| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
900
|
87/10/12 (11:02)
|
|
||
|
|
10
|
617
|
90/4/11 (10:08)
|
|
||
|
|
27
|
286
|
91/3/6 (00:11)
|
|
||
|
|
70
|
527
|
91/2/31 (16:43)
|
|
||
|
|
0
|
114
|
91/2/25 (17:04)
|
|
||
|
|
16
|
61
|
91/2/10 (15:25)
|
|
||
|
|
21
|
204
|
91/1/28 (19:51)
|
|
||
|
|
179
|
3284
|
91/1/26 (15:19)
|
|
||
|
|
20
|
216
|
91/1/25 (13:58)
|
|
||
|
|
79
|
486
|
91/1/29 (17:46)
|
|
||
|
|
106
|
770
|
91/1/22 (12:50)
|
|
||
|
|
32
|
622
|
91/1/7 (21:28)
|
|
||
|
|
148
|
1031
|
90/12/29 (01:40)
|
|
||
|
|
101
|
1022
|
90/12/21 (23:58)
|
|
||
|
|
22
|
252
|
90/12/20 (21:12)
|
|
||
|
|
38
|
265
|
90/11/21 (23:39)
|
|
||
|
|
487
|
2737
|
90/10/24 (23:32)
|
|
||
|
|
21
|
168
|
90/10/8 (19:38)
|
|
||
|
|
20
|
261
|
90/9/25 (01:23)
|
|
||
|
|
87
|
880
|
90/9/19 (18:45)
|
|
![]() |
Confucianism |
![]() |
تك شاخ هزاران سال در اسطوره شناسی چین حضور داشت. به شكلهای مختلف ظاهر می شد، اما شناخته شده ترین نوع آن، دیوی با پیكر گوزن، دم گاو، سمهای اسب، و یك شاخ كوتاه میان پیشانی بود. موی پشت او پنج رنگ است به نشانه 5 رنگ مقدس چینی ها: قرمز، زرد، آبی، سفید و مشكی. موی روی شكمش زرد. در برخی شرح ها آمده كه پوست سبزی مانند اژدها دارد. تك شاخ چینی با عنوان كیلین شناخته شد، و تركیبی از كی(ki) ، تك شاخ مرد، و لین(Lin)؛ تك شاخ زن است. او كاملاً مراقب است كه حتی كوچكترین حیوانی را لگد نكند و فقط از گیاهانی بخورد كه دیگر چیزی از عمرشان باقی نمانده. او 1000 سال زندگی می كند.

چینی ها همچنین معتقدند كه تك شاخ توانسته تولد مردی بزرگ را مثل كنفسیوس فیلسوف پیشگویی كند. در 551 پیش از میلاد مادر باردار كنفسیوس تك شاخی را در جنگل دید. تك شاخ تكه كوچكی پشم سبز به او داد و سرش را روی پاهای زن گذاشت. زن متوجه اهمیت این اتفاق شد و می دانست كه موهبتی از جانب خداست.
نوشته روی آن قطعه پشم از گستردگی خرد پسر آن زن گفته بود؛ و قطعاً كنفسیوس قابل احترام ترین فیلسوف بین فیلسوفان چینی بود. حتی امروز هم، 2500 سال بعد از آن واقعه، سخنان خردمندانه او مورد احترام هستند. كنفسیوس در سالهای پیری مرتباً آن تك شاخ را می دید و می دانست كه مرگش به زودی فرا می رسد.
نخستین تقدیر رسمی از كنفسیوس در چین كمونیست
برای نخستین بار از زمان تاسیس جمهوری خلق چین در سال ۱۹۴۹ میلادی مقامات كمونیست رسما از كنفسیوس تقدیر كردند.
" بسیاری از ملتها، ملتهای صبوری هستند و با كمبودها میسازند، انسان درك میكند كه فلان چیز كم است اما یك ملت زمانی این مسئله را تحمل میكند كه آن چیز برای همه كم باشد.
مشكل اصلی ما این است كه افراد به تناسب مقامشان به وظایفشان عمل نمیكنند؛ چون پادشاه، پادشاهی نمیكند، وزیر، وزارت نمیكند، معلم، معلمی و جنگنجو، جنگجویی نمیكنند و ... همه چیز دچار آشوب شده است.
اگر میخواهید دولتی زود سقوط كند، كارهای بزرگ را به آدمهای كوچك بسپارید و آدمهای بزرگ را به كارهای كوچك وادارید؛ این موضوع نكته اصلی شكست یك دولت است."
فرهنگ چینی، فرهنگی غنی و به اصطلاح با اصل و ریشه است؛ مطالعه و سیر در فرهنگ اقوام دیگر علاوه بر لذت فیذاته، به نظر حكم عقل نیز میرسد.
با این دو مقدمه آشكار بدون پردازش به حواشی زائد، به اصل موضوع مورد نظر یعنی گوشههایی از اندیشههای فردی میپردازیم كه او را نماینده 2500 سال تمدن چینی معرفی میكنند و اگر كسی با او و اندیشههایش آشنا شود، بخش قابل توجهی از مسیر شناخت فرهنگ چینی را طی كرده است.
كنگ فودزو (یعنی استاد كنگ) كه صورت لاتینی آن به "كنفسیوس" تبدیل شده را متولد 551 قبل از میلاد میدانند؛ یعنی تقریبا همدوره كوروش هخامنشی در ایران.
البته او نه یك پیامبر است و نه یك دینیار، بلكه همچون سایر فلاسفه چینی، تعلق خاطری به دین ندارد اما نظرت اجتماعی او كه بر مبنای اصول اخلاقی و انسانی استوار است همواره مورد توجه علاقهمندان به فرهنگ و تاریخ باستان و كارشناسان امور سیاسی و اجتماعی و یا اصلاح اجتماعی قرار داشته است.
بدون شك میتوان انتقادات و اشكالات چندی را بر اندیشههای این اندیشمند چین باستان، وارد كرد اما توجه به آموزههای او از این جهت حائز اهمیت و شیرین است كه این سخنان و نظرات متعلق به قرنها حتی پیش از میلاد مسیح(ع) است؛ جالب است بدانیم در دورانی كه سردمداران اخیر فلسفه غرب و پیروان مدرنیزاسیون در خواب عمیق غفلت فرو رفته بودند و هیچ نشانهای هم بر قصد آنان برای بیدار شدن از این غفلت دور و دراز دلالت نمیكرد، در شرق دور كنفسیوسی میزیسته و نظراتی به واقع جالب توجه را هم ارائه كرده است.
گوشههایی از نظرات او چنین بوده است:
- فرمانروا صدر حكومت است؛ امیر "باد" است و مردم چون "علف" و علف در جهت باد خم میشود.
- اگر حكومت، صالح باشد، رعیت حق اعتراض ندارد.
- اگر در جهان "اصل درستی" حاكم باشد، نه رعیت میتواند از پادشاه خرده گیرد و نه قوای پادشاه این طرف و آن طرف میشود؛ دیگر جنگ را كس دیگری درست نمیكند، هر كس آئینی را اختراع نمیكند و هر نفر برای خود یك موسیقی را مد نمینماید؛ اینها همه شان پادشاه است.
- بنیادهای یك "حكومت صالح" در سه اصل فروانی خوراك، به سامان بودن ارتش و وجود اعتماد بین مردم قابل خلاصه شدن است.
- امیر نگران نداشتن ثروت نیست بلكه نگران توزیع عادلانه ثروت است؛ پس مسئله داشتن یا نداشتن ثروت نیست و حكومت خوشبخت، حكومتی نیست كه ثروت زیادی دارد، شاید حكومتی خیلی كم داشته باشد اما همین مقدار كم اگر به عدالت تقسیم شود از انقراض آن حكومت جلوگیری كند...
- خیلی از ملتها، ملتهای صبوری هستند و با كمبودها میسازند، انسان درك میكند كه فلان چیز كم است اما یك ملت زمانی این مسئله را تحمل میكند كه آن چیز برای همه كم باشد.
- مشكل اصلی ما این است كه افراد به تناسب مقامشان به وظایفشان عمل نمیكنند؛ چون پادشاه، پادشاهی نمیكند، وزیر، وزارت نمیكند، معلم، معلمی و جنگنجو، جنگجویی نمیكنند و ... همه چیز دچار آشوب شده است.
- اگر میخواهید دولتی زود سقوط كند، كارهای بزرگ را به آدمهای كوچك بسپارید و آدمهای بزرگ را به كارهای كوچك وادارید؛ این موضوع نكته اصلی شكست یك دولت است.
- پادشاه وظایف خودش را به چند وزیر واگذار كرده و خود عملا از قدرت بركنار است، وزرا یا همسر او برایش تصمیم میگیرند؛ جنگجو به جای اینكه بجنگد و از مرزهای كشور پاسداری كند، مشغول كسب و كار اقتصادی است، جاسوسان به جای اینكه مراقب دشمنان باشند، در حال داد و ستد در مرزهای خارجی هستند، دانشمندان و معلمان و دانشجویان در شئون دیگری غیر از وظایفشان كار میكنند و نهایتا هیچكس سر جای خود نیست؛ این شرایط "آشوب اجتماعی" نام دارد و هر گاه هر كس به جای خود و به تناسب اسم خود عمل كند، جامعه اصلاح شده و نظامی هماهنگ به وجود میآید...
آیا نوع نگاه كنفسیوس به جامعه صحیح است؟ به واقع جامعهای كه همه چیز آن سر جای خود باشد، قابل تحقق است یا این تنها مدینه فاضلهای است كه اندیشمند چینی 2500 سال پیش بر اساس آرزوهای ذهنیاش برای ما ساخته ؟ آیا در حكومتی صالح، مردم حق اعتراض ندارند؟ آیا تشبیه امیر به باد و مردم به علف صحیح است؟ آیا كنفسیوس آنگونه كه در دوره اوج كمونیسم در چین میگفتند، توده مردم را هیچ میانگارد و در چنین صورتی اصلا تحقق جامعه آرمانی او امكان پذیر است؟ و ...
همانگونه كه پیش از این نیز ذكر شد، انتقاداتی بر اندیشه های این اندیشمند چینی وارد است اما بسیاری از نظرات او نیز ثواب و مطابق اصول انسانی، اخلاقی و بعضا الهی است؛ بسیاری از نقطه نظرات كنفسیوس هر چند كه بسیار بدیهی مینماید، اما امروزه نه تنها در جامعه عزیز خودمان كه در اكثر مناطق این كره خاكی، مورد غفلت قرار داشته و علاوه بر مولودات شری كه داشته، آسیبهای جبرانناپذیری را بر پیكره انسانیت و اخلاق وارد كرده است.
شما چه فكر میكنید؟
یا علی
منبع : http://hami85.blogfa.com/post-28.aspx