| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
10
|
90/4/27 (14:26)
|
|
||
|
|
11
|
431
|
89/7/3 (19:36)
|
|
||
|
|
5
|
50
|
89/6/26 (14:11)
|
|
||
|
|
1
|
9
|
89/6/26 (14:09)
|
|
||
|
|
1
|
56
|
89/6/24 (13:48)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
89/2/24 (08:58)
|
|
||
|
|
0
|
40
|
89/2/17 (23:31)
|
|
||
|
|
11
|
197
|
87/9/25 (14:14)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
87/9/21 (01:27)
|
|
||
|
|
1
|
21
|
87/5/31 (14:54)
|
|
||
|
|
0
|
16
|
87/5/10 (03:14)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
87/5/10 (02:49)
|
|
||
|
|
19
|
75
|
87/4/21 (04:09)
|
|
||
|
|
0
|
13
|
87/4/20 (13:25)
|
|
||
|
|
25
|
229
|
87/3/15 (02:47)
|
|
||
|
|
20
|
100
|
87/2/23 (15:31)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
87/2/7 (03:09)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
87/2/7 (03:03)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
87/2/7 (03:02)
|
|
||
|
|
5
|
17
|
86/9/26 (15:44)
|
|
یانی کریسومالیس در 14 نوامبر سال 1954 (23 آبان 1333 ) در شهر کالاماتای یونان به دنیا آمد . و دوران کودکی و نوجوانی اش را در شهر زیبا و کوهستانی کالاماتا گذراند.
در سن چهارده سالگی به رشته شنا علاقمند شد و توانست رکوردی ملی در رشته شنا برای کشورش یونان بجا گذارد و تلاش گسترده ای برای رسیدن به رقابتهای المپیک نمود.
در سال 1972 میلادی (1351 شمسی) به آمریکا برای تحصیل در رشته مورد علاقه اش روانشناسی در مشهور ترین دانشگاه روانشناسی دنیا یعنی مینسوتا رفت.
پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه در یک گروه محلی راک در مینسوتا بنام کاملئون
( Chameleon) بعنوان نوازنده کیبورد آغاز بکار کرد.
پس از آن کسی نمیداند چه اتـفاقی برای یانی افتاد اما او اکنون صاحب استدیوی شخصی است و بیش از 25 میلیون از آلبوم های وی در دنیا بفروش رفته است.
او تبدیل شد به موسیقی دانی مستـقـل با عقاید و تفکری
منحصربفرد و به شهرت و محبوبیتی جهانی دست یافت و این در حالی بود که یانی حتی قادر به خواندن و نوشتن ساده ترین
نوتهای موسیقی نیز نمی باشد ولی با تبحری خواص ساخته های خود را با روش مخصوص خود و رسم الخط ابدائی خود مینگارد.
یانی قطعاتی کامل و زیبا دارد که کاملا ساخته خود اوست و در سبکی انحصاری اجرا شده است.
اکثر آلبوم های یانی توسط شرکتهای virigin records ویا EMI تولید تهیه وتوزیع میشوند.
یانی موسیقی های بیشماری برای برنامه های تلویزیونی و سینمایی ساخته و همچنین قطعات تبلیغاتی متعددی برای شرکتهای تجارتی – بازرگانی گوناگون خلق نموده است.
او اوقاتش را بیشتر در لوس آنجلس و سیاتل آمریکا میگذراند و اکنون یک شهروند آمریکایی بشمار میرود.
او مدتها با خانم هنرمندی بنام لیندا ایوانز همکاری صمیمی داشت و در اوایل سال 1998 این ارتباط را پایان یافته اعلام کرد.
این ارتباط ظاهراً یک همکاری دوستانه بوده است.!!
یانی از اوایل سال 1998 تا ماه آوریل 1999 هیچگونه فعالیت تولیدی کنسرت و توری را برگذار نکرد و به استراحت پرداخت.
و در سال 2000 یکی از بی نظیر ترین آلبوم های خودش را ارائه داد در سبکی متفاوت از آلبوم های گذشته اش... جالب اینست که تمام تنظیمات و تبدیلات موسیقی این آلبوم شخصاً و فقط توسط خود یانی در استدیو شخصی خودش انجام شد !
یانی در هنگامی که برای ساخت آهنگ تمرکز میکند به تلفنها پاسخ نمیدهد و در آرامش کامل وسکوت مطلق برای آماده کردن ذهن خود به سر میبرد و هیچکس را به ملاقات نمی پذیرد.!
یانی تا بحال موسیقی به سبک کلیسایی – مذهبی ارائه نکرده است چرا که همواره اعتقاد به خلق کارهایی جدید با تکیه به اندیشه های نو و جدید خود دارد.
در قطعات Niki Nana و Aria موسیقی بر مبنای یک اپرای فرانسوی قدیمی متعلق به قرن نوزدهم میلادی بنام Lakme ساخته Leo Delibes می باشد و اشعاری که در این قطعات خوانده میشود اکثراً اصوات آهنگین بوده و فاقد معنای خاص میباشند و بر خلاف تصور موجود بزبان فرانسوی نمیباشند بجز قسمتهایی محدود که بزبان انگلیسی هستند و در اشعار آلبوم ستایش ذکر شده اند.
یانی آهنگی تبلیغاتی را با همکاری مالکوم مکلارن ساخته است که سابقاً با گروه Pistols همکاری میکرده است.
این آهنگ تغییر یافته یک اپرا است که با افزودن یک ترانه تکمیل شده است و این آهنگ که جرات آرزو یا Dare to Dream نام دارد برای شرکت هواپیمایی بریتیش ایرلاینز ساخته شده است.
یانی تمایلات مذهبی ندارد و مخالف کلیسای سنتی است او معمولا خیلی بندرت موسیقی گوش میدهد و بگفته خود او موسیقی را صرفاً از ایستگاههای رادیویی گوش میدهد.
خواننده مورد علاقه او Peter Gabriel میباشد و معتقد است که در سالهای اخیر بجز موسیقی محمد رسول الله و... عیسی مسیح ... دکتر ژیواگو ... ایندرا گاندی و چند قطعه محدود دیگر ... قطعه جالب توجهی نشنیده است.
مادر و پدر یانی هر دو اهل یونان هستند ... مادر وی فلیستا Felista و نام پدرش سوتیری Sotiri میباشد .
یانی قطعه هایی را بنام مادرش ساخته است و علاقه خاصی به کشور خود و مکانهای قدیمی دارد.
سالها پیش یانی با جازیست خود چارلی آدامز Charlie Adams آشنا شد و اولین کار خود را بنام بیرون از سکوت یا Out Of Silence در سال 1987 (1366 شمسی ) یه بازار عرضه کرد.
یانی سالها پیش با شهداد روحانی همکاری تنگاتنگی داشت و از تجربیات او استفاده فراوان برد و با همکاری شهداد و با استفاده از دانش و تجربه او یکی از زیباترین کنسرتهایش را در شهر آکروپلیس یونان و با رهبری شهداد روحانی اجرا نمود.(شهداد روحانی از موسیقی دانان بزرگ کشورمان ایران است و حضور وی در عرصه موسیقی جهان افتخاری است برای ایران)
یانی در سال 2003 آلبومی متفاوت و پر تنوع به نام Ethnicity روانه بازار کرد و احاطه و قدرت خودش را در انواع مختلف موسیقی به دنیا ثابت کرد.
در این آلبوم یانی با استفاده از خواننده های جدید و البته زیاد نسبت به کارهای قبلی اش نوعی تفاوت آشکار از لحاظ موسیقی با شعر در آهنگهایش ایجاد کرده و به سبک جدید و منحصر به فرد Walk Show روی آورده است .
به عقیده کارشناسان موسیقی و طرفداران موسیقی ... یانی در سالهای اخیر نسبت به دهه نود افت داشته هر چند این افت نامحسوس است ولی تاثیر زیادی بر روی یکه تازی یانی در عرصه موسیقی New Age داشته است.
البته خود یانی نام گذاری سبک New Age را بر روی آثار او از بد شانسی اش میداند و او نام Contemporary Instrumental Music (موسیقی هم عصر)
را بیشتر میپسندد!!
یٍهودی منوهین (زادهٔ ۱۹۱۶-درگذشتهٔ ۱۹۹۹) نوازنده ویولن و ویولا و رهبر ارکستر یهودی آمریکائی تبار بود که بیشتر عمر حرفهای خود را در انگلیس گذراند.
معنی نام او در زبان عبری «یَهودی» است. نام او را مادرش پس از اینکه توهینی نسبت به یهودیان شنید مخصوصا انتخاب کرد تا نشان دهد که از قومیت خود شرم ندارد.
او از سه سالگی به نواختن ویولن پرداخت و در هفت سالگی اولین کنسرت خود را با ارکستر سمفونیک سان فرانسیسکو اجرا کرد. در سالهای بعد منوهین شاگرد ویولونیست و آهنگساز رومانیائی جرج انسکو بود.
در جریان جنگ جهانی دوم منوهین کنسرتهائی برای نیروهای متفقین اجرا کرد و بهخصوص پس از آزادسازی اردوگاه برگن-بلزن بههمراه بنجامین بریتن برای اسیران آن اردوگاه برنامه اجرا کرد. پس از پایان جنگ در کنسرتی بهرهبری ویلهلم فورتوانگلر در برلین شرکت کرد و بدین ترتیب نخستین نوازنده یهودی شد که پس از همهسوزی در آلمان کنسرت داد.
پس از جنگ دچار خستگی جسمی و روحی ناشی از کار زیاد بود و به یوگا روی آورد. پس از بهبود با توجه و سلیقه بسیار به اجرای آثار کلاسیک پرداخت و بهخاطر اجراهای بسیار دقیق و پراحساس خود معروف شد.
در سال ۱۹۶۲ مدرسه موسیقی یهودی منوهین را در ساری (انگلستان) بنا گذاشت. در سال ۱۹۶۵ از ملکه انگلیس لقب افتخاری «سر» گرفت (پس از آنکه در ۱۹۸۵ شهروند بریتانیا شد لقبش دیگر جنبه افتخاری نداشت.)
در دهه ۱۹۷۰ با راوی شانکار نوازنده هندی سیتار اثری بنام «دیدار شرق و غرب» اجرا کرد که با استقبال بسیار روبرو شد. او با استفان گراپللی نیز چند قطعه جاز اجرا کرد. نایجل کندی از شاگردان او بود.
|
نیکولو پاگانینی | |
| زمینه فعالیت | آهنگساز،ویلنیست |
| تولد | 27 اکتبر، ۱7۸2 (میلادی) جنوا، ایتالیا |
| مرگ | ۲7 مه ۱840 (میلادی) نیس، فرانسه |
نیکولو پاگانینی (Niccolò Paganini) (زاده ۲۷ اکتبر ۱۷۸۲- درگذشته ۲۷ مه ۱۸۴۰) ویلننواز، ویلیست، گیتاریست و آهنگسازی ایتالیایی است. پاگانینی یکی از مشهورترین ویرتوئوزها و بزرگترین نوازنده ویلن در تاریخ موسیقی است. او با ابداع تکنیکی بدیع در نواختن ویلن، انقلاب عظیمی در نوازندگی این ساز برپا نمود. آثار او در عین برخورداری از لطافت و ملودیهای زیبا، قطعات فوق العاده مشکلی از نظر تکنیک نوازندگی هستند. با وجود ویلنیستهای سرشناسی چون ویوتی و کرویتزر در سده هجدهم و نوزدهم، پاگانینی گوی سبقت از همه آنها ربود و خود را به عنوان اولین ویلن ویرتوئوزو معرفی کرد.
پاگانینی بعد از آنکه درسهای مقدماتی موسیقی را از پدرش آموخت، شش ماه نزد جاکومو کوستا (متولد ۱۷۶۱) -که اپریستی مشهور بود- آموزشهای خود را ادامه داد. معلم بعدی نیکولو فرانچسکو نیکو بود که به گفته پاگانینی تاثیر بسزایی در اطلاعات موسیقایی او داشت. یکی دیگر از معلمهای نیکولو جوانی چروتو (یا الساندرو سروتو) نام داشت که ویلنیستی اهل جنوا بود . پس از آموزش ویلن زیر نظر چروتو، نیکولو به همراه پدرش برای تکمیل اطلاعات هنری اش نزد الساندرو رولا در پارما رفت. رولا وقتی برای اولین بار صدای ساز نیکولو را شنید به او گفت که من در نوازندگی هیچ چیزی برای آموختن به تو ندارم و او پس از چند ماه آموزش زیر نظر رولا، برای یادگیری کمپوزیسیون نزد فرناندو پائر رفت که آهنگساز اپرا کمیک و مائسترو دی کاپلا (maestro di cappella) در پارما بود.
پاگانینی اولین کنسرت خود را در ۱۲ سالگی اجرا نمود و اولین اثر مهم خود یعنی la carmagnola را که عبارت است از یک تم و چند واریاسیون برای ویلن و گیتار در ۱۳ سالگی نوشت.


با این همه هیچ کس نمی توانست یا نمی خواست تصور کند که این استادی در قبال چه رنجها و تحمل چه مشقت حاصل شده است. زندگی پاگانینی برای کسانی که از او اطلاع دقیقی نداشتند افسانه بود.
نیکو لو پاگانینی (Nicolo paganini) در ۲۷ اکتبر ۱۷۸۲ از یک خانواده متوسط در جنوا به دنیا آمد. پدرش که در جوار گمرک شهر به کسب بازرگانی اشتغال داشت مردی سختگیر، خشن و خسیس بود. او شنیده بود که موتسارت از شش سالگی با درآمد موسیقی امرار معاش می کند و تصمیم گرفت فرزندش را در این رشته پرورش دهد. چرا چنین فکری نکند؟ نیکو لو چنان به موسیقی علاقه داشت که حتی زنگ کلیسا هم او را از حالت عادی خارج می کرد و با این ذوق واستعداد هیچ کاری سودمندتر از آن نبود که از فرزندش، عایدی جدیدی کسب کند.
بیچاره نیکولو برای اینکه زودتر به نتیجه برسد مجبور بود هر روز ساعتها با ویولون کوچک خود تمرین کند بدون اینکه اجازه داشته باشد برای تفریح با همسالان خود بازی کند. پدرش او را به مدرسه هم نفرستاد و نیکولو از تعلیم و تربیت صحیح هم برخوردار نشد. تنها تعلیم کودک آشنائی با نت های موسیقی بود و از آن پس به تنهایی تکنیک ویولون را فرا گرفت و با دقت و کوشش و زحمت بسیار به تمرین های سخت ویولون پرداخت، و به زودی توانست آثار مشکل کورلی، تارتینی، ویوالدی و ویوتی را بنوازد.
پدرش او را برای اجرای یک کنسرت به کلیسا برد و او با چنان استادی ویولن نواخت که همه از استعداد غیرعادی او تعجب کردند. هیچ کس گمان نمی کرد که این کودک لاغر اندام و زشت بدون معلم در نواختن ویولن به آن پایه قدرت رسیده باشد.رنج هایی که پاگانینی در این دوره از زندگی متحمل شده بود اثر عمیقی در قیافه او گذاشت و به تدریج چهره استخوانی و تیره ای پیدا کرد. در اثرتمرین انگشتهایش باریک و بلند شد. هنوز شانزده سال از عمرش نگذشته بود که به واسطه خشونت پدر، خانواده اش راترک کرد.اما در این زمان به درجه کمال رسیده و هیچ استادی نمی توانست نکته تازه ای به او بیاموزد. پاگانینی می توانست پاساژهای بسیار سخت ویولن را که اجرای آن مهارت بسیار لازم داشت بدون تمرین در یک چشم بهم زدن بنوازد.
وقتی پازینی Pasini آهنگساز ایتالیایی ویولن استرادیواریوس خود را برای اجرای کنسرتوی مشکلی به مسابقه گذاشت پاگانینی نزد او رفت.تا آن وقت بسیاری از ویلونیستها برای به دست آوردن ویولن و آزمایش استعداد خود مدتها وقت خود را به تمرین کنسرتو در خانه پازینی گذرانده بودند، اما عقیده داشتند که کنسرتو پازینی قابل اجرا برای ویولن نیست. آهنگساز سالخورده وقتی پاگانینی را دید مدتی به چهره او خیره شد و گفت اگر بتوانید این کنسرتو را بدون هیچ مشکلی اجرا کنید ویولن استرادیواریوس به شما تعلق خواهد گرفت. و پاگانینی پاسخ داد: در این صورت می توانید با ویولن خود وداع کنید. آنگاه بدون تامل کنسرتویی را که تا آن وقت ندیده بود چنان با سهولت و زبردستی نواخت، که پازینی از فرط غلبه احساسات از حال رفت.
به زودی نام پاگانینی مشهور شد و شاگردان بسیار به محضر او آمدند. درآن میان ویولونسلیست جوانی به نام چیاندلی که استعداد متوسط داشت برای استفاده از مکتب پاگانینی نزد او آمد. با آنکه پاگانینی با ویولنسل کار نکرده بود توانست چند نکته از روموز نوازندگی را به او بیاموزد و چیاندلی در مدت سه روز به حدی در نواختن این ساز مهارت یافت که ارکستر پادشاهی ناپل او را به سمت نوازنده اول ویولنسل استخدام کرد.نخستین کنسرت معروف پاگانینی در تالار اسکالای میلان برگزار شد. اما هنرنمائی او در وین بیش از هم باعث شهرت او شد. در آن شهرپاگانینی یک سونات ویولن را به طرز خارق العاده به مورد اجرا گذاشت. یکی از روزنامه های وین حادثه شب کنسرت را چنین شرخ می دهد.
پاگانینی در هر قسمت از سونات یکی از سیم های ویولن را از کار می انداخت: قسمت اول را روی چهار سیم، قسمت دوم را روی سه سیم، قسمت سو را روی دو سیم، قسمت چهارم را روی یک سیم نواخت. تنها کسی که می تواند او را مغلوب کند که بتواند سونات را بدون سیم بنوازد. این شیوه را پاگانینی به آن جهت به کار برده بود که یک بار واقعا یکی از سیم های ویولن پاره شد و پاگانینی بدون آن که کنسرت را متوقف کند با سه سیم سونات ویولن را بنوازد. او بعدها سوناتی برای سیم سل نوشت که بسیار مشکل است.اما در تالار کنسرت گروه تماشاگران که تا آن زمان چنین استادی ندیده بودند به یاد شایعاتی که از پاگانینی شنیده بودند افتادند زیرا معروف شده بود پاگانینی در کار خود از شیطان کمک می گیرد. این تصویر به خصوص وقتی قوت گرفت که پاگانینی یکی از قطعات معروف خود ( رقص شیطان) را شروع کرد . یکی از حضار چنان متوحش شده بود که تصور می کرد واقعا شیطان را می بیند و ناگهان فریاد کشید، آنجا پشت سر پاگانینی شیطان ایستاده که ویولن می زنه. کافی است تمام کنید!پاگانینی ناچار آهنگ را قطع و به کنار رفت مردم به جز پرده جنگل که در پشت صحنه آویخته بود چیزی ندیدند. با این همه مردم وحشت کردند و عدهای به زانو در آمدند و صلیب رسم کردند اتا از شر شیطان در امان بماندد. یک زن حامله چنان ترسیده بود که او را به اطاق دیگر بردند تا بچه اش را مرده به دنیا آورد.
(1840 - 1728)
نیکولو پاگانینی در بیست و هفتم اکتبر سال 1728 در ایتالیا بدنیا آمد او گیتاریست آهنگساز وبزرگترین ویولونیست قرن نوزدهم بود که در اجرای این ساز در تاریخ موسیقی همتایی برای او نیست .پدر پاگانینی آنتونیو از بازرگانان جنوا و نوازنده گمنام ماندولین و کاپل مایستر کلیسا و نخستین معلم فرزندش بود.نیکولو بزودی استعداد شایان و خارق العاده ای از خود نشان داد بطوری که در هشت سالگی تحسین اطرافیان را برانگیخت و در نه سالگی با اجرای واریاسیونهای ساخته خود جمع را به تعجب واداشت....برای خواندن بقیه سرگذشت روی ادامه مطلب در پایین صفحه کلیک کنید.
آثار پاگانینی :
1_ 24 کاپریس برای ویولون تنها - اپوس 1
2_ شش سونات ویولون گیتار - اپوس 2
3_ شش سونات ویولون گیتار - اپوس 3
برای دیدن بقیه آثار ساخته شده شده توسط پاگانینی روی ادامه مطلب در پایین صفحه کلیک کنید سلام دوستان عزیزبرای حسن شروع اثری بسیار معروف از نیکولو پاگانینی رو قرار دادم برای دانلود اثری آشنا به نام : کاپریس شماره 13 ضمنا 7 تا عکس از نوازنده اثر رو هم قرار دادم .افسوس که سرعت اینترنت پایین هست وگرنه فایل تصویریش رو قرار می دادم !! ضمنا دوتا نرم افزار هم برتون گذاشت%