| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
900
|
87/10/12 (11:02)
|
|
||
|
|
10
|
617
|
90/4/11 (10:08)
|
|
||
|
|
27
|
286
|
91/3/6 (00:11)
|
|
||
|
|
70
|
527
|
91/2/31 (16:43)
|
|
||
|
|
0
|
114
|
91/2/25 (17:04)
|
|
||
|
|
16
|
61
|
91/2/10 (15:25)
|
|
||
|
|
21
|
204
|
91/1/28 (19:51)
|
|
||
|
|
179
|
3284
|
91/1/26 (15:19)
|
|
||
|
|
20
|
216
|
91/1/25 (13:58)
|
|
||
|
|
79
|
486
|
91/1/29 (17:46)
|
|
||
|
|
106
|
770
|
91/1/22 (12:50)
|
|
||
|
|
32
|
622
|
91/1/7 (21:28)
|
|
||
|
|
148
|
1031
|
90/12/29 (01:40)
|
|
||
|
|
101
|
1022
|
90/12/21 (23:58)
|
|
||
|
|
22
|
252
|
90/12/20 (21:12)
|
|
||
|
|
38
|
265
|
90/11/21 (23:39)
|
|
||
|
|
487
|
2737
|
90/10/24 (23:32)
|
|
||
|
|
21
|
168
|
90/10/8 (19:38)
|
|
||
|
|
20
|
261
|
90/9/25 (01:23)
|
|
||
|
|
87
|
880
|
90/9/19 (18:45)
|
|
| الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ. الواحدُالأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ. سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها. الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ. عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ. وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ. أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً. صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ. أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً. اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها. هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً. اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ. عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم. وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ. ستایش مخصوص خدایی است که سزاوار ستایش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترین ستایش و شیرین ترین آن و سعادت بخش ترین ستایش و سخاوت بار ترین(و شریف ترین) آن و پاک ترین ستایش و بلند ترین آن و ممتاز ترین ستایش و سزاوارترین آن. |
و آنان که خون به دل حضرت امیر کردنند
حضرت علی علیه السلام فرمودند:
در این روزگاران، مردم، چهار گروهند:
1- گروهی اگر دست به فساد نمی زنند، برای آن است که روحشان ناتوان، و شمشیرشان کند و امکانات مالی در اختیار ندارند.
2- گروه دیگر، آنها که شمشیر کشیده و شر و فسادشان را آشکار کرده اند. لشکرهای پیاده و سواره ی خود را گرد آورده و خود، آماده ی کشتار دیگرانند. دین را برای به دست آوردن مال دنیا تباه کردند که یا رئیس، یا فرمانده ی گروهی شوند، یا به منبری فرا رفته، سخنی بگویند.چه بدتجارتی، که دنیا را بهای جان خود بدانی و با آنچه که در نزد خداست، معاوضه نمایی.

3- گروهی دیگر با اعمال آخرت، دنیا را می طلبند و با اعمال دنیا در پی کسب مقام های معنوی آخرت نیستند، خود را کوچک و متواضع جلوه می دهند.
گام ها را ریاکارانه و کوتاه بر می دارند ، دامن خود را جمع کرده، خود را همانند مؤمنان واقعی می آرایند و پوشش الهی را وسیله ی نفاق و دورویی و دنیاطلبی خود قرار می دهند.
برخی دیگر(از این گروه) با پستی و ذلت و فقدان امکانات، از به دست آوردن قدرت ، محروم مانده اند که خود را به زیور قناعت آراسته، و لباس زاهدان را پوشیده اند. اینان هرگز ، در هیچ زمانی از شب و روز، از زاهدان راستین نبوده اند.
4- در این میان، گروه اندکی باقی مانده اند که یاد قیامت، چشم هایشان را بر همه چیز فرو بسته و ترس رستاخیز، اشک هایشان را جاری ساخته
است. برخی از آنها از جامعه رانده شده و تنها زندگی می کنند و برخی دیگر، ترسان و سرکوب شده یا لب فرو بسته و سکوت اختیار کرده اند.
بعضی، مخلصانه ، همچنان مردم را به سوی خدا دعوت می کنند و بعضی دیگر، گریان و دردناکند که تقیه و خویشتن داری، آنان را از چشم مردم انداخته است و ناتوانی، وجودشان را فرا گرفته،گویا در دریای نمک فرو رفته اند، دهانهایشان بسته و قلب هایشان مجروح است.
آنقدر نصیحت کردند که خسته شدند، از بس سرکوب شدند، ناتوانند و چندان که کشته دادند، انگشت شمارند. (خطبه 32 نهج البلاغه)
دوست عزیز
نمیدانم چقدر با قواعد صرف و نحو آشنایی دارید
در قواعد عربی برخی از کلمات در حالت وقف یک گونه قرائت میشوند و اگر این کلمه بخواهد با کلمه بعدی قرائت شود یک صورت دیگر قرائت میشود
یکی از قواعد عربی را خدمت شما دوست عزیز یاد آوری میکنم
: كلماتی كه حرف «ـة، ة» «در هنگام وصل به ما بعد» به صورت «تاء» ولی «در حالت وقف»، تبدیل به حرف «هاء» میگردد، از این رو آن را به صورتی مینویسند «ـة، ة» تا قابلیت خوانده شدن دو حالت را داشته باشد، مانند:
«جَنَّةٌ» كه در هنگام وقف، خوانده میشود: «جَنَّهْ».
شما کلمه فاطمة
را هنگامی که به تنهایی قرائت میشود چگونه میخوانید آیا (فاطمت) میخوانید یا (فاطمه)
اما این کلمه هنگامی که بخواهد به جمله بعدی بچسبد نوشته میشود (فاطمة الزهرا) و خوانده میشود( فاطمت الزهرا)
و اگر کسی بگوید در کلمه ( فاطمه الزهرا ) کلمه (ت) وجود دارد هر کسی که با زبان عربی آشنا باشد به این حرف نیشخند میزند گر چه در هنگام خواندن با صدای (ت) میخوانیم ولی در کلمه حرف (ت) وجود ندارد و تمام خطیه هم بدین منوال است
این کلمه در اصل همان (ه) است که در صورتی که بخواهد به جمله بعد بچسبد باصدای (تاء ) خوانده میشود
و زبان عربی امثال این موارد را زیاد دارد که قواعد قلب به نون و قلب به میم از همین مورد است در این موارد مثلا حرف (ی) نوشته میشود ولی (نون) خوانده میشود مثل
مِن بَعدِ که خوانده میشود مِمبَعدِ وهیچکس نمیگوید که شما در این جمله دو تا (م) نوشته بلکه یک (م) نوشته و لی دو تا خوانده میشود و از این دست در زبان عربی زیاد کافی است تست زبان عربی کنکور را خوب زده باشیم
امیدوارم که توضیحات قانع کننده باشد
اگر در اینمورد علاقه به مطالعه بیشتر دارید میتوانیدبه این سایت مراجعه کنید
http://www.maarefquran.com/Files/links/cache.php?linkId=2500
در ضمن کژدهم عزیز وقتی میخواهیم انتقادی بکنیم فکرمیکنم جملات زیبا تری هم وجود دارد که بتوانیم حرف و انتقادمان را در همان قالب بیان کنیم
شاد زی و مهر افزون 
وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ
(صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ،
السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ،
جهل اینقدر کورتان کرده که این نقطه ها را نمی بینید؟؟؟
کژدهم عزیز
اگر هر کسی یک کوچولو بیشتر دقت میکردید متوجه اشتباهتان میشدید
در زبان عربی روی دو تا حرف علامت دو نقطه میگذارد و این دو نقطه دو نقطه قرائتی است نه املایی
نوشتار معمولی عرب ها مثل فارسی بدون اعراب و علامت است ولی وقتی شما قران را باز کنی یک عالمه علامت های قرائتی روی کلامات گذاشتند از مد و دو نقطه و الف کوچک و ....
که این علامت ها جز اصل کلمه نیستند و برای کمک به قرادت روی آن گذاشته میشوند
از جمله اونها هم علامت دو نقطه است که روی دو تا کلمه (ی) و(ه) می اید وقتی زیر (ی) علامت این است که ای را باید به صدای -ی- خواند مثل عربی نه با صدای- ا- مثل مصطفی
همینطور روی (ه) هم می اید و علامت وقف روی این کلمه است یعنی کلمه( السَّلامَةَ )باید خواند (سلامه ) نه (سلامهُ )
و به این علامت ها علامت های قرائتی میگویند و جزو املا کلمه نیست
عبارت (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) هم همچنان که میبینی داخل پرانتز و اضافه مولف کتاب نهج البلاغه است
بد جور کور شده اید. ه با ة هم در نوشتار فرق دارد هم در گفتار . گیریم وقف شده باشد. پس امام ما هر جا که به نقطه بر می خورده برای اینکه خطبه بدون نقطه اش به هم نخوره وقف می کرده!!!؟ حتی در وسط جمله؟!!! و شما آنجا حضور داشتید و شنیدید؟
وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ
(صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ،
السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ،
جهل اینقدر کورتان کرده که این نقطه ها را نمی بینید؟؟؟
کژدهم عزیز
اگر هر کسی یک کوچولو بیشتر دقت میکردید متوجه اشتباهتان میشدید
در زبان عربی روی دو تا حرف علامت دو نقطه میگذارد و این دو نقطه دو نقطه قرائتی است نه املایی
نوشتار معمولی عرب ها مثل فارسی بدون اعراب و علامت است ولی وقتی شما قران را باز کنی یک عالمه علامت های قرائتی روی کلامات گذاشتند از مد و دو نقطه و الف کوچک و ....
که این علامت ها جز اصل کلمه نیستند و برای کمک به قرادت روی آن گذاشته میشوند
از جمله اونها هم علامت دو نقطه است که روی دو تا کلمه (ی) و(ه) می اید وقتی زیر (ی) علامت این است که ای را باید به صدای -ی- خواند مثل عربی نه با صدای- ا- مثل مصطفی
همینطور روی (ه) هم می اید و علامت وقف روی این کلمه است یعنی کلمه( السَّلامَةَ )باید خواند (سلامه ) نه (سلامهُ )
و به این علامت ها علامت های قرائتی میگویند و جزو املا کلمه نیست
عبارت (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) هم همچنان که میبینی داخل پرانتز و اضافه مولف کتاب نهج البلاغه است
وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ
(صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ،
السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ،
جهل اینقدر کورتان کرده که این نقطه ها را نمی بینید؟؟؟
mamnoon soleyman jan
eno shenide boodam kheili ham donbalesh boodam ke khosh bakhtane bade chand vaght enja didam
vaghean bayad be ha mardome on zaman ke kodan boodan ta asof khord albate be hale chandi az mardomane emrooze ham hamintor