userinfo close

  ,

گفتگوی ادیان


iid

تاسیس: 2 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: امیر محمدی - معاونان
- این كلوب به طور مشترک توسط دوستان مسلمان ، زرتشتی ، مسیحی ، یهودی و صابئی مدیریت میشود
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
6
900
87/10/12 (11:02)
10
617
90/4/11 (10:08)
27
286
91/3/6 (00:11)
70
527
91/2/31 (16:43)
0
114
91/2/25 (17:04)
16
61
91/2/10 (15:25)
21
204
91/1/28 (19:51)
179
3284
91/1/26 (15:19)
20
216
91/1/25 (13:58)
79
486
91/1/29 (17:46)
106
770
91/1/22 (12:50)
32
622
91/1/7 (21:28)
148
1031
90/12/29 (01:40)
101
1022
90/12/21 (23:58)
22
252
90/12/20 (21:12)
38
265
90/11/21 (23:39)
487
2737
90/10/24 (23:32)
21
168
90/10/8 (19:38)
20
261
90/9/25 (01:23)
87
880
90/9/19 (18:45)

عنوان بحث

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 14:48 1386/06/22

«صابئین را بشناسیم» *

مقالاتی كه در شناخت ،  آیین صابئین سراغ دارید را در این جا قرار دهید

wat0e9uwzv1o9tmvtaf.jpg
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 01:50 1386/09/14
22
سیما  و دنیا عزیز  

از توجه و محبتتون ممنونم 
ر ا , donya_nazeri
ر ا - 20:03 1386/09/13
21

سلام

من اصلا اطلاعاتی در این مورد نداشتم

واقعا جالب بود

ممنون

سیما سپهی , amis
سیما سپهی - 19:25 1386/09/13
20

تا به حال چیزی در این مورد نشنیده بودم . برام خیلی جالب بود و حقا باید تشكر كرد از جناب آقای محمدی به خاطر اطلاعات جامعی كه در مورد این دین ارائه نمودند .

در خصوص اعتقاد به نقش ستارگان در تقدیر این روزها یه جورایی مردمان زیادی گذشته از نوع دینی كه دارند به نقش ستارگان در تقدیر و شخصیت و روان آدمی اعتقاد دارند كما اینكه كتابهای زیادی تحت عناوین طالع بینی از نوع چینی و هندی و ..... این روزها بازار داغی دارند .

 

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 18:46 1386/09/13
19

صائبین مندایی

اگر یک وقتی از کنار کارون رد شدید و گروهی را در آب مشغول آب تنی با لباس دیدید ، اصلا تعجب نکنید این ها گروهی از صابئین مندایی هستند  ، مراسمی که آداب مفصلی دارد و دران باید تمام بدن به زیر آب فرو برود ، البته با لباس مخصوص . علاوه بر ان روحانی باید آیاتی بخواند و کسی که غسل تعمید می کند ، زمزمه کند و به همین خاطر است که مندائیان ، معمولاً در کنار و حاشیه رودخانه ها را برای زندگی انتخاب می کنند ، مثل حاشیه رود کارون که مرکز تجمع و در کنار هم بودن صبی ها ست.

مندائیان پیروان حضرت یحیی هستند  و اعمال و اداب به خصوصی دارند در قران مجید هم از ایشان یاد شده است

« ان الذین آمنوا و الذین هادوا و النصاری و الصابئین من آمن بالله و الیوم الآخر و عمل صالحاً فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لاهم یحزنون».


احكام صابئین

به جای سی روز ، روزه ماه رمضان ، سی و شش روز غیر متوالی روزه می گیرند


و در طول روزهم سه بار نماز می خوانند . 


آنها برای دینشان تبلیغ نمی کنند و عجیب آنکه ، اجازه ورود به آیین شان را نیز نمی دهند . 

غسل تعمید در آب روان از مهمترین اصول آیینهای آنان به شمار می‌آید

مراسم غسل تعمید


صبی ها ، کمی در ازدواج و ایجاد رابطه خونی با دیگر ادیان سختگیرند

صبی ها اعتقاد دارند که وقتی آدم و حّوا خلق شدند و ازدواج کردند ، صاحب سه دختر و سه پسر شدند و چون در دین صائبین ازدواج برادر و خواهر ممنوع بود ، از دنیای نور و به امر خداوند شصت خانواده مشابه این خانواده هشت نفری به زمین فرستاده شد که اینها اولین اجتماع بشری را شکل دادند .


آداب و رسوم

1- برای صبی ها ، ششم و هفتم ماه « دولا » یا همان اوایل مرداد روزهای نحسی هستند و آنها برای اینکه فرشته خانه های آنها را پیدا کند ، شاخه ای از بید یا گل یاس بر سر در خانه هایشان نصب می کنند

2- اول آبان یا سی ام مهر برای مندائیان روز با شگونی است و به اعتقاد انها دراین روز بوده که حاصلخیزی بر زمین گسترانیده شده است و اولین درخت کشت شده هم خرما بوده .

3- هفتم آبان ، روز عید کوچک صبی هاست و آنان دراین روز « هوخا » می خورند که شامل نان برنجی کوبیده ، گنجد سرخ شده و خرماست .

4- جمعیت صابئین در اهواز ، بیست تا بیست و پنج هزار نفر و به قدمت دو هزار سال .

5- اشتراک مسیحیت و صابئین مندایی در این است که هر دو عسل تعمید را نماد پاکی تن و روان می دانستند و نوشته شده است که یحیی ( ع ) ، عیسی ( ع) را غسل تعمید داده است .

6- سال نو اصلی مندائیان ، دوم مرداد ، سالروز تولد آدم است و تا به امروز چهارصدو چهل و پنج هزار و سیصد و پنجاه و هشت ( 445,358 ) سال از آن می گذرد .

7- عناوین ماههای مندایی : دولا ، نونا ، امرا ، تورا ، صلعی ، سرطانا ، اریا ، شمبلتا ، قینا ، ارقوا ، هیطا و گدیا است . همچنین خط مندایی از راست به چپ است و نقطه ندارند .

8- سی آذرماه ، روز عاشوریه است ، روز دعا برای غرق شدگان بی گناه طوفان نوح . صبی ها در این روز ، حلیمی مرکب از گندم ، نخود ، لوبیا ، ماش ، عدس ، باقلا و لپه می خورند

9- كتاب مقدس ایشان كنز ربا نام دارد

10 - به روحانیون به ترتیب از پایین ترین مقام  شكنده ، ترمذه ،  كنز ربه ریش الامه ، ربی میگویند

روحانیون صابئین مندایی

    در این تصویر محوطه برگزاری مراسم منداییان را پیش از ایجاد پل شناور می بینید


یک روحانی مندایی در حال انجام براخه(نماز)در حالی که محیط مملو از ضایعات شهری است    


11- به ستارگان اعتقاد خاصی دارند و ان را در تقدیر امور سهیم میدانند
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 01:12 1386/09/3
18
محمد كاظم عزیز

خوشحال میشیم كه مطالب شما را بشنویم
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 09:50 1386/09/2
17
امید عزیز

محبتت را یك دنیا سپاس
امید الف , alialiali12
امید الف - 22:17 1386/08/30
16

با سلام:

مطلب بسیار زیبایی بود . زحمت شما در این زمینه  جای تشکر دارد

 

محمدکاظم کاظمی پور , kazemipoor
15

اللهم صل علی بن موسی الرضا المرتضی، الامام التقی و النقی و

حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری،

 الصدیق الشهید صلاه کثیره تامه زاکیه متواصله متواتره مترادفه،

کافضل ما صلیت علی احد من اولیائک.

 

و اعفو عنی و ارحمنی یا سریع الرضا بحق الرضا(ع)

هدیه حقیر به مناسبت جشن تولد آقا (روحی فداه)

در بخش مقالات کلوب نسل جوان، مقاله ای با عنوان

" هدیه تولد ضامن آهو(ع) : صد حدیث صد نکته"

 البته اگر مدیر محترم کلوب اجازه ثبت مقاله را صادر فرموده باشند.

ارادتمند کاظمی پور

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 11:19 1386/08/30
14
از لطف شما دوست مهربان یک دنیا سپاس
داود آریا , davood_pedram
داود آریا - 11:30 1386/08/29
13

امیر عزیز بابت جمع آوری مطالب از شما تشكر می كنم

گردآوری این مطالب برای خواندن دیگران كاری سخت است كه شما به عهده گرفته اید

از خداوندگار این جهان می خواهم كه برایت سلامت و تندرستی همیشگی اعطا فرماید و همواره بتوانی به هم نوعان خودت خدمت كنی

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:50 1386/08/25
12
mandaa7.jpg




2000733012.jpg





















 
2000733013.jpg

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:48 1386/08/25
11

فرق طابئین: در کتب قدما تعریف جامعی از آئین صابئی که به طور واضح منطبق باشد بر گروه معینی در دست نیست. آیا اهل کتاب­اند؟ پرستندگان کواکب­اند؟ و ثنیه و جز آنند؟ ، با تتبع و تحقیق در کتب تفسیر، تاریخ و ملل و نحل معلوم می­شود که « صابئین » بر گروه­های مختلفی اطلاق می­شده است، مانند: 1. صابئه مندائی 2. صابئه حرانی 3. صابئه هنود 4. صابئه رومانی و یونانی.

ابوریحان بیرونیفرقی از صابئه را نام برده. در الآثار الباقیه ذیل عنوان « المتنبین و اممهم المخدوعین » می­نویسد: « اولین شخص از اینان بوذاسف است، در سرزمین هند ظاهر شد و به آئین صابئین دعوت کرد و عده بیشماری به او گرویدند...، بقایای این صابئیان در حران هستند که به آنان « حرانیه» گفته        می­شود...، و بعضی گفته­اند که حرانیه صابئه حقیقی نیستند، بلكه صابئه از جمله اسباطی هستند که در زمان کورش در بابل باقی ماندند و به بیت المقدس مهاجرت ننمودند و به دین بخت النصر متمایل شدند و مذهبی ممتزج از مجوسیت و یهودیت اختیار کردند و اکثراً در واسط و سواد عراق زندگی   می­کنند وبا حرانیه مخالفند...».

 

                                    

 

و در ذیل عنوان « اعیاد المجوس الاقدمین و صیام الصابئین و اعیادهم» می­نویسد: « ... همانطور که قبلاً گفتیم صابئین بطور حقیقی بر آنهایی اطلاق می­شود که باقیمانده اسیرانی بودند که در بابل ماندند...، و چه بسا آئین ایشان اساس درستی از وحی و الهام و مانند آن ندارد. و گاهی این اسم بر حرانیه که از بقایای اهل دین قدیم مغرب هستند و بعد از قبول مسیحیت از طرف یونانیان از آن روگردان شدند، اطلاق می­شود، گرچه در سال 228 هـ در دولت بنی عباس به این اسم نامیده شدند، و قبلاً آنان را حنفاء، وثنیه و حرانیه می­نامیدند...»

 

مسعودی نیز دو گروه از صابئین را نام برده، از جمله می­نویسد: « کتابی از تالیفات محمد بن زکریای رازی فیلسوف دیدم که راجع به مذهب صابئه حرانی بحث کرده بود نه از مخالفین آنان از صابئه دیگر، و آنان کیماریون هستند».

ابن ندیم نیز بعد از شرح مفصلی از آئین حرنانیه کلدانی که به صابئه معروفند، شرح مذاکره مامون عباسی را با آنان آورده و می­گوید: چون مامون آنان را تهدید کرد، از ترس مرگ نام صابئی برخود نهادند.

 

همچنین در ذیل عنوان « مغتسله » می­نویسد: « اینان در نواحی بطائح فراوانند و صابئه بطائح نامیده می­شوند، قائل به اغتسال­اند و تمام ماکولات را می­شویند...».

 

 کاراده فو( B. CARRA DEVEUX) نیز صابئین را به دو فرقه متمایز از یکدیگر تقسیم­ نموده است، 1. صابئه مندائی 2. صابئه حرانی، و می­گوید: واضح است صابئه­ای که در قرآن ذکر شده­اند همانا صابئه مندائی می­باشند.

 

علامه قزوینی نیز دو اطاق برای کلمه صابئین ذکر کرده: « یکی صابئه سواد را که صابئین حقیقی اینها هستند به قول ابوریحان؛ و مراد از صابئین در قرآن نیز به اظهر وجوه همین ­ها هستند، و یکی صابئین به معنی منقول ثانوی که در سنه 228 متسمی به این اسم شدند و قبل از آن ایشان را حنفاء، و ثنیه و حرانیه می­گفته­اند...».

 

از مجموع مباحث گذشته استفاده می­شود که آئین صابئی از اقدم ادیان است. و از نصوص آرامی، مندائی ، سریانی و عبری چنین بر می­آید که مرکز ظهور این آئین سرزمین فلسطین بوده است و بنا به عللی پیروان این آئین مجبور به ترک فلسطین و سکونت در حران، شام و جنوب عراق شده­اند.

 

درباره قدمت آئین صابئین اختلاف نظرهایی وجود دارد، گرچه بعضی تاریخ پیدایش آنان را به حدود دویست سال قبل از ظهور مسیح7ذکر کرده­اند لکن این تاریخ با آنچه از منابع مختلف، مخصوصاً اسفار مذهبی صابئین مندائی استفاده می­شود  منافات دارد. صابئین مندائی معتقدند که دین آنان از اقدم ادیان است و اجداد آنها تابعین شیث و ادریس بوده و کتاب اول آنان « کنزه ربه» مشتمل است بر بسیاری از صحف آدم که از آن صحف شیث، ادریس، سام و یحیی به آن اضافه شده است. همچنین در کتب آنان از حضرت ابراهیم7 نام بده شده که دلالت بر معاصرت صابئین با ابراهیم خلیل دارد.

 

صائبه مندائی

 

   مندائیون خود را صابئه حقیقی می­دانند و معتقدند همانهایی هستند که قرآن کریم آنان را در ردیف یهودونصاریبهعنواناهلکتاب ذکر فرموده است، و دیگران که در طول تاریخ خود را صابئی  نامیده­اند بدین منظور بوده که در دوره اسلامی از تسامحی که اسلام برای اهل کتاب قائل شده بهره­مند شوند.

 

   مندائیون طائفه­ای از قبائل آرامی و از نژاد سامی می­باشد. این گروه در حال حاضر در مناطقی از جنوب عراق در اطراف دجله و فرات، و در خوزستان در اطراف کارون زندگی می­کنند که به لهجه محلی به آنان « صبی» مغتسله» می­گویند. صابئین با اینکه در طول تاریخ طائفه­ای بزرگ بوده­اند لکن جمعیت آنان در حال حاضر بسیار اندک است؛ کمتر از ده هزار نفر از آناند در خوزستان، و حدود پانزده هزار در جنوب عراق زندگی می­کنند. غضبان رومی جمعیت صائبه را بیش از سی هزار نفر ذکر کرده است.

 

زبان: زبان رسمی و مذهبی صابئینف زبان مندائی است و کتب مذهبی آنان بدین زبان نوشته شده است. پروفسور« نولدکه» آلمانی کتابی در نحو زبان مندائی تالیف کرده است.  همچنین چندین کتاب در تعلیم لغت مندائی نوشته شده و در حال حاضر کرسی تدریس زبان مندائی در دانشگاه « لایپزیک» آلمان فعال است و توسط « کورت رودلف» استاد این دانشگاه اداره می­شود.

عقائد طابئین: عقائد صابئین طبق آنچه در کتب طابئه مندائی آمده به طور خلاصه بدین شرح است: اعتقاد به خداوند و معاد روحانی، حساب و عقاب و آینه صالحین بعد از مرگ به عالم انوار، و گنهکاران به عالم ظلام منتقل می­شوند. اعتقاد به خلقت و اینکه آدم اولین مخلوقات بشری است. تقدیس قوانین حیات و اینکه آب جاری« یردنه» رمز حیات است.

 

    اعتقاد به عالم انوار، ملائکه و ارواح نورانی و اینکه خداوند به واسطه آنان  نعمت نور، صحت، قدرت، فضیلت و عدالت را به بشر ارزانی می­دارد. اعتقاد به خلود نفس، ایمان به انبیاء مانند: آدم، شیث، ادریس، سام، ابراهیم و یحیی. آنان بعد از حضرت یحیی به پیامبر دیگری قائل نبوده و تعالیم وی را به عنوان آخرین دستورات عمل می­کنند.

 

    صابئین در اعتقادات خود مشترکاتی با عقائد پیروان ادیان و مذاهب دیگر مانند: براهمه، مجوس، یهود، نصاری و اصحاب آراء فلسفی و عرفا غنوصی دارند. گرچه اظهار می­دارند که از تعالیم انبیاء نامبرده پیروی می­کنند لکن تعالیم فلسفی و عرفان غنوصی بر عقائد آنان سایه افکنده، لذا در تعریف دین صابئی می­نویسند: « توحیدی فی جذوره، اغنوصی فلسفی فی فروعه».

 

   عقائد صابئین در طول تاریخ دستخوش تغییر و تحول شده و آراء و عقائد فرق و مذاهب دیگر به این آئین راه یافته است. این امر به طور واضح در کتب مذهبی آنان مشاهده می­شود و بعضی از پیروان این آئین به این مطلب اعتراف دارند؛ غضبان رومی صابئی مذهب می­نویسد: « ان تشابه شعائرهم مع بعض شعائر المجوسیه او الیهودیه او المسیحیه او الاسلامیه او الهندوسیه امر طبیعی ، و ذلک لتجاور هم و تعایشهم مع هذه الادیان و المعتقدات...«.

کتب مذهبی: صابئیان کتب مذهبی زیادی دارند که با احترام و تقدیس از آنها یاد می­کنند. این کتب اکثراً مشتمل است بر صحف و تعالیمی که  معتقدند بر آدم، سام، ابراهیم و یحیی بن زکریا از طرف خداوند نازل شده است. اهم این کتب به این شرح است:

1. کنزه ربه(= سیدره ربه)، کنز ربانی : این کتاب در دو قسمت تدوین شده، یمین و شمال؛ قسمت یمین مشتمل است بر توحید و صفات خالق، احکام حلال و حرام، صوم، وصایا و اقوال مخصوص به عقیده صابئین وجز آن. قسمت شمال مشتمل است بر احکام اموات، مراسم دفن، کیفیت خروج نفس از جسد و سوره و ادعیه­ای که بر روح مردگان قرائت می­شود.

 

2. سیدره ادنشماثه( = کتاب انفس): از کتب اساسی و مهم صابئین ، مشتمل است بر دستورات مربوط به تطهیر و تعمید و ادعیه دینی که روحانیون در اثناء تعمید قرائت می­کنند.

3. دراشه ادیهیا( = تعالیم یحیی): این کتاب مشتمل است بر شرح حال حضرت یحیی و تعالیم و راهنمائی­­های وی. شایان ذکر است که صابئیه بعد از حضرت یحیی به نبوت حضرت عیسی معتقد نیسند و در واقع حضرت یحیی را آخرین راهنما و منجی خود می­دانند و برای او در بین انبیاء قداست فوق العاده­ای قائل­اند. این کتاب در 1905م توسط « لیدزبارسکی» به آلمان ترجمه شده است.

 

4. قلستا: این کتاب مشتمل است بر اصول، و تمام مراسمی که باید در عقد ازدواج مراعات شود این کتاب در 1920م توسط « لیدزبارسکی» به آلمانی، و در 1959 م توسط« لیدی دراور» به انگلیسی ترجمه شده است.

 

5. انیانی: این کتاب مشتمل است بر ادعیه و اناشید که در هنگام نماز و طهارت از نجاسات، و وضوء قرائت می­شود. در 1959م «لیدی دراور» آن را به انگلیسی ترجمه نموده است.

 

احکام : آئین صابئی نیز مانند سایر ادیان احکام، عبادات و دستورالعملهایی برای پیروان خود دارد که به طور خلاصه اهم آن ذکر می­شود.

 

طهارت: از مهمترین احکام دیانت صابئی غسل در آب جاری است که به طور مقدمه یا شرط یا جزء در بسیاری از موارد وارد شده است، لذا این طایفه همیشه در کنار رودخانه­ها زندگی می­کنند. طهارت نزد صابئین بر دو نوع است:

الف: غسل معمولی که برای طهارت از جنابت، احتلام، حیض، نفاس، مس میت و هر نجاست دیگری انجام می­شود. شخص نجس قبل از غسل حق خوردن، آشامیدن، وضوء ، اقامه نماز و هیچ عبادت دیگری را ندارد. کیفیت این غسل این است که سه مرتبه باید در آب جاری فرو روند.

 

ب: غسل تعمید: رکن اساسی آئین مندائی غسل تعمید است. هیچ کسی بدون انجام مراسم تعمید صابئی محسوب نمی­شود و بدون تعمید حق ازدواج ندارد. غسل تعمید مراسم و تشریفات خاصی دارد که توسط کاهن انجام می­شود، مانند: تعمید نوزاد، تعمید ازدواج و تعمید در ایام اعیاد و جز آن.

 

نماز: صابئین در روز سه نوبت، قبل از طلوع آفتاب، ظهر و قبل از مغرب نماز می­گذارند. می­گویند قبلاً پنج نوبت نماز بر آنان واجب بوده و حضرت یحیی بن زکریا آن را به سه نوبت تقلیل داده ­است.

 

روزه: نحوه زوزه صابئین به معنی امساک از خوردن و آشامیدن نیست، بلكه به معنی مراقبت­های معنوی می­باشد. صابئین مجموعاً در طول سال سی و دو روز در ایام معینی روزه می­گیرند.

 

ازدواج : مراسم ازدواج با تشریفات بسیار مفصل و مخصوصی در خانه « کنزبره» و تحت نظارت وی و حضور کاهنان دیگر انجام می­شود.

 

احکام میت: با آشكار شدن علائم مرگف محتضر را قبل از مفارقت روح از بدنش با مراسم خاصی غسل داده و کفن می­کنند و برای تدفین آماده می­سازند سپس منتظر می­مانند تا محتضر بمیرد، بعد از دفن نیز مراسم دارند که توسط بازماندگان انجام می­شود. همچنین عقیده دارند اگر محتضر قبل از مرگ غسل داده نشود برای همیشه نجس خواهد بود

اعیاد مذهبی: صابئین در طول سال چهار عید مذهبی دارند:

  1. عید بزرگ(= عید کرصه ): و مدت آن دو روز است .

  2. عید صغیر: و مدت آن یک روز است، دهم هر سال.

  3. عید پنجه: اشاره به خلقت عالم در پنج روز است، و این ایام نزد صابئین از قداست ویژه­ای برخوردار است.

  4. عید میلاد حضرت یحیی: و آن را عید تعمید طلائی می­نامند.

      در تمام این اعیاد مراسم و احکام مخصوصی دارند که توسط پیروان انجام می­شود.

 

روحانیون: رجال دینی صابئی که کاهن نامیده می­شوند باید حلال­زاده و از نظر عقلی و جسمی سالم باشند کاهنان دارای مراتب مختلفی هستند:

  1. شکنده: وظائف وی منحصر است به شهادت دادن بر صحت مراسم غسل تعمید، درست بودن ذبح، اقامه طلب رحمت و مغفرت برای مردگان.

  2. ترمیذه: این شخص باید از نظر عقلی و دینی کامل بوده و کتاب تعمید و ادعیه را حافظ باشد، سپس می­تواند تمام مراسم دینی که بر عهده کاهن است انجام دهد.

  3. کنزبره: از مقامات عالی روحانیت صابئی به حساب می­آید.

  4. ریش امه(= رئیس الامه): بالاترین مقام سلطه کهانت طابئی است و برای رسیدن به این مرتبه شرائط زیادی لازم است.

                                    

 

ربی: بالاتر از تمام مقامات مذکور است و در طول چند نسل اخیر کسی به این مرتبه نائل نشده است

 

آراء فقها: فقها نیز مانند مفسران و مورخان، به مناسبت­هایی در کتب فقهیه درباره پیروان آئین صابئی بحث و گفتگو کرده­اند که بررسی اقوال آنان از موضوع این رساله خارج است، لذا برای اطلاع اجمالی از نظر آنان چند مورد ذکر می­شود. شیخ طوسی در مبسوط ضمن بحث از اهل کتب- یهود و نصاری – و اینکه خوردن ذبیحه و تزوج با زنان آنان جایز نیست و فقط می­توانند با پرداخت جزیه بر دیانت خود باقی بمانند، راجع به صابئین فرموده: « اینان غیر از نصاری هستند چون کواکب را پرستش می­کنند، بنابر این آنچه دز مورد اهل کتاب جایز است عمل شود در مورد صابئین جایز نیست». و در خلاف می­گوید: « احکام اهل کتاب بر صابئه جاری نمی­شود.

 

                                    

 

  علامه حلی قائل به تفصیل شده و می­فرماید: « بعضی صابئین را به نصاری ملحق کرد­ه­اند ، لکن اصل این است: اگر صابئین در فروع دین با یهود و نصاری مخالفت دارند، در حکم آنان هستند، اما اگر در اصول اختلاف دارند ملحد هستد و حکم کفار حربی را دارند».

 

   محقق ثانی نیز همان گفتار علامه را توضیح داده است. صاحب جواهر نیز آراء قدما و متاخرین را نقل نموده و گفتار آنان را توضیح داده است.

 

   ثانوی در کشاف ضمن بحث از صابئین می­نویسد: « فی الدرر فی شرح الغرر» آمده : نزد ابو حنیفه آنان بت پرست نیستند، و تعظیم ایشان برای ستارگان مانند تعظیم کعبه است نزد مسلمانان. و در فتح القدیر آمده: صابئین نزد أبوحنیفه قومی هستند که بدین یکی از انبیا ایمان دارند، و اقرار به کتاب داشته و تعظیم آنان از کواکب مانند تعظیم مسلمانان است از کعبه».

 

    جمال الدین قفطی می­نویسد: « ابوحنیفه و دو یار وی ابو یوسف و محمد، درباره نکاح صابئیه و خوردن ذبیحه آنان با یکدیگر اختلاف دارند، ابوحنیفه تحریم کرده و آن دو جایز می­دانند...، زیرا از    ابوحنیفه درباره صابئین حران سوال شده است که معروف به پرستش کواکب­اند، لذا ابوحنیفه آنان را در زمره بت پرستان دانسته و نکاح و ذبیحه ایشان را تحریم نموده، لکن از ابو یوسف و محمد از طابئین بطیحه( جنوب عراق) سوال شده که فرقه­ای از نصاری هستند لذا جواب داده­اند به جواز مناکحف و حلیت اکل ذبیحه آنان...». به هر حال آراء فقهاء شیعه و اهل سنت درباره صابئین متشتت است. 

 

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:48 1386/08/25
10

صائبین مندایی

اگر یک وقتی از کنار کارون رد شدید و گروهی را در آب مشغول آب تنی با لباس دیدید ، اصلا تعجب نکنید و از مشاهد مراسم غسل تعمید مندائیان یا همان « صبی ها » لذت ببرید ، مراسمی که آداب مفصلی دارد و دران باید تمام بدن به زیر آب فرو برود ، البته با لباس مخصوص . علاوه بر ان روحانی باید آیاتی بخواند و کسی که غسل تعمید می کند ، زمزمه کند و به همین خاطر است که مندائیان ، معمولاً در کنار و حاشیه رودخانه ها را برای زندگی انتخاب می کنند ، مثل حاشیه رود کارون که مرکز تجمع و در کنار هم بودن صبی ها ست ، جایی پشت فروشگاه رفاه و یک موزه نیمه ساخته .

مندائیان به جای سی روز ، روزه ماه رمضان ، سی و شش روز غیر متوالی روزه می گیرند و در طول روزهم سه بار نماز می خوانند . آنها برای دینشان تبلیغ نمی کنند و عجیب آنکه ، اجازه ورود به آیین شان را نیز نمی دهند . مندائیان یا همان به اصطلاح صبی ها زندگی خانوادگی بسیار ساده و به دور از تشریفاتی دارند ، با سطح درآمدی متوسط روبه پایین ، و مشغول شغل های نظیر زرگری ، نقره کاری و صنعتگری .


صبی ها ، کمی در ازدواج و ایجاد رابطه خونی با دیگر ادیان سختگیرند و جوان مندایی که بخواهد با مسلمان ، مسیحی و یا پیرامون دیگر ادیان ازدواج کند را طرد می کنند ، گرچه ارتباط روزمره صائبین با همشهرها بسیار صمیمی و دوستانه است .

صائبین به خاطر آرام بودن ذاتی شان و دوری از هیاهو ، نسبت به آداب دینی آنها با دیدگاهی کم اطلاع نگاه شده است : مثلا صبی ها پیرمرد های خود را قبل از مرگ می کشند یا صبی ها قربانی را به جای ذبح خفه می کنند ، اما ظاهر همه اینها تصوراتی نادرستند ، چرا که می خوانیم اصول دین صائبین ، توحید ، معاد ، عمل صالح و نبوت است ، به علاوه احترام به تمام پیغام آوران دیگر ادیان .

صبی ها اعتقاد دارند که وقتی آدم و حّوا خلق شدند و ازدواج کردند ، صاحب سه دختر و سه پسر شدند و چون در دین صائبین ازدواج برادر و خواهر ممنوع بود ، از دنیای نور و به امر خداوند شصت خانواده مشابه این خانواده هشت نفری به زمین فرستاده شد که اینها اولین اجتماع بشری را شکل دادند .


آداب و رسوم

1- برای صبی ها ، ششم و هفتم ماه « دولا » یا همان اوایل مرداد روزهای نحسی هستند و آنها برای اینکه فرشته خانه های آنها را پیدا کند ، شاخه ای از بید یا گل یاس بر سر در خانه هایشان نصب می کنند

2- اول آبان یا سی ام مهر برای مندائیان روز با شگونی است و به اعتقاد انها دراین روز بوده که حاصلخیزی بر زمین گسترانیده شده است و اولین درخت کشت شده هم خرما بوده .

3- هفتم آبان ، روز عید کوچک صبی هاست و آنان دراین روز « هوخا » می خورند که شامل نان برنجی کوبیده ، گنجد سرخ شده و خرماست .

4- جمعیت صابئین در اهواز ، بیست تا بیست و پنج هزار نفر و به قدمت دو هزار سال .

5- اشتراک مسیحیت و صابئین مندایی در این است که هر دو عسل تعمید را نماد پاکی تن و روان می دانستند و نوشته شده است که یحیی ( ع ) ، عیسی ( ع) را غسل تعمید داده است .

6- سال نو اصلی مندائیان ، دوم مرداد ، سالروز تولد آدم است و تا به امروز چهارصدو چهل و پنج هزار و سیصد و پنجاه و هشت ( 445,358 ) سال از آن می گذرد .

7- عناوین ماههای مندایی : دولا ، نونا ، امرا ، تورا ، صلعی ، سرطانا ، اریا ، شمبلتا ، قینا ، ارقوا ، هیطا و گدیا است . همچنین خط مندایی از راست به چپ است و نقطه ندارند .

8- سی آذرماه ، روز عاشوریه است ، روز دعا برای غرق شدگان بی گناه طوفان نوح . صبی ها در این روز ، حلیمی مرکب از گندم ، نخود ، لوبیا ، ماش ، عدس ، باقلا و لپه می خورند


عید مندائی

اقلیت مذهبی صابئین مندایی در اهواز، دوشنبه عید موسوم به دهوا ادمانا (عید فرشته) - سالروز میلاد حضرت یحیی پیامبر(ع)- را گرامیمی دارند.

آنان با انجام مراسم موسوم به "دخرانی "و تعمید كودكان خود و نامگذاری آنها و انجام مناسك خاص این عید مذهبی را برگزار می کنند.

در این روز خانواده‌های مندایی كودكان خود را به حاشیه رودخانه كارون می‌آورند تا پس از انجام غسل تعمید توسط روحانیون مذهبی رسما نامگذاری شوند.

دخرانی مراسم دیگری است كه برای آمرزش روح مردگان مندایی انجام می‌گیرد وعبارت است از پخت طعام آمرزش (نان و كباب كردن گوشت یا ماهی، گردو، خرما پیاز،نمك،آب، بادام زمینی، كشمش، انجیر و انار یا میوه به اقتضای فصل كه برای آمرزش روح درگذشته توسط خانواده متوفی تهیه شده وپس از خواندن آیاتی توسط روحانیون به حاضران تعارف می‌شود تا آنان بخورند.

برای گرامیداشت عید میلاد حضرت یحیی (ع)، منداییان محافل خصوصی جشن و سرور برپا می‌كنند كه با خوردن شیرینی و شربت و خواندن دعای همگانی همراه است.

به اعتقاد منداییان فردای میلاد حضرت یحیی(ع) روز نحس است زیرا دراین روز نمایندگان امپراطوری روم در اورشلیم خانه به خانه دنبال كودكی بودند كه نشانه‌های پیامبری داشت وبه همین خاطر براساس روایات مندایی آنان دراین روز صدها كودك اورشلیمی را به قتل رساندند بنابراین دراین روز روزه سنگین (امتناع از خوردن مواد پروتیینی) گرفته می‌شود و مراسم غسل تعمید نیز به حال تعلیق درمی‌آید.

صابئین مندایی اقوامی آرامی زبان هستند كه از حدود ‪ ۲۰۰۰‬سال پیش تحت تعالیم حضرت یحیی(ع) تعمیددهنده قرار گرفتند و مهاجرت آنان به ایران مقارن با حكومت دولت اشكانی دانسته شده و آنان بعد از یهودیان قدیمی‌ترین مهاجران غیرآریایی هستند كه از فلسطین به ایران آمدند.

آیین مندایی بر اصل توحید خدای یگانه استوار است و پیروان آن به پیامبری حضرت آدم، حضرت شیث ، نوح، سام فرزند نوح و حضرت یحیی علیهم‌السلام معتقدند و دارای رسوم خط و زبانی بسیار كهن و تاریخی هستند.

غسل تعمید در آب روان از مهمترین اصول آیینهای آنان به شمار می‌آید.

در استان خوزستان حدود ‪ ۱۵‬هزار تن از پیروان آیین مندایی زندگی می‌كنند كه حدود شش تا هفت هزار تن از این تعداد در اهواز ساكن هستند.


آئین صابئی

 

   درباره طائفه صابئی( = صبی) که بازمانده آنان تاکنون در خوزستان ایران و جنوب عراق زندگی  می­کنند مطالب فراوانی ذکر شده است. گفتار مفسران، فقها ، مورخان، ارباب تراجم، فلاسفه و متکلمان درباره این آئین و پیروان آن ناهماهنگ است. اختلاف نظر آنان پیرامون این طائفه در طول قرنها موجب عدم شناخت صحیح، و تعریف جامع و مانعی از این آئین شده است. این روند همچنان ادامه داشت تا در دو قرن اخیر با اکتشافات باستان شناسان در مصر و اردن و دست­یابی به منابع جدید و تاریخی و مذهبی، مستشرقین تحقیقات وسیع و همه جانبه­ای پیرامون این آئین و زبان  و متون مذهبی آن انجام دادند. به گفته نائب رئیس مجلس روحانی صابئی عراق تا سال 1981م ، 66 کتاب به زبان آلمانی، 24 کتاب به انگلیس، 15 کتاب به فرانسه، 9 کتاب به ایتالیائی، و 16 کتاب به زبان اسکاندیناوی درباره صابئین نگارش یافته  و این همه جز آن است که دانشمندان مسلمان نوشته­اند.

 

                                                       

     صابئین بنا به عللی که در کتب تواریخ آمده و ذکر آن موجب تطویل است، ناگزیر روش خاصی برای زندگی فردی و اجتماعی اتخاذ کرده­اند، لذا از اختلاط با اقوام و ملل دیگر و ابراز عقائد خود اجتناب می­ورزند، بدین جهت اطلاع کامل از عقائد مذهبی آنان کاری دشوار بوده است. بر اساس مطالعات و تحقیقات جدید و دست­یابی به متون مذهبی آئین صابئی و با توجه به گسترش بررسی­ها پیرامون زبانهای آرامی، مندائی و عبری، شناخت بیشتر و بهتری از این آئین برای محققان میسر شده است، به خصوص تالیفاتی چند از طرف پیروان این آئین بسیار راهگشا بوده است.

صابئین در قرآن : قرآن کریم در سه مورد صابئین را در ردیف اهل کتاب ذکر کرده است.

   1. « ان الذین آمنوا و الذین هادوا و النصاری و الصابئین من آمن بالله و الیوم الآخر و عمل صالحاً فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لاهم یحزنون».

   2. « ان الذین آمنوا و الذین هادوا و الصابئون و النصاری من آمن بالله و الیوم الآخر و عمل صالحاً فلاخوف علیهم و لا هم یحزنون».

   3. « ان الذین آمنوا و الذین­ هادوا و الصابئین و النصاری و المجوس و الذین اشرکوا ان الله یفصل بینهم یوم القیامه ان الله علی کل شی شهید».

 

آراء مفسران: از دیرباز بین مفسران راجع به اینکه صابئین اهل کتاب­اند یا نه اختلاف وجود دارد.

 

 شیخ الطائفه طوسی می­نویسد: « والصابئون جمع صابئی: کسی را گویند که از دین خود به دین دیگر متوجه شود...»، قتاده و بلحی گفته­اند: صابئین قومی معروف و دارای مذهب مخصوص بخود هستند؛ ستارگان را پرستش کنند، به صانع و معاد و بعضی انبیاء ایمان دارند. مجاهد و حسن و ابن ابی نجیح گفته­اند: صابئین بین یهود و مجوس­اند و دینی ندارند.

 

   سُدی گفته: اینان طائفه­ای از اهل کتاب­اند و زبور را تلاوت کنند. خلیلی گفته: دین ایشان شبیه دین نصاری است الا اینکه قبله آنان به طرف قطب جنوب است، و گمان دارند که بر دین نوح هستند.

 

   ابن زید گفته: صابئین اهل دین از ادیانند و در جزیره موصل بودند، لااله الا الله می­گویند لکن به پیامبر اسلام ایمان نیاوردند...، و دیگران گفته­اند: ایشان طائفه­ای از اهل کتاب­اند. جمهور فقها گرفتن جزیه را از آنان جایز می­دانند، اما نزد ما امامیه جایز نیست، چون آنا از اهل کتاب نیستند».

   امین الاسلام طبرسی نیز تقریباً همان گفتار شیخ الطائفه را آورده است.

زمخشری می­نویسد: « صابئین قومی هستند که از دین یهودیت و نصرانیت عدول نموده و ملائکه را پرستش می­کنند» .

امام فخر رازی بعد از نقل اقوال مفسران، می­نویسد: « قول سوم که اقرب است این که: صابئین ستارگان را پرستش می­کنند و اینان دارای دو عقیده هستند، 1- خالق عالم خداوند سبحان است و خود خدا دستور داده به تعظیم کوالب و قبله قرار دادن آنها برای نماز و دعا.  2- خداوند سبحان افلاک و کواکب را خلق نموده و لکن کواکب مدبر امور این جهان هستند از خیر و شر و صحت و مرض؛ بنابر این تعظیم آنها بر بشر واجب است، زیرا کواکب الهه مدبره این جهان­اند و آنها خداوند را پرستش    می­کنند. و این مذهب منسوب به کلدانیان است که حضرت ابراهیم7برای ارشاد و ابطال عقائد آنان مبعوث شد...».

صدرالمتالهین شیرازیدر تفسیر سوره بقره دو جا از صابئین بحث کرده، 1- در ذیل آیه 34 تحت عنوان« فی ذکر اقوال الاوائد» می­نویسد: « صابئین آنهایی هستند که قائل به نبوت اغاثادیمون و هرمس ( شیث و ادریس) می­باشند، و به جز این دو قائل به نبوت انبیاء دیگر نیستند. نسبت آنان با حنفاء مانند نسبت فلاسفه اسلام است با صوفیه بوجهی، الا اینکه صابئین ملائک را بر اهل نبوت تفضیل داده تا جایی که اطاعت و انقیاد انبیاء را ترک نموده و ملائکه را قبله عبادات، و منشأ نجات و هدایت خود    می­دانند و چه بسا آنان را اصحاب روحانیان می­نامند ... ». در ذیل آیه 62 که همان گفتار امین الاسلام طبرسی را نقل کرده است.

آلوسی می­نویسد: « صائبه امت بزرگی بوده­اند... و اینان قوم ابراهیم و اهل دعوت او   بوده­اند، در حران زندگی می­کردند. صابئه دو گروه هستند، صابئه حنفاء، و صابئه مشرک، و مشرکین از آنان کواکب هفتگانه و بروج اثناعشر را تعظیم می­کنند...».

اشتقاق کلمه صابئه: اکثر مفسرین و لغویین کلمه صابئه را مشتق از « صبا» عربی ذکر کرده­اند، یعنی: کسی که از دینی روگردان شود و بدین دیگر درآید.

    شهرستانی می­نویسد: « صبا الرجل» اذا مال و زاغ فبحکم میل هولاء عن سنن الحق، و زیغهم عن نهج الانبیاء؛ قیل لهم الصابئه ...» .

    لکن تحقیقات جدید نشانگر این است که کلمه صابئه مشتق از کلمه عبری « ص . ب. ع » است به معنی فرو بردن در آب، و این اشاره به تعمید و غسل در آب جاری است که از مراسم مهم و همیشگی صابئین می­باشد.

 

   علامه دهخدا نیز می­نویسد: « صابی- مفرد صابئین. آنکه از دینی به دینی شود. کلمه کلدانی است به معنی شوینده، و صابئین چون همیشه در کنار نهرها و آب­ها جای دارند و خود را بسیار شویند بدین نام خوانده می­شوند، و در خوزستان هنوز مردمی بر ساحل کارون هستند که آنان را مغتسله می­نامند. و آن ترجمه لفاظ صابئی است».

 

   در الموسوعه العربیه نیز چنین آمده: « لفظ آرامی است که دلالت بر تطهیر و تعمید می­کند...».

   غضبان رومی صابئی مذهب می­نویسد: « صابئه مشتق از کلمه «صبا» آرامی به معنی تعمید­ است؛ صابئین یعنی متعمدین. و تعمید در عقیده صابئیه مندائیه از مراسم بسیار قدیم است، و تعمید یعنی خروج از دینی به دین دیگر...» .

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:37 1386/08/25
9

منداییان

تحلیلی بر ماندگاری صائبین مندایی در خوزستان جمعیت 25000 نفری منداییان در جلگه خوزستان در منطقه آب‌وهوایی گرم و مرطوب كناره رودخانه كارون سكنی دارد. جلگه خوزستان آخرین منزلگاه منداییان در مهاجرت طولانی آنان بود. آن‌ها 2000 سال پیش توسط یهودیان افراطی فرقه صدوقیان از اورشلیم اخراج و بعد از توقف در شهر حران (نزدیك شهر اورفه در جنوب تركیه) به موازارت دجله و فرات به جنوب بین‌النهرین حركت كردند.

mandaei.gif

 جمعیت 25000 نفری منداییان در جلگه خوزستان در منطقه آب‌وهوایی گرم و مرطوب كناره رودخانه كارون سكنی دارد. جلگه خوزستان آخرین منزلگاه منداییان در مهاجرت طولانی آنان بود. آن‌ها 2000 سال پیش توسط یهودیان افراطی فرقه صدوقیان از اورشلیم اخراج و بعد از توقف در شهر حران (نزدیك شهر اورفه در جنوب تركیه) به موازارت دجله و فرات به جنوب بین‌النهرین حركت كردند. بعد از سیصد سال و بعد از سقوط دولت تسامح‌گر اشكانی- كه تاكنون مورد احترام منداییان است- و پیدایش دولت دینی و سخت‌گیر ساسانیان به جلگه خوزستان وارد شدند. در سراسر دو هزار سال گذشته منداییان انقیاد و اطاعت و دوستی خود را به دولت‌های ایرانی نشان داده‌اند. ورود منداییان به جلگه خوزستان از طریق شهر عماره بود. اولین منزل آن‌ها روستای رفیع، وشهرهای حویزه، بستان و سپس سوسنگرد بود. آن‌ها در كنار نهرهای منشعب شده از دجله به انجام آیین‌های دینی خود می‌پرداختند. معیشت آنان از طریق كشاورزی و تا اندازه‌ای دام‌داری تامین می‌شد و به تدریج به صنعت‌گری و به ویژه زرگری روی آوردند. رویكرد به صنعت به دلیل عدم داشتن قدرت سیاسی بود. مالكیت زمین‌های بزرگ و تجارت در شهرهای بین‌النهرین نیاز به قدرت سیاسی داشت كه منداییان فاقد آن بودند. مضاف بر آن، حصار دوم یعنی سنت‌ها و ارزش‌های دینی، آن‌ها را از اقتصاد آزاد مبتنی بر ربا و افزایش سود با انگیزه‌های پیشرفت مادی برحذر می‌داشت. فی‌الواقع صنعت‌گری نتیجه انزوای سیاسی و بنیادگرایی زاهدانه بود. در طول دو هزار سال گذشته چهار ركن تغییر نكرده است. 1- نژاد 2- آئین 3- ادبیات 4- روحانیت. نژاد آن‌ها به علت عدم ازدواج بیرونی دست نخورده مانده است.

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:37 1386/08/25
8

محمد رضایی راد : چندماه پیش برای ساخت یك فیلم مستند درباره قوم صابئین مندایی به اهواز رفته بودم. پیش از سفر موضوع فیلم را به هر كه می‌گفتم، می‌پرسید: «قوم مندایی؟ مندایی‌ها دیگر كیستند؟» همین الان هم احتمالا بسیاری از خوانندگان خواهند پرسید:«مندایی‌ها كیستند.» شاید یك روزنامه جای مناسبی برای آشنایی با قوم مندایی و جهان‌شناسی پیچیده آنان نباشد، اما دست كم محل مناسبی برای طرح مسائل و مشكلات اجتماعی آنان، به عنوان یك اقلیت قومی و دینی هست.

mandae.jpg

منداییان از قدیمی‌‌ترین اقوام خاورمیانه‌اند، كه قسمت اعظم آنان، اكنون در جنوب ایران و عراق، زندگی‌می‌كنند. آنان پیرو دینی هستند كه خود آن را مندایی می‌خوانند، اما در قرآن از آنان با عنوان صابئین و در ذیل سایر ادیان توحیدی، همچون آیین یهود و مسیح ، یاد شده است (سوره بقره، آیه 62 ،سوره مائده ، آیه 69 و سوره حج، آیه 17). منداییان پیرو حضرت یحیای تعمید دهنده هستند و آیین غسل تعمید، به عنوان نوعی مناسك تشرف جایگاهی ویژه در باورهای آنان دارد. موطن اصلی قوم مندایی سرزمین فلسطین و پیرامون رود اردن است، اما آنان در اواخر دوره اشكانیان، به واسطه فشارهای عبرانیان، از موطن اصلی خود به بین‌النهرین و جنوب ایران مهاجرت كردند. منداییان از آن زمان تاكنون در جوار ایرانیان زیسته‌اند و آمیختگی‌های زبان‌شناختی و آیینی، شاهدی موثق بر این همجواری طولانی است.
منداییان هرچند قومیت و دین جداگانه‌ای دارند، اما حضور طولانی مدت آنان در این سرزمین، آنان را به یكی از اقوام آمیخته ایرانی بدل ساخته است. فرهنگ منداییان، اكنون خواه ناخواه، آمیخته با فرهنگ ایرانی است. از سوی دیگر هرچند آنان را باید به لحاظ نژادی، قومی جداگانه به شمار آورد، اما در چارچوب سیاسی آنان جزو ملیت‌های ایرانی محسوب می‌شوند.
چنان كه گفتیم در این جا نمی‌خواهیم به تشریخ تاریخ، اساطیر و جهان شناسی منداییان بپردازیم، برای این منظور باید به پژوهش‌هایی كه درباره آنان منتشر شده، رجوع كرد، اگرچه میزان پژوهش‌های منتشر شده درباره منداییان نیز به طرز عجیبی فقیر و اندك است (كتاب «تعمیدیان غریب» نوشته مهرداد عربستانی و «تحقیقی در دین صابئین مندایی» پژوهش مسعود فروزنده، در این زمینه راهگشا هستند.)
منداییان یك گروه اقلیت‌اند، اما واقعیت این است كه آنان به عنوان یك اقلیت قومی و دینی با معضلات و مشكلات فراوانی روبه‌رو هستند. اگر معیار شناخت یك گروه از مردم با قومیت و اعتقاداتی جداگانه، به عنوان اقلیت، قانون اساسی كشور باشد، آنگاه می‌توان سرچشمه اصلی مشكلات و محرومیت‌های منداییان را دریافت. منداییان به عنوان یك اقلیت از سوی قانون اساسی به رسمیت شناخته نشده‌اند، و همین مساله مسبب محرومیت عمیق آنان از امتیازاتی كه سایر اقلیت‌های دینی از آن برخوردارند، شده است. نكته بسیار جالب توجه این است كه موحد و اهل كتاب بودن منداییان براساس نص قرآن كریم، از سوی عموم مراجع تقلید اثبات شده است، اما به هر حال این شناسایی عملا منداییان را واجد هیچ امتیاز اجتماعی ویژه‌ای نكرده است.
محرومیت‌های اجتماعی منداییان را در دو مرتبه می‌توان تقسیم‌بندی كرد:
1)محرومیت‌های قانونی: كه نتیجه بی اعتنایی قانون اساسی جمهوری اسلامی به عنوان یك اقلیت دینی است. این مساله موجب شده است منداییان تحت هویتی كاملا عاریتی به حیات خود ادامه دهند.این مسئله نه تنها منداییان را با بحران هویت مواجه ساخته و بنابر این می تواند منجر تولد حرکت های هویت خواهانه در میان آنان شود، بلکه عملا آنان را از فعالیت های فکری و حیات اجتماعی محروم می سازد.
یك دانش آموز مسیحی، اجباری به فراگیری تعلیمات دینی اسلامی ندارد، اما دانش‌آموز مندایی فاقد چنین آزادی و اختیاری است. او با آن كه عملا متدین به دین دیگری است ، مجبور به حضور در كلاس‌های دینی رسمی است. همین مساله موجب شده است تا دانش‌آموزان مندایی، عموما از احساس تبعیض در این كلاس‌ها، كه خواه ناخواه از سوی دبیر و سایر دانش‌آموزان بر آنها اعمال می‌شود، رنج ببرند.
یک دانشجوی مندایی نمی تواند در فرم آزمون دانشگاه ، هویت مستقل خود به عنوان یک مندایی ابراز کند و از همین رو مجبور به پر کردن گزینه های سایر ادیان پذیرفته شده در قانون اساسی است . شناسایی سایر اقلیت های رسمی از سوی قانون اساسی ، آنان را قادر می سازد ، نام های دینی دلخواه خود را بر نوزادان بگذارند ، اما عدم این وضعیت درباره منداییان آنان را از حق طبیعی انتخاب نام دینی برای فرزندان خود محروم کرده است. ثبت احوال نام هایی هم چون رام ، یهانا ، شیتل و هیبل را به رسمیت نمی شناسد.
این محرومیت‌ها همگی نتایج محرومیت منداییان از شناسایی رسمی آنان از سوی قانون اساسی است.
3)محرومیت‌های عرفی: آن چه بر شمردیم همگی محرومیت‌های قانونی منداییان بود و این غیر از محرومیت های اجتماعی است که اصولا جامعه اقلیت ، به واسطه اقلیت بودن خود با آن مواجه است. محرومیت‌های اجتماعی نیز رنج می‌برند. بافت اجتماعی جنوب خوزستان، بافتی عشیره‌ای و طبعا مستعد تعصبات قومی و دینی است، این مساله به تشدید محرومیت‌های منداییان منجر شده است. مساله خاكسپاری مردگان، استخدام در ادارات دولتی، داشتن مكانی مشخص برای انجام مراسم تعمید و تبعیض و تحقیر اجتماعی از سوی برخی شهروندان متعصب محرومیت‌های نانوشته‌ای هستند، كه شاید ربطی به قانون ‌اساسی ندارد، اما به هر حال از سوی آن تشدید می‌شود.
بالا بردن روحیه تحمل دیگری، مساله‌ای فرهنگی است و به كوشش و همكاری رسانه‌ها احتیاج دارد. اما سهم منداییان از رسانه، و بویژه رسانه ملی، تقریبا برابر صفر است. منداییان صنعت كاران ماهر و جواهرسازان قابلی هستند. هنر میناكاری، هنر منحصر به فرد منداییان است، كه البته رو به افول و نابودی می‌رود. یكی از بزرگان مندایی با ریشخند می گفت: «در تلویزیون كم اقبال‌ترین هنرهای سنتی را نشان می‌دهند، اما هرگز هیچ توجهی به هنر میناكاری منداییان نشده است.»
منداییان در عراق یكی از اقلیت‌های رسمی و شناخته شده هستند، اما در ایران به عنوان مدعی ترویج نگاه دینی، از چنین امتیازی محروم‌اند. این مساله موجب برانگیختن پرسش‌های فراوانی در ذهن مردمان مندایی می‌شود. آنان قبل از انقلاب نیز به رسمیت شناخته نشده بودند، اما در عوض محرومیت‌های قانونی نیز دامنگیر آنان نبود. اما پس از انقلاب نگاه دینی غالب آنان را از حیات اجتماعی خود محروم ساخته است.واقعیت این است که سیاست دین مدارانه کاملا وضعیتی دو سویه است . یک قرائت متساهل و روادار می تواند به تداوم حیات سایر اقلیت های دینی کمک کند، به عکس یک قرائت غیر روادار ، منجر به فروبستگی های بیشتر در حیات اجتماعی آنان می شود.
منداییان همواره خود را از سیاست به دور نگاه می‌دارند، این مساله نه یك استراتژی برای حفظ خویش، بلكه مندرج در جهان‌شناسی آنان است. این مساله به لحاظ تاریخی نیز به خوبی قابل پژوهش و ردیابی است. فی‌المثل ؛ آیین‌مانوی ، آیینی ریاضت پیشه بود كه می‌كوشید خود را از سیاست منزه دارد. این ایده اگرچه در جهان شناسی آیین مانوی مندرج بود، اما به واسطه آن كه مانویت التقاطی از آیین‌های دیگر و از جمله آیین مندایی بود، سرچشمه تنزه طلبی آنان را می‌توان در آیین مندایی جست و جو كرد. این نكته را آورده‌ایم تا نشان دهیم، منداییان به واسطه اعتقادات پارسایانه خود، نه تنها در سیاست شركت نمی‌جویند، هرگونه تبلیغات دینی را خلاف نصوص دینی و قومی خود می‌دانند، بلكه همین خصلت فرهنگی، آنان را از چالش برای اثبات خویشتن به دور ساخته و آنان را هرچه بیشتر در پیله انزوایی ناخواسته فرو برده است. منداییان هرگونه تبلیغ دینی برای گرواندن دیگران به دین خویش را اساسا ناممكن می‌دانند، زیرا مندایی بودن بر دو ركن اساسی دین و قومیت استوار شده است، و بدین‌رو هیچ فردغیر قومی، نمی‌تواند به دین مندایی بگرود. چنانكه گفتیم این مساله ناخواسته منداییان را از شركت در مباحث اجتماعی و كسب حقوق خویش محروم ساخته است.
بار ها شاهد بوده ایم که بسیاری از افراد ، با نگاهی برون دینی ، اعتقادات و مناسک منداییان را راست کیشانه و مبرا از هر گونه اصلاح گری دینی دانسته اند . به زعم من این انتقاد از اساس غلط است ، زیرا اصلاحات دینی تنها در سرایطی صورت می گیرد که متفکران دینی از بند پاره ای از فرو بستگی ها رهیده باشند. اقلیت های دینی و قومی به واسطه اقلیت بودن ، همواره دچار مسئله اثبات هویت اجتماعی و تاریخی خود هستند. یک زرتشتی ، خارج از چارچوب بافت تاریخی و اعتقادی خویش ، هویت خود را مخدوش شده می بیند. زیرا جایگاه او به عنوان یک فرد ، بدون هیچ وابستگی گروهی ، دچار فروپاشی و عدم امنیت است . این مسئله برای فرد مندایی بسیار عمیق تر و غلیظ تر است.
نمی توان کتمان کرد که مسئله هویت خواهی شمشیر دو دمی است که نخستین هدف آن از میان بردن فردیت و بی اعتنایی به نوسازی اجتماعی و فرهنگی است . اما یک مندایی ، نه تنها به عنوان یک اقلیت ، بلکه به عنوان یک اقلیت غیر رسمی ، هدف اجتماعی عاجل تری پیش پای خود دارد و آن حفظ و اثبات هویت خویش ( زبان ، قومیت و اعتقادات دینی ) درون چارچوب های بسته محدودیت های قانونی و عرفی است.
تنها زمانی می توان از اقلیت های دینی انتظار گسترش مباحث روشنگرانه را داشت که نخست آنان را در کسب حقوق اجتماعی خویش کامیاب دیده باشیم.
البته باید کم و بیش اذعان کرد که انزوا - و کم و بیش بی اعتمادی - منداییان به نگاه های برون دینی شاید عامل مهم در ناشناختگی آنان باشد . میزان اندک پژوهش ها و فیلم های مستند درباره منداییان ، تنها به بی اعتنایی پژوهشگران و مستند سازان باز نمی گردد، به بی اعتمادی منداییان نیز مربوط می شود.
اگرچه آمار دقیق و رسمی‌ای از تعداد منداییان در ایران وجود ندارد، اما آمارهای غیر رسمی، تعداد آنان را مابین 6 تا 10 هزار نفر تخمین زده است. این تعداد از این واقعیت كه منداییان به هر حال یك اقلیت دینی هستند، نمی‌كاهد. آنان به عنوان پیروان یك دین توحیدی و اهل كتاب از سوی مراجع دینی به رسمیت شناخته شده‌اند.
بنابر این قانون چاره ای جز به رسمیت شناختن آنان ندارد. در این میان به نظر می رسد که سازمان های مدافع حقوق مدنی و گفتگوهای فرهنگی ، وظیفه با اهمیتی در یاری رساندن به منداییان در کسب حقوق مدنی خویش دارند. تعلل در به رسمیت شناختن منداییان ، به معنای تداوم در محرومیت های اجتماعی آنان است . قشر جوان مندایی را هر چه بیش تر از وطن مالوف و حیات اجتماعی خویش دور می کند . بنابر این حتی با نگاهی عمل گرایانه و فایده انگارانه نیز رسمیت بخشیدن به منداییان ، پروژه مردمسالاری دینی و یا پروژه عدالت و مهرورزی را توانمند تر می سازد. در واقع به ثصراحت می توان گفت که به رسمیت شناختن حقوق قانونی و مدنی منداییان ، یکی از آزمون های مردمسالاری و عدالت در ایران است.

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.