| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
862
|
87/10/12 (11:02)
|
|
||
|
|
10
|
530
|
90/4/11 (10:08)
|
|
||
|
|
20
|
158
|
90/11/21 (11:54)
|
|
||
|
|
38
|
177
|
90/11/21 (11:00)
|
|
||
|
|
6
|
38
|
90/11/21 (11:00)
|
|
||
|
|
65
|
415
|
90/11/20 (00:18)
|
|
||
|
|
143
|
891
|
90/11/19 (18:10)
|
|
||
|
|
11
|
34
|
90/11/16 (16:18)
|
|
||
|
|
19
|
165
|
90/11/10 (09:50)
|
|
||
|
|
22
|
176
|
90/11/10 (09:40)
|
|
||
|
|
487
|
2695
|
90/10/24 (23:32)
|
|
||
|
|
21
|
118
|
90/10/8 (19:38)
|
|
||
|
|
20
|
217
|
90/9/25 (01:23)
|
|
||
|
|
87
|
788
|
90/9/19 (18:45)
|
|
||
|
|
97
|
924
|
90/9/2 (01:55)
|
|
||
|
|
178
|
3190
|
90/9/2 (01:54)
|
|
||
|
|
701
|
3093
|
90/8/11 (03:49)
|
|
||
|
|
32
|
524
|
90/8/11 (03:48)
|
|
||
|
|
42
|
276
|
90/8/11 (03:46)
|
|
||
|
|
210
|
1799
|
90/7/13 (21:24)
|
|
|
|
|
| ||||||||||
|
مناطق توریستی , دین شینتو (عکس)
هیمهجی- جو | |
| هیمهجی- جو با 83 عمارت و سیستم بسیار پیشرفته دفاعی و حفاظتی كه قدمتشان به اوایل دوره شوگان بر میگردد. | ![]() |
| بناهای در منطقه هوریو- جی | |
| حدود چهل و هشت عمارت و بنای یابود در منطقه هوریو- جی در استان نارای ژاپن واقع شده است. | ![]() |
| بناهای تاریخی کیوتو قدیم (شهرهای کیوتو، اوجی و اوتسو) | |
| کیوتو، شهری که در سال 794 به سبک پایتختهای کهن چین ساخته شده، از همان ابتدا تا اواسط قرن نوزدهم پایتخت سلطنتی کشور ژاپن بود. | ![]() |
شینتو : دین ژاپنی
|
هفت خدای ژاپنی (شیتو)
بیشامنتن ، خدای رزمجویان و مجازات کنندهٔ بدکاران
اماتراسو، ایزدبانوی خورشید در آئین شینتو
تندیس ابیسو : خدای ماهیگیران ، بحث و اقبال
خدای اب
خدای باد
شینتو
ژاپن را دائی نیپون
نیز می نامند.به معنای کشورخورشید تابان.مردم ژاپن به سرزمین خود عشق
می ورزند و آنرابسیار دوست دارند .آنان خود را از نسل خدایان آسمانی و
سرزمینشان را سرزمین خدایان می دانند که خورشید از این نقطه بر سایر
مردم جهان می تابد.
آئین شینتو نیز بر این اصل استوار است.دینی بر اساس وفاداری و دلبستگی
به میهن.مردن ژاپن عشق به میهن را ابتدا بعنوان یه امر قلبی و احساسی و
سپس مسئله ای دینی و ایمانی میدانند.از این رو به امپراطور بعنوان مظهر
میهن و کشور بسیا روفادارند و در راه او هرآنچه باشد فدا میکنند و از
چیزی دریغ ندارند.
پرستش ژاپن به
مثابه اولین مخلوق الهی و وفاداری متعبدانه نسبت به
مافوق نیز دو صورت متعین دیگر از همین روح تعبد
هستند، ملازم با استحاله ذاتی فرد انسانی.
در ژاپن همه چیز مقدس است.کوه ،دره،درخت،جنگل و این پیوستگی در جای جای
زندگی آنان رسوخ کرده و در اماکن مذهبی آنان پوشیده از درختان سرسبز
توام است.لفظ
« کامی – نو – میچی » در زبان ژاپنی مترادف شینتو یا شین تائو است که
در
زبان چینی به معنای « راه خدایان » است. « کامی » ـ که
مفهوم تحت اللفظی آن
« بالاتر » است ـ به همه ذوات طبیعی که
مستحقّ احترام و تحسین یا ترس هستند اطلاق می
شود: گیاهان و درختان، حیوانات ، کوه ها و دریاها،
افراد بشر و حتی موجودات شرور و موهوم.
احساس
پیروان شینتو در برابر کامی، احساس بیم کودکی است که
پس از طیّ طریق در جنگلی روشن، به ناگاه خود را
در برابر غاری تاریک و پوشیده از درختان کاج بیابد. آنان اموات و
نیاکان خویش را نیز با چنین احساسی می پرستند.
تا قبل از سال 1945 هیچ بیگانه ای به سرزمین ژاپن وارد نگشت و به آن
مسلط نشد.این باور در میان ژاپنی ها وجود دارد که هیچ غیر ژاپنی نباید
در ژاپن زندگی کند و یک غیر ژاپنی هم نباید در کشور دیگری بمیرد.
این جزو اعتقادات دینی ژاپنی هامحسوب نمیشود و به غیرت ملی و عواطف
وجدانی آنان بر میگردد.ژاپنی ها مردمانی بسیار مغرور و در عین حال صبور
و ساکت هستند.
شینتو در لغت به معنی روش خدیان است و از واژه چینی شن تائو گرفته
شده.تمام باور و اعتقاد ژاپنی ها در این کلمه نهفته شده و افسانه
پیدایش ژاپن نیز بر این اعتقاد استوار است..مردم ژاپن امپراطور را
فرزند بی واسطه فرزند خدای آفتاب آماتراسو میدانند.و ایمان دارند که
تمام آفرینش این سرزمین منشا الهی دارد و به خواست و اراده خدایان است.
از این رو شینتو افسانه ایست از مجموعه تخیلات و اوهام گذشته و حال نسل
مردم ژاپن که سخت مورد توجه آنان میباشد.شینتو دین ارواح پرستی است که
در دو خدای ایزاناگی یا خدای نر و ایزانامی یا خدای ماده متبلور شده که
اولی خدای اسمان و پدر کل و دومی خدای زمین و مادر کل است.خدای آتش
کاگوتسوشی رمز خستگی و کم ابی است که مادر خود زمین را به هلاکت رسانید
و خدای آسمان با ضربت شمشیر وی را کشت و بعد از این خدایان رعد و برق
پدیدار شدند و از آن مولود خشک انتقام گرفتند.اینها بخشی از فلسفه دینی
شینتو میباشد.
این اشفتگی در فلسفه دینی بخاطر تعدد قومی در کشورژاپن است که از تیره
مغولان و کره ای ها و همچنین مالایی و مردمان نیمه وحشی بنام اینو
ایجاد شده و ترکیبی بودند از قبا ئل متعدد که خود استقلالی داشته و از
اداب و رسوم ویژه ای برخوردار بودند.
سحر و جادو واحترام به تابو با توجه به گرایش انان به مظاهر طبیعت و
اطاعت بی چون و چرا از فرمانروایان شالوده آئین شینتو است.روباه در
میان اینان بعنوان پیامبر خدایان علوی شمرده میشد و مورد پرستش بود.
مردم ؤژاپن اگرچه همواره در زندگی خود به سادگی می زیسته اند ولباس
آنان عمدتا از جنس کتان و کنف و خشن بود اما رعایت بهداشت و نظافت در
سرلوحه امور شخصی انان قرار داشت که امروز به بخش جدانشدنی از فرهنگ
عمومی و دینی انان در آمده است.
در دوران باستان شینتو بصورت منسجم و مدون موجود نبود اما در قرن پنجم
میلادی با نفوذ تمدن چینی به مرزهای ژاپن بعنوان مقابله با گسترش تمدن
چینی جنبه فرهنگ ملی بخود گرفت.
اگرچه نمیتوان تاثیر فرهنگ و تمد چینی را بر مردم ژاپن انکار کرد.آنان
فنون و حرفه های متعددی از چینی ها آمختندکه زندگیشان را متحول نمود
مانند فلزکاری،سفالگری،منبت کاری،زراعت و باغبانی،ساختن انبار اب و
کانال کشی که خود نیز به سلیقه ملی تغییراتی در اینها دادند.
نفوذ اندیشه کنفوسیوسی موجب رشد باورهای شینتویی شد تا انجا که دامنه
نسبت خدایی از اشراف به ثروتمندان رسید و تبارشان را به یکی از الهه ها
منسوب میکردند.به نحوی که تا اواخر قرن 19 سراسر ژاپن در توهم اسمانی و
خدایی بودن خانواده اش قرار داشت.
اما تاثیر قالب ملاحظه بر مردم ژاپن نفوذ و حضور اندیشه های بودایی بود
که دامه قدرت را از نگرش کنفوسیوسی گرفت و از مطلق انگاری بیرون
آمد.افراد خاندان امپراطوری و سپس اشراف به این آئین روی آوردند و
معابد بودایی رونق گرفت و در دل مردم ژاپن نشست.
اما این گرایش عمومی جنبشی را موجب گردید که به مدون شدن افکار و
اندیشه ها و آئین های باستانی منجر شد.در سال 620 میلادی اولین کتاب به
نام کوجیکی یا تاریخ وقایع گذشته نوشته شد که سرگذشت سلاطین این سامان
را حکایت میکرد.
در ادامه این انقلاب فرهنگی برخی از روحانیون بودایی ژاپن با اظهار
مکاشفات خود مدعی شدند خدایان بودایی در حقیقت همان خدایان زاپنی هستند
که در جای دیگری دوباره متولد شده اند.
نتیجه این اقدام ظهور آئین ریو بو یا شینتو ترکیبی بود.این عملکرد آئین
شینتو سنتی را در معرض نابودی قرار داد و سالها مردم ژاپن تحت آموزش
روحانیون مذهب ریوبو قرار داشتند.
این سیر تاریخی تا قرن 13 میلادی ادامه داشت.از این تاریخ نزاع طبقاتی
بین فئودالیزم و طبقه عامه باوج رسید و در فاصله چهار قرن ادامه یافت.
تا هنگامی که در اوخر قرن 16 نظام دیکتاتوری از میان رفت و سردارانی
بنام شوگون بر اوضاع مسلط شدند که حدود سه قرن دوام داشتند.
در این مدت شینتو مجددا احیا شد و دوباره متولد گردید.حتی از اغاز ظهور
ریوبو برخی از روحانیون شینتو سنتی مدعی بودند کامی درعقیده ژاپنی ها
اعتقادی ذاتی و باطنی است و پرستش خدایان بودایی امری صوری و ظاهری.
این باور بنای خود را بر الهی بودن امپراطور گذاشت.در میان اینان
اندیشه شخصیتی بنام موتوری بسیار باارش و مورد احترام قرار گرفت که در
حقیقت جز طریقت خدایان قدیم(شینتو سنتی) بود.او میگفت هیچ ملتی در دنیا
از نظر شان و مرتبه با ملت ژاپن برابر نیست چون امپراطور ژاپن مستقیما
زائیده خدیان است و از نژاد ایشان میباشد و سایر ملل باید در مرتبه
پائین تری از اینان قرار بگیرند.وی اعتقادات بودای و کنفوسیوسی را غیر
اصیل و مردود اعلام کرد و باور سنتی ژاپنی ها را موهبتی الهی شمرد.
از اواسط قرن 19 دگرگونیهای عدیده ای در باور ژاپنی ها پدیدار شد
.اگرچه آنان سخت از اعتقادات خود دست می کشیدنداما برقرای روابط به
دیگران ناگزیر از این تغییر و تحول بود.
به منظور حفظ آثار اعتقادی شینتو در سال 1889 که اولین قانون اساسی
ژاپن بوجود آمد اسطوره قدیمی شینتو پایه حکومت امپراطور یعنی حکومت
وراثتی قرار گرفت.
با تصدی امپراطوری توسط میجی اولین اقدام به رسمیت شناختن مذهب شینتو
بود و دستور دارد کلیه آثار و عناصر بودایی و کنفوسیوسی ازمعابد خارج
شود.
اگرچه در قانون سال 1889 حق آزادی مطلق در عقیده داده شده بود اما
امپراطور جدید بیشتر به شینتو اصرار داشت و اداره ای هم برای آن مقرر
گردی که زیر نظر امپراطور اداره میشد.
از این تاریخ دو نوع مذهب در ژاپن بنام شینتو موجودیت پیدا کرد.
شینتو ملی و شینتو دولتی.
شینتو دولتی که تا سال 1945 از حمایت مستقیم دولت برخوردار بود مجموعه
ای از تشریفات عبادی و برنامه های دینی محسوب میشد.این مراسم در معابدی
که متعلق به هیچ فرقه و گروهی نبود انجام میگرفت و درحقیقت به نوعی
تحریک احساسات و تربیت حس وطن پرستی بود.
اما شینتو ملی در برابر مسحیت غربی و بودیزم مقاومت میکرد و آموزه های
آن نیز استوار بر این اصول بود.
بوشیدو نیز زائیده شینتو ملی است.هشت اصل بوشیدو یعنی وفاداری-حق
شناسی-جرات-عدالت-صداقت-ادب و نزاکت-خویشتن داری-شرف سراسر سرزمین ژاپن
را تحت تاثیر قرار داد.
از ویژگی ها این آئین هارای گری یا خودکشی ژاپنی هاست که هر فرد شجاع و
دلیر تنها بدین وسیله میتواند جبران گناه و کفاره شکست را فورا به قیمت
جان بعمل آورد.
این
خصوصیت شگفت انگیز که در میان هیچ قوم دیگری وجود
ندارد نشانه بی بدیل آن استکه وطن پرستی و
میکادوئیسم و صورت دیگری از همین روح که در وفاداری مطلق نسبت به مافوق
ظهور یافته، در نزد ژاپنی ها حتی از حبّ نفس و حرمت
خون نیز به فراتر نشسته است.
زائر معابد شینتو با ورود به معبد زنگ کوچکی را که آویخته به سایبانی
است بصدا در می آورد و دست و دهان خود را می شوید ، کلاه و نیم تنه خود
را در نی آورد و در برابر نردبام ضریح دستها را به علامت بخشش خواستن
به روی سینه با یکدیگر جفت نموده و سرتعظیم فرود می آورد.سپس مجددا زمگ
را بصدا در آورده و در حالت تواضع و خشوع هدیه و نیاز خود را در دستار
بسته به محل مخصوص نذورات می افکند.بعد دعا میخواند و در حال رکوع به
خواندن ادعیه مشغول میشود.در پایان بسوی دروازه برگشته و روبه ضریح
تعظیمی میکند و خارج میشود.
دین شینتو نه
پیامبر دارد، نه کتاب مقدس و نه نظام تشریعی.شینتوییسم
یک « دین اساطیری
» است و بنابراین، نسبتِ پیروانش با
معتقدات خویش نه از عقل متعارف منشأ گرفته است و
نه از وحی.
لفظ «
تسومی » که به مفهوم « گناه » یا «
جنایت» است با آنچه که در سایر ادیان الهی به این
مفهوم وجود دارد کاملاً مغایر است. « تسومی » با آیین
های مربوط به پلیدی زدایی پیوند دارد، نه با
احساس گناه مذهبی؛ و پلیدی ( که گا ) به خون، مرگ، قاعدگی،
مقاربت جنسی و زایمان رجوع دارد. در شینتو تصوری از
بهشت که با تعالی نفس حاصل آید و جهنمی که تجسم
اعمال گناه آلوده باشد وجود ندارد.
سرنوشت منطقی شینتواین است که یک دین جهانی و فرهنگ نجات بخش برای
همه افراد بشرباشد. وظیفه مردم و امپراتور ژاپن این
است که این دین و فرهنگ را گسترش دهند تا جایی
که امپراتور ژاپن فرمانروای روحانی و مادی سراسر عالم باشد.
این فتح عالم بایداز طریق صلح طلبانه
صورت گیرد، اما به نظر منطقی می آید که اگر
راه های مسالمت جویانه به نتیجه نرسید از قدرت عظیم
امپراتوری استفاده شود.
تُریی (ژاپنی: کانجی 鳥居 هیراگانا とりい کاتاکانا トリイ) دروازهٔ سنتی ژاپنی است که معمولا در ورودی پرستشگاههای شینتو (و همچنین برخی از پرستشگاههای بودائی) دیده میشود . تریی از دو ستون پایه و دو تیرک افقی در قسمت بالایش تشکیل میشود ، و بیشتر آن را به لون قرمز شنگرف رنگ میزنند . در برخی ترییها کتیبهای میان دو تیرک منصوب است . تریی سنتی از چوب و سنگ ساخته میشد . اخیرا فولاد و فولاد ضد زنگ در ساختن تریی به کار میرود . تریی برزخ میان معبد مقدس و جهان مدنس است .
معبدهای ایناری (ایزدبانوی باروری ، برنج ، کشاورزی ، روباه ، صنعت ، و کامیابی) ببه طور نمونه تورییهای بسیاری دارد . معمولا کسی که در تجارت کامیاب میگردد ، یک تریی را به معبد ایناری هدیه میکند .
اساس کلمهٔ «تریی» معلوم نیست . یک نظریه ادعا میکند که ترییها محلی برای استراحت پرندگان است . این نظریه بر اساس تحلیل کانجی تریی است : 鳥 = پرنده ، 居 = جایگاه . تفسیر آن این است که در شنتو پرندگان پیامبران خدایان به شمار میآیند . نظریهٔ دیگر میگوید که اصل کلمه tori-iru است (取り入る: عبور و دخول) .
معلوم نیست که آیا تریی از اصل ژاپنی است یا اینکه از جائی دیگر مانند کره وارد فرهنگ ژاپنی شدهاست . هر آینه ، در افسانههای کهن ، اماتراسو ایزدبانوی خورشید از برادر شوخ طبعش بسیار رنجور گشت ، پس خود را در غاری پنهان کرد و مدخل آن را با سنگ بست و بدینسان سبب کسوف خورشید شد . مردم ترسیدند که اگر خورشید دیگر هیچوقت ظاهر نشود ، همه خواهند مرد . مردم پند پیرمرد خردمندی را شنیدند و لانهٔ چوبی بزرگی ساختند و همه جوجه خروسهای شهر رادر آن گذاشتند . جوجهها شروع به سر و صدا کردند و سبب کنجکاوی ایزدبانو اماتراسو شدند . هنگام سر زدن اماتراسو از غار تا ببیند چه خبر است ، کشتی گیر سومو عظیم الجثهای دوید و سنگ بند کنندهٔ غار را هل داد ، و سپس آفتاب دوباره جهان را روشن کرد . آن لانه اولین دروازهٔ تریی بود . از آن هنگام تریی نشان کامیابی و خوشبختی شد و در همهٔ ژاپن منتشر شد .
تریی نشان ورودی به جایگاه مقدس در ژاپن است . تا از یک تریی رد شد ، باید با آب دست و دهان را شست ، و این برای تمیز و پاک شدن پیش از ورود بر خدایان و آغاز نماز و راز و نیاز است . بدین دلیل آدمهای آلوده و کثافت اجازهٔ ورود معابد شنتو نارند تا حیاط معبد را آلوده نکنند . از ردههای آلودگی زنان در حال قاعدگی یا هر کسی که آن سال فردی از خانواده اش را از دست دادهاست . وقتی یک ژاپنی فردی از خانواده اش را از دست میدهد ، به مدت یک سال برای ادای اعمال عبادت به معابد بودائی میرود .
http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Torii&oldid=130178275 ,
( Accessed on May 31, 2007)
هفت خدای بخت و اقبال (انگلیسی : Seven Gods of Fortune ژاپنی : 七福神 رماجی: Shichifukujin) آنان هفت خدای خوشبختی در آئین شینتو ، افسانه های ژاپنی ، و فرهنگ توده است . معمولا اشکال این خدایان در ساختن نتسوکه ("کشکول ژاپنی") و تصویرهای دیگر به کار میرود . هر کدام از این خدایان ویژگی مخصوصی دارد:
بسیاری از خدایان ژاپنی از هندوستان و چین به ژاپن منتقل شدهاند . این هفت خدای مورد نظر از چین منتقل شدهاند . ایزدبانوئی دیگر ، کیچیجوتن ایزدبانوی شادی ، گاهی به جای جوروجین و در صف هفت خدای بخت و اقبال پیدا میشود . دلیل این آن است که جوروجین و فوکورکوجو در اصل مظهر و جلوهٔ همان یک خدای تائوی هستند : "ستارهٔ جنوبی" . هر آینه ، آنچنان که در فرهنگ توده معروف است ، خدایان ژاپنی گاهی نمایان اشیای مختلف در جاهای مختلف میباشند . هفت خدای بخت و اقبال معمولا در تاکارابونه (宝船) "کشتی گنج" تصویر میشوند . داستان های کهن توصیف میکنند که این هفت خدا هنگام نوروز (البته نوروز ژاپنی) به شهر میرسند و هدیههای شگفتآوری را به افراد شایستهٔ آن میدهند . در نوروز کودکان عادتا پاکت سرخ رنگی آراسته به تاکارابونه و حاوی هدیه یا پول دریافت میکنند . تاکارابونه و هفت خدای بر آن معمولا در هنر ژاپنی تصویر میشود .
رایْجین[1] 雷神 خدای تندر و آذرخش (رعد و برق) در افسانههای ژاپنی است. معمولا او به شکل مردی عضلانی تصویر میشود که حلقهای از دستهای طبل همراه خود حمل میکند و این طبلها را برای ساختن رعد و غرش به کار میبرد.
نبشتههای کهن سیما و مظهر رایجین را با مار و کودکی کوچک نمایان میکرد، ولی در حدود دورهٔ کاماکورا[2] تصاویر و تندیسهای رایجین وی را در هیئتی دیو-مانند با تازیانهای در دست و حلقهای طبل پیوند یافته نمایان کرد.
فهرست مندرجات[مخفی شود] |
در عقاید کهن، رعد و برق نماد رفتار تند و شدید کامی رعد و برق بوده، و آذرخشی که زمین را میزند مظهر تجلی رایجین به شمار میآید. اصلا خود کلمهٔ رعد در زبان ژاپنی که «کامیناری»[3] است از دو بخش کامی: かみ (خدا) و ناری: なり (صدا) تشکیل میشود. بر اساس بعضی افسانهها، رایجین و فوجین در اصل دیو بودند که مخالف و ضد خدایان بودند. بودا لشکرش را فرمان داد تا این دو دیو را دستگیر کند. پس از نبردی سخت و طاقتفرسا میان این دو دیو و ۳۳ خدا، آن دو دستگیر شدند و سپس به کامی محول شدند.
در عقاید کشاورزان، رایجین سرپرست کشاورزی است و ظهور وی با باران علاقه دارد. نسبت این خدا با کشت و زراعت بیشتر در واژهٔ برق «اینازوما[4]» یا «اینابیکاری[5]» پیدا میشود که بخش اول این دو کلمه از اینا 稲 به معنی گیاه برنج تشکیل میشود. از دلایل دیگر وابستگی شخصیت رایجین به کشاورزی و آب این عقیده است که برق علت باروری شالیزار است. برای محصول فراوان برنج، کشاورزان ساقههای تازهٔ خیزران و طناب مقدس «شیمناوا»[6] را در جای ضربهٔ برق در شالیزار برپا میکنند، سپس مراسم اَماگُی[7] (نماز استسقا) در معبدها با راز و نیاز با توجه به رایجین اقامت میکنند.
۱. ^ رماجی: raijin ، کانجی: 雷神 ، هیراگانا: らいじん .
۲. ^ کانجی: 鎌倉時代، دورهای از تاریخ ژاپن از سال 1192 تا 1333 میلادی.
۳. ^ رماجی: kaminari ، کانجی: 雷 ، هیراگانا: かみなり .
۴. ^ رماجی: inazuma ، کانجی: 稲妻 ، هیراگانا: いなずま .
۵. ^ رماجی: inabikari ، کانجی: 稲光 ، هیراگانا: いなびかり .
۶. ^ رماجی: shimenawa ، کانجی: 注連縄 یا 七五三縄 ، هیراگانا: しめなわ .
۷. ^ رماجی: amagoi ، کانجی: 雨乞い ، هیراگانا: あまごい .
جوروجین 寿老人 (همچنین معروف به گاما) یکی از هفت خدای بخت و اقبال است. بر اساس عقاید تائو ، او خدای طول عمر است.
او همیشه با بادبزن و عصا و در همراهی یک آهو تصویر میشود.
فوجین[1] (風神) یا کازه-نو-کامی[2](風の神) یا فوئوهاکو[3](風伯) خدای باد در فرهنگ ژاپنی و یکی از کهنترین خدایان آئین شینتو میباشد. او در هنگام آفرینش جهان حاضر بود و هنگامی که باد را از کیسهاش دمید، بادها مه بامدادی را زدوده و خورشید بر دروازهٔ میان بهشت و زمین تابید.
فوجین معمولا در هیئتی انی-مانند تصویر میشود که شکلی ترسناک دارد و پوشاکش از پوست پلنگ است، و کیسهای بزرگ آکنده از باد بر کولش حمل میکند. معمولا ذکر نام فوجین همراه رایجین[4] میباشد.
بر اساس دانش پیکرنگاری، این خدا ظاهرا اثر مبادلهٔ فرهنگی نتیجهٔ راه ابریشم است. با آغاز عصر تمدن هیلینیک[5] (یونانی) که یونانیها قسمتهائی از آسیای مرکزی و هندوستان را اشغال کرده بودند، بُرِئَس خدای یونانی باد شمال به خدائی به نام واردو در هنر یونانی-بودائی محول شد، سپس یکی از خدایان باد در چین و پس از آن به ژاپن منتقل شد و به فوجین خدای باد محول شد. در این عملکرد دگرگونی خدای باد مظهر آشفتهاش و کیسهٔ باد محفوظ ماند.
در افسانههای کهن بودائی آمده است که فوجین و رایجین در اصل دیو و دشمن خدایان بودند. بودا به لشکرش فرمان دستگیری این دو را داد، و پس از نبردی سخت میان این دو دیو و ۳۳ خدا، فوجین و رایجین دستگیر شده و سپس به کامی (خدا) محول شدند.
اخیرا فوجین و رایجین به لیست ۲۸ نگهبان «نیجوئوهاچی-بوشوئو»[6] اضافه شدند. نیجوئوهاچی-بوشوئو عبارتند از 28 خدائی که کسانی را نگهداری و نگهبانی میکنند که به کانن[7] ایمان دارند.
۱.^ رماجی: Fuujin هیراگانا: ふうじん
۲.^ هیراگانا: かぜのかみ
۳.^ هیراگانا: ふうはく
۴.^ کانجی: 雷神 هیراگانا: らいじん، خدای تندر و آذرخش در آئین شینتو.
۵.^ آغاز عصر تمدن هیلینیک تقریبا در حدود سال ۳۲۳ پس از میلاد است.
۶.^ رماجی: nijuuhachibushuu کانجی: 二十八部衆 هیراگانا: にじゅうはちぶしゅう
۷.^ نام ژاپنی گوان یین، بوداسف دلسوزی در فرهنگ بودائی شرق آسیا.
تسوْکوْیُمی[1] (月読)، تسوکویمی-نو-میکتو (月読の命 یا 月夜見の尊) یا تسوکویمی-نو-کامی[2] (月読の神)، خدای ماه و شب است. جنس این خدا نامعلوم است و گاهی نر و گاهی ماده به شمار میآید، ولی گمان این است که وی نر (خدای ماه) و مقابل خواهرش اماتراسو (ایزدبانوی خورشید) است.
تسوکویمی دومین فرزند از «سه فرزند برجستهٔ»[3] ایزاناگی است. پس از برگشت ایزاناگی از یمی (عالم اموات) در هنگام شستشو و اجرای مراسم نطهیر، در هنگام شستن چشم راستش تسوکویمی آفریده شد. در روایتی دیگر، ایزاناگی آیینهای از مس سفید در دست راستش داشت که تسوکویمی از آن آفریده شد. ایزاناگی سلطنت شب را به عهدهٔ تسوکویمی واگذاشت.
بیدرنگ پس از زایش، تسوکویمی «پل شناور بهشت»[4] را صعود کرد و در بهشت تاکاماگاهارا در کنار خواهرش اماتراسو زندگی کرد.
هنگامی که اماتراسو برادرش تسوکویمی را بعنوان نماینده به مهمانی اوکِمُچی-نو-کامی[5] (ایزدبانوی باروری و خوراک) فرستاد. اوکمچی برای تهیهٔ خوان رو به دریا کرد و از آب دهانش یک ماهی درست کرد، سپس رو به جنگل کرد و خوراکهائی از گوشت جانوران شکاری قی کرد (یا به روایتی از سوراخ کونش در آورد)، سپس رو به شالیزار کرد و با سرفه کردن برنج آفرید. اوکمچی در مجموع ۱۰۰ رنگ از خوراک تقدیم کرد.
با اینکه سفرهٔ اوکمچی نفیس و دلپسند بود، تسوکویمی از روش درست کردن آن بسیار بیزار شد و اوکمچی را کشت. وقتی خبر کشتن اوکمچی به اماتراسو رسید، او امه-نو-کوما-نو-اوشی[6] را فرستاد تا اطلاعات را بدست آورد. امه-نو-کوما-نو-اوشی دید که لاشهٔ اوکمچی به دام و دانه محول شد: سرش به گلهٔ اسب و گاو، ابروهایش به کرم ابریشم، شکمش به برنج، و اندام تناسلیاش به گندم و لوبیا. امه-نو-کوما-نو-اوشی این محصولات را برداشت و به اماتراسو برد که دانهها را در کشتزارها کاشت.
اماتراسو از کشتن اوکمچی بسیار خشمگین شده بود که دیگر بصورت ابدی نپذیرفت تسوکویمی را ببیند، و فرمان تبعید او را به قسمتی دیگر از آسمان داد، و این علت عدم دیدار شب و روز در یک هنگام است. در نسخههای تازهتر، سوسانو است که اوکمچی را میکشد.
۱.^ رماجی: tsukuyomi یا tsukiyomi، کانجی: 月読 ، هیراگانا: つくよみ یا つきよみ .
۲.^ همچنین تسوکییمی، تسوکییومی، تسوکییمی-نو-میکتو و تسوکییمی-نو-کامی.
۳.^ سه فرزند برجسته: اماتراسو، تسوکویمی، و سوسانو.
۴.^ رماجی: ama-no-uki-hashi ، کانجی: 天浮橋 ، هیراگانا: あめのうきはし ، اما-نو-اوکی-هاشی نردبانی آویزان میان بهشت و زمین است.
۵.^ رماجی: ukemochi-no-kami ، کانجی: 保食神 ، هیراگانا: うけもちのかみ .
۶.^ رماجی: amenokumanoushi ، کانجی: 天熊大人 ، هیراگانا: あめのくまのうし، بمعنی «خرس رشید آسمانی».
سوسانو[1] (انگلیسی : Susanoo ژاپنی : スサノオ) در شینتو ، خدای دریا و توفان است . سوسانو همچنین خدای شر و مارها است ، وبه این علت و همچنین توفانهایی را که میسازد ، بدنام و مفتضح است .
سوسانو برادر اماتراسو ایزدبانوی خورشید و تسوکویمی خدای (یا ایزدبانوی) ماه است. آفرینش این سه برادر و خواهر به هنگام برگشتن پدرشان ایزاناگی از سفر[2] به یمی («عالم اموات») برمی گردد . هنگامی که ایزاناگی داشت صورتش را از آلودگی یمی تطهیر میکرد و میشست ، او از چشم چپش اماتراسو ، و از چشم راستش تسوکویمی ، و از بینی اش سوسانو را آفرید .
در مصادر شینتو آمدهاست که یک رقابت طولانی میان سوسانو و خواهرش اماتراسو جاری بود . وقتی که او فرمان پدرش به ترک بهشت را دریافت کرد ، سوسانو رفت تا با خواهرش خداحافظی کند . اماتراسو ، بدگمان به این زیارت ناگهانی ، در همان حال دیدن برادرش پیشنهاد مبارزه بر وی عرض کرد : هر کدام باید چیزی از اشیای دیگری را به آدمیزاد تبدیل کند . اماتراسو از شمشیر برادرش سه آدمیزاد ساخت ، و سوسانو از گردن بند خواهرش پنج آدمیزاد را ساخت . اماتراسو آن پنج آدمیزاد را از آن خود دانست (چرا که از گردن بندش درست شدهاند) و این سوسانو را خشمگین کرد پس شالی زار خواهرش را سوزاند ، یک تاتو[3] پوست کنده را بر کارگاه بافندگی اش (مانند کارگاه قالیبافی) انداخت و یکی از خدمتکارانش را کشت . اماتراسو رد حالی آمیخته از خشم و اندوه در غاری به نام «اما - نو - ایواتو») قایم شد . این پنهانی باعث کسوفی طولانی شد[4] .
با اینکه اماتراسو بعدها از غار خارج شد ، سوسانو با تبعید از بهشت مجازات شد . او به استان ایزومو رفت و در آنجا با یک زوج پیرمرد و پیرزن دیدار کرد . هفت تا از هشت دختران آن زوج پیر بواسطهٔ اژدهای هشت سر یاماتا نو ارچی («مار هشت شعبه ای») بلعیده شده بودند . وقتش رسیده بود که آن اژدها برای خوردن دختر هشتمی «کوشینادا هیمه» بیاید . زوج پیر آخرین دخترشان را با سوسانو تزویج کردند و او قبول کرد که «ارچی» را بکشد . با کمک هشت جام پر از ساکه[5] (یکی برای هر سر) ، پس از خوابیدن اژدها سوسانو گردن این وحش را زد و آن را کشت .
سوسانو شمشیری را از یکی از دمهای ارچی کشید ، که نامش را موراکومو - نو - تسوروگی («شمشیر گردآورندهٔ ابرهای آسمانی») نامید , که سپس به نام کوساناگی معروف شد . سوسانو شمشیر را به عنوان آشتی به خواهرش اماتراسو هدیه کرد . این شمشیر بعدها به «نینیگی» نوهٔ اماتراسو داده شد .
سوسانو در شهر ایزومو ، (جائی که پس از راندن از بهشت به آنجا رفت) تقدیس میشود و زیارتگاه دارد . ایزومو مرکز قدیمی ترین معبدهای ژاپن است و دارای مقام والائی همچون معظمترین و مقدس ترین معبد در ژاپن «معبد ایسه» (زیارتگاه اماتراسو ایزدبانوی خورشید) را دارد .
بیشامنتن (毘沙門天) یا بیشامن (毘沙門) در دین شینتو خدای رزمجویان و مجازات کنندهٔ بدکاران است . او به صورت خدائی در لباس جنگ (زره) تصویر می شود ، با نیزه ای در دست و بتکده ای در دست دیگر (نمایان خانهٔ گنج های بهشتی) که وی نگهبان آن است . او یکی از هفت خدای بخت و اقبال است .
Wikipedia contributors, "Vaisravana," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Vaisravana&oldid=125261004 , (Accessed June 2, 2007).
ایزاناگی[1] (イザナギ) "مرد مهمان کننده"[2] از خدایان شینتو در تاریخ و فرهنگ ژاپن است.
او با همسرش ایزانامی ماموریت خلق جهان داشتند[3]، و جزایر، خدایان، و نیاکان ژاپن را آفریدند. هنگامی که ایزانامی در حال زایمان مرد، ایزاناگی کوشش کرد تا دوباره او را از یمی[4] بیاورد تا زنده شود، ولی موفق نشد. ناگهان وقتی که چشم ایزاناگی بر همسرش افتاد، او را در هیئت وحشی و جهنمی دید، و باعث شرمندگی و خشم ایزانامی گشت. ایزانامی دنبال ایزاناگی رفت تا او را بکشد ولی موفق نشد، پس قول میدهد که روزانه هزار نفر از افراد ایزاناکی را خواهد کشت. ایزاناکی در جواب قول میدهد که روزانه هزار و پانصد نفر را خواهد آفرید.
پس از برگشتن ایزاناگی و در هنگام اجرای مراسم تطهیر، او از چشم چپش اماتراسو (ایزدبانوی خورشید)، و از چشم راستش تسوکویمی (ایزدبانوی ماه)، و از بینیاش سوسانو (خدای توفان) را آفرید.
داستان ایزاناگی و ایزانامی بسیار مشابه افسانهٔ یونانی اورفئوس و ائورودیکه است.
۱.^ در کتاب کجیکی به صورت (伊弉諾) آمده ودر کتاب نیهنشکی به صورت (伊邪那岐) آمده است . همچنین به صورت (伊弉諾尊) نوشته میشود .
۲.^ در کتاب کجیکی به این صورت آمده، و هیچ به صورت "میزبان" نیامده است.
۳.^ Encyclopedia Mythica Online.
۴.^ در شینتو ، یمی عالم اموات یا زیرین جهان است. مرادف افسانهای یونانی آن هیدس است.
ایزانامی[1] イザナミ ایزدبانوی آفرینش و مرگ و همسر پیشین ایزاناگی در فرهنگ ژاپن است .
فهرست مندرجات[مخفی شود] |
خدایان قدیمی دو موجود خدایی را آفریدند ، ایزاناگی نر و ایزانامی ماده ، و ماموریت آفرینش نخستین خشکی (ژاپن) را به آنها موکل کردند . از باب کمک ، نیزهای آراسته با جواهر به نام امه نو نوبکو (نیزهٔ آسمانی) به آنها دادند . این دو خدا به پل امه نو اوکیهاشی ("پل شناور آسمان") رفتند ، با نیزه دریای زیر پل را هم زدند . پس از افتادن قطرههای آب شور از نیزه ، این قطرهها جزیرهٔ انوگرو-شیما را تشکیل دادند . دو خدا از پل پائین آمدند و خانهٔ خود را بر جزیره ساختند . سرانجام آن دو خواستند همسر یکدیگر باشند ، پس ستونی به نام امه نو میهاشیرا ("ستون آسمانی") را ساختند و دور و بر آن کاخ یاهیرو-دنو[2] ("کاخ هشت هیرو") ساختند . ایزاناگی و ایزانامی به صورت معکوس دور ستون طواف کردند ( هر کدام به صورت مخالف دیگری) ، و هنگام برخورد ایزانامی درود گفت . هرچند ایزاناگی فکر کرد که این روش درست نیست ، آن دو با یکدیگر همسر شدند .
نتیجهٔ آن دو فرزند بود : هیروکو[3] ("کودک زالو") و اواشیما ("جزیرهٔ سست") . به علت روش زناشوئی نادرست مادر و پدر ، آن دو کودک (آنچنان هم که از نام شان معلوم می شود) بد شکل و ناقص به دنیا آمدند و به سبب نقص خدا به شمار نمیآیند . آنها بچه ها را در قایقی گذاشتند و در دریا انداختند و سپس از خدایان دیگر پرسیدند که خطایشان را برایشان روشن کنند . پاسخ این بود که در هنگام اجرای رسوم ازدواج نخست مرد باید سخن بگوید . ایزاناگی و ایزانامی همینطور کردند و این بار ایزاناگی سخن را آغاز کرد ، و سرانجام زناشوئی به صورت درست انجام دادند . نتیجهٔ این زناشوئی مجدد اویاشیما ("هشت جزیرۀ عظیم") از مجموعۀ جزایر ژاپن است:
ایزاناگی و ایزانامی شش جزیرهٔ دیگر و خدایان بسیاری هم زائیدند . ایزانامی در حال زائیدن کاگو تسوچی カグツチ (خدای آتش) مرد . وی در کوه هیبا در مرز استانهای قدیمی ایزومو و هکی (امروزه در نزدیکی شهر یاسوگی در استان شیمانه) دفن شد . به علت خشمش از مردن ایزانامی ، ایزاناگی تازه نوزادش را کشت .
ایزاناگی پس از مرگ همسرش سوگوار و غمگین گشت و راهی سفر به سوی یمی ("سرزمین تاریک اموات") شد . او به زودی شروع به گشتن دنبال ایزانامی کرد و او را پیدا کرد . نخست به علت سایه و تاریکی نتواست همسرش را ببیند ، ولی هر آینه با او صحبت کرد و از او طلب کرد تا همراهش برگردد . ایزانامی بر ایزاناگی تف کرد و خبرش داد که او دیگر از خوراک عالم الاموات خورده و اکنون جزو کاینات سرزمین مردهها است ، دیگر کار از کار گذشته و نمیتواند برگردد.
ایزاناگی از این خبر مصدوم گشت ولی قبول نکرد که همسرش را در آغوش تاریکی آن سرزمین ترک کند . هنگامی که ایزانامی خوابیده بود ، ایزاناگی شانهاش را (که موی بلندش را بدان می بست) برداشت و چون مشعل به کار برد. آنگاه ایزانامی زیبا و قشنگش را بشکل ترسناک دید ! اکنون همسرش گوشتی پوسیده و متعفن پر از کرم و حشرات پلید بود .
در حال جیغ و فریاد ، ایزاناگی دیگر نتوانست ترسش را کنترل کند و شروع کرد به دویدن سوی عالم زنده تا از همسرش بگریزد . ایزانامی خشمگین و جیغ زنان بیدار شد و به دنبال ایزاناگی رفت . شیکمه ("زن کثافت و وحشی") هم به فرمان ایزانامی در شکار ایزاناگی بود تا وی را بازگرداند.
ایزاناگی به تندی از دروازهٔ جهنم بیرون رفت و با تخته سنگ دهانهٔ غار یمی را بست . ایزانامی از پشت این مانع نفوذ ناپذیر فریاد زد که اگر او وی را ترک کند ، روزانه هزار موجود زنده را خواهد کشت . ایزاناگی پاسخ داد که من هم هزار و پانصد را زنده خواهم کرد (یا خواهم آفرید) .
داستان ایزاناگی و ایزانامی بسیار مشابه افسانهٔ یونانی اورفئوس و ائورودیکه است .