userinfo close

  ,

گفتگوی ادیان


iid

تاسیس: 2 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: امیر محمدی - معاونان
- این كلوب به طور مشترک توسط دوستان مسلمان ، زرتشتی ، مسیحی ، یهودی و صابئی مدیریت میشود
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
6
900
87/10/12 (11:02)
10
617
90/4/11 (10:08)
27
286
91/3/6 (00:11)
70
527
91/2/31 (16:43)
0
114
91/2/25 (17:04)
16
61
91/2/10 (15:25)
21
204
91/1/28 (19:51)
179
3284
91/1/26 (15:19)
20
216
91/1/25 (13:58)
79
486
91/1/29 (17:46)
106
770
91/1/22 (12:50)
32
622
91/1/7 (21:28)
148
1031
90/12/29 (01:40)
101
1022
90/12/21 (23:58)
22
252
90/12/20 (21:12)
38
265
90/11/21 (23:39)
487
2737
90/10/24 (23:32)
21
168
90/10/8 (19:38)
20
261
90/9/25 (01:23)
87
880
90/9/19 (18:45)

عنوان بحث

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:37 1386/06/21

« هندوئیسم را بشناسیم» *

مقالاتی كه در باره شناخت ، دفاع ، بررسی ایین هندوئیسم دارید در این جا قرار دهید

 


Hinduism


  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:54 1386/06/21
4
پرسش :

اگر هندوئیسم دارای فرقه های مختلف می باشد توضیح دهید؟


پاسخ :

آئین هندو، از حیث قدمت، كهن ترین مذهب زنده جهان است و اكنون بالغ بر پانصد میلیون تن پیرو دارد. این آیین شارع و پیامبر ویژه ای ندارد و اساساً دین بومی و ارثی است و تاریخ آن مانند پیروانش در طول زمان و اعصار، دستخوش انقلاب و دگرگونی شده است و در نتیجه ( هندویی ) با افسانه های گذشتگان و رسوم و عادات نیاكانی و قومی به گونه ای در آمیخته شده كه اصول و فروع آن را به آسانی از یك دیگر نمی توان تشخیص داد.[1]
آیین هندو فرقه های بی شماری دارد كه با یكدیگر در صلح و صفا به سر می برند. پیروان هر یك از این فرقه ها بر
بر جنبه خاصی از دین تاكید می كنند.
این آیین به سه فرقه اساسی و چندین فرقه فرعی تقسیم می شود كه به ترتیب به آنها اشاره می شود.
الف: فرقه های اصلی:
1. شیوائیسم: آنان كه علاقه بیشتری به شیوا، نشان می دهند، آنها را فرقه شیوائیسم می گویند.[2]
شیوا (SIVA) نام خدایی است كه به خدای فانی كننده یاد می شود، مجسمه چهار دست و در حال رقص او فراوان است. رقص شیوا نقش او را در ایجاد و انهدام نشان می دهد.[3]
شیوا خدای مذكر است و در كنار آن ( شاكتی ) همسر شیوا، كه دورگاوكالی نیز نامیده می شود، مظهر قدرت است.[4]
شیوا پرستان عورت شیوا را نیز می پرستند وآن را "لینگا" می نامند. مجسمه های لینگاه و معابد آن نیز فراوان است. از همین رو شیوائیسم به دو فرقه فرعی تقسیم می شود.
1. فرقه شكتی ((SAKTI همسر شیوا را می پرستند.
2. فرقه لینگا كه آلت تناسلی شیوا را مورد پرستش قرار می دهند و معتقد هستند كه آلت تناسلی به عنوان نماد شكوفایی و حیات مورد احترام قرار می گیرد.[5]
برای آیین شیوا فرقه های دیگری ذكر كرده اند كه عبارتنداز كاپالیكا، كالاموكا، لاكویشاپاشوپاتا، پراتیا بیجنیا، شیوا سیدانتا، و ویرشیوا.[6]
2. ویشنوئیسم ( (VISHNUISM
آنان كه وابستگی خود را به ویشنو نشان می دهند، آنها را فرقه ویشنوئیسم نام نهاده اند.[7]
ویشنو با اشخاص متعددی از خدایان موجود یكی انگاشته شد، و این درهم آمیختن از او خدایی با اوصاف نیك خواهی پدید آورد كه در اندیشه سعادت جهان است و در هنگامه های افول اخلاق در قالب و شكل های گوناگون به جهان نزول می كنند تا عدالت را باز گردانند. معتقدند كه ده تنزل از ویشنو وجود دارد. كه عبارتند از: ماهی، لاك پشت، گراز، موجود نیمه آدم و نیمه شیر، كوتوله ، رامای تبر به دست، كریشنا، راما، بودا، كَلكی.
پرستنده ویشنو را، در صور مختلف پرستش او. وَیشنَوه (VAISNAVISM)،( كه تركیبی وصفی از وشنوه است) می خوانند و كل مذهب ویشنوی را ویشنویزم می نامند.[8]
لاكشمی یا رادا، همسر ویشنو مورد پرستش قرار می گیرد و گاهی در آیین هندو پرستش همسران بر پرستش خود شوهران می چربد.[9]
برای مذهب ویشنو فرقه ای ذكر نشده است.
3. مذهب برهمن:
برهما خدای ایجاد كننده، به معنای قائم با لذت و ازلی و ابدی است. درباره این خدا (برهما) در نزد هندوان عبادت و تشریفات چندانی معمول نیست، و جز یكی دو معبد در تمام كشور هند بنام او مشاهده نمی شود، لیكن دو خدای دیگر یعنی ویشنو و شیوا در طول سه هزار سال پیوسته مورد ستایش و پرستش عامه هندوان در شمال و جنوب آن كشور قرار گرفته اند.[10]
ب) فرقه های فرعی هندوئیسم:
فرقه های فرعی بیشماری غیر سه از فرقة اصلی در مذهب هندو وجود دارد كه هر كدام برای خود خدای واحدی را پرستش می كنند و در عین حال به وحدت وجود قائل هستند. و معتقد هستند كه همه مظاهر خدای عظیم و یگانه ای است كه صور مختلفه از پیكر قدرت واحد غیبی هستند و بر این باورند كه: تمام موجودات و كائنات از افراد بشر گرفته تا قوای طبیعی از جمله تمام حیوانات، نباتات، كوهها، نهرها و درختان، ذراتی هستند كه كالبد عظیم الوهیت جهانی را تشكیل داده اند.[11]
به برخی از این فرقه های فرعی اشاره می كنیم.
1. فرقه گَنِشَه:
این فرقه خدای "گانِشا" كه خدای فیل سر است و پسر پارواتی و نوة شیوا است را می پرستند. گانشا یكی از پرطرفدارترین خدایان در هندوستان است و تصویر های كوچكی از او بر روی در بسیاری از خانه ها به چشم می خورد. گانشا را رافع موانع می دانند و از این رو پیش از هر كاری چیزی نذر او می كنند.[12]
2. هنومان: خدای هانومَن را می پرستند. هانومَن به عنوان مثال اعلای ایمان و سرسپردگی پرستیده می شود.
3. موروكان:
موروكان خدای است كه با شیوا نسبت دارد در سنت فامیلی جنوب هند، هیچ خدایی محبوبیت موروكان را ندارد. با این كه موروكان پیشینة غیر برهمایی درازی به عنوان خدای جنگ دارد، بعد ها همان "اسكاندا" پسر شیوا شناخته شده است. اعیاد بزرگ جنوب هند به یاد این خدا برگزار می گردد.[13]
فرقه هایی كه بنام خدایانشان نامیده می شوند در گوشه و كنار هند زندگی می كنند كه بعضی از آنها عبارت اند از:
ایندرا، یَمه، وارونا، اَگنی، سوریا، وایو، سومه، كبرا، كرتی كیا، دَرمه، تامه، سرسوتی، لَكشمی، دِوی یا مَها دِوی، آدیتی، سارانیو، پریتوی، راتی، دیتی، ماناسَه.
در پایان باید به دو ویژگی آیین هندو اشاره كرد كه در میان دیگر ادیان كمتر دیده می شود: یكی اینكه این آیین هرگز به فردی خاص منسوب نیست و بنیان گذاری ندارد؛ ویژگی دیگر این آیین، پذیرندگی بسیار آن است؛ به گونه ای كه توانسته در طول تاریخ طولانی خود اندیشه های بیگانه زیادی را در خود بیامیزد. همین ویژگی باعث گشته كه سرزمین هند سرزمین ادیان و فرقه های بی شماری باشد كه همگی به صورتی مسالمت آمیز در كنار هم زیست كنند.[14]
برای تحقیق بیشتر رجوع شود به:
1. اساطیر هند، باجلان فرخی.
2. دین هندو، ترجمه حسن افشار.
3. تحقیق ماللهند، ابوریحان بیرونی.
4. آئین هندو، علی موحدیان عطار.
حدیث: رصول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:
هر كس برای خدا (یعنی به غرض خشنودی و رضای خدا) مسجد بسازد، خداوند متعال در بهشت برای او خانه ای عالی خواهد ساخت.[15]
[1] . جلالی نائینی، دكتر سید محمد رضا، هند در یك نگاه صفحه 73 جلد اول 1375 انتشارات شیرازه.
[2] . رضایی، عبدالعظیم، تاریخ ادیان جهان جلد 2 صفحه 210 انتشارات علمی چ ـ تاریخ -.
[3] . توفیقی، حسین، آشنایی با ادیان بزرگ، صفحه 39 ،انتشارات سمت، چاپ دوم 79.
[4] . نقوی، دكتر سید علی محمد، تحقیقاتی دربارة هند، جلد 6، بخش ادیان ، صفحه 60، رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در دهلی نو. 1375.
[5] . سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم، سیری در ادیان زنده جهان صفحه 58 ناشر آیت عشق، چاپ اول1383.
[6] . تحقیقاتی درباره هند، جلد 6، بخش ادیان، صفحه 64 ،همان.
[7] . تاریخ ادیان جهان جلد2، صفحه210، همان.
[8] . سمن و یتمن، آیین هندو، صفحه 35، ترجمه علی موحدیان عطار، انتشارات مركز تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول1382.
[9] . تحقیقاتی دربارة هند، جلد6، بخش ادیان ، صفحه 60 همان.
[10] . تاریخ ادیان جهان، جلد2، صفحه 200، همان.
[11] . تاریخ ادیان جهان، جلد 2، صفحه 211، همان،
[12] . سی بل، شاتوك، دین هندو، صفحه 67، ترجمة حسن افشار، نشر مركز، چاپ اول 1381.
[13] . دُروینكا ایونس، اساطیر هند، صفحه 127، ترجمه باجلان فرخی، انتشارات ـ، چاپ اول 1373.
[14] . سلیمانی اردستانی، عبدلارحیم، سیری در ادیان زنده جهان، صفحه 67، ناشر آیت عشق، چاپ اول 1383.
[15] . معارف الحدیث، جلد 3، صفحه 140.
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:47 1386/06/21
3
پرسش :

عقاید آیین هندو چه تأثیری بر تصوف داشته است؟


پاسخ :

مكاتب صوفیانه هندی در پیدایش تصوف اسلامی نقش به سزایی داشته است و به همین مناسبت میان عقاید صوفیه به اصطلاح اسلامی و بعضی از مذاهب هندی شباهت آشكار وجود دارد و این خود دلیل بر آن است كه منشأ هر دو یكی است. و عوامل ذیل در این تأثیرگذاری نقش عمده و مهم داشته‌اند.
1 . با فتوحات و كشورگشائی‌های اسلامی كه در حكومت امویان تا سرحد چین گسترش یافته بود میان مسلمانان و هندیان مناسبات تجاری و اقتصادی و فرهنگی برقرار شد همانگونه كه جماعت زیادی از هندیان به اسلام گرویدند و مسلمان شدند همچنین افكار و اندیشه‌ هندیان در مسلمانان تأثیر بسزائی بخشید و تعالیم و آداب زاهدانه و صوفیانه مذاهب هندی بواسطه معاشرت و اختلاط و مخصوصاً از راه ترجمه كتابهای هندی در زمینه ادب، معارف مذهبی و عقاید و سلوك هندیان در ذهن مسلمانان رسوخ كرد.[1]
2 . در نیمه اول قرن دوم بویژه در زمان خلفای عباسی كه مجالس مناظره و گفتگوهای علمی و مذهبی برگزاز می‌شد و ارباب مذاهب و پیروان ادیان مختلف در آن گرد هم می‌آمدند و آزادانه به بحث و مناظره می‌پرداختند عده‌ای از پیروان مذاهب و ادیان هندی و بودائی نیز در آن میان شركت می‌كردند. و افكار و عقاید دینی خویش را برای دیگران بازگو می‌نمودند و از این طریق برخی از مسلمانان را با عقاید خویش آشنان ساختند. و بدینوسیله افكار صوفیان رواج پیدا كرد و در میان مسلمین گسترش و نفوذ یافت.[2]
3 . دسته‌ای از بزرگان و مشایخ طبقه اول صوفیه مانند فضل بن عیاض متوفای 187 ق، شقیق بلخی، 174، داود بلخی 174،‌همه از بلخ بوده‌اند و شهر بلخ یكی از مراكز بزرگ انتشار تصوف اسلامی بوده است. و این اندیشه از همانجا آغاز و سپس به دیگر بلاد اسلامی گسترش یافته است.
با توجه به اینكه از سالها پیش از اسلام مذهب بودائی در بلخ و بخارا و نیز در ماوراء‌النهر شایع و رایج بوده و صومعه و پرستشگاه‌های معروفی در آن نواحی وجود داشته و می‌توان گفت كه بزرگان نخستین صوفیه كه از آن نواحی برخاسته‌اند تحت تأثیر افكار صوفیانه و زندگی ترك دنیائی مذاهب بودا و فرقه‌های دیگر مذهبی هند واقع شده و تعالیم صوفیانه هندی را از این راه با تعالیم اسلامی درآمیخته و تصوف را بوجود آورده‌اند.
4 . سفر «حسین بن منصور حلاج» را به هندوستان كه پس از بازگشت به ایران انقلاب و غوغای در تصوف بپا كرد و تحول شگرفی در آن پدید آورد شاهد دیگری بر تأثیر تعالیم هندیان در تصوّف آورده‌اند.[3]
باورهای تصوف كه ریشه در آئین هندی و بودائی دارد عبارتند:
الف) وحدّت وجود:
گرچه عقیدة وحدّت وجود از دو جا وارد تصوف شده و آن دو جا یكی یونان و دیگری هند است ولی منشأ اولی این اندیشه از هند است كه به یونان و سایر جاها نفوذ نموده است.
عقیده وحدّت وجود در یونان رنگ دینی نداشته و در هند با دیانت مخلوط بوده است در كتاب مذهبی «وید» نوشته شده كه «برمهه» یعنی خدا در موقع خلقت فرمود: «من واحدم و بسیار خواهم شد» و در جای دیگر از همان كتاب مذكور است كه: «همان یك خداست كه گاهی به شكل زارع درآمده در زمین زراعت می‌كند و آب شده زمین را سیراب می‌سازد و غلّه گشته همه مخلوقات را سیر می‌نماید قوّت و ضعف از اوست».[4] تأثیر این عقیده در تصوف بسیار روشن و قابل توجه است و هیج صوفی نیست كه به نحوی دم از وحدّت وجود نزده باشد و بیانی در این موضوع نداشته باشد.
ب) اشراق از راه ریاضت:
طریقة اشراق براساس ریاضت‌های سخت بدنی كه در میان صوفیه معروف و مشهور است از عقاید قدیمه و معروف آئین هندی می‌باشد. و همه كم و بیش از ریاضت‌های سخت مرتاضان هندی داستانهای شنیده و از آن تا حدی اطلاع دارند و از كتاب «اپنشد» كه از كتب مذهبی هندیها می‌باشد در مورد ریاضت و آنگاه اشراق چنین نقل شده است: «طریقة استغراق و در بحر فكر غوطه‌ خوردن چنین است كه انسان كنج عزلتی اختیار كند و بر زانو یا پا یا بهر نحوی كه مایل باشد بنشیند و نُه روز نه بدن خود را محكم ببندد و نفس را با آهستگی بكشد و مشعل را در فانوس بدن خود از صدمه هر بادی متحرك بدین طریق محفوظ دارد. تا فانوس بالتمام نور گردد».[5]
صوفیه به تبعیّت از این اندیشه بجای پرداختن به نوافل و عبادات به ریاضت‌های سخت بدنی رو آورده‌اند برخی از بزرگان این طائفه مانند سهل بن عبدالله تستری مانند مرتاضان هندی چند روز یكبار می‌خورده و چند شب یكبار می‌خوابیده است.[6]
این چنین ریاضت‌ها در میان صوفیه به شكل سامان یافته وجود دارد. مثلاً كسی كه بخواهد وارد سلسله مولویّه شود باید جهل روز چهارپایان را خدمت كند و چهل روز كنّاسی فقراء‌ نماید، چهل روز آب كش، چهل روز هیزم شكن و چهل روز طباخی و چهل روز حوائج از بازار آورد و ... وقتی مدت مقرره به وظائف و خدمات به پایان رسید وی را غسل داده و در حلقه خانقاه داخل شود».[7]
هر سلسله از آنها برای خویش یكنوع ریاضت‌هایی دارند كه مخصوص همان گروه می‌باشد.
ج) پیروان بودا اعتقاد دارند كه «یوذاسف» بودا بی‌آنكه آموزگار و راهنمایی داشته باشد تنها به قریحه خدادادی و الطاف و الهام الهی به حقایق پی برده و به معرفت رسیده است.
و این همان اصول كشف و شهود است كه تصوف به اصطلاح اسلامی از آن دم می‌زند و ادعا دارند كه از این طریق به حقایق عالم آشنا می‌گردد.
همچنین شباهت‌های بسیاری در تربیت و ترتیب مقامات سالك میان بودائیان و صوفیه وجود دارد از جمله هر دو طریقه متوسل به تمركز فكر می‌باشند كه صوفی آن را «مراقبه» و بودائیان «دیانا» می‌نامند و هر طریقه معتقد به خرقه‌پوشی، ریاضت‌كشی و خانه بدوشی بوده‌اند.
و بالأخره نتیجه غائی و مطلوب نهائی تصوف محو و فنا است و این همان وصول به «نیروانا» در تعلیمات بودائی است.[8]
برای مطالعه بیشتر به كتب ذیل مراجعه گردد:
1 . تاریخ تصوف، دكتر غنی.
2 . صوفی چه می‌گوید،‌ جواد تهرانی.
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:
خداوند مرا برای رهبانیت و ریاضت نفرستاده است مرا برای شریعت فطری و آسمان و با گذشت فرستاده است[9]

[1] . كیائی‌نژاد، زین‌الدین، سیرعرفان در اسلام، ص 46، تهران،‌ انتشارات الشراقی.
[2] . همان.
[3] . سیر عرفان در اسلام، ص 48.
[4] . لاهیجی، محمد،‌ شرح گلشن راز، ص 36، تهران، سعدی، 1371 ش.
[5] . لاهیجی، محمد،‌ مفاتیح‌الاعجاز فی شرح گلشن راز، ص 34، تهران، سعدی، 1371 ش.
[6] . همان.
[7] . همان.
[8] . سیر عرفان در اسلام،‌ص 48.
[9] . كافی، 5 / 494.
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:46 1386/06/21
2
پرسش :

چه نقدهای كلی بر دین هندوئیسم وارد است؟


پاسخ :

آیین هندو از جمله ادیان ابتدایی است كه «دین» نامیدن آن تنها با تعریفی كه دین را «اعتقاد به امری قدسی»[1] می‎داند، امكان‎پذیر است. والّا در مقایسه با ادیان ابراهیمی باید آن را مجموعه‎ای از افسانه‎ها، اساطیر و برخی توصیه‎های اخلاقی و عرفانی، نامید. هندوئیسم شكل تكامل یافته «آنیمیسم» است و بنیان‎گذار شناخته شده‎ای ندارد این آیین گونه‎ای فرهنگ، آداب و سنن اجتماعی است كه با تهذیب نفس و ریاضت همراه است و با اندكی تسامح می‎توان اصول این دین را در موارد زیر خلاصه كرد.
1. اعتقاد و احترام به كتابهای باستانی و سنتهای دینی برهمنان.
2. پرستش خدایانی كه به ظهور آنها در دوره‎های قدیم عقیده دارند.
3. اعتقاد به تناسخ.
4. رعایت مقررات و طبقات اجتماعی (كاشت) در معاشرت و ازدواج.
5. احترام به موجودات زنده مخصوصاً گاو و...[2]
طرفداران فرقه‎های مختلف آیین هندو در ثالوث اعظم یعنی خدایان بزرگ سه گانه با هم دیگر توافق دارند این سه خدا عبارتند از:
اول برهما یعنی خدای خلقت و آفریدگار كل.
دوم شیوا یعنی خدای مرگ و مهلك كل.
سوم ویشنو یعنی خدای زندگی و حافظ كل.[3]
طبیعتاً‌ در صورت مقایسه آیین هندو با ادیان آسمانی و دین مترقی‎ای چون اسلام ضعف‎ها و ناكارآمدی‎های این آیین چنان نمایان خواهد شد كه بررسی همه آنها محتاج تألیف كتابی خواهد بود، ولی چون هدف این مقاله شمردن نقدهای كلی آیین هندوئیسم است در این جا به چند مورد اصلی اشاره می‎شود.
1. تعدد خدایان و ناتوانی از تبیین مبدأ عالم و انسان.
هندوان به عده بی‎شماری از خدایان آسمانی و زمینی با اسماء و صفات عجیب و غریب معتقدند و به آنها كرنش
می‎كنند و برای هر یك بتخانه‎های باشكوهی می‎سازند.[4] و البته در عین حال سعی می‎كنند این خدایان متكثر را زیر مجموعه سه خدای اصلی یعنی برهما، شیوا و ویشنو[5] قرار دهند. هندوها این سه خدا را كه شباهت زیادی به تثلیث مسیحیت دارد بین استقلال ذاتی و وحدت متردد گذاشته و معلوم نمی‎سازند كه بالاخره آیا این سه خدا یك خدا هستند یا هر كدام خدایی جداگانه می‎باشند و به تعبیر دیگر گاهی صفات خدای واحد و ازلی برای آنها قائل می‎شوند و گاهی چنان در شمردن افتراقات این خدایان میكوشند كه خدایان نیز موجوداتی چون دیگر موجودات متكثر جلوه می‎كنند. و این بدان سبب است كه آیین هندو «وحدت موجودات» را ركن اصیل خود قرار داده و از طرفی طبق این اصل همه چیز را خدا می‎شمارد و ارواح، اشجار و مظاهر طبیعت را هم از نوعی الوهیت برخوردار می‎سازد و تعداد خدایان را به تعداد موجودات متنوع و متكثر می‎رساند و از سوی دیگر همین خدایان متعدد به دلیل وحدت وجود یك خدا بیش نمی‎توانند باشند.
اگر افسانه‎ها و مطالب یاد شده در كتابهای دینی هندوان را محور قضاوت قرار دهیم این اصل ثابت خواهد شد كه آیین هندو از توضیح و تبیین منشأ عالم و انسان عاجز است و به نوعی دچار تناقض‎گویی شده است. همین امر باعث شده تا آیین هندو فرقه‎های بی‎شماری داشته باشد، عده‎ای به شیواپرستی رو آورند و عده‎ای ویشنو را بپرستند و... و در نهایت همگی به پرستش بت‎های دست ساخت خود اقدام كنند و سرزمین هند به سرزمین بت‎خانه‎های بزرگ شهرت یابد. «شیواپرستان عورت شیوا را نیز می‎پرستند و آن را لینگا می‎نامند. مجسمه‎های لینگا و معابد آن نیز فراوان است... افرادی از شیوا پرستان پیوسته مجسمه‎ای از لینگا را كه داخل كیف كوچكی است به گردن آویخته دارند...»[6] و نمی‎دانند كه چه كسی آنان را آفریده و چرا باید آفریدگار را عبادت كرد...
2. خرافاتی بودن و ناتوانی از ارایه برنامه زندگی
جان بی‎ناس در توضیح آیین هندو می‎گوید: «اعمالی كه عوام‎الناس (هندو) به نام مذهب انجام می‎دهند، تركیبی است از همه گونه اعتقادات مخلوط و به هم آمیخته مانند آنیمیسم فتیشیسم و شمنیسم و شیطان‎پرستی و حیوان‎پرستی و ایمان به ارواح خیر و شرّ و خداهای كوچكتر كه معبودهای محلی می‎باشند...»[7]
در حقیقت آیین هندو دو ضعف اساسی در عرصه عمل دارد كه از اولی تعبیر به «اهیمسا» می‎كنند. اهیمسا یعنی پرهیز از آزار جانداران. طبق این آموزه خوردن گوشت حیوانات عملی غیراخلاقی است و نباید از گوشت حیوانات استفاده كرد.[8] این قانون هر چند ظاهری فریبنده دارد اما در باطن چنان افراطی است كه انسان را از نعمت‎های الهی محروم كرده و زندگی اجتماعی او را مختل می‎سازد به گونه‎ای كه هند با داشتن بیشترین تعداد گاو و سایر حیوانات بیشترین تعداد گرسنگان را نیز دارا می‎باشد ولی این گرسنگان حق استفاده از گوشت فراوان حیوانات را ندارند.
دومین قانون آیین هندو، خودسوزی و زنده سوزاندن زنان بود، چرا كه «هندوان جسد مردگان خود را می‎سوزانند و... سنّت مذهبی این بود كه هنگام سوزاندن جسد مرد متوفی همسر وی نیز به نشانه وفاداری میان توده‎های هیزم می‎خوابید و همراه شوهر می‎سوخت...»[9]
البته در دوره‎های معاصر این رسم توسط انگلیس برافتاد و امروزه كمتر به آن عمل می‎شود ولی نكته اساسی این است كه وجود چنین قوانین ضد انسانی در یك دین نشانه‎های بارزی از ضعف و سستی آن دین است.
نمونه‎های فوق كه ظاهری اخلاقی دارند نشان می‎دهند كه آیین هندو نه تنها برنامه‎ای برای سعادت انسان ندارد بلكه با تشویق انسانها به ریاضت‎های افراطی عاملی برای از هم پاشیدگی اجتماعی می‎باشد.
3. نژادپرستی و نظام طبقاتی
آیین هندو مردم را به دو طبقه اصلی یعنی آریایی‎ها و نجس‎ها (دراویدی‎های بومی هند) تقسیم می‎كند و هیچگونه حق حیاتی برای طبقه نجس‎ها قائل نیست. افراد این طبقه به هیچ وجه حق نداشتند در محله‎های آریایی‎ها تردد كنند و هرگاه از باب ضرورت برای حمل زباله و كنّاسی به اماكن آنان می‎رفتند موظف بودند با صدای بلند حضور خود را اعلام كنند كه مبادا نگاه طبقات بالا به این گروه بیفتد در این صورت بیننده باید با غسل خود را طاهر كند. گوش دادن به تلاوت كتابهای مقدس نیز بر آنان حرام بود و اگر فردی از ایشان در این مورد استراق سمع می‎كرد برای مجازات سرب مذاب در گوش او می‎ریختند.[10]
علاوه بر تقسیم‎بندی فوق خود آریایی‎ها به چهار «كاست» اصلی یعنی چهار طبقه تقسیم می‎شدند كه عبارت بودند از:
1. برهمنان (طبقه روحانیون؛ 2. كشاتریاها (طبقه شاهان، شاهزادگان و جنگاوران)؛ 3. ویشیاها (طبقه بازرگانان و دهقانان)؛ 4. شودراها (طبقه كارگران).
معاشرت افراد یك طبقه با طبقات دیگر شرعاً و عرفاً ممنوع بود.[11] و البته به تدریج در ضمن این چهار طبقه حدود 2000 طبقه فرعی نیز پدید آمده بود و جامعه هند را به جامعه‎ای هزاران طبقه‎ای تقسیم كرده بود كه هر كدام طبقه پایین را استثمار و تحقیر می‎كرد و این در حالی بود كه همه این ظلم‎ها و ستم‎ها توجیهی دینی و مذهبی داشت و شاید همین از هم گسیختگی‎های اجتماعی كه مذهب هندو مروج آن بود باعث گشته بود تا سرزمین ثروتمند و پرجمعیت هند هرگز نتواند در مقابل نیروهای مهاجم خارجی مقاومت كند و همیشه مطیع فرمانروایان خارجی باشد.
4. نظریه تناسخ و ناتوانی از تبیین سرانجام انسان
همانگونه كه گذشت آیین هندو نه تنها از تبیین مبدأ عالم عاجز است و نمی‎تواند برنامه‎ای عملی برای زندگی دنیوی انسان بدهد از توضیح و تبیین سرانجام انسان نیز عاجز است و با طرح نظریه تناسخ به تناقض و اوهام دچار شده است «بنابراین به عقیده هندوها روح انسان در هنگام مرگ و در همه احوال جز در یك حالت كه روح در مقام اعلی با «براهما» وحدت تام حاصل می‎كند به كالبد و یا جسم دیگری انتقال پیدا كرده و یك سلسله تولد و تجدید حیات را طی می‎كند و پس از هر تولد و زندگی دوباره بار دیگر روح به بدنی دیگر حلول می‎كند و این تولدها ممكن است بی‎انتها بوده و ابدالدهر ادامه داشته باشد..»[12]
این نظریه كه خاستگاه آن ارواح پرستی و الوهیت ارواح در آیین هندو است نه تنها دلیل منطقی و عقلی ندارد بلكه موجب می‎شود تا انسان در مقابل ظلم و ستم دیگران تنها خود را مقصر دانسته و از مبارزه با آن و تلاش برای رسیدن به زندگی متعالی در این دنیا ناامید شود زیرا همه مصائب كنونی نتیجه عملكرد وی در زندگی قبلی بوده و تنها با مردن و حلول در كالبد دیگر می‎تواند زندگی راحت‎تری داشته باشد.
هر چند در كتابهای كلامی و فلسفی در ردّ نظریه تناسخ بحث‎های متعددی صورت گرفته ولی كافی است بدانیم كه این نظریه محصول نژادپرستی و طبقاتی بودن جامعه هندوان است كه برای توجیه طبقات چهارگانه جامعه و منع از تداخل بین این طبقات آن را مطرح كرده‎اند. چون بر اساس این آموزه اگر كسی در طبقه نجسها واقع شده به دلیل آن است كه در حیات قبلی خود گناه كرده پس باید در این حیات به بقاء در طبقه نجس‎ها راضی باشد و شاكر باشد كه در شكل حیوان یا نبات یا احجار ظاهر نشده و فكر رفتن به جمع طبقات بالاتر را از سر بیرون كند و البته امیدوار باشد كه اگر در این حیات خود را تهذیب كند شاید در حیات بعدی به صورت پادشاه یا بازرگان ظاهر شود.
نتیجه آن كه آیین هندو به خاطر فقدان اصول و فروع كلامی و نداشتن موازین عقلی به گونه‎ای با آراء و عقاید متناقض و خرافی اشباع شده و در میان افسانه‎ها و خرافات غرق گشته كه از تمییز بین حق و باطل عاجز است و نمی‎تواند برنامه‎ای برای سعادت دنیوی و اخروی انسان ارائه دهد.
منابع برای مطالعة بیشتر:
1. ادیان آسیایی، مهرداد بهار، ص 117 تا 208.
2. ادیان آسیا، فرید هلم هاردی، ترجمه دكتر عبدالرحیم گواهی، ص 89 تا 419.
3. جهان مذهبی (ادیان در جوامع امروز) رابرت ویر، ترجمه عبدالرحیم گواهی، ص 39 تا 292.
4. آشنایی با تاریخ ادیان، غلامعلی آریا.
5. تاریخ جامع ادیان، جان بی ناس، ترجمه علی اصغر حكمت.

[1] . توفیقی، حسین، آشنایی با ادیان بزرگ، ص 12، انتشارات سمت، چاپ اول، 1379.
[2] . همان، ص 32.
[3] . بی‎ناس، جان، تاریخ جامع ادیان، ص 276، ترجمه علی اصغر حكمت، انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، چاپ پنجم، 1370.
[4] . آشنایی با ادیان بزرگ، ص 32.
[5] . همان، ص 39.
[6] . توفیقی، حسین، آشنایی با ادیان بزرگ، ص 39 و 40، انتشارات سمت، چاپ اول، 1379.
[7] . بی‎ناس، جان، تاریخ جامع ادیان، ص 275، ترجمه علی اصغر حكمت، انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، چاپ پنجم، 1370.
[8] . آشنایی با ادیان بزرگ، ص 37.
[9] . همان، ص 37.
[10]. همان، ص 36 و 37.
[11] . همان، ص 36، و همچنین رجوع شود به ادیان آسیا، ویراسته فرید هلم هاردی، ترجمه دكتر عبدالرحیم گواهی، ص 89 تا 419، چاپ دوم، 1377، انتشارات فرهنگ اسلامی.
[12] . آریا، غلامعلی،‌آشنایی با تاریخ ادیان، ص 53، انتشارات پایا، چاپ سوم، 1379.

http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=1029&urlId=625
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:38 1386/06/21
1
پرسش :

هندوئیسم در كجا و كی به وجود آمد؟


پاسخ :

شبه قارة هند سرزمین بزرگی است در جنوب قارة آسیا كه بعد از چین پرجمعیت ترین كشورهای جهان است. این سرزمین علاوه بر هند كنونی، بخش اعظمی از پاكستان بنگلادش، نپال را هم شامل می شده است. شبه قارة هند از قدیم ترین ایام با فلات ایران در ارتباط بوده و از نظر فرهنگی مشتركات زیادی با هم داشته اند.
بیشتر از دو هزار و پانصد سال قبل از میلاد مردمی در این سرزمین زندگی می كرده اند سیه چرده، با موهایی مجعد كه اعقاب ایشان در جنوب شبه جزیره ای به نام (دراویدیان) فراوانند.
سرزمین هند نه تنها در زمینة آب و هوا و مردمان سرزمین عجایب است، در زمینة ادیان هم سرزمین عجیبی است. تنوّع و پیچیدگی عقاید در هندوئیسم بسیار دامنه دار است. گفته اند در میان ادیان دنیا، دین هندوئی مانند یك انبان فروشنده دوره گردی است كه هم اشیاء نفیس عتیقه در آن دیده می شود و هم ملزومات روزانة خریداران.[1]
با توجّه به تحوّلات گوناگون در ادیان هند، می توان آن را در چند بخش جداگانه مورد مطالعه قرار دهد: دین ودایی، دین برهمایی، دین هندوئیسم، دین جین، دین بودا، ادیان جدید هند (سیك ها).
ما در این مقاله فقط از مكتب و دین هندوئیسم به طور اجمال بحث می كنیم:
هندوئیسم چون دیگر دین های جهانی، یعنی مسیحیت، اسلام و یا آئین بودا تنها یك بنیانگذار نداشته است بلكه به مرور زمان در جامعة هند به خاطر وجود اختلافات طبقاتی یا به علّت برخی مسائل اجتماعی، هندوئیسم در سرزمین هند به وجود آمده است. یعنی تكامل هندوئیسم به صورت تدریجی بوده است. این دین اندك اندك در دورانی بیش از دو هزار سال بالیده و همة جنبش های فرهنگی و دینی هند را به خود جذب و یگانه كرده است.[2]
هندوئیسم بیشتر به درختی می ماند كه اندك اندك بالیده شده باشد تا به بنائی كه چند معمار بزرگ آن را در زمان معینی برپا داشته باشند. هندوئیسم از فرهنگ های بسیار متأثر شده است و كالبد اندیشة هندو چون خود ملت هند گوناگونی بسیار دارد. هندوئیسم در سرزمین هند در سایة برخی اتفاقات و تغییر و تحولات و وجود اختلاف طبقاتی در شهر بنارس هند به وجود آمده و قدیم ترین دین زندة جهان می باشد. گرچه برای این تحول فكری نمی توان تاریخ معین رانشان داد. ولی می توان برای آن قرون اولیه بعد از میلاد یعنی عصر آغاز انحطاط دین بودا را قرار داد.
كلمة هندو از رود سند و یا سند مشتق شده است. چون ایرانیان هند را سرزمین آن سوی رود سند می دانستند. از این رو اصطلاح كلی هندوئیسم به معنای دین های مردم هند است.
در حقیقت هندوئیسم قرن ها مهم ترین عامل حفظ یگانگی هند بود.[3]
محققین غربی برآنند كه زمان پیدایش مبادی معروف به ودیك یا عصر برهمنی مقدمه تحولاتی بوده كه عاقبت دین هندوئیزم را فراهم آورده است. و در نتیجه هندوئیسم عبارت شده است از یك سیستم مذهبی اجتماعی كه در میان مردم آن سرزمین رشد و نمو یافته است.[4]
دین هندوئیسم یكی از پرطرفدارترین ادیان جهان است كه عمدتاً در سرزمین هند محصور بوده است. البته جز در مواردی كه خود هندوها به نقاط دیگر جهان مهاجرت كرده اند انتقال یافته است. در میان ادیان جهان، دین هندوئیسم از نظر اعتقاد به نظام طبقاتی ـ اجتماعی دین منحصر به فرد است.[5]
مركز زندگی دینی در هندوستان شهر بنارس است. این شهر با زائرین و مرتاضان و گاو و میمون مقدس و دوهزار معبد و چندین پرستشگاه و پانصد هزار مجسمة خدایان و حمام های مقدس و انبار مخصوص سوزاندن اجساد بزرگترین نمایشگاه جهان به شمار می آید. دورة هندوئیسم سومین دورة اكمال معنویت هندو است.[6] در نهایت چنین نتیجه می گیریم كه دین هندوئیسم بنیان گذار خاصی ندارد بلكه محصول فرهنگهای بسیار است. و اكنون این را در قالب آیین ها و جشن های اجتماعی هندو روشن تر می توان دید.
هرگونه اعمال دینی از جشن های ودایی گرفته تا مراسم قبیله های ابتدایی جان پرست، همه را می توان در كالبد هندوئیسم یافت. با این همه ما باید این آیین ها را از آن جا كه یك بخش مهم زندگی هندوها را تشكیل می دهند بررسی كنیم.
برای مزید اطلاع به كتابهای زیر مراجعه شود:
1. تاریخ جامع ادیان، نوشته جان بی ناس، ترجمه علی اصغر حكمت.
2. جهان مذهبی، تألیف ریچارد بوش، ترجمه عبدالرحیم گواهی.
3. آشنایی با تاریخ ادیان، تألیف غلامعلی آریا.
4. هندوئیسم، تألیف: ك م. سن: ترجمة: ع. پاشایی.
5. ادیان زندة جهان، تألیف رابرت اهیوم.
رسول اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ می فرماید:
دنیا، ساعت و لحظه ای بیش نیست، آن را در راه اطاعت خدا بكار گیرید.[7]
[1] . آریا غلامعلی، آشنایی با تاریخ ادیان، ص 45، نوبت چاپ سوم، 1379، چاپ نگارش انتشارات پایا.
[2] . ك.م: سن: هندوئیسم، ص 13، چاپ دوم، 1375، انتشارات فكر روز.
[3] . ك و م. سن: هندوئیسم، ص21، چاپ دوم، 1375، انتشارات فكر روز.
[4] . مبلغی آبادانی، عبدالله: تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ص190، چاپ اول، 1373، انتشارات منطق سینا.
[5] . مبلغی آبادانی، عبدالله: همان.
[6] . رابرت اهیوم: ادیان زندة جهان، ص52، چاپ چهارم، 1374، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
[7] . قرائتی، محسن: پرتوی از اسرار نماز، ص42، نوبت چاپ نهم، 1372، ناشر طرح اقامة نماز، انتشارات مهر قم.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.