ربا

هفتمین روز عید سوكوت را به مناسبت نماز مخصوص هوشعنا كه در آن روز خوانده می‎شود، هوشَعنارَبا می‎نامیم. در این روز هفت بار به دور سكوی كنیسا كه تورات بزرگ روی آن قرار دارد دور می‎زنیم و هوشعنا را می‎خوانیم. در آن موقع اِتروگ و لولاب را در دست داریم و برگهای بید را به حركت درمی‎آوریم. فلسفة این تشریفات آن است كه همچنانكه درختها پس از ریختن برگشان، مجددا با باران رحمتی كه از آسمان می‎بارد و گرمی هوا زندگی تازه‎ای را شروع می‎كنند، اگر ما هم ایمان خود را به خد.ا زیاد كنیم و به رهبری او اعتقاد داشته باشیم، همواره می‎توانیم نیروی جدیدی به دست آورده و در مبارزة زندگی موفق شویم.

بسیاری از اشخاص در شب هوشعناربا بیدار می‎مانند و قسمتهایی را كه مخصوص آن شب است با قطعاتی از تورات و میشنا می‎خوانند.

 

شِمینی عَسِرِت و سیمحا تورا

simcha toraپس از گذشتن نیمه اول ماه تیشری و ایام سوكوت با برقراركردن جشنهای شِمینی عَسِرِت و سیمحا تورا شروع فصل جدید را شادباش می‎گوییم.

علمای یهود می‎گویند كه شمینی عسرت یا روز هشتم جشن سوكوت روز مخصوصی است و ارتباطی به عید سوكوت ندارد. از این جهت در آن روز براخای شهحیانو می‎گوییم و در نماز هم آنرا روز شمینی عسرت ذكر می‎كنیم. گفته شده است كه در این روز عید, باید خوشحال باشی و شادی كنی. در صورتی كه در هفت روز عید سوكوت برای سلامت تمام ملتها قربانی می‎دادیم، روز شمینی عسرت مختص یهودیان است. از این جهت در آن روز فقط یك گاو قربانی می‎كردند. در دورة ما كه معبد مقدس وجود ندارد به جای آن قربانی‎ها نماز مخصوص موساف قرائت می‎‎كنیم.

 

دعای باران

در این روز دعای مخصوص باران را می‎خوانیم و از خد.ا می‎خواهیم كه با بارانهای فراوان و به موقع به محصولات كشاورزان بركت بدهد. از آن روز به بعد در نمازهای خود به جای تقاضای شبنم از خد.ا می‎خواهیم كه باد بوزد و باران ببارد. این نماز نشان می‎دهد كه در آن زمان اگر باران نمی‎بارید، مردم گرفتار گرسنگی و تشنگی و بیماری‎های گوناگون می‎شدند.

 

سیمحا تورا

جشن سیمحا تورا به مناسبت به انجام رسیدن قرائت پنج جلد تورات در عرض یك سال برگزار می‎شود. در همان روز، اولین فصل از جلد اول را قرائت می‎كنیم. ما به این وسیله علاقه شدید یهودیان را به خد.ا و قوانینش ابراز می‎نماییم. كودكان هم در این جشن شركت می‎كنند. كسی را كه در این روز برای خواندن تورات و گفتن براخای قسمت اول تورات (برشیت) می‎خوانندش حاتان برشیت نامیده می‎شود و احترام زیادی دارد.

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.