userinfo close

  ,

گفتگوی ادیان


iid

تاسیس: 2 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: امیر محمدی - معاونان
- این كلوب به طور مشترک توسط دوستان مسلمان ، زرتشتی ، مسیحی ، یهودی و صابئی مدیریت میشود
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
6
900
87/10/12 (11:02)
10
617
90/4/11 (10:08)
27
286
91/3/6 (00:11)
70
527
91/2/31 (16:43)
0
114
91/2/25 (17:04)
16
61
91/2/10 (15:25)
21
204
91/1/28 (19:51)
179
3284
91/1/26 (15:19)
20
216
91/1/25 (13:58)
79
486
91/1/29 (17:46)
106
770
91/1/22 (12:50)
32
622
91/1/7 (21:28)
148
1031
90/12/29 (01:40)
101
1022
90/12/21 (23:58)
22
252
90/12/20 (21:12)
38
265
90/11/21 (23:39)
487
2737
90/10/24 (23:32)
21
168
90/10/8 (19:38)
20
261
90/9/25 (01:23)
87
880
90/9/19 (18:45)

عنوان بحث

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 14:48 1386/06/22

«صابئین را بشناسیم» *

مقالاتی كه در شناخت ،  آیین صابئین سراغ دارید را در این جا قرار دهید

wat0e9uwzv1o9tmvtaf.jpg
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از آخرین پاسخ
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 14:50 1386/06/22
1
پرسش :

آیا دین صائبی  از ادیان الهی است؟ علت اختلاف نظر چیست؟


پاسخ :

جواب اجمالی: صائبین از واژه‌های قرآنی است و سه بار در قرآن ذكر شده است و نام پیروان یكی از ادیان آسمانی می‌باشد و پیروان این آیین در استان خوزستان و اطراف بصره به صورت اقلیت زندگی می‌كنند و (صبی) نامیده می‌شوند.[1]
و اما در این كه آنان پیرو چه دینی بوده‌اند، بین مفسران و لغت شناسان و نویسندگان مقالات ملل و نحل و تاریخ نویسان اقوال گوناگونی است؛ با آن كه صائبان قبل از نزول قرآن كریم پیش اقوام و طوایف ساكن شبه جزیره عربستان معروف و مشهور بوده و قرآن مجید هم به تعریف و توصیف آنها مبادرت ورزیده است و این قوم از صدر اول اسلام تا به امروز با مسلمانان در یك محیط زندگی كرده و با آنان در ارتباط بوده‌اند، عجیب است كه آئین صائبان هم چنان مجهول و ناشناخته مانده است، و همین ناشناختگی وضعیت آنان و مجهول بودن حقیقت آیین و باورها و عقاید آنان باعث تردید در حكم فقهی ایشان شده است وچون موضوع مسأله برای آنان چندان روشن نبوده،‌ با شك و تردید مسأله را دنبال كرده‌اند، برای رفع این تردید راهی غیر از این وجود ندارد كه به خود صائبان و كتابهایی كه به خود صائبان و كتابهای‌شان مراجعه گردد. وقتی انسان به عوام‌های آنها مراجعه می‌كند،‌ جز افسانه چیزی از دینشان نمی‌دانند و انسان نمی‌تواند از آنها به دین واقعی صائبان پی ببرد. كتابهای‌شان به زبان و خط ارامی است و چاپ نشده است و مخطوط می‌باشند تا این اواخر كتابهای ترجمه شده از آنها در دست نیست، اگر چه بعضی از آن در این اواخر ترجمه شده، ظاهراً مهمترین كتاب آنها «كنز اربا است».
پاسخ تفصیلی: اینك جهت پاسخ تفصیلی به پرسش، لازم می‌دانم به بررسی صایبان از نظر قرآن و مفسران و متكلمان و فقیهان... اشارات داشته و نكات لازم را در حد این مقاله توضیح دهم.
صائبان در قرآن
این اسم سه بار در قرآن كریم ذكر شده: 1. در آیه 62 از سوره بقره چنین آمده است: «ان الذین آمنوا و الذین هادوا و النصاری و الصائبین من امن بالله و الیوم الاخر وعمل صالحاً فیهم اجرهم عندربهم و لاخوف علیهم و لا هم یحزنون»: كسانی كه ایمان آورده‌اند، كسانی كه به آیین یهود گرویدند و ترسایان و صایبان هر كس كه به خدا و روز رستاخیز ایمان داشته باشد و كار نیكی انجام دهد، پاداش آنها نزد پروردگارشان است و بر آنها ترس و اندوهی نیست.
در این آیة صائبین بعد از یهود و نصاری ذكر شده است، هر كدام از پیروان ادیان الهی كه در عصر و زمان خود بر طبق وظایف فرمان دین عمل كرده‌اند و رستگارند.
2. در آیة 69 سورة‌ مائده: «ان الذین امنوا و الذین هادوا و الصائبون و النصاری من امن بالله و الیوم الاخر و عمل صالحاً فلا خوف علیهم و لایحزنون»؛ آنها كه ایمان آورده‌اند و یهود و صائبان و ترسایان، هر گاه به خداوند یگانه و روز جزا ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند نه ترسی بر آنها هست و نه غمگین خواهد شد.
در هر دو آیه صائبان از اهل كتاب و دین و در ردیف یهود و نصاری معرفی شده‌اند، لحن هر دو آیه بیانگر این است كه آیین صایبان همانند آیین یهود و نصاری یك آیین توحیدی و آسمانی است و مشمول صفت مؤمن و استحقاق پاداش معنوی و رهائی از بیم و اندوه قرار گرفته‌اند.
3. در آیه 17 از سوره حج نام صائبین در ضمن اسامی ادیان دیگر با افزودن نام مجوس چنین ذكر شده است: «ان الّذین امنوا و الذین هادوا و الصائبین و النصاری و المجوس و الذین اشركوا ان الله یفصل منهم یوم القیامه ان الله علی كل شیء شهید»؛ كسانی كه ایمان آورده‌اند و كسانی كه یهود شده‌اند و صائبان و ترسایان و مجوس و كسانی كه برای خدا شریك قرار داده‌اند، خداوند روز قیامت میان آنان داوری می‌كند.
در این آیات می‌بینیم كه از صائبیها در ردیف «اهل كتاب» نام برده شده و از آنها نیز همچون یهود و نصاری دعوت به عمل آمده تا معتقدات و اعمال ناخالص خود را با پذیرش اسلام و تعالیم آسمانی آن، مهذب و استوار سازند. بنابراین یهود و نصاری و صائبان سه دینی بوده‌اند كه مشمول خطاب و عنوان اهل كتاب می‌شده‌اند.
نتیجه: این كه پس می‌توان گفت از نظر قرآن صائبین مانند یهود و نصاری اهل كتاب و دین بوده و دینشان یك دین الهی و آسمانی است و آنها هم همانند پیروان سایر ادیان آسمانی، پیامبر و شریعتی داشته‌اند و پس از پیامبرشان به تدریج دچار انحرافاتی مانند تقدیش و پرستش ستارگان شده‌اند و نظیر همان انحرافاتی كه در دین یهود و نصاری هم وجود دارد. به این معنی دین صائبین در اصل مانند دین یهود و نصاری دین توحید بوده و اعتقاد به مبدأ و معاد از اركان دین آنها نیز می‌باشد.
صایبان از دیدگاه مفسران
از آیات فوق اجمالاً استفاده شد كه صایبان پیرو بعضی از ادیان آسمانی بوده‌اند، اما در این كه آنان پیروان چه دینی بوده‌اند، بین مفسران اتفاق نظر وجود ندارد و اقوال گوناگونی است و در تفسیر كلمه صائبین در قرآن دچار اختلاط و تضاد و تناقض‌گویی شده‌اند كه به مرور زمان بر وسعت و غلظت این تناقضات افزوده شده است. كه به ذكر بخشی از آن چه مفسران راجع به تفسیر كلمه صائبین گفته‌اند می‌پردازیم.
1. فخر رازی بعد از یك مقدمه چنین می‌نویسد:[2] ... مفسران را در تعریف روش دینی صایبان گفته‌هایی است. نخستین قول، از مجاهد و حسن است كه گفته‌اند ایشان طایفه از مجوس و یهودند كه گوشت ذبیحه ایشان خورده نمی‌شود و زنان ایشان به زنی گرفته نمی‌شوند. دوم قتاده گفته است ایشان قومی هستند كه فرشتگان را می‌پرستند و به سوی خورشید نماز می‌گزارند،‌ در هر روز پنج نماز... سوم آن قولها كه نزدیك‌ترین آنها باشد این است كه قومی ستاره پرست می‌باشند و ایشان را دو گفتار است، یكی آن كه آفریننده جهان، خدای تعالی است كه دستور بزرگداشت این ستارگان را داده... وگفتار دیگر آن است كه خدای سبحان آسمانها و ستارگان را آفریده، پس این ستارگان، هر چه را در این جهان روی دهد از بدی و خوبی و خوشی و ناخوشی تدبر می‌كنند و آنها را می‌آفریند، پس بزرگداشتن آنها بر بشر واجب است... [3]
2. علامه طباطبایی درجلد اول ترجمه تفسیر المیزان[4] پس از نقل سخن بیرونی درباره تاریخ صایبان و ذكر برخی از عقاید آنان یادآور شده است آن چه را كه بیرونی درباره تاریخ صائبان و ذكر برخی از عقاید آنان یادآور شده است، آن چه را كه بیرونی به برخی نسبت داده كه مذهب صائبی آیینی آمیخته از مجوس و یهودی و رگه‌هایی از آئین حرانی است با ظاهر آیه سازگارتر است، زیرا ظاهر آیه این است كه آن هم مذاهبی در عداد مذاهب سایر اهل كتاب است.
در تفسیر نور الثقلین به نقل از تفسیر علی بن ابراهیم چنین آمده است: الصائبون قوم لا مجوس...[5]
صائبون گروهی هستند كه نه مجوسی و نه یهودی و نه نصرانی و نه مسلمانند و آنها ستاره‌پرست هستند.
4. قرطبی پس از نقل اقوال می‌گوید: اما آنچه از مذهب آنها به دست آمد،چنان كه بعضی از علمای ما ذكر كرده است، آنها موحد هستند، منتهی به تأثیر ستارگان هم معتقدند و لذا هنگامی كه القاء ربا الله از حكم آنها پرسید، ابوسعید اصطخری به كفر آنها فتوا داد.
5. بیضاوی می‌گوید: صائبان قومی میان نصاری و مجوس هستند، و بعضیها گفته‌اند: اصل دین آنها دین حضرت نوح است و گفته شده كه آنها ملایكه و ستارگان را می‌پرستیدند.[6]
این بود برخی از اقوال مفسران و مراجعین می‌توانند با مراجعه به تفاسیر دیگر به آراء دیگری نیز دست یابند.
صایبان از دیدگاه فقیهان
در میان فقها سخن در این است كه آیا صایبان اهل كتاب هستند و احكام و احكام ذمیان درباره آنها جاری است یا نه، آیا به عنوان یك اقلیت مذهبی می‌توانند در پناه حكومت اسلامی زندگی كنند و مانند یهود و نصاری و مجوس جزیه بپردازند یا نه؟ مسأله در میان فقهای شیعه و سنی مورد اختلاف است.
فقهای شیعه اغلب فقهای شیعه به خصوص قدمای آنها صایبان را از جمله اهل كتاب ندانسته و تنها یهود و نصاری ومجوس را اهل كتاب می‌دانند و در مقابل اینها بعضی از فقها، هم باهل كتاب بودن صایبان قایل‌اند و احكام ذمة را درباره آنها هم جاری می‌دانند، ولی این گرو در اقلیت هستند و به سخنان برخی از فقها در این جا اشاره می‌شود:
شیخ مفید می‌نویسد:[7] فقهای اهل سنت در كفر صایبان و همنوعان آنها به غیر از سه گروه یهود و نصاری و مجوس اختلاف دارند، مالك بن انس و اوزاعی گفته‌اند هر دین بعد از دین اسلام غیر از یهود و نصاری مجوسی هستند و پیروان آنها در حكم مجوسی هستند. از عمر بن عبدالعزیز روایت شده كه گفت: ‌صائبان مجوسی هستند، شافعی و جمع اهل عراق گفته‌اند صایبی در حكم مجوس‌اند و بعضی از اهل عراق گفته‌اند صایبان در حكم نصاری هستند... شیخ مفید پس از اشاره به اختلاف فقهای اهل سنت در یك بررسی علاوه به بیان بر حكم صایبان مانند یك متكلم عقاید و باورهای آنان را نیز از نظر كلامی مورد دقت قرار داده و عقایدی را به آنها نسبت داده كه آن عقاید ظاهراً اختصاص به آنها دارد و در ادیان دیگر چنین عقایدی یافت نمی‌شود. بنابراین به نظر شیخ مفید آیین صایبان هیچ شباهتی با مذاهب دیگر حتی مجوس هم ندارد.
2. شیخ طوسی در النهایه[8] و المبسوط[9] تصریح دارد به این كه جز یهود و نصاری و مجوس از سایر ادیان مانند بت پرستان از صایبان و غیر آنها جزیه گرفته نمی‌شود.
صاحب جواهر[10] پس از دقت وكنجكاوی زیادی از قول مشهور هم نمی‌تواند تجاوز كند، سرانجام حكم می‌كند كه جز یهودی و نصاری و مجوس اهل كتاب وجود ندارد.
در مقابل این گروه از فقهای شیعه كسانی هستند كه صایبان را اهل كتاب می‌دانند و به اخذ جزیه از آنها فتوا می‌دهند و از قدما می‌توان ابن جنید را نام برد و از معاصرین هم مرحوم آیت الله خویی است كه فرموده: ظاهر این است كه صایبان از اهل كتاب هستند.[11] و همین اختلاف نظر در بین فقهای اهل سنت نیز وجود دارد كه از ذكر آن به علت طولانی شدن این نوشته خودداری می‌كنم.
جمع بندی نظریات و پاسخ به قسمت دوم از سؤال «كه علت اختلاف نظر چیست؟»
با توجه به متون فقهی و مطالعه آرای فقهای فریقین معلوم می‌شود كه اكثریت فقهای اهل سنت معتقدند كه صائبان اهل كتاب هستند و از آنها جزیه پذیرفته است و عده كمی از آنان با این نظر مخالفت كرده‌اند كه از جمله آنها ابوسعید استطحری است.
برعكس اكثریت فقهای شیعه، صایبان را اهل كتاب و اهل ذمه نمی‌دانند و در میان آنها اقلیتی هم هستند كه به اهل كتاب بودن صایبان نظر داده‌اند.
با مراجعه به لغت روشن می‌شود كه لغت شناسان در وجه تسمیه و ریشه‌ كلمه صابی، دچار تشتت آراء هستند و وجوه متناقضی را ذكر كرده‌اند، متأسفانه مفسران و متكلمان و در باب ملل و نحل نیز درباره صایبان چندان كاوش نكرده و هر كس به تناسب مفهوم لغوی آن تعریف ادامه داده و لذا كلمات علما و اندیشمندان در این باره سخت مضطرب و پریشان است و به خاطر همین اضطراب و سردرگمی در معرفی صایبان كلام فقها نیز دست كمی از مفسران و متكلمان ندارد و همین ناشناختگی وضعیت آنان و مجهول بودن حقیقت آیین و باورهایشان باعث تردید در حكم فقهی ایشان شده است.
پاسخ اجمالی از سؤال در رابطه با آیین زردشتی
از آنجایی كه پاسخ سؤال از صایبی از حد اختصار خارج شد در پاسخ از سؤال از آیین زردشتی (به طور اختصار) به پاسخ كوتاه آن اكتفا می كنم.
زردشتیان به نبوت از زردشت اعتقاد دارند و كتاب اوستا را از او می‌دانند. بنابر روایات و اخبار خودشان زردشت در قرن ششم پیش از میلاد مسیح در شرق و یا در غرب ایران تولد یافته و در 30 سالگی از جانب اهورا مزدا به پیغمبری برگزیده شده و آیین خود را در آن عصر انتشار داده است[12].
توجه به همین كلام استاد مطهری می‌تواند در این راستا و آن كه آیین زردشتی آیا از ادیان الهی است ما را راهنمایی كند.[13]
برحسب آن چه تاریخ نشان می‌دهد نژاد آریا پس از استقرار در سرزمین ایران به پرستش مظاهر طبیعت... البته مظاهر موت طبیعت از قبیل آتش و خورشید باران و خاك پرداختند... آن چه در ایران قدیم وجود داشته اعتقاد به دو آفریدگار بوده است، نه دو گانه پرستی یعنی ایرانیان قایل به شرك در خالقیت بوده‌اند نه شرك در عبادت.
بعدها زردشت ظهور كرد. از نظر تاریخ به روشنی معلوم نیست كه آیا آیین زردشت در اصل، آیینی توحیدی بوده است یا آیین ثنویی؟ «اوستا» موجود این ابهام را رفع نمی‌كند، زیرا قسمت‌هایی مختلف این كتاب، تفاوت فاحشی با یكدیگر دارد. بخش «وندیداد» اوستا صراحت در ثنویت دارد. ولی از بخش «گاتاها» چندان دوگانگی فهمیده نمی‌شود، بلكه برحسب ادعای برخی از محققین از این بخش یكتایی استنباط می‌گردد. به علت همین تفاوت و اختلاف بزرگ است كه اهل تحقیق معتقدند اوستائی كه در دست است،‌ اثر یك نفر نیست بلكه هر بخش از آن از یك شخص است. تحقیقات تاریخی در این جا نارسا است، ولی ما برحسب اعتقادات اسلامی كه درباره مجوس دارم می‌توانم دین زردشت را در اصل یك شریعت توحیدی بدانیم، زیرا بر حسب عقیده اكثر علمای اسلام زردشتیان از اهل كتاب محسوب می‌گردند، محققین از مورخین نیز همین عقیده را تأیید می‌كنند و می‌گویند: نفوذ ثنویت در آیین زردشت، از ناحیه سوابق عقیده دو خدایی در نزد آریا قبل از زردشت بوده است. البته تنها از طریق تعبد یعنی از راه آثار اسلامی می‌توانیم شریعت زردشت را یك شریعت توحیدی بدانیم. اما از نظر تاریخی یعنی از نظر آثاری كه به زردشت منسوب است، هرچند بخواهم فقط (كاتها) را ملاك قرار دهم، نمی‌توانم آیین زردشتی را آیین توحیدی بدانم، زیرا حداكثر آن چه محققان درباب توحید زردشت به استناد «گاتها» گفته‌اند این است كه زردشت طرفدار توحید ذاتی بوده است... زردشت برای درخت هستی بیش از یك ریشه قایل نبوده است.... ولی برای این كه یك آیین توحیدی باشد علاوه بر توحید ذاتی و توحید در عبادت توحید در خالقیت هم لازم است و آیین زردشت به حسب مدارك تاریخی از نظر خالقیت كاملاً ثنوی بوده است.... اگر (گاتها) را كه اصیل‌ترین و معتبرترین و توحیدی‌ترین اثری است كه از زردشت باقی مانده است، ملاك قرار دهم زردشت را در شش و پنج خیر و شر و این كه نظام موجود نظام احسن نیست، و با حكمت بالغه جور نمی‌آید گرفتار می‌بینم این جهت او را از پیامبران آسمانی كاملاً جدا می‌كند... .
در حقیقت باید گفت دین زردشت نتوانسته است ریشه شرك و ثنویت را حتی در حدود تعلیمات گاتها از دل ایرانیان بركند، خودش نیز مغلوب این عقیده خرافی گشته و تحریف شده است.
مرحوم داود الهامی محقق ونویسنده درباره زردشت می‌گوید[14] اختلاف عجیبی به چشم می‌خورد. اغلب مورخان اسلامی مانند طبری (ج 1، ص 282) و بلعمی، ‌ابن اثیر و میر خواند زردشت را پیامبر نخوانده و او را شاگرد شاكر ارمیای نبی و یا عزیر نبی دانسته‌اند.
دكتر معین می‌گوید: «موبدان كوشش داشتند موسس دین خود را با پیغمبران مورد قبول مسلمانان و نصاری و یهود تطبیق كنند، تا هم اهل كتاب شمرده شوند و هم كمتر مورد طعن قرار بگیرند».[15]
ایشان زردشت را اختلافی‌ترین چهره تاریخ هم از نظر زمان و هم از نظر آیین و هم از نظر محل تولد معرفی می‌كند.[16] با این وصف جواب قسمت دوم[17] از سؤال نیز روشن می‌شود، علت این كه این همه تناقض و تضاد در تاریخ (و آیین) زردشت می‌بینیم این است كه وی تاریخ درستی ندارد و ردپایی این شخصیت ایرانی در تاریخ گم شده است و در هیچ یك از روایات اسلامی و قرآن مجید و هم چنین در كتب مقدس چون انجیل و تورات ذكری از شخص و كتاب «اوستا» به میان نیامده است، بلكه هر جا كه خواستند از دیانت كهن ایران نامی به میان آورند تنها به لفظ مجوس اكتفا كرده‌اند.
با این كه در قرآن كریم علاوه بر پیامبران اولی العزم، نام عده‌ای از پیغمبران دیگر نیز آمده است و حتی به نام برخی از آنان سوره مستقل نازل شده است، اگر او واقعا پیغمبر وحتی به ادعای زردشتیان پیامبر اولی العزم بوده و صاحب شریعت بوده، پس چرا در قرآن و انجیل و تورات نامی از او به میان نیامده است؟ معلوم است این موضوع بیشتر باعث نگرانی زردشتیان شده، ‌و لذا خواسته‌اند پیامبر خود را با نام یكی از پیغمبران مسلم تطبیق بدهند.[18]
خلاصه و نتیجه این كه، بنابر نظریة استاد شهید از كتاب مذكور، تنها از طریق تعبد یعنی از راه آثار اسلامی می‌توانم شریعت زردشت را یك شریعت و آیین توحیدی بدانیم، اما از نظر آثاری كه به زردشت منسوب است و به حسب مدارك تاریخی نمی‌توانم آیین زردشتی را از آیین توحیدی بدانیم و از نظر خالقیت كاملاً ثنوی بوده.
بنابه نظر مرحوم الهامی، محقق این موضوع در دو اثر یاد شده زردشت از اختلافی‌ترین چهره تاریخ می‌باشد. اغلب مورخان اسلامی مانند طبری، بلعمی،‌ ابن اثیر، و میر خواند، زردشت را پیامبر نخوانده و او را شاگرد شاگرد ارمیای نبی و یا عزیر نبی دانسته‌اند.
علت اختلاف در تاریخ و آیین زردشتی این است كه وی تاریخ درست ندارد و ردپایی از این شخصیت ایرانی در تاریخ گم شده است و در هیچ یك از روایات اسلامی و قرآن مجید و كتب مقدس چون انجیل و تورات ذكری از شخص او، و كتاب (اوستا) به میان نیامده است، بلكه هر جا خواسته‌اند از دیانت كهن ایرانی نامی به میان آورند، تنها به لفظ مجوس اكتفا كرده‌اند.
اما در رابطه با آیین صایبی و نتیجه كلی آن به جواب اجمالی در ابتدای بحث، ص 1 بذل توجه فرماید،‌شاید نیاز به تكرار نباشد.

[1] . تحقیقی درباره صابیان، نوشته داود الهامی، ناشر: انتشارات مكتب اسلام، نوبت چ 1، 1379، ص 2.
[2] . فخر رازی، ذیل آیه 62 سوره بقره، التفسیر الكبیر للامام الفخر رازی، الجزء الثالث، الطبعه الثالثه، دار الاحیاء بیروت، ص 105.
[3] . داود الهامی، تحقیقی درباره صایبان، ص 14، ناشر انتشارات مكتب اسلام، 1379.
[4] . ترجمه المیزان، ج 1، ص 261، استاد علامه طباطبایی، ترجمه مكارم شیرازی، چ 2، نشر بنیاد علمی.
[5] . تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 71، للمحدث الجلیل الشیخ عبدعلی بن جمعه، مطبعه الحكمه، بقم.
[6] . حاشیه محی الدین شیخ زاده، علی تفسیر القاضی البیضاوی، ج 1، ص 314، المكتبة الاسلامیه، محمد ازدمیر دیار بكر تركیا، بی‌تا.
[7] . المقنعه، ج 1، ص 271، الشیخ المفید، تحقیق و نشر موسسه نشر اسلامی، الطبعة الثانیه التاریخ 1410 ق.
[8] . النهایه، ص 293، ابی جعفر محمد بن الحسن بن علی طوسی، الطبعه الاولی 1390 ق، الناشر دار الكتب العربی بیروت، لبنان.
[9] . المبسوط، ج 2، ص 36، تألیف شیخ الطایفه محمد بن الحسن بن علی الطوسی، ناشر المكتبه الرضویه.
[10] . جواهر الكلام، ج 21، ص 230 و 231، الشیخ محمد حسن نجفی، ناشر دار الكتب الاسلامیه،چ 4، تاریخ انتشار 1368، چاپخانه حیدری.
[11] . مجله تخصصی كلام، ش 26.
[12] . مجله تخصصی كلام، سال 8، مسلسل 31.
[13] . استاد شهید مطهری، مجموعة آثار؛ عدل الهی، ص 89، چ اول، مرداد 1368، ناشر انتشارات صدرا.
[14] . مجله تخصصی كلام، سال 8، مسلسل 31.
[15] . همان.
[16] . مجله تخصصی كلم، شماره 315، ص 41.
[17] . علت اختلاف نظر چیست؟
[18] . ... كلام، همان مدرك.


http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=975&urlId=639
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 14:51 1386/06/22
2
پرسش :

لطفاً در مورد عقاید صابئین به صورت كامل مطالبی بنویسید؟


پاسخ :

قبل از پرداختن به اعتقادات صابئین بهتر است نگاه اجمالی به زمان و مكان و مؤسس این آئین داشته باشیم. گرچه در این رابطه هم اقوال متفاوت است امّا برای شناخت اجمالی به یكی از آنها اشاره می شود:
این قوم كه خود را صابی می نامیدند در جلگة دشت میشان كه در مرز انشان یا ایلام یا سومر قدیم سكونت داشتند. ریشه خود را از مصرف می دانند كه مقارن هجرت یهود از مصر به كنعان آنها هم از مصر به كنعان آمده اند. عده ای مؤسس آن را (یوذاسف) معرفی كرده اند و بعضی بر این باورند كه مؤسس این آئین نوة حضرت ادریس است كه صابی نام داشت و به همین جهت به این نام معروف شده اند.[1] و اقوال دیگری كه باید در جای خود بحث شود.
امّا در باب عقاید، چون آئین صابئین بر اثر قلت پیروان و تقید سخت آنها به نهان داشتن آئین خود، این آئین را در نظر دیگران بصورت یك رمز و معما در آورده، چنانچه اكثر نویسندگان اسلامی سلف و غیراسلامی در باب شرح عقاید و آئین صابئیان سخت دچار اشتباه شده و نظریات گوناگونی را ابراز داشته اند.[2] بنابراین محققین و مورخین كه در رابطه با آئین صابئین بحث كرده اند، اقوال متفاوتی را ذكر كرده اند. و آنچه از آن اقوال و نظریات بدست آمده به صورت ذیل ذكر می گردد:
1. آنها معتقدند نخستین كتاب های مقدس آسمانی آنها به حضرت آدم و سپس به نوح و پس از وی به سام و سپس به رام و بعد به ابراهیم خلیل سپس به موسی و بعد از او به یحیی بن زكری نازل شد.[3]
2. آنان به خدای یكتای ازلی و ابدی و بی نهایت، منزه از ماده و طبیعت، معتقدند، خدای كه علت وجود اشیاء و پیدایش موجودات است و به تعداد روزهای سال به سیصد و شصت روحانی یا قوای جاودانی اعتقاد دارند و آنان را وكیل و دستیار خداوند در خلقت جهان می دانند كه هر كدام در عالم دارای كشوری جداگانه هستند كه عالم نورانی (علیا) و جهان ظلمانی (سفلی) در نبردند كه آدمی از این دو عنصر تشكیل شده است كه روح او از عالم نورانی و جسم او از عالم ظلمانی است.[4]
3. اعتقاد بر این دارند كه دهر قدیم است و هر كس بمیرد روحش بكالبد شخص دیگر منتقل می شود و نیز معتقدند كه فلك با همراه موجوداتی كه در جوف آن است در حال افتادن در فضای لایتناهی است و چون در حال سقوط و افتادن است حركت دورانی به خود می گیرد چون هر چیزی كه گرد باشد وقتی از بالا سقوط كند حركت دورانی به خود می گیرد. بعضی نیز پنداشته اند كه آنها به حدوث عالم قائل هستند.[5]
4. صابئیان كتاب تورات را كتابی نادرست و گمراه كننده می دانند، آنان اجرام آسمانی را نمی پرستند امّا عقیده دارند كه ستارگان دارای گوهری هستند كه عالم نور است و گروهی معتقدند كه اینها ستارگان را قبلة خود قرار داده اند. و برخی از اینها عالم را قدیم می پندارند و احكام و شرایع همة فرستادگان الهی را باطل دانسته اند.[6]
5. گروهی به این نتیجه رسیده اند كه صابئیان به معاد اعتقاد دارند، این دنیا را فانی و بی ارزش می دانند و به جهان ابدی و ازلی باور دارند و در آخرت دو مكان وجود دارد: دنیای نور و خوبیها كه همان بهشت است و دنیای تاریكی و بدیهای كه دوزخ گفته می شود.[7]
6. عده ای از صابئیان حضرت آدم را اولین پیامبر و حضرت یحیی را آخرین پیامبر می دانند و معتقد به (اواثر مزنیا) هستند. یعنی هر فرد پس از مرگ برای سنجش اعمال خود به جای به نام (اواثر مزنیا) می روند كه در آنجا دربارة او داوری شده و اعمالش سنجیده می شود كه بعد از آن به بهشت یا به جهنم می روند.[8]
7. عده ای از صابئیان كه به حرافی هم معروفند به قدمای خمسه معتقدند كه دو تای آنها زنده اند چون باری تعالی و نفس، و یكی از آنها اثرپذیر است و منفعل است و آن هیولاست و دو تای دیگر نه زنده اند و نه فاعلند و نه منفعل و آنها عبارتند از دهر و قضا (زمان و مكان).[9]
این هفت مورد از اعتقادات صابئان است كه اكثر محققین در لابلای كتابهای كه در مورد ادیان و مذاهب و یا تاریخ نوشته اند به اینها اشاره كرده اند و شاید معتقداتی دیگری هم داشته باشند كه برای ما نامعلوم باشد.
منابع:
1. چهاردهی، نورالدین، شناخت صببی ها، ناشر، گونتبرگ، 1363 ش، تهران.
2. زمان رشیدیان، نیره، نگاهی به تاریخ خوزستان، ناشر بوعلی، 1371 ش، تهران.
3. رستمی، حیدرعلی، صابئین، بی نا، 1376 ش.
4. تقوی قزوینی، محمدمهدی، یادگار جاوید، بی نا، 1336 ش، باختران.
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:
صابئین را به این نام نامیدند، زیرا آنها به تعطیل پیامبران و شرایع میل كردند و گفتند هر چه پیامبران آوردند باطل است.
علامه محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج 5، ص 53.
[1] . رضایی، عبدالعظیم،ؤ اصل و نسب دینهای ایران باستان، ص 430، ناشر موج، 1372 ش، تهران.
[2] . نوری، یحیی، جاهلیت و اسلام، ص 416-417، ناشر، بنیاد علمی و اسلامی سیدالشهدا، چاپ نهم، 1360 ش.
[3] . شیرازی، مكارم، تفسیر نمونه، ج 1، ص 290، ناشر دارالكتب الاسلامیه، چاپ 18، 1365 ش.
[4] . مبلغی آبادانی، عبدالله، تاریخ ادیان و مذاهب جهان از 35 هزار سال قبل از اسلام، ص 309-307، ناشر حر، 1376 ش، قم.
[5] . طباطبایی، محمدحسین، المیزان، ترجمه محمدباقر همدانی، ص 298، ج 1.
[6] . مبلغی آبادانی. تاریخ ادیان و مذاهب جهان از 35 هزار سال قبل اسلام، ص 832-831.
[7] . همان، ص 833.
[8] . رضائی، عبدالعظیم، اصل و نسب ایران باستان، ص 459.
[9] . الهامی، داود، تحقیقی دربارة صابئان، ص 135، مكتب اسلام، 1379، قم.
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 14:52 1386/06/22
3
پرسش :

آیا صابئین هم به چندین فرقه تقسیم می شوند اگر این گونه است فرقه های آنها را معرفی كنید؟


پاسخ :

معمولاً هر دینی دارای فرقه های متعددی هست و آئین صابئین هم از این امر مستثناء نشده است. منتها وجود فرقه ها در دین صابئین را از دو جهت می توان نگاه كرد، یكی به لحاظ وجود عقاید مختلف در پیروان این آئین كه باعث ایجاد فرقه های مختلف شده است و دیگری از حیث تفاوت مكانی یا احكامی است كه باعث شده صابیان را به نام های مختلف معروف كند هر چند در صورت دوم تفاوت اعتقادی خیلی جزئی می باشد. آثار فرقه هایی كه بر اثر اختلاف عقاید بوجود آمده اند به شرح ذیل ذكر می گردد:
1. فرقه "اصحاب روحانیت": اینها می گویند: برای جهان صانعی است حكیم و مدبر و چون نمی توانیم به جلال او راه یابیم ناچار باید به وسیلة مقربان درگاه او كه روحانیان پاك می باشند، نزد او راه یابیم كه این روحانیات از هر نوع مادة جسمانی منزه هستند و از كردار انسانی دور و به ذات خدایی نزدیك. به روحانیت نیز بایستی به وسایل و افعالی چون فایق آمدن به شهوات نفسانی و تهذیب اخلاق و روزه داشتن، نماز، اوراد، و دعا نزدیكی جست و با نزدیكی به آنان به شناخت و درك حضرت الهی فایض آمد و از جمله روحانیت هفت روحانی را در هفت سیاره مدبر دانند و گویند این هفت سیاره مانند اجساد و هفت روحانی به منزلة ارواح می باشند و در آن هیكل تدبر و تصرف كنند و از تصرف و تدبر ایشان سیارات هفت گانه در افلاك خود مدام دور زنند.[1]
2. فرقه "اصحاب هیكل": اینها قائل هستند كه چون روحانیون وجود رابط بین افراد عادی با خداوند می باشند، نیاز بود تا دست به دامن هیاكل یعنی سیارات هفت گانه زنند و حاجات خود را از ستارگان طلبند. در واقع این گروه از آنجا پیدا شد كه چون روحانیات وجود واسطه را ضروری دیدند لازم دانستند كه این واسطه باید به گونه ای باشد كه ما او را مشاهده كنیم و شفیعان خود را با چشم خود ببینیم و نزدشان تضرع و زاری كنیم تا به وساطت و شفاعت ما از حضرات روحانیات اقدام كنند و روحانیان ما را به درگاه كبریایی نزدیك گردانند.[2]
3. "اصحاب اشخاص": اینها معتقدند كه چون ستارگان هفت گانه طلوع و غروب دارند و در روز دیده نمی شوند باید نیابت داشته باشند، نایب آنها مجسمه های هفت گانه است كه به آنها متوسل می شدند. این فرقه اگر چه عقاید آن دو دسته دیگر را می پذیرند اما بر آن بودند كه هیاكل و سیارات سبعه در همة مواقع قابل رویت نیستند، چون مهر در روز درخشان است و شب غروب می كند ماه روز ناپیدا و شب نمایان است و ما در همة حالات به آنها تقرب نتوانیم كرد. پس باید صورتی از آنها در پیش چشم داشته باشیم و بدان صورت به هیاكل تقرب جوئیم.[3]
4. "حرانی": در مورد این فرقه چندین قول وجود دارد كه به دو مورد از آنها اشاره می شود: بعضی ها معتقدند كه صابیان حرافی بقایای مذهب یونان و روم هستند كه در شهر حران كنار رود فرات در مقابل آئین عیسوی مقاومت كردند و تا دورة اسلام باقی ماندند. وقتی از طرف مامون خلیفة عباسی به آنها تكلیف شد به یكی از ادیان اهل كتاب بپیوندند كلمة "صابیان" را برگزیدند و خود را با صابیان مذكور در قرآن منطبق شمردند.[4]
شهرستانی می گوید: حرانیون از كسانی بودند كه در شهرستان حران جای داشتند و آن فرقه بر آنچه سه فرقه دیگر گفته اند پیروی كرده اند و نیز مزیدی آورده و گویند: صانع جهان به لحاظ ذات معبود واحد است ولی به لحاظ اشخاص متكثر، یعنی دو صفت واحد و كثرت كه ضد یكدیگرند متصف است. اما واحد است در ذات و اول و اصل و ازل. اما كثیر است به لحاظ "اشخاص" كه در چشم ظاهر بسیار می شود. و یكی دیگر از اعتقادات صابیان حرانی این است كه قیامتی كه انبیاء وعده داده اند در همین دنیاست و غیر از این سرا سرای دیگری نیست و زنده كردن مردگان و برانگیختن آنان قابل تصور نیست.[5]
اما دیگر صابیان كه بر اثر تفاوت مكانی و احكامی به نام های دیگری معروف شده اند گرچه از نظر عقیدتی تفاوت چندانی با هم ندارند و عبارتند از: "سمینه" كه می گویند اینها همان صابیان چین هستند كه به مذهب "بوداست" می باشند و فرقه های دیگری چون مغتسله، كیماری و بطایحی و مندایی كه یا از فرقه های صابئی می باشند یا یكی از اسم های متعددی است كه بر صابیان اطلاق می شود.
و در نهایت باید گفت آیین صابئییان آیینی منزوی و فراموش شده است و آنچه گفته شد همگی نقل قول هایی بود كه در مورد آنها شده بود و نمی توان گفت همة آنها صحیح است و به دلیل كمبود منابع پیدا كردن صحیح از سقیم دشوار می نمایند.
منابع:
1. درسهایی از تاریخ اسلام، احمد غروی، ناشر، دانشگاه تبریز، 1366 ش، تبریز.
2. شناخت صبی ها، چهاردهی، نورالدین، ناشر گوتنبرگ، 1363 ش، تهران.
3. نگاهی به تاریخ خوزستان، زمان رشیدیان، نیره ناشر، بو علی، 1371 ش، تهران.
4. یادگار جاوید، تقوی قزوینی، محمد مهدی، بی نا، مكان، باختران، 1336 ش.
خداوند می فرماید:
"كسانی كه ایمان آورده اند و كسانی كه به آیین یهود گرویدند و ترسایان و صابئان هركه به خدا و روز رستاخیز ایمان داشته باشد و كار نیك انجام دهد پاداش آنها نزد پروردگارشان است و بر آنها ترس و اندوهی نیست."
"سورة بقره، آیة 62"
[1] . مبلغی آبادانی، عبدالله، تاریخ ادیان و مذاهب جهان از 35 هزار سال قبل از اسلام، ص 835، ناشر حر، 1376 ش، تهران و الهامی داوود، تحقیقی دربارة صابئان، ص 113 ـ 114، ناشر مكتب الاسلام، 1378 ش، قم.
[2] . الهامی، داوود، تحقیقی دربارة صابئان، ص 115، و محمد بن عبدالكریم شهرستانی، توضیح الملل، ج 2، ص 82 ـ 8، ناشر اقبال، تهران، 1361 ش.
[3] . همان، ص 116 و تاریخ ادیان و مذاهب جهان از 35 هزار سال قبل از اسلام، ص 835، مبلغی آبادانی، عبدالله.
[4] . رضایی، عبدالعظیم، اصل و نسب دینهای ایران باستان، ص 463، ناشر موج، 1373 ش، تهران.
[5] . داود الهامی، تحقیقی دربارة صابئان، ص 128، و تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ملبغی آبادانی، ص 837.
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 14:56 1386/06/22
4
پرسش :

صابئین چگونه آئینی است و آیا در عصر حاضر دارای پیرو می باشد؟


پاسخ :

برای روشن شدن بحث به عنوان مدخل باید گفت:
در قرآن سه بار از صابئین نام برده شده است.[1] راغب اصفهانی می گوید:"صبی از نظر لغت به معنای میل است و چون صابئین از دین حنیف و آسمانی خویش به انحراف و شرك میل كردند، صابئین نامیده شدند.[2] برخی هم گفته اند: كه اصل صابئین "صابعین" بوده به معنای "مُغتسلین" و غسل و تعمید كنندگان بوده است. و از آنجا كه فرقة صابئین دارای سنّت غسل تعمید بوده اند. این نام بر آنها نهاده شده است.[3]
دربارة این گروه و عقاید آنها دیدگاههای مختلفی از طرف محققان و دانشمندان ابراز شده است و تاكنون دهها نظریه در معرفی آنها ارایه شده است. آنچه از تاریخ آنها نقل شده اینست كه این گروه قبل از ظهور آیین زردتشت زندگی می كرده اند و به تدریج مركز جمعیتی آنها بین النهرین شده است. و به مرور زمان ادیان دیگر را پذیرفته اند.
پس از ظهور اسلام، مأمون خلیفة عباسی تصمیم به لشكركشی علیه آنها گرفت، امّا به دلیل اعتبار علمی آنها نتوانست كاری انجام دهد."ثابت بن قره" كه از سران و دانشمندان آنها بود، در زمان دولت عباسی اقدام به تأسیس یك شعبه از صابئین در بغداد كرد.[4] به هر حال محققین دیدگاه واحدی دربارة این آیین ندارند و هر كدام نظری خاص ابراز نموده اند كه به تعدادی از آنها اشاره می گردد:
1. ابوریحان بیرونی آنان را پیروان "یوذاسف" می داندكه مدعی نبوّت بوده است. وی می گوید: "یوذاسف" یك سال پس از سلطنت "طهمورث" در هندوستان ظهور كرد و نویسندگی فارسی را اختراع نمود و مردم را به دین "صابئین" دعوت كرد. عدة كثیری از وی پیروی كردند.[5]
2. برخی معتقدند كه یونانیان صابئی بت ها و هیكل هایی داشتند. كعبه كه مركزیت بت پرستی شده بود. متعلق به آنها بوده است. آنان پیامبران زیادی همچون "هرمس" داشتند و در سه وعده نماز می خواندند، هشت ركعت در وقت طلوع، پنج ركعت در ظهر، و همچنین نماز شب، وضو و غسل جنابت و احكام و حدود و ازدواج و غسل مس میّت، مانند فقه مسلمین داشتند.[6]
3. عده ای هم معتقدند كه آنها پیروان برادر ابراهیم یعنی "هاران بن تارخ" اند.[7]
4. بعضی هم گفته اند كه: صابئین پیروان یحیی بن ذكریای معروف اند.[8]
5. علی بن ابراهیم قمی می گوید: آنان نه یهودی اند و نه نصرانی بلكه ستاره پرستند.[9]
دیدگاههای دیگری نیز وجود دارند و لكن از مجموع نظرات كه دربارة صابئین داده شده، دو دیدگاه قابل طرح است:
اول اینكه: صابئین آئینی است ممزوج از ادیان و اندیشه های مختلف.
دوم اینكه: صابئین در تاریخ دو گروه كاملاً مستقل و جدای از هم بوده اند:
الف: صابئین موحد كه نماز و روزه و حج و احترام به كعبه و پرهیز از محرمات و نجاسات داشته اند.
ب: صابئین مشرك و بت پرست كه ساكن بین النهرین بوده و ستاره پرستی و هیكل پرستی داشته اند.
با پذیرش این دو دیدگاه، می توان همة آرای گذشته را تا حدّی صحیح و قابل قبول دانست. زیرا هر فضیلت كه به صابئین نسبت داده شده مربوط به گروه موحدین و خداپرستان می باشد و هر انحراف و شركی كه به آنان نسبت داده شده مربوط به گروه شرك یا جنبه های انحرافی آنان بوده است.[10]
عقاید و باورهای صابئین:
در كتاب تاریخ ادیان و مذاهب جهان راجع به عقاید و تعالیم صابئین چنین آمده است:
"آنان به خدای یكتای ازلی و ابدی و بی نهایت و منزّه از ماده و طبیعت معتقد هستند. خدا علّت وجود اشیاء و پیدایش موجودات است. به تعداد روزهای سال به سیصد و شصت روحانی یا قوای جاویدانی اعتقاد دارند و آنان را وكیل و دستیار خداوند در خلقت جهان می دانند، كه هر كدام در عالم نور دارای كشوری جداگانه هستند.
عالم نورانی (=علیا) و جهانی ظلمانی (=سفلی) در نبردند. آدمی از دو عنصر تشكیل شده است. روزه نزد آنان ممنوع است و نماز، عبادت روزانة آنان می باشد. در روز سه مرتبه نماز می خوانند: قبل از طلوع آفتاب، بعد از زوال خورشید، قبل از غروب خورشید. روحانی بزرگ خود را "دیشاما" گویند، صابئین تورات را كتاب نادرست و گمراه كننده می دانند. آنان اجرام آسمانی را نمی پرستند، اما عقیده دارند كه ستارگان دارای گوهر هستند كه از عالم نور است.
در نزد صابئین قتل نفس، سوگند دروغ، اكل و شرب قبل از غسل جنابت، راهزنی و دزدی، كار در اعیاد مقدس، زنا، ختنه، عدم ادای دین، خوردن گوشت حیوانی كه دُم داشته باشد، ازدواج با زنان بیگانه، پوشیدن جامة كبود، شهادت به دروغ، رباخواری، خیانت در امانت، لواط و قمار از محرمات است.[11]
كتب صابئین:
آنها معتقدند نخست كتاب های مقدس آسمانی به آدم و پس از وی به نوح و بعد از او به سام و سپس به رام، و بعد به ابراهیم خلیل، سپس به موسی و بعد از آن بر یحیی بن زكریا نازل شده است.
1. كتاب های مقدس كه از نظر آنان اهمیّت دارد "سدره" یا "صحف" نامیده می شود.كه از چگونگی خلقت و پیدایش موجودات بحث می كند.
2. كتاب "ادرفشادهی" یا "سدرادهی" كه دربارة زندگی حضرت یحیی و دستورات و تعالیم او سخن می گوید، آنها معتقدند كه این كتاب به وسیلة جبرئیل بر یحیی وحی و الهام شده است.
3. كتاب "قلستا" دربارة مراسم ازدواج و زناشوئی و كتاب های دیگری نیز دارند.
از آنجا كه این گروه هویّت واحد و ثابتی ندارند و هم چنین به دلیل درون گرایی این قوم و ازدواج نكردن با پیروان دیگر ادیان و نداشتن تبلیغ دینی، در هزار سال اخیر، اثر و خبر مهمی از آنان وجود ندارد، جز اینكه عده ای اندك از آنان (حدود پنج هزار نفر) در جنوب ایران، (خوزستان، كنار رود كارون، اهواز، خرمشهر، آبادان و شادگان و نیز در جنوب عراق زندگی می كنند.[12]
در نتیجه: صابئین دو گروه بوده اند. گروه موحد و خداپرست و گروه مشرك و بت پرست. گروه اول دارای عقاید و باورهای شبیه ادیان توحیدی می باشدكه در متن مقاله به برخی از آنها اشاره شد. آئین صابئی در هزار سال اخیر بسیار كمرنگ شده به گونه ای كه هیچ گونه ظهور و بروزی از آنها دیده نمی شود. مگر گروه اندكی كه در جنوب ایران زندگی می كنند.
برای مطالعه بیشتر به كتب ذیل مراجعه شود:
1. طهارت و نجاست اهل كتاب، حسن زمانی،
2. جامع شتات میرزای قمی.
حدیث: امام صادق می فرماید:" همانا خدا دنیا را به كسی كه او را دوست می دارد و آن كه او را دشمن می دارد عطا كند، ولی دینش را جز به آن كه دوستش دارد عطا نكند."
كلینی، محمد بن یعقوب، كافی2، 214 تهران، دارالكتب الاسلامیه چهارم1365
[1] . بقره،آیة 62، مائده آیة 69، حج آیة 17.
[2] . اصفهانی، راغب، المفردات فی غریب القرآن، ص 274، دفتر نشر الكتاب، اول ، 1404 ق.
[3] . دهخدا، لغت نامة دهخدا، حرف صاد.
[4] . همان.
[5] . طباطبائی، محمد حسین، ترجمة تفسیر المیزان، ج1، ص258، تهران، رجا، دوم، 1364 هـ . ق
[6] . همان، ج1، ص 260.
[7] . مكارم، شیرازی، تفسیر نمونه، ج1. ص 290، تهران، دارالكتب الاسلامیه 1394 هـ . ق.
[8] . المیزان، ج1، ص 257.
[9] . همان.
[10] . تفسیر نمونه، ج1، ص291.
[11] . مبلغی، آبادانی، تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج2، ص831، بی تا بی جا.
[12] . تفسیر نمونه، ج1، ص291.


منبع مقالات ذیل : http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=2&id=102
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:34 1386/06/23
5
1) آشنایی با آیین صابئین مندایی

– صابئین مندائی از ادیان موحد، صاحب كتاب، پیغمبر و خط و زبان است و در قرآن كریم طی آیاتی به آن اشاره شده است.
– اولین پیغمبران حضرت آدم (ع)، حضرت شیتل(ع) و به‌ترتیب حضرت نوح(ع)، حضرت سام (ع) و حضرت یحیی(ع) هستند.

– كتاب دینی مقدس صابئین مندائی گنزا ربا (صحف آدم) می‌باشد.

خط صابئین از 23 حرف تشكیل شده و لهجه آن در اعداد لهجه‌های آرامی شرقی می‌باشد كه هم‌ریشه با زبان‌های عبری و سریانی است.

فرایض دینی صابئین مندایئ شامل: غسل تعمید، معاد، رشامه و براخه(وضو و نماز) روزه و خیرات(زكات)، اعیاد و رعایت محرمات هستند.

– محرمات شامل:
الف) مشروبات مسكر- خوردن گوشت حیوانات غیر از خوردن گوشت گوسفند نر – همچنین پرندگان شكاری و گوشت‌خوار – ماهی های بچه‌زا
ب) دروغ – دزدی – زنا – رباخواری – لهو و لعب – و هر عمل خلاف احكام دینی دیگر
ج) ادواج با خواهر، خاله، عمه، زن برادر، زن پدر، و افراد غیرصابئین مندائی

اعیاد صابئین مندائی شامل چهار عید دهوار پروانایا( عید آغاز خلقت توسط خداوند) كه به پنجه معروف است – دهوا ربا ( عید بزرگ به‌مناسبت آ؛از سال مندائی) دهوا حنینا ( عید كوچك به‌مناسبت كامل شدن زمین به‌امر خداوند) – دهوا دیمانه ( میلاد حضرت یحیی(ع)).
– سال مندائی مشتمل بر 12 ماه 30 روزه به‌اضافه پنج روز دهوا پرونایا یا پنجه است (365 روز).

– دین صابئین مندائی افراد ادیان دیگر را به خود جذب نمی كند.

روحانیت و درجات دینی آن‌ها به ترتیب :اشكاندا – ترمیدا – گنزورا – ریشا اد اما – ربانی می‌باشند.
اشكندا: فردی است كه در ماسم تعمید، همیار ترمیدا، و مراسمی از قبیل ذبح، دخرانی و ... را انجام می‌دهد.
ترمیدا: بعضی از مراسم عقد ازدواج را علاوه بر تعمید و سایر مراسم دینی انجام می‌دهد.
گنزورا: مراسم عقد ازدواج را علاوه بر تعمید و سایر مراسم دینی انجام می‌دهد.
ریشا اداما: روحانی كه رهبری قوم مندائیان به عهده وی می‌باشد. ربانی به پیامبران گفته می‌شود.
_ در تمامی مراسم دینی از قبیل تعمید – ذبح – كفن و دفن – عروسی از لباسی به نام رسته كه از پارچه سفید پنبه‌ای تهیه شده استفاده می‌گردد.

– مراسم رشامه(وضو) و تعمید در آب جاری انجام می‌شود.

2) شرح لباس دینی اسطلی :

پارچه ای است از الیاف طبیعی به رنگ سفید كه شامل پنج قسمت است عبارتند از:
– برزنقا (عمامه) كه سر را می‌پوشاند و شکوه و وقار را به شخص می دهد.
- نصیفا شالی است که بر روی گردن و در دو طرف شخص قرار می گیرد و مانند دو ستون در کنار هم ما را در این عالم دنیوی استوار نگه می دارد.
- همیانا که به دور کمر، همانند کمربند همت بسته می شود و ما را از شر و بدیهای دنیوی محافظت می کند.
- کسویا(پیراهن) که به وسیله آن جسم که یکی از رازهای خلقت خداوند است مستور می شودو ما را از وسوسه های شیطانی محافظت می کند.
- شروارا، که همچون کسویا عمل می کند.
قبل از تعمید، تعمید شونده می بایست بعد از پوشیدن لباس دینی( رسته) اکلیل(انگشتری ازشاخه آس) به دست به طرف بردانا رفته، مراسم رشامه ( وضو) را انجام می دهد. برای توجیه بهتر از معانی بوثه های رشامه ( آیه های وضو) استفاده می کنیم.
3) شرح بوثه ایی از مراسم رشامه( وضو):
- تبرک باد یردنای بزرگ آبهای حیات، خدایم ستایش باد. کشطا ( حقیقت) شما را شفا دهد. به‌نام خدای بزرگ، شفا و پاكی بر تو باد ای پدر، پدران، مالك پریاویس، یردنای بزرگ آب‌های حیات.
- و بعد نوبت به تطهیر دست‌ها می‌رسد كه به معنای: تطهیر می‌كنم دستهایم را با حقیقت و لب‌هایم را با ایمان و تكلم می‌كنم با كلام خداوند.
- و بعد نوبت به شستن صورت می‌رسد كه با خواندن بوثه، تبرك و ستایش باد نامت ای خداوند بزرگ و باوقار كه از خود منبعث شده است(3 مرتبه) و بعد نوبت به پیشانی می‌رسد كه با استفاده از انگشتان دست راست، از راست به چپ عمل نشان شدن را با خواندن بوثه انجام می دهد كه به معنای "من(اسم دینی) نشان شده‌ام با نشان خداوند، نام خداوند و نام عرفان خداوند بر من یاد باد".
- بعد نوبت به گوش‌ها می‌رسد كه با خواندن بوثه "گوش‌هایم شنیده‌اند صدای خداوند را". (3 مرتبه)
- و بعد نوبت به بینی می‌رسد كه با خواندن بوثه "بینی‌ام استشمام نموده است عطر خداوند را" (3 مرتب)
- بعد در این مرحله با دست راست آب را بر روی دست چپ می‌ریزیم و بوثه را می‌خواند. كه به معنای "نشانی كه بر من است نبود از اتش و روغن و عمل تدهین شدن، نشانم در یردنای بزرگ آب حیات است كه كسی به قدرتش نمی‌رسد. نام خداوند و نام عرفان خداوند بر من یاد باد، ظلمت مقهور شده و نور برقرار گشته است نام خداوند و نام عرفان خداوند بر من یاد باد"
- و بعد نوبت تطهیر دهان می‌رسد كه با خواندن بوثه "دهانم مملو از آیات و ستایش خداوند است." ( 3 مرتبه)
بعد نوبت به زانوها می‌رسد كه با خواندن بوثه "من(ملواشه دعا كننده) تعمید شده‌ام همچون تعمید بهرم بزرگ، مخلوق خدای عظیم، تعمیدم مرا حفاظت و به عرش صعود خواهد داد. نام خداوند و نام عرفان خداوند بر من یاد باد".
- زانوهایم برای خداوند بزرگ ازلی ركوع و سجده میكنند(3 مرتبه)
- پاهایم در راه حقیقت و ایمان گام برمی‌دارند.(3 مرتبه) و بعد بر پاهای خوی می‌ایستد و بوثه خاص را یك بار برای پای راست و بعد برای پای چپ می‌خواند.
- بر پاهایم دست‌های شیاطین مسلط نخواهند شد. نام خداوند و نام مندادهیی بر من یاد باد
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 00:12 1386/06/24
6
ایین غسل صابئین مندایی در رود كارون

صابئین مندایی، هر یكشنبه در كنار رودخانه كارون غسل تعمید می‌بینند.
یكشنبه صبح كسی كه تعمید می‌شود و شخص تعمید كننده «رسته» می‌پوشند. رسته 5 تكه است. شلوار، پیراهن، عمامه، كمربند و شال. این لباس به طریقه‌ای خاص اما ساده دوخته می‌شود. از كتاب «گنزاربا» یا گنج خداوند «بوثه» یا آیه‌ای خوانده می‌شود. فرد روحانی مندایی داخل آب می‌رود و سپس فرد تعمید شونده در آب می‌نشیند. اگر كودك باشد، همراه فرد دیگری داخل آب می‌رود. با خواندن «بوثه»‌ای دیگر آب روی سر فرد ریخته می‌شود. سپس فرد از آب بیرون آمده، روی صندلی، كرسی یا تخته‌ای می‌نشیند و روحانی بار دیگر از «گنزاربا» می‌خواند. سپس فرد دعای توبه یا حفاظت را می‌خواند و نان و آب مقدس را می‌خورد.»
تعمید هر شخصی 30 دقیقه به طول می‌انجامد.
اهواز چند پل دارد. یكی از این پل‌ها «نادری» است که روی رودخانه كارون احداث شده است. در كنار این پل، خیابان خسروی سابق یا شهید غلام‌پور فعلی است. در ادامه این خیابان، كوچه شهید عظیم یا قصد سابق قرار‌دارد. به سمت فروشگاه رفاه در سمت راست چهار‌مین‌خانه، خانه مندیین صابئین است. «نشان من در «یردنا» (آب جاری)، بزرگ‌‌ آب حیات است كه كسی به قدرتش نمی‌رسد. نام حیـّی (خدا) و مندادهیّی (عرفان خدا) بر من یاد شده است.» بوثه‌ای است از كتاب «گنزاربا»، گنج بزرگ، كتاب مندائیان.
نام مندائیان با آب گره ‌خورده است.
در كنار رود كارون در جلگه خوزستان، قومی صنعتگر و هنرمند با دین و آیینی ویژه زندگی می‌كنند. «مندائی»، از نسل سام بن نوح است. تقریبا تمامی آیین‌ها و مناسك مندائیان در كنار آب جاری، انجام می‌شود. «ماندا»‌ به معنای معرفت و شناخت و «صبی»، در زبان عربی از «صب» به معنای آب ریختن گرفته شده است.
یكی از اعتقادات مندائیان این است كه «یردنه» یا آب مقدس از زیر عرش جاری است و حیات نیز از زیر «یردنه» و دنیای نورانی بالا، مملو از آب زنده است.
مندائیان به پاكی اهمیت زیادی می‌دهند. «رشامه»، «طماشه» و تعمیر، مراحل پاكی مندائیان است. غسل و آبكشی در زبان مندائی «طماشه» گفته می‌شود. در واقع غسل نوعی طماشه كلی بدن است و آبكشی طاشه جزیی از بدن است كه توسط خود فرد انجام می‌شود. طماشه به علل متفاوتی بر فرد مندائی واجب می‌شود. زمانی كه طهارت فرد به دلایلی از بین برود، طماشه حالت پاكی اولیه را باز می‌گرداند. برای طماشه باید دست یا بخشی از بدن را كه آلوده شده است در آب فرو برند.
تعمید هم که اصلی‌ترین منسك مندائیان است، در زبان مندائی، «مصویا» گفته می‌شود. تعمید فقط باید توسط روحانی مندائی انجام شود. انجام تعمید به خودی خود در هر زمانی مستحب است.
برای رشامه در آب جاری، ابتدا بوثه‌ای خوانده و دست‌ها شسته می‌شود و بعد هم سه بار صورت را می‌شویند. سپس سرانگشتان دست راست را با آب مرطوب کرده و سه بار پیشانی را از راست به چپ به همراه تكرار بوثه‌ای مسح (رشمه)‌ می‌کنند. بعد از آن نوك انگشتان اشاره را در آب فرو برده تا گوش می‌آورند و باز بوثه‌ای به این مضمون خوانده می‌شود :«گوش‌هایم شنیده‌اند صدای خدا را»
سپس فرد با دست راست یك كف آب برداشته و تا بینی بالا آورده و این عمل را سه بار انجام می‌دهند. رشامه كننده یا وضو گیرنده، با دست راست به كف دست چپ آب می‌پاشد و بعد سه بار یك كف آب با دست راست برداشته مزه مزه كرده و بوثه‌ای می‌خواند. سپس سه بار انگشتان اشاره را در آب فرو می برد و به زانوها اشاره می‌كند، در آخر نوك انگشتان پای راست و سپس نوك انگشتان پای چپ به همراه بوثه‌ای به آب زده می‌شود.
این مراحل «رشامه» نوعی از مناسك طهارت صابئین مندائی است. كه پیش از «براخه» یا نیایش‌های روزانه مندائی انجام آن ضروری است.
با انجام رشامه فرد به درجه‌ای از پاكی می‌رسد كه برای نیایش و سخن گفتن با خدا نیاز است.
«رشامه» بالاترین درجه پاكی است. زمانی می‌توان رشامه را انجام داد كه مناسك دیگر طهارت، یعنی تعمید و طماشه (غسلی كه به روحانی احتیاج نداشته باشد) بر گردن فرد نباشد. به عبارت دیگر پیش نیاز انجام رشامه، انجام شدن تعمید و طماشه است.
وجود هر نوع ناپاكی، چه در لباس و چه در بدن، باعث نقض رشامه می‌شود. می‌باید بعد از رفع ناپاكی و انجام طماشه مجددا به انجام رشامه اقدام كرد. مراحل اجرای رشامه، شامل حركاتی نمادین است كه همراه قرائت بوثه‌هایی در كنار یردنا (آب جاری) انجام می‌شود.
رشامه مانند دیگر مناسك تطهیر وجه نمادین دارد. اما در رشامه به علت كوتاه بودن مناسك، فشردگی نمادین بیشتر است. در رشامه با یردنا‌ یعنی وضو گرفتن با آب جاری، با بوییدن آب از بوی خدا یاد می‌شود.
رشامه با وضو در سنت اسلامی شباهت زیادی دارد. اگر اعمالی مثل استنشاق آب در وضوی اسلامی - كه عملی مستحب است - و نیز قرائت دعاهای مستحب در حین وضوی اسلامی را هم در نظر آوردیم، این شباهت چشمگیر است

http://iid.org.ir/newweb/Resource.asp?rid=82
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:30 1386/08/25
7

zanan.jpg




Baptized_01.jpg


شیخ سالم چهیلی رییس انجمن صابین مندایی اهواز در میان مردم کنجکاو

نمایی از جزیرهء محل برگزاری نمایشگاه و پل شناور

       یک روحانی مندایی در حال انجام براخه(نماز)در حالی که محیط مملو از ضایعات شهری است      نمایی دیگر از این جزیره      

        سکوی مورد استفادهء منداییان که توسط انجمن منداییان ساخته شده

       در این تصویر محوطه برگزاری مراسم منداییان را پیش از ایجاد پل شناور می بینید


امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:37 1386/08/25
8

محمد رضایی راد : چندماه پیش برای ساخت یك فیلم مستند درباره قوم صابئین مندایی به اهواز رفته بودم. پیش از سفر موضوع فیلم را به هر كه می‌گفتم، می‌پرسید: «قوم مندایی؟ مندایی‌ها دیگر كیستند؟» همین الان هم احتمالا بسیاری از خوانندگان خواهند پرسید:«مندایی‌ها كیستند.» شاید یك روزنامه جای مناسبی برای آشنایی با قوم مندایی و جهان‌شناسی پیچیده آنان نباشد، اما دست كم محل مناسبی برای طرح مسائل و مشكلات اجتماعی آنان، به عنوان یك اقلیت قومی و دینی هست.

mandae.jpg

منداییان از قدیمی‌‌ترین اقوام خاورمیانه‌اند، كه قسمت اعظم آنان، اكنون در جنوب ایران و عراق، زندگی‌می‌كنند. آنان پیرو دینی هستند كه خود آن را مندایی می‌خوانند، اما در قرآن از آنان با عنوان صابئین و در ذیل سایر ادیان توحیدی، همچون آیین یهود و مسیح ، یاد شده است (سوره بقره، آیه 62 ،سوره مائده ، آیه 69 و سوره حج، آیه 17). منداییان پیرو حضرت یحیای تعمید دهنده هستند و آیین غسل تعمید، به عنوان نوعی مناسك تشرف جایگاهی ویژه در باورهای آنان دارد. موطن اصلی قوم مندایی سرزمین فلسطین و پیرامون رود اردن است، اما آنان در اواخر دوره اشكانیان، به واسطه فشارهای عبرانیان، از موطن اصلی خود به بین‌النهرین و جنوب ایران مهاجرت كردند. منداییان از آن زمان تاكنون در جوار ایرانیان زیسته‌اند و آمیختگی‌های زبان‌شناختی و آیینی، شاهدی موثق بر این همجواری طولانی است.
منداییان هرچند قومیت و دین جداگانه‌ای دارند، اما حضور طولانی مدت آنان در این سرزمین، آنان را به یكی از اقوام آمیخته ایرانی بدل ساخته است. فرهنگ منداییان، اكنون خواه ناخواه، آمیخته با فرهنگ ایرانی است. از سوی دیگر هرچند آنان را باید به لحاظ نژادی، قومی جداگانه به شمار آورد، اما در چارچوب سیاسی آنان جزو ملیت‌های ایرانی محسوب می‌شوند.
چنان كه گفتیم در این جا نمی‌خواهیم به تشریخ تاریخ، اساطیر و جهان شناسی منداییان بپردازیم، برای این منظور باید به پژوهش‌هایی كه درباره آنان منتشر شده، رجوع كرد، اگرچه میزان پژوهش‌های منتشر شده درباره منداییان نیز به طرز عجیبی فقیر و اندك است (كتاب «تعمیدیان غریب» نوشته مهرداد عربستانی و «تحقیقی در دین صابئین مندایی» پژوهش مسعود فروزنده، در این زمینه راهگشا هستند.)
منداییان یك گروه اقلیت‌اند، اما واقعیت این است كه آنان به عنوان یك اقلیت قومی و دینی با معضلات و مشكلات فراوانی روبه‌رو هستند. اگر معیار شناخت یك گروه از مردم با قومیت و اعتقاداتی جداگانه، به عنوان اقلیت، قانون اساسی كشور باشد، آنگاه می‌توان سرچشمه اصلی مشكلات و محرومیت‌های منداییان را دریافت. منداییان به عنوان یك اقلیت از سوی قانون اساسی به رسمیت شناخته نشده‌اند، و همین مساله مسبب محرومیت عمیق آنان از امتیازاتی كه سایر اقلیت‌های دینی از آن برخوردارند، شده است. نكته بسیار جالب توجه این است كه موحد و اهل كتاب بودن منداییان براساس نص قرآن كریم، از سوی عموم مراجع تقلید اثبات شده است، اما به هر حال این شناسایی عملا منداییان را واجد هیچ امتیاز اجتماعی ویژه‌ای نكرده است.
محرومیت‌های اجتماعی منداییان را در دو مرتبه می‌توان تقسیم‌بندی كرد:
1)محرومیت‌های قانونی: كه نتیجه بی اعتنایی قانون اساسی جمهوری اسلامی به عنوان یك اقلیت دینی است. این مساله موجب شده است منداییان تحت هویتی كاملا عاریتی به حیات خود ادامه دهند.این مسئله نه تنها منداییان را با بحران هویت مواجه ساخته و بنابر این می تواند منجر تولد حرکت های هویت خواهانه در میان آنان شود، بلکه عملا آنان را از فعالیت های فکری و حیات اجتماعی محروم می سازد.
یك دانش آموز مسیحی، اجباری به فراگیری تعلیمات دینی اسلامی ندارد، اما دانش‌آموز مندایی فاقد چنین آزادی و اختیاری است. او با آن كه عملا متدین به دین دیگری است ، مجبور به حضور در كلاس‌های دینی رسمی است. همین مساله موجب شده است تا دانش‌آموزان مندایی، عموما از احساس تبعیض در این كلاس‌ها، كه خواه ناخواه از سوی دبیر و سایر دانش‌آموزان بر آنها اعمال می‌شود، رنج ببرند.
یک دانشجوی مندایی نمی تواند در فرم آزمون دانشگاه ، هویت مستقل خود به عنوان یک مندایی ابراز کند و از همین رو مجبور به پر کردن گزینه های سایر ادیان پذیرفته شده در قانون اساسی است . شناسایی سایر اقلیت های رسمی از سوی قانون اساسی ، آنان را قادر می سازد ، نام های دینی دلخواه خود را بر نوزادان بگذارند ، اما عدم این وضعیت درباره منداییان آنان را از حق طبیعی انتخاب نام دینی برای فرزندان خود محروم کرده است. ثبت احوال نام هایی هم چون رام ، یهانا ، شیتل و هیبل را به رسمیت نمی شناسد.
این محرومیت‌ها همگی نتایج محرومیت منداییان از شناسایی رسمی آنان از سوی قانون اساسی است.
3)محرومیت‌های عرفی: آن چه بر شمردیم همگی محرومیت‌های قانونی منداییان بود و این غیر از محرومیت های اجتماعی است که اصولا جامعه اقلیت ، به واسطه اقلیت بودن خود با آن مواجه است. محرومیت‌های اجتماعی نیز رنج می‌برند. بافت اجتماعی جنوب خوزستان، بافتی عشیره‌ای و طبعا مستعد تعصبات قومی و دینی است، این مساله به تشدید محرومیت‌های منداییان منجر شده است. مساله خاكسپاری مردگان، استخدام در ادارات دولتی، داشتن مكانی مشخص برای انجام مراسم تعمید و تبعیض و تحقیر اجتماعی از سوی برخی شهروندان متعصب محرومیت‌های نانوشته‌ای هستند، كه شاید ربطی به قانون ‌اساسی ندارد، اما به هر حال از سوی آن تشدید می‌شود.
بالا بردن روحیه تحمل دیگری، مساله‌ای فرهنگی است و به كوشش و همكاری رسانه‌ها احتیاج دارد. اما سهم منداییان از رسانه، و بویژه رسانه ملی، تقریبا برابر صفر است. منداییان صنعت كاران ماهر و جواهرسازان قابلی هستند. هنر میناكاری، هنر منحصر به فرد منداییان است، كه البته رو به افول و نابودی می‌رود. یكی از بزرگان مندایی با ریشخند می گفت: «در تلویزیون كم اقبال‌ترین هنرهای سنتی را نشان می‌دهند، اما هرگز هیچ توجهی به هنر میناكاری منداییان نشده است.»
منداییان در عراق یكی از اقلیت‌های رسمی و شناخته شده هستند، اما در ایران به عنوان مدعی ترویج نگاه دینی، از چنین امتیازی محروم‌اند. این مساله موجب برانگیختن پرسش‌های فراوانی در ذهن مردمان مندایی می‌شود. آنان قبل از انقلاب نیز به رسمیت شناخته نشده بودند، اما در عوض محرومیت‌های قانونی نیز دامنگیر آنان نبود. اما پس از انقلاب نگاه دینی غالب آنان را از حیات اجتماعی خود محروم ساخته است.واقعیت این است که سیاست دین مدارانه کاملا وضعیتی دو سویه است . یک قرائت متساهل و روادار می تواند به تداوم حیات سایر اقلیت های دینی کمک کند، به عکس یک قرائت غیر روادار ، منجر به فروبستگی های بیشتر در حیات اجتماعی آنان می شود.
منداییان همواره خود را از سیاست به دور نگاه می‌دارند، این مساله نه یك استراتژی برای حفظ خویش، بلكه مندرج در جهان‌شناسی آنان است. این مساله به لحاظ تاریخی نیز به خوبی قابل پژوهش و ردیابی است. فی‌المثل ؛ آیین‌مانوی ، آیینی ریاضت پیشه بود كه می‌كوشید خود را از سیاست منزه دارد. این ایده اگرچه در جهان شناسی آیین مانوی مندرج بود، اما به واسطه آن كه مانویت التقاطی از آیین‌های دیگر و از جمله آیین مندایی بود، سرچشمه تنزه طلبی آنان را می‌توان در آیین مندایی جست و جو كرد. این نكته را آورده‌ایم تا نشان دهیم، منداییان به واسطه اعتقادات پارسایانه خود، نه تنها در سیاست شركت نمی‌جویند، هرگونه تبلیغات دینی را خلاف نصوص دینی و قومی خود می‌دانند، بلكه همین خصلت فرهنگی، آنان را از چالش برای اثبات خویشتن به دور ساخته و آنان را هرچه بیشتر در پیله انزوایی ناخواسته فرو برده است. منداییان هرگونه تبلیغ دینی برای گرواندن دیگران به دین خویش را اساسا ناممكن می‌دانند، زیرا مندایی بودن بر دو ركن اساسی دین و قومیت استوار شده است، و بدین‌رو هیچ فردغیر قومی، نمی‌تواند به دین مندایی بگرود. چنانكه گفتیم این مساله ناخواسته منداییان را از شركت در مباحث اجتماعی و كسب حقوق خویش محروم ساخته است.
بار ها شاهد بوده ایم که بسیاری از افراد ، با نگاهی برون دینی ، اعتقادات و مناسک منداییان را راست کیشانه و مبرا از هر گونه اصلاح گری دینی دانسته اند . به زعم من این انتقاد از اساس غلط است ، زیرا اصلاحات دینی تنها در سرایطی صورت می گیرد که متفکران دینی از بند پاره ای از فرو بستگی ها رهیده باشند. اقلیت های دینی و قومی به واسطه اقلیت بودن ، همواره دچار مسئله اثبات هویت اجتماعی و تاریخی خود هستند. یک زرتشتی ، خارج از چارچوب بافت تاریخی و اعتقادی خویش ، هویت خود را مخدوش شده می بیند. زیرا جایگاه او به عنوان یک فرد ، بدون هیچ وابستگی گروهی ، دچار فروپاشی و عدم امنیت است . این مسئله برای فرد مندایی بسیار عمیق تر و غلیظ تر است.
نمی توان کتمان کرد که مسئله هویت خواهی شمشیر دو دمی است که نخستین هدف آن از میان بردن فردیت و بی اعتنایی به نوسازی اجتماعی و فرهنگی است . اما یک مندایی ، نه تنها به عنوان یک اقلیت ، بلکه به عنوان یک اقلیت غیر رسمی ، هدف اجتماعی عاجل تری پیش پای خود دارد و آن حفظ و اثبات هویت خویش ( زبان ، قومیت و اعتقادات دینی ) درون چارچوب های بسته محدودیت های قانونی و عرفی است.
تنها زمانی می توان از اقلیت های دینی انتظار گسترش مباحث روشنگرانه را داشت که نخست آنان را در کسب حقوق اجتماعی خویش کامیاب دیده باشیم.
البته باید کم و بیش اذعان کرد که انزوا - و کم و بیش بی اعتمادی - منداییان به نگاه های برون دینی شاید عامل مهم در ناشناختگی آنان باشد . میزان اندک پژوهش ها و فیلم های مستند درباره منداییان ، تنها به بی اعتنایی پژوهشگران و مستند سازان باز نمی گردد، به بی اعتمادی منداییان نیز مربوط می شود.
اگرچه آمار دقیق و رسمی‌ای از تعداد منداییان در ایران وجود ندارد، اما آمارهای غیر رسمی، تعداد آنان را مابین 6 تا 10 هزار نفر تخمین زده است. این تعداد از این واقعیت كه منداییان به هر حال یك اقلیت دینی هستند، نمی‌كاهد. آنان به عنوان پیروان یك دین توحیدی و اهل كتاب از سوی مراجع دینی به رسمیت شناخته شده‌اند.
بنابر این قانون چاره ای جز به رسمیت شناختن آنان ندارد. در این میان به نظر می رسد که سازمان های مدافع حقوق مدنی و گفتگوهای فرهنگی ، وظیفه با اهمیتی در یاری رساندن به منداییان در کسب حقوق مدنی خویش دارند. تعلل در به رسمیت شناختن منداییان ، به معنای تداوم در محرومیت های اجتماعی آنان است . قشر جوان مندایی را هر چه بیش تر از وطن مالوف و حیات اجتماعی خویش دور می کند . بنابر این حتی با نگاهی عمل گرایانه و فایده انگارانه نیز رسمیت بخشیدن به منداییان ، پروژه مردمسالاری دینی و یا پروژه عدالت و مهرورزی را توانمند تر می سازد. در واقع به ثصراحت می توان گفت که به رسمیت شناختن حقوق قانونی و مدنی منداییان ، یکی از آزمون های مردمسالاری و عدالت در ایران است.

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:37 1386/08/25
9

منداییان

تحلیلی بر ماندگاری صائبین مندایی در خوزستان جمعیت 25000 نفری منداییان در جلگه خوزستان در منطقه آب‌وهوایی گرم و مرطوب كناره رودخانه كارون سكنی دارد. جلگه خوزستان آخرین منزلگاه منداییان در مهاجرت طولانی آنان بود. آن‌ها 2000 سال پیش توسط یهودیان افراطی فرقه صدوقیان از اورشلیم اخراج و بعد از توقف در شهر حران (نزدیك شهر اورفه در جنوب تركیه) به موازارت دجله و فرات به جنوب بین‌النهرین حركت كردند.

mandaei.gif

 جمعیت 25000 نفری منداییان در جلگه خوزستان در منطقه آب‌وهوایی گرم و مرطوب كناره رودخانه كارون سكنی دارد. جلگه خوزستان آخرین منزلگاه منداییان در مهاجرت طولانی آنان بود. آن‌ها 2000 سال پیش توسط یهودیان افراطی فرقه صدوقیان از اورشلیم اخراج و بعد از توقف در شهر حران (نزدیك شهر اورفه در جنوب تركیه) به موازارت دجله و فرات به جنوب بین‌النهرین حركت كردند. بعد از سیصد سال و بعد از سقوط دولت تسامح‌گر اشكانی- كه تاكنون مورد احترام منداییان است- و پیدایش دولت دینی و سخت‌گیر ساسانیان به جلگه خوزستان وارد شدند. در سراسر دو هزار سال گذشته منداییان انقیاد و اطاعت و دوستی خود را به دولت‌های ایرانی نشان داده‌اند. ورود منداییان به جلگه خوزستان از طریق شهر عماره بود. اولین منزل آن‌ها روستای رفیع، وشهرهای حویزه، بستان و سپس سوسنگرد بود. آن‌ها در كنار نهرهای منشعب شده از دجله به انجام آیین‌های دینی خود می‌پرداختند. معیشت آنان از طریق كشاورزی و تا اندازه‌ای دام‌داری تامین می‌شد و به تدریج به صنعت‌گری و به ویژه زرگری روی آوردند. رویكرد به صنعت به دلیل عدم داشتن قدرت سیاسی بود. مالكیت زمین‌های بزرگ و تجارت در شهرهای بین‌النهرین نیاز به قدرت سیاسی داشت كه منداییان فاقد آن بودند. مضاف بر آن، حصار دوم یعنی سنت‌ها و ارزش‌های دینی، آن‌ها را از اقتصاد آزاد مبتنی بر ربا و افزایش سود با انگیزه‌های پیشرفت مادی برحذر می‌داشت. فی‌الواقع صنعت‌گری نتیجه انزوای سیاسی و بنیادگرایی زاهدانه بود. در طول دو هزار سال گذشته چهار ركن تغییر نكرده است. 1- نژاد 2- آئین 3- ادبیات 4- روحانیت. نژاد آن‌ها به علت عدم ازدواج بیرونی دست نخورده مانده است.

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:48 1386/08/25
10

صائبین مندایی

اگر یک وقتی از کنار کارون رد شدید و گروهی را در آب مشغول آب تنی با لباس دیدید ، اصلا تعجب نکنید و از مشاهد مراسم غسل تعمید مندائیان یا همان « صبی ها » لذت ببرید ، مراسمی که آداب مفصلی دارد و دران باید تمام بدن به زیر آب فرو برود ، البته با لباس مخصوص . علاوه بر ان روحانی باید آیاتی بخواند و کسی که غسل تعمید می کند ، زمزمه کند و به همین خاطر است که مندائیان ، معمولاً در کنار و حاشیه رودخانه ها را برای زندگی انتخاب می کنند ، مثل حاشیه رود کارون که مرکز تجمع و در کنار هم بودن صبی ها ست ، جایی پشت فروشگاه رفاه و یک موزه نیمه ساخته .

مندائیان به جای سی روز ، روزه ماه رمضان ، سی و شش روز غیر متوالی روزه می گیرند و در طول روزهم سه بار نماز می خوانند . آنها برای دینشان تبلیغ نمی کنند و عجیب آنکه ، اجازه ورود به آیین شان را نیز نمی دهند . مندائیان یا همان به اصطلاح صبی ها زندگی خانوادگی بسیار ساده و به دور از تشریفاتی دارند ، با سطح درآمدی متوسط روبه پایین ، و مشغول شغل های نظیر زرگری ، نقره کاری و صنعتگری .


صبی ها ، کمی در ازدواج و ایجاد رابطه خونی با دیگر ادیان سختگیرند و جوان مندایی که بخواهد با مسلمان ، مسیحی و یا پیرامون دیگر ادیان ازدواج کند را طرد می کنند ، گرچه ارتباط روزمره صائبین با همشهرها بسیار صمیمی و دوستانه است .

صائبین به خاطر آرام بودن ذاتی شان و دوری از هیاهو ، نسبت به آداب دینی آنها با دیدگاهی کم اطلاع نگاه شده است : مثلا صبی ها پیرمرد های خود را قبل از مرگ می کشند یا صبی ها قربانی را به جای ذبح خفه می کنند ، اما ظاهر همه اینها تصوراتی نادرستند ، چرا که می خوانیم اصول دین صائبین ، توحید ، معاد ، عمل صالح و نبوت است ، به علاوه احترام به تمام پیغام آوران دیگر ادیان .

صبی ها اعتقاد دارند که وقتی آدم و حّوا خلق شدند و ازدواج کردند ، صاحب سه دختر و سه پسر شدند و چون در دین صائبین ازدواج برادر و خواهر ممنوع بود ، از دنیای نور و به امر خداوند شصت خانواده مشابه این خانواده هشت نفری به زمین فرستاده شد که اینها اولین اجتماع بشری را شکل دادند .


آداب و رسوم

1- برای صبی ها ، ششم و هفتم ماه « دولا » یا همان اوایل مرداد روزهای نحسی هستند و آنها برای اینکه فرشته خانه های آنها را پیدا کند ، شاخه ای از بید یا گل یاس بر سر در خانه هایشان نصب می کنند

2- اول آبان یا سی ام مهر برای مندائیان روز با شگونی است و به اعتقاد انها دراین روز بوده که حاصلخیزی بر زمین گسترانیده شده است و اولین درخت کشت شده هم خرما بوده .

3- هفتم آبان ، روز عید کوچک صبی هاست و آنان دراین روز « هوخا » می خورند که شامل نان برنجی کوبیده ، گنجد سرخ شده و خرماست .

4- جمعیت صابئین در اهواز ، بیست تا بیست و پنج هزار نفر و به قدمت دو هزار سال .

5- اشتراک مسیحیت و صابئین مندایی در این است که هر دو عسل تعمید را نماد پاکی تن و روان می دانستند و نوشته شده است که یحیی ( ع ) ، عیسی ( ع) را غسل تعمید داده است .

6- سال نو اصلی مندائیان ، دوم مرداد ، سالروز تولد آدم است و تا به امروز چهارصدو چهل و پنج هزار و سیصد و پنجاه و هشت ( 445,358 ) سال از آن می گذرد .

7- عناوین ماههای مندایی : دولا ، نونا ، امرا ، تورا ، صلعی ، سرطانا ، اریا ، شمبلتا ، قینا ، ارقوا ، هیطا و گدیا است . همچنین خط مندایی از راست به چپ است و نقطه ندارند .

8- سی آذرماه ، روز عاشوریه است ، روز دعا برای غرق شدگان بی گناه طوفان نوح . صبی ها در این روز ، حلیمی مرکب از گندم ، نخود ، لوبیا ، ماش ، عدس ، باقلا و لپه می خورند


عید مندائی

اقلیت مذهبی صابئین مندایی در اهواز، دوشنبه عید موسوم به دهوا ادمانا (عید فرشته) - سالروز میلاد حضرت یحیی پیامبر(ع)- را گرامیمی دارند.

آنان با انجام مراسم موسوم به "دخرانی "و تعمید كودكان خود و نامگذاری آنها و انجام مناسك خاص این عید مذهبی را برگزار می کنند.

در این روز خانواده‌های مندایی كودكان خود را به حاشیه رودخانه كارون می‌آورند تا پس از انجام غسل تعمید توسط روحانیون مذهبی رسما نامگذاری شوند.

دخرانی مراسم دیگری است كه برای آمرزش روح مردگان مندایی انجام می‌گیرد وعبارت است از پخت طعام آمرزش (نان و كباب كردن گوشت یا ماهی، گردو، خرما پیاز،نمك،آب، بادام زمینی، كشمش، انجیر و انار یا میوه به اقتضای فصل كه برای آمرزش روح درگذشته توسط خانواده متوفی تهیه شده وپس از خواندن آیاتی توسط روحانیون به حاضران تعارف می‌شود تا آنان بخورند.

برای گرامیداشت عید میلاد حضرت یحیی (ع)، منداییان محافل خصوصی جشن و سرور برپا می‌كنند كه با خوردن شیرینی و شربت و خواندن دعای همگانی همراه است.

به اعتقاد منداییان فردای میلاد حضرت یحیی(ع) روز نحس است زیرا دراین روز نمایندگان امپراطوری روم در اورشلیم خانه به خانه دنبال كودكی بودند كه نشانه‌های پیامبری داشت وبه همین خاطر براساس روایات مندایی آنان دراین روز صدها كودك اورشلیمی را به قتل رساندند بنابراین دراین روز روزه سنگین (امتناع از خوردن مواد پروتیینی) گرفته می‌شود و مراسم غسل تعمید نیز به حال تعلیق درمی‌آید.

صابئین مندایی اقوامی آرامی زبان هستند كه از حدود ‪ ۲۰۰۰‬سال پیش تحت تعالیم حضرت یحیی(ع) تعمیددهنده قرار گرفتند و مهاجرت آنان به ایران مقارن با حكومت دولت اشكانی دانسته شده و آنان بعد از یهودیان قدیمی‌ترین مهاجران غیرآریایی هستند كه از فلسطین به ایران آمدند.

آیین مندایی بر اصل توحید خدای یگانه استوار است و پیروان آن به پیامبری حضرت آدم، حضرت شیث ، نوح، سام فرزند نوح و حضرت یحیی علیهم‌السلام معتقدند و دارای رسوم خط و زبانی بسیار كهن و تاریخی هستند.

غسل تعمید در آب روان از مهمترین اصول آیینهای آنان به شمار می‌آید.

در استان خوزستان حدود ‪ ۱۵‬هزار تن از پیروان آیین مندایی زندگی می‌كنند كه حدود شش تا هفت هزار تن از این تعداد در اهواز ساكن هستند.


آئین صابئی

 

   درباره طائفه صابئی( = صبی) که بازمانده آنان تاکنون در خوزستان ایران و جنوب عراق زندگی  می­کنند مطالب فراوانی ذکر شده است. گفتار مفسران، فقها ، مورخان، ارباب تراجم، فلاسفه و متکلمان درباره این آئین و پیروان آن ناهماهنگ است. اختلاف نظر آنان پیرامون این طائفه در طول قرنها موجب عدم شناخت صحیح، و تعریف جامع و مانعی از این آئین شده است. این روند همچنان ادامه داشت تا در دو قرن اخیر با اکتشافات باستان شناسان در مصر و اردن و دست­یابی به منابع جدید و تاریخی و مذهبی، مستشرقین تحقیقات وسیع و همه جانبه­ای پیرامون این آئین و زبان  و متون مذهبی آن انجام دادند. به گفته نائب رئیس مجلس روحانی صابئی عراق تا سال 1981م ، 66 کتاب به زبان آلمانی، 24 کتاب به انگلیس، 15 کتاب به فرانسه، 9 کتاب به ایتالیائی، و 16 کتاب به زبان اسکاندیناوی درباره صابئین نگارش یافته  و این همه جز آن است که دانشمندان مسلمان نوشته­اند.

 

                                                       

     صابئین بنا به عللی که در کتب تواریخ آمده و ذکر آن موجب تطویل است، ناگزیر روش خاصی برای زندگی فردی و اجتماعی اتخاذ کرده­اند، لذا از اختلاط با اقوام و ملل دیگر و ابراز عقائد خود اجتناب می­ورزند، بدین جهت اطلاع کامل از عقائد مذهبی آنان کاری دشوار بوده است. بر اساس مطالعات و تحقیقات جدید و دست­یابی به متون مذهبی آئین صابئی و با توجه به گسترش بررسی­ها پیرامون زبانهای آرامی، مندائی و عبری، شناخت بیشتر و بهتری از این آئین برای محققان میسر شده است، به خصوص تالیفاتی چند از طرف پیروان این آئین بسیار راهگشا بوده است.

صابئین در قرآن : قرآن کریم در سه مورد صابئین را در ردیف اهل کتاب ذکر کرده است.

   1. « ان الذین آمنوا و الذین هادوا و النصاری و الصابئین من آمن بالله و الیوم الآخر و عمل صالحاً فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لاهم یحزنون».

   2. « ان الذین آمنوا و الذین هادوا و الصابئون و النصاری من آمن بالله و الیوم الآخر و عمل صالحاً فلاخوف علیهم و لا هم یحزنون».

   3. « ان الذین آمنوا و الذین­ هادوا و الصابئین و النصاری و المجوس و الذین اشرکوا ان الله یفصل بینهم یوم القیامه ان الله علی کل شی شهید».

 

آراء مفسران: از دیرباز بین مفسران راجع به اینکه صابئین اهل کتاب­اند یا نه اختلاف وجود دارد.

 

 شیخ الطائفه طوسی می­نویسد: « والصابئون جمع صابئی: کسی را گویند که از دین خود به دین دیگر متوجه شود...»، قتاده و بلحی گفته­اند: صابئین قومی معروف و دارای مذهب مخصوص بخود هستند؛ ستارگان را پرستش کنند، به صانع و معاد و بعضی انبیاء ایمان دارند. مجاهد و حسن و ابن ابی نجیح گفته­اند: صابئین بین یهود و مجوس­اند و دینی ندارند.

 

   سُدی گفته: اینان طائفه­ای از اهل کتاب­اند و زبور را تلاوت کنند. خلیلی گفته: دین ایشان شبیه دین نصاری است الا اینکه قبله آنان به طرف قطب جنوب است، و گمان دارند که بر دین نوح هستند.

 

   ابن زید گفته: صابئین اهل دین از ادیانند و در جزیره موصل بودند، لااله الا الله می­گویند لکن به پیامبر اسلام ایمان نیاوردند...، و دیگران گفته­اند: ایشان طائفه­ای از اهل کتاب­اند. جمهور فقها گرفتن جزیه را از آنان جایز می­دانند، اما نزد ما امامیه جایز نیست، چون آنا از اهل کتاب نیستند».

   امین الاسلام طبرسی نیز تقریباً همان گفتار شیخ الطائفه را آورده است.

زمخشری می­نویسد: « صابئین قومی هستند که از دین یهودیت و نصرانیت عدول نموده و ملائکه را پرستش می­کنند» .

امام فخر رازی بعد از نقل اقوال مفسران، می­نویسد: « قول سوم که اقرب است این که: صابئین ستارگان را پرستش می­کنند و اینان دارای دو عقیده هستند، 1- خالق عالم خداوند سبحان است و خود خدا دستور داده به تعظیم کوالب و قبله قرار دادن آنها برای نماز و دعا.  2- خداوند سبحان افلاک و کواکب را خلق نموده و لکن کواکب مدبر امور این جهان هستند از خیر و شر و صحت و مرض؛ بنابر این تعظیم آنها بر بشر واجب است، زیرا کواکب الهه مدبره این جهان­اند و آنها خداوند را پرستش    می­کنند. و این مذهب منسوب به کلدانیان است که حضرت ابراهیم7برای ارشاد و ابطال عقائد آنان مبعوث شد...».

صدرالمتالهین شیرازیدر تفسیر سوره بقره دو جا از صابئین بحث کرده، 1- در ذیل آیه 34 تحت عنوان« فی ذکر اقوال الاوائد» می­نویسد: « صابئین آنهایی هستند که قائل به نبوت اغاثادیمون و هرمس ( شیث و ادریس) می­باشند، و به جز این دو قائل به نبوت انبیاء دیگر نیستند. نسبت آنان با حنفاء مانند نسبت فلاسفه اسلام است با صوفیه بوجهی، الا اینکه صابئین ملائک را بر اهل نبوت تفضیل داده تا جایی که اطاعت و انقیاد انبیاء را ترک نموده و ملائکه را قبله عبادات، و منشأ نجات و هدایت خود    می­دانند و چه بسا آنان را اصحاب روحانیان می­نامند ... ». در ذیل آیه 62 که همان گفتار امین الاسلام طبرسی را نقل کرده است.

آلوسی می­نویسد: « صائبه امت بزرگی بوده­اند... و اینان قوم ابراهیم و اهل دعوت او   بوده­اند، در حران زندگی می­کردند. صابئه دو گروه هستند، صابئه حنفاء، و صابئه مشرک، و مشرکین از آنان کواکب هفتگانه و بروج اثناعشر را تعظیم می­کنند...».

اشتقاق کلمه صابئه: اکثر مفسرین و لغویین کلمه صابئه را مشتق از « صبا» عربی ذکر کرده­اند، یعنی: کسی که از دینی روگردان شود و بدین دیگر درآید.

    شهرستانی می­نویسد: « صبا الرجل» اذا مال و زاغ فبحکم میل هولاء عن سنن الحق، و زیغهم عن نهج الانبیاء؛ قیل لهم الصابئه ...» .

    لکن تحقیقات جدید نشانگر این است که کلمه صابئه مشتق از کلمه عبری « ص . ب. ع » است به معنی فرو بردن در آب، و این اشاره به تعمید و غسل در آب جاری است که از مراسم مهم و همیشگی صابئین می­باشد.

 

   علامه دهخدا نیز می­نویسد: « صابی- مفرد صابئین. آنکه از دینی به دینی شود. کلمه کلدانی است به معنی شوینده، و صابئین چون همیشه در کنار نهرها و آب­ها جای دارند و خود را بسیار شویند بدین نام خوانده می­شوند، و در خوزستان هنوز مردمی بر ساحل کارون هستند که آنان را مغتسله می­نامند. و آن ترجمه لفاظ صابئی است».

 

   در الموسوعه العربیه نیز چنین آمده: « لفظ آرامی است که دلالت بر تطهیر و تعمید می­کند...».

   غضبان رومی صابئی مذهب می­نویسد: « صابئه مشتق از کلمه «صبا» آرامی به معنی تعمید­ است؛ صابئین یعنی متعمدین. و تعمید در عقیده صابئیه مندائیه از مراسم بسیار قدیم است، و تعمید یعنی خروج از دینی به دین دیگر...» .

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:48 1386/08/25
11

فرق طابئین: در کتب قدما تعریف جامعی از آئین صابئی که به طور واضح منطبق باشد بر گروه معینی در دست نیست. آیا اهل کتاب­اند؟ پرستندگان کواکب­اند؟ و ثنیه و جز آنند؟ ، با تتبع و تحقیق در کتب تفسیر، تاریخ و ملل و نحل معلوم می­شود که « صابئین » بر گروه­های مختلفی اطلاق می­شده است، مانند: 1. صابئه مندائی 2. صابئه حرانی 3. صابئه هنود 4. صابئه رومانی و یونانی.

ابوریحان بیرونیفرقی از صابئه را نام برده. در الآثار الباقیه ذیل عنوان « المتنبین و اممهم المخدوعین » می­نویسد: « اولین شخص از اینان بوذاسف است، در سرزمین هند ظاهر شد و به آئین صابئین دعوت کرد و عده بیشماری به او گرویدند...، بقایای این صابئیان در حران هستند که به آنان « حرانیه» گفته        می­شود...، و بعضی گفته­اند که حرانیه صابئه حقیقی نیستند، بلكه صابئه از جمله اسباطی هستند که در زمان کورش در بابل باقی ماندند و به بیت المقدس مهاجرت ننمودند و به دین بخت النصر متمایل شدند و مذهبی ممتزج از مجوسیت و یهودیت اختیار کردند و اکثراً در واسط و سواد عراق زندگی   می­کنند وبا حرانیه مخالفند...».

 

                                    

 

و در ذیل عنوان « اعیاد المجوس الاقدمین و صیام الصابئین و اعیادهم» می­نویسد: « ... همانطور که قبلاً گفتیم صابئین بطور حقیقی بر آنهایی اطلاق می­شود که باقیمانده اسیرانی بودند که در بابل ماندند...، و چه بسا آئین ایشان اساس درستی از وحی و الهام و مانند آن ندارد. و گاهی این اسم بر حرانیه که از بقایای اهل دین قدیم مغرب هستند و بعد از قبول مسیحیت از طرف یونانیان از آن روگردان شدند، اطلاق می­شود، گرچه در سال 228 هـ در دولت بنی عباس به این اسم نامیده شدند، و قبلاً آنان را حنفاء، وثنیه و حرانیه می­نامیدند...»

 

مسعودی نیز دو گروه از صابئین را نام برده، از جمله می­نویسد: « کتابی از تالیفات محمد بن زکریای رازی فیلسوف دیدم که راجع به مذهب صابئه حرانی بحث کرده بود نه از مخالفین آنان از صابئه دیگر، و آنان کیماریون هستند».

ابن ندیم نیز بعد از شرح مفصلی از آئین حرنانیه کلدانی که به صابئه معروفند، شرح مذاکره مامون عباسی را با آنان آورده و می­گوید: چون مامون آنان را تهدید کرد، از ترس مرگ نام صابئی برخود نهادند.

 

همچنین در ذیل عنوان « مغتسله » می­نویسد: « اینان در نواحی بطائح فراوانند و صابئه بطائح نامیده می­شوند، قائل به اغتسال­اند و تمام ماکولات را می­شویند...».

 

 کاراده فو( B. CARRA DEVEUX) نیز صابئین را به دو فرقه متمایز از یکدیگر تقسیم­ نموده است، 1. صابئه مندائی 2. صابئه حرانی، و می­گوید: واضح است صابئه­ای که در قرآن ذکر شده­اند همانا صابئه مندائی می­باشند.

 

علامه قزوینی نیز دو اطاق برای کلمه صابئین ذکر کرده: « یکی صابئه سواد را که صابئین حقیقی اینها هستند به قول ابوریحان؛ و مراد از صابئین در قرآن نیز به اظهر وجوه همین ­ها هستند، و یکی صابئین به معنی منقول ثانوی که در سنه 228 متسمی به این اسم شدند و قبل از آن ایشان را حنفاء، و ثنیه و حرانیه می­گفته­اند...».

 

از مجموع مباحث گذشته استفاده می­شود که آئین صابئی از اقدم ادیان است. و از نصوص آرامی، مندائی ، سریانی و عبری چنین بر می­آید که مرکز ظهور این آئین سرزمین فلسطین بوده است و بنا به عللی پیروان این آئین مجبور به ترک فلسطین و سکونت در حران، شام و جنوب عراق شده­اند.

 

درباره قدمت آئین صابئین اختلاف نظرهایی وجود دارد، گرچه بعضی تاریخ پیدایش آنان را به حدود دویست سال قبل از ظهور مسیح7ذکر کرده­اند لکن این تاریخ با آنچه از منابع مختلف، مخصوصاً اسفار مذهبی صابئین مندائی استفاده می­شود  منافات دارد. صابئین مندائی معتقدند که دین آنان از اقدم ادیان است و اجداد آنها تابعین شیث و ادریس بوده و کتاب اول آنان « کنزه ربه» مشتمل است بر بسیاری از صحف آدم که از آن صحف شیث، ادریس، سام و یحیی به آن اضافه شده است. همچنین در کتب آنان از حضرت ابراهیم7 نام بده شده که دلالت بر معاصرت صابئین با ابراهیم خلیل دارد.

 

صائبه مندائی

 

   مندائیون خود را صابئه حقیقی می­دانند و معتقدند همانهایی هستند که قرآن کریم آنان را در ردیف یهودونصاریبهعنواناهلکتاب ذکر فرموده است، و دیگران که در طول تاریخ خود را صابئی  نامیده­اند بدین منظور بوده که در دوره اسلامی از تسامحی که اسلام برای اهل کتاب قائل شده بهره­مند شوند.

 

   مندائیون طائفه­ای از قبائل آرامی و از نژاد سامی می­باشد. این گروه در حال حاضر در مناطقی از جنوب عراق در اطراف دجله و فرات، و در خوزستان در اطراف کارون زندگی می­کنند که به لهجه محلی به آنان « صبی» مغتسله» می­گویند. صابئین با اینکه در طول تاریخ طائفه­ای بزرگ بوده­اند لکن جمعیت آنان در حال حاضر بسیار اندک است؛ کمتر از ده هزار نفر از آناند در خوزستان، و حدود پانزده هزار در جنوب عراق زندگی می­کنند. غضبان رومی جمعیت صائبه را بیش از سی هزار نفر ذکر کرده است.

 

زبان: زبان رسمی و مذهبی صابئینف زبان مندائی است و کتب مذهبی آنان بدین زبان نوشته شده است. پروفسور« نولدکه» آلمانی کتابی در نحو زبان مندائی تالیف کرده است.  همچنین چندین کتاب در تعلیم لغت مندائی نوشته شده و در حال حاضر کرسی تدریس زبان مندائی در دانشگاه « لایپزیک» آلمان فعال است و توسط « کورت رودلف» استاد این دانشگاه اداره می­شود.

عقائد طابئین: عقائد صابئین طبق آنچه در کتب طابئه مندائی آمده به طور خلاصه بدین شرح است: اعتقاد به خداوند و معاد روحانی، حساب و عقاب و آینه صالحین بعد از مرگ به عالم انوار، و گنهکاران به عالم ظلام منتقل می­شوند. اعتقاد به خلقت و اینکه آدم اولین مخلوقات بشری است. تقدیس قوانین حیات و اینکه آب جاری« یردنه» رمز حیات است.

 

    اعتقاد به عالم انوار، ملائکه و ارواح نورانی و اینکه خداوند به واسطه آنان  نعمت نور، صحت، قدرت، فضیلت و عدالت را به بشر ارزانی می­دارد. اعتقاد به خلود نفس، ایمان به انبیاء مانند: آدم، شیث، ادریس، سام، ابراهیم و یحیی. آنان بعد از حضرت یحیی به پیامبر دیگری قائل نبوده و تعالیم وی را به عنوان آخرین دستورات عمل می­کنند.

 

    صابئین در اعتقادات خود مشترکاتی با عقائد پیروان ادیان و مذاهب دیگر مانند: براهمه، مجوس، یهود، نصاری و اصحاب آراء فلسفی و عرفا غنوصی دارند. گرچه اظهار می­دارند که از تعالیم انبیاء نامبرده پیروی می­کنند لکن تعالیم فلسفی و عرفان غنوصی بر عقائد آنان سایه افکنده، لذا در تعریف دین صابئی می­نویسند: « توحیدی فی جذوره، اغنوصی فلسفی فی فروعه».

 

   عقائد صابئین در طول تاریخ دستخوش تغییر و تحول شده و آراء و عقائد فرق و مذاهب دیگر به این آئین راه یافته است. این امر به طور واضح در کتب مذهبی آنان مشاهده می­شود و بعضی از پیروان این آئین به این مطلب اعتراف دارند؛ غضبان رومی صابئی مذهب می­نویسد: « ان تشابه شعائرهم مع بعض شعائر المجوسیه او الیهودیه او المسیحیه او الاسلامیه او الهندوسیه امر طبیعی ، و ذلک لتجاور هم و تعایشهم مع هذه الادیان و المعتقدات...«.

کتب مذهبی: صابئیان کتب مذهبی زیادی دارند که با احترام و تقدیس از آنها یاد می­کنند. این کتب اکثراً مشتمل است بر صحف و تعالیمی که  معتقدند بر آدم، سام، ابراهیم و یحیی بن زکریا از طرف خداوند نازل شده است. اهم این کتب به این شرح است:

1. کنزه ربه(= سیدره ربه)، کنز ربانی : این کتاب در دو قسمت تدوین شده، یمین و شمال؛ قسمت یمین مشتمل است بر توحید و صفات خالق، احکام حلال و حرام، صوم، وصایا و اقوال مخصوص به عقیده صابئین وجز آن. قسمت شمال مشتمل است بر احکام اموات، مراسم دفن، کیفیت خروج نفس از جسد و سوره و ادعیه­ای که بر روح مردگان قرائت می­شود.

 

2. سیدره ادنشماثه( = کتاب انفس): از کتب اساسی و مهم صابئین ، مشتمل است بر دستورات مربوط به تطهیر و تعمید و ادعیه دینی که روحانیون در اثناء تعمید قرائت می­کنند.

3. دراشه ادیهیا( = تعالیم یحیی): این کتاب مشتمل است بر شرح حال حضرت یحیی و تعالیم و راهنمائی­­های وی. شایان ذکر است که صابئیه بعد از حضرت یحیی به نبوت حضرت عیسی معتقد نیسند و در واقع حضرت یحیی را آخرین راهنما و منجی خود می­دانند و برای او در بین انبیاء قداست فوق العاده­ای قائل­اند. این کتاب در 1905م توسط « لیدزبارسکی» به آلمان ترجمه شده است.

 

4. قلستا: این کتاب مشتمل است بر اصول، و تمام مراسمی که باید در عقد ازدواج مراعات شود این کتاب در 1920م توسط « لیدزبارسکی» به آلمانی، و در 1959 م توسط« لیدی دراور» به انگلیسی ترجمه شده است.

 

5. انیانی: این کتاب مشتمل است بر ادعیه و اناشید که در هنگام نماز و طهارت از نجاسات، و وضوء قرائت می­شود. در 1959م «لیدی دراور» آن را به انگلیسی ترجمه نموده است.

 

احکام : آئین صابئی نیز مانند سایر ادیان احکام، عبادات و دستورالعملهایی برای پیروان خود دارد که به طور خلاصه اهم آن ذکر می­شود.

 

طهارت: از مهمترین احکام دیانت صابئی غسل در آب جاری است که به طور مقدمه یا شرط یا جزء در بسیاری از موارد وارد شده است، لذا این طایفه همیشه در کنار رودخانه­ها زندگی می­کنند. طهارت نزد صابئین بر دو نوع است:

الف: غسل معمولی که برای طهارت از جنابت، احتلام، حیض، نفاس، مس میت و هر نجاست دیگری انجام می­شود. شخص نجس قبل از غسل حق خوردن، آشامیدن، وضوء ، اقامه نماز و هیچ عبادت دیگری را ندارد. کیفیت این غسل این است که سه مرتبه باید در آب جاری فرو روند.

 

ب: غسل تعمید: رکن اساسی آئین مندائی غسل تعمید است. هیچ کسی بدون انجام مراسم تعمید صابئی محسوب نمی­شود و بدون تعمید حق ازدواج ندارد. غسل تعمید مراسم و تشریفات خاصی دارد که توسط کاهن انجام می­شود، مانند: تعمید نوزاد، تعمید ازدواج و تعمید در ایام اعیاد و جز آن.

 

نماز: صابئین در روز سه نوبت، قبل از طلوع آفتاب، ظهر و قبل از مغرب نماز می­گذارند. می­گویند قبلاً پنج نوبت نماز بر آنان واجب بوده و حضرت یحیی بن زکریا آن را به سه نوبت تقلیل داده ­است.

 

روزه: نحوه زوزه صابئین به معنی امساک از خوردن و آشامیدن نیست، بلكه به معنی مراقبت­های معنوی می­باشد. صابئین مجموعاً در طول سال سی و دو روز در ایام معینی روزه می­گیرند.

 

ازدواج : مراسم ازدواج با تشریفات بسیار مفصل و مخصوصی در خانه « کنزبره» و تحت نظارت وی و حضور کاهنان دیگر انجام می­شود.

 

احکام میت: با آشكار شدن علائم مرگف محتضر را قبل از مفارقت روح از بدنش با مراسم خاصی غسل داده و کفن می­کنند و برای تدفین آماده می­سازند سپس منتظر می­مانند تا محتضر بمیرد، بعد از دفن نیز مراسم دارند که توسط بازماندگان انجام می­شود. همچنین عقیده دارند اگر محتضر قبل از مرگ غسل داده نشود برای همیشه نجس خواهد بود

اعیاد مذهبی: صابئین در طول سال چهار عید مذهبی دارند:

  1. عید بزرگ(= عید کرصه ): و مدت آن دو روز است .

  2. عید صغیر: و مدت آن یک روز است، دهم هر سال.

  3. عید پنجه: اشاره به خلقت عالم در پنج روز است، و این ایام نزد صابئین از قداست ویژه­ای برخوردار است.

  4. عید میلاد حضرت یحیی: و آن را عید تعمید طلائی می­نامند.

      در تمام این اعیاد مراسم و احکام مخصوصی دارند که توسط پیروان انجام می­شود.

 

روحانیون: رجال دینی صابئی که کاهن نامیده می­شوند باید حلال­زاده و از نظر عقلی و جسمی سالم باشند کاهنان دارای مراتب مختلفی هستند:

  1. شکنده: وظائف وی منحصر است به شهادت دادن بر صحت مراسم غسل تعمید، درست بودن ذبح، اقامه طلب رحمت و مغفرت برای مردگان.

  2. ترمیذه: این شخص باید از نظر عقلی و دینی کامل بوده و کتاب تعمید و ادعیه را حافظ باشد، سپس می­تواند تمام مراسم دینی که بر عهده کاهن است انجام دهد.

  3. کنزبره: از مقامات عالی روحانیت صابئی به حساب می­آید.

  4. ریش امه(= رئیس الامه): بالاترین مقام سلطه کهانت طابئی است و برای رسیدن به این مرتبه شرائط زیادی لازم است.

                                    

 

ربی: بالاتر از تمام مقامات مذکور است و در طول چند نسل اخیر کسی به این مرتبه نائل نشده است

 

آراء فقها: فقها نیز مانند مفسران و مورخان، به مناسبت­هایی در کتب فقهیه درباره پیروان آئین صابئی بحث و گفتگو کرده­اند که بررسی اقوال آنان از موضوع این رساله خارج است، لذا برای اطلاع اجمالی از نظر آنان چند مورد ذکر می­شود. شیخ طوسی در مبسوط ضمن بحث از اهل کتب- یهود و نصاری – و اینکه خوردن ذبیحه و تزوج با زنان آنان جایز نیست و فقط می­توانند با پرداخت جزیه بر دیانت خود باقی بمانند، راجع به صابئین فرموده: « اینان غیر از نصاری هستند چون کواکب را پرستش می­کنند، بنابر این آنچه دز مورد اهل کتاب جایز است عمل شود در مورد صابئین جایز نیست». و در خلاف می­گوید: « احکام اهل کتاب بر صابئه جاری نمی­شود.

 

                                    

 

  علامه حلی قائل به تفصیل شده و می­فرماید: « بعضی صابئین را به نصاری ملحق کرد­ه­اند ، لکن اصل این است: اگر صابئین در فروع دین با یهود و نصاری مخالفت دارند، در حکم آنان هستند، اما اگر در اصول اختلاف دارند ملحد هستد و حکم کفار حربی را دارند».

 

   محقق ثانی نیز همان گفتار علامه را توضیح داده است. صاحب جواهر نیز آراء قدما و متاخرین را نقل نموده و گفتار آنان را توضیح داده است.

 

   ثانوی در کشاف ضمن بحث از صابئین می­نویسد: « فی الدرر فی شرح الغرر» آمده : نزد ابو حنیفه آنان بت پرست نیستند، و تعظیم ایشان برای ستارگان مانند تعظیم کعبه است نزد مسلمانان. و در فتح القدیر آمده: صابئین نزد أبوحنیفه قومی هستند که بدین یکی از انبیا ایمان دارند، و اقرار به کتاب داشته و تعظیم آنان از کواکب مانند تعظیم مسلمانان است از کعبه».

 

    جمال الدین قفطی می­نویسد: « ابوحنیفه و دو یار وی ابو یوسف و محمد، درباره نکاح صابئیه و خوردن ذبیحه آنان با یکدیگر اختلاف دارند، ابوحنیفه تحریم کرده و آن دو جایز می­دانند...، زیرا از    ابوحنیفه درباره صابئین حران سوال شده است که معروف به پرستش کواکب­اند، لذا ابوحنیفه آنان را در زمره بت پرستان دانسته و نکاح و ذبیحه ایشان را تحریم نموده، لکن از ابو یوسف و محمد از طابئین بطیحه( جنوب عراق) سوال شده که فرقه­ای از نصاری هستند لذا جواب داده­اند به جواز مناکحف و حلیت اکل ذبیحه آنان...». به هر حال آراء فقهاء شیعه و اهل سنت درباره صابئین متشتت است. 

 

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:50 1386/08/25
12
mandaa7.jpg




2000733012.jpg





















 
2000733013.jpg

داود آریا , davood_pedram
داود آریا - 11:30 1386/08/29
13

امیر عزیز بابت جمع آوری مطالب از شما تشكر می كنم

گردآوری این مطالب برای خواندن دیگران كاری سخت است كه شما به عهده گرفته اید

از خداوندگار این جهان می خواهم كه برایت سلامت و تندرستی همیشگی اعطا فرماید و همواره بتوانی به هم نوعان خودت خدمت كنی

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 11:19 1386/08/30
14
از لطف شما دوست مهربان یک دنیا سپاس
محمدکاظم کاظمی پور , kazemipoor
15

اللهم صل علی بن موسی الرضا المرتضی، الامام التقی و النقی و

حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری،

 الصدیق الشهید صلاه کثیره تامه زاکیه متواصله متواتره مترادفه،

کافضل ما صلیت علی احد من اولیائک.

 

و اعفو عنی و ارحمنی یا سریع الرضا بحق الرضا(ع)

هدیه حقیر به مناسبت جشن تولد آقا (روحی فداه)

در بخش مقالات کلوب نسل جوان، مقاله ای با عنوان

" هدیه تولد ضامن آهو(ع) : صد حدیث صد نکته"

 البته اگر مدیر محترم کلوب اجازه ثبت مقاله را صادر فرموده باشند.

ارادتمند کاظمی پور

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.