| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
51
|
921
|
91/3/3 (10:25)
|
|
||
|
|
200
|
1617
|
91/2/23 (00:27)
|
|
||
|
|
21
|
404
|
90/7/28 (16:17)
|
|
||
|
|
76
|
1717
|
91/3/11 (21:31)
|
|
||
|
|
53
|
619
|
91/2/30 (20:31)
|
|
||
|
|
590
|
2664
|
91/2/27 (14:21)
|
|
||
|
|
359
|
3722
|
91/2/25 (02:22)
|
|
||
|
|
560
|
8933
|
91/2/22 (09:26)
|
|
||
|
|
88
|
2120
|
91/2/19 (21:25)
|
|
||
|
|
12
|
254
|
91/2/18 (16:40)
|
|
||
|
|
124
|
1820
|
91/2/12 (21:56)
|
|
||
|
|
72
|
652
|
91/2/12 (21:55)
|
|
||
|
|
139
|
2108
|
91/2/12 (21:51)
|
|
||
|
|
162
|
3617
|
91/2/11 (12:46)
|
|
||
|
|
39
|
405
|
91/1/23 (23:31)
|
|
||
|
|
430
|
10100
|
91/1/22 (00:05)
|
|
||
|
|
4
|
29
|
90/12/4 (02:09)
|
|
||
|
|
48
|
403
|
90/9/25 (20:59)
|
|
||
|
|
237
|
1441
|
90/9/25 (20:58)
|
|
||
|
|
5
|
60
|
90/9/25 (20:58)
|
|
تلخ ترین اتفاق دوران دانشجویی تون تا الان چی بوده ؟
اتفاقات تلخ زیادی افتاد ولی شیرین ترین اتفاقی كه افتاد و تا همیشه در ذهن بچه ها میمونه 23 مهر معروف بود ...

اتفاقات تلخ زیادی افتاد ولی شیرین ترین اتفاقی كه افتاد و تا همیشه در ذهن بچه ها میمونه 23 مهر معروف بود ...

rozi ke az behtarin dostam majbur shodam jeda sham

vali omidvaram ruzi 2bare ba ham 2st shim
سال 78 بود و ما دانشجویهای ترم بالایی كلی واسه خودمون دنگ و فنگ داشتیم وكلی هم سر خودمون معطل بودیم ، یك روز توی سلف غذای ناجوری دادن آقایون همگی گلاب ه روی شما اسهال شدن ، من در به در اومدم درب توالت آقایون همون كه روبه روی فنی مهندسی بود دیدم اصلا تعارف بردار نیست و قیامته
دیدم اگر به ایستم ابروی چند ساله ام میره
با سرعت رفتم تو دستشویی خانمها ، به حق چیزهای ندیده ، یك فشیون كامل بود ، همه مشغول مالیدن انواع چیز میزهای آرایشی بودن ، من هم سرمو انداختم رفتم توی یكی از دستشوییها
نمیدونید چقدر فحش خوردم از اون بدتر اون همه صدا نمیدونم از كجای من دراومد كه باعث شد صدای فحش به خنده های بلند تبدیل بشه نمیدونید اون روز چه به روز من اومد
راستش بد ترین حادثه دوران دانشجویی من ترم دومم بود که از 20 واحد فقط 3 واحد پاس شد اونم با نمره ی 10
بقیشم همه 9 یا 9.5 یا 9.75 شدن

سال 78 بود و ما دانشجویهای ترم بالایی كلی واسه خودمون دنگ و فنگ داشتیم وكلی هم سر خودمون معطل بودیم ، یك روز توی سلف غذای ناجوری دادن آقایون همگی گلاب ه روی شما اسهال شدن ، من در به در اومدم درب توالت آقایون همون كه روبه روی فنی مهندسی بود دیدم اصلا تعارف بردار نیست و قیامته
دیدم اگر به ایستم ابروی چند ساله ام میره
با سرعت رفتم تو دستشویی خانمها ، به حق چیزهای ندیده ، یك فشیون كامل بود ، همه مشغول مالیدن انواع چیز میزهای آرایشی بودن ، من هم سرمو انداختم رفتم توی یكی از دستشوییها
نمیدونید چقدر فحش خوردم از اون بدتر اون همه صدا نمیدونم از كجای من دراومد كه باعث شد صدای فحش به خنده های بلند تبدیل بشه نمیدونید اون روز چه به روز من اومد
البته من آدم پررویی بودم والا من چند نفر رو سراغ دارم كه اون روز چون به اندازه من پررو نبودن خاطره خیلی بدتری از من دارند