| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
862
|
87/10/12 (11:02)
|
|
||
|
|
10
|
530
|
90/4/11 (10:08)
|
|
||
|
|
20
|
158
|
90/11/21 (11:54)
|
|
||
|
|
38
|
177
|
90/11/21 (11:00)
|
|
||
|
|
6
|
38
|
90/11/21 (11:00)
|
|
||
|
|
65
|
415
|
90/11/20 (00:18)
|
|
||
|
|
143
|
891
|
90/11/19 (18:10)
|
|
||
|
|
11
|
34
|
90/11/16 (16:18)
|
|
||
|
|
19
|
165
|
90/11/10 (09:50)
|
|
||
|
|
22
|
176
|
90/11/10 (09:40)
|
|
||
|
|
487
|
2695
|
90/10/24 (23:32)
|
|
||
|
|
21
|
118
|
90/10/8 (19:38)
|
|
||
|
|
20
|
217
|
90/9/25 (01:23)
|
|
||
|
|
87
|
788
|
90/9/19 (18:45)
|
|
||
|
|
97
|
924
|
90/9/2 (01:55)
|
|
||
|
|
178
|
3190
|
90/9/2 (01:54)
|
|
||
|
|
701
|
3093
|
90/8/11 (03:49)
|
|
||
|
|
32
|
524
|
90/8/11 (03:48)
|
|
||
|
|
42
|
276
|
90/8/11 (03:46)
|
|
||
|
|
210
|
1799
|
90/7/13 (21:24)
|
|
فستیوال اژدها در چین
داستان تاریخی فستیوال اژدها را نمیدانم چون چینی ها برای تمام این فستیوالهای خود که البته بخشی از آنها بشدت خرافی است داستانهایی را دارند.
در این فستیوال یکی از کارهای مهمی که چینیها انجام میدهند و از مراسم این فستیوال غیر قابل حذف است. این است که یک گیاه بد بویی را بر روی درب ورودی خانه هایشان نصب میکنند تا بوی آن شر ارواح و شیاطین را در آن روز از آنها دور کند.(روح و شیطانی که اینها معتقد هستند بلحاظ ماهیت با روح و شیطان ما متفاوت است).
این دست فستیوالها مورد توجه بخشی از مسلمانان با سواد(نسبت به دین) چین قرار نمیگیرد و میگویند این قبیل خرافات در اسلام جایی ندارد.
چینی ها برای افتتاح هر مکان جدیدی و یابه مناسبت شخصی اقدام به ترقه بازی میکنند تا صدای این ترقه شیطان را از انها و کار وکسب جدیدشان دور کند.
بخش اعظم زندگی چینی آمیخته به خرافات است و از این نظر چینی ها یکی از توسعه نیافته ترین ملل هستند.






فستیوال دیوالی در هندوستان
مردم هند بطور قطع یكی از معدود مردمانی هستند كه از هر فرصتی برای برگزاری جشن و شادمانی دریغ نمیكنند. شاید بتوان گفت همین سنت با ارزش است كه سبب شده تمامی مردم هند، اعم از هندوها در مراسم دیوالی "Diwali" یا جشن نور و روشنایی بهره ببرند. بدون شك فضای دمكرات هند نیز به فراهم آمدن این شرایط كمك كرده است شرایطی كه در آن آزادی ادیان و مذاهب به شرط رعایت حرمت سایر مذاهب، آزاد است، موقعیتی كه رهبران كنونی هند به آن اهمیت بسیار میدهند چرا كه آزادی مذهب در كنار حرمت نگه داشتن سایر مذاهب و ادیان در هند به آسانی بدست نیامده است.
زمانی كه مهمترین و اصلیترین جشن هندوها یعنی دیوالی "Diwali" كه به عبارتی دیگر آغاز سال نو هندوها است و به جشن نور نیز مشهور است فرا میرسد این تنها خانه هندوها و یا سیكها معتقد به این مراسم نیست كه با شمع و لامپ ها و ریسههای الوان نورآذین میشود، بلكه مسلمانان و مسیحیان نیز به آذین خانههای خویش با شمع میپردازند تا بر اساس سنت هندوها از تاریكی گذر و به نور خوش آمد گویند. اینكه در پشت سر این سنت یك داستان و فلسفه اسطورهای هند قرار دارد، چندان مهم نیست بلكه مهم آن است كه روزی برای جشن است.
دیوالی "Diwali" از جمله جشنهایی است که به خاطر زیبایی و دیدنی بودن در اکثر نقاط جهان شناخته میشود اما در ایران چندان شناخته شده نیست. البته تصاویر این جشن زینت بخش بسیاری از فیلمهای مستند و داستانی هند است و همه ساله عکاسان و مستند سازان بسیاری را از سراسر جهان به هندوستان میکشاند.
هندوستان شاهد روز دیوالی 2009 و اجرای مراسم مربوط به این جشن ملی بود تعطیل رسمی بود و مردم این كشور از چندین روز پیش تر خود را برای برگزاری جشنهای شب و روز دیوالی كه با اجرای برنامههای گسترده آتش بازی در خیابانها، كوچهها و خانه ها همراه است، آماده كرده بودند. این فستیوال یک جشنواره پنج روزه است که در سراسر هند اجرا میشود و پیشینه ی این سنت به زمانهای قبل از تاریخ بازمیگردد. كشور بزرگ هند نزدیك به یك میلیارد و یكصد میلیون نفر جمعیت دارد. از این تعداد جمعیت۷۰ درصد هندو، حدود ۱۸درصد مسلمان، ۸ درصد سیك و حدود ۴ درصد نیز از دیگر ادیان و مذاهب، هستند




kheili jalebe hame raje b eeed haye dgaran pardakhtan b joz eidaye khodemoon k az ziba tarin ha o ba mani tarin hast
felan faqat ino begam k har mah eed dashtim , bazi mah ha ha m chand rooz roooze jashn bood age kasi napardakht khodam ta oonja k beshe minevisam , qashangtarino bozorgtarinesham tooo rahe k elahi qorbooone jashnaye irano iran zamin beram man ,
| جشن هالوین به روایت تصویر | |||
|
| |||
| |||
|
هالوین (هالووین) یكی از جشنهای سنتی مغرب زمین است كه مراسم آن هر سال در شب 31 اكتبر برگزار میشود. پوشیدن لباس های مبدل، عجیب و غیر مرسوم از ویژگیهای این جشن است كه اكنون در كشورهای بسیاری رواج یافته است. نماد هالوین یك كدوتنبل توخالی است كه برای آن دهان و چشم درآورده و با روشن كردن شمع، جلوه ای ترسناك به آن میدهند. تصاویری از این جشن را میبینید. جشن هالوین شبی سراسر از خنده و شوخی است كه مهاجران ایرلندی و اسکاتلندی آن را در سده نوزدهم با خود به قاره امریکا بردند و پس از آن، این جشن به سایر كشورها سرایت كرد. تصویر: نمایش دو اسكلت در «زوكالو» مكزیكو سیتی پایتخت مكزیك. جشن هالوین در كشورهایی مانند مكزیك و برزیل سابقه ای دیرینه دارد.
میگویند تاریخ جشن هالوین به بیش از دو هزار سال پیش بازمیگردد. این كلمه با زبان ایرلندی به معنای «شب مقدس» است و آداب آن ریشه در رسوم سلتیك (ساكنان اولیه جزایر انگلیس) دارد. تصویر: یك شركت كننده در مسابقه جشن هالوین در یك پارك تفریحی در مانیل پایتخت فیلیپین خود را به شكل یك مومیایی درآورده است.
عده ای دیگر معتقدند جشن هالوین از قرن نهم میلادی به بعد رواج یافته است. مسیحیان در این روز که مطابق با اول نوامبر است، به افتخار تمام قدیسین جشنی برپا میکنند که روز همه مقدسین نام دارد و هالووین، شب قبل این جشن است، اما اینك دیگران نیز به مسیحیان پیوسته اند. تصویر: شماری از شركت كنندگان در جشن هالوین در محله لان كوایی فونگ واقع در هنگ كنگ چین.
رسوم این شب، تاریخچه ای بسیار دور دارد. راهبان سلت در دو هزار سال پیش جشنواره ای را پایه گذاری کردند که سمهین نام داشت. آنان اعتقاد داشتند که در این شب دروازه بین دو دنیا گشوده میشود و خدای جهان مردگان همراه با ارواح، اجنه و دیوها به روی زمین میآید. تصویر: یك فیلیپینی از قبیله ایبالوت از پیكرهای افراد مرده آن در كاباین بنگت در شمال مانیل نگهداری میكند.
مردم سلت در این شب لباسهایی از پوست حیوانات میپوشیدند و سر آنها را هم مانند کلاه خودی بر سر میگذاشتند تا از ارواح خبیث پنهان شوند و با کوبیدن بر طبل و اشیایی مانند دیگ و بشقابهای فلزی، صداهایی ایجاد میکردند تا اجنه و دیوها را فراری دهند. در این میان راهبان آتشی میافروختند و قربانی میکردند تا به این طریق، ارواح آرام گیرند. تصویر: دو فرد با لباس مبدل در برابر مقر بورس نیویورك.
امروزه رنگهای محبوب هالووین یعنی نارنجی و سیاه، نشانه ای از رنگ آتش راهبان در آسمان تیره شب است. پوشیدن لباس مبدل هم، از پوشیدن پوست حیوانات به لباسهایی مانند جادوگران، هیولاها، شخصیتهای مشهور و هر چه تصور کنید، درآمده است. این جشن حتی به موضوعات روز جامعه و سیاسی نیز كشیده شده است. تصویر: عروسك سارا پالین نامزد جمهوریخواهان برای معاونت رییس جمهوری امریكا از یك ساختمان به دار آویخته شده در حالی كه سناتور جان مك كین نامزد ریاست جمهوری این حزب از شومینه یك اقامتگاه خصوصی در وست هالیوود كالیفرنیا خارج میشود.
شماری از كارشناسان بر این باورند كه جشنواره روز برداشت محصول رومیان که از قرن اول میلادی آغاز شد، به خصوص جشنی که در ستایش پومونا یعنی الهه میوه جات برگزار میشد، بر جشن هالووین تاثیر فراوانی گذاشته است. تصویر: كدو تنبلهای تزیین شده و آغشته به عسل و میوه های خشك بخشی از جشن هالوین در پارك «لورو» جزیره تنه ریفه اسپانیا واقع در جزایر قناری است، جایی كه خرسهای دو انگشتی به اینگونه كدوها علاقه بسیار دارند.
کدوهای نارنجی رنگی که به اشکال مختلف بریده میشوند و با شمعی در داخلشان ، به عنوان فانوس های شب هالوین در همه جا دیده میشوند، جک فانوسی نام داشته و پیشینه ای سلتی دارند. تصویر: سه راسوی دم بلند در باغ وحش هاگن بك هامبورگ آلمان با یك كدوی هالوین بازی میكنند.
در قرون وسطا، ترس فراوانی از جادوگران وجود داشت، به خصوص که مردم اعتقاد داشتند جادوگران میتوانند با جاروهای پرنده خود به همه جا بروند و با ارواح خبیث ملاقات کنند. عده ای هم گربه سیاه را جادوگری میدانستند که تغییر شکل داده یا حتی مرده ای است که به زندگی بازگشته است. تصویر: یك جادوگر در ساختمان وزارت امور خارجه بولیوی در لاپاز ، اعتقادات بومیان سرخپوست آن را پاس میدارد.
هالوین سالها است كه به یك منبع درآمدزا برای بسیاری درآمده است. از سال 1950 تا کنون، همه ساله گروهی از جوانان در فیلادلفیا، با جعبه های تزئین شده به در خانه ها میروند تا کمکهای مالی مردم را جمع آوری کرده و برای یونیسف ارسال کنند. در همین راستا، دنیای سرمایه داری نیز به ترویج این جشن به عنوان یك منبع مهم كسب درآمد و سود و تقویت مصرف گرایی پرداخته است چرا كه بر اساس آمار، مردم امریكا و دیگر كشورهای غربی سالانه رقمیبیش از چهار میلیارد دلار برای هالوین خرج میكنند. تصویر: آرسنیت جاتسنیوك رییس پارلمان اوكراین یك كدو تنبل هالوین را از دست یك نماینده در جریان نشست علنی مجلس در كیف پایتخت این كشور دریافت میكند. موضوع نشست پارلمان بررسی پیامدهای بحران اقتصادی غرب بر اوكراین بود. | |||
عبادات و اعمال مسیحی
منبع:دانشگاه ادیان و مذاهب
اگر این تماشاگر فرضى سیاره دیگر، به طور اتفاقى، صبح یکشنبه اى وارد کلیسا شود، ممکن است درباره آنچه در جریان است، گیج شود. مردم آواز مى خوانند، با هم اندکى غذا و شراب مى خورند، کمک مالى مى کنند و ظاهراً با فردى که حضور آشکارى ندارد سخن مى گویند. در برخى از کلیساها، مردم با شور وشعف فریاد مى زنند، دستهاى خود را در نیایش پرشور مى گشایند، مى گریند، یا به فقراتى از کتابهایى که خوانده مى شود گوش فرا مى دهند. سپس اگر این بیننده، در پایان مجلس، یکى از شرکت کنندگان را دنبال کند، ممکن است سرانجام دریابد که آن شخص در خانه خود، تنها یا با دیگران، اعمال مشابهى انجام مى دهد. اگر این بیننده اصرار ورزد و زیاد سؤال کند، ممکن است حتى دریابد که همین مردم که در ساختمان کلیسا گرد آمده بودند، انواع کارها را انجام مى دهند: از غذا دادن به گرسنگان تا رژه براى جنگ; و مى گویند همه اینها در پاسخ به فردى است که آنها در مجلس با او سخن مى گفته اند. چگونه مى توانیم این مسافر کیهانى حیران را یارى دهیم تا آنچه را که در جریان است درک کند؟
شاید در آغاز، توضیح مطلبى به ما کمک کند و آن اینکه مسیحیان خود را، با وجود همه اختلافاتشان، یگانه «قوم خدا»[4]; چرا که نمک طعم طبیعى هر چیز رانشان مى دهد. در این بخش ما این زمانهاى متناوب زندگى مسیحى را توصیف خواهیم کرد و نه تنها نشان خواهیم داد که چگونه مرحله اجتماع، مرحله پراکندگى را تقویت مى کند، بلکه بیان خواهیم کرد که چگونه شور و علاقه مرحله پراکندگى نیز به اجتماع غنا مى بخشد و آن را شکل مى دهد.
سال عبادى
ستون فقرات مرحله اجتماع زندگى مسیحى، سال عبادى یا «سال کلیسا»[5]است. هر چند، همان طور که خواهیم دید، این تا حدى از کلیسایى تا کلیساى دیگر فرق دارد، اما چندین جنبه مشترک وجود دارد. این سال عبادى با سالنامه متعارف متفاوت است و این امر براى مسیحیان یادآور این است که آنها گویى در دو روزگار متفاوت، اما منطبق بر همدیگر، یعنى دو تاریخ، زندگى مى کنند. ایشان به عنوان انسان در چرخه فصول و تعطیلات و موقعیتهاى خاصى که ملت و فرهنگشان مراسم مى گیرد، زندگى مى کنند. اما به عنوان مسیحى نیز بر اساس سالنامه وقایع وجشن هایى زندگى مى کنند که بقیه مردم جهان آن را ندارند. این سالنامه ویژه مسیحى چیست؟
سال مسیحى درست هنگامى آغاز مى شود که سال طبیعى، یعنى سالى که بیشتر مردم غیر مسیحى جهان آن را مى پذیرند، رو به پایان است. این سال در نزدیکترین یکشنبه به سى ام نوامبر، یا موسمى که به «ادونت»[10] باشد. در واقع معروفترین سرودى که مسیحیان در این فصل مى خوانند، عنوانش این است «آى مى آید، آى مى آید ایمانوئل». موسم ظهور مجدد مسیح، موسم انتظار و آمادگى براى استقبال از کسى است که قرار است بیاید.
کریسمس با جشن و نغمه سرایى مسرت بخش و سرشت صلح و صفاى تقریباً جهانى اش، موسم «ظهور مجدد مسیح» را به پایان مى رساند. یگانه اى که آمدنش را انتظار مى کشیده اند مى آید. کریسمس به «جشن میلاد خداوند و نجات دهنده ما عیسى مسیح» نیز معروف است. این جشن یادآور تولد عیسى در بیت لحم[11] است! و در آن جا به صورت فقیرانه در یک اصطبل، در محاصره گاوها و گوسفندان به دنیا آمد، با استقبال چوپانان متواضع روبه رو شد، تحت تعقیب پادشاهى بیرحم قرار گرفت و، والدین نگران وى براى حفظ زندگى خودشان و او مجبور شدند از سرزمین مادرى به تبعیدگاه فرار کنند. این داستان مهیجى است که تقریباً هر کس، چه مسیحى و چه غیر مسیحى، ممکن است به طریقى نسبت به آن واکنش نشان دهد.
هر چند کریسمس در سالهاى نخستین مسیحیت یکى از مهمترین تعطیلات نبود، اما به زودى یکى از آنها گردید واکنون وضع به گونه اى است که در این تعطیلى، مسیحیان با غیر مسیحیان، بیش از هر تعطیل دیگرى مشترکند. اما محبوبیت کریسمس در فرهنگ غیر دینى، روى هم رفته آمیزه اى از خوب و بد است و این حالت به خصوص در غرب وجود دارد; هرچند منحصر در آن نیست. تجارت ایام کریسمس، که با تلاش بسیار زیاد کسانى تقویت مى شود که از ویژگى این روز براى فروش کالا استفاده مى کنند، مشکلاتى جدى، چه براى مسیحیان و چه براى همسایگان غیر مسیحى آنها، به وجود مى آورد. براى کسانى که این روز را نشان دهنده تولد عیسى مى دانند، ناخوشایند است که «بابانوئل»[13]) است، براى بسیارى از مردم، به جاى عیسى مسیح سمبل اصلى کریسمس شده است. از سوى دیگر براى غیر مسیحیان ناخوشایند است که مجبورند به صداى بلندگوهایى گوش دهند که در خیابانها تولد مسیح نامى را اعلام مى کنند که آنها قبول ندارند. همچنین تجارى شدن کریسمس، استهزاء وتمسخر بى نظیرى را به وجود آورده است. از فصلى که نماد تولد انسانى است که خود را با فقرا همسنگ کرده و علیه اغواگرى ثروتمندان هشدار داده است، براى جلب منافع مادى و مال اندوزى سوء استفاده مى شود. برخى از تجار، با آگاهى از اینکه چه مقدار از سود سالیانه اشان را باید در این دوره آشفته به دست آورند، سعى مى کنند براى توسعه این زمان، مغازه خود را هر چه زودتر در این سال، با دکورهاى کریسمس تزیین کنند. این انحراف آشکار در معناى مسیحى کریسمس، مسیحیان را در وضع دشوارى قرار مى دهد. از یک سو آنها مى خواهند در شادمانى آمدن خدا به جهان از طریق عیسى، شرکت کنند. اما آنها اغلب مى ترسند که طوفان و گرد و خاکى که مانند گرد و خاک شیاطین و گوزنهاى شمالى است پیام اصلى را مبهم و کم اهمیت گرداند.
بر اساس تقویم کلیسا، موسم کریسمس در ششم ژانویه با تعطیلى معروف به «اپیفانى»[16]، در این روز، و نه در بیست و پنجم دسامبر، به یادبود هدایاى این ملاقات کنندگان اسرار آمیز، به کودکان هدیه داده مى شود.
مهمترین تعطیلى در سال مسیحى، پس از عید تجلى مسیح، عید پاک[22] خوانده مى شود و با جشن و باده گسارى، مخصوصاً در فرهنگهاى لاتینى، همراه است.
یکشنبه قبل از عید پاک، به یکشنبه نخل[23] معروف است. هفته مقدس با این روز که یادآور ورود عیسى به اورشلیم، چند روز قبل از مصلوب شدن است آغاز مى شود. از آنجا که به نقل انجیل، در آن روز با شاخه هاى نخل از عیسى استقبال شد، در بسیارى از کلیساها برگهاى کوچک نخل توزیع مى شود و کسانى که آن را دریافت مى کنند، اغلب آن را به خود مى آویزند یا با خود به خانه مى برند. آهنگ شادى درباره یکشنبه نخل وجود دارد، اما توجهى نیز به غمگین بودن آن هست. چون ما مى دانیم که حوادث این هفته شلوغ چگونه پایان مى یابد.
پنج شنبه[26] او را تسلیم کسانى کرد که مى خواستند از دست او خلاص شوند. در همین شب عیسى را دستگیر کردند و براى بازجویى بردند و همین امر به مصلوب شدن او به دست رومیان، که او را تهدیدى براى امپراتورى مى دانستند، منجر شد.
جمعه مقدس[29] و گاهى خطابه ها و وعظهایى بر طبق «هفت کلمه آخر مسیح».
یکشنبه عید پاک، پس ازغم جمعه مقدس، روز غریو شادى است. در کلیساهاى مسیحیت ارتدکس شرقى[30]، که این مراسم با وقار وحزن در شنبه شب شروع مى شود، ناگهان در نیمه شب حال وهوا کاملاً تغییر مى کند. کشیش با صداى بلند مى گوید «مسیح برخاسته است!» و جمعیت پاسخ مى دهند «به راستى برخاسته است!». بسیارى از کلیساهاى پروتستان ترجیح مى دهند مراسم عید پاک را هنگام طلوع فجر در فضاى باز و همراه با آنچه اصطلاحاً مراسم طلوع خورشید عید پاک خوانده مى شود، برگزار کنند. کاتولیکهاى رومى باید در یکشنبه عید پاک در مراسم عشاء ربانى شرکت کنند. در هر کلیساى مسیحى این روز براى جشن و اظهار شادى مردمى است که معتقدند در قیام عیسى از مردگان، خدا نه تنها اثرتمام زندگى او را، بلکه این را به اثبات رسانید که مرگ، که قدیمى ترین دشمن زندگى انسان است، شکست خورده است. تنها کلمه اى که در واژگان مسیحى به صورت ویژه اى با عید پاک ارتباط دارد واژهalleluia ، به معناى «یک فریاد شاد»، است.
پنجاه روز پس از عید پاک، عید پنجاهه مى آید. به توصیف کتاب اعمال رسولان[34]] =پنجاهه گرایان [مى خوانند.
پس از عید پنجاهه، آن دوره طولانى در سال کلیسایى مى آید که در زبان کاتولیک «زمان معمولى»[36] است، موقعیت خاص دیگرى وجود ندارد. اما «زمان معمولى» از معنا و مفهوم دینى خالى نیست. این دوره براى مسیحیان یادآور این است که زندگى فقط از روزهاى بیادماندنى، یا حتى دوره آمادگى براى آن روزها و رهایى از آنها، تشکیل نشده است. زندگى بخشهاى روزمره به ظاهر یکنواخت هم دارد، اما خدا در آنها نیز حضور دارد. پس اززمان معمولى، دوباره «عید ظهور مجدد مسیح» مى آید و چرخه کامل به ترتیب آغاز مى شود.
شعائر[38]
اگر سال کلیسایى روند سیر وسلوک سالیانه را در طى زمان فراهم مى کند، شعائر (که برخى از کلیساهاى مسیحى آن را «احکام» نیز مى نامند) توشه نمادین را براى این سفر تهیه مى کند. بنابراین بیننده کیهانى، همچنان که قبلاً گفتیم، مسیحیانى را مشاهده خواهد کردکه در شعائر دینى، نان و شراب را با همدیگر مى خورند ومى آشامند، روى نوزادان آب مى پاشند یا کسانى را که به حد بلوغ رسیده اند در حوض یا رودخانه فرو مى برند، حلقه هاى ازدواج را مبادله مى کنند، بیماران را با روغن تدهین مى کنند، روى سر اشخاصى که رسماً تعیین مى شوند دست مى گذارند و به کارهاى دیگر نیز مى پردازند; و اینها، همان طور که هر بیننده مى تواند حدس بزند، به چیزى وراى خودشان اشاره دارند. حال چه چیز در جریان است؟
«آیین» به صورت کلاسیک، به «علامت و نشانه ظاهرى و قابل مشاهده اى از یک واقعیت درونى و ناپیدا» تعریف مى شود. مسیحیان در بین خودشان درباره تعداد شعائر اندکى اختلاف دارند. در تعالیم کاتولیک هاى رومى و برخى دیگر از مسیحیان، این شعائر هفت عددند، درحالى که بیشتر فرقه هاى پروتستان آنها را دو عدد مى دانند. همچنین برخى از گروه هاى مسیحى کلمه «احکام» را ترجیح مى دهند تا این را بفهمانند که اینها اعمالى اند که خود عیسى مسیح به صورت ویژه اى به آنها دستور داده است. با وجود این، چنان که خواهیم دید، حتى کلیساهایى که تعداد شعائر را هفت عدد نمى دانند، مایلند که اعمال مشابهى را بیفزایند; بدین ترتیب این ما را قادر مى سازد که شعائر را به ترتیب، آن گونه که ممکن است در زندگى یک شخص واقع شوند; شرح دهیم، در حالى که این را یادآورى مى کنیم که چگونه شاخه هاى مختلف خانواده مسیحى در تفسیر آنها تا حدى اختلاف دارند.
ما با غسل تعمید[41] مى کنند و در حضور اجتماع در کلیسا قول مى دهند که کودک را یک مسیحى پرورش دهند. باید یادآورى شود که خود عیسى وقتى جوانى حدوداً سى ساله بود به دست یحیاى تعمید دهنده، تعمید داده شد. عهد جدید نیز به روشنى بیان مى کند که عیسى به شاگردانش گفت که آنهایى را که مى خواهند از او اطاعت کنند،تعمید دهند. بنابراین نباید تعجب آور باشد که انجام نوعى تعمید، هرچند با تفسیرهاى مختلف، تقریباً در میان مسیحیان عمومى است.
در آن کلیساهایى که اطفال را تعمید مى دهند، آیین تأیید[43] یا اعتراف خود بدانند. در برخى از کلیساها، این تأیید به دست اسقف وغالباً با گذاشتن دست بر روى سر جوانى که تأیید مى شود، انجام مى گیرد. پس از چنین تأییدى شخص عضو کامل کلیسا است و بنابر این در برخى از سنتها در این زمان به او براى اولین بار اجازه دریافت عشاء ربانى داده مى شود.
عشاء ربانى که گاهى «مجلس سپاسگزارى»[49] بود و همین مراسم را یهودیان تا امروز برگزار مى کنند. «صادر» رهایى یهودیان توسط خداوند از اسارت مصر را یادآورى مى کند وعیسى همان حادثه را خاطرنشان مى کند، در حالى که به آن بعد جدیدى از رهایى نیز مى دهد و آن را نه تنها رهایى از ستم زمینى، بلکه همچنین رهایى از مرگ مى داند. به هر حال او در حال خوردن نان و شراب با شاگردانش به این عناصر به عنوان بدن و خونش اشاره کرد و به پیروانش آموزش داد که شکستن نان و نوشیدن شراب را به همین طریق به یادبود او ادامه دهند.
متأسفانه هر چند تقریباً همه مسیحیان شام خداوند را نیز به نحوى از انحا برگزار مى کنند، اما درباره طریقه اجراى آن تقریباً بیش از هر چیز دیگر بحث و نزاع کرده اند. کاتولیکهاى رومى معتقدند که نان و شراب عشاء ربانى در دستان کشیشى که بر طبق موازین به این کار گمارده شده است، از طریق آنچه که «تبدل جوهر»[54]اند. بیشتر کلیساهاى دیگر مسیحى معتقدند که نان و شراب نماد مسیح و مرگ فدایى اوست.
شیوه اجراى مراسم عشاء ربانى نیز از کلیسایى تا کلیسایى دیگر و همچنین در درون یک کلیسا، از یک اجتماع تا اجتماع دیگر بسیار متفاوت است. در یک طرف طیف، مراسم رسمى عشاء ربانى[55] آن گونه که پاپ در شب عید کریسمس در رم برگزار مى کند و غالباً از تلویزیون در سراسر جهان پخش مى شود، دیده مى شود. این یک مراسم با شکوه، اشرافى و رنگارنگ است. مراسمى که در آن نان و شراب تقدیس مى شود، با ابهت و مفصل است. اما حتى مراسم عشاء ربانى پاپى هم در اصل یک مراسم شام مقدس است. درمقابل مى توان افرادى چند را تصور کرد که اطراف یک میز ناهموار جمع شده اند و قرص نان خشنى را دست به دست مى گردانند و از یک لیوان مشترک به یادبودعیسى مى نوشند. با این حال در همه موارد عشاء ربانى حقایق نهفته یکسانى روشن مى شود. مسیحیان حیات و مرگ عیسى را به یاد مى آورند. به یاد مى آورند که خداوند در حوادث معمولى زندگى، مانند خوردن و آشامیدن، حضور دارد. آنها سرگذشت زندگى عیسى و معناى مرگ او را به درون بدنهاى خودشان مى برند. همچنین عشاء ربانى به معناى واقعى کلمه، غذا خوردن خانوادگى است که پیر و جوان، بیمار و سالم، اطراف یک میزمشترک جمع مى شوند و این مراسم به یاد همه شرکت کنندگان مى آورد که باید منافع زمین تقسیم شود، نه اینکه اندوخته شود. درمجموع، عشاء ربانى آیین دینى جذابى است و این تعجب آور نیست که تقریباً همه گروههاى مسیحى آن را با نظم و ترتیبى شکوهمند اجرا مى کنند.
در برخى ازکلیساها ازدواج، یک آیین شمرده مى شود. در کلیساى کاتولیک رم مراسم ازدواج را عروس و داماد اجرا مى کنند و کشیش شاهد آن است. در خانواده کلیساهاى ارتدکس عملاً کشیش زن و مرد را به همسرى در مى آورد. در بیشتر کلیساهاى پروتستان هر چند ازدواج منزلت بالایى دارد، اما یک آیین به حساب نمى آید، بلکه تعهد بسیار جدى و الزام آور است که خداوند آن را مبارک خوانده است. آیا همیشه باید ازدواجهاى مسیحیان تک همسرى (یعنى مشتمل بر یک زن و یک مرد) باشد؟ هر چند در گذشته تک همسرى یک رسم معمول بود، ولى در سالهاى اخیر سؤالى، مخصوصاً در آفریقا،در این باره مطرح شده است که آیا مردانى که قبلاً با بیش از یک زن ازدواج کرده اند، وقتى که مسیحى مى شوند، اجازه دارند که همسرانشان را نگه دارند؟ کلیساى انگلستان اخیراً تصویب کرده است که بقاى چنین ازدواجهاى چند همسرى باید اجازه داده شود. اما اگر یک مرد یا احتمالاً یک زن مسیحى شود او نباید دیگر همسر اضافه کند یا اگر مجرد است فقط باید با یک همسر ازدواج کند.
چون حضور در عروسى یکى از اندک مواردى است که مردم در یک جامعه چند دینى، با سنت دیگران تماس دارند، لذا تقریباً همه افراد با قرارداد ازدواج که بین عروس و داماد در یک مراسم عروسى مسیحى مبادله مى شود، تا حدى آشنا شده اند. کشیش[56] ابتدا از زن و مرد مى پرسد که آیا یکدیگر را آزادانه به عنوان همسر اختیار کرده اند. اگر آنها پاسخ مثبت دهند، تعهدات و وعده هایى به هم مى دهند و غالباً این کلمات را تکرار مى کنند: «در خوشیها و ناراحتیها، در غنا و فقر، در بیمارى و سلامتى، دوست مى داریم و گرامى مى داریم تا وقتى که ما دو نفر زنده ایم». آنها سپس معمولاً حلقه مبادله مى کنند و کشیش مُجرى مراسم ازخدا مى خواهد که به پیوند آنها برکت دهد و سپس اعلام مى کند که آنها زن و شوهرند. سپس معمولاً عروس و داماد همدیگر را به عنوان اولین عمل زندگى زناشوییشان مى بوسند.
انتصاب[58] شده باشد، هر چند این به معناى این نیست که دیگر مسیحیان به سوى خدماتى که انجام مى دهند دعوت نشده اند. این دعوت معمولاً به صورت یک اعتقاد درونى محکم رخ مى نماید که خدا این شخص را براى این منصب مى خواهد. کلیساهاى مختلف راههاى متفاوتى براى اثبات واقعى بودن این دعوت دارند، اما این کاملاً مورد وفاق است که استعدادها یا ذوق و سلیقه ها یا تعلیم و تربیت شخصى براى اینکه شخص واجد شرایط انتصاب شود، کافى نیست، بلکه «دعوت» هم لازم است. بنابراین در برخى از کلیساها دوره اى طولانى از آموزش وتمرین نیاز است که در آن داوطلب، کتاب مقدس، تاریخ و الهیات مسیحى، مهارتهاى خدمت روحانى از قبیل تبلیغ و سرپرستى روحانى و گاهى موضوعاتى از قبیل فلسفه اخلاق، روان شناسى و فلسفه دین و ادیان مقایسه اى را مطالعه مى کند. فقط پس از اتمام این مقدمات دشوار، شخص داوطلب مى تواند منصوب شود. در کلیساهاى دیگر بر ذوق و استعدادهایى که شخص از خود بروز مى دهد، از قبیل قدرت برتبلیغ، نصیحت و هدایت تأکید بیشترى مى شود واین امور مهمتر از تحصیلات رسمى و دانشگاهى به حساب مى آید. در بیشتر موارد، انجام انتصاب واقعى زمانى است که افرادى که خود قبلاً منصوب شده اند دست خود رابه سر داوطلب بگذارند و از روح خدا بخواهند که به او در این منصب برکت دهد.
در اینکه آیا زنان هم منصوب مى شوند یا نه، بین شاخه هاى مختلف مسیحیت اختلاف آزار دهنده اى وجود دارد. برخى از کلیساها هم مرد و هم زن را نصب مى کنند، اما در برخى دیگر تنها مردان منصوب مى شوند. هیچ یک از کلیساهاى کاتولیک روم و ارتدکس زنان را منصوب نمى کنند، هر چند هر دو تأکید مى کنند که مرد و زن اهمیت یکسانى ـ اگر چه متفاوت ـ در نظر خدا دارند. در برخى از کلیساها، مانند کلیساى انگلستان، این مسأله بسیار آزار دهنده تر است; چون برخى از کلیساهاى اصلى آن زنان را نصب مى کنند، اما برخى دیگر چنین نمى کنند. در ضمن در بسیارى از کلیساهاى پروتستان ایالات متحده، تعداد روز افزونى اززنان کشیش مى شوند و در برخى از آنها تا سال 2000 میلادى نیمى از کشیشان، زن خواهند بود.
اعتراف[61] نامیده مى شود، در کلیساهاى مختلف به روشهاى گوناگونى اجرا مى شود، اما معناى باطنى آن در همه یکسان است. این آیین براى مسیحیان این فرصت را فراهم مى آورد تا صراحتاً با اعمال و رفتارى که او را از خدا و بقیه مردم جدا مى کند، روبه رو شود. گاهى این آیین از طریق گفتوگوى خصوصى با یک کشیش انجام مى شود و گاهى نیز گروهى به طور دسته جمعى این کار را انجام مى دهند. آیین اعتراف به هر صورتى که اجرا شود، بیانگر این است که گناه و لغزش انسان، جامعه با محبتى را که خدا براى خانواده بشرى در نظر گرفته است، سست مى کند، اما خدا آماده است تا ببخشاید، آشتى کند و آغازى دوباره را ممکن سازد.
و سرانجام، برخى از گروههاى مسیحى آیینى دارند که گاهى «تدهین نهایى»[63] شناخته مى شود، چون این آیین هنگامى انجام مى شود که آثار مرگ ظاهر شده است. اما این آیین در الهیات کاتولیک متأخرتر بیشتر نماد آشکار قدرت خدا براى شفاى بیماریهاى بدنى و روحى انسان شمرده مى شود.
روى هم رفته آیین هاى متنوع کلیساها، هر قدر زیاد باشند وهرگونه اجرا شوند، دیدگاهى را در باره جهان ارائه مى دهند که هماره توجه را به سوى حضور خداى نامرئى در درون حوادث آشکار و مخلوقات جهان جلب مى کند. اما آیین ها یا احکام هدف دیگرى نیز دارند. این شعائر مدام مسیحیان را یادآور مى شوند که خدا براى آنها به عنوان یک امت در جهان هدفى دارد. در برخى از کلیساها، هنگامى که دعا و نیایش در کلیسا پایان مى یابد و مردم آماده مى شوند تا آن مکان مقدس را ترک کنند و زندگى روزمره خود را ادامه دهند، کشیش مى گوید «اکنون خدمت آغاز مى شود». این یادآورى مناسبى است که آمدن ملکوت خدا به صورت تمام و کمال، هدف نهایى همه دعاهاست، نه فقط دعاى خداوند ]مسیح[. عبادت مسیحى هرگز به خودى خود هدف نیست، بلکه ابزارى است که با آن این هدف نهایى در زمان موعود خدا محقق خواهد شد.