| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
900
|
87/10/12 (11:02)
|
|
||
|
|
10
|
617
|
90/4/11 (10:08)
|
|
||
|
|
27
|
286
|
91/3/6 (00:11)
|
|
||
|
|
70
|
527
|
91/2/31 (16:43)
|
|
||
|
|
0
|
114
|
91/2/25 (17:04)
|
|
||
|
|
16
|
61
|
91/2/10 (15:25)
|
|
||
|
|
21
|
204
|
91/1/28 (19:51)
|
|
||
|
|
179
|
3284
|
91/1/26 (15:19)
|
|
||
|
|
20
|
216
|
91/1/25 (13:58)
|
|
||
|
|
79
|
486
|
91/1/29 (17:46)
|
|
||
|
|
106
|
770
|
91/1/22 (12:50)
|
|
||
|
|
32
|
622
|
91/1/7 (21:28)
|
|
||
|
|
148
|
1031
|
90/12/29 (01:40)
|
|
||
|
|
101
|
1022
|
90/12/21 (23:58)
|
|
||
|
|
22
|
252
|
90/12/20 (21:12)
|
|
||
|
|
38
|
265
|
90/11/21 (23:39)
|
|
||
|
|
487
|
2737
|
90/10/24 (23:32)
|
|
||
|
|
21
|
168
|
90/10/8 (19:38)
|
|
||
|
|
20
|
261
|
90/9/25 (01:23)
|
|
||
|
|
87
|
880
|
90/9/19 (18:45)
|
|
دکتر جیمز خطاب به مولف این کتاب می گوید: "..پس از آن لیست تعدادی از علمایی می آید که نظر خود را درباره ارزش اخبار سیف از زمان ابو داوود ...تا ابن حجر ...بیان داشته اند.تمام آنها از سیف انتقاد کرده و کلماتی و جملاتی چون "ضعیف"-"روایات او متروک است"-"بی ارزش"-"دروغگو"و "احتمال اینکه او زندیق است" و مانند اینها را درباره او بکار برده اند...
با توجه به سبک تاریخ نگاری مدرن امروز تاریخ طبری یک اثر تاریخی به شمار نمیرود چون چنین به نظر میرسد که هدف اصلی او نوشتن تمام روایاتی بوده است که به آنها دسترسی پیدا کرده بدون اینکه لازم بداند اظهار نظری درباره ارزش و اعتبار آنها بکند.بنابراین یک نفر میتواند به راحتی بفهمد که بعضی از روایات او از روایات دیگرش ضعیف تر است".
علامه عسگری در نقد داستانی که ضمن حوادث سال 22 هجری و در مسیر یزدگرد آخرین پادشاه ساسانی به خراسان در کتاب تاریخ طبری از قول سیف ذکر شده مطالب زیر را عنوان میکند:
-سیف میگوید که یزدگرد به نام الله سوگند خورد در حالیکه یزدگرد به اهورامزدا ایمان داشت و به الله سوگند یاد نمیکرد.
- یزدگرد محمد-ص- را راستگو نمیدانست و او را در خور آن نمیدانست که همزانویش با خدای محمد به مشورت بنشیند.بعلاوه مسلمانان به دوام دین اسلام برای همیشه ایمان دارند در حالیکه طبق این روایت سیف برای مدت رواج اسلام مدتی محدود معین شده.
علامه عسگری در معرفی سیف بن عمر میگوید:
"ما احادیث سیف را پر از مدح و ستایش از سران بنی امیه و خاندان آنها و آکنده از خلق افسانه های عجیب در انتشار فضائل و مناقب ایشان میبینیم..."
مولف پس از اینکه ابن ابی العوجا و سیف بن عمر را به عنوان پیروان مانی معرفی میکند میگوید:
"اگر فرزند ابی العوجا تنها 4000 حدیث ساخته که حلال را حرام و حرام را حلال جلوه دهد سیف نیز به نوبه خود هزاران حدیث ساخته و جعل کرده..."
و در جایی دیگر گفته:
"کتاب فتوح ورده سیف که سراسر افسانه است در کتابهای وزین و معتبر تاریخی زیر سند واقع شده و منعکس گردیده است:
ابن خیاط در کتاب تاریخ خلیفه
بلاذری در کتاب فتوح البلدان
طبری در کتاب تاریخ طبری
ابن اثیر در کتاب (کامل) ابن اثیر
ذهبی در تاریخ ذهبی
ابن کثیر در تاریخ ابن کثیر
ابن خلدون در تاریخ ابن خلدون
سیوطی در کتاب الخلفا"
طبری از قول سیف داستانی را نقل میکند که دیگر مورخان نیز بعدها این داستان را از طریق طبری عنوان میکنند:
_شخصیتی ساختگی به نام قعقاع پس از کشتن روزبه فرمانده ایرانی چنین حماسه سرایی میکند:"اسما را خبر کنید که همسرش درباره روز مهر پارسی به آرزوی خود رسید.در آن روز که در سرزمین حصید با شمشیرهای آخته هندی به گروه های ایشان حمله ور شدیم و مغزهای سر ایشان را درو میکردیم"
سیف این روایت را از طریق محمد و مهلب و زیاد روایت میکند که هر سه از راویان خیالی سیف میباشند و نیز از طریق غصن بن قاسم کنانی که سیف 13 روایت از او در تاریخ طبری نقل کرده و همچنین از ابن ابی مکنف.از این 2 نفر نامی در طبقات و فهرست راویان نیامده است.
همچنین مکانی به نام حصید یک مکان ساختگی است و وجود خارجی نداشته است.
طبری ضمن حوادث سال 13 هجری داستان جنگ یرموک را از قول سیف می نویسد.
مولف(علامه عسگری) میگوید:
"سیف فتح یرموک را در سال 13 هجری و بعد از فتح بصری نقل میکند ولی ابن اسحاق و دیگر مورخین فتح اجنادین را بعد از بصری آورده، و فتح یرموک را در سال پانزدهم هجرت و آخرین فتح شهرهای آن سامان میداند.از طرفی در مورد واقوصه در هیچ کجا نامی از آن ندیدم.جز آنچه که بلاذری در این مورد میگوید..."
"سیف راوی این حدیث را محمد بن عبدالله معرفی میکند که دانستیم از آفریده های شخص سیف است.و نیز ابوعثمان یزید بن اسید غسانی که سیف از او نه روایت در تاریخ طبری و تاریخ ابن عساکر آورده است و چون نام او را در فهرست و طبقات روایت ندیدیم او را نیز از آفریده های شخص سیف دانستیم و معلوم شد که چنین شخصی نیز چون سایر راویان او و قهرمانان شکست ناپذیرش وجود خارجی ندارد"
---------------------------------
طبری در کتاب خود ماجرای جنگ مصیخ را از قول سیف روایت میکند.سیف این داستان را در ادامه وقایع بعد از حیره نقل میکند.راویان ماجرای حوادث بعد از حیره محمد و مهلب و زیاد، از راویان خیالی سیف هستند.و نیز از غصن بن قاسم کنانی و ابن ابی مکنف و بنی کنانه که هر سه از راویان مجهولند.
نکاتی دیگر راجع به این داستان:
تاریخ نویسان دیگر چیزی از داستان مصیخ نگفته اند.
اسمی از مصیخ بنی البرشا در کتابهای جغرافیایی دیده نمیشود.
صحابه ای به اسم اعبد بن فدکی و برادرش ابو لیلی و صحابی دیگری به نام نمری وجود خارجی ندارند.
راویان احادیث سیف:
افسانه قعقاع پسر عمرو در 68 حدیث سیف آمده است که بسیاری از آنها را طبری در تاریخ خود نقل کرده است.راویان این احادیث عبارتند از :
1- محمد نویره که سیف او را به طور اختصار محمد مینامد و در 38 حدیث اسم او به عنوان راوی آمده است.
2- مهلب بن عقبه اسدی...15 حدیث
3- یزید بن اسید غسانی یا ابوعثمان...10 حدیث
4- زیاد بن سرجس احمری...8 حدیث
5-غصن بن قاسم کنانی...2 حدیث
6-عبدالله بن سعید...2 حدیث
7-ظفر بن دهی که از جمله صحابی ساختگی سیف است.
8-قعقاع پسر عمرو از صحابی ساختگی سیف
9-صعب بن عطیه
10-نضر بن سری
11-فرزند رفیل
12- عبدالرحمن بن سیاه احمری
13- مستنیر بن یزید
14-قیس برادر مستنیر
15- سهل
16- بطان بشر
17- فرزند ابومکنف
18-طلحه پسر عبدالرحمن که کنیه اش ابوسفیان است.
19-حمید بن ابی شجار
20-مقطع پسر هیثم بکایی
21-عبیدالله بن محفز
22-حنظله پسر زیاد
23-عروه فرزند ولید
24-ابو معبد عبسی
25-جریر بن اشرس
26-صعصعه المزنی
27- مخلد بن کثیر
28-عصمه الوائلی
29-عمرو فرزند ریان.
علامه عسگری میگوید:"...این سیف است که روایت میکند قعقاع بن عمرو قهرمان بی نظیر و شکست ناپذیر تمیم درک صحبت پیامبر اسلام را کرده و از او روایت نموده است.سقیفه بنی ساعده را دیده و از آن خبر داده است.در 31 نبرد از جنگهای ارتداد و فتوح اسلامی شرکت کرده و در همان نبردها بیش از 700 هزار انسان کشته شده و ....
سیف همه این مطالب را در ضمن 68 حدیث به دست داده و هر حدیث را از زبان راویانی آورده که چهل و چند نفر آنها را فقط نزد سیف میتوان یافت.
همچنانکه سیف از جنگهایی اسم برده است که هرگز وقوع نیافته و از جاهایی نام برده که ابدا وجود خارجی نداشته است و هم او تنها کسی است که از آن جنگها و آن مکانها نام برده است.
سیف به تنهایی برای 26 سال تاریخ اسلامی اخبار و وقایعی را شرح میدهد که هرگز وقوع نیافته و هیچ خبرگزاری دیگری چنان سخنانی نگفته است بلکه سیف به تنهایی آنها را در وضع و در خیالات خود خلق و ترسیم نموده است".
علامه عسگری بعد از معرفی چند کتاب به عنوان منابع تحقیق میگوید:"ما در همه این کتابها سخت به جستجو پرداختیم و به اینها نیز بسنده نکردیم و به ده ها مصدر دیگری که با موضوع مورد بحث ما ارتباط داشت مراجعه کردیم از قبیل کتابهای حدیث مانند دوره مسند احمد، و دوره های کتب صحاح ششگانه حتی کتابهای ادبی چون عقدالفرید ...و اغانی نوشته اصفهانی متوفی 356 هجری، و ده ها کتاب دیگر تا شاید نام یک تن از آن همه راویان که سیف بن عمر صدها حدیث از زبان آنها بازگو کرده است بیابیم، ولی این اسامی را جز نزد سیف در هیچ کجا ندیدیم".
متن زیر برگرفته از کتاب محمد پیامبر خداوند تالیف محمد مهدی توکلیه:
| مشخصات روایات و راویان آل زبیر | |
|
آل زبیر کیستند؟ در مطالعه تاریخ اسلام، شناخت سیرة نبوی، بررسی دقیق اسناد و منابع اولیه و آشنایی با شیوة تاریخنگاران و سیرهنویسان در جمعآوری متون و ثبت و تدوین اطلاعات و نیز میزان دخل و تصرف آنان در انتقال اخبار تاریخی، نکاتی مهم هستند که باید مورد توجه محققان و مؤلفان قرار گیرد. مطالعه در حوزههای حدیث و تاریخ ابتدا به شناخت دقیق محدثان و راویان و بررسی میزان وثوق آنان نیاز دارد. در این فصل هدف ما نشان دادن تاثیرات فراوان خاندان زبیر بن العوام، در تدوین سیرة نبوی است. با نگاهی به متون سیره، ردپای راویان این خاندان و فرزندان و نوادگان زبیر بن العوام در لابلای بسیاری از وقایع تاریخی صدر اسلام به چشم میخورد. درمیان خاندانهای صدر اسلام، نام افرادی از این خانواده به عنوان سیرهدان و مورخ بسیار ذکر شده است. باید ابتدا به یاد داشته باشیم که منظور از آل زبیر، فرزندان زبیر و موالی(غلامان) آنهایند. زبیر بن العوام یکی از یاران معروف پیامبر بود. او از سابقون و جزء مسلمانانی بود که در هنگام حضور پیامبر در مکه به ایشان ایمان آوردند و همچون برخی دیگر از مسلمانان در اثر ظلم و تعدی مشرکین قریش نسبت به مسلمین به حبشه مهاجرت کرد. نقش برجستة زبیر در دوران رسالت پیامبر و خلافت خلفاء نیز بسیار برجسته است. پس از رحلت پیامبر او یکی از مدافعان خلافت علی ابن ابیطالب بود. همچنین او یکی از اعضای شورای 6 نفرهای بود که عمر در روزهای آخر زندگیاش برای تعیین خلیفه پس از خود تشکیل داده بود. اما او پس از به خلافت رسیدن علی علیه السلام به مخالفت با او برخاست و یکی از سردستگان گروه شورشی ناکثین یا همان اصحاب جمل شد که به همدستی خواهر همسرش یعنی عایشه و رفیق صمیمیاش، طلحه، به بهانة انتقام خون عثمان، که پیش از به حکومت رسیدن علی به قتل رسید، جنگی را بر ضد حکومت علی برپا کردند. زبیر در اثنای جنگ جمل توبه نمود و بر اثر ملاقاتی که با امام علیداشت از سپاه عایشه کناره گیری کرد و دست از جنگ کشید؛ به همین دلیل یکی از اصحاب جمل در بیرون بصره، در مکانی که امروز قبر زبیر واقع شده است، او را کشت. در هر صورت، زبیر در حالی کشته شد که توبه کرده بود و دست از مخالفت با علی برداشته بود. همسر زبیر «اسماء» بنت ابوبکر بن ابی قحافه – خلیفه اول – و خواهر عایشه – همسر پیامبر- است. بنابراین آل زبیر از خاندانهای متنفذ و تاریخ ساز مدینه بودهاند. از یک سو، زبیر صحابی بزرگ رسول خدا پدر وجد آنان است و از سوی دیگر ابوبکر بن ابی قحافه دیگر صحابی پیامبر و خلیفه اول جد مادری آنهاست. عایشه همسر خبرساز پیامبر نیز خالة زبیریان است.چنین روابط خانوادگی برجستهای در مطالعة روایات آل زبیر جلب توجه میکند و به خوبی خود را مینماید. مشخصات روایات آل زبیردر روایات این خاندان بیش از همه چیز و به دفعات، نقش برجسته شدة ابوبکر، زبیر و عایشه به چشم میخورد؛ خصوصاً در روایات مربوط به ایام آخر عمر رسول خدا. این روایات به گونهای تنظیم و جعل شده است که موقعیت و شایستگی ساختگی را برای ابوبکر، به عنوان خلافت پس از رسول خدا، به خواننده القا کند. بسیاری از احادیثی که از جانب راویان این خاندان در مورد فضایل ساختگی ابوبکر و دخترش عایشه نقل شده است، یا دارای متنی مخدوش و ناسازگار با دیگر اسناد و مستندات تاریخی است و یا اینکه آن فضایل در مورد افراد دیگری، خصوصاً علی ابن ابیطالب، نقل شده است. اختلافاتی که مابین متون تاریخی شیعه و سنی در مورد حیات پیامبر و فضایل علی و ابوبکر به چشم میخورد، و ناسازگاریها و ناهمگونیهای بسیاری را در عرصة تاریخنگاری پدید آورده است، و مایة تفرقة بسیار و بحث و جدلهای فراوان تاریخی میان اهل تشیع و اهل تسنن شده است، بیش از همه به دلیل روایات ساختگی است، که از جانب زبیریان در متون تاریخی وارد شده است؛ بطوریکه اگر این روایات را از تاریخ کنار بگذاریم، بسیاری از اختلافات تاریخی و روایی شیعه وسنی، مبدل به وحدت خواهد شد. راویان آل زبیرفهرست نام راویان خاندان عبارتند از: 1- اسماعیل بن ابیحکیم که از موالی آل زبیر است. 2- جعفر بن محمد بن خالد بن زبیر 3- ابوعبدالله زبیر بن بکار بن عبدالله بن مصعب بن ثابت بن عبدالله بن زبیر 4- ابوالحارث مدنی، عامربن عبدالله بن زبیر 5- ابویحیی عباد بن عبدالله بن زبیر 6- ابوبکر عبدالله بن عروه بن زبیر 7- عبدالملک بن یحیی بن عباد بن عبدالله بن زبیر 8- ابو عبدالله عروه بن زبیر 9- عمر بن عبدالله بن عروه بن زبیر 10- محمد بن جعفر بن زبیر 11- ابو الاسود، محمد بن عبدالرحمن بن نوفل بن اسود بن نوفل که در دامان زبیر پرورش یافت از این رو به« یتیم عروه» معروف شد. 12- ابو عبدالله مصعب بن ثابت بن عبدالله بن زبیر 13- ابوعبدالله مصعب بن عبدالله بن مصعب بن ثابت بن عبدالله بن زبیر 14- ابومحمد موسی بن عقبه بن ابیعیاش که از موالی آل زبیر است. 15- ابوعبدالله نافع بن ثابت بن عبدالله بن زبیر 16- ابو نعیم وهب بن کیسان که از موالی آل زبیر است. 17- ابوحنذر هشام بن عروه بن زبیر 18- یحیی بن عباد بن عبدالله بن زبیر 19- ابوعروه یحیی بن عروه بن زبیر 20- ابوروح یزید بن رومان که از موالی آل زبیر است. 21- یعقوب بن یحیی بن عباد بن عبدالله بن زبیر از تحقیق درکتب تاریخی مغازی واقدی، سیرة ابن هشام، طبقات ابن سعد، تاریخ خلیفه، انساب الاشراف بلاذری، تاریخ یعقویی و تاریخ طبری آشکار شده است که مجموع روایات آل زبیر در کتب یاد شده، 782 گزارش است که هشام بن عروه بن زبیر با 194 روایت بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است. در بیشترین روایات آل زبیر دست کم دو تن از راویان زبیری که یکی از آن دو، راوی اصلی و اولیه خبر است، قرار دارد. مطلب قابل توجه، سهم بسیار عروه بن زبیر و عایشه به عنوان راویان اصلی و اولیه این اخبار است. بطوریکه از 782 گزارش تاریخیف که در کتب مذکور از جانب آل زبیر نقل شده است، در 220 روایت عایشه به عنوان راوی اصلی حضور دارد و در 184 مورد دیگر نیز خواهر زادة عایشه و شاگردش یعنی عروه بن زبیر به عنوان اولین راوی و سر سلسلة اسناد روایت ظاهر شده است. در 242 مورد دیگر نیز یکی از آل زبیر راوی اصلی و اولین روایت است و تنها در 136 مورد باقی مانده فردی از خارج خانواده آل زبیر به عنوان اولین راوی حضور دارد. البته در این 136 مورد نیز راویان اصلی افرادیاند مرتبط با زبیریان و همپیوند با این خاندان؛ چون «حکیم بن حزام اسدی» و «مروان بن حکم» دایی آنان و عبدالله بن عمر، که عروه بن زبیر داماد اوست. در مجموع چنین سیرهای که عایشه و خواهر زاده و شاگردش عروه نقش اصلی را در آن ایفا میکنند، و اولین راوی بیش از نصف روایت را به خود اختصاص دادهاند و در دیگر روایات نیز اکثراً افرادی از راویان همین خاندان یا مرتبطین این خاندان به عنوان راوی اصلی ظاهر شدهاند، نمیتواند دارای جامعیت و مصونیت باشد. این مطلب از بررسی متن این روایات نیز مشخص میشود. قابل ذکر است که بین عروه و عایشه روابط علمی محکمی وجود داشته است؛ تا جایی که عروه 178 روایت از عایشه نقل کرده و به نظر میرسد منبع اصلی اخباری که او خود به عنوان اولین راوی آمده است، نیز عایشه میباشد. هشام بن عروه نیز از پدرش عروه تأثیر پذیرفته است و از 194 روایت که نقل کرده است، 149 روایت را از پدرش اخذ نموده است. نیز محمد بن جعفر بن زبیر و ابوالاسود محمد بن عبدالرحمن نیز پرورش یافتگان عروه و راویان روایات اویند و او نیز راوی روایات عایشه. روایات عباد بن عبدالله بن زبیر نیز اغلب از عایشه یا پدرش عبدالله بن زبیر است. پس مشاهده میکنیم که سرسلسلة بسیاری از این روایات که مؤید کمالات عایشه و فضایل پدرش، ابوبکر، است به شخص عایشه برمیگردد و این انتساب، ساختگی بودن این روایات را به اثبات میرساند. نکتة دیگر در مورد برخی از راویان این خاندان دشمنی سرسخت و کینهتوزانة آنان با پیشوایان شیعه است. گویند که عروه بن زبیر در مسجد مینشست و از علی بدگویی میکرد. نام او را در شمار دشمنان علی برشمردهاند. لذا از آن جهت که روایات تاریخی متأثر از تعصب، از هیچ فرد و فرقهای پذیرفته نیست، در بررسی روایات آل زبیر از این جهت نیز باید احتیاط مضاعفی نمود.
|
شرکت حسنین«ع» در فتوحات
هیچ گزارشی مبنی بر شرکت علی (ع) در فتوحات وجود ندارد،همچنانکه درباره حضور حسنین«ع» در جنگهای عصر خلفا هیچ یک از مآخذ شیعیسخنی نگفتهاند. اما برخی از مآخذ تاریخی اهل سنت از حضور حسن مجتبی«ع» وبرادرش حسین«ع» در بعضی از فتوحات این دوران خبر داده اند:
1ـ بلاذری (279ه.ق) در جریان فتح گرگان و طبرستان در سال 29 هجریمیگوید:«گویند که حسن و حسین، دو پسر علی بن ابی طالب در این جنگ (فتحطبرستان) با سعید بن عاص همراه بودند»(فتوح البلدان-ص 330)
2ـ طبری (310 ه) نیز در این باره مینویسد:«در سال سیام (و در زمان حکومتعثمان) سعید بن عاص با تنی چند از صحابه همچون حسن، حسین، حذیفة بن یمان و...به همراه سپاهی از کوفه به قصد خراسان به راه افتادند...:»(تاریخ طبری ج 3) ابن اثیر،(کامل ابن اثیر ج 3) ابن کثیر،(البدایه و النهایه ج 7) ابنخلدون(تاریخ ابن خلدون ج 1) و زینیدحلان،(الفتوحات ج 1) گزارش طبری را با اندکی تفاوت در عباراتهایی نقل کردهاند.
3ـ سهمی(427ه) مؤلف کتاب «تاریخ گرگان» مینگارد:«از اصحاب پیامبر«ص» کهبه گرگان آمدهاند، حسین بن علی، عبداللّه بن عُمَر و حذیفة بن الیمان هستند و گفته شدهحسن بن علی نیز آمده است
4ـ ابونعیم اصفهانی (430ه) نگاشته است:«حسن بن علی، همراه عبداللّه بن زبیر درحالی که به عنوان رزمنده عازم گرگان بودند، وارد اصفهان شدند»(ذکر اخبار اصفهان ج 1)
5ـ مافرّوخی اصفهانی، مؤلف کتاب «محاسن اصفهان» در قرن پنجم و مترجم آندر قرن هشتم همان گزارش ابونعیم را آورده اند.
6ـ ابن خلدون (808ه) در جریان فتح آفریقا در سال 26 هجری مینویسد:«عبداللّهبنابیسرح (درباره فتح آفریقا) از عثمان یاری خواست. عثمان در این باره با صحابه بهمشورت پرداخت. آنان با روانه کردن سپاهی به سویآفریقا موافقت کردند. در میان سپاهاعزامی از مدینه، بعضی از صحابه همچون ابن عباس، ابن عمر، پسر عمروعاص، پسرجعفر طیار، حسن، حسین و ابن زبیر حضور داشتند»(تاریخ ابن خلدون ج 2)
افزون بر گزارشهای پیشگفته، برخی از علما و فقهای متأخّر شیعه و نیز بعضیازنویسندگان و اندیشمندان معاصر، حضور حسنین«ع» در فتوحات را تأیید کردهاند.
بررسی و نقد گزارشها
بهرغم شهرت چنین گزارشهایی و راه یافتن آنها در آثار مورّخان متأخّر و استناد بعضیاز فقهای شیعه به این اخبار برای اثبات مشروعیت اجمالی فتوحات؛ این اخبار دارایضعفها و نارساییهایی است که ذیلاً به آن پرداخته میشود:
گزارش بلاذری گذشته از آنکه سلسله سند آن ذکر نشده است، از شرکتحسنین«ع» در فتوحات با تعبیر «فیما یقال» خبر داده که ضعف و عدم اعتماد به چنینروایتی روشن است.
در خبر طبری، اگر چه سلسله راویان آن بیان شده است:«عُمَر بن شَبَّه از علیبنمحمد (مدائنی ) از علی بن مجاهد از حَنَش بن مالک» و عمر بن شَبّه از راویان مشهور وقابل اعتماد از دیدگاه دانشمندان رجالی اهل سنّت است ولی راوی اول، یعنی «حَنَشبن مالک» که خبر از او نقل شده است، مجهول میباشد و نگارنده به ترجمه او درکتابهای رجالی وتراجم دست نیافت. از «علی بن مجاهد» نیز با عنوان کذاب و جاعلحدیث(تهذیب الکمال-میزان الاعتدال ج 4) و «علی بن محمد مدائنی» با عنوان شخصی که در نقل حدیث قوی نیست،(الکامل فی ضعفا الرجال ج 6- العبر فی خبر ج 4-الغدیر ج 5) درکتابهای رجالی اهل سنت یاد شده است.
نکته دیگری که پذیرش خبر طبری را سخت دچار مشکل میکند، ادامه گزارش یادشده درباره چگونگی فتح "طَمِیسَه" یکی از شهرهای طبرستان است. طبریمینویسد:«سعید بن عاص به مردم شهر یاد شده امان داد به شرط آن که حتی یک تن ازآنان کشته نشوند؛ امّا حصار شهر را که گشود به جز یک تن، تمام آنان را کشت!»(تاریخ طبری ج 3)
آیا در چنین فتحی که بی شک آدمی را به یاد فتوحات چنگیز و تیمور در قرون بعدیمیاندازد، میتوان پذیرفت که حسنین«ع» حضور داشته باشند و نظارهگر اعمالدَدْمنشانه و غیرانسانی سعید و سپاهیانش باشند و هیچ عکسالعملی از خویش نشانندهند؟! افزون بر این، نقل بعدی وی با همان سلسله راویان سابق است که در آن نیز،ضمن تکرار نام بعضی از افراد شرکت کننده در فتح طبرستان، نامی از حسنین«ع» بهمیان نیامده است.
گزارش «سهمی» گذشته از از آنکه مسند نیست، معلوم نیست که اولاً، حسنین«ع»در زمان کدام خلیفه به گرگان رفتهاند؛ خلفای سه گانه یا علی«ع»؟ ثانیاً آیا آنان برایشرکت در فتوحات به این شهر رفته اند یا برایامر دیگری؟
مؤید چنین تردیدی، گفته خود سهمی در جای دیگر است. وی بعداز نقل روایتی ازعباس بن عبدالرحمن مروزی مبنی بر آنکه «حسن بن علی و عبداللّه بن زبیر وارد اصفهانشدند و از آنجا به گرگان رفتند»؛ مینویسد:«اگر این گفته درست باشد، معلوم میشود که اینحادثه در زمان خلافت امیرالمؤمنان علی بن ابی طالب (رضی اللّه عنه) بوده است»
گزارش ابونعیم اصفهانی به قرینة حضور «عبداللّه بن زبیر» ـ چنانکه در گزارشطبری نیز نام وی آمده است ـ همان گزارش طبری است که البته به صورت کوتاه نقلشده است. افزون بر این، ابونعیم در این باره، دو خبر آورده است که افزون بر آنکههردو ضعف ارسال دارند، راویان آن یا مجهول هستند یا در کتابهای رجالی اهلسنت «کذاب» و «جاعل حدیث» معرّفی شدهاند.
روایت مافرّوخی، همان گزارش ابونعیم است کهالبته سلسله سند آن نیز ذکر نشده است.
درباره خبر ابن خلدون در خصوص شرکت حسنین«ع» در فتح آفریقا باید گفت:اولاً، خبر یاد شده بدون سند است؛ ثانیاً، هیچ یک از مورّخان و فتوح نویسان متقدم چون بلاذری، یعقوبی، طبری، ابن اعثم کوفی، ابن کثیر و یاقوت حموی کهمتعرض فتح آفریقا شدهاند، نامی از شرکت حسنین«ع» در فتح یاد شده نبردهاند.
افزون بر ایرادهایی که بیان شد، دو مسأله دیگر نیز وجود دارد که درستیگزارشهای یاد شده را در این باره، سخت مورد تردید و حتی غیرقابل قیول میکند.یکی آنکه ـ چنانکه نوشته شد ـ روایات تاریخی که متعرض سال شرکت حسنین«ع» درفتوحات بودند، بر حضور آنان در فتوحات عصر عثمان ناظر است که حتیامیرالمؤمنان«ع» در حدّ مشاوره با عثمان به همکاری در امر فتوحات حاضر نبود تا چهبرسد به اینکه فرزندان خویش را جهت انجام فتوحات به همراه لشکریان تحت فرمانعثمان به جبهه نبرد گسیل دارد.
مسأله دیگر آنکه علی بن ابی طالب«ع» در عصر امامت و خلافت خویشحسنین«ع» را از شرکت در معرکه صفین باز میداشت و چون در یکی از روزها آنحضرت متوجه شد که امام حسن«ع» آماده کارزار است، فرمود:«اِمْلِکُوا عَنِّی هذا الغُلامَلایَهُدّنی فَاِنّی اَنْفَسُ بِهذیْنِ عَلَی المَوْتِ، لَئلاّ ینْقَطِعَ بِهِما نَسْلُ رَسُولِ اللّه»(نهج البلاغه خطبه 207-تاریخ طبری ج 4-تذکره الخواص و ...)
از طرف منجلوی این جوان را بگیرید تا با مرگ خویش، پشت مرا نشکند که من از رفتن این دو (امامحسن و امام حسین«ع») به میدان نبرد دریغ دارم. مبادا با مرگ آن دو، نسل رسولخدا قطع شود».
حال با چنین اکراه و امتناعی از سوی حضرت نسبت به حضور حسنین«ع» درنبردهایی که به فرمان پیشوای عادلی، همچون خویشتن صورت میگرفت، چگونه آنبزرگوار حاضر میشود که تحت زعامت زمامداران مورد اعتراض و انتقادش، فرزندانخویش را که پیشوایان آینده جامعه اسلامی هستند به جبهه جنگ بفرستد؟
پذیرش برخی از فقهای شیعه، حضور دو فرزند علی (ع) را در فتوحات، گذشتهاز آنکه مستند به هیچ سند معتبری نیست و در هیچ یک از مآخذ تاریخی و حدیثی کهنشیعه، خبری که حاکی از شرکت آنان در نبردهایدوران خلفا باشد، یافت نشد؛ بعضی ازآنان به حضور حسنین«ع» در فتوحات عصر عمر تصریح دارند که این نظر را هیچ یکاز گزارشهای تاریخی گذشته که دلالت بر شرکت حسنین«ع» در فتوحات عصر عثمان(نه روزگار خلافت عمر) میکرد، تأیید نمیکند؛ بنابراین گزارشهای فقها نه مستند بهاخبار شیعی است و نه گزارشهایتاریخی منابع اهل سنّت، برخی از آنها را تأیید میکند؛ ازاینرو بعضی از فقها بعد از بیان چنین نقلهایی، حکم به عدم اعتماد به آنها دادهاند.(محاضرات آقای موسوی خویی-جواهر الکلام)
بنابراین، با توجّه به وجود چنین اشکالهای سندی و محتوایی و نیز استبعادهایی کهبیان شد، حضور حسنین«ع» در فتوحات عصر خلفا نمیتواند مورد پذیرش قرار گیرد.به گمان قوی، دست تحریفگران و وارونهنویسان حقایق تاریخی در جعل چنینگزارشهایی بی تأثیر نبوده است. با این همه، اگر بر فرض پذیرفته شود که حسنین«ع»در ایام جوانی به شهرهای اصفهان و گرگان و... مسافرت کرده اند؛ به سبب اموردیگری(غیر از شرکت در فتوحات) بوده است یا اصلاً در عصر خلافت امام علی «ع»بوده است؛ چنانکه «سهمی» نیز به این نکته اشاره کرده بود.
محسن رنجبر
سركار خانم دختر
با عرض تشكر بابت اطلاعاتی كه در اختیار همه می گذارید یك مطلبی را محض اطلاع خدمتتان عرض می كنم
آنجا كه فرمودید امام علی حاضر نبود حسنین در جنگ شركت كنند تا مبادا نسل پیامبر از بین برود سخنی است كه از امام علی بعید به نظر می رسد ، امامی كه پیش بینی مرگ اصحابش را می كند و گریه بر كشته شدن حسین در كربلا می كند چطور نمی داند كه این دو در صفین كشته نمی شوند .
مطلب بعدی اینكه خانه عثمان در محاصره قرار دارد و جلوی رسیدن آب را به داخل خانه نمی دهند و زنان و بچه ها تشنه هستند و خود خلیفه نیز مانند دیگر اعضای خانه همین وضعیت را دارد .
امام علی با آن منش بزرگوارانه خود از بین متعرضان رد شد و آب را به داخل خانه عثمان برد و فرزندانش را ماموریت داد كه از جان عثمان دفاع كنند .
آیا امام علی نترسید كه فرزندانش در راه دفاع از جان عثمان كشته شوند ؟
و اما مطلب دیگر از این بابت كه شركت یا عدم شركت حسنین در جنگهایی كه در ایران یا آفریقا اتفاق افتاد چه مشكلی را ایجاد می كند و با اندیشه بعضی از بزرگواران حمله به سوی ایران نعمتی بود كه به ایرانیان داده شد و اعراب با ریختن خون زنان و بچه ها و دست درازی به ناموس ایرانیان هر چه خواستند با ایران كردند و این كار آنها از دید همین دوستان موهبتی بوده كه به ایرانیان داده شده است .
حال چه اشكالی دارد كه این افتخار و این ثواب نصیب این دو امام بزرگوار نیز شده باشد .
در جای دیگری اشاره به جنگ طبرستان كردید ،باید عرض كنم مورخان سنی علاوه بر حسنین بر این باورند كه عبدالله ابن عمر و محمد ابن ابی بكر كه فرزاندان خلفا می باشند نیز در این جنگ شركت داشتند و بعد از آن كاری كه فرمانده سپاه ( سعید ابن عاص) با مردم داخل شهر كرد امام حسن و امام حسین شدیدا به وی معترض شدند و از او پاسخ خواستند كه تو چگونه توانستی چنین جنایتی را انجام دهی
سعید ابن عاص نیز گفت آنها به ما گفتند نباید یك نفر از ایرانیان داخل قلعه كشته شود و من نیز چنین كردم و یك نفر را بیرون از قلعه فرستادم و همه را كشتم .
گویا بعد از شنیدن این سخنان امام حسن و امام حسین كه خونخواری این فرد برایشان روشن شد سریعا بازگشت نمودند و خود را به مدینه رساندند.
در خصوص سعید ابن عاص همین قدر كافی است بدانید كه جنایتهای او و سپاهش كمتر از چنگیز خان كه اشاره كردید نبود و برای اینكه توضیحی داده باشم باید عرض كنم كه زن و مردی كه تازه به عقد یكدیگر در آمده بودند و زن بسیار زیبا می نمود یكی از فرماندهان سپاه اسلام بر آن زن در جلوی چشم شوهرش تعرض نمود و آنها اعتقاد داشتند چون ایرانیان كافر هستند پس دلیلی ندارد كه ازدواج آنها را رسمی بدانیم و آنها بصورت غیر قانونی به عقد یكدیگر در آمده بودند و صیغه كردن این زنان شامل زنان شوهر دار نمی شود و هر كاری دلشان بخواهد می توانند انجام دهند .
بدتر اینكه پسران زیبا را نیز از نعمت مسلمان بودن بی بهره نمی گذاشتند و به آنها نیز تجاوز می نمودند و بعد از له كردن غرور و شخصیت آنها ، به عنوان نوكر در خانه از آنها استفاده می كردند .
می گویند پیامبر فردی را در اواخر عمر استخدام كرد كه خزانه را سر و سامان دهد این فرد پیامبر حقوق 30 درهم برایش در نظر گرفت آن مرد از خوشحالی نمی دانست باید چه كاری انجام دهد و شروع كرد به جفتك چارگوش انداختن و خوشحالی خود را این چنین نشان داد
بعد از فتح ایران 20000 درهم مبلغی بود كه هر كدام از اینها كه در جنگ شركت داشتند تا مدتها بصورت ماهیانه دریافت می كردند و خزانه ایران آنقدر پر بود كه اعراب را از كثافت به بیرون كشید و به آنها نعمت زندگی كردن به شكل آدمیزاد را ارزانی نمود .
در جنگی قبل از اسلام ایرانیان كه می خواستند از شبه جزیره عربستان به آفریقا بروند از اعراب به عنوان سقا در بین راه استفاده می نمودند و این اعراب با گرفتن پول حاضر بودن هر كاری را برای ایرانیان انجام دهند ولی باعث خجالت است كه با پول ایرانیان بر خود ایرانیان تجاوز كردند و خدا می داند كه چه جنایت هایی رخ داده است كه از چشم مورخان به دور مانده است .
در تاریخ طبری مقداری از جنایتها اشاره شده است ولی این تاریخ توسط عربها نوشته شده است و آنها خیلی از موارد را بازگو نكرده اند .
ای كاش كتابی وجود داشت كه می فهمیدیم و می دانستیم كه چه بر سر پدران و مادران ما آوردند .
ایرانیان از چاله ساسانیان خود را به چاه اعراب انداختند
آقای آریا ممنون از اینکه نظرتون رو مطرح کردید
به نظر من مقصود مولف مقاله ای که قسمتیش در پست 9 ارسال شد این بود که امام علی-ع- نمیخواستند فرزندانشون در زمان حیات ایشون کشته بشند و حتی الامکان اونها رو از خطر جانی دور نگه میداشتند (به خاطر مصالح دینی چون میدونستند که جامعه مسلمین بعد از ایشون به وجود فرزندانشون نیازمنده) وگرنه به طور مسلم ایشون میدونستند که مرگ اجتناب ناپذیره و شامل حال همه حتی فرزندان ایشون میشه.البته ممکن هم هست علت اون فرمایشات امام چیز دیگه ای بوده باشه.
در مورد ماجرای فتح ایران هر کسی به انسان بیگناهی تعرض کرده باشه قطعا اون دنیا مجازات میشه ولی طبق اطلاعات من نبرد مسلمانان با سپاه ساسانی بوده نه با مردم عادی. و مسلمانان هم حق نداشتند که آسیبی به کسانی برسونند که در جنگ شرکت نکردند و یا زنان و دخترانشون رو به اسارت ببرند.
در مورد قانونی که در ضمن گفتارتون بهش اشاره کردید...خداوند در آیه 24 سوره نسا فرموده:
و نکاح زنان شوهر دار بر شما حرام است مگر آنها را که مالک شده اید....
مفسرین در تفسیر آیه بالا گفتند حکم حرام بودن ازدواج با زنان شوهردار به زنان مسلمان اختصاص ندارد بلکه شامل زنان متاهل از هر ملت و مذهبی میباشد.
تنها استثنای این حکم در مورد زنان غیر مسلمانی است که در جنگ به اسارت گرفته میشند که اسارت اونها به منزله طلاق از شوهر سابقشونه که در این مورد هم ابتدا باید عده نگه دارند بعد با مرد دیگه ای ازدواج کنند.
فلسفه این حکم اینه که این زنان یا باید به محیط کفر برگردند یا بدون شوهر بین مسلمانها زندگی کنند یا از شوهر سابقشون طلاق داده بشند و با فرد دیگه ای ازدواج کنند که اسلام بهترین راه یعنی مورد سوم رو انتخاب کرده.
بنابراین داستانی که نقل کردید در صورت صحت یک جنایت بزرگ و عمل این فرد از نظر اسلام غیر شرعی بوده چون اولا باید مشخص بشه که اون زن اسیر بوده یا نه و اصلا باید به اسارت برده میشد یا نه چون تا جایی که من میدونم مسلمانان اجازه نداشتند که افرادی رو که در جنگ بیطرف بودند به اسارت ببرند.
ثانیا اون زن باید عده نگه میداشت. و سوم اینکه اون مرد طبق داستانی که شما گفتید جلوی چشم شوهر سابقش به اون زن تعرض کرد که این خودش به تنهایی یک عمل خیلی زشت و غیر اخلاقیه و نه تنها از نظر هیچ کدام از ادیان الهی چنین عملی درست نیست بلکه حتی یک انسان بی دین هم به زشتی این کار واقفه.
و چهارم اینکه طبق این حکم (بعد از نگهداشتن عده) اون زن همسر قانونی مرد دیگه ای میشه در واقع هدف اسلام از این حکم تشکیل خانواده است و اینکه اجازه نده زنان اسیر بی همسر بمونند و اگر هدفش مهیا کردن وسیله ای برای هوسبازی های مردان بود لزومی نداشت که حرف از عده بزنه و یا این حکم رو تنها مختص گروه خاصی از زنان بکنه
پس اینطور نیست که اگر مردی وسط جنگ زنی رو دید و ازش خوشش اومد به زور اون زن رو تصاحب کنه و با نادیده گرفتن احساسات و آبروی اون زن از وی برای خاموش کردن آتش شهوتش استفاده کنه.
در آیه 19 سوره نسا خداوند میفرماید:
ای اهل ایمان برای شما حلال نیست که زنان را به اکراه و جبر به میراث بگیرید (چنانکه در جاهلیت هر کس میمرد وارث وی زن او را هم قسمتی از ارث خود میدانست!) بر زنان سختگیری و بهانه جویی مکنید...با آنها در زندگی با انصاف و خوشرفتار باشید چنانکه دلپسند شما نباشند "اظهار کراهت نکنید"...
سوره نور آیه 33:
...و کنیزان خود را که مایلند به عفت زنهار برای طمع مال دنیا وادار به زنا مکنید...
اما در مورد تاریخ طبری همونطور که در پستهای قبلی و بحث"سرشت تاریخنگاری اسلامی" توضیح داده شد همه روایتهای این کتاب از جمله روایتهای مربوط به ماجرای فتح ایران روایاتی موثق و قابل اطمینان نیستند چرا که از طرف راویانی مجهول یا ضعیف روایت شدند.