userinfo close
  ,

گفتگوی ادیان


iid

تاسیس: 2 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: امیر محمدی - معاونان
- این كلوب به طور مشترک توسط دوستان مسلمان ، زرتشتی ، مسیحی ، یهودی و صابئی مدیریت میشود
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
6
862
87/10/12 (11:02)
10
530
90/4/11 (10:08)
20
158
90/11/21 (11:54)
38
177
90/11/21 (11:00)
6
38
90/11/21 (11:00)
65
415
90/11/20 (00:18)
143
891
90/11/19 (18:10)
11
34
90/11/16 (16:18)
19
165
90/11/10 (09:50)
22
176
90/11/10 (09:40)
487
2695
90/10/24 (23:32)
21
118
90/10/8 (19:38)
20
217
90/9/25 (01:23)
87
788
90/9/19 (18:45)
97
924
90/9/2 (01:55)
178
3190
90/9/2 (01:54)
701
3093
90/8/11 (03:49)
32
524
90/8/11 (03:48)
42
276
90/8/11 (03:46)
210
1799
90/7/13 (21:24)

عنوان بحث

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 09:57 1386/07/1

حرفهای دلمون ...

گاهی دلامون ابری میشه
و سراغ كسی رو میگیره

و اگه نیگاش كنی داره با (اون) حرف میزنه

خدا كنه كه  (اون)  خدا باشه


 

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 18:33 1389/07/6
183

نام شاعر : روان شاد حزین لاهیجی


 


ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد صیاد رفته باشد

آه از دمی که تنها، با داغ او چو لاله
در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد

امشب صدای تیشه از بیستون نیامد
شاید به خواب شیرین، فرهاد رفته باشد

خونش به تیغ حسرت یا رب حلال بادا
صیدی که از کمندت آزاد رفته باشد

از آه دردناکی سازم خبر دلت را
وقتی که کوه صبرم بر باد رفته باشد

رحم است بر اسیری کز گرد دام زلفت؟
با صد امیدواری ناشاد رفته باشد

شادم که از رقیبان دامن کشان گذشتی
گو مشت خاک ما هم، بر باد رفته باشد

پرشور از "حزین" است امروزکوه و صحرا
مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد


آرامگاه حزین لاهیجی در شهر بنارس هند/عکاس:مصطفی خلجی


آرامگاه حزین لاهیجی در شهر بنارس هند 

سید محمد تنهای تنها تا خدا , pa_berahneh
182
نقل قول از : اندیشمند مسلمان

نقل قول از : سید محمد

نقل قول از : اندیشمند مسلمان

نقل قول از : سید محمد جامونده

نقل قول از : @ دیوید @
خدا لات نیست
برید شعر موسی وشبان رو بخونید 

شاید یکم روشن شید 


سیدجان، من با شما موافق نیستم. شعر موسی و شبان، آیۀ نازل شده از آسمان و یا حدیث و روایت صحیح نیست، جانم. یک قصه است که یک صوفی گفته است.

اولین ایراد این داستان نقص سندی است، در بین اثار و روایات اهل کتاب و مسلمین، هیچ نقلی برای این ماجرا نداریم و معلوم نیست آقای مولوی چگونه به این ماجرا رسیده است.

دومین ایراد این داستان، تضاد با قرآن. شما در فرهنگ قرآنی نمیتوانید هر چه میخواهد دل تنگت بگویی، نمیتوانی هیچ آداب و ترتیبی نجویی، شما نمیتوانید برای خود بت بتراشید و بت را به عنوان سنبل خدا پرستش کنید و...
سلام 

نمی خوام در این مورد بحث کنم 

ولی برادرم این داستان در مورد اینه که هرطور راحتی با خدا نجوا کن 

اون ایه قران که در مورد ادب داشتن در سخن گفتنه در مورد پیامبر در جمعه نه در این مورد 

راستی این شعر از سعدی نیست!!!؟

من حافظم یکم ضعیف شده 

خلاصه در اخر ممنون از تذکرت 

خدا نگهت داره 

سلام. گفتم دیگه از مولویه.

اگر قرار باشه هر جور دلم میخواد با خدا نجوا کنیم، میتونیم برای اینکه بهتر در ذهنمون تداعی بشه یه مجسمه بسازیم و بگیم خب این هم مجسمۀ خدا، بعد هم باهاش نجوا کنیم... البته یه خرده اسمش بد در رفته. بعضیا که از اندیشۀ ناب مولوی غافلند به این میگویند بت پرستی!!

شما اون روایت رو شنیدی که مردی بود از بنی اسرائیل که مقامش نزد خدا بالا نمیرفت با وجود عبادت زیاد و فرشته از خدا علت رو پرسید...؟


  عَلِیّ بْنُ مُحَمّدِ از عَبْدِ اللّهِ از إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ از مُحَمّدِ بْنِ الكافی ج : 1 ص : 21سُلَیْمَانَ الدّیْلَمِیّ از پدرشِ نقل میکند که به امام صادق علیه السلام عرض كردم فلانى در عبادت و دیانت و فضیلت چنین و چنانست فرمود: عقلش چگونه است؟ گفتم نمى‏دانم، فرمود، پاداش باندازه عقل است، همانا مردى از بنى اسرائیل در یكى از جزایر دریا كه سبز و خرم و پر آب و درخت بود عبادت خدا مى‏كرد یكى از فرشتگان از آنجا گذشت و عرض كرد پروردگارا مقدار پاداش این بنده‏ات را به من بنما خداوند باو نشان داد و او آن مقدار را كوچك شمرد، خدا باو وحى كرد همراه او باش پس آن فرشته بصورت انسانى نزد او آمد عابد گفت تو كیستى؟ گفت مردى عابدم چون از مقام و عبادت تو در این مكان آگاه شدم نزد تو آمدم تا با تو عبادت خدا كنم پس آن روز را با او بود، چون صبح شد فرشته باو گفت: جاى پاكیزه‏اى دارى و فقط براى عبادت خوب است. عابد گفت: اینجا یك عیب دارد. فرشته گفت: چه عیبى؟ عابد گفت: خداى ما چهارپائى ندارد، اگر او خرى مى‏داشت در اینجا مى‏چراندیمش براستى این علف از بین مى‏رود! فرشته گفت: پروردگار كه خر ندارد، عابد گفت: اگر خرى مى‏داشت چنین علفى تباه نمى‏شد، پس خدا بفرشته وحى كرد: همانا او را باندازه عقلش پاداش مى‏دهم (یعنى حال این عابد مانند مستضعفین و كودكان است كه چون سخنش از روى ساده دلى و ضعف خرد است مشرك و كافر نیست لیكن عبادتش هم پاداش عبادت عالم خداشناس را ندارد).

اصول کافی، جلد اول، کتاب عقل و جهل، روایت هشتم.

لازم به ذکر است، که اصول کافی معتبرترین کتاب حدیثی شیعه است.
ممنون
حاج علی قریب , garib8
حاج علی قریب - 02:20 1389/05/15
181
با سلام خدمت دوست عزیز  اندیشمند
برادر هركسی كه عاقل است دلش هم امور معقول را خواهد خواست و دلخواست هایش به قدر عقل و اندیشه ی او خواهد بود 
پس جدالی میان شما و برادرم سید محمد وجود نخواهد داشت.
اصلا آیا ممكن است فردی امور نامعقول را دلش بخواهد؟
اندیشمند مسلمان , defence
180
نقل قول از : سید محمد

نقل قول از : اندیشمند مسلمان

نقل قول از : سید محمد جامونده

نقل قول از : @ دیوید @
خدا لات نیست
برید شعر موسی وشبان رو بخونید 

شاید یکم روشن شید 


سیدجان، من با شما موافق نیستم. شعر موسی و شبان، آیۀ نازل شده از آسمان و یا حدیث و روایت صحیح نیست، جانم. یک قصه است که یک صوفی گفته است.

اولین ایراد این داستان نقص سندی است، در بین اثار و روایات اهل کتاب و مسلمین، هیچ نقلی برای این ماجرا نداریم و معلوم نیست آقای مولوی چگونه به این ماجرا رسیده است.

دومین ایراد این داستان، تضاد با قرآن. شما در فرهنگ قرآنی نمیتوانید هر چه میخواهد دل تنگت بگویی، نمیتوانی هیچ آداب و ترتیبی نجویی، شما نمیتوانید برای خود بت بتراشید و بت را به عنوان سنبل خدا پرستش کنید و...
سلام 

نمی خوام در این مورد بحث کنم 

ولی برادرم این داستان در مورد اینه که هرطور راحتی با خدا نجوا کن 

اون ایه قران که در مورد ادب داشتن در سخن گفتنه در مورد پیامبر در جمعه نه در این مورد 

راستی این شعر از سعدی نیست!!!؟

من حافظم یکم ضعیف شده 

خلاصه در اخر ممنون از تذکرت 

خدا نگهت داره 

سلام. گفتم دیگه از مولویه.

اگر قرار باشه هر جور دلم میخواد با خدا نجوا کنیم، میتونیم برای اینکه بهتر در ذهنمون تداعی بشه یه مجسمه بسازیم و بگیم خب این هم مجسمۀ خدا، بعد هم باهاش نجوا کنیم... البته یه خرده اسمش بد در رفته. بعضیا که از اندیشۀ ناب مولوی غافلند به این میگویند بت پرستی!!

شما اون روایت رو شنیدی که مردی بود از بنی اسرائیل که مقامش نزد خدا بالا نمیرفت با وجود عبادت زیاد و فرشته از خدا علت رو پرسید...؟


  عَلِیّ بْنُ مُحَمّدِ از عَبْدِ اللّهِ از إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ از مُحَمّدِ بْنِ الكافی ج : 1 ص : 21سُلَیْمَانَ الدّیْلَمِیّ از پدرشِ نقل میکند که به امام صادق علیه السلام عرض كردم فلانى در عبادت و دیانت و فضیلت چنین و چنانست فرمود: عقلش چگونه است؟ گفتم نمى‏دانم، فرمود، پاداش باندازه عقل است، همانا مردى از بنى اسرائیل در یكى از جزایر دریا كه سبز و خرم و پر آب و درخت بود عبادت خدا مى‏كرد یكى از فرشتگان از آنجا گذشت و عرض كرد پروردگارا مقدار پاداش این بنده‏ات را به من بنما خداوند باو نشان داد و او آن مقدار را كوچك شمرد، خدا باو وحى كرد همراه او باش پس آن فرشته بصورت انسانى نزد او آمد عابد گفت تو كیستى؟ گفت مردى عابدم چون از مقام و عبادت تو در این مكان آگاه شدم نزد تو آمدم تا با تو عبادت خدا كنم پس آن روز را با او بود، چون صبح شد فرشته باو گفت: جاى پاكیزه‏اى دارى و فقط براى عبادت خوب است. عابد گفت: اینجا یك عیب دارد. فرشته گفت: چه عیبى؟ عابد گفت: خداى ما چهارپائى ندارد، اگر او خرى مى‏داشت در اینجا مى‏چراندیمش براستى این علف از بین مى‏رود! فرشته گفت: پروردگار كه خر ندارد، عابد گفت: اگر خرى مى‏داشت چنین علفى تباه نمى‏شد، پس خدا بفرشته وحى كرد: همانا او را باندازه عقلش پاداش مى‏دهم (یعنى حال این عابد مانند مستضعفین و كودكان است كه چون سخنش از روى ساده دلى و ضعف خرد است مشرك و كافر نیست لیكن عبادتش هم پاداش عبادت عالم خداشناس را ندارد).

اصول کافی، جلد اول، کتاب عقل و جهل، روایت هشتم.

لازم به ذکر است، که اصول کافی معتبرترین کتاب حدیثی شیعه است.
حاج علی قریب , garib8
حاج علی قریب - 01:59 1389/05/15
179
تك زنگ،

یعنی:

یادتانیم!

گفتم شبی هرچند سرد و بی ترنم 

یادی به رسم ...

بچه شیعه ،

از حضرت مهتاب كنعانی نمایم.

ای كاش من هم از برای حضرت ارباب ،

یعنی :

آن یوسف گمگشته در آه غریبی ،

حتی برای یك عدد تك زنگ ،،،

میداشتم 

من

 (اعتباری) !!!

زهرا محمدی , blue_235
زهرا محمدی - 08:48 1389/05/13
178

دلم برای قبرستان تنگ شده

چقدر قبرستان آرامش دهنده است

وقتی میری این همه قبر می بینی با خودت میگی اینا همه یه رو زی زنده بودن یه روزی یه دنیا داشتن برای خودشون ولی حالا چنان بی صدا این جا خوابیدن انگار که هیچوقت زنده نبودن

منم روزی به اینها می پیوندم و انگار نه انگار که یه روزی زنده بودم و به فراموشی سپرده میشم

خدایا اون لحظه ای که میخوان منو تو قبر بذارن و برای همیشه ترک کنن خودت به دادم برس خودت کمکم کن

چقدر شب اول قبر سخته

علی مهدی زاده , david1990
علی مهدی زاده - 01:53 1389/05/13
177
نقل قول از : سید محمد

ای پیامبرم 

برو به بندگان من بگو 

که وقتی انها به نماز می ایستند من چنان به حرف هایه انها گوش میدهم که انگار همین یک بنده را دارم

ولی انها چنان نماز می خوانند که انگار چندین خدا دارند 

الهی وربی من لی غیرک 
خودتون آدرس نمی دید و از من ایراد می گیرید
سعیده   , saeedeh_asemani
سعیده - 15:15 1389/05/10
176
نقل قول از : داداش ایرونی

اوس كریم سلام 
حال و احوالت چطوره !! نوكریتم به بزرگی خودت 
حالا كار نداریم آدم چندان دلچسبی نیستیم گاهی وقتها هم به این مقدسهایی كه هی خودشون رو به تو میچسبونن فحش میدیم 
اما تو خودت ما رو آفریدی 
هرچقدر كه ما بد باشیم و هر چقدر هم كه اینها بهمون میگن نجس و كافر و اینها حتی اگه چالمون هم كنی بازم بنده ات هستیم 
هر چقدر روسیاه باشیم یعنی تو به این گندگی با این همه كهكشان و راه شیری و ستاره و دم و دستگاه و اهن و تلوپ یعنی واست كاری داری ما رو ببخشی باهامون یك كم راه بیای 
نمیدونم شایدم بخشیدیمون 
به هر حال اگه این بچه مذهبی ها كه هی دورت رو گرفتن میگن خدا فقط مال ماست و مال شماها نیست و برگه های ورود به درگاه خدا حتما باهاس مهر بیت آقاشون رو داشته باشه و الا شما راهمون نمیدی راست میگن كه دیگه ما حرفی واسه گفتن نداریم قربونت برم 
خدایی و ما بنده همینی هست كه هست غلط زیادی هم نمیتونم بكنم ! 

اما اگه ما رو به این خاطر دوست نداری و صدامون رو نمیشنوی و ما رو داخل بنده هات حساب نمیكنی ، بیا و یك كاری بكن و مادرم رو شفا بده ! 

اگه من نمازت رو نمیخونم اگه من مثل اینها نیستم اما ننه امون رو كه میشناسی هر روز خدا سر سجاده نماز بوده 
هر روز خدا صدات كرده < نگذار اینقدر درد بكشه اگه میخوای منو عذاب بدی چرا این بنده بیچاره ات رو اذیت میكنی اگه میخوای گناهاش پاك بشه باید بگم كاری نكرده بدبخت! 
خودت كه میدونی!! كاری هم كرده بود بسشه به خدا ، گیریم بد بوده یعنی تو گنده تری یا گناه های اون ! 
پس بگذار بی حرمت نشه نگذار محتاج بشه نگذار اینقدر درد بكشه یك عمر بچه محصل های مردم رو درس داد یك عمر با حقوق معلمی سوخت و ساخت و صداش درنیومد مثل ما  كه فحشت نمیداد 

حداقل حالا كه موقع استراحتش بود میگذاشتی این دم آخری اینقدر اذیت نشه 
شفاش بده اوس كریم نه به خاطر من چون منو این بچه بسیجی ها میگن آبرویی دم درگاهت ندارم به خاطر خودش تا دلش شاد بشه 

سلام خدا ایشالا هرچه زودتر مادرتون رو شفا بده. مناجاتتون یکی از قشنگترین ماجاتا بود. مطمئن باشین خدا مثل بنده های مغرورش فکر نمیکنه که به خاطر لحن دعا حرفاتونو نادیده بگیره به قول خودتون هرچی باشه بندشیم و خدا همه بنده هاشو دوست داره و دقیقا به همین دلیل همیشه صلاح بنده هاشو نصیبشون میکنه حتما مصلحتی در کاره که مادرتون مریض شده ، صبر داشته باشین و خدارو فراموش نکنین ایشالا که هرچه زودتر شفا پیدا میکنه. منم از ته دل براشون دعا میکنم چون تنها کاریه که از دستم برمیاد
مهاجر    , ehsan_red83
مهاجر - 14:58 1389/05/10
175
نقل قول از : سید محمد جامونده

ولی برادرم این داستان در مورد اینه که هرطور راحتی با خدا نجوا کن 


سید محمد تنهای تنها تا خدا , pa_berahneh
174
ای پیامبرم 

برو به بندگان من بگو 

که وقتی انها به نماز می ایستند من چنان به حرف هایه انها گوش میدهم که انگار همین یک بنده را دارم

ولی انها چنان نماز می خوانند که انگار چندین خدا دارند 

الهی وربی من لی غیرک 
سید محمد تنهای تنها تا خدا , pa_berahneh
173
نقل قول از : اندیشمند مسلمان

نقل قول از : سید محمد جامونده

نقل قول از : @ دیوید @
خدا لات نیست
برید شعر موسی وشبان رو بخونید 

شاید یکم روشن شید 


سیدجان، من با شما موافق نیستم. شعر موسی و شبان، آیۀ نازل شده از آسمان و یا حدیث و روایت صحیح نیست، جانم. یک قصه است که یک صوفی گفته است.

اولین ایراد این داستان نقص سندی است، در بین اثار و روایات اهل کتاب و مسلمین، هیچ نقلی برای این ماجرا نداریم و معلوم نیست آقای مولوی چگونه به این ماجرا رسیده است.

دومین ایراد این داستان، تضاد با قرآن. شما در فرهنگ قرآنی نمیتوانید هر چه میخواهد دل تنگت بگویی، نمیتوانی هیچ آداب و ترتیبی نجویی، شما نمیتوانید برای خود بت بتراشید و بت را به عنوان سنبل خدا پرستش کنید و...
سلام 

نمی خوام در این مورد بحث کنم 

ولی برادرم این داستان در مورد اینه که هرطور راحتی با خدا نجوا کن 

اون ایه قران که در مورد ادب داشتن در سخن گفتنه در مورد پیامبر در جمعه نه در این مورد 

راستی این شعر از سعدی نیست!!!؟

من حافظم یکم ضعیف شده 

خلاصه در اخر ممنون از تذکرت 

خدا نگهت داره 
مهاجر    , ehsan_red83
مهاجر - 12:39 1389/05/10
172
نقل قول از : داداش ایرونی

من فکر نمیکردم دعا کردنم برای یک مادر مریض اینقدر برای بعضی ها سخت به نظر میاد 
فکر نمیکردم اینقدر .... 
ولش کن .................... بی خیال لابد شماها راست میگید من که نمیدونم شاید خدای شماها واقعا این جوریه 
فدای سرت دادا .
تو دعات رو بكن . خدا خودش میدونه چی كار كنه . با گفته من و اون هم ، دعای خیر كسی ، شر نمیشه .

مرجان کیانی  , marjank20
مرجان کیانی - 12:27 1389/05/10
171
نقل قول از : داداش ایرونی

اوس كریم سلام 
حال و احوالت چطوره !! نوكریتم به بزرگی خودت 
حالا كار نداریم آدم چندان دلچسبی نیستیم گاهی وقتها هم به این مقدسهایی كه هی خودشون رو به تو میچسبونن فحش میدیم 
اما تو خودت ما رو آفریدی 
هرچقدر كه ما بد باشیم و هر چقدر هم كه اینها بهمون میگن نجس و كافر و اینها حتی اگه چالمون هم كنی بازم بنده ات هستیم 
هر چقدر روسیاه باشیم یعنی تو به این گندگی با این همه كهكشان و راه شیری و ستاره و دم و دستگاه و اهن و تلوپ یعنی واست كاری داری ما رو ببخشی باهامون یك كم راه بیای 
نمیدونم شایدم بخشیدیمون 
به هر حال اگه این بچه مذهبی ها كه هی دورت رو گرفتن میگن خدا فقط مال ماست و مال شماها نیست و برگه های ورود به درگاه خدا حتما باهاس مهر بیت آقاشون رو داشته باشه و الا شما راهمون نمیدی راست میگن كه دیگه ما حرفی واسه گفتن نداریم قربونت برم 
خدایی و ما بنده همینی هست كه هست غلط زیادی هم نمیتونم بكنم ! 

اما اگه ما رو به این خاطر دوست نداری و صدامون رو نمیشنوی و ما رو داخل بنده هات حساب نمیكنی ، بیا و یك كاری بكن و مادرم رو شفا بده ! 

اگه من نمازت رو نمیخونم اگه من مثل اینها نیستم اما ننه امون رو كه میشناسی هر روز خدا سر سجاده نماز بوده 
هر روز خدا صدات كرده < نگذار اینقدر درد بكشه اگه میخوای منو عذاب بدی چرا این بنده بیچاره ات رو اذیت میكنی اگه میخوای گناهاش پاك بشه باید بگم كاری نكرده بدبخت! 
خودت كه میدونی!! كاری هم كرده بود بسشه به خدا ، گیریم بد بوده یعنی تو گنده تری یا گناه های اون ! 
پس بگذار بی حرمت نشه نگذار محتاج بشه نگذار اینقدر درد بكشه یك عمر بچه محصل های مردم رو درس داد یك عمر با حقوق معلمی سوخت و ساخت و صداش درنیومد مثل ما  كه فحشت نمیداد 

حداقل حالا كه موقع استراحتش بود میگذاشتی این دم آخری اینقدر اذیت نشه 
شفاش بده اوس كریم نه به خاطر من چون منو این بچه بسیجی ها میگن آبرویی دم درگاهت ندارم به خاطر خودش تا دلش شاد بشه 

چقدر این مناجات دلنشین بود  خیلی قشنگتر از این مناجاتهای كلیشه ای كه هر روز میشنوم  نزدیك بود اشكم دربیاد
از صمیم قلب براتون دعا میكنم خدا مادرتون رو شفا بده ، اون خدایی كه هست خیلی قشنگتر از اونیه كه اینها میگن دلتون رو بسپارید دستش خودش حاجتتون رو میده 

مرجان کیانی  , marjank20
مرجان کیانی - 12:25 1389/05/10
170
آمین خدا دعای همه ما رو اجابت كنه 
الهه  , elahe___
الهه - 12:11 1389/05/10
169
بگـذار سرنـوشت هـر راهی را کـه میخواهـد برود، مـا راهمـان جداستاین ابـرهـا تـا میتواننـد ببـارنـد، مـا چتـرمان خداست . . .
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.