| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
862
|
87/10/12 (11:02)
|
|
||
|
|
10
|
530
|
90/4/11 (10:08)
|
|
||
|
|
20
|
158
|
90/11/21 (11:54)
|
|
||
|
|
38
|
177
|
90/11/21 (11:00)
|
|
||
|
|
6
|
38
|
90/11/21 (11:00)
|
|
||
|
|
65
|
415
|
90/11/20 (00:18)
|
|
||
|
|
143
|
891
|
90/11/19 (18:10)
|
|
||
|
|
11
|
34
|
90/11/16 (16:18)
|
|
||
|
|
19
|
165
|
90/11/10 (09:50)
|
|
||
|
|
22
|
176
|
90/11/10 (09:40)
|
|
||
|
|
487
|
2695
|
90/10/24 (23:32)
|
|
||
|
|
21
|
118
|
90/10/8 (19:38)
|
|
||
|
|
20
|
217
|
90/9/25 (01:23)
|
|
||
|
|
87
|
788
|
90/9/19 (18:45)
|
|
||
|
|
97
|
924
|
90/9/2 (01:55)
|
|
||
|
|
178
|
3190
|
90/9/2 (01:54)
|
|
||
|
|
701
|
3093
|
90/8/11 (03:49)
|
|
||
|
|
32
|
524
|
90/8/11 (03:48)
|
|
||
|
|
42
|
276
|
90/8/11 (03:46)
|
|
||
|
|
210
|
1799
|
90/7/13 (21:24)
|
|
![]() |
Hinduism |
![]() |
جیارام.و
بهاگاواد گیتا، که توسط هندوها بسیار مقدّس تلقی می شود، خشم(krodh)،غرور(mad)، گستاخی(darp)، ظلم(kruratv)، کشتن دشمنان(satru hatva) و نفرت(dhvesh)، را برابر با صفتهای دیوگونه(asura pravritti) می داند، در مقابل صفتهای الهی(daiva pravritti)، که بی ضرر بودن(ahimsa)، خالی بودن از خشم(akrodha)، آرامش(santi)، شفقت(daya)، بخشش(kshama) و نفرت نداشتن(adhroho)، هستند. از این توصیف آشکارا مشخص می شود که هندوئیسم از خشونت حمایت نمی کند، به خصوص وقتی این کار بخاطر دلایل خودخواهانه یا خودپرستانه، صورت بگیرد.
به هر حال، به طور همزمان، بهاگاواد گیتا، از درماندگی و ضعف در برابر بیعدالتی و شرارت، چشمپوشی نمی کند. طبق کتاب مقدّس، این وظیفۀ هر شخص است، که خودش را از اعمال شرارت بار نیروهای شیطانی، حفظ کند.
خدایان هندوئیسم برای آسایش بشریت، کار می کنند. آنها شفقت می کنند و در عشق ورزیدنشان بی قید و شرط هستند و در واکنش نشان دادن، بسیار آرام هستند. ولی هر یک از آنها سلاحی را برای حفاظت dhama حمل می کند. آنها در نقش مدلهای هندو، برای هدایت کردن کارشان در زمین، خدمت می کنند.
مفهوم هندو از عدم خشونت، که توسّط مهاتما گاندی، در تلاشش برای آزادسازی هند، مطرح شد، عدم خشونت فرد شجاع و نیکوکار است، متولد شده از ارادۀ آزاد، آزادی از وابستگی و تشویش فرد ضعیف و ترسو.
به هر حال، در میدان سیاست، هندوها هرگز عدم خشونت را به عنوان یک عقیده در برابر خشونت، چه در هند باستان و چه در هند قرون وسطی، تکرار نکردند. هندوها، خشونت برای دفاع از خود را به شدّت تصدیق می کنند. گاندی یک استثناء در قاعده بود، و او خودش باید با بسیاری انتقادات از سوی گروههای راست-کیش جامعۀ هندویی، بخاطر هواداری شدیدش از عدم خشونت، روبرو می شد. هند، تقریباً سه دهه پیش، از تسلیحات هسته ای استفاده کرد، ولی خودش را ملتزم به استفادۀ صلح آمیز از انرژی هسته ای کرده است. این گرایش، برای روح هند، بسیار طبیعی است، زاییدۀ قرنها تعهد به سنتها و باورهاست.
هندوها، ذاتاً مردمانی دوستداری صلح هستند. خود آنها، دوست ندارند به کسی آسیبی برسانند، حتی به مورچه ها و حشرات. خیلی پیشتر، غرب از توازن بومی، باخبر شد. هندوها از اهمیت توازن ذاتی طبیعت اشیاء و نیاز به حفظ گیاهان و حیوانات از کشتنهای بیمعنی، آگاه بودند.
هندوها، قادر به بردباری شدید در برابر ستم هستند. تاریخ هند دربارۀ میزان آن سخن می گوید. شخصاً، یک هندو دوست دارد که در توازن با محیط اطرافش زندگی کند و ترجیح می دهد، از کشتن خودداری کند. او با ایدۀ استفاده از خشونت راحت نیست، زیرا او از نتایج مضر آن، آگاه است. بعضی وقتها، نفرتهای هندوها، به این، به عنوان بزدلی، می نگرد، در حالی که چنین نیست.
خشونت بسیاری در جامعۀ امروز هندیها، وجود دارد، که نسبتاً یک توسعۀ بدبختی و موقعیت استثنائی است. این یک رفتار به دست آمده از سایر جوامع است. سپاس از تلویزین، روزنامه ها و فیلمها، هندوها باید یاد بگیرند که قوی باشند و نه خشن. خشونت ویژگی فرد ضعیف و ترسو است. این ذهنهای بی ثبات و ضعیف هستند که به خشونت پناه می برند.
منبع:
http://www.hinduwebsite.com/hinduism/h_violence.asp
***
با توجه به مطالبی که این نویسندۀ هندو ارائه داده است، اگر نظر هندوئیسم دقیقاً همین باشد، بین نگرش اسلام و هندوئیسم در مورد خشونت، اختلاف نظر چندانی وجود ندارد. اسلام نیز، از خشونت ظلم و ستم و تعدی، باز می دارد، و از خشونت برای دفاع از خود، حمایت می کند.(نگاه کنید به آیه 190 از سورۀ بقره)



مفهوم خدا در هندوئیسم
عرض سلام دوباره. با تشکر از سام عزیز بابت توضیحاتشان، بد نیست بحث را بر روی مباحث اصول هندوئیسم پی بگیریم. هندوئیسم یک سیستم متغیر از تفکر با باورهای معین توحید، چندخداپرستی، خدافراگیردانی، وحدت وجود، اعتقاد به وحدت خدا، بیخدایی، لاادریگری و عرفانگرایی در بین بقیه است؛[1][2][3][4] و مفهوم خدا در آن، پیچیده و موکول به هر شخص و سنت و حکمت درک شده است. گاهی به عنوان خداپرستی نوبتی منتسب می گردد(یعنی وارد کردن صمیمت به یک خدای تنها، در حالی که وجود بقیه را پذیرفته ایم)، ولی هر یک از این اصطلاحات فوق عمومی هستند.[5]
ریگ ودا، کهنترین کتاب مقدّس و عمدۀ فلسفۀ هندو، یک نگاه محدود بر سؤال بنیادی خدا و آفرینش جهان را برنمی گزیند. ترجیحاً به شخص اجازه می دهد که جستجو کند و به پاسخها در جستجوی زندگی، پی ببرد. ناسادیا سوکتا(سرود خلقت) از ریگ ودا چنین می گوید[6][7]:
چه کسی واقعاً می داند؟
چه کسی اینجا آنرا اعلان خواهد کرد؟
از کجا تولید شد؟ این آفرینش از کجاست؟
خدایان بعداً آمدند، با آفرینش این جهان.
پس چه کسی میداند این از کجا به وجود آمده است؟
از مطالب فوق اینگونه برداشت می شود، که هندوئیسم برداشت مشخص و آشکاری از
خدا، ندارد و شناخت خدا را به خود فرد وا می گذارد، و در این مورد هیچ پاسخ خاصی
برای پیروان خویش ندارد. همچنین فقدان یک نگرش کلی در مورد خدا هم، یک نقطه ضعف
محسوب می شود. همچنین باورمندی به چندین خدا، که دیده می شود، نیز یک باور منطقاً غلط است، که دلایل زیادی بر ردّ آن وجود دارد.
پی نوشت:
1. ^ Rogers, Peter (2009), Ultimate Truth, Book 1, AuthorHouse, p. 109, ISBN 9781438979687, http://books.google.com/?id=e3kf6GtwaT0C&pg=PA109
2. ^ Chakravarti, Sitansu (1991), Hinduism, a way of life, Motilal Banarsidass Publ., p. 71, ISBN 9788120808997, http://books.google.com/?id=J_-rASTgw8wC&pg=PA71
3. ^"Polytheism". Encyclopædia Britannica. Encyclopædia Britannica Online. 2007. http://www.britannica.com/eb/article-38143/polytheism. Retrieved 2007-07-05.
4. ^ Pattanaik, Devdutt (2002), The man who was a woman and other queer tales of Hindu lore, Routledge, p. 38, ISBN 9781560231813, http://books.google.com/?id=Odsk9xfOp6oC&pg=PA38
5. ^ See Michaels 2004, p. xiv and Gill, N.S. "Henotheism". About, Inc. http://ancienthistory.about.com/cs/egyptmyth/g/henotheism.htm. Retrieved 2007-07-05.
6. ^ Kenneth, Kramer (1986). World scriptures: an introduction to comparative religions. p. 34. ISBN 9780809127818. http://books.google.com/books?id=RzUAu-43W5oC&pg=PA34.
7. ^ Subodh Varma (May 6, 2011). speculation "The gods came afterwards". Times of India. http://articles.timesofindia.indiatimes.com/2011-05-06/vintage-wisdom/28377203_1_vedas-philosophy- speculation. Retrieved 2011-06-09.





اندیشمند جون با عرض معذرت من هر چی فکر میکنم میبینم حوصله این رو هم ندارم. بعد فکر نکنم کسی هم علاقه ای به دونستن در مورد هندویزم رو داشته باشه. هر کس هم طالب باشه خودش میره سراغش

آیین هندو در قدیم دین برهمایى خوانده مىشد كه به برهما،
خداى هندوان اشاره مىكرد. هندوئیسم شكل تكامل یافته آنیمیسم است و به همین دلیل
بنیانگذار آن شناختهشده نیست. این آیین گونهاى فرهنگ، و آداب و سنن اجتماعى است
كه با تهذیب نفس و ریاضت همراه شده و در تمدن و حیات فردى و جمعى مردم هندوستان نقش
بزرگى داشته است.
مردم هند پیش از هجوم
آریاییها
پیش از مهاجرت آریاییها به ایران و هند، مردم این
سرزمینها قومى كوتاه قامت و سیاه چرده بودند كه فرهنگ و دین و مراسم مخصوص خود را
داشتند و تمدن آنان در سطح تمدن بینالنهرین بود. این قوم در ایران تقریبا به طور
كامل از میان رفتند، ولى در هندوستان به طرف جنوب آن كشور رانده شدند و اكنون به
نام قوم دراویدى (Dravidians ) شناخته مىشوند و گروه بزرگى از اینها به نام
نجسها(Untouchables) معروفند كه درباره ایشان سخن خواهیم گفت. حفاریهاى
باستانشناسان در منطقهاى به نام موهنجودارو (Daro-Mohenjo) در كرانه رود سند
(پاكستان)، آثار عظیمى از تمدن آنان را نشان داده است. از این كشفیات برمىآید كه
برخى از خدایان آیین هندو قبل از ورود آریاییان در هندوستان وجود داشتهاند.
اصول دین هندو
اصول دین هندو عبارت است از: اعتقاد و احترام به
كتابهاى باستانى و سنتهاى دینى برهمنان و پرستش خدایانى كه به ظهور آنها در
دورههاى قدیم عقیده دارند. اعتقاد به تناسخ و رعایت مقررات طبقات اجتماعى در
معاشرت و ازدواج، همچنین احترام به موجودات زنده، مخصوصا گاو از اصول آن دین
است.
لفظ ام (Om) به معناى آمین براى هندوان بسیار تقدس دارد و از سویى اسم اعظم
الهى به شمار مىرود و از این نظر به اسم اعظم یهوه در دین یهود شباهت دارد.

خدایان ودایی
هندوان به عده بىشمارى از خدایان آسمانى و
زمینى با اسما و صفات عجیب و غریب معتقدند و به آنها كرنش مىكنند و براى هر یك
بتخانههاى باشكوهى مىسازند. این خدایان با هم خویشاوندى سببى و نسبى دارند و
ویژگیهاى جسمى و روحى هر یك به تفصیل و با ذكر جزئیات در كتابهای مقدس و فرهنگ
دینى هندوان آمده است. اعتقاد به جلوهگرى خدایان به شكل انسان و حیوان در ادوار
مختلف، نیز بسیار جلب نظر مىكند. دستهبندى خدایان در ارتباط با طبقات اجتماعى نیز
معهود است. برخى از معروفترین خدایان هندو عبارتند از:
اگنى (Agni) یعنى آتش
وارونا
(Varuna) یعنى آسمان
ایشوار (Isvara) یعنى قادر متعال
رودرا (Rurdra) یعنى
وحشتناك
راما (Rama) یعنى دلپذیر
كریشنا (Krishna) یعنى آبى پر رنگ
یاما
(Yama) یعنى ارابه ران (معادل جم در آیین زرتشت) كه خداى حاكم بر ارواح مردگان است
.
اشوین (Asvin) یعنى اسبسوار، عنوان دو تن از فرشتگان آیین هندوست. هندوان
معتقدند كه این پزشكان آسمانى براى انسان تندرستى، نیكبختى و دارایى به ارمغان
مىآورند.
پرستندگان بت مؤنث زشت و بدتركیب كالى (Kali) به
معناى سیاه معتقدند هدایاى ویژه این بت را باید از طریق راهزنى به دست آورد و تقدیم
بتخانه كرد. البته باید توجه داشت كه معمولا بتان را بسیار زیبا مىسازند تا آنجا
كه بت در شعر فارسى كنایه از محبوب زیباست.
كتابهای مقدس
ادعیه و آیینهاى هندوان در مجموعهاى به نام
وداها(Vedas) به معناى دانش، به زبان سانسكریت گرد آمده است و به آن شروتى (Sruti)
یعنى وحى و الهام و علوم مقدس موروثى لقب مىدهند. پژوهشگران تاریخ تصنیف وداها را
بین ۱۴۰۰ تا ۱۰۰۰ ق.م. مىدانند، و بر این اساس سالهاى ۱۵۰۰-۸۰۰ ق.م. را دوره
ودایى مىخوانند.
چهار ودا وجود دارد، به این شرح:
1. ریگ ودا(veda-Rig) یعنى وداى
ستایش
2. یجور ودا(veda-Yajur) یعنى وداى قربانى
3. سام ودا(veda-Sama)
یعنى وداى سرودها
4. اتهرو ودا(veda-Atharva) یعنى وداى اتهروان (نام نویسنده
این ودا).
در زمانهاى بعد برهمنان شرح و تفسیرهایى بر بوداها
نوشتند؛ از این رو هر یك از وداها داراى دو بخش است:
نخست: منتزها (Mantaras)كه عبارت است از متن اورادى
در ستایش آتش، خورشید و سایر مظاهر طبیعت و دعاهایى براى فراخى روزى، بارورى،
بخشایش گناهان و غیره.
دوم: براهمناها (Brahmanas)كه مناسبتهاى آن اوراد را
تعیین مىكند. پژوهشگران سالهاى ۸۰۰ ق.م. تا ۵۰۰ ق.م. را دوره برهمنى
مىنامند.
كتابهاى دینى، فلسفى، عرفانى و ادبى بىشمارى در
میراث فرهنگى هندوستان وجود دارد كه به زبانهاى مختلف ترجمه شده و از جمله آنها
کتاب معروف كلیله و دمنه است كه در سانسكریت پنچاتنتر(tantra -Panca) یعنى پنج بخش
خوانده مىشود.
كتابهاى مهابهاراتا (bharata -Maha) و
رامایانا(Ramayana) با محتواى اساطیرى رزمى و بزمى از احترام ویژهاى برخوردارند.
كتابهای دینى و ادبى یاد شده به همه زبانهاى زنده جهان (و از جمله فارسى) ترجمه
شدهاند.
كتاب بسیار معروف و جذاب بهگودگیتا (gita -Bhagavad) یعنى سرود خداى
مجید در بخشى از مهابهاراتاست كه مستقلا مورد توجه قرار گرفته است. این كتاب گاهى
به تخفیف گیتا نامیده مىشود، در باب اخلاص (Bhakti) سخن مىگوید و در اهمیت كتاب
یاد شده همین بس كه به طور مكرر به هر یك از زبانهاى زنده جهان ترجمه شده و دست كم
شش ترجمه فارسى از آن موجود است.
این رساله مكالمات كریشنا با شاهزادهاى به نام
آرجونا (Arjuna) یعنى روشن را در بر دارد. رساله یاد شده ظاهرا در قرن اول میلادى
در روزنامه بزرگ مهابهاراتا گنجانیده شده است و نزد هندوان از هر كتاب دینى و عقلى
دیگر محبوبتر و محترمتر به شمار مىرود. نظم آن كتاب یك دست نیست، ولى نیروى ذوق
و شوقى كه طى كلمات آن نوشته اعجابانگیز وجود دارد، هزاران تن را دلباخته و فریفته
خود ساخته است.
راز موفقیت گیتا در این
است كه مىكوشد اثبات كند راه حقیقى نجات و رستگارى در طریقه اخلاص قرار دارد و
براى بیان این امر از داستانى كمك مىگیرد. آرجونا سوار بر ارابه سلطنتى براى
جنگیدن با عموزادگان خود به سوى میدان مىرود و راننده ارابه كه خداى پهلوانى یعنى
كریشناست و در كنار او نشسته است، وى را به رزم و نبرد تشویق مىكند. شاهزاده دل به
جنگ با خویشاوندان خود نمىدهد. در حالى كه سرداران سپاه خصم یعنى عموزادگان او در
شیپور جنگ مىدمند، به راننده فرمان مىدهد كه ارابه او را در وسط رزمگاه در محلى
قرار دهد كه بتواند كوشش و رزمآورى هر دو سپاه را بدرستى مشاهده كند، ولى همین كه
خویشان و عموزادگان و بزرگان قوم را در حال پیكار و خونریزى مىبیند، دل او از
پشیمانى و اندوه لبریز مىشود.
وى درد و رنج خود را با كریشنا، راننده ارابه در
میان مىگذارد و از گرانى اندوه، تیر و كمان را از دست بر زمین مىافكند.
كریشنا او را بر این كم دلى سرزنش مىكند و دوباره وى را بر جنگ و نبرد
برمىانگیزاند. در این هنگام بین آن دو یك سلسله مكالمات رد و بدل مىشود. در مرحله
اول كریشنا او را به انجام وظایفى كه در برابر صنف و طبقه خود دارد، متوجه مىسازد
و به او خاطر نشان مىكند كه انجام فرایض اجتماعى بر هر كارى مقدم است و نتایج و
عواقب آن هر چه باشد، باید آنها را به عمل آورد و نباید پاداش و سزایى توقع داشت.
ارجونا وظیفه خود را به یاد مىآورد كه باید به عنوان یك شاهزاده از افراد طبقه
كشاتریا جنگجویى و رزمآورى پیشه كند. آنگاه وى پاى به میدان نبرد مىگذارد و
اعتراف مىكند كه تهاون و سستى در انجام این واجب صنفى و فریضه مذهبى گناهى بزرگ
است. از سوى دیگر اگر به جنگ بپردازد و كشته شود، روان او رستگارى یافته، به آسمان
صعود خواهد كرد، و اگر پیروز شود، بر تخت پادشاهى خواهد نشست. علاوه بر این، میدان
جنگ جاى تاسف و غم خوردن براى كشتگان و قربانیان نبرد نیست، زیرا اگر چه جسم آنان
هلاك مىشود، روحشان جاویدان، باقى و برقرار است.
در یكى از قطعات گیتا سخنان
زیر آمده كه تعالیم اوپانیشادها را در مسئله وحدت الوهیت بیان مىكند و از این نظر
قابل توجه است. كریشنا مىگوید:
من برهما هستم، همان خداى واحد
ازلى ...
قربانى منم، دعا و نماز منم.
طعام خیرات مردگان منم.
این جهان
بىپایان منم.
پدر و مادر و نیاكان و نگاهبانان و متنهاى معرفت همه
منم.
آنچه در زلالى آب و روشنایى آفتاب تصفیه مىشود، آن كلمه ام منم.
و منم
كتابهاى ریگ ودا، سام ودا، یجور ودا، طریقت، شریعت، مربى، خداوندگار و قاضى، شاهد،
صومعه و پناهگاه، دوست و دشمن، سرچشمه حیات و دریاى زندگانى.
هر آنچه برمىآید و
هر آنچه فرو مىرود، بذر و برزگر و فصول و درو همه منم.
مرگ منم و زندگانى
منم.
اى ارجونا، حیات این جهان كه مىبینى، و حیات آن جهان كه نمىبینى، همه منم
و بس...
فرهنگ
و تربیت ودایی
حدود قرن ۶ ق.م. در اوج اقتدار روحانیان هندو، كه
برهمن (Brahmana) نامیده مىشوند، نظام طبقاتى شدیدى پذیرفته شد كه مدت ۲۵۰۰ سال
سایه سهمگین خود را بر كشور پهناور هندوستان افكنده بود و هنوز هم بقایاى آن وجود
دارد. پژوهشگران طبقات اجتماعى را كاست (Caste) مىخوانند كه واژهاى پرتغالى و به
معناى نژاد است. در این نظام چهار كاست اصلى وجود داشت:
1. برهمان (Brahmanas) طبقه
روحانیان
2. كشاتریاها (Kshatrias) طبقه شاهان، شاهزادگان و جنگاوران
3.
ویشیاها (Vaisyas) طبقه بازرگان و دهقانان
4. شودراها (Sudras) طبقه
كارگران.
معاشرت افراد یك طبقه دیگر شرعا و عرفا ممنوع بود،
بخصوص طبقه اخیر كه هر گونه تماس، حتى نگاه كردن افراد طبقات بالا به این گروه،
گناه كبیره شمرده مىشد.
فروتر از این چهار طبقه، گروهى از بومیان غیرآریایى
هندوستان بودند كه نجسها (Untouchables) نامیده مىشدند. افراد این طبقه به هیچ
وجه حق نداشتند در محلههاى آن طبقات چهارگانه تردد كنند و هر گاه از باب ضرورت
براى حمل زباله به اماكن آنان مىرفتند، موظف بودند با صداى بلند حضور خود را اعلام
كنند كه مبادا نگاه افراد طبقات بالا به این گروه بیفتد. در این صورت، بیننده باید
با غسل خود را طاهر كند. داد و ستد نیز از راه دور، با گذاشتن پول در مكانى و
تقاضاى متاع با فریاد و اختفاى كامل انجام مىگرفت.
گوش دادن به تلاوت كتابهاى
مقدس نیز بر آنان حرام بود و اگر فردى از ایشان در این مورد استراق سمع مىكرد،
براى مجازات، سرب مذاب در گوش او مىریختند.
عجیبتر اینكه افراد طبقه نجسها به
این وضع خو گرفته، آن را حق مىپنداشتند و باور داشتند كه این تیرهبختى زاییده
بدكردارى آنان در زندگانى پیشین است كه از طریق تناسخ آن را دریافت كردهاند. هر
گونه اقدامى براى كم كردن فاصله طبقات چهارگانه (و حدود ۲۰۰۰ طبقه فرعى كه بتدریج
در ضمن آن چهار طبقه پدید آمد) و دفاع از نجسها، خلاف شرع و غیرمقبول بود. البته
این سنت اجتماعى در سال ۱۹۵۵ رسما لغو شد و تنها جلوههایى از آن باقى است.
رود
خروشان و پر بركت گنگ به معناى تندرو كه در بخش بزرگى از هندوستان جریان دارد، از
تقدس بالایى برخوردار است و غسل كردن در آن، بخصوص در شهر بنارس (Benares)، عبادتى
مهم شمرده مىشود. نیلوفر (Padma) نیز بسیار مقدس است.
قربانى و بویژه قربانى
اسب (medha - Asva) كه قبلا به عنوان یك عمل عبادى میان آنان معمول بود، بعدا به
منظور برآورده شدن حاجات انجام مىگرفت.
اهیمسا (hinsa - A) به معناى پرهیز از
آزار جانداران اصل مهمى است كه در زمانهاى بعد، تحت تعالیم مهاویرا مورد توجه قرار
گرفت و تاكنون بشدت رعایت مىشود. این آموزه خوردن گوشت حیوانات را عملى غیراخلاقى
مىداند و این مسئله اثر عجیبى بر شیوه زندگى هندوان باقى گذاشته است.

هندوان جسد مردگان خود را مىسوزانند و خاكستر آن را
بر روى گنگ بر باد مىدهند. قبلا سنت مذهبى این بود كه هنگام سوزاندن جسد مرد
متوفی، همسر وى نیز به نشانه وفادارى میان تودههاى هیزم مىخوابید و همراه شوهر
مىسوخت و براى تشویق زنان به این امر به وى لقب ستى (Sati) به معناى بانوى وفادار
و بافضیلت عطا مىشد (این واژه سانسكریت در فارسى و عربى براى تجلیل از بانوان
بسیار برجسته به كار مىرود). اگر احیانا زنى تاب و تحمل این فداكارى را در خود
نمىیافت، پس از مرگ شوهر موى سر خود را مىتراشید و جلاى وطن مىكرد. زنده سوزاندن
زوجه را انگلیسیها پس از استعمار هندوستان در سال ۱۸۲۹ م. ممنوع كردند و از این
منع كمتر تخلف شده است. صائب تبریزى در اشاره به این سنت مىگوید:
چون زن هندو كسى در عاشقى مردانه
نیست
سوختن بر شمع خفته كار هر پروانه نیست

فلسفه
اوپانیشادها
در دوره برهمنى (سالهاى ۸۰۰ ق.م. تا ۵۰۰ ق.م.) آیین
قربانى به افراط گرایید و با توسعه آن مسائل عمیق دینى به فراموشى سپرده شد. قربانى
اسب و چیزهاى دیگر آسیب شدیدى به اقتصاد كشور وارد آورد و خزانه پادشاه را تهى كرد.
از این رو، برهمنان چاره كار را در اصلاح دین دیدند و بدین منظور براهمناها را پدید
آوردند كه مشتمل بر دو بخش است:
الف) آرنیاكاها (Aranyakas) یعنى
جنگل نامه، مشتمل بر مسائل مورد نیاز اهل ریاضت
ب) اوپانیشادها (Upanishads) به
معناى نزدیك نشستن، كنایه از آموختن اسرار دین.
اوپانیشادها شهرت زیادى پیدا كرد. این كتاب را براى
نخستین بار شاهزاده دانشمند، هنرمند و عارف، داراشكوه عرفان اسلامى و هندویى، در
۱۰۶۷ ه.ق. به زبان فارسى ترجمه كرد و آن را سر اكبر نامید. (نخستین آشنایى غریبان
با اوپانیشاد از طریق همین ترجمه بود.)
اوپانیشاد به نام ودانتا (Vedanta) به
معناى پایان وداها نیز خوانده مىشود. این كتاب بطون وداها را مىشكافد و توجه مردم
را از آداب و رسوم ظاهرى به اسرار درونى و مفاهیم باطنى جلب مىكند. كتاب یاد شده
شهرت جهانى دارد، تا آنجا كه برخى مطالب توحیدى آن در المیزان نوشته علامه طباطبایى
آمده است .(1)
خدایان سه گانه
آریاییان
هندوستان مانند سایر مشركان به خداى حقیقى جهان نیز معتقد بودند و او را برهما
(Brahman) به معناى قائم بالذات و ازلى و ابدى مىنامیدند. آنان در آغاز بت و
بتخانه نداشتند و مراسم عبادى خویش را در فضاى باز مىدادند و به خدایانى مذكر كه
معمولا نماد اجرام آسمانى بودند، عقیده داشتند. در دورانهاى بعد بتهایى بىشمار و
بتخانههایى باشكوه و گوناگون ساختند و خدایانى مانند الهه مادر، الهه زمین، مار
كبرا و غیره را به مجموعه خدایان خود مىافزودند.
خدایان تثلیث هندو (Trimurti
Hindu) عبارتند از:
1. برهما (Brahman)، خداى ایجاد
كننده (كه قبلا اشاره شد)
2. شیوا (Siva) خداى فانى كننده كه مجسمه چهار دست و
در حال رقص او فراوان است. رقص شیوا نقش او را در ایجاد و انهدام نشان مىدهد
3.
ویشنو (Vishnu) خداى حفظ كننده. جلوههاى دهگانه این خدا براى مردم در طول تاریخ
عبارت است از: ماهى، لاك پشت، گراز، موجود نیمه آدم و نیمه شیر، كوتوله، راما
(Rama)تبر به دست، راما، كریشنا(Krishna)، بودا (Buddha) و كلكى (Kalki).
(2) آیین هندو فرقههاى بىشمارى دارد كه با یكدیگر
در صلح و صفا به سر مىبرند. پیروان هر یك از این فرقهها بر جنبه خاصى از دین
تاكید مىكنند و معمولا به یكى از خدایان روى مىآورند. طرفداران هر یك از شیوا و
ویشنو جمعیت بزرگى را تشكیل مىدهند.
شیواپرستان عورت شیوا را نیز مىپرستند و
آن را لینگا (Linga) مىنامند. مجسمههاى لینگا و معابد آن نیز فراوان است.
از
جمله ۱۲ بتخانه بزرگ و باشكوه كه به افتخار لینگا و براى پرستش آن بنا كرده بودند،
معبد سومنات(Somanatba) است. ثروت هنگفت و خیالانگیز آن بتخانه كه چهارده گنبد طلا
داشت، سلطان محمود غزنوى را تحریك كرد تا به سال ۴۱۶ هجرى قمرى به سوى آن لشكر كشد
و خزائن انباشته از زر و سیم و گوهرهاى گرانبهاى آن را كه طى قرنها گرد آمده بود،
تاراج كند. هندوان حملههاى سابق وى به بتخانههاى دیگر را به علت خشم گرفتن بت
معبد سومنات به آن معبد توجیه مىكردند. سلطان محمود با سپاهى انبوه به عنوان
بتشكنى به سومنات حمله كرد و پس از كشتن گروهى بىشمار از هندوان، گرزگران خود را
بر فرق مجسمه لینگا كوبید. وى براى نشان دادن فتح نمایان خود قطعهاى از آن را به
مكه معظمه و بغداد و بلاد اسلامى دیگر فرستاد.(3)
افرادى از شیواپرستان، به نام
لینگاوات (vat - Linga) یعنى حاملان لینگا كه مسلكشان در قرن دوازدهم میلادى
پایهگذارى شده است، پیوسته مجسمهاى از لینگا را كه داخل كیف كوچكى است به گردن
آویخته دارند. چیزهای شگفتآورى مانند قربانى انسان و نوشیدن شراب در كاسه سر
مردگان به برخى از فرقههاى شیوایى نسبت داده مىشود. فرقههاى شكتى (Sakti) به
معناى نیرو، معتقدند قوه الهى در جنس لطیف قرار دارد. از اینجاست كه در معابد شكتى
زنانى جوان مىرقصند. برخى از این فرقهها رقصهاى وحشیانه، آوازهاى گوش خراش و
حركات جنونآمیز را براى تكامل روحى لازم مىدانند.
نظریه تناسخ و تصور
كارما

بر اساس قانون كارما (Karman) به معناى كردار، آدمى
نتیجه اعمال خود را در دورههاى بازگشت مجدد خود در این جهان مىبیند. كسانى كه كار
نیك انجام دادهاند، در مرحله بعد زندگى مرفه و خوشى دارند و آنان كه كار بد
مىكنند، در بازگشت با بینوایى و بدبختى دست به گریبان خواهند بود و چه بسا به شكل
حیوان بازگشت كنند. به عقیده برخى تناسخیان، بازگشت انسانها ممكن است به یكى از
چهار صورت زیر باشد كه تصادفا به ترتیب الفبا از جمادات تا انسانها را شامل
مىشود:
1. رسخ، یعنى حلول شخص متوفى در
جمادات
2. فسخ، یعنى حلول شخص متوفى در نباتات
3. مسخ، یعنى حلول شخص متوفى
در حیوانات
4. نسخ، یعنى حلول شخص متوفى در انسانها (تناسخ).
سمسارا (Samsara) به معناى تناسخ در بسیارى از ادیان
و مذاهب جهان (حتى نزد برخى فرقههاى انحرافى جهان اسلام) با عناوین گوناگون وجود
داشته و دارد، (4) اما این عقیده در آیین هندو از اهمیت بیشترى برخوردار است.
هندوان معتقدند آدمى همواره در گردونه تناسخ و تولدهاى مكرر در جهان پر رنج گرفتار
است.
تنها راه رهایى انسان از گردونه تناسخ و تولدهاى مكرر در جهان پر درد و بلا
پیوستن به نیروانا (Nirvana) است. این كلمه در لغت به خاموشى و آرامش و در اصطلاح
به فناى فىالله دلالت مىكند. نیروانا مورد توجه بوداییان واقع شده
است.
فلسفه وحدت وجود
حكیمان و دانشمندان هندو مىگویند خدایان بىشمار آن
دین همه مظاهر یك خداى واحد و بزرگند و تمام موجودات بخشهایى از كالبد عظیم الوهیت
به شمار مىروند. از دیدگاه آنان این جهان و همه اجزاى آن در حقیقت خیالى بیش نیست.
این خیال را مایا (Maya) یعنى فریب و وهم مىنامند. به عقیده آنان تمام این
صورتهاى وهمى سرانجام نابود مىشوند و تنها برهما كه ثابت و پایدار است، باقى
مىماند.
در قرون اخیر عرفان هندویى غربیان را مسحور كرده است، همان طور كه
عرفان اسلامى نیز در جلب غربیان به اسلام سهم زیادى دارد.
قوانین اخلاقى، تصوف و
اندیشههاى لطیف آیین هندو از روزگار كهن جذابیت داشته است و تاثیر تفكرات هندو بر
اهل تصوف در مسیحیت و اسلام دیده مىشود.
اصول ایمان هندوان چهار چیز است:
1. الوهیت روح
2. وحدت
موجودات
3. وحدت خدایان
4. وحدت مذاهب و ادیان.
آیین هندو با خودمحورى میانهاى ندارد و یك هندو
مىتواند علاوه بر آیین خود به هر یك از ادیان جهان بگرود. با این وصف، شدیدترین
تعصبها را مىتوان میان هندوان یافت. كافى است به یاد بیاوریم كه مهاتما گاندى به
سبب اعتقاد به برابرى هندوان و مسلمانان، مورد دشمنى گروهى از هندوان قرار گرفت و
یكى از ایشان او را با گلوله كشت. ملىگرایى هندویى در دورههاى اخیر بسیار شدت
یافته است و یكى از تازهترین و خشنترین مظاهر آن تخریب مسجد بابرى و كشته شدن
تعداد بىشمارى از مسلمانان و هندوان در این حادثه بود. مستمسك آنان در ارتكاب این
عمل این بود كه مكان مسجد بابرى زادگاه بت راما بوده است. آنان با این سخن ادعا
مىكنند كه ویشنو (یكى از خدایان تثلیث هندو) در آنجا به شكل بت راما جلوه كرده و
به همین دلیل، هندوان در آن مكان بتخانهاى ساخته بودند كه به مسجد تبدیل شده است.
آنان به همین بهانه بتهاى خود را بر ویرانههاى مسجد نصب كردند و آنها را
پرستیدند. هندوان تصمیم دارند ساختمان بتخانه را در فرصت مناسب آغاز كنند.

فلسفه یوگی یا روش جوكیان
به عقیده هندوان، دستیابى به حقیقت یا اتحاد با خداى
توانا از طریق یوگا (Yoga) یعنى یوغ نهادن حاصل مىشود. یوگا به ریاضتهاى سخت و
طاقتفرسا دلالت مىكند و معمولا با نشستن آرام و پیوسته به شكل چهار زانو و همراه
با تامل انجام مىگیرد، اما شیوههایى دیگر نیز معمول است، مانند ایستادن، وارونه
ایستادن، خم شدن و آویختن دستها و زیستن روى تختى كه سراسر آن میخهاى تیزى سر بر
آورده است. این عملیات چه بسا براى دهها سال ادامه یابد و با مشقتهایى دیگر مانند
پیش رو نهادن آب و تشنه به سر بردن همراه باشد.(5)
با آنكه هدف از ریاضت وصول به
حقیقت است، گاهى كشف و كراماتى را پدید مىآورد. یوگى (Yogin) معمولا آن امور را
مانع كمال خود مىداند و بسیار مىشود كه به آن خوارق عادت ابدا توجهى نكند و از
اظهار آن روى بگرداند.

حبس دم به گونهاى است كه بر اثر تمرینهاى سخت تنفس كاهش مىیابد و
یوگى در طول سال به چند نفس بسنده مىكند. همچنین ضربان نبض و سایر كارهاى بدن را
مىتوان با یوگا در اختیار گرفت. در همه این حالات بدن شیوههاى نویى را برمىگزیند
و زنده مىماند. چه بسا یك یوگى را به مدت شش ماه دفن كنند و پس از این مدت قبر او
را بشكافند و او را بیرون آورند و وى با یك بار تنفس زندگى را از سر گیرد.
تواناییهاى دیگرى نیز براى برخى از آنان میسر مىشود، مانند رهایى از جاذبه زمین،
متوقف كردن قطار، به جوش آوردن آب با یك نگاه و غیره. (6)
دانشمندان مغرب زمین
به تكرار، آزمایشهاى علمى گوناگونى روى یوگیان انجام داده و واقعى بودن این حالات
را به اثبات رساندهاند. از جمله یك هیئت علمى فرانسوى به رهبرى دكتر بروس در ۱۹۳۶
تحقیقات و آزمایشهایى در باب یوگیان انجام داد و دستاوردهاى خود را منتشر
كرد.(7)
حسین توفیقی. سایت گفتگوی تمدن ها
پینوشتها:
1- المیزان، ج ۱۰، صص ۳۰۲ - ۳۰۱.
2- كلكى موعود آخرالزمان است كه
براى اصلاح جهان، شمشیر به دست و سوار بر اسب سفید، ظاهر خواهد شد.
3- معبد
سومنات بارها ویران شده و شالوده بناى كنونى آن در سال ۱۹۵۱ نهاده شده است.
4-
شاعرى از روى طنز، چارپایى را مخاطب قرار داده و این رباعى را گفته است:
اى رفته
و باز آمده بل هم گشته
نامت زمیان مردمان گم گشته
ناخن همه جمع آمده و سم
گشته
ریشت ز عقب در آمده دم گشته
5- آداب و شرایط یوگا در كتاب پاتانجالى
آمده است و دانشمند بزرگ مسلمان، ابوریحان بیرونى آن را به عربى ترجمه كرده
است.
6- لازم است تاكید شود كه در امثال این امور، شایعات بىاساس و داستانهاى
بىپایه بمراتب بیشتر از واقع است.
7- مجله Medicale Presse، ش ۸۳، ۱۴ اكتبر
۱۹۳۶.
نقل از وبلاگ انجكن علمی ادیان و عرفان دانشگاه فردوسی