| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
4
|
59
|
86/10/23 (14:23)
|
|
||
|
|
17
|
116
|
89/3/31 (10:13)
|
|
||
|
|
27
|
417
|
88/11/14 (12:20)
|
|
||
|
|
2
|
96
|
86/10/12 (16:36)
|
|
||
|
|
8
|
89
|
86/9/21 (15:32)
|
|
||
|
|
10
|
305
|
86/8/30 (08:33)
|
|
||
|
|
2
|
7
|
89/7/29 (23:01)
|
|
||
|
|
21
|
71
|
89/6/28 (10:40)
|
|
||
|
|
0
|
24
|
89/5/4 (09:09)
|
|
||
|
|
0
|
49
|
88/8/6 (15:53)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
88/6/19 (18:14)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
88/6/6 (22:37)
|
|
||
|
|
0
|
16
|
88/3/1 (00:50)
|
|
||
|
|
0
|
32
|
88/2/20 (12:38)
|
|
||
|
|
0
|
68
|
88/2/13 (09:51)
|
|
||
|
|
0
|
64
|
88/2/12 (19:54)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
88/2/12 (14:44)
|
|
||
|
|
0
|
11
|
88/2/8 (18:42)
|
|
||
|
|
0
|
49
|
88/2/8 (18:41)
|
|
||
|
|
0
|
103
|
88/2/8 (18:39)
|
|
هفت تیر 7tir.com: پرونده قتل دختر نوجوانی که قربانی خشم خونین برادرش شده بود برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
به گزارش هفت تیر خبر قتل این دختر از سوی مسوولان حراست بیمارستانی در منطقه پیشوای ورامین به مرکز 110 گزارش و اعلام شد جسم غرق در خون دختری به نام شیما به بیمارستان منتقل شده است. وقتی ماموران تحقیقات خود را آغاز کردند خانواده شیما حرف های ضد و نقیضی زدند و به همین دلیل پلیس متوجه شد این دختر احتمالاً در جریان یک درگیری خانوادگی زخمی شده است. در حالی که تحقیقات ماموران ادامه داشت خبر رسید به رغم تلاش فراوان پزشکان و از آنجایی که چاقو ریه و قلب شیما را پاره کرده این دختر نوجوان در اثر خونریزی شدید زنده نمانده و جان باخته است. با توجه به اینکه پرونده شیما از این به بعد به عنوان پرونده قتل در پلیس آگاهی مطرح شد کارآگاهان جنایی کار تحقیق روی این پرونده را آغاز کردند. اما همچنان خانواده شیما با پراکنده گویی سعی در مخفی کردن واقعیت داشتند تا اینکه ماموران به برادر 21ساله این دختر مظنون شدند و او را دستگیر کردند.پسر جوان که راهی به جز اعتراف نداشت، گفت خواهرش را به قتل رسانده است.
وی در توضیح ماجرا گفت؛ مدتی بود متوجه رفتارهای مشکوک خواهرم شده بودم. بعد از مدتی تعقیب و دقیق شدن روی رفتارهای او فهمیدم وی با پسر جوانی که از هم محلی های ما است، ارتباط دارد. از این رفتارش خیلی ناراحت شدم. شیما می دانست من چقدر روی رفتارش حساس هستم و از اینکه با کسی رابطه داشته باشد ناراحت می شوم. با این حال او توجهی نمی کرد. پسر جوان ادامه داد؛ بارها به خواهرم تذکر دادم که از کارهایش دست بردارد حتی به سراغ پسری رفتم که با او رابطه داشت. از او خواستم دیگر به این رابطه ادامه ندهد. او هم جواب داد این خود شیما است که به ادامه دوستی اصرار دارد. این حرف پسر جوان خیلی برایم سنگین بود. به خانه آمدم و با شیما صحبت کردم. گفت وگوی ما به درگیری کشیده شد. آن شب کتک مفصلی به خواهرم زدم. او تاکید داشت آن پسر را دوست دارد. من حتی رضایت داده بودم پسر جوان به خواستگاری اش بیاید و آنها با هم ازدواج کنند تا آبروی خانوادگی ما هم حفظ شود. به شیما گفتم تا زمانی که به خواستگاری نیامده دیگر حق ندارد با او ملاقات کند.متهم ادامه داد؛ فردای آن روز بعدازظهر وقتی از سرکار به خانه می آمدم دیدم خواهرم ترک موتور پسر جوان نشسته است و به سمت خانه می رود چون پیاده بودم به آنها نرسیدم اما دیدم که او خواهرم را جلوی در خانه پیاده کرد. خودم را به منزل رساندم، وارد اتاق شدم، دیدم خواهرم از مدرسه آمده و در حال عوض کردن لباس هایش است. به او گفتم چرا با آن پسر سوار موتور شدی؟ با عصبانیت جواب داد تو حق دخالت نداری. من به شدت عصبانی شدم، به آشپزخانه رفتم، چاقویی برداشتم و به سمت خواهرم رفتم. تنها یک ضربه به او زدم. یکدفعه شیما از حال رفت و غرق در خون روی زمین افتاد.باورم نمی شد چنین بلایی سر خواهرم آوردم. من نمی خواستم او را بکشم. پدرم به سرعت او را به بیمارستان رساند. ما امیدوار بودیم او زنده بماند اما متاسفانه این طور نشد.با توجه به روشن شدن ماجرا، پدر و مادر مقتول در دادسرا حاضر شدند و از پسرشان اعلام رضایت کردند