| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
1
|
90/11/27 (12:01)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
90/9/8 (06:42)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
90/7/27 (00:37)
|
|
||
|
|
20
|
89
|
90/3/19 (01:06)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/2/31 (22:26)
|
|
||
|
|
3
|
16
|
89/10/20 (14:37)
|
|
||
|
|
7
|
29
|
89/7/25 (13:23)
|
|
||
|
|
0
|
21
|
89/7/19 (21:05)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
89/6/27 (21:58)
|
|
||
|
|
1
|
12
|
89/6/6 (19:40)
|
|
||
|
|
2
|
13
|
89/5/24 (14:26)
|
|
||
|
|
2
|
12
|
89/5/17 (09:30)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
89/4/30 (00:46)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
89/4/30 (00:43)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
89/4/25 (13:16)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
89/4/23 (13:54)
|
|
||
|
|
0
|
21
|
89/4/15 (00:43)
|
|
||
|
|
0
|
30
|
89/4/8 (11:28)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
89/4/8 (00:59)
|
|
||
|
|
0
|
25
|
89/4/3 (17:30)
|
|
در پی انتقال شانزده نفر از زندانیان بند ۳۵۰ به سلولهای انفرادی در بند ۲۴۰ اوین، آنها اعتصاب غذای خود را آغاز کردند. (کلمه، ۷ مرداد ۱۳۸۹) این انتقال به واسطه اعتراض زندانیان به برخوردهای نامناسب ماموران و زندانبانان در بند صورت گرفته است. (ژیلا بنی یعقوب، رادیو فردا، ۷ مرداد ۱۳۸۹)
درخواست زندانیان پوزش ماموران و مسئولان زندان از زندانیان به خاطر رفتار نامناسب و همچنین بازگرداندن تمامی این شانزده زندانی به بند عمومی است. تقریبا اکثر زندانیان سیاسی در ایران برای مدتی در سلول انفرادی نگاه داشته میشوند تا شکسته و تحقیر شوند، به خواست بازجویان تن در دهند و به کارهای نکرده اعتراف کنند یا از حقوق و خواستههای ابتدایی خود منصرف شوند. در ایران حتی برای مجازات روزهخواران از سلول انفرادی استفاده میشود. (آژانس خبری موکریان، ۲۲ شهریور ۱۳۸۸)
در سالهای پس از شروع جنبش اصلاحات و تداوم سیاستهای سرکوب رژیم به ویژه زندانی کردن فعالان سیاسی در سلولهای انفرادی و نگاه داشتن آنها در این سلولها برای دورهای طولانی مدت (بیش از بیست و چهار ساعت بازداشت اولیه)، این بحث در میان فعالان سیاسی و وفاداران به حکومت آغاز شد که آیا انفرادی طولانی مدت در سلولهای بسیار کوچک مصداق شکنجه است یا خیر. مقامهای رژیم ج.ا.ا که برخی از آنها در دوران پهلوی در انفرادی طولانی مدت زندانی شده بودند بی هیچ مشکلی از این پدیده دفاع کردهاند.
آیا انفرادی طولانی مدت بدون هیچ نوع شکنجه دیگر در زندان، خود به تنهایی مصداق شکنجه است؟ پاسخ این نوشته مثبت است. برای این پاسخ استدلالهایی را عرضه خواهم کرد.
انضباط مدنی، انضباط اقتدارگرایانه
تنها توجیه برای انفرادی طولانی مدت ایجاد نظم و انضباط در زندان و پیشگیری از خشونت و جرم در زندان توسط زندانی (مثل دستور قتل از درون زندان توسط رئیس یک باند تبهکار) یا علیه زندانی (زندانیای که ممکن است توسط دیگر زندانیان آسیب ببیند) و حفظ جان انسانها است.
اما در حکومت دینی در ایران از این روش تنها علیه فعالان سیاسی و مخالفان جهت شکستن مقاومت آنها استفاده شده است و نه ایجاد نظم و کنترل جانیان سابقه دار. فعالان سیاسی نه می خواهند به ماموران حمله کنند، نه به دیگر زندانیان آسیبی برسانند، نه مواد مخدر مبادله کنند و نه در زندان شورش ایجاد کنند. حتی در این موارد نیز انفرادیهای طولانی مدت چاره مشکل نبوده و نیست. خشونت در زندان صرفا ناشی از چند سیب گندیده نیست که با برداشتن آنها مشکل حل شود.
انفرادیهای طولانی مدت در ایران تنها مشمول مدنی ترین چهرههای سیاسی و مطبوعاتی شده است نه تبهکاران خطرناک که با یک توبه لفظی به آسانی به خدمت قوای قهریه در ایران در می آیند. نیروهای عملیاتی قوای قهریه از میان توبه کاران انتخاب می شوند تا به آسانی از مافوق اطاعت کنند. انضباط اعمال شده از طریق انفرادی طولانی مدت علیه زندانیان سیاسی نه انضباط مدنی بلکه انضباط اقتدارگرایانه برای اثبات این نکته است که «چه کسی قدرت را در اختیار دارد.»
انضباط مدنی برای منفعت جامعه اما انضباط اقتدارگرایانه برای منفعت حکومت استبدادی و تداوم حیات آن است. انفرادی برای مواجه کردن انسان با نظامهای بزرگ و نمایاندن کوچکی و حقارت فرد به خود وی است، کاری که اگر فرد آزاد باشد علی رغم تبلیغات دولتی امکانپذیر نیست.
اجتماعی بالذات بودن انسان
انسان حیوانی اجتماعی است. ما نه تنها برای ادامه حیات و معاش به دیگران نیاز داریم و بدانها وابسته هستیم بلکه انسانیت و هویت ما وابسته به زندگی با دیگران است. انسانهایی که از اجتماع دور میافتند برای دیوانه نشدن باید سرسختانه بجنگند.
حیات روزمره ما وابسته به برقراری ارتباط با دیگر انسانها و داد و ستد اطلاعات است. همچنین انفرادی انسان را بر میگرداند به شرایطی که حتی میلیونها سال پیش بر زندگی انسانها حاکم نبوده و آنها را از ابتداییترین اطلاعات و ارتباطات محروم میکند تا وادار به امضا و بیان خواستههای بازجوی خود شوند یا حق اعتراض را از خود سلب کنند.
زندانی انفرادی امکان دسترسی به خانواده، وکیل، تلفن، روزنامه، و کتاب را ندارد. فرد زندانی انفرادی در ایران حتی به حمام نیز برای هفتهها دسترسی ندارد. انسانی که با کار روزمره زنده است، در انفرادی از کار کردن نیز محروم میشود. انفرادی طولانیمدت میتواند ضایعات بسیار دهشتناکی برای انسان که موجودی جمعی است داشته باشد تا آنجا که اثرات روحی و روانی آن سالها و دههها باقی میماند.
پیامدهای غیر قابل برگشت
زندانی انفرادی طولانیمدت که از چشم بند گذاشتن بر روی صورت زندانی آغاز میشود تا فرد را از دنیای پیرامونش منفک سازد بنا به اتفاق نظر عموم روانشناسان انسانهای سالم را افسرده ساخته و به مرز جنون میکشاند. بزرگترین شکنجه محروم کردن فرد از استفاده از قوای پنجگانه او یعنی دیدن، شنیدن، بو کردن، لمس و چشیدن است.
زندانیانی که چنین تجربهای داشتهاند پس از آزادی از چند عارضه رنج بردهاند: فقدان برخی از تواناییهای حسی ابتدایی و قدرت تعامل اجتماعی، به خود فرو رفتن، عصبانیتهای نامعقول، خدشهدار شدن هویت اجتماعی و سیاسی افراد (متهم شدن یا زیر سئوال رفتن افراد بخاطر همکاری با رژیم)، واهمه و ترسهای نابجا از برخی اقدامات به دلیل ترس از قرار گرفتن دوباره در موقعیت انفرادی، و بدبینی به کسانی که (به زعم زندانی) او را در موقعیت انفرادی رها کردهاند. تخریب و آسیب ذهنی و روانی فرد بخشی لاینفک از ضایعات انفرادی بلند مدت است.
شکستن مقاومت، شکستن انسانیت
آنچه این افراد را از انسانیت تهی نمیکند داشتن ارزش، هدف و باور، مبارزه برای آنها، مقاومت در برابر قدرتمندان و تصور حمایت از آنها در بیرون زندان است. آنها با مقاومت به زندگی خود معنی میدهند اما حکومت و عواملش انفرادی را آن قدر ادامه میدهند تا نخست نظام ارزشی و باور و سپس شخصیت فرد را خرد کنند و با تضعیف اراده مقاومت فرد را برای حفظ هویت خویش بشکنند و بدین ترتیب او را از انسانیت تهی کنند.
همچنین حکومت از چهار طریق تلاش میکند تصور حمایت را منتفی کند: تهدید خانواده به این که در صورت بردن مساله به رسانهها فشار بر زندانی تشدید میشود، اعلام اعتراف دوستان زندانی علیه او، درست کردن روزنامههای جعلی با این خبر که سران و پیشروان حرکت بازداشت شده و وادادهاند، و دادن اطلاعات غلط به زندانی مبنی بر این که کسی پیگیر کار او نیست و او فراموش شده است.
بسیاری از انسانها در شرایط انفرادی طولانی مدت میشکنند تا حدی که بازگشت آنها به زندگی معمول در دورهای بسیار طولانی انجام میگیرد.
ضایعات بلند مدت جسمی
پزشکانی که انسانهای نگه داشته شده در انفرادیهای طولانی مدت در صربستان را مطالعه کردهاند متوجه شدهاند که زندانیان در این شرایط متحمل همان جراحات مغزی میشوند که گویی افرادی آنها را با چوب کتک زده و به مغز آنها آسیب رسانده باشند. همچنین پس از مدتی سرعت اندیشیدن افراد محبوس در انفرادی کند میشود. حتی خواب، این افراد را از خستگی نجات نمیدهد. سپس فرد رابطهاش با واقعیت سست میشود و نمیتواند میان واقعیت و غیر واقعیت تشخیص دهد.
*** آنچه بیش از همه زندانیان سیاسی، مخالفان حکومت و خانوادههای آنها را میآزارد مدعیات آمران شکنجهها، مقامات قضایی و امنیتی و نظامی و زندانبانان در مورد بهشت حکومت اسلامی در ایران است. مقامهای جمهوری اسلامی، ایرانرا مکررا آزادترین و دموکراسی آن را بهترین دموکراسی دنیا اعلام کردهاند. مسئولان جمهوری اسلامی بر این باورند که «ما باید راهکار بیابیم تا سیستم ولایت فقیه جهان را مدیریت کند.» (محمد علی رامین، معون مطبوعاتی وزارت ارشاد، ۷ مرداد ۱۳۸۹) اما زندانیان این رژیم از کوچکترین حقوق زندانیان محرومند.
