userinfo close

  ,

گفتگوی ادیان


iid

تاسیس: 2 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: امیر محمدی - معاونان
- این كلوب به طور مشترک توسط دوستان مسلمان ، زرتشتی ، مسیحی ، یهودی و صابئی مدیریت میشود
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
6
900
87/10/12 (11:02)
10
617
90/4/11 (10:08)
27
286
91/3/6 (00:11)
70
527
91/2/31 (16:43)
0
114
91/2/25 (17:04)
16
61
91/2/10 (15:25)
21
204
91/1/28 (19:51)
179
3284
91/1/26 (15:19)
20
216
91/1/25 (13:58)
79
486
91/1/29 (17:46)
106
770
91/1/22 (12:50)
32
622
91/1/7 (21:28)
148
1031
90/12/29 (01:40)
101
1022
90/12/21 (23:58)
22
252
90/12/20 (21:12)
38
265
90/11/21 (23:39)
487
2737
90/10/24 (23:32)
21
168
90/10/8 (19:38)
20
261
90/9/25 (01:23)
87
880
90/9/19 (18:45)

عنوان بحث

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 02:25 1386/07/6

« آیین مانی را بشناسیم»*

مانی‌گرایی ترکیبی است از آیین‌های مسیحیت ، بودایی ، و زرتشتی كه مانی آن را بنیان گذاشت 

در باره این دین چه میدانید





  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از آخرین پاسخ
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 02:26 1386/07/6
1

آیین مانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.


مانی‌گرایی ترکیبی است از آیین‌های مسیحیت، بودایی و زرتشتی که مانی[1] (پسر فاتک) آن را بنیان گذاشت، مانی بر این عقیده است که جهان بر مبنای روشنایی و تاریکی است و از همین رو است که خوبی و بدی وجود دارد، همچنین پیروان این آیین باور دارند که در نهایت روشنایی (خوبی) است که چیره خواهد شد و همه جا را فرا می‌گیرد. این آیین در ایران دوران ساسانیان مخصوصا در دوره پادشاهی یکساله هرمز هواخواهان و پیروانی داشته است. پیش از چیرگی اعراب بر ایران و سرنگونی دودمان ساسانی، پیروان مانی در زمان بهرام محکوم به مرگ گشتند و بسیاری از آنان ناچار به مهاجرت از ایران شدند. مانویت از جمله فرقه‌های گنوسی‌ (gnostic) است که به درونگرایی و سیر عرفانی گرایش دارند.

برگیازنوشته‌هایمانویبهخطسغدی
alt
برگی از نوشته‌های مانوی به خط سغدی

مانویان در ثبت و نوشتن آثار دینی خود بسیار فعال بودند. به دنبال کشتار پیروان مانی تعداد بسیاری از مانویان به ترکستان شرقی در غرب چین فعلی مهاجرت کردند و تأثیر زیادی در معتقدات دینی این منطقه داشته اند. بنا به نوشته بیرونی مورخ قرن یازده میلادی تعداد بسیار زیادی از ترکهای شرقی، چینی‌ها و تبتی‌ها به این دین گرویدند. تا کنون شمار زیادی از دستنوشته‌های مانوی به زبان‌های پارسی میانه و دیگر زبانها (از جمله در حدود هفت هزار از دست نوشته‌های به زبان ترکی ایغوری) کشف شده است.

منابع اینترنتی

newadvent

آیین مانی

نسک‌های نوشته شده به دست مانی

انجیل زنده | گنج زندگان | اسفار(رسالات) | رازان(سفرالاسرار) | کتاب کوان(غولان) | دیبان(مکاتب) | مزامیر و نیایش‌ها | شاپورگان | ارژنگ


دیگرنوشته‌های مانوی
کفالایا | مواعظ | دیوان اباتور | اعتراف‌نامه(خواستوانیفت) | مجموعه دستنوشته‌های مانوی | دستنوشته‌های مانوی کلن | زبور قبطی | زبدهٔ آموزه‌های مانوی | آردهنگ وفراس | نیایش و اعتراف | خطابه در باب روشنی | طومار نیایش چینی


زبان‌های دینی
پارتی | قبطی | پارسی میانه | سغدی | اویغوری | چینی | ترکی میانه | سریانی | یونانی


دبیره(خط)
خط رونی | استرانجیلی | خط سغدی | خط مانوی | خط ترکی اویغوری |خط پارتی | خط سغدی اویغوری پسین


رده‌های دینی
گزیدگان | نیوشایان


مفاهیم و باورها
هنر مانوی | فرجام‌شناسی مانوی | مانستان | بما | ایزدان مانوی | آفرینش | جهانبینی مانوی | باززایی


کسان
مار امّو | بوگوخان | سنت آگوستین |بهمن | اوسه‌بیوس | و.ب.هنینگ | سوروس آنتیوخ | ابن ندیم


پایوران
آفرین‌سر | خروه‌خوان | روانگان‌اسپسگ




http://fa.wikipedia.org/wiki/آیین_مانی

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 10:53 1386/07/6
2

آئین مانی

در قرن سوم میلادی آئین دیگر همگانی یعنی (آئین مانوی) در اطراف مرزهای مشترک ایران و بابل نمایان گردید. مؤسس آن مانی یا مانس نام داشت و نسبش از طرف مادر به اشکانیان (پارتیان) میرسید. نام پدرش تیک (پاتک) یا فوتتق بابک پسر ابوبزرام بود که از همدان به بابل در بین النهرین رفته بود. وی به سال 215 یا 216 میلادی (سال چهارم سلطنت اردوان، آخرین پادشاه اشکانی) در قریه ماردینر در ولایت «مسن» ناحیه نهر کوتاه در بابل باستانی متولد شد. پس از فرا گرفتن علوم متداول زمان خود به آئین مغتسله که یکی از فرقه های گنوسی است و در آن زمان در نواحی بین فرات و دجله ساکن بودند درآمد؛ ولی بعد هنگامی که از ادیان زمان خود مانند زرتشتی و مسیحی و آیین های گنوسی به ویژه مسلک ابن دیصان و مرقیون آگاهی یافت، منکر مذهب مغتسله گردید. مانی آئین زرتشت را مطالعه کرد و خود را مصلح آن شناخت و بقول خودش در سیزده سالگی (سال 228 میلادی) چند بار مکاشفاتی یافت و فرشته ای اسرار جهان را بدو عرضه داشت و سرانجام پس از آغاز دعوت آئین خود در سال 242 میلادی خویش را فارقلیط که مسیح ظهور او را خبر داده بود معرفی کرد. چنانکه در سرودی که به زبان پهلوی سروده گوید:

«من از بابل زمین آمده ام تا ندای دعوت را در همه جهان پراکنده کنم.»

مانی در باب آفرینش می گفت: در آغاز خلقت دو اصل وجود داشته است. یکی نیک و دیگری بد. نور را خالق خیر و تاریکی را خالق شر میدانست و میگفت:

انسان در این میان مختار است به جلوه های دو اصل مذکور، یعنی به بدی: که تیره اندیشی، نادرستی، خودخواهی احمقانه، کشتار، حق کشی و غیره است. یا به نیکی که روشن اندیشی، مهربانی، دوستی، گذشت، اتحاد، صمیمیت، غمخواری دیگران و غیره است توجه و کمک کند. اگر به نیکی توجه کند، رستگار و اگر به بدی عمل کند سرافکنده و معذب خواهد شد. و حاصل آنکه تمایل به نیکی باعث سرافرازی و عروج و بقا و تمایل به بدی سبب اضمحلال و فنای آدمی می گردد. او می گفت: در حقیقت روشنائی و تاریکی، یا نیکی و بدی (یا روح و ماده) هستند که بعلت اصل غیر قابل تغییر سرنوشت سرشت خود مجبورند به مسیر تعیین شده ازلی خویش ادامه دهند. زیرا در اصل:

از نیک و بدی ناید و از بد ثمر نیک                          این گفته مانی است که او گفته به تفکیک   (رفیع)

در این میان فقط انسان است که با تعیین و انتخاب مسیر تمایلی یا مصلحتی خود میتواند به یکی از آن دو راهی که در پیش دارد عمل کند و یا بهتر بگوئیم:

نیکی و بدی دو راه تعیین شده قطعی است و هر انسانی عامل انتخاب و ادامه حرکت آن دو در وجود خود است.

مانی ابتدا پیرو یکی از فرقه های مسیحی ماندائی یا زارئیان بود. این دسته حضرت یحیی را پیغمبر حقیقی میدانست و عیسی را دروغگو می شمرد، با بی همسری و ریاضت در زندگی مخالفت داشت.

مانی پس از مطالعه آئین زرتشت خود را مصلح آن شناخت. هند را سیاحت کرد و با عقاید بودائی آشنا شد، سپس به ایران بازگشت و به تبلیغ دین جدید پرداخت و آن را با ادیان زرتشتی و بودائی و مهری و مسیحی مطابقت داد، ولی تحت تعقیب روحانیان زرتشتی قرار گرفت و محکوم گردید و در سال 276 میلادی در شصت سالگی مصلوب شد.

اصل و مبدأ آئین مانی و علل ظهور آن

پس از سقوط و انقراض دولت اشکانیان و گسترش آئین مسیح که تغییر شکل یافته آئین مهر بود (مشابهت های دینی مسیح با آئین مهر آنقدر زیاد بود و به قدری در ساختن دین مسیح از آئین مهر کمک گرفته شده بود که برای پیروان آئین مهر آسان بود که دین مسیح را بپذیرند؛ بدون اینکه احساس کنند از دین اصلی خود زیاد فاصله گرفته اند:

1. علامت صلیب که خاص آئین مهر بود و بر پیشانی سربازان مهر داغ یا خال کوبی می شد، علامت دین مسیح قرار داده شد.
2. روز یکشنبه که روز خورشید بود بیشتر در اثر تلقین پیروان مهر روز اول هفته مسیحیان شد و آن را روز خدای ما خواندند. (Day of our Lord)
3. روز تولد مهر که در اول زمستان یعنی هنگام بلند شدن روزها پس از رسیدن به کوتاهترین زمان خود بود و روز تولد مهر شناخته می شد، مسیحیان به عنوان روز تولد مسیح شناختند و آن را عید کریسمس یا نوئل خود قرار دادند.
4. مسیح مانند مهر در غار یا (دالان دراز) پا به عرصه وجود می نهد و مانند او از سنگ برخاسته به آسمان میرود.
5. میهمانی مقدس آخرین شام به طوری که در انجیل آمده با شام آخرین شب مهر شباهت دارد.
6. هر دو از مادرانی باکره به وجود می آیند.
7. هیچیک زن نمیگیرند.
8. مهر با کشتن گاو موجب زنده شدن موجودات و تجدید حیات یافتن آنان میگردد و حضرت مسیح نیز مردگان را از گور بر می خیزاند.
9. غسل تعمید در آئین مهر از ضروریات بود و همین امر جزو آداب اصلی مسیحیت گردید.
10. در جزو مراسم و آداب مهر این بود که همه حاضران در خوردن از یک قطعه نان و آب ممزوج با شراب به عنوان هئومه شرکت میکردند و پیروان مسیح نیز در کلیساها نان و شراب میخورند.
11. میترا در پایان جهان به این عالم باز میگردد، تا جهان را پر از عدل و داد کند و اشخاص صالح و درستکار را از اشخاص گناهکار جدا کند و به درستکاران شیر مقدس یعنی هئومه ممزوج با روغن بدهد تا عمر جاوید یابند و حضرت عیسی نیز در پایان جهان به این دنیا باز خواهد گشت.
12. جزو مراسم آئین مهر - ناقوس و روشن کردن شمع هست که هر دو در دین مسیح نیز به چشم میخورد.
13. مهر ایزد عهد و پیمان است، و جالب است که کتاب انجیل را نیز کتاب عهد جدید می نامند.) مغرب زمین دین مسیح را به ایران فرستاد و در مقابل این آئین به مرور در ایالت مرزی ارمنستان و نواحی دیگر بطور کامل بسط و انتشار یافت.

درست در همین زمان بود که دین مانی در ایران به وجود آمد. دین مانی در حقیقت واقع: آئینی است که از ترکیب دین زرتشت و دین مهر و مسیحیت به وجود آمده است، میخواست دینی یگانه و مشترک بین آنها بسازد و اگر این فرض به موفقیت منجر می شد و مورد قبول همه واقع می گردید، خطر بزرگ دو دستگی دین و اختلافات آنها برای همیشه رخت بر می بست.

مانی وقتی به سن 27 رسید (242 میلادی) روزی که شاپور اول تاجگذاری می کرد برای نخستین بار به انتشار دین خود پرداخت. شاپور اول گفتار مانی را پذیرفت و به اتباع خود دستور داد چنان کنند. اینکار بر زرتشتیان سخت ناگوار آمد و موبدان اجتماع کردند تا وی را از این عقیده منصرف سازند. ولی شاپور درخواست آنها را نپذیرفت.

مانی در اثبات عقیده خود کتابهایی چند پرداخت، از جمله کتاب "کنزالاحیاء" است در شرح آنچه در نفس از جهت روشنائی مایه خلاص و از جهت تاریکی مایه فساد است. و در این کتاب افعال نکوهیده را به ظلمت نسبت میدهد. کتاب دیگری دارد بنام "شاپورگان" که نفس رهائی یافته و نفس درآمیخته با اهریمنان و آلوده به کژی را شرح میدهد، و نیز کتابی دارد بنام "الهدی التدبیر" و دوازده انجیل که هر انجیل را به حرفی از حروف تهجی نامیده و نماز را بیان نموده و آنچه باید در خلاص روح بعمل آید توضیح داده است. کتاب دیگر وی "سفرالاسرار" است که آیات و معجزات انبیاء را مورد طعن قرار داده است و بسیاری کتابها و رساله های دیگر.

شاپور مدت ده سال به کیش مانی وفادار ماند، تا اینکه موبد موبدان نزد او رفت و گفت: این مرد دین ترا فاسد کرده است، مرا با او روبرو کن تا با او مناظره و مباحثه کنم. شاپور آنها را روبرو کرد. موبد موبدان در صحبت برتری یافت و شاپور اول از ثنویت دین مانی برگشت و به مذهب زرتشت درآمد. موبدان در صدد قتل مانی برآمدند. مانی ایران را ترک گفت، زیرا شاپور اول او را به کشمیر تبعید کرده بود. وی پس از هند به ترکستان رفت و سپس به چین رهسپار گردید. در چین طرفداران زیادی دور او جمع شدند. این طرفداران جدید بیشتر ترکان آن دیار بودند و از همینجا بود که آوازه شهرت کارهای مربوط به نقاشی و تصویر گری او با آموزش جدید از صنعت گران چینی آغاز گردید.

واقعه اعدام مانی

پس از مرگ شاپور ساسانی در سال 272 میلادی مانی به ایران بازگشت. هرمزد اول مانی را به چشم احترام مینگریست، اما وهرام (بهرام) اول برادر هرمز اول که پادشاهی عشرت طلب و سست عنصر بود؛ مانی را بدست روحانیون زرتشتی سپرد و آنان وی را چندان عذاب دادند تا زندگی را بدورد گفت. بنابر یک روایت مانی، مصلوب شد و برخی گویند زنده زنده پوست او را کندند. بعدسرش را بریدند و پوست او را پر از کاه کرده به یکی از دروازه های شهر گندیشاپور خوزستان بیاویختند (275 یا 276 میلادی) و از آن پس آن دروازه به باب مانی موسوم گشت.

مانی مخترع خط جدید هم بوده دارای حروف مصوته، که کتابهای مانویان پارتی زبان و پارسیک زبان و سغدی زبان و غیره به آن خط که مشتق از سریانی و ساده تر از آن است، نوشته شده. مانی 6 کتاب نوشته و منشورهای بسیار به اصحاب و پیروان خود و شاید دیگران هم فرستاده که اسامی عده ای از آنها در ضمن فهرست 76 رساله مانی و اصحاب او در کتاب الفهرست ابن ندیم به ما رسیده است. پنج کتاب را به زبان آرامی شرقی (که مانی در سرزمین آنان بزرگ شده بود) نوشته و یک کتاب هم به نام "شاهپورگان" به پارسیک یعنی زبان جنوب غربی ایران نگاشته که بیشتر مندرجات آن راجع به معاد بوده است. یکی از کتابهای مانی معروف به "سفر الجبابره" است که قطعاتی از آن به زبانهای ایرانی بدست آمده و در زبان ایرانی به نام کتاب "کوان" [ ک ] خوانده می شد که جمع "کو" و مشتق از لغت اوستائی "کوی" [ ک ] است که در زمان ساسانیان به معنی "جبار" استعمال می شده است. دیگر "کنزالاحیاء"، "سفرالاسرار"، "فرقماطیا" که در مآخذ ایرانی ظاهراً "بنگاهیک" و در لاتینی شاید همان "اپیستو لاخوندار منتاء" معروف است. دیگر انجیل زنده یا انجیل مانی را باید نام برد. این کتاب که قطعاتی از آن در آثار تورفان بدست آمده بر 22 قسمت مطابق 22 حرف تهجی آرامی بنا شده بوده است، و ظاهراً یک جلد آلبوم تصاویر که مبین و نشان دهنده مطالب کتاب بوده و در یونانی "ایقون" و در زبان پارتی "اردهنگ" و در پارسیک "ارتنگ" و در قبطی "ایفونس" و در کتابهای مانوی چینی "تصویر دو اصل بزرگ" نامیده می شد.


http://www.farhangsara.com/fmani.htm

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 10:55 1386/07/6
3

اسطوره‌ی آفرینش در دین مانی

 

مانی در سال 216 م. در بابِل چشم به جهان گشود و در 24 سالگی به اعلام رسمی و همگانی رسالت خود فرمان یافت. دین وی در طول سالیان آینده از مصر تا چین گسترش یافت و به دینی جهانی مبدل گشت. آموزه‌های كیهان شناختی و یزدان شناختی مانی كمابیش آمیزه‌ای از انگاره‌های گنوسی و زرتشتی است. ویژگی بنیادین آموزه‌های كیهان شناختی مانی، منفی انگاری جهان مادی و متعلق دانستن آن به اهریمن و نیروهای اهریمنی است. دین مانی با پلشت انگاشتن جهان مادی، و توصیه به مینوگرایی، عملاً دنیاگریزی و زهدگرایی را آموزش می‌دهد.
اسطوره‌ی آفرینش در دین مانی، آن گونه كه از متون بازمانده‌ی مانوی بر می‌آید، چنین است كه:
در آغاز دو گوهر بود: گوهر روشنی و گوهر تاریكی. گوهر روشنی در بالا، در بهشت روشنی جای داشت و گوهر تاریكی در پایین، در سرزمین تاریكی. سرزمین روشنی و تاریكی با یك‌دیگر هم‌مرز بودند. "پدر بزرگی" یا "شهریار بهشت روشنی"، آفریدگار همه‌ی ایزدان، بر بهشت روشنی فرمان می‌راند و سرزمین او در نور و رامش و زیبایی جاودانه، غرقه بود. فرمان‌روای سرزمین تاریك، "اهریمن" یا "شهریار تاریكی" بود كه خود جاودانه نبود بل كه گوهرهای سازنده‌ی وی ازلی بودند. او سری مانند شیر، بدنی چون اژدها، بال‌هایی چون بال پرندگان، دمی به سان دم ماهی، و چهارپا مانند چهارپایان داشت. سرزمین تاریكی یك‌سره در تباهی و زشتی و پلیدی و شرارت فرو روفته بود.
شهریار تاریكی با دیدن سرزمین روشنی، بر آن همه شكوه و زیبایی رشك برد. پس به یاری فرزندان تاریكی آهنگ تاختن به بهشت روشنی كرد. پدر بزرگی برای مقابله با هجوم اهریمن، "مادر زندگی" را فراخواند و او نیز "هرمزدبغ" را آفرید. هرمزدبغ به یاری پنج فرزند خود كه هم‌چون جنگ‌افزارهای او بودند، یعنی فروهر، باد، روشنی، آب و آتش، به رویارویی با نیروهای تاریكی شتافت اما سرانجام به دام تاریكی افتاد و اسیر گشت. دیوان به بلعیدن پاره‌های نور فرزندان هرمزدبغ پرداختند و بدین سان روشنایی با تاریكی در آمیخت و آلوده شد. آن گاه پدر بزرگی برای رهاندن فرزند خود از مغاك تاریكی، "دوست روشنان" را آفرید، وی "بام‌ایزد" را فراخواند و او نیز "مهرایزد" را.
مهرایزد به همراهی فرزندان‌اش دهبد، مرزبد، ویسبد، زندبد و مانبد به مرز روشنایی و تاریكی آمد و هرمزدبغ را با دست خویش از مغاك تاریكی به بیرون كشید و به بهشت روشنی آورد. آن گاه دیوها و فرزندان تاریكی را فروكوفت و به آزاد كردن پاره‌های نور به دام افتاده در تاریكی پرداخت. سپس با یاری مادر زندگی به آفرینش جهان دست زد. آنان نخست پنج فرش ساختند كه میان بهشت روشنی و كیهان آمیخته، حایل بود و ایزدی از آن نگاه‌بانی می‌كرد. در زیر آن از پوست دیوان كشته شده ده آسمان را با چندین دروازه ایجاد كردند و ایزدی را به نگاه‌بانی آن گماردند. سپس در زیر این ده آسمان، یك چرخ گردان و منطقة البروج را آفریدند و بدان تبه‌كارترین دیوان را بستند. از باد، روشنی، آب، و آتش پاك شده از آمیختگی، دو گردونه‌ی روشن آفریدند: "گردونه‌ی خورشید" و "گردونه‌ی ماه". سپس مهرایزد ستارگان روشن را در جای جای آسمان زیرین قرار داد. بام‌ایزد "بهشت نو" (ماندگاه موقت روان مردمان نیكوكار) را پدید آورد و مهرایزد از تن دیوان كشته شده، هشت زمین را به وجود آورد. آن گاه بر روی هر زمینی دریاها، كوه‌ها، دره‌ها، چشمه‌ها، و رودخانه‌ها ایجاد شد. اما جهان هنوز بی‌حركت بود.
مهرایزد و مادر زندگی پس از آفرینش كیهان به بهشت روشنی رفتند و با هرمزدبغ، دوست روشنان، و بام‌ایزد در پیشگاه شهریار بهشت روشنی حاضر شدند و از او درخواست كردند كه ایزدی را گسیل دارد كه خورشید و ماه را به گردش درآورد و روشنی ایزدان را كه اهریمن و آز و دیوان و پریان بلعیده بودند، رهایی بخشد. پس آن گاه پدر بزرگی سه ایزد آفرید: نریسه ایزد، عیسای درخشان و دوشیزه‌ی روشنی. نریسه ایزد كشتی‌های خورشید و ماه را به جنبش درآورد كه در نتیجه‌ی آن، زمان و حركت در كیهان پدید آمد. سپس نریسه ایزد و دوشیزه‌ی روشنی در برابر دیوان دربند، برهنه نمایان شدند. دیوان نر با دیدن پیكره‌ی دوشیزه‌ی روشنی پاره‌های نوری را كه بلعیده بودند انزال كردند و از آن چه بر زمین ریخته بود، گل و گیاه و مرغزار پدید آمد. دیوان ماده‌ی آبستن نیز با دیدن پیكره‌ی نریسه ایزد، فرزندان خود را سِقط كردند كه بر زمین فرو افتادند و به شكل غول‌ها و دیوهای بزرگ درآمدند در زمین بالیدند و با هم درآمیختند. دیو آز از آن فرزندان سقط شده، دو دیو بزرگ، نر و ماده، به نام "اشقلون" و "پیسوس" پدید آورد. آنان پس از بلعیدن فرزندان دیوی دیگر، با هم درآمیختند و فرزندی را بار آوردند كه دیو آز پیكره‌ی آن را شكل داد و روشنی‌های به دام افتاده را چون جان بدان تن بست و صورت نریسه ایزد را به آن بخشید و گوهر شرارت و شیطنت را در نهاد آن جای داد. چون این آفریده‌ی نر زاده شد، او را "گهمرد" نامید كه نخستین انسان مذكر بود. دیو آز از فرزند دیگر آن غولان موجود دیگری را به همان سان، اما به صورت دوشیزه‌ی روشنی ساخت و چون این آفریده‌ی مادینه زاده شد، او را "مردیانه" نامید، كه نخستین انسان مؤنث بود. چون گهمرد و مردیانه در زمین زاده و پرورده شدند، آز و دیوان بزرگ بسیار شادی كردند. این زن و مرد نخستین، آن گاه كه زندگی بر زمین را آغاز كردند، آز در نهاد ایشان بیدار شد و از آن رو به زیان‌كاری در زمین دست زدند. سپس اشقلون و گهرمرد با مردیانه در آمیختند كه در نتیجه‌ی آن، فرزندان بسیاری پدید آمد و نژاد انسان‌ در زمین رو به فزونی و گسترش نهاد.
اما ایزدان برای رهایی انسان از فریب دیوان و شرّ جهان مادی، كوشیدند و بدین جهت، عیسای درخشان و دوشیزه‌ی روشنی و بهمن بزرگ به سوی انسان شتافتند تا وی را یاری و راه‌نمایی كنند و جان بهشتی او را از چنگال ماده و از اسارت دیوان تاریكی نجات دهند و آزاد سازند.

كتاب‌نامه:
-
اسطوره‌ی آفرینش در آیین مانی: ابوالقاسم اسماعیل‌پور، انتشارات فكر روز، 1375: 72-55
-
مانی و تعلیمات او: گئو ویدنگرن، ترجمه‌ی نزهت‌صفا اصفهانی، 1352: 93-59
-
مانی، در «بهار و ادب فارسی»: محمدتقی بهار، انتشارات كتاب‌های جیبی- فرانكلین، 1351: 62-56

منبع:http://www.azargoshnasp.net/Din/astoorehaayehafarineshmaani.htmhttp://www.azargoshnasp.net/Din/astoorehaayehafarineshmaani.htm http://www.azargoshnasp.net/Din/astoorehaayehafarineshmaani.htm
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 11:00 1386/07/6
4

آییین مانی

manavi.biganehaپس از آئین های ایرانی مزدا( زرتشتی) و میترائیسم ( مهر ) ، آییین مانی سومین آئین جهانی بود كه ایران به دنیای كهن ارمغان داد. این آئین كه از نظر محتوای خود عمیق ترین همه ادیان باستانی است، و در آن نقش سنتی فرهنگ ایرانی در تركیب اندیشه ها و فرهنگها بیش از هر جای دیگر جلوه می كند، آمیخته ای است از سه اندیشه زرتشتی و بودائی و مسیحی كه با اندیشه های ایرانی مانی تركیب شده است، و همین در آمیختگی موفق بود كه گسترش بی سابقه این آئین را، ظرف مدتی كوتاه، به سرزمینهای پهناوری از چین گرفته تا اسپانیا بدنبال آورد، و پایداری آنرا، علیرغم سركوب گری ها و دشمنی هایی كه از نظر شدت خشونت در هیچ آئین دیگری در تاریخ جهان نظیر ندارد، باعث شد. به نوشته ی هانری شارل پوئش محقق سرشناس فرانسوی در دایره المعارف یو نیورسالیس، گسترش آئین مانی چه از نظر زمانی و چه از نظر مكانی از شگفتی های تاریخ است، زیرا این آئین، با اینكه كمترین نیروی نظامی یا سیاسی را پشتوانه خود نداشت و با اینكه درست بالعكس همه ی قدرتهای موجود چه در خود ایران و چه در امصراتوری روم و امپراتوری اسلام و اروپای عصر مسیحیت به دشمنی در حد اعلی سركوبگرانه ای با آن برخاستند، هزار و دویست سال ، از قرن سوم تا قرن پانزدهم میلادی در سرزمینها و جوامع مختلفی از اقیانوس اطلس گرفته تا كرانه های خاوری اقیانوس كبیر به صورت نیرویی پویا و ریشه دار به تحرك خود ادامه داد، و حتی امروز نیز بازتاب های آن را در زمینه های گوناگونی از تمدن بشری، چه در مشرق و چه در غرب می توان یافت.

آئین مانوی در سده سوم مسیحی، چهار قرن پیش از ظهور اسلام در ایران ساسانی توسط مانی ( كه بیرونی و این الندیم او را یكی از نوادگان پادشاهان اشكانی دانسته اند) بنیان گذاری شد. بر اساس معتقدات مانوی، در نوروز سال 242 میلادی فروغی كه به اعتقاد مانی در هنگام تولد مادی هر انسانی از قالب زمینی او جدا می شود تا پس از مرگ او دوباره به وی بپیوندد، به صورت فرشته ای بدو خبر داد كه وی برای ابلاغ پیام آئینی نو برگزیده شده است. وی فعالیت مذهبی خود را كه 23 سال ادامه یافت با سفرهای ممتد به هند و سوریه و مصر و به خصوص در داخل ایران آغاز كرد كه مراحل نخست با نظر مساعد دربار ساسانی همراه بود، ولی بعدا با مخالفت شدید موبدان زرتشتی مواجه شد و با كارشكنی های آنان مانی به زندان افتاد و سر انجام كشته شد و كالبدش را به دار آویختند.

ولی آیین مانی كه بر پیكار جهانی و ابدی نور  و ظلمت تكیه داشت و "آیین فروغ" نامیده می شد با مرگ او متوقف نشد، بلكه ...

آیین مانی كه بر پیكار جهانی و ابدی نور  و ظلمت تكیه داشت و "آیین فروغ" نامیده می شد با مرگ او متوقف نشد، بلكه گسترشی چنان فراگیر یافت كه از جانب خاوری همه آسیای میانه را تا چین فرا گرفت و  داخل پادشاهی پهناور چین تا كانتون در جنوبی ترین بخش كشور راه یافت، و حتی در سرزمین اویغور مذهب رسمی این پادشاهی اعلام شد، و به موازات آن از جانب باختری به سراسر امپراتوری روم و افریقای شمالی تا اسپانیای مسیحی گسترش یافت. ولی این بار، بر خلاف آئین ایرانی میترا كه در این امپراتوری با نظر موافق پذیرفته شده بود، آیین مانی به دلیل آن كه از ایران ساسانی حریف نیرومند امپراتوری رم سرچشمه گرفته بود و به عكس میترائیسم توسط خود رومیان به امپراتوری راه نیافته بود مورد مخالفت شدید امپرا توران رومی قرار گرفت و سركوبگری بیرحمانه ای نسبت به مانویان آغاز شد كه حتی بعد از سقوط امپراتور رم در افریقای بیزانس و اسپانیای ویزیگت و اروپای مسیحی و جهان اسلامی ادامه یافت، چنان كه نخستین حكم سوزانده شدن زنده زنده در آتش كه بعد ها به دست دیوان تفتیش عقاید ( انكیزیسیون) در همه جهان مسیحی رایج شد در اسپانیا در مورد پریسیلیانوس روحانی عیسوی متهم به داشتن تمایلات مانوی به اجرا در آمد، و اندكی بعد از آن در خلافت اسلامی نیز دسته دسته مخالفان مانویت را به عنوان زندیق ( عنوانی كه اعراب به مانویان داده بودند) در آتش سوزاندند. با این همه، چند قرن بعد، هنگامیكه كلیسای مسیحی مانویت را پایان یافته می پنداشت، جنبش های مذهبی و فلسفی بوگومیل و كاتار كه " نو مانوی" نام گرفتند، از بالكان و ایتالیا و جنوب فرانسه سر بر آوردند و چند قرن پیاپی مبارزه ای چنان سرسختانه را با كلیسای كاتولیك سازمان دادند كه پاپ اینوسنت سوم اساسا یكی از جنگهای صلیبی را به جای پیكار با مسلمانان به پیكار با مانویان جنوب فرانسه اختصاص داد، و در این راه با كمك فئودال ها و دستگاه سلطنتی فرانسه چنان بیرحمانه عمل كرد كه یك از مورخان دوران حاضر او را پیش كسوت آدلف هیتلر خوانده است. ( سی،ان،پاركینسون در كتاب شرق و غرب)

منبع: http://biganeha.blogfa.com/8408.aspx
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 11:01 1386/07/6
5

مانی و گسترش باورهای ایرانی

 

نصیبه پارسی

 

ایران با تمدنی چند هزارساله از معدود تمدن‌های جهان است كه ماندگاری خویش را بر صفحه تاریخ حفظ كرده است. پس از آنكه ایرانیان كه خود از آغاز یكتاپرست بودند، با اندیشه‌ای زرتشت پیامبر پاكی‌ها، بر گواهی دادند، روند رو به تكاملی را شروع كردند كه از قلب آن اولین جهان امپراتوری بر كره زمین شكل گرفت. هر چند هخامنشیان خود به دلیل تساهل مذهبی كه داشتند، هیچگاه مذهبی را به عنوان مذهب رسمی كشور معرفی ننمودند، اما نگاه آنها به ایزدان مهر و آناهیتا كه از جمله ایزدان فرودست اهورامزدا به شمار می‌رفتند، نشان‌دهنده عمق باور آنهاست.

حمله یونانیان به سركردگی اسكندر مقدونی، ایران را برای چندین قرن به هیجانات فرهنگی و مذهبی مبتلا‌‌كرد. با سست شدن پایه‌های یونانی‌مآبی در ایران در اوایل قرن سوم میلا‌‌دی و ظهور اردشیر بابكان به عنوان احیا كننده تمدن و فرهنگ ناب ایرانی و برپا دارنده سلسله ساسانی، دین زرتشتی به عنوان دین رسمی پیوند دهنده قلب‌های ایرانیان به همدیگر، معرفی شد.

از تمدن ساسانی كه از ایالت پارس محل خالص‌ترین باورهای آریایی برخاسته بود، به عنوان اوج تمدن ایرانی یاد می‌شود. در اوان همین سلسله بود كه دو تن از افراد تاثیرگذار پا به عرصه گیتی گذاردند. این دو تن یكی مانی بود و دیگری مزدك.

حوزه گسترش مسلك و آیین مانی بسیار گسترده بود، به طوری كه از شرق، از سواحل اقیانوس آرام شروع و تا سواحل اقیانوس اطلس در غرب می‌رسید.

اما آیین مزدك كه كیشی اصلا‌‌ح‌طلبانه و در جهت رفاه حال عموم مردم در دوران قباد پایه‌ریزی شد، تاثیری در درون امپراتوری داشت و پس از سركوب سران و رهبران آن، به جریانی در خفای خود ادامه داد.

در این مجال قصد داریم تا ابتدا به آیین مانویت، چگونگی پیدایش، گسترش و میزان تاثیرگذاری آن بر امپراتوری روم بپردازیم و سپس در شماره‌های آینده به بررسی آیین مزدك خواهیم پرداخت.

مانی پایه‌گذار و پیام‌آور آیین مانویت در سال 215 یا 216 میلا‌‌دی، بنابه گفته ابوریحان بیرونی در بابل در روستایی به نام مردنیو كه در نزدیكی شهر كوش واقع است، به دنیا آمد. پدر و مادر او اصلیت ایرانی داشتند و پدرش پاتك، همدانی‌الا‌‌صل و مادرش مریم از شاهزادگان اشكانی بود. تولد مانی در بابل دلیل بر بیگانه بودن او نیست، زیرا در آن دوره منطقه بابل و پیرامون آن جزو شاهنشاهی ایران یا به عبارتی قلب ایران‌زمین به شمار می‌رفت.

مانی در كودكی به آیین مغتسله تربیت یافت. (فرقه مغتسله از صائبین هستند كه از سرزمین بابل برخاستند و چون پیوسته غسل می‌كنند، به این نام خوانده می‌شدند.) اما چون بعد از ادیان زمان خود مانند زرتشتی وعیسوی و مذاهب گنوستیك (اختلا‌‌طی) خصوصا مسلك ابن دیصان و مرقیون آگاه شد، كیش مغتسله را انكاركرد. مانی چند بار مكاشفاتی یافت و طبق ادعایش ملكی به نام صاحب قرن، اسرار عالم و حقایق الهی را به او عرضه كرد و به او دستور داده شد تا آیین راستین را ترویج كند. وی سپس به هند رفت و در طی آن به دعوت پرداخت و پس از مراجعت به ایران نیز به دعوت خویش ادامه داد.

مانی می‌گفت: مانی خود را فارقلیط كه عیسی(ع) ظهور او را بشارت داده بود، می‌دانست. مانی در ابتدای كار خوب پیش می‌رفت و دعوتش در بابل مورد قبول ایرانیان قرار گرفت. نوشته‌اند كه در زمان اردشیر توجه شاپور ولیعهد و جانشین آینده را به خود جلب نمود و دو تن از برادران شاپور، مهرشاد و پیروز به او گرویدند. تقاضای مانی از شاپور این بود كه وی اجازه دهد تا پیروانش به هر كجا كه می‌خواهند بروند و مورد اذیت و آزار قرار نگیرند. شاپور با تقاضای مانی جهت مساعدت موافقت كرد، به همین مناسبت شاپور یكی از مهم‌ترین كتاب‌هایش را به نام شاپور نامید. برخی مورخان نیز نوشته‌اند كه وقتی شاپور برای جنگ با گردیانوس امپراتور روم به طرف مغرب زمین می‌رفت، مانی را نیز به همراه خودش برد اما شاپور در اواخر دوران سلطنتش با مانی و مانویان رویه‌ای نامناسب پیش گرفت. چنانكه وی تبعید شد و به مدت ده سال در كشورهای آسیای مركزی به سر می‌برد و تا چین و هند رفت و آیین خود را تبلیغ نمود. وی پیش از تبعید مسافرت‌هایی هم به مصر، فلسطین، حدود نصیبین، فارس، پارت و فراه نموده بود.

دین مانی به گفته گئوویدن گرن مخلوطی آگاهانه از مسیحیت و زرتشتی‌گری و اعتقادات دیگر ایرانی‌است. بر مبنای معتقدات مذهبی ساكنان بین‌النهرین به صورت تحول یافته گنوسی و تعمید آن.

اعتقادات ایرانی با معتقدات مذهبی ساكنان بین‌النهرین آمیخته شده بود، از این رو مانویت پیش از هر مذهب دیگری امكان این را داشت كه دو رقیب بزرگ یعنی مسیحیت و الهیات ایرانی را به هم نزدیك كند و با این دو به تركیب بالاتری دست یابند كه برای مردم سرزمین بین‌النهرین نیز كه با فلسفه عرفانی آشوری و بابلی پرورش یافته بودند، قابل قبول باشد.

دین مانی چون ادعای عالم‌گیری داشت به همین دلیل اصولی از مذاهب دیگر، مانند مذاهب زرتشت، بودا و مسیح را اقتباس كرده است اما مذهب مانی فقط تركیب ساده‌ای از مذاهب مختلف نیست، بلكه مانی طریقه‌ای ایجاد كرد كه به علت خاصیت معنوی و عمومی‌ آن بتواند در محیط‌های مختلف اثر داشته باشد. عناصر هندی، ایرانی و مسیحی و یا حتی یونانی كه درمتون مذهب مانی دیده می‌شود، فی‌البداهه به وجود نیامده بلكه نتیجه یك اقتباس عمدی و سنجیده است. بنابراین، این سرچشمه و اصول و شكل اولیه فكر مانی مافوق این اقتباسات است.

به احتمال زیاد چیزی كه باعث توجه شاپور اول به دین مانی شد، در برداشتن افكار و عقاید مذهبی گوناگون بوده است، امپراتوری ساسانی سرزمین‌های وسیعی در غرب و شرق با اقوام و ملل گوناگون را تحت حكومت واحد درآورده بود و این امپراتوری علا‌‌وه بر قدرت مادی احتیاج به نیروی روحانی و معنوی نیز داشت، تا از طریق آن بر سراسر امپراتوری تسلط یابد. دین مانی این خواسته را عملی می‌خواست. از این رو مورد توجه شاپور قرار گرفت.

مانی را باید یكی از دانشمندان و متفكران بزرگ آن زمان محسوب كرد. او بر افكار و عقاید گوناگون مذهبی و علوم مختلف آن زمان آگاهی كامل داشت. مانی به نبوت مسیح معتقد بود ولی به پیغمبری موسی (ع) اعتقادی نداشت. عیسی(ع) در آیین مانی مقامی‌ ارجمند دارد. هرمس، افلا‌‌طون، بودا و زرتشت در نظر او پیامبرانند. ولی مقام عیسی با آنها فرق دارد. در نظر مانی، عیسی موجودی ایزدی بود كه بر روی زمین چون آدمیزاده‌ای پدیدار شد ولی آدمیزاد نبود. مسیحیان معتقدند كه عیسی را به صلیب كشیدند ولی در نظر مانی عیسی بر بالای چلیپا جان نداد. مانی خود را در حقیقت یكی از حواریون عیسی می‌دانست.

از نظر مانی عالم دارای دو مبدا است؛ یكی روشنایی و دیگری تاریكی كه هر دو آفریدگار هستند. آفریننده نیكی و آفریننده بدی. آنچه نیكی و سود است از ناحیه روشنی و آنچه زیان و گرفتاری است از ناحیه تاریكی است. مبنای دین وی در حقیقت بر همین دو اصل یعنی نور و ظلمت و خیر و شر قرار دارد.

مانی از دین بودا تناسخ و از زرتشت دوگرایی و از مسیحیان ظهور فارقلیط و نقش عظیم مسیح را به وام گرفته است.

در دین مانی به نوعی تثلیث برمی‌خوریم كه به خلا‌‌صه می‌شود و می‌توان آن را شبیه عیسویان دانست. همچنین در قسمت‌های مختلف كتب مانی قطعاتی از انجیل نقل شده است.

مانی تشكیلات كلیسای خود را نیز از دین مسیح اقتباس كرد. تشكیلا‌‌ت كلیسای او مركب از پنج طبقه بود. در راس این تشكیلات دوازده رسول (به‌پهلوی فریستگان) یا استاد قرار داشتند. پس از آنها هفتاد و دو حواری یا اسقف، پایین‌تر از آنها، كشیشان و شیوخ و در طبقه چهارم راهبان یا برگزیدگان و سرانجام در آخرین طبقه، افراد عادی بودند كه سماعون و نیوشگان خوانده می‌شدند.

مانی در مذهبی كه بنیان آن را خود گذارده بود و در حقیقت به جای آنكه دین مسیح را در قالب زرتشت متجلی سازد بالعكس آیین زرتشت را بیشتر به صورت دین مسیح درآورده بود. به طوری كه كوشش و زحمات وی درباره نزدیك ساختن این اصول مذهبی موجب برانگیختن تنفر و انزجار شدید هر دو دسته یعنی مسیحیان و زرتشتیان گردیده است.

این نكته را هم باید یادآور شد كه مانی از نفوذ افكار و عقاید یونانی بركنار نبوده و برخی از عقاید وی برگرفته از فلا‌‌سفه یونانی است. به طور كلی باید گفت دین مانی تلفیقی از عقاید و افكار گوناگون مذهبی آن زمان بوده است. این دین در آن زمان تاثیر زیادی بر افكار مذهبی غرب و شرق گذاشته است.

در مورد فرجام كار مانی باید بگوییم بهرام اول پادشاه ساسانی، وی را به دست روحانیون زرتشتی واگذاشت و آنها ابتدا وی را زندانی و سپس به قتل رساندند. كرتیر موبدان موبد، از معروف‌ترین و بزرگ‌ترین موبدان زرتشتی و از افراد تاثیرگذار دراین زمان عاملی موثر در قتل مانی و پیروانش به شمار می‌آمده است.


http://atashkadehiran.blogfa.com/post-64.aspx

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 11:06 1386/07/6
6
آیین مانی در چین 

  
در كنار آیین نسطورى دو دین بیگانه دیگر، یعنى دینهاى زرتشت و مانى، نیز پا به چین گذارد. دین زرتشت، یا به گفته چینیها، «آیین پروردگار آسمانى آتش»15 در خاور دور حدود دو قرن از چنان اهمیتى برخوردار شد كه دربار تانگ دفترى ویژه به نام سابائو (Sabao)16 براى پیروان این دین ایجاد كرد. دریغ است كه از آثار آیین مزدایى در خاور دور چندان چیزى باقى نمانده، ولى از شرحى درباره منطقه دون خوانگ، كه متعلق به قرن هشتم است، برمى آید كه در آن ناحیه یك آتشكده زرتشتى وجود داشته است.

            امّا در مورد مانویّت در چین مدارك بسیارى در دست است. این آیین، كه در ایران با دشمنى پیروان دین زرتشتى روبرو بود، به چین پناه برد و در قرن هفتم در آنجا جایگیر شد، و سپس در قرن هشتم توانست تركهاى اویغورى را، كه در آن زمان بر مغولستان و تركستان چین فرمانروا بودند، به خود جلب كند.

            در این میان تركهاى اویغور چراگاههاى مغولستان را رها كرده و بر تركستان چین و حتى تركستان روس فرمانروا شدند. بدین ترتیب، چهره آسیاى مركزى دگرگون شد و فضاى پهناور فرهنگ ایران محدود شد. با گذشت زمان چادرنشینان ترك كه در آن منطقه جایگیر شده بودند به تمدن همسایه هاى خود گرویدند، امّا چون از نظر سیاسى بر آنها چیرگى داشتند، زبان خود را رواج دادند. بدینسان از قرن دهم زبانهاى تخارى و ایرانى شرقى رو به نیستى رفت و در تركستان زبان تركى همه گیر شد.

            تركان اویغور از ضعف حكومت مركزى تانگ، كه از سویى درگیر جنگهاى داخلى و از سوى دیگر با امپراتورى تبت در كشاكش بود، بهره بردند و قدرت خود را پا بر جا كردند. در چنین شرایطى كه اویغورها نه تنها یكسره بر آسیاى میانه مسلط بودند، بلكه دربار چین نیز از آنان حساب مى برد، خاقان بزرگ به آیین مانى گروید.

            این اطلاعات از كاوشهاى باستان شناسى در آسیاى مركزى به دست آمده است. در منطقه تورفان ــ ناحیه اى كه اویغورها در آن جاى گرفته بودند ــ باستان شناسان آلمانى و فرانسوى متنهاى مانوى به زبانهاى فارسى میانه، سغدى، و تركى یافته اند. از نظر زبان شناسى، این متنها به شناخت بیشترى از فارسى میانه یارى كرد. از نظر شناخت دین مانى، از آنجا كه این نوشته ها متنهاى مانوى اصیل هستند، اهمیت بسیار دارند. از اینرو، مى توان گفت، كلیساى مسیحى تنها از صورت سامىِ مانویّت اثر پذیرفته و این آیین به شكل نابِ ایرانى خود به آسیاى میانه و چین رسیده است.

            مانویّت پیش از دوره مغول در كشاكش با دین بودا از میدان بدر رفت و كم كم ناپدید گشت. با اینهمه، آیین بودایىِ ترك آثار پایدارى از خود بجاى گذارد. این اثرگذارى آنچنان ژرف بود كه حتى از مسلمان شدن این تركها مغولهاى لامایى سنتهاى مانوى را زنده نگاه داشتند.

            تركهاى آن زمان، مانند مغولهاى امروزه، خدایان بودایى و هندو (برهما و ایندرا) را به نامهاى ایرانى مانند Azrua یعنى زروان و هرمزد پرستش مى كنند. این آخرین هدیه آیین مانى است به آسیاى مركزى.17 مانویّت در جامه ایرانى خود به چین نیز راه یافت و با آنكه در آنجا دین رسمى نشد، تا مدتى پایدار ماند. در سال 731 میلادى، امپراتور چین به اسقفى مانوى دستور داد تا به نگارش متنى مانوى بپردازد. خلاصه این متن امروز به نام «اصول و مبانى آیین بوداى روشنایى، مانى» در دست است.18 در سال 768 میلادى پرستشگاه هاى مانوى به نام «ابرهاى بزرگ روشنایى» در دو پایتخت چین، چانگان (Changan) و لویانگ (Luoyang) ساخته شد.19 در سال 771 میلادى، ناحیه یانگ تسه (Yangzi) نیز پرستشگاهى مانوى از آنِ خود داشت.20

            مانویها نه تنها به عنوان سفیر دولت ایغور بلكه به عنوان دانشمند و اخترشناس به دربار چین راه یافتند و در ازدواج خاقان اویغور با شاهزاده خانمى چینى دست داشتند و به ترجمه متنها و بنا كردن پرستشگاههاى خود دست زدند.21

            در این میان تركهاى قرقیز اویغورها را شكست دادند و آیین مانى كه از نظر سیاسى به اویغورها تكیه داشت، كم توان شد.

            در سال 845 میلادى دولت تانگ به آزار بوداییها و نسطوریها و زرتشتى ها و مانویهاى چین پرداخت،22 اما دین بودایى ضربه چندانى نخورد زیرا در میان چینى ها پایگاه استوارى داشت. ولى مانوى ها، كه پشتیبانى دولت اویغور را از دست داده بودند، به كلى پراكنده شدند و رفته رفته به دین بودا گرویدند. در حدود سال هزار میلادى مانوى ها بیشتر در نواحى تورفان و ختن سكونت داشتند.23 و از راه آنان بود كه تركهاى اویغور با تمدن ایران آشنا شدند. مانویها نزد این تركها دو گونه خط را رواج دادند، یكى خط سُریانىِ استرانگلو (estranghelo) كه مخصوص متن هاى مقدّس بود و دیگرى خط اویغور را كه از سغدى گرفته شده است.24

            در متن هاى اویغورى قرن دهم میلادى بیش از نیمى از این مانویان نامهاى سغدى ایرانى دارند.25 در تركستان چین آیین مانى تا قرن سیزدهم میلادى بر جاى بود، ولى در چین، بعد از ضربه هاى سال 845 رفته رفته رنگ تائویى و بودایى به خود گرفت. دو گانه انگارى  (dualisme)مانوى با دو گانه انگارى چینى پیوند خورد تا به جایى كه متن هاى مانوى وارد كتاب هاى مقدس تائویى شد26 و بدینسان لائوتسه (Laozi) به صورت یكى از آواتارها (avatar) یا مظاهر اعلاى مانى نیز در آمد.27 فشارهاى سیاسى آیین مانى را به صورت زیرزمینى در آورد و دیرى نگذشت كه مانویّت وارد سیاست شد و با جادوگرى و جنگیرى در آمیخت.28 مطالعه متن هاى مانوى چینى نه تنها از نظر علم الاهیات و جهانشناسى مانوى، بلكه از نظر بررسى تركیب زیبایى كه از آیین زرتشت با آیینهاى بودایى و تائویى شده است بسیار ارزشمند است.29 با دین مانى دو گانه انگارى دیرینه ایرانى و نظریه جنگ نور و ظلمت در جامه باورهاى زرتشتى و بودایى و تائویى به چینى ها عرضه شد. همجوارى مانویان با بوداییان سبب شد كه مانویان واژگان بودایى را براى مفاهیم خود بكار برند. در چین مانویّت را «آیین روشنایى» مى دانند و مانى را «بوداى روشنایى».

            بعد از سرنگونى سلسله ساسانى، پیروز، شاهزاده ساسانى، به دربار چین پناه برد و عده اى از شاهزادگان و بزرگزادگان ایرانى در ولایتهاى غربى چین به مقام هاى دولتى رسیدند. با گذشت زمان، تركستان چین به اسلام گروید و سپس تركستان روس، و حتى چین غربى نیز مسلمان شد. در مورد انتشار و رشد آیین مانى در چین مدارك بسیار در دست است،


منبع: http://www.bukharamagazine.com/treatise.php?tre_id=264

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 11:08 1386/07/6
7
عرفان ایرانی در اندیشه مانی وارتباط آن با مسیحیت

مانی، پیام‌آوری بود كه ظاهرا آیین وی منشا الهی نداشت اما چنان فراگیر شد كه زمانی بر منطقه وسیعی از غرب امپراتوری روم تا هند و از مرزهای چین تا عربستان گسترده شد.

نام مانی برای ما معمولا تداعی كننده پیامبر نقاشی است كه از مشهور‌ترین كتاب او، ارژنگ یا آردهنگ (Ardahang) امروزه اثری در دست نیست. پیام‌آوری كه ظاهرا آیین وی منشا الهی نداشت اما آن چنان فراگیر شد كه زمانی بر منطقه وسیعی از غرب امپراتوری روم تا هند و از مرزهای چین تا عربستان گسترده شد.

پیروان كیش او در اوج عظمتش از سواحل اقیانوس آرام تا سواحل اقیانوس اطلس را در بر‌گرفته بودند و دین او دین رسمی دولت تركان اویغوری آسیای مركزی شد. مانی حتی موفق شد تا اندازه‌ای بر امپراتوری چین میانه تاثیر بگذارد. این آیین بیش از 12 قرن دوام آورد و احتمالا عده‌ای از مانویان تا اوائل قرن بیستم نیز در چین وجود داشتند. تاثیر آیین مانی بر برخی از فرقه‌های مسیحی در حوالی شمال ایتالیا و جنوب فرانسه و نیز در قوانین مذهب تائو Tao در چین به چشم می‌خورد.
این اندازه گسترش و دوام، در حالی كه این آیین به جز مدتی كوتاه و در منطقه كوچكی، هیچ گاه از پشتوانه و قدرت حكومتی برخوردار نبود، مایه شگفتی است. آیینی كه دستورات آن بسیار دشوار بوده، چه خصوصیتی داشته كه توانسته بود این چنین در میان مردم رسوخ كند؟

پژوهشگرانی كه به بررسی دین مانی و زندگی خود وی پرداخته‌اند این امر را بیشتر در شخصیت خود مانی و شیوه تبلیغ وی جستجو می‌كنند.

مانی در 14 آوریل (25 فروردین) 216 میلادی در شمال بابل به دنیا آمد. در مورد محل تولد مانی اختلاف نظر زیاد است اما ابوریحان بیرونی محل تولد وی را ده مردینو (Mardinu) در ناحیه نهر كوتا (Nahr Kuta) در شمال بابل می‌نویسد. خود مانی هم در قطعه شعری می‌گوید: طلبه‌ای شاكرم، برخاسته از سرزمین بابل. پدر مانی، پتگ یا پاتگ (كه در متون عربی نام وی به صورت فاتق ضبط شده است) از تبار شاهان اشكانی و اهل همدان بود كه با زنی با نام یهودی _ مسیحی مریم ازدواج كرد. مادر مانی با خانواده كمسركان از شاخه‌ای از خاندان شاهی اشكانی نسبت داشت.

پتگ از همدان به تیسفون، پایتخت اشكانیان، رفت و در آنجا به فرقه مغتسله (= كسانی كه خود را می‌شویند) پیوست كه گونه‌ای فرقه گنوسی و تعمید‌گرا بود. او به ادعای خود در پی الهامی از گوشت خوردن و برخی رفتارها دست كشید و به اتفاق فرزند چهار ساله‌اش، مانی، به میان اعضای فرقه رفت.

به این ترتیب، مانی با افكار آیین‌های عرفانی بین‌النهرین (میانرودان) بزرگ شد. مانی به گفته خودش كه در گزارش ابن ندیم و بیرونی ضبط است، نخستین بار در دوازده سالگی پیام وحی را دریافت كرد و حامل پیام، روح همزاد او بود كه در متون فارسی میانه مانوی نرجمیك و در سریانی tauma (=توام، همزاد)خوانده می‌شود. بار دیگر، در 24 سالگی وحی به وی نازل شد و این بار دستور یافت تا به تعلیم دین بپردازد. او نخست پدر و بعد بزرگان خانواده را به دین خود در آورد. سپس برای تبلیغ دین خود به سفر پرداخت. یكی از ویژگی‌های تبلیغ در آیین مانی آن بود كه در هر منطقه‌ای به زبان آن منطقه و به نحوی كه برای مردم آن منطقه قابل درك باشد، به تبلیغ می‌پرداخت. خود او در متنی به زبان فارسی میانه می‌گوید: دینی كه من گزیدم، از دیگر دین‌های پیشینیان در ده چیز برتر و بهتر است. یك، آن‌كه دین‌های پیشین به یك شهر و یك زبان بودند. اما دینی كه من آوردم، در هر شهر و به هر زبان پیدا شود و در شهرهای دور گسترش یابد.

همچنین مانی از عناصر اعتقادات بومی هر منطقه نیز وام می‌گرفت. از این‌رو، در اساطیر مانوی نام‌های ایزدان ایرانی با نقش‌هایی متفاوت تكرار می‌شود، از قبیل: هرمز بغ، مهر ایزد، بهمن بزرگ، نریسه یزد.
همچنین عناصر مسیحی چون عیسای درخشان، شیث و حضرت عیسی مسیح (ع) كه مانی خود را ادامه دهنده راه وی می‌خواند. مانی با تطبیق خود با این دین، می‌خواست غرب را متسخیر كند، همان طور كه در شرق مبلغان آیین مانوی عناصری چند از آیین بودایی (از جمله اعتقاد به زادمرد یا تناسخ) را اقتباس كردند تا بهتر از سوی مردم بودایی پذیرفته شوند. آیین مانوی از همان آغاز به صورت آیینی آمیزه‌گرا (=عقیده به توحید عقاید گوناگون) ظهور كرد. در این آیین، تلفیقی آگاهانه از اعتقادات مسیحی و ایرانی بر اساس اعتقادات باستانی بین‌النهرین در قالب اعتقادات عرفانی تعمیدی صورت گرفته بود.
مانی همچنین یكی از ابزار مهم تبلیغی خود را كتابت می‌دانست، بر‌خلاف سنت شفاهی رایج در ایران. آثار اصلی مانوی كه متعلق به مانی شمرده می‌شود، هفت اثر بود كه به زبان آرامی شرقی، زبان محلی مانی، نوشته شده بود:

اونجیلون زیندگ (انجیل زنده)، نیان زیندگان (گنج زندگی)، رسالات، رازان (اسرار)، كوان (غولان)، دیبان (= دیوان، نامه‌ها)، مزامیر و نیایش‌ها.

همان‌طور كه می‌بینیم نام یكی از آثار مانی، انجیل زنده است، از آن‌رو كه مانی خود را به منزله حواری مسیح و ادامه دهنده راه او می‌دانست.
در نظر او، انجیل مسیحیان تحریف شده و انجیلی كه خود آورده بود، انجیل زنده بود.

این هفت كتاب، كتاب‌های دینی مانوی به شمار می‌آید. افزون بر این‌ها، مانی كتابی به فارسی به نام شاپورگان داشت كه به زبان فارسی میانه (پهلوی) نگاشته و در آن چكیده عقاید خود را برای شاپور اول ساسانی شرح داده بود. مانی به واسطه برادران شاپور، پیروز و مهرشاه كه به آیین مانی گرویده بودند، توانست سه بار به حضور شاپور شاه پذیرفته شود. ابن ندیم در الفهرست اولین ملاقات آنها را در روز یكشنبه اولین روز ماه نیسان كه آفتاب در برج حمل بود، ذكر می‌كند و می‌نویسد این تاریخ مصادف با روز تاجگذاری شاپور بود و ظاهرا در همین ملاقات، مانی شاپورگان را كه اوشین كتاب او و تنها كتابش به زبان فارسی میانه است، تقدیم شاپور می‌كند. در منابع مانوی آمده كه شاپور سخت تحت تاثیر پیام مانی قرار گرفت و به او اجازه داد آزادانه در سراسر ایران تبلیغ كند و به این ترتیب، مانی سال‌ها جزو ملازمان شاپور شد و حتی در لشكر‌كشی شاپور در جنگ با والرین، امپراتور روم، چونان كرتیر موبد در كنار او بود، موبدی كه بعدها از دشمنان سرسخت مانی و موجب دستگیری و محاكمه وی شد.
كتاب دیگر مانی كفالایا یا سخنرانی‌هاست كه مجموعه گفتارها و تا حدودی پیشگویی‌های مانی است.

اما مشهور‌ترین كتاب مانی آردهنگ است كه در فارسی ارتنگ و ارژنگ خوانده می‌شود و سراسر تصویری است. مانی تمام اساطیر مانوی، داستان آفرینش و اصول اعتقادی دین خود را در این كتاب به تصویر كشیده است. مانی معتقد بود كه مطالب باید به گونه‌ای بیان شود كه برای همه مردم قابل فهم باشد. كتاب آردهنگ را می‌توان ابتكار مانی برای تكمیل آموزش دین خود به توده مردم به خصوص كم سوادان و بی‌سوادان دانست. این كتاب با توجه به شواهد و مدارك شاهكاری هنری بود از هنر خاص مانویان كه با كوچ آنان به چین بر هنر این سر‌زمین تاثیراتی شگرف بر جای گذاشت.

بعضی از كتاب‌های باقی مانده مانوی را می‌توان مربوط به سده‌های ششم یا هفتم میلادی دانست اما اغلب كشفیات متعلق به سده‌های هشتم و نهم میلادی‌اند.

بنابراین، هیچ دست نوشته‌ای از خود مانی در دست نیست اما از قرائن چنین بر می‌آید كه كلمات او در نهایت دقت و مراقبت به ما رسیده است.

با آن‌كه تنها یك كتاب مانی مصور گفته شده اما در سایر كتاب‌ها نیز برای پرهیز از یكنواختی تزییناتی در حاشیه نوشته‌ها و حتی استفاده از رنگ‌های مختلف دیده می‌شود.

همه این نكات در مقبولیت دین مانی موثر بود و شاید بیش از همه، خود مانی كه در پس كلماتش رسالتی حس می‌شد. او تعلیماتش را با تسلطی طبیعی اظهار می‌كرد و در برخوردهایش با شاهزاده‌های ساسانی، حتی با خود شاهنشاه، نوعی و‌قار ذاتی و احساس حق داری موروثی دیده می‌شد كه شاید از خون اشرافی او سرچشمه می‌گرفت. قدرت و انعطاف‌پذیری او نیز شگفت‌انگیز بود. او به تمام مطالب احاطه داشت: تعلیم، تسلی، تذكر و تنظیم. او همانقدر كه در نظر ما مبلغی زیرك و موفق است و تبلیغاتش را از روی اصول صحیح پایه‌گذاری كرده، سازمان دهنده‌ای دقیق نیز هست كه بنیان مكتبش را محكم و ساده استوار كرده است. به همین دلیل، در نظر ما شخصیتی غیر‌عادی و جذاب پیدا می‌كند.

از این گذشته، در آن زمان به خصوص در منطقه خاورمیانه، هنر شفا بخشی و معجزه از درجه بالایی برخوردار بود. هنری كه مانی از آن بی‌بهره نبود. او پزشكی توانا و حكیمی معجزه‌گر بود و این توانایی خود مقبولیت بیشتری برای مانی به دنبال داشت. در مجموع می‌توان گفت: مانی یكی از بزرگترین بنیانگذاران و سازمان دهندگان دینی بود كه دنیا به خود دیده است.

سرافراز وشادان بمانی دوست

منابع:
بهار، مهرداد (1375). ادیان آسیایی. تهران: نشر چشمه.
ویدن گرن، گئو (1377). دین‌های ایران. ترجمه منوچهر فرهنگ، ویراسته آرزو رسولی، تهران: آگاهان ایده.
ویدن گرن، گئو (1376)، مانی و تعلیمات او. ترجمه نزهت صفا اصفهانی. تهران: نشر مركز
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 11:09 1386/07/6
8

mitraism.blogfa

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 11:30 1386/07/6
9

مقاله : متون دینى آیین مانى / فروزان راسخى
(1)

اشاره

قصد نگارنده در این نوشتار، نه بیان زندگى یا تعالیم مانى، بلكه بررسى ادبیّات مانوى و معرفى متون عمده آن است. دین مانى هرچند دینى اصیل نیست و آمیخته اى از تعالیم چند دین بزرگ، یعنى دین زرتشت، بودا و مسیحیّت، است با این همه از چند نظر از برخى ادیان دیگر ممتاز است.

شخص مانى به نوشتن كتاب، و به تصویر كشیدن تعالیم خود، اهمیّت داده است. برخلاف بودا و زرتشت و عیسى كه چیزى به رشته تحریر درنیاوردند، مانى به دست خود، هشت كتاب نوشته است. علاوه بر این، ادبیّات مانوى انبوهى از كتابهاى مختلف است كه به زبانهاى گوناگون نوشته شده اند، لذا دین مانى از لحاظ گوناگونىِ زبان متونش نیز جالب توجه است. متون مانوى به زبانهاى پارسىِ میانه، پهلوى، سغدى، چینى و اویغورى نوشته شده اند. تصویرگرىِ مانى و آثار به دست آمده در این زمینه (به ویژه كتاب ارژنگ) از امتیازات او محسوب مى شود.

نكته دیگر آنكه این دین گرچه ظاهراً رو به افول نهاده، امّا از آنجا كه ریشه اى گنوسى داشته است، هنوز در قالب فِرَق گوناگون گنوسى، به ویژه در عالم مسیحیّت، به حیات خود ادامه مى دهد. «رستگارى از راه دانش» كه اصل و اساس هر نوع تفكّر گنوسى است، هنوز آنقدر جاذبه دارد كه افرادى را به سوى خود بكشاند. همانگونه كه قدّیس آگوستین، یكى از آباى عظیم القدر كلیسا، اقرار مى كند كه در دوران گرایش خود به مانویّت، بیشتر جذب این جنبه آیین مذكور بوده است.

ادبیّات مانوى به دو دسته متون مقدّس و جز آن تقسیم مى شود. ادبیّات مقدّس شامل 6 كتاب از 8 كتاب مانى است. ادبیّات غیرمقدّس شامل كتب گوناگونى است كه بخش اعظم آنها را سرودها و نیایش ها تشكیل مى دهند. غیرمانویان نیز اطلاّعات ارزشمندى درباره دین مانى و كتابهاى او در اختیار ما نهاده اند كه در این نوشتار، مورد بررسى قرار گرفته اند. این افراد یا به قصد مخالفت، آثارى را تألیف كرده و در آن، از مانى و دین او سخن رانده اند (مانند مسیحیان و زرتشتیان) و یا تنها به قصد گزارشى بى طرفانه، دست به چنین كارى یازیده اند (مانند نویسندگان مسلمان).

این اثر به عنوان گام نخست در مطالعات مانوى مفید تواند بود.

 

 

 

تعالیم مانى

مانویّت دینى است كه مردى ایرانى به نام مانى (276ـ215م.) آن را بنیاد نهاد. این دین از ایران تا دورترین نقاط مغرب زمین گسترش یافت و در طىّ قرون سوم تا هفتم میلادى بسیار پرنفوذ بود. مانى در بنیاد اندیشه اش مروّج آیین گنوسى است، امّا برخلاف گنوسیانِ پیش از خود، بُن مایه هایى مهم از دین زرتشت، بودا و مسیح را به آیین خویش افزود و رنگى تازه و دینى به آن بخشید. گنوسیانِ پیش از او، چون مرقیون، باسیلیوس و والنتینوس همگى در شمار فرقه هایى گنوسى مسیحى بودند و بیشتر گرایشى عرفانى داشتند و آراى آنها براى خواصّ بود، در حالى كه مانى آیینى نو آورد و گرایش عرفانى را به دینى مبدّل كرد كه قرنها دوام یافت.[1]

در دین مانى، اعتقاد به دو اصل جاودانى وجود دارد، نور (یا روح) و تاریكى (یا مادّه). جهان كنونى از كنش و واكنش هاى میان این دو تشكیل شده است و زاییده نبرد میان تاریكى و نور است كه به پراكندگى پاره هاى نور منجر شده و انتشار گوهر مینوى و محبوس ماندن آن در مادّه، منجر به زندانى شدنِ روح در قفس تن گشته است.

همه اینها بى تردید، باورهایى گنوسى است و مفهوم اصلى آن «طلا در گِل» (یعنى روحِ محبوس در مادّه) است، عنصر ارزشمندى كه نیازمند رهایى است، تا به سرچشمه خویش بازگردد. آموزه رستگارىِ مانوى مبتنى بر دانش است. دین مانوى، همانند همه جنبشهاى گنوسى، «دانش» را مایه نجات آدمى مى داند و این نجات از راه پیروزىِ «نورنیكو» بر «تیرگىِ شرور» به دست مى آید. معرفت از طریق خاطره اى به رستگارى منجر مى شود كه در آن، انسان تشخیص مى دهد كه روحش پاره اى از نور و با خداى متعال همْ گوهر است.[2]

مانویّت اساساً یك دین مكتوب است. در میان دینهایى كه مانى در ابداع خویش از آنها بهره برد، هیچ یك همچون دین او آثارى مكتوب نداشتند كه به دست بانیان آن دین نوشته شده باشد. بودا، زرتشت و عیسى درباره دین خود چیزى ننوشته بودند. امّا مانى كتابهایى نوشت و نظام عقیدتى قابل فهمى از تلفیق آراء این ادیان بوجود آورد.

 

زبان مانى

مانى اهل بابِل بود و بابل بخش پایینىِ بین النهرین است كه در آن زمان مردمانش به زبان آرامى (یا دقیق تر بگوییم، آرامىِ شرقى) سخن مى گفتند. مانى گفته است: «من شاگردى شاكرم كه از سرزمین بابل برخاستم». زبان آرامى شرقى در ارتباطى تنگاتنگ با زبان سُریانىِ اُدِسایى، زبان ادبى اى كه در اُدِسا رواج یافت، است. بخشهایى از اشعار مانوى كه احتمالا خود مانى آنها را سروده است، به صورت محاوره اُدِسایى به رشته تحریر درآمده اند.[3]

مانى در به كارگیرى ابزار زبان شناختىِ خود نیز ـ تا آنجا كه به زبانهاى ایرانى، چون پارسى میانه و پهلوى مربوط مى شد ـ نوآور بود. او در حقیقت، پیچیدگیهاى نگارشىِ این زبانها را اصلاح كرد. مانى بخش بزرگى از آثار خود را نه به زبان ایرانى، بلكه به آرامىِ شرقى نگاشت. تنها یك كتاب او، شاپورگان، به زبان پارسىِ میانه نوشته شده است.

این نوشته ها نشان مى دهد كه مانى مردى اهل دانش و برخوردار از فرهنگ گسترده اى بود و بى تردید با اناجیل چهارگانه و رساله هاى پولس، مكاشفات حضرت آدم، شیث، پولس، اندریاس آشنا بود و مهّم تر از همه توماس، مبلّغ مسیحیّت در هند، را نیز دیده بود. توماس از نظر او یك الگوى تبلیغ بود. او احتمالا با نوشته هاى فلسفى و شاعرانه بردیصان نیز آشنایى داشت، چون در كتاب رازها از او سخن مى گوید. نیز تردیدى نیست كه مانى با سنّت زرتشتى آشنا بوده است و بعدها در سفرهاى تبلیغى خود با بسیارى از سنّتهاى زنده دیگر نیز آشنا گشت و بى شك فرصت مطالعه آیین بودایى مهایانه را نیز یافت.[4]

نخستین بار سریانیان به مانى گفتند: «مانى حیّه» (= مانىِ زنده به معناى بیدار، عارف و آگاه) و همین نام را یونانیان به نیز Manichaios بدل كردند، یعنى «مانىِ زنده» كه در واژه انگلیسىِ Manichacism بازمانده است. مانى و شاگردان و جانشینان او به هنرهاى دیدارى، گرافیكى و خطّاطى بس ارج مى نهادند. به همین مناسبت، شهرت مانى به عنوان نقّاش تا سده هاى بسیار دوام یافت. به طور كلّى اعتماد فوق العاده مانى و پیروانش به سنّت نوشتارى و خلق آثار مكتوب در تاریخ عتیق امرى كاملا استثنایى بود; زیرا اندیشمندان عهد باستان وثوق سنّت شفاهى را بیشتر مى دانستند.

بنابر گفته دانشنامه بزرگ زرتشتیان، كتاب دینكرد، اهمیّت كلام شفاهى بى تردید بیشتر از نوشتار است. تأكید بر سنّت شفاهى در نوشته هاى افلاطون و اندیشه سقراط نیز دیده مى شود. از این لحاظ انبوه نوشته هاى مانى در میان ادیان دیگر به او ویژگى خاصّى مى بخشد.[5]

مانویّت در سرزمینهاى مدیترانه و در آسیا و هند پیروانى یافت. در اثر مخالفتهاى قدّیس آگوستین، كه خودش زمانى به دین مانوى گرویده بود، چندى رو به افول نهاد امّا بعد از جنگهاى صلیبى، گروهى مبادى مانى را از سرزمینهاى شرقى اقتباس كرده، دوباره به مغرب زمین آوردند و فرقه اى به نام كاتارها را ایجاد كردند كه مدّتها در جنوب فرانسه رواج یافت. در سده یازدهم كاتارها در ایتالیا، آلمان و فرانسه پرآوازه بودند. امّا پس از قرن سیزدهم به تدریج دین مانوى پیروان خود را از دست داد.[6]

مانى را معمولا تحت تأثیر آراى بردیصان[9]

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 11:33 1386/07/6
10

مقاله : متون دینى آیین مانى / فروزان راسخى
(2)

 

متون مانوى

متون مانوى را به چند گروه مى توان تقسیم كرد: الف: نوشته هاى خودِ مانى كه شامل هشت كتاب است. به جز دوكتاب، یعنى شاپورگان و ارژنگ، بقیه جزو متون مقدّس ومعتبر مانویان محسوب مى شود. ب: نوشته هاى بزرگان مانوى كه ادبیّات غیرمعتبر مانویّت را تشكیل مى دهند. ج: آثار دیگران كه در آنها بخشهایى از آثار مانوى آمده است.

از دست نوشته هاى ارزشمند و گوناگون مانى تنها مقدار كمى بازمانده است. نوشته هاى بزرگان مانوى براى ما نسبتاً بیشتر شناخته شده است تا نوشته هاى مانى. نوشته هاى مانى اساساً از طریق متن هاى مكشوف در ترفان[13] پیدا شد، مجموعه هاى دیگرى از مواعظ، اشعار و سرودها نیز در دست است كه درباره آنها سخن خواهیم گفت.

 

مجموعه كتب مقدّس و آثار مانى (The Canon)

از میان آثارى كه منسوب به مانى است شش اثر در زمره متون مقدّس مانویان و معتبر شمرده مى شوند كه عبارتند از: 1ـ انجیل زنده 2ـ گنج حیات 3ـ رساله 4ـ كتاب رازها 5ـ كتاب غولان 6ـ نامه ها. اینك به معرّفى هریك از اینها مى پردازیم.

1ـ انجیل زنده: این اثر به زبان سریانى نوشته شده و بخشى از این كتاب كه از سریانى به یونانى ترجمه شده است در مجموعه دست نوشته هاى مكشوف در اكسیرینخوس وجود دارد. در این كتاب، او خود را همان فارقلیط مى داند كه مسیح مژده آمدنش را داده بود. به نظر مى آید كه مانى در این كتاب ضمن همراهى با آموزه عیسى درصدد پیشى گرفتن بر اناجیل معتبر مسیحیان بوده است.

2ـ گنج حیات:[14] این عنوان یادآور كتاب مقدّس منداییان، یعنى گَنْزَه (Ginza) به معناى گنج است و شاید این امر گواه ارتباط مانى و منداییان باشد. بخشى از این كتاب در كتاب ابوریحان بیرونى آمده است. بخشهاى دیگرى از آن نیز در كتاب آگوستین نقل شده است.

3ـ رساله:[15] مضمون این اثر احتمالا نوعى اخلاق عملى بوده است امّا متأسفانه هیچ قطعه اى از این اثر در دست نیست و نمى توان سخن قطعى اى درباره آن گفت.

4ـ كتاب رازها:[16] كه شامل هجده فصل و مضمون آن حمله به جانشینان بردیصان است. عناوین فصول این كتاب در الفهرست ابن ندیم آمده است، امّا هیچ بخشى از آن كشف نشده است. آنچه از عناوین آن برمى آید این است كه فصل 1 و 12 و 13 مربوط به تعالیم بردیصان بوده است. شاید بتوان حدس زد كه این اثر به قصد مقابله با اثرى باشد كه به همین نام نزد پیروان بردیصان رواج داشته است. بخشهایى از این كتاب نیز در كتاب بیرونى ترجمه شده است.

5ـ كتاب غولان:[17] آنچه درباره این كتاب مى دانیم مدیون آثار مكشوفه در ترفان است. قطعات مذكور امروزه یك كلّ را تشكیل مى دهد، گرچه قسمتهاى افتاده اى نیز در آن دیده مى شود. در این كتاب، مانى یك اسطوره كهن شرق میانه را انتخاب مى كند و با استفاده از طرح آن به بیان نظرگاههاى خود مى پردازد. این اسطوره همان افسانه هبوط فرشتگانى است كه با اژدهایى درگیر بودند. در نوشته هاى ایرانىِ میانه، سام و نریمان، دو كشنده اژدها و از چهره هاى آشناى اسطوره اىِ ایران باستان هستند. مانى این طرح را كه خاستگاهى ایرانى دارد با داستان هبوط فرشتگان آن چنان كه در كتاب اوّل اخنوخ آمده است آمیخت و اسطوره اى نوین را آفرید.

6ـ نامه ها:[18] این نوشته ها در مجموعه اى به زبان قبطى به دست آمده اند و اكثر بخشهاى آن گمشده اند. جز عناوین و مقدمّات آنها نمى توان نكته اى را از این نامه ها دریافت. دو نامه اى كه از مضمون آنها مطّلعیم محتوایى صددرصد عقیدتى ندارند بلكه بیشتر به نامه هاى شخصى شبیه اند. شاید بتوان گفت كه این نامه ها برداشتهایى آزاد از رساله هاى قدّیس پولس اند. این نامه ها مانند رساله هاى پولس شامل قطعه هاى عقیدتى، جهت گیرى هاى عملى و روابط شخصى اند.

گرچه این نامه ها در آغاز به قصد انتشار به صورت یك كتاب تهیّه نشدند، امّا مانى در دوره زندگى اش آنها را همچون بخشى از دستاورد ادبى اش به دیگران مى داد تا بخوانند. فهرست مفصّلى از نامه هاى او در الفهرست آمده است. كتابهاى معرّفى شده همه به زبان سریانى به رشته تحریر درآمده اند.[19]

 

ادبیات غیرمقدّس (Non-Canonical Literature)

دو اثر دیگر به مانى نسبت داده اند كه بیرون از مجموعه رسمى و دینى قرار دارند. این دو اثر عبارتند از:

1ـ شاپورگان[21] كتاب شاپورگان كه به شاپور اوّل، شاه ساسانى، اهدا شده، به زبان فارسى میانه نوشته شده است (برخلاف دیگر كتابهاى مانى كه همه به زبان سریانى نوشته شده اند).

این نخستین اثر مانى است كه در آن، آموزه اش را شرح مى دهد و مضمونى جهان شناسانه و خصوصاً آخرت شناسانه دارد. در این كتاب مطالبى نیز درباره زمان و مكان تولّد مانى آمده است. شاید علّت تفاوت زبان این اثر با دیگر آثار مانى در این نكته باشد كه او درصدد جلب نظر پادشاه بوده، از این رو، به گویش سلسله ساسانى اعتنا كرده است.[22]

این كتاب را از قطعات به جا مانده در دستنوشته هاى مكشوفه در ترفان و نیز از گزارش بیرونى بازمى شناسیم. شاپورگان در طى 255ـ250 میلادى به رشته تحریر درآمد.

ارژنگ كتاب مصوّرى است كه اكثر جنبه هاى مهّم آموزه هاى مانى را به تصویر كشیده است به شیوه اى كه حتّى براى بى سوادان نیز قابل فهم است. در سراسر قرون وسطا در ایران، مانى به نقّاشى و صورتگرى معروف بود. او به تقلید از چینیان و هندوان براى شرح و توضیح تعالیم خود دست به كار آفرینش نقوش و تصاویر شد. وقتى كه دین مانى در ایران نابود شد، مردم اویغور در تركستان چین و آسیاى مركزى همچنان به آن عقاید پایدار مانده و سلاطین ایشان آن را دین رسمى خود قرار دادند; در پایتخت ایشان، شهر چتچو (chatcho)، قسمتى از كتاب ارژنگ با تصاویر و نقوش به دست آمد كه در قرون دوم و سوم هجرى نگاشته شده بود و بالاخره آن كتاب مصوّر را انجیل مانى یا «انگلیون» نیز گفته اند. ظاهراً در عهد غزنویان نسخه اى از كتاب انجیل مانى وجود داشته است.[23]

 

كفالیا (Kephalaia)

اثر مهّم دیگرى كه در نوشته هاى قبطى به دست ما رسیده، كتابى است كه در ترجمه یونانى اش عنوان كفالیا را دارد. به نظر مى رسد كه این كتاب بیش از 520 صفحه بوده و به فصول (= كفالیا) متعدّدى تقسیم مى شده است. این نوشته گزارشى از آموزه ها، تفاسیر و الهامات مانى است و غالباً او را در حال گفتوگو با شاگردانش معرفى مى كند. امّا مضمون كتاب بسیار پراكنده و مطوّل است و هیچ نظام مشخصّى را ارائه نمى دهد. شاگردان مانى در اینجا گروهى ویژه اند كه حواریّون عیسى را به یاد مى آورند. نویسنده كفالیا آشكارا عیسى را مدنظر داشته است. معلوم نیست كه این كتاب را خودِ مانى نوشته یا یكى از پیروان او. در هر حال این كتاب مربوط به قرن چهارم و اثرى عقیدتى و یكى از منابع مهّم مانویان بشمار مى رود.[24]

 

دست نوشته هاى مانوىِ كُلن (Cologne Mani-Codex)

این دست نوشته ها به زبان یونانى و مجموعه اى است كوچك مربوط به قرن پنجم میلادى كه اكثر آن از میان رفته و مزیّن به مینیاتور و داراى عنوان «در تكوین بدن او (= مانى)» است. كتاب از زندگى مانى سخن مى گوید و شامل سخنان خودِ مانى است. در سال 1969 بخشى از مجموعه كُلن بازسازى و قرائت شد و بدینگونه زندگینامه مانى كه داراى سبكى شورانگیز دست بدست آمد.[25]

 

زبور مانوى Psalms Book

زبور مانوى یكى از آثار ادبى دینى عصر ساسانى (قرن سوم و چهارم میلادى) است كه نخست به زبان سریانى سروده شد. بیشتر آثار مانى در اصل به سریانى بوده كه بعدها به زبانهاى دیگر، از جمله پارتى (پهلوى اشكانى)، فارسى میانه (پهلوى ساسانى)، یونانى، قبطى، چینى و جز آن ترجمه گردید. زبور مانوى در سده چهارم مسیحى به یونانى و آنگاه به زبان قبطى ترجمه شد. آلبرى، پژوهنده و متخصّص زبان قبطى، زبور مانوى را براى نخستین بار قرائت و به انگلیسى ترجمه كرد. ادبیّات مانوى بویژه در بخش زبور و نیایش ها، از نظر احساسات لطیف و شاعرانه ارزش ادبى بسیار چشمگیرى دارد.

زبور مانوى به پیروى از زبور داود سروده شده است و پیش از دو كتاب مهّم دیگر قبطى زبان یعنى، مواعظ و كفالیا، ــ حدوداً در سال 340 ق. م.  ــ نوشته شده است. این كتاب شامل 289 مزمور شماره دار و گروه بى شمارى از مزامیر پراكنده است. به جز مزامیر توماس همه مزامیر مانوى یك ویژگى مشترك دارند; هریك با ستایش خداوند، عیسى، مانى، برگزیدگان و شمارى از مانویانى كه چه بسا جزو شهدا بوده اند، پایان مى یابد. در هر نیایش دست كم نام یكى ازافرادْ گرامى داشته مى شود.[26] این سرودها نقش مؤثرى در دین مانوى داشته وبسیارمتنوّع اند. زهد مانوى دراین مزامیربه خوبى منعكس شده است.

در یكى از مزامیر آمده است: «كسى كه مزمورى را به آواز بخواند، مانند كسى است كه تاج گل مى بافد، آنان كه پس از او پاسخ مى دهند، چون كسانى اند كه گل سرخ به دستشان دهند.» پس مى توان نتیجه گرفت كه سرودخوان یا چاووشى خوانِ مانوى به تنهایى شعرى را مى خوانده و در پایان، همه شركت كنندگان در نیایشهاى دسته جمعى پاره اى از شعر را تكرار مى كرده اند. این سنّت هنوز در مرثیه خوانى هاى ایران محفوظ مانده است.

 

اشعار و مواعظ

نخستین بار پروفسور كارل اسمیت در سال 1930 شمارى از دست نوشته هاى پاپیروس قبطى را در مصر كشف كرد و همو تشخیص داد كه دست نوشته هاى مذكور همان اشعار مانوى است. انتشار این اشعار از سال 1934 آغاز گردید. این پاپیروس هاى قبطى كه اشعار مانوى بر روى آنها نوشته شده مربوط به نیمه دوم سده چهارم مسیحى است كه از یونانى ترجمه شده اند و متنهاى یونانى نیز از زبان سریانى برگردانده شده بودند. اشعار مانوى به چند زبان نوشته شده اند كه عبارتند از: 1ـ اشعار پارتى یا سرودهایى به زبان پهلوى اشكانى 2ـ اشعار فارسىِ میانه مانوى كه شامل نیایشهایى در ستایش ایزدان مانوى است. 3ـ اشعار قبطى كه مهمترین بخش آن سرودهاى كتاب زبور مانوى است. این اشعار از لحاظ ادبى بسیار متفاوتند. اشعار و زبور را مى توان ادبیّات آهنگینِ دین مانوى برشمرد.

بخش دیگرى از ادبیّات مانوى مواعظ[28] نیز باید از اعترافات نام برد كه كتاب قواعدِ اقرار به گناه است. قطعات پراكنده دیگرى در جاهاى مختلف یافت مى شوند كه گرچه نمى توانند دوره زندگى مانى را از همه نظر بازسازى كنند، امّا تصویرى جالب و مشخص از آغاز و انجام فعالیّت عمومى او ارائه مى دهند. بخشهایى از چنین گزارشهایى در الفهرست، سه قطعه مكشوفه در ترفان و متون گوناگون قبطىِ مانوى وجود دارند.

زندگى مانى به شدّت با عناصر افسانه اى درآمیخته كه به مقوله زندگى قدّیسان تعلّق دارد. این نوع گزارش درباره قدیّسان ابتدا در روزگار هلنى دیده مى شود كه بعداً از سوى مسیحیان و نیز مانویان پذیرفته شد و سرانجام در تألیفات اسلامى دیده مى شود. داستانهاى عهد عتیق تا حدّى این الگو را فراهم مى كنند. گزارش زندگى مانى تا حدّ زیادى شبیه به زندگینامه هاى مسیحى و هلنى است: همان آمیختگىِ شرح زندگى با داستانهاى واقعى از زبان شاهدان عینى، همان تأكیدات بر اوضاع و احوال شگفت انگیزِ تولّد و تهذیب نفس، همان مرگِ معجزه آسا، همان وصف سفرهاى تبلیغى به سرزمینهاى دور، همان ملاقاتها با حكّام قدرتمند، همان گزارشهاى جالب و سخنان واعظانه و همان تراكم فقرات مختلفِ نامربوط به هم (مانند آنچه در اعمال رسولان وجود دارد).[29]

تعالیم مانى در آثار مخالفان (زرتشتى و مسیحى)

جوامع دینى هم عصرِ مانى از همان آغاز، تعالیم او را همچون خطرى مهم تلقّى كردند. جامعه مسیحى و زرتشتى هر دو با تنفّر بر ضدّ وى شوریدند. موبد كریتر كه مانویان او را مسئول اصلى مرگ مانى مى دانستند در میان زرتشتیان فعالیّت مؤثّر و ویژه اى داشت. امّا كریتر در این مورد تنها نبود. دشمنى زرتشتیان با دین مانى كه قرنها دوام یافت به ویژه در ادبیات وسیع كلامىِ سده سوم هجرى نمودار است، از جمله در رساله شكندگُمانیك وزار (گزارش گمان شكن، كه از دیدگاه زرتشتى با اسلام، مسیحیّت، یهودیّت و مانویّت برخورد مى كند) تمامى فصل شانزدهم به انتقاد از مانى و تعالیم او اختصاص یافته است.

رساله گجستگ اَبالیش (ابالیشِ ملعون) بیانگر مناظره ابالیشِ زندیق[30] و موبد آذر فرتبغ است. نیز در دینكرد، تفاوت دیدگاههاى مانویّت به نمایندگى شخص مانى و دین زرتشتى به نمایندگى آذربادمار سپندان، با دوازده موضوع نمایانده شده است. در این اثر از هر فرصتى براى نشان دادن انزجار نسبت به مانى و آموزه هاى او استفاده شده است.

دین مانى در پایان سده سوم میلادى در غرب نفوذ كرد. الهیّون كلیساى باستان كم كم خطر را به چشم مى دیدند، در این زمان، نخستین تلاش هاى ضدّ مانوىِ مسیحیان آغاز گشت كه حاصل آن كتاب اكتا آرخلاى[32] بود. این كتاب گرچه گزارش یك مسیحى درباره مانى است امّا شامل موادّ معتبر بسیارى است كه توصیفى شخصى از او به دست مى دهد و مى گوید كه مانى كتابى بابلى به دست چپش داشت.

در پایان سده سوم میلادى آگوستین جوان به آیین مانى گروید و 9 سال در حلقه سامعان زیست. او در طىّ این نه سال بینش و درك كاملى از تعالیم مانى به دست آورد، امّا بعدها به نافذترین چهره مخالف آن تعالیم بدل شد. آگوستین در چند رساله از دین پیشین خود یاد كرده، با آن مخالفت مى كند. حتّى در رساله هایى نیز كه درباره مانویّت نیست گهگاه مخالفت خود را نشان مى دهد. بهرحال همه آثار آگوستین تقریباً منابع دست اوّل این دین به شمار مى رود به ویژه بنیادنامه. نیز باید به اثر مهّم دیگرى اشاره كنیم: كتاب مكاتب[34] نویسنده سورىِ سده هشتم كه از مآخذ سریانى دین مانى است.

در میان نویسندگان ایرانى ابن ندیم در الفهرست خود براساس نوشته هاى اصیل مانوى گزارشى از آنها بدست داده است. نیز ابوریحان بیرونى گزارش تازه و بى طرفانه اى از مانویّت در كتابهاى خود آورده است كه از نظر اهمیّت همتاى الفهرست است.

پیش از آنكه دست نوشته هاى مانوى كشف شوند، آثار آگوستین، بیرونى، ابن ندیم و هگمونیوس منابع بنیادى مانویّت به شمار مى رفت. گرچه امروزه بازیافتهاى تازه ترى داریم امّا برخى از آثار نویسندگان مخالف با مانویّت هنوز اهمیّت شایانى دارند زیرا متضمّن آگاهى هایى ارزشمند و شایسته اند.

 

پژوهشهاى بعدى

نخستین رساله پژوهشگرانه درباره مانویّت، تاریخ نقد مانى و آیین او از هوگوئنو اسحاق دبوسوبر[35] است كه در نیمه اول سده هجدهم میلادى به رشته تحریر درآمد. در سده نوزدهم پژوهش در متون مانوى راههاى پرثمرى را پیمود. پژوهشهاى كهن جاى خود را به جستارهاى نوین و سودمند داد و منابع ناشناخته پیشین كشف گردید. از زمانى كه یافته هاى مانوىِ آسیاى میانه مسایل كاملا متفاوت و پیش بینى نشده اى را بوجود آورد، پژوهشهاى دامنه دار سده نوزده بیشتر مقبول افتاده است.

نظام دین مانوى اثر بوئر[43]



منبع : مجله هفت آسمان http://www.religions.ir/mag/mag.php?magid=10§ion=7

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 11:33 1386/07/6
11

مقاله : متون دینى آیین مانى / فروزان راسخى
(3)

 

 

نمونه هایى از زبور مانوى

در پایان این جستار كوتاه درباره ادبیات مانوى چند نمونه از مزامیر مانوى را ذكر مى كنیم. ابتدا قطعه اى را كه «در مرگ مانى» سروده شده است مى آوریم:

همه اسرار در تو كمال یافته اند               اى پدر ما!                       خداوندگار ما، مانى!

در روزِ بر داركردگى                   خویشتن را به دست محتشمان سپرد

در روز دوشنبه...                                  چهارمین روز از ماه فامنوث،[44] ]به ساعت 11[،

او خویشتن را به مرگ سپرد

... آن خجسته، خداوندگارِ ما                                          مانى

به زانو نشست، از خداوند بخشایش جست                                             خروش بركشید و گفت:

در بگشاى                  و مرا از رنجها رهایى بخش!                        فرمانروایان زمین خشماگین بر من رأى زدند

... مردانى كه همه چیز بر هم زنند و دگرگون كنند                          و حلاوت را تلخ

از روزى كه آنانم به بند افكندند                           تا روز بر چلیپا شدن، بیست و شش روز برشمرده شده،

شبان و روزانم پاییدند                           با نگاهبانانى كه گماشته بودند

آنان شش زنجیر بر گردنم نهادند                         ... و مرا بستند

همه گزیدگان و نیوشایان[45]                                با دیدن شكنجه هاى من گریستند

اجازه ندادند آن گنهكاران                       كه فرزندان، شاگردان، شبانان و شمّاسان را ببینم

چه، مى دیدند كه آنان ]فوج فوج[ نزد من آیند.

... هان! آسمان و زمین و آن دو چراغ فروزان                                  از فراز گواهند كه بدانان جز نكویى روا نداشتم

امّا آنان با خشونت بر چلیپایم كشیدند

... پدر شكوهمند خویش را دیدم                                    كه هماره در انتظارم بود                             او دروازه عرش را در برابرم گشود

دستْ فراز كرده، نمازش بردم                             با زانوان خمیده نیایش كردم

كه توانستم خود را از تمثال مادّى درآورم                          و جامه انسانى بركَنم

هان! كالبدش را به میانه شهر آن گنهكاران آوردند

در آن هنگام، سرش را از بدن جدا كردند                           و در برابر چشمان انبوهِ مردمان برآویختند

گزیدگان و نیوشایان...                                       بزرگْ شبان آنان

كه از میانشان عروج كرد                                    ... عروج كرد آن محبوب                  به آسمان.

مزمور دیگر با عنوان «آگاه، منجى ام» یكى از مزامیر پراكنده در زبور مانوى است كه مضامین لطیفى دارد;

آه، منجى ام!                          پیامبر بشكوهت دارد                                 آه، منجى ام!

دوشیزگانش به شكوهت دارند                           آه، منجى ام!

سكاندارانش كه با وى به سر برند                       بیا آواز سردهیم!              خورشید و ماه بشكوهت دارند        آه، منجى ام!

و همه ایزدان كه با وى اند                                  آه منجى ام!

انسانِ كامل نیرویت بخشد                                آه، منجى ام!

باد و آب و آذر                          بشكوهت دارند                            آه منجى ام!                                كه هر روز از مغاك فرا جهند

بیا آواز سردهیم!                                 حواریّون بشكوهت دارند                            آه، منجى ام!      كه دورشان به پایان آمده، غرقه در شادى مى دوند                       آه، منجى ام!

و براى تاج گلهاى خویش به سوى روشنى شتابند                         بیا آواز سردهیم!

فار قلیط بشكوهت دارد                                     آه منجى ام!

خداوندگار ما، روشنى ما، مانى                          آه منجى ام!

و شاخه ها، گیاهان تاكستانش                          بیا آواز سردهیم!

آیین وى خجسته ات دارد                                  آه، منجى ام![46]

و در همین مزامیر پراكنده مزمورى است با عنوان «نورت چه نیكوست، اى روح»:

نورت چه نیكوست اى روح         سخنت فرانیوشم، اى پاك سرشت!

فرمانهایت چه نیكوست، اى روح!            آنانم روشنى بخشیدند، اى پاك سرشت!

چه نیكو خِردت، اى روح!            كه روشنى ام بخشید، اى پاك سرشت!

چه نیكوست عشق تو، اى روح! كه جانم زندگى بخشید، اى پاك سرشت

از آن هنگام كه بشناختمت، اى روح!       كه جانم زندگى بخشید، اى پاك سرشت

از آن هنگام كه بشناختمت، اى روح!       شیدایت شدم، تو اى پاك سرشت!

همه چیز را به آتش كشیدم، اى روح!       تنها به تو عشق ورزیدم، اى پاك سرشت!

پدر ومادر رها كردم، اى روح!       برادر وخواهر را، به كام تو، اى پاك سرشت!

زَر چیست در نگاهم؟   سیم، چو سنگپاره اى، اى روح!

بوستان و مرغزار          هیچ، در نگاهم    اى پاك سرشت!

همسر و فرزند و عشق هیچ، در نگاهم    اى روح!

خوراك و آشام هیچ، در نگاهم    اى روح!

چه، بس سیرابم، اى پاك سرشت          تشنه و گرسنه نِیَم، اى روح!

... رامش كجاست، اى روح!       در كمال تو، اى پاك سرشت!

در شكیبایى ات، اى پاك نهاد!

شگفتا سخن گفتن از تو، اى پاك نهاد!

عشقت ناگفتنى است، اى پاك سرشت

سكوت كجاست، اى روح!          تو هوشِ گردآمده اى، اى پاك سرشت!

تو خرد نورى، اى روح    اندیشه كاملى، اى پاك سرشت!

تو رایزنىِ نیكویى، اى روح         مشیّت خجسته اى، اى پاك سرشت!

بِشكوهى اى روح!       هماره و جاودان!

شكوه و فخر بر عیسى، شهریار و قدّیسان

پیروزى و تاج گل از آنِ روح مریم   آن روحِ پاك سرشت![47]


 

فهرست منابع

1. اكبرى، سى. آر. سى، زبور مانوى، ترجمه ابوالقاسم اسماعیل پور، انتشارات فكر روز، تهران، 1375.

2. آیین گنوسى و مانوى، مجموعه مقالات، ترجمه ابوالقاسم اسماعیل پور، انتشارات فكر روز، تهران، 1373.

3. ناس، جان بى، تاریخ جامع ادیان، ترجمه على اصغر حكمت، انتشارات آموزش انقلاب اسلامى، تهران، 1370.

_. Asmussen, Jes p. Manichaen Literature, Delmar, New York, 1975.

_. Dictionary of philosophy, Edited by Dagobert D. Runes, NewJersey, 1965.

_. Dictionary of Religion, Edited by Jonathan Z. Smith, Harper San Francisco, 1995.

_. Encyclopedia of Religion, Edited by Mircea Eliade, New York and London, Macmillan, 1987, Vol. 9.

_. Widengren, Geo, Mani and Manichaeism, London, 1965, Chapter five.



[1]. سى. آر. سى، آلبرى، زبور مانوى، ترجمه ابوالقاسم اسماعیل پور، ص11.

[2]. آیین گنوسى و مانوى، مجموعه مقالات، ترجمه ابوالقاسم اسماعیل پور، انتشارات فكر روز، 1373، ص122.

 

 

 

[6]. جان. بى، ناس، تاریخ جامع ادیان، ترجمه على اصغر حكمت، ص641.

 

 

[9]. دایرة المعارف فارسى، مصاحب، ج1، ذیل همین نام.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[22]. این كتاب شاید به سبب رویدادهاى اندوهبارى كه میانه او و دربار شاهى را برهم زده بود، جزو مجموعه كتب دینى به شمار نیامده است.

[23]. ناس، همان، ص9ـ168

 

[25]. آیین گنوسى و مانوى، ص177.

[26]. اكبرى، پیشین، ص13ـ12.

 

[28]. اكبرى، پیشین، ص12.

 

[30]. بى تردید واژه زندیق (zandyky) در این نوشته اشاره به مانویان است.

 

 

[44]. فامنوث، نام یكى از ماهها، برابر شهریورماه.

[45] جامعه مانوى به دو طبقه تقسیم مى شد: برگزیدگان و نیوشایان. آگوستین درباره این دو طبقه مى گوید: «نیوشایان گوشت خورند و بر زمین كشت كنند و اگر بخواهند، همسر گزینند، امّا هیچ یك از این امور براى برگزیدگان جایز نیست. نیوشایان در برابر گزیدگان نماز برند و فروتنانه از آنان تكلیف خواهند. براى نیایش و ستایش خورشید و ماه بدانان پیوندند. یكشنبه ها روزه گیرند. همگى به اندیشه هاى شرك آلود معتقدند كه ارتداد مانوى را بس تنفّرانگیز مى كند. از جمله زایش مسیح از یك باكره را منكرند، و گویند كه گوشت تنش حقیقى نبود، بل دروغین بود. ... آنان بر این باورند كه همه ارواح، انسانها و حتى جانوران از گوهر خدایند و همه از اجزاى اویند. سرانجام آنان گویند كه خداوندِ نیك و راستین با نژاد تاریكى نبرد آغازید و پاره اى از وجودش با فرمانروایانِ تاریكى درآمیخت، پاره اى كه در همه جهان آلوده شده است، امّا با خوراكِ برگزیدگان و با خورشید و ماه پالوده شود; هر پاره اى از خداوند كه پالودنش براى آدمیان میّسر نگردد، در پایان جهان به زنجیره جاودانىِ عقوبت منجر خواهد شد» (آیین گنوسى و مانوى، ص206ـ205).

[46]. اكبرى، همان، مزمور دهم از مزامیر پراكنده، صص420ـ414

[47]. اكبرى، همان، مزمور 30 از مزامیر پراكنده، صص 479ـ477.

[43]



منبع : مجله هفت آسمان http://www.religions.ir/mag/mag.php?magid=10§ion=7

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 11:50 1386/07/6
12
كتابهای مانی

انجیل زنده

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.


انجیل زنده یا انجیل مانی(به پهلوی:ewangelyon zindag) نام یکی از هفت کتاب اصلی مانی پیامبر مانویگری بود. معنای انجیل زنده به مفهوم انجیل آگاهی‌دهنده است.

امروزه چنین پنداشته می‌شود که مانی انجیل زنده خود را از روی انجیل الخسائیوس نوشته باشد. نوشته‌های این اثر برابر با نگاره‌های کتاب ارژنگ بوده است. در واقع ارژنگ به تصویر کشانده درونمایه انجیل زنده بوده است.

بخشهایی از انجیل زنده به پارسی میانه در تورفان یافت شده است.

منبع

  • هانس یواخیم کلیم‌کایت؛هنر مانوی؛برگردان ابوالقاسم اسماعیل‌پور؛ویراست دوم؛ ISBN 964-8332-12-6



بوگوخان

بوگوخان(پادشاهی ۷۶۰-درگذشت ۷۸۰ (میلادی)) پادشاه اویغورها و پشتیبان آیین مانوی بود.

وی نخستین بار در سال ۷۶۲ لویانگِ چین با آیین مانی آشنا شد و به این دین گروید و از این پس به فرمان او مانویگری کیش رسمی اویغورها شد و تا سده سیزده (میلادی) نیز در پادشاهی کوچک خوچو این دین نزد اینان به جا ماند.

در اثرهای به جا مانده از مانویان بوگوخان بسیار بزرگ داشته شده است. وی را فرزند مانی خواندند و در نیایشهایشان وی را دارای نیروی مینوی و جهانی و شایسته این نیرو دانسته‌اند.

منبع

  • هانس یواخیم کلیم‌کایت؛هنر مانوی؛برگردان ابوالقاسم اسماعیل‌پور؛ویراست دوم؛ 
  • ISBN 964-8332-12-6



رازان (کتاب دینی)

برای سایر کاربردهای رازان به صفحه ابهام زدایی رازان بروید.

رازان یا سفرالاسرار(در پهلوی:râzân) نام یکی از هفت کتاب اصلی‌ای است که مانی پیامبر مانویگری در راستای گسترش دینش نوشت.




شاپورگان

شاپورگان کتابی بود به پارسی میانه (پهلوی) که مانی پیامبر، آن را نوشته و به شاهنشاه ساسانی، شاپور یکم پیشکش کرد.

در شاپورگان آفرینش زمین و جهان مادی و پا گرفتن اهریمن و جهان فروغمند و درخت فروغمند و رویدادهای پایان جهان بازنمود شده است. تا سده چهارم هجری هم بخش‌هایی از آن در دست بوده است اما از میان رفت و بعدها در بخش‌های تکه تکه‌ای از آن در بیابان تورفان (در سین کیانگ در غرب چین) در زیر شنهای کویر بازیافته شد.

شاپورگان از سوی بانو نوشین عمرانی در ایران به چاپ رسیده است. در ویرایش این اثر، از متن چاپ شده «شاپورگان» به کوشش «مکنزی» (استاد زبان‌های ایرانی در دانشگاه لندن) و بخش‌های به چاپ رسیده از سوی «مری بویس» - در آکتا ایرانیکا- بهره گیری شده است.

"در هر زمانی انبیا حکمت و حقیقت را از جانب خداوند به مردم عرضه کرده اند؛ گاهی در هند به وسیله پیامبری به نام بودا و گاهی در ایران به واسطه ی زردشت و گاهی در مغرب زمین به وسیله عیسی و عاقبت من که مانی پیامبر خدای حق هستم و مامور نشر حقایق در سرزمین بابل گشته ام"[۱]



کتاب کوان

کتاب کوان یا غولان(به پهلوی:kawân) یکی از هفت نوشته اصلی مانی پیامبر در راستای تبلیغ آیین مانوی بود. بازمانده این کتاب در کشور آلمان نگهداری می‌شود.

با مطالعه درونمایه کتاب در دوران کنونی برخی مفهومهای مانوی بازدانسه شد،از آن دسته تفسیر قلمرو نور و مفهوم خیر و...بر پای نوشته‌های این کتاب سرزمین نور از سه سوی شمال،خاور و باختر گسترده شده و در جنوب با سرزمین تاریکی هممرز است.

کتاب کوان از روی یک نسک آرامی به همین نام از نوشته‌های خنوخ -که امروزه یافته شده است- بازنویسی و الهام گرفته شده است. اینچنین اثرگذاری آیین یهودی بر مانویگری آشکار گردیده است.





گنج زندگان

گنجِ زندگان(به پارسی میانه:niyân i zindagân) نام یکی از هفت کتاب اصلی مانی پدیدآورنده کیش مانوی است.




امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 11:51 1386/07/6
13

مانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.


مانی[1], پیامبر, در سال ۲۱۶ (میلادی) در تیسفون بدنیا آمد و پیام آور آیین مانوی بود. او توسط موبدان مورد خشم قرار گرفت ولی توسط مادر شاپور حمایت شد و رشد کرد. او در نهایت در زمان بهرام دوم کشته شد. مانی، از پدر و مادر پارتی ایرانی در تیسفون، بابل در بین النهرین (عراق کنونی) که در آن زمان بخشی از امپراطوری پارس بود در ۲۱۰-۲۷۶ پس از میلاد مسیح، زاده شد. او واعظ مذهبی و بنیان گذار مانی گری، آیین عرفانی باستانی پارسی بود که زمانی پیروان فراوانی داشت ولی اینک منسوخ شده‌است. مانی گری نوین، جنبش مدرن احیا خواه این آیین است که با این دیانت ارتباط مستقیمی ندارد ولی طرفدار آموزه‌های مانی است.

گرچه نوشته‌های اصلی، مانی پیامبر از میان رفته‌اند ولی بخش‌های قابل توجهی از دست نوشته‌های ترجمه شدهٔ آن به زبان قبطی از مصر و نوشته‌های بعدی از مانی گری تکامل یافته در چین باقی مانده و نگهداری می‌شوند. تا اواخر قرن ۲۰ ام، تکه‌های زندگی و فلسفه مانی، اغلب از تذکرات وی و آثار پس از زمان وی، کنار هم گذاشته می‌شد. تا در سال ۱۹۶۹ در مصر شمالی یک دست نوشت خطّی کهن یونانی متعلق به ۴۰۰ پس از میلاد کشف شد. که امروزه «نسخه مانی کلن»، نامیده می‌شود چرا که در دانشگاه کلن نگهداری می‌شود. این نوشته، شرح زندگانی مانی و نمو روحانی به همراه اطلاعاتی دربارهٔ آموزه‌های دینی مانی و شامل تکه‌های از انجیل زندهٔ او و نامهٔ او به ادسا می‌باشد. مانی خود را ناجی و حواری عیسی مسیح معرفی می‌کرد.در پاپیروس قبطی مانی گری قرن چهارم، مانی به عنوان فارقلیط-روح القدس و عیسای نوین شناخته می‌شود.

پارسی میانه و سریانی زبان‌های مادری مانی، اندیشیده می‌شوند. او هفت کتاب مقدس خود را به زبان سریانی(زبان اصلی در خاورنزدیک پیش از یورش تازی-اسلامی)به رشته تحریر درآورده بوده‌است.پدر مانی، به نام فاتک یا پاتیگ، از همدان و مادر وی مریم از خاندان کامسراگان با ادعای خویشاوندی با دودمان پادشاهی پارتی بود.با این وجود، اسامی پدر و مادر او، هر دو سریانی است. برخورد نخستین مانی با ادیان ابراهیمی در اوان جوانی او در زندگی با یک فرقهٔ زاهد یهودی به نام، الکاسیتس بود. در اواسط بیست سالگی، بدین باور رسید که رستگاری از راه آموختن، تذهیب نفس، گیاه خواری، روزه گرفتن و پاکدامنی، حاصل می‌شود. بعدها او ادعا کرد که او فارقلیط، موعود عهد جدید است.آخرین رسول و خاتم نبیین، که خلافت بشر را با هدایت الهی به سرحد نهایت می‌رساند.که شامل سلسله کسانی چون شیث، نوح، ابراهیم، سام، نیکوتئوس، انوخ، زرتشت، هرمس، افلاطون، بودا و عیسی است.

در دوران حیات وی، مبلغان اولیهٔ مانی در بین النهرین، پارس، فلسطین، سوریه و مصر فعال بودند.


//

زندگانی

مانی کودکی با استعدادهای استثنائی بود که سرشت تصوف گون را از پدر به ارث برده بود.گفته می شود که شخصی مافوق الطبیعه با وی ارتباط برقرارکرده بوده است. او سفرهای دور و وسیعی به ترکستان،هندوستان و ایران در میان بسیاری از پیروانش برای تبلیغ مسیحیت داشت.پس از چهل سال سفر به همراه ملتزمان خود به پارس بازگشت و پیروز برادر شاپورشاه را به آیین خود درآورد. مانی تحت تاثیر ماندایی گران،موعظه های خود را در سنین جوانی آغاز کرد.بنابر تذکره های بیرونی که در دائره المعارف قرن ۱۰ام :الفهرست ابن ندیم نگهداری می شود ،در دوران جوانی خود ،مانی از روحی که بعدها سیزیگس یا همزاد نامیده شده ،وحی دریافت کرده بود.و به او حقایق الهی دیانت را آموخته بود. درین دوره گروه های کثیر موجود بخصوص مسیحیان و زردشتیان برای قدرت اجتماعی-سیاسی قوی تر با هم در حال رقابت بودند. مانی همچنین از کتب مقدسی چون پوران و کورال نیز پیروی کرد. گرچه پیروان آیین مانی کمتر از زردشتیان بودند،برای نمونه،مانی گرایان از حمایت اشخاص عالی رتبه سیاسی برخوردارشدند و به یاری امپراطوری پارسی،مانی می توانست فرستادگان متعددی به دیگر نقاط جهان بفرستد. نخستین فرستاده مانی به امپراطوری کوشانیان در شمال باختری هندوستان بود(چنانچه نقش های متعدد مذهبی در بامیان در توصیف اویند)،جایی که باور برآن است که برای مدت زمانی زندگی کرده و به تعلیم پراخته است.گفته می شود که به سمت دره ی ایندوس در هندوستان در ۲۴۰ یا ۲۴۱ پس از میلاد با کشتی حرکت کرده است و پادشاه بودایی:توران شاه هندوستان را به آیین خود درآورده است.در آن موقع است که به نظر می رسد اثرات مختلفی از بودایی گری به مانوی گری سرایت کرده است :"نفوذ بودای گری بر تشکیل تفکر دینی مانی قابل توجه است.حلول ارواح ، باور مانی گران شد و ساختار چهارجانبه ی اجتماع مانوی،میان راهبان مذکر و مونث،(گزیدگان) و پیروان غیر روحانی (نیوشندگان) که ایشان را پشتیبانی می کردند،تقسیم گردید. که به نظر می رسد این هم برپایه سنگهای بوداییان باشد.پس از شکست در برابر بردن طرفداری نسل بعدی و مرتد اعلام شدن او توسط موبدان زردشتی،گزارش شده است که مانی در زندان در انتظار حکم اعدام شاهنشاه پارس،بهرام اول،در گذشت. در حالیکه در شرح های دیگر مرگ او را کندن پوست او یا بریدن سر وی اعلام می کنند.

شرح نویسندگان مسیحی

بنا بر سیریل اورشلیم،دانش اندوخته شده مانی از سفرهای مردی هندی به نام سیتانوس در ۵۰ پس از میلاد نشات گرفته است.پس از مرگ سیتانوس،شاگرد او تربینتوس به فلسطین و یهودا("در آنجا شناخته شد و در یهودا محکوم گردید")و بابل رفت. او از نام بوداس استفاده می کرد که می توانست خود را بودا معرفی کند و رابطه ای نیز میان فلسفه خود و بودایی گری بیان نماید.تربیتوس با خود تالیفاتی از سیتانوس آورده بود که پس از مرگش آنها را به مهماندار خود ،بیوه ای با یک برده به نام کابریسوس هدیه داد که بعدا نام خود را به مانی تغییر داد. مانس در پارسی به معنای سخن ران است. گفته می شود مانی آن کتاب ها را مطالعه نمود که بعد از آن منبعی برای دکترین مانی شد. هم چنین در قرن چهارم،افرائیم به مانی پرخاش کرد که چرا گذاشته مغلوب"دروغی" از هند شود که دو نیرویی که در برابر یکدیگر هستند را معرفی کند.

پس از وفات مانی

نظر براین است که پیروان مانی تلاش بسیاری برای مشمول کردن تمام رسوم دینی شناخته شده کردند .در نتیجه بسیاری از رسائل ساختگی مسیحی را از از

جمله : اعمال توماس را حفظ کردند.که در غیر این صورت امکان داشت از میان برود.مانی مایل بود که خود را به عنوان"حواری عیسی مسیح"تشریح کند،اما

کلیسای ارتدوکس او را مرتد خواند.

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 11:54 1386/07/6
14
خط در ایین مانی

سطرنجیلی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.


خط استرانجیلی یا سطرنجیلی دبیره‌ای بود که به دست مانی و از روی خط سریانی پدید آورده بود. در اثرهای به جا مانده از آیین مانوی بیش از همه از این خط بهره برده شده است و همچنین این خط یکی از نخستین دبیره‌هایی که مانویان بدان می‌نوشتند نیز بوده است.

ابن ندیم در الفهرست درباره این خط سخن رانده است و برخی از حرفهای آن را بازسازی نموده است. وی این خط را آمیزه‌ای از فارسی و سریانی می‌داند. و شمار حرفهای آن را نیز بیش از الفبای عربی می‌داند. به گفته وی مردم ورارود و سمرقند نیز که در نوشته‌های دینی خود از این دبیره بهره می‌بردند آن را خط دینی می‌نامیدند. ابن ندیم همچنین این دبیره را خط رازآمیز می‌خواند.

در یافته‌های باستانشناسان نمونه‌هایی از این خط در ترکستان چین به دست آمده است. این خط برای نوشتن زبانهای پارسی میانه،پارتی،سغدی و گاه ایغوری به کار می‌رفته است.

منبع

  • هانس یواخیم کلیم‌کایت؛هنر مانوی؛برگردان ابوالقاسم اسماعیل‌پور؛ویراست دوم؛ ISBN 964-8332-12-6



خط سغدی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.


خط سُغدی که گاه الفبای اویغوری باستانی نیز خوانده می‌شود،الفبایی بود بر گرفته از خط سریانی و از تبار خط آرامی.

گاه به این الفبا خطِ سوتراsutra می‌گویند. این خط همانند نوشته‌های کهن بر روی پاپیروس است. شمار بسیاری از متنهای بودایی،مانوی،نسطوری و زرتشتی و نیز نوشته‌های غیر دینی چون نقش بر روی سکه‌ها،سنگنبشته‌ها و سندهای قانونی بدین خط نوشته شده‌اند. خط سغدی افقی و از چپ به راست نوشته می‌شد،ولی شاید با تاثیر خط چینی بوده که این خط را به ریخت عمودی نیز نوشته‌اند،با این تفاوت که در چینی نخستین سطر در سوی راست صفحه نوشته می‌شد و در سغدی نخستین سطر را در سوی چپ صفحه می‌نوشتند. خط مغولی کنونی نیز هنوز همین شیوه نگارش عمودی سغدی را به کار می‌برد.





خط رونی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.


نوشتهفوثارکنوبرسنگنوشتهرونیواکسالا
alt
نوشته فوثارک نو بر سنگنوشته رونی واکسالا

خط رونی یا دبیره رمزی(Runic) الفبایی بود که در گذشته- پیش از پذیرش آیین ترسایی و اندکی پس از آن برای نوشتن ژبان‌های ژرمنی در اسکاندیناوی و جزیره‌های بریتانیا سود برده می‌شد. در اسکاندیناوی این خط فوثارک Futhark یا فوذارک fuþark خوانده می‌شد و درآغاز شش حرف داشت؛F, U, Þ, A, R, و K. در آنگلوساکسون فوثورک Futhorc خوانده می‌شد و هماهنگ با انگلیسی باستان واج‌گزینی شده و از همان شش حرف به اصلی گرفته شده بود.

کهنترین سنگنبشته رونی سنگ آینانگ در نروژ از سده چهارم میلادی است.

خط رونی‌سان

سنگنوشته ارخون بازمانده از سده هشتم (میلادی) که نوشته‌اش در پیوند با خط مجاری باستان است نیز خط رونی خوانده می‌شود. پنداشته می‌شود که این دبیره نیز برگرفته از ژرمنی باستان باشد،از اینرو گاه آن را رونی‌سان Runiform می‌خوانند.

از خط رونی که برای نوشتن به ترکی کاربرد داشت برای نوشته‌های مانوی نیز سود برده می‌شد. برخی از نوشته‌های مانوی خاوری به این خط یافت شده‌اند. برای نمونه در تورفان و در کاوشهای ناحیه تویوق یک متن مانوی به این خط به جا مانده از حدود سال ۸۰۰ (میلادی) به دست آمده است.

منبع

  • هانس یواخیم کلیم‌کایت؛ هنر مانوی ؛برگردان ابولقاسم اسماعیل‌پور؛ویراست دوم؛ ISBN ۹۶۴-۸۳۳۲-۱۲-۶
  • ویکی‌پدیای انگلیسی؛‎"Runic alphabet"، http://en.wikipedia.org/wiki/Runic ‏(نسخه ۲ دسامبر ۲۰۰۶)


امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 12:21 1386/07/6
15
عكس





Image:Manicheans.jpg




http://www.pravoslavieto.com/life/06/06.15_bl_augustine_6v_lateran.jpg




http://cache.eb.com/eb/image?id










http://essenes.net/Bema.jpg








.
.




ReliefoftheSassanidkingSapor,receivingthesubmissionoftheRomanemperorValerian.Naqsh-iRustam(Iran).PhotoMarcoPrins.









.
CameoshowingtheSassanidkingShapurdefeatingtheRomanemperorValerian.
 (©!!!)


کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.