userinfo close

  ,

دوستداران حمیرا


homeyra

تاسیس: 26 فروردین 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: علی کوچولو - معاونان
نوای آسمانی بانو حمیرا اعتبار موسیقی آواز ایران است
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
97
4173
91/3/2 (13:43)
239
1902
90/11/6 (16:37)
29
1621
90/1/17 (17:32)
26
452
87/12/5 (00:26)
11
170
91/3/2 (14:17)
45
1203
91/3/2 (14:06)
5
934
91/3/2 (14:02)
21
299
91/2/18 (16:42)
40
1590
91/2/1 (20:47)
15
300
91/1/24 (21:37)
14
319
91/1/7 (15:11)
0
20
90/12/20 (23:12)
20
599
90/12/2 (23:54)
17
215
90/10/16 (00:18)
1
130
90/10/14 (07:46)
1
1420
90/5/15 (19:26)
6
261
89/12/28 (10:23)
11
366
89/10/15 (05:04)
74
1410
89/8/16 (23:34)
6
232
89/7/30 (09:58)

عنوان بحث :: این بحث را 2 نفر دنبال می کنند.

شمیم راسخیان , shamim_m_r
شمیم راسخیان - 20:12 1385/04/12

در مورد عزیز حمیرا

در این قسمت اخبار و هر مطلبی در مورد بانوی آواز ایران دارید قرار دهید

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
علی کوچولو , usa_0098
علی کوچولو - 17:32 1390/01/17
29

قابل توجه عاشقان بانو حمیرا

 

 

دوستداران حمیرا , homeyra

 

 

 

این هفته تو برنامه ماندانا شبخیز کنسرت دبی بانو حمیرا رو پخش میکنند

 

لطفآ داغ کنید

علی کوچولو , usa_0098
علی کوچولو - 14:47 1389/10/23
28

کنسرت نوروزی بانو حمیرا در دبی

 

ماه بانو حمیرا اعتبار موسیقی ایران 2 فروردین 1390 در دبی

 

 

لطفآ داغ کنید تا دوستاتونم به کلوب دعوت بشوند

 

 

امین حسینی , barenz
امین حسینی - 04:55 1389/08/7
27

صداش  بی نظیره
@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-
علی کوچولو , usa_0098
علی کوچولو - 01:05 1387/08/16
26

دوست عزیز سایت بانو حمیرا فیلتر هست به امید ایرانی آزاد برای هر ایرانی بدون سانسور خانوم حمیرا به شدت درگیر آلبوم جدید هستند همین که آلبوم تموم بشه سایت رو آپلود میکنند و گست بوک سایت شخصی خودشونو فعال میکنند تا دوستدارانشون با بانو حمیرا در ارتباط باشند خانوم حمیرا قسمت گست بوک سایت رو خودشون چک میکنند الان وقت ندارند بعد از آلبوم حتمآ قسمت گست بوک رو فعال میکنند و تا اون موقع شاید روی آزادی در ایران رو دیدیم و اگه هم نشود با فیلتر شکن میتونید وارد سایت بشین هیچ کس و هیچ چیز جلوی عشق و آزادی را نخواهد گرفت و تنها نام ننگ از این اشخاص که مانع آزادی هستند در تاریخ خواهد ماند

 

وب سایت


 

 
علی حسینی , alishow45
علی حسینی - 18:19 1387/08/15
25
سلام دوستان کسی میدونه چه جوری باید وارد سایت خانم حمیرا شد؟
من که نمیتونم وارد بشوم !!
علی حسینی , alishow45
علی حسینی - 00:20 1387/08/6
24
موزیک ویدئو های خاطره  انگیز حمیرا در شبکه جدید فارسی BTT امروز حسابی من رو مشعوف کرد
مصطفـــــــــــی  سانتـیـــــــــــــــــاگو , mostafa_tofighi
23
نقل قول از : آرش ج

دیگه مثل حمیرا نخواهد آمد.................................................

مثل حمیرا نه بوده ونه خواهد امد.
علی کوچولو , usa_0098
علی کوچولو - 21:07 1387/08/3
22

هنرمندی که می خواهد ناشناس بماند


چاپ شده در هفته نامه اطلاعات بانوان، شماره 440، آبان 1344 - در اتاق ساده و آراسته ای نشسته ام. همه درباره حمیرا صحبت می کنند. درباره خانم جوانی که گفته می شود بعد از قمر خواننده فقید ایران، نظیر او دیده نشده است. چشمانم بی اختیار، به چهره و اندام حمیرا دوخته شده است. گیسوان صاف و سیاهش به روی شانه هایش ریخته است. بر چهره سفید و شادابش، مژگان بلند و برگشته ای سایه انداخته است. دو چشم درشت و سیاه، صورتش را روشن کرده و جلوه با شکوهی به زیبایی او داده است. لباس سورمه سنگ دوزی شده، به تن دارد. روی هم رفته، زنی زیبا و متین است. می خواهم سر صحبت را با حمیرا بگشایم، اما اشتیاق صدای او، قفل سکوت بر دهانم زده است. مثل اینکه نشانه اشتیاق وصف ناپذیری را در چهره ام خواند که با اشاره سر، آمادگی خود را برای خواندن ابراز داشت.
به دنبال اشاره او، تجویدی هنرمند گرانمایه، ویلن را به دست گرفت و آنرا به صدا در آورد. نوای ویلن، در دستگاه سه گاه، شور به دلم می ریخت و سکوت خلسه آور را سنگین تر می کرد. وقتی نوای ویلن ملایمتر شد، او دهان گشود و آوازش را سر داد، آوازی که دل را از شور و هیجان می لرزاند و نفس را در سینه حبس می کرد. حمیرا این شعر رهی را خواند:
آتشین خوی مرا پاس دل من نیست نیست
برق عالم سوز را پروای خرمن نیست نیست
مشت خاشاکی کجا بندد ره سیلاب را
پایداری پیش اشکم کار دامن نیست نیست
صدایش که به لطافت باد بهار و خوش آهنگی نغمه آبشار بود، لحظه به لحظه بیشتر اوج می گرفت و به دلها تب و تاب می افکند. از فرط شوق، تحت تاثیر این آوای دلنشین و هیجان انگیز، قطره های درشت اشک بر گونه های ملتهبم شیار می کشید. وقتی او لب فرو بست، هنوز صدای رسا و نوازشگرش در گوشم طنین انداز بود. مثل این بود که به سر زمین رویاها گام نهاده ام و جز آوایی سحر آمیز و گوش نواز چیزی نمی شنوم.
خانواده متعصب: اشک هایم را زدودم و خود را جمع و جور کردم و پای صحبت حمیرا نشستم. حمیرا میر افشار 22 سال دارد. در تهران چشم به زندگی گشوده و دیپلم ادبی خود را از انستیتو مریم (مدرسه فرانسوی ها) گرفته است. شش سال است ازدواج کرده و صاحب یک دختر 5 ساله به نام هنگامه شده است. در خانواده حمیرا صدای خوب زیاد وجود دارد. مادرش صدای خیلی خوبی دارد و خواهرانش نیز، از این هنر بی نصیب نمانده اند. وقتی حمیرا چهار، پنج ساله بود، به زیبایی و ملاحت صدای خود پی برد و چند بار در برنامه های مدرسه، ترانه هایی خواند. دلش می خواست صدایش را تعلیم بدهد و نگذارد هنری که در وجود او به ودیعه گذاشته شده است، هرز و هدر برود. اما پدر سختگیر و متعصب او، چون محیط هنری را مساعد نمی دید، با برآورده شدن خواست او، روی موافق نشان نداد. سال ها گذشت، حمیرا با جوانی که به واسطه داشتن فقط یک سال اختلاف سنی، از هر جهت با او توافق اخلاقی و تفاهم فکری داشت، پیوند زناشویی بست، اما باز هم از گرفتن تعلیم صدا و فعالیت های هنری خوداری کرد، تا اینکه دست سرنوشت او را سر راه تجویدی آهنگساز و نوازنده معروف، قرار داد... و حالا، ببینیم که این هنرمند گرانمایه درباره حمیرا چه می گوید؟
صدای بی نظیر: آقای تجویدی که با گشاده رویی ما را به خانه خود پذیرفته و وسیله آشنایی با خانم حمیرا را فراهم آورده است، گفت: من، 4 سال پیش، روی رفت و آمد خانوادگی که برقرار بود با حمیرا و صدایش آشنا شدم. از صدایش آزمایش کردم و به عظمت و زیبایی آن پی بردم. تصمیم گرفتم حمیرا را تحت تعلیم قرار دهم، اما خانواده اش مانع از این کار شدند. دو سال گذشت. در این دو سال هر وقت به یاد صدای دلپذیر او می افتادم، متاثر می شدم. فکر می کردم که چرا چنین ثروت هنری سرشاری باید دست نخورده و راکد باقی بماند. دو سال پیش، حمیرا و شوهرش به سراغ من آمدند و خواستند که تعلیم صدای او را به عهده بگیرم. او با موسیقی کمی آشنا بود و به نواختن پیانو شوق داشت و به تدریج، زیر نظر من، نت خوانی را آموخت و تمام دستگاه ها را یاد گرفت.
آقای تجویدی مکثی کوتاه کرد و بعد چنین ادامه داد: به نظر من و به نظر صاحب نظران، صدای او بی نظیر است و در میان خوانندگان فعلی رقیبی ندارد. اوج صدای او سه پرده از تمام خوانندگان زن ایرانی بلندتر و نظیر جوانی خانم روح انگیز است. تحریر صدای حمیرا را باید با قمر الملوک و روح انگیز مقایسه کرد. صدای بم او، شگفت انگیز است. او دارای بم ترین صدا در میان خوانندگان ایران است و من هر وقت صدای بم او را می شنوم با مقایسه با اوج صدای او متحیر می شوم.
اولین آهنگ: پرسیدم: اولین آهنگی که خانم حمیرا در رادیو ایران اجرا کرده است، چیست؟ آقای تجویدی گفت: او تاکنون یک آهنگ در رادیو اجرا کرده که صبرم عطا کن است این آهنگ را من شش ماه پیش ساختم و حمیرا با استعداد سرشاری که در یادگیری دارد خیلی زود آنرا یاد گرفت و برای اجرایش آماده شد. البته چون او نت می داند و به اصطلاح پایه کارش محکم است، خیلی زود آهنگ ها را فرا می گیرد. من همیشه آرزو داشتم با خواننده ای در تماس باشم که با وسعت صدایش بتواند آهنگ های مرا نشان بدهد. پیش از اجرای این ترانه در برنامه شما و رادیو، از حمیرا در رادیو آزمایش صدا به عمل آمد و اعضای شورای موسیقی متفق القول اذعان کردند که تاکنون چنین صدایی نبوده است. آهنگی که حمیرا در رادیو اجرا کرد، حالت مناجات دارد و این آهنگ، با وجود اینکه اولین آهنگ حمیرا بود خیلی خوب گرفت و حالا، در همه جا از آن گفتگو می شود. شعر این ترانه را بیژن ترقی شاعر با ذوق سروده است.
همکاری تازه: خوشبختانه، آقای بیژن ترقی نیز در آنجا حضور داشت و فرصتی بدست من داد که با او نیز در صحبت را بگشایم. او می گفت: من 12 سال است که در رادیو به کار ساختن تصنیف مشغول هستم. در این مدت، برای اغلب آهنگسازان و خوانندگان رادیو شعر ساخته ام. می زده اولین شعر من بود که با صدای مرضیه در رادیو اجرا شد. یک سال بود که با رادیو همکاری نداشتم و تقریبا حاضر به ادامه همکاری هم نبودم. آقای تجویدی که در خارج از محیط رادیو نیز با من دوستی دارد، یک روز گفت که قطعه ای ساخته است و مقدمه آنرا نیز برایم نواخت. آهنگ تازه او حالات مناجات را داشت. از آهنگ او لذت بردم و تصمیم گرفتم شعری روی آهنگ بگذارم که بازگوی زبان نهفته آهنگ باشد. در همان جلسه و یک جلسه دیگر، شعر را تمام کردم شعر صبرم عطا کن....
آقای ترقی ادامه داد: این آهنگ و شعر هماهنگی و تناسب دلپذیری داشتند و چون از ساختن هر دو احساس لذت می کردم، علاقه مند شدم که بدانم تجویدی چه کسی را برای اجرای این ترانه در نظر گرفته است. او گفت که یک خواننده تازه برای اجرای این ترانه در نظر گرفته است. از گفته او در شگفت شدم، اما روزی که خانم حمیرا این ترانه را در رادیو ضبط می کرد، من که در آن هنگام در گوشه اتاق قدم می زدم، تمام بدنم از فرط شوق و هیجان می لرزید. وقتی صدایش اوج گرفت، باور نمی کردم، آنچه می شنوم حقیقت دارد. آن شب، تحت تاثیر این صدای سحر آمیز تا صبح خواب به چشمانم راه نیافت و بعد از یک سال، همراه با صدای او، دوباره به رادیو بازگشتم! و حالا راضی هستم که بدین ترتیب، با روحیه تازه تر به محیطی که دوست دارم گام گذاشته ام.
خوداری از چاپ عکس: دوباره، روی خود را به خانم حمیرا گرداندم و گفتم: تصمیم ندارید، بر فعالیت هنری خود بیفزایید؟ با لحنی آمیخته با تاسف گفت: محیط هنری ما، آن طور که دلم می خواهد مناسب نیست و افراد به حق مانع از این هستند که من فعالیت های هنری را پیشه کنم. البته من علاقه فراوانی دارم که کارم را دنبال کنم، اما عده ای از افراد خانواده ام از روی تعصب وعده ای با توجه به محیط هنری ما، از این کار بازم می دارند. به همین جهت، حتی راضی نیستم که عکسی از من چاپ بشود تا مردم چهره مرا بشناسند.
تجویدی: رشته سخن را بدست گرفت و گفت: من در میان طبقات محترم مملکت افراد فراوانی را سراغ دارم که صدای دلپذیری دارند و امیدوارم که بتوانیم راه تازه ای را باز کنیم که خانواده ها با طیب خاطر به فعالیت هنری دختران با استعداد خود رضایت بدهند. فعلا، خانم حمیرا برای یک سفر دو ماهه رهسپار آلمان است. سعی ما بر این است پیش از پرداختن او به سفر، آهنگ های متعددی را که با حمیرا تمرین کرده ایم، ضبط کنیم و از رادیو به گوش دوستداران موسیقی برسانیم.
آقای تجویدی، معاون شورای موسیقی رادیو ایران، با قاطعیت بیشتری گفت: بعد از اعلام تساوی حقوق زن و مرد، غرور تازه ای در خانم ها ایجاد شده است و ما می کوشیم در سایه این غرور، محیطی ایجاد کنیم که فعالیت های هنری از رامشگری جدا بشود و امید های تازه ای برای خانواده ها ایجاد کند. خانم حمیرا دوباره لب به سخن گشود و گفت: البته من میل ندارم که خواننده مجلسی باشم. در مهمانی های خانوادگی نیز نمی خوانم و فقط گاهی برای شوهر و فرزندانم پیانو می نوازم. وقتی برخاستم که از حمیرا خداحافظی کنم، آقای تجویدی افزود: هنوز آواز او ضبط نشده است، وقتی آواز او ضبط و پخش شد، همه درخواهند یافت که صدای او نمونه کامل آواز ایرانی است، یک آواز تعلیم یافته و گرم و گیرا و کم نظیر با همه خصوصیات لازم...
صبرم عطا کن
خدایا تو خود این وجود مرا
سراسر همه تار و پود مرا
به عشق و به مستی سرشتی اگر
یا غم عشق او از سرم بدر کن
یا که صبرم عطا کن
یا نصیبم نما بینمش یک نظر
یا که دردم دوا کن
چرا به نگاهش، به چشم سیاهش
تو این همه مستی دادی
تو هستی ما را از آن همه مستی
به باده پرستی دادی
حالا که جز غم نصیبم ندادی
راهی به کوی حبیبم ندادی
صبرم عطا کن
دردم دوا کن
چرا به جای وفا و محبت
به او رخ زیبا دادی
به او سر زلف شکسته
برای شکست دل ما دادی
عمری در این سودا به سر بردم خدایا
دور از لبش، چون غنچه خون خوردم خدایا
حالا که جز غم نصیبم ندادی
راهی به کوی حبیبم ندادی
صبرم عطا کن
دردم دوا کن

علی کوچولو , usa_0098
علی کوچولو - 22:12 1387/06/31
21

   آیا زنده یاد مهستی و هایده راجب خانم حمیرا اظهار ونظری داشته اند یا نه؟

 

پاسخ : اسطوره بودن بانو حمیرا برای هریک از هنرمندان  و هنردوستان اثبات شده است.زنده یاد مهستی در مصاحبه ای که دوسال گذشته در شبکه جام جم داشتند از حمیرا هم به عنوان نوآورسبکی جدید در آن زمان یاد کردند.متاسفانه از زنده یاد هایده اطلاعات درستی در این باره ندارم که بتونم جواب بدم.

علی کوچولو , usa_0098
علی کوچولو - 20:25 1387/06/31
20
خانم حمیرا آخرین مرحله پایانی درمان خود را به پایان رسانده است وخدا را هزار مرتبه شکر هم اکنون سلامت هستند و قصد دارند که دو اثر باقیمانده آلبوم جدید که هنوز اجرا نکرده اند را به پایان برسانند.ویکی از آهنگها مناجاتی به نام تو بودی می باشد که در نوع خود بی نظیر می باشد.بنا به وصیت استاد علی تجویدی یکی از آزوهای خانم حمیرا اجرای این مناجات زیبا می باشد.اکنون متن این ترانه ی زیبا رو برای شما گذاشته ام  که در نوع خود بی نظیر می باشد. احتمالا بخش های کوچکی از این شعر تغییر خواهد کرد.

 

                                                                                           

       تو بودی

 

     (شعری عارفانه سخن با حضرت حق) آهنگ: استاد علی تجویدی، با صدای خود استاد خوانده شده  است

 

 

                                                                 ترانه سرا : استاد بیژن ترقی

                                       

 

                                         تو بودی آنکه در صبح زندگی رخ به من نمودی                 

                                                                       تو بودی آنکه درهای عاشقی بر رخم گشودی

                                             

                                               فروغ روی جانانی                    بهاران در بهارانی

                                             

                                               نپاید زندگی بی تو                     که در جسم جهان جانی

                                              

                                               اگر از نظر نهانی                      نهان از نظر نمانی 

                               

                                         شبی را تنها، به گرداب غمها در افتاده بودم

                                                              در آن دم ،که خود را ، به امواج بحر فنا داده بودم    

                                 

                                                         کسی کو، ز موجم ربودی تو بودی

                                                           به تاب و توانم فزودی تو بودی

                            

                                          درون هر گل پاکیزه رو، رنگ و بوی تو دیدم

                                                                            زمین و آسمان آیینه ماه روی تو دیدم

                                          

                                           هم آواز دل نغمه گرم در دل شبها تو بودی

                                           نسیمی که دعای سحرم کرد شکوفا تو بودی  

                                                           

                                       

راجب آلبوم جدید حمیرا  خدمت همه ی طرفداران عزیز عرض کنم که خانم حمیرا یک آهنگ دوصدایی با بابک رادمنش اجرا کرده اند که مطمینا" یکی از پرطرفدارترین ترانه ها خواهد بود

علی کوچولو , usa_0098
علی کوچولو - 19:59 1387/06/31
19

بخشی از  مصاحبه آقای نادر رفیعی با خانم حمیرا 

 

( مربوط به چند سال پیش )

نادر رفیعی :

سرکار خانم حمیرا برای ما از دیروز و امروز سخن می گویند و همچنین از فردا . فردایی که برای هیچکدوم از ما روشن نیست .

حمیرا :

من از زمان کودکی به موسیقی بینهایت علاقمند بودم و تحت تعلیم استاد علی تجویدی قرار گرفتم و آهنگی خوندم به نام صبرم عطا کن و شعری از آقای بیژن ترقی ....
......
به عقیده من هنرمند دو بار میمیره یه زمانی هست که مرگ واقعی اوست و برای همه هست و طبیعیست و یه زمانی هست که مردم او  رو ترک می کنن و دیگه  او  رو بصورت اولیه دوست ندارن و من آرزو می کنم که پیش از اینکه مردم من رو دوست نداشته باشن و نپذیرن من رو من اونها  رو ترک بکنم 

خانم حمیرا شما خوانندگی رو با اصول صحیح و بر پایه درستی آغاز کردید و سالها خواننده گلها بودید ولی اگه به کارنامه کاری شما نگاه کنیم می بینیم که شما بغیر از اینکه کارهای اصیل ارائه دادید یک مقدار مغایرت داره با کار و سبک اصلی که ارائه دنبال اون بودید مثلا مثل بعضی از ترانه هایی که خودتون می دونید . می شه بفرمایید انگیزه این کار چی بود ؟
والا من فکر می کنم که آقای رفیعی درست اون چیزهایی هم که من می خوندم اونها هم گلها بوده اما گلهای ریتمیک !!!! یکی از کارهایی که من کردم به نام دلشکن گناهی که این آهنگ در سه گاه هست . این آهنگ همون حالت صبرم عطا کنه منتها حالت ریتمیک داره . من نمی دونم که این مد شده که تازگی ها این مسائل رو می بندن به برنامه گلها و مسائل نمی دونم موسیقی اصیل و این حرفها . خیلی باعث تعجب من هست .
شما خانم حمیرا خودتون رو یک هنرمند مسئول می دونید ؟
من فکر می کنم هر هنرمندی باید خودش رو مسئول بدونه . فکر می کنم تا حدی باشم .
شما که خودتون رو یک هنرمند مسئول می دونید در طول فعالیت هنری که داشتید می شه بگید که چه خدمتی به جامعه ای که موفقیت خودتون را مدیونشون هستید کردید ؟

من آهنگهایی که بازخونی کردم فکر می کنم چیزهای جالبی بوده که کردم و آهنگهایی بوده که از آهنگسازهای مختلف خوندم به هر حال آوازی خوندم که 30 سال در رادیو بود تموم اساتید فن می دونن و واقف هستند به این امر و این رو من بازخونی کردم در  " دشتی " که خانم روح انگیز خونده بودن که حتی البته این یه چیزیه که الان برام حالت بچگانه ای داره . جایزه ای برای اون کار گذاشته بودن که آثار هنری رو هر کس بتونه بخونه حتی تا صدهزار تومان جایزه داشت که اون جایزه رو هیچوقت کسی نگرفت . اما اجرا کننده اون آهنگ من بودم . و حتی آهنگ دیگری خوندم به نام عهد شکن که اون هم از خانم روح انگیز هست و آهنگ دیگری خوندم از خانم ضرابی و می تونم بگم کارهایی کردم مثل صبرم عطا کن – دلشکنی گناهی – آهنگ مرا نفریبی – پشیمانم – با دلم مهربان شو   و ....  اینها جزو کارهای ممتازی بوده که من ارائه دادم و همینطور کارهایی که شش و هشت خوندم تمام جزو کارهای ممتاز من بوده .

منبع

www.parvizyahaghi.blogfa.com

 

علی کوچولو , usa_0098
علی کوچولو - 19:57 1387/06/31
18

مصاحبه کانال  لایو ( آقای دلجو ) با خانم حمیرا

عید ۷۰۳۰ میترایی باستانی ایرانی  

با سلام به خانم حمیرا . حمیرا جان خوش آمدی .عید شما مبارک . اگر صحبتی داری برای بینندگان خوشحال می شیم .

خواهش می کنم .متشکرم . عید به شما مبارک . عید سعید باستان را به تمام هموطنان عزیزم در سراسر دنیا و فارسی زبانان تبریک می گم . و آرزوی سلامتی . پیروزی و سروری اونها به تمام جهانیان دارم .

درود بر شما حمیرای عزیز بانویی که چهره ای که محبوبی که عظمت تنهایی رو می شناسه و در بسیاری از اوقات تنهاست و یک ایمان راسخ  ... حمیرا کیست حمیرا جان ؟!

حمیرا یه بنده خداست و کسی بوده که عاشق موسیقی بوده و خیلی در این راه ریاضت کشیدم و تقریبا می تونم بگم طرد خانوادگی و طرد  پدر شدم و به این دلیل هم دیگه این قهر و ادامه دادم و این جدایی ها  رو کشیدم ولی عشق مردم عشق به خوندم اینقدر در من زیاد بود که غلبه کرد بر همه چیز .

یعنی خانواده - پدر سرسختانه مخالف فعالیت هنری شما بود !؟

بله مخصوصا پدرم . چون اغلب خواننده های اون زمان که مشهور بودن باغی داشتیم در شمیران می یامدن و هنرنمایی می کردن من از بچگی باهنر آشنایی پیدا کردم و دوست داشتم عاشق خوندن بودم و یادم مییاد در مدرسه ای که بودیم همه بچه ها یه آرزویی داشتند .. بچه ها  رو دیدین که  دور هم می شینن و می گن تو چه آرزویی داری ...اینها ... به من می گفتن تو دلت می خواد چی بشی ؟ می گفتم من دلم می خواد خواننده بشم . و واقعا می خواستم شما نمی دونید که من چه جنگی کردم . واقعا یه انقلاب کردم در خانوادم .

و تاوان این کار رو پس دادید ؟ ...  بله همینطوره ... !

چگونه شد که حمیرا اولین ترانه رو خوند ؟ و به قلب میلیون ها ایرانی نشست ؟

من این رو بارها گفتم به وسیله استاد تجویدی . ایشون مدت  دو سال می یومدن منزل من و آواز تعلیم می دادن . اما مکررا نه   چون خبر چین ها رفتن به پدر گفتن و اون سد راه شد و تلفون کرد و گفت نباید کسی بیاد و به دختر من درس بده و ... به هر صورت من خیلی کمش می کنم کوتاهش می کنم و این زمان شد که من خودم پیشنهاد کردم و منزل آقای تجویدی رفتم که کسی دیگه ندونه این چیز رو این راز رو ... بله به هر صورت .. من دو سال تعلیم آواز گرفتم و با دل و جان تمام بخش های موسیقی و حتی مهار کردن صدا .. چیزهایی که من باید یاد می گرفتم از ایشون یاد گرفتم ....

شاگرد با استعدادی بودید !   ....  خیلی ! برای اینکه عاشق بودم

خوب.. گفتید تضاد داشتید . پدر مخالف بود . آیا وقتی صدای حمیرا از طریق رادیو پخش شد و این همه محبوبیت .. در عقیده پدر تغییری نکرد ؟

اصلا ! آخه می دونید اون زمانی که من خوندم پدرم به لندن سفر کرده بود ند و در ایران نبودند من هم از خدا خواسته و گفتم من حالا می خونم و نمی فهمه ... به هر صورت ایشون اومده بودن که برن سلمونی و در ماشین نشسته بودن  اون راننده رادیو رو می گیره  پدر صدای من رو می شنون و تشخیص میدن که شاید من باشم و حالش بد می شه و ما دیگه مکافات و بدبختی هایی که باید داشته باشیم پیدا کردیم . تا زمانی که ایشون زنده بودن مانع دیدن من بودن حتی تو بیمارستان هم نذاشتن که من ایشون رو ببینم . سرسختانه مقاومت کردن بله ...

تا مدتی صدای حمیرای عزیز شنیده می شد . در قلب میلیونها ایرانی جای داشت اما چهره ای از حمیرا در سطح کشور نبود و خیلی ها تشنه دیدن این چهره بودن چرا خودت رو پنهان کردی ؟

آقای دلجو همونطوری که بهتون گفتم چون پدرم مخالفت می کرد و این هم برای من خیلی ناجور از آب در اومد چون عکس من نبود در جرائد و تلوزیون هم که اون موقع ها نبود و اگر هم بود من شرکت نمی تونستم بکنم چون عکسم نبود در جرائد هر خانومی هر جا می رفت قیافه شرقی داشت می گفت من حمیرام !! برای همین من مجبور شدم  .. آقای محمدی (از اطلاعات )  .. من از خونم بیرون می یومدم ایشون ناگهانی عکس من رو می گیرن و عکس عروسی من رو مثل اینکه پیدا می کنن از طریق یکی از این خبر نگارها ( پاپارادسی ها ) عکس من رو میزارن توی مجله و می گن این خودشه و به اینصورت ... این شد که من مجبور شدم دیگه ظاهر بشم و ....

این طعم خوش محبوبیت در آغاز برای حمیرای کوچولو چی بود ؟ چه احساسی داشتید ؟

خدا شاهد باور کنید من هیچ وقت غرور پیدا نکردم . هیچ وقت مغرور نشدم از اینکه مردم من رو دوست دارن . من هم جزو اون ها بودم باور کنید آقای دلجو . با اینکه انقلابی شد ..  حتی من یه دفعه رفته بودم تو کوچه بازار مهران بود اون موقع ها رفته بودم خرید بکنم  همینطور که وارد شدم دیدم یه عده یه جا جمعند و میگن حمیرا وارد بازار شد ... گفتم دیگه آبروم رفت !!! من رو دیدن دیگه  ... اما  ناگهان دیدم یه دونه عروسک رو برداشتن آوردن اونجا به اسم حمیرا این رو داشتن می فروختن و همونجا مونده بودم می گفتم خدایا اینها چیه ؟!!!! ...  خلاصه به هر صورت هیچوقت به خودم غره نشدم . و هیچوقت خودم رو از مردم جدا ندونستم . و باور کنید همیشه از خودم ایراد گرفتم .

حالا بر میگردیم میریم کمی به عقب  زندگی مشترک با یک آهنگساز معروف یک موزیسین معروف پرویز یاحقی چه اثری در فعالیت هنری شما داشت ؟

بله  خیلی اثر داشت برای اینکه پرویز یاحقی تمام کرد برای من موسیق ای رو که باید تموم می شد یعنی جلد کتاب رو پایان داد . کتاب موسیقی رو پایان داد . یعنی نصفه موسیقی که بود برام با ذوق سرشاری که داشتم خودم البته ولی ایشون تکمیل کردن یعنی هر روز و هر شب ایشون می زدن و خوب  من هم می خوندم گاهی اوقات خودم آهنگ می ساختم ایشون می نوشتن گاهی اوقات خودم می خوندم از پایین و اون از بالا جواب می داد خوب این خیلی اثر داشت .

چگونه شد این پیون هنری این پیوند استاد و شاگرد به هر حال استادی بود چگونه شد به جدایی انجامید ؟ .....

لطفا برای دانلود کل مصاحبه به صورت صوتی روی لینک زیر کلیک کنید :

 

دانلود کل مصاحبه کانال لایو با خانم حمیرا (صوتی )

حجم : ۳ مگا بایت - مدت : ۲۶ دقیقه

دانلود بخشی از صحبتهای خانم حمیرا درباره پرویز یاحقی

( تصویری )

حجم : ۱.۴ مگا بایت - مدت : ۱ دقیقه و ۱۴ ثانیه

منبع

www.parvizyahaghi.blogfa.com

 

آرش  ج , alirezajahangiri
آرش ج - 13:15 1387/06/27
17
دیگه مثل حمیرا نخواهد آمد.................................................
علی کوچولو , usa_0098
علی کوچولو - 15:19 1387/01/30
16

 

ماجرای طلاق حمیرا و یاحقی

 

زندگی خصوصی هر خواننده برای طرفدارانش زیبا و خواندنی هست.و چه جالب برای ما هواداران زندگی سراسر عاشقانه خانم حمیرا

شاید همه هواداران خانم حمیرا از زندگی مشترک بانو حمیرا و مرحوم پرویز یاحقی با خبر باشند و خیلی ها علاقه مند به دانستن جزئیات بیشتر از این زوج هنری و اینکه چرا این دو ازهم جدا شدند باشند. و امید واریم مطلب زیر گوشه ای از حقایق نهفته را آشکار سازد.

پس از6 سال زندگی عاشقانه پروانه و پرویز،لحظه جدایی فرا رسید. طی این 6 سال زندگی مشترک حرف و حدیث در مورد پروانه و پرویز زیاد بود.مثال عشق شیرین و فرهاد،لیلی و مجنون. پرویز یا حقی که اعتیاد شدیدی داشت به خاطر پروانه اعتیاد را کنار گذاشته بود.عین این مطلب از زبان پرویز یاحقی هست.

هنگامه دختر شوهر سابق پروانه برای تحصیل به سوئیس رفته بود و در آنجا مشغول تدریس بود.پروانه برای دیدار دخترش عازم سوئیس می شود.....

من قبل سفر حس می کردم این آخرین باره که پروانه رو می بینم و این خداحافظی و رفتن به سفر مثل همیشه نبود.هر چه خواستم مانع پروانه شوم نتوانستم و او عازم سوئیس شد.

روزهای اول عادی سپری شد اما بعد از چند روز هیچ خبری از پروانه نشد به طوری که نگران وی شدم و نتونستم با او ارتباط بر قرار کنم فقط از طریق هنگامه از احوال او جویا شدم.

پس از حدود یک ماه پروانه به سمت ایران آمد. پیشواز او رفتم اما آن نگاه نگاه همیشگی نبود.پروانه آن پروانه سابق نبود.دو سه روزی همینجور گذشت وتا اینکه نامه دادگاه واسه طلاق رسید. درخواست از طرف پروانه بود.

همه چیز واسم مثل یه خواب و رویا بود و باور نکردنی.

تا تاریخ احضاریه چند روز وقت داشتم اما پروانه مایل به دیدن و شنیدن حرفهایم نشد و من هم نتوانسنم او را در فرصتی مناسب پیدا کنم. نامه احضاریه طوری تنظیم شده بود که درخواست طلاق به صورت جداگانه تعیین شده بود.پروانه درخواست طلاق و طلاق نامه را امضا کرده بود.و در واقع همه چیز برای او تمام شده بود.بدون اینکه من دلایل کار او را بدانم و یا پی به خطای خود برده باشم.همه چیزبه این سادگی با یک سفر برای پروانه تمام شده بود.من که راضی به این جدایی نبودم از حضور در دادگاه امتناع کردم تا اینکه پروانه به دیدارم آمد ودر واقع این آخرین دیدار من وپروانه بود در این دیدار کوتاه پروانه از من خواست که در خواست وی را رد نکنم او مرا به عشقی که بین ما بود قسم داد پروانه در مقابل حرفهایم سکوت کرد و حرفی نزد فقط گفت پرویز تمام شد در واقع من مجبور به امضای طلاق نامه شدم.

روز دادگاه پروانه در دادگاه حضور نداشت و در واقع او از قبل طلاق نامه را امضا کرده بود.

بعدها شنیدم که پروانه موقع امضا طلاق نامه خیلی گریه کرده و با چشمانی خیس طلاق نامه را امضا کرده است.

برگرفته از مجله جوانان


واقعا این که چرا خانم حمیرا پس از باز گشت از سفر از عشق خود جدا شد برای همه نا معلوم هست ولی به هر حال شاید این مطلب حال و هوای خانم حمیرا را در این چندین سال غربت و اجرای ترانه های بی نظیرشان را نشان دهد. ترانه هایی که همه از دل بر می آیند و لا جرم بر دل می نشینند. شاید نمونه ای از این آثار ترانه اینه دنیا هست که غم نهفته ای را در دل خود از جبر زمانه دارد.

علی کوچولو , usa_0098
علی کوچولو - 22:59 1387/01/17
15

خواننده هنرمندی که می خواهد ناشناس بماند


تجویدی:در میان خوانندگان زن ،نظیر او وجود ندارد .



بیژن ترقی :هنر او دوباره مرا به رادیو کشانید .


....... و حمیرا :محیط برای فعالیت هنری زنان مساعد نیست .



چگونه یک زن هنرمند 22 ساله هیاهویی در محیط هنری ایران برپا کرده است .

این مطلبی را که در این قسمت برایتان انتخاب کرده ام به اعتقاد خودم با افتخارترین مطلبی است که تاکنون نوشته ام یا در آینده می نویسم. چرا که این مطلب تاریخ شروع فعالیت هنری یکی از اسطوره های خوانندگی در این مملکت را به ثبت نشسته و معتقدم که حتی شاید خود خواننده ما یعنی خانم حمیرا نیز دقیقا این تاریخها را به یاد نداشته باشد .هر وقت درباره خوانندگانی چون حمیرا صحبت می شود و مثلا از سال شروع خوانندگی این هنرمندان سئوالی پرسیده می شود به شکل تخمینی جوابی داده می شود که مثلا در اوایل دهه 40 یا اواسط آن . اما این مطلب اولین نوشته در یک مجله را درباره حمیرا نقل میکند . این مطلب ،اولین نوشته ای است که در تاریخ معاصر در باره خواننده ای به نام حمیرا پرداخته و در واقع برای اولین بار به معرفی خواننده ای تازه به نام حمیرااشاره می کند. این مطلب از هفته نامه اطلاعات بانوان شماره 440 به مورخه آبان ماه 1344 گرفته شده است .


هفته نامه اطلاعات بانوان ،شماره 440،آبان 1344 :

در اتاق ساده و آراسته ای نشسته ام . همه درباره «حمیرا» صحبت می کنند . درباره خانم جوانی که گفته می شود بعد از« قمر» خواننده فقید ایران ،نظیر او دیده نشده است . چشمانم بی اختیار ،به چهره و اندام «حمیرا» دوخته شده است . گیسوان صاف و سیاهش بروی شانه هایش ریخته است . بر چهره سفید و شادابش ، ،مژگان بلند و برگشته ای سایه انداخته است . دو چشم درشت و سیاه ، صورتش را روشن کرده و جلوه با شکوهی به زیبایی او داده است . لباس سورمه سنگ دوزی شده ، به تن دارد . روی هم رفته ، زنی زیبا و متین است . می خواهم سر صبت را با «حمیرا »بگشایم ،اما اشتیاق صدای او ،قفل سکوت بر دهانم زده است . مثل اینکه نشانه اشتیاق وصف ناپذیری را در چهره ام خواند که با اشاره سر ، آمادگی خود را برای خواندن ابراز داشت . به دنبال اشاره او ،تجویدی هنرمند گرانمایه ،ویلن را به دست گرفت وآنرا به صدا در آورد . نوای ویلن ،در دستگاه سه گاه،شور به دلم می ریخت و سکوت خلسه آور را سنگین تر می کرد . وقتی نوای ویلن ملایمتر شد ،او دهان گشود و آوازش را سر داد ، آوازی که دل را از شور و هیجان می لرزاند و نفس را در سینه حبس می کرد . حمیرا این شعر «رهی »را خواند :


آتشین خوی مرا پاس دل من نیست نیست

برق عالم سوز را پروای خرمن نیست نیست

مشت خاشاکی کجا بندد ره سیلاب را

پایداری پیش اشکم کار دامن نیست نیست


صدایش که به لطافت باد بهار و خوش آهنگی نغمه آبشار بود ، لحظه به لحظه بیشتر اوج می گرفت و به دلها تب و تاب می افکند . از فرط شوق ، و تحت تاثیر این آوای دلنشین و هیجان انگیز ،قطره های درشت اشک بر گونه های ملتهبم شیار می کشید .... وقتی او لب فرو بست ،هنوز صدای رسا و نوازشگر ش در گوشم طنین انداز بود . مثل این بود که به سر زمین رویاها گام نهاده ام و جز آوایی سحر آمیز و گوش نواز چیزی نمی شنوم .


خانواده متعصب :

اشک هایم را زدودم و خود را جمع و جور کردم و پای صحبت «حمیرا »نشستم . حمیرا میر افشار 22 سال دارد . در تهران چشم به زندگی گشوده و دیپلم ادبی خود را از انستیتو مریم (مدرسه فرانسوی ها ) گرفته است . شش سال است ازدواج کرده و صاحب یک دختر 5 ساله به نام «هنگامه »شده است . در خانواده حمیرا صدای خوب زیاد وجود دارد . مادرش صدای خیلی خوبی دارد و خواهرانش نیز ،از این هنر بی نصیب نمانده اند . وقتی «حمیرا»چهار ،پنج ساله بود ،به زیبایی و ملاحت صدای خود پی برد و چند بار در برنامه های مدرسه ،ترانه هایی خواند. دلش می خواست صدایش را تعلیم بدهد و نگذارد هنری که در وجود او به ودیعه گذاشته شده است ،هرز و هدر برود . اما پدر سختگیر و متعصب او ،چون محیط هنری را مساعد نمی دید ،با براورده شدن خواست او ،روی موافق نشان نداد ... سالها گذشت ،«حمیرا »با جوانی که به واسطه داشتن فقط یک سال اختلاف سنی ،از هر جهت با او توافق اخلاقی و تفاهم فکری داشت ،پیوند زنا شویی بست ، اما باز هم از گرفتن تعلیم صدا و فعالیتهای هنری خوداری کرد ،تا اینکه دست سرنوشت او را سر راه تجویدی آهنگساز و نوازنده معروف ،قرار داد ... و حالا ،ببینیم که این هنرمند گرانمایه درباره «حمیرا » چه می گوید ؟


صدای بی نظیر :

آقای تجویدی که با گشاده رویی ما را به خانه خود پذیرفته و وسیله آشنایی با خانم «حمیرا »را فراهم آورده است ،گفت :من ، 4 سال پیش ،روی رفت و آمد خانوادگی که برقرار بود با حمیرا و صدایش آشنا شدم . از صدایش آزمایش کردم و به عظمت و زیبایی آن پی بردم . تصمیم گرفتم «حمیرا » را تحت تعلیم قرار دهم ، اما خانواده اش مانع از این کار شدند .... . دو سال گذشت . در این دو سال هر وقت به یاد صدای دلپذیر او می افتادم ، متاثر می شدم ..... و فکر می کردم که چرا چنین ثروت هنری سرشاری باید دست نخورده و راکد باقی بماند . دو سال پیش ، «حمیرا » و شوهرش به سراغ من آمدند و خواستند که تعلیم صدای او را به عهده بگیرم . او با موسیقی کمی آشنا بود و به نواختن پیانو شوق داشت و به تدریج ، زیر نظر من ،نت خوانی را آموخت و تمام دستگاه ها را یاد گرفت ...

آقای تجویدی مکثی کوتاه کرد و بعد چنین ادامه داد :به نظر من ،و به نظر صاحب نظران ،صدای او بی نظیر است . و در میان خوانندگان فعلی رقیبی او ندارد . اوج صدای او سه پرده از تمام خوانندگان زن ایرانی بلندتر و نظیر جوانی خانم روح انگیز است . تحریر صدای حمیرا را باید با قمر الملوک و روح انگیز مقایسه کرد . صدای بم او ،شگفت انگیز است . او دارای بم ترین صدا در میان خوانندگان ایران است . و من هر وقت صدای بم او را می شنوم با مقایسه با اوج صدای او متحیر می شوم .

اولین آهنگ :

پرسیدم : اولین آهنگی که خانم حمیرا در رادیو ایران اجرا کرده است ، چیست ؟ آقای تجویدی گفت :او تاکنون یک آهنگ در رادیو اجرا کرده که «صبرم عطا کن » است این آهنگ را من شش ماه پیش ساختم و حمیرا با استعداد سرشاری که در یادگیری دارد خیلی زود آنرا یاد گرفت و برای اجرایش آماده شد . البته چون او نت می داند و به اصطلاح پایه کارش محکم است ، خیلی زود آهنگها را فرا می گیرد . من همیشه آرزو داشتم با خواننده ای در تماس باشم که با وسعت صدایش بتواند آهنگهای مرا نشان بدهد . پیش از اجرای این ترانه در برنامه شما و رادیو ، از حمیرا در رادیو آزمایش صدا به عمل آمد و اعضای شورای موسیقی متفق القول اذعان کردند که تاکنون چنین صدایی نبوده است . آهنگی که حمیرا در رادیو اجرا کرد ، حالت مناجات دارد و این آهنگ ، با وجود اینکه اولین آهنگ حمیرا بود خیلی خوب گرفت و حالا ، در همه جا از آن گفتگو می شود . شعر این ترانه را «بیژن ترقی » شاعر باذوق سروده است .


همکاری تازه :

خوشبختانه ،آقای بیژن ترقی نیز در آنجا حضور داشت و فرصتی بدست من داد که با او نیز در صحبت را بگشایم . او می گفت : من 12 سال است که در رادیو به کار ساختن تصنیف مشغول هستم . در این مدت ، برای اغلب آهنگسازان و خوانندگان رادیو شعر ساخته ام . «می زده »اولین شعر من بود که با صدای «مرضیه »در رادیو اجرا شد . یک سال بود که با رادیو همکاری نداشتم و تقریبا حاضر به ادامه همکاری هم نبودم . آقای تجویدی که در خارج از محیط رادیو نیز با من دوستی دارد ، یک روز گفت که قطعه ای ساخته است و مقدمه آنرا نیز برایم نواخت .آهنگ تازه او حالات مناجات را داشت . از آهنگ او لذت بردم و تصمیم گرفتم شعری روی آهنگ بگذارم که بازگوی زبان نهفته آهنگ باشد . در همان جلسه و یک جلسه دیگر ، شعر را تمام کردم شعر صبرم عطا کن .... آقای ترقی ادامه داد : این آهنگ و شعر هماهنگی و تناسب دلپذیری داشتند و چون از ساختن هر دو احساس لذت می کردم ، علاقه مند شدم که بدانم تجویدی چه کسی را برای اجرای این ترانه در نظر گرفته است . اوگفت که یک خواننده تازه برای اجرای این ترانه در نظر گرفته است . از گفته او در شگفت شدم ،اما روزی که خانم حمیرا این ترانه را در رادیو ضبط می کرد،من که در آن هنگام در گوشه اتاق قدم می زدم ،تمام بدنم از فرط شوق و هیجان می لرزید . وقتی صدایش اوج گرفت ،باور نمی کردم ،انچه میشنوم حقیقت دارد . آن شب ،تحت تاثیر این صدای سحر آمیز تا صبح خواب به چشمانم راه نیافت ... و بعد از یک سال ،همراه با صدای او ،دوباره به رادیو باز گشتم ! و حالا راضی هستم که بدین ترتیب ، با روحیه تازه تر به محیطی که دوست دارم گام گذاشته ام .

خودداری از چاپ عکس :

دوباره ،روی خود را به خانم «حمیرا »گرداندم و گفتم :تصمیم ندارید ،بر فعالیت هنری خود بیفزایید ؟ با لحنی آمیخته با تاسف گفت:محیط هنری ما ،آن طور که دلم می خواهد مناسب نیست و افراد به حق مانع از این هستند که من فعالیت های هنری را پیشه کنم . البته من علاقه فراوانی دارم که کارم را دنبال کنم ، اما عده ای از افراد خانواده ام ا ز روی تعصب وعده ای با توجه به محیط هنری ما، از این کار بازم می دارند . به همین جهت ، حتی راضی نیستم که عکسی از من چاپ بشود تا مردم چهره مرا بشناسند .

تجویدی :رشته سخن را بدست گرفت و گفت :من در میان طبقات محترم مملکت افراد فراوانی را سراغ دارم که صدای دلپذیری دارند و امیدوارم که بتوانیم راه تازه ای را باز کنیم که خانواده ها با طیب خاطر به فعالیت هنری دختران با استعداد خود رضایت بدهند ... فعلا ، خانم « حمیرا » برای یک سفر دو ماهه رهسپار آلمان است . سعی ما بر این است پیش از پرداختن او به سفر ، آهنگ های متعددی را که با حمیرا تمرین کرده ایم ، ضبط کنیم و از رادیو به گوش دوستداران موسیقی برسانیم . آقای تجویدی ، معاون شورای موسیقی رادیو ایران ، با قاطعیت بیشتری گفت : بعد از اعلام تساوی حقوق زن و مرد ، غرور تازه ای در خانم ها ایجاد شده است و ما می کوشیم در سایه این غرور ، محیطی ایجاد کنیم که فعالیت های هنری از « رامشگری » جدا بشود و امید های تازه ای برای خانواده ها ایجاد کند . خانم « حمیرا » دو باره لب به سخن گشود و گفت : البته من میل ندارم که خواننده مجلسی باشم . در مهمانی های خانوادگی نیز نمی خوانم و فقط گاهی برای شوهر و فرزندانم پیانو می نوازم . وقتی برخاستم که از حمیرا خداحافظی کنم ، آقای تجویدی افزود :هنوز آواز او ضبط نشده است ، وقتی آواز او ضبط و پخش شد ، همه درخواهند یافت که صدای او نمونه کامل آواز ایرانی است ، یک آواز تعلیم یافته و گرم و گیرا و کم نظیر با همه خصوصیات لازم...

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.