| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
862
|
87/10/12 (11:02)
|
|
||
|
|
10
|
530
|
90/4/11 (10:08)
|
|
||
|
|
20
|
158
|
90/11/21 (11:54)
|
|
||
|
|
38
|
177
|
90/11/21 (11:00)
|
|
||
|
|
6
|
38
|
90/11/21 (11:00)
|
|
||
|
|
65
|
415
|
90/11/20 (00:18)
|
|
||
|
|
143
|
891
|
90/11/19 (18:10)
|
|
||
|
|
11
|
34
|
90/11/16 (16:18)
|
|
||
|
|
19
|
165
|
90/11/10 (09:50)
|
|
||
|
|
22
|
176
|
90/11/10 (09:40)
|
|
||
|
|
487
|
2695
|
90/10/24 (23:32)
|
|
||
|
|
21
|
118
|
90/10/8 (19:38)
|
|
||
|
|
20
|
217
|
90/9/25 (01:23)
|
|
||
|
|
87
|
788
|
90/9/19 (18:45)
|
|
||
|
|
97
|
924
|
90/9/2 (01:55)
|
|
||
|
|
178
|
3190
|
90/9/2 (01:54)
|
|
||
|
|
701
|
3093
|
90/8/11 (03:49)
|
|
||
|
|
32
|
524
|
90/8/11 (03:48)
|
|
||
|
|
42
|
276
|
90/8/11 (03:46)
|
|
||
|
|
210
|
1799
|
90/7/13 (21:24)
|
|
|
|
هزاران سال است كه «بیمارى» سلامت بشر را با خطر مواجه ساخته است. در این میان بشر كوشیده است تا با استفاده از شیوههاى مختلف درمانى، رنج ناشى از ابتلا به بیمارى را بر خود هموار كند. بشر هرگز خاطره تلخ شیوع گسترده طاعون، وبا، جذام و حصبه رابه فراموشى نخواهد سپرد. آیا بشر روزى خواهد توانست زندگى بدون «درد» و «رنج» را به تماشا بنشیند؟ روءیاى دستیابى به چنین جهانى بیش از هر چیز دیگر ذهن انسان را در طول تاریخ به خود مشغول داشته است. به راستى بیمارى چیست؟ منشأ بیمارى كدام است؟ و چگونه مىتوان رنج ناشى از ابتلا به بیمارى را بر خود هموار نمود؟ اكنون عامل بسیارى از بیمارىها شناخته شده و بشر با استفاده از ابزارهاى تشخیصى و دارویى توانسته است بسیارى از این بیمارىها را به كنترل خود درآورد. اكنون صحبت از ریشهكنى بیمارىهاى وحشتناكى مانند آبله، طاعون، وبا و فلج اطفال است.
در چنین اوضاعى كه، دوران طلایى سیطره علم است، بایست شاهد انسان خوشبخت باشیم. دوران انسانهاى «واكسینهاى» كه هیچگاه آلودگى میكروبى نمىتواند جسم آنها را دستخوش رنج و مشقت نماید؛ ولى آیا به راستى انسان امروز، انسان خوشبخت و سالمى قلمداد مىگردد؟
آمارها به خوبى نشان مىدهد به تناسب كاهش بیمارىهاى حاد و عفونى، دنیاى امروز شاهد افزایش انواع و اقسام بیمارىهاى مزمن، سرطان، نوروپاتىها، بیمارىهاى قلبى، دیابت، اسكیزوفرنى و نوروز مىباشد. این در حالى است كه بشر توانسته با انواع و اقسام داروهاى صناعى و واكسنها، بیمارىهاى حاد و عفونى را تحت كنترل قرار دهد. آیا استفاده انسان امروز از واكسیناسیون، داروهاى ضدمیكروبى و... او را در معرض خطر ابتلا به اَشكال مزمن و پایدار آشفتگى قرار نداده است؟ آیا انسان امروز در وضعیت مناسبى از نظر سلامتى به سر مىبرد؟
1پزشكى رایج، محصول نگرش «خطى» به انسان
دانش غربى كه بر اساس نگرش فلسفى «دكارت» مبنى بر تقسیم به روح و جسم پایه گذارى شده بود، با ارائه اصول سهگانه فیزیك نیوتن، وارد مرحله تجربى گردید. بر اساس قوانین فیزیك نیوتن، هر جسمى به حركت مستقیم بر روى خط راست ادامه مىدهد مگر اینكه با نیروى برابر و مخالف با آن برخورد نماید. این اصول در ابتدا براى توضیح نیروهاى مكانیكى به كار مىآمد ؛ پس از آنكه «لوئى پاستور» توانست به كمك ابزارى به نام ذرهبین به مشاهده جانوران ریز ـمیكرواركانیسمـ بپردازد، وارد حیطه پزشكى گردید. پاستور در آن زمان بیمارى را ناشى از میكروب دانست. بعدها بر اساس قوانین نیوتن «فلمینگ» موفق به كشف مادهاى گردید كه از پیشروى میكروب جلوگیرى مىنمود ونام آن را «آنتى بیوتیك» نهاد.
سبد پزشكى امروز پر از انواع و اقسام آنتىها است. «ضدمیكروب»، «ضد انگل»، «ضد ویروس»، «ضد قارچ»، «سركوب كنندههاى ایمنى بدن»، «ضد دردها» و در نهایت «تیغ جراحى». در اینجا با همه علایم و نشانههاى بیمارى مبارزه مىشود. مهم پیدا كردن كانون بحران و عامل بروز اختلال است؛ آن وقت ساخت مادهاى كه بتواند آن را سر كوب نماید، چیز سختى نخواهد بود.
در اینجا بایستى خاطر نشان ساخت كه نگارش این متن به معناى مخالفت با كل پزشكى امروز نیست، چرا كه این نحوه نگرش در پارهاى موارد همچون: جراحىهاى اورژانس، مامایى، دندان پزشكى و قلب، كاربرد حیاتى دارد؛ بلكه هدف اصلى از طرح این مقاله، بیان حقیقت بیمارى است.
مشابه فیزیك نیوتن كه جهان و اجزاى آن را ماشین تصور مىكند، پزشكى رایج نیز انسان را مانند یك ماشین مورد مطالعه قرار مىدهد. در این نحوه نگرش، یك ماشین عبارت است از اجزاى تشكیل دهنده آن. از همین رور درك اجزاى تشكیل دهنده به درك «كل» منجر مىگردد. در این پزشكى بیمارى عبارت است از درست كار نكردن هر یك از اجزاى آن. تعریف درست كار نكردن اجزا نیز با توجه به بیولوژى سلولى انجام مىگیرد؛ به عنوان مثال: خون شخص از نظر بیوشیمى مورد مطالعه قرار مىگیرد و هر عدم تعادلى در اجزاى متشكل خون از نشانههاى بیمارى خاصى تلقى مىگردد. پزشك، در این شیوه كسى است كه با مداخله فیزیكى مانند جراحى و یا شیمیایى (تجویز دارو) به تصحیح اختلالات اجزاى ماشین بدن مىپردازد. در این طرز نگرش، انسان «بدن» است و بدن «ماشین» است و «بیمارى» یعنى درست كار نكردن این اجزا. بىدلیل نیست كه پزشكى رایج علاوه برتربیت پزشكانى كه در زمینه هر جزء، از مهارت بیشترى برخوردارند، مىكوشد هر یك از این اجزا را به اجزاى كوچكترى تقسیم كند. پیدایش رشتههاى تخصصى و فوق تخصصى به همین دلیل صورت مىگیرد. اكنون دانش بیولوژى وارد رشتههاى درهم تنیده DNA گردیده و كدخوانى رمزهاى ژنتیك آغاز گردیده است.
در عصر كنونى، ژن بسیارى از مشكلات انسانى كشف گردیده است. ژن «چاقى»، ژن «لاغرى»، «كوتاهى قد»، ژن «دزدى» و ژن «سیگار كشیدن». آیا بشر در آتیه خواهد توانست با شناسایى و نابودى ژنهاى مشكلساز، بهشت گمشده خود را به تماشا بنشیند؟
انسان جدید و تغییر در نگرش خطى
نسل جدید فرهیختگان غربى، بیمارى را از زاویه دیگر مورد بررسى قرار مىدهند: در شرایط عادى غالب مردم درجاتى از عدم تعادل را تجربه مىكنند كه میان كمترین و بیشترین در نوسان است. اینان افرادى هستند كه آنها را ناراحت یا Dis-Eased به حساب مىآوریم. در این گونه موارد، آشفتگى خودش را به طرق مختلف متجلى مىسازد. ناگفته نماند توان بدن جهت حفظ این تعادل كه به آن Homeostasis مىگوییم، به مكانیسم دفاعى كه بهطور مداوم به محركهاى داخلى و خارجى واكنش نشانى مىدهد مربوط مىشود. اگر محرك، قدرتمندتر از مقاومت طبیعى بدن باشد، كیفیتى از عدم تعادل به وجود مىآید كه خودش را به صورت علایم و نشانههایى بروز مىدهد. این نشانهها اشتباهاً بیمارى نامیده مىشوند ؛ در حالى كه واقعیت این است كه آنها نشان دهنده و نتیجه تقلاى مكانیسم دفاعى بدن براى رسیدن به «تعادل» هستند.
2از این منظر، بیمارى چیزى جز واكنش ارگانیسم به محرك داخلى و خارجى نیست. در این صورت بایستى قابلیت مكانیسم دفاعى را در مقابله با محرك، محور اصلى «سلامت» فرد بدانیم.
بدیهى است اگر مكانیسم دفاعى به خوبى در مقابل میكرو ارگانیسم عمل نماید، شاهد تعادلى «پویا» با حداقل آشفتگى و حداكثر ثبات در ارگانیسم خواهیم بود. به بیانى دیگر در صورت توان بالاى مكانیسم دفاعى، شاهد بروز نشانههاى بیمارى به صورت خفیف خواهیم بود طبیعى است كه این رویارویى حداقل آشفتگى را در بر خواهد داشت. در هر صورت، بیمارى عملكرد صحیح یك سیستم پویا را به نمایش مىگذارد. (تلاش در جهت رسیدن به تعادل). نكته در خور توجه اینكه این «تلاش» همه جنبههاى وجود انسان را دربر مىگیرد ؛ زیرا مكانیسم دفاعى تمام جنبههاى بیرونى و درونى وجود فرد را دربر گرفته است و مىكوشد تا بهترین دفاع را در هر لحظه خلق كند. پر واضح است كه بهترین دفاع در مقابل یك موجود «بیگانه» محدود كردن آن در جانبىترین سطح وجود یعنى سطح «جسم» مىباشد.
«بیمارى» حركتى به سوى «تعالى»
در اینجا این سوءال مطرح مىگردد كه آیا دانش امروز توانسته است انسان را به درك درستى از خویش برساند؟ در حالى كه دانش خطى انسان غربى، بیمارى را فرایندى «منفى» قلمداد مىنماید كه بایستى از ابتلاى افراد به آن پیشگیرى نمود، و یا در صورت ابتلا، به سرعت با آن مقابله كرد. اسلام به عنوان یك دیدگاه «غیر خطى»، به گونهاى دیگر به انسان نگریسته است. در روایات ما آمده است:
بیدارى یك شب بیمار به سبب تب، بهتر است از عبادت یكساله.
در ایام بیمارى، خدا بر ملك امر مىفرماید كه بر موءمن گناه ننویسد.
خیرى نیست در بدنى كه بیمارى بهم نرساند. چنین بدنى طغیان بههم مىرساند.
بیمارى از براى موءمن پاك كننده است از گناهان، و رحمت الهى است.
بهشت منزلتى هست كه هیچ كس به آن نمىرسد مگر اینكه بلایى به بدن او مىرسد .
اگر موءمن بداند كه در مصیبتها چه ثوابى براى او هست، هر آینه آرزو مىكند كه به مصیبت دچار شود.
جالب اینكه در اینجا، بیمارى نه تنها یك ویژگى «منفى» بلكه به عنوان واكنشى در جهت كنترل آشفتگى یا طغیان در بدن معرفى گردیده است. به معناى دیگر بیمارى نشانه «مثبتى» است از عملكرد سیستمى كه بهطور مدام در تعامل با خود و جهان هستى است.
گو اینكه این دیدگاه، انسان را مجموعه بهم پیوستهاى مىبیند كه دائماً در فعل و انفعال است. در اینجا تمامى نشانههایى كه پزشكى رایج با آن به مقابله مىپردازد، مقدس و مثبت تلقى مىگردد:
موءمن چون تب كند، گناهان او چون برگ درختان فرو مىریزد.
نیكو دردى است تب. به هر عضو بهرهاى مىرساند از بلا. و خیرى نیست در كسى كه به بلا مبتلا نشود.
3موضوعى كه هرگز دانش غربى به آن نخواهد رسید، این است كه چگونه بیمارى مىتواند در فرایند معنوى انسان و تعالى او به سوى حقیقت موءثر واقع گردد؟ در این صورت آیا نمىتوان بیمارى را واكنش وجود انسان به آنچه كه مانع تعالى او مىگردد تلقى نمود؟ شما هنگامى مىتوانید اینگونه به بیمارى بنگرید كه وجود انسان را «كاملاً پویا» بدانید. همان تعبیرى كه فیزیك جدید از انسان و هستى دارد (جهان دینامیك). در این جهان، هیچ چیزى «ایستا» نیست. كل هستى در حال تعامل با خود مىباشد و یك چیز است، و هیچ چیزى جداى از چیز دیگر نیست. همان معنایى كه در قرآن مجید به آن «نفس» گفته شده است (خلق داراى نفس واحده است).4 جالب اینكه نفس به معناى حركت، باد، خون یا همان پویایى است.
انسان غربى و دستاوردهاى تجربى جدید
طب هومیوپاتى،5 دانشى است «كل نگر» كه بشر به صورت تجربى به آن دست یافته است. «ساموئل كریستیان همانمن» پزشك آلمانى (1755ـ1843) به صورت تجربى دریافت كه هرگاه مادهاى بتواند مجموعهاى از نشانههایى را در تعدادى فرد سالم ایجاد نماید، مىتواند آن مجموعه نشانهها را در فرد بیمار درمان نماید. در اصطلاح به چنین دیدگاهى درمان «مشابه» با «مشابه» مىگویند. در اینجا مجموع نشانههاى ایجاد شده در فرد سالم را با توجه به نوع ماده «اثبات شده» نامگذارى مىكنند. مثلاً فسفر، شقایق، آقونیطون و زنبور.
به نوعى دیگر هم مىتوان اصل حاكم بر این دانش تجربى را بیان نمود: مادهاى با مجموعهاى از علایم و نشانههاى منفى مانند ترس، عصبیت، زود رنجى، دردهاى استخوانى، تب و زكام مىتواند در درمان حالت شبیه خود كاملاً موءثر واقع گردد. به معناى دیگر از تداخل دو مقوله «منفى» كاملاً مشابه، پاسخ «مثبت» حاصل خواهد شد. به عنوان مثال یكى از داروهاى اثبات شده در این طب، گیاه «آقونیطون» است. اثبات اثرات فرم «رقیق شده» این گیاه بر روى افراد سالم، نشان مىدهد كه این افراد پس از مدتى از نظر روحى و روانى به افرادى «عجول»، «جاه طلب» و «دمدمى مزاج» تبدیل مىگردند. این افراد همواره تحت فشار «زمان» زندگى مىكنند. زمان براى این افراد به سرعت مىگذرد. براى همین مىكوشند «تند» راه روند، «عجولانه» كار كنند و هر چیزى را «فورى» بخواهند. احساس هر گونه ممانعت و مخالفتى آنها را عصبى، مضطرب و بى قرار مىنماید. این افراد به همان میزان كه در رانندگى بى محابا مىرانند، هنگامى كه در كنار راننده مىنشینند، از «سرعت» و «تصادف» مىهراسند.
قرار گرفتن «در مسیر باد سرد به عنوان یك محرك خارجى» موجب بروز علایمى از قبیل تب ناگهانى، زكام، استخواندرد و گرفتگى عضلانى مىگردد. تجربه نشان داده است كه در صورت عدم سركوب این علایم با داروهاى شیمیایى، این افراد آرامش بیشترى را از نظر روحى و روانى در مقایسه با زمان قبل از بیمارى تجربه مىنمایند. به تعبیرى قرار گرفتن در مسیر باد سرد، موجب واكنش «مكانیسم دفاعى» بدن به «میكرو ارگانیسم بیمارى زا» مىگردد. اینكه واكنش مكانیسم دفاعى بدن چگونه موجب تبدیل نشانههاى «خُلقى منفى» به علایم و نشانههایى در سطح «جسم» مىگردد، موضوعى است كه آن را بایستى در نحوه تقابل بین میكرو ارگانیسم و مكانیسم دفاعى انسان جستوجو كرد.
بدیهى است در صورت عدم واكنش مكانیسم دفاعى بدن به محرك خارجى، هیچ گونه نشانهاى از عدم تعادل در سطح جسم مشاهده نخواهد شد. وضعیتى كه ما آنرا در افراد مبتلا به جنون مزمن (سایكوز) مشاهده مىنماییم. این افراد، على رغم زندگى در شرایط نامطلوب، از نظر بهداشت، تغذیه و اوضاع جوى به زندگى بسته خود ادامه مىدهند؛ بى آنكه كمتر نشانهاى از ابتلاى آنها به بیمارىهاى حاد شاهد باشیم. شرایطى كه فرد سالم در آن به سهولت واكنش نشان مىدهد به نظر مىرسد مكانیسم دفاعى این افراد در واكنش به محركهاى خارجى مانند سرما، گرما و آلودگىهاى محیطى قابلیت خود را از دست داده است.
به راستى انسان كیست؟
اكنون كاملاً ثابت شده است كه بر خلاف نظریه پاستور، انواع گوناگون باكترىها و ویروسهایى كه مىتوانند مسبب بیمارىهاى گوناگونى باشند، در بافت افراد سالم وجود دارد. بدون اینكه این افراد دچار عدم تعادل و آشفتگى گردند. به راستى تحت چه شرایطى میكرو ارگانیسم غیر بیمارى زا (فلور) به میكروارگانیسم بیمارىزا (پاتوژن) تبدیل مىگردد؟ آیا هر كسى كه در مسیر باد سرد حركت نماید، دچار علایم فوق خواهد شد؟ تجربه نشان مىدهد كه پاسخ به این سوءال منفى خواهد بود. فقط حركت در مسیر باد سرد ـ به عنوان محرك خارجى ـ مىتواند موجب واكنش مكانیسم دفاعى بدن به میكروبهایى گردد كه اكنون دیگر بیمارىزا و مهاجم شناخته مىشوند.
در اینجا پاسخ قانع كنندهاى به این سوءال كه چگونه میكرو ارگانیسم غیر بیمارىزا به بیمارىزا تبدیل مىگردد، داده نشده است. طب غربى در چند سده گذشته، بى تفاوت از كنار این موضوع گذشته است.
به نظر مىرسد تنها راه ممكن، بررسى به شیوه «كل نگرى» باشد كه در این صورت بایستى همه مرزبندىها را برهم زد. حتى توضیح اینكه میكرب چیست، امرى سخت خواهد بود. قرآن به عنوان یك مقوله كل نگر، مىتواند در این زمینه كمك نماید:
پروردگار شما هرگز به شما ستم نمىنماید و این نفس شما است كه به شما ستم مىنماید.
6آنچه كه از خوبى به شما مىرسد از ناحیه پروردگار شما است و آنچه كه از بدى به شما مىرسد از جانب نفس شما است.
7ما به نفس، میل به بدىها و خوبىها را الهام نمودیم.
8در اینجا نفس تمایلى «دوسویه» دارد: میل به «جاهطلبى»، «شهوت»، «تمایل به مجذوب شدن» حالت «نازله نفس» و كندن از آنچه انسان را به خود مشغول مىنماید، حالت «متعالى نفس» آدمى قلمداد گردیده است. نفس، همواره در پویایى است و این حركت دوسویه را نهایتى نیست. كل نگرى در این اندیشه، در حدى است كه نفس را مظهر اسم «مختار» پروردگار مىداند ؛ چرا كه انسان به واسطه آن، بین آنچه كه او را «به خود» و آنچه او را «از خود» مىخواند، یكى را انتخاب مىكند. مهم در اینجا واژه نیست. شما بایستى بپذیرید كه هستى، یك چیز است و این یك چیز، همواره در پویایى و تبدیل است.
چرخ با این اختران نغز و خوش زیباستى
صورتى در زیر دارد آنچه در بالاستى
صورت زیرین اگر با نردبان معرفت
مىرود بالا همان با اصل خود یكتاستى
9«بیمارى» خانهتكانى بُعد «پویا»
در كلام امام معصوم(ع) جانب منفى نفس آدمى «شیطان» خوانده شده است: «نفس آدمى شیطان اكبر است» ؛ چه اینكه با شیطنت، انسان را از نفس خود دور مىسازد «میل به جاهطلبى»، «پرخاشگرى»، «مجذوب واقع شدن»، «قدرتطلبى» و «عدم اعتماد به نفس» ظهور مرحله بدوى نفس انسان در «ذهن» انسان مىباشد. در قرآن كریم آمده است:
ما آبى نازل كردیم كه با آن خود را پاكیزه كنید و با آن آلودگىهاى شیطان را از بین ببرید.
10حتى آن هنگام كه ایوب پیامبر به بیمارى مبتلا گردید، از رنجى كه از ناحیه شیطان بدو رسیده بود به پروردگار خود عرض حال نمود.
11در كلام امام على(ع) نیز آمده است:
شیطان علاقه شدیدى به محیطهاى مرطوب، تاریك و چرب دارد.
12امام صادق(ع) در این باره فرمود:
كمینگاه شیطان براى تسلط بر فرزند آدم این است كه به سرعت زیر ناخنهایش پنهان مىشود.
13در روایت دیگرى آمده است:
ناخنهاى خود را كوتاه كنید كه شیطان بین گوشت وناخن در جریان است.
14امام صادق(ع) فرمود:
چون مردى با زنى زناكار نزدیكى كند شیطان به آلت او داخل شود .
15در كلام رسول(ص) خدا آمده است:
شیطان مانند خون در فرزندان آدم جارى است.
16پیدا است كه در اینجا میكروب، صورت آن چیزى است كه روایتهاى ما آنرا شیطان خوانده است. در این صورت، میكروب همان ظهور مرحله نازله نفس انسان در جسم انسان مىباشد. در صورتى كه این دیدگاه را بپذیرید، شیطان، نفس و میكروب در طول یكدیگر قرار خواهند گرفت. به معناى دیگر با حذف صورت میكروب، اصل بیمارى در سطح نفس و پویایى به قوت خود باقى خواهد ماند. به نظر مىرسد تبدیل میكروب غیر بیمارى زا به میكروب بیمارى زا ناشى از تغییراتى است كه در سطح پویاى فرد (نفس) صورت مىپذیرد. نفس را از آن جهت سطح پویا خطاب مىكنیم كه تغییرات حاصل در این سطح، قابل انتقال به سطوح پایینتر یعنى «ذهن» و «جسم» خواهد بود.
در اینجا مىبینید كه هیچ امر «غیر مقدسى» وجود ندارد حتى میكروب، بیمارى، شیطان و... همگى آفریده شدهاند تا انسان بتواند به تعالى دست یابد. گفتار پیشوایان دین از آنجا كه انسان را در ارتباط با هستى معنا مىنمایند، بیش از هر چیزى مىتواند به روشن شدن موضوع كمك نماید.
حضرت محمد(ص) در این زمینه فرمود:
دستمال گوشتى را در خانه جاى ندهید كه آرامگاه شیطان است.
17وقتى در زمینى از طاعون چیزى شنیدید به آن زمین نزدیك نشوید و اگر در آن زمین هستید از آن خارج نگردید.
18به اهل بلا نظر نكنید و بر آنها وارد نشوید و هنگام عبور به سرعت از كنار آنها بگذرید كه آنچه به آنها رسیده است، به شما نرسد.
19امام صادق(ع) فرمود:
ظرف غذا را بپوشانید كه شیطان آن را مىخورد و بر آن زهرابه مىریزد.
20پیدا است كه در اینجا میكروب، همان صورت شیطان است. با این تفاوت كه دراینجا محل ظهور میكرو ارگانیسم بیمارىزا آب فاسد، غذاى مانده و حیوان موذىاست.
هیچ نگرشى به اندازه عرفان، داراى وحدت و یكپارچگى در بیان دیدگاههاى خود نمىباشد. «هستى» یك چیز است و هر صورتى صاحب «نفس» است و هر گاه «صاحب نفس» از اعتدال خارج گردد، مىتواند محل ظهور میكروارگانیسم بیمارىزا باشد. تفاوت در اینجا است كه ارگانیسم بیمارىزا از خارج به یك ارگانیسم در حالت تعادل تحمیل گردیده و منشأ ظهور میكروب بیمارىزا «نفس» ماده است. ناگفته پیدا است كه در صورت توان بالاى میكروب بیمارىزا ممكن است فرد جان خود را در این معادله از دست بدهد. اینكه در آموزههاى دینى نظافت و پاكیزگى نشانه ایمان معرفى شده و از انسانها خواسته شده است كه با دست خویش خود را به هلاكت نیفكنند، ناشى از همین موضوع است.
داروى شیمیایى، اخلال در «مكانیسم تبدیل»
اما به راستى چه باید كرد؟ در صورت ابتلاى خود و عزیزانمان به بیمارى، چگونه بایستى رنج ناشى از بیمارى را آسان نمود؟ آیا فوراً به نزد پزشك رفت و از داروهاى شیمیایى استفاده نمود یا آنكه چشم امید به مكانیسم دفاعى بدن دوخت تا در تقابل بین میكروب و ارگانیسم، كدامیك پیروز میدان خواهند شد؟
شك نیست كه داروهاى شیمیایى، محركى جهت تحریك مكانیسم دفاعى بدن انسان قلمداد مىگردند. از این رو، عكسالعمل این مكانیسم در مقابل این محرك خارجى شامل نشانههایى است كه در پزشكى جدید به آن اثرات جانبى یا EffectSide مىگوییم. در بیان امام معصوم(ع) استفاده از هر محرك خارجى به منزله «تصرف» در بدن تلقى مىگردد.
امام موسى بن جعفر(ع) در این باره فرمود:
تا بیمارى به تو غالب نگردیده از دوا استفاده نكنى كه آن در بدن تو تصرف مىكند.
به نظر مىرسد تصرف به معناى دخالت هر عامل خارجى براى كمك به مكانیسم دفاعى بدن مىباشد. اگر چنین معنایى را بپذیریم، در تقابل بین مكانیسم دفاعى و میكروب، چیزى عاید انسان مىشود كه در صورت تصرف، انسان خود را از آن محروم مىسازد. بگذریم از اینكه در اینجا مراد از «دوا»، ماده طبیعى است و نه داروى صناعى.
امام صادق(ع) فرمود:
هر كه صحتش بر بیماریش غالب باشد و معالجه كند من از او بیزارم.
تا بدن شما مىتواند با قواى طبیعى بر ضد مرض پیكار كند از استعمال دوا بپرهیزید.
22حق تعالى دوا را فرستاده است و شفا را مىفرستد و هیچ دردى نیست مگر اینكه دوایى براى آن فرستاده است. مىبینید كه در اینجا شفا امرى است مسبوق به دوا.21امام صادق(ع) استفاده از دوا را پس از غلبه بیمارى توصیه نموده و مىفرماید:
پیامبرى از پیامبران خدا بیمار شد. پس گفت: دوا نمىكنم تا آن كه مرا درد داده است شفا بدهد. حق تعالى به او وحى فرستاد كه تا دوا نكنى من شفا ندهم.
حضرت محمد(ص) در باره زكام فرموده است:
از زكام نترسید كه این عارضه شما را از جزام محفوظ خواهد داشت.
23امام صادق(ع) در این زمینه فرمود:
زكام صنعتى از صنایع حق و لشكرى از سپاه خدا است كه به سوى تو مىآید تا تو را از علت دیگرى نجات بخشد. اگر مىتوانى این حالت را به خود واگذار كه در زكام منفعتهاى فراوان است.
24بر اساس روایتهایى كه به دست ما رسیده است، همه ابناى بشر به «عرق جذام» مبتلایند. خداوند به واسطه زكام این عرق را دفع مىنماید.
امام صادق(ع) در این باره فرمود:
در هیچ یك از فرزندان آدم نیست مگر اینكه در او دو رگ است: یك رگ به سر كه «خوره» را به حركت در مىآورد و رگ دیگر بدنش كه «پیسى» را به حركت در مىآورد. پس چون رگ سر به حركت درآید، خداوند زكام را بر او مسلط مىگرداند كه دردهاى سر را مىكشد و چون رگ بدن را به حركت درآورد، خدا جوش را به او مسلط گرداند كه دردهاى بدن را وامىكشد. پس چون كسى جوش و زكام به هم رسانیده بایستى خدا را شكر كند.
رگ خوره یا عرق جذام همان «میازم سورا» در طب هومیوپاتى مىباشد كه بشر به صورت تجربى به آن پى برده است.
توضیح اینكه «میازم» به معناى «داغ» یا «لكه» و «سورا» به معناى «جزام» مىباشد. بر طبق دستاوردهاى تجربى دانش هومیوپاتى، همه ابناى بشر در وجود خود داراى سورا مىباشند.
در روایات متعددى آمده است كه زكام را نبایستى درمان كرد. جالب اینكه در بعضى از نقاط ایران مردم پس از ابتلا به سرماخوردگى، از ترشى، انگور و خربزه استفاده مىنمایند. توجیه مصرف این خوراكىها در حین سرماخوردگى، تشدید حالت زكام و كمك به بهبودى سریعتر علایم بیمارى است.
اجازه بدهید كلام دیگرى را از امام باقر(ع) براى شما نقل كنم. این جملات را در هیچجاى دیگرى نخواهید شنید! ایشان فرمود:
علاج تب به سه چیز است: قى، عرق و مسهل.
پزشكى «امروز» و بحران ناكارامدى
نیازى نیست گفته شود پزشكى امروز در مقام درمان یك فرد مبتلا به زكام و تب، چه داروهایى استفاده مىنماید. واضح است كه در اینجا ما شاهد فعل و انفعال در بعد «پویایى فرد» با تبدیل ویژگىهاى خلقى به علایم و نشانه هایى مانند تب، زكام، خارش، اسهال، استفراغ و كهیر در سطح جسم خواهیم بود. استفاده از داروهاى سركوبگر شیمیایى كه در این مسیر ایجاد «اختلال» مىنماید، مىتواند در دراز مدت با عقب راندن بیمارى از سطح جسم به لایههاى عمقى وجود فرد، باعث پیدایش بى ثباتى پایدار و در نتیجه بروز مشكلات مزمن گردد.
شاید اصلىترین دلیل شیوع بیمارىهاى مزمن در جامعه ما، ناشى از مصرف سرسام آور داروهاى شیمیایى باشد. آمارهاى رسمى نشان مىدهد كه نسخه هر پزشك ایرانى به طور متوسط، شامل چهار قلم دارو است كه این میزان دو برابر استانداردهاى جهانى است.
با توجه به آنچه تا كنون گفته شد، حتى در حالتى كه بدن به عفونت حاد میكروبى مبتلا است، درمان با آنتى بیوتیك توصیه نمىگردد؛ زیرا اولاً در كشاكش نبرد بین مكانیسم دفاعى و «میكروب»، آنتى بیوتیك به عنوان یك «محرك خارجى صناعى قدرتمند» بخشى از توان مكانیسم دفاعى بدن را به خود مشغول مىنماید. به خوبى مىدانید كه عوارض جانبى ناشى از مصرف این داروها، بعضا از ابتلائات خود میكرو ارگانیسم خطرناكتر مىباشند.
ثانیاً دخالت آنتى بیوتیك در فرایند مقابله میكروب و مكانیسم دفاعى، موجب تضعیف مكانیسم دفاعى و تقویت بنیه میكروب در آتیه خواهد شد.
بىجهت نیست كه به موازات پیدایش نسلهاى جدید میكروبهاى مقاوم به درمان، بشر در تلاش جهت كشف آنتىبیوتیكهاى جدید مىباشد.
بى تردید سالمترین شیوه براى كنترل بحران وكاهش میزان آشفتگى، افزایش توان مكانیسم دفاعى است.
امامموسىبن جعفر(ع) در باره درمان فردى كه به دندان درد مبتلا بود، به شیوهاىاز درمان اشاره مىنماید كه در آن، دوا به صورت «رقیق شده» مورد استفاده قرارمى گیرد. با توجه به این شیوه است كه هفتمین امام شیعه را بایستى پایه گذار دانش هومیوپاتى در جهان دانست. ایشان فرمود:
در صورتى كه فردى به دنداندرد مبتلا گردید، تمام خیار حنظل (یا هندوانه ابوجهل) را گل بگیرد. سپس سرش را سوراخ كند وكاردى از آن سوراخ داخل كند و مغزش را بتراشد. سپس «سركه» تندى را كه از «شراب» به عمل آمده باشد، در آن سوراخ بریزد و بر آتش بگذارد كه بسیار بجوشد. سپس دارو را هر وقت كه احتیاج باشد، به قدر ناخنى برگیرد و بر دهان و دندان خود بمالد و اگر بخواهد آنچه كه در میان حنظل است در شیشه یا ظرف دیگرى خالى كند و هر چند آبش بر طرف گردید سركه بر رویش بریزد و هر چه كهنهتر شود نفعش بیشتر است.
آیا اگر روزى تمدن غرب چنین نوشتهاى را در متن یكى از كتابهاى خود مىدید، امروز ما آن را به عنوان سند عقلانیت بشر، در كتابهاى درسى خود نمىگنجاندیم؟
باور كنید بسیارى از رفتارهاى سنتى و حتى دینى ما بر اساس كلنگرى و مشابهت، معنا مىیابد، به عنوان نمونه مىتوان به نوشاندن آب طلا به فردى كه دچار ترس ناگهانى شده یا استفاده از آب نمك دركسانى كه از التهاب وخشكى ناحیه حلق رنج مىبرند و توصیه به مصرف شلغم در افراد مبتلا به سرماخوردگى وحتى غسل میت، در نگرش فقهى ما اشاره نمود.
هومیوپاتى به معناى (رنج مشابه) به ما مىآموزد كه در میان همه آن چیزهایى كه به نظر غیر مقدس به حساب مىآیند(رنج) نیز امرى كاملا مقدس محسوب مىگردد؛ چرا كه به واسطه مادهاى كه در فرد سالم ایجاد(رنج) مىنماید به درمان (رنج مشابه) در فرد(بیمار) مىپردازیم. در اینجا خلق هیچ چیزى بدون حكمت نیست. كم فایدهترین مخلوقات در بطن خود، سودمندترین مخلوق به شمار مىآیند. گو اینكه همه چیز براى انسان خلق شده است و انسان براى تعالى. همه هستى با شگفتىهاى خود در وجود انسان جمع است و انسان از آن ناآگاه.
دوائك فیك ولا تبصر
ودائك منك ولا تشعر
دوا در توست و تو نمىبینى
و درد از توست و تو نمىدانى.
پىنوشتها:
1. هومیوپاتى: علم شفابخش، جرج ویتولكاس، برنده جایزه نوبل پزشكى آلترناتیو، 1996 م.
2. همان
3. روایتهایى كه در این بخش به آنها استناد شد و آنچه كه پس از این بدون ذكر منبع مىآید، همگى از كتاب حلیة المتقین، باب نهم نقل شده است.
4. نساء، آیه 1؛ انعام، آیه 89؛ اعراف، آیه 189.
5. هومیوپاتى از دو واژه Homo به معناى «یكسان» و Pathy به معناى «درد و رنج» تركیب یافته است. به آن طب «همدرد» نیز مىگویند؛ چراكه در اینجا«درد» با مادهاى «همدرد» با آن، درمان مىگردد.
6. یونس، آیه 44.
7. نساء، آیه 79.
8. شمس، آیه 70.
9. میرفندرسكى.
10. انفال، آیه 11.
11. ص، آیه 41.
12. ان الشیطان مولع بالغمر. پاك نژاد، سید رضا، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 66 یزد، بنیاد فرهنگى شهید پاك نژاد، 1361.
13. اِنّ اَستر و أخفى ما یسلط الشیطان من ابن آدم اَن صار یسكن تحت الأظافیر. همان، ص 71، به نقل از وسایل الشیعه؛ ج 2، ص 132، باب 80، ح 3.
14. قصوا أظفاركم فان الشیطان یجرى ما بین اللحم و الظفر. همان، به نقل از بحار الأنوار، و نهج الفصاحه، ح1456.
15. اذا زنى الرجل ادخل الشیطان ذكره. همان، ص 74، به نقل از بحار الأنوار.
16. ان الشیطان یجرى من ابن آدم مجرى الدم. همان، ص 72، به نقل از بحار الانوار و نهج الفصاحه، ح640.
17. لاتووا مندیل اللحم فى البیت فانه مربض الشیطان. همان، ص 64، به نقل از وسایل الشیعه.
18. اذا سمعتم به (الطاعون) فى الأرض فلاتقدموها و اذا وقع فى ارض و انتم بها فلاتخرجوا فراراً منه. همان، ص 78.
19. اقلوا النظر الى اهل البلاء ولا تدخلوا علیهم و اذا مررتم بهم فاسرعوا و امشوا لا یصبكم ما اصابهم. همان، ص 79، به نقل از بحارالأنوار.
20. لاتداعوا انیتكم بغیر غطاء فإن الشیطان اذا تغط الأنیة بزق فیها و اخذ ما فیها مما شاء. همان، ص 67، به نقل از وسایل الشیعه.
21. تجنب الدواء ما احتمل بدنك الداء فاذا لم یحتمل الداء فالدواء. بحار الأنوار، ج 59، ص 66، ح 14.
22. بحار الأنوار، ج 59، ص 66، ح 15.
23. همان، ص 185، ح 9.
24. همان، ص 183، ح 1.
25. الذریعة، ج 8، ص 180.
سلام یوحنای عزیز
شیطان ظهور مرحله ا بتدایی نفس آدمی است . موجودیتی که با شیطنت و بازیگوشی انسان را از درک مراحل بالاتر نفس باز می دارد . پیامبر اسلام فرمودند : شیطان چون خون در رگ های آدمی جاری است . باز فرمودند من شیطان خود را به دست خود تسلیم کردم . باز از همان جا فرمودند که من از جهنم گذشتم در حالی که سرد بود و خاموش , که جهنم چیزی جزء ظهور مرحله نازله نفس آدمی نیست .
من خیلی با کلوب آشنا نیستم شما از طرف بنده وکیل لازم می بینید مئوضوع شیطان را کنفرانس کنید.